دونلود PDF - راهنمای مطالعه کتاب مقدس - سه ماهه اول 2018 - «مباشرت»   

 

۱. تأثیر مادیگرایی — ۳۰ دسامبر تا ۵ ژانویه ۴


۲. میبینم، میخواهم، میگیرم — ۶ تا ۱۲ ژانویه ۱۳


۳. خدا یا ثروت — ۱۳ تا ۱۹ ژانویه ۲۱


۴. گریز از راههای دنیوی — ۲۰ تا ۲۶ ژانویه ۲۹


۵. مباشرین فراعدنی — ۲۷ ژانویه تا ۲ فوریه ۳۷


۶. نشانههای یک مباشر — ۳ تا ۹ فوریه ۴۵


۷. صادق بودن با خدا — ۱۰ تا ۱۶ فوریه ۵۴


۸. تأثیر تقدیم ده یک [عشر] — ۱۷ تا ۲۳ فوریه ۶۳


۹. عوض شُکرانه — ۲۴ فوریه تا ۲ مارس ۷۲


۱۰. نقش مباشرت — ۳ تا ۹ مارس ۸۱


۱۱. بدهی — یک تصمیم روزانه — ۱۰ تا ۱۶ مارس ۹۰


۱۲. عادات یک مباشر — ۱۷ تا ۲۳ مارس ۹۸


۱۳. ثمرات مباشرت — ۲۴ تا ۳۰ مارس ۱۰۷


Editorial Office: 12501 Old Columbia Pike, Silver Spring, MD 20904


Come visit us at our Web site: http://www.absg.adventist.org


Principal Contributor

John H. H. Mathews


Editor

Clifford R. Goldstein


Associate Editor

Soraya Homayouni


Publication Manager

Lea Alexander Greve


Middle East and North Africa Union


Publishing Coordinator

Michael Eckert


Translation to Farsi

Rezvan Ahmadi


Farsi Layout and Design

Marisa Ferreira


Editorial Assistant

Sharon Thomas—Crews


Pacific Press® Coordinator

Wendy Marcum


Art Director and Illustrator

Lars Justinen


Design

Justinen Creative Group


حق چاپ محفوظ و مخصوص «کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم» میباشد. هیچیک از بخشهای این کتابچه راهنمای مطالعه


کتاب مقدس مدرسه سبت ویژه بزرگسالان بدون اجازه قبلی و کتبی از کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم (جنرال کنفرانس)


قابل ویرایش، تغییر، اصلاح ، اقتباس ، ترجمه ، تکثیر یا انتشار نیست. دفاتر بخشهای تابعه کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم


مجاز هستند تا طبق دستورالعمل ویژه ای ترتیبی اتخاذ نمایند تا کتابچه راهنمای مطالعه کتاب مقدس مدرسه سبت ویژه بزرگسالان


ترجمه گردد. حق طبع و نشر مطالب ترجمه شده و انتشارات آنان متعلق به کنگره عمومی است. عناوین (ادونتیستهای روز هفتم)


و (ادونتیست) و آرم شعله گون جزو اسامی و علامت تجاری ثبت شده متعلق به کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم میباشد و


استفاده از آن بدون اجازه قبلی از کنگره عمومی ممنوع است.



Sabbath School Personal Ministries



زندگی مباشر مسیحی


پیش از آنکه خود را مسیحی بنامیم و نیاز برای تغییر را حس کنیم باید وضعیت گناه آلود خود را تشخیص بدهیم. تنها و بطور کامل از طریق عیسی است که این تغییر و تحول در وجود و زندگی ما شکل می پذیرد. و یک تجلی از کار او در زندگی ما در حوزه نظارت و مباشرت در امور او می باشد. اگر چه مباشرت در برگیرنده جنبه های مختلفی از زندگی مسیحی می باشد، اکنون آن را بطور گسترده به عنوان دارایی های ملموس و غیر ملموس برای جلال خدا، تعریف خواهیم نمود.


همانگونه که در کتاب مقدس تعلیم داده شده است، مباشرت در کنار سایر موارد، به ابزاری قدرتمند بر ضد خطرات مادی گرایی (علاقه به تملک وسایل و اشیاء) یا بطور کلی دنیاپرستی می باشد که یکی از بزرگترین دام های روحانی است که دشمن جان ها در پیش روی ما قرار می دهد. بسیاری از مردم قادر به تشخیص این موضوع نیستند که ثروت و دارایی چیزهای پستی هستند ، چاشنی های مصنوعی که در نهایت طعم خود را از دست می دهند. متأسفانه، بسیاری از جانها بدلیل غفلت از گسستن از زنجیرهای علایق دنیوی، از دست می روند. طریق های دنیوی — «شهوت جسم و خواهش چشم و غرور زندگانی» (اول یوحنا باب ۲ آیه ۱۶) — همه می توانند از طریق اصول مباشرت در زندگیمان تغییر کنند و یا حتی مورد اجتناب قرار بگیرند.


به همین دلیل است که در این فصل، به موضوع مباشرت و آنچه که می تواند بما درباره نحوه زندگی ، آنگونه که خواست خداست نگاهی می اندازیم که شامل رهایی از دلبستگی به دنیا و همه مظاهر آن می شود. مباشرت ، نمودی عملی و روزانه در خصوص متابعت از عیسی را متبادر می سازد؛ ابراز عشق و علاقه به خدا ، وسیله ای برای زندگی کردن در حقیقت که در مسیح به ما داده شده است. ما مباشران خدا هستیم زیرا خدا ما را از ابتدا دوست داشت.


زندگی مباشرتی ما بنابراین، شامل طرز برخورد، تحول ایمانی، تعهد، انضباط شخصی و بسیاری چیزهای دیگر می باشد. ما باید خدمتگزاران وفادار و قابل اعتماد خدا باشیم و از طریق ارتباط با عیسی در همه کارهایی که انجام می دهیم و هر چیزی که بیان می کنیم، عاری از نفس و خودپرستی زندگی کنیم. ما در مدرسه مسیح در می یابیم که نتیجه مباشرت ، رضایت از زندگی عادلانه است. ما باید بیاموزیم که دارایی های خدا را برای جلال او اداره کنیم، و برای به اتمام رسانیدن مأموریت او ، تأمین بودجه کنیم.


مباشرین خدا اکنون مثل «تصویر تیره و تار آینه» می بینند (اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۱۲)، اما عیسی بوضوح می بیند. او کار خود را به ما می سپارد. حتی در میان تطمیع های جهان که پنهانی است، ما همچنان مسئول مدیریت مناسب استعدادها، دارایی ها، سلامتی و محیط زیست می باشیم. این درس ها طراحی شده اند تا مسئولیت های ما به عنوان مباشر را تعلیم بدهند و اینکه ما اکنون چگونه از طریق فیض خدا می توانیم آن مسئولیت ها را انجام دهیم، نه به منظور بدست آوردن نجات بلکه به عنوان ثمره داشتن آن.


زندگی ما به عنوان مباشران مسیحی، خصلت خدا را به جهان انعکاس می دهد. در زندگی کسانی که شهامت دارند تا بر اصول کتاب مقدس ایستادگی نمایند، زیبایی ، شادمانی و قدوسیت و خداپرستی مشاهده می شود، خصوصاً اصولی که بر ضر گرایش و جریان فرهنگی ماست. هر کسی وسوسه می شود که در بی خدایی زندگی کند؛ وسوسه ها همگی در اطراف ما، آشکار و به روش های زیرکانه وجود دارند. به ما مسیحیان بویژه مباشران مسیحی، نه تنها راه های فرار از این وسوسه ها نشان داده شده اند بلکه قدرت انجام آن نیز وعده داده شده است.


در نهایت، خواهیم شنید که یکی از دو احساسات با ما سخن خواهد گفت: «من هرگز شما را نمی شناسم. از من دور شوید، ای بدکاران!» (متی باب ۷ آیه ۲۳)، یا «آفرین ای غلام خوب و امین تو در کار کوچکی امانت و درستی خود را نشان دادی و حالا کارهای بزرگ را به تو خواهم سپرد. بیا و در شادی ارباب خود شریک باش» (متی باب ۲۵ آیه ۲۳).


این امید و دعای ماست که آنچه که در درس این فصل درباره مباشرت آموزش داده می شود، بما کمک کند تا در مسیری طی طریق کنیم که در واقع این کلام را به واقعیت مبدل کند که «بیا و در شادی ارباب خود شریک باش».


جان اچ. اچ. متیوز (John H. H. Mathews) دارای مدرک دکترا در رشته خدمت و بشارت از دانشگاه اندروز، یک مبشر تدهین شده است که در فلوریدا، آلاباما، آیووا، میسوری، تنسی و نبراسکا خدمت کرده است. او در حال حاضر مدیر خدمات مباشرتی بخش شمال آمریکا می باشد.


درس اول


۳۰ دسامبر تا ۵ ژانویه


تأثیر مادیگرایی





بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: اول یوحنا باب ۲ آیات ۱۶ و ۱۷؛ لوقا باب ۱۴ آیات ۲۶ تا ۳۳، باب ۱۲ آیات ۱۵ تا ۲۱؛ تثنیه باب ۸ آیات ۱۰ تا ۱۴؛ اول تیموتائوس باب ۶ آیه ۱۰؛ یوحنا باب ۱۵ آیه ۵؛ غلاطیان باب ۲ آیه ۲۰.


آیه حفظی: «و همشکل این جهان مشوید بلکه به تازگی ذهن خود صورت خود را تبدیل دهید تا شما دریافت کنید که اراده نیکوی پسندیده کامل خدا چیست» (رومیان باب ۱۲ آیه ۲).


کلام خدا به قوم خدا می گوید که «هم شکل این جهان نشوند» (رومیان باب ۱۲ آیه ۲)، اما وسوسه و تطمیع مادیگرایی، تمایل مفرط برای ثروت و آنچه که فکر می کنیم ثروت می تواند به همراه بیاورد، قدرتمند است. تعداد کمی از مردم، خواه ثروتمند یا فقیر، از خطر مادیگرایی به دور هستند. این خطر شامل مسیحیان نیز می شود.


ثروتمند بودن اشکالی ندارد و یا حتی تلاش بسیار به منظور فراهم نمودن راحتی برای خود و عزیزانتان ایرادی ندارد. اما هنگامی که پول یا آنچه بدنبال آن می آید، تمام جنبه ها را فرا می گیرد، ما در دام شیطان افتاده ایم و در حقیقت «هم شکل این جهان شده ایم».


جهان این ایده را متبادر می سازد که زندگی خوب و پربرکت تنها می تواند در پول یافت شود. اما پول نقابی است که شیطان به منظور اطمینان از داشتن وفاداری ما، در پشت آن پنهان می شود. مادیگرایی یکی از سلاح های انتخابی شیطان علیه مسیحیان می باشد. بعلاوه، چه کسی پول و آنچه که می تواند برای ما مهیا سازد را دوست ندارد؟ بزرگترین دستاورد پول و ثروت ، لذت لحظه ای و آنی آن می باشد اما در پایان نمی تواند پاسخگوی عمیق ترین نیازهای ما باشد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۶ ژانویه آماده شوید.




خدای این جهان


پول به خدای این جهان تبدیل شده است و مادیگرایی مذهب آن می باشد. مادیگرایی یک نظام غیر طبیعی و دسیسه آمیز می باشد که امنیت موقت و زودگذر را ارائه می دهد اما ضامن سلامت و ایمنی اُخروی نیست.


مادیگرایی آنگونه که در اینجا آن را تعریف می کنیم، زمانی است که تمایل برای ثروت و داریی ها مهم تر و با ارزش تر از واقعیت های روحانی می شوند. دارایی ها ممکن است ارزشمند باشند اما ارزش آنها نباید ما را اسیر خود سازند: «شخص پول دوست، هرگز از پول سیر نمی شود و کسی که طالب ثروت است، هرگز به آنچه دلش می خواهد نمیرسد» (جامعه باب ۵ آیه ۱۰). این مشکل، اشتیاق به داشتن به متاع این جهان است: مهم نیست ما چقدر بدست می آوریم، این هرگز کافی نیست؛ ما سخت تر و سخت تر برای بیشتر و بیشتر بدست آوردنِ چیزهایی که هرگز نمیتوانند ما را اقناع و خشنود کنند به خود فشار می آوریم. این یک تله است!


اول یوحنا باب ۲ آیات ۱۶ و ۱۷ را بخوانید. این آیات درباره آنچه واقعا اهمیت دارد، چه چیزی به ما می گویند؟


لوقا باب ۱۴ آیات ۲۶ تا ۳۳ را بخوانید. عیسی نیز در اینجا درباره آنچه که از اهمیت بسیار برای مسیحیان برخوردار است، چه چیزی به ما می گوید؟


شاید بتواند اینگونه گفته شود: کسانی که پول یا اشتیاق به پول برایشان به یک واقعیت همه گیر تبدیل می شود، در واقع بهای آن را حساب می کنند. «چه سود دارد که آدم تمام جهان را ببرد اما جان خود را ببازد؟» (مرقس باب ۸ آیه ۳۶).


«هنگامی که مسیح به زمین آمد، به نظر می رسید که بشریت به سرعت در حال رسیدن به پایین ترین وضعیت خود بود. پایه های اصلی جامعه تضعیف شده بودند. زندگی دروغین و تصنعی شده بود ... تمام نظام های مذهبی، نفوذشان بر ذهن و روح را در سرتاسر جهان از دست می دادند. دروغ و کذب همه جا را نفرت انگیز کرده بود و در پی به انحطاط کشیدن اندیشه ها بود و بدین سبب بشر به خیانت و مادیگرایی روی آورد. آنها که ابدیت را از ذهن خود خارج کرده بودند، برای زمان حال زندگی می کردند.» — الن جی. وایت، Education, pp. 74, 75


مردم به خیانت در امانت و مادیگرایی روی آورده بودند و تنها برای زمان حال زندگی می کردند؟ این مطلب آشنا به نظر نمی رسد؟






پر کردن انبارها


لوقا باب ۱۲ آیات ۱۵ تا ۲۱ را بخوانید. در اینجا پیام برای ما چیست؟ چگونه ممکن است اصل موجود در اینجا در مورد کسی که لزوماً ثروتمند نمی باشد، اعمال شود؟


خواه غنی یا فقیر باشیم، اشتیاق ما برای تملک متاع می تواند ذهنمان را از آنچه که واقعاً اهمیت دارد، دور سازد و در عوض بر آنچه که تنها موقتی و زودگذر است و مطمئناً ارزش از دست دادن زندگی ابدی را ندارد، متمرکز سازد.


ما احتمالاً امروزه هرگز در برابر یک مجسمه ساخته شده از طلا یا نقره تعظیم نخواهیم کرد و آن را پرستش نمی کنیم. با این وجود، همچنان می توانیم در خطر پرستش طلا و نقره، تنها به شکلی دیگر باشیم.


این تمثیل در بسیاری از نقاط جهان، جایی که زندگی تقریباً منحصر به بدست آوردن اموال می باشد، بسیار کاربردی است. خرده فروشان، فروختن محصولات خود را به یک هنر در سطح جهانی تبدیل نموده اند. استراتژی کلی بازاریابی آنها بر این پایه است که به اندیشه ما اینگونه القا کنند که خوشحالی یا رضایت ما زمانی خواهد بود که آنچه را که می فروشند بدست آوریم . یک شرکت بسیار موفق محصولی تولید می کند، به اندیشه ما القا می کند که به آن نیاز داریم و آنگاه آنرا به ما می فروشد. و حقیقت این است:حُقّه آنها گرفت! حتی مسیحیان که امیدشان به این جهان نیست، در برابر این فریب در امان نمی باشند.


تثنیه باب ۸ آیات ۱۰ تا ۱۴ را بخوانید. اعضای کلیسا به چه روش هایی ممکن است در معرض خطر تهدیدی که در اینجا نسبت به آن هشدار داده شد، قرار داشته باشند؟






جذابیت مادیگرایی


جهان تبلیغات قدرتمند است. شرکت ها برای قرار دادن تصاویر محصولاتشان در برابر ما، میلیاردها هزینه می کنند. آنها تقریباً همیشه از افراد جذاب و زیبا برای تبلیغ آنچه که می فروشند، استفاده می کنند. ما به آن آگهی نگاه می کنیم و خود را در آن می بینیم, نه اینکه به کالا نگاه کنیم بلکه در واقع خود را مانند افرادی که در آگهی هستند می بینیم.


اگر بخاطر حیله گری ماهرانه نبود (و گاهی اوقات نه اینکه حتی زیرکانه هم بوده باشد) مادیگرایی آنچنان هم تاثیر گذار نبود چرا که شهوانیت در تار و پود تبلیغات بافته شده است. این قدرتمندترین شیوه تبلیغات است اما مانند سم برای مسیحیانی که در برابر خطرهای مادیگرایی در تقلا هستیم، که اکثر ما چنین می باشیم، عمل می کند.


متی باب ۶ آیات ۲۲ تا ۲۴ را بخوانید. بر طبق اندیشه و عمل مسیحی، چشم نشان دهنده چیست؟ ما به عنوان افراد مسیحی، چگونه باید با تصاویر زیرکانهای که ما را به استفاده از آنچه که واقعاً نیازمندش نیستیم، وسوسه میکند، عکس العمل نشان دهیم؟


تبلیغاتی که نفسانیت را به محصولات خرده فروشی اضافه می کند، می تواند به ابزاری قدرتمند تبدیل شود. خرده فروشان با ایجاد هیجان در ذهن مصرف کنندگان، محصولات خود را می فروشند. تجربه یک خیال پردازی هوس انگیز و خالص است اما جواب می دهد. خیال پردازی مردم را گویی به یک قلمرو هستی دیگر می برد، اگر چه زودگذر است ولی می تواند تقریباً افسون کننده باشد. این تبدیل به یک مذهب دروغین می شود که هیچ دانش و حقیقت روحانی تعلیم نمی دهد و با این وجود در حال حاضر بسیار جذاب و فریبنده است که بسیاری از مردم نمی توانند در برابر آن مقاومت کنند. ما آن را می خواهیم و احساس می کنیم که سزاوارش هستیم، پس چرا آن را بدست نیاوریم؟ تنها خدا می داند که چه مقادیر زیادی خرج شده است برای چیزهایی که تبلیغ کنندگان ما را متقاعد سازند که به چیزی نیاز داریم.






عشق و علاقه به خود


«زیرا به آن فیضی که به من عطا شده است، هر یکی از شما را میگویم که فکرهای بلندتر از آنچه شایسته است مکنید بلکه به اعتدال فکر نمایید، به اندازه آن بهره ایمان که خدا به هر کس قسمت فرموده است» (رومیان باب ۱۲ آیه ۳).


خدا فرمود، «دل تو از زیباییات مغرور گردید و به سبب جمالت حکمت خود را فاسد گردانیدی» (حزقیال باب ۲۸ آیه ۱۷). شیطان که بخاطر زیبایی و جمالی که داشت ستاره صبح نامیده می شد با این اندیشه که بزرگتر از آنچیزی است که در واقع بود خود را فریب داد. هنگامی که او در دل خود گفت، «مثل حضرت اعلی خواهم شد» (اشعیا باب ۱۴ آیه ۱۴)، او جاه طلبی نشان داد و حقی را مطالبه نمود که شایسته آن نبود. خود فریبی و جاه طلبی دو خصلت شیطان گمراه بودند.


این آیات درباره سقوط لوسیفر، باید به ما بگویند که در بسیاری جهات، گناه اصلی مربوط به خودشیفتگی می شود که در فرهنگ لغت بصورت «خود شیفتگی مفرط ، عشق به خود و خود بزرگ بینی» تعریف می شود. چه خصوصیاتی در هر یک از افراد بشر به انحطاط کشیده شده، مقیاس های بزرگتری در زمینه خود فریبی می باشند؟


با این وجود، این صفات متداول تر از آنچه تصور می شود، می باشند. نبوکدنصر با غرور فکر می کرد از آنچه هست، بزرگتر بود (دانیال باب ۴ آیه ۳۰). فریسیان نیز باور این هوس گمراه کننده را فرا گرفتند (لوقا باب ۱۸ آیات ۱۱ و ۱۲ را ببینید). ثروت نیز در صورت مراقب نبودن ، می تواند به فریب ما منجر شود.


اول تیموتائوس باب ۶ آیه ۱۰ را بخوانید. پولس در اینجا در مورد چه خطری هشدار می دهد؟


پولس به اهالی تیموتائوس اندرز می دهد که از انواع مردم بد برحذر باشند (دوم تیموتائوس باب ۳ آیات ۱ تا ۵)، از جمله «دوستداران پول». این علاقه به پول می تواند اطمینان بیش از حد به خود و نگرش بزرگ نمایی خودستایی و غرور را تقویت کند. این بدین دلیل است که مادیگرایی در افرادی که دارای اموال بسیاری همراه با احساس مهم بودن می باشند، رسوخ می کند. گذشته از هر چیز، همه می خواهند ثروتمند باشند اما تنها عده کمی موفق به رسیدن به آن می شوند. از اینرو فرد متمول به آسانی در منجلاب خود شیفتگی و غرور و خودستایی فرو می رود.






عبث بودن مطلق مادیگرایی


افراد زیادی هستند که خدا را دوست دارند. هویت ایشان با هویت خدا بصورتی آمیخته شده است که دارایی های مادی نمی تواند آنها را از خدا جدا سازد.


تثنیه باب ۷ آیه ۶، اول پطرس باب ۲ آیه ۹، یوحنا باب ۱۵ آیه ۵ و غلاطیان باب ۲ آیه ۲۰ را بخوانید. متعلق به خدا بودن به چه معناست و ما هویت واقعی خود را از کجا می یابیم؟


خدا می فرماید، «من تاک هستم و شما شاخه ها ... جدا از من هیچ نمی توانید کرد» (یوحنا باب ۱۵ آیه ۵). ارتباط مستقیم و امن می باشد. «تمام اطاعت های حقیقی از قلب می آیند. در مورد مسیح کار قلب بود. و اگر ما رضایت داشته باشیم، او به همان صورت افکار و اهداف ما را با خود یکی خواهد نمود، قلب ها و ذهن های ما را مطابق با اراده خود خواهد آمیخت، که در صورت اطاعت از او ما تنها انگیزه های خود را به همراه داشته باشیم.» — الن جی. وایت، برگرفته شده از کتاب آرزوهای اعصار.


The Desire of Ages, p. 668


از سوی دیگر، مادیگرایی هویتی بما می بخشد که مترادف با دارایی هایمان است. به عبارت دیگر ما خود را بر اساس آنچه داریم و آنچه از کالاهای این جهان می توانیم بخریم، تعریف می کنیم. یعقوب به ما در برابر این قضیه هشدار میدهد: «سیم و زر شما زنگ زده و زنگ آنها مدرکی علیه شماست و مانند آتش بدن شما را خواهد سوزانید. شما حتی تا این روزهای آخر هم به اندوختن ثروت مشغولید» (یعقوب باب ۵ آیه ۳). «اندوختن» به معنی جمع آوری و ذخیره کردن گنجینه های بسیار می باشد؛ مهمتر اینکه بسیاری در آن گنجینه ها، کم یا زیاد، هویت خود را می یابند (لوقا باب ۱۲ آیات ۱۹ تا ۲۱).


مادیگرایی نوعی اختلال هویت است. بدین معنی که برای بسیاری از ما، هویت مان با دارایی ها یمان در هم آمیخته است. دارایی هایمان به بتی برای ما تبدیل می شوند (متی باب ۶ آیات ۱۹ تا ۲۱). همانطور که فردی گفت، «من بدون وسایلم هیچ هستم.» چقدر غم انگیز که ما تنها می توانیم از طریق دارایی های زمینی مان، خود را تعریف نماییم. چه شیوه زندگی سطحی، زودگذر و در نهایت باطل بودن، بویژه برای کسی که ادعای مسیحی بودن دارد. آیا ما با خدا یا با دارایی هایمان شناسایی می شویم؟ در نهایت، یکی از این دو خواهد بود.


چه میزان از هویت شما به دارایی هایتان مربوط می شود؟




مطالعه بیشتر: «امروزه دشمن، جان ها را بسیار ارزان می خرد. جمله ‹شما خود را بیهوده فروختید›، نص کلام است. یکی جان خود را برای تحسین جهان می فروشد و دیگری برای پول؛ یکی برپایه هوس ها خشنود است و دیگری برای سرگرمی های دنیوی. چنین معاملاتی روزانه انجام می شوند. شیطان برای خرید خون مسیح مناقصه میکند و آنها را علیرغم بهای بی نهایتی که برای آزادیشان پرداخت شده است ارزان می خرد.» — الن جی. وایت، شهادتهایی برای کلیسا، Testimonies for the Church, vol. 5, p. 133


خرید جان ها از طریق مادیگرایی، هدف شیطان است و دام های ظاهری هر قلبی را جذب می کنند. مادیگرایی نمیتواند سخن بگوید اما همه زبان ها را می داند. مادیگرایی می داند چگونه لذت و خشنودی را برای ثروتمند و فقیر فراهم کند و باعث شود آنها بگویند، «من همه آنچه که لازم دارم را در اینجا دارا هستم؛ چرا نگران چیز دیگری باشم؟» از این رو، مادیگرایی ذهن را فاسد می کند؛ باعث می شود مردم بجای اطمینان به خدا، با آنچه دارند اعتماد کنند. با این وجود خداوند متعال می فرماید، پادزهر «نه به قدرت و نه به قوت بلکه به روح من» است (زکریا باب ۴ آیه ۶). ، زمانی که ما خود را تسلیم خدا می کنیم و مصمم می شویم مادیگرایی نمی تواند در برابر کنترل روح القدس تاب بیاورد و با فیض او نباید اجازه بدهیم که مادیگرایی زندگی ما را اداره کند.




داستانهای ایمانداران


۶ ژانویه


مورمور شدن برای خدا


توسط اندرو مکچسنی، تبلیغ دینی ادونتیست


صفن کرامت که یک راننده کامیون است مور مور شدن را دوست دارد.


او وقتی که به موعظه ای گوش می دهد دستانش مور مور می شود. این اتفاق در حین دعا و زمانی که درباره دلدادگی تازه اش به عیسی میگوید، رخ میدهد.


کرامت در مصاحبهای در دانشگاه کارائیب جنوبی، یک مؤسسه آموزشی وابسته به ادونتیست روز هفتم در جزیره ترینیداد و توباگو با نشان دادن بازوی برهنه خود، گفت: «من واقعاً حضور خدا را در اینجا احساس میکنم.» مو بر روی پوست تیره اش راست شده بود.


او گفت، «وقتی از خدا صحبت میکنیم، این اتفاق همیشه برای من میافتد. من این را نشانهای از اینکه تنها نیستم، میدانم.»


کرامت در بخش زیادی از عمر ۵۳ ساله خود احساس تنهایی کرده است.


او تنها فرزند خانواده بود و مادرش وقتی او جوان بود، از دنیا رفت. او توسط پدری دائمالخمر در اجتماعی مسلمان در ترینیداد بزرگ شد.


کرامت گفت، «پدرم همیشه مست بود، پس من باید وقتی او به خانه میآمد از دستش فرار میکردم. تنها به خودم تکیه میکردم.»


کرامت به طور مرتب همراه با دیگر کودکان در مراسم مسجد محل شرکت میکرد. پس از ازدواج، او و همسرش به دین هندو گرویده و هشت بچه را بزرگ کردند که همه آنها در کلیسای کاتولیک رم مسیحی شدند.


اما کرامت همچنان احساس تنهایی میکرد. چنانچه به دنبال راه بهتری بود، ماری جوانا را ترک کرد. چند سال بعد سیگار را ترک نمود و زمانی پس از آن، خوردن مشروبات الکلی را کنار گذاشت.


این زمان بود که مور مور شدنها شروع شد. کرامت پس اینکه از طریق کلاس کتاب مقدّس کودکان که دانشگاه به کودکان محله ارائه میداد، به جلسات بشارتی دعوت شد، شرکت در آنها را شروع کرد. فرزندان کرامت در کلاسهای هفتگی که توسط استادان دانشگاه تدریس میشد، شرکت میکردند.


کرامت گفت، «انجیل به روش بسیار واضحی اعلام میشد و پس از ۵۰ سال من خداوند را برای اولین بار ملاقات کردم.»


کرامت و سه فرزندش به سنین ۱۲، ۱۴ و ۱۶ تعمید داده شدند.


از او در پاسخ به این پرسش که اگر مورمور شدنها تمام شود، آیا احساس خواهد کرد که خدا او را ترک کرده است، توضیح داد: «نه! هرگز!»


او گفت که در واقع مور مور شدن را نشانهای از اینکه تنها نیست، میداند.


او گفت، «خدا با من است.»


بخشی از هدایای سبت سیزدهم این فصل به کلیسای دانشگاه کارائیب جنوبی فرستاده خواهد شد تا این دانشگاه بتواند برنامههای بشارتی خود از جمله کلاس هفتگی کتاب مقدّس کودکان که منجر به تعمید کرامت (در چپ) و فرزندانش شد را گسترش دهد.


درس دوم


۶ تا ۱۲ ژانویه


میبینم، میخواهم، میگیرم






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: دوم قرنتیان باب ۸ آیات ۱ تا ۷ ؛ متی باب ۱۳ آیات ۳ تا ۷ ، ۲۲؛ پیدایش باب ۳ آیات ۱ تا ۶ ؛ اشعیا باب ۵۶ آیه۱۱؛ متی باب ۲۶ آیات ۱۴ تا ۱۶؛ دوم پطرس باب ۱ آیات ۵ تا ۹.


آیه حفظی: «دانهای که به داخل خارها افتاد مانند کسی است که پیام را میشنود اما نگرانیهای زندگی و عشق به پول آن پیام را خفه میکند و ثمر نمیآورد» (متی باب ۱۳ آیه ۲۲).


علاقه به پول و دارایی های مادی می تواند از زوایای بسیار گوناگونی ما را مجذوب خود کند. الن جی. وایت اقدام شیطان برای تطمیع ما را از طریق خدعه های مادیگرایی تشریح می کند. «برو، صاحبان زمین و پول را برای دلواپسی های این زندگی به مستی بکشان. جهان را در برابر ایشان به جذاب ترین حالتش ارائه کن تا آنها ثروت خود را در اینجا انباشته کنند و علاقه خود را بر روی چیزهای زمینی متمرکز کنند. ما باید منتهای تلاش خود را بکنیم تا مانع بشویم کسانی که در راه خدا کوشش می کنند نتوانند به مالی دست یابند که آنرا بر علیه ما بکار ببرند. پول را در سطح و مقام خود نگاه داریم. آنها هر چه مال و اموال بیشتری بدست آورند، با بیرون آوردن زیردستان ما از زیر یوغ ما به حکمرانی ما لطمه بیشتری می زنند. کاری کن آنها بیشتر نگران پول باشند تا اینکه ملکوت مسیح را بنا کنند و حقایقی را که ما از آن تنفر داریم منتشر کنند، و ما نباید از نفوذ آنها هراس داشته باشیم؛ زیرا ما می دانیم که هر فرد خودخواه و طمع کاری، زیر یوغ ما خواهد آمد و در نهایت از قوم خدا جدا خواهد شد.» —


Counsels on Stewardship, pp. 154, 155


متأسفانه، به نظر می رسد که این اقدام شرم آور کار خود را خواهد کرد. پس بیایید به این خطرات و آنچه کلام خدا به منظور اجتناب از این دام های روحانی به ما می گوید، نگاهی بیاندازیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۳ ژانویه آماده شوید.




کامیابی انجیل


یک واعظ محبوب تلویزیونی، پیامی ساده دارد: خدا می خواهد به شما برکت بدهد، و گواه برکتش فراوانی دارایی های مادی شماست. به عبارت دیگر اگر شما وفادار باشید، خدا شما را ثروتمند می سازد.


این اندیشه یا انواع دیگر آن، کامیابی انجیل نامیده شده است: از خدا پیروی کنید و او در دارایی های دنیوی، شما را ثروتمند خواهد کرد. این اندیشه چیزی جز توجیه مذهبی دروغین برای مادیگرایی نیست، زیرا آنچه در واقع میگوید این است، آیا می خواهید مادیگرا باشید و درباره آن احساس خوبی داشته باشید؟ خوب، ما برایتان «انجیل» را داریم.


با این وجود، ارتباط دادن انجیل به ثروت تضمین شده یک راهنمایی گمراه کننده می باشد. این باور در مورد کتاب مقدس ناهنجاری ایجاد می کند و یک الهیات شناسی خود محور را انعکاس می دهد که چیزی بیشتر از نیمی از حقیقت پوشیده شده به زبان کتاب مقدس نمی باشد. مسئله موجود در هسته گناه، در مرکزیت این دروغ قرار دارد و این نفس و تمایل به راضی نمودن نفس است که مافوق هر چیز قرار دارد.


الهیات شناسی کامیابی بواسطه انجیل چنین تعلیم می دهد که در بخشیدن به خدا، ما در عوض ثروتی تضمین شده بدست میآوریم. اما این خدا را به یک دستگاه فروش اتوماتیک تبدیل می سازد و رابطه مان با او را به تنها یک معامله مبدل می سازد: من این کار را انجام می دهم و تو قول می دهی در عوض آن کار را انجام بدهی. ما می بخشیم، نه به این دلیل که کار درستی است بلکه به منظور آنچه که در عوض بدست می آوریم، این کار را انجام می دهیم.


این کامیابی بواسطه انجیل است.


دوم قرنتیان باب ۸ آیات ۱ تا ۷ را بخوانید. در اینجا چه اتفاقی می افتد؟ ما چه اصولی در این آیات می بینیم که بر خلاف ایده کامیابی بواسطه انجیل می باشد؟ پولس از صحبت کردن در مورد «فیض بخشیدن» در (دوم قرنتیان باب ۸ آیه ۷)، چه منظوری دارد؟


این مردم اگر چه در «فقر شدید» بودند (دوم قرتیان باب ۸ آیه ۲)، با این وجود بسیار سخاوتمند بودند و بیشتر از آنچه استطاعت داشتند، می بخشیدند. آیاتی مانند این و بسیاری دیگر، به تکذیب الهیات شناسی دروغین کامیابی بواسطه انجیل که چنین می آموزند که در صورت داشتن زندگی درست با خدا، دارایی های مادی بسیاری در عوض آن خواهید داشت، کمک می کنند.






تار بینی روحانی


ما به کتاب مقدس نیاز نداریم که یک حقیقت آشکار را به ما بیاموزد: علایق و ثروت های این جهان گذرا هستند. هیچ چیز در اینجا ماندنی و مطمئناً برای مدت طولانی نیست. همانطور که پولس گفت: «ما به چیزهای نادیدنی چشم دوخته ایم نه به چیزهای دیدنی، زیرا آنچه به چشم می آید موقتی است، ولی چیزهای نادیدنی تا ابد دوام دارند» (دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۸). مسیحیان وقتی نسبت به دلبستگی های این جهان چشم می دوزند نزدیک بین میشوند در عوض اینکه دور بینی و دور اندیشی پیشه کنند و به راه ملکوت خیره شوند. و چیزهای کمی میتواند چشمان آنانرا نسبت به آن راه نابینا کند، بیش از اغواگریهای مال و ثروت. هلن کلر که نابینا بود، چنین گفت: «رقت انگیز ترین فرد در این جهان کسی است که بیناست اما دید ندارد.» کتاب مقدس مملو از نمونه هایی از کسانی می باشد که می توانستند ببینند اما در واقع از نظر روحانی کور بودند.


