کلید اتحاد خانواده


بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: پیدایش ۳: ۱۲-۱۴؛ روت ۱: ۱۶-۱۸؛ یوحنا ۱۷: ۲۱-۲۶؛ غلاطیان ۳: ۲۸؛ افسسیان ۲: ۱۱-۲۲، ۵: ۲۱- ۶: ۹.


آیه حفظی: تا همة آنان یکی باشند آن چنان که تو ای پدر در من هستی و من در تو و آنان نیز در ما یکی باشند و تا جهان ایمان بیاورد که تو مرا فرستادهای » (یوحنا ١٧: ۲١).


زندگی خانوادگی نشان دهنده فصل های مختلف از زندگی برای افراد مختلف است. برای پدر و مادر، وارد شدن فرزندان به زندگی آنها نشان دهنده یک تغییر بزرگ است، که تا آخر عمرشان با آنها خواهند بود. و البته، برای اولاد، آمدن از عدم به هستی، در واقع، بزرگترین تحول است. سپس، فرزندان از مراحل مختلفی از زندگیشان عبور می کنند تا زمانیکه خانه را ترک کنند، و در واقع، ممکن است خودشان هم صاحب فرزند باشند.


با این وجود، چه به عنوان والدین یا فرزندان در خانواده، همه ما با مسائل مشابهی دست و پنجه نرم می کنیم، و این همان طبیعت گناه آلود ما است، که دست کم می تواند اتحاد در خانواده را به چالش بکشد.


بله، در بدن مسیح بر روی صلیب همه بشریت با خدا و یکدیگر صلح و آشتی کردند(افسسیان ۲: ۱۳-۱۶؛ کولسیان ۱: ۲۱-۲۳)، اما در سطح عملی هر روز باید شکرگزار فیض مسیح در خودمان باشیم، تنها چیزی که می تواند اتحاد خانواده را در تجربه زندگی برای همه آنانیکه آن را با ایمان می طلبند، بوجود آورد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۸ اردیبهشت، ۱۸ May آماده شوید.


یکشنبه ۲۲ اردیبهشت


کانون مسیح


پولس از چه مثال هایی برای توصیف اتحاد جدید بین مسیح و مردم استفاده می کند؟ مسیح چگونه از «دو » ، « یک » را بوجود آورده است؟ افسسیان ۲: ۱۱- ۲۲؛ همچنین غلاطیان ۳: ۲۸.


صلیب مسیح موانعی را که مردم را از یکدیگر جدا می کنند از بین برد، دیوارهایی که عبادت کنندگان را در معبد یهودی، مردان را از زنان و یهودیان را از امتها دیگر جدا می کرد. با توصیف وحدت یهودیان و امتها در مسیح، پولس از زبانی استفاده کرد که به طور یکسان با دیگر طبقه های بین ملتها، گروههای مردم، قشرهای اجتماعی و جنسیتها برخورد می کرد. « و عداوت، یعنی شریعت احکام را که در فرایض بود، به جسم خود نابود ساخت تا که مصالحه کرده، از هر دو یک انسان جدید در خود بیافریند »(افسسیان ۲: ۱۵). خبرِ خوب این است که به زوج ها کمک می کند که حقیقت « یکی شدن » را در ازدواج بیاموزند. همچنین، بوسیله ایمان به مسیح، خانواده هایی که مدتها از هم جدا شده اند دوباره می توانند با هم آشتی کنند.


ساده است تا یگانگی و یکی بودن در مسیح را از متون کتاب مقدس نقل قول کنیم، ولی در واقع باید آنرا تجربه کنیم. مسیح چه تغییرات عملی را به زندگی ما می آورد که ما را قادر می سازد تا یکی بودن و اتحادی را که به ما وعده داده شده است را تجربه کنیم؟ برای مثال، رومیان ۶: ۴-۷؛ دوم قرنتیان ۵: ۱۷؛ افسسیان ۴: ۲٤-۳۲.


« تصور کنید یک دایره بزرگ را، که از لبه آن بسیاری از خطوط تا به مرکز آن می روند. هر چه خطوط به مرکز دایره نزدیک می شوند، به یک دیگر هم نزدیکتر می شوند....


« هر چه به مسیح نزدیکتر می شویم، به یکدیگر نزدیکتر می شویم » - الن جی وایت، خانه ادونتیست، صفحه ١٧۹.


« بین پدر و پسر، زن و شوهر،. . . مسیح واسطه است، چه آنها قادر باشند او را حس کنند یا نه. ما نمی توانیم تماس مستقیم با خارج از خود برقرار کنیم، مگر از طریق او، و از طریق کلام او و از طریق پیروی از او » - دیتریش بونهوفر، هزینه شاگردی (نیویورک: انتشارات مکمیلان، ١۹٧۹)، صفحه ١٠۸.


چقدر خانواده شما، یا کلیسای شما به مرکز دایره(مسیح) نزدیک است؟ چه چیز دیگری به ترتیب باید انجام شود تا روابط آنگونه که قاعدتاً باید، باشند؟


دوشنبه ۲۳ اردیبهشت


یکی شدن از طریق محبت او


« و خداوند عطا فرماید که به اندازۀ محبتی که ما برای شما داریم، محبت شما برای یکدیگر و همه مردم افزایش و گسترش یابد » (اول تسالونیکیان ۳: ۱۲).


عیسی تزد پدر خویش دعا کرد که پیروان او « یکی باشند همانگونه که او با پدر یکی است » (یوحنا ١٧: ۲۲). آنچه را که مسیح در اینجا گفت، خلاصه کنید و مخصوصاً بر روی نقشِ محبت، در نائل شدن به یگانگی تمرکز کنید.


در این دعا وحدت در میان حواریون، در ذهن عیسی بود. تجربه کردن محبت و عشق الهی برای این وحدت ضروری است. «عشق الهی» عبارت کتاب مقدس است که در این دعا و در بسیاری از جاهای دیگر در عهد جدید برای عشق به خدا بکار رفته است.


چنین عشق و محبتی از ذات خداست (۱یوحنا ۴: ۸)، و هویت پیروان عیسی می باشد (یوحنا ۱۳: ۳۵). عشق و محبت خدایی در قلب انسانِ گناهکار جایی ندارد. این محبت وقتی وارد زندگی فردی می شود که عیسی به واسطه روح خویش در دل ایماندار ساکن شود (رومیان ۵: ۵؛ ۸: ۹، ۱۱).


« یک دیگر محبت کنید، همانطور که من شما را محبت کردم »(یوحنا ۱۵: ۱۲). یوحنای حواری، که این کلمات را نوشت، زمانی دوست داشتنی نبود، بلکه مغرور، تشنه قدرت، منتقد و مشتاق، و تندخو بود (مرقس ۳: ۱۷؛ لوقا ۹: ۵۴، ۵۵ را بخوانید وهمچنین کتاب آرزوی اعصار را مطالعه کنید). بعدها او در زندگی، به یاد می آورد که چگونه عیسی به رغم این صفات به او عشق ورزید. عشق عیسی به تدریج یوحنا را تغییر داد و او را قادر به دوست داشتن دیگران در یگانگی مسیحی نمود. « ما محبت می کنیم زیرا او نخست ما را محبت کرد » (اول یوحنا ۴: ۱۹)، و او نوشت، « ای عزیزان، اگر خدا ما را این چنین محبت کرد، ما نیز باید یکدیگر را محبت کنیم »( اول یوحنا ۴: ۱۱).


اول قرنتیان ۱۳: ۴-۸ را بخوانید. سعی کنید نام خود را در جایی که کلمه « عشق و محبت» است قرار دهید. چقدر شایسته به نظر می رسد؟ از عیسی بخواهید این ویژگی های عشق را با روح خود در زندگی شما قرار دهد. روح چه تغییراتی ممکن است در شما به وجود آورد تا به این ایده آل مسیحی برسید؟


سه شنبه ۲۴ اردیبهشت


خودخواهی؛ خصلت ویران کننده خانواده


« اگر غرور و خودخواهی کنار گذاشته شود، در طی پنج دقیقه، بیشتر مشکلات برطرف خواهد شد » الن جی وایت، نوشته های اولیه، صفحه ١١۹.


به عنوان انسان، طبیعت ما توسط گناه خراب شده است. و شاید بزرگترین نمونۀ آن تباهی، مصیبت خودخواهی است. به نظر می رسد ما خودخواه به دنیا آمده ایم؛ این واقعیت را می توان در کودکان کوچک مشاهده کرد که ماهیت اصلی آنهاست که همه چیز را برای خود می خواهند « من من من ... ». درهنگامی که ما به سن بزرگسالی می رسیم این ویژگی در بعضی موارد می تواند خود را به شکل های وحشتناکی، به ویژه در خانه نشان دهد.


البته، مسیح آمد که این را تغییر دهد (افسسیان ۴: ۲۴). کلام او به ما وعده می دهد که ما از طریق او، نباید تحت سلطه این ویژگیِ ویرانگر شخصیت قرار بگیریم. تمام زندگی او یک مثال عالی از این است که چگونه بدون خودخواهی زندگی کرد؛ به حدی که ما از زندگی او تقلید کنیم (اول یوحنا ۲: ۶)، و بر تمایل زندگی محض برای خود، غلبه کنیم.


به آیات زیرنگاه کنید. آنها در مورد زندگی خودخواهانه چه می گویند؟


فیلیپیان ۲: ۳- ۵


اول یوحنا ۳: ۱۶- ۱۸


همانطور که الن جی وایت در بالا گفت، اگر غرور و خودخواهی کنار گذاشته شود، بسیاری از مشکلات را می توان بسیار سریع حل کرد، قبل از اینکه به خشونت و طغیان تبدیل شوند و در نهایت به چیزی ناگوار مبدل شوند. همه اعضای خانواده، به ویژه والدین، باید از این گناهان در پای صلیب (بزرگترین نمونه در تمام جهان خودخواه) پاک شوند حتی اگر این بدان معناست که به طورمداوم به صلیب، با زانو زدن در دعا، ایمان، اشک، و تسلیم شدن در برابر او برگردیم.


در پای صلیب چقدر زمان صرف مبارزه با هرگونه خودپرستی می کنید که در زندگی شما ظاهر می شود؟ چگونه این آیه (متی ۷: ۱۶) به شما نشان می دهد که آیا وقت کافی صرف کرده اید؟


چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت


اطاعت و تسلیم


پولس در رابطه با انسانیت و خدمت در روابط چه اندرزی می دهد؟ افسسیان ۵: ۲۱. فکر می کنید که این نگرش به وحدت کلیسا چه کمکی می کند؟ چرا در خانه بسیار مهم است؟ افسسیان ۵: ۲۲- ۶: ۹.


کلمه «تسلیم کنید» (افسسیان ۵: ۲۱) بدین معنی است که خود را در برابر شخص دیگری فروتن نمائید. این اصل منحصر به فرد با مسیح آغاز شد (متی ۲۰: ۲۶-۲۸؛ یوحنا ۱۳: ۴، ۵؛ فیلیپیان ۲: ۵-۸) و همه کسانی را که با روح او پر شده اند (افسسیان ۵: ۱۸). «حرمت قائل شدن برای مسیح» روشی است که به مردم انگیزه می دهد تا خود را تسلیم کنند (افسسیان۵: ۲۱). از خودگذشتگی متقابل، یک آموزه انقلابی مسیحی در روابط اجتماعی بوده و همچنان هست. این مطلب، واقعیت روحانی را به زندگی می آورد که همه ما در مسیح یکی هستیم؛ و هیچ استثنائی وجود ندارد.


اصل خانواده. آزمایشگاه تشخیص تسلیم مسیحی خانه است. اگر این اصل در آنجا موثر واقع شود، تغییر کلی در کلیسا ایجاد خواهد شد. پولس بلافاصله بعد ازمعرفی اصل تسلیم، به بحث در مورد کاربرد آن در خانواده ها اشاره می کند.


روابط سه زوج در افسسیان ۵: ۲۲- ۶: ۹ بیان شده- که رایج ترین ولی با این حال نامتعادل ترین روابط در جامعه. هدف این نیست که نظم موجود جامعه تقویت شود، ولی نشان می دهد که چطور فرهنگ ایمان به مسیح کار می کند، وقتی که تفاوت فاحشی در تسلیم اختیاری ایمانداران نسبت به یکدیگر وجود دارد..


چرا فکر می کنید که پولس به طور مرتب، ابتدا با کسانی که در فرهنگ از نظر اجتماعی ضعیف هستند - همسران، کودکان و بردگان صحبت می کند؟ علت واجد شرایط بودن هر یک از آنها را برای اطاعت و تسلیم بنویسید.


افسسیان ۵: ۲۲


افسسیان ۶: ۱


افسسیان ۶: ۵


کسانی که از قدرت اجتماعی بالاتری برخوردارند - شوهران، والدین، کارفرمایان - همیشه در مرحله دوم بیان می شوند. هر یک رهنمودهای کاملاً غیر معمول در فرهنگ را دریافت می کنند. این رهنمودها باید مؤمنان قرن اول را شگفت زده کرده باشد. آنها زمینه را در پیرامون صلیب هموار کردند و راه را باز کردند تا یکپارچگی واقعی در روابط تجربه شود.


پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت


زندگی با عشقی که قول آنرا می دهیم


در نهایت، انسجام خانواده بر تعهد اعضای خانواده استوار است، و از تعهد شریک زناشویی برای مراقبت از یکدیگر آغاز می شود. متاسفانه، تاریخ کتاب مقدس از نمونه هایی از قول های زیر پا گذاشته شده، بی اعتمادی، و خُلف وعده حضور، پُر است. همچنین کلام خدا نمونه های تکان دهنده از افراد عادی دارد که با کمک خدا، به دوستان و خانواده خود متعهد بوده اند و به وعده های خود عمل کرده اند.


به خانواده های زیر و میزان تعهد آنان نگاه کنید. چگونه تعهد در برخی از این خانواده ها تقویت شده است؟ چه چیزی در این سرسپردگی ها می تواند مشوق دیگران باشد؟


تعهد بین والدین و فرزند (پیدایش ۳۳: ۱۲-۱۴؛ خروج ۲: ۱-۱۰)


تعهد بین برادران و خواهران (پیدایش ۳۷: ۱۷-۲۸)


تعهد در خانواده (روت ۱: ۱۶-۱۸؛ ۲: ۱۱، ۱۲ ۲۰؛ ۳: ۹-۱۳؛ ۴: ۱۰، ۱۳)


تعهد در ازدواج ( هوشع ۱: ۲، ۳، ۶، ۸؛ ۳: ۱-۳)


هنگامی که ما خود را نسبت به دیگران متعهد می کنیم، مثلاً در ازدواج یا تصمیم در مورد بچه دار شدن و یا قبول فرزندخواندگی، باید مایل باشیم تا از خودمان صرف نظر کنیم، تا انتخاب متفاوتی صرف نظر از کنترل، بر بخش مهمی از زندگی مان در آینده بکنیم.


قوانین ممکن است از رفتارهای بد و منفی جلوگیری کنند. اما ازدواج و روابط خانوادگی نیاز به عشق و محبت دارند که شکوفا شوند.


وعده تعهد مسیح چه مفهومی برای شما دارد؟(عبرانیان۱۳: ۵). تأثیر تعهد او بر شما و تعهد شما نسبت به او، همسرتان، فرزندان شما و ایمان داران چیست؟


جمعه ۲۷ اردیبهشت


تفکری فراتر: « محفل مقدس » از کتاب خانه ادونتیست صفحات ۱۷۷-۱۸۰، در خانه مقدس؛ ازشهادت هایی برای کلیسا، جلد ۶ ، صفحات ۲۳۶-۲۳۸.


اولین کار - وحدت. «نخستین کار مسیحیان باید در خانواده اتحاد باشد. . . .


«هرچه بیشتر اعضای نزدیک خانواده در کارشان در خانه متحد باشند، تأثیری که پدر و مادر و پسران و دختران در بیرون از خانه اعمال خواهند کرد، بیشتر خواهد بود» –الن جی وایت، خانه ادونتیست، ص۳۷.


راز وحدت خانوادگی. «علت مناقشات و اختلاف در خانواده ها و در کلیسا جدایی از مسیح است. نزدیک شدن به مسیح نزدیک شدن به یکدیگر است. راز وحدت واقعی در کلیسا و در خانواده، سیاستگذاری نیست، مدیریت، و یک تلاش انسانی برای غلبه بر مشکلات نیست، هر چند که بیشتر از این کارها را می شود با اتحاد در مسیح انجام داد، - صفحه ۱۷۹.


سوالاتی برای بحث


۱. در مورد نیروهای موجود در جامعه خود که بر علیه اتحاد در خانواده کار می کنند صحبت کنید. به خانواده ای که با این تاثیرات مبارزه می کند چه راه حل های عملی می توانید بدهید؟


۲. آیا در حال حاضر خانواده ای در کلیسای شما وجود دارد که از هم پاشیده باشد؟ اگر چنین است، به عنوان یک گروه برای کمک به عضوی که در بحران است چه می توانید بکنید؟


۳. تمام مسائل اطاعت و تسلیم را مورد بحث قرار دهید. مفهوم آن در یک مسیحی چطور درک می شود؟ از چه راههایی این اصل مورد سو استفاده قرار گرفته است؟


۴. چه اصولی را می توانید در مورد اتحاد خانواده مشاهده کنید که بتواند به ایده اتحاد در کلیسا اعمال شود؟


داستانهای ایمانداران


۲۸ اردیبهشت


«مرد» سبت را به اشتراک می گذارد


توسط اندرو مک چسنی


زیاد نیستند کسانی که بتوانند بگویند که با فرشته ای صحبت کرده اند. ناتلی تیدول کشاورز می توانست - اما این کار را نکرد. به جای آن، او فرد بیگانه مرموزی بود که به عنوان « مرد » شناخته می شود.


یک عصر در سالهای ۱۸۸۰، ناتلی با پاهای خسته و ویولون در دستش از باشگاه رقص واقع در ایالت تگزاس در آمریکا، در حالیکه به سوی خانه می رفت دعا کرد. او گیج شده بود. او به گونه ای بزرگ شده بود که در روزهای یکشنبه پرستش می کرد؛ اما او در کتاب مقدس درآن دوره که در حال خواندن بود دید که چهارمین فرمان می گوید: « روز سبت را به یاد داشته باش، و آنرا مقدس شمار » (خروج باب ۲۰آیه ۸).


همانطور که دعا می کرد، ناگهان مردی در کنارش ظاهرشد. ناتلی مردم آن منطقه را می شناخت و او قبلاً هرگز این مرد را ندیده بود. اما وحشتزده نشد. آن مرد غریبه خیلی دلپذیر بود. نوه دخترش، لورِنا اِستیگولد ۹۴ساله گفت: «او ناگهان ظاهر شد و شروع کرد به صحبت کردن با او». گفتگو خیلی زود به موضوع روز سبت عوض شد و ناتلی عقیده ای را که درحال توسعه بود با او به اشتراک گئارد؛ مبنی بر اینکه خدا روز شنبه را جدا و مقدس کرده بود، نه روز یکشنبه را. او سردرگمی ای را که در آن نتوانسته بود کسی را بیابد که شنبه را رعایت کرده باشد، به اشتراک گذارد.


آن غریبه گفت که گروهی از مردم را می شناسد که روزشنبه عبادت می کنند و او محل دقیق جلسه پرستشی را با جزئیات مسیر به او داد. ناتلی در حالیکه با هم گفتگو می کردند در یک آن نگاهش به اطراف منحرف شد و وقتی برگشت و نگاه کرد، آن مرد ناپدید شده بود.


نوه دختر بزرگ او، رِبا سِیفرت ۶۸ ساله گفت: «مرد بیگانه درحالیکه در آنجا بود و وقتی او برگشت ، آن مرد ناپدید شده بود».


ناتلی وقتی که به خانه بازگشت در باره آن ملاقات غیر منتظره به همسرش گفت و بعد از چند روز تصمیم گرفت تا مسیرآن مرد را دنبال کند. آنها به یک خانه مزرعه ای کوچک رسیدند که در آنجا گروه کوچکی از ادونتیست های روزهفتم هر روز سبت گرد هم می آمدند. ناتلی به همراه همسرش و هشت فرزندش در کلیسای ادونتیست های روز هفتم تعمید گرفت. او بعدها رهبرکلیسای محلی شد و اولین کلیسای روز هفتم را پایه گذاری کرد که بین شهرهای لیندِن و ماریتا در ایالت تگزاس واقع شده بود.


با وجود آنکه حالا کلیسا بسته است؛ دیگران به همراه یک کلیسا در لیندن که لورنا با دیگر فامیل ها حضور پیدا می کند، در آن منطقه جمع می شوند.


میراث ناتلی نیز زنده است. ایمان او به خدا تا نسل ها یی که در آن ادونتیست های روز هفتم و فراترازآن، ذهنی بشارتی دارند که به عنوان خادمان کتاب مقدس، مبشرین ادبی و رهبران مورد نیاز در تگزاس خدمت کرده اند.


رِبا یکی ازچهارنوه لورنا، گفت:«در یک خانواده بزرگ او نخستین فردِ ادونتیست های روزهفتمی شد».


ناتلی هرگز آن غریبه را به عنوان فرشته نشاخته بود؛ اما خانواده اش بر این باوردارند که او از آسمان برای جواب دعای جدی فرستاده شد.


لورنا که داستان پدربزرگش را هنگامیکه دختر بود شنیده بود، او گفت: «او آن فرد را «مرد» نام گذاری کرد؛ اما باور دارد که خدا او را فرستاد. من باور دارم که او یک فرشته بود».


