پرستش خالق

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۶ و ۷؛ متی باب ۲۴ آیه ۱۴؛ غلاطیان باب ۳ آیه ۲۲؛ لوقا باب ۲۳ آیات ۳۲ تا ۴۳؛ پیدایش باب ۲۲ آیه ۱۲؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۸ تا ۱۲.

آیه حفظی: «و فرشتهای دیگر را دیدم که در وسط آسمان پرواز میکند و انجیل جاودانی را دارد تا ساکنان زمین را از هر امّت و قبیله و زبان و قوم بشارت دهد» (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۶).

ما به عنوان مسیحیان ادونتیست روز هفتم، مفهوم کتاب مقدسی «حقیقت حاضر» (دوم پطرس باب ۱ آیه ۱۲) را باور داریم. در واقع این ایده است که خدا در زمان نیاز حقیقت را برای بشر آشکار می سازد که در طول قرن ها، توسط خداوند نور بیشتری می یابد. اولین وعده انجیلدر پیدایش باب ۳ آیه ۱۵ بر جفت سقوط کرده ای نمایان شد که امید بود از ذریت زن بیاید. وعده به ابراهیم که «نسل او یک قوم بزرگ و قوی خواهد شد و به وسیله او همه امت ها برکت خواهند یافت» (پیدایش باب ۱۸ آیه ۱۸)، مکاشفه ای کامل تر از وعده انجیل است. آمدن عیسی،کسی که اعلام نمود «پسر انسان نیامده است تا مخدوم شود بلکه تا به دیگران خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد» (مرقس باب ۱۰ آیه ۴۵) مطمئناً مکاشفه ای بزرگتر از حقیقت انجیل است.

امروزه ما باور داریم که پیام سه فرشته در مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۶ تا ۱۲، «حقیقت حاضر» برای کسانی است که در روزهای پایانی قبل از بازگشت مسیح زندگی می کنند، و همچنین تحقق تمام امیدهای ما مسیحیان می باشد.

این هفته بطور ویژه بر پیام فرشته اول تمرکز خواهیم نمود، زیرا شامل حقایق حیاتی برای کسانی که بدنبال وفادار ماندن در میان خطرات پایان جهان هستند، می باشد.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۶ مه آماده شوید.

یکشنبه ۲۰ مه

جهانشمولی انجیل

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۶، متی باب ۲۴ آیه ۱۴ و باب ۲۸ آیه ۱۹ را بخوانید. موضوع مشابه در این آیات چیست؟ چگونه این آیات با هم به ما در درک میزان اهمیت بشارت و شهادت دادن در هدفمان به عنوان کلیسا کمک می کنند؟

در یک مفهوم، می توان گفت که پیام فرشته اول مأموریت بزرگ (متی باب ۲۸ آیه ۱۹) است که اکنون در زمینه روزهای پایانی داده شده است. این در واقع «حقیقت حاضر» می باشد.

توجه کنید که هر سه آیه بر بشارت دادن به همه جهان، «همه ملت ها» و «هر ملت، قبیله، زبان و قوم» تأکید دارند. به عبارت دیگر، حوزه این پیام، جهانی می باشد. همه افراد باید آن را بشنوند.

غلاطیان باب ۳ آیه ۲۲ را بخوانید. این آیه چه چیزی می گوید که به ما در درک اینکه چرا تمام جهان باید انجیل را بشنوند، کمک می کند؟

جهانشمولی گناه، جهانشمولی مأموریت و فراخوان ما را توضیح می دهد. «هر ملت، قبیله، زبان و قوم» اشتباه کردهاند، از شریعت خدا تخلف نموده اند و «تحت گناه محدود شده اند». سقوط آدم در عدن بر همه انسان ها تأثیر گذاشته است؛ هیچ ملت، قبیله یا قومی از آن مصون نبوده است. همه ما با عواقب بی درنگ گناه مواجه هستیم و در صورتی که علاجی فراهم نمی شد، همه ما با نتیجه نهایی یعنی مرگ ابدی روبرو بودیم.

البته علاج فراهم شده است: زندگی، مرگ، رستاخیر و خدمت قدس آسمانی عیسی که تنها چاره مشکل گناه است. همه باید امید بزرگ آنچه خدا در عیسی مسیح به ایشان وعده داده است را بشناسند. به این دلیل است که ادونتیستهای روز هفتم بدنبال رساندن پیام عیسی به کسانی که هنوز آن را نشنیده اند، به سرتاسر جهان رفته اند.

چرا رساندن پیام انجیل به دیگران، برای کسانی که آن را انجام می دهند، از نظر روحانی بسیار مفید است؟ یعنی، چرا بشارت دادن به دیگران، یکی از بهترین روش های آماده شدن برای آمدن عیسی می باشد؟

دوشنبه ۲۱ مه

دزد بر روی صلیب و «انجیل جاودان»

در مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۶، پیامی که باید به جهانیان رسانده شود، «انجیل جاودان» است. این پیامی از امید برای مردم جهانی است که به خودی خود هیچ امیدی ارائه نمی دهد.

لوقا باب ۲۳ آیات ۳۲ تا ۴۳ را بخوانید. این داستان چگونه امید بزرگ «انجیل جاودان» را برای همه گناهکاران نمایان می سازد؟

الن جی. وایت با نوشتن در مورد دزد، گفت که اگر چه او مجرمی سخت دل نبود، «بدنبال فرونشاندن عقیده» در مورد عیسی بود و در نتیجه «عمیق تر در گناه فرو رفته بود تا دستگیر، به عنوان مجرم مجازات و به مرگ بر روی صلیب محکوم شد.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 749

با این وجود، چه اتفاقی برای او افتاد؟ همانطور که بر روی صلیب آویخته بود، سریعاً عیسی را شناخت و در نتیجه فریاد برآورد: «ای خداوند، مرا به یاد آور هنگامی که به ملکوت خود آیی» (لوقا باب ۲۳ آیه ۴۲).

و عیسی چگونه پاسخ داد؟ آیا گفت: خوب دوست من، من می خواهم به تو کمک کنم، اما تو نباید با فرو رفتن هر چه بیشتر در گناه، اعتقادات خود را فرو می نشاندی؟ عیسی یکی از موعظه های قبلی خود را بیان کرد: «تا عدالت شما بر عدالت کاتبانو فریسیان افزون نشود، به ملکوت آسمان هرگز داخل نخواهید شد» (متی باب ۵ آیه ۲۰)؟ آیا عیسی به نوعی اشتباهات گذشته دزد را بیان نمود؟

خیر. در عوض عیسی با شخصیتی مقصر که چیزی در زمینه عدالت برای ارائه نداشت و قبلاً او را لعن می نمود، به این مجرم و دزد رو نمود (متی ۲۷ آیه ۴۴). عیسی با نگاه کردن به او به عنوان انسانی جدید، (در واقع) گفت: من اکنون به تو می گویم که به تو اطمینانمی دهم که گناهت، جرمت و خطاهایت بخشیده شدند، و از این رو، «تو با من در بهشت خواهی بود» (لوقا باب ۲۳ آیه ۴۳).

این «انجیل جاودان»، اساس پیام فرشته اول است. بدون این حقیقت، هیچ چیز دیگری که در مورد شریعت تعلیم میدهیم، یعنی سبت یا وضعیت مردگان اهمیتی ندارد. این تعلیمات بدون «انجیل جاودان» در مرکزشان چه سودی دارند؟

شما از این روایت چه امیدی برای خود می توانید دریافت کنید؟

سه شنبه ۲۲ مه

از خدا بترسید و او را جلال دهید

پیام فرشته اول پس از صحبت کردن درباره انتشار «انجیل جاودان» به تمام جهان، سپس آن را گسترش می دهد. ما همانطور که «انجیل جاودان» را انتشار می دهیم، باید حقایقی را که بخشی از این پیام انجیل برای این زمان هستند را نیز در آن بگنجانیم. به عبارت دیگر، «حقیقتحاضر» برای روزهای پایانی همچنین شامل مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۷ می شود.

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۷ را بخوانید. ترسیدن از خدا و جلال دادن به او به چه معناست؟ ما چگونه باید این کار را انجام دهیم؟ این مفاهیم چگونه با انجیل متناسب می شوند؟

ترسیدن از خدا و جلال دادن به او مفاهیمی نا مربوط به هم نیستند. اگر ما واقعاً در مفهوم وابسته به کتاب مقدس از خدا بترسیم، او را جلال خواهیم داد. هر کدام باید مستقیماً به ختم شود.

آیات زیر را بخوانید. آنها چگونه به ما در درک معنای «ترسیدن از خدا » و نحوه ارتباطش با جلال دادن به او کمک می کنند؟ پیدایش باب ۲۲ آیه ۱۲، خروج باب ۲۰ آیه ۲۰، ایوب باب ۱ آیه ۹، جامعه باب ۱۲ آیه ۱۳، متی باب ۵ آیه ۱۶.

در آیات بالا، ایده ترسیدن از خدا با اطاعت کردن از او مرتبط بود و هنگامی که ما از خدا اطاعت کنیم، وقتی کاری که درست است را انجام دهیم، او را جلال داده ایم. اگر چه اغلب گفته می شود که ترسیدن از خدا باید در هیبت او و در احترام به او باشد، اما باید از آن عمیق ترباشد. به ما گفته شده است از خدا بترسیم. ما سقوط کرده ایم. ما گناهکاریم. ما موجوداتی سزاوار مرگ می باشیم. چه کسی در زمان هایی با وحشت از درک شرارت اعمالشان و آنچه در دستان خدایی عادل و صالح برای آن اعمال سزاوارش هستند، روبرو نشده است؟ این ترس از خدامی باشد. و این ترسی است که ابتدا ما را برای بخشش به صلیب و دوم به مطالبه قدرت خدا برای پاک شدن از آن شرارت هدایت می کند، که اگر برای صلیب نبود، باعث میشد روح خود را از دست بدهیم (متی باب ۱۰ آیه ۲۸).

تجربه شما از ترسیدن از خدا چه بوده است؟ چگونه میزان مناسبی از این ترس می تواند از نظر روحانی برای ما خوب باشد و به ما برای جدی تر گرفتن ایمانمان و آنچه خدا از ما می خواهد، کمک می کند؟

چهارشنبه ۲۳ مه

ساعت داوری او فرا رسیده است

در پیام فرشته اول، ایده ترسیدن از خدا و جلال دادن به او به داوری ارتباط داده شده است (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۷). اگر کتاب مقدس درباره آموزه ای شفاف باشد، واضح است که خدا خدای عدالت و داوری است. روزی در نهایت داوری و عدالتی که در این جهان وجود ندارد،واقعاً خواهد آمد.

پس جای تعجب نیست که مردم باید از خدا بترسند.

و به این دلیل است که «انجیل جاودان» همچنین شامل واقعیت داوری نیز می شود. رابطه میان این دو عنصر چیست؟ اگر انجیل به معنی «خبر خوش» است، به این معناست که اگر چه ما همه گناهکاریم و شریعت خدا را شکسته ایم، وقتی روز داوری بیاید، ما نیز مانند دزد بر روی صلیب، با مجازات و جریمه ای که بدلیل گناه و تخطی از احکام سزاورش هستیم، روبرو نخواهیم شد.

آیات زیر را بخوانید و از خود بپرسید، من تا چه حد بخوبی در شایستگی های خود خواهم ایستاد؟ متی باب ۱۲ آیه ۳۶، جامعه باب ۱۲ آیه ۱۴، رومیان باب ۲ آیه ۶، اول قرنتیان باب ۴ آیه ۵.

خدایی که تعداد موهای سر ما را می داند، این جهان را داوری خواهد کرد. اما این دقیقاً به همین دلیل است که «انجیل جاودان» چنین خبر خوبی می باشد. داوری می آید، اما «هیچ محکومیتی» برای پیروان وفادار عیسی که در نام خداوند عیسی، کسانی که شسته، تقدیس و عادل شدهاند وجود ندارد (اول قرنتیان باب ۶ آیه ۱۱ را ببینید)، زیرا عیسی مسیح عدالت آنهاست و عدالت او چیزی است که به آنها در آن داوری کمک می کند.

«انسان نمی تواند خود با این اتهامات روبرو شود. او در جامه گناه آلود خود و معترف به گناه، در برابر خدا قرار میگیرد. اما عیسی وکیل ما، دادخواستی مؤثر از طرف کسانی که با توبه و ایمان روح خود را تسلیم او نموده اند، ارائه می دهد. او برای انگیزه ایشان دادخواست می دهد و مدعیان آنها را با برهان قدرتمند جلجتا مغلوب می سازد. اطاعت کامل او از شریعت خدا حتی تا سر حد مرگ بر روی صلیب، تمام قدرت آسمان و زمین را به او داده است و او از پدرش رحمت و مصالحه برای بشر خطا کار می طلبد.» — الن جی. وایت، Testimonies for the Church, vol. 5, p. 471

واقعیت داوری چه چیزی درباره نیاز مطلق ما به بخشش تعلیم می دهد؟ چگونه می توانید بیاموزید که آن نوع رحمت و بخششی که خدا از طریق عیسی به ما ارائه می دهد را به دیگرانی که اشتباه کرده اند، بدهید؟

پنجشنبه ۲۴ مه

کسی را پرستش کنید که آسمانها و زمین را خلق نمود

بار دیگر مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۶ و ۷ را بخوانید. عناصر خاص موجود در پیام فرشته اول چه هستند و چگونه به یکدیگر مرتبط می شوند؟

همراه با انجیل، فراخوان شهادت دادن به جهان و ترس از خدا و جلال بخشیدن به او، فراخوانده شدن به عبادت خدا به عنوان خالق می آید. و هیچ تعجبی ندارد. تمام این جنبه های دیگر این «حقیقت حاضر» — انجیل جاودان، فراخوانده شدن به شهادت دادن از داوری — به دور از خدا به عنوان خالق ما چه معنایی دارند؟ این حقایق و دیگر حقایق از حقیقت بنیادین خداوند به عنوان کسی که همه چیز را آفریده است، می آیند. ما با پرستش خداوند به عنوان خالق به اصول باز می گردیم. ما به اساس مفهوم انسان بودن و زنده بودن و متفاوت از سایر مخلوقات زمینی بودن و بوجود آمده در تصویر خدا بر می گردیم. ما با پرستش خداوند به عنوان خالق، وابستگی خود به او برای وجودمان و امیدمان به آینده را تصدیق می کنیم. به این دلیل است که نگه داشتن روز هفتم سبت بسیار مهم می باشد. این یک اذعان خاص است که خدا تنها خالق ماست و ما فقط او را پرستش می کنیم. یعنی، همراه با انجیل، همراه با داوری، فراخوانده شدن به پرستش خداوند به عنوان خالق در اینجا برجسته شده است.

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۸ تا ۱۱ را بخوانید. این آیات چه چیزی می گویند که می تواند به ما در درک اهمیت پرستش خداوند به عنوان خالق کمک کند؟

همچنان که وقایع پایانی آشکار می شوند فشار و تحمیلبرای عبادت وحش و تصویر او بجای خالق سرتاسر جهان را خواهد گرفت. اگر ما هشدار مهیب در مورد سرنوشت کسانی که وحش و تصویر او را پرستش می کنند، در نظر بگیریم، میتوانیم تأکید بر پرستش خدا به عنوان خالق و تنها کسی که ارزش پرستش را دارد، بهتر درک کنیم. این حقیقت در بحران نهایی از همیشه حیاتیتر خواهد شد.

زمانی به فکر کردن به شگفتی های باور نکردنی جهان خلق شده اختصاص دهید. آنها چه چیزی می توانند درباره کسی که تمام آن را خلق نمود و اینکه چرا تنها او شایسته پرستش است، به ما بیاموزند؟

جمعه ۲۵ مه

تفکری فراتر: دانش آموزان کتاب مقدس برای مدت طولانی ارتباط میان فراخوانده شدن در مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۷ با «پرستش او که آسمان و زمین دریا و چشمه های آب را خلق نمود» و فرمان چهارم در خروج باب ۲۰ آیه ۱۱ را یافته اند، وقتی که سبت به این واقعیت اشاره دارد که «در شش روز خداوند آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنهاست بساخت». با وجود ارتباط نزدیک زبانی، تغییری وجود دارد که در آن آیه مکاشفه یوحنا به خداوند به عنوان کسی که «چشمه های آب» را بوجود آورد، اشاره دارد.

جان بالدوین، نویسنده، (John Baldwin) چنین استدلال می کند: «به فرض اینکه الوهیت عمداً در قفای عبارت’چشمه های آب‘ نهفته است، چرا عیسی از پیام آورنده خواست که شباهت موارد اشاره شده در خروج باب ۲۰ آیه ۱۱ را بشکند؟ چرا فرشته به ’چشمههای آب‘ و نه انواع دیگر خلقت از جمله درختان، پرندگان، ماهی ها یا کوهستان ها اشاره می کند؟

«شاید اشاره به ’چشمه های آب‘ در زمینه اعلام الهی رسیدن یک زمان داوری الهی منحصر به فرد برای معطوف ساختن توجه خوانندگان به دوره پیشین داوری الهی باشد... شاید خدا در نظر دارد که اشاره ممکن به سیل با کلمات ’چشمه های آب‘، تأکیدی باشد بر این حقیقت که او در واقع خدای داوری و همچنین خدای وفاداری و رحمت ابدی (هر دو شواهدی در روایت سیل پیدایش بودند)، می باشد. در این صورت، دلالت های شخصی و روحانی بر طوفان بر آمده از عبارت ’چشمه های آب‘ شاید برای تشویق خواننده به جدی گرفتن رسیدن خطیر روند جدید پایان جهان از داوری الهی فردی که اکنون توسط پیام رسان اول در باب ۱۴ مکاشفه یوحنا اعلام شد.»