«برخی این جهان را چنان دوست دارند که علاقه خود به حقیقت را فراموش می کنند. همچنانکه ثروتشان در اینجا افزایش می یابد، علاقه آنها به گنجینه آسمانی کم می شود. آنها هر چه بیشتر از دارایی های این جهان بدست میآورند، بیشتر آنها را در آغوش می گیرند تا مبادا ثروتی که با طمع به آن چسبیده اند از ایشان گرفته شود. هر چه بیشتر دارایی بدست می آورند، بخشش ایشان نسبت به دیگران کاهش می یابد، زیرا هر چه بیشتر دارند، احساس فرق بیشتری میکنند. وای که چقدر ثروت فریبنده است ! آنها نیازهای راه خدا را نمی بینند و احساس نمی کنند.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Spiritual Gifts, vol. 2, p. 267


تاربینی روحانی، نجات ابدی را به خطر می اندازد. تنها در مد نظر قرار دادن عیسی کافی نیست؛ بلکه باید بر او تمرکز کنیم.


متی باب ۱۳ آیات ۳ تا ۷ و ۲۲ را بخوانید. عیسی در اینجا نسبت به چه چیزی هشدار می دهد؟ چرا افتادن در این دام برای همه، فقیر و ثروتمند آسان می باشد؟


نخست، عیسی در خصوص «دلبستگیهای این جهان» (متی باب ۱۳ آیه ۲۲) به ما هشدار می دهد. عیسی نسبت به همه دلبستگی های ما آگاه است از جمله علایق مالی. فقیران نگرانند که به اندازه کافی ندارند ؛ ثروتمندان نگران چه چیزهای بیشتری هستند. ما تنها باید اطمینان یابیم که در زندگی ما، چنین دلبستگیهایی مانند علفهای هرز، «کلام را خفه نکنند» (متی باب ۱۳ آیه ۲۲).


دوم، عیسی به ما نسبت به «اغواگریهای مال و ثروت» در (متی باب ۱۳ آیه ۲۲) هشدار می دهد. اگر چه مال و ثروت به خودی خود شیطانی نیست، اما همچنان قدرت دارد که ما را به گونه ای که به نابودی ابدی منتهی خواهد شد، منحرف کند.






مراحل طمع ورزی


طمع مانند همه گناهان، از دل یا [فکر] شروع می شود. در درون ما آغاز می شود و سپس در بیرون عمل می کند. این چیزی است که در عدن اتفاق افتاد.


پیدایش باب ۳ آیات ۱ تا ۶ را بخوانید. شیطان برای فریب حوا به گناه چه کاری انجام داد؟ او چگونه از همان اصول در طی قرن ها برای فریب ما استفاده کرده است؟


«زن نگاه کرد و دید آن درخت بسیار زیبا و میوه آن برای خوردن خوب است. همچنین فکر کرد چقدر خوب است که دانا بشود. بنابراین از میوه آن درخت کند و خورد. همچنین به شوهر خود نیز داد و او هم خورد» (پیدایش باب ۳ آیه ۶).


اگر کسی آگاهی کافی نداشته باشد، ممکن است فکر کند صنعت تبلیغات الگوی خود را برای فروش محصولاتش از داستان عدن گرفته است. شیطان میوه ممنوعه را به گونه ای عرضه کرد که در حوا تمایلی برای خواستن بیشتر از آنچه قبلاً داشت، ایجاد کند و کاری کرد که فکر کند به چیزی نیاز دارد که در واقع چنین نبود. چقدر هوشمندانه! سقوط او نمایشی از سه مرحله ای است که هر کدام از ما در زمان سقوط در طمع، طی می کنیم: می بینم، می خواهم، می گیرم.


البته طمع می تواند گناهی در سکوت تلقی شود. مانند هوس، پشت پرده جسم ما پنهان می باشد. اما زمانی که در نهایت ثمره آن نمایان می شود، می تواند ویرانگر باشد. می تواند به روابط آسیب برساند، بر روی عزیزانتان زخم بجا بگذارد، و سپس ما را با احساس گناه له کند.


اگر اجازه دهید طمع ظاهر شود، هر اصلی را زیر پا خواهد گذاشت. اخاب پادشاه، تاکستان نابوت را دید، آن را خواست و تا زمانی که ملکه اش نابوت رابه قتل رسانید اخم بر چهره داشت (اول پادشاهان باب ۲۱). عخان وقتی یک جامه و پول را دید، نتوانست مقاومت کند، پس طمع کرد و آنها را گرفت (یوشع باب ۷ آیات ۲۰ تا ۲۲). طمع در نهایت شکل دیگری از خودخواهی است.


«اگر خودخواهی با شکلی از گناه سلطه یابد ، طمع ممکن است به عنوان شکلی از خودپسندی مسلط و چیره شود. این مطلب توسط پولس رسول بطور کامل بیان شد وقتی که او زمان های سخت [دوم تیموتائوس باب ۳ آیه ۱] ارتداد نهایی را توصیف می کند، او خودخواهی را به عنوان یک ریشه بارور از همه شرارت هایی شرح می دهد که بعداً شایع خواهند شد و طمع را به عنوان ثمره نخست آن بیان می کند. زیرا مردمان خود پرست و طماع خواهند بود [دوم تیموتائوس باب ۳ آیه ۲].»— جان هریس، John Harris, Mammon, (New York: Lane & Scott, 1849) p. 52






طمع — رسیدن به اغراض به شیوه های فردی


اشعیا باب ۵۶ آیه ۱۱ را بخوانید. آین این نسبت به چه گناهی هشدار میدهد؟


طمع برای ما به عنوان موجوداتی سقوط کرده، می تواند به آسانی نفس کشیدن باشد. و همچنین به همان اندازه طبیعی باشد. با این وجود، تصور چیزی به غیر از طمع که کمترین انعکاس از شخصیت مسیح در شخصیت بشر باشد، دشوار است. «زیرا که فیض خداوند ما عیسی مسیح را می دانید که هر چند دولتمند بود، برای شما فقیر شد تا شما از فقر او دولتمند شوید» (دوم قرنتیان باب ۸ آیه ۹).


تنها خداوند آسیبی را که طمع در طول تاریخ بوجود آورده است، می شناسد. طمع به جنگ ها منتهی شده است. طمع باعث شده است که مردم جرایمی مرتکب شوند که باعث نابودی خود و خانواده ایشان شد. طمع می تواند مانند ویروسی باشد که محکم به میزبانش می چسبد و فضیلت را از فرد تخلیه نموده تا زمانی که چیزی جز طماعی بیشتر باقی نماند. طمع یک بیماری است که همه چیز را می خواهد: هوس، قدرت و تملک. بار دیگر: می بینم، می خواهم، می گیرم.


متی باب ۲۶ آیات ۱۴ تا ۱۶ را بخوانید. ما از این روایت غم انگیز، درباره قدرت طمع چه چیزی می توانیم بیاموزیم؟


به سخنان یهودا توجه کنید: «مرا چند خواهید داد تا او را به شما تسلیم کنم؟» (متی باب ۲۶ آیه ۱۵). بحث در مورد اجازه دادن به طمع برای برتری جستن بر هر چیز دیگری می باشد! یهودا مانند عده معدودی در تاریخ، از امتیازی خاص بر خوردار بود: او با عیسای تجسم یافته زندگی کرد، شاهد معجزات او بود و موعظات او از کلام زندگی را شنید. و با این وجود — ببینید که حرص و طمع او را به انجام چه کاری سوق داد.


«نجات دهنده چگونه به نرمی با او که قرار بود به وی خیانت کند، رفتار نمود! عیسی در تعالیمش، بر اصول خیرخواهی که در ریشه طمع از بین می روند تمرکز نمود. او در برابر یهودا، خصوصیات زشت طمع را نمایان ساخت و در بسیاری از زمان ها این شاگرد متوجه شد که این شخصیت او بود که به تصویر کشیده شد و به گناهش اشاره شد؛ اما او اعتراف نکرد و نا عدالتی را رها نکرد.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 295


در صورت مراقب نبودن، چه کسی هست که کمی طمع را در خصوصیات خود نشان ندهد؟ ما از طریق فیض خدا، چگونه می توانیم این تمایل طبیعی را تحت کنترل داشته باشیم؟




کنترل نفس


آیات زیر را بخوانید. این آیات چه چیزی می گویند که می تواند و باید در درک اینکه مردم، فقیر یا ثروتمند، چگونه می توانند از خود در برابر خطراتی که طمع، حرص و عشق به پول و مادیات موجود در برابر مسیحیان محافظت نمایند، کمک کند؟


اعمال رسولان باب ۲۴ آیات ۲۴ تا ۲۶


غلاطیان باب ۵ آیات ۲۲ تا ۲۵


دوم پطرس باب ۱ آیات ۵ تا ۹


این آیات بسیار غنی و مملو از دستورات الهی در مورد نحوه زندگی برای ما می باشند. اما به یک موضوع مشترک توجه کنید: کنترل نفس. این صفت بطور خاص در رابطه با طمع، حرص و تمایل به مالکیت چیزها، می تواند دشوار باشد. تنها از طریق کنترل نفس، اول افکارمان و سپس اعمالمان، می توانیم در برابر خطرات چیزهایی که درباره آنها صحبت کردیم، محافظت شویم.


ما تنها به میزانی که خود را به قدرت خداوند می سپاریم، می توانیم این کنترل را داشته باشیم. هیچ کدام از ما به خودی خود، نمی توانیم این ویژگی های گناه آلود را شکست دهیم، بویژه اگر آنها برای مدت طولانی پرورش یافته و مورد توجه قرار گرفته باشند. ما واقعاً به کار ماوراء طبیعی روح القدس در زندگیمان برای غلبه بر این فریب های قدرتمند نیاز داریم. «وسوسه هایی که شما با آن روبرو می شوید، وسوسه هایی است که برای تمام مردم پیش می آید، اما خدا به وعده های خود وفا می کند و نمی گذارد شما بیش از حد توانایی خود وسوسه شوید. همراه با هر وسوسه ای خداوند راهی هم برای فرار از آن فراهم می کند تا بتوانید در مقابل آن پایداری کنید» (اول قرنتیان باب ۱۰ آیه۱۳).


بار دیگر دوم پطرس باب ۱ آیات ۵ تا ۹ را بخوانید. پطرس به چه راهی اشاره می کند؟ مراحل آن چیست و چگونه می توانیم بیاموزیم که از آنها پیروی کنیم، بویژه در مبارزه خود علیه حرص و طمع؟




مطالعه بیشتر: هدف نهایی انسان خوشحالی و رضایت است. اما خشنود نمودن خود از طریق مادیگرایی منجر به رسیدن به این هدف نخواهد شد. مردم در اعماق وجودشان می دانند که این درست است و با این وجود به وسواسشان در مورد دارایی ها ادامه می دهند: می بینم، می خواهم، می گیرم. چه چیزی می تواند از این ساده تر باشد؟ ادونتیست های روز هفتم مانند سایرین، با وسوسه جذب شدن به ارزش های مادی روبرو هستند. با این حال ادامه مالکیت اشیاء، خوشحالی، رضایت و یا قناعت به همراه نخواهد داشت. در عوض مشکلاتی بوجود می آورد، همانطور که حاکم جوان ثروتمند روی گردانده از عیسی ناراحت، دلسرد و دل شکسته بود زیرا آنچه که میخواست را نشنید و دریافت نکرد. «ارزش های مادی با تضعیف فراگیر رفاه مردم، از رضایت و شادی کم زندگی تا افسردگی و اضطراب و مشکلات جسمی مانند سردرد، اختلالات شخصیتی، خودشیفتگی و رفتار ضد اجتماعی در ارتباط است.» تیم کاسر —

Tim Kasser, The High Price of Materialism (Cambridge, Mass.: The MIT Press, 2002), p. 22


به عبارت دیگر مسیحیان مادیگرا با افتخار از چاه ثروت می نوشند اما از نظر روحانی تشنه اند. اما ما هرگز از نوشیدن آبی که مسیح می دهد، احساس تشنگی نخواهیم کرد (یوحنا باب ۴ آیه ۱۴).




داستانهای ایمانداران


۱۳ ژانویه


دعا برای خانواده هندی


توسط اندرو مکچسنی، تبلیغ دینی ادونتیست


آرپیتا بوسله، دانشآموز ۱۴ ساله در مدرسه ادونتیست روز هفتم در غرب هند، زمانی که کامیونی از پشت به ارابه پدرش اصابت نمود، او را از دست داد.


شدت تصادف باعث شد پدرش، روئاصاحب بوسله به داخل مسیر جلوی دو گاو پرتاب شود و با خودرویی دیگر برخورد کند.


هراس و شوک ایجاد شده از مرگ وی باعث شد مادرش که کر و لال است، پیش از موعد وضع حمل کند. آرپیتا بوسله یک ماه زود به دنیا آمد.


بوسله در مصاحبهای در مدرسه ادونتیست روز هفتم آلات واقع در ۳۰ کیلومتری کولاپور، شهری شلوغ با جمعیت بیش از ۱ میلیون نفر، گفت، «اما خدا توانست از مرگ پدرم برای هدایت مادرم به سوی عیسی استفاده کند.»


بوسله نخستین ماههای زندگی خود را با مادرش، آکاتای در بیمارستان سپری کرد. هم او و هم مادرش ناتوان بودند. این وضعیت خطرناک باعث نگرانی دایی او، ساتیش که روزانه در بیمارستان به ملاقات آنها میرفت، شد.


یک روز شنبه وقتی که ساتیش برای تشویق خواهرش به بیمارستان رسید، غریبهای را دید که به کنار همه تختها رفته و با مریضها دعا میکند. ساتیش با کنجکاوی به آن مرد نزدیک شد و متوجه شد که او یک شبان ادونتیست بود.


بوسله گفت، «دایی من هندو بود. اما برای کمک به مادرم درمانده بود، بنابراین از شبان خواست که برای او دعا کند.»


شبان برای مادر و بچه دعا کرد. ساتیش با استفاده از زبان اشاره، سخنان شبان را برای خواهرش ترجمه کرد.


چنانچه شبان به طور مرتب از مادر و نوزاد بازدید نمود، حال آنها شروع به بهبودی نمود. بوسله گفت که ساتیش شگفتزده از شبان در مورد ایمانش پرسید. پس از چند ما مطالعه کتاب مقدّس، ساتیش و خواهرش عیسی را پذیرفتند. مادر، دختر خود را وقف خدا نمود و از زمانی که شروع به حرف زدن کرد، به او آموخت که هر روز ساعت ۷ عصر دعا کند.


بوسله گفت، «هر روز در ساعت ۷ عصر من بیتوجه به جایی که هستم، دستانم را برای دعا به هم میگیرم. تا جایی که یادم میآید من این کار را انجام میدادم.» او اکنون دانشآموز کلاس هفتم مدرسه شبانهروزی آلات ادونتیست است که بودجه برای ساختن ساختمان جدید کلاسهایش را از هدایای سبت سیزدهم در فصل سوم ۲۰۱۷ دریافت نمود.


بوسله خود در سن ۱۳ سالگی تعمید داده شد.


بوسله گفت، «من تصمیم گرفتم تعمید ببینم زیرا دیدهام که عیسی چگونه خانواده من را از طریق کلیسای ادونتیست روز هفتم برکت داده است. من میخواهم بدلیل داستان زندگی مادرم از عیسی پیروی کنم. من تمام کارهایی که عیسی برای او انجام داده است را دیدهام.»


آرپیتا بوسله، دانشآموز ۱۴ ساله یک مدرسه ادونتیست در غرب هند.


درس سوم


۱۳ تا ۱۹ ژانویه


خدا یا ثروت






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: مزامیر باب ۳۳ آیات ۶ تا ۹؛ متی باب ۱۹ آیات ۱۶ تا ۲۲؛ اول پطرس باب ۱ آیه ۱۸؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ و ۱۵؛ خروج باب ۹ آیه ۱۴؛ مزامیر باب ۵۰ آیه ۱۰.


آیه حفظی: «از این جهت خدا او را بسیار سرافراز نمود و نامی را که بالاتر از جمیع نامهاست به او عطا فرمود. تا اینکه همه موجودات در آسمان و روی زمین و زیر زمین با شنیدن نام عیسی به زانو در آیند و همه برای جلال خدای پدر، با زبان خود اعتراف کنند که عیسی مسیح، خداوند است» (فیلیپیان باب ۲ آیات ۹ تا ۱۱).


خدا برای توضیح دیدگاه خود در مورد علاقه بیش از حد برای پول و مادیات، حرفی را از قلم نمی اندازد. سخنان مسیح به مرد ثروتمند حریص که اگر چه توسط خدا برکت داده شد، هر آنچه را که داشت ، اندوخت و احتکار کرد، باید ما را از خدا بترساند: «ای احمق در همین شب جان تو را از تو خواهند گرفت؛ آنگاه آنچه اندوخته ای، از آن که خواهد بود؟ همچنین است هر کسی که برای خود ذخیره کند و برای خدا دولتمند نباشد» (لوقا باب ۱۲ آیات ۲۰ و ۲۱).


خدمت به خدا و خدمت به پول اقداماتی هستند که با هم در تقابل بوده و با یکدیگر وفاق و همخوانی ندارند. یکی یا دیگری، خدا یا ثروت. اینکه فکر کنیم می توانیم هر دو را داشته باشیم، خیالی باطل است زیرا داشتن یک زندگی دو جانبه دیر یا زود گریبان ما را خواهد گرفت. ما ممکن است دیگران یا حتی خودمان را فریب بدهیم، اما نمی توانیم خدا را که روزی باید در برابرش پاسخگو باشیم، فریب دهیم.


ما باید یک انتخاب بکنیم و هر چه بیشتر درنگ کنیم، بهانه بیاوریم یا آن را به تعویق بیاندازیم، پول و عشق به آن بیشتر به جان ما سنگینی و خطور خواهد کرد. ایمان تصمیم گیری را می طلبد.


آنچه باید تصمیم گیری ما را بسیار آسان تر کند، تمرکز بر خداست، آنچه برای ما انجام داده است و آنچه ما به او مدیون هستیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۰ ژانویه آماده شوید.




مسیح، خالق


پیدایش باب ۱ آیه ۱، مزامیر باب ۳۳ آیات ۶ تا ۹، اشعیا باب ۴۵ آیات ۱۱ و ۱۲، ارمیا باب ۵۱ آیه ۱۵ و یوحنا باب ۱ آیه ۳ را بخوانید. این آیات درباره خوبی جهان مادی چه چیزی به ما می گویند؟


«این مسیح بود که پهنه آسمانها را گسترد و شالوده های زمین را بنیان نهاد. دست او بود که عالم گیتی را چون آویزه ای در فضا قرار داد و گُل های دشت ها را مزین نمود. ’کوه ها را به قدرت خود مستحکم ساخت.‘ ، ’دریا از آن اوست، او آن را بساخت.‘ مزامیر باب ۶۵ آیه ۶ ؛ باب ۹۵ آیه ۵. او بود که زمین را از زیبایی و هوا را از ترانه پر نمود. و او بر همه چیز در زمین، هوا و آسمان پیام محبت پدر را نوشت.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 20


گذشته از هر چیز، چیزهای مادی ، فی نفسه بد نیستند. بر خلاف برخی از ادیان که چنین تعلیم می دهند که جهان مادی و خود ماده بد یا شیطانی هستند و تنها چیزهای روحانی خوب می باشند، کتاب مقدس برای جهان مادی ارزش قائل است.


گذشته از هر چیز، عیسی خود آن را خلق نمود. پس چگونه می تواند بد باشد؟ متأسفانه، مانند تمام موهبت های خدا، می تواند منحرف و برای مقاصد اهریمنانه مورد استفاده قرار گیرد، اما عطیه اصلی را بد نمی کند. کتاب مقدس نسبت به سوء استفاده و انحراف از چیزهایی که خدا در این جهان خلق کرده است، هشدار می دهد، اما نه از خود آنها.


در مقابل، خدا جهان مادی را خلق نمود و می خواست که قومش از ثمره و مزایای این جهان نیز بهره ببرند: «و تو با لاوی و غریبی که در میان تو باشد از تمامی نیکویی که یهوه، خدایت، به تو و خاندانت بخشیده است، شادی خواهی نمود» (تثنیه باب ۲۶ آیه ۱۱؛ تثنیه باب ۱۴ آیه ۲۶ را نیز ببینید).


عیسی خالق است (یوحنا باب ۱ آیات ۱ تا ۳)، و زمین یک نمونه آشکار از آنچه خلق نموده است، می باشد.


توانایی خلاق او، دیدگاهی منحصر بفرد نسبت به زندگی و کسانی که در آن هستند، به او می دهد. او ارزش چیزهای مادی را می داند، و می داند که برای نفع و حتی خوشی و سرور، آنها را به ما داد. او همچنین می داند در صورتی که بشر از آن موهبت ها سوء استفاده کند و یا حتی آنها را به یک مقصود تبدیل نماید، چه اتفاقی میافتد، درست مانند همه چیزها که باید برای جلال خدا استفاده شوند.


به اطراف به نعمات باور نکردنی این جهان خلق شده بنگرید. حتی پس از نابسامانی های گناه، ما همچنان می توانیم ذات خوب را در بسیاری از بخش های آن ببینیم. جهان خلق شده در خوبی اش چه چیزی درباره خوبی خالقش به ما می گوید؟




پسر خدا / پسر انسان


بعنوان افرادی مسیحی باور داریم که عیسی ، هم خصوصیاتی کاملاً خدایی و هم کاملاً انسانی داشت. این وحدت الهی و بشری، بُعدی منحصربفرد به او بخشیده بطوری که چه چیزی بر روی زمین مهم است و چه چیزی برای ابدیت حیاتی است. اینکه ما نمی توانیم ماهیت الهی و بشری بودن او را درک کنیم، این حقیقت را بی ارزش نمی کند، درست همانطور که نداشتن درک فردی نسبت به آئِرودینامیک باعث نمی شود هواپیما نتواند پرواز کند.


«در اینجا دو راز به بهای یکی وجود دارد — چندگانگی وجود در یگانگی خدا و اتحاد الوهیت و بشریت در شخص عیسی ... هیچ چیز مانند این حقیقت تجسم یافتن مسیح تا این حد خارق العاده نبوده است. » — جی. آی. پاکر،


  1. I. Packer, Knowing God (Downers Grove, Illinois: InterVarsity Press, 1973), p. 53

یکی از دلایلی که عیسی به این جهان آمد، این بود که نشان دهد خدا تا چه حد غم خوار و با محبت است و تا چه میزان به هر کدام از ما اهمیت می دهد. برخی باور داشتند که خدا جبار بود و میخواست مردم را مجازات کند ولی عیسی آمد و خصلت راستین پدر آسمانی مهربان را هویدا نمود.


با این وجود، شیطان تلاش کرده است که انسان ها را از خدا جدا کند. او تلاش کرده است که خدا را فاقد شخصیت جلوه دهد، و او را به عنوان کسی که به ما توجه ندارد، توصیف نماید. او به هر طریقی متوسل میشود تا ما را از شناخت و تجربه واقعیت نیکوئی و لطف خدا دور نگه دارد. عشق مفرط به مادیات به خوبی به عنوان یکی از اقدامات شیطان برای رسیدن به این هدف جواب می دهد.


متی باب ۱۹ آیات ۱۶ تا ۲۲ را بخوانید. این روایت چه چیزی درباره اینکه شیطان چگونه می تواند از علاقه ما به مادیات برای دور نگه داشتن ما از خداوند استفاده کند، به ما بگوید؟


تصور کنید که عیسی خود، خدای در جسم، با این مرد جوان که به وضوح می دانست عیسی فردی خاص است، صحبت می کرد. و با این حال چه اتفاقی افتاد؟ او اجازه داد ثروت زیادش، علاقه اش به مادیات، او را از فردی که بدرستی خدا بود، جدا سازد. عشق به جهان و مادیات چنان او را کور کرده بود که اگر چه غمگین بود، اما آن غمگینی کافی نبود تا او را به انجام کاری درست وادار سازد. او برای اینکه دارایی هایش را از دست می داد ، ناراحت نبود. او بخاطر اینکه رستگاری خود را برای آن چیزهای مادی از دست می داد، ناراحت بود.


ما فقیر یا ثروتمند، چگونه می توانیم اطمینان یابیم که رابطه درستی با تعلقات این دنیا داشته باشیم؟




مسیح، نجات دهنده


بدهی یک اصل آسمانی نمی باشد. اما آدم و حوا گناه کردند و قانونی که نقض شده بود به معنی مرگ بود. از این رو، بشریت به عدالت الهی بدهکار و مدیون شد. ما ورشکسته بودیم و از نظر روحانی بدهی داشتیم که هرگز قادر به بازپرداخت آن نبودیم.


محبت خدا برای ما، باعث طرح ریزی نقشه نجات شد. عیسی «ضامن» ما شد (عبرانیان باب ۷ آیه ۲۲). این هویت مسیح به عنوان نجات دهنده است که مهمترین معامله ای که تاکنون انجام شده است را آشکار می سازد. تنها قربانی شدن زندگی او می توانست هزینه مورد نیاز عدالت الهی را پرداخت کند. عیسی بدهی گناه که متعلق به ما بود را پرداخت نمود، وقتی که عدالت و رحمت، صلیب را در آغوش کشیدند. جهان هرگز شاهد نمایش چنین ثروتی استفاده شده برای بهای نجات بشر نبود (افسسیان باب ۵ آیه ۲).


«خدا با سخاوتمندی تمام ثروت آسمان را به این جهان ارزانی نمود و با دادن تمام ملکوت به ما از طریق مسیح، اراده، عواطف، ذهن، روح همه انسان ها را خریده است.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Christ’s Object Lessons, p. 326


آیات زیر را بخوانید و آنچه که مسیح ما را از آن نجات داده است، فهرست وار بنویسید: کولسیان باب ۱ آیه ۱۳؛ اول تسالونیکیان باب ۱ آیه ۱۰؛ اول پطرس باب ۱ آیه ۱۸؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ و ۱۵؛ غلاطیان باب ۳ آیه ۱۳؛ مکاشفه یوحنا باب ۱ آیه ۵.


واژه یونانی tetelestai در یوحنا باب ۱۹ آیه ۳۰ به عنوان مهمترین واژه ای که تاکنون بیان شده شناخته شده است. این واژه به معنی «تمام شده است» و آخرین سخن عیسی بر روی صلیب می باشد. بیانیه نهایی او به این معنی بود که مأموریتش کامل شده بود و بدهی ما «بطور کامل پرداخت شد». او آن را به عنوان یک فرد ناامید ادا نکرد بلکه به عنوان کسی که در نجات جهان از راه منحرف شده به توفیق نائل گردید. نگاه کردن به صلیب نجات، رویدادی را در گذشته با تأثیری در زمان حال و امیدی به آینده ، آشکار می سازد. عیسی زندگی خود را برای نابودی همیشگی گناه، مرگ و کارهای شیطان داد. این بدین معناست که اگر چه ما استحقاقش را نداریم، اما نجات یافته ایم (افسسیان باب ۱ آیه ۷). نگاهی اجمالی به شگفتی های نجات، گام برداشتن بر زمین مقدس است.


مسیح به عنوان نجات دهنده، والاترین تصویر خداست. علاقه زیاد او نجات ما می باشد. این مطلب، دیدگاه او نسبت به بشریت و بویژه میزان ارزش قائل شدن او برای رابطه با ما را نمایان می سازد. با برآورده شدن عدالت، مسیح توجه خود را به واکنش ما نسبت به از خود گذشتگی خویش معطوف می دارد.


درباره این بیاندیشید: مسیح بطور کامل بدهی شما برای تمام کارهای بدی که انجام داده اید را پرداخت نمود. پاسخ شما چه باید باشد؟ (ایوب باب ۴۲ آیات ۵ و ۶ را ببینید.)




خدای غیور


خدا در مواجهه با فرعون چنین اظهار نمود، «زیرا در این دفعه تمامی بلایای خود را بر دل تو و بندگانت و قومت خواهم فرستاد، تا بدانی که در تمامی جهان مثل من نیست» (خروج باب ۹ آیه ۱۴).


منظور خداوند از گفتن اینکه، «در تمامی جهان مثل من نیست، چه بود»؟


«برای اندیشه های فانی بشر غیر ممکن است تا بتواند بطور کامل از عهده درک خصلت یا اعمال آن یگانه ابدی بر آید. برای تیزهوش ترین ها، برای نخبه ترین ها با افکار متعالی ،آن وجود مقدس، باید برای همیشه در پوششی از اسرار باقی بماند. » الن جی. وایت،


Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 5, pp. 698, 699


خدا هیچ برابری ندارد (اول پادشاهان باب ۸ آیه ۶۰). او به روشی که ما درک نمی کنیم، می اندیشد، به خاطر می آورد و عمل می کند. مهم نیست ما چقدر تلاش کنیم او را به تصویر خود درآوریم، لیکن او خدا باقی می ماند. او کسی است که همه دانه های برف، مغزها، صورت ها و شخصیت های افراد را منحصر بفرد خلق نمود و جز او خدایی نیست (اول پادشاهان باب ۸ آیه ۶۰). گذشته از هر چیز، او خالق است و به عنوان خالق، مطمئناً از مخلوق خود مجزا است.


این آیات درباره تفاوت خدا نسبت به آفریده هایش چه چیزی به ما می گوید؟ اول سموئیل باب ۲ آیه ۲ ؛ مزامیر باب ۸۶ آیه ۸ ؛ اشعیا باب ۵۵ آیات ۸ و ۹ ؛ ارمیا باب ۱۰ آیه ۱۰؛ تیطوس باب ۱ آیه ۲.


وقتی به وجود کامل خدا، تمام دارایی او و همه کارهایی که انجام می دهد، می نگریم، جالب توجه است که می توانست رقبایی داشته باشد. و با این حال چنین است، به این معنی که او باید برای بدست آوردن علاقه و توجه انسان ها «رقابت» کند. شاید به این دلیل است که می گوید، خدای «غیوری» است (خروج باب ۳۴ آیه ۱۴). خدا انسان ها را آزاد آفرید، که بدین معناست که ما حق انتخاب خدمت کردن به او یا چیز دیگری را داریم. این به شیوه های مختلفی، مشکل اساسی بشر بوده است: انتخاب خدمت به دیگر خدایان بی توجه به ثمره آن در مقابل خدمت به تنها خدایی که ارزشش را دارد، خدایی که همه کائنات را خلق نمود و مالک آنها می باشد. پس واقعاً به این دلیل است که او خدایی غیور می باشد.


چه چیزی، در صورت وجود، در زندگی شما برای جلب عواطفتان با خدا در رقابت است؟




مالکیت حقیقی


ما هم بواسطه خلقت و هم نجات، متعلق به خدا هستیم. و نه تنها ما به خدا تعلق داریم بلکه تمام دارایی های ما نیز از آن اوست. ما بخودی خود، مالک چیزی جز تصمیم هایمان نیستیم.


در مقابل، یک اصل اساسی دنیا پرستی، این نگرش است که ما مالک دارایی های خود می باشیم. با این وجود این یک فریب است. برای مسیحیان، اندیشه اینکه آنها مالکان نهایی دارایی های خود می باشند، یعنی داشتن اندیشه ای متضاد با آنچه کلام خدا تعلیم می دهد.


خدا و نه ما، مالک همه چیز است (ایوب باب ۳۸ آیات ۴ تا ۱۱). ما صرفاً غریبه و مستاجر هستیم (لاویان باب ۲۵ آیه ۲۳)، درست مانند بنی اسرائیل در سرزمین موعود. ما حتی برای نفَسِ بعدی خود، وابسته به خدا هستیم (اعمال رسولان باب ۱۷ آیه ۲۵). هر چیزی که فکر می کنیم به ما تعلق دارد، در واقع از آن اوست. ما تنها مباشرین او هستیم و در نتیجه باید دارایی های پیدا و نهان را برای جلال او بکار بریم.


بر اساس آیات زیر، آنچه خدا مالک آنها می باشد را فهرست وار بنویسید: تثنیه باب ۱۰ آیه ۱۴؛ مزامیر باب ۵۰ آیه ۱۰، باب ۱۰۴ آیه ۱۶؛ حزقیال باب ۱۸ آیه ۴؛ حجی باب ۲ آیه ۸؛ اول قرنتیان باب ۶ آیات ۱۹ و ۲۰. این آیات درباره اینکه ما باید چگونه به دارایی های مادی خود بنگریم، چه چیزی به ما میگویند؟


«همه چیز متعلق به خداست. بشر ممکن است مطالبات او را فراموش کند. در حالی که او برکات خود را به وفور بر آنها نازل می دارد، آنها ممکن است عطایای او را برای ارضای تمایلات خودخواهانه خود بکار برند؛ اما آنها برای جوابگو بودن در مورد مباشرت خود، فراخوانده خواهند شد.» — الن جی.وایت، Testimonies for the Church, vol. 9, p. 246


مالکیت خدا و مباشرت ما رابطه ای را باعث می شود که او ممکن است از طریق آن از ما به شیوه هایی استفاده کند که ما را برای آسمان آماده سازد و باعث سود و برکت رسیدن به دیگران شود. اما مباشران سست ایمان، دسترسی مالک به اموالش را محدود می کنند. همانطور که دیروز دیدیم، خدا اراده خود را بر ما تحمیل نمی کند. او ما را آفرید، و در این جهان به ما دارایی هایی داد که تا زمان بازگشتش، آنها را اداره کنیم. آنچه با آنها انجام می دهیم، نوع رابطه مان با او را منعکس می کند.


به اینکه در واقعیت، شما مالک هیچکدام از دارایی هایتان نیستید و همه آنها به خدا تعلق دارند، بیاندیشید. این باید درباره نحوه ارتباط که شما باید با دارایی هایتان داشته باشید، چه چیزی به ما بگوید؟




تفکری فراتر: مباشرت، آنگونه که ما از آن استنباط می کنیم، با قرار گرفتن آدم و حوا توسط خدا در خانه باغی زیبا که باید از آن مراقبت و آن را اداره می کردند، آغاز شد (پیدایش باب ۲ آیه ۱۵). آنها در این محیط عالی، باید باغ را قابل زیستن می کردند، وظیفه ای که نمی توانست چنان دشوار باشد. خدا نقش جدید ایشان را تصویب نمود و در مورد مسئولیت هایشان، به ایشان تعلیم داد. مراقبت از عدن، خوشحالی و ارزش را برای خانواده جدید به همراه می آورد.


عبارت عبری برای بیان«سلطه» שְׁלִיטָה (پیدایش باب ۱ آیات ۲۶ و ۲۸) به معنی «تحت کنترل و قانون در آوردن» می باشد. این یک پیش زمینه بود ، و یک سلطه سختگیرانه نبود، بلکه یک قانون خیرخواهانه در مراقبت از آفرینش خدا بود. این مسئولیت پایان نپذیرفت. آدم و حوا باید در این محیط می آموختند که خدا مالک بود و آنها مدیران یا مباشران او بودند. خدا از ابتدا قصد داشت که آدم و حوا نه به عنوان مالک، بلکه به عنوان مسئولان و افراد قابل اعتماد باشند. آنها باید به خدا نشان می دادند که در انجام وظایفشان وفادار بودند.


«باغ عدن به آدم و حوا داده شد تا از آن مراقبت کنند. آنها باید در آن زراعت و از آن نگهداری می کردند. آنها در کارشان خوشحال بودند. ذهن، قلب و اراده در هماهنگی کامل عمل می کردند. آنها در کارشان احساس خستگی و رنج نمی کردند. ساعاتشان با کار مفید و صمیمیت و همدلی با یکدیگر پر شده بود. مشغولیت آنان فرح بخش بود. خدا و مسیح از آنها دیدن می کردند و با ایشان صحبت می کردند. به آنها آزادی کامل داده شده بود... خدا مالک خانه عدنی ایشان بود. آنها آن خانه را تحت اراده او نگه می داشتند.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 2, p. 346.