درس هشتم ۲۸ اردیبهشت تا ۳ خرداد


اتحاد در ایمان






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: پیدایش ۱۸: ۱۱؛ ارمیا ۳۱: ۲۵؛ متی ۱۱: ۲۸؛ مزامیر ۱۲۷؛ امثال سلیمان ۲۲: ۶؛ اول سموئیل ۳: ۱۰-۱۴؛ فیلیپیان ۳: ۱۳.


آیه حفظی: « فرزندان، میراثی از جانب خداوند هستند و برکتی که خداوند به انسان عطا میکند » (مزامیر ۱۲۷: ۳).


زاد و ولد رویدادی عادی و طبیعی است که غالباً این پیدایش و زایش شگفت انگیز را بطور کامل ارج نمی نهیم. حال و هوای حوا را، در زمانی که قابیل نوزاد را در آغوش گرفت تصور کنید. تغییراتی که در جسم او بخاطر رشد جنین حاصل می شد، درد شدید و طاقت فرسای زایمان، و سپس دیدن این طفل کوچک که بسیار شبیه به آنهاست، اما بسیار بی دفاع است، چیزهایی بود که او تجربه کرد. سارا که در ۹۰ سالگی و در دوران پس از زایمان بود، غرق شدن در بحر سیمای پسرش اسحاق میشد؛ او هر بار که اسم پسرش را صدا می زده، باید خندیده باشد [اسحاق به زبان عبری یعنی او خواهد خندید].بعد از دعا برای داشتن یک پسر، که هیچ کس نمی داند چه مدت باید بوده باشد، حنا، سموئیل را بغل کرد و گفت: « من از خداوند تقاضای یک پسر کردم و او دعایم را مستجاب نمود و این پسر را به من عطا کرد » (اول سموئیل ۱: ۲۷).


مریم که هنوز دختری جوان بود، با حیرت و ترس و دلهره ای که در دل داشت، فرزندش را در آغوش ناز و نوازش می کرد، فرزندی که پسر خدا بود.


در عین حال، هر کسی این امتیاز و مسئولیت را ندارد که صاحب فرزند شود. ما این هفته برای بررسی فصلی برای پدر و مادر شدن با همه چالش ها، ترس ها، و رضایت و شادی آن وقت صرف خواهیم کرد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت ٤ خرداد – ۲۵ May آماده شوید.


یکشنبه ۲۹ اردیبهشت


زوج های بدون فرزند


پیدایش ۱۸: ۱۱؛ ۳۰: ۱؛ اول سموئیل ۱: ۱-۸؛ لوقا ۱: ۷ را بخوانید. چه چیز مشترکی همه این مردم دارند؟ چگونه خدا به خواسته دل آنها جواب داد؟


بچه ها نعمت خدا هستند، اما به علت برخی دلایل هر کسی از این نعمت برخوردار نیست. در برخی با امید و دعا برای داشتن خانواده، خدا با مهربانی این درخواست آنان رااجابت می کند، بعضی وقتها کاملاً بطور معجزه آسا، مثلاً در مورد سارا؛ و بعضی دیگر تنها آرزوی قلبی خود را در سکوت نا امید کننده به حضور تخت پادشاهی خداوند می برند. هر زمان که آنها می بینند که برخی از دوستانِ آنان خدا را به خاطر حاملگی و یا بدنیا آمدن بچه هایشان شکرگزاری می کنند، عمق زخم آنان عمیق تر می شود و بار دیگر آشیانه خود را خالی می بینند.


حتی اگر کسی بدون منظور از آنان سوال کند « چند تا بچه دارید؟ » این سوال دردآور، یادآورکانون خالی آنان از کودک و محروم شدن از آن است، با اینکه ممکن است خواسته باشند تا بچه ای داشته باشند.


کسانیکه چنین تجربه ای را گذرانده اند بهتر است این را قبول کنند که خداوند غم و اندوه آنان را درک می کند. نویسنده مزامیر از قولِ خدا می گوید، « تو از پریشانی من آگاهی، حساب اشکهایم را داری آیا آنها در دفتر تو نوشته نشدهاند؟ »(مزامیر ۵۶: ۸).


حتی اگر به نظر برسد که او ساکت است « چنانکه پدر بر فرزندان خود رئوف است، همچنان خداوند بر ترسندگان خود رأفت مینماید » (مزامیر ۱۰۳: ۱۳).


در همین حال، مردم دیگری، به دلایل مختلف، ممکن است بطور ساده انتخاب کنند که بچه دار نشوند. در دنیایی که خیلی از ما رنج و درد و شر و فاجعه را تجربه می کنیم، این را می شود درک کرد، که چرا برخی ممکن است تصمیم بگیرند که بچه دار نشوند و مردم بیشتری را به این دنیا نیاورند. در برخی موارد، برخی از مردم ممکن است فرزندخواندگی را قبول کنند، به جای اینکه خودشان بچه دار شوند؛ که بدین طریق آنها کودکانی را بزرگ می کنند که در حال حاضر بدنیا آمده اند، و به آنان فرصت زندگی بهتری را بدهند که ممکن بود درغیر آن نداشته باشند.


دنیای ما مکان پیچیده و بغرنجی است، و ما، همه نوع انسان با انوع موقعیت های مختلف چه بچه داشته باشند و چه بچه نداشته باشند، را ملاقات می کنیم. ما خودمان را در هر موقعیتی با توجه به مسائل در مورد بچه ها پیدا کنیم، ما می توانیم با اطمینان به عشقِ خدا به ما و اشتیاقِ او برای خیرت ما زندگی کنیم. همچنین در عین حال، ما باید همیشه به یاد داشته باشیم که با کسانی که به هر دلیلی فرزندی ندارند با حساسیت برخورد کنیم.


مسیح هیچوقت بطور طبیعی فرزندی از خودش نداشت. این حقیقت چه درس هایی برای ما دارد؟


دوشنبه ۳۰ اردیبهشت


والدینِ مجرد


یکی از پدیده هایی که دنیا با آن مواجه است، والدینِ مجرد است، که اغلب، نه همیشه، زنان به عنوان ولی مجرد هستند. برخی زمانها ما فکر می کنیم که والدین مجرد، کسانی هستند که از طریق ازدواج بچه دار شده اند. در هر صورت این مسئله همیشه صحت ندارد. هاجر تحت فشار بود که از ابراهیم بچه دار شود، و سپس با زور از او خواستند تا به همراه بچه اش آنجا را ترک کند ( پیدایش ۱۶: ۳،۴؛ ۲۱: ۱۷). بتشبع به علت رابطه با مرد قدرتمندی مانند داوود، حامله شد ( دوم سموئیل ۱۱: ۴،۵). ایلیا به روستایی به نام صَرَفه فرستاده شد تا به مادر تنهایی که بیوه بود کمک کند ( اول پادشاهان ۱۷: ۹). « قبل از این که مسیح رسالت خویش را آغاز کرد، یوسف، پدر خوانده او، فوت کرد، و مریم را به عنوان بیوه و ولی مجرد تنها گذاشت. حالا دیگر کسی نبود که به او[مریم] در امیدها و ترسهایش، اعتماد به نفس بدهد. دو ماه گذشته خیلی اندوهناک بوده است » الن جی وایت، آرزوی اعصار، ص۱۴۵.


شاید پدر یا مادر مجرد بودن، یکی از چالش برانگیزترین شغل های دنیا برای یک نفر باشد. آنان با خیلی از مشکلات روبر هستند، مثل مدیرت مسائل مالی، برخورد با دیگر پدر و یا مادر، یا داشتن زمانی برای خودشان یا گذراندن با خدا، و نگران از اینکه آیا فردی دوباره عاشق آنان خواهد شد.


چه وعده هایی هر کس، شامل والدین مجرد، از آیات زیر می تواند بگیرد؟ ارمیا ۳۱: ۲۵؛ متی۱۱: ۲۸؛ ارمیا ۲۹: ۱۱؛ ارمیا ۳۲: ۲۷؛ امثال سلیمان ۳: ۵،۶؛ اشعیا ۴۳: ۱و۲.


ما به عنوان کلیسا مسئولیت داریم که والدینِ مجرد را کمک کنیم. یعقوب می نویسد، « دیانت پاک و بیآلایش در برابر خدای پدر این است که وقتی یتیمان و بیوه زنها دچار مصیبت میشوند، از آنها توجّه کنیم و خود را از فساد جهان دور نگاه داریم» (یعقوب ١: ۲٧).


کمکی که میشود به آنها پیشنهاد شود تنها مسائل مادی نیست. ما می توانیم با نگهداری از بچه ها، به آنان اجازه دهیم که کمی فرصت برای انجام کارهای دیگرشان مثل استراحت، دعا، مطالعه کلام خدا، داشته باشند. ما می توانیم مواظب بچه های آنان باشیم تا آنان کار تعمیرات در خانه خود را انجام دهند. ما می توانیم، به روشهای مختلف در کمک و حمایت والدینِ مجرد، دستان خداوند باشیم.


بدون اینکه آنان را قضاوت کنیم که چرا به این وضعیت رسیده اند، با چه چیزهای خاصی می توانیم والدین مجرد را تشویق و کمک کنیم؟


سه شنبه ٣۱ اردیبهشت


لذت و مسئولیت ولی بودن


مزامیر ۱۲۷ را بخوانید. پیام اصلی در این مزمور کوتاه چه هست؟ کدام قاعده کلی را می توان از آن اقتباس کرد و در زندگی بکار گرفت؟


زمانیرکه ما میرخواهید تا غذای مورد علاقه خود را طبخ کنید، باید از دستورطبخ پیروی کنید. همه مواد مورد نیاز را اضافه کنید و همه مراحل را دنبال کنید، بیشتر مواقع نتیجه مورد نظر را بدست می آورید. گرچه، ولی بودن، شبیه آشپزی نیست. هیچ کودکی دقیقاً شبیه کودک دیگر نیست، حتی اگر شما هرچه را برای یک کودک انجام دهید، بتوانید برای کودک دیگر هم انجام دهید، نتیجه میتواند متفاوت باشد. این نتیجه ممکن است به خاطر جنسیت، ترتیب بدنیا آمدن آنان، و خلق و خوی آنها، یا انبوهی از دلایل دیگر باشد.


در نقشه خداوند، والدین، فرزندانشان را در جهت دوست داشتن و اطاعت از خداوند هدایت و تعلیم میدهند ( تثنیه ۶: ۴-۹؛ مزامیر ۷۸: ۵-۷). رهنمود خدا به والدین این است « طفل را در راهی که باید برود تربیت نما » ( امثال سلیمان ۲۲: ۶)، نه اینکه مثل عقاب بالای سر بچه ها پرواز کنید که مبادا تصمیمات اشتباهی اتخاذ کنند.


هنگامیکه می خواهیم ببینیم که، فرزندان ما، از درآغوش بودن ما، و از یک انسان کوچک ضعیف، به یک بزگسالان موفق، تبدیل شوند، مسئولیت نهایی ما این است که آنها محبت نموده و خدمت به مسیح را به آنان بیاموزیم. به عنوان والدینِ آنها، می توانیم نقشه خداوند برای رشد روحانی آنان را از مطالب تثنیه باب ۶ دنبال کنیم. چهار پیش نیاز مهم وجود دارد: که تشخیص بدهیم؛ تنها خدایی که وجود دارد، خدای ماست؛ ( تثنیه ۶: ۴)، که خدای خود را با تمامی قلب دوست داشته باشیم (تثنیه۶: ۵)، که کلام او را حفظ کنیم ( تثنیه ۶: ۶)، و آنچه را که در باره او می دانیم با فرزندان خود به مشارکت بگذاریم ( تثنیه ۶: ۲۰-۲۳).


تثنیه ۶ با دو اصل مهم ادامه مییابد. اصل اول: « تعلیم- گفتگو » ( تثنیه۶: ۷). تعلیم به آموزش رسمی اشاره دارد، در حالیکه گفتگو اشاره به رهنمود غیر رسمی دارد. در هر دو مورد، ارتباطات حقیقت کتاب مقدسی، در روابط «ولی – فرزند» روی می دهد.


زمان های منظم تعلیم میتواند در طی عبادت خانوادگی رخ دهد در حینی که کلام خدا را به همراه آنان مطالعه می کنیم. و تعلیم غیر منظم بستگی به طور ناخودآگاه در شرایط پیرامونی روز به روز زندگی بروز می کند و حتی مهمتر است. وقایع روزانه میتواند به وسیله موثری برای گفتگوی حقیقت کتاب مقدس تبدیل شود ( پیدایش۱۸: ۱۹). دومین اصل: « بیاویزید- بنویسید » می باشد ( تثنیه۶: ۸-۹). حقیقت روحانی باید به فعالیت های (دست) ما گره خورده باشد و طرز رفتار ما بر ( سَر) ما بسته شده باشد، اما همچنین باید در محیط خصوصی بر ( سردر) خانه هایمان نوشته شده باشد و بر(دروازه های) عمومی زندگیمان نصب شده باشد. این کار باید از قلب هایمان شروع شود و تا به خانه هایمان ادامه یابد و از خانه هایمان به جهان تعمیم یابد.


چهارشنبه ۱ خرداد


والدین به عنوان شاگردسازان


پیدایش ۱۸: ۱۸، ۱۹و اول سموئیل ۳: ۱۰-۱۴ را مطالعه کنید. این دو پدر را با هم مقایسه کنید. نتایج شیوه های سرپرستی آنان چه بود؟


والدین مسئولیت شاگردسازی فرزندان خود را دارند، سپس آنها شاگرد مسیح خواهند شد. والدینی وجود دارند که معتقد هستند روش تنبیه بدنی برای آموزش و اصلاح فرزندانشان بهتر است ( امثال سلیمان ۲۲: ۱۵؛ ۲۳: ۱۳؛ ۲۹: ۱۵).عبارت هایِ نظیرِ این، مورد سؤ استفاده قرار گرفته اند تا کودکان را مورد سوء رفتار قرار داده و آنان را مجبورکنند که کاملاً تسلیم و مطیع باشند، ولی این شیوهاغلب منجر به شورش فرزندان علیه والدین و خداوند شده است.


کتاب مقدس به والدین می آموزد که با مهربانی امور را هدایت کنند ( افسسیان۶: ۴؛ کولسیان ۳: ۲۱) و عدالت را به کودکان آموزش دهند ( مزامیر ۷۸: ۵؛ امثال سلیمان ۲۲: ۶؛ اشعیا ۳۸: ١۹؛ یوئیل ۱: ۳). به عنوان پدر و مادر، ما باید برای فرزندان خود تدارک ببینیم (دوم قرنتیان ۱۲: ۱۴) و الگوی خوبی برای آنان بمنظور پیروی باشیم (پیدایش۱۸: ۱۹؛ خروج ۱۳: ۸؛ تیطس۲: ۲). به ما گفته شده که خانواده خودمان خوب رهبری کنیم (اول تیموتائوس۳: ۴، ۵، ۱۲) و کودکان خود را تادیب وتربیت کنیم (امثال سلیمان ۲۹: ۱۵،۱۷) و در عین حال منعکس کننده محبت خدا هم باشیم (اشعیا ۶۶: ۱۳؛ مزامیر۱۰۳: ۱۳؛ لوقا ۱۱: ۱۱).


متاسفانه، کتاب مقدس داستان والدینی را نشان میدهد که اشتباه کردهاند. اسحاق و ربکا بطور احساسی با پسرهایشان برخورد کردند، یعقوب و عیسو(پیدایش۲۵: ۲۸)، و بعدها یعقوب همان رفتار را با یوسف کرد(پیدایش۳۷: ۳). هر چند عیلی رهبر دینی بود، موفق به اصلاح و تربیت فرزندانش نشد(۱سموئیل ۳: ۱۰تا۱۴). سموئیل، کسیکه بوسیله عیلی بزرگ شد، کمبود پدر را بسیار حس کرد(۱سموئیل ۸: ۱تا۶). داوود پادشاه، مرتکب زنا شد و دستور قتل داد، به فرزندانش یاد داد که کار او را دنبال کنند. منسیِ پادشاه فرزندانش را برای اهریمن قربانی کرد(۲پادشاهان ۲۱: ۱تا۹)، همچنین عزیا پادشاه(۲پادشاهان۱۶: ۲تا۴).


خوشبختانه، با این حال، ما همچنین می توانیم نمونه های خوبی در کلام خدا پیدا کنیم. مردخای پدر خوانده بسیار خوبی برای هدسه، ملکه استر(استر۲: ۷) بود، و ایوب بطور منظم برای فرزندانش دعا کرد(ایوب۱: ۴تا۵). در همه این نمونه ها، خوب و بد، ما می توانیم درسهایی برای پدر و مادر بودن بگیریم.


چه درسهایی از این والدین که در کتاب مقدس آمده، میتوان آموخت؟ به چه روشهایی این اصول را در تعاملات خود با کسانی که فرزند ندارند میتوانیم بکار ببریم؟


پنجشنبه ۲ خرداد


مبارزه برای سعادت فرزند اسرافکار


امثال سلیمان ۲۲: ۶ را مطالعه کنید. از این عبارت چه می فهمید؟ آیا این یک ضمانت، قول، یا یک احتمال است؟


بعضی وقتها به عنوان پدر و مادر تمام انرژی و امکانات و زمان خود صرف می کنید تا به کودکان خود، با توجه به دانش خود از خدا، راه درست زندگی کردن را یاد بدهید، آنان را به یک مدرسه خوب می فرستید، بطور مرتب در کلیسا حضور بهم می رسانید، آنان را مشغول خدمت کار کلیسا می کنید اما در نهایت آنان ایمانی را که شما با آن، آنان را بزرگ کردهاید ترک می کنند. میزان رنج و مشقت زیاد است و لحظه ایی نیست که بخاطره دلهره از رستگاری آنان فارغ بشوید. علت لزوماً بخاطر خطای والدین نیست. فرزندان عقلانیت خود را دارند و در نهایت در برابر خدا مسئول اعمال خود هستند.


برخی از این جمله که « وقتی بزرگ شوند هرگز فراموش نمی کنند » بعنوان یک وعده و تضمین استفاده می کنند، مبنی بر اینکه تربیت درست از سوی والدین همواره منتج به رستگاری فرزند خواهد شد. امثال سلیمان ارائه کننده اصول است و نه قول بی قید و شرط. آنچه که از این متن استنتاج می شود این است که اطمینان داشته باشیم درسهایی که ما در کودکی یاد فرزندانمان می دهیم، تا آخر عمر با آنان خواهد ماند. هر کودکی که به سن بزرگسالی می رسد چه بخواهد و یا نخواهد میراث والدینش به او میرسد. والدین باید مراقب باشند که تعلیمات الهی را به آنان یاد دهند چون آنچه والدین به کودکان آموزش دهند همیشه با آنان خواهد ماند، حتی اگر فرزندان از والدین دور شوند، بذر هایی را که در قلب آنان می کارند بطور مداوم آنان را به بازگشت به خانه دعوت می کند. والدین خوب بودند، انتخاب ماست؛ و اینکه فرزندان چگونه از تربیت ما استفاده کنند به عهده خود آنان است.


چه کاری بهتر است والدین انجام بدهند، وقتی فرزندانشان به راه گمراهی می روند؟ با دعای پرشور آنان را به خدا بسپارند. اگر کسی نتواند درد و رنج شما را درک کند، خدا می تواند، چرا که میلیون ها نفر از فرزندانش به او پشت کرده اند.


شما می توانید فرزند گم شده خود را با محبت و دعا حمایت کنید، و همیشه آماده باشید که در کنار او بایستید در زمانی که آنان با خدا در کشمش هستند.


هیچ وقت برای درخواست حمایت و دعا خجالت نکشید، و خود را سرزنش نکنید، و بیش از حد بر فرزند گمراه شده متمرکز نشوید که باعث شود تا دیگر اعضای خانواده خود را فراموش کنید. فقط برای فرزند گمراه والدین بودن] و بی توجهی به دیگران باعث جدایی و انشقاق در خانواده می شود؛ بنابراین همراه همسر خود در برابر فرزندان خود جبهه مشترک و مرزهای روشن و مشخص ایجاد کنید. به یاد داشته باشید که خداوند فرزند شما را دوست دارد، حتی بیشتر از شما؛ به آینده روشن نگاه کنید، و قبول کنید که کارِ خداوند در فرزند شما در حال پیشرفت است.


این طبیعی است که در شرایط اینچنینی خود را سرزنش کنید. و اما اگر اشتباه کرده اید، آیا بهتر نیست بر روی آینده و وعده های خداوند که به ما داده است تمرکز کنید؟ (فیلیپیان ٣: ١٣).


جمعه ٣ خرداد


تفکری فراتر: « بهتراست زمان گذاشته و با فرزند خود صحبت کنید، و اجازه ندهید هیچ چیز آن فصل مصاحبت شما با خدا و فرزندانتان را قطع کند. می توانید به میهمانان خود بگوئید، خداوند به من مسئولیتی داده که باید انجام دهم، و برای غیبت کردن وقت ندارم. بهتر است احساس کنید که کاری را برای این زمان و برای ابدیت در دست دارید. شما برای اولین مسئولیت زندگی خود، یعنی تربیت فرزندانتان، مدیون هستید » الن جی وایت.


—Ellen G. White, The Adventist Home, pp. 266, 267.


« والدین، بهتر است که اولین درس تربیت را زمانی شروع کنید که آنها نوزاد هستند و در آغوش شما هستند. به آنها یاد بدهید که از شما اطاعت کنند. می توانید حتی با دست خود برای نشان دادن عزم جزم خود استفاده کنید. والدین بهتر است کاملاً بر روحیه خود مسلط بوده و با ملایمتی کهبا قاطعیت همراه باشد، اراده و سرکشی کودک خود را مهار و آنان را مطیع خود سازند. والدین باید این کار را از همان زمان طفولیت کودک انجام دهند و نگذارند که مشکل به زمان و فصلی برسد که دیر شده باشد. اگر اولین آشکارسازی های خلق و خو مهار نشود، بچه سرسخت و کله شق می شود، و با رشدشان افزایش یافته و با تنومند شدنشان، مشکل نیز تنومند می شود. الن جی وایت.


—Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 1, p. 218.


سوالاتی برای بحث


۱. « فرزند خدا » بودن، به چه معنی است؟ آن تصویر را چگونه می توانیم درک کنیم، و چه تسلی و تسکینی می توانیم از آن بیابیم؟


۲. پدری، به محض اینکه فرزندش بدنیا آمد، این عبارت را گفت:« من دو حقیقت الهیاتی را در چند سال اولیه بعد از تولد فرزندم یاد گرفتهام. اول، واقعیت آزادی اراده؛ دوم، واقعیت گناه آلوده ذات انسان ». فرزندان کم سن و سال چگونه توانسته اند این حقایق را به او یاد داده باشند؟


۳. برای کمک به شکل دادن اراده کودک چه زمانی مناسب است؟ چگونه می توان این کار را انجام داد؟ چگونه می توانیم اراده کودکانمان را بر اساس نقشه خدا شکل دهیم، زمانیکه خودمان کاملاً آن را تبعیت نمی کنیم؟


۴. بر روی مسئله والدین مجرد بیشتر تمرکز کنید. بطور کلی، چه راههای عملی در کلیسای شما وجود دارد، که میتواند به والدین مجرد کمک کند تا فرزندانشان را بزرگ کنند؟ به چه طرقی میتوان والدینی که فرزندانشان گمراه شده اند را تشویق نمود؟


داستانهای ایمانداران


۴ خرداد


چرا شغلم را ترک کردم


توسط بو، که برای اندرو مک چسنی نقل شده است


یک تجربه غیر قابل انکار مرا واداشت تا شغل ۱۷ساله ام را که به عنوان یک کارگردر کارخانه نخ سازی بودم ترک کنم و خودم را وقفِ بشارت تمام وقت در چین نمایم.


وقتی ٣۹ ساله بودم؛ پسرم خواست تا به مدرسه کارآموزی برود تا یک تراشکاربشود. اما شهریه سه ساله دوره کارآموزی ده هزار یوآن بود؛ مبلغی که ما نداشتیم. مادر ادونتیست من پیشنهاد کرد تا در موردش دعا کنیم. ما دعا کردیم؛ اما من انتظار معجزه نداشتم.


وقتی خواهرم مشکل را شنید، او با یک دوست که در مدرسه کارآموزی کار می کرد تماس گرفت و پرسید که آیا پسرم می تواند برای بورس تحصیلی ثبت نام کند یا نه. دوستش، که حسابدار مدرسه بود، گفت که بورس تحصیلی تنها شامل خانواده هایی می شود که بی بضاعت و کم درآمد هستند و ما شامل بورس تحصیلی نمی شدیم. اما بر اساس پیشنهادش، پسرم رفت ودر مدرسه ثبت نام کرد.


در همین حال، مادرم، چهار خواهرم و من پول هایمان را روی هم گذاشتیم. وقتیکه برای پرداخت به مدرسه رفتیم، با استقبال حسابدارمواجه شدیم. او به پسرم گفت که یک درخواست نامه برای بورس تحصیلی بنویسد و او آنرا به دفتر مدیر برد.


وقتی مدیر به نامه نگاهی انداخت؛ پرسید: «چه مقدارباید به این دانش آموز کمک هزینه داده شود؟». حسابدار پاسخ داد: «شما قدرت آنرا دارید که هرچه دوست دارید انجام دهید». مدیر رقم ۵۰۰ را نوشت.


وقتی حسابدار با نامه بازگشت، من خیلی هیجان زده بودم. نمی دانستم رقم ۵۰۰ به چه معنا است؛ اما رقم ۵۰۰یوآن به عنوان تخفیف کمک بزرگی محسوب می شد.


ما نامه را به نزد صندوقدار بردیم. صندوقدار پرسید: «آیا تمایل دارید تا مبلغ را برای یک سال بپردازید یا تمام سه سال؟». پاسخ دادم: « تمام سه سال ».


صندوقدار محاسباتی انجام داده و اعلام کرد که: «جمع کل نهایی ۲۷۰۰یوآن می شود».


ما شوکه شده بودیم! نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده است یا چگونه او این رقم را به دست آورد. حتی امروز ما نمی دانیم چه رخ داد.


تا آنروز، ایمان من نسبت به خدا عمیق نبود. اما پس از آن تجربه، پی بردم که خدا از ما مراقبت می کند و من تصمیم گرفتم تا خدا را با صمیم قلبم خدمت کنم. من استعدادهایی دارم؛ اما تصمیم گرفتم که با نظافت یا بازدید از مردم به کلیسا کمک کنم.


امروزمن ۵۴ساله هستم و پنج کلیسا را مدیریت می کنم. من خود را آنطور که باید با ارزش نمی بینم که مبشر انجیل خوانده شوم. اما باور دارم که خدا رهبریم می کند و او کمک خواهد کرد تا من کار بشارت را انجام دهم.


بخشی از هدایای سیزدهمین سبت ۲۰۱۸برای افتتاح کلیسای جامع در چین فرستاده شد. نام نویسنده تغییر یافته است.


درس نهم ۴- ۱۰ خرداد


زمان های از دست دادن و خُسران






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: مرقس۵: ۲۲تا۲۴؛ ۳۵تا۴۳؛ اول پطرس۵: ۶، ۷؛ پیدایش۳۷: ۱۷تا۲۸؛ لوقا۱۶: ۱۳؛ رومیان۶: ۱۶؛ اول قرنتیان۱۵: ۲۶.


آیه حفظی: « آری، علاوه بر این، همه چیز را بهخاطر امتیازی بسیار ارزندهتر، یعنی شناختن عیسی مسیح، خداوند خود زیان میدانم. در واقع، من بهخاطر او همه چیز را از دست دادهام و همه چیز را هیچ شمردم تا به این وسیله مسیح را به دست آورم » (فیلیپیان ۳: ۸).


لحظه ای که آدم و حوا از میوه درخت معرفت خوب و بد خوردند، آنان اولین خُسران خود تجربه کردند، آنان معصومیت خود را از دست دادند. و این از دست دادن معصومیت جای خود را به خودخواهی، تضاد، نکوهش، و خواهش برای کنترل و برتری بر یکدیگر داد.


کوتاه مدتی پس از سقوط، آنان شاهد اولین از دست رفتن حیات بودند، زمانیکه به آنان پوست حیوانی داده شد تا عریانی خود را بپوشانند. با منع شدن از دسترسی به درخت حیات به خاطر اینکه مبادا بخورند و برای همیشه زنده بمانند، باعث شد تا خانه باغی عالی خود را در باغ عدن از دست بدهند، و سالها بعد پسرشان هابیل را نیز از دست دادند، آن هم بدست برادرش قابیل که توسط او کشته شد. در پایان یکی از آنان، همسرش را از دست داد، و در نهایت آن کسی که شریک زندگیش را از دست داده بود، زندگی خودش را از دست داد. بسیار از دست رفتن ها در اثر یک تصمیم اشتباه بوجود آمد.


بله، همه ما واقعیت را می دانیم، بیشتر ما درد از دست دادن را زمانی بطورعمیق احساس می کنیم که ضربه از دست دادن به خانواده ما میخورد. و شگفت آور نیست که، از دست دادن عضوی از خانواده یا اقوام یا دوستان، به ما ضربه سخت تری می زند.


در این هفته، با ادامه مشاهده زندگی در خانواده، به زمینه های مختلف از دست دادن در زمانهای مختلف نگاهی می اندازیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱ ماه ژوئن آماده شوید.


یکشنبه ۵ خرداد


از دست دادن سلامتی


ما هزاران سال از درخت حیات دور هستیم، و همهٔ ما آن را احساس میکنیم، مخصوصاً زمانیکه به سلامت جسمی ما باز می گردد. دیر یا زود، مگر اینکه ما در اثر حادثه ای در جوانی کشته شویم، همه ما با واقعیت ناگوار از دست دادن سلامتی روبرو می شویم.


و همانطور، که از دست دادن سلامتی سخت است، چقدر دردناکتر است که زمانی یکی از اعضای خانواده ما با بیماری روبرو شود؟ چه تعدادی از والدین داریم، به ویژه آنها که با فرزندان مریض سر کار دارند، آرزو می کردند که ای کاش آنها به جای فرزندانشان بیمار بودند؟ متاسفانه، این حق انتخاب به ما داده نشده است.


این نقل قول ها چه چیزی در اشتراک دارند؟ مرقس۵: ۲۲تا۲۴، ۳۵تا۴۳؛ متی۱۵: ۲۲تا۲۸؛ لوقا۴: ۳۸، ۳۹؛ یوحنا۴: ۴۶تا۵۴.


در هر یک از این موارد، و بدون شک در بسیاری از موارد دیگر، یکی از اعضای خانواده برای اخذ کمک، نزد عیسی التماس کرده است.


بدون شک، تشخیص داده ایم که رنج ما بخاطر این است که در دنیای سقوط کرده زندگی می کنیم. هنگامی که گناه وارد دنیا شد، نه تنها مرگ، بلکه همچنین درد مزمن، بیماری، و مرض هم وارد شد. زمانی که با بیماری وخیم یا مزمن مواجه می شویم، ممکن است شوکه شده، خشمگین و عاجز شویم. و حتی ممکن است، احساس کنیم که می خواهیم فریاد بزنیم، که:« خدای من، خدای من! چرا مرا ترک کردی؟ چرا از من دور هستی و کمکم نمیکنی و به فریادم نمیرسی؟ » (مزامیر۲۲: ۱). همچون داود، به خوبی می توانیم مسائل خود را در مورد خشم و درد به حضور خدا ببریم.


در بسیاری موارد، بیماری و رنج به عنوان یک راز باقی خواهند ماند تا اینکه مرگ در نهایت با بازگشت دوباره مسیح شکست بخورد. در عین حال، می توانیم حقایق مهمی را از کلام خداوند برداشت کنیم، زمانیکه ایوب متحمل درد غیر قابل وصفی میشود، با این حال او رابطه نزدیکی با خدا داشت. ایوب شرح می دهد، « از شنیدن گوش دربارهٔ تو شنیده بودم لیکن الآن چشم من تو را میبیند (ایوب۴۲: ۵). پولس نوعی بیمار مزمن داشت، و نحوه برخورد او با آن به ما می گوید که رنج و درد می تواند ما را مجهز کند تا مایه تسلی دیگران باشیم، می تواند به ما حس دلسوزی و مهربانی نسبت به دیگران که آسیب دیدهاند را بدهد، و ما را قادر کند تا بطور موثر خدمت کنیم (دوم قرنتیان ۱: ۳تا۵)، اگر اجازه ندهیم که بیماری ما را بشکند و درهم ریزد.


هر زمان که ما یا اعضای خانواده از بیماری رنج می بریم، چه وعده هایی را از کلام خدا می توانیم طلب کنیم؟ چرا، در چنین زمانهایی، این حقیقت در مورد مسیح، سرور ما، که بر روی صلیب رنج دید برای ما مهم است؟ او بر روی صلیب چه چیزی را در مورد عشق بی پایان خدا، حتی در زمان بیماری در میان خانواده ما، به ما یاد داد؟


دوشنبه ۶ خرداد


از دست دادن اعتماد


همه ما گناهکار هستیم، افراد ناکارآمدی که برخی اوقات خودمان ثابت میکنیم که نسبت کسی که به ما اعتماد کرده غیر قابل اعتماد هستیم.و چه کسی تا بحال قربانی بدعهدیِ اعتماد به دیگران نشده است؟ و چقدر سخت است وقتی چنین اعتمادی از بین می رود، وهمیشه چقدر بدتر است وقتی ما بدعهدی می کنیم، یا یکی از اعضای خانواده به ما بی وفائی می کند.


بعضی وقتها به نظر می رسد، وقتی رابطه ای ارزش تلاش برای بازسازی دوباره ندارد، ساده تراست تا بیش از این ضرر نکنیم و قطع ارتباط کرده و از آن فرار کنیم. البته، چنین کاری در مورد یکی از اعضای خانواده، مثل همسر،آسان نیست. حتی ممکن است بگویید که یکی از اهداف ازدواج این است که به ما یاد می دهد تا اعتمادی که شکسته شده را بازسازی کنیم.


هنگامی که اعتماد در ارتباطات به خطر افتاده است، چگونه می توان اعتماد و رابطه را بهبود داد و آنرا حفظ کرد؟ اول پطرس۵: ۶و۷؛ اول یوحنا ۴: ۱۸؛ یعقوب ۵: ۱۶؛ متی ۶: ۱۴، ۱۵.


بازسازی اعتماد شکسته شده شبیه به یک سفر است؛ شما باید هر بار یک قدم بردارید. سفر با تصدیق آسیب و اعتراف به حقیقت شروع می شود، در هر موردِ لغزش ازسوی کسی که خیانت کرده است. هنگامیکه دلیل بی وفائی، نقض عهد بوده است، شفا و بهبود زمانی شروع میشود که بی وفا اعتراف کند. به عنوان بخشی از روند بهبود، اعتراف باید همراه با باز کردنِ کامل مسئله از طرف شخص ناقض عهد باشد. هیچ چیز نباید پنهان بماند، وگرنه، زمانی بالاخره مسئله آشکار میشود، و اعتماد دوباره از بین خواهد رفت. و اگر برای دومین بار اعتماد شکست بخورد، بهبودی دوباره آن خیلی سختر از بار اوّل خواهد بود.


بازسازی دوباره اعتماد، زمان و صبر می طلبد. هر چه رنجش بزرگتر باشد، زمان بیشتری طول می کشد تا بهبودی حاصل شود. باید این حقیقت را قبول کرد که گاهی اوقات به نظر می رسد شما احساس می کنید که اگر شما دو مرحله به جلو حرکت کرده اید، سه مرحله به عقب بر گشته اید. یک روز به نظر می رسد امید وجود دارد، و روز دیگر شما به عقب رانده شده اید.


با این حال خیلی ها، قادر بوده اند که روابط شکسته خود را دوباره ترمیم کنند و عمق رابطه خود را عمیق تر، صمیمانه تر، و رضایت بخش تر، و به ازدواجی شادتر تبدیل کنند.


از چه اصولی میتوان برای التیام ازدواج استفاده کرد در هنگامی که اعتماد شکسته شده است؟ هم زمان، با وجود بخشش، زمانی که اعتماد وجود ندارد، شرایط چگونه خواهد بود؟


سه شنبه ۷ خرداد


از دست دادن اعتماد، ادامه می یابد


طریق دیگری که اعتماد را از بین می برد خشونت خانوادگی است. تحقیقات نشان داده است، خانه تنها مکانی در جامعه است که بیشترین خشونت در آن اتفاق می افتد. خشونت خانوادگی هر نوع خانواده ای را در بر می گیرد، از جمله خانواده مسیحیان. خشونت به تجاوز و حمله ای اطلاق می شود که در بر گیرنده اقسامی همچون - کلامی، جسمی، احساسی، جنسی، ویا بی تفاوتی عمدی و غیر عمدی است – که توسط یک فرد یا بیشتر بر علیه طرف دیگر خانواده اعمال می شود.


کتاب مقدس به شرح حال خشونت خانوادگی، حتی در میان مردان خدا پرداخته است. هنگامی که این آیات را مطالعه می کنید چه حس و حالی به شما دست می دهد؟ در مورد اینکه چرا این داستان ها در کلام خدا محفوظ شده است چه فکری می کنید؟


پیدایش ۳۷: ۱۷تا۲۸


دوم سموئیل ۱۳: ۱تا۲۲


دوم پادشاهان ۱۶: ۳، ۱۷: ۱۷، ۲۱: ۶


رفتار تجاوز گرایانه، یک انتخاب آگاهانه است که شخص قدرت و کنترل خود را بر روی شخص دیگری اعمال می کند. اعتیاد به الکل، فشارعصبی، و نیاز به امیال جنسی، نیاز به کنترل بهتر خشم، یا هر گونه سوء رفتار بر روی قربانی، قابل شرح و توجیه پذیر نیست. قربانی ها مسبب ستمِ ستمکار نیستند. ستم کار باعث انحراف و تحریف محبت می شود، چرا که« محبت ضرر نمی رساند » (رومیان ۱۳: ۱۰). درمان حرفه ای می تواند در فردی که سوء رفتار دارد تغییر تغییر ایجاد کند، امّا فقط در صورتی که شخص بد رفتاری خود را پذیرفته و در پی دریافت کمک باشد. کسانی که حاضر باشند تا با خدا رو راست باشند ، خداوند قادر خواهد بود تا به فرد بی نهایت کمک کند تا رفتار بد و سوء خود را متوقف و از آن روی گردان شده کرده و تا حد ممکن او را ترمیم نماید، و ویژگی های عشق الهی را برای التیام قلب های آن ها و برای محبت به دیگران ایجاد نماید (با افسسیان ٣: ٢٠ مقایسه شود).


سعی کنید خود را به جای کسی بگذارید که از خشونت آسیب دیده است. چه کلماتی در مورد بخشش، آرامش، و امید دوست دارید بشنوید؟ چرا بجای اندرز دادن در باره زندگی و مماشات با فرد مهاجم و بدرفتار باید مکانی امن برای مراقبت و نگهداری فراهم شود؟


چهارشنبه ۸ خرداد


از دست دادن آزادی


فقط خدا می داند که چند میلیون نفر، حتی چند میلیارد نفر از مردم درگیر نوعی اعتیاد هستند. امروزه، دانشمندان هنوز سبب و علت دقیق آن را نیافته اند، اگر چه در مواردی آنان می توانند بخشی از مغز را ببینند که خواسته ها و امیال در کجای آن قرار گرفته است.


متاسفانه، با این وجود، یافتن بخشی از مغز که این اعتیادها در آن مکان جای گرفته، چیزی نیست که بتواند ما را از شر اعتیاد خلاص کند.


اعتیاد برای همه سخت است، و نه فقط برای شخصی که معتاد است. اعضای خانواده، پدر و مادر، همسر، فرزندان همه به شدت رنج می برند، هنگامی که یکی از اعضای خانواده در چنگال اعتیاد گرفتار است و نمی توانند از این وضعیت خود را رهایی بخشند.


مواد مخدّر، الکل، توتون، قمار، عکسها و یا نوشته های شهوت انگیز، رابطه جنسی، حتی غذا و هر چه که باعث تبدیل شدن از یک سرگرمی و عادت طبیعی به یک نوع اعتیاد و از استفاده به سؤاستفاده باشد، اعتیاد است. شما قادر به متوقف کردن آن نمی باشید حتی اگر بدانید که به شما آسیب می رساند. هنگامی که از آزادی انتخاب بهره می برید، برده هر چیزی می شوید که معتاد آن شده اید، و در واقع شما آزادی خود را از دست می دهید. پطرس شرح ساده ای از آنچه که اعتیاد و نتایج آن است ارائه می دهد: « و ایشان را به آزادی وعده میدهند، و حال آنکه خود غلام فساد هستند، زیرا هرچیزی که بر کسی غلبه یافته باشد، او نیز غلام آن است»(دوم پطرس۲: ۱۹).


چه چیز هایی می تواند مردم را بسوی اعتیاد بکشاند؟ لوقا۱۶: ۱۳؛ رومیان۶: ۱۶؛ یعقوب۱: ۱۳تا۱۵؛ اول یوحنا۲: ۱۶.


گناه و اعتیاد، لزوماً یکی نیستند. شما می توانید مرتکب گناهی شوید که اعتیاد نیست، گرچه اغلب می تواند تبدیل به اعتیاد شود. چقدر بهتر است، از طریق قدرت خداوند، از گناه کردن دست بردارید قبل از آنکه تبدیل به یک نوع اعتیاد شود. و البته، تنها راه حل دائمی مشکل گناه و اعتیاد داشتن قلبی نو(تولد تازه) است. « و آنانی که متعلّق به مسیح عیسی هستند، طبیعت نفسانی را با هوسها و امیال آن مصلوب کردهاند »(غلاطیان ۵: ۲۴).


پولس همچنین به رومیها در مورد معنی مردن در گناه و سپس زندگی در مسیح توضیح می دهد،(رومیان۶: ۸تا۱۳)، و سپس اضافه می کند، « خود را با عیسی مسیح خداوند مسلّح سازید و دیگر در فکر ارضای خواهشهای نفسانی خود نباشید »(رومیان ۱۳: ۱۴).


چه کسی شخصاً نمی داند که گرفتاری در اعتیاد چیست، چه خودش یا دیگران، حتی یکی از اعضای خانواده؟ چگونه می توانید به مردم کمک کنید که متوجه شوند که حتی بعنوان یک مسیحی، نیاز به کمک گرفتن از یک متخصص، [مانند یک مددکار اجتماعی یا روانشناس یا یک پزشک]، شکست روحانی محسوب نمی شود؟ (باید بخاطر داشت که طبیبان و پرستاران همکاران و دستیاران خدا هستند)


پنجشنبه ۹ خرداد


از دست دادن حیات


به عنوان انسان، ما از واقعیت مرگ آگاه هستیم. ما در باره آن خوانده ایم، آن را دیده ایم، و ممکن است حتی آنقدر به ما نزدیک شده باشد که متوجه آن شده باشیم.


اول قرنتیان ۱۵: ۲۶ را مطالعه کنید. مرگ چگونه توضیح داده شده است، و چرا به این روش توضیح داده شده است؟


چه کسی، عزیزی را از دست داده ، وتجربه نکرده باشد که مرگ چه دشمن بزرگی است؟ به عبارت دیگر، مرگ «خوب» است، اگر فرد چشمان خود را در آغوش خداوند ببندند، و برای وی دمی بنظر برسد، زمانی که برای ابدیت قیام کند. « برای فرد ایمان دار، مرگ موضوعی کوچک است....برای مسیحیان، مرگ همچون خواب است، لحظه ای سکوت و تاریکی.