— John Baldwin, ed., Creation, Catastrophe and Calvary: Why a Global Flood Is Vital to the Doctrine of Atonement (Hagerstown, Md.: Review and Herald® Publishing Association, 2000), p. 27

سوالاتی برای بحث

۱. اشعیا باب ۵۳ آیه ۶ چنین است: «جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم». واژه عبری برای «جمیع ما» cullanu می باشد. در همین آیه اشعیا می گوید که خداوند «گناه جمیع ما» را بر عیسی نهاد. واژه «جمیع ما» در اینجا نیز cullanu است. این چگونه به ما نشان می دهد که با وجود بزرگ بودن مشکل گناه، چاره آن برای حل کردن آن بسیار کافی است؟

۲. ما چه درس های دیگری می توانیم از روایت دزد بر روی صلیب بیاموزیم؟ فرض کنید دزد بخشیده شد و از صلیب پایین آورده شده و نجات یافت. فکر می کنید زندگی اش چگونه متفاوت می بود؟ این پاسخ چه چیزی درباره قدرت مسیح در تغییر زندگی ما می گوید؟

داستانهای ایمانداران

۲۴ فوریه

چرا من برای پناهندگان زندگی می کنم

توسط تری سائلی

چندین دانشآموز در پایان سومین سال تدریس انگلیسی من در کمپ ۵۰۰۰۰ نفری پناهندگان در تایلند آماده برای تعمید گرفتن شدند.

اما شبان ادونتیست روز هفتم به من گفت که دانشآموزان مردد بودند. آنها میترسیدند که مسیحی شوند و مبلغان پیش از اینکه آنها مسیحیت را به اندازه کافی برای داشتن زندگی مسیحی واقعی درک کنند، آنجا را ترک کنند.

زمانی که شبان این موضوع را با من درمیان گذاشت، نمیدانستم چه کاری انجام بدهم. من تصمیم داشتم پس از اتمام سه سال خدمت به عنوان دانشآموز مبلغ به خانه در ایالت نبراسکا آمریکا برگردم. مادرم منتظر بود مرا ببیند. اما هدف اصلی من نجات انسانها بود. پس شروع به دعا کردن نمودم، «خداوندا من باید چکار کنم؟»

سپس در حین دعای صبحگاهی، چنین چیزی را خواندم: «هدف خدا در اولویت قرار داشتن در برنامهها و عواطف ما میباشد»

(Counsels on Stewardship, p. 220)

من فکر کردم، «این متن درست اشاره به من دارد.» من میخواستم کالج را به پایان برسانم، حرفهای داشته باشم و تشکیل خانواده بدهم. اما مانند این بود که خدا می گفت، «تری، این راهنمایی است که منتظرش بودی. خدا باید در برنامهها و عواطفت در اولویت باشد.»

من تصمیم گرفتم که اولین مسئولیتم در قبال خانوادهام است. اما خانواده من خدا را میشناختند. بنابراین، تصمیم گرفتم با مادرم تماس بگیرم و از او مشورت بخواهم.

۳۵ کیلومتر برای یافتن نزدیکترین اداره پست دارای تلفن عمومی رفتم. تماس را به گونهای گرفتم که مادرم هزینهاش را پرداخت کند، زیرا هیچ پولی نداشتم. میدانستم گران بود.

از مادرم پرسیدم، «درباره اینکه یک سال بیشتر یا برای همیشه اینجا بمانم چه نظری داری؟»

پاسخش سریع بود. او گفت، «تری، من هرگز به تو نخواهم گفت به خانه برگرد. اگر به تو بگویم برگردی و حتی یک نفر شانس شنیدن انجیل را از دست بدهد، تا ابدیت پشیمان خواهم بود. اما اگر میگویی که میتوانی حتی به یک نفر کمک کنی که خدا را بشناسد و در ملکوت باشد، ارزشش را خواهد داشت حتی اگر من هرگز نتوانم دیگر تو را ببینم.»

همانطور که در اداره پست نشسته بودم، اشک از چشمانم جاری شد. خدا را برای داشتن مادری که پر از محبت بود، شکر کردم. مادرم میخواست مرا ببیند، اما پیش از آن در قلبش فداکاری کرده بود. نجات انسانها چنان برایش مهم بود که حاضر بود پسرش را هرگز دیگر نبیند.

تری سیلی مدیر خدمات ادونتیست پناهندگان و مهاجرین بخش آمریکای شمالی است که با هدایای سبت سیزدهم سال ۲۰۱۱ایجاد شد. تحت رهبری او، بیش از ۱۴۰ کلیسای جدید متشکل از پناهندگان در سرتاسر آمریکای شمالی تأسیس شده است.

درس نهم ۲۶ مه تا ۱ ژوئن

فریبهای پایان جهان

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: مکاشفه یوحنا باب ۲ آیات ۱۳ و ۲۴؛ دوم قرنتیان باب ۱۱ آیات ۱۳ تا ۱۵؛ مزامیر باب ۱۴۶ آیه ۴؛ پیدایش باب ۱ تا باب ۲ آیه ۳؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱ تا ۱۷.

آیه حفظی: «این اژدهای بزرگ یعنی آن مار قدیمی که اسمش ابلیس یا شیطان است و همان کسی است که تمام مردم دنیا را فریب می دهد با تمام دار و دسته اش بر زمین افکنده شد» (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۹).

شیطان حتی در آسمان پیش از اخراج، در تلاش برای فریب فرشتگان بود. «لوسیفر با ترک جایگاهش در حضور خداوند، در تلاش برای انتشار روح نارضایتی در میان فرشتگان بود. او که با پنهان کاری مرموز کار می کرد و برای زمانی هدف واقعی خود را پشت یک ظاهر دارای احترام برای خدا مخفی نمود، تلاش نمود نارضایتی در مورد احکامی که بر موجودات آسمانی حاکم بود را برانگیزد و اعلام می نمود که آنها بی جهت خودداری می کردند.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, The Great Controversy, p. 495

در عدن، او با تغییر قیافه خود را در جلد یک مار مخفی نمود و بر علیه حوا نیرنگ نمود. در طول تاریخ تا به امروز، و حتی پس از هزاره، او در تلاش برای رسیدن به اهداف خود، از فریب استفاده خواهد کرد (مکاشفه یوحنا باب ۲۰ آیه ۸).

متأسفانه، او از همه ما باهوش تر، قوی تر و ماهر تر می باشد، که به همین دلیل است که ما باید به عیسی و کلام او وفادار باشیم تا خود را در برابر نیرنگ او محفوظ بداریم. «اما چون شما که به خداوند خدای خود، وفادار بودید تا چطور در بعل فغور تمام کسانی را که بت بعل راپرستش کردند، از بین برد» (تثنیه باب ۴ آیه ۴). اصلی که در اینجا وجود دارد، در واقع همچنان امروزه نیز معتبر است.

این هفته، ما نگاهی خواهیم انداخت به برخی از مؤثرترین فریب های شیطان و اینکه چگونه می توانیم در برابر آنها محافظت شویم.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲ ژوئن آماده شوید.

یکشنبه ۲۷ مه

بزرگترین فریب

اولین درس این فصل درباره «نبرد کیهانی» صحبت نمود که متاسفانه به فراتر از کیهان و به زمین ما رسیده است.

اگر چه مشکل این است که بسیاری از مردم از جمله مسیحیان، این نبرد بزرگ را باور ندارند زیرا شیطان را باور ندارند. برای آنها، آیات کتاب مقدس که درباره شیطان یا اهریمن صحبت می کنند، صرفا بیانی از فرهنگ گذشته در تلاش برای توضیح بدی و رنج جهان می باشند. برای بسیاری از مردم ایده یک وجود واقعی ماوراء طبیعی که نقشه های بدی برای بشریت دارد، ماده علمی تخیلی و وابسته به شخصیت معروف دارث ویدر«جنگ ستارگان»،و یا مانند آن را دارد.

آیات زیر را که همگی از مکاشفه یوحنا هستند بخوانید. این آیات چه چیزی درباره واقعیت شیطان و بویژہ در مورد نقش او در وقایع روزهای پایانی تعلیم می دهند؟ مکاشفه یوحنا باب ۲ آیات ۱۳ و ۲۴؛ باب ۱۲ آیات ۳، ۷ تا ۹، ۱۲ و ۱۷؛ باب ۱۳ آیه ۲؛ باب ۲۰ آیات ۲، ۷ و۱۰.

مکاشفه یوحنا به ما نشان می دهد که شیطان تا چه حد بر ساکنان جهان در روزهای پایانی قدرت خواهد داشت و نه تنها آنها را از نجات دور خواهد نمود بلکه بسوی جفای کسانی که به عیسی وفادار می مانند، رهنمود خواهد نمود.

از همه «وسیله های» شیطان (دوم قرنتیان باب ۲ آیه ۱۱) — ترجمه ای از واژہ یونانی «ذهن» (noemata) — شاید بزرگترین فریب این است که به مردم تلقین کند که او وجود ندارد. گذشته از هر چیز، چه کسی به دنبال پناهگاه دشمنی غالب خواهد بود اگر به واقعی بودن آن معتقد نباشد؟ این شگفتانگیز است که بسیاری ادعای مسیحی بودن می کنند اما ایده وجود شیطان واقعی را جدی نمی گیرند. اگر چه آنها چنین موقعیتی را تنها با نادیده گرفتن تفسیر اساسی بسیاری از آیات کلام خدا که کارها و اقدامات شیطان در این جهان بویژہ با نزدیک شدن به پایان زمان را نمایان می سازند، نگه می دارند.اینکه بسیاری از مردم وجود واقعی شیطان حتی در مواجهه با شواهد قدرتمند از کتاب مقدس را انکار می کنند باید یاد آوری قدرتمندی باشد مبنی بر اینکه آنچه که کتاب مقدس می آموزد حائز اهمیت است.

اگر چه مکاشفه یوحنا درباره دسیسه های شیطان بویژہ در روزهای پایانی سخن می گوید، ما چه امید بزرگی می توانیم از مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۱۱ بدست آوریم؟ سرچشمه قدرت ما علیه شیطان چیست؟

دوشنبه ۲۸ مه

دو خطای بزرگ

آیات زیر را بخوانید. آنها چه چیزی درباره قدرت فریب دهندگی شیطان به ما می گویند؟

دوم قرنتیان باب ۱۱ آیات ۱۳ تا ۱۵

دوم تسالونیکیان باب ۲ آیات ۹ و ۱۰

مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۹

مکاشفه یوحنا باب ۲۰ آیه ۱۰

همانطور که در یکی از درس های قبل اشاره کردیم، عیسی به پیروانش در مورد فریب های روزهای پایانی هشدار داده بود. در میان آنها او بویژہ در مورد ظهور مسیحان و انبیاء دروغین که «بسیاری را فریب خواهند داد» هشدار داده است (متی باب ۲۴ آیه ۵).

اگر چه مسیحان و انبیاء کذبه تنها فریب روزهای پایانی که ما باید از آنها با خبر باشیم، نیستند. دشمن ما در نبرد بزرگ نقشه های بسیاری برای فریب همه کسانی که در توانش باشد طراحی نمود. ما مسیحیان باید از آن نقشه ها مطلع باشیم و می توانیم این کار را تنها از طریق شناخت کتاب مقدس و اطاعت از آموزه هایش انجام دهیم.

الن جی. وایت توضیح می دهد که این دو فریب بزرگ چه هستند: «شیطان از طریق دو خطای بزرگ، جاودانگی روح و تقدیس یکشنبه، مردم را تحت فریب های خود در خواهد آورد. در حالی که خطای اول به اساس اعتقاد به عالم ارواح مربوط می شود، خطا دوم پیوندی از همدردی با روم ایجاد می کند. پروتستان های ایالات متحده آمریکا در منبسط کردن دست هایشان در طول خلیج برای گرفتن عالم ارواح در رتبه نخست خواهند بود؛ آنها برای قلاب کردن دست هایشان با قدرت روم به پرتگاه خواهند رسید؛ و تحت تأثیر این اتحاد سه گانه، این کشور در پایمال نمودن حقوق وجدان، رد پای روم را دنبال خواهد نمود.» — The Great Controversy, p. 588

چقدر برای ما باور نکردنی است که حتی سال های بسیاری پس از اینکه او این سخنان را نوشت، ببینیم که این «دو خطای بزرگ» چگونه بطور شایع در جهان مسیحیت ادامه می یابد.

چرا دانش حقایق کتاب مقدس و تمایل به اطاعت از آن حقایق، قدرتمند ترین سلاحی است که ما در برابر فریب های شیطان بویژہ در روزهای پایانی داریم؟

سه شنبه ۲۹ مه

جاودانگی روح

آیات زیر چه چیزی درباره «وضعیت مردگان» به ما تعلیم می دهند؟ این آیات چه حفاظت بزرگی در برابر یکی از دو خطای بزرگ می توانند به ما ارائه دهند؟ جامعه باب ۹ آیات ۵، ۶ و ۱۰؛ مزامیر باب ۱۱۵ آیه ۱۷؛ مزامیر باب ۱۴۶ آیه ۴؛ اول قرنتیان باب ۱۵ آیات ۱۶ تا ۱۸؛دانیال باب ۱۲ آیه ۲.

در دهه های اخیر توجه بیشتری به داستان های مربوط به مردمی که «مرده اند»شده است — که در آن قلب هایشان از تپیدن ایستاده و نفس نکشیده اند — تنها برای اینکه احیاء شده و هوشیاری خود را دوباره بدست بیاورند. در بسیاری از موارد، تعداد زیادی از این افراد، پس از به اصطلاح «مرگ» خود تجربه های باور نکردنی از وجودی هوشیار را بیان کرده اند. برخی در مورد این صحبت کردند که چگونه در هوا معلق بودند و از بالا جسم های خود را می دیدند. برخی دیگر چنین بیان نمودند که از بدن های خود خارج شده و موجودات شگفت انگیز سرشار از نور و گرما و کسانی که حقایقی درباره مهربانی و محبت بیان می کردند را ملاقات نمودند. دیگران ملاقات و صحبت کردن با اقوام مرده خود را بیان کردند.

این پدیده چنان رایج شده است که حتی نامی علمی به عنوان «تجربه نزدیک به مرگ» بر خود گرفته است. اگر چه «تجربه نزدیک به مرگ» بحث برانگیز باقی می ماند، بسیاری از مسیحیان از آن به عنوان گواهی برای جاودانگی روح و این ایده که در مرگ، روح به قلمرو دیگری از ضمیر خودآگاه می رود، استفاده کرده اند.

اما «تجربه های نزدیک مرگ» مطمئناً تجلی دیگری از یکی از «دو خطای بزرگ» می باشند. تا زمانی که کسی بر این باور باشد که در مرگ، روح به نوعی به زندگی ادامه می دهد، آن فرد در برابر بسیاری از فریب های غیبی یا مربوط به عالم ارواح گشوده است، فریب هایی کهمی توانند به راحتی بصورت آزادانه یا با دلالت این ایده را ترویج دهند که شما به عیسی نیازی ندارید. در واقع، اکثر افرادی که «تجربه نزدیک به مرگ» داشتند چنین گفته اند که موجودات روحانی یا حتی خویشاوندان مرده ای که ملاقات نمودند، سخنانی آرامش دهنده در مورد محبت،صلح و خوبی به ایشان گفته اند اما چیزی در مورد نجات در مسیح، گناه و داوری پیش رو نگفته اند که این موضوع اساسی ترین دیدگاه های کتاب مقدس است. ممکن است فردی فکر کند در حالی که ظاهراً طعم زندگی پس از مرگ مسیحی را تجربه می کند، تجربه اساسی ترین آموزههای مسیحیت را نیز باید دریافت کرده باشند. با این حال، اغلب آنچه به آنها گفته شده است صداهایی مانند عقاید کور جنبش عصر جدید می باشد که می تواند تشریح کننده این مسئله باشد که چرا بسیاری از این مردم قبل از «مرگ» علاقه کمتری نسبت به مسیحیت دارند.

بعنوان افرادی مسیحی چرا باید به کلام خدا وفادار باشیم، حتی زمانی که احساساتمان خلاف آن را به ما میگویند؟

چهارشنبه ۳۰ مه

سبت و نظریه تکامل

شیطان به همان اندازه که در فریب جهان در مورد جاودانگی روح موفق بوده است، به همان اندازه نیز در غصب نمودن سبت کتاب مقدس و تبدیل آن به یکشنبه موفق بوده است (هفته های شش و هشت را ببینید) و اینکار را برای اکثر مسیحیان تاریخ انجام داده است.

در سال های اخیر شیطان فریب دیگری را بوجود آورده است که روز هفتم سبت را در ذهن های مردم کمرنگ میکند: نظریه تکامل.

پیدایش باب ۱-۲ آیه ۳ را بخوانید. این آیات درباره چگونگی خلق جهان توسط خداوند و اینکه چه مدت به طول انجامید چه می آموزند؟

حتی مطالعه بسیار عمیق این آیات، دو نکته در مورد دلیل موجه کتاب مقدسی از خلقت را آشکار می سازد. نخست، همه چیز طبق برنامه و محاسبه شده بود؛ هیچ چیزی تصادفی، اختیاری و از روی بخت و اقبال نبود. کتاب مقدس هیچ جایی برای تصادفی بودن روند خلقت باقی نمی گذارد.

دوم، این آیات به روشنی نمایان می سازند که هر مخلوق بر اساس نوع خود، آفریده شد؛ یعنی هر کدام جداگانه و متمایز از یکدیگر ساخته شدند. کتاب مقدس چیزی درباره تبار طبیعی مشترک (از قبیل یک سلول بدوی ساده) برای تمام حیات روی زمین تعلیم نمی دهد.

حتی از نقطه نظر تفسیر فرامتنی پیدایش، این دو نکته روشن هستند: هیچ چیز در عمل خلقت تصادفی نبود و هیچ تبار طبیعی مشترکی برای تمام گونه های موجودات وجود نداشت.

اکنون در کنار این مطلب، نظریه تکامل تدریجی داروین می آید که در اشکال مختلفش دو چیز را آموزش می دهد: تصادفی بودن و یک اصل و نسب طبیعی مشترک برای همه گونه های موجودات.