سوالاتی برای بحث


۱. این واقعیت که خدا مالک جهان است، درباره مسئولیت اساسی ما در مورد محیط زیست، چه چیزی باید به ما بیاموزد؟ در حالی که باید از تعصبات سیاسی برخی از طرفداران حفظ محیط زیست که تنها خلقت را پرستش می کنند، اجتناب نماییم، نگرش ما به عنوان افراد مسیحی نسبت به مراقبت از محیط زیست چه باید باشد؟


۲. در مورد ایده خدای «غیور» بیشتر تأمل کنید. درک این مفهوم همواره آسان نمی باشد، بویژه از آنجایی که در اصلاح بشری، ما به تعصب داشتن به عنوان چیزی بد که باید از آن اجتناب شود، می نگریم. با این وجود، چگونه می توانیم این مفهوم را آنگونه که برای خدا بکار می رود، بدون هیچ بار منفی که این جهان اغلب حمل می کند، درک نماییم؟


۳. چگونه می توانیم بیاموزیم میان استفاده و لذت بردن درست از چیزهای مادی که خدا آفریده است و سوء استفاده از آنها تمایز قائل شویم؟ چرا قائل شدن این تمایز بسیار مهم می باشد؟


داستانهای ایمانداران


۲۰ ژانویه


کارتونهای روز شنبه دیگر نه


توسط اندرو مکچسنی، تبلیغ دینی ادونتیست


بزرگسالان ممکن است پس از تعمید گرفتن، در مورد دشواریهای وفق دادن زندگیشان با سبت کتاب مقدسی صحبت کنند. اما یک پسر ۱۱ ساله چطور؟


برای رونل نرس که در کشور کارائیب ترینیداد و توباگو زندگی میکند، تعمید به معنی خداحافظی با کارتونهای صبح روز شنبه است. این همچنین بدین معنی است که به مادربزرگ خود بگوید که دیگر نمیتواند به فروشگاه مواد غذایی برود یا کارهای دیگر را انجام دهد.


نرس که اکنون ۲۵ ساله و مشاور فناوری اطلاعات وزارت امنیت ملی ترینیداد و توباگو است، در طول یک برنامه یک هفته دعا در دبستان ادونتیست روز هفتم ماراکاس در محوطه دانشگاه کارائیب جنوبی تقاضای تعمید گرفتن نمود. مادرش که یک ادونتیست صوری بود او را در این مدرسه ثبت نام کرده بود. اما دانش وی در مورد خدا از مادربزرگش، یک مسیحی متعهد که او را هر یکشنبه به کلیسا میبرد، آمده بود.


نرس گفت، «در آن جلسات هفته دعا، من یک تشنگی یا خلاء احساس کردم که تا آن زمان واقعاً نمیدانستم وجود داشت. وقتی که سخنران برای تعمید صدا زد، ندایی در درونم گفت که باید قدم به جلو بردارم. پس این کار را انجام دادم.»


کمی پس از تعمید گرفتن وی، مادربزرگش مریض شد. او اکثر شبها را در بیمارستان سپری میکرد. نرس به ملاقات او میرفت، به او دلگرمی میداد و به او میگفت که برای شفایش دعا میکند. در روزهای سبت، داستانهای کتاب مقدّس که کارهای معجزهآسای خدا برای قومش را نشان میدادند، میخواند. او باور داشت که عیسی مراقب مادربزرگش خواهد بود.


او گفت، «بنابراین، برایم بسیار شوکه کننده بود وقتی روزی از مدرسه به خانه آمدم و خالهام تماس گرفت تا به من بگوید که مادربزرگم از دنیا رفته بود.»


نرس ۱۲ سال سن داشت و احساس کرد که خدا او را رها کرده بود. اما وقتی که در مورد زندگی خداشناسانه مادربزرگش فکر کرد، متوجه شد که انجیل با مرگ عیسی به اوج نرسید بلکه با قیام او این اتفاق افتاد و اینکه تمام کسانی که در عیسی بمیرند، روزی قیام خواهند کرد. او رومیان باب ۸ آیه ۱۸ را در مورد خودش میداند. آیه اینگونه است: «به عقیدۀ من درد و رنج کنونی ما ابداً با جلالی که در آینده برای ما ظاهر میشود قابل مقایسه نیست.»


نرس که تصویرش در سمت چپ قرار دارد، و با مدرک علوم کامپیوتر از دانشگاه کارائیب جنوبی فارغ التحصیل شد، گفت که هنوز دلش برای مادربزرگش تنگ میشود.


او گفت، «اما ایمانم بعد از بودن در این دانشگاه و کلیسا قوی است.»


بخشی از هدایای سبت سیزدهم فصل اول ۲۰۱۸ برای ساختن کلیسایی جدید برای دانشگاه کارائیب جنوبی که هرگز دارای ساختمانی مخصوص کلیسا نبوده و در تالار کنفرانس مراسم عبادت برگزار میشود، فرستاده خواهد شد.


درس چهارم


۲۰ تا ۲۶ ژانویه


گریز از راههای دنیوی






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۱؛ افسسیان باب ۶ آیه ۱۸؛ رومیان باب ۸ آیات ۵ و ۶؛ عبرانیان باب ۱۱ آیات ۱ تا ۶؛ اول پادشاهان باب ۳ آیه ۱۴؛ حزقیال باب ۳۶ آیات ۲۶ و ۲۷.


آیه حفظی: «ثروت در هنگام مرگ هیچ فایدهای برای تو ندارد، ولی درستکاری موجب رستگاری تو خواهد شد.... کسانی که بر ثروت خود توکّل دارند، مانند برگهای پاییزی سقوط میکنند، امّا مردمان درستکار، مانند برگهای بهاری سبز و خرّم خواهند بود» (امثال سلیمان باب ۱۱ آیات ۴ و ۲۸).


اگر چه شیطان از عیسی شکست خورد، ولی از هماوردی با هرکس دیگری به توفیق دست یافت. او به این کار ادامه خواهد داد مگر اینکه ما با زره و قدرت خدا، که تنها او به ما آزادی از فریب این جهان را ارائه می دهد، مبارزه کنیم.


بنابراین، ما باید توجه خود را بر تامین کننده آسمانی متمرکز نماییم. داود ارزش حقیقی این زندگی را درک نمود، هنگامی که نوشت، «شیر بچگان بینوا شده، گرسنگی می کشند و اما طالبان خداوند را به هیچ چیز نیکو کمی نخواهد شد» (مزامیر باب ۳۴ آیه ۱۰). سلیمان درک نمود که آن حکمت و فهم از طلا و نقره با ارزش تر هستند (امثال سلیمان باب ۳ آیات ۱۳ و ۱۴). خوشبختی واقعی و زندگی درست زمانی حاصل میشود که از نگاه و تکیه به دارایی و ثروت خود چشم بر داشته و به مسیح که مالک آن می باشد چشم بدوزیم.


تنها امید ما برای فرار از جذابیت این جهان یک رابطه حیاتی و موفق با عیسی می باشد. این هفته به مطالعه ریشه های آن رابطه خواهیم پرداخت و اینکه آنها چقدر برای توفیق روحانی ما حیاتی هستند تا قدرتی را که در پشت نقاب دنیا پنهان شده ، تشخیص داده و اهمیت مسیح را بعنوان دلیل واقعی برای زندگی درک کنیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۷ ژانویه آماده شوید.




رابطه با مسیح


عشق به دارایی های دنیوی حتی توسط کسانی که دارایی زیادی ندارند، می تواند زنجیر قدرتمندی باشد که جان را در عوض مسیح، به این جهان پای بند می کند. حتی اگر ما اموال دنیوی زیادی نداشته باشیم، اشتیاق پرشور به بدست آوردن متاع مادی می تواند به یک لعنت وحشتناک تبدیل شود که اگر تحت کنترل خداوند در نیاید، جان را از رستگاری دور خواهد نمود. شیطان این را می داند، و به این دلیل است که تا جای ممکن از عشق به دارایی های مادی برای به دام انداختن افراد بیشتری استفاده می کند.


تنها راه ما برای مراقبت و محفاظت چیست؟


« در آنچه بالا [ملکوت آسمان] است تفکر کنید، نه در آنچه بر زمین است» (کولسیان باب ۳ آیه ۲). چگونه میتوانیم به آنچه که پولس به ما می گوید عمل کنیم؟ (مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۱ و افسسیان باب ۶ آیه ۱۸ را نیز ببینید.)


چه آیات دیگری می توانید بیابید که درباره آنچه که باید ذهنمان را بر آنها متمرکز کنیم، سخن می گویند؟ (برای مثال، فیلیپیان باب ۴ آیه ۸ را ببینید.)


تنها درمان و خلاصی از دنیا پرستی، به هر شکلی که باشد، وقف دائمی خود به مسیح (مزامیر باب ۳۴ آیه ۱) در فراز و نشیب های زندگی می باشد. موسی «ننگ و خاری به خاطر مسیح را ثروتی عظیم تر از گنج های مصر دانست» (عبرانیان باب ۱۱ آیه ۲۶). پیش از هر رابطه دیگری مسیح باید اولویت اول ما باشد. مسیح بدنبال تعهدی بر پایه اعتقاد است و نه بر اولویتها و ترجیح ؛ یعنی، ما باید به خاطر او [که خداوند و منجی است] و کاری که برای ما انجام داده است، به او وفادار باشیم، و نه بدلیل هر گونه مزایای آنی که ایمان و تعهدمان به او، ممکن است به همراه داشته باشد.


زندگی ما باید در عیسی مستور بوده و نقشه های او باید نقشه های ما باشند.


تعهد واقعی، اقدام به شخم زنی و [به پیش رفتن است] نه اینکه ایستاده و به عقب نگاه کنیم. (لوقا باب ۹ آیه ۶۲)هنگامی که ما چنین تعهدی را بوجود می آوریم، عیسی ما را به بالاترین حد قابلیتها و تواناییهایمان می رساند. هنگامی که تسلیم او می شویم، او یوغ جهان را از جان ما را درهم می شکند. ما باید بجای تمرکز بر مادیات، مسیح محور باشیم؛ که مسیح به تنهایی خلاء زندگیمان را پر خواهد نمود.


در مورد زمانی که یک دارایی مادی بدست آوردید، چیزی که بشدت بدنبالش بودید، بیاندیشید. شادی و رضایت از آن چه مدت پیش از محو شدن به طول انجامید، و شما به حالت اول باز گشتید؟




در کلام


بیش از شش میلیارد انجیل در سرتاسر جهان توزیع شده است، اما چه تعداد از آنها به عنوان کلام خدای زنده در نظر گرفته شده اند؟ چه تعداد از آنها با قلبی خالص و بی ریا برای دانستن حقیقت، خوانده شده اند؟


مطالعه درست کتاب مقدس، قطب نمای روحانی ما را قراول می کند و ما را قادر می سازد تا در میانه جهان مغشوش و کذب، مسیریابی کنیم. کتاب مقدس یک سند زنده از منشاء الهی است (عبرانیان باب ۴ آیه ۱۲) و در نتیجه ما را به حقیقتی که نمی توانیم در جایی دیگر بدست آوریم، هدایت می کند. کتاب مقدس، نقشه راه مسیح برای زندگی روزانه است و با رشد خردمندی و پالایش شخصیتمان، ما را تعلیم می دهد.


یوحنا باب ۵ آیه ۳۹ ، باب ۱۴ آیه ۶ و باب ۲۰ آیه ۳۱ را بخوانید. کتاب مقدس، بویژه انجیل، معتبر ترین اطلاعات در مورد عیسی را به ما می دهد. این آیات خاص در انجیل یوحنا ، چه چیزی درباره عیسی و دلیل اهمیت زیاد آن برای ما و برای آنچه که به آن معتقدیم، می گویند؟


ما کتاب مقدس را مطالعه می کنیم زیرا منبع نهایی حقیقت می باشد. عیسی حق است و ما در کتاب مقدس عیسی را بدلیل نحوه آشکار شدنش به ما در آنجا آنگونه که می توانیم بشناسیم، می یابیم. ما در اینجا، در کلام خدا، عهد قدیم و جدید، درباره هویت عیسی و کاری که برای ما انجام داده است، می آموزیم. سپس عاشق او می شویم و زندگی و روح خود را به امانت ابدی او می سپاریم. با پیروی از عیسی و اطاعت از کلام او، همانگونه که در کلامش نمایان شده است، ما می توانیم از بند گناه و جهان رهایی یابیم. «پس اگر پسر، شما را آزاد سازد واقعاً آزاد خواهید بود» (یوحنا باب ۸ آیه ۳۶).


رومیان باب ۸ آیات ۵ و ۶ را بخوانید. در اینجا نسبت به چه چیزی به ما هشدار داده شده است و مطالعه کلام خدا چگونه می تواند به ما در تلاشهای فکری مان کمک کند؟


عشق به جهان، بویژه عشق به دارایی های دنیوی، در صورتی که مراقب نباشیم، می تواند ما را به راحتی از خدا دور سازد. به همین دلیل است که چرا باید خود را با کلام محصور کنیم، که به حقایق ابدی و روحانی که برای زندگی مسیحی بسیار حیاتی هستند اشاره می کند.


عشق به چیزهای دنیوی هرگز سیره روحانی را در ذهن متعالی نخواهد ساخت؛ در عوض، اصول کتاب مقدس را با طمع و خود خواهی و شهوت جایگزین می کند. محبت آنگونه که در کتاب مقدس نمایان شده است، از طریق تعلیم دادن اهمیت وقف خودمان برای دیگران، روابط را ایجاد می کند. در مقایسه، دنیا پرستی تماماً در مورد بدست آوردن متاع برای خودمان می باشد که در تضاد با همه چیزهایی است که مسیح نشان داده است.




زندگی بر پایه دعا


«این است حیات جاویدان که آنها تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستاده تو است، بشناسند» (یوحنا باب ۱۷ آیه ۳). جای تعجب نیست که مسیحیان اغلب می گویند که ایمانشان مربوط به رابطه با خدا می باشد. اگر شناخت خدا «زندگی ابدی» است، پس ما می توانیم آن زندگی را از طریق رابطه با او بیابیم. و البته، ارتباط در مرکزیت آن رابطه قرار دارد. ما دیروز دیدیم که خدا از طریق کلام الهی خود، با ما ارتباط بر قرار می کند. و ما به نوبه خود از طریق دعا با او ارتباط بر قرار می کنیم.


همانگونه که دیده ایم، اگر بخواهیم ذهن و قلبمان را بجای چیزهای این جهان بر چیزهای آسمانی متمرکز کنیم، پس دعا ضروری می باشد. این بدین دلیل است که دعا بنا به ماهیتش، ما را به یک قلمرو بالاتر از این جهان هدایت می کند.


با این وجود حتی در اینجا نیز ما باید بسیار مراقب باشیم زیرا گاهی دعا هایمان صرفاً می توانند ابراز کننده طبیعت خودخواهانه ما باشند. به این دلیل است که باید دعا کنیم تا تسلیم اراده خدا بشویم.


سال ها پیش زنی این کلمات را بیان نمود، «آه ای خداوند، آیا برای من یک مرسدس بنز خواهی خرید؟» این به روش خودش، حمله به مادیگرایی کسانی که ادعای ایمان به خدا را دارند، بود. ما نیز باید مطمئن باشیم زمانی که دعا می کنیم، که خود عمل تسلیم شدن به خدا و مرگ به جهان می باشد، بجای اراده خود، اراده خدا را جستجو کنیم.


عبرانیان باب ۱۱ آیات ۱ تا ۶ را بخوانید. بخش بسیار مهمی که باید با دعاهای ما آمیخته شود چیست؟ همچنین، معنای آمدن با ایمان نزد خدا و دعا کردن در ایمان چه می باشد؟


اگر ایمانی در دعاهای ما وجود نداشته باشد، این استنباط وجود دارد که این ایمان تقلبی شیطان است. «دعا و ایمان بسیار بهم پیوسته هستند، و باید با هم مورد مطالعه قرار گیرند. در دعای ایمان، یک علم الهی وجود دارد؛ علمی که هر کسی که عمر زندگی موفقی داشته باشد باید درک کند. مسیح می گوید، ’بنابراین به شما میگویم یقین بدانید که آنچه را که در دعا طلب میکنید خواهید یافت و به شما داده خواهد شد‘ مرقس باب ۱۱ آیه ۲۴. او مشخص می سازد که درخواست ما باید بر اساس اراده خدا باشد؛ ما باید چیزهایی را مطالبه کنیم که او وعده داده است، و هر آنچه که دریافت می کنیم باید در راستای محقق نمودن اراده وی باشد. اگر شرایط انجام شوند، وعده صریحاً تحقق می یابد.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Prayer, p. 57


به زندگی دعایی خود بنگرید. شما برای چه چیزی دعا می کنید؟ دعا هایتان در مورد اولویت هایتان چه می گویند؟ برای چه چیزهای دیگری ممکن است نیاز داشته باشید دعا کنید؟




زندگی حکیمانه


یکی از زیباترین روایت های کتاب مقدس در داستانِ سلیمان یافت می شود که از خدا خواست تا چیزی فوق همه چیزهای دیگر به او بدهد. «دل فهیم عطا فرما تا قوم تو را داوری نمایم و در میان نیک و بد تمیز کنم؛ زیرا کیست که این قوم عظیم تو را داوری تواند نمود؟» (اول پادشاهان باب ۳ آیه ۹).


خدا چه کلمات مهمی به سلیمان گفت که اگر او توجه می نمود، باعث جلوگیری ویرانی که دارایی اش برای این پادشاه به همراه داشت، می شد؟ چرا آنچه خدا در اینجا به او فرمود برای همه ما مهم می باشد؟ اول پادشاهان باب ۳ آیه ۱۴؛ اول یوحنا باب ۵ آیه ۳ و اول پطرس باب ۴ آیه ۱۷ را نیز ببینید.


سلیمان حکمت بزرگی داشت اما حکمت به خودی خود اگر بکار گرفته نشود و در زندگی اعمال نشود، چیزی بیش از اطلاعات خوب نخواهد بود. در مفهوم کتاب مقدسی این واژه، حکمتی که بر پایه آن عمل نشود، در واقع حکمت نیست. بسیاری که اطلاعات صحیح بسیاری در مورد خدا و الزامات او داشته و دارند، نجات نخواهند یافت. اما نا فرمانی سلیمان، باعث شد او از راهی که خداوند او را بدان فراخوانده بود، منحرف شود. تنها در مراحل بعدی زندگی، او متوجه شد و با فروتنی چنین نوشت: «زیرا که حکمت از لعل ها بهتر است و جمیع نفایس را به او برابر نتوان کرد» (امثال سلیمان باب ۸ آیه ۱۱).


حکمت در بکار بردن دانش و فهم می باشد. دانش، نشان دهنده حقایق است؛ درک، نشان دهنده بصیرت است؛ و حکمت در نتیجه عمل، بکار بردن درک و دانشمان در زندگی بدست می آید. یک مباشر عاقل، نه تنها به دانش و درک نیاز دارد بلکه همچنین به تجربه ای که از بکار بردن آن دانش و درک در زندگی بدست می آید نیز نیازمند است.


مثال سلیمان به ما نشان می دهد که حتی عاقل ترین و فهیم ترین افراد چگونه به راحتی می توانند درگیر پوچی شیوه زندگی مادیگرایی شوند، چنانچه از دانشی که به ایشان داده شده است بهره نبرند.


اول قرنتیان باب ۳ آیه ۱۹ را با امثال سلیمان باب ۲۴ آیات ۱۳ و ۱۴ مقایسه کنید. تفاوت میان دو نوع حکمتی که در این آیات بیان شده اند، چه می باشد؟ پاسخ های خود را در روز سبت در کلاس مطرح کنید.




روحالقدس


نبرد بزرگ واقعی است؛ دو طرف در حال مبارزه برای جانهای ما هستند. یکی ما را به سوی مسیح جذب می کند (یوحنا باب ۶ آیه ۴۴) و دیگری به سوی جهان (اول یوحنا باب ۲ آیه ۱۶). قدرت روح القدس در زندگی ما می تواند ما را در جهتی درست قرار دهد اگر ما خود را تسلیم او نماییم.


«در هر حال، وقتی او که روح راستی است بیاید، شما را به تمام حقیقت رهبری خواهد کرد» (یوحنا باب ۱۶ آیه ۱۳؛ یوحنا باب ۱۴ آیه ۱۶ را نیز ببینید). روح القدس ما را قدرت می بخشد تا بر پایه اصول و ایمان، و نه با هوس و احساسات که بر جهان مسلط هستند، زندگی کنیم. آماده سازی موفق برای زندگی در آسمان، با زندگی صادقانه در این جهان تحت هدایت روح القدس بدست می آید.


پولس چنین اندرز می دهد: «ایمان شما بر قدرت خدا متکی باشد، نه بر فلسفه انسانی» (اول قرنتیان باب ۲ آیه ۵). فریب این جهان اغلب از طریق دارایی های مادی، ما را از خداوند دور می سازد. در مقابل، اگر ما مقاومت نکنیم، قدرت روح القدس ما را به سوی عیسی خواهد کشید.


موفقیت در مبارزه با جهان و تطمیع هایش تنها خارج از قدرت خودمان بدست خواهد آمد. حزقیال باب ۳۶ آیات ۲۶ و ۲۷، یوحنا باب ۱۴ آیه ۲۶ و افسسیان باب ۳ آیات ۱۶ و ۱۷ را بخوانید. هنگامی که ما اجازه می دهیم که روح القدس اختیار ما را بدست گیرد، خدا برای اطمینان از اینکه ما پیروزی روحانی دست یابیم، چه کارهایی انجام خواهد داد؟


«از طریق نظریه ها و سنت های دروغین است که قدرت شیطان بر ذهن فایق می آید. او با سوق دادن بشر به معیارهای دروغین، شخصیت را به گونه ای بد تغییر می دهد. روح القدس از طریق کتاب مقدس با ذهن سخن می گوید و قلب را تحت تاثیر حقیقت قرار می دهد. از این رو، او خطا را افشا می کند و آن را از روح خارج می سازد. از طریق روح حقیقت که بواسطه کلام خدا عمل می کند، مسیح قوم برگزیده خویش را مقهور خویش می سازد.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 671


روح القدس مخبر حقیقت و عطیه نهایی است که عیسی می توانست برای نشان دادن الوهیت بر روی زمین پس از صعودش به آسمان ارائه دهد. روح القدس در تلاش است که به ما قدرت غلبه بر فریب ها و «افسون های» قدرتمند این جهان را بدهد.


جهان همه ما را به سمت خود می کشد، اینطور نیست؟ شما اکنون چه انتخاب هایی می توانید بکنید که به شما در تسلیم شدن به روح القدس، تنها کسی که می تواند به شما قدرت مقاومت در برابر وسوسه های این جهان را بدهد، کمک کنند؟




مطالعه بیشتر: یک مباشر بر پایه دو اصل وظیفه و محبت عمل می کند. «به یاد داشته باشید که وظیفه، یک خواهر دو قلو دارد که نام او محبت است؛ این دو با هم بطور متحد می توانند تقریبا همه چیز را به انجام برسانند، اما جداگانه، هیچ کدام قادر به انجام کاری خوب نمی باشند.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 4, p. 62


انجام وظیفه و محبت باید بطور عملی عیان باشد. برای اینکه محبت ، حس وظیفه ما را بیدار سازد، تنها نیاز داریم که در فداکاری مسیح تامل نماییم.


اصول این جهان در تقابل با اینها می باشند: نفرت و دو قلویش یعنی طغیان و سرکشی. سرکشی می تواند نفرت در عمل باشد. لوسیفر یعنی شیطان بر علیه خدا شورش نمود (حزقیال باب ۲۸ آیات ۱۶ و ۱۷) و تا زمانی که نابود نشود، دست از آن دست نخواهد کشید. او قدرت محبت را به عشق به قدرت تبدیل نمود. رهبران مذهبی اسرائیل از اقتدار و قدرتی که عیسی در اختیار داشت، متنفر بودند (متی باب ۲۲ آیه ۲۹). حتی زمانی که آنها به معبد فرار کردند و یا از نگاه جستجوگر او کنار رفتند، باز هم راه خود را تغییر ندادند.


سوالاتی برای بحث


۱. در مورد نظریه محبت و وظیفه بیشتر بیاندیشید. منظور الن جی. وایت وقتی که پس از دوقلو خواندن آنها، می گوید که یکی بدون دیگری قادر به انجام هیچ خوبی نمی باشد، چیست؟ محبت بدون وظیفه و وظیفه بدون محبت چگونه اند؟ چرا باید هر دو با هم باشند؟۲. آیه حفظی این هفته چنین است: «ثروت در هنگام مرگ هیچ فایدهای برای تو ندارد، ولی درستکاری موجب رستگاری تو خواهد شد.... کسانی که بر ثروت خود توکّل دارند، مانند برگهای پاییزی سقوط میکنند، امّا مردمان درستکار، مانند برگهای بهاری سبز و خرّم خواهند بود» (امثال سلیمان باب ۱۱ آیات ۴ و ۲۸). معنای این آیات چیست؟ در مورد ثروت چه چیزی را بیان می کنند و چه چیزی را بیان نمی کنند؟


۳. در کلاس، در مورد زندگی سلیمان بحث کنید. بپرسید که چگونه توانسته است چنین از مسیر خارج شود. در کتاب جامعه به دنبال آیه ای بگردید که به نمایان کردن بیهودگی و پوچی دارایی های جهان حتی زمانی که مانند سلیمان بسیاری از آنها را داریم، کمک کند. ما این هفته چه چیزی در مورد دعا، مطالعه کتاب مقدس و رابطه با مسیح آموخته ایم که می تواند ما را در مسیر صحیح معنوی نگه دارد؟


۴. چگونه کسانی که دارایی های دنیوی زیادی ندارند، با این وجود ممکن است در دامی که شیطان برایشان قرار داده است، گرفتار شوند؟


۵. شما به پرسش پایانی روز چهارشنبه درباره تفاوت انواع حکمت، چه پاسخی دادید؟


داستانهای ایمانداران


۲۷ ژانویه


فرشتهای که قطعات بتونی حمل میکند


توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست


ولادیمیر موسکولنکو همسرش گالینا را در شهر بوزکه در اوکراین بیدار کرد تا رؤیای غیر معمول را با او در میان بگذارد.


او گفت، «من با قطعاتی بتنی در دست ایستاده بودم. آنها بسیار سنگین بودند. پس ناگهان فرشتهای عظیم، زیبا و درخشان در مقابلم ظاهر شد. او به من لبخند زد. و دستش را بر روی دست من گذاشت، بتنها را برداشته و آنها را بالا برد.»


گالینا موسکولنکو نشست. او مدتها بود که برای داشتن ۵۰۰۰ دلار برای پرداخت قطعات بتنی برای تبدیل ساختمانی متروک به کلیسای ادونتیست روز هفتم در شهر ۱۴۰۰ نفرهشان دعا میکرد.


موسکولنکو گفت، «گوش کن، نوعی کمک مالی در راه است. نمیدانم از کجا خواهد آمد، اما میآید.»


دو روز بعد، یکی از اعضای کلیسا تماس گرفت و گفت، «سه دوست از لهستان برای دیدن من میآیند.»


موسکولنکو به همسرش گفت، «این پول ماست که میآید.»


بازدیدکنندگان لهستانی در روز سبت به موعظه موسکولنکو گوش دادند. پس از غروب خورشید، او درباره بدهی به ایشان گفت.


چند روز بعد، حواله بانکی به میزان ۵۰۰۰ دلار به دستش رسید.


موسکولنکو گفت که کلیسای نورانی بوزکه که در سال ۲۰۱۶ افتتاح شد، پس از ۱۱ سال ساخت و ساز، بر پایه دعا و معجزه ساخته شد. یک زوج ادونتیست از استرالیا ۲۰۰۰ دلار برای سقفی جدید ارائه دادند. بخش اروپا-آسیا و مجمع محلی، بودجههای پروژه را فراهم نمودند. اعضای کلیسای ایالات متحده و چک نیز کمک فرستادند.


موسکولنکو ۵۴ ساله گفت، خدا و فرشتگانش مرتباً پادرمیانی کردند. به او گفته شد که مقامات درخواست برای ایجاد پنجرهای جدید بر روی دیوار مخالفت کردند. او گفت، «من در این باره دعا کردم و با خود فکر کردم، خدایا لطفاً به ما کمک کن تا بتوانیم پنجره جدید را درست کنیم.»


سپس اتفاق جالبی افتاد.


او گفت، «ما شروع به تعمیر تنها پنجره موجود کردیم و شکافی در دیوار ایجاد شد. کل دیوار نزدیک بود فرو بریزد.»


«کارگران ساختمانی ما به سرعت یک تراکتور با چیزی برای نگه داشتن دیوار را به داخل آوردند. اما همانطور که برای سرپا نگه داشتن دیوار تلاش میکردند، چنان فرو ریخت، که گویا فرشتهای گفته بود، بفرمایید!» موسکولنکو این را گفت و انگشتش را در هوا بالا برد.


او گفت که این چیزی است که وقتی شما تلاش میکنید و به خدا اعتماد میکنید، اتفاق میافتد: او غیرممکن را ممکن می سازد.


گالینا موسکولنکو، رهبر کلیسا در بوزکه، اوکراین.


درس پنجم


۲۷ ژانویه تا ۲ فوریه


مباشرین فرا عدنی



بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: اشعیا باب ۲۲ آیات ۱۴ تا ۱۸ ؛ اول قرنتیان باب ۴ آیات ۱ و ۲ ؛ کولسیان باب ۲ آیات ۲ و ۳ ؛ افسسیان باب ۶ آیات ۱۳ تا ۱۷ ؛ دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۰.


آیه حفظی: «اما چون خدا ما را لایق دانست و انتشار انجیل را به عهدۀ ما گذاشت، ما سخن میگوییم. منظور ما جلب رضایت انسان نیست، بلکه ما میخواهیم خدایی را خشنود کنیم که دلهای ما را پیوسته میآزماید» (اول تسالونیکیان باب ۲ آیه ۴).


کار نخست آدم و حوا با مباشرت و مراقبت همراه بود. تمامی مخلوقات و باغ به آنها سپرده شده بود تا از آن مراقبت کنند، بهره ببرند و بر آن سلطه داشته باشند (پیدایش باب ۲ آیه ۱۵)، حتی با وجودی که مالک آن نبودند. در عوض آنها مباشران آنچه بودند که خداوند به آنها به امانت سپرده بود.


این هفته نگاهی دقیق تر به معنای مباشرت پس از سقوط خواهیم انداخت، پس از آنکه نخستین والدین ما از عدن رانده شدند. یعنی، ما نیز مباشر هستیم اما در محیطی کاملا متفاوت نسبت به آنچه که آدم و حوا در ابتدا از آن بهره جسته بردند.


مباشرت [یا مراقبت و نظارت] چیست؟ برخی از شخصیت های کتاب مقدس با نحوه زندگی خود، مفهوم مباشر را نمایان می سازند. سایر متون آن را بوضوح بیشتری تعریف می کنند. هنگامی که ما مباشران خدا می شویم، تمرکز ما بجای جهان و ارزش های مادی اش، به خالق و ماموریتش تغییر می کند. درست مانند آدم و حوا، خدا مسئولیت هایی با منشاء الهی به ما به امانت سپرده است. از زمان سقوط در عدن، هر چند ، وظیفه مباشرت تغییر یافته است زیرا همراه با مسئولیت های مراقبت از جهان مادی، حقایق روحانی نیز به ما به امانت سپرده شده تا به نیکویی از آنها مراقبت کنیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳ فوریه آماده شوید.




مباشرین در عهد قدیم


واژه «مباشر» خود تنها چند بار در عهد قدیم ترجمه شده است. در اغلب موارد، از عبارتی در خصوص فردی که «بر خانه» نظارت دارد مربوط می شود، ایده مسئولیت اداره امور منزل؛ یعنی یک «مباشر» (پیدایش باب ۴۳ آیه ۱۹، باب ۴۴ آیات ۱ و ۴ ؛ اول پادشاهان باب ۱۶ آیه ۹). مباشران مسئولیت هایی داشتند که امور خانه و دارایی های اربابشان را مدیریت کنند و هر چیزی که از آنها خواسته می شد را انجام دهند. مفهوم مباشر در عهد قدیم را می توان با شناسایی ویژگی های یک مباشر یافت. مباشران نمی توانند از مراقبت و نظارت خود جدا باشند چرا که هویت آنان را هویدا می سازد.


برخی از ویژگی های یک مباشر در عهد قدیم بطور شفاف مشخص شده اند. نخست، جایگاه یک مباشر در زمره یکی از بزرگترین مسئولیت ها بود (پیدایش باب ۳۹ آیه ۴). مباشران برای توانایی هایشان انتخاب می شدند و از جانب اربابانشان برای انجام دادن کارها مورد احترام و اطمینان قرار می گرفتند. دوم، مباشران می دانستند آنچه به ایشان واگذار شده بود، به اربابانشان تعلق داشت (پیدایش باب ۲۴ آیات ۳۴ تا ۳۸). این تفاوت بزرگ میان یک مباشر و مالک می باشد. مباشران از جایگاه و موقعیت خود آگاه هستند. سوم، هنگامی که مباشران از آنچه به آنها واگذار شده بود برای خود استفاده می کردند، رابطه اعتماد میان آنها و مالک گسسته می شد و مباشران برکنار می شدند (پیدایش باب ۳ آیه ۲۳، هوشع باب ۶ آیه ۷).


اشعیا باب ۲۲ آیات ۱۴ تا ۱۸ را بخوانید. در زمان سلطنت حزقیا ، شبنا به عنوان مباشر و همچنین خزانه دار منصوب شد که هر دو از سمت های بسیار مهم قدرت بودند. در نتیجه سوء استفاده از موقعیتش، چه اتفاقی برای وی افتاد؟


«احراز هویت یک مباشر با ارباب خویش پیوند دارد. او وظایف یک مباشر را می پذیرد، و او باید بجای ارباب خود عمل کند و تصدی امور ارباب را بر عهده دارد. علایق اربابش، علایق او خواهد بود. جایگاه یک مباشر از کرامت زیادی برخوردار است زیرا اربابش به او اعتماد دارد. اگر در عوض خردمندی، خودخواهانه عمل کند و با سود بردن از دارایی های اربابش منفعت کسب نماید، از اعتمادی که به او وجود داشته است منحرف شده است.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 9, p. 246


چگونه می توانیم مفهوم مهم را بهتر بیاموزیم که در حقیقت مباشران چیزهایی هستیم که در این زندگی داریم ؟ این درک چگونه باید بر کارهایی که انجام می دهیم تاثیر بگذارد؟




مباشرین در عهد جدید


دو واژه اصلی برای «مباشر» در عهد جدید وجود دارد. یکی epitropos که سه بار پدیدار شده و دیگری oikonomos که ده بار تکرار شده است. هر دوی این کلمات، جایگاه هایی را توصیف می کنند که مسئولیت های مدیریتی سپرده شده به مباشر، توسط مالک را بیان می کنند.


در عهد قدیم و جدید، مباشران با آنچه که انجام می دهند، تعریف شده اند. عهد جدید بطور خاص مباشر را از لحاظ جوابگویی (لوقا باب ۱۲ آیه ۴۸) و انتظارات و توقعات (اول قرنتیان باب ۴ آیه ۲) را توصیف می کند. اگر چه عهد قدیم بیشتر بر بیان مالکیت خدا تمرکز دارد تا بر اشاره نمودن مستقیم به ما به عنوان مباشران او. بنابراین، در حالی که مفهوم مباشر در هر دو عهد شبیه به هم می باشد، عهد جدید مفهومی فراتر از تنها مدیریت خانواده را استنباط می کند.