زندگی با مسیح در خدا پنهان شده است و « هنگامی که مسیح، که حیات ماست ظاهر گردد، آنگاه شما نیز با او در جلال ظاهر خواهید شد ». الن جی وایت،


—Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 787.


نه، این زندگان هستند، به ویژه دوستان بازمانده یا اعضای خانواده، که درد و غم واقعی را بعد از مرگ عزیز خود تجربه می کنند. واقعیت این است که غم و اندوه واکنشی طبیعی نسبت به به از دست دادن یک عزیز است. این رنج احساسی وعاطفی است وقتی که چیزی یا کسی که ما او را دوست داریم از ما گرفته شده است. فرآیند عزاداری برای همگان یکسان نیست، اما به طور کلی بیشتر مردم از چندین مرحله گذر می کنند. اولین و رایج ترین واکنش به مرگ یکی از عزیزان شوک و انکار است، حتی زمانی که مرگ انتظار می رود. شوک احساسی از شما است که شما را محافظت می کند تا از ناراحت شدن ناگهانی بیش از حد در اثراز دست دادن محافظت شوید و ممکن است دو تا سه ماه ادامه یابد. همچنین ممکن است تا مدتی در طول کارهای روزانه، زمانی که مشغول به کار هستید افکارتان بطور مداوم مشغول عزیز از دست رفته باشد. اغلب گفتگوها خود به خود به موضوع عزیز از دست رفته شما بر می گردد. این دوره ممکن است از شش ماه تا یک سال ادامه یابد.


مرحله ناامیدی و افسردگی یک دوره طولانی بعد از عزاداری است، احتمالاً دردناک ترین و طولانی ترین مرحله برای عزادار است، که در طی آن شما به تدریج با واقعیت از دست دادن عزیز از دست رفته روبرو می شوید. در این مرحله ممکن است، یک سری احساسات مثل خشم، گناه، پشیمانی، غم، و ترس را تجربه کنید. هدف از عزاداری این نیست که همه درد و رنج و یا خاطرات خود از عزیز از دست داده را حذف کنید. و در مرحله آخر بهبود، دوباره به کارهای روزمره و عملکرد عادی روز به روز علاقمند شده و شروعی دیگر خواهید داشت.


در آیات زیر چه اندیشه هایی یافت می شود که به شما تسلی می دهد؟ رومیان ۸: ۳۱تا۳۹؛ مکاشفه ۲۱: ۴؛ اول قرنتیان ۱۵: ۵۲تا۵۷.


جمعه ۱۰ خرداد


تفکری فراتر: بسیاری بخاطر اعتیاد خود رنج می برند. آنان برده امیال خود شده اند و پول، شغل، سلامتی، و آزادی خود را دست داده اند. اما مسیح آمد تا ما را از قید گناه و تمام چیزهایی که به آن اعتیاد داشتیم آزاد کند، و« پس، اگر پسر، شما را آزاد کند، در واقع آزادید » (یوحنا ۸: ۳۶). همچنین مسیح وعده داد که همیشه با ما خواهد بود (متی۲۸: ۲۰، اشعیا ۴۳: ۲)؛ بنابراین، ما مجبور نیستیم این جنگ را به تنهایی انجام دهیم. در واقع ما باید به یاد داشته باشیم که نبرد و کارزار را به خداوند بسپاریم (اول سموئیل ۱۷: ۴۷)، و او قول پیروزی داد (اول پطرس ۱۷: ۴۷). امروز شما می توانید در راه پیروزی بر علیه هر گونه اعتیاد گام بردارید و آزادی را که می خواهید و آنچه خدا برای شما می خواهد، دریافت کنید. این بدان معنا نیست که شما مبارزه نخواهید کرد، و این بدان معنا نیست که گاهی اوقات حتی شکست نخورید. اما خبر خوب این است که تا زمانی که از خداوند دست نکشید، او از شما دست نخواهد کشید شد. و آری، برای اخذ کمک از متخصصین هیچ مشکلی وجود ندارد. همانطور که خداوند می تواند از یک متخصص پزشکی برای کمک به شما در زمینه مشکلات سلامتی استفاده کند،


او همچنین می تواند از مشاور حرفه ای برای کمک به ترک اعتیاد شما نیز استفاده کند. « هنگامی که مشکلات و آزمون ها ما را احاطه کرده اند، ما باید از آنان به سوی خدا فرار کنیم و با اطمینان از او که قادر به نجات و قوی کردن ما برای عبور از سختی هست، انتظار کمک داشته باشیم. ما باید برکات خداوند را درخواست کنیم و آن را دریافت خواهیم کرد. دعا وظیفه و ضرورت است؛ اما آیا پرستش را نادیده باید بگیریم؟ آیا ما نباید بیشتر از کسی که همه این برکات را به ما داده تشکر کنیم؟ ما باید قدردانی کنیم. ما باید غالبا به رحمت خداوند احترام بگذاریم و نام مقدس او را با شکوه و با صدای بلند ستایش کنیم، و حتی زمانی که از غم و اندوه عبور می کنیم » الن جی وایت.


—Ellen G. White, Selected Messages, book 2, p. 268.


سوالاتی برای بحث


۱. بخشش چه نقشی در از دست دادن اعتماد و بهبودی یک رابطه شکسته ایفا می کند؟ متی۶: ۱۲تا۱۵؛ ۱۸: ۲۱،۲۲ « محبت. . . تندمزاج و زود رنج نیست و کینه به دل نمی گیرد » (اول قرنتیان ۱۳: ۵).


۲. در حالی که از دوران غم و اندوه گذر می کنیم، مزیت تامل و برشمردن رحمت های خداوند چیست؟


۳. بطور کلی از چه راه های عملی، خانواده کلیسایی شما می تواند به کسانی که در حال تقلا با هر نوع از دست دادن هستند کمک کند؟


داستانهای ایمانداران


۱۱ خرداد


خدا نقشه های دیگری داشت


توسط اندرو مک چسنی


جو آنا کلیتون وقتیکه دبیرستان را به اتمام رساند، برنامه ای را برای دانشکده تدبیرکرد.


برای سال اول، او قصد داشت تا در یک کالج محلی در نزدیک خانه درایالت وِست ویرجینیا واقع در ایالات متحده آمریکا قصد ثبت نام کند. از این طریق او می توانست کلاس های پایه ای را با شهریه کم بگیرد و با والدینش و سه خواهر جوانترش بماند. پس از آن، او قصد داشت تا به یک مدرسه ادونتیست روز هفتم جهت تحصیل در رشته پرستاری برود.


اما برنامه در طی تابستان به هم خورد. او نتوانست راهی پیدا کند تا از خانه روستایی والدینش به کالج محلی برسد. جوآنا نتوانست گواهینامه رانندگی بگیرد زیرا والدینش، که بومی جامائیکا بودند، داشتند مدارک لازم جهت اقامت ایالات متحده آمریکا را آماده می کردند. والدینش نمی توانستند با ماشین او را به دانشکده رسانده و برگردانند وهیچ اتوبوس عمومی نزدیک خانه اش ایستگاه نداشت.


تنها یک ماه مانده قبل از شروع سال مدرسه، او هیچ جایی را برای تحصیل نداشت. سپس مادرش، سوزان، به خاطر آورد که یکی از دوستان خانوادگی در موسسه وِیمر واقع در کالیفرنیا کار میکرد. جوآنا بلافاصله از طریق اینترنت شروع به جستجو کرد.


او به مادرش گفت: «نمی خواهم به کالیفرنیا بروم! خیلی دوراست». مادرش جواب داد: « تو حداقل باید در موردش فکر و دعا کنی ».


پس از آن روز، او دعا کرد. او گفت: «لطفاً مرا مجبور نکن به کالیفرنیا بروم. اگر قرار باشد به کالیفرنیا بروم، اجازه بده یکی از دوستانم با من بیاید».


یک هفته بعد، جوآنا برای بورس تحصیلی ثبت نام نمود و بورس تحصیلی شامل او شد. درحالی که به مردم سیل زده کمک رسانی می کردند، او با چندین نفر از پزشکان ادونتیست ارتباط برقرار نمود که تعهد نمودند تا ۵۰۰دلار در هر ماه برای شهریه اش بپردازند. او با نوشتن نامه کمک مالی به دوستان خانوادگی اش توانست ۱۸۰۰دلار جمع آوری نماید. در مدتی نه چندان کوتاه او پول کافی برای ثبت نام داشت و او کلاس ها را در فصل پاییز شروع نمود.


او گفت: «من هیچ شکی ندارم که در جایی هستم که خدا خواست تا درآنجا باشم».


درحالیکه در اولین ماه ها دلش برای خانواده اش عمیقاً تنگ شده بود، پی بردن به اینکه او در مرکزیت اراده خداست باعث شد تا در طول هفته ۲۵ساعت کار کند تا بتواند پول بیشتری برای شهریه اش دریافت نماید.


جوآنا که الان ۱۹سال دارد، اولین سال تحصیل را بدون آنکه بدهی داشته باشد به اتمام رساند و او گفت که خدا هنوز صورت حسابهایش را می پردازد.


او گفت: «من دیوانه وار کار می کنم و وقتی هر کاری که بتوانم بکنم، انجام می دهم؛ باز می گویم که خدایا این آن چیزی است که از دستم برمی آید. حال نشان بده که تو چه کاری قصد داری انجام دهی . او برایم کار می کند».


درس دهم ۱۱-۱۷ خرداد


زمان کوتاه سختی






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: متی۷: ۵؛ افسسیان ۱: ۷؛ فیلیپیان ۲: ۴تا۸؛ افسسیان۴: ۲۶،۲۷؛ یعقوب ۱: ۱۹،۲۰؛ کولسیان ۳: ۱۹؛ متی۷: ۱۲.


آیه حفظی: « اگر عصبانی شُدید، نگذارید خشمتان شما را به گناه بکشاند و یا تا غروب آفتاب باقی بماند » (افسسیان۴: ۲۶).


حتی بهترین خانه ها نیز زمان هایی با کشمش و مناقشه مواجه خواهند بود. این تنها یکی از واقعیت های زندگی در دنیای سقوط کرده در گناه است. چیزهای ساده، مثل نوبت چه کسی است که آشغال ها را بیرون بگذارد، یا دختر نوجوان شما چگونه تکالیف خود را انجام داده، یا پسر شما کارش را انجام داده، همه پر دردسر هستند، اما نسبتاً مسائل جزیی هستند که می توانند، عموماً، با حداقل دردسر حل شوند. اما مسائل دیگری هستند که می توانند زندگی خانوادگی را مختل کنند. مادرهمسر، که سوء رفتار و تحریف های تهدید گونه اش ازدواج و سلامتی زوج را با خطر مواجه می کند؛ پدری با بیمار روحی، که فرزندانش را آزار می دهد؛ پسر که تمامی آموزش های دینی اش را زیر پا گذارده تا بابی بند و باری زندگی کند؛ یا دختر که با مواد مخدر سلامت جسم و روح خود را به مخاطره انداخته است.


در عهد جدید مکرراً به ما گفته شده است که یکدیگر دوست داشته باشیم ( یوحنا۱۳: ۳۴، رومیان ۱۲: ۱۰)، در صلح و توازن با یکدیگر زندگی کنیم (رومیان ۱۵: ۵؛ عبرانیان ۱۲: ۱۴)، نسبت به دیگران صبور، مهربان، و رحیم باشیم (اول قرنتیان ۱۳: ۴)، به فکر دیگران بیشتر از خودمان باشیم( فیلیپیان ۲: ۳)، و یکدیگر را با مهربانی تحمل کنیم (افسسیان۴: ۲).


البته، گفتن همه اینها، حتی انجام آن برای اعضای خانواده خودمان، ساده تر از انجام آن است. در این درس، ما به برخی از روشها برای کمک کردن برای کاستن و تسلی دادنِ زمان های کوتاه سخت، به ویژه در خانواده، نگاه می کنیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۸ ژوئن آماده شوید.


یکشنبه ۱۲ خرداد


مناقشه و جدل


متی۷: ۵ و امثال سلیمان ۱۹: ۱۱ را مطالعه کنید. دو اصل مهم که می توانند به ما کمک کنند تا از مجادله با دیگران جلوگیری کنیم چه هستند؟


نویسنده امثال سلیمان بررسی موشکافانه می کند:« ابتدای نزاع مثل رخنه کردن آب است، پس مخاصمه را ترک کن قبل از آنکه به مجادله برسد » (امثال سلیمان۱۷: ۱۴). هنگامیکه، یک کشمکش و نزاع شروع می شود فوق العاده سخت است که آن را متوقف کرد. با توجه به کتاب رومیان ۱۴: ۱۹، می توانیم از نزاع، با پیروی از دو چیز جلوگیری کنیم: چیزی که باعث صلح و آرامش می شود و چیزی که فرد می تواند دیگری را ارشاد کند. این اصول چقدر بیشتر برای ایجاد توازن و هماهنگی در خانواده ضروری و حیاتی هستند؟


گاهی اوقات هنگامیکه شما در نزاع مسئولیت [ایجاد مشکل مانند تصادف] را تقبل می کنید، این کار ممکن است باعث آرام تر شدن طرف دیگر منازعه بشود. یک گام به عقب برگردید و فکر کنید آیا حتی این مسئله ارزش جنگیدن را دارد. امثال سلیمان می گوید،« عقل انسان خشم او را نگاه میدارد، و گذشتن از تقصیر جلال او است »(امثال سلیمان۱۹: ۱۱). در عین حال، در نظر بگیرید که این مسئله چه تفاوتهایی در زندگی شما در ظرف سه روز خواهد داشت. یا شاید بهتر است بگوئیم که چه تاثیری در طول پنج یا ده سال خواهد داشت؟ چه تعدادی از ازدواج ها، به عنوان مثال، در باره مسائلی زمان های سختی داشته اند، که امروز به نظر آنان بسیار بی اهمیت هستند؟


در عوض اینکه برای مدتی طولانی با هم نزاع داشته باشید، به صحبت کردن با فرد دیگر، همسر، فرزند، دوست، همکار خود وقت بگذرانید. ممکن است بخواهید مشکل یا مسئله مورد بحث را بطور روشن توضیح دهید و مبحث را متوقف کنید. اغلب، هنگامی نزاع بدتر می شود که مسئله ای که برای منازعه شروع شده با بیان کلماتی خشن به انحراف کشیده شود؛ درعین حال، با بیان مسائل گذشته یا آسیب گذشته با هم عجین می شوند و این حالت می تواند به ویژه برای ازدواج مخاطره آمیز باشد. یک راه بهتر و ملایم تر شروع بحث این است که رابطه خود را اثبات کنید. اجازه دهید طرف دیگر بداند که شما عمیقاً به رابطه با آنها اهمیت می دهید.


زمانیکه با بیان احساسات مثبت خود بحث را شروع کنید، آنگاه می توانید هدایت مسئله را به دست بگیرید، در هر صورت، مراقب باشید از کلمۀ «اما» استفاده نکنید، اگر با بیان تفکرات مثبت شروع کنید و سپس بگویید «اما» هر چه را که شما اظهار کردهاید خنثی می کنید. زمانیکه شما احساساتتان را به اشتراک می گذارید، به دیدگاه و نظر طرف دیگر بحث گوش کنید، و بر روی آنچه که او می گوید تأمل کنید، و تنها بعد از آن راه حل خود را پیشنهاد کنید، که این بهترین منافع و مصالح را در ذهن هر کس ایجاد می کند (فیلیپیان ۲: ۴، ۵).


به گذشته برگردید و به بعضی از کشمش هایی که اکنون بسیار احمقانه و بی معنی به نظر می رسند بیندیشید. چه چیزی می توانید از این تجربه ها یاد بگیرید که به شما کمک کند، حداقل از سوی شما، از چیزهای مشابه آن که اتفاق افتاده اند، جلوگیری کند؟


دوشنبه ۱۳ خرداد


برخی از اصول ازدواج


ازدواج، مثل روز سبت، یک هدیه از طرف خداوند به انسان است که به باغ عدن بر می گردد. و ما به عنوان اعضای کلیسای ادونتیست روز هفتم، می دانیم که دشمنِ روح چکار ها کرده است، و هنوز انجام می دهد، تا هم سبت و هم ازدواج را ازبین ببرد. حتی بهترین ازدواج ها، در برخی موارد، از نزاع و درگیری رنج می برند.


در آیات زیر چند تا از اصولی که به زوج ها در حل این مسئله کمک کنند، آمده است.


افسسیان ۱: ۷ را مطالعه کنید. چه اصل حیاتی در اینجا می توانید پیدا کنید که باید بخش مهمی از هر ازدواجی باشد؟


شما باید یاد بگیرید که ببخشید، به ویژه هنگامی که همسر شما سزاوار آن نیست. هرکسی


می تواند کسی را که شایستگی بخشش را دارد ببخشد: در حقیقت، آنچه سخت است، بخشش کسی است که سزاوار نیست. بخشش حقیقی، بخشیدن کسی است که سزاوار نیست، به همان روشی که خداوند به واسطه صلیب ما را بخشید. ما باید به همین ترتیب انجام دهیم. وگرنه، ازدواج ما، اگر نجات یابد(که به نظر نمی رسد)، مثل برزخ خواهد بود.


رومیان ۳: ۲۳ را مطالعه کنید. چه اصل ضروری در آن پیدا می کنید؟


شما باید بپذیرید که با شخص گناهکاری ازدواج کرده اید، با کسی که از نظر احساسی، جسمی، و روحی آسیب دیده است. اشتباهات همسر خود را قبول کنید. به روش خود برای آنان دعا کنید. شما ممکن است مجبور باشید با آن اشتباهات زندگی کنید، ولی مجبور نیستید بیش از حد آنان را تحمل کنید. اگر تحمل کنید، آنها شما خوره می خورند.


خدای بی عیب و نقص و قدوس ، بواسطه عیسی مسیح، ما را همانطور که هستیم می پذیرد: پس شما، که مقدس و کامل نبودید، باید همان کار مشابه را برای همسرتان انجام دهید.


فلیلپیان ۲: ۴تا۸ را مطالعه کنید. از چه اصول مهمی در اینجا می توانیم استفاده کنیم که به ما، نه تنها در ازدواج، بلکه تمام مشکلات بالقوه در روابط کمک کند؟


سه شنبه ۱۴ خرداد


نقش خشم در مناقشه


چه کسی هست که خشم را در جایی تجربه نکرده باشد؟ چیزی که این را سخت تر می سازد زمانی است که عصبانیت نسبت به اعضای خانواده باشد. همراه با نپذیرفتن درخواست بخشش، عصبانیت به سمی تبدیل می شود که باعث رنج و درد بزرگی در خانه و خانواده و بطور کلی در روابط خانوادگی خواهد شد.


جامعه ۷: ۹ و افسسیان ۴: ۲۶، ۲۷را مطالعه کنید. چگونه می توانیم درک خود را از خشم به عنوان «احساس» و خشم به عنوان «گناه» متعادل کنیم؟


در کتاب یعقوب ۱: ۱۹، ۲۰، یعقوب در قبال اعضای خانواده که کردار، و طرز برخورد و گفتارشان باعث خشم ما می شود چه می گوید؟


اگر شما در مورد چیزی عصبانی هستید، به جای اینکه به آن اجازه دهید مانند یک ابر تاریک بر فراز زندگی شما قرار بگیرد، آن را به یک چیز مثبت تبدیل کنید. برای کسانی که شما را مورد آسیب و آزار قرار داده اند، دعا کنید. آنان را ببخشید و برایشان طلب برکت کنید. احتمالاً برای بار اول چنین کاری آسان نخواهد بود، اما هنگامی که شما تصمیم می گیرید که به آن پایدار بمانید، خداوند بقیه آن کار را انجام خواهد داد.


بعضی وقتها ریشه اصلی خشم از خانه ای که ما در آن بزرگ شدهایم، می آید. اغلب مردم خشمگین، از خانواده ای عصبانی می آیند، زیرا آنان از الگو های خود یاد گرفته اند و همان رفتارها را در زندگی شان دنبال کرده اند. شروع عصبانیت ممکن است در نتیجه نیازهای ناخوشایند یا حسادت باشد، مثل قضیه مرافعه قابیل، که منجر به قتل برادرش شد.


ممکن است دلیل خوبی برای عصبانیت داشته باشید، اما از آن به عنوان بهانه ای استفاده نکنید تا در آن حالت باقی بمانید. آن را انکار نکنید یا سعی نکنید آن را توجیه کنید. در عوض، از خدا بخواهید به شما کمک کند که با آن به روش مثبت برخورد کنید. پولس رسول توصیه خوبی به ما می کند:«مغلوب بدی مشو بلکه بدی را به نیکویی مغلوب ساز » (رومیان ۱۲: ۲۱).


همه ما چیزهای داریم که ما را تا حدّ درد ، عصبانی کنند. در برخی موارد، ممکن است آن را توجیه کنیم. سوال این است، چگونه می توانیم از طریق قدرت خداوند، اجازه ندهیم که عصبانیت، ما و اطرافیان ما را تیره روز نکند؟


چهارشنبه ۱۵ خرداد


نزاع، سوء رفتار تهاجمی، اقتدار، و کنترل


بعضی وقتها عصبانیت و مناقشه حل نشده، بصورت خیلی منفی، با حرکتی مخرب، و حتی با روابطی خشونت آمیز گسترش یابد. سوء رفتار می تواند اشکال مختلف جسمی، کلامی، احساسی، روحی، جنسی، وغیره داشته باشد. اما هرگونه ازاشکال سوء رفتار برخلاف اصل محوری ملکوت خداوند - یعنی محبتِ غیرخودخواهانه باشد.