پس چرا بسیاری از مردم، کتاب پیدایش را از طریق ذره بین این نظریه تفسیر می کنند که در ابتدایی ترین سطحش با پیدایش در تضاد است؟ در واقع، خطای تکامل تدریجی نه تنها میلیون ها فرد غیر روحانی را در دام خود گرفته است بلکه بسیاری از افراد مدعی مسیحی بودن نیز بر این باورند که می توانند آن را با ایمان مسیحی خود با وجود تناقضات آشکاری که هم اینک بیان شد، هماهنگ کنند.

هرچند، دلالت ها بر تکامل در زمینه وقایع پایانی، خطر این فریب را حتی آشکار تر می سازند. چرا یک روز، روز هفتم سبت را به عنوان یک یادبود — نه برای شش روز خلقت بلکه برای خلقتی که حدود سه میلیارد سال (آخرین تاریخی که ظاهراً زندگی بر روی زمین آغاز شد) به طول انجامید، جدی بگیریم؟ تکامل تدریجی تمام اهمیت های واقعی روز هفتم را از بین می برد زیرا شش روز خلقت را به افسانه ای شبیه با آنچه می گوید رومولوس و ریموس توسط گرگ ها بزرگ شدند، تبدیل می کند. همچنین چه کسی که اعتقاد دارد خلقت به جای شش روز به میلیارد ها سال زمان نیاز داشته، در واقع خطرجفا یا مرگ را با ایستادگی برای روز سبت در مخالفت با یکشنبه بر عهده می گیرد؟.

پنجشنبه ۳۱ مه

تثلیث جعلی

مفهوم ماهیت سه گانه خدا در سرتاسر کتاب مقدس یافت می شود. با این وجود، کتاب مکاشفه یوحنا در زمینه فریبهای و جفاهای روزهای پایانی، یک «تثلیث جعلی» متشکل از اژدها، وحش دریا و وحش خشکی را در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا آشکار می سازد.

مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۱۷ و باب ۱۳ آیات ۱ و ۲ را بخوانید. چه چیزی در اینجا توضیح داده شده است؟

اژد ها در اینجا به عنوان بدلی از پدر دیده شده است که او کسی است که مشخصاً قدرت را بدست دارد. او همچنین به وحش دریا کسی که بدل مسیح است، قدرت و اقتدار و تاج و تخت می دهد. چرا این قدرت دوم به عنوان بدلی برای مسیح دیده می شود؟

مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۲ تا ۵ را بخوانید. خصوصیات این وحش دریا چه هستند؟

این وحش دریا علاوه بر دریافت اقتدارش از اژدها، یاد آور آنچه عیسی در باره دریافت اقتدار خود از پدر گفت (متی باب ۲۸ آیه ۱۸ را ببینید)، همچنین مانند عیسی با مرگ و سپس رستاخیز روبرو شد (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۳ را ببینید). همچنین، این وحش به عنوان کسی که اقتدارش را برای «چهل و دو ماه» یا سه سال و نیم به کار می برد توصیف شده است، بدلی نبوی از خدمت سه سال و نیم مسیح بر اساس اصل هر روز برابر با یک سال.

مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱۱ تا ۱۷ را بخوانید. وحش زمین در اینجا چگونه توصیف شده است؟

این وحش خشکی، منافع وحش دریا را ترویج می دهد، درست همانطور که روح القدس نه خود بلکه عیسی را جلال می بخشد (یوحنا باب ۱۶ آیات ۱۳ و ۱۴). همچنین همانطور که روح القدس عمل قدرتمند آوردن «آتش» از آسمان را انجام داد (اعمال رسولان باب ۲ آیه ۳)، وحش خشکی نیز کار مشابهی انجام می دهد (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۳ را ببینید).

«در پایان، وحش خشکی بدلی برای پنطیکاست اجرا می کند! با چه هدفی؟ تا به جهان ثابت کند که تثلیث جعلی، خدای حقیقی می باشد.»

— Jon Paulien, What the Bible Says About the End-Time (Hagerstown, Md.: Review and Herald® Publishing Association, 1998), p. 111

برخی دیگر از فریب های روزهای پایانی که ما باید از آنها آگاه باشیم، کدامند و چگونه می توانیم به دیگران در تشخیص آنها به عنوان فریب نیز کمک کنیم؟

جمعه ۱ ژوئن

تفکری فراتر: بیایید بیشتر در مورد دلالت های نظریه تکامل در زمینه وقایع روزهای پایانی بویژه در ارتباط با نقش سبت تأمل کنیم. یکی از دلایلی که چارلز داروین، مبتکر این نظریه، تکامل را ترویج داد این بود که — درک نادرستی از جدال عظیم — درک شرارت و رنج در کنار ایده خالقی خیرخواه و با محبت برایش دشوار بود. بدلیل این اشتباه، او برای یافتن پاسخ به جهات دیگر نگاه کرد. همچنین این تصادفی نبود که در طول اواسط تا اواخر دهه ۱۸۰۰، چنانچه داروین نظریه تکامل تدریجی خود را مورد تجدیدنظر و بازنگری قرار می داد، خدا از طریق یک جنبش، یعنی کلیسای ادونتیست روز هفتم، به نظریه ای که داروین به آن اعتقاد داشت پاسخ داد. چقدر جالب توجه که کلیسای ادونتیست روز هفتم که شالوده های خلقتش در نامش آشکار هستند، که درست در زمان نظریه داروین رشد و گسترش یافت.

کسی نمی داند، اما اگر داروین این چند جمله کوتاه را از الن جی. وایت خوانده و باور می کرد، جهان ممکن بود از یکی از بزرگترین اشتباهات فکری بشری از زمان نظریه ژئوسنتریزم [مکتب مرکزیت زمین: نظریه ای که می گوید زمین مرکز جهان و کائنات است] و نظریه خودزائی در امان می ماند: «اگر چه زمین با لعنت ملوث گردیده بود، ولی طبیعت باید همچنان کتاب درس بشر می بود. اکنون دیگر نمی توانست تنها نشان دهنده خوبی باشد؛ زیرا شرارت در همه جا حاضر بود و زمین، دریاها و هوا را با آلودگی خود معیوب ساخته بود. جایی که زمانی تنها شخصیت خدا و دانش خوبی در آن نوشته شده بود، اکنون شخصیت شیطان و دانش شرارت نیز در آن ثبت شده بود. از طبیعت که اکنون دانش خیر و شر را نمایان می ساخت، بشر باید همچنان در نتیجه گناه، هشدارهایی را دریافت می نمود.» — Education, p. 26

همانطور که بود، داروین گمانه زنی های تکامل تدریجی خود را تدبیر نمود که همه بر پایه درکی نادرست از طبیعت و شخصیت خدا و جهان سقوط کرده که ما در آن زندگی می کنیم، بودند. متأسفانه، مفاهیم نظریه او، مردم را به طعمههای فریب های شیطان بویژه در بحران نهایی تبدیل می سازد.

سوالاتی برای بحث

۱. چرا بسیاری از مسیحیان ایده شیطان واقعی را رد می کنند؟ این دیدگاه چه چیزی درباره میزان خطر رد کردن آموزه شفاف کتاب مقدس به ما تعلیم می دهد؟

۲. ما به فردی که «تجربه نزدیک به مرگ» داشته است و ادعا می کند که این تجربه نشان می دهد که در واقع ما پس از مرگ به زندگی ادامه می دهیم، چه چیزی می توانیم بگوییم؟

۳. شما در رابطه با اینکه چرا افرادی که نظریه تکامل را باور دارند، بسیار بیشتر مستعد درگیر فریبهای روزهای پایانی شدن، هستند به چه دلایل دیگری می توانید بیاندیشید؟

داستانهای ایمانداران

۳ مارس

تراژدی، کوکائین و عیسی

توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست

مروان جیکاران، یک متصدی ماشین آلات در یک کارخانه چوب در کشور کارائیب در ترینیداد و توباگو، پس از تصادف رانندگی شدید در سن ۷ سالگی به مدت چهار روز بیهوش و برای مدت سه ماه در بیمارستان بستری شد.

جیکاران در حال راه رفتن در کنار جاده بود که کامیونی به او اصابت کرده و او را حدود ۴۵ متر با خود بر روی زمین کشید، نصف صورتش از بین رفت و دچار جراحتهای شدید و عمیقی بر پشتش شد.

جیکاران که اکنون ۵۲ ساله و نیمی ار صورتش دارای اثر زخم بدی است، گفت، «مامان میگوید که من مرده بودم و به زندگی باز گردانده شدم.» من میگویم، «مامان من در گناه مرده بودم اما عیسی مرا به زندگی بازگرداند.»

جیکاران، یکی از نه فرزند خانواده، توسط مادر ادونتیست روز هفتمی تنها، پس از اینکه پدرشان خانواده را ترک کرد، بزرگ شد. او در سن ۱۱ سالگی بدلیل آسیب مغزی بوجود آمده در تصادف که او را ناتوان از یادگیری کرد، مدرسه را ترک نمود. او در سن ۱۴ سالگی شروع به سیگار کشیدن و نوشیدن مشروبات الکلی نمود و در نهایت به ماری جوانا و کوکائین روی آورد. او در سن ۲۸ سالگی ازدواج کرد و پدر چهار فرزند شد.

اما جیکاران به مصرف مواد ادامه داد و همسرش در نهایت با فرزندانش وی را ترک نمود.

جیکاران گفت که به شدت خواهان تغییر کردن بود. یک روز، او فریاد زد: «عیسی، من میخواهم تغییر کنم. اما کمک همسرم را نمیخواهم. کمک مامانم را نمیخواهم. کمک تو را میخواهم.»

ساعتها بعد، او تماسی از مدیر یک مرکز توانبخشی مواد مخدر تحت نظر کلیسای ادونتیست با نام مرکز محبت تا زمان آمادگی، دریافت نمود. او بعداً متوجه شد که خواهرش با یک شبان ادونتیست برای کمک تماس گرفته بود و آن شبان با مرکز توانبخشی تماس برقرار کرده بود.

جیکاران مشتاقانه در آنجا حضور یافت. او ۴۶ سال سن داشت.

پیشرفت آهسته بود، اما او روزانه وعدههای کتاب مقدّس را مطالبه میکرد. سه وعده مورد علاقهاش اینها بودند: «ای خداوند، صلح و آرامش کامل به آنهایی که در اندیشههای خود راسخاند و به تو توکّل دارند، عطا فرما» (اشعیا باب ۲۶ آیه ۳)؛ «همیشه همراه تو خواهم بود و هرگز تو را ترک نخواهم کرد» (یوشع باب ۱ آیه ۵)؛ «و شما قبل از هر چیز برای به دست آوردن پادشاهی خدا و انجام خواستههای او بکوشید، آن وقت همه این چیزها نیز به شما داده خواهد شد» (متی باب ۶ آیه ۳۳).

او همچنین نزد خداوند دعا کرد که خانوادهاش به هم بپیوندد و آنها را به خدا وند نزدیکتر کند.

در پایان برنامه توانبخشی، همسر دلسرد جیکاران آمد تا او را به خانه مادرش ببرد. اما وقتی همسرش دید که او مرد جدیدی شده است، به طور غیر منتظره ای او را به خانه برد. در نهایت هر دو تعمید گرفتند.

این روزها جیکاران به همه کسانی که میبیند، درباره علاقهای به عیسی میگوید. او روزانه دعا میکند، «خداوندا، اطلاعات بیشتری به من بده تا بتوانم درباره تو صحبت کنم.»

او گفت، «من باور دارم که خداوند مرا به این جهان آورده است تا بتوانم شاهدی برای او باشم. هیچ چیز مربوط به من نیست. همه چیز به خدا مربوط است.»

درس دهم ۲ تا ۸ ژوئن

آمریکا و بابل

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱ تا ۱۲، باب ۱۴ آیات ۹ تا ۱۱، باب ۱۶ آیه ۲، باب ۱۹ آیه ۲۰، باب ۲۰ آیه ۴؛ ارمیا باب ۵۱ آیات ۶، ۷، ۵۳ و ۵۷؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۸ آیات ۱ تا ۴.

آیه حفظی: «در آن زمان فرشته اعظم، میکائیل، به حمایت از قوم تو بر خواهد خاست. سپس چنان دوران سختی پیش خواهد آمد که در تاریخ بشر بی سابقه بوده است، اما هر که از قوم تو نامش در کتاب خدا نوشته شده باشد رستگار خواهد شد» (دانیال باب ۱۲ آیه ۱).

هفته گذشته به «تثلیث جعلی» شیطان (اژدها) و دو قدرت زمینی که با هم قوم خدا را جفا خواهند داد، پرداختیم.

یکی از این دو قدرت، وحش دریا (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱ تا ۱۰) به عنوان ترکیبی از پلنگ، خرس و شیر (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۲) توصیف شده است — تصویری که مستقیماً از دانیال باب ۷ آیات ۴ تا ۶ گرفته شده است. ما در هفته ششم دیدیم که در باب ۷ دانیال —پس از ظهور بابل (شیر)، مادها و پارس ها (خرس) و یونان (پلنگ) — و آخرین قدرت زمینی یعنی روم بوجود آمد. ابتدا به صورت روم بت پرست آغاز شد و سپس به رم پاپ یا همان قدرت شاخ کوچک تبدیل شد (دانیال باب ۷ آیات ۷ و ۸، ۱۹ تا ۲۱ و ۲۳ تا ۲۵) ؛ که مستقیماً ازوحش چهارم برخاست. همچنین دیدیم که بسیاری از ویژگی های رم پاپ آنگونه که در این آیات باب ۷ دانیال به تصویر کشیده شده اند، در وحش دریا در مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱ تا ۱۰ نیز دوباره ظاهر می شوند. از این رو، محققان کتاب مقدس رم را به عنوان یکی از دشمنانکلیدی در روایت روزهای پایانی باب ۱۳ مکاشفه یوحنا دیده اند.

با این وجود، رم تنها نیست. قدرت دیگری نیز شرح داده شده است. این هفته ما بیشتر به باب ۱۳ مکاشفه یوحنا و وقایع و قدرت هایی که در آن به تصویر کشیده شده اند، خواهیم پرداخت و مانند همیشه این پرسش ها را مطرح خواهیم نمود: این وقایع چه معنایی دارند و ما چگونه میتوانیم برای آنها آماده شویم؟

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۹ ژوئن آماده شوید.

یکشنبه ۳ ژوئن

شفا یافتن زخم کشنده

مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱ تا ۱۰ را بخوانید و دلایلی بیابید که چرا این آیات به مقام پاپ، نقش او در گذشته و در آینده اشاره دارند؟ بویژہ به این مطلب توجه کنید که این چه نقش برجسته ای می باشد. این از نظر وقایع روزهای پایانی چه معنایی دارد؟

اگر چه خدا در همه کلیسا ها افرادی مؤمن دارد، کتاب مقدس به نقشی خاص اشاره می کند که این نهاد در تاریخ ایفا کرده و در وقایع روزهای پایانی ایفا خواهد نمود.

مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۳ را بخوانید. در اینجا چه اتفاقی می افتد و چه چیزی درباره برجستگی رم به ما تعلیم می دهد؟

کلیسای روم برای قرن ها مرکز مذهبی و در بسیاری جهات مرکز سیاسی جهان غرب بود. نمونه بارزی از قدرت آن در داستان امپراطور روم و از هِنری چهارم دیده می شود که پاپ گرگوری هفتم را خشمگین نمود، و به قلعه پاپ آمد تا با او صلح کند. در آنجا، امپراطور روم به مدت سه روز در سرمای زمستان در صحن بیرونی منتظر ماند تا پاپ اجازه ورود او را بدهد. گرگوری هفتم که از پیروزی اش به وجد آمده بود، چنان خودستایی نمود که وظیفه اش از بین بردن غرور پادشاهان بود.

با این وجود، از طریق تأثیر اصلاحات، روشنگری و انقلاب فرانسه، تسلط سیاسی و مذهبی رم در اواخر قرن هجدهم از هم پاشید. یکی از پاپ ها، پیوس ششم، در واقع توسط ارتش فرانسه در سال ۱۷۹۸ به اسارت برده شد و در سال ۱۷۹۹ در تبعید درگذشت.

با این وجود، باب ۱۳ مکاشفه یوحنا از تجدید حیات و شفای زخم کشنده آن سخن می گوید. و اگر چه رم امروزه چنان قدرت سیاسی که در زمان گرگوری هفتم را داشت، ندارد با این حال به لطف محبوبیت پاپ های اخیر، نیرویی تأثیر گذار از نظر سیاسی و مذهبی می باشد (برایمثال، سخنرانی پاپ فرانسیس در کنگره آمریکا در سال ۲۰۱۵ در تاریخ برای اولین بار انجام شد). با توجه به پیشگویی، این تأثیر حتی بیشتر خواهد شد.

چگونه می توانیم به این پیام که فراخوانده شده ایم تا موعظه کنیم، وفادار بمانیم اما آن را به روشی انجام دهیم که کمترین اهانت را به همراه داشته باشد؟ اما چرا ما نباید دربرابر «سنجیده روی سیاسی» در زمانی که حقیقت حاضر را انتشار می دهیم، تسلیم شویم؟

دوشنبه ۴ ژوئن

ایالات متحده آمریکا در پیشگویی

مردم به گونه قابل درکی چنین پرسیده اند: رم چگونه می تواند امروزه و در آینده چنین تأثیری که در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا به تصویر کشیده شده است را داشته باشد؟ روزهایی که می توانست به ارتش ها مانند گذشته فرمان دهد دیگر گذشته اند. پاسخنیز در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا یافت می شود.

مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱۱ و ۱۲ را بخوانید. چه علائمی به ما کمک می کنند که هویت این قدرت را بشناسیم؟

وحشی که قبل از این یکی بود و برای مدتی توسط پروتستان ها به عنوان رم شناخته می شد، چنان توصیف شده است که قدرت چهل و دو ماه را دریافت کرده است (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۵). چهل و دو ماه مانند «زمانی و دو زمان و نصف زمان» در دانیال باب ۷ آیه ۲۵ یا سهسال و نیم (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۱۴) یا ۱۲۶۰ روز نبوی (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۶) می باشد — زمانی که در طی آن قدرت پاپ حریفان خود را مورد ظلم قرار می داد. این مدت زمان نبوی (استفاده از اصل روز-سال) با برتری نظام پاپ در سال ۵۳۸ پس از میلاد مسیحآغاز شد و در سال ۱۷۹۸، سالی که پاپ به اسارت برده شد، خاتمه یافت. در این زمان قدرت پاپ، زخم کشنده خود را دریافت نمود و پیشگویی تحقق یافت.