در تمثیل مباشر نابکار (لوقا باب ۱۶ آیات ۱ تا ۱۵)، عیسی مفهوم مباشر را تعمیم می دهد. درس او درباره چیزی بیشتر از فرار یک مباشر از رسوایی مالی می باشد. این قضیه در مورد کسانی که خردمندانه ایمان را متجلی نموده و از بروز فاجعه روحانی می گریزند نیز کاربرد دارد. یک مباشر عاقل، با دور اندیشی راه را برای آینده بازگشت عیسی آماده خواهد ساخت (متی باب ۲۵ آیه ۲۱).


اول قرنتیان باب ۴ آیات ۱ و ۲، تیطوس باب ۱ آیه ۷ و اول پطرس باب ۴ آیه ۱۰ را بخوانید. این آیات درباره مباشرین و مباشرت چه چیزی به ما می گویند؟


«بایستی قلبم را بر روی روح القدس باز کنم، تا تمام استعداد ها و انرژی هایی که خدا در اعتماد به من داده است، برانگیخته شوند. من به مسیح تعلق دارم و برای خدمت به او بکار گماشته شده ام. من یک مباشر فیض او هستم.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Fundamentals of Christian Education, p. 301


در لوقا باب ۱۲ آیات ۳۵ تا ۴۸، عیسی همچنین از واژه «مباشر» بصورت استعاره استفاده می کند. او از مباشر عاقلی که آماده بازگشت پسر انسان است، سخن می گوید و مباشر بی وفا را به عنوان کسی که مراقبت کردن را بدلیل تاخیر اربابش در بازگشت ترک نموده است، توصیف می کند. مباشر بی وفا به یک ستمگر غاصب تبدیل شده است و به اطرافیانش توهین می کند. او دیگر یک الگوی کارهای خوب و یا مدیری از فیض نمی باشد.


هنگامی که ما مسیح را می پذیریم، مباشرانی هستیم که به مدیریت خدا فراخوانده شده ایم. اما مهم تر اینکه ما باید حقایق روحانی زندگی مسیحی در آماده سازی برای آسمان را مدیریت کنیم.


لوقا باب ۱۲ آیه ۴۵ را بخوانید. چرا ما به عنوان ادونتیست های روز هفتم که اغلب با نوعی «تاخیر» دست و پنجه نرم می کنیم، باید بطور خاص مراقب سقوط در این فریب باشیم؟




مباشرین رازهای خدا


کولسیان باب ۲ آیات ۲ و ۳ و اول تیموتائوس اول باب ۳ آیه ۱۶ را بخوانید. این آیات چه چیزی را به عنوان «راز» مشخص می کنند؟ این واقعیت که این یک «راز» است، چه چیزی درباره محدودیت های آنچه می توانیم درباره آن بدانیم، به ما می گوید.


صُوفَرِ نَعْماتی به ایوب می گوید «آیا عمق های خدا را می توانی دریافت نمود؟» (ایوب باب ۱۱ آیه ۷). واژه «عمق» به معنی نامعلوم، مبهم، ناشناخته، نا مشروح یا غیرقابل درک می باشد. اسرار خدا در کتاب مقدس ثبت شده اند، هر چند که درک کامل آنها همچنان فراتر از قوه ادراک ما می باشد. به همین دلیل است که آنها راز می باشند. مانند این است که هر کدام از ما یک فرد نزدیک بین هستیم که به آسمان نگاه می کنیم و امیدوار به دیدن کوچک ترین جزئیات هستیم. ما نمی توانیم آنقدر دور را ببینیم مگر آنکه خدا آن را برای ما نمایان سازد.


تثنیه باب ۲۹ آیه ۲۹ چه چیزی درباره آنچه که به ما آشکار شده است، می گوید؟


ما مباشرین چیزهایی هستیم که از عهده درک کامل بر نمی آئیم. ما تنها به آن میزان که مکاشفه و کتاب مقدس نمایان می سازد، آگاهی داریم. بزرگ ترین مباشرت ما زندگی کردن «به عنوان خادمان مسیح و مباشرین حقایق اسرار آمیز الهی می باشد» (اول قرنتیان باب ۴ آیه ۱).


خدا می خواهد که ما به عنوان مباشرانش، حقیقت الهی را که به ما آشکار نموده است حفظ کنیم، تعلیم بدهیم، از آن مراقبت و حفاظت نماییم. آنگونه که ما آن را انجام می دهیم، مباشرت نهایی می باشد و بدین معنی است که ما «حقایق مکشوف ایمان را با وجدان پاک نگه می داریم» (اول تیموتائوس باب ۳ آیه ۹).


بزرگ ترین اسرار این است که ما همگی می توانیم مسیح، «امید جلال» را تجربه کنیم. درک کامل نقشه نجات بدلیل ماورای طبیعی بودن، برای ما غیر ممکن است. اینکه خالق همه چیز (یوحنا باب ۱ آیات ۱ تا ۳) به این زمین بیاید و «در جسم آشکار شود» (الن جی. وایت، Manuscript Releases, vol. 6, p. 112) تنها برای اینکه خود را به عنوان قربانی برای گناهان بشریت ارائه دهد، شامل رازهایی می باشد که احتمالا هرگز کاملا توسط هیچ مخلوقی درک نخواهد شد. حتی فرشتگان برای درک این راز که چرا عیسی به زمین آمد، مطالعه می کنند (اول پطرس باب ۱ آیه ۱۲). با این وجود، آنچه آنها می دانند باعث می شود همه ما خداوند را برای جلال و نیکوئی اش ستایش کنیم (مکاشفه یوحنا باب ۵ آیه ۱۳).


شما فرا خوانده شده اید که مباشر انجیل باشید. چه مسئولیت هایی بطور خودکار خواهی داشت؟




مباشرین حقایق روحانی


هنگامی که ما به مباشرت فکر می کنیم، به چیزهای ملموس فکر می کنیم و این درست است. اما همانطور که اکنون دیده ایم، مباشرت فراتر از آن است. عطایای نا مشهود، مانند دارایی های ملموس از جانب خدا هستند. این هدایای نا مشهود، دارایی های روحانی هستند که خدا به ما می دهد (اول پطرس باب ۴ آیه ۱۰) تا بتوانیم در مسیح، ویژگی های مسیحی را توسعه دهیم و به مردمی تبدیل شویم که در او هستیم. از این رو، ما باید عطایای نا مشهود را حتی با دقتی بیشتر از دارایی های ملموس مدیرت کنیم زیرا آنها ارزش بی نهایت بیشتری دارند.


افسسیان باب ۶ آیات ۱۳ تا ۱۷ را بخوانید. چه چیزی از طرف خدا داده شده است که ما باید مباشرین آن باشیم؟ چرا مدیرت درست این چیزها بسیار برای ما مهم می باشد؟


«خدا به کسانی که با خداوند ما مسیح عیسی متحد هستند، حیات جاودان می بخشد» (رومیان باب ۶ آیه ۲۳). جهان و همه چیزهایی که ارائه می دهد، نمی تواند نجاتی را که ما در مسیح داریم ارائه دهد. رستگاری، هدیه ای که خدا به ما می دهد، با ارزش ترین داریی ماست. همیشه باید این رهایی و رستگاری را در مقابل چشم داشته باشیم تا بما کمک کند تا این دیدگاه را در مباشرت دارایی های دیگر که بما ارزانی شده است حفظ کنیم که این نیز از خداست.


«تنها از نوری که از جلجتا می تابد، آموزه های طبیعت به درستی درک خواهند شد. باشد که از طریق قصه بیت لحم و صلیب، نشان داده شود که چگونه نیکی بر شر غلبه می یابد و چگونه هر برکتی که به ما داده می شود عطایی از نجات می باشد.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Education, p. 101


نجات به ما تعلق دارد تنها به این دلیل که عیسی بهای نهایی را پرداخت. پولس بوضوح می گوید، «از راه اتحاد با مسیح و به وسیله خون اوست که ما رهایی یافتیم و گناهان ما بخشیده شد و چقدر بی حد و حصر است فیضی که خدا به فراوانی به ما بخشیده است» (افسسیان باب ۱ آیات ۷ و ۸). [در متن انگلیسی] ، عبارت «ما یافتیم» به این معنی است که [رهایی یا] «رستگاری» را یافتیم. این به ما تعلق دارد اما تنها به این دلیل که خدا آن را به ما داده است. پس چقدر حیاتی است که ما «زره کامل خدا» را بپوشیم (افسسیان باب ۶ آیه ۱۱)، تا اهریمن باز نگردد و آن را با خود نبرد. زیرا تنها راهی که او می تواند آن را انجام بدهد، این است که ما به او اجازه دهیم و این نیز تنها در صورتی اتفاق خواهد افتاد که ما از آنچه که در «کلام خدا» (افسسیان باب ۶ آیه ۱۷) برای ما آشکار شده است، اطاعت نکنیم. بزرگ ترین حفاظ و مراقبت برای ما از طریق اطاعت در ایمان از نور هدایتی که به ما داده شده است، بدست می آید.


بار دیگر افسسیان باب ۶ آیات ۱۳ تا ۱۷ را بخوانید. ما چگونه زره خدا را به تن می کنیم و به چه روش هایی مباشرین آنچه در آن زره به ما داده شده است، می باشیم؟




مسئولیت ما به عنوان مباشر


مباشران خردمند به کسانی گفته میشود که با خواسته و اراده خویش اصول اخلاقی مسئولیتهای شخصی را متقبل گردیده و آنرا اجرا می نمایند. پذیرش مسئولیت شخصی، تصمیمی است که اتخاذ می کنیم و کارهایی است که متقبل می شویم. این تعریف رابطه میان علت و معلول را مشخص می کند. آماده بودن برای پذیرفتن مسئولیت شخصی، یک صفت کلیدی است که در تعریف مباشر نمی تواند نادیده گرفته شود، زیرا مباشرین باید در داشتن منفعت مالک در قلوب خویش امین باشند. از این رو، چنین آمادگی یک انتخاب است که رابطه مطلوب یک مباشر با خدا را تعریف می کند.


«خدا می خواهد بشر رابطه مستقیم با او داشته باشد. خدا در تمام برخورد هایش با انسان ها، اصل مسئولیت شخصی را به رسمیت می شناسد. او بدنبال تشویق حس وابستگی شخصی و تحت تاثیر قرار دادن نیاز به راهنمایی شخصی می باشد. عطایای او به افراد بشر سپرده شده اند. هر انسان یک مباشر امانتهای مقدس است؛ هر یک باید امانت را مطابق با دستورالعمل سپرده گذار اداره کند ؛ و هر یک باید حساب [سپرده] مباشرت او را به خدا پس بدهند.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 7, p. 176


هنگامی که ما مباشر می شویم، مسئولیت مان را به فرد یا سازمان دیگر انتقال نخواهیم داد. مسئولیت شخصی ما نسبت به خداست و در تمام برخورد هایمان با اطرافیان خود، منعکس خواهد شد (پیدایش باب ۳۹ آیه ۹؛ دانیال باب ۳ آیه ۱۶ را نیز ببینید). ما با تمام وجود و به بهترین وجه از توانائیهای خود وظیفه را متقبل می شویم. توفیق از دید خدا، بیشتر به ایمان و خلوص ما بستگی خواهد داشت تا هوش و استعداد.


دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۰ را بخوانید. ما چگونه این آیات را در زمینه مفهوم مباشر حکیم بودن، درک می کنیم؟


متخصصین الهیات و فیلسوفان برای قرن ها در مورد مسئله دشوار اراده آزاد [اختیار] به بحث پرداخته اند. اما کتاب مقدس روشن است: ما به عنوان انسان دارای اراده و انتخاب آزاد هستیم. ایده مورد قضاوت قرار گرفتن توسط اعمالمان در غیر این صورت معنایی ندارد. بنابراین، ما با فیض خدا، یک مسئولیت شخصی داریم که در تمام کارهایی که انجام می دهیم، شامل مباشرین وفادار کارهای اربابمان، تصمیم های درست بگیریم.




تفکری فراتر: واژه ترجمه شده به عنوان «مباشر» در آیات عهد قدیم، بجای یک واژه از یک عبارت می آید: asher al bayt، «کسی که سرپرست یا ناظر یک خانه است». برای مثال، پیدایش باب ۴۳ آیه ۱۹ می تواند اینگونه ترجمه شود: «وقتی آنان به ناظر خانه یوسف نزدیک شدند با او در دروازه خانه گفتگو کردند.» در نظر بگیرید که در خانه ای زندگی می کنید که متعلق به شما نیست ولی به شما سپرده شده است تا با اهل خانواده خود در آن زندگی کنید. با اینکه این خانه متعلق به شما نیست ولی آیا همچون خانه خود از آن مراقبت نخواهید نمود؟از این رو، مباشر کسی است که چیز بسیار با ارزشی به او سپرده شده باشد هر چند که به او تعلق نداشته باشد. از بسیاری جهات، این مسئولیت را بزرگ تر از زمانی می کند که مباشر مسئول دارایی های خودش می باشد.


همین ایده در عهد جدید نیز ادامه یافته است. «عهد جدید ایده های عهد قدیم را می گیرد و آنها را با ایده ها، مفاهیم و کلمات قرن نخست تلفیق می کند و از این رو آموزه های کتاب مقدس در مورد مباشرت را غنی نموده و گسترش می دهد. رایج ترین واژگان یونانی استفاده شده در مورد مباشرت از oikos و oikia، خانه، مشتق شده اند. oikonomos کسی است که از خانه محافظت می کند: مباشر یا مدیر. oikonomia یک اسم انتزاعی، مدیریت خانه است، که معنی آن اغلب گسترده تر می باشد.» —


Handbook of Seventh-day Adventist Theology (Hagerstown, Md.: Review and Herald Publishing Association, 2000), p. 653


سوالاتی برای بحث


۱. در کلاس بیشتر در مورد ایده مباشر چیزهای نا مشهود و روحانی بودن به بحث بپردازید. مفهوم آن چیست؟ ما چگونه این چیزها را «مدیریت» می کنیم؟


۲. در کلاس بیشتر در مورد ایده مباشر چیزهای نا مشهود و روحانی بودن به بحث بپردازید. مفهوم آن چیست؟ ما چگونه این چیزها را «مدیریت» می کنیم؟


۳. به پیام سه فرشته در مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۶ تا ۱۲ بیاندیشید. چه حقایق مهمی در آنجا بیان شده است که ما مسئولیت مباشر بودن آنها را دریافت کرده ایم؟


۴. چرا برای ما بسیار مهم است که اعتماد کردن و باور داشتن به چیزهای روحانی که کاملا برایمان قابل درک نمی باشند را بیاموزیم؟ به چه روش های دنیوی ما در هر صورت همیشه این کار را انجام می دهیم؟


داستانهای ایمانداران


۳ فوریه


دعای فرد ناتوان در یادگیری


توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست


ادسون اسمیت ۱۱ ساله در حالی که با کتاب مقدّس در دستش زانو میزد، اشک از چشمانش جاری شد.


او چنین دعا کرد: «خداوند، اگر به من کمک کنی که بخوانم، من این کتاب را هر روز خواهم خواند.»


اسمیت بدلیل ناتوانی در خواندن، از کلاس چهارم مدرسه ادونتیست روز هفتم در کشور کارائیب ترینیداد و توباگو بیرون آمد. او دچار خوانش پریشی شدید بود. اسمیت مدتی برای بدست آوردن پول، انبه میچید و میفروخت و خانهها را تمیز میکرد. اما وقتی میدید که دیگر کودکان به مدرسه میروند، غمگین میشد.


اسمیت که اکنون ۳۶ ساله است، گفت: «سپس روزی من بسیار افسرده بودم. کتاب کقدّس را در دست گرفتم، بر روی زمین زانو زدم در حالی که اشک در چشمانم بود، و گفتم، خداوندا، اگر به من کمک کنی که بتوانم بخوانم، این کتاب را هر روز خواهم خواند.»


این دعای ساده به سرعت پاسخ داده نشد و اسمیت سبک زندگی با فیلمهای شهوتانگیز و مهمانی را در پیش گرفت. اما آن دعا اسمیت را در مسیر ایجاد کسب و کار محوطه سازی و مأموریت خیابانی ادونتیست روز هفتم به نام انجیل برای استخوان های خشک قرار داد که از شهادتهای فردی چهار رهبرش برای تشویق افراد جوان به پیروی از مسیح استفاده میکند.


حدود یک سال پس از دعای کودکانهاش، اسمیت توسط والدین ادونتیست خود به گرنادا، جزیرهای واقع در ۱۶۰ کیلومتری شمال ترینیداد فرستاده شد تا با مادربزرگش زندگی کند. مادربزرگش او را به مدرسه بازگرداند. اگر چه اسمیت بزرگترین کودک در کلاس چهارم بود، متوجه شد که چند دانشآموز دیگر نیز به خوانش پریشی مبتلا هستند. او گفت، «این باعث شد که حس بهتری داشته باشم.»


بزرگسالان مصمم شدند به وی کمک کنند. یکی از معلمان تصمیم گرفت آواشناسی را به او آموزش دهد. هر شب، کتابی را در خانه باز میکرد و سعی مینمود آن را بخواند و کلمات آن را هجی کند.


حدود سه سال گذشت. سپس، یک شب وقتی که اسمیت ۱۵ ساله در تلاش برای خواندن بود، ناگهان متوجه شد که میتواند بخواند. کلمات معنا پیدا کردند و اسمیت گفت، «من شروع به خواندن کردم!»


بزرگتر که شد، توانایی خواندن به او کمک کرد که کسب و کار محوطه سازی خود را باز کند که در کنار مأموریت انجیل برای استخوان های خشک او فعالیت میکند.


او گفت، «من در کلاس فردی بودم که توانایی یادگیری نداشتم. نمیدانستم چگونه خواهم توانست از پس آن برآیم. و کاری که خدا برای من انجام داده است را ببینید.»


درباره ادسون اسمیت (سمت چپ) هفته آینده بیشتر بخوانید.


درس ششم


۳ تا ۹ فوریه


نشانههای یک مباشر






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: عبرانیان باب ۱۱ آیات ۸ تا ۱۲؛ رومیان باب ۴ آیات ۱۳ و ۱۸ تا ۲۱؛ متی باب ۶ آیه ۲۴؛ عبرانیان باب ۹ آیه ۱۴؛ اول یوحنا باب ۵ آیات ۲ و ۳ ؛ لوقا باب ۱۶ آیات ۱۰ تا ۱۲.


آیه حفظی: «همه باید ما را خادمان مسیح و مباشرین حقایق اسرار آمیز الهی بدانند. مسلماً یک مباشر باید قابل اعتماد باشد» (اول قرنتیان باب ۴ آیات ۱ و ۲).


مباشرین با نوع یا علامت متمایزشان شناخته می شوند، درست مانند خرده فروشانی که با آرم یا نام تجاری خود شناخته می شوند. درواقع، بسیاری از مردم با تبدیل خود به یک نام تجاری قابل عرضه در بازار، معروف می شوند.


نام و نشان تجاری یک مباشر مسیحی، بازتاب دهنده محبت مسیح بواسطه رابطه ای است که آن شخص با وی دارد. هنگامی که ما صفات مسیح را در زندگی به کار می بندیم، زندگیمان مارک ما را نشان می دهد. مارک و نشان ما نشان عیسی می باشد؛ هویت ما با هویت او مخلوط شده است (اول قرنتیان باب ۶ آیه ۱۷).


این هفته ما به خصوصیات متمایز کننده مباشرین خدا که مارک آنها را بوجود می آورند، نگاهی خواهیم انداخت. این ویژگیها ما را بر می انگیزند تا بدنبال بازگشت عیسی باشیم و به عنوان مباشرین وفادار حقیقتش، کاری را که به ما سپرده شده است، انجام دهیم. هر ویژگی تشریح کننده یک رابطه عمیق است که می توانیم با کسی که برای نجات از دست رفتگان آمد داشته باشیم. هر چه بیشتر این ویژگی ها مورد بررسی قرار می گیرند، عمیق تر در زندگیمان ریشه می یابند. شخصیت محبت وار خدا با تمام پویایی اش، نشان انحصاری ما خواهد شد و بر تمام جنبه های زندگی ما در حال حاضر و تا ابدیت تاثیر خواهد گذاشت.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۰ فوریه آماده شوید.




وفاداری و سر سپردگی


«مسلماً یک مباشر باید قابل اعتماد باشد» (اول قرنتیان باب ۴ آیه ۲). مبارزه و پیروزی«در مسابقه بزرگ ایمان» (اول تیموتائوس باب ۶ آیه ۱۲) برای یک مباشر وفادار بسیار حیاتی می باشد. خدا وفادار است و ما از طریق کار کردن او در ما، وفادار می شویم. وفادار بودن به معنی حقیقی پابرجایی در برابر آنچه می دانیم درست است بخصوص در گرمای مبارزات روحانی.


جنگ روحانی میان حق و باطل، خوب و بد مطمئنا بوقوع خواهد پیوست. آنها بخشی از مبارزه ایمان هستند. تصمیمی که مباشرین باید در هر موقعیت بگیرند این است که وفادار باشند. اگر شما عاشق ثروت هستید، مطمئن شوید که به خدا و آنچه که درباره خطرات عشق به پول می گوید، وفادار باقی بمانید. اگر طالب شهرت هستید، نسبت به آنچه کلام خدا درباره تواضع می گوید، وفادار بمانید. اگر با افکار شهوانی در کشمکش هستید، نسبت به وعده های تقدس وفادار بمانید. اگر خواهان قدرت هستید، نسبت به آنچه خدا درباره خدمت گزاری همه بودن می گوید، وفادار بمانید. انتخاب وفادار بودن و وفادار نبودن اغلب به گزینه دوم می انجامد حتی با وجود اینکه عواقبش می تواند ابدی باشد.


عبرانیان باب ۱۱ آیات ۸ تا ۱۲، ۱۷ تا ۱۹ و رومیان باب ۴ آیات ۱۳، ۱۸ تا ۲۱ را بخوانید. این آیات درباره وفادار بودن چه چیزی تعلیم می دهند؟


در زبان عبری، «وفادار» به معنی اعتماد کردن می باشد. همان ریشه یکسان عبری به ما واژه «امین» را می دهد و درواقع به معنی «محکم» و «استوار» بودن می باشد. وفاداری بدین معنی است که ما تحت آزمایش قرار گرفته ایم و برای نقشه خدا متعهد و استوار باقی مانده ایم.


مارتین لوتر پیشوای جنبش اصلاح گرائی ، «که خود را برای سخن گفتن در مقابل امپراطور آماده می کرد، کلام خدا را می خواند، به نوشته های خود نگاه می کرد و در پی ارائه پاسخی مناسب می گشت ... او کتاب مقدس را نزدیک آورد ... و با شور و هیجان دست چپ خود را بر روی کتاب مقدس قرار داد در حالی که دست راستش را به سمت آسمان بلند نمود، سوگند یاد نمود که به انجیل وفادار بماند و آزادانه ایمانش را ابراز کند حتی اگر شهادتش را با خون خود مهر کند.» —


  1. H. Merle d’Aubigné, History of the Reformation (New York: The American Tract Society, 1846), vol. 2, book 7, p. 260

مکاشفه یوحنا باب ۲ آیه ۱۰ را بخوانید. کلمات درباره «وفادار بودن تا سر حد مرگ» باید برای ما در مسیر روزانه مان با خداوند، چه معنایی داشته باشند؟




سرسپردگی


«هیچ کس نمی تواند بنده دو ارباب باشد چون یا از اولی بدش می آید و دومی را دوست دارد و یا به اولی ارادت پیدا می کند و دومی را حقیر می شمارد. شما نمی توانید هم بنده خدا باشید و هم در بند مال» (متی باب ۶ آیه ۲۴). این آیه چه چیزی درباره اهمیت بسیار زیاد سرسپردگی به خدا را به ما می آموزد؟


دانستن اینکه نام خدا به معنی «غیور» (خروج باب ۳۴ آیه ۱۴) می باشد، باید مانند صدای شیپور ما را به سرسپردگی فراخواند. سرسپردگی به یک خدای «غیور»، سرسپردگی در محبت است. در جنگ ایمان، سرسپردگی به تعریف آن که ما هستیم کمک می کند و ما را به ماندن در مبارزه تشویق می کند.


وفاداری و سرسپردگی ما برای خدا مهم است (اول پادشاهان باب ۸ آیه ۶۱). این یک قرارداد نیست که بدنبال پیش بینی تمام احتمالات باشد؛ همچنین تنها فهرستی از قوانین نیست. بلکه در عوض، یک بیانیه آشکار از باورها، ایمان و تعهد شخصی ماست.


اول تواریخ باب ۲۸ آیه ۹ را بخوانید. این آیه درباره اهمیت وفاداری و سرسپردگی، چه چیزی به ما می آموزد؟


هر کجا که وفاداری وجود دارد، به هر حال، احتمال خیانت نیز وجود دارد. وفاداری نیز مانند محبت باید رایگان ارائه شود زیرا در غیر این صورت وفاداری حقیقی نمی باشد. در جنگ، گاهی نیروهای خط مقدم مجبور به ماندن و مبارزه کردن هستند؛ در غیر این صورت، افسرانشان به آنها شلیک خواهند کرد. این افراد ممکن است وظیفه خود را انجام دهند اما لزوما به خاطر وفاداری نمی باشد. این وفاداری نیست که خدا از ما می خواهد.


به ایوب بنگرید. او حوادث فاجعه باری را که قرار بود خانواده، دارایی ها و سلامتی وی را نابود کنند، پیش بینی نکرد. او می توانست اعتماد، محبت و تعهدش را ترک نماید، اما وفاداری اش به خدا یک انتخاب تزلزل ناپذیر اخلاقی بود. او که در ستایش علنی خدا صادق و شجاع بود، این سخنان معروف را ادا کرد، «گرچه خدا مرا بکشد، در حضور او از خود دفاع خواهم کرد» (ایوب باب ۱۳ آیه ۱۵). سرسپردگی او در برابر فاجعه، اساس وفاداری است و مباشرین وفادار را به بهترین شکل نشان می دهد.


از خود بپرسید: من در برابر خداوند که برای من مرد، تا چه میزان وفادار هستم؟ به چه روش هایی می توانم این وفاداری را بهتر آشکار کنم؟




وجدان روشن


چیزهای با ارزش زیادی وجود دارند که ما می توانیم داشته باشیم. سلامتی، عشق، دوستان، خانواده عالی — همه اینها برکت هستند. اما شاید مهم تر از همه، وجدان پاک باشد.


عبرانیان باب ۱۰ آیات ۱۹ تا ۲۲ و اول تیموتائوس باب ۴ آیات ۱ و ۲ را بخوانید. داشتن یک «وجدان شریر» و «وجدانی که همچون آهن سرد بی حس شده است»، به چه معناست؟


وجدان ما به عنوان یک دیده بان و ناظر داخلی از زندگی بیرونی ما عمل می کند. یک وجدان باید خود را به معیاری عالی و بالا مرتبه پیوند دهد: احکام خدا. خدا احکام خود را بر قلب آدم نوشت اما گناه تقریبا آن را محو نمود — نه تنها در او بلکه همچنین در نسل او. تنها بخش هایی از احکام باقی ماندند. «[غیر یهودیان] نشان می دهند که مقررات شریعت در قلب هایشان نوشته شده و وجدان های ایشان نیز درستی آن را تایید می کند» (رومیان باب ۲ آیه ۱۵). عیسی هر کجا که آدم شکست خورد، موفق می شود زیرا احکام خدا «در دل او» حفظ بود (مزامیر باب ۴۰ آیه ۸).


پولس می گوید که چه چیزی تنها راه حل ما برای وجدانی بد می باشد؟ عبرانیان باب ۹ آیه ۱۴ را ببینید.


«باید به گنجه وجدان وارد شد. پنجره های جان باید به روی زمین بسته و به سوی آسمان گشوده شوند تا پرتو های روشن آفتاب عدالت براحتی بتابند ... ذهن باید روشن و پاک نگاه داشته شود تا میان خوب و بد تمایز قائل شود.» — الن جی وایت،

Mind, Character and Personality, vol. 1, pp. 327, 328


هنگامی که احکام خدا بر قلب ایماندار نوشته شود (عبرانیان باب ۸ آیه ۱۰) و ایماندار با ایمان بدنبال آن احکام باشد، یک وجدان روشن، نتیجه احتمالی آن می باشد.


اگر تا کنون تحت فشار یک وجدان گناهکار تقلا نموده اید، می دانید که تا چه میزان می تواند هولناک باشد، ادامه پیدا کند و هرگز شما را رها نکند. تمرکز نمودن بر عیسی و مرگش بر روی صلیب برای شما و گناهتان، چگونه می تواند به رهایی شما از نفرین وجدان گناهکار کمک کند؟




اطاعت


هابیل با فرمانبرداری در مذبح خود زانو زد، و همانطور که خدا دستور داده بود، بره قربانی را با خود به همراه داشت. قائن از طرف دیگر، با عصبانیت در مذبح خود زانو زد و میوه با خود داشت. هر دو پیشکشی با خود آورده بودند، اما تنها یک برادر از فرمان خدا اطاعت کرده بود. بره قربانی پذیرفته شد، اما محصول زمین رد شد. هر دو برادر مفهوم و دستورالعمل های مربوط به پیشکشی قربانی را درک کردند، اما تنها یکی از آنچه خداوند فرمان داده بود، اطاعت نمود (پیدایش باب ۴ آیات ۱ تا ۵).


«مرگ هابیل در نتیجه سر باز زدن قائن در پذیرش نقشه خدا در مکتب اطاعت بود، نجات یافتن با خون عیسی مسیح، با ارائه قربانی اشاره شده به مسیح مشخص می شود. قائن ریختن خون را که نماد ریخته شدن خون مسیح برای جهان بود ، نپذیرفت.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1109


اطاعت در ذهن شروع می شود. شامل روند حساس پذیرش ذهنی مسئولیت انجام دستورات از مقام بالاتر می شود. اطاعت از رابطه ای با یک شخص مقتدر و تمایل به مطیع او بودن، شکل می گیرد. در مورد رابطه ما با خدا، اطاعتمان داوطلبانه است، کاری از روی محبت که رفتار ما را بصورت تعهدات اخلاقی قالب ریزی می کند. اطاعت از خدا باید دقیقاً آنگونه که او دستور می دهد، باشد و نه آنگونه که ما فکر می کنیم و مایلیم که باشد. مورد قائن یک مثال عالی از کسی است که آنچه خود می خواهد را بجای آنچه خدا تمایل دارد، انجام می دهد.


اول یوحنا باب ۵ آیات ۲ و ۳ و رومیان باب ۱ آیه ۵ و باب ۱۰ آیات ۱۶ و ۱۷ را بخوانید. این آیات درباره معنای اطاعت برای مسیحیان که بواسطه ایمان و بدون اعمال شریعت نجات می یابند، چه چیزی تعلیم می دهند؟


ما برای اینکه نجات یابیم، اطاعت نمی کنیم؛ ما اطاعت می کنیم زیرا پیش از این نجات یافته ایم. اطاعت دستور عملی ایمان معنوی است.سموئیل به شائول گفت، «آیا خداوند بیشتر از دادن قربانی ها و نذرها خشنود و راضی می شود یا از اطاعت از او؟ اطاعت بهتر از قربانی کردن است. فرمانبرداری بمراتب بهتر از چربی قوچ است» (اول سموئیل باب ۱۵ آیه ۲۲).


منظور سموئیل از گفتن «اطاعت بهتر از قربانی کردن است، چه بود؟» این باید به ما مسیحیان چه چیزی بگوید که برای گرفتار نشدن در انجیل دروغین فیض ارزان، به ما کمک کند؟




امین و قابل اعتماد بودن


لوقا باب ۱۶ آیات ۱۰ تا ۱۲ را بخوانید. این آیات درباره قابل اعتماد بودن، چه چیزی به ما می آموزند؟ چرا این ویژگی برای یک مباشر وفادار بسیار مهم می باشد؟


این اصل قابل اعتماد بودن در سرتاسر کتاب مقدس دیده می شود. برای مثال، در یک داستان چهار متصدی دربانی لاوی مسئول حفاظت از معبد عهد قدیم در شب شدند. آنها باید از اتاق های پر از گنج محافظت می کردند و هر روز صبح کلیدها را برای باز کردن درها نگاه می داشتند (اول تواریخ باب ۹ آیات ۲۶ و ۲۷). از آنجایی که آنها قابل اعتماد تلقی می شدند، این وظیفه به آنها سپرده شده بود.


قابل اعتماد بودن یک ویژگی مباشر خوب است. این بدین معناست که مباشرین قابل اعتماد، معنای عمیق وظیفه خود را می دانند؛ آنها درک می کنند که خدا قابل اعتماد است و آنها نیز تلاش می کنند که این چنین باشند (تثنیه باب ۳۲ آیه ۴، اول پادشاهان باب ۸ آیه ۵۶).


قابل اعتماد بودن به معنی مجموعه ای از ویژگی ها می باشد. این بالاترین سطح شخصیت و شایستگی است که یک فرد می تواند در نظر ناظران بدست آورد. منعکس کردن شخصیت خدا بدین معنی است که کاری را که می گویید انجام خواهید داد، بدون در نظر گرفتن شرایط یا مردمی که بر شما فشار می آورند تا خلاف آن را انجام دهید (دوم پادشاهان باب ۱۲ آیه۱۵).


دانیال از نظر پادشاهان دو سلطنت جهانی، قابل اعتماد بود. شهرت او در سرتاسر زندگی اش به عنوان یک مشاور قابل اعتماد که شجاعانه حکمت و حقیقت را به پادشاهان می رساند، در تضاد مستقیم با جادوگران و فال گیران دربار بود. قابل اعتماد بودن گوهر تاج اخلاقیات است؛ اصول اخلاقی شما را به ناب ترین شکل ممکن به نمایش می گذارد. این صفت در یک مباشر یک شبه بوجود نمی آید بلکه در طول زمان با وفادار بودن حتی در کوچک ترین چیزها بدست می آید.


دیگران متوجه امین و صادق بودن ما می شوند. آنها به ما احترام می گذارند و به ما تکیه می کنند زیرا می دانند که ما به راحتی توسط نظریات، وسوسه ها یا تملق تحت تاثیر قرار نمی گیریم. در نتیجه امین بودن نمایشی از عملکرد شخصیت در همه مسئولیت های انجام شده بر روی زمین، مکانی برای آزمون رفتن به ملکوت، می باشد. «ما باید اشخاصی وفادار و قابل اطمینان برای پادشاهی مسیح باشیم تا کسانی که حکمت دنیوی دارند، ارائه ثروت ها، خوبی ها، رحمت ها، مهربانی و تواضع شهروندان ملکوت خدا را مشاهده کنند.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 6, p. 190


درباره کسی که قابل اعتماد است و شما شخصا او را می شناسید، بیاندیشید. چه چیزی می توانید از آن فرد بیاموزید که به شما در قابل اعتماد تر بودن کمک کند؟




تفکری فراتر: نشانه دیگر مباشر خوب، مسئولیت شناسی و پاسخ گویی بصورت فردی می باشد.


«این همیشه نقشه شیطان بوده است که ذهن مردم را از عیسی به بشر جلب کند و پاسخ گویی فردی را از بین ببرد. شیطان هنگامی که پسر خدا را وسوسه نمود، در نقشه اش شکست خورد؛ اما هنگامی که نزد انسان سقوط کرده آمد، بهتر موفق بود. مسیحیت فاسد شد.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Early Writings, p. 213


در صورتی که مسیح کانون هستی ما باشد، بنابراین از هدایت و ارشادات او استقبال می کنیم. در نتیجه، ایمان، وفاداری، اطاعت، وجدان پاک، قابل اعتماد بودن و پاسخ گویی فردی در زندگی ما نمایان خواهد شد. بنابراین، ما به عنوان مباشرین، در دستان خداوند کامل شده ایم (مزامیر باب ۱۳۹ آیات ۲۳ و ۲۴).