چه آموزه مهمی در باره روابط در اول یوحنا۴: ۷، ۸ و کولسیان ۳: ۱۹ یافت می شود؟


« ای شوهران، زوجههای خود را محبّت نمایید و با ایشان تلخی مکنید »(کولسیان۳: ۱۹).


کلمه تند و خشن در زبان اصلی یونانی به معنی این است که یک نفر نسبت به شریک زندگیش عصبانی یا تلخکام باشد، که سبب رنج مداوم، خصومت شدید، و بیان کننده نفرت و تنفر نسبت به دیگران باشد. پولس خیلی روشن می گوید که همسر نباید متخاصم و خشن باشد. سوء رفتار احساسی، جنسی، و جسمی برای زن و شوهر مسیحی قابل قبول نیست. در عوض، آنچه قابل قبول است دوست داشتن و محبت کردن به همسر است. پولس همچنین این را روشن میکند که محبت: صبور، و مهربان است و حسادت و رشک، غرور، بی ادبی، و خود پرستی ندارد و به راحتی خشمگین نمی شود، و اشتباهات دیگران را به خاطر نمی سپارد، از بدی لذت نمی برد، اما از راستی خشنود می شود. همیشه محبت حمایت می کند، قابل اعتماد است، امیدوار است، و همیشه پایبند و وفادار می ماند. هیچ کدام از ویژگی های محبت، نسبت به آزار چشم پوشی نمی کنند و آن را در هر شکل و فرمی که باشد نمی پذیرند.


رابطه سالم و درست یکی از چیزهایی است که در آن شریک زندگی احساس امنیت و حمایت می کند، هم زمان خشم را با یک روش سالم مدیریت می کند، و خدمت کردن به یکدیگر در زندگی آنان به شکل یک قاعده در می آید. اغلب، قربانیان احساس گناه می کنند، بطوری که خود را مسؤل تحریک شدن آزار دهنده شان یا شاید به طریقی سزاوار آزار دیدن از طرف، آزار دهنده می دانند. آزار دهندگان می توانند کاملاً قربانیان خود را کنترل کنند و اغلب بطور ماهرانه می توانند در قربانیان خود این احساس را بوجود آورند که خودشان مسئول آزاری بوده اند که به آنان رسیده است.


حقیقت این است که هیچ کس سزاوار آزار دیدن توسط شخص دیگر نیست، و آزار دهندگان برای اقداماتشان و اعمالشان مسئول هستند. خبر خوب این است که کتاب مقدس آسایش و نه تقصیر را به قربانیان آزار مژده می دهد. در بعضی موقعیت ها، که مشکل غیر قابل کنترل است، مردم نباید از کمک طلبیدن از بیرون هراس داشته باشند.


چقدر تأسف بار است که برخی فرهنگ ها در مورد آزار زنان چشم پوشی می کنند. چرا هیچ یک از مسیحیان نباید هیچ وقت گرفتار این نوع بدرفتاریشوند، صرف نظر از اینکه فرهنگ آنان چه چیزی را مجاز می دارد؟


پنجشنبه ۱۶ خرداد


بخشش و آشتی


« لهذا آنچه خواهید که مردم به شما کنند، شما نیز بدیشان همچنان کنید؛ زیرا این است تورات و صُحُف انبیا »(متی۷: ۱۲). به تجربیات خود در خانواده و خارج از خانواده بیندیشید، که بموجب آن لازم است تا این اصول را عملی کنید و در خطوط زیر بنویسید، فقط مشخص کنید چه زمانهایی و چگونه با ایمان، اینکار را انجام می دهید؟


نویسنده کتاب عبرانیان توصیه می کند،« و در پی سلامتی با همه بکوشید و تقدّسی که بغیر از آن هیچکس خداوند را نخواهد دید »(عبرانیان۱۲: ۱۴). حتی وقتی تمامی اقدامات لازم را انجام می دهیم، برخی از مردمی که به ما آسیب رسانده اند، همچنان به ما گوش نمی کنند و رفتارشان را تغییر نمی دهند.


شاید برخی عذر خواهی کنند، اما برخی نخواهند کرد. در هر صورت، این به نفع ماست، به ویژه وقتی که شخص از اعضای خانواده است، مراحل عفو و گذشت را طی کنیم که ما قبلاً در باره آن صحبت کردیم.


در حقیقت، گذشت یک بخش ضروری برای حل منازعه، به ویژه در خانواده است. وقتی یک شخص نسبت به ما خطا می کند، دشمن خدا(شیطان) دوست دارد که بین ما و او مانعی برای جلوگیری از اینکه او را محبت کنیم، همانطور که مسیح به ما محبت کرد، ایجاد کند.


بخشش و گذشت، انتخابی است که ما برای جلوگیری از کار شیطان انجام می دهیم.


« ما آمرزیده نمی شویم بخاطر این که می بخشیم، بلکه بخاطر طریقه ای است که می بخشیم » پایه و اساس همه بخششها در محبت رایگان خدا یافت می شود، و اما ما با نگرش خود نسبت به دیگران نشان می دهیم که آیا آن عشق و محبت را نسبت به دیگران در خودمان ایجاد کرده ایم. به همین دلیل مسیح می گوید: « زیرا بدان طریقی که حکم کنید بر شما نیز حکم خواهد شد و بدان پیمانهای که پیمایید برای شما خواهند پیمود »(متی۷: ۲). الن جی وایت.—Ellen G. White, Christ’s Object Lessons, p. 251.


در عین حال، هنگامی که ما، که مرتکب خطا شده ایم، نیاز داریم تلاش کنیم تا رابطه شکسته خودمان را با شخص دیگر بهبود بخشیم، که ممکن است مستلزم رفتن به سوی شخص دیگر و اعلام پشیمانی از آنچه که انجام دادهایم، و درخواست برای بخشش باشد.


این چیزی است که مسیح گفت:« آنگاه به ایشان صریحاً خواهم گفت که، هرگز شما را نشناختم! ای بدکاران از من دور شوید! پس هر که این سخنان مرا بشنود و آنها را بجا آرد، او را به مردی دانا تشبیه میکنم که خانه خود را بر سنگ بنا کرد »(متی۵: ۲۳ و ۲۴). این خوب است هنگامی که کسی که به ما ضربه زده از ما عذر خواهی کند و طلب بخشش کند. به همین ترتیب، این خوب است هنگامی که ما نسبت به دیگران همین توجه و رفتار را انجام دهیم.


اندیشیدن در باره تمام چیزهایی که نیاز دارید تا از آن بخشیده شوید، چگونه به شما کمک می کند تا یاد بگیرید که دیگران را ببخشید؟


جمعه ۱۷ خرداد


تفکری فراتر: والدین اکثراً در اداره کردن خانواده با هم متحد نیستند. پدری، که با فرزندانش زمان کمی می گذراند، و از ویژگی های شخصیتی و اخلاقی آنان بی اطلاع است، نسبت به آنان خشن و سخت گیر است. او عصبانیت خود را کنترل نمی کند، بلکه فقط اشتیاق به اصلاح فرزندان را دارد. کودک می داند، اگر اطاعت نکند، مجازات و تنبیه و خشم از طرف او[پدر] را در پی خواهد داشت. مادر برای بار اول ازخطاکار گذشت می کند، و از آن چشم پوشی می کند و در اشتباه دفعه بعدی او را به سختی مجازات می کند. فرزند هرگز نمی داند که چه عکس العملی را باید از طرف والدینش انتظار داشته باشد، و وسوسه و اغوا می شود تا اندازه ای که می تواند بدون مجازات، تخطی کند، سر پیچی می کند. بنابراین آنها بذرهای شرارت و بدی را می کارند ودر بهار زندگی فرزندان رشد می کنند و میوه می دهند. الن جی وایت.


—Ellen G. White, The Adventist Home, pp. 314, 315.


« خانه باید مرکز پاکترین و متعالی ترین عواطف باشد. آرامش، هماهنگی، عاطفه، و شادی باید هر روزه با پایداری گرامی داشته شود تا زمانی که این چیزهای ارزشمند در قلوب کسانیکه خانواده را تشکیل داده اند ساکن شود. درخت عشق باید با دقت آبیاری شود، در غیر این صورت خشک خواهد شد. هر اصل خوبی باید گرامی داشته شود، چنانچه اگر م بخواهیم روح در آن رشد کرده و کامیاب شود. آنچه که شیطان می کارد رشک، حسادت، شک و تردید شریرانه، ناشکیبایی، تعصب، خودخواهی، طمع، غرور، باید ریشه کن شود. اگر به این چیزها اجازه داده شود تا در روح بمانند، آنها میوه خواهند داد و بسیاری در اثر آن آلوده خواهند شد. آه، چقدر گیاهان سمی کاشته می شوند که میوه های با ارزش محبت را از بین می برند » Pages 195, 196.


سوالاتی برای بحث


۱. نقل قول زیر از مقاله ای در باره ازدواج را بخوانید. « زیرا رئیس کَهَنهای نداریم که نتواند همدرد ضعفهای ما بشود، بلکه آزموده شده در هر چیز به مثال ما، بدون گناه »(عبرانیان۴: ۱۵). همانطور که مسیح خود را در وضعیت ما قرار داد، برای ارتباط بهتر، ما هم باید همان کار را در مورد شریک زندگیمان در زندگی زناشوئی انجام دهیم. سعی کنید هر وضعیت و بحران را تنها از دیدگاه خود نبینیم بلکه از دیدگاه و نظر همسر خود هم ببینیم. ببینید همسرتان وضعیت را چگونه می بیند، چگونه بر او اثر می گذارد، و چرا او در مورد آن، آنطور حس می کند. این اصل می تواند راهی طولانی در رفع موقعیت های دشوار باشد. به چه روش هایی می توانیم این اصل را در همه زمینه های پنهانی کشمکش با دیگران بکار ببریم؟


۲. در کلاس، به این سؤال پاسخ دهید، « آیا خشم همیشه گناه محسوب میشود؟ » از موضع خود دفاع کنید.


داستانهای ایمانداران


۱۸ خرداد


پرداخت با دعا


توسط اندرو مک چسنی


چومبا سیمیلا از دانشگاه زامبیا اخراج شد. او مبلغ ۹۰۰۰کواچای زامبیا(حدوداً ۹۰۰دلار) بدهکار بود و دیگر عقلش به جایی نمی رسید که چگونه می تواند پول به دست آورد.


اما چومبا نمی خواست تا تسلیم شود. او در حالیکه در مدرسه راهنمایی روساگو، موسسه سواد آموزی ادونتیست روزهفتم در زامبیا، تدریس می کرد؛ برای مدرک لیسانس در دانشگاه عمومی در حال درس خواندن بود.


چومبا نزد افراد مختلفی رفت تا درخواست کند که به او پول قرض بدهند. او به دنبال راهی بود تا ماشینش را بفروشد که تویوتا وُلتز با رنگ خرمایی مایل به قرمز بود. او دعا کرد تا خدا در این امر به عنوان واسطه عمل کند.


سپس به بانکی در مونزه، نزدیکترین شهر به مدرسه راهنمایی روسانگو، رفت تا برای وام تقاضا کند. در هر حال او فهمید که بانک ارائه وام را متوقف ساخته است. در حالیکه سرخورده بانک را ترک کرد، دوستی در خیابان او را صدازد و گفت: «می توانم ماشینت را به مدت ۲۱روز کرایه کنم؟». چومبا سرش را بلند کرده و نگاه کرد.


دوستش گفت: مردی سفید پوست قرار است با دخترش برای تعطیلات به اینجا بیاید. او می خواهد مسافرت کند. او از من خواست تا به دنبال ماشین خوبی بگردم و فکر می کنم ماشین تو خوب خواهد بود.


چومبا گفت: «به نظر می رسد که فرصت خوبی است. چه کاری باید انجام دهم؟».


دوستش گفت: « فقط کافی هست که ماشین را به کارواش ببری ». چومبا ماشینش را به کارواش برد تا به خوبی شستشو شود و با مرد سفید پوست، کسی که ماهها با دوستی در یک مزرعه واقع در مونزه می ماند، ملاقات نمود. او گفت که قصد دارد تا دخترجوانش را در یک تور مسافرتی به زامبیا ببرد و ۱۲۰۰۰چواکا را پیشنهاد نمود تا ماشین را به مدت ۲۱روز قرض بگیرد. این مبلغ پول کافی بود تا یک ماشین دست دوم خریداری شود.


چومبا در یک مصاحبه گفت: «باورم نمی شود». مرد خواست تا ماشین را در این روز؛ یعنی روز شنبه بگیرد. اگرچه چومبا به پول احتیاج داشت، او این کار را نکرد؛ نخواست تا در روز سبت معامله تجاری انجام دهد.


اودرحالیکه بی صدا دعا می کرد تا آن مرد ایده اش را عوض نکند، گفت: «نه، ما می توانیم روز یکشنبه ملاقات کنیم». مرد موافقت کرد تا ماشین را روز یکشنبه بگیرد و مبلغ ۱۱۰۰۰کواچا را بلافاصله پرداخت کرد.


چومبا ده یک خود را داد و جهت پرداخت شهریه اش به دانشگاه رفت. او هرگز از دانشگاه اخراج نشد و تحصیلش را ادامه داد و توانست تا در سال ۲۰۱۶فارغ التحصیل شود.


حال بیشتر از قبل او بر قدرت دعا باوردارد.


چومبا که ٣۷سال دارد گفت: « صبور باشید و به خدا اعتماد کنید. شاید برای انجام این کار یاآن کار تقلا کنید؛ اما خدا می داند که شما چه می خواهید. وعده زمانی ای که او می دهد همیشه به انجام می رسد ».


موسسه بشارتی روسانگو که در مدرسه راهنمایی است، با هدایای بشارتی در اوایل سالهای ۱۹۰۰بنیان گذاری شد. از هدایای بشارتی شما سپاسگزارم.


درس یازدهم ۱۸- ۲۴ خرداد


خانواده های با ایمان






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: اعمال رسولان۱۰: ۱-۲۸، ۳۴، ۳۵؛ اول قرنتیان ۲: ۲؛ اول تسالونیکیان۵: ۲۱، ۲۲؛ یوحنا ۱: ۱۲، ۱۳؛ اول یوحنا۵: ۱.


آیه حفظی: « پس اکنون که گرداگرد ما چنین شاهدان امین بیشماری قرار گرفتهاند ما باید از هر قید و بندی و هر گناهی که دست و پای ما را بسته است آزاد شویم و با پشتکار در میدانی که در برابر ما قرار گرفته است بدویم. به عیسی که ایمان ما را به وجود آورده و آن را کامل میگرداند، چشم بدوزیم. چون او بهخاطر شادیای که در انتظارش بود، متحمّل صلیب شد و به رسوایی مردن بر روی صلیب اهمیّت نداد و بر دست راست تخت الهی نشسته است »

(عبرانیان۱۲: ۱، ۲).


مهم نیست که در کدام مرحله از زندگی هستیم، یا در گذشته از چه مراحلی عبور کرده ایم، یا در آینده چه در پیش رو داریم، ما در برابر پیشینه های فرهنگی قرار داریم. والدین ما، فرزندان ما، خانه های ما، خانواده های ما، حتی کلیسای ما، همگی تحت تاثیر فرهنگی قرار دارند که در آن زندگی می کنند، و تا حد زیادی هم متاثر از آن می باشند. اگرچه عوامل زیادی در تغییر روز سبت از شنبه به یکشنبه نقش داشته اند، این یک مثال قوی است که چگونه فرهنگ در طول زمان، با قدرت و بطور منفی، کلیسا را تحت تاثیر قرار داده است. هر روز که از کنار یک کلیسا عبور می کنیم، به ما یادآوری می شود که چقدر قدرت دسترسی فرهنگ قوی می تواند باشد.


خانواده های مسیحی در طول زمان با چالش های فرهنگی مواجه می شوند. گاهی این تاثیرات فرهنگی می تواند مثبت و خوب باشد، گرچه، بیشتر این تاثیرات منفی بوده است.


خبر عالی این است که قدرت انجیل در باره مسیح به ما در برخورد با این چالش های فرهنگی؛ نور، اطمینان، و قدرت می بخشد. این هفته به بررسی اینکه چگونه می توان «خانوادههای با ایمان» داشت، می پردازیم، در حینی که در پی این هستیم « تا در زمانی که همه منحرف و سرکش هستند، بدون تقصیر و گناه، فرزندان بیعیب خدا باشیم و مانند ستارگان در جهان تاریک بدرخشیم » (فیلیپیان۲: ۱۵).


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۵ ماه ژوئن آماده شوید.


یکشنبه ۱۹ خرداد


آنچه را که خوب است محکم نگه دارید


همانطور که انجیل جهانی میشود، مسیحیان با فرهنگها و شیوه های مختلف مواجه می شوند، که بیشتر آنها مربوط به خانواده و روابط اجتماعی است. یکی از پرسشهای بزرگ برای بشارت دهندگان مسیحی مربوط می شود به اینکه چگونه همه چیز در باره ناهنجاری های فرهنگی بیان شود، از جمله روابط خانوادگی که ممکن است آنرا ناراحت کننده بیابند.


اعمال رسولان ۱۰: ۱- ۱۰، ۳۴، ۳۵ را مطالعه کنید. ما چگونه می توانیم، در مورد نیازهایمان برای غلبه بر موانع و محدودیت های خودمان در هنگام برخورد با فرهنگ های دیگر یاد بگیریم؟


مرگ مسیح برای گناهان هر انسانی، در هر جایی از دنیا بود. هنوز بسیاری از مردم از این حقیقت بزرگ نا آگاه هستند. کار مبشران مسیحی ارسال دعوت نامه این خبر خوش و گرفتن پاسخ آن است. از آنجایی که خداوند هیچ جانبداری نمی کند، مسیحیان فراخوانده شده اند تا با همه با احترام و دوستی رفتار کنند، همینطور به آنان این فرصت داده شده است، مژده خوب را که برای آنان است، بپذیرند.


اولین مبشران مسیحی در مورد معرفی مژده خوب به دیگر فرهنگ ها چه نتیجه ای گرفتند؟ از این آیات چه اصلی می توان استحصال نمود؟ اعمال رسولان ۱۵: ۱۹، ۲۰، ۲۸، ۲۹؛ اول قرنتییان۲: ۲؛ اول تسالونیکیان۵: ۲۱، ۲۲.


اگرچه هر فرهنگی مانند آینه، شرایط سقوط کرده مردم درون آن را نشان می دهد، همچنین ممکن است فرهنگ دارای عقایدی باشد که هم سو با کتاب مقدس نباشد، حتی قابل استفاده برای بیان علت آمدنِ انجیل نباشد. روابط نزدیک خانواده و اجتماع در بسیاری از نقاط جهان نمونه ای از ارزش فرهنگی آن جامعه است.


مسیحیان می توانند با رعایت اصول کتاب مقدسی ازآنچه که خوب است حمایت و آنرا تقویت کنند.


در عین حال، حقیقت خداوند نباید با خطر سازش روبرو شود. متاسفانه تاریخ کلیسا نشان می دهد که در نتیجه سازش و پذیرش فرهنگها، وصله ای از عقاید شبه مسیحی، بعنوان مسیحیت موثق خودنمائی می کند. شیطان ادعا می کند که خدای این جهان است و با شادمانی پریشان فکری را منتشر و ترویج می کند، ولی عیسی این جهان را رهایی بخشیده است و روح او پیروان وی را به جمیع حقایق رهنمون می سازد (یوحنا ١٦: ١٣).


چقدر از ایمان شما بوسیله فرهنگ شکل گرفته است، و چقدر در اثر حقیقت کتاب مقدس شکل گرفته است؟ چگونه می توانیم این دو را از هم تشخیص دهیم ؟ آمادگی داشته باشید تا در کلاس در مورد آن بحث و گفتگو کنید.


دوشنبه ۲۰ خرداد


قدرت فرهنگ در خانواده


« من او را انتخاب کردهام تا به پسرانش و به نسل خود یاد بدهد که از من اطاعت کنند تا هرچه را که نیکو و درست است، انجام دهند. اگر آنها این را انجام دهند، من هرچه را به ابراهیم وعده دادهام، انجام خواهم داد »(پیدایش۱۸: ۱۹).


اگرچه خانواده ها ممکن است در موقعیت های مختلف ظاهر شوند، اما خانواده ها خشت های سازنده جامعه هستند؛ بنابراین، بسیار از ویژگی های متفاوت فرهنگی از جوامع مختلف مستقیماً به خانواده وابسته است. به عنوان مثال، در یک فرهنگ کهن مفروض است که مرد مسئول خوردن جسد مرده والدین خود بوده است، و در فرهنگ دیگر، مردی که می خواست ازدواج کند و خواستگار عروس بود باید برای پدر عروس به عنوان مهریه سرهایی خشک شده از قبیله متخاصم را می آورد. حتی در دوران مدرن، عقیده هایی مربوط به کودکان، خواستگاری، طلاق، ازدواج، والدین، و غیره بطور گسترده وجود دارد. همانطور که ما پیام خودرا به فرهنگ های مختلف منتشر می کنیم، باید یاد بگیریم که به هر طریقی با آنان ارتباط برقرار کنیم، حتی زمانی که هم سو با اعتقادات ما نیست، و مشکلات غیر ضروری ایجاد نکنیم. هم زمان، از نزدیک در خانه، باید کاملاً از آنچه که نفوذ و تاثیر فرهنگ در خانواده ما است، آگاه باشیم.