در این زمان از تاریخ، نزدیک به پایان «چهل و دو ماه» (۱۷۹۸)، قدرت دیگری ظهور می کند (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۱ و آیه ۱)، این بار برخاسته از خشکی که در تضاد با بسیاری از قدرت های گذشته دارد که از آب (دانیال باب ۷ آیات ۲ و ۳ را ببینید) به عنوان نمادی ازتوده های مردم برخاست. «آب هایی که دیدی، آنجایی که فاحشه نشسته است، قوم ها و جماعت ها و امت ها و زبان ها می باشد» (مکاشفه یوحنا باب ۱۷ آیه ۱۵).

به این دلایل و دلایل دیگر، این قدرت باید ایالات متحده آمریکا باشد که در بخشی نسبتاً خالی از سکنه جهان بوجود آمد و نیازی به سرنگونی امپراطوری های بزرگ برای انجام آن را نداشت.

«چه ملتی از جهان جدید در سال ۱۷۹۸ به قدرت رسید و وعده قدرت و عظمت ارائه نمود و توجه جهان را به خود جلب نمود؟ بکار بردن این نماد شکی بجا نمی گذارد. یک ملت و تنها یک ملت با ویژگی های این پیشگویی همخوانی دارد؛ آن بدون شک به ایالات متحده آمریکااشاره دارد.» — الن جی. وایت، The Great Controversy, p. 440

اگر چه در ابتدا این قدرت با داشتن دو شاخ مانند یک بره به نماد نجابت توصیف شده است، ولی «مانند یک اژدها» صحبت خواهد کرد (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۱)، که نشان دهنده زمان جفا بطوری که در قدرت پیشین اتفاق افتاد، می باشد. پس مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱۱ تا۱۷ به پرسش درباره اینکه رم چگونه می توانست قدرتی که نبوت پیشگویی می کند را اعمال نماید، پاسخ می دهد. این قدرت، ایالات متحده را در کنار خود خواهد داشت.

سه شنبه ۵ ژوئن

قضیه عبادت

در طول تاریخ مقدس، خداوند دائماً با کسانی سر و کار داشت که گرفتار بت پرستی و دیگر اشکال عبادت نادرست می شدند (متی باب ۴ آیات ۸ تا ۱۰ را ببینید).در بحران نهایی آنگونه که در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا به تصویر کشیده شده است، مسئله عبادت بار دیگر اشاره می شود.در اینجا نیز قوم خدا باید درباره کسی که می خواهند او را پرستش و خدمت کنند، تصمیم بگیرند (یوشع باب ۲۴ آیه ۱۵).

در هفته دو در درس با عنوان «دانیال و پایان زمان»، ما در مورد داستان سه پسر عبرانی که فرمان یافته بودند «تمثیل طلایی را پرستش کنند» (دانیال باب ۳ آیه ۵)، مطالعه کردیم. همچنین دیدیم که باب ۱۳ مکاشفه یوحنا چگونه با استفاده از زبان آن باب، جفائی که قوم خدا درروزهای پایانی با آن روبرو خواهند شد، را به تصویر می کشد. یعنی، ما ممکن است آنچه در باب ۳ دانیال اتفاق افتاد را به عنوان ماده تشکیل دهنده آنچه در روزهای پایانی آنگونه که در زمینه قدرت های وحش در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا به تصویر کشیده شده است، ببینیم. به همهفرمان داده شده بود که یا تمثال طلایی را پرستش کنند و یا در کوره آتش بمیرند. بطور مشابه، در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا، «هر کس تصویر وحش را پرستش نکند کشته خواهد شد» (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۵).

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۹ تا ۱۱، باب ۱۶ آیه ۲، باب ۱۹ آیه ۲۰، باب ۲۰ آیه ۴ را بخوانید. این آیات چه چیزی درباره اهمیت یافتن مسئله پرستش به ما می گویند؟

بابل همواره پایتخت عبادت دروغین بوده است. برج بابل شهادتی از تمایل سازندگانش مانند لوسیفر بر «صعود بر بالا بلندهای ابرها» (اشعیا باب ۱۴ آیه ۱۴) و همچنین تلاش برای نجات خودشان در صورت طوفان جهانی دیگری میباشد. از این رو، آنها از باور نمودن این وعدهخدا که هرگز دیگر طوفانی بر روی زمین واقع نخواهد شد، سر باز زدند (پیدایش باب ۹ آیات ۸ تا ۱۱).

امپراطوری جدید بابل نیز کار دست بشر را متعال ساخت. نبوکدنصر «بابل بزرگ که من ساخته ام» را ستایش نمود (دانیال باب ۴ آیه ۳۰). پس از آن، پادشاه بلشصر فنجان های طلایی معبد سلیمان را برای ضیافت خود برداشت «و در آنها شراب نوشید و خدایان طلا و نقره و برنجو آهن و چوب و سنگ را تسبیح خواند» (دانیال باب ۵ آیات ۳ و ۴). توجه داشته باشید که ظروف واقعی معبد با شراب بدون الکل پر می شدند و حساسیت همه کسانی که از آن می نوشیدند را بی اثر می کردند. در نتیجه، بسیاری در شهر وقتی بابل سقوط کرد، از بین رفتند. ظاهربیرونی حقیقت می تواند ما را با پنهان کردن کشنده بودن «شراب بابل»، فریب دهد. پرستش و عقاید نادرست در پادشاهی شیطان رایج هستند.

چگونه می توانیم اطمینان یابیم که درگیر هیچ گونه پرستش نادرستی در حال حاضر نمی باشیم؟

چهارشنبه ۶ ژوئن

«بابل بزرگ»

آیات زیر را بخوانید. این آیات چه چیزی در مورد بابل به ما می آموزند؟ ارمیا باب ۵۱ آیات ۶، ۷، ۵۳ و ۵۷؛ زکریا باب ۲ آیه ۷؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۷ آیات ۵ و ۶، باب ۱۸ آیات ۲ و ۳.

همانطور که دیروز دیدیم، بابل سابقه طولانی به عنوان پایتخت عبادت دروغین دارد؛ بنابراین نمادی مناسب از قدرت روزهای پایانی که ملت ها را فریب می دهد، می باشد.

اژدها، وحش دریا و وحش سرخ را با یکدیگر مقایسه کنید (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۳، باب ۱۳ آیات ۱ تا ۳، باب ۱۷ آیه ۳). شباهت ها و تفاوت ها چه هستند؟

هر سه وحش هفت سر و ده شاخ دارند که نشان دهنده مجموع سرها و شاخ های وحش های باب هفت دانیال میباشند. امپراطوری ها بر روی امپراطوری های دیگر بنا شدند. بطور مشابه، وحش سرخ فام ترکیبی از عناصر اژدها و وحش دریا (بترتیب نمادی از بت پرستان و رم پاپ) و همچنین وحش خاکی (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱۱ تا ۱۴) می باشد که «تمام سه قدرت — تمام دشمنان خدا — را در پیوستگی واقعی» متحد می سازد.

— Jacques B. Doukhan, Secrets of Revelation — The Apocalypse Through Hebrew Eyes (Hagerstown, Md.: Review and Herald® Publishing Association, 2002), p. 162.

یک عنصر اضافی در باب ۱۷ مکاشفه یوحنا، زنی است که سوار بر وحش سرخ فام و نمادی از اتحاد نامشروع مذهبی و سیاسی قدرت ها می باشد. این زن به شدت با زن پاک باب ۱۲ مکاشفه یوحنا در تضاد میباشد:

فاحشه (مکاشفه یوحنا باب ۱۷) زن نجیب (مکاشفه یوحنا باب ۱۲)

در آب ها در آسمان

پوشیده از جامه ای بنفش و سرخگون پوشیده از خورشید

آراسته با طلا، جواهرات و مروارید ها دارای تاجی از دوازده ستاره

مورد حمایت اژدها مورد حمله قرار گرفته توسط اژدها

مادر فاحشه ها مادر بازماندگان

بابل به عنوان «مادر فاحشه ها» مشغول به باز تولید خود بوده است. مادر مرتد کلیسا، دختران مرتد بسیاری دارد. اما خدا مالکیت اشتباهات انتشار یافته و جنایات مرتکب شده توسط مسیحیان مرتد را نمی پذیرد. قوم واقعی او اگر چه مورد حمله شیطان قرار گرفت، در طول قرن ها باقی ماند.

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۸ پیش از این به مردم در مورد سقوط بابل یا ارتداد از حقیقت هشدار داده است که در نهایت به فریب نهایی بوجود آمده در علامت وحش منجر می شود (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۹ تا ۱۱). این هشدار با قدرتی بیشتر تکرار خواهد شد و در آخریندرخواست برای قوم خدا که در بابل برای بیرون آمدن از آن و پیوستن به باز ماندگان کلیسای خدا در روزهای پایانی به اوج خود خواهد رسید (مکاشفه یوحنا باب ۱۸ آیات ۱ تا ۴).

پنجشنبه ۷ ژوئن

قوم من، از آن بیرون بیایید

در طول سال ها، دانش پژوهان پیشگویی کتاب مقدس، با علاقه زیادی وقایع جهان را دنبال کردند؛ بویژہ که به نظر میرسد به پایان جهان مرتبط هستند. برای مثال درباره نقش ایالات متحده بیاندیشید. در گذشته در حدود سال ۱۸۵۱، برخی از ادونتیست ها، آمریکا را به عنوان قدرتوحش دوم (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱۱ تا ۱۵) مشخص میکردند که اشاره ای قابل توجه با در نظر گرفتن شرایط ایالات متحده در آن زمان می باشد. در اواسط دهه ۱۸۰۰، قدرت های بزرگ همچنان قدرت های قدیمی جهان بودند: پروشا، فرانسه، اتریش — مجارستان وانگلستان. در آن زمان آمریکا ارتش زمان صلح در حدود بیست هزار مرد داشت که تنها در حدود یک دهم رزمندگان نبرد واتر لو (۱۸۱۵) بودند. در سال ۱۸۱۴، تنها چهل سال پیش از آن، بریتانیایی ها به واشنگتن دی. سی. حمله کردند و آن را به آتش کشیدند. در سال ۱۸۶۷،جنگجویان سرخپوست بومی آمریکایی بنام گاو سواران، هنگ سواره نظام هفتم آمریکای ژنرال کاستر را از بین بردند. بنابراین، حتی پس از اینکه برخی از مفسران ایالات متحده را به عنوان قدرتی که روزی «نشان وحش» را به جهان تحمیل خواهد نمود، شناسایی کردند، این کشورهمچنان در خاک خود با بومیان آمریکا می جنگید و البته همیشه پیروز نمی شد!

بدون هیچ تردیدی رویدادهای جهان همان گونه که ما باور داریم در حال رخ دادن هستند. اما همچنان چیزهای بیشتری باید پیش از رسیدن ما به پایان آشکار شوند. برای مثال به این دلیل است که در صحبت کردن در مورد «نشان وحش»، بسیار مهم است که تأکید کنیم که اکنون هیچ کس آن را ندارد صرف نظر از اینکه فرمان چهارم را نگه میدارند یا خیر.

علاوه بر این چیزهای بیشتری باید آشکار شوند.

مکاشفه یوحنا باب ۱۸ آیات ۱ تا ۴ را بخوانید. در اینجا چه اتفاقی می افتد و چرا برای ما مهم است که اکنون آن را بیاد داشته باشیم؟ این آیات چه چیزی درباره مأموریت ما نسبت به جهان به ما تعلیم می دهند؟

این آیات، تصویر تیره و تاری از جهان سیاسی، اخلاقی و معنوی ارائه می دهند. آنها تأثیر بدخواهانه آموزه های دروغین مذهبی را در جهان نشان می دهند. با این وجود در عین حال آنها امید بزرگی ارائه می کنند زیرا فرشته دیگری از آسمان با جلال خود جهان را روشن می سازد. علاوه بر این قوم وفادار خدا، کسانی که هنوز آنچه که باید را نشناخته اند، فراخوانده شده اند که از بابل بیرون بیایند. پس این بدین معناست که درست تا پایان، قوم خدا که پیش از این از بابل خارج شده اند باید برای کمک به کسانی که همچنان در آن هستند، تلاش کنند.

اینکه خداوند برخی را که همچنان در بابل هستند «قوم خود» می خواند، چه معنایی باید برای ما داشته باشد؟ چرا این برای ما در ارتباط با دیگران نکته مهمی است که باید بیاد داشته باشیم؟

جمعه ۸ ژوئن

تفکری فراتر: حمله شیطان به احکام خدا، حمله ای به خود خدا، هم به اقتدار و هم به حاکمیت او می باشد. بنابراین در روزهای پایانی، در اوج وقایع بحران نهایی، شیطان به کسانی که «فرمان های خدا» (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۱۷ و باب ۱۴ آیه ۱۲) را نگه می دارند حمله می کند زیرا تنها آنها بر روی زمین از بیعت با او از طریق نمایندگانش بر روی زمین سر باز می زنند. نبردی که او علیه خدا مدت ها پیش در آسمان برپا نمود، در اینجا بر روی زمین ادامه خواهد یافت و درست همانگونه که او در آسمان شکست خورد بر روی زمین نیز شکست خواهد خورد. «از همان ابتدای نبرد بزرگ در آسمان، هدف شیطان سرنگونی احکام خدا بوده است. برای تحقق این بوده است که او بر علیه آفریدگار، شورش به راه انداخت و با وجود اینکه از آسمان اخراج شد، همان جنگ را بر روی زمین ادامه داده است. فریب دادن بشر و در نتیجه منتهی نمودن آنها به تجاوز به احکام خدا، هدفی است که او با ’پافشاری‘ دنبال کرده است. چه این با کنار گذاشتن شریعت بطور کامل یا با انکار نمودن یکی از جنبه های آن تحقق یابد، نتیجه در نهایت یکسان خواهد بود. او که در یک مورد تخطی می کند، به تمام اهانت کرده است؛ نفوذ و الگوی او در سمت خطا هستند؛ او ’مقصر همه‘ می شود. یعقوب باب ۲ آیه ۱۰.» الن جی. وایت، Ellen G. White, The Great Controversy, p. 582

سوالاتی برای بحث

۱. در کلاس درباره رویدادهای جهان و اینکه به چه روش هایی به آنچه ما باور داریم باید در روزهای پایانی اتفاق بیافتد، اشاره دارند، صحبت کنید. چه وقایعی همچنان باید آشکار شوند؟ چگونه می توانیم بیاموزیم درباره نشانه های زمان هوشیار باشیم در حالی که از تعصب، تنظیم تاریخ و انجام پیش بینی های جسورانه در مورد چیزهایی که کتاب مقدس و نوشته های الن جی. وایت به صراحت تعلیم نداده اند، اجتناب کنیم؟

۲. بیشتر در مورد مسئله پرستش تأمل کنید. پرستش نمودن چیزی به چه معناست؟ ما چگونه عمل هر آنچه که پرستش می کنیم را انجام می دهیم؟

۳. بیشتر در مورد این ایده که خدا همچنان مردمی در بابل دارد، بیاندیشید. ما چه چیزی از مفهوم واژه «بابل» (که مشخصاً یک نماد است و واقعی نمی باشد) درک می کنیم؟ این چه چیزی درباره تعهد ما به ادامه موعظه پیام خود به دیگران صرف نظر از باورهای سیاسی و مذهبی ایشان، تعلیم می دهد؟

داستانهای ایمانداران

۱۰ مارس

سگ مبلغ

توسط نلسون ارنست

گروهی از افراد جوان ادونتیست روز هفتم تصمیم گرفتند در یک عصر روز سبت، نشریات GLOW را در اجتماعی در ایالت هاوایی آمریکا پخش کنند.

این جوانان با یکدیگر دعا کردند و از خانهای به خانه دیگر رفتند.

هنگامی که اولین در باز شد، مرد جوانی گفت: «سلام! ما از طرف کلیسای ادونتیست روز هفتم هستیم و برای شما هدیهای داریم.»

صاحبخانه شگفتزده گفت، «برای من؟»

بازدید کننده چند تا از نشریات کوچک را به او داد و گفت، «بله، برای شما.»

وقتی که صاحبخانه نشریات را گرفت، مرد جوان پیشنهاد داد که برای آن زن دعا کند.

«آیا درخواست دعای خاصی دارید از خداوند خواسته شود؟»

و این روند از خانهای به خانه دیگر تکرار شد.

«سلام! ما از طرف کلیسای ادونتیست روز هفتم هستیم و برای شما هدیهای داریم. چگونه میتوانیم برایتان دعا کنیم؟»

در برخی از خانهها جوابی داده نمیشد. در تعداد کمی، صاحبخانه از بازدیدکنندگان میخواست که آنجا را ترک کنند.

سپس دو مرد جوان به خانهای نزدیک شدند که دورش حصار داشت. پس از یافتن در، آنها تلاش کردند آن را باز کنند که ناگهان صدای آژیر شنیده شد.

«گررررر... ووووف! گررررر... ووووف!»

آنها از پشت حصارها سگی خشمگین را دیدند که به ایشان خیره شده بود.

یکی پرسید، «الان چه کار کنیم؟»

هیچ کدام نمیخواستند خطر کنند و برای در زدن از سگ عصبانی رد شوند.

مرد جوانی نشریه را گرفت و آن را در آن طرف حصار نگه داشت. سگ به دقت نگاه میکرد.

سپس مرد جوان نشریه را انداخت. بر روی زمین افتاد. سگ به سمت آن دوید و آن را بو کشید. سپس کار عجیبی کرد. سگ با دهانش نشریه را برداشت. با سرعت به طرف در ورودی خانه دوید و آن را در جلوی در قرار داد.