پاسخ گویی فردی یک اصل ضروری کتاب مقدس می باشد. عیسی زمانی که بر روی زمین بود، شخصا در برابر پدر جوابگو بود (یوحنا باب ۸ آیه ۲۸). ما در برابر هر سخن بیهوده مسئول می باشیم (متی باب ۱۲ آیه ۳۶). «هر گاه به کسی زیادتر سپرده شود، از او زیادتر مطالبه خواهد شد» (لوقا باب ۱۲ آیه ۴۸). اگر چه بزرگ ترین تهدید برای پاسخ گویی فردی، تمایل به انتقال مسئولیت هایمان به فرد دیگر می باشد. «بیایید در نظر داشته باشیم که آنچه برای سرمایه گذاریی به ما سپرده شده است، دارایی خودمان نمی باشد. اگر چنین بود، ما ممکن بود قدرت بصیرتی مطالبه کنیم؛ ممکن بود مسئولیت های خود را به دیگران واگذار کنیم و مباشرتمان را به ایشان بسپاریم. اما نمی تواند چنین باشد زیرا خداوند ما را به صورت فردی مباشر خود ساخته است.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 7, p. 177


سوالاتی برای بحث


۱. به نشانه های مختلف یک مباشر که در این هفته مطالعه کردیم، توجه کنید: پاسخ گویی فردی، قابل اعتماد بودن، فرمانبرداری، وفاداری، وجدان روشن و سر سپردگی. این صفات چگونه با یکدیگر مرتبط هستند؟ کوتاهی در یک مورد چگونه به کوتاهی در مورد دیگر منجر خواهد شد؟ یا پایبندی محکم در یک مورد چگونه ممکن است به پایبندی در موارد دیگر منجر شود؟


۲. در مورد اینکه وعده های انجیل چگونه می تواند به کسانی که عذاب وجدان دارند، کمک کند، بیشتر بیاندیشید. آنها چه وعده هایی می توانند مطالبه کنند؟


۳. ما اغلب مفهوم «وفاداری» را به خودی خود خوب می بینیم. اما آیا همیشه این چنین است؟ به چه روش هایی ممکن است به چیز یا فردی وفادار باشیم که خوب نیست؟ پس چرا مفهوم «وفاداری» باید همواره در یک زمینه خاص درک شود تا متوجه شویم که آیا این وفاداری خوب است یا نابجا؟


داستانهای ایمانداران


۱۰ فوریه


از اشتیاق تا شفقت


توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست


ادسون اسمیت، کوچکترین میان چهار پسر خانواده، توسط والدینی ادونتیست بزرگ شد که علاقهشان برای بنیانگذار کلیسا، الن جی. وایت باعث شد نام او را مانند پسر الن جی. وایت، ادسون بگذارند.


اما اسمیت رابطه ای شخصی با عیسی برقرار نکرد.


او گفت، «گاهی شما در کلیسا رشد میکنید، اما در مسیح خیر.»


او به عنوان یک فرد بالغ جوان در زادگاهش در بندر اسپانیا در کشور کارائیب ترینیداد و توباگو دارای اعتماد به نفس پایینی بود. او در مهمانیها و خوشگذرانیها شرکت می کرد. به خودکشی فکر کرد. اما سپس قول کودکانه به خدا مبنی بر خواندن روزانه کتاب مقدس را به یاد آورد.


اسمیت شروع به حضور یافتن در کلیسا به طور مرتب نمود و تعمید داده شد. او با یک ادونتیست جوان که مانند خودش اشتیاق داشت که عیسی را با جوانانی که همچنان به پارتی رفتن علاقه دارند، به مشارکت بگذارد دوست شد. آنها با هم شروع به درمیان گذاشتن داستان زندگی خود درخیابان، ایستگاه اتوبوس و حتی اتوبوسهای در حال حرکت نمودند.


اسمیت که اکنون ۳۶ ساله است، گفت: «من هرگز نمیدانستم که خدا مرا بلند خواهد کرد تا بشارت دهندهای سیار باشم.»


اسمیت این مأموریت نوپا را با توجه به رؤیای حزقیال از درهای از استخوانهای خشک در حزقیال باب ۳۷ آیات ۱ تا ۱۴، انجیل به استخوانها نامید. اسمیت گفت که خدا او را پس از مردن در گناه به زندگی باز گرداند، درست همانطور که خدا در حزقیال درباره زنده کردن استخوانها سخن گفت.


اسمیت گفت که پس از دوران جوانی دشوار، با چالش غلبه بر گناه جنسی روبرو شد. او ساعتها را صرف فریاد برآوردن نزد خدا و مطالبه وعدههای کتاب مقدّس نمود. بخشهای مورد علاقه، رومیان باب ۸ و همچنین یوحنا باب ۸ آیات ۳۴ تا ۳۶ بودند، جایی که عیسی میگوید، «یقین بدانید که هر کسی که گناه میکند بردۀ گناه است و برده همیشه در میان اهل خانه نمیماند ولی پسر همیشه میماند. پس اگر پسر، شما را آزاد سازد واقعاً آزاد خواهید بود.»


اسمیت گفت، «خدا در زندگی من کاری انجام داد و اگر او میتواند مرا تغییر دهد، قادر است هر کس دیگری را نیز تغییر دهد. شما مجبور نیستید دزد، عضو باندی خلافکار، همجنسگرا یا خودارضا از دنیا بروید. عیسی نیامد تا عادلان را فراخواند. او آمد تا گناهکاران که من پیشرو ایشان هستم را فراخواند. من خدا را برای این شکر میکنم.»


او گفت که غریبهها معمولاً با علاقه به حرفهایش گوش میدهند، اگر چه گاهی بدلیل موعظه کردن مورد تمسخر قرار گرفته و از اتوبوس بیرون انداخته شده است. او و همکارانش همچنین در دبیرستانها و کلیساها صحبت میکنند.


او گفت، «ما سالهای خوشگذرانی خود را به یاد میآوریم. میخواهیم شاد باشیم و از ترویج انجیل شرمگین نباشیم.»


برای مطالعه بیشتر در مورد ادسون اسمیت (در تصویر با رهبران انجیل برای استخوانها) به مطلب هفته قبل مراجعه کنید.


درس هفتم


۱۰ تا ۱۶ فوریه


صادق بودن با خدا






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۱۶ آیه ۱۰؛ لاویان باب ۲۷ آیه ۳۰؛ پیدایش باب ۲۲ آیات ۱ تا ۱۲؛ عبرانیان باب ۱۲ آیه ۲؛ لوقا باب ۱۱ آیه ۴۲؛ عبرانیان باب ۷ آیات ۲ تا ۱۰؛ نحمیا باب ۱۳.


آیه حفظی: «اما دانههایی که در خاک خوب افتادند بر کسانی دلالت دارد که کلام خدا را با قلبی صاف و پاک میشنوند و آن را نگه میدارند و با پشتکار، ثمرات فراوان به بار میآورند» (لوقا باب ۸ آیه ۱۵).


قلب صادق چیست و چگونه نمایان می شود؟ فرهنگ معاصر اغلب صداقت را به عنوان یک رفتار نسبی و نا معین در نظر می گیرند؛ اکثر مردم گاه و بیگاه دغل باز می شوند اما در صورتی که نقض عهد بیش از حد نباشد، آن را قابل قبول می دانند. همچنین ادعا شده است که شرایط خاص می توانند ناراستی را توجیه کنند.


حقیقت و صداقت همواره با هم هستند. با این وجود، با خوی صادق متولد نشده ایم؛ چرا که این مفهوم یک فضیلت اخلاقی است که باید آموخته شود و در کانون شخصیت اخلاقی مباشر قرار دارد. تمرین صداقت ، نیکویی ببار خواهد آورد. برای مثال، نگرانی بخاطر در مخمصه افتادن بخاطر دروغ و یا پنهانکاری دیگر هرگز وجود نخواهد داشت. به این دلیل و دلایل دیگر، صداقت یک ویژگی ارزشمند شخصیت است، بخصوص تحت شرایط دشوار هنگامی که وسوسه ممکن به آسانی انسان را به دام دغل بازی بیاندازد.


در درس این هفته، مفهوم روحانی صداقت از طریق پرداخت (ده-یک) [یا عشر] را مطالعه خواهیم نمود و خواهیم دید که چرا پرداخت (ده-یک) برای مباشر و کار مباشرت بسیار حیاتی می باشد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۷ فوریه آماده شوید.




مشکل صداقت خالصانه


اکثر ما در یک موضوع اشتراک نظر داریم و این که از عدم صداقت و دغل بازی بیزاریم. بخصوص وقتی ناراستی را در دیگران بطور عیان می بینیم، آنرا دوست نداریم. اگر چه، مشاهده آن در خودمان آسان نمی باشد و هنگامی که آنرا در می یابیم، تمایل داریم تا اعمال خود را منطقی جلوه داده و آنرا توجیه کنیم و اهمیت آنرا کمرنگ جلوه دهیم: به این بدی ها هم نیست؛ این تنها یک چیز کوچک است، واقعاً مهم نیست. ما حتی ممکن است اکثر اوقات خودمان را فریب دهیم؛ اما هرگز نمی توانیم خدا را فریب دهیم.


«ناراستی در تمامی صنوف و سطوح بشری پرداخته می شود و باعث از دست دادن شور و حرارت بسیاری میشود که ادعای باور به حقیقت را دارند. آنها با مسیح مرتبط نیستند و جانهای خویش را می فریبند.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 4, p. 310


لوقا باب ۱۶ آیه ۱۰ را بخوانید. عیسی چه اصل مهمی را در اینجا بیان می کند که باید به ما در دیدن میزان اهمیت صداقت حتی در «چیزهای کوچک»، کمک کند؟


هر چند خدا می داند که ما چقدر آسان می توانیم دغل کار باشیم، بخصوص وقتی که مربوط به دارایی هایمان می شود. از این رو، او به ما یک پادزهر قوی برای عدم صداقت و خودخواهی داده است، دست کم زمانی که به داریی های مادی مربوط می شود.


لاویان باب ۲۷ آیه ۳۰ و ملاکی باب ۳ آیه ۸ را بخوانید. این آیات چه چیزی تعلیم می دهند و آنچه که می گویند، چگونه می تواند در صادق ماندن کمک کند؟


«چرا هیچکس سخاوتمند و یا سپاسگزار نیست. این یک مشکلِ صداقت خالصانه است. (ده-یک)به خداوند تعلق دارد؛ و او به ما امر می کند که آنچه به او تعلق دارد را به وی باز گردانیم .... اگر صداقت یک اصل اساسی در امور زندگی باشد، آیا ما نباید تعهد خود را به خدا تشخیص دهیم — تعهدی که بالاتر از همه تعهدهاست؟» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Education, pp. 138, 139


پرداخت ده — یک چگونه می تواند به شما در بیاد داشتن اینکه در نهایت چه کسی مالک همه آنچه که دارید می باشد، کمک کند؟ چرا مهم است که هرگز فراموش نکنیم که چه کسی صاحب تمام داریی ما می باشد؟




زندگی با ایمان


پیدایش باب ۲۲ آیات ۱ تا ۱۲ را بخوانید. این داستان چه چیزی درباره واقعیت ایمان ابراهیم به ما می گوید؟


زندگی مومنانه واقعه ای نیست که یکبار اتفاق بیافتد. ما ایمان را به روشی قدرتمند تنها یکبار ابراز نمی کنیم، و از این رو ثابت می شود که ما در واقع مسیحیانی وفادار و با ایمان هستیم که با فیض زندگی می کنیم و با خون مسیح تحت پوشش قرار گرفته ایم.


برای مثال، جهان مذهبی هنوز پس از هزاران سال، از عمل از روی ایمان که توسط ابراهیم نسبت به اسحاق در کوه موریا نشان داده شد شگفت زده می باشد (پیدایش باب ۲۲). با این وجود، این عمل از روی ایمان چیزی نبود که ابراهیم زمانی که به آن نیاز داشت، مصرانه خواهان انجامش باشد. زندگی وفادارانه و مطیعانه او در قبل چیزی بود که او را قادر به انجام آن کار نمود. او پیش از این واقعه اغلب بی ایمان بود، و هرگز نمی توانست اینگونه از این آزمون سربلند بیرون بیاید. همچنین شکی نیست که فردی با چنین ایمانی، پس از آن اتفاق نیز با ایمان زندگی خواهد کرد.


نکته این است که ایمان یک مباشر نیز عملی مربوط به یکبار نمی باشد. با گذشت زمان، بسته به اینکه فردی که ادعای ایمان دارد، چگونه آن را بکار ببرد، یا عمیق تر و قوی تر می شود و یا سطحی تر و ضعیف تر.


عبرانیان باب ۱۲ آیه ۲ را بخوانید. این مطلب چه چیزی درباره منبع ایمانمان و چگونه ایمان داشتن، به ما می گوید؟


تنها چاره ما به عنوان مباشران وفادار این است که، «به عیسی که ایمان ما را بوجود آورده و آن را کامل می گرداند چشم بدوزیم، چون او به خاطر شادی که در انتظارش بود متحمل صلیب شد و به رسوایی مردن بر روی صلیب اهمیت نداد و بر دست راست تخت الهی نشسته است» (عبرانیان باب ۱۲ آیه ۲). واژه «کامل کننده» تنها در این یک مورد در عهد جدید بکار برده شده است و همچنین می تواند به صورت «کامل کننده» بکار رود. این بدین معناست که عیسی قصد به کمال رساندن و کامل کردن ایمان ما را دارد (عبرانیان باب ۶ آیات ۱ و ۲). بنابراین، ایمان و زندگی مومنانه یک تجربه پویا است: رشد می کند، بالغ می شود و افزایش می یابد.


ایمان شما به چه روش هایی در طی زمان رشد نموده و به بلوغ رسیده است؟ اصلا آیا چنین بوده است؟


بیانی از ایمان


همانطور که در درس دیروز دیدیم، ایمان یک فرایند است، یک تجربه پویا که بصورت ایده آل رشد می کند و بالغ می شود. و یک راه که خدا از طریق آن، ایمان ما را «رشد داده»و آن را به کمال می رساند، عادت کردن به پرداخت (ده-یک)می باشد. اگراین مطلب درست درک شود، مشخص است که بازگرداندن (ده-یک)به خدا، احکام گرایی نمی باشد؛ هنگامی که ده-یک یا همان عشر را پرداخت می کنیم، به دنبال یا در تلاش برای بدست آوردن راه خود به ملکوت نیستیم. در عوض، پرداخت ده-یک، نوعی بیانیه و اظهار ایمان است. این یک اظهار قابل مشاهده، ظاهری و شخصی از واقعیت ایمان ماست.


گذشته از هر چیز، هر کسی می تواند ادعا کند به خدا و حتی عیسی ایمان و باور دارد. همانطور که می دانیم، «حتی شیاطین نیز به خدا ایمان دارند» (یعقوب باب ۲ آیه ۱۹). اما برداشتن ۱۰ درصد از درآمدتان و بازگرداندن آن به خدا؟ این عملی است که از روی ایمان انجام می شود.


لوقا باب ۱۱ آیه ۴۲ را بخوانید. وقتی که عیسی نشان می دهد که پرداخت ده-یک نباید نادیده گرفته شود، به چه معناست؟ ده-یک چگونه به مسائل سنگین تر احکام مربوط می شود؟


پرداخت ده-یک، ابرازی متواضعانه از وابستگی به خداست و اطمینان به اینکه مسیح نجات دهنده ماست. تشخیص این است که ما قبلاً «با هر برکت روحانی در مسیح» (افسسیان باب ۱ آیه ۳) و وعده بیشتر برکت داده شده ایم.


پیدایش باب ۲۸ آیات ۱۴ تا ۲۲ را بخوانید. پاسخ یعقوب به وعده خدا چه بود؟


«نقشه خدا در نظام پرداخت ده-یک زیباست، در سادگی و مساوات. همه باید آن را با ایمان و با شجاعت انجام دهند زیرا که منشاء الهی دارد. سادگی و سودمندی در آن ترکیب شده اند و نیازی به یادگیری عمیق برای درک و انجام آن نمی باشد. همه احساس خواهند نمود که می توانند نقشی در پیش بردن کار با ارزش نجات داشته باشند. هر مرد، زن و جوانی می تواند به خزانه دار خداوند تبدیل شود، و ماموری باشد که مسئولیت های خزانه داری را انجام دهد.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Counsels on Stewardship, p. 73


شما چگونه برکت روحانی حقیقی که از پرداخت ده-یک بدست می آید را تجربه کرده اید؟ پرداخت ده-یک، چگونه به افزایش ایمان شما کمک کرده است؟




(ده-یک)صادقانه: مقدس برای خداوند


ما اغلب در مورد پرداخت (ده-یک)به خدا صحبت می کنیم. اما چگونه آنچه به خدا تعلق دارد را به وی می دهیم؟


لاویان باب ۲۷ آیه ۳۰ را بخوانید. دو نکته مهمی که در این آیات در مورد (ده-یک)یافت می شود، کدامند؟


«(ده-یک) به خداوند تعلق دارد و در نتیجه مقدس است. (ده-یک) از طریق نذر یا تبرک، تقدیس نمی شود. در واقع در ماهیت خویش مقدس می باشد؛ و به خداوند تعلق دارد. هیچ کس جز خدا حقی در برابر آن ندارد. هیچ کس نمی تواند آن را وقف خداوند کند، زیرا (ده-یک) هرگز بخشی از دارایی فرد نمی باشد.» — آنجل مانوئل رودریگز،


Ángel Manuel Rodríguez, Stewardship Roots (Silver Spring, Md.: Stewardship Ministries Department, 1994), p. 52


ما (ده-یک)را مقدس نمی کنیم؛ خدا با طرح خود چنین می کند. او این حق را دارد. ما بعنوان مباشرین، آنچه به او تعلق دارد را به وی بازمی گردانیم. (ده-یک) برای کاری خاص به خدا اختصاص داده می شود. نگه داشتن آن برای هر کار دیگری، ناراستی است. عمل بازگرداندن (ده-یک) مقدس هرگز نباید شکسته شود.


عبرانیان باب ۷ آیات ۲ تا ۱۰ را بخوانید. بحث پولس با ملکیصدق در مورد پرداخت ده-یک توسط ابراهیم، چگونه معنای عمیق تر پرداخت ده-یک را نمایان می سازد؟


از این رو، همانطور که روز سبت مقدس است، (ده-یک)نیز مقدس می باشد. واژه «مقدس» به معنی «کنار گذاشتن [یا جدا نمودن] برای استفاده مقدس» می باشد. روز سبت و (ده-یک) از این راه به هم مرتبط هستند. ما روز هفتم سبت را به عنوان روزی مقدس و روحانی مجزا می کنیم؛ و ما (ده-یک)را به عنوان دارایی وقف شده خدا که مقدس است، کنار می گذاریم.


«خدا روز هفتم را تقدیس نموده است. بخش مشخصی از زمان، در نظر گرفته شده توسط خدا برای عبادت مذهبی تعیین شد، و امروز مانند زمانی که نخستین بار توسط خالق تقدیس شد، مقدس می باشد.


به همین نحو، یک دهم درآمد ما نزد خداوند مقدس است. عهد جدید قانون (ده-یک)را معرفی نمی کند، درست همانطور که قانون روز سبت را معرفی نمی کند؛ زیرا که صحت هر دو مفروض است و تاثیر روحانی عمیق آنها توضیح داده شده است... در حالی که ما انسان ها بدنبال وفادارانه اختصاص دادن زمانی که او به متعلق به خود مشخص نمود، به وی هستیم، آیا نباید مقداری از دارایی خود را که وی مطالبه می کند، به او بازگردانیم؟» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Counsels on Stewardship, p. 66


شما برای کمک به زنده نگه داشتن واقعیت مقدس بودن (ده-یک) در قلب و ذهن خود، چه کاری می توانید انجام دهید؟




احیاء، اصلاحات، و پرداختن (ده-یک)


سلطنت طولانی حزقیا به عنوان نقطه اوجی برای قبیله یهودا در نظر گرفته می شود. از زمان سلطنت داود و سلیمان، بین اسرائیل تا چنین حدی از برکات خدا لذت نبرده بودند. در دوم تواریخ باب های ۲۹ تا ۳۱، تاریخچه احیا و اصلاحات حزقیا ثبت شده است: «او آنچه در نظر خداوند پسند بود... به عمل آورد» (دوم تواریخ باب ۲۹ آیه ۲). «خدمت خانة خداوند آراسته شد» (دوم تواریخ باب ۲۹ آیه ۳۵). عید پِسَح نگاه داشته شد (دوم تواریخ باب ۳۰ آیه ۵). «شادی عظیمی در اورشلیم رخ نمود» (دوم تواریخ باب ۳۰ آیه ۲۶). تمثالها، مذبحها و مکانهای بلند ویران شدند (دوم تواریخ باب ۳۱ آیه ۱). یک احیاء ناگهانی قلب و اصلاح عمل وجود داشت، و در نتیجه فراوانی ده-یک و پیشکشی بوجود آمد (دوم تواریخ باب ۳۱ آیات ۴، ۵ و ۱۲).


نحمیا نمونه دیگری از احیاء، اصلاحات و دادن (ده-یک) را ابراز می دارد. نحمیا باب ۹ آیات ۲ و ۳ را بخوانید. احیای قلب به چه معنا بود؟ نحمیا باب ۱۳ را بخوانید. پس از اینکه نحمیا «خانه خدا» را اصلاح نمود (نحمیا باب ۱۳ آیه ۴)، مردم یهود چه چیزی به آنجا بردند؟ (نحمیا باب ۱۳ آیه ۱۲)


«احیاء و اصلاحات دو چیز متفاوت هستند. احیاء نشانگر یک تجدد حیات روحانی، تسریع قدرت ذهن و قلب و رستاخیز مرگ روحانی است. اصلاحات به معنی سازماندهی مجدد، تغییر در ایده ها و نظریه ها، عادات و کارها می باشد.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Christian Service, p. 42


رابطه میان احیاء، اصلاحات و پرداخت ده-یک، ارتباطی غیر ارادی و خودبخود است. بدون بازگرداندن (ده-یک)، احیاء و اصلاحات سرد و پژمرده می شود، اگر اصلاً احیایی باشد. در بسیاری از موارد، ما به عنوان افراد مسیحی، بیکار در کناری می ایستیم، زمانی که باید در کنار خداوند فعال باشیم. احیا و اصلاحات مستلزم تعهد هستند و پرداخت (ده-یک)بخشی از آن تعهد است. اگر ما مانع آنچه که خدا از ما می خواهد بشویم، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که پاسخ آنچه از او می خواهیم را بدهد.


احیاء و اصلاحات در کلیسا اتفاق می افتند و نه در خارج از آن (مزامیر باب ۸۵ آیه ۶). ما باید احیاء (مزامیر باب ۸۰ آیه ۱۹) و اصلاح «کارهایی که در ابتدا انجام دادیم» (مکاشفه یوحنا باب ۲ آیه ۵) را از خدا مطالبه کنیم. اصلاحات باید در مورد آنچه نگه می داریم و آنچه به خدا بازمی گردانیم، اتفاق بیافتد.


این عمل نیست که تفاوت ایجاد می کند، بلکه تصمیم ذهن و احساسات می باشد که انگیزه و تعهد را نمایان می سازد. نتیجه افزایش ایمان، دیدگاه روحانی قوی و صداقتِ نو شده می باشد.




تفکری فراتر: خدا تمام عهد های بیان شده در کتاب مقدس را بوجود آورده است و در جذب قومش به این عهد ها تلاش نموده است (عبرانیان باب ۸ آیه ۱۰). وعده های عهد، فیض، محبت و تمایل وی به نجات ما را منعکس می کنند.


یک عهد با خدا شامل بسیاری چیزها می شود: خدا، دریافت کننده، شرایط عهد، تعهد به شرایط توسط هر دو طرف، مجازات بیان شده برای غفلت در نگاه داشتن عهد و نتایج مورد نظر. مفهوم دادن (ده-یک) این مولفه ها را در ملاکی باب ۳ آیات ۹ و ۱۰ منعکس می کند. این آیات، عهد ویژه دادن (ده-یک)بین خدا و مباشرینش را تکرار می کند. هنگامی که ما وارد چنین عهدی می شویم، یک نشانه روشن از این است که ما معترض به اصول مادیگرایی هستیم و ثابت می کنیم که چیزی خوب می تواند از یک قلب گناهکار ایمان آورده بیرون آید.


«یک روح بسته و خودخواه به نظر می رسد که انسان را از دادن آنچه که به خدا تعلق دارد، به وی جلوگیری می کند. خداوند یک عهد ویژه با انسان بست که اگر آنها بطور منظم مقداری را که برای پیشبرد ملکوت مسیح تعیین شده است، کنار بگذارند خداوند به وفور به ایشان برکت خواهد داد تا جایی که دیگر فضایی برای دریافت هدایای او وجود نخواهد داشت. اگر انسان از آنچه که به خدا تعلق دارد خودداری نماید، خداوند به صراحت اعلام می نماید، ’همه شما نفرین شدهاید.‘» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Counsels on Stewardship, p. 77


زندگی با داشتن رابطه عهد با خدا مسئولیت هایی دارد. ما از وعده های عهد لذت می بریم اما اغلب اوقات فرمان ها و مسئولیت ها را نمی پسندیم. با این وجود در این مفهوم، یک عهد قراردادی دو طرفه است و دادن (ده-یک) یکی از بخش های زندگی در عهد است.


سوالاتی برای بحث


۱. چرا باز گرداندن (ده-یک) عمل بسیار مهم از ایمان برای ما محسوب می شود؟


۲. شما به کسی که می گوید، «من نمی توانم از پس پرداخت (ده-یک) بر بیایم»، چه پاسخی خواهید داد؟ چگونه به فردی که در این شرایط قرار دارد، کمک می کنید؟ و علاوه بر کلمات، چه کار دیگری ممکن است برای کمک انجام شود؟


۳. پرسش پایانی روز چهارشنبه در مورد کاری که می توانید برای کمک به نگه داشتن مقدس بودن (ده-یک) در قلب خود انجام دهید، بود. برخی از پاسخ های شما چه بودند؟ این واقعیت که (ده-یک) مقدس است، چگونه به پرداخت نمودن آن توسط شما تاثیر می گذارد؟


داستانهای ایمانداران


۱۷ فوریه


یک بازدید، ۹ غسل تعمید


توسط یولاندا مارتینز سانتوس


شوهر اریکا از اینکه همسرش و من در خانه ایشان در ایالت کالیفرنیا کتاب مقدّس مطالعه میکنیم، خوشحال بنظر نمی رسید.


شوهرش که عضو یک فرقه مذهبی دیگر بود، وارد جلسه دوم مطالعه کتاب مقدّس ما شد. او یک مرد درشت هیکل است و من احساس ترس کردم.


من دستم را دراز کردم و گفتم، «اسم من یولاندا مارتینز سانتوس است و من عضو کلیسای ادونتیست روز هفتم هستم.»


من اولین بار دو هفته پیش به عنوان دانش آموز سولز وست، مدرسه بشارتی در آریزونا زیر نظر مجمع پسیفیک کلیسای ادونتیست، در اتاق اریکا را زدم. در سال ۲۰۱۳، یک بشارت دهنده جوان در برنامه تابستانی فشرده جوانان در اتاق مرا زد و باعث شد من به کلیسای ادونتیست بپیوندم، و من اکنون تصمیم داشتم به درب منازل رفته و به درخواست یک کلیسای محلی، مطالبی ارائه دهم.


با وجود تعجب من، شوهر اریکا از من نخواست که آنجا را ترک کنم. اما اریکا بعدها به من گفت که شوهرش ناراضی بود. اریکا و من دعا کردیم که همسرش اجازه دهد که کتاب مقدّس را مطالعه کنیم — و اینکه او نیز به ما بپیوندد.


در شگفتی، همسرش در جلسه بعدی ما شرکت کرد. او همچنین اعلام نمود که هر هفته با ما مطالعه خواهد کرد.


مدت کوتاهی پس از آن، اریکا برادرش را به جلسات مطالعه کتابی مقدّس ما دعوت کرد و او مشتاقانه پذیرفت. سپس پسر ۱۳ ساله اریکا درخواست نمود که او نیز در جلسات مطالعه شرکت کند.


چنانچه جلسات مطالعه کتاب مقدّس ادامه پیدا مییافت، اریکا شروع به در میان گذاشتن آنچه آموخته بود با خواهرش که در شهری دیگر زندگی میکند، نمود. خواهرش میخواست که بیشتر بداند، بنابراین به یک کلیسای ادونتیست محلی مراجعه کرد و مطالعه کتاب مقدّس را با ایشان آغاز کرد. شوهر و مادر شوهرش نیز به او پیوستند.


این تمام ماجرا نیست. اریکا من را به والدینش معرفی نمود و آنها به من گفتند که اریکا فرد متفاوتی شده بود. آنها گفتند آنچه که او داشت را میخواستند. من گفتم، «چیزی که شما کم دارید، عیسی است.»


والدینش مطالعه کتاب مقدّس را با ما شروع کردند.


دشوار است باور کنیم که تنها در زدن یک خادم کتاب مقدس اکنون منتهی به نه تعمید شده است: اریکا، پسرش، برادرش، مادرش، پدرش، خواهرش، برادر شوهرش و مادر شوهر خواهرش حتی همسایه اریکا نیز تعمید داده شد.


در مورد همسر اریکا، او اکنون در یک کلیسای ادونتیست محلی به طور مرتب حضور مییابد.


اریکا بعدها به من گفت که وقتی در اتاقش را برای اولین بار زدم، یک ماه بود که دعا میکرد خدا وجودش را به وی اثبات کند و کلیسای حقیقی را برایش آشکار سازد.


اریکا گفت، «اگر تو هیچ وقت در اتاق مرا نمیزدی، هیچ کدام از این اتفاقها نمیافتاد. خدایا، تو درخواست مرا پاسخ دادی!»


یولاندا مارتینز سانتوس خادم کتاب مقدّس در کالیفرنیا میباشد.


درس هشتم


۱۷ تا ۲۳ فوریه


تأثیرتقدیم (ده–یک) [عَشر]






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: مرقس باب ۱۶ آیه ۱۵؛ اول پطرس باب ۳ آیات ۸ و ۹؛ اول قرنتیان باب ۹ آیه ۱۴؛ رومیان باب ۳ آیات ۱۹ تا ۲۴.


آیه حفظی: «مگر نمیدانید که کارکنان معبد از آن چه به معبد اهدا میشود میخورند و خادمین قربانگاه معبد از قربانیهای آن سهمی میگیرند و به همان طریق خداوند دستور داده است کسانی که بشارت میدهند معاش خود را از آن راه تأمین کنند» (اول قرنتیان باب ۹ آیات ۱۳ تا ۱۴).


همانطور که هفته گذشته دیدیم، دادن (ده-یک)، آشکارسازی و نمودی مهم از ایمان است. یک روش نشان دادن، یا آزمودن واقعیت اقرار ما به ایمان می باشد. «خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه. خود را بیازمائید. آیا خود را نمی شناسید که عیسی مسیح در شما است اگر مردود نیستید؟» (دوم قرنتیان باب ۱۳ آیه ۵).


اولین مرجع کتاب مقدسی در خصوص (ده-یک)، پرداخت (ده-یک) توسط ابراهیم به ملکیصدق می باشد (پیدایش باب ۱۴ آیات ۱۸ تا ۲۰، عبرانیان باب ۷ آیه ۴). لاویان نیز برای خدمات خویش در معبد، (ده-یک) دریافت می کردند (دوم قرنتیان باب ۳۱ آیات ۴ تا ۱۰). امروزه (ده-یک) برای حمایت و پشتیبانی از انجیل است. این کار اگر بدرستی درک شود، به عنوان یک سنجش روحانیِ رابطه ما با خدا ایفای نقش می کند.


تاثیرگذاری، کاربرد، اهمیت و روش توزیع (ده-یک) برای رشد روحانی ما در حمایت از کار خدا و فراهم نمودن پایه و اساس مالی برای موعظه انجیل برنامه ریزی شده است. این نقشه خداست و اولین گامی که یک مباشر وفادار برمی دارد، نامیده شده است.


این هفته، به پرداختن موضوع (ده-یک) ادامه خواهیم داد: توزیع آن، معنای آن برای دیگران، تاثیر آن بر روی زندگی روحانی ما.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۴ فوریه آماده شوید.




همگی با هم بودجه بشارت الهی را تأمین میکنیم


عیسی به ما فرمان می دهد که «انجیل را موعظه کنیم» (مرقس باب ۱۶ آیه ۱۵) و «شاگرد بسازیم» و «به ایشان تعلیم دهیم که همه امور را حفظ کنند» (متی باب ۲۸ آیات ۱۹ و ۲۰). از این رو، خدا می خواهد که ما در مهم ترین کار زمین درگیر باشیم: یعنی مردم را برای عیسی جذب کنیم. تامین بودجه برای این کار بشارتی از منابعی که به ما سپرده شده است، وظیفه مباشر می باشد. مشارکت باعث میگردد تا تعهد شخصی در معرفی مسیح به دیگران تعمق یابد. هر شاگرد، مباشر و خدمتگزار باید تمام (ده-یک) را برای این کار مقدس بکار گیرد. ما باید برای اتحاد در وفادار بودن به تامین مالی کار بشارت دعا کنیم، چرا که ماموریت موفق، اتحاد ما در ایمان را تقویت می کند.


برنامه مالی تایید شده خدا برای کامل کردن این کار بشارت چیست؟ «تمامی (ده-یک) ها» به چه معناست؟ (ملاکی باب ۳ آیه ۱۰). معنای عبارت «در خانه من خوراک باشد»، چیست؟ (ملاکی باب ۳ آیه ۱۰).


همان طور که دیده ایم، مردم از زمان ابراهیم و یعقوب (پیدایش باب ۱۴ آیه ۲۰، باب ۲۸ آیه ۲۲) و احتمالا پیش از آن، (ده-یک) پرداخت می کردند. (ده-یک) بخشی از یک نظام است که بودجه کلیسای خدا را تامین می کند. این بزرگ ترین منبع مالی و عادلانه ترین روش برای انجام ماموریت او می باشد.


در فرهنگ امروزی، اکثریت مسیحیان نسبتاً میزان کمی به بودجه کار بشارت خدا کمک می کنند. اگر هر مسیحی صادقانه (ده-یک) می داد، نتیجه «تقریباً غیر قابل تصور، به سادگی شگفت آور و تا حدی فراتر از درک می بود.» — کریستین اسمیت و مایکل او. اِمرسون،


Christian Smith and Michael O. Emerson, Passing the Plate (New York: Oxford University Press, 2008), p. 27


در هر عصری خدا امتی داشته است که مایل به تامین بودجه کار بشارتی او بوده اند. همه ما مسئولیتی برای درک و کار کردن با هم برای تامین مالی این وظیفه جهانی داریم. ما نمی توانیم آشفته، بی دقت یا تصادفی در مورد بودجه کار بشارتی عمل کنیم. چالش ما بسیار بیشتر از آن زمان است که مردم و لاویان به نحمیا گفتند، «خانه خدای خود را ترک نخواهیم کرد» (نحمیا باب ١٠آیه ۳۹) می باشد و دلهره آورتر از آنچه ایمانداران در سالهای ١٨۰۰ با آن روبرو بودند، می باشد. امروزه اعضا و روحانیون باید از نظر روحانی متحد شوند و بودجه را به روشی که اهداف جهانی و ماموریت را تامین کند فراهم نمایند.