در نمونه های زیر، به چه طریق هایی فرهنگ در زندگی خانوادگی تاثیر می گذارد؟ چه اصولی را از این آیات می توانیم یاد بگیریم؟


پیدایش۱۶: ۱-۳


پیدایش۳۵: ۱-۴


عزرا۱۰


اول پادشاهان۱۱: ۱


هیچ کدام از ما در یک محیط بسته و ایزوله زندگی نمی کنیم؛ همه ما و خانواده ما تحت تاثیر فرهنگی هستیم که در آن زندگی می کنیم. به عنوان یک مسیحی مسئولیت ما این است همانطور که در درون فرهنگ خود زندگی کنیم بهترین کارها را انجام دهیم، و آنچه را که با ایمان ما هماهنگی دارد تا حد ممکن حفظ کنیم.


چه چیزهایی از فرهنگ خاص شما که به زندگی خانوادگی شما کمک می کنند در هماهنگی با کتاب مقدس هستند؟ چه چیزهایی نیستند؟ چگونه می توانید بهترین تطبیق را بین ایمان خود و فرهنگ خود، بدون کنار گذاشتن حقایق ضروری آن انجام دهید ؟


سه شنبه ۲۱ خرداد


بقای خانواده از طریق فصول تغییر


تغییر یک رخداد غیر قابل گریز و بر هم زننده نظم زندگی در خانواده است، صرف نظر از فرهنگی که در آن زندگی می کنیم. برخی تغییرات مربوط به چرخه زندگی قابل پیش بینی هستند. اغلب تغییرات، مثل مرگ، بلایای طبیعی، جنگ، بیماری، جابجایی خانواده، یا شکست، کاری غیر قابل پیش بینی هستند. بسیاری از خانواده ها با تغییرات اجتماعی و اقتصادی در جامعه و کشورشان مواجه هستند. سایر تغییرات به طور مستقیم به فرهنگ مربوط می شود.


در مثال های زیر برخی از تغییرات بزرگ، حتی آسیب زننده روح وجود دارد که مردم با آن روبرو هستند. با استفاده از تخیل خود، خود را در موقعیت آنان قرار دهید. چطور این تغییرات بر زندگی آنان تاثیر می گذارد؟ چه عاملی به شما می تواند کمک کند که از عهده آن بر آئید؟ به چه شیوه ای ممکن است عکس العمل متفاوتی نشان دهید؟


ابراهیم، ساره، و لوط (پیدایش۱۲: ۱-۵)


هدسه (استر۲: ۷-۹)


دانیال، حنانیا، میشائیل، عزریا (دانیال ۱)


تجربه از دست دادن، تغییر واضطراب از بلاتکلیفی را نسبت به آینده به همراه دارد. بسته به توانایی خانواده برای تطابق یافتن با تغییرات، این تجربه ها می تواند مردم را به سطح جدیدی از رشد و قدردانی بخاطر امور روحانی وادار، یا می تواند به استرس و اضطراب سوق بدهد. شیطان از این تغییرات مختل کننده سوءاستفاده می کند و امیدوار است که تردید و بی اعتمادی به خداوند را ایجاد کند. وعده های کلام خداوند، منابع حمایتی خانوادگی و دوستان، و اطمینان از اینکه زندگی آنان در دست خداوند است، به خیلی از زنان و مردان قهرمان در ایمان کمک می کند که با موفقیت از عهده تحولات حیاتی و مهم زندگی بر آیند.


اگر شما شخصی یا (حتی کل یک خانواده) را می شناسید، که با تغییرات ضربه روحی مواجه بوده اند،آیا کاری انجام داده اید که مشوق و کمک باشد؟


چهارشنبه ۲۲ خرداد


بسوی نسل اولیه ایمان


بعد از مرگ یوشع و کسانیکه هم نسل او بودند، چه بحران ایمانی بوجود آمد؟ (داوران۲: ۷-۱۲).


مطالعات در باره چگونگی انتقال ارزشها و اعتقادات موجود در سازمان هایی همچون کلیسا به نسل بعدی نشان می دهد که بنیان گذاران آنان مرتبه خیلی بالایی در تعهد به ایمان داشته اند. آنان کسانی بودند که از اعتقادات حمایت می کردند. اما پس از یک یا دو نسل، بسیاری بینش اصولی را که ستون فقرات ارزش ها بود از دست دادند. آنها ممکن است با تشکیلات همراهی کنند، ولی اغلب از روی عادت. در نسل های بعدی عادت ها به صورت سنت ها و رسوم متبلور شدند. شور و اشتیاق بنیان گذران اولیه دیگر موجود نیست.


گفته شده که خداوند نوادگانی ندارد و فقط دارای فرزندان می باشد. این به چه معنی است؟ همچنین یوحنا ۱: ۱۲، ۱۳؛ ۳: ۷؛ اول یوحنا۵: ۱ را مطالعه کنید.


روشی رایج برای انتقال ارزش ها از طریق نسل های قدیمی مسیحیت به نسل های بعدی متعلق به افراد مُسن بوده است که به سادگی به جوانان در باره آنچه که اعتقاد دارند گفته اند. با این حال یادگیری اعتقادات والدین یا آنچه کلیسا معتقد است، اعتقاد شخصی نیست. یک مسیحی بودن بیشتر از آن است که متعلق به یک سازمان و یا یک عقیده دینی باشد. ایمان واقعی چیزی ژنتیکی نیست، چیزی نیست که به طور طبیعی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. هر کسی نیاز دارد مسیح را شخصاً بشناسد. والدین تنها می توانند تا حدی این کار را انجام دهند. کلیسا به عنوان کلی و والدین بطور خاص نیاز است هر کاری انجام دهند تا محیطی ایجاد کنند که جوانان بخواهند انتخاب درست را در آنجا انجام دهند، اما در نهایت، هر نفر در هر نسل می تواند تصمیم بگیرد که مژده نیکو(انجیل) را نگاه دارد یا از دست بدهد.


جو، از مکتب بی خدایی و الحاد می آید، و پس از یک تجربه تغییر قدرتمند، به کلیسای ادونتیست ملحق می شود. او با یک زن ادونتیست ازدواج می کند و صاحب چند فرزند می شود، که البته همه در ایمان بزرگ میشوند. او یک روز، درباره شرایط روحانی فرزندانش فکر می کرد، و به خودش گفت: « ایکاش فرزندانم تجربۀ مرا می داشتند! » اگر شما آنجا بودید، چه به او می گفتید؟


پنجشنبه ۲۳ خرداد


گرداندگان قرن بیست و یکم


یوجین پترسون در کتاب مقدس تفسیری معروف خود بنام « پیام » کلمه پیام را بجای « انجیل » بکار برده است. خبر خوش در باره عیسی به واقع پیامی است که جهان امروزی همچنان به آن نیاز دارد. خانواده های مسیحی فراخوانده شده اند که با هم انجیل را تجربه کنند و آنرا با هر فرهنگی که زندگی می کنند به اشتراک بگذارند.


چگونه واژه «پیام » را با استفاده از آیات زیر خلاصه می کنید؟ متی ۲۸: ۵-۷؛ یوحنا۳: ۱۶؛ رومیان ۱: ۱۶، ۱۷؛ اول قرنتیان ۲: ۲؛ دوم قرنتیان ۵: ۱۸-۲۱.


اولین خبری که شاگردان مسیح به همه جا مخابره کردند، قیام مسیح بود. امروزه خانواده های مسیحی به این صف طولانی از شاگردان خبر رسان مسیح متصل می شوند که این را اعلام کنند که: « او قیام کرده است، همانطور که خودش گفت » (متی۲۸: ۷). واقعیت رستاخیز باعث می شود که همه نبوت های دیگری که مسیح در مورد خودش، در باره خدا و عشق او به گناهکاران، در باره بخشش، و در باره اطمینان از زندگی ابدی بواسطه ایمان به او گفت موثق و معتبر باشد.


عشق پرشور به انجیل. کلام خداوند، نظری اجمالی از زندگی پیروان اولیه عیسی را نشان می دهد. آنها درب خانه های خود را برای مطالعه کتاب مقدس باز کردند؛ آنها با هم دعا کردند، با هم غذا خوردند، و پول و هر آنچه را که داشتند با هم تقسیم کردند، و از یکدیگر مراقبت کردند. تمامی اهل خانه پیام را با تمامی دل پذیرفتند. همه «پیام» را پذیرفتند. آیا همۀ آنان بطور ناگهانی بی عیب و نقص شدند؟ نه. آیا در میان آنان اختلاف و تضاد وجود داشت؟ بله. اما به نوعی این پیروان مسیح متفاوت بودند. آنها نیازهای خود را برای خدا و یکدیگر بیان کردند. آنها اولویت را در وحدت و هماهنگی در خانه و کلیسا قرار دادند، و تلاش کردند دعای عیسی در باغ جستیمانی را برآورده کنند( یوحنا۱۷: ۲۰-۲۳). آنان شاهدانی بی باک برای یکدیگر و برای بی ایمانان بودند، و حتی زندگی خودشان را برای اعتقاداتشان به خطر انداختند.


بنابراین ما هم باید همینطور باشیم. حتی در عصر حاضر که نسبت به امور خدایی بدبین هستند؛ ولی اگر چیزی مهیج در سخنان ما وجود داشته باشد، مردم همچنان برای شنیدن هیجان داشته و گوش جان می سپارند.روح القدس اشتیاق دارد که قلب انسان را با هیجان درباره انجیل پر کند. هنگامی که خبر خوش به واقع در قلبهای ما خوش بشود، همانگونه که در کلام خدا چنین است، مشارکت به طور ناخودآگاه و غیر قابل توقف میشود.


چه تغییراتی باید در خانواده خودتان صورت پذیرد تا برای اعلان و مشارکت «پیامی» که برای آن فرا خوانده شده ایم، قاصد و منادی بهتری باشیم؟


جمعه ۲۴ خرداد


تفکری فراتر: از نوشته های الن جی وایت، «دربارگاه بابل» صفحات ٤٧۹-٤۹٠، از کتاب انبیا و پادشاهان؛ «کلام هشدار»، صفحات ٣٢٤ و ٣٢۹؛ «افراد با خدا احترام نمی شوند»، صفحات ٣٣٠ و ٣٣١ از کتاب کارگران انجیل؛ «شادمانی در خدا»، صفحات ١١۵-١٢٦، از کتاب گامهایی بسوی مسیح را مطالعه نمائید. (توجه: این صفحات مربوط به کناب مرجع به زبان انگلیسی است).


افراد با خدا مورد احترام واقع نمی شوند. « دین مسیحیت شخص ایمان دار را به سطح بالایی از فکر و اندیشه و رفتار متعالی می رساند، در عین حال و هم زمان، به تمام نژاد بشر که بواسطه قربانی شدن پسر خداوند «مسیح» که بطور یکسان خریداری شده اند، هدف و عشق خداوند را بیان میکند. در زیر صلیب عیسی مسیح، ثروتمند و فقیر، عالم و عامی، با یکدیگر ملاقات می کنند، بدون توجه به اینکه متعلق به چه طبقه ایی از جامعه باشند. همه امتیازها یا برتری های دنیوی که دارند فراموش میشوند، و همانطور که ما به مسیح نگاه می کنیم گناهان ما بخشیده می شوند. از خود گذشتگی، تسلیم، محبت بیکران او که در مقام والایی در آسمان بود شرمساری را بر فخر، نفس پرستی، و رتبه اجتماعی انسان قرار میدهد. دین مقدس مسیحیت نشان می دهد آن اصولی که در آسمان بنا شده اند، همه کسانی که از طریق حقیقت تقدیس شده اند را یکپارچه می کند. و با همه به عنوان کسانیکه روحشان به واسطه خون مسیح خریداری شده است و متعلق به او هستند، یعنی کسی که آنان را به سوی خداوند باز می گرداند، بطور یکسان رفتار می کند ». الن جی وایت. —Ellen G. White, Gospel Workers, p. 330.


سوالاتی برای بحث


۱. به عنوان یک کلاس، در مورد پاسخ های خود در روز یک شنبه بحث کنید.


۲. چه اصولی را می توانیم از نقل قولهای بالا از نوشته های اِلن جی وایتبیابیم که اگر در زندگی خانوادگی ما اعمال شوند، تغییرات اساسی در آن ایجاد می کنند؟


۳. کلیسای محلی شما در پرورش نسل جوان ایمان دار، چقدر خوب عمل کرده است؟ شما به عنوان یک کلاس برای کمک به کلیسا در این مورد چه می توانید بکنید؟


۴. چالش های تلاش برای انتقال ایمان از یک نسل به نسل دیگر چه هستند؟


۵. فرهنگ چه تاثیرات خوبی بر روی زندگی خانوادگی شما می گذارد، و به چه طریق تاثیرات شریرانه می گذارد؟


داستانهای ایمانداران


۲۵ خرداد


نیروگاهی برای خدا


توسط اندرو مک چسنی


پیرمردی برای خرید در یک فروشگاه که توسط خانواده ای اداره می شد در دِلسی نیسِلی در حومه وِست ویرجینیا قرار داشت، توقف کرد.


او گفت: «دوست دارم تا شما را در این سبت در کلیسا ببینم».


دِلسی نمی خواست که برود. او در یک کلیسای ادونتیست روزهفتم بزرگ شده بود و در مدرسه های ادونتیست شرکت کرده بود. اما کلیسا را به هنگام جوانی ترک کرده بود و ازدواج کرده و یک فروشگاه تولیدات مزرعه و خواربارفروشی و و اره برقی را باز کرد.


هنوز نمی خواست تا جواب رد به مرد بدهد؛ کسی که نامش کِستر اِرکسین بود که او را از دوران کودکی می شناخت.


کستر عادت داشت تا هر سبت به مزرعه والدینش رانندگی کند و خواهر و یازده برادرش را سوار ماشین و صندوق عقب ماشین کند و آنها را به کلیسا ببرد.


و حالا کستر در فروشگاه منتظرجواب برای دعوتش بود.


دلسی گفت: «من لباس مناسبی ندارم». کستر هفته بعد بازگشت و دلسی بهانه ای دیگر تراشید.


او گفت: «باشد، اگرمریض نباشم خواهم رفت».


آن جمعه، او به خاطر لخته شدن خون که جدی بود در بیمارستان بستری شد. این مسئله او را ترسانید و تصمیم گرفت تا سلامتی را به عنوان یک بهانه برای نرفتن به کلیسا به کار نگیرد.


بعد از دو هفته ماندن در بیمارستان، کستر در کنار فروشگاه ایستاد و کتابی بنام «قانون بین المللی یکشنبه» را درد دست داشت که در مورد چگونگی تغییر روز سبت به روز یکشنبه بود. بعدازظهر آنروز دلسی کتاب ۹۴صفحه ای را خواند که توسط کشیش اِی ژان مارکوسن نوشته شده بود و صفحات را یکی پس از دیگری علامتگذاری نمود. او کتاب را در آن عصر دوباره خواند و روز بعد برای بار سوم آنرا خواند. او با خود فکر کرد که: «من به مرکز تحصیلی و کلیسای ادونتیست رفتم و همه اینها را می دانم. چرا در این مدت در کلیسا نبودم؟»


دلسی به مجله ادونتیست میشن گفت:«من یک علت خوب به ذهنم نرسید. بنابراین، من به کلیسا رفتم و بعد از آن حتی یک سبت را جا نگذاشتم و رفتم».


امروز دلسی که سرزنده است و ۶٣سال سن دارد با لبخندی آماده بر لبان، نیروگاهی برای خداست. او بسیاری از جلسات بشارتی را رهبری نموده است؛ که این شامل جلساتی می شد که در طی کمپین ایالتی بشارت که توسط هدایای بشارتی سیزدهمین سبت بنیان گذاری شد. او همچنین دارای هزاران مرکز مطالعات مکاتبه ای کتاب مقدس است و بسیاری از مردم به خاطر تاثیرش تعمید گرفته اند.


دلسی گفت خدا بایستی شوخ طبع باشد. ازآن لحظه ای که او ادعا کرد که چیزی را برای پوشیدن برای کلیسا ندارد و کمد لباسش پر شده است.


او گفت: «خداوند از آن زمان تا کنون مقرر داشت تا لباس های مناسب زیادی داشته باشم».


درس دوازدهم ۲۵-۳۱ خرداد


آنها در خانه شما چه دیده اند؟






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: اشیعا۳۸: ۳۹؛ اول قرنتیان ۷: ۱۲-۱۵؛ اول پطرس۳: ۱، ۲؛ عبرانیان ۶: ۱۲؛ ۱۳: ۷؛ سوم یوحنا ۱۱؛ اشعیا ۵۸: ۶، ۷، ۱۰، ۱۲.


آیه حفظی: « امّا شما، نژادی برگزیده و کاهنانی هستید که به پادشاهی رسیدهاید. شما ملّتی مقدّس و قوم خاص خدا هستید تا کارها و صفات عالی خدایی که شما را از تاریکی به نور عجیب خود دعوت کرده است، به همه اعلام نمایید »(اول پطرس۲: ۹).


شاید ما به مرحله ای از زندگی دست یافته ایم، که باید از خداوند ممنون بود بخاطر اینکه زندگی ما (حد اقل برای زمان حاضر) در وضعیت خوبی است: خانواده ما، کار ما، سلامتی و امور مالی ما خوب هستند. یا ممکن است اوضاع خوب نباشد؟ ممکن است در خانه شما، در حال حاضر، درد و پریشانی باشد؟ در هر صورت، هنگامی که کسی برای دیدن شما به خانه شما می آید، مانند فرستادگانی از بابل، کسانیکه پادشاه حزقیال را ملاقات کردند، شما چه جوابی می توانید به سؤالی که بعداً اشعیا نبی از پادشاه پرسید، بدهید؟ « آنها در خانه شما چه دیده اند »(اشعیا ۳۹: ۴).


مردم در خانه شما چه می بینند؟ فرشتگان آسمانی چه می بینند؟ چه نوع روحی در خانه شما نفوذ دارد؟ آیا می توان «بوی عطر» دعا را در آن حس کرد؟ آیا مهربانی، بخشش، محبت، یا تنش، خشم، نفرت، تلخی و اختلاف در آن وجود دارد؟ آیا اگر کسی در آن خانه قدم بگذارد می تواند فکر کند که مسیح در آن خانه جای دارد؟ اینها سؤالاتی مهم هستند که برای همه ما در باره اینکه خانه ای که ما ایجاد کردهایم چگونه خانه ای است وجود دارد. این هفته به برخی از این مسائل که می تواند زندگی خانگی شگفت انگیزی را، با وجود همهِ تنش ها و کشمکش های اجتناب ناپذیر که امروزه در خانه با آن روبرو هستیم، بوجود آورد را مورد مطالعه قرار می دهیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۲ ژوئن آماده شوید.


یکشنبه ۲۶ خرداد


یادگیری از اشتباه پادشاه


شرح داستان شفای حزقیا و ملاقات فرستادگان بابلی را مطالعه کنید. دوم تواریخ ۳۲: ۲۵، ۳۱؛ اشعیا ۳۸؛ ۳۹.


کلام خداوند اشاره می کند که پیام آوران به بهبودی معجزه آسای حزقیای پادشاه علاقمند بودند. در هر حال، به نظر می رسد که حزقیای پادشاه در مورد تجربه شفای خود، سکوت کرده است. او به چیزهایی که قلب های سفیران کنجکاو را به روی شناخت خداوند می گشاید، تاکید نورزید. تضاد بین شکرگزاری او بخاطر شفا در باب ۳۸ و سکوت او در باب ۳۹، در باره این مسئله قابل توجه است.


« خدا او را ترک کرد تا او را آزمایش کند ». شرح این دیدارمهم ترین رویداد قابل توجه بود؛ که هنوز، هیچ سابقه ای از اینکه حزقیا به دنبال رهنمود ویژه ای در باره آن در دعا از طرف انبیا یا کشیشان باشد، وجود ندارد، یا اینکه خداوند در آن مداخله کرده باشد. تنها، دور از چشم همگان، بدون مشاوره با مشاوران روحانی، ظاهراً، حزقیا اجازه می دهد کار


خداوند در زندگی او و زندگی مردمش، از ذهنش دور شود. قصد مورخان در دوم تواریخ ۳۲: ۳۱ ممکن است این باشد که نشان دهند که چقدر به آسانی برکات خداوند می تواند بعنوان یک حق در نظر گرفته شود و چقدر دریافت کنندگان رحمت او جسارت دارند تا بگویند که خود کفا هستند و آنچه بدست آورده اند نه از روی رحمت خدا بلکه با کوشش خودشان بوده است.


در زیر برخی درسها درباره وفاداری در زندگی خانوادگی وجود دارد که می توانند از تجربه های مختلف زندگی حزقیا باشد. شما به چه چیزهای دیگری می توانید فکر کنید؟


هر دیدار از خانه های مسیحیان توسط مردم می تواند فرصتی برای ملاقات آنان با پیروان مسیح در آن خانه باشد. احتمالاً، تعداد کمی از میهمانان یا بازدیدکنندگان سر صحبت را در باره مسائل روحانی باز می کنند. مسیحیان باید راهی پیدا کنند که با حساسیت و مناسب بودن در فرصت مناسب خبر خوش را با آنان به اشتراک بگذارند.


مسیحیان فراخوانده نشده اند که وضعیت مادی یا دست آوردهای خود را به نمایش بگذارند، اگرچه آنها ممکن است فکر کنند که آنچه را که دارند به عنوان برکات خداوند شناخته می شوند. آنها فراخوانده شدهاند « تا کارها و صفات عالی خدایی که [آنان] را از تاریکی به نور عجیب خود دعوت کرده است، به همه اعلام نمایند » (اول پطرس ۲: ۹). یا، از تجربه حزقیا استفاده کنید به عنوان مثال، که بیان می کند، آنان مرده بودند، اما مسیح آنان را شفا بخشید؛ آنها در گناهانشان مرده بودند، و مسیح آنها را زنده کرد و جایگاه آنان را در آسمان قرار داد ( افسسیان ۲: ۴-۶).