یکی از بنیانگذاران کلیسای ادونتیست، الن جی. وایت به ما میگوید: «خدا از روشها و وسیلههایی استفاده خواهد کرد که دیده خواهد شد که افسار را در دستان خود میگیرد. خدمتگزاران از ابزار سادهای که او برای انجام و کامل نمودن عمل عدالتش استفاده خواهد کرد، شگفتزده خواهند شد» (Testimonies to Ministers and Gospel Workers, p. 300).

اگر فرشتهای میتواند یک الاغ را به حرف آورد، چرا نمیتواند سگی عصبانی را به یک مبلغ در هاوایی تبدیل کند؟

و اگر یک سگ میتواند نشریات ادونتیست را به اشتراک بگذارد، چرا شما نتوانید؟

نلسون ارنست یکی از بنیانگذاران و مدیر GLOW، یک مرکز پخش نشریات ادونتیست است که در کالیفرنیا تأسیس شد و در سرتاسر جهان گسترش یافت.

درس یازدهم ۹ تا ۱۵ ژوئن

مُهر خدا یا نشان وحش؟

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: پیدایش باب ۱۷ آیات ۹ تا ۱۱؛ خروج باب ۳۱ آیات ۱۳ و ۱۷؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۷؛ افسسیان باب ۱ آیات ۱۳ و ۱۴؛ عبرانیان باب ۴ آیات ۹ و ۱۰.

آیه حفظی: «سرود موسی بنده خدا و سرود بره را میخوانند و میگویند: عظیم و عجیب است اعمال تو ای خداوند خدای قادر مطلق! عدل و حق است راههای تو ای پادشاه امّتها!» (مکاشفه یوحنا باب ۱۵ آیه ۳).

سرود موسی و بره با آیه حفظی این هفته ما آغاز می شود. این توسط «کسانی که بر وحش و تصویر او و بر نشانه و تعداد نام های او پیروز شده اند خوانده می شود زمانی که بر دریای شیشه ای در آسمان می ایستند» (مکاشفه یوحنا باب ۱۵ آیه ۲). ما چگونه می توانیم در میان اینشمار باشیم؟

یکی از بارزترین نشانه های قوم حقیقی خدا در روزهای پایانی، انتشار پیام فرشته سوم توسط ایشان می باشد که در برابر دریافت نشانه وحش هشدار می دهد. اگر چه، با وجود اینکه هشداری جدی تر از این در کتاب مقدس وجود ندارد، بسیاری نظریات گیج کننده در مورد اینکه این نشانه چه بوده است، در طول سال ها پیشنهاد شده است: بارکدی بر روی پیشانی، شماره کارت اعتباری، یا برخی علائم بیومتریک.

ما نباید از گسترش ایده های گیج کننده در بابل متعجب بشویم. گذشته از هر چیز، نام آن به معنی «سردرگمی» میباشد. اما قوم باقی مانده خدا به درکی واضح از این موضوع نیاز دارند تا پیام فرشته سوم را با قدرت انتشار دهند. این هفته ما تلاش خواهیم نمود نماد وحش و چگونگی اجتناب از آن را — با دریافت مهر خدا — بهتر درک کنیم.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۶ ژوئن آماده شوید.

یکشنبه ۱۰ ژوئن

نشانه خدا برای شناسایی قومش

در زمان های عهد قدیم، دو نشان ظاهری برای شناسایی قوم حقیقی خدا وجود داشت. یکی از آنها ختنه بود. این نشانه اولین بار به چه کسی داده شد؟ پیدایش باب ۱۷ آیات ۹ تا ۱۱.

خدا به ابراهیم و فرزندان او فرمان داد که به عنوان نشانه ای از عهد نجات، ختنه شوند. فرزندان پسر باید در روز هشتم ختنه می شدند (لاویان باب ۱۲ آیه ۳). با این وجود، این رسم معنای عمیق تری داشت. قصد این بود که نیاز به «ختنه» و احیای قلب نماد شود (تثنیه باب ۳۰ آیه۶). به این دلیل است که پولس می نویسد: «زیرا آنکه در ظاهر است، یهودی نیست و آنچه در ظاهر در جسم است، ختنه نی. بلکه یهود آن است که در باطن باشد و ختنه آنکه قلبی باشد، در روح نه در حرف که مدح آن نه از انسان بلکه از خداست» (رومیان باب ۲ آیات ۲۸ و ۲۹).

آیاتی از جمله اول قرنتیان باب ۷ آیه ۱۹، غلاطیان باب ۵ آیه ۶ و باب ۶ آیه ۱۵ نشان می دهند که در عهد جدید، ختنه با غسل تعمید جایگزین شده است که نمادی از تبدیل شدن، یک «خلقت جدید»، مرگ به گناه و برخاست در حیاتی نو می باشد (رومیان باب ۶ آیات ۳ و ۴ راببینید). به این دلیل است که پولس می گوید ختنه دیگر اهمیت ندارد و این «ایمان از طریق محبت» و «نگه داشتن فرمان های خدا» می باشد که در اصل مهم هستند.

نشان ظاهری دومی که خدا برای شناسایی قومش داد، چه بود و چرا داده شد؟ (خروج باب ۳۱ آیات ۱۳ و ۱۷، حزقیال باب ۲۰ آیات ۱۲ و ۲۰).

توجه کنید که سبت به عنوان یک نشانه به خلقت باز می گردد (پیدایش باب ۲ آیات ۲ و ۳ را نیز ببینید)، در حالی که ختنه شدن تنها با ابراهیم شروع شد. از این رو عیسی در اشاره به پیدایش فرمود، «سبت برای انسان بوجود آمد» (مرقس باب ۲ آیه ۲۷). این نشان می دهد که ما باخلقت به خدا تعلق داریم زیرا او ما را آفرید و با نجات نیز به او متعلق هستیم زیرا، او ما را عادل شمرده و تقدیس می کند. بنابراین، اگر چه پولس می گوید که ختنه شدن دیگر مهم نیست، اما چنین استدلال می کند که نگه داشتن فرمان های خدا (که شامل روز سبت نیز می شوند)همچنان اهمیت دارد (عبرانیان باب ۴ آیه ۹ را ببینید).

افکار و تمایلات شما چگونه آشکار می سازد که آیا شما حقیقتاً در قلبتان ختنه شده اید یا خیر؟

دوشنبه ۱۱ ژوئن

وحش و پرستش دروغین

آیات زیر را بخوانید. آنها چه چیزی درباره اهمیت اجتناب از نشان وحش به ما تعلیم می دهند؟ مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۷، باب ۱۴ آیات ۹ و ۱۰، باب ۱۶ آیه ۲.

دریافت غضب شدید خدا، مجازات شدن توسط هفت بلای آخر و در نهایت انداخته شدن درون دریاچه آتش. چه تضادی با کسانی که از پذیرفتن نشان وحش خودداری می کنند و پیروزمندانه بر دریای شیشه ای می ایستند و آواز ستایش برای خدا و بره سر می دهند!

این نشانه چیست که هیچ کس نمی خواهد دریافت کند؟ واضح است که آیات فوق آن را با پرستش دروغین مرتبط می کنند. همچنین همانطور که در یک درس پیشین دیدیم، قدرت وحش چهارم باب ۷ دانیال در مرحله دوم خود (همچنین توصیف شده به عنوان وحش دریا در باب ۱۳مکاشفه یوحنا)، «قصد تبدیل نمون زمان ها و شرایع خواهد نمود» (دانیال باب ۷ آیه ۲۵). یکی از احکامی که قصد تغییرش را داشت، سبت فرمان چهارم بود — تنها فرمان از ده فرمان که به زمان رجوع می کند و مستقیماً به خدا به عنوان کسی که «آسمان و زمین و دریا و آنچه را کهدر آنهاست بساخت و در روز هفتم آرام فرمود» (خروج باب ۲۰ آیه ۱۱) اشاره دارد.

پیام فرشته اول به طور قابل ملاحظه ای، توجه ما را به این فرمان جلب می کند که قدرت وحش در تلاش برای تغییر آن بود و مشخص می سازد که ما تنها باید خداوند را به عنوان خالق پرستش کنیم. در واقع، از هفت آیه در باب های ۱۲ تا ۱۴ مکاشفه یوحنا که به پرستش اشارهدارند، این آیه (باب ۱۴ آیه ۷) تنها مورد درباره پرستش حقیقی می باشد؛ شش آیه دیگر در برابر پرستش نادرست وحش و تصویر او هشدار می دهند (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۴، ۸، ۱۲و ۱۵، باب ۱۴ آیات ۹ و ۱۱). بلافاصله پس از توصیف فرشته سوم از سرنوشت کسانی که دراین پرستش نادرست درگیر می شوند، پرستش کنندگان واقعی خدا توصیف شده اند: «در اینجاست صبر مقدسین که احکام خدا و ایمان عیسی را حفظ مینمایند» (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۲).

به عبارت دیگر، انتشار این سه پیام، همه بشریت را به دو گروه تقسیم می کند: کسانی که با نگه داشتن فرمان های خالق از جمله فرمان روز هفتم سبت، او را پرستش می کنند و کسانی که وحش و تصویر او را پرستش می کنند. بنابراین، شکل نادرست پرستش، جایگزینی برای پرستش خالق با نگه دتشتن فرمان سبت ارائه می دهد.

در مورد ارتباط میان پرستش و وفاداری بیشتر بیاندیشید. چه جنبه های پرستش برای نشان دادن وفاداری ما به خدا ضروری می باشند؟

سه شنبه ۱۲ ژوئن

مُهر خدا

یک مُهر مانند یک امضاء، برای معتبر ساختن یک مدرک استفاده می شود. در زمان های باستان، یک مُهر بر روی موم نرم یا گل رس فشرده می شد تا اعتبار یا مالکیت و داشتن اجازه استفاده مالکش را نشان دهد.

مُهر خدا چیست و چه زمانی و چگونه داده شده است؟ افسسیان باب ۱ آیات ۱۳ و ۱۴، باب ۴ آیه ۳۰؛ دوم تیموتائوس باب ۲ آیه ۱۹؛ مکاشفه یوحنا باب ۷ آیا ۱ تا ۴، باب ۱۴ آیه ۱.

مُهر خدا نشانه ای از مالکیت و حفاظت او از قومش می باشد. پولس یک مُهر را در ارتباط با ایمان آوردن و دریافت موهبت روح القدس توصیف می کند. او این موهبت را یک «سپرده» یا «پرداخت داده شده» به تمام ایمانداران به عنوان یک تضمین برای نجات کامل و میراث آینده که در زمان آمدن عیسی دریافت خواهند نمود، داده می شود.

کتاب مکاشفه یوحنا، مُهر دیگری را دقیقاً قبل از ظهور دوم به تصویر می کشد. مُهر نهایی به ۱۴۴۰۰۰ نفر در زمان بارش روح القدس در باران دوم داده شد. نام خدا (یا امضای او) بر روی پیشانی ایشان نوشته شده است. از طریق کار روح القدس در زندگی ایشان، آنها شخصیتخدا را انعکاس خواهند داد.

مُهر خدا را با نشان وحش مقایسه کنید. به چه تفاوت هایی میان آنها اشاره شده است؟ مکاشفه یوحنا باب ۷ آیه ۳، باب ۱۴ آیه ۹.

مُهر به پرستش کنندگان حقیقی خدا داده می شود، در حالی که نشان به پرستش کنندگان وحش داده می شود. مُهر تنها بر روی پیشانی ثبت می شود که نشان دهنده انتخاب قطعی ذهن به پرستش خدا به روشی که او فرمان داده است، می باشد. نشان از سوی دیگر، هم بر پیشانی و هم بردست ثبت می شود. این بدین معناست که مردم ممکن است وحش را به یکی از دو دلیل پرستش کنند. یا در ذهمشان با آن موافق هستند و فکر می کنند واقعاً خدا را پرستش میکنند یا اینکه اصلاً با آن موافق نیستند اما به آن ادامه می دهند زیرا نگران عواقب جدی مطابق نبودن با آنهستند: ناتوان بودن در خرید یا فروش و در نهایت کشته شدن (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیات ۱۷ و ۱۵).

«کسانی که با جهان متحد می شوند، قالب دنیوی پیدا می کنند و برای نشان وحش آماده می شوند. کسانی که اعتماد به خود را از دست می دهند و خود را در برابر خدا فروتن می کنند و روح های خود را با اطاعت از حقیقت پاک میسازند — این ها قالب آسمانی را دریافت می کنند و برای مُهر خدا بر روی پیشانی هایشان آماده می شوند.» — الن جی.وایت، Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 5, p. 216

چهارشنبه ۱۳ ژوئن

نشان وحش

این نشان چیست که ما باید از دریافت آن اجتناب کنیم؟ همانطور که در یکی از درس های گذشته دیدیم، قدرت وحش چهارم در باب ۷ دانیال در مرحله دوم خود (همچنین توصیف شده به صورت وحش دریا در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا)، «قصد تبدیل نمودن زمان ها و شرایع» را خوهدنمود (دانیال باب ۷ آیه ۲۵). یکی از احکامی که قصد تغییرش را داشت، سبت فرمان چهارم بود — تنها فرمان از ده فرمان که به زمان رجوع می کند و مستقیماً به خدا به عنوان کسی که «آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنهاست بساخت و در روز هفتم آرام فرمود» (خروج باب۲۰ آیه ۱۱) اشاره دارد.

در همین حال، پیام فرشته اول — توجه خواننده را به همان فرمان، همان که قدرت وحش در تلاش برای تغییر آن بود — مشخص می سازد که ما باید تنها خداوند را به عنوان خالق پرستش کنیم. بنابراین، پس از هشداری در مورد سرنوشت کسانی که در عوض «وحش و تصویراو» را پرستش می کنند (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۹)، قوم وفادار خدا در آیه ۱۲ توصیف شده اند.

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۲ را بخوانید. با توجه به زمینه بدیهی، این توصیف قوم وفادار خدا چگونه می تواند به ما در درک اینکه چرا سبت در مرکزیت رویدادهای پایانی قرار دارد، کمک کند؟

آیه چنین است: «در اینجاست صبر مقدسین که احکام خدا و ایمان عیسی را حفظ مینمایند» (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۲). همانطور که دیده ایم، فرمان چهارم، سبت در در «فرمان های خدا» وجود دارد که به خدا به عنوان خالق و تنها کسی که باید پرستش شود، اشاره می کند.بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری مسئله «نشان وحش» را مستقیماً گره خورده با مسئله عبادت یکشنبه، بدلی برای «سبت» که در کتاب مقدس فرمان داده نشده است، می بینند، در مقابل نگه داشتن فرمان چهارم که در کتاب مقدس بیان شده است.

آیا این بدین معناست که مسیحیانی که در روز یکشنبه خدا را عبادت می کنند، اکنون نشان وحش را دارند؟ خیر. بر طبق مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۵، کسانی که از پیوستن به این پرستش دروغین وحش اجتناب می کنند، کشته خواهند شد. این در نهایت به مسئه مرگ و زندگی تبدیلخواهد شد. هر چند بدیهی است که رویدادها هنوز به آن مرحله نرسیده اند و نشان وحش تا زمانی که این امتحان نهایی نیاید، داده نخواهد شد. بنابراین، هیچ کس هنوز نشان وحش را دریافت نکرده است.

احکام خدا. ایمان به عیسی. چرا این صفات حتی اکنون، جنبه های حیاتی مفهوم مسیحی واقعی بودن هستند؟

پنجشنبه ۱۴ ژوئن

سبت به عنوان مُهر

همانطور که دیده ایم، روز هفتم سبت، نشانه قوم حقیقی خدا در در طول تاریخ بوده است که با آدم و حوا شروع شد و در زمان اسرائیل ادامه یافت. ما همچنین آن را مداوم در کلیسای عهد جدید با عمل عیسی و رسولان و به عنوان نشانه متمایزی از قوم خدا در روزهای پایانی که«فرمان های خدا و ایمان به عیسی را نگه می دارند» (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۲) دیده می شود.

چرا سبت بسیار مهم است و چه اهمیت ویژہ ای برای مسیحیان دارد؟ خروج باب ۲۰ آیات ۸ تا ۱۱؛ عبرانیان باب ۴ آیات ۹ و ۱۰.

سبت در قلب ده فرمان نمایان می شود. توسط خالق به عنوان نشان یا مهری از اقتدارش داده شد. او را با نام، «خداوند خدای شما» شناسایی می کند. قلمرویی را مشخص می سازد که او بر آن صلاحیت دارد، «آسمان ها و زمین، دریا و همه آنچه در آنها می باشد». همچنین اصول اقتدار او را مشخص می سازد، «زیرا که خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید... و در روز هفتم استراحت نمود.»

عهد جدید عیسی را به عنوان کسی که خدا از طریق او همه چیز را خلق نمود، مشخص می کند (یوحنا باب ۱ آیات ۱ تا ۳، کولسیان باب ۱ آیه ۱۶، عبرانیان باب ۱ آیات ۱ و ۲). این عیسی است که جهان ما را در شش روز آفرید و در روز هفتم استراحت نمود. بنابراین، بسیار قابلتوجه است که عیسی پس از آویزان شدن بر صلیب در آن عصر روز جمعه، فریاد برآورد، «تمام شد!» (یوحنا باب ۱۹ آیه ۳۰). درست همانطور که او در روز سبت پس از اتمام کار خلقت استراحت نمود، عیسی در روز سبت پس از اتمام کار قربانی خود با مردن به جای ما براینجاتمان، در قبر استراحت نمود. از این رو، روز سبت بطور مضاعف برکت یافته است، نخست در خلقت و سپس بر صلیب. به این دلیل است که بر طبق کتاب عبرانیان، مسیحیان با استراحت در روز سبت، نشان می دهند که آنها نیز، «از اعمال خود بیارامیدند، چنانکه خدا از اعمالخویش» (عبرانیان باب ۴ آیه ۱۰). سبت نمادی عالی از این حقیقت است که ما نمی توانیم خود را نجات دهیم، اینکه از ابتدا تا انتها، این کار مسیح است که از طریق ایمان ممکن شد (با عبرانیان باب ۱۲ آیه ۲ مقایسه کنید).