به گسترش وسیع کار بشارت ادونتیست ها در جهان بیاندیشید (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۶ و ۷ را ببینید). چگونه هر کدام از ما باید مسئولیت خود را در مورد کمک به تامین بودجه این کار درک کند؟




برکات خدا


همانطور که در ملاکی باب ۳ آیه ۱۰ دیدیم، خدا یک برکت بزرگ به کسانی که در پرداخت (ده-یک) وفادارند، وعده داد. با این وجود برکت خدا یک بُعدی نیست. برای مثال، برای تاکید بر انباشتن دارایی مالی به عنوان یک برکت به بهای همه چیز، یک دیدگاه بسیار باریک از آنچه برکات خدا واقعاً هستند، می باشد.


برکت در کتاب ملاکی هم روحانی و دنیوی است. معنای برکت خدا با نجات، خوشحالی، آرامش ذهن مشهود است و خدا همیشه کاری را که برای ما بهتر است، انجام می دهد. همچنین، هنگامی که خدا به ما برکت می دهد، ما موظف به سهیم شدن آن برکات با افرادی که نیازمندند، می باشیم. ما برکت داده شده ایم تا به دیگران برکت برسانیم. درواقع خدا از طریق ما قادر به گسترش برکاتش می باشد.


اول پطرس باب ۳ آیات ۸ و ۹ را بخوانید. پطرس در اینجا در مورد رابطه میان برکت داده شدن و رحمتی برای دیگران بودن، چه چیزی می گوید؟


از پرداخت (ده-یک)، برکتی دو چندان حاصل می شود. ما برکت داده شده ایم و مایه برکت دیگران هستیم. ما آنچه را که دریافت نموده ایم، به دیگران می دهیم. برکات خدا درونی به ما می رسند و ... «بدهید تا به شما داده شود ... زیرا به همان پیمانه ای که می پیمایید برای شما پیموده خواهد شد» (لوقا باب ۶ آیه ۳۸).


اعمال رسولان باب ۲۰ آیه ۳۵ را بخوانید. چگونه این در مورد پرداخت (ده-یک) نیز اعمال می شود؟


بزرگ ترین برکتی که (ده-یک) به ما می آموزد این است که به خدا اطمینان کنیم (ارمیا باب ۱۷ آیه ۷). «نظام ویژه پرداخت (ده-یک) بر اصلی بنا شد که به اندازه احکام خدا پایدار است. این نظام پرداخت (ده-یک) برای یهودیان یک برکت بود، زیرا در غیر این صورت خدا آن را به ایشان نمی داد. بنابراین (ده-یک) همچنین برکتی برای تمام کسانی که تا پایان جهان آن را پرداخت می کنند، خواهد بود. پدر آسمانی ما این نقشه اصولی خیرخواهانه را برای غنی سازی خود بوجود نیاورد بلکه قصد وی این بود که برکات فراوانی به بشر برساند. او دید که این نظام خیرخواهانه دقیقا همان چیزی بود که بشر نیاز داشت.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 3, pp. 404, 405


در مورد زمان هایی بیاندیشید که خداوند از طریق خدمتِ فردی دیگر، به شما برکت رسانیده است. شما چگونه می توانید همین کار را نسبت به دیگران انجام دهید؟




هدف از (ده-یک)


پولس به تیموتائوس می نویسد: «گاو را وقتی که خرمن را خرد می کند، دهن مبند. و مزدور مستحق اجرت خود است» (اول تیموتائوس باب ۵ آیه ۱۸). او از موسی در تثنیه باب ۲۵ آیه ۴ در مورد گاو و از عیسی در لوقا باب ۱۰ آیه ۷ در مورد مزدور نقل قول می کند. عبارت درباره گاو به نظر می رسد یک ضرب المثل می باشد و بدین معنی است که منصفانه است گاو در حال کار کردن تفاله حبوبات بخورد. به همین صورت، ضرب المثل دوم بدین معنی است که کارگران فداکار که انجیل را موعظه می کنند باید دستمزد بگیرند.


خداوند به صورت نظام مند به کار و خلقت می پردازد. او مدارهای شمسی، زیست بوم، سیستم های گوارشی، سیستم های عصبی و بسیاری بیشتر را طراحی نموده است. نظام پرداخت (ده-یک) توسط لاویان (اعداد باب ۱۸ آیه ۲۶) برای مراقبت از خیمه و حمایت خودشان استفاده می شد. معادل امروزی آن، کسانی خواهند بود که زندگی خود را وقف موعظه انجیل می کنند. نظام پرداخت (ده-یک) خدا، روش انتخابی او برای حمایت از ماموریتش می باشد و در طول تاریخ نجات بکار برده شده است. بنابراین حمایت کردن از چنین خدمتگزارانی با (ده-یک)، در کار خدا اساسی و بنیادی می باشد.


منظور پولس و مفهوم اخلاقی از عبارت «خداوند فرمود که هر که انجیل اعلام نماید، از انجیل معیشت یابد» (اول قرنتیان باب ۹ آیه ۱۴) چیست؟ دوم قرنتیان باب ۱۱ آیات ۷ تا ۱۰ چه چیزی درباره نیاز به حمایت از کسانی که انجیل را گسترش می دهند، تعلیم می دهد.


هنگامی که پولس می گوید، «کلیساهای دیگر را غارت نموده، اجرت گرفتم تا شما را خدمت نمایم» (دوم قرنتیان باب ۱۱ آیه ۸)، او با طعنه از دریافت دستمزد از کلیسای فقیر مقدونیه هنگامی که برای کلیسای ثروتمند قرنتس خدمت می کرد، سخن می گفت. نکته مورد نظر او برای کلیسای قرنتس این بود که کسانی که انجیل را موعظه می کردند، مستحق دستمزد بودند.


(ده-یک) باید برای هدفی خاص مورد استفاده قرار بگیرد و این باید ادامه یابد. «(ده-یک) برای استفاده ای خاص کنار گذاشته شده است. نباید به عنوان بودجه فقرا در نظر گرفته شود بلکه باید اساساً به حمایت از کسانی که پیام خدا را به جهان می رسانند، اختصاص داده شود؛ و نباید از این هدف منحرف شود.» — الن جی. وایت،


Ellen G. White, Counsels on Stewardship, p. 103


لاویان باب ۲۷ آیه ۳۰ را بخوانید. اصل دیده شده در اینجا به چه روش هایی در امروزه در مورد ما قابل اجراست؟



خدا خزانه ای برای باد (ارمیا باب ۱۰ آیه ۱۳)، آب (مزامیر باب ۳۳ آیه ۷) و برف و تگرگ (ایوب باب ۳۸ آیه ۲۲) دارد که بر همه آنها کنترل کامل دارد. اما با ارزش ترین خزانه خدا مربوط به (ده-یک) می شود. «ده درصد هر چیزی را که قوم اسرائیل به من تقدیم می کنند، به طایفه لاوی بجای خدمتشان، در خیمه عبادت، بخشیده ام» (اعداد باب ۱۸ آیه ۲۱). این آیه نخستین اشاره به جایی که (ده-یک) در آن نگه داشته می شود، می باشد و امروزه به عنوان «خزانه اصول» شناخته می شود. خدا به بنی اسرائیل سپس دستور داد که (ده-یک) را به محل انتخابی وی بیاورند (تثنیه باب ۱۲ آیات ۵ و ۶). در زمان سلیمان، (ده-یک) به معبد اورشلیم بازگردانده می شد. بنی اسرائیل به آسانی درک نمودند که «خزانه» کجا و چه بود، هنگامی که ملاکی نبی به آنها گفت: «(ده-یک) ها را بطور کامل به خانه من بیاورید» (ملاکی باب ۳ آیه ۱۰). خزانه نشان دهنده مکانی بود که خدمات مذهبی در آن صورت می پذیرفت و لاویان در آن مورد حمایت قرار می گرفتند.

در کتاب مقدس چه اسامی دیگری برای شناسایی خزانه بکار برده شده است؟ اول تواریخ باب ۲۶ آیه ۲۰، دوم تواریخ باب ۳۱ آیات ۱۱ تا ۱۳، نحمیا باب ۱۰ آیه ۳۸.

آوردن (ده-یک) مقدس به خزانه، تنها روش ارائه شده در کتاب مقدس می باشد. در هر توزیعی، خدا یک خزانه مرکزی داشته است که (ده-یک) را مدیریت می کرد. ادونتیست های روز هفتم یک مذهب/ کلیسای جهانی تشکیل می دهند که در آن خزانه اصول پذیرفته و اعمال می شود. اعضا تشویق می شوند که (ده-یک) خود را از طریق کلیسای محلی که در آن عضویت دارند، به مجمع اصلی بازگردانند. حسابداری آن مجمع جایی است که شبان ها حقوق خود را از آن دریافت می کنند.

«همانطور که کار خدا گسترش می یابد، درخواست های کمک بیشتر خواهند شد. به منظور اینکه این درخواست ها پاسخ داده شوند، مسیحیان باید به این فرمان توجه کنند، (ده-یک) ها را بطور کامل به خانه من بیاورید تا خوراک کافی موجود باشد. ملاکی باب ۳ آیه ۱۰. اگر مسیحیان با ایمان، صادقانه (ده-یک) و هدایای خود را نزد خدا بیاورند، خزانه خدا پر خواهد شد. در این صورت دیگر نیازی به مناسبت هایی برای برگزاری نمایشگاه ها، قرعه کشی ها یا مهمانی های خوش گذرانی برای تامین بودجه حمایت از انجیل نخواهد بود.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, The Acts of the Apostles, p. 338

به این فکر کنید که اگر قرار بود مردم (ده-یک) خود را به هر کجا که مایلند بفرستند، چه اتفاقی می افتاد؟ اگر همه آن کار را انجام می دادند، چه اتفاقی برای کار خدا می افتاد؟ از این رو، چرا مهم است که ما (ده-یک) خود را بجایی که تعلق دارد، ارسال نماییم؟

(ده-یک) و نجات از طریق ایمان

رومیان باب ۳ آیات ۱۹ تا ۲۴ را بخوانید. چه حقیقت مهمی مربوط به ایمان ما در اینجا تعلیم داده شده است؟ چرا ما باید همیشه این آموزه را اساس باورهای خود نگه داریم؟

جان کلام این پیام کتاب مقدس این است که هیچ کدام از ما استحقاق نجات را نداریم (رومیان باب ۳ آیه ۲۳). اگر ما سزاوار آن باشیم، با شایستگی یا اَعمال خواهد بود، و این اندیشه مخالف با کتاب مقدس می باشد.

رومیان باب ۴ آیات ۱ تا ۵ را بخوانید. این آیات چه چیزی درباره فیض در برابر شایستگی تعلیم می دهند؟

بنابراین، نجات یک موهبت است (افسسیان باب ۲ آیات ۸ و ۹) که به نالایقان داده می شود. نجات بدلیل شایستگی های قربانی شدن مسیح به جای ما نوشته شده است که، به ما تعلق می گیرد. در مورد (ده-یک)، با بازگرداندن آن، هیچ اعتباری از جانب خدا بدست نمی آید. گذشته از هر چیز، اگر (ده-یک) به خدا تعلق دارد، چه شایستگی در بازگرداندن آن می تواند وجود داشت باشد؟

(ده-یک) عملی نیست که ما را نجات می دهد، درست مانند سایر اعمال خوب که ما مسیحیان باید انجام بدهیم. «زیرا ما مصنوع دست او هستیم و خدا ما را در مسیح عیسی از نو آفریده است تا آن کارهای نیکویی را که قبلاً برای ما مقدر فرمود که انجام دهیم، بجا آوریم» (افسسیان باب ۲ آیه ۱۰).

با این وجود، بازگرداندن (ده-یک)، هویدا کننده رفتار و منشی است که، یا فروتنانه و مطیعانه است و یا خودسرانه و از روی بی اعتنایی نسبت به خواسته خداست. اگر ما خدا را دوست داشته باشیم، از او اطاعت خواهیم کرد. (ده-یک)، عملی ظاهری از درک ما نسبت به این موضوع است که ما در واقع در اینجا مباشر هستیم و همه چیز را به خدا مدیونیم. درست همانطور که روز سبت یک یادآوری هفتگی از خدا به عنوان خالق و نجات دهنده می باشد، بازگرداندن (ده-یک) نیز می تواند به همین شکل عمل کند: به ما یادآوری می کند که به خود تعلق نداریم و اینکه زندگی و نجات ما هدایایی از جانب خدا هستند. در نتیجه، می توانیم این واقعیت را تشخیص دهیم و زندگی بر پایه ایمان داشته باشیم و بپذیریم که باز گرداندن (ده-یک)، یک ابراز ایمان ملموس می باشد.

لوقا باب ۲۱ آیات ۱ تا ۴ چه چیزی درباره معنای زندگی با ایمان به ما می گویند؟

تفکری فراتر: بسیار آسان است که فراموش کنیم هر تنفس، هر ضربان قلب، هر لحظه وجود ما تنها از جانب خداوند حاصل می شود. پولس در باب ۱۷ اعمال رسولان با اهالی آتن درباره خدای حقیقی که نه تنها خالق («آن خدایی که دنیا و آنچه در آن است آفرید» [اعمال رسولان باب ۱۷ آیه۲۴]) بلکه همچنین نگهدارنده («زیرا در او زندگی می کنیم و در او حرکت و هستی داریم» [اعمال رسولان باب ۱۷ آیه ۲۸]) نیز می باشد، سخن می گوید. اهالی آتن در مورد خدای حقیقی چیزی نمی دانستند. ما مسیحیان می دانیم و این درک باید در کانون شیوه زندگی ما باشد. خدا مطالبات بسیاری از ما دارد و در نتیجه باید مطابق با آن مطالبات زندگی کنیم:

«پس بر آورده ساختن مطالبات خداوند بعهده ماست. او خزانه خود را در دستان بشر قرار می دهد اما لازم است که یک دهم آن صادقانه برای کارش کنار گذاشته شود. او ملزم می دارد که این مقدار در خزانه او قرار بگیرد. این مقدار باید به عنوان آنچه که به او تعلق دارد، به او ارائه شود؛ مقدس است و باید برای اهداف مقدس استفاده شود، برای حمایت از کسانی که پیام نجات را به سرتاسر جهان می رسانند. او این مقدار را محفوظ می دارد، به این معنی که وارد خزانه او شود و نور حقیقت به کسانی که نزدیک هستند و کسانی که دور هستند، رسانده شود. ما از طریق صادقانه اطاعت کردن از این شرط، تایید می کنیم که همه چیز به خدا تعلق دارد.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 6, p. 386

سوالاتی برای بحث

۱. «زمان به سرعت در حال گذشت به سوی ابدیت می باشد. بیایید آنچه به خدا تعلق دارد را برای خود نگه نداریم. بیایید او را انکار نکنیم که اگر چه نمی تواند بدون شایستگی داده شود، بدون ویرانی تکذیب شود. او تمام قلب را می طلبد؛ آن را به او بدهیم. قلبمان هم بواسطه خلقت و هم بواسطه نجات به او تعلق دارد. او خرد شما را می طلبد؛ آن را به او بدهید؛ زیرا به او تعلق دارد. پول شما را مطالبه می کند؛ آن را به او بدهید؛ زیرا به وی تعلق دارد.» — الن جی. وایت، The Acts of the Apostles, p. 566. منظور الن جی. وایت با گفتن، «بیایید آنچه به خدا تعلق دارد را برای خود نگه نداریم... اگر چه نمی تواند بدون شایستگی داده شود، بدون ویرانی تکذیب شود»، چیست؟ هنگامی که ما (ده-یک) پرداخت نمی کنیم، چه چیزی را از خود به غارت می بریم؟

۲. بیشتر در مورد این ایده که تمام اعضای کلیسا آنچه که مایلند با (ده-یک) انجام دهند، بیاندیشید؛ یعنی فرستادن آن برای هر انگیزه ای که خود لایق می دانند بجای اینکه آن را به «انبار» خدا بفرستند. چرا این ایده بسیار بدی می باشد؟ چه اتفاقی برای کلیسای ما خواهد افتاد؟ چرا چنین اقداماتی به ارمغان آوردن گسیختگی های وحشتناک کمک می کند؟

۳. عیسی در باب ۲۱ لوقا، به بیوه زن فرمان داد که پول خود را با وجود تمامی فسادی که می دانست در معبد وجود دارد، به آنجا بدهد. این باید به کسانی که احساس می کنند می توانند به دلیل اینکه نحوه استفاده شدن از (ده-یک) خود تردید دارند، آن را در مورد دیگری خرج نمایند، چه چیزی باید بگوید؟

داستانهای ایمانداران

۲۴ فوریه

چرا من برای پناهندگان زندگی می کنم

توسط تری سائلی

چندین دانشآموز در پایان سومین سال تدریس انگلیسی من در کمپ ۵۰۰۰۰ نفری پناهندگان در تایلند آماده برای تعمید گرفتن شدند.

اما شبان ادونتیست روز هفتم به من گفت که دانشآموزان مردد بودند. آنها میترسیدند که مسیحی شوند و مبلغان پیش از اینکه آنها مسیحیت را به اندازه کافی برای داشتن زندگی مسیحی واقعی درک کنند، آنجا را ترک کنند.

زمانی که شبان این موضوع را با من درمیان گذاشت، نمیدانستم چه کاری انجام بدهم. من تصمیم داشتم پس از اتمام سه سال خدمت به عنوان دانشآموز مبلغ به خانه در ایالت نبراسکا آمریکا برگردم. مادرم منتظر بود مرا ببیند. اما هدف اصلی من نجات انسانها بود. پس شروع به دعا کردن نمودم، «خداوندا من باید چکار کنم؟»

سپس در حین دعای صبحگاهی، چنین چیزی را خواندم: «هدف خدا در اولویت قرار داشتن در برنامهها و عواطف ما میباشد»
(Counsels on Stewardship, p. 220)

من فکر کردم، «این متن درست اشاره به من دارد.» من میخواستم کالج را به پایان برسانم، حرفهای داشته باشم و تشکیل خانواده بدهم. اما مانند این بود که خدا می گفت، «تری، این راهنمایی است که منتظرش بودی. خدا باید در برنامهها و عواطفت در اولویت باشد.»

من تصمیم گرفتم که اولین مسئولیتم در قبال خانوادهام است. اما خانواده من خدا را میشناختند. بنابراین، تصمیم گرفتم با مادرم تماس بگیرم و از او مشورت بخواهم.

۳۵ کیلومتر برای یافتن نزدیکترین اداره پست دارای تلفن عمومی رفتم. تماس را به گونهای گرفتم که مادرم هزینهاش را پرداخت کند، زیرا هیچ پولی نداشتم. میدانستم گران بود.

از مادرم پرسیدم، «درباره اینکه یک سال بیشتر یا برای همیشه اینجا بمانم چه نظری داری؟»

پاسخش سریع بود. او گفت، «تری، من هرگز به تو نخواهم گفت به خانه برگرد. اگر به تو بگویم برگردی و حتی یک نفر شانس شنیدن انجیل را از دست بدهد، تا ابدیت پشیمان خواهم بود. اما اگر میگویی که میتوانی حتی به یک نفر کمک کنی که خدا را بشناسد و در ملکوت باشد، ارزشش را خواهد داشت حتی اگر من هرگز نتوانم دیگر تو را ببینم.»

همانطور که در اداره پست نشسته بودم، اشک از چشمانم جاری شد. خدا را برای داشتن مادری که پر از محبت بود، شکر کردم. مادرم میخواست مرا ببیند، اما پیش از آن در قلبش فداکاری کرده بود. نجات انسانها چنان برایش مهم بود که حاضر بود پسرش را هرگز دیگر نبیند.

تری سیلی مدیر خدمات ادونتیست پناهندگان و مهاجرین بخش آمریکای شمالی است که با هدایای سبت سیزدهم سال ۲۰۱۱ایجاد شد. تحت رهبری او، بیش از ۱۴۰ کلیسای جدید متشکل از پناهندگان در سرتاسر آمریکای شمالی تأسیس شده است.

درس نهم

۲۴ فوریه تا ۲ مارس

عوض شُکرانه

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: متی باب ۶ آیات ۱۹ تا ۲۱؛ افسسیان باب ۲ آیه ۸؛ اول پطرس باب ۴ آیه ۱۰؛ لوقا باب ۷ آیات ۳۷ تا ۴۷؛ دوم قرنتیان دوم ۸ آیات ۸ تا ۱۵، باب ۹ آیات ۶ و ۷.

آیه حفظی: «زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد» (یوحنا باب ۳ آیه ۱۶).

خدای ما یک خدای بخشنده است؛ این حقیقت بزرگ در فداکاری عیسی قدرتمندانه دیده شده است.«زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود» (یوحنا باب ۳ آیه ۱۶). یا در این آیه: «پس اگر شما با اینکه گناهکار هستید، می دانید چگونه چیزهای خوب را به فرزندانتان بدهید، چقدر بیشتر پدر آسمانی، روح القدس را به آنانی که از او تقاضا می کنند، عطا خواهد فرمود!» (لوقا باب ۱۱ آیه ۱۳).

خدا می بخشد و می بخشد؛ این شخصیت اوست. بنابراین، ما که بدنبال بازتاب آن شخصیت هستیم نیز باید ببخشیم. نقطه مقابل با آنگونه سخاوتمندی که تصور آن ناخوشایند می باشد، «یک مسیحی خودخواه» است.

دادن هدایا یک روش برای بازگرداندن قطره ای از دریاست که بما عطا گردیده است. هدایای ما، فرصتی برای ابراز قدردانی و محبت می باشد. در روزی که عیسی از نجات یافتگان در آسمان استقبال می کند، کسانی را خواهیم دید که فیض او را پذیرفتند و متوجه خواهیم شد که آن پذیرفته شدن ها از طریق هدایای فداکارانه ما میسر شدند.

این هفته به جنبه های مهم هدیه دادن خواهیم پرداخت. سخاوتمندانه بخشیدن، با عمل، زمان یا استعداد راهی قدرتمند برای زندگی در ایمان و آشکار نمودن شخصیت خدایی است که به او خدمت می کنیم.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳ مارس آماده شوید.

«هر کجا گنج تو است»

متی باب ۶ آیات ۱۹ تا ۲۱ را بخوانید. اگر چه ما با این آیات بسیار آشنا هستیم، با این حال چگونه می توانیم از تاثیر قدرتمندی که ثروت های زمینی می توانند بر ما داشته باشند، رهایی یابیم؟ کولسیان باب ۳ آیات ۱ و۲ را ببینید.

«زیرا هر جا گنج تو است، دل تو نیز در آنجا خواهد بود» (متی باب ۶ آیه ۲۱) بیانی از جانب عیسی است. قدرت کامل این بیانیه را می توان از دعای قبل مشاهده نمود که ذخیره کردن ثروت هایمان در زمین را با آسمان مقایسه می کنند. سه واژه توصیف کننده زمین هستند: بید ها، زنگار و دزدان (متی باب ۶ آیه ۱۹ را ببینید)، حاکی از این که ثروت های زمینی ما بسیار موقتی و فانی می باشند. چه کسی درک نکرده است که چیزهای دنیوی می توانند به سرعت ناپدید شوند؟ «همه چیز بر روی زمین ناپایدار، متغیر و نا امن می باشد؛ زمین در معرض تباهی، نابودی، دزدی و از دست رفتن قرار دارد. آسمان متضاد با این است: همه چیز ابدی، بادوام، ایمن و فناناپذیر می باشند. در آسمان زیانی وجود ندارد.» — سی. آدلینا الکس،

C. Adelina Alexe, "Where Your Heart Belongs", in Beyond Blessings, edited by Nikolaus Satelmajer, (Nampa, Idaho: Pacific Press Publishing Association, 2013), p. 22

به دارایی های خود توجه کنید. حتی اگر شما اموال بسیار کمی دارید، دیر یا زود اکثر آنها از بین خواهند رفت. یک استثنا ممکن است ارث باشد. اما یک مباشر خردمند باید نگران قرار دادن ثروت ها در آسمان برای حفاظت باشد. در آنجا بر خلاف اینجا، شما نیاز نیست نگران بحران اقتصادی، دزدها و یا حتی غارتگران باشید.

متی باب ۶ آیات ۱۹ تا ۲۱ شامل یکی از مهم ترین مفاهیم مربوط به مباشرت می باشد. ثروت شما جذاب، کشسان ، جابر ، طلبکار ، تطمیع گر و شوق به چیرگی بر قلب شما را دارد. قلب شما در جهان مادی، دلتان از ثروتی که دارید پیروی می کند، بنابراین جایی که در آنجا ثروت اندوخته اید نقش مهمی برایتان ایفا می نماید. ما هر چه بیشتر بر روی نیازها و منافع دنیوی تمرکز کنیم، اندیشیدن به امور ملکوتی دشوارتر می شود.

اعتراف به باور داشتن خدا و نگه داشتن ثروتمان در اینجا بر روی زمین، ریاکارانه می باشد. اعمال ما باید با سخنان ما تطابق داشته باشند. به عبارت دیگر، ما ثروت های خود بر روی زمین را با چشم می بینیم اما باید هدایای خود را به عنوان ثروت های ملکوتی، با ایمان ببینیم (دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۷). البته اگر چه ما باید کار کنیم و نیازهایمان را برطرف کنیم (حتی برای بازنشستگی)، نگه داشتن تصویر بزرگ، ابدیت در ذهن، همیشه بسیار مهم می باشد.

عبرانیان باب ۱۰ آیه ۳۴ را بخوانید. پولس در اینجا درباره تفاوت میان ثروت زمینی و آسمانی، چه نکته مهمی بیان می کند؟

مباشرین فیض خدا

بر طبق افسسیان باب ۲ آیه ۸ ، چه چیزی دیگری از جانب خدا به ما داده شده است؟

فیض«لطف بدون شایستگی» است. هدیه ای است که سزاوار آن نیستید. خدا فیض خود را بر این زمین گسترده است و اگر ما آن را انکار نکنیم، فیض او پایین خواهد آمد و زندگی ما را اکنون و برای ابدیت تغییر خواهد داد. تمام ثروت و قدرت آسمان در عطیه فیض مجسم شده است (دوم قرنتیان باب ۸ آیه ۹). حتی فرشتگان از این عطیه آخرین شگفت زده اند (اول پطرس باب ۱ آیه ۱۲).

بدون هیچ تردید: از تمام چیزهایی که خدا به ما می دهد، فیضی که در عیسی مسیح به ما داده می شود، با ارزش ترین موهبت ها می باشد. بدون فیض، ما امیدی نخواهیم داشت. تاثیر مغموم گناه بر بشریت بسیار بزرگ است که انسان ها هرگز نمی توانند خود را از آن رهایی دهند. حتی اطاعت از احکام خدا نمی تواند برای ما زندگی به ارمغان آورد. «بنابراین آیا شریعت با وعده های خدا تناقض دارد؟ ابداً ! زیرا اگر شریعتی داده شده بود که قادر به بخشیدن حیات بود البته نیکی مطلق نیز به وسیله شریعت میسر می شد» (غلاطیان باب ۳ آیه ۲۱). گذشته از هر چیز، اگر شریعتی می توانست ما را نجات دهد، آن شریعت خدا می بود. اما پولس می گوید که حتی آن نیز نمی تواند اینکار را انجام دهد. اگر قرار باشد ما نجات یابیم، باید بواسطه فیض باشد.

اول پطرس باب ۴ آیه ۱۰ را بخوانید. مباشرت چگونه به فیض مربوط می شود؟ توضیح دهید که چگونه پیشکش نمودن به خدا و دیگران نشان دهنده فیض می باشد.

پطرس گفت که از آنجایی که ما موهبت فیض خدا را دریافت کرده ایم، باید «در عوض وکلای امین فیض گوناگون خدا» (پطرس اول باب ۴ آیه ۱۰) باشیم. یعنی، خدا به ما موهبت هایی داده است؛ بنابراین، ما باید از آنچه به ما داده شده است، به او بازگردانیم. آنچه ما بواسطه فیض دریافت کرده ایم، تنها برای مسرت و منفعت خودمان نمی باشد بلکه برای پیشبرد انجیل است. به ما رایگان داده شد (که فیض کلاً در این مورد است)؛ پس ما نیز باید به هر روشی که می توانیم رایگان ببخشیم.

درباره همه چیزهایی که توسط خدا به شما داده شده است، بیاندیشید. به چه روش هایی می توانید مباشر فیضی که به صورت رایگان به شما داده شده است، باشید؟

بهترین پیشکش ما

لوقا باب ۷ آیات ۳۷ تا ۴۷ را بخوانید. این روایت چه چیزی درباره انگیزه مناسب برای پیشکش ها به خدا را تعلیم می دهد؟

مریم وارد اتاق شد و دید که عیسی بر میز تکیه داده است. او جعبه مرمر سفید روغن سنبل گران قیمت را شکست و آن را بر روی او افشاند. برخی فکر کردند عمل او نادرست بود به این جهت که زندگی وی نامشروع بود.

اما مریم از دیو ها رهایی یافته بود (لوقا باب ۸ آیه ۲). سپس، پس از مشاهده زنده شدن ایلعازر، او غرق در شکرگزاری شد. عطرش، با ارزش ترین دارایی او بود و این روش وی برای نشان دادن قدردانی از عیسی بود.

این روایت، آنچه که باید واقعا انگیزه ما در دادن پیشکشی ها باشد را ارائه می دهد: قدردانی. گذشته از هر چیز، ما چه پاسخ دیگری باید در برابر موهبت گرانبهای فیض خدا داشته باشیم؟ سخاوت او همچنین ما را برمی انگیزد که ببخشیم و هنگامی که با قدردانی ما همراه شود، هر دو اجزای پیشکشی معنادار شامل، استعدادها، ثروت ها و بدن های ما را تشکیل می دهند.

خروج باب ۳۴ آیه ۲۶، لاویان باب ۲۲ آیات ۱۹ تا ۲۴ و اعداد باب ۱۸ آیه ۲۹ را بخوانید. در حالی که زمینه کاملاً متفاوت از امروز می باشد، چه اصولی درباره پیشکشی هایمان می توانیم از این آیات بدست آوریم؟

بهترین پیشکش ما ممکن است از نظر خودمان ناکافی باشد اما در نظر خدا کافی هستند. دادن بهترین ها به خدا نشان می دهد که ما او را در اولویت زندگیمان قرار می دهیم. ما به منظور دریافت التفات، پیشکش نمی دهیم؛ در عوض، ما آنچه را که داریم از روی قدردانی از آنچه در عیسی مسیح به ما داده شده است، ارزانی می داریم.

« از خود گذشتگی و خیرخواهیِ تمام و کمال که از سر شکرگزاری قلبی سرچشمه گرفته باشد، به کوچکترین پیشکش ها که از روی فداکاری رضامندانه باشد عطر و بوی الهی خواهد بخشید، و هدیه ای گرانبها خواهد بود. اما، بعد از اینکه با میل و رغبت تسلیم نجات دهنده خود شدیم، همه آنچه که می توانیم ببخشیم، حتی اگر برای ما بسیار ارزشمند باشد، اگر ما بدهی قدرشناسی خود به خدا را چنان که واقعاً هست ببینیم، تمام آنچه که ممکن است ارائه داده باشیم، برای ما بسیار ناکافی و ناچیز به نظر خواهد رسید. اما فرشتگان این پیشکشیها را که در نظر ما کم هستند برداشته و آنها را به عنوان یک پیشکش معطر در برابر سریر خدا ارائه می دهند و آنها پذیرفته می شوند.» —
الن جی. وایت، Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 3, p. 397

انگیزههای قلب

در درس های قبل، به روایت پیشکش سخاوتمندانه بیوه زن اشاره کردیم. اگر چه در مقایسه با سایر پیشکش ها کوچک بود ولی سخاوتمندانه بود زیرا ماهیت واقعی شخصیت و قلب او را نشان داد که باعث شد عیسی بگوید «این بیوه فقیر بیش از همه پول داده است» (لوقا باب ۲۱ آیه۳).

تنها خدا (یعقوب باب ۴ آیه ۱۲) انگیزه های حقیقی را می داند (امثال سلیمان باب ۱۶ آیه ۲؛ اول قرنتیان باب ۴ آیه ۵ را نیز ببینید). این ممکن است که اقدامات مناسب با انگیزه های نادرست وجود داشته باشد. بخشیدن در صورت داشتن نعمات زیاد، ایمان زیادی نیاز ندارد، اما فداکارانه برای خوبی دیگران بخشیدن، می تواند درواقع چیزی بسیار قدرتمند درباره قلب های ما بازگو کند.

دوم قرنتیان باب ۸ آیات ۸ تا ۱۵ را بخوانید. پولس در اینجا در مورد بخشیدن و انگیزه های آن چه چیزی می گوید؟ ما از این آیات در مورد مباشرت، چه اصولی می توانیم بدست آوریم؟

انگیزه شما برای بخشیدن هر چه که باشد، در زنجیره ای است که از خودپرستی تا بشر دوستی می تواند باشد. مبارزه در این زنجیره میان خودخواهی و بخشیدن، بیش از هر مبارزه روحانی دیگری اتفاق می افتد. خودخواهی، قلب را که زمانی برای خدا پر حرارت بود، سرد می کند. مشکل زمانی آغاز می شود که اجازه می دهیم خودخواهی وارد تجربه مسیحی ما بشود. یعنی، راه هایی پیدا می کنیم که خودخواهی خود را توجیه کنیم و آن را در نام مسیح انجام می دهیم.

ختم کلام به یک واژه می رسد: محبت. و محبت نمی تواند بدون انکار نفس، تمایل به بخشیدن حتی فداکارانه برای خوبی دیگران، نشان داده شود.

اگر محبت خدا در زندگی ما بازتاب نداشته باشد، بخشیدن ما محبت خدا را منعکس نخواهد کرد. یک قلب خودخواه تمایل دارد که تنها خود را دوست داشته باشد. ما باید از خداوند بخواهیم که «قلب های ما را مطیع خود سازد» (تثنیه باب ۱۰ آیه ۱۶) تا بتوانیم بیاموزیم آنگونه که مورد محبت قرار گرفته ایم، محبت کنیم.

محبت، اساس همه احسان و بخشش های حقیقی، مجموع خیرخواهی های همه مسیحیان را تشکیل می دهد. محبت خدا که به سوی ما هدایت شده است، ما را برمی انگیزد که در عوض، محبت کنیم و این واقعاً انگیزه عالی برای بخشیدن می باشد.

در صورتی که پیشکش با اراده آزاد بر پایه اجبار باشد تا محبت، چه مشکلی وجود دارد؟

تجربه بخشیدن

اگر مسیح آمد تا شخصیت خدا را برای ما نمایان سازد، یک چیز باید تاکنون روشن شده باشد: خدا ما را دوست دارد و تنها بهترین ها را برای ما می خواهد. او از ما می خواهد تنها کاری را انجام بدهیم که به نفعمان و نه به ضررمان می باشد. این مطلب در برگیرنده دعوت او از ما به عنوان بخشندگانی سخاوتمند و مسرور بودن از آنچه به ما داده شده است، می شود. گشاده دستی از روی اختیار و پیشکش سخاوتمندانه که می بخشیم به همان اندازه که می توانند برای افرادی که آنها را دریافت می کنند منفعت داشته باشند، برای ما به عنوان ارزانی کننده نیز مفید می باشند. تنها کسانی که به این صورت می بخشند، می توانند درک کنند که بخشیدن چقدر پربرکت تر از دریافت کردن می باشد.