به چه روش هایی قادر هستید تا از خانه خود برای شهادت به دیگران استفاده کنید؟ چگونه می توانید، ایمان خود در عیسی مسیح را با دیدارکنندگان از خانه تان به اشتراک بگذارید؟


دوشنبه ۲۷ خرداد


نخست خانواده


این طبیعی است که نخستین دریافت کنندگان سعی و تلاش ما در به اشتراک گذاشتن انجیل، افراد درون خانواده ما هستند. و هیچ ماموریتی از این مهم تر نیست.


چه نتیجه ای می توان از یوحنا ۱: ۴۰-۴۲ درباره به اشتراک گذاشتن ایمان در درون خانواده گرفت؟ همچنین تثنیه ۶: ۶، ۷؛ روت ۱: ۱۴-۱۸ را مطالعه کنید.


یک گزارش مهیج. اندریاس فراتر از گزارش یک خبر به پیش رفت؛ او برای برادرش، شمعون(پطرس)، یک ملاقات با عیسی مسیح ترتیب داد. خبر پرشور در باره مسیح و معرفی او به عنوان یک شخص چه فرمول ساده ای برای به اشتراک گذاشتن کلام خدا با افراد فامیل در درون خانه های ما خواهد بود! بعد از معرفی، اندریاس خود را عقب می کشد.


از آن به بعد، مسیح و پطرس روابط خودشان را ادامه دادند.


کمک به کودکان برای قرار گرفتن در جایگاه ایمان. اغلب در خانه، فرزندان به عنوان دریافت کنندگان کلام خداوند نادیده گرفته شوند. و والدین در این مورد که فرزندان به سادگی می توانند جذب مسائل روحانی خانواده شوند، اشتباه فکر می کنند. و نباید این را به عنوان یکی از عطایا فرض کرد. در حالی که کودکان و نوجوانان از مدل هایی که مشاهده می کنند یاد می گیرند، همچنین این حقیقت وجود دارد که این اعضای جوان خانوادۀ خداوند نیاز به توجه جداگانه و نیاز به تجربه شخصی دارند تا شخصاً خود را به مسیح معرفی کنند. تثنیه ۶ به این نکته مصرانه اشاره می کند: باید به مؤثرترین نوع آموزش دینی توجه داده شود. عادات روحانی در پرستش شخصی و خانوادگی در خانه برقرار شود. باید زمان کافی و تلاش جدی برای کودکان و نوجوانان در خانه در نظر گرفته شود.


ما از تلاش های بشارتی نعومی چه می توانیم یاد بگیریم ؟ روت ۱: ۸-۲۲.


روت، نعومی را در تلخ ترین لحظات دید: هنگامیکه او سعی می کرد که عروسش را مجبور کند که به دنبال او نرود، خشمگین و افسرده بود، او سخت از دست خداوند آزرده بود زیرا خداوند را مقصر ازدست دادن شوهر و پسرش می دانست ( روت۱: ۱۵، ۲۰، ۲۱). هیچ شهادتی شیواتر و رساتر از این نیست که روت می توانست نشان دهد که جوانان می توانند خداوند متعال را ملاقات کنند و متعهد نسبت به او باشند حتی زمانیکه از طریق والدین نالایق با او آشنا شوند.


چگونه مفهوم خانواده به عنوان مهم ترین مکان بشارت بر نگرش شما در قبال افرادی که با شما زندگی می کنند، تاثیر می گذارد؟ به عنوان یک خانواده با هم فعالیت کنید و لیستی از تلاشهایی که می توانید انجام دهید تا خویشاوندان نجات نیافته شما را بسوی مسیح هدایت کند، تهیه کنید.


سه شنبه ۲۸ خرداد


آرامشی که پیروز می شود


عهد جدید چه توصیه ای درباره ازدواج هایی که بوسیله مذهب جدا شده اند، می کند؟ اول قرنتیان ۷: ۱۲-۲۵؛ اول پطرس ۳: ۱، ۲.


برکت یافتن بوسیله داشتن همسر مسیحی. در اول قرنتیان پولس در خصوص تغییر دین دادگان واکنش نشان می دهد که همچنان با همسر بی ایمان خود که ممکن است وهن نسبت به خداوند و تباهی برای خانواده بیاورند، واکنش نشان می دهد. پولس چنین چیزی نمی گوید. . تقدس ازدواج و روابط زناشوئی پس از تغییر دین شریک زندگی باید ادامه یابد. حضور یک شریک زندگی مسیحی، دیگر شریک زندگی و فرزندان را « تقدیس» می کند. کلمه « تقدیس» باید به این معنا باشد که همسر بی ایمان با ادامه زندگی با شریک زندگی مسیحی می تواند از برکات فیض خداوند بهره مند گردد.


شنیدن این مسئله غم انگیز است که، شریکِ بی ایمان زندگی، تصمیم به جدائی بگیرد. اگرچه عواقب آن جدی خواهد بود، کلام رحمت آمیز خداوند ما، همیشه از حق آزادی انتخاب انسان حمایت می کند « اجازه بده او انجام دهد ». « امّا اگر بی ایمان جدایی نماید، بگذارش که بشود زیرا برادر یا خواهر در این صورت مقید نیست و خدا ما را به سلامتی خوانده است » (اول قرنتیان ۷: ۱۵).


فراخوانده شده برای زندگی در آرامش. واضح است که اولویت کلام خدا این باشد که، با وجود چالش ها در خانه ای که از نظر مسائل روحانی اختلاف وجود دارد، این امکان وجود دارد که راهی برای حکومت صلح و آرامش مسیحی پیدا کرد. امید است که ازدواج صدمه نبیند و سالم نگاه داشته شود، تا شاهدی از پیروزی انجیل در میان مشکلات باشد، و راحتی شریک زندگی را بعنوان یک ایمانداربرای او تامین نماید، اگرچه او ایمان دار نیست.


چه چیزی ممکن است باعث محدودیت مسؤلیت همسر نسبت به همسر بی ایمان بشود؟


محبتی عاشقانه، وفاداری تزلزل ناپذیر، خدمتی فروتنانه، و شاهدی خوش آیند از طرف ایمان دار بزرگترین احتمال را، برای پیروز شدن بر همسر غیر مسیحی ایجاد می کند. تسلیم بودن در ازدواج مسیحی از احترام گذاشتن به مسیح نشأت می گیرد ( مقایسه کنید در افسسیان ۵: ۲۱). هنگامیکه همسر بوسیله اطاعت مسیحی با شریک بی ایمان ارتباط پیدا می کند، همیشه اولین وفاداری را نسبت به مسیح نشان می دهد. ایمان به وعده های خداوند بر محافظت از زندگی همسر، او را ملزوم نمی کند تا از دستان آزاردهنده شریک زندگی خشن رنج ببرد.


آیا کسی در کلیسای شما وجود دارد که با همسر بی ایمان خود در حال کشمکش باشد؟ اگر وجود دارد، با چه روشهای عملی، می توانید به او کمک کنید؟


چهارشنبه ۲۹ خرداد


زندگی خانوادگی برای به اشتراک گذاشتن است


در آیات زیر، واژه های « پیروی » یا « تقلید » را ردیابی کنید. این عبارات در بارۀ روندِ تبدیل شدن به یک مسیحی و رشد روحانی چه می گویند؟ فکر می کنید که آنها در باره رابطه بین الگو سازی و شاهد بودن، چه پیشنهاد می کنند؟ اول قرنتیان ٤: ١٦، افسسیان ۵: ۱؛ اول تسالونیکیان ۱: ۶؛ عبرانیان ۶: ۱۲، ۱۳: ۷؛ سوم یوحنا ۱۱.


تاکید عهد جدید بر تقلید، بر نقش مهمی از الگو سازی در روند یادگیری اذعان دارد. مردم تمایل دارند که شبیه کسی یا چیزی بشوند که آنها آن را مشاهده می کنند. این اصل، بطور کلی و به ویژه در روابط درون خانه، جایی که معمولاً تقلید از آنجا شروع می شود، بکار می رود. کودکان از والدین و خواهران و برادران خود تقلید می کنند؛ اغلب زوج هایی که ازدواج کرده اند از یکدیگر تقلید می کنند. این مفهوم نشان دهنده، این سرنخ مهم است که چگونه زوج ها و خانواده های مسیحی می توانند شاهدی مسیحی برای زوج ها و خانواده های دیگر باشند.


قدرت تاثیر اجتماعی. ما از درون خانه های خودمان شهادت می دهیم، زمانیکه فرصت هایی برای دیگران ایجاد می کنیم تا ما را مشاهد کنند و از رفتار ما بطریقی الگو بگیرند. بسیاری از الگوهای خوب و ساده ازدواج یا روابط خانوادگی برای پیروی کردن برخوردار نیستند. دیگران ممکن است در خانه ما ببینند که چگونه روح مسیح تغییر ایجاد می کند. « نفوذ اجتماعی » به نوشته اِلن جی وایت « قدرت فوق العاده ای است ». ما می توانیم از آن استفاده کنیم، چنانچه بخواهیم به عنوان یک راه حل از آنها بهره بگیریم». الن جی وایت. — The Ministry of Healing, p. 354


به عنوان یک زوج متاهل، زوج های دیگر را برای صرف خوراک، مشارکت، مطالعه کتاب مقدس دعوت کنید، یا درهنگام برنامه های رشد زناشویی، با هم حاضر شوید و برای دیدار کنندگان الگو باشید. نمایش تقابل، تصدیق، معاشرت، حل کشمکش ها، پذیرش تفاوت ها، گواهی از زندگی خانوادگی در مسیح است.


با این حال، در این چارچوب، همیشه باید مراقب چه چیزی باشیم؟ ارمیا ۱۷: ۹ ؛ یوحنا ۲: ۲۵؛ رومیان ۳: ۲۳.


از پیروان مسیح تبعیت کنید. همه الگوهای انسانی معایبی دارند، با این حال، یک خانه مسیحی در جایگاه یک شاهد، یک نمونه کاملِ مطلق نیست. مفهوم عهد جدید از تقلید، فراخوانی برای افراد است، تا ایمانداران یعنی کسانیکه مسیح را پیروی می کنند را پیروی کنند. مراد این است که افراد مفهوم ایمان مسیحی را درک کنند، همانطور که آنها، اثبات ایمان مسیحی را در زندگی دیگران که به عنوان یک انسان شبیه آنان می توانند جایز الخطا باشند، ببینند.


چه کاری می توانید در خانه خود انجام دهید تا نمونه بهتری به عنوان شاهدان مسیحی باشید؟


پنجشنبه ۳۰ خرداد


مراکز اشاعۀ دوستی


مراجع کتاب مقدسی را در مورد مهمان نواری با حوادث واقعی که در چندین خانواده کتاب مقدسی در زیر ذکر شده اند مقایسه کنید. اشعیا ۵۸: ۶، ۷، ۱۰-۱۲؛ رومیان ۱۲: ۱۳؛ اول پطرس ۴: ۹. به ویژگی های مهمان نواری که شرح داده شده اند توجه کنید.


ابراهیم و سارا ( پیدایش ۱۸: ۱-۸)


ربکا و خانواده اش( پیدایش ۲۴: ۱۵-۲۰؛ ۳۱- ۳۳)


زَکّی( لوقا ۱۹: ۱-۹)


مهمان نوازی با تامین نیازهای اولیه شخص مهمان برای استراحت، خوراک، مصاحبت مرتبط است. این بیان ملموسی از محبت ورزیدن از روی از خودگذشتگی است. عیسی برجستگی الهیاتی را با مهمان نوازی ملحق نمود، هنگامیکه با اطعام گرسنگان و سیراب نمودن تشنگان اعمال خدمتگزاری را تعلیم داد ( متی ۲۵: ۳۴-۴۰). استفاده از خانه های خود برای خدمت می تواند از دعوت کردن همسایگان برای خوراک تا بنیان مهمان نوازی، یعنی دادن یک اتاق به یک قربانی آزار و سوء استفاده باشد. این ممکن است شامل یک دوستی ساده، فرصتی برای پیشنهاد دعا کردن برای کسی، یا اداره کردن جلسات مطالعه کتاب مقدس باشد. مهمان نوازی واقعی از قلب کسانیکه با عشق خداوند لمس شده اند سرچشمه می گیرد و می خواهند عشق خود را با کلمات و اعمال خود بیان کنند.


گاهی خانواده ها شکایت می کنند که آنها امکانات، وقت و یا انرژی برای مهمان نوازی ندارند. بعضی دیگر احساس بی دست و پایی، ناشی گری، بی تجربه ای، و نا اطمینانی در مورد دست یابی به هدفشان یعنی آنچه که خانواده ها در نظر دارند در ارتباط با بی ایمانان به آن برسند، دارند. برخی دیگر می خواهند ازعواقبی که زندگی آنان ممکن است در اثر رفت و آمد با دیگران دچار شود، دوری کنند.


بسیاری از خانواده های زمان معاصر مهمان نوازی را با سرگرم کردن دیگران اشتباه گرفته اند.


به چه روش هایی زندگی شما، شرایط روحی شما را منعکس می کنند؟


جمعه ۳۱ خرداد


تفکری فراتر: « یک شاهد مسیحی قدرتمند » صفحه ۳۵- ۳۹؛ « رفتار با همدم بی ایمان » ص ۳۴۸- ۳۵۲، از کتاب خانه ادونتیست؛ « بشارت در خانواده، ص ۳۴۹- ۳۵۵، از کتاب بشارت از طریق شفا؛ سفیران بابل، ص ۳۴۰- ۳۴۸، از کتاب انبیا و پادشاهان از نوشته های الن جی وایت را مطالعه کنید.


قدرت خانواده در کار بشارت. « قوی تر از هر موعظه ای ، تاثیر یک خانه مسیحی واقعی در قلب ها و زندگی انسان ها است.... « حوزه نفوذ ما ممکن است به نظر محدود برسد، توانایی ما کم باشد، فرصت های ما اندک باشد، دانش ما محدود باشد، اما با این حال برای ما امکان شگفت انگیزی از طریق ایمانمان برای استفاده از این فرصت ها که در خانه ما پیش می آیند، وجود دارد ». الن جی وایت.


—Ellen G. White, The Ministry of Healing, pp. 352, 355.


سوالاتی برای بحث


۱. از هرکسی در کلاس بپرسید که آیا کسی در خانه بر روی آنان برای قبول مسیح تاثیرگذار بوده است. تنها در مورد آنچه که تاثیر گذار بوده بحث کنید. کلاس از این تجربه چه چیزی می تواند یاد بگیرد؟


۲. به عنوان یک خادم، با چه روش های عملی می توانید به خانواده ای که یک همسر بی ایمان دارد کمک کنید؟


۳. به عنوان یک کلاس، درباره بعضی از فشارها در خانه که بر ضد ایمان است، صحبت کنید. یک لیست از این موارد بنویسید، سپس از میان آنها، راه حل های ممکن را بپرسید.


۴. زندگی خصوصی مسیحیان به عنوان وسیله ای برای شهادت دادن به فرزندان، همسران بی ایمان، و دیگر بستگان و دیدارکنندگان است. ممکن است به شراکت گذاشتن ایمان در خانه با یک نفر دوست، یا مصاحبت با وابستگان و میهمانان، برای اشاره به منجی کامل، همیشه در حد کمال نباشد ولی چنانچه سخاوتمندانه از میهمانان پذیرایی کرده و بگویند که این میهمانی بخاطر عیسی مسیح است، می توانند به زندگی دیگران فیض عطا نموده و آنان را تحت فیض منجی قرار دهند. بخاطر اینکه شاهد بهتری از فیض باشید، برای کسانی که به دربهای خانه شما قدم می گذارند چه خواهید کرد؟


داستانهای ایمانداران


۱ تیر


ستایش خدا با ویروس ایدز


توسط اندرو مک چسنی


ماریا سامبو ویروس ایدز دارد و خدا را ستایش می کند.


ماریا در یک خانواده ادونتیست روز هفتم در روستای نیکوآ دالا واقع در موزامبیک به دنیا آمد و در سن هفت سالگی تعمید گرفت. روستایی که در آن زندگی می کرد دبیرستان نداشت؛ بنابراین او به کیلیمانه، تنها به فاصله سی دقیقه به طرف جنوب، نقل مکان نمود تا تحصیلاتش را ادامه دهد. در آنجا دوستان جدیدی یافت که او را با الکل و تنباکو آشنا کردند.


والدین ماریا تا بعد از آنکه ازدواج کرد نمی دانستند که او سیگار می کشد و نوشیدنی الکل می نوشد. پدرش یک روز به دیدن اوآمد و درحالیکه ماریا سیگار می کشید وارد شد. اوهیچ حرفی نزد؛ اما احساس گناه همه وجود ماریا را فرا گرفت و او تصمیم گرفت که هرگز سیگار نکشد و الکل ننوشد.


ترک سیگار آسان بود، اما ترک نوشیدن الکل به مراتب برای ماریا سخت تر بود. او برای کمک دعا کرد. او گفت که خدا به طریقی غیر عادی پاسخ دعایش را داد. ماریا دچار حملات عصبی شدید شد و و از آن زجر می کشید.


شوهر ماریا از ترس اینکه مبادا او بمیرد، او را برای درمان به آفریقای جنوبی برد. یک پزشک اهل آفریقای جنوبی به او هشدار داد که اگرنوشیدن الکل را ترک نکند در عرض سه ماه جان خود را از دست خواهد داد. ماریا توانست با برنامه ترک اعتیاد چهل و پنج روزه، آنرا ترک کند و وقتی به موزامبیک بازگشت زندگی خود را دوباره وقف عیسی نمود. سپس شوهرش مُرد. شش سال بعد، او خبر شوکه کننده ای دریافت نمود مبنی بر اینکه شوهرش به خاطر ویروس ایدز جان خود را از دست داده بود - و ویروس را به او منتقل کرده است.


او با لبخندی گفت: «از آن زمان تا کنون خدا را جلال می دهم»، و علتش این است که او بیشتر از سالهای عمرش احساس سلامتی می کند. سلامتی من بهتر از قبل از زمانی بود که به ویروس مبتلا شدم و هوش و هواسم سر جایش است. امروز ماریا که مادربزرگ چهار نوه است؛ به عنوان تاجر کار می کند و طلا و سنگهای قیمتی را از روستاهای مختلف خریداری کرده و در نامپولا، سومین شهر بزرگ موزامبیک، می فروشد. اما احساسش این است که آنانی را که به ویروس ایدزمبتلایند، دلگرمی دهد.


او گفت: «بیشتر مردم وقتی می فهمند که مبتلا هستند امیدشان را از دست می دهند. آنها کسی را ندارند که با او حرف بزنند و می میرند». او گفت که ادونتیست ها بایستی دلسوزی خاصی در قلبشان نسبت به کسانی که ویروس ایدز دارند، داشته باشند و به آنها دسترسی پیدا کنند؛ و با آنها دعا کنند و تشویقشان کنند.


او گفت: «من امیدی را که در عیسی دارم و اینکه او بزودی برمی گردد را به اشتراک می گذارم».


بخشی از هدایای سه ماهه اول سیزدهمین سبت ۲۰۱۹برای بازگشایی یتیم خانه برای کودکانی که والدینشان را به خاطر ویروس ایدز در نامپولا از دست داده اند اختصاص یافت.


درس سیزدهم ۱-۷ تیر


چرخش قلب ها در آخر زمان






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: ملاکی ۴: ۵، ۶؛ متی۱۱: ۱۴، ۱۵؛ ۱۷: ۱۰؛ اول پادشاهان ۱۶: ۲۹تا۱۷: ۲۴؛ اول پادشاهان ۱۸: ۲۰- ۴۵؛ متی ۳: ۲.


آیه حفظی: « اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز عظیم و مَهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد. و او دل پدران را بسوی پسران و دل پسران را بسوی پدران خواهد برگردانید، مبادا بیایم و زمین را به لعنت بزنم »(ملاکی۴: ۵، ۶).


زندگی ما مراحل مختلفی دارد. گاهی اوقات از این مراحل به خوبی گذر می کنیم و برخی اوقات به خوبی گذر نمی کنیم. برخی اوقات خانواده ها کامل و سالم و قوی هستند؛ و گاهی اوقات آنها شکننده و ضعیف هستند، حتی از هم پاشیده اند.


در هر صورت، آن مرحله هر چه که باشد، وضعیت ما و خانواده ما در حال حاضر هر چه که باشد، ما می توانیم و باید با وعده های خداوند زندگی کنیم، و با همه قلب و روح خود به آن متصل بمانیم زیرا، در نهایت، آنها تنها امید ما هستند. اما این چه امیدواری بزرگی است! کلام خداوند یک وعده است، و وعده می دهد که، در هر مرحله ای از زندگی ما می توانیم این وعده ها را برای خودمان، عزیزانمان، خانواده مان، و کلیسایمان طلب کنیم. در آخرین هفته از دروس این سه ماهه به برخی از داستان های کتاب مقدس، وعده ها، و تجربه ها در زمینه های مختلف، نگاهی می اندازیم. همانطور که این کار را انجام می دهیم، به دنبال این خواهیم بود که از آن درسهایی برای خودمان در چارچوب زمان حاضر یاد بگیریم. برای شما هر کسی که باشید، هر کجا که باشید، در هر مرحله ای از زندگی که باشید، با کشمکش ها، ترس ها و نگرانی هایی روبرو هستید. خوشبختانه، ما خدایی را عبادت می کنیم که نه تنها می داند که با چه چیزهایی روبرو هستیم بلکه می داند او کسی است که پیشاپیش ما و مشکلات ما حرکت می کند و باید اطمینان داشته باشیم که برای مشکل ما راه حلی هم آماده کرده است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۹ ماه ژوئن آماده شوید.