اگر روز سبت نماد فراغت از کارهایمان می باشد، نگه داشتن یکشنبه نشان دهنده چیست و این چگونه با اصل ویژگی بابل متناسب می شود؟

جمعه ۹ ژوئن

تفکری فراتر: «درست پس از اینکه قوم خدا بر پیشانی خود مُهر دریافت کنند — این هر مُهر یا نشانی نیست که قابل دیدن باشد، بلکه استقرار در حقیقت از نظر ذهنی و روحانی و در نتیجه قابل جابجایی نیستند — درست به محض اینکه قوم خدا مُهر دریافت کرده و برای اهتزاز آماده شوند، آن خواهد آمد. در واقع، پیش از این شروع شده است؛ داوری های خدا اکنون بر زمین قرار دارند... تا ما بدانیم چه چیزی خواهد آمد.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, The Faith I Live By, p. 285

«سبت بزرگترین امتحان وفاداری خواهد بود، زیرا هدف حقیقت بویژه انکار شده می باشد. زمانی که امتحان نهایی برای بشر آورده شود، سپس خط تمایز میان کسانی که به خدا خدمت کردند و کسانی که به او خدمت نکردند، کشیده خواهد شد. در حالی که نگه داشتن سبت دروغین در انطباق با قوانین دولت و مخالف با فرمان چهارم، اظهاری آشکار از وفاداری به نیرویی است که در مخالفت با خدا است، نگه داشتن سبت واقعی در اطاعت از شریعت خدا، گواهی بر وفاداری به خالق است. در حالی که یک گروه با پذیرفتن نشان تسلیم قدرت های زمینی بودن شدن، نشان وحش را دریافت می کنند، سایرین که نشان وفاداری به قدرت الهی را انتخاب می کنند، مُهر خدا را دریافت میکنند.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, The Great Controversy, p. 605

سوالاتی برای بحث

۱. ما به چه روش هایی می توانیم حقیقت مربوط به نشان وحش و مُهر خدا را برای دیگران نمایان سازیم که جنجال غیر ضروری ایجاد نکند؟ برای مثال، چرا ما باید بر روی این واقعیت تأکید کنیم که اکنون هیچکس نشان وحش را ندارد؟

۲. سبت و مُهر روح القدس چگونه با هم مرتبط هستند؟

۳. در مورد ایده فوق مربوط به مُهر به عنوان «استقرار در حقیقت از نظر ذهنی و روحانی بیاندیشید.» معنای آن چیست؟

۴. در مورد مشخصه های بابل روحانی، ارزش ها و روش های آن بحث کنید. آنها چگونه با ارزش های ملکوت خدا متفاوت هستند؟ چگونه ممکن است برخی از ارزش های بابل در حال حاضر وارد کلیسای ما بشوند؟ چگونه می توانیم بیاموزیم که آنها را تشخیص دهیم و به دنبال مقابله با آنها باشیم، اما به شیوه ای مسیحی که ارزش های ملکوت خدا را انعکاس دهد؟

داستانهای ایمانداران

۱۷ مارس

شکنجه ذهنی برای سبت

توسط اندرو مک چزنی، مبلغ دینی ادونتیست

مادرش پیش از مدرسه سبت، او را با آب خیس می کرد.

پدرش وقتی او به سوی کلیسا پیاده می رفت او را تعقیب می کرد — ولی او به کلیسا می دوید.

هر بار که او صدای تق تق قفل جعبه تفنگ پدرش را میشنید، میترسید که پدرش برای کشتن او میآمد.

مارگارت ویلفرد که سالهای پس از تعمید گرفتنش درکلیسای ادونتیست را تعریف میکرد، گفت: «من واقعاً میترسیدم. به شدت نگران بودم. و حتی تا امروز بر من تأثیر گذاشته است.»

اما ویلفرد ۶۱ ساله، معلم بازنشسته مدرسه راهنمایی ادونتیست در کشور کارائیب ترینیداد و توباگو هیچ پشیمانی نداشت. او گفت، «من از قدم زدنم با خدا لذت میبرم. هر آنچه آرامش که میتوانم داشته باشم را دریافت میکنم.»

ویلفرد توسط والدینی که یکشنبه را نگه میداشتند، نزدیک به محوطه دانشگاه ادونتیست کارائیب جنوبی در دره ماراکاس پرورش یافته بود. او از کودکی، موسیقی که در روز سبت ازمحوطه دانشگاه به گوش میرسید را دوست داشت. گروههای آواز سبت گاهی در صبح روزهای سبت از این در بازدید میکردند. این موسیقی بود که ویلفرد را در سن ۱۹ سالگی جذب یک مجموعه بشارتی ادونتیست نمود و او پس از جلسات تعمید داده شد.

او گفت، «این زمانی بود که شکنجه ذهنی آغاز شد.»

والدینش خشمگین بودند. پدرش او را تهدید نمود و در خانه را به روی او بست. صدای قفل جعبه تفنگ پدرش او را میترساند. او میترسید که کتک بخورد یا اتفاق بدتری بیافتد. یکبار پدرش او را تا نیمی از مسیر کلیسا تعقیب نمود.

او گفت، «تمام مسیر را دویدم زیرا از آنچه ممکن بود انجام دهد، میترسیدم.»

مادرش بعد از اینکه برای رفتن به کلیسا لباس میپوشید، بر رویش آب میریخت.

او گفت، «زندگی اصلاً برایم خوب نبود.»

اما ویلفرد هرگز به دست برداشتن از ایمانش فکر نکرد. او به مزامیر باب ۳۴ آیه ۷ متوسل شد که می گوید، «فرشته خداوند حافظ و رهاننده کسی است که از خداوند میترسد و به او احترام میگذارد.» یکی دیگر از آیات مورد علاقه، مزامیر باب ۲۷ آی ۱۰ میباشد: «حتّی اگر پدر و مادرم مرا ترک کنند، خداوند مرا ترک نخواهد کرد.»

درنهایت، تنش در خانه کاهش پیدا کرد. ویلفرد یک بورسیه دانشجویی برای ادامه تحصیل بدست آورد و در دانشگاه ادونتیست ثبت نام کرد. بعد در مدرسه ابتدایی ادونتیست روز هفتم در ماراکاس کاری را پذیرفت، جایی که به مدت ۳۵ سال کلاس اول و دوم را آموزش داد.

او گفت، «من میدانم که در چشم خدا عزیز هستم. او از پشت هرچیزی می تواند مرا ببیند.»

بخشی از هدایای سیزدهمین سبت در اولین فصل ۲۰۱۸ برای ساختن کلیسایی جدید برای دانشگاه کارائیب جنوبی که هرگز ساختمانی مخصوص کلیسا نداشته و در سالن اجتماعات مراسم عبادت برگزار میشد، فرستاده خواهد شد.

درس دوازدهم ۱۶ تا ۲۲ ژوئن

بابل و آرماگدون [نبرد نهائی]

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۸، باب ۱۶ آیه ۱۹؛ اشعیا باب ۵۲ آیه ۹؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۸ آیات ۱ تا ۱۰، باب ۱۶ آیات ۱۲ تا ۱۶؛ اول پادشاهان باب ۱۸ آیات ۱ تا ۴۰؛ اول قرنتیان باب ۱۵ آیات ۱ و ۲.

آیه حفظی: «بر پیشانی او این اسم مرموز نوشته شده بود: بابل بزرگ، مادر فاحشه ها و فساد دنیا» (مکاشفه یوحنا باب ۱۷ آیه ۵).

کتاب مکاشفه یوحنا همانطور که پیش از این اشاره کرده ایم، پر از تصاویر و سخنان مستقیماً گرفته شده از عهد قدیم می باشد. برای مثال، نام بابل شش بار در مکاشفه یوحنا دیده می شود. اما در مورد پادشاهی باستانی نبوکدنصر که صدها سال قبل در تاریخ جهان وجود داشت، صحبت نمی کند. در عوض، یوحنا از تصاویر عهد قدیم برای بیان یک حقیقت استفاده می کرد. در این مورد، بابل — یک قدرت سیاسی و مذهبی عظیم که قوم خدا را مورد ظلم قرار داده بود — اکنون قدرت های سیاسی و مذهبی بزرگ را که بدنبال انجام همان کار در روزهای پایانی جهان هستند را توصیف می کند.

مورد مشابهی در رابطه با واژه آرماگدون اتفاق می افتد که تنها در مکاشفه یوحنا رخ می دهد اما بر اساس یک عبارت عبری است که به نظر می رسد به معنای «کوه مگدو»، اشاره به مکانی در اسرائیل کهن باشد. گمانه زنی های بسیاری در مورد آرماگدون وجود دارد، بسیاری از مردم بدنبال نبرد نظامی گسترده ای در آنجا، در مگدو نزدیک به پایان جهان می باشند.

این هفته ما به بابل و آرماگدون خواهیم پرداخت و بدنبال فراگیری آنچه کتاب مقدس در مورد این تصاویر به ما میگوید، خواهیم بود.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۳ ژوئن آماده شوید.

یکشنبه ۱۷ ژوئن

«شراب غضب او»

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۸، باب ۱۶ آیه ۱۹، باب ۱۷ آیه ۵، باب ۱۸ آیات ۲، ۱۰ و ۲۱، شش ارجاع به بابل در کتاب مکاشفه یوحنا را بخوانید. با در نظر داشتن روایت بابل آنگونه که در عهد قدیم آمده است، این آیات چه چیزی درباره بابل آنگونه که در زمینه رویدادهایروزهای پایانی نمایان شده است، به ما تعلیم می دهند؟

چنین گفته شده است که کتاب مقدس افسانه دو شهر، اورشلیم و بابل می باشد. در حالی که اورشلیم در سرتاسر کتاب مقدس به عنوان شهر خدا و قوم عهد بسته او بود (مزامیر باب ۱۰۲ آیه ۲۱، اشعیا باب ۵۲ آیه ۹، باب ۶۵ آیه ۱۹، مکاشفه یوحنا باب ۳ آیه ۱۲)، بابل نشان ظلم،خشونت، مذهب دروغین و شورش آشکارا علیه خدا بوده است.

برای مثال به برج بابل بیاندیشید (پیدایش باب ۱۱ آیه ۹). واژہ عبری برای «بابل» همان واژہ برای پادشاهی «بابل» میباشد. پطرس در رساله اش، اول پطرس باب ۵ آیه ۱۳، از کلیسای «بابل» درود می فرستد که بطور کلی به این معناست که نه از خرابه های پادشاهی قدیمی واقعدر عراق امروزی بلکه از خود رم که قرار است بزودی دشمن کلیسا شود. این یک وجه تسمیه جالب در پرتو کتاب مکاشفه یوحنا و نقش رم آنگونه که در آن ارائه شده است، می باشد.

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۸ و باب ۱۸ آیه ۳ را بخوانید. این آیات چه چیزی درباره تأثیر بد بابل بر جهان و قوم خدا نمایان می سازند؟

شکی نیست که قدرتی که بابل بیانگر آن است، آنگونه که در کتاب مکاشفه یوحنا به تصویر کشیده شده است، تا حد زیادی با این تأثیر مخرب که در سرتاسر جهان به نوعی گسترش یافته است، فاسد می باشد. عبارت «شراب غضب زنای او» (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۸) به وضوحاشاره ای به آموزه نادرست، اصول نادرست و عادات فاسد و نتایجی که از آن بر می آید، می باشد. بابل نیرویی برای شرارت است که به «همه ملت ها» شیوع یافته است (مکاشفه یوحنا باب ۱۸ آیه ۳). از این رو، همه باید احتیاط کنند تا مبادا آنها نیز فاسد شوند.

به اطراف و جهان امروز بنگرید: فساد، سردرگمی، ظلم و ستم. این باید چه چیزی در مورد نیازمان به متصل شده به عیسی و کلام او به ما بیاموزد؟

دوشنبه ۱۸ ژوئن

بابل سقوط کرده است

فساد و تأثیر بابل بر جهان هر چقدر هم دور از دسترس بوده است کتاب مکاشفه یوحنا چنین تعلیم می دهد که روزی همه اینها پایان خواهند یافت.

مکاشفه یوحنا باب ۱۸ آیات ۱ تا ۱۰ را بخوانید. این آیات چه چیزی درباره «بابل بزرگ» به ما میگویند؟

پیام فرشته دوم (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۸) در مورد سقوط بابل در اینجا در مکاشفه یوحنا باب ۱۸ آیه ۲ تکرار شده است. این بیانی از میزان فساد این نهاد می باشد.

«کتاب مقدس بیان می کند که پیش از آمدن خداوند، شیطان ’با انواع آیات و نشانه ها و معجزات فریبنده‘ کار خواهد کرد و اینکه کسانی که ’عشق به حقیقت را که می تواند آنان را نجات بخشد قبول نکردند‘، رها خواهند شد تا گرفتار ’نیروی گمراه کننده شوند تا آنچه که دروغ استباور کنند‘. دوم تسالونیکیان باب ۲ آیات ۹ تا ۱۱. تا زمانی که این شرایط بدست نیاید و اتحاد کلیسا با جهان از طریق عالم مسیحیت بطور کامل انجام نشود، سقوط بابل کامل نخواهد شد. تغییر مترقی بوده و تحقق کامل مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۸ همچنان در آیده باید اتفاق بیافتد.» —الن جی. وایت، Ellen G. White, The Great Controversy, pp. 389, 390

اینکه آیا «تحقق کامل» اینک آمده است، تنها خدا می داند. اما چیزی که ما می دانیم این است که مطابق با این آیات، بابل روحانی روزی به دلیل شرارت بزرگش با داوری خدا روبرو خواهد شد. «زیرا گناهانش تا به فلک رسیده و خدا ظلم هایش را به یاد آورده است» (مکاشفه یوحناباب ۱۸ آیه ۵). این عبارت کلام عهد قدیم درباره بابل را نیز منعکس می کند (ارمیا باب ۵۱ آیه ۹ را ببینید) و بدین معناست که زمان داوری مطمئناً خواهد آمد.

مطمئناً این داوری پیش رو نباید تعجب آور باشد. گذشته از هر چیز، بابل قدیمی با داوری روبرو شد (دانیال باب ۵ را ببینید). کتاب مقدس در موقعیت های متعددی در این باره بسیار واضح است که روزی همه از جمله بابل باید برای اعمالشان پاسخگو باشند. چقدر آرامش بخش استکه بدانیم ما مسیحیان شفاعت کننده ای در این داوری داریم که برای ما خواهد ایستاد (اول یوحنای باب ۲ آیه ۱؛ دانیال باب ۷ آیه ۲۲). در غیر این صورت، سرنوشت ما ممکن بود بهتر از بابل نباشد.

چگونه می توانید در این وعده که همه بی عدالتی ها و شرارت ها که به نظر اکنون بدون مجازات می آیند، روزی با کیفر نهایی توسط خدا روبرو خواهند شد، آرامش بدست آورید؟

سه شنبه ۱۹ ژوئن

آرماگدون

اگر چه بسیاری از مردم از جمله بسیاری از مسیحیان چیز زیادی در مورد کتاب مکاشفه یوحنا نمی دانند، یک تصویر یا واژہ از آن به فرهنگ عامه رسیده است: آرماگدون (مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۶ را ببینید). حتی در فرهنگ غیر روحانی، این واژہ برای نبرد پایانی که درآن سرنوشت زمین تعیین خواهد شد بکار برده شده است. هالیوود فیلمی به نام آرماگدون تولید نموده است که درباره یک شهاب آسمانی بزرگ است که آماده برای از بین بردن زمین میباشد. به نوعی ایده پایان جهان در ذهن افراد غیر روحانی نیز وجود دارد.

بسیاری از مسیحیان که با کتاب مکاشفه یوحنا آشنا هستند و آن را باور دارند، نبرد آرماگدون را به عنوان یک نبرد نظامی واقعی در خاورمیانه نزدیک به پایان جهان می بینند. یک نسخه، ارتش ۲۰۰ میلیون نفری از آسیا می باشد که شمال اسرائیل را با خاک یکسان می کند. دیگرانبر نبردهای نظامی و سیاسی متعدد دیگر تمرکز دارند که در آن بخش از دنیا که به نظر ایشان صحنه نبرد نظامی نهایی آرماگدون در منطقه مگدو خواهد بود.

با این حال، کتاب مقدس تصویری کاملاً متفاوت ارائه می دهد. کتاب مقدس آرماگدون را به عنوان نقطه اوج نهایی نه میان ستیز ملت ها بلکه میان دو طرف نبرد کیهانی نشان می دهد. این یک نبرد مذهبی و نه اقتصادی یا سیاسی میباشد، با این حال ممکن است عوامل اقتصادی و سیاسی زیادی در آن نقش داشته باشند.

مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیات ۱۲ تا ۱۶ را بخوانید. تنها از این آیات چه چیزی درباره آرماگدون می توانیم بیاموزیم؟

نخست، به نمادین بودن زبان در اینجا توجه کنید. ارواحی مانند قورباغه که از دهان اژدها، دهان نبی دروغین و دهان وحش بیرون می آیند (اشاره به قدرت های باب ۱۳ مکاشفه یوحنا؛ «نبی دروغین» در اینجا باید اشاره به وحش زمین در مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۱ داشته باشد).نبرد بزرگ نیز در اینجا دیده می شود چنان چه «ارواح شیاطین» (مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۴) در «روز بزرگ خدای قادر مطلق» (مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۴) به نبرد می روند. آرماگدون به هر نحوی آشکار شود، نبردی جهانی میان نیروهای مسیح و شیطان خواهد بود. این نهنبردی محلی در منطقه مگدو یا بابل در مکاشفه یوحنا که درباره رویدادهای گوشه ای از عراق امروزی صحبت می کند، نمی باشد.

مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۵ را بخوانید. چقدر جالب توجه است که در میان این رویدادها، عیسی با پیام انجیل، هم وعده آمدنش و هم نیاز ما به پوشیده شدن در عدالت او، ما را تشویق می کند. این چگونه به ما در درک ماهیت روحانی نبردی که در آن هستیم، کمک می کند؟

چهارشنبه ۲۰ ژوئن

آرماگدون و کوه کرمل: بخش اول

اما نبرد بزرگ آرماگدون چیست؟ نخست، به نظر می رسد نامش به معنی «کوه مگدو» باشد. با این وجود، هیچ کوهی در منطقه مگدو یا مجدو وجود ندارد، اما کوه کرمل در مجاورت آن واقع شده بود و محققان عبارت کوه مگدو را اشاره به کوه کرمل می دانند.

مهم تر اینکه دانش آموزان کتاب مقدس، روایت ایلیا (الیاس) و انبیاء دروغین بعل بر کوه کرمل را به عنوان نماد و نوعی از آنچه در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا قرار است آشکار شود، دیده اند.

همانطور که دیروز دیده شد، مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۳ با اشاره اش به اژدها، وحش و نبی دروغین، به رویدادهای مکاشفه یوحنا باب ۱۳، تثلیث تقلبی که در هفته نهم دیدیم، اشاره می کند.

مسائل در باب ۱۳ مکاشفه یوحنا در آیات ۱۳ و ۱۴ شروع به اوج رسیده می کنند، زمانی که وحش دوم کارهای فوق طبیعی انجام می دهد، حتی «در مقابل چشم همه از آسمان آتش بر زمین می باراند» (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۳). سپس این رویدادها به رویارویی مستقیم میانخدا و شیطان و میان کسانی که خدای حقیقی را پرستش می کنند و کسانی که «تصویر وحش» (مکاشفه یوحنا باب ۱۳ آیه ۱۴) را می پرستند، منتهی می شود.

اول پادشاهان باب ۱۸ آیات ۱ تا ۱۸ را بخوانید. در این روایت چه اتفاقی می افتد که برخی از مسائلی که در رویدادهای پایانی آشکار خواهند شد، همانطور که در کتاب مکاشفه یوحنا دیده میشود را انعکاس می دهد؟

از بسیاری جهات، چیزی که در اینجا می بینیم یک تصویر کامل از نبرد بزرگ می باشد. ایلیا در آیه ۱۸ این مسئله را آشکارا بیان می کند: مردم شریعت خدا را کنار گذاشته اند و خدایان دروغین را پرستش و عبادت می کنند. آیا این همواره صرف نظر از اشکالو شیوه های بی پایانی که این شرارت در طول تاریخ نمایان شده است، نبوده است؟ ما یا «او که آسمان و زمین، دریا و چشمه های آب را آفرید» (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۷)، پرستش می کنیم و یا چیز و یا کس دیگری را می پرستیم. در مورد مکاشفه یوحنا باب ۱۳ و اتفاقاتی که درآنجا آشکار می شوند، مردم بجای پرستش خداوند، وحش و تصویر او را می پرستند. هیچ حد وسطی وجود ندارد. ما یا در سمت خدا هستیم و یا در طرف شیطان. مسائل در معرض خطر تا این حد مهم می باشند، اکنون و بویژہ در نبرد آرماگدون، جایی که همانطور که در روایت کوهکرمل خواهیم دید، تمایز بسیار واضح می شود.

پنجشنبه ۲۱ ژوئن

آرماگدون و کوه کرمل: بخش دوم

اول پادشاهان باب ۱۸ آیات ۱۸ تا ۴۰ را بخوانید. چه اتفاقی می افتد، داستان چگونه پایان می یابد، و (بدون تعبیر نادرست از تشابه ها) این روایت، آنچه اتفاق خواهد افتاد — اما در مقیاس بزرگ — چنانچه نبرد بزرگ در انتها به اوج می رسد، را چگونه منعکس می کند؟

نبرد بر کوه کرمل میان ایلیا، نبی خدا و ۴۵۰ راهب بعل بود. (توجه کنید که تا چه حد تعداد شر از خوبی بیشتر بود.) این آزمونی برای نشان دادن خدای حقیقی بود، خدایی که آسمان ها و زمین را خلق نمود، و یا بعل، نشان دیگری از «اژدها» و شیوه دیگری که او با آن بدنبال فریبجهان بود (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۹).

کشیشان به بعل دعا کردند تا آتش بفرستد و گاو قربانی آنها را بسوزاند. آنها از صبح تا ظهر فریاد زدند. ایلیا با طعنه گفت، «بلندتر او را صدا کنید ... شاید خوابیده باشد» (اول پادشاهان باب ۱۸ آیه ۲۷). کشیشان با آشفتگی در تلاش بودند. آنها آنقدر به خود شمشیر زدند تا خون براهافتاد. آنها خسته و فرسوده در زمان قربانی شب تسلیم شدند.

قربانی ایلیا سه مرتبه خیس شد و آب از گودال بیرون ریخت. ایلیا دعایی ساده به خدا کرد. خدا بلافاصله همه چیز از جمله مذبح سنگی و خاک زیر آن را سوزاند. قدرت خدای حقیقی در مقابل بعل اکنون بی تردید مشخص بود.

مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۳، باب ۱۹ آیات ۲۰ و ۲۱ را بخوانید و این آیات را با سرنوشت انبیاء دروغین بعل مقایسه کنید. در اینجا چه چیزی می بینیم؟

هر چه دست کم اکنون در مورد حارمجدون یا آرماگدون ناشناخته باقی بماند، ما نتیجه را می دانیم: نابودی دشمنان خدا و اثبات حقانیت خدا و مقدسین او.

اول قرنتیان باب ۱۵ آیات ۱ و ۲ را بخوانید. اگر چه زمینه با آرماگدون متفاوت است، پولس به چه نکته ای اشاره می کند و چرا مهم است که ما آن را بویژہ در زمینه رویدادهای آینده به یاد داشته باشیم؟ مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۵ را نیز ببینید که در آن زمینه قطعاً آرماگدون می باشد. این آیات با هم چه چیزی به ما می گویند؟

جمعه ۲۲ ژوئن

تفکری فراتر: «در مکان های مختلفی در روایت نبرد آرماگدون، موجودات شنیع و رویدادهای زشت برای لحظه ای به پشت صحنه می روند و نگاهی بیشتر به حقیقت شخصی نمایان می شود. همانطور که دیده ایم، یکی از آنها مکاشفه یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۵ می باشد: ’توجه کنید، من مثل یک دزد می آیم. خوشابحال کسی که آماده باشد و لباس خود را نگه دارد تا مجبور نشود عریان و شرمنده در جلوی چشم همه راه برود!‘ این آیه که دقیقاً در وسط مکانی در کتاب مقدس که در واقع نامش آرماگدون نام دارد، می آید، بسیاری از آیات عهد جدید درباره آمادگی فردی برای بازگشت عیسی و وقایع پایانی را منعکس می کند.

«آیه مشابه دیگر مکاشفه یوحنا باب ۱۷ آیه ۱۴ می باشد: ’آنها با بره جنگ خواهند کرد، اما بره پیروز خواهد شد، زیرا اوست خداوند خداوندان و شاه شاهان و همراهان او که برگزیده و وفادار خوانده شده اند در پیروزی او شریک خواهند بود.‘ در اینجا نبرد بزرگ در پایان شامل ارتشی از مردم می باشد که هدف اصلی شان نابود کردن دیگران با سلاح نمی باشد بلکه هدف ایشان وفادار بودن به فراخوان و انتخاب الهی خود می باشد. این نوع کاملاً متفاوتی از نبرد نسبت به نبردهایی که ملت ها و شورشیان امروزه همچنان انجام می دهند، می باشد. همانطور که من بارها گفته ام، نبرد آرماگدون، مبارزه ای برای ذهن است. همچنین نبردی برای قلب می باشد — فراخوانده شدن به وفاداری قلبی به بره ای که قربانی شد (مکاشفه یوحنا باب ۵ آیات ۹، ۱۰ و ۱۲ و باب ۱۳ آیه ۸).» — جان پولین، Jon Paulien, Armageddon at the Door(Hagerstown, Md.: Autumn House Publishing, a division of Review and Herald Publishing Association, 2008), p. 193

سوالاتی برای بحث

۱. چگونه می توانید به کسی که معتقد است بسیاری از رویدادهای به تصویر کشیده شده در کتاب مکاشفه یوحنا در مکان های واقعی اشاره شده اتفاق خواهند افتاد، کمک کنید؟ چه روشی میتواند به ایشان کمک کند که ببینند چرا این روشی نادرست در تفسیر آیات می باشد؟

۲. همانطور که دیده ایم، نفوذ بابل به تمام جهان می رسد. برخی از آموزه های بابل کدامند و ما چگونه می توانیم بیاموزیم که این آموزه ها را تشخیص داده و از آنها اجتناب کنیم؟

۳. در نوشتن نوشته الن جی. وایت در روز دوشنبه او گفت، «تا زمانی که کلیسا با جهان از طریق عالم مسیحیت متحد نشود، سقوط بابل کامل نخواهد شد.» درباره عبارت «اتحاد کلیسا با جهان» بیاندیشید. چه هشدار قدرتمندی در اینجا برای ما وجود دارد؟

داستانهای ایمانداران

۲۴ مارس

دختر ولخرج

توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست

استارلن پیترز کبود و با لباس پاره پس از یک شب مهمانی و در پی آن تصادف رانندگی به دلیل مستی، یک صبح روز سبت وارد کلیسا شد.

او که عضو سابق کلیسای ادونتیست بود، مطمئن نبود اعضای کلیسا که برای مدت ها آنها را نادیده گرفته بود، نسبت به حضورش عکسالعمل نشان خواهند داد. اما دوستش چند ساعت پیش بر اثر تصادف کشته شده بود و او نیاز داشت به دنبال خدا باشد.

پیترز ۳۲ ساله که اکنون مبلغ تمام وقت است، گفت، «من آن تصادف را به عنوان یک زنگ خطر دیدم. متوجه شدم که زندگی چقدر شکننده است.»

پیترز توسط مادربزرگی ادونتیست در بندر اسپانیا، پایتخت کشور کارائیب ترینیداد و توباگو، بزرگ شد. او از سن کم باید در هر روز سبت در مراسم کلیسا شرکت میکرد. او پس از تعمیدش مقامهای مختلف کلیسا را برعهده داشت، اما گفت که خدمتش واقعی نبود. پیترز گفت، «بخش زیادی از کودکیام، هیچ ارتباطی با خدا احساس نکردم.»

او در ۱۸ سالگی خانه و کلیسا را ترک کرد تا زندگی خوشگذرانه را آغاز کند.

سپس تصادف رانندگی اتفاق افتاد. پیترز و دو تا از دوستانش بعد از یک مهمانی جمعه شب با ماشین به خانه بازمیگشتند و راننده که مست بود، تصادف کرد. پیترز و راننده با خراشهایی فرار کردند اما دوستش، زنی ۲۶ ساله کشته شد.

پیترز به سرعت از صحنه تصادف برای بررسی به بیمارستان انتقال داده شد. سپس پلیس از او در اداره پلیس پرس و جو نمود. پس از آن، پیترز مستقیم به کلیسا رفت.

پیترز لباس مهمانی به تن داشت: پیراهنی کوتاه، گوشواره و آرایش. نمیدانست چه انتظاری داشته باشد. او به مدت هفت سال بود که در کلیسا عبادت نکرده بود.

شبان در حال آماده شدن برای شروع موعظه بود که پیترز از در وارد شد. تمام چشمها به سمت او چرخید. سپس اعضای کلیسا ناگهان شروع به خواندن سرود کردند.

پیترز گفت، «آنها مراسم را متوقف کرده و شروع به خواندن آواز نمودند، زیرا بسیار خوشحال بودند که من پس از سالهای بسیار به کلیسا رفته بودم.»

این خوشآمدی شایسته پسر اسرافکار تمثیل عیسی در لوقا باب ۱۵ آیات ۱۱ تا ۳۲ بود.

در آن لحظه پیترز تصمیم گرفت زندگی خود را به عیسی بدهد و از نو شروع کند.

او گفت، «من با خدا قرار گذاشتم: همه چیز یا هیچ چیز. من با دیگر تعمید داده شدم و اینجا بود که زندگیام آغاز شد.»

درباره استارلن پیترز (سمت چپ) هفته بعد بیشتر بخوانید.

درس سیزدهم ۲۳ تا ۲۹ ژوئن

بازگشت خداوندمان عیسی

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: اشعیا باب ۱۳ آیات ۶ و ۹؛ متی باب ۲۴ آیات ۳۰ و ۳۱؛ دانیال باب ۲ آیات ۳۴ و ۳۵؛ دوم تیموتائوس باب ۴ آیات ۶ تا ۸؛ اول تسالونیکیان باب ۱ آیات ۷ تا ۱۰.

آیه حفظی: «زیرا همچنان که برق از مشرق ساطع شده، تا به مغرب ظاهر میشود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد» (متی باب ۲۴ آیه ۲۷).

تی. اس. الیوت (T. S. Eliot) شاعر، شعری را با این عبارت آغاز نمود: «شروع من، پایان من است.» هر چند مختصر، سخنان او حقیقتی قدرتمند را دربر دارد. در منشاء انتها وجود دارد. ما انعکاس هایی از این واقعیت را در نام خود، ادونتیست روز هفتم می بینیم که دو آموزه اساسی کتاب مقدس را به همراه دارد: «روز هفتم» برای سبت از ده فرمان، یادبودی هفتگی از خلقت شش روزه حیات بر زمین؛ و «ادونتیست»، که اشاره به آمدن دوباره عیسی دارد که در آن تمام امیدها و وعده های کتاب مقدس از جمله وعده زندگی ابدی تحقق خواهند یافت.

هر چقدر خلقت جهان (آغاز ما) از آمدن دوباره عیسی (پایان ما، دست کم پایان این وجود گناهکار) از نظر زمانی فاصله وجود داشته باشد، این رویدادها به هم مرتبط هستند. خدایی که ما را آفرید (یوحنا باب ۱ آیات ۱ تا ۳)، همان خدایی است که بازخواهد گشت و در یک لحظه، «بایک چشم بهم زدن به محض آنکه صدای شیپور آخر شنیده شود» (اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۵۲)، نجات نهایی ما را به ارمغان خواهد آورد. درواقع ما در آغازمان، پایانمان را مییابیم.

این هفته ما در مورد انتها و تمام رویدادهای پایانی، دست کم تا جایی که به جهان کنونی ما مربوط می شود، صحبت خواهیم کرد: آمدن دوباره خداوندمان عیسی.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳۰ ژوئن آماده شوید.

یکشنبه ۲۴ ژوئن

روز خداوند

هر چقدر هم که قصد داشته باشیم فقط در مورد آمدن دوباره عیسی به عنوان آموزه ای از عهد جدید بیاندیشیم، کار درستی نکرده ایم. البته، تنها پس از آمدن نخست عیسی، پس از مرگ، رستاخیز و عروج او، ما مکاشفه ای کامل تر و غنی تر از حقیقت آمدن دوباره بدست آوردیم. اما، درست مانند چیزهای بسیار دیگری در عهد جدید، عهد قدیم نکات و تاریکی هایی از این حقیقت حیاتی را بسیار قبل از اینکه اتفاق بیافتد، آشکار می سازد. با اصل آمدن دوباره عیسی، نویسندگان عهد قدیم حقیقت جدیدی را نمایان نساختند؛ در عوض، آنها حقیقتی را بیان نمودند که قبلاً در کتاب مقدس آشکار شده بود. تنها اکنون، در مورد نجات دهنده مصلوب و عروج کرده، وعده آمدن دوباره می تواند کامل تر درک و قدردانی شود.

آیات زیر را بخوانید. آنها چه چیزی درباره آمدن دوباره عیسی تعلیم می دهند؟ اشعیا باب ۱۳ آیات ۶ و ۹، زکریا باب ۱۴ آیه ۹، دانیال باب ۱۲ آیه ۱.

بدون شک، «روز خداوند»، روز نابودی و غم و اندوه و آشفتگی برای از دست رفتگان خواهد. اما همچنین روز رستگاری تمام قوم خدا، کسانی که نامشان «در کتاب ثبت شده است» (فیلیپیان باب ۴ آیه ۳، مکاشفه یوحنا باب ۳ آیه ۵ و باب ۱۳ آیه ۸ را نیز ببینید)، می باشد. اینموضوع، که «روز خداوند» هم زمانی برای داوری علیه افراد شریر و هم زمانی برای حفاظت و پاداش داده شدن افراد وفادار به خدا می باشد، در عهد قدیم یافت می شود. برای مثال، اگر چه برخی با «خشم شدید خداوند» روبرو خواهند شد، اما کسانی که به فراخوانده شدن برای«بدنبال عدالت و فروتنی» بودن توجه کنند، «در روز خشم خداوند مخفی خواهند بود» (صفنیا باب ۲ آیات ۱ تا ۳).

متی باب ۲۴ آیات ۳۰ و ۳۱ را بخوانید. این آیات به چه روش هایی این دوگانگی بزرگ میان از دست رفتگان و نجات یافتگان در زمان آمدن دوباره عیسی را نشان می دهند؟

همانطور که رویدادهای نهایی آشکار می شوند، طرفی که ما در آن خواهیم بود، مشخصتر خواهد شد. ما چه انتخاب های می توانیم و باید اکنون بکنیم که مطمئن باشیم در طرف درست قرار داریم؟

دوشنبه ۲۵ ژوئن

دانیال و آمدن دوباره عیسی

اگر چه بسیاری از یهودیان در زمان عیسی انتظار داشتند که مسیح موعود بیاید و رومیان را سرنگون کند و اسرائیل را به عنوان قدرتمندترین ملت برقرار سازد، اما ظهور عیسی، چه نخست یا رجعت ثانی، در این باره نبود. در عوض، خدا چیزی بسیار بزرگ تر از تنها تغییر جهان قبلی گناهکار و سقوط کرده برای قوم وفادارش در نظر داشت.

شاید آیه دیگری در عهد قدیم به اندازه باب ۲ دانیال، این حقیقت که دنیای جدید از جهان قبلی بیرون نمی آید بلکه در عوض خلقتی کاملاً جدید و متفاوت می باشد را چنین بوضوح نمایان نسازد.