دوم قرنتیان باب ۹ آیات ۶ و ۷ را بخوانید. این آیات چگونه بطور خلاصه مفهوم بخشیدن را توضیح می دهند؟

ارزانی داشتن هدیه سخاوتمندانه می تواند و باید عملی بسیار شخصی و روحانی باشد. عملی از روی ایمان و ابراز قدردانی برای آنچه در مسیح به ما داده شده است.

و مانند هر عمل از روی ایمان، بخشیدن نیز ایمان را افزایش می دهد زیرا «ایمان بدون عمل باطل است» (یعقوب باب ۲ آیه ۲۰). و راهی بهتر از بکار بردن ایمان در زندگی برای افزایش ایمان وجود ندارد، که به معنی انجام کارهایی است که ایمان و هر چه از آن سرچشمه میگیرد را پرورش می دهد. همانطور که ما آزادانه و سخاوتمندانه می بخشیم، به نوعی شخصیت مسیح را منعکس می کنیم. ما با تجربه کردن خدا در اعمالمان، بیشتر درباره ماهیت خدا می آموزیم. از این رو تنها بخشیدن مانند این، اطمینان در خدا و فرصت را بوجود می آورد تا «امتحان کنید و ببینید که خداوند چقدر نیکوست. خوشابحال کسانی که به او پناه می آورند!» (مزامیر باب ۳۴ آیه ۸).

«دیده خواهد شد که درخشش جلال در چهره عیسی، اوج شکوه محبت فداکارانه است. در نور تابیده شده از جلجتا دیده خواهد شد که قانون محبت فداکارانه، قانون زندگی برای زمین و آسمان است؛ اینکه محبتی که بدنبال منفعت خود نیست، منبع آن در قلب خداست؛ و اینکه فرد حلیم و فروتن، شخصیت کسی را که در نوری ساکن است که هیچ انسانی نمی تواند نزدیک آن شود را آشکار می سازد.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 20

به چه روش هایی واقعیت رشد ایمان از طریق بخشیدن آزادانه و سخاوتمندانه آنچه که به شما داده شده است، تجربه کرده اید؟

تفکری فراتر: «روح بخشایندگی، روح ملکوت است. در عوض، روح خودخواهی، روح شیطان است. محبت فداکارانه مسیح بر روی صلیب نمایان شده است. او تمام چیزی را که داشت داد و سپس خود را فدا نمود تا بشر نجات یابد. صلیب مسیح، سخاوتمندی همه پیروان نجات دهنده مبارک را می طلبد. اصلی که در آنجا نشان داده شد بخشیدن می باشد. این اگر در خیرخواهی واقعی و کارهای خوب انجام شود، ثمره حقیقی زندگی مسیحی می باشد. اصل دنیا پرستی دریافت کردن است و از این رو آنها انتظار دارند که شادی را تامین کنند؛ اما اگر در تمام جهات انجام شود، ثمره آن بدبختی و مرگ است.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, in Advent Review and Sabbath Herald, Oct. 17, 1882

سوالاتی برای بحث

۱. چه چیزی در مورد خودخواهی وجود دارد که آن را بسیار در تضاد با روح مسیح قرار می دهد؟ ما چه کارهای آگاهانه ای برای کمک به محافظت از خود در برابر چنین نگرش طبیعی برای یک انسان سقوط کرده می توانیم انجام دهیم؟

۲. «پس هر کس باید مطابق آنچه در دل خود تصمیم گرفته است بدهد و نه از روی بی میلی و اجبار، زیرا خدا کسی را دوست دارد که با شادی می بخشد» (دوم قرنتیان باب ۹ آیه ۷). واژه یونانی ترجمه شده به صورت «شادی»، تنها یکبار در عهد جدید دیده می شود و واژه ای است که از آن واژه انگلیسی hilarious را می گیریم. این باید درباره نگرش ما نسبت به بخشیدن، چه چیزی به ما بگوید؟

۳. فهرستی از تمام چیزهایی که در مسیح به شما داده شده است، تهیه کنید. درباره آنچه که می نویسید دعا کنید. این فهرست باید چه چیزی درباره اینکه چرا شما باید در پاسخ به آنچه که به شما داده شده است، ببخشید، بیاموزد؟ در عین حال، فهرست شما چه چیزی درباره اینکه حتی بهترین موهبت های ما داده شده برای بهترین انگیزه ها، می توانند در برابر آنچه که دریافت کرده ایم، جزئی به نظر برسند، چه چیزی تعلیم می دهد؟

۴. چرا خودخواهی راه تضمین شده بدبختی تان می باشد؟

۵. به فردی در خانواده کلیسایی خود که اکنون به نوعی نیازمند است، بیاندیشید. شما حتی اکنون چه کاری می توانید انجام دهید که به این فرد یا افراد کمک کنید؟ چه کاری حتی در صورت نیاز به فداکاری دردناک از جانب خود می توانید انجام دهید؟

 

داستانهای ایمانداران

۳ مارس

تراژدی، کوکائین و عیسی

توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست

مروان جیکاران، یک متصدی ماشین آلات در یک کارخانه چوب در کشور کارائیب در ترینیداد و توباگو، پس از تصادف رانندگی شدید در سن ۷ سالگی به مدت چهار روز بیهوش و برای مدت سه ماه در بیمارستان بستری شد.

جیکاران در حال راه رفتن در کنار جاده بود که کامیونی به او اصابت کرده و او را حدود ۴۵ متر با خود بر روی زمین کشید، نصف صورتش از بین رفت و دچار جراحتهای شدید و عمیقی بر پشتش شد.

جیکاران که اکنون ۵۲ ساله و نیمی ار صورتش دارای اثر زخم بدی است، گفت، «مامان میگوید که من مرده بودم و به زندگی باز گردانده شدم.» من میگویم، «مامان من در گناه مرده بودم اما عیسی مرا به زندگی بازگرداند.»

جیکاران، یکی از نه فرزند خانواده، توسط مادر ادونتیست روز هفتمی تنها، پس از اینکه پدرشان خانواده را ترک کرد، بزرگ شد. او در سن ۱۱ سالگی بدلیل آسیب مغزی بوجود آمده در تصادف که او را ناتوان از یادگیری کرد، مدرسه را ترک نمود. او در سن ۱۴ سالگی شروع به سیگار کشیدن و نوشیدن مشروبات الکلی نمود و در نهایت به ماری جوانا و کوکائین روی آورد. او در سن ۲۸ سالگی ازدواج کرد و پدر چهار فرزند شد.

اما جیکاران به مصرف مواد ادامه داد و همسرش در نهایت با فرزندانش وی را ترک نمود.

جیکاران گفت که به شدت خواهان تغییر کردن بود. یک روز، او فریاد زد: «عیسی، من میخواهم تغییر کنم. اما کمک همسرم را نمیخواهم. کمک مامانم را نمیخواهم. کمک تو را میخواهم.»

ساعتها بعد، او تماسی از مدیر یک مرکز توانبخشی مواد مخدر تحت نظر کلیسای ادونتیست با نام مرکز محبت تا زمان آمادگی، دریافت نمود. او بعداً متوجه شد که خواهرش با یک شبان ادونتیست برای کمک تماس گرفته بود و آن شبان با مرکز توانبخشی تماس برقرار کرده بود.

جیکاران مشتاقانه در آنجا حضور یافت. او ۴۶ سال سن داشت.

پیشرفت آهسته بود، اما او روزانه وعدههای کتاب مقدّس را مطالبه میکرد. سه وعده مورد علاقهاش اینها بودند: «ای خداوند، صلح و آرامش کامل به آنهایی که در اندیشههای خود راسخاند و به تو توکّل دارند، عطا فرما» (اشعیا باب ۲۶ آیه ۳)؛ «همیشه همراه تو خواهم بود و هرگز تو را ترک نخواهم کرد» (یوشع باب ۱ آیه ۵)؛ «و شما قبل از هر چیز برای به دست آوردن پادشاهی خدا و انجام خواستههای او بکوشید، آن وقت همه این چیزها نیز به شما داده خواهد شد» (متی باب ۶ آیه ۳۳).

او همچنین نزد خداوند دعا کرد که خانوادهاش به هم بپیوندد و آنها را به خدا وند نزدیکتر کند.

در پایان برنامه توانبخشی، همسر دلسرد جیکاران آمد تا او را به خانه مادرش ببرد. اما وقتی همسرش دید که او مرد جدیدی شده است، به طور غیر منتظره ای او را به خانه برد. در نهایت هر دو تعمید گرفتند.

این روزها جیکاران به همه کسانی که میبیند، درباره علاقهای به عیسی میگوید. او روزانه دعا میکند، «خداوندا، اطلاعات بیشتری به من بده تا بتوانم درباره تو صحبت کنم.»

او گفت، «من باور دارم که خداوند مرا به این جهان آورده است تا بتوانم شاهدی برای او باشم. هیچ چیز مربوط به من نیست. همه چیز به خدا مربوط است.»

درس دهم

۳ تا ۹ مارس

نقش مباشرت

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: کولسیان باب ۱ آیات ۱۶ تا ۱۸؛ عبرانیان باب ۴ آیات ۱۴ تا ۱۶؛ سوم یوحنا آیه ۳؛ پیدایش باب ۶ آیات ۱۳ تا ۱۸؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۶ تا ۱۲؛ اول پطرس باب ۱ آیات ۱۵ و ۱۶.

آیه حفظی: «چنانکه سابقا نیز به شما گفته و حکم کردهایم، زیرا خدا ما را به ناپاکی نخوانده است، بلکه به قدوسیت» (اول تسالونیکیان باب ۴ آیه ۷).

مباشرت پهنه عریض و طویلی را تحت پوشش خود قرار می دهد و گرفتار شدن در گوشه ای از این سیطره عظیم و به تبع آن راه گم کردن سهل است. مباشرت با وجود اینکه آسان است ولی پیچیده نیز می باشد و در نتیجه می تواند به راحتی درک نشود. با این حال، نه فرد مسیحی و نه کلیسا می توانند بدون آن وجود داشته یا عمل کنند. مسیحی بودن به معنی یک مباشر خوب بودن نیز می باشد.

«این یک نظریه و یک فلسفه نمی باشد بلکه یک برنامه کاری است. این در حقیقت قانون زندگی مسیحی است.... برای درک کافی از زندگی لازم است و برای یک تجربه مذهبی درست و حیاتی ضروری می باشد. در واقع مسئله رضایت فکری و روحی نیست، بلکه عملی از روی اراده و عمل قطعی و مسلم است که به همه طیف های زندگی پیرامونی مربوط می شود.» — لروی ئی. فروم،

LeRoy E. Froom, Stewardship in Its Larger Aspects (Mountain View: Calif., Pacific Press Publishing Association, 1929), p. 5

برخی از ارکان اصلی که مفهوم مباشر مسیحی بودن را میرساند، کدامند؟ این هفته نگاهی بیشتر به نقش هایی که مباشرت در زندگی مسیحی ایفا می کند، خواهیم انداخت. اگر چه این کار را از طریق یک تشبیه جالب انجام خواهیم داد: یک چرخ ارابه.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۰ مارس آماده شوید.

مسیح به عنوان کانون همه چیز

عیسی در سرتاسر کتاب مقدس، نقش چهره اصلی را ایفا می نماید (یوحنا باب ۵ آیه ۳۹). و ما باید خود را در ارتباط با او ببینیم. او جریمه گناه را پرداخت کرد و «جان خود را در راه بسیاری فدا کرد» (مرقس باب ۱۰ آیه ۴۵). تمام قدرت های زمین و آسمان از آن عیسی می باشد(متی باب ۲۸ آیه ۱۸) و همه چیز ها در دستان او هستند (یوحنا باب ۱۳ آیه ۳). نام او بالاتر از همه نام ها قرار دارد و روزی همه در برابر او زانو خواهند زد (فیلیپیان باب ۲ آیات ۹ تا ۱۱).

«عیسی کانون حیاتی همه چیز است.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Evangelism, p. 186

مسیح قلب مباشرت و منبع قدرت ما می باشد. به خاطر او، زندگی ما با ارزش است و به همه نشان می دهد که او کانون اصلی زندگی ما می باشد. پولس ممکن است سختی های بسیاری تجربه کرده باشد اما مهم نیست که کجا بود و یا چه اتفاقی برای وی افتاد، او یک اولویت در زندگی خود داشت: «مقصود من از زندگی مسیح است و مردن نیز به سود من تمام می شود» (فیلیپیان باب ۱ آیه ۲۱).

کولسیان باب ۱ آیات ۱۶ تا ۱۸، رومیان باب ۸ آیه ۲۱ و دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۷ را بخوانید. این آیات درباره اینکه عیسی محور مرکزی همه چیز است چه به ما می گویند؟

اگر مسیح در هسته مرکزی نباشد، مباشرت اصیلی وجود خواهد داشت (غلاطیان باب ۲ آیه ۲۰). او کانون «آن امید متبارک» می باشد (تیطوس باب ۲ آیه ۱۳) و «او قبل از همه چیز وجود داشت و همه چیز به وسیله او به هم می پیوندد و مربوط می شود» (کولسیان باب ۱ آیه۱۷). درست همانطور که میله چرخ فرمان محور مرکز چرخ می باشد و در نتیجه وزن واگن را تحمل می کند، مسیح نیز مرکز زندگی مباشر می باشد. درست همانطور که محور محکم باعث پایداری میشود و به چرخ ها امکان چرخش می دهد، عیسی نیز مرکز وجود مسیحی ما را ثابت و پایدار می سازد (عبرانیان باب ۱۳ آیه ۸). تاثیر او باید در همه چیز که ما فکر می کنیم و انجام می دهیم، نفوذ کند. تمام جنبه های مباشرت در اطراف مسیح می چرخند و مرکزیت خود را در وی می یابند.

«چون شما نمی توانید جدا از من کاری انجام دهید» (یوحنا باب ۱۵ آیه ۵). مرکز مباشرت تو خالی و پوچ نمی باشد بلکه واقعیت مسیح زنده است که در ما کار می کند تا شخصیت ما را در حال حاضر و تا ابدیت شکل دهد.

گفتن اینکه عیسی هسته زندگی ماست، یک چیز است اما مانند او زندگی کردن چیز دیگریست. چگونه می توانید مطمئن باشید که عیسی درواقع آنگونه که وعده داده است، در زندگی شما وجود دارد؟

اصول تعالیم قُدس

کسی معمولا از قدس در محیط و محدوده مباشرت به تفکر نمی پردازد. با این حال، ارتباط وجود دارد زیرا قدس بسیار در نظام باوری ما حیاتی می باشد و مباشرت بخشی از این نظام است. «درک صحیح کهانت [مسیح] در قدس آسمانی، اساس ایمان ماست.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Evangelism, p. 221

ضروری است که ما نقش مباشرت را در پرتو این مفهوم کتاب مقدس درک کنیم.

اول پادشاهان باب ۷ آیه ۳۳، چرخ ارابه را توصیف می کند. ما اصول تعالیم قدس را به عنوان توپی چرخ نشان خواهیم داد. توپی چرخ به اکسل یا میله محورچرخ متصل می شود و ثبات بیشتری برای چرخ در هنگام چرخش فراهم می کند. مسیح که مرگ و رستاخیز پیروزمندانه را تجربه کرد (دوم تیموتائوس باب ۱ آیه ۱۰)، از طریق مرگ خویش، در کانون امور قدس قرار دارد (عبرانیان باب ۶ آیات ۱۹ و ۲۰) و برای زندگی ما ثبات به همراه دارد. و از معبد است که او در اینجا بر روی زمین از طرف ما شهادت می دهد (عبرانیان باب ۸ آیات ۱ و ۲ را ببینید).

«مکتب ادونتیستِ کتاب مقدسی که قائم به ذات اصول [کتاب مقدس بطور محض] می باشد سیستم اصول تعالیمی خود را بر پایه دیدگاه اصول تعالیم قدس بنا نموده است.» — فرناندو کاناله،

Fernando Canale, Secular Adventism? Exploring the Link Between Lifestyle and Salvation (Lima: Peru, Peruvian Union University, 2013), pp. 104, 105

آیات زیر چه چیزی درباره خدمت عیسی در معبد به ما می گویند؟ اول یوحنا باب ۲ آیه ۱، عبرانیان باب ۴ آیات ۱۴ تا ۱۶، مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۷.

اصول تعالیمی قدس به آشکار شدن حقیقت بزرگ نجات و رستگاری کمک می کند که هسته کل الهیات مسیحی می باشد. ما در قدس نه تنها مرگ مسیح را در خودمان می بینیم، بلکه خدمت او در قدس آسمانی را نیز می بینیم. همچنین می توانیم در مقدس ترین مکان، اهمیت شریعت خدا و واقعیت داوری نهایی را ببینیم. در مرکزیت همه اینها، وعده نجات بواسطه خون ریخته شده عیسی، برای ما میسر شد.

نقش مباشرت منعکس کننده یک زندگی است که لنگر آن در حقیقت عظیم رستگاری محکم گردیده ،آنگونه که در اصول تعالیم قدس نمایان شده است. هر چه عمیق تر آنچه را که مسیح برای ما انجام داده است و هم اکنون برایمان انجام می دهد، درک کنیم، به مسیح، به کهانت او، ماموریت او، تعالیم او و قصد او برای کسانی که اصول مباشرت را در زندگی خویش بکار می برند، نزدیک تر می شویم.

عبرانیان باب ۴ آیات ۱۴ تا ۱۶ را بخوانید. در این آیات چه چیزی مربوط به مبارزه ما با گناه، نفس و خودخواهی وجود دارد؟ ما چگونه از آنچه در اینجا به ما وعده داده شده است، قدرت و امید می گیریم؟

اصول اعتقادی مسیح محور

قدس در کانون قرار دارد زیرا جایی است که حقیقت بزرگ نجات با قدرت زیاد بیان شده است و معنای صلیب آشکار شده است. و تمام اصول تعالیم ما به نحوی باید به وعده انجیل و نجات ارتباط داشته باشند. مانند پره های چرخ، آموزه های دیگر از طریق حقیقت بزرگ نجات با ایمان در عیسی بوجود می آیند.

«جانسپاری مسیح به عنوان کفاره گناه، حقیقت بزرگی است که حقایق دیگر به دور آن جمع شده اند .... کسانی که فداکاری شگفت انگیز نجات دهنده را مطالعه می کنند، در فیض و معرفت رشد می کنند.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 5, p. 1137

عیسی با اشاره به خود به عنوان «حقیقت» در یوحنا باب ۱۴ آیه ۶، چه منظوری داشت؟ این آیه را با یوحنا باب ۱۷ آیه ۱۷ مقایسه کنید. ما باید با حقیقت چه کار کنیم؟ سوم یوحنا آیه ۳.

اصول اعتقادی تعلیمی ما بر آنکه هستیم و مسیری که در آن قرار داریم، تاثیر می گذارند. اصول تعالیم تنها ایده های خلاصه شده الهیاتی نیستند؛ اصول تعلیمی درست به مسیح مستحکم گردیده است و باید به شیوه های مختلف، بر نحوه زندگی ما تاثیر بگذارد. درواقع، می توان به حق گفت که هویت ما به عنوان ادونتیست های روز هفتم، بیشتر از هر چیز دیگری در اصول اعتقادی ما ریشه دارد. پس اصول تعالیمی که ما از کتاب مقدس بدست می آوریم، چیزهایی هستند که ما را به ادونتیست های روز هفتم تبدیل می کنند.

نقش مباشرت این است که با حقیقت تعالیم همانگونه که در عیسی وجود دارد زندگی کنیم و به روشی که بر کیفیت نحوه زندگی ما تاثیر مثبت بگذارد. «البته اگر واقعاً از مسیح با خبر شده اید و در اتحاد با او حقیقت را آن چنانکه در عیسی یافت می شود آموخته اید، شما باید از آن زندگی که در گذشته داشتید، دست بکشید و آن آدمی که در پیش بودید را از خود دور سازید، زیرا او فریب شهوات خود را خورده و در راه هلاکت است. دل و ذهن شما باید کاملاً نو شود و شخصیت تازه ای را که در نیکی و پاکی حقیقی و به صورت خدا آفریده شده است به خود بپوشانید» (افسسیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۲۴).

ما در این آیات نه تنها مفهوم حقیقت بلکه نحوه زندگی کردن آن را نیز در می یابیم. مباشر بودن تنها اعتقاد به اصول تعالیم هر چند هم که حقیقی باشند، نمی شود؛ مباشر بودن یعنی زندگی کردن آن حقایق در تعامل ما با دیگران.

پیام سه فرشته

خدا تنها دوبار نسبت فرا رسیدن فاجعه جهانی هشدار داده بود: یکبار به نوح (پیدایش باب ۶ آیات ۱۳ تا ۱۸، متی باب ۲۴ آیه ۳۷) و بار دیگر از طریق پیام سه فرشته (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۶ تا ۱۲). این پیام ها پرده ای را به کنار می کشند تا دیدگاه منحصر به فرد وقایع آینده را نمایان سازند. درک ما از این پیام ها در طول زمان کامل شده است، اما پیام و ماموریت همچنان عادل شمرده شدن از طریق ایمان در مسیح، «در حقیقت پیام فرشته سوم می باشند.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Evangelism, p. 190.

به عبارت دیگر در حیطه پیام حقیقت کنونی ما، پیامی که ما فراخوانده شده ایم تا آن را به جهانیان اعلام داریم، عیسی و فداکاری بزرگش برای ما قرار دارند.

مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۶ تا ۱۲ را بخوانید. عصاره این پیام ها چیست؟ آنها به جهان چه چیزی می گویند؟ در مورد این پیام ها و متناسب بودن مباشرت، ما چه مسئولیتی بر عهده داریم؟

به عنوان ادونتیست های روز هفتم، ماموریت ما این است که حقیقت پیام سه فرشته را در آمادگی برای آمدن دوباره مسیح ارائه دهیم. مردم باید قادر باشند که در مورد ابدیت تصمیم بگیرند. نقش مباشرت، مشارکت با خدا در ماموریت می باشد (دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۲۰، باب ۶ آیه١-۴).

«ادونتیست های روز هفتم در مفهومی خاص به عنوان نگهبانان و حاملان نور در این جهان قرار دارند. آخرین هشدار جهان رو به نابودی به ایشان داده شده است. نور شگفت انگیز کلام خدا بر ایشان می تابد. به ایشان با اهمیت ترین کار داده شده است — اعلام پیام های سه فرشته. کار دیگری با چنین اهمیتی وجود ندارد. آنها نباید اجازه دهند چیز دیگری توجه ایشان را جلب کند.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 9, p. 19

غلتشگاه چرخ، تماس با زمین می باشد و نشان دهنده ماموریت پیام های سه فرشته است. ماموریت آنها محافظت در برابر انحراف دینی و شناسایی مسئولیت ما در وقایع پایانی جهان می باشد. ما باید مباشرین این پیام باشیم و آن را به جهانیان اعلام کنیم.

وقتی به وقایع آخرزمان فکر می کنیم، درگیر نمودار ها و تاریخ ها شدن بسیار آسان است. آنها نقش خود را دارند اما، ما همچنان که به دنبال موعظه این پیام به جهانیان هستیم، چگونه می توانیم اطمینان یابیم که عیسی و فداکاری او را در روبروی خود و در مرکزیت همه چیز قرار دهیم؟

مباشرت

مسیح می خواهد که ما زندگی مقدسی داشته باشیم. زندگی او «قدوسیت» و بهترین نوع مباشرت را به تصویر می کشد (عبرانیان باب ۹ آیه ۱۴). ما باید زندگی خود را به گونه ای اداره کنیم که خوشایند خدا باشد که این شامل نحوه مدیریت هر آنچه که به ما سپرده شده است، می باشد. مباشرت ابرازی از آن تقدس است.

اول پطرس باب ۱ آیات ۱۵ و ۱۶ را با عبرانیان باب ۱۲ آیه ۱۴ مقایسه کنید. «مقدس بودن» و «قدوسیت» به چه معنا هستند؟ این چگونه به مباشرت ما مربوط می شود؟

رومیان کشف نمودند که اگر یک نوار آهنی بر لبه چرخ قرار می دادند، چرخ ارابه مدت بیشتری کار می کرد. آهنگر فلز را حرارت می داد تا به اندازه کافی برای قرار گرفتن بر روی لبه چرخ جا بیفتد. آب سرد آن را برای محکم شدن منقبض می نمود. سپس نوار آهنی در حین چرخش چرخ با زمین تماس برقرار می کرد.

نوار آهنی بر روی حاشیه یا کاسه چرخ می تواند مفهوم مباشرت را نشان دهد. این لحظه ای از حقیقت است، جایی که زندگی روحانی ما با زندگی عملی ما اصطکاک پیدا می کنند. این جایی است که ایمان ما با فراز و نشیب های زندگی از طریق موفقیت و شکست روبرو می شود. این جایی است که باورهای ما در کشمکش بی نظم و ترتیب زندگی روزانه واقعی می شوند. مباشرت پوسته بیرونی هویت ماست و کاری که انجام می دهیم. شهادتی از رفتار و زندگی به خوبی مدیریت شده ما می باشد. کارهای روزانه ما که مسیح را نمایان می سازند، مانند آهن روی چرخ هستند که زمین را لمس می کند.

کارها قدرتمند هستند و باید از طریق تعهد ما به مسیح اداره شوند. ما باید با این اطمینان و وعده زندگی کنیم: «من به وسیله مسیح که مرا تقویت می کند، به انجام هر کاری قادر هستم» (فیلیپیان باب ۴ آیه ۱۳).

«تقدیس روح با کار روح القدس، قرار دادن طبیعت مسیح در بشر می باشد. دین مبتنی بر انجیل یعنی اینکه مسیح در زندگی ما وجود دارد – یک اصل زنده و فعال. این فیض مسیح است که در شخصیت نمایان شده است و در کارهای خوب تشکیل شده است. اصول انجیل نمی تواند از هیچ کدام از بخش های زندگی عملی جدا شوند. هر تجربه و کار مسیحی باید نشان دهنده زندگی مسیح باشد.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Christ’s Object Lessons, p. 384

به زندگی روزانه خود و وجودتان بنگرید. چه چیزی از آن، واقعیت مسیح در شما، کاری که در شما انجام می دهد و شما را به یک موجود جدید تبدیل می کند، نمایان می سازد؟ شما باید برای دیدن قدوسیت او نمایان شده در شما، چه انتخاب های آگاهانه ای بکنید؟

تفکری فراتر: هر چند وقت یکبار، نوار آهنی چرخ ارابه باید عوض می شد، زیرا بدلیل اصطکاک نوار فلزی با جاده، گشاد می شد. این تعویض به ضربه و چکش زدن بر نوار آهنی نیاز داشت. این تعویض نوار آهنی نشان دهنده مباشرت به عنوان تقدیس عملی می باشد. این یعنی داشتن ذهن مسیح در هنگام پاسخ دادن به همه جنبه های بزرگ و کوچک زندگی، حتی زمانی که این فرایند می تواند سخت و دردناک باشد. این روند از استفاده ما از پول، روابط خانوادگی یا اشتغال گرفته تا چیزهای دیگر، همگی باید طبق اراده مسیح پاسخ داده شوند. گاهی اوقات، همانطور که همگی به خوبی می دانیم، می توانیم این درس را تنها از طریق ضرباتی سخت بیاموزیم.

جا انداختن مجدد آهن آسان نیست. همچنین عوض کردن شخصیت انسان نیز آسان نمی باشد. به تجربه پطرس بیاندیشید. او همه جا با عیسی بود، اما انتظار این سخنان را از عیسی نداشت: «اما من برای تو دعا کردم که ایمانت از بین نرود و وقتی برگشتی باید برادرانت را استوار گردانی» (لوقا باب ۲۲ آیه ۳۲). کمی بعد، پس از انکار عیسی، پطرس زندگی اش تغییر یافت اما تنها پس از تجربه بسیار تلخ و دشوار. به نوعی، مباشرت او از نو چیده شد. پطرس به فرد جدیدی تبدیل شد و زندگی اش جهتی تازه می یافت اما تنها پس از ضربه هایی بسیار واقعی.

سوالاتی برای بحث

۱. تقدیس عملی چه ارتباطی با دستورالعمل عیسی که گفت، «اگر کسی بخواهد پیرو من باشد باید دست از جان بشوید و همه روزه صلیب خود را بردارد و با من بیاید»، دارد؟ لوقا باب ۹ آیه ۲۳. چه چیزی مصلوب شده است؟ غلاطیان باب ۶ آیه ۱۴. این چگونه روند تقدیس را نشان می دهد؟ تقدیس عملی چگونه به ما در آموختن فکر کردن مانند خدا کمک می کند؟ اول قرنتیان باب ۲ آیه ۱۶.

۲. تجربه شما در مورد اینکه سختی های دردناک چه درس های قدرتمندی درباره زندگی مسیحی و پیروی از خداوند می توانند تعلیم دهند، چه بوده است؟ کسانی که مایلند، در کلاس در مورد آن تجربه ها و آنچه از آنها آموخته اند، صحبت کنند. ما از تجربه یکدیگر نیز چه چیزهایی می توانیم بیاموزیم؟

۳. به باورهای دیگر ما به عنوان ادونتیست های روز هفتم از جمله روز سبت، وضعیت مردگان، خلقت، آمدن دوباره مسیح و غیره بیاندیشید. این باورهای مختلف، به چه روش هایی باید بر نحوه زندگی ما به طور کلی تاثیر بگذارند؟

داستانهای ایمانداران

۱۰ مارس

سگ مبلغ

توسط نلسون ارنست

گروهی از افراد جوان ادونتیست روز هفتم تصمیم گرفتند در یک عصر روز سبت، نشریات GLOW را در اجتماعی در ایالت هاوایی آمریکا پخش کنند.

این جوانان با یکدیگر دعا کردند و از خانهای به خانه دیگر رفتند.

هنگامی که اولین در باز شد، مرد جوانی گفت: «سلام! ما از طرف کلیسای ادونتیست روز هفتم هستیم و برای شما هدیهای داریم.»

صاحبخانه شگفتزده گفت، «برای من؟»

بازدید کننده چند تا از نشریات کوچک را به او داد و گفت، «بله، برای شما.»

وقتی که صاحبخانه نشریات را گرفت، مرد جوان پیشنهاد داد که برای آن زن دعا کند.

«آیا درخواست دعای خاصی دارید از خداوند خواسته شود؟»

و این روند از خانهای به خانه دیگر تکرار شد.

«سلام! ما از طرف کلیسای ادونتیست روز هفتم هستیم و برای شما هدیهای داریم. چگونه میتوانیم برایتان دعا کنیم؟»

در برخی از خانهها جوابی داده نمیشد. در تعداد کمی، صاحبخانه از بازدیدکنندگان میخواست که آنجا را ترک کنند.

سپس دو مرد جوان به خانهای نزدیک شدند که دورش حصار داشت. پس از یافتن در، آنها تلاش کردند آن را باز کنند که ناگهان صدای آژیر شنیده شد.

«گررررر... ووووف! گررررر... ووووف!»

آنها از پشت حصارها سگی خشمگین را دیدند که به ایشان خیره شده بود.

یکی پرسید، «الان چه کار کنیم؟»

هیچ کدام نمیخواستند خطر کنند و برای در زدن از سگ عصبانی رد شوند.

مرد جوانی نشریه را گرفت و آن را در آن طرف حصار نگه داشت. سگ به دقت نگاه میکرد.

سپس مرد جوان نشریه را انداخت. بر روی زمین افتاد. سگ به سمت آن دوید و آن را بو کشید. سپس کار عجیبی کرد. سگ با دهانش نشریه را برداشت. با سرعت به طرف در ورودی خانه دوید و آن را در جلوی در قرار داد.

یکی از بنیانگذاران کلیسای ادونتیست، الن جی. وایت به ما میگوید: «خدا از روشها و وسیلههایی استفاده خواهد کرد که دیده خواهد شد که افسار را در دستان خود میگیرد. خدمتگزاران از ابزار سادهای که او برای انجام و کامل نمودن عمل عدالتش استفاده خواهد کرد، شگفتزده خواهند شد» (Testimonies to Ministers and Gospel Workers, p. 300).

اگر فرشتهای میتواند یک میمون را به حرف آورد، چرا نمیتواند سگی عصبانی را به یک مبلغ در هاوایی تبدیل کند؟

و اگر یک سگ میتواند نشریات ادونتیست را به اشتراک بگذارد، چرا شما نتوانید؟

نلسون ارنست یکی از بنیانگذاران و مدیر GLOW، یک مرکز پخش نشریات ادونتیست است که در کالیفرنیا تأسیس شد و در سرتاسر جهان گسترش یافت.

درس یازدهم

۱۰ تا ۱۶ مارس

بدهی — یک تصمیم روزانه

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: مزامیر باب ۳۷ آیه ۲۱ ؛ متی باب ۴ آیات ۳ تا ۱۰، باب ۶ آیه ۳۳ ؛ تثنیه باب ۲۸ آیه ۱۲؛ امثال سلیمان باب ۱۳ آیه ۱۱، باب ۲۱ آیه ۵ ؛ دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۸.

آیه حفظی: «پس حق هر کس را به او ادا کنید: باج را به مستحق باج و جزیه را به مستحق جزیه و ترس را به مستحق ترس و عزت را به مستحق عزت. مدیون احدی به چیزی مشوید جز به محبت نمودن با یکدیگر، زیرا کسی که دیگری را محبت نماید، شریعت را بجا آورده باشد» (رومیان باب ۱۳ آیات ۷ و ۸).

گاهی اوقات ممکن است آنقدر خوش شانس باشید که کسی را پیدا کنید که مایل به قرض دادن پول به شما باشد. شاید آن فرد اینکار را با انگیزه خالص انجام دهد — یعنی او درواقع می خواهد به شما برای وضعیت تنگنای مالی تان کمک کند. اما در اکثر مواقع، مردم برپایه خوبی قلب هایشان به شما پول قرض نمی دهند. آنها به شما پول قرض می دهند زیرا می خواهند از بازگشت پول کسب درآمد کنند.

ما باید هر کاری می توانیم انجام دهیم تا زیر بار قرض نرویم. مطمئناً، در شرایط خاص مانند خرید خانه و یا ماشین، ساختن یک کلیسا یا تحصیل، نیاز به قرض گرفتن پول داریم. اما اینکار باید تا حد ممکن عاقلانه و با هدف خارج شدن از بدهی در اسرع وقت، انجام شود.

در عین حال ما باید مراقب باشیم. خرج کردن پولی که نداریم، دروازه ای برای قوم خداست که «طمع و عشق به ثروت های زمینی را ویژگی حاکم شخصیت خود بکنند. تا زمانی که این ویژگی ها حاکم باشند، رستگاری و فیض حاصل نمی گردد.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Early Writings, p. 267

ما باید مهارت ها و توانایی های خود را بهبود ببخشیم تا بتوانیم منظم باقی بمانیم و هر کاری می توانیم برای جلوگیری از بدهی انجام دهیم. این هفته به آنچه کتاب مقدس درباره بدهی می گوید، خواهیم پرداخت.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۷ مارس آماده شوید.

قرض گرفتن و خرج کردن

انبیاء و الیشع در کنار رودخانه اردن چوب جمع آوری می کردند زمانی که «تیغه تبر او در آب افتاد. او فریاد کرد و گفت ای سرورم، من این تبر را به امانت گرفته بودم» (دوم پادشاهان باب ۶ آیه ۵). فعل «به امانت گرفتن» به معنی استفاده از چیزی است که به فرد دیگری تعلق دارد و او اجازه از آن را داده است. این اجازه شامل ریسک و مسئولیت می باشد. پول قرض گرفته شده نیز تفاوتی با تبر به امانت گرفته شده ندارد، به جز اینکه می تواند در صورت استفاده نادرست از آن عواقب جدی تری داشته باشد.