یکشنبه ۲ تیر


پیشگویی تغییر قلب ها


پیشگویی آمدن ایلیا را با منابع عهد جدید در مورد این رویداد مقایسه کنید. ملاکی ۴: ۵، ۶؛ متی۱۱: ۱۴، ۱۵؛ ۱۷: ۱۰؛ مرقس ۶: ۱۵؛ لوقا۱: ۱۷.


در زمان ملاکی، خداوند از قومش خواست: « شما از ایّام پدران خود از فرایض من تجاوز نموده، آنها را نگاه نداشتهاید. امّا یهوه صبایوت میگوید، بسوی من بازگشت نمایید و من بسوی شما بازگشت خواهم کرد، امّا شما میگویید به چه چیز بازگشت نماییم » (ملاکی۳: ۷). پیامبر مایوس اعلام نمود که یک فرصت دیگر برای احیا داده خواهد شد. فراخوانی بازگشتن بسوی خداوند به ایلیا باز می گردد (اول پادشاهان ١۸: ٣۷). ملاکی آمدن دوباره او را پیشگوئی کرد که « او دلهای پدران را به فرزندان و دلهای فرزندان را به پدران نزدیک میسازد » (ملاکی ٤: ٦). یهودیان این سنت و ایده را پرورش داده اند که ایلیا شخصاً به عنوان طلایه دار و منادی مسیح ظاهر خواهد شد (متی ١۷: ١٠ و مرقس ٦: ١۵ را با هم مقایسه کنید). با این حال، عهد جدید یحیی تعمید دهنده را بعنوان تحقق یافتن پیشگوئی ارائه می کند (متی ١١: ١٤، ١۵؛ لوقا ١: ١۷).


از نظر شما عبارت « چرخش قلبها » به چه معنی است؟


برای آیات زیر چندین کاربرد امکان پذیر است: اشاره به آشتی مردم اسرائیل با خداوند. خداوند به عنوان پدر ( اشعیا ۶۳: ۱۶) از خشم خود نسبت به فرزندانش چشم پوشی کرد ( میکاه ۷: ۱۸، ۱۹) و از آنها خواست که بسوی او برگردند ( اشعیا ۴۴: ۲۲، ملاکی ۳: ۷). این مطلب اشاره به پیوند نسل های بعدی با اجداد وفادارشان از طریق تجدید عهد داشت. فراخوانی نبوی برای امت خدا برای پیروی از ایمان مشایخ (یا ریش سفیدان قوم)، بطور مکرر در عهد قدیم آمده است. ادامه برکت یافتن سرزمین بعنوان مکان سکونت بطور مستقیم با وفاداری عهد مرتبط بود (تثنیه ٤: ٢۹-۳١). این مطلب به بازسازی و بازنوشدگی روابط خانوادگی اشاره می کند. رابطه اولیا و فرزندان تجلی عملی وفاداری عهد با خداست. در اینجا نیز، تحقق یافتن مسئولیت های والدین و فرزندان با ادامه به ارث بردن زمین و برکت خدا به هم تنیده شده است (امثال سلیمان ٢: ٢١).


چه ارتباطی بین بهبود رابطه خداوند و ترمیم رابطه ما در زندگی خانوادگی است؟ چرا باید یک نفر پیش قدم شود؟


دوشنبه ۳ تیر


به هم پیوستن دوباره خانواده


معرفی بعل برای پرستش به قوم بنی اسرائیل توسط ایزابل، همسر صیدونی اخاب پادشاه، باعث شتاب یافتن لغزش و سقوط اخلاقی قوم بنی اسرائیل شد. تعالیم خداوند که باعث متعالی ساختن ازدواج، خانواده، و روابط زناشوئی بودند تحت الشعاع اعمالی مثل زنا، فحشا، و سایر انحرافات اخلاقی قرار گرفتند. در این عرصۀ نزاع بر سر عبادت، ایلیا قدم پیش می گذارد، که نام به معنای « یهوه خدای من است » می باشد، که پرستش بعل را نهی و عتاب می کند.


کدام تجربۀ ایلیا با از بین بردن باورهای بت پرستی در ارتباط است و زندگی تازه ای به خانواده ها می بخشد؟ اول پادشاهان ۱۶: ۲۹تا۱۷: ۲۴؛ رابا لوقا ۴: ۲۵، ۲۶ مقایسه کنید.


ایلیا به عنوان مردی که لعنت خشکسالی را بر روی زمین اعلام نمود، مشخص شده است. خداوند او را در مکانی نامعلوم، در خانه یک بیوه زن فقیر در شهر صرفه که نزدیک صیدون بود، پناه داد. ایلیا بیوه زن فقیر را درصحنه آزمون سختی از طرف خداوند ملاقات کرد، تا از آخرین لقمه نان تنوری که با روغن و آرد پخته می شد بخورد و برای آینده او به خدا اعتماد کند. ایمان او اسطوره شد. عیسی بعدها ایمان او را ستود ( لوقا ۴: ۲۶). زمانی که روغن و غذای اوبرای ایامی چند افزونی یافت، زن مفهوم یهوه را بیشتر درک نمود. سپس تنها پسرش به طور غم انگیزی بیمار شد و درگذشت. او در بیان غم و اندوه خود به ایلیا، آنچه را که از تعالیم دینی به گوشش رسیده بود منعکس کرد که در زمره باورهای غلطی بودکه قوم اسرائیل در آن غرق شده بود مبنی بر اینکه فرزند شخص گناهکار، باید قربانی شود (اول پادشاهان ۱۷: ۱۸؛ را با ارمیا ۱۹: ۵؛ میکاه ۶: ۷ مقایسه کنید).


زنده شدن پسرِ و به هم پیوستن دوباره آنان چه تاثیری بر تجربه روحانی بیوه زن فِنیقی داشت؟ (اول پادشاهان ١۷: ٢٤). از اظهارات او چه چیزی می توانیم یاد بگیریم؟


واکنش مادر، تاثیر پیام ایلیا را آشکار می کند. ایمان به خدا و کلام او بوسیله قدرت او از قلب بر می خیزد، و زندگی دوباره احیا میشود و خانواده دوباره با هم متحد میشود. بسیاری امروزه، ممکن است موافق تعالیمی که موعظه میشود، باشند، اما اشتیاقی به تجربه روحانی آن در خودشان ندارند. به هرحال، زمانیکه افراد حقایق کلام خدا را شخصاً تجربه می کنند، احیا و ترمیم روابط رخ میدهد، و ایمان خیلی با قدرت تر در قلب نفوذ میکند.


برخی از موارد اتحاد دوباره خانواده که هنوز شما منتظر آنان هستید چه هستند؟ چه وعده هایی از خدا درباره تجدید دیدار هستند که شما به آن اعتماد دارید و به شما امید می دهند؟


سه شنبه ۴ تیر


تغییر و چرخش قلب ها در مذبح


اول پادشاهان ۱۸: ۲۰-۴۵ را بخوانید. در خطوط زیر بنویسید که اساساً کّل این قسمت در مورد چیست؟ اگرچه متن کاملاً متفاوت است، چگونه می توان اصولی را که در این داستان به چشم می خورد در زندگی خانوادگی بکار برد؟


در کوه کرمل، ایلیا مشتاق تجدید پیمان قوم خود، و برگشتن آنان به ایمان پدرانشان بود، تا که سلامتی و شفا را به زندگی آنان، به خانه های آنان، و به سرزمین آنان بیاورد.


ساعت قربانی شبانه. بعد از اینکه کاهنان بت پرست در ادعای خود شکست خوردند، نوبت به ایلیا رسید. او هدفمند بود. آن ساعت از روز برای قربانی، توجه به نقشه رستگاری خداوند در قدس را نشان می دهد(باخروج ۲۹: ۴۱ مقایسه شود).


فراخوانیِ « نزدیک شوید » (اول پادشاهان ۱۸: ۳۰) به ما یادآوری می کند که نجات دهنده ما از گناهکاران استقبال می کند(با متی۱۱: ۲۸ مقایسه شود). پدر و مادرانی که از دست خیره سری فرزندانشان رنج می کشند می توانند مطمئن باشند که خداوند آنان را دوست دارد، به همان اندازه که قوم بنی اسرائیل را دوست داشت و به همان اندازه خداوند بی وقفه در کار است که آنان را به راه راست هدایت کند.


تمرکز ایلیا بر روی مذبح خداوند، معادله خود را در زمان ما می یابد زمانی که عیسی و فیض رستگار کننده او خانواده ها را رفعت می بخشد. عبادت خانوادگی فرصتی برای صحبت کردن با خداوند در دعاست، تا در باره او با یکدیگر صحبت کنیم، و به قلبهای خود زمانی بدهیم تا تعالیم وی را منعکس کنیم.


واکنشی را که ایلیا درخواست کرده بود، نشانی خواهد بود از اینکه خدا آنان را بسوی خود بازگردانده است. اول پادشاهان ۱۸: ۳۷ می گوید، که: « باشد که این مردم بدانند ... که قلب های آنان را دوباره به سوی خود بازگردانده ای ». ما نمی توانیم قلب های خود را به سوی خدا بگردانیم؛ ما فقط می توانیم به فیض او پاسخ دهیم، که او بطور رایگان به ما اعطا می کند.


آتش فروبرنده همه چیز از آسمان ساطع گردید، نه بر تقصیرکار بلکه بر حیوان قربانی شده، که به عیسی اشاره دارد، « که به خاطره گناهان ما قربانی شد که ما در او عادل بشمار آییم » (دوم قرنتیان ۵: ۲۱).


اعتراف به گناه و پرستش بر لبان مردم جاری شد. از آنجا که آنان به دعوت خداوند پاسخ نگفتند، کاهنان کذبه هلاک شدند. سپس باران طراوت بخش به لعنت خداوند بر زمین پایان بخشید.


در چه شرایطی خانه شما « مذبح » است؟ به چه روشهای خاصی می توانید، در خانه خود « بازسازی مذبح » را انجام دهید، اگر واقعاً نیاز به مقداری بازسازی دارد؟


چهارشنبه ۵ تیر


تغییر قلب ها در رود اُردن


همراه با نبوت جبرئیل( لوقا ۱: ۱۷) و تائید عیسی از آن به عنوان نبوت ایلیا (متی ۱۱: ۱۴؛ ۱۷: ۱۲، ۱۳)، نویسندگان انجیل تائید می کنند که یحیی تعمید دهنده همان پیام آوری است که راه را برای آمدن خداوند آماده کرد. ( متی۱۱: ۱۰، مرقس۱: ۲، لوقا ۷: ۲۷؛ را با ملاکی ۳: ١ مقایسه کنید).


به جنبه اصلی پیام یوحنا توجه کنید. به چه صورتی پیغام او یکی از عوامل « تغییر قلب» است؟ متی ۳: ۲، ۸؛ ۱۴: ۴؛ مرقس ۱: ۴؛ لوقا ۳: ۳، ۸، ۱۱، ۱۳، ۱۴.


مانند یک کشاورز که زمین سفت را شخم می زند و برای کشت آماده می کند، یوحنا گناه را محکوم می کند و از گناهکاران می خواهد که توبه کنند. طبیعت بشر این چنین است که، بدون خود آزمایی، بدون آگاهی از وضعیت واقعی، نیازی برای احساس به چیز بهتری ندارد. پیام او مردم را بسوی خواسته های مقدس خداوند و نیازشان به عدالت کامل خداوند برگرداند. توبه واقعی همیشه با فروتنی و نگاه به خداوند برای کمک به تغییر رفتار خود را نشان می دهد. با آشکار شدن سطحی بودن ادعای انسان های خودمحور، کسانیکه فقط ادعا می کردند ابراهیم پدر دینی آنان است، او به دنبال باز کردن معنای عمیق تری از ایمان پدرانشان بود.


چگونه پیام یحیی تعمید دهنده راه را برای آمدن مسیح آماده کرد؟ یوحنا ۱: ۳۵- ۳۷، ۳: ۲۷- ۳۰.


یحیی نشان می دهد که عیسی بره (قربانی) خدا بود. هنگامیکه یحیی عیسی را بدین گونه معرفی می کند(یوحنا ۱: ۲۹، ۳۶)، او عیناً مردم را بسوی خدا باز می گرداند.


اندریاس و یکی دیگر از پیروان یحیی، یوحنا، نویسنده انجیل که شرح حال آن زمان را نوشت، پیروی از یحیی تعمید دهنده را رها کردند و از شاگردان عیسی شدند. پیام ایلیا نه تنها نیاز به توبه را اشاره می کند بلکه مشخص می کند کسی که از گناه نجات می یابد، در او شور و شوق برای خداوند ایجاد می شود، و مردم را با خداوند آشنا می کند.


اگر یحیی تعمید دهنده به خانه شما قدم بگذارد، فکر می کنید شما به او چه خواهید گفت؟


پنجشنبه ۶ تیر


چرخش قلب ها بسوی خدا در روز های آخر


در حسی، ما اعضای کلیسای ادونتیست، خودمان را در نقش یحیی تعمید دهنده می بینیم. ندا دادن اصلاحات و توبه در پی آماده کردن راه برای آمدن مسیح بود، ما، به عنوان یک جنبش، باید همین کار را برای بازگشت دوباره مسیح انجام دهیم.


با دعا لوقا ۱: ۱۷ را بخوانید. این کلمات چگونه در بر گیرنده پیام ماست؟


پدر آسمانی ما قلب های فرزندانش را بسوی خودش و به سوی یکدیگر از طریق صلیب عیسی مسیح باز می گرداند. پیام ایلیا از خانواده ها درخواست می کند تا این خبر خوش باورنکردنی را بپذیرند(دوم قرنتیان ۵: ۱۸- ۲۱؛ را با افسسیان ۲: ۱۱- ۱۸ مقایسه کنید) و مردم با فیض خداوند به عنوان ثمره روح، از محصول عشق خداوند پر شوند.


جهان به شدت به مراقبت و دلسوزی غیرخود خواهانه، تعهد پایدار، و پرستش نا متزلزل خداوند دارد. به فیض خداوند، خانواده های مسیحی می توانند چنین چیزی را از خود نشان دهند. البته، ما باید به یاد داشته باشیم که، پیامی که ما برای دنیا داریم برای خودمان نیز هست. تا هنگامیکه اصول انجیل درباره وحدت، عشق، از خودگذشتگی، همگی در ما بارز و آشکار نشود، مخصوصاً در میان خانواده ما، قدرت اشتراک گذاردن با دیگران را نخواهیم داشت.تمامی موعظه های شیوا، تمامی سخنرانی های مرتبط با منطق و استدلال های کتاب مقدسی کفایت نمی کند: جهان به نمونه عملی و آشکارنیاز دارد، به توبه، تغییر قلب ها، عشق، و تعهدی که درباره آن موعظه می کنیم ،تا همه اینها در زندگی ما و مخصوصاً در خانواده ما پدیدار شود. درست همانطور که یحیی تعمید دهنده، قدرت داشت که زندگی ما را با موعظه اش تغییر دهد، ما هم می توانیم همان کار را با فیض خدا انجام دهیم، اما این تنها در حد اینکه فقط تمایل خود را برای همکاری اعلام کنیم، نباید باشد.


ما از طریق عیسی مسیح، بخشی از خانواده آسمانی هستیم. بنابراین، خواه ما یک خانواده یا بیشتر باشیم، همه ما فراخوانده شده ایم که شاهدان خداوند باشیم و ایمان خود را آشکار کنیم و هیچ چیز ی برای دنیا تاثیر گذار تر خانواده نیست که قدرت انجیل را بدون در نظر گرفتن تعداد اعضای خانواده به جهان نشان دهد.


از چه روش خاصی می توانید به کسانی که به شما نزدیک هستند، خواه اهل خانواده و یا افراد دیگر نشان بدهید که آنها را دوست دارید و به آنها اهمیت می دهید؟


جمعه ۷ تیر


تفکری فراتر: از نوشته های الن جی وایت، « کرمل »، ص ۱۴۳- ۱۵۴، از کتاب انبیا و پادشاهان؛ « صدایی در بیابان »، ص ۹۷- ۱۰۸، از کتاب آرزوی اعصار را مطالعه نمائید. (توجه: این صفحات مربوط به کتاب مرجع به زبان انگلیسی است).


« پیام ما همانند پیام یحیی تعمید دهنده باید صریح باشد. او پادشاهان را به خاطر گناهانشان ملامت کرد. با اینکه خطر جانی برای او داشت، او هرگز لبانش را بر روی بازگو کردن این حقیقت نبست. ما در این زمان باید کارمان را با ایمان انجام دهیم ». الن جی وایت. — Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 4, p. 1184.


سوالاتی برای بحث


۱. به عنوان یک کلاس، در مورد ارتباط پیغام ایلیا با کلیسای محلی خود، به بحث و گفتگو بپردازید. چگونه می توانید به کلیسای خود در درک پیام خداوند و نقش آن در کمک به گسترش پیام، کمک کنید؟


۲. از کسانی که مایل هستند بخواهید تا تجربه شخصی خود از تغییر قلب هایشان به سوی مسیح را با کلاس به اشتراک بگذارند. چه تغییراتی برایشان رخ داده است؟ این تجربه چه تاثیری بر زندگی آنان و خانواده آنان گذاشته است؟


۳. اگر ما خودمان را به جای یحیی تعمید دهنده بگذاریم، انتظار داریم تا چه اتفاقی برایمان بیافتد؟ پیام نهفته در این جواب چیست؟


۴. به عنوان یک کلاس، بر روی این پاراگراف کار کنید، نوعی « بیانیه اصول خانواده»که بهترین اصول اندیشه کتاب مقدسی برای خانواده است. از چه معیارهایی برای کمک به طراحی این اصول استفاده می کنید؟ در این سه ماهه در باره شکل گیری این اصول چه یاد گرفته اید؟ آماده باشید تا آن را با کل کلیسا به اشتراک بگذارید.


۵. به عنوان پدر و مادر، چه وعده هایی از خداوند برای آن دسته فرزندان که حداقل در این مرحله از زندگیشان، از خداوند دور شده اند، می توانید طلب کنید؟


داستانهای ایمانداران


۸ تیر


سه آرزوی من


توسط لو شن زیانگ


یکسال پس از این که تعمید گرفتم، برای شغلی جدید برای رانندگی کامیون، فرم تقاضا فرستادم به خاطر این که شغل قبلی ام با سبت مغایرت داشت.


در طی مصاحبه شغلی، متوجه شدم که سه درخواست کرده بودم:


  • کارنکردن در سبت

  • نخوردن گوشت خوک در وعده های غذایی شرکت

  • دوخواست ۵۰۰۰۰دلار تایوان به عنوام وام

رئیس از جسارتی که داشتم حیرت زده شد. اما گفت: « برو و امروز را کار کن؛ بعداً راجع به این موضوع صحبت خواهیم کرد». او خواست تا ببیند که چگونه کار می کنم.


بعد از آنکه روزکاری به پایان رسید، رئیس صدایم زد.


او گفت: «شما می توانید روز یکشنبه را به جای شنبه کار کنید؛ اما چرا گوشت خوک نمی خورید؟»


شرکتی که در آن کار می کرد، به مانند دیگر شرکت ها در تایوان، به کارمندان وعده های غذایی در جعبه را تهیه و فراهم می کرد. او گفت: « گوشت خوک از گوشت مرغ و گاو ارزانتر است، پس چرا نمی خورید؟»


من پاسخ دادم:«این بخاطر اعتقادات دینی ام است».


رئیس برای لحظه ای تفکر کرد. او گفت: « مسئله ای نیست. من به شما گوشت خوک نمی دهم که بخورید. اما در مورد وام پنجاه هزار دلار تایوان چه؟ »


من توضیح دادم که در یک سانحه اخیر با ماشین مجروح شده بودم و پس از پرداخت هزینه های بیمارستان و خرج خرید ماشین جدید، پولی نداشتم.


او گفت: «اگربه شما پنجاه هزار دلار بدهم چگونه بعدا باز پرداخت می کنید؟ آیا هر ماه ده هزار دلار خواهید داد یا شاید هم ماهانه بیست هزار دلار ؟»


من گفتم: «نه، من هر ماه هزار دلار به شما خواهم داد».


رئیس آنچه را که می شنید نمی توانست باور کند. بازپرداخت هزاردلار تایوان در هر ماه به معنی این بود که بیشتر از چهار سال طول می کشید تا وام را بازپرداخت کند.


اما چیزی،یا کسی،رئیس را مجاب کرده بود تا فرصتی به من بدهد و او با درخواست آخرینم موافقت نمود.


شش ماه پس از شروع کار جدیدم، رئیس مرا صدا زد.


او گفت: « من بدهی تو را می بخشم چون کارگرخوبی هستی »


و حالا آنچه که می دیدم را باور نمی کردم. کار کردن برای خدا خوب هست!


قبل از مصاحبه شغلی من دعا کرده بودم «من می خواهم برای شغل جدید مصاحبه داشته باشم؛ اما خدایا می دانی که من این سه درخواست را دارم. پس لطفا شفاعت کن». خدا جواب دعایم را داد.


هنگامیکه کارانجیل را انجام می دهیم، هیچ چیزنمی تواند مانع راهمان شود.


تقریبا با گذشت بیست سال، لو شن زیانگ، ۶۰ساله، کارکردن تمام وقت به عنوان راننده کامیون را ادامه می دهد. او همچنین به عنوان یکی از موثرترین رهبران غیر روحانی کلیسا در تایوان است؛ که سه جماعت سرکش را به کلیساهایی قدرتمند تبدیل کرده است. مطالب بیشتر را می توانید از وب سایت زیر بخوانید: bit.ly/taiwan-truck-driver