باب ۲ دانیال ظهور و سقوط ۴ امپراطوری بزرگ جهان را نشان می دهد — بابل، مادها و پارس ها، یونان و در نهایت روم که بعدها به ملت های امروزی اروپا تقسیم می شود. با این وجود، تمثالی که نبوکدنصر در خوابش دید (نمادی از توالی این چهار قدرت بزرگ جهان) بهشیوه ای دیدنی پایان می یابد که گسستن بزرگ میان این جهان و جهانی که پس از بازگشت خداوندمان عیسی مسیح خواهد آمد را نشان می دهد.

دانیال باب ۲ آیات ۳۴، ۳۵، ۴۴ و ۴۵ را بخوانید. این آیات چه چیزی درباره سرنوشت این جهان و ماهیت جهان جدید تعلیم می دهند؟

این آیات ابهام کمی در مورد آنچه در زمان بازگشت عیسی رخ می دهد، باقی می گذارند. در لوقا باب ۲۰ آیات ۱۷ و ۱۸، عیسی خود را با این سنگ که قدرتی که از این جهان باقی مانده بود را نابود نمود، توصیف می کند. دانیال باب ۲ آیه ۳۵ به زبان آرامی می گوید که پس ازطلا، نقره، خاک رس، آهن و برنز نابود شدند، «آنها مانند کاری از خرمن تابستانی بر روی زمین تبدیل شدند؛ و باد آنها را دور برد که جایی برای آنها پیدا نشد.» یعنی، پس از بازگشت عیسی چیزی از این جهان باقی نمی ماند.

در همین حال، سنگی که تمام اثرات این جهان را نابود کرد، «به کوه بزرگی تبدیل شد و کل زمین را فرا گرفت». و این پادشاهی که در نتیجه آمدن دوم ظهور می کند، همان است که «هرگز نابود نمی شود» و «تا به ابد باقی خواهد ماند» (دانیال باب ۲ آیه ۴۴).

تنها یکی از دو پایان در انتظار انسان هاست که بر روی این سیاره زندگی کردند. یا ما برای ابدیت با عیسی خواهیم بود و یا با پوشال این جهان قدیمی به هیچ ناپدید خواهیم شد. به یکی از این دو روش، ابدیت در انتظار همه ماست.

سه شنبه ۲۶ ژوئن

چشماندازهای بلند مدت

تیطوس باب ۲ آیه ۱۳ را بخوانید. ما چه امید بزرگی داریم و چرا؟

یک استاد با توصیف باورهایش درباره منشاء جهان ما، توضیح داد که ۱۳ میلیارد سال پیش، «توده انبوه کوچکی با چگالی بی نهایت از هیچ بوجود آمد و آن توده منفجر شد و از آن انفجار، جهان ما بوجود آمد.» اینکه چگونه این «جرم کوچک با چگالی بی نهایت» از هیچ بوجود آمدرا این استاد بیان نکرد. تنها با باور فرض نمود که این اتفاق افتاد.

اکنون همانطور که در مقدمه درس این هفته اشاره کردیم، ما در منشاء خود، پایانمان را می یابیم. بر طبق گفته این استاد، به این دلیل است که پایان ما دست کم در دراز مدت چندان امیدوارانه نمی باشد. جهان ایجاد شده از «جرم کوچک با چگالی بی نهایت» با تمام چیزهای درونش که شامل بشریت نیز می شود، محکوم به انقراض احتمالی بود.

در مقابل، مفهوم کتاب مقدس در مورد منشاء ما نه تنها منطقی تر از این دیدگاه می باشد بلکه امیدوارانه تر نیز هست. به لطف خدای سرچشمه ها، چشم اندازهای بلند مدت ما بسیار خوب هستند. ما چیزهای زیادی برای امیدوار بودن به آینده داریم و این امید متکی بر وعده آمدن دوباره عیسی می باشد.

دوم تیموتائوس باب ۴ آیات ۶ تا ۸ را بخوانید. پولس در اینجا درباره چه چیزی سخن می گوید و امید خود را در چه چیزی قرار می دهد؟

اگر چه پولس قرار است بزودی اعدام شود، با اطمینان از نجات و امید به بازگشت مسیح، چیزی که او «ظهور مسیح» (دوم تیموتائوس باب ۴ آیه ۸) می نامد، زندگی می کند. «تاج عدالت» در انتظار اوست، مطمئناً نه عدالت خودش (اول تیموتائوس باب ۱ آیه ۱۵) بلکه عدالت عیسی که پولس می داندامیدش و وعده آمدن دوم برپایه آن قرار دارد. صرف نظر از موقعیت کنونی او، که به بهترین شکل می توان گفت بسیار ملالت انگیز بود (در زندان منتظر اعدام شدن)، پولس می داند که چشم اندازهای بلند مدت او بسیار خوب هستند. و این بدین دلیل است که او به تصویر بزرگ تر نگاه می کرد و تنها برموقعیت کنونی اش تمرکز نداشت.

صرف نظر از موقعیت های کنونی تان، چگونه می توانید امیدی مشابه به پولس داشته باشید؟ چگونه می توانیم بیاموزیم به تصویر بزرگ تر و امیدی که به ما ارائه می دهد، توجه کنیم؟

چهارشنبه ۲۷ ژوئن

در ابرهای آسمان

با وجود اینکه آمدن دوباره مسیح بسیار اصلی و حیاتی می باشد، بر طبق کتاب مقدس همه مسیحیان این رویداد بازگشت عیسی را واقعی نمی دانند. برای مثال، برخی چنین استدلال می کنند که آمدن دوباره عیسی زمانی که خود مسیح به زمین باز می گردد، رخ نمی دهد بلکه هنگامی که روح او در کلیسایش بر روی زمین ظاهر می شود، او آمده است. به عبارت دیگر، آمدن دوباره مسیح هنگامی که اصول اخلاقی مسیحیت در قومش نمایان شود، تحقق یافته است.

با این وجود ما تا چه حد می توانیم بپذیریم که این آموزه نادرست است. اگر درست بود، ما چه امید بلند مدتی می توانستیم واقعاً داشته باشیم.

آیات زیر از عهد جدید درباره آمدن دوباره مسیح را بخوانید. آنها چه چیزی درباره ماهیت بازگشت مسیح نمایان می سازند؟

متی باب ۲۴ آیه ۳۰

اول تسالونیکیان باب ۴ آیه ۱۶

متی باب ۲۶ آیه ۶۴

مکاشفه یوحنا باب ۱ آیه ۷

دوم تسالونیکیان باب ۱ آیات ۷ تا ۱۰

«آسمان به نظر می رسد که باز و بسته می شود. شکوه تاج و تخت خدا از طریق آن برق می زند. کوه ها مانند نی در باد می لرزند و سنگ های تکه شده در همه طرف پراکنده شده اند. غرشی از طوفان پیش رو وجود دارد. دریا از خشم مواج شده است. فریاد دلخراش طوفانی مانند صدای شیاطین از مأموریت تخریب به گوش می رسد. تمام زمین مانند امواج دریا در حال تکان خوردن است. سطح آن شکسته می شود. به نظر می رسد که پایه های آن در حال از بین رفتن هستند. رشته کوه ها در حال غرق شدن می باشند. جزایر مسکونی ناپدید می شوند. بنادر که مانند شهر سدوم شرور شده اند توسط آب های خشمگین بلعیده می شوند. بابل بزرگ در مقابل خدا به یاد آورده شده است ’که جامی را که از شراب آتشین خشم و غضب او پر بود، بنوشد.‘» — الن جی. وایت، Ellen G. White, The Great Controversy, p. 637

بازگشت عیسی چنان رویداد عظیمی است که به معنای واقعی کلمه جهانی که می شناسیم را به پایان خواهد رساند. وقتی این اتفاق بیافتد، همه از آن با خبر خواهند شد. آنچه عیسی در آمدن نخست خود برای ما انجام داد، در آمدن دوم بطور کامل ظاهر خواهد شد.

زندگی با واقعیت آمدن دوباره مسیح چگونه باید بر نحوه زندگی ما هم اکنون تأثیر بگذارد؟ چگونه باید به ما کمک کند که چیزهای واقعاً مهم در زندگی را به یاد داشته باشیم؟

پنجشنبه ۲۸ ژوئن

زندگان و مردگان

عیسی پیش از زنده کردن دوستش ایلعازر از قبر، این سخنان را بیان نمود: «من قیامت و حیات هستم. کسی که به من ایمان بیاورد، حتی اگر بمیرد، حیات خواهد داشت» (یوحنا باب ۱۱ آیه ۲۵). هر چند، او به جای اینکه فقط از مردم بخواهد که که سخنش در مورد ادعاییباورنکردنی را بپذیرند، سپس ایلعازر که آنقدر قبل مرده بود که جسدش میتوانست شروع به پوسیدن کرده باشد را از مرگ زنده کرد (یوحنا باب ۱۱ آیه ۳۹).

کسانی که عیسی را باور دارند، در واقع می میرند. با این وجود، همانطور که عیسی فرمود، اگر چه ممکن است مرده باشند، اما بار دیگر زندگی خواهند کرد. این مفهوم کلی رستاخیز از مرگ می باشد. و این چیزی است که آمدن دوباره عیسی را چنان در مرکزیت امیدهای ما قرار می دهد.

بر اساس این آیات، در زمان بازگشت عیسی، چه اتفاقی برای مردگان در مسیح رخ می دهد؟ رومیان باب ۶ آیه ۵، اول تسالونیکیان باب ۴ آیه ۱۶، اول قرنتیان باب ۱۵ آیات ۴۲ تا ۴۴ و ۵۳ تا ۵۵.

امید بزرگ آمدن دوباره این است که رستاخیز از مرگ که عیسی خود تجربه نمود، چیزی خواهد بود که پیروان وفادارش از تمام عصرها نیز تجربه خواهند کرد. آنها در رستاخیز او، امید و اطمینان از رستاخیز خود را دارند.

چه اتفاقی برای کسانی که در زمان بازگشت عیسی زنده هستند، می افتد؟ فیلیپیان باب ۳ آیه ۲۱، اول تسالونیکیان باب ۴ آیه ۱۷.

افراد وفادار زنده در زمان بازگشت عیسی، بدنی جسمانی خواهند داشت که البته به وضعیت کنونی نخواهد بود. این بدن به صورت فرا طبیعی به آن نوع جسم فاسد نشدنی که برخواستگان از مرگ نیز خواهند داشت، تبدیل خواهد شد. «صالحان زنده ’در یک لحظه، در یک چشم به هم زدن‘ تغییر می کنند. آنها در صدای خدا جلال داده شدند؛ اکنون آنها جاودانه شده و همراه با مقدسین از مرگ برخواسته در پی ملاقات خداوندشان در فضا خواهند بود.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, The Great controversy, p. 645

فهرستی از تمام چیزهای مربوط به این جهان که برایتان آنچنان مهم هستند که ترجیح می دهید زندگی ابدی خود را برای نگه داشتن آنها قربانی کنید، تهیه نمایید. چه چیزی در این فهرست وجود دارد؟

جمعه ۲۹ ژوئن

تفکری فراتر: آمدن دوباره عیسی بخش آخر کتاب، ضمیمه یا پایان داستان غم انگیز گناه و رنج بشر در این جهان سقوط کرده نمی باشد. در عوض، رجعت ثانی، اوجی بزرگ و امید عالی از ایمان مسیحی می باشد. بدون آن چه اتفاقی میافتد؟ داستان بشریت همچنان ادامه پیدا می کند، بدبختی پشت بدبختی و فاجعه پشت فاجعه تا زمانی که همه چیز با مرگ خاتمه می یابد. به غیر از امیدی که بازگشت مسیح به ما ارائه می دهد، همانطور که ویلیام شکسپیر نوشت، «زندگی یک داستان طولانی گفته شده توسط فردی نادان و پر از هیاهو و خشم و بی مفهوم می باشد.» و با این وجود، ما این امید را داریمزیرا کلام خدا بارها آن را برای ما تأیید می کند. ما این امید را داریم زیرا عیسی ما را با زندگی خود آزاد نمود (مرقس باب ۱۰ آیه ۴۵) و او در واقع برای دریافت آن چیزی که سپرده باز می گردد. ستارگان آسمان برای ما از آمدن دوباره نمی گویند. پرندگانی که بر روی درختان آواز می خوانند قاصد آن نیستند. این چیزها به خودی خود ممکن است به چیزی خوب و امیدوارانه در مورد واقعیت اشاره داشته باشند. اما آنها به ما نمی آموزند که روزی وقتی که عیسی بازگردد، «شیپور به صدا در می آید و مردگان برای حیات فناناپذیر زنده می شوند و ما نیز تغییر خواهیم یافت» (اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۵۲). آنها به ما تعلیم نمی دهند که روزی ما به بالا نگاه خواهیم کرد و «پسر انسان را خواهیم دید که در دست راست خدای قادر نشسته و بر ابرهای آسمان می آید» (مرقس باب ۱۴ آیه ۶۲). خیر، ما این چیزها را می دانیم زیرا از طریق کلام خدا به ما گفته شده اند و ما به آنچه که کلام وعده می دهد، اطمینان داریم.

سوالاتی برای بحث

۱. به این بیاندیشید که اگر آمدن دوباره عیسی واقعاً چیزی جز آنچه برخی معتقدند نبود، چه مفهومی داشت: بیان کامل اصول مسیحی در زندگی پیروان مسیح. این تصویر هر چقدر هم فوقالعاده باشد، در پایان چرا ما را بدون هیچ امیدی باقی می گذارد؟

۲. چرا ایده محبوب کنونی که جهان از هیچ بوجود آمد، چنین احمقانه می باشد؟ چرا مردم چنین مفهومی را ترویج می دهند و چرا برخی آن را باور دارند؟ چرا باور به وجود خدایی ابدی که همه چیز را خلق نمود، توضیحی بسیار منطقی تر و عقلانی تر برای جهان می باشد؟

۳. چیزهایی که در این زندگی آنقدر برایتان مهم هستند که حاضرید به منظور نگه داشتن آنها اکنون، امید ابدیت را قربانی کنید را در کلاس مطرح نمایید. در مورد آنچه که در فهرست ها وجود دارد، چه چیزی می توانید از یکدیگر بیاموزید؟ اگر افراد چیزی در فهرست خود ندارند، چگونه می توانیم اطمینان یابیم که چیزی در زندگیمان، واقعاً ما را از نجات باز نمی دارد، چیزی که برای بسیاری از مردم وجود دارد؟

داستانهای ایمانداران

۳۱ مارس

به دنبال ۳ نشانه بودن

توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست

استارلن پیترز پس از گوش دادن به یک مبلغ کارآزموده آمریکایی در مجمع جوانان در سرزمین مادری او، ترینیداد و توباگو سخن گفت، مجاب شد که برای سفر تبلیغی دو هفتهای به جنوب آمریکا ثبت نام کند.

اما این خواسته او را سراسیمه کرد. او به تازگی پس از هفت سال خوشگذرانی به کلیسای ادونتیست روز هفتم بازگشته بود و احساس نمیکرد واجد شرایط خدمت کردن به عنوان یک مبلغ باشد.

پیترز که در آن زمان ۲۵ ساله بود، گفت، «به نظرم من از جنس مبلغ نبودم. پس تصمیم گرفتم دعا کنم.»

او از خدا نشانهای درخواست کرد: اینکه افراد تصادفی حاضر در مجمع جوانان به او بگویند که یک مبلغ بشود. هیچ کس او را نمیشناخت، بنابراین فکر میکرد کسی به او نزدیک نشود.

او گفت، «اما همان روز، چند نفر نزد من آمده و به من گفتند، آیا تا به حال به اینک یک مبلغ باشی، فکر کردهای؟»

پیترز چنین استدلال کرد که مردم پس از سخنرانی مبلغ آمریکایی به خدمت تبلیغ مسیح فکر می کردند. پس نشانه دومی از خدا خواست: اینکه پدرش به او بگوید که یک مبلغ بشود. پیترز گفت، «پدرم آدم اهل کلیسا رفتن نیست و من تنها دختر او هستم. از این رو، احتمالش بسیار کم یا صفر بود. فکر کردم خدا را گیر انداختم.»

روز بعد، پدرش به او زنگ زد و گفت، «شاید باید به جایی که خدا هدایتت میکند، بروی.» او گفت که از تغییرات اخیر زندگی وی راضی بود.

پیترز آن شب با خشم دعا نمود. او نمیخواست شغلش را برای سفر بشارتی به گویان به خطر بیاندازد. او خواهان نشانه سوم شد: اینکه خدا ۴۵۰ دلار هزینه لازم برای سفر را فراهم کند.

روز بعد، آخرین روز مجمع، غریبهای یک پاکت سفید به پیترز داد و رفت. او گفت، «وقتی داخل پاکت را نگاه کردم، چکی به مبلغ ۴۵۰ دلار در آن قرار داشت، میزان دقیقی که من برای سفر نیاز داشتم.»

پیترز در نهایت ۱ سال و نیم در گویان ماند و در یک مدرسه بشارتی تدریس نمود. از آن زمان، پیترز بی وقفه به سفرهای کوتاه و طولانی مدت بشارتی رفته است و تنها برای جمعآوری پول سفر بعدی توقف کرده است. در سال ۲۰۱۴، رئیس کلیسای ادونتیست، تد نیلسون به او برای فعالیتش در راستای برنامه بشارتی یک ساله، هدیهای به وی اهدا نمود.

پیترز که اکنون ۳۲ سال دارد گفت که هیچوقت برای به اشتراک گذاشتن عیسی خیلی دیر — یا خیلی زود نیست.

او گفت، «پیش از اولین سفر مأموریتیام، تازه به کلیسا بازگشته بودم، بنابراین به اندازه کافی احساس مسیحی بودن نداشتم که به چنین سفری بروم. اکنون همیشه در حال سفر هستم. خدا تمام نیازهای مرا برآورده میکند.»

درباره استارلن پیترز (در تصویر در کنار رئیس کلیسای ادونتیست، تد ان. سی. ویلسون) در مطلب هفته گذشته بیشتر بخوانید.