تنها دلیلی که ما پول قرض می گیریم این است که آن را خرج کنیم. خطر مالی که برای ما وجود دارد این است که فرض می کنیم که توانایی باز پرداخت آن را داریم و اینکه در آینده هیچ غافلگیری مالی وجود نخواهد داشت. این در حالی است که آینده برای ما ناشناخته است (جامعه باب ۸ آیه ۷)؛ از این رو، قرض گرفتن پول همیشه با خطر همراه می باشد.

آیات زیر درباره بدهی چه چیزی می گویند؟

مزامیر باب ۳۷ آیه ۲۱

جامعه باب ۵ آیه ۵

تثنیه باب ۲۸ آیات ۴۴ و ۴۵

 

ما ممکن است با این اندیشه پول قرض کنیم که از آن عاقلانه استفاده می کنیم، اما وسوسه خرج کردن آنچه که داریم حتی پول قرض گرفته شده، می تواند به مشکلات بسیار دشواری منتهی شود. درواقع، خرج کردن پول قرض گرفته شده باعث می شود بسیاری از ما به شیوه ای زندگی کنیم که استطاعت آن را نداریم. وسوسه قرض گرفتن و خرج کردن، نهضت فرهنگی مصرف گرائی است که بر فقیر و ثروتمند تاثیر می گذارد. هنگامی که وسوسه شدیم باید قوانین خدا را بطلبیم (اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۱۳)، زیرا قرض کردن می تواند یک لعنت باشد (تثنیه باب ۲۸ آیات ۴۳ تا ۴۵).

عادت بد قرض گرفتن پول را شروع نکنید. اگر قبلا قرض گرفته اید، در اسرع وقت آن را پس بدهید. ما باید یاد بگیریم عاقلانه خرج کنیم و صاحبان پول خدا باشیم، و به جای آن، پول دنیوی ارباب ما نباشد.

بار دیگر، بعضی موقعیت ها وجود دارند که در آن ما نیاز به قرض گرفتن پول داریم. اما این کار باید با احتیاط و هدف پس دادن همه پول در اسرع وقت انجام شود.

چه خطرات روحانی برای فردی که بسیار گرفتار بدهی می شود، وجود دارد؟

مباشرت و کیف و خوشی برای یک لحظه

«بعد از آن یعقوب مقداری خورشت عدس و نان به او داد. او خورد و نوشید و بلند شد و رفت. عیسو برای نخست زادگی خود بیشتر از این ارزش قائل نشد» (پیدایش باب ۲۵ آیه ۳۴). عیسو یک مرد زمخت بود که اغلب اوقات در بیرون از خانه کار می کرد و بدنبال علایق خود بود. هنگامی که بوی خورشت برادرش به مشام او رسید، بلافاصله دلش عدس خواست، با اینکه احتمال اینکه از گرسنگی رو به مرگ بود، بسیار بعید بود. او که تحت کنترل احساسات و عواطف خود بود، اجازه داد که فشار لحظه بر عقلانیت او غلبه کند و حق نخست زادگی اش را برای کیف وخوشی یک لحظه مبادله نمود. زمانی که او خواهان باز پس گرفتن حق نخست زادگی خود بود، و «اگر چه او با ریختن اشک در پی آن بود» (عبرانیان باب ۱۲ آیه ۱۷)، آن را دریافت نکرد.

در مقابل، او نمونه ای از عیسی بود. عیسی پس از روزه به مدت ۴۰ روز و تقریباً نزدیک شدن به مرگ بدلیل گرسنگی، سه مرتبه توسط شیطان وسوسه شد (متی باب ۴ آیات ۳ تا ۱۰). اما عیسی متوجه وسوسه ها شد و حتی در ضعیف ترین حالت خود، تسلیم خوشگذرانی نشد. عیسی در تمام زندگی خود، لذت گناه و خوشگذرانی را انکار نمود و با این کار، نشان داد که ما نیز می توانیم قدرت غلبه بر گناه را داشته باشیم. او حق نخست زادگی خود را از دست نداد و آن را معامله نکرد، و از همه دعوت می کند که در وراثت با او شریک باشند (رومیان باب ۸آیه ۱۷، تیطوس باب ۳ آیه ۷). ما حق نخست زادگی خود را با پیروی از مثال عیسی وقتی وسوسه شد، نگه داریم (اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۱۳).

بهترین چیزی که این جهان می تواند ارائه دهد، تجربه اکنون و اینجا است، زیرا نمی تواند تجربه آخرت را ارائه دهد. زندگی کردن برای خودتان در مقابل زندگی کردن برای خدا می باشد.

آیات زیر چه چیزی درباره خطرات احتمالی خوشی لحظه ای حتی برای افراد با ایمان تعلیم می دهند؟ دوم سموئیل باب ۱۱ آیات ۲ تا ۴ ، پیدایش باب ۳ آیه ۶ ، فیلیپیان باب ۳ آیه ۱۹، اول یوحنا باب ۲ آیه ۱۶، رومیان باب ۸ آیه ۸.

تمایل به لذت لحظه ای نشانه ای از یک ذهن غیر قابل کنترل می باشد؛ این هوس، دشمن صبر و شکیبایی است که اهداف بلند مدت را تضعیف می کند و به مسئولیت پذیری آسیب می رساند. به تاخیر انداختن لذت یک اصل آموخته شده می باشد؛ مانند مهارتی است که به ما کمک می کند فشارها و موقعیت ها را مدیریت کنیم، به خصوص وسوسه هایی که جهان ارائه می دهد از جمله قرض گرفتن ناعاقلانه پول. اگر چه این ایده در جهانی که بر پایه زیاده روی در پاداش لحظه ای، درست کردن های سریع و طرح های به سرعت ثروتمند شدن، محبوب نمی باشد. هنگامی که ما لذت لحظه ای را تجربه نمی کنیم، احتمال اینکه پاداش کوتاه مدت را دوباره انتخاب کنیم بیشتر می باشد .... مباشرینِ عطایا، خدا از ما خواسته است تا در آن دام نیفتیم.

زندگی کردن با بودجهتان

«خانه شخص دانا پر از ناز و نعمت است، اما نادان هر چه به دست می آورد، برباد می دهد» (امثال سلیمان باب ۲۱ آیه ۲۰). این آیه، مباشرت مسئولیت اقتصادی را با مدیریت زندگی مجلل و افراط گرایانه مقایسه می کند. افراد نادان برای زندگی کردن با درآمدشان برنامه ریزی نمی کنند. آنها حریصانه ثروت خود را هدر داده و حتی پول قرض گرفته شده را خرج می کنند و احساس می کنند که زندگی مقتصدانه و خردمندانه مانند یک رژیم ناخواسته، دشوار است. با این وجود، حتی زمانی که ما نیاز داریم پول قرض کنیم، از جمله برای خرید خانه، باید با دقت نظر و درک اینکه باید با درآمد خود زندگی کنیم، آن را انجام دهیم.

ثروتمندان می توانند با درآمد خود از ثروتشان زندگی کنند. مشکل آنها این است که همیشه نگران ثروتشان و نحوه نگه داشتن آن هستند. وقتی افراد دارایی کمی دارند و تنها با درآمد حقوق خود زندگی می کنند، آنها نگران حفظ زندگی هستند و نه ثروت. با این حال، کتاب مقدس، بدون در نظر گرفتن میزان دارایی ما، در مورد زندگی کردن با درآمدمان به ما مشورت می دهد. پولس آنچه را که ما ممکن است سادگی مفرط در نظر بگیریم، توصیه می کند: «پس اگر خوراک و پوشاک داشته باشیم، به آنها قناعت می کنیم» (اول تیموتائوس باب ۶ آیه ۸). پولس داراییهای دنیوی را چندان مهم در نظر نمی گیرد، زیرا برای او، زندگی در مسیح کافی است (فیلیپیان باب ۱ آیه ۲۱).

چه اصولی باید پیش از هر چیز دیگری در نظر گرفته شوند؟ متی باب ۶ آیه ۳۳. چگونه می توانیم مطمئن باشیم که اینگونه زندگی می کنیم؟

می توانیم بودجه خود را نه به عنوان درآمد بلکه به عنوان منابعی که مسئولیت مدیریت آن را بر عهده داریم، در نظر بگیریم. حساب درآمد و خرج، روشی است که باید برای انجام این وظیفه از آن استفاده کنیم. تنظیم بودجه ، مهارتی آموختنی است که باید اندیشمندانه مورد مطالعه قرار گیرد. عمل و تلاش منظم برای موفقیت در مدیریت یک طرح مالی متعادل الزامی است (امثال سلیمان باب ۱۴ آیه ۱۵). اگر ما متعهد بشویم که در طرح مباشرت مالی خود موفق شویم، قادر خواهیم بود از اشتباهات شرم آور مالی اجتناب کنیم.

اگر شما با مدیریت پول مشکل دارید، یک بودجه مشخص کنید. لازم نیست پیچیده باشد. می تواند به این سادگی باشد که مجموع تمام هزینه های خود را به مدت چند ماه حساب کنید و سپس حد وسط هزینه های ماهیانه خود را بدست آورید. مهم این است که در محدوده بودجه خود زندگی کنید و در هر شرایطی، کاری بکنید که از بدهی اجتناب نمایید.

لوقا باب ۱۴ آیات ۲۷ تا ۳۰ را بخوانید. عیسی در اینجا هزینه شاگردی را با مثال سازنده ای که هزینه ساخت یک برج را تخمین می زند و اینکه اگر نتوانست آن را تمام کند، چه اتفاقی خواهد افتاد، نشان می دهد. ما از اینجا چه درسی در مورد مباشرت باید بیاموزیم؟

گفتن نه به قرض و بدهی

تثنیه باب ۲۸ آیه ۱۲ را بخوانید. این آیه چه چیزی درباره بدهکار شدن به ما می آموزد؟ در اینجا چه اصولی در مد نظر هستند؟

اجتناب از بدهی تا حد امکان، حسی بر پایه عقل سلیم می باشد. کلام ما را ضمانت و تعهد به قرض دیگران بر حذر می دارد. (امثال سلیمان باب ۱۷ آیه ۱۸، باب ۲۲ آیه ۲۶. بدهی، آینده را تحت تاثیر می گذارد و ما را ملزم به تسلیم خواسته هایش از موضع ضعف مالی می کند. این یک اکسیر روان می باشد که مسیحیان در رد کردن و اداره آن مشکل دارند. بدهی ممکن است غیر اخلاقی نباشد اما زندگی روحانی ما را تقویت نمی کند.

«باید نسبت به اقتصاد توجه جدی داشت زیرا در غیر این صورت بدهی سنگین بوجود خواهد آمد. در محدوده دارایی تان زندگی کنید. از بوجود آمدن بدهی همانطور که از جذام اجتناب می کنید، جلوگیری نمایید.» — الن جی. وایت،
Ellen G. White, Counsels on Stewardship, p. 272

بدهی می تواند به یک اسارت مالی تبدیل شود که ما را «غلام قرض دهنده» می سازد (امثال سلیمان باب ۲۲ آیه ۷). از آنجایی که بدهی بسیار با تار و پود جهان اقتصادی ما درهم پیچیده است، ما به آن به عنوان یک هنجار نگاه می کنیم. گذشته از هر چیز، تمامی ملت ها بر پایه وام و قرض دوام دارند؛ پس چرا افراد همان کار را انجام ندهند؟ داشتن این نگرش اشتباه می باشد.

«یک عهد جدی با خدا ببندید که با برکاتش، بدهی های خود را پرداخت خواهید کرد و سپس حتی اگر با نان و سوپ زندگی کنید بدهکار کسی نباشید. آماده کردن میز غذا با پرداخت بیست و پنج سنت اضافه از جیب خود آسان می باشد. شما مراقب سکه های خود باشید و پول های درشت مراقب خود خواهند بود. خرج کردن مقدار کمی در اینجا و مقدار کمی در آنجا است که خیلی زود باعث هزینه کردن پول های سنگین می شود. دست کم وقتی که بدهی زیادی دارید نفس خود را انکار کنید .... سست و دلسرد نشوید و به عقب باز نگردید. سلیقه خود، زیاد روی در امیال خود را انکار کنید، پول های خود را صرف جویی کنید و بدهی های خود را پرداخت کنید. به سریع ترین حد ممکن اینکار را انجام دهید. هنگامی که بتوانید بار دیگر فردی آزاد باشید، به هیچ کس چیزی بدهکار نباشید، پیروزی بزرگی بدست خواهید آورد.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Counsels on Stewardship, p. 257

بدهی شالوده ای ضعیف برای مسیحیان می باشد تا بتوانند بر روی آن می باشد. می تواند به تجربه روحانی ما صدمه بزند و به توانایی ما برای تامین بودجه کار خدا تاثیر بگذارد. بدهی توانایی ما به بخشیدن با اعتماد به نفس به دیگران را از بین می برد و فرصت های برکات خدا را می رباید.

برخی از انتخاب هایی که می توانید در حال حاضر بکنید که به شما در اجتناب از بدهی های غیر ضروری کمک کنند، کدامند؟ به منظور اینکه بدهی نداشته باشید، چه چیزی ممکن است برای انکار خود نیاز داشته باشید؟

پسانداز و سرمایهگذاری

مورچه ها کار می کنند تا برای زمستان آذوقه جمع کنند (امثال سلیمان باب ۶ آیات ۶ تا ۸). ما اگر شیوه های آنها را هنگامی که عاقلانه برای هدف خاص پول پس انداز می کنیم، در نظر بگیریم، افرادی خردمند هستیم. منظور از پس انداز کردن، داشتن منابع موجود برای هزینه هایزندگی یا نیازهایمان در مقابل به هدر دادن و جمع آوری آنچه بدست می آوریم، است. مدیریت پول مستلزم خردمندی، تنظیم بودجه و نظم و انضباط می باشد. اگر تنها کاری که انجام می دهیم پس انداز برای خودمان باشد، بجای مباشرت بر دارایی های خدا، درواقع آنها را می دزدیم.

«خرج کردن بدون دلیل پول ضرری دو برابر است. نه تنها خود پول از دست رفته است بلکه توانایی درآمد زایی آن نیز از دست رفته است. اگر ما آن را کنار می گذاشتیم از طریق پس انداز بر روی زمین دو برابر می شد و از طریق بخشش در آسمان دو برابر می شد .... پس انداز نظمی است که مدیریت بر پول را رشد و توسعه می دهد. در عوض اینکه به پول اجازه دهیم تا ما را به هر کجا که هوس کردیم ببرد، ما بایدکنترل آن را بدست می گیریم.» — رَندی سی. آلکورن،

Randy C. Alcorn, Money, Possessions and Eternity (Carol Stream: Illinois, Tyndale House Publishers, 2003), p. 328

امثال سلیمان باب ۱۳ آیه ۱۱، باب ۲۱ آیه ۵ و باب ۱۳ آیه ۱۸ را بخوانید. چه کلام عملی در اینجا وجود دارد که می تواند به ما در برخورد بهتر با مسائل مالی کمک کند؟

مباشران برای نیازهای خانواده پس انداز می کنند و هنگامی که دارایی های خدا را مدیریت می کنند، در آسمان سرمایه گذاری می کنند. میزان دارایی فرد مهم نیست، بلکه داشتن یک طرح مدیریت بر پایه کتاب مقدس، هر طور که وضعیت مالی تان باشد، اهمیت دارد. پس انداز کردن برای نیازهای خانواده باید عاقلانه انجام شود. برای به حداقل رساندن هر گونه ضرر، ریسک ها را به چند بخش تقسیم کنید تا خطر ضرر کمتر باشد (جامعه باب ۱۱ آیات ۱ و ۲). کار کردن با چنین حد اقل رسانی ریسک پیش از نیاز و حاجت (امثال سلیمان باب ۲۴ آیه ۲۷) و سپس بدنبال نصیحت شایسته از دیگران بودن (امثال سلیمان باب ۱۵ آیه ۲۲)، دو ابزار موفق در این نمونه می باشند. همچنان که نیاز ها بر آورده می شوند و ثروت رشد می کند، ما باید «خداوند خدایمان را همیشه به خاطر داشته باشیم، زیرا اوست که به ما قدرت و ثروت عطا می کند» (تثنیه باب ۸ آیه ۱۸).

امن ترین نمونه سرمایه گذاری برای مباشر خدا، سرمایه گذاری در «ملکوت آسمانی» می باشد (متی باب ۱۳ آیه ۴۴). هیچ بحران اقتصادی، ریسک، دزد یا رکود بازاری وجود ندارد. مانند داشتن کیف پولی است که هرگز فرسوده نمی شود (لوقا باب ۱۲ آیه ۳۳). پذیرفتن مسیح حساب را باز می کند و بازگرداندن ده-یک و دادن پیشکش به منزله سپرده گذاری می باشند. یعنی هر چقدر هم که لازم باشد ما به چیزهای زمینی و دنیوی از جمله پرداخت قبض ها در اینجا رسیدگی کنیم، همچنان باید همیشه تمرکز خود را بر حقایق ابدی نگه داریم.

دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۸ را بخوانید. چگونه می توانیم همیشه این حقیقت را در پیش روی خود داشته باشیم در حالی که به عنوان مباشرانی مسئول در اینجا زندگی می کنیم؟

تفکری فراتر: هر توانایی، مهارت یا موهبت طبیعی از جانب خدا می آید، چه با آن متولد شده باشیم، تحت نفوذ آن قرار گرفته باشیم و یا از محیط آن را آموخته باشیم. بخش مهم معادله کاری است که ما با توانایی ها و مهارت هایمان انجام می دهیم. خدا از مباشرین انتظار دارد که از طریق آموزش و تجربه عملی بیاموزند که ارباب مهارت ها و توانایی های خود باشند (جامعه باب ۱۰ آیه ۱۰).

بصل ئیل پر از «روح خدا و دارای لیاقت، ذکاوت، دانش و هنر بود» (خروج باب ۳۵ آیه ۳۱). او و اهولیاب (خروج باب ۳۵ آیه ۳۴) توانایی تعلیم مهارت های خود به دیگران را داشتند.

ما می توانیم بیاموزیم مباشرین بهتری باشیم و بخصوص مادامی که در جهان مادی زندگی می کنیم، بدهی را از بین ببریم. ما باید همیشه از طریق خواندن، همایش ها، آموزش رسمی (هر زمان که امکان دارد) و در نهایت تمرین آنچه که آموخته ایم. رشد مهارت هایمان، ما را قادر می سازد که بهترین خود را به خدا بدهیم و مباشرین خوبی باشیم.

تمثیل استعدادها نشان می دهد که هر خدمتگزار استعدادها را «به نسبت توانائیش» دریافت می کند (متی باب ۲۵ باب ۱۵). دو خدمتگزار دارایی خود را دو برابر کردند؛ نفر سوم مال خود را در زمین پنهان نمود. ما باید همیشه در تلاش برای بهبود آنچه که داریم، باشیم، اما دفن کردن استعداد هیچ توانایی و مهارتی نشان نداد. مدیریت پول، بیرون آمدن از زیر بدهی، ترویج نظم و انضباط و تجربه عملی، صلاحیت هایی را توسعه می دهند که توسط خدا برکت داده می شوند. برای موفقیت و خوب بودن در چیزی، باید آن را بارها تکرار کنیم.

«اگر درس های کتاب مقدس وارد زندگی روزانه بشوند، تاثیری عمیق و پایدار بر شخصیت دارند. تیموتائوس این درس ها را آموخت و بکار برد. او هیچ استعداد درخشان خاصی نداشت، اما کارش با ارزش بود زیرا از توانایی های خدادادی خود در خدمت استاد استفاده می کرد.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, The Acts of the Apostles, p. 205

سوالاتی برای بحث

۱. اگر چه کنترل نفس همیشه برای مسیحیان مهم است، اما بخصوص زمانی که عدم کنترل نفس می تواند به مشکلات مالی و حتی نابودی منتهی شود، اهمیت می یابد. ما به عنوان کلیسا، چه زمانی می توانیم به کسانی که در خطر این مشکل قرار دارند، کمک کنیم؟

۲. رومیان باب ۱۳ آیات ۷ و ۸ را بخوانید. چگونه می توانیم این سخنان را در زندگی روزانه خود و تمام تعامل هایمان با دیگران اعمال کنیم؟

۳. برخی استدلال می کنند که ما نباید نگران افتادن در بدهی باشیم، زیرا عیسی به زودی برمی گردد. شما چگونه به این ادعا پاسخ خواهید داد؟

داستانهای ایمانداران

۱۷ مارس

شکنجه ذهنی برای سبت

توسط اندرو مک چزنی، مبلغ دینی ادونتیست

مادرش پیش از مدرسه سبت، او را با آب خیس می کرد.

پدرش وقتی او به سوی کلیسا پیاده می رفت او را تعقیب می کرد — ولی او به کلیسا می دوید.

هر بار که او صدای تق تق قفل جعبه تفنگ پدرش را میشنید، میترسید که پدرش برای کشتن او میآمد.

مارگارت ویلفرد که سالهای پس از تعمید گرفتنش درکلیسای ادونتیست را تعریف میکرد، گفت: «من واقعاً میترسیدم. به شدت نگران بودم. و حتی تا امروز بر من تأثیر گذاشته است.»

اما ویلفرد ۶۱ ساله، معلم بازنشسته مدرسه راهنمایی ادونتیست در کشور کارائیب ترینیداد و توباگو هیچ پشیمانی نداشت. او گفت، «من از قدم زدنم با خدا لذت میبرم. هر آنچه آرامش که میتوانم داشته باشم را دریافت میکنم.»

ویلفرد توسط والدینی که یکشنبه را نگه میداشتند، نزدیک به محوطه دانشگاه ادونتیست کارائیب جنوبی در دره ماراکاس پرورش یافته بود. او از کودکی، موسیقی که در روز سبت ازمحوطه دانشگاه به گوش میرسید را دوست داشت. گروههای آواز سبت گاهی در صبح روزهای سبت از این در بازدید میکردند. این موسیقی بود که ویلفرد را در سن ۱۹ سالگی جذب یک مجموعه بشارتی ادونتیست نمود و او پس از جلسات تعمید داده شد.

او گفت، «این زمانی بود که شکنجه ذهنی آغاز شد.»

والدینش خشمگین بودند. پدرش او را تهدید نمود و در خانه را به روی او بست. صدای قفل جعبه تفنگ پدرش او را میترساند. او میترسید که کتک بخورد یا اتفاق بدتری بیافتد. یکبار پدرش او را تا نیمی از مسیر کلیسا تعقیب نمود.

او گفت، «تمام مسیر را دویدم زیرا از آنچه ممکن بود انجام دهد، میترسیدم.»

مادرش بعد از اینکه برای رفتن به کلیسا لباس میپوشید، بر رویش آب میریخت.

او گفت، «زندگی اصلاً برایم خوب نبود.»

اما ویلفرد هرگز به دست برداشتن از ایمانش فکر نکرد. او به مزامیر باب ۳۴ آیه ۷ متوسل شد که می گوید، «فرشته خداوند حافظ و رهاننده کسی است که از خداوند میترسد و به او احترام میگذارد.» یکی دیگر از آیات مورد علاقه، مزامیر باب ۲۷ آی ۱۰ میباشد: «حتّی اگر پدر و مادرم مرا ترک کنند، خداوند مرا ترک نخواهد کرد.»

درنهایت، تنش در خانه کاهش پیدا کرد. ویلفرد یک بورسیه دانشجویی برای ادامه تحصیل بدست آورد و در دانشگاه ادونتیست ثبت نام کرد. بعد در مدرسه ابتدایی ادونتیست روز هفتم در ماراکاس کاری را پذیرفت، جایی که به مدت ۳۵ سال کلاس اول و دوم را آموزش داد.

او گفت، «من میدانم که در چشم خدا عزیز هستم. او از پشت هرچیزی می تواند مرا ببیند.»

بخشی از هدایای سیزدهمین سبت در اولین فصل ۲۰۱۸ برای ساختن کلیسایی جدید برای دانشگاه کارائیب جنوبی که هرگز ساختمانی مخصوص کلیسا نداشته و در سالن اجتماعات مراسم عبادت برگزار میشد، فرستاده خواهد شد.

درس دوازدهم

۱۷ تا ۲۳ مارس

عادات یک مباشر

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: افسسیان باب ۵ آیات ۱۵ تا ۱۷؛ کولسیان باب ۳ آیه ۲۳؛ لوقا باب ۱۲ آیات ۳۵ تا ۴۸؛ یعقوب باب ۴ آیه ۱۴؛ اعمال رسولان باب ۳ آیه ۲۱؛ اول قرنتیان باب ۹ آیات ۲۴ تا ۲۷.

آیه حفظی: «به چه چیز مرد جوان راه خود را پاک میسازد؟ به نگاه داشتنش موافق کلام تو. به تمامی دل تو را طلبیدم. مگذار که از اوامر تو گمراه شوم. کلام تو را در دل خود مخفی داشتم که مبادا به تو گناه ورزم» (مزامیر باب ۱۱۹ آیات ۹ تا ۱۱).

عادات شما، هدف و جهت زندگیتان را نمایان می سازند. مباشرهایی که عادات خوب را پرورش می دهند، وفادارترین مباشرین هستند. دانیال عادت داشت روزانه دعا کند (دانیال باب ۶ آیه ۱۰). رسم پولس این بود که در کنیسه باشد (اعمال رسولان باب ۱۷ آیات ۱ و ۲). او همچنین می نویسد: «گول نخورید، معاشران بد، اخلاق خوب را فاسد می سازند» (اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۳۳). ما باید عادات خوب را به منظور جایگزینی با عادات بد، رشد و نمو دهیم.

«عادات ما برای الان و همیشه ، خالق شخصیت منحصر بفرد هر یک از ماست. زندگی کسانی که عادات درستی را شکل می دهند و در انجام همه وظایف وفادار هستند، مانند نورهای درخشان که راه دیگران را نورانی می کنند، خواهند بود.» — الن جی، وایت،
Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 4, p. 452

معبری که یک عادت آنرا می سازد، سریع ترین راهی است که می توانید برای بدست آوردن اجر و پاداشی که بدنبالش هستید، انتخاب کنید. یک عادت، یک تصمیم ریشه دار است. به عبارت دیگر، شما حتی لازم نیست در مورد آن فکر کنید؛ فقط آن را انجام می دهید. آن عادت می تواند با توجه به کاری که انجام می دهید، خیلی خوب یا خیلی بد باشد. این هفته، به عادات قدرتمندی که به یک مباشر در انجام کسب و کار خدا کمک خواهند کرد، می پردازیم.

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۴ مارس آماده شوید.

عادت: ابتدا خدا را جستجو کنید

همه ما دارای عاداتی هستیم. پرسش این است: آنها از چه نوعی هستند؟ خوب یا بد؟ از تمام عادات خوبی که مسیحیان می توانند داشته باشند، اولین چیزی که هر روزه باید در اهم تمامی اولویت ها باشد جستجو کردن خداست.

«هر روز صبح خودتان، قلب و وجدان، جسم و روحتان را برای خدا وقف کنید. عادات نیایش و توکل به منجی خود را بیشتر و بیشتر شکل و زینت دهید.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Mind, Character and Personality, vol. 1, p. 15

با چنان عادتی ، مطمئناً از «در ... تنگ» عبور خواهیم کرد که به حیات رهنمون می سازد. (متی باب ۷ آیه ۱۴).

خدا فرمود، «خدای دیگری را غیر از من پرستش نکن» (خروج باب ۲۰ آیه ۳). عیسی در زمینه نیازهای اساسی ما فرمود، «قبل از هر چیز ملکوت خدا و عدالت وی را بطلبید» (متی باب ۶ آیه ۳۳) و همچنین به ما گفته شده است: «شما مرا خواهید طلبید و مرا خواهید یافت، چون از صمیم قلب خواهان من بوده اید» (ارمیا باب ۲۹ آیه ۱۳).

متی باب ۲۲ آیات ۳۷ و ۳۸، اعمال رسولان باب ۱۷ آیه ۲۸، افسسیان باب ۵ آیات ۱۵ تا ۱۷ و کولسیان باب ۳ آیه ۲۳ را بخوانید. چه چیزی در اینجا گفته شده است که می تواند به درک ما از چگونگی قبل از هر چیز قرار دادن خدا در زندگیمان کمک کند؟

از میان تمام الگو ها برای طلبیدن خدا ، البته هیچکدام بهتر از الگوی عیسی نیست. عیسی ، پدر خود را مقدم بر هر چیز دیگری قرار می داد. ما این اولویت را در کودکی او ابتدا در خلال سفری که برای برگزاری عید پِسَح در اورشلیم داشت می بینیم. هنگامی که با مادرش که او را «در معبد» پیدا کرد روبرو شد، به او گفت، «من باید در امور پدر خود باشم » (لوقا باب ۲ آیات ۴۶ و ۴۹).

عیسی در طول زندگی اش، مشتاق همدلی با پدرش بود همانطور که عادات دعا کردن در زندگی اش نشان می داد. این عادت چیزی بود که حواریون کاملاً درک نمی کردند. تمام نیروهای تاریکی نتوانستند عیسی را از پدر جدا کنند زیرا عیسی ارتباط کامل با او را تبدیل به یک عادت نمود.

ما می توانیم با تصمیم به دوست داشتن خدا با تمام قلب، ذهن و روحمان، مثال عیسی را دنبال کنیم (متی باب ۲۲ آیه ۳۷). ما با دعا کردن مطالعه کلام خدا و بدنبال تقلید از شخصیت عیسی در همه کارهایمان بودند، عادت قرار دادن خدا قبل از هر چیز در زندگیمان را شکل خواهیم داد. و برای یک فرد مسیحی، چه عادتی بهتر از این می تواند وجود داشته باشد؟

از خود بپرسید: آیا من واقعاً خدا را مقدم بر هر چیز در زندگی ام قرار دادم؟ چگونه می توانید متوجه آن بشوید؟

عادت: بدنبال بازگشت عیسی باشید

لوقا باب ۱۲ آیات ۳۵ تا ۴۸ را بخوانید. این تمثیل درباره نحوه ارتباط ما با آمدن دوباره عیسی، چه چیزی به ما تعلیم می دهد؟ چرا تمام کارهایی که ما همیشه انجام می دهیم باید در زمینه واقعیت آمدن عیسی باشند؟

مباشرت باید از روی عادت در پرتو بازگشت عیسی انجام شود. شخصیت مباشرین بی ایمان که مانند با ایمانان رفتار می کنند، در نهایت بواسطه اعمالشان آشکار خواهد شد؛ زیرا مباشرین حقیقی و وفادار، مسئولیت های خود را آنگونه که گویا اربابشان حضور دارد، انجام می دهند. آنها برای آینده زندگی می کنند و روز بروزصادقانه کار می کنند. « امّا وطن ما در آسمان است که از آنجا نیز نجاتدهنده، یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم » (فیلیپیان باب ۳ آیه ۲۰).

ابراهیم بدنبال یک شهر ابدی بود (عبرانیان باب ۱۱ آیه ۱۰)، و پولس بدنبال بازگشت مسیح بود (عبرانیان باب ۱۰ آیه ۲۵). آنها اندیشمندان پیشگام، پیش بینی کنندگان و برنامه ریزان بودند و به لحظه ای می نگریستند تا عیسی را ملاقات کنند. ما نیز باید این عادت نگاه کردن به دور دستها با نگاهی پایدار را برای به اوج رسیدن پیام انجیل [که همانا بازگشت دوباره عیسی می باشد] در خود پرورش دهیم (تیطوس باب ۲ آیه ۱۳). به جای اینکه تنها گوشه چشمی بیاندازیم و یا بطور زودگذر به نبوت نگاه کنیم، باید همواره بدنبال آگاهی از ابدیت که در زمان بازگشت مسیح منتظر ماست، باشیم. در عین حال، باید از گمانه زنی های خود رو و پر اوهام در مورد وقایع آخر زمان اجتناب کنیم. وعده آمدن دوباره مسیح به ما در زندگی جهت می دهد و چشم اندازی مناسب به زمان حال ارائه می دهد و به ما کمک می کند آنچه در زندگی مهم است را به یاد داشته باشیم. عادت بدنبال بازگشت عیسی بودن، مفهوم و هدف مباشر بودن را ارائه می دهد.

صلیب ، راه را برای ما هموار نموده است تا قرار ملاقاتی با نجات دهنده داشته باشیم. ما بدنبال نشانه های آشکار شده در کتاب مقدس هستیم که به آمدن مسیح با شکوه پدر و فرشتگان ملازم اشاره دارد (مرقس باب ۸ آیه ۳۸). «و در ضمن، ما به چیزهای نادیدنی چشم دوخته ایم نه به چیزهای دیدنی، زیرا آنچه به چشم می آید موقتی است، ولی چیزهای نادیدنی تا ابد دوام دارند» (دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۸).

آری، مرگ و واقعیت همیشگی آن باید همواره به ما در درک میزان محدود و گذرا بودن زمانمان در اینجا کمک کند. اما وعده آمدن دوباره نیز به ما نشان می دهد که مرگ خود موقتی و گذراست. پس جای تعجب نیست که ما باید در پرتو وعده بازگشت مسیح زندگی کنیم، وعده ای که باید بر نحوه زندگی همه مباشرین مسیحی تاثیر بگذارد. بیایید اکنون این موضوع را به یک عادت تبدیل کنیم که همیشه در انتظار بازگشت مسیح زندگی کنیم. نام واقعی ما، واقعیت آن انتظار را نمایان می سازد.

عادت: از زمان خردمندانه استفاده کنید

«زیرا ما مدت کوتاهی زندگی کرده ایم، معلومات ما بسیار کم است و عمر ما بر زمین همچون سایه ای زودگذر است» (ایوب باب ۸ آیه ۹).

شما می توانید یک ساعت را نگه دارید، اما نمی توانیم زمان را از حرکت بازداریم. زمان منتظر نمی ماند؛ حتی اگر ما ثابت بمانیم و کاری انجام ندهیم، به حرکت رو به جلو ادامه می دهد.

آیات زیر چه چیزی درباره زمان ما در اینجا بر روی زمین در این زندگی تعلیم می دهند؟ یعقوب باب ۴ آیه ۱۴؛ مزامیر باب ۹۰ آیات ۱۰ و ۱۲؛ مزامیر باب ۳۹ آیات ۴ و ۵؛ جامعه باب ۳ آیات ۶ تا ۸. پیام اصلی که باید درباره با ارزش بودن زمانمان در اینجا از این آیات بدستآوریم، چیست؟

با چیزی به محدودی و برگشت ناپذیری زمان، مهم است که مسیحیان مباشرین خوب آن باشند. از این رو، ما باید عادت استفاده خردمندانه از زمان را با تمرکز بر آنچه در این زندگی و زندگی بعدی مهم است ، رشد دهیم. ما باید زمان را بر اساس آنچیزی که کلام خدا برای ما آشکار می کند بعنوان موضوعی مهم مدیریت کنیم، زیرا وقتی که زمان به پایان برسد، قابل تمدید نمی باشد. اگر ما پولی را از دست بدهیم، می توانیم در نهایت بار دیگر حتی بیشتر از آنچه را که ابتدا از دست داده ایم ، بدست آوریم. اما در مورد زمان چنین نمی باشد. لحظه ای که از دست برود، برای همیشه از دست خواهد رفت. به نوعی می توان گفت بازگرداندن تخم مرغ شکسته به داخل پوسته اش آسان تر از بازگرداندن لحظه گذشته ای از زمان می باشد. بنابراین، زمان یکی از با ارزش ترین متاع های داده شده توسط خدا می باشد. پس چقدر مهم است که ما عادت استفاده بهینه از تمام زمانی که داریم را پرورش بدهیم.

«زمان ما به خدا تعلق دارد. هر لحظه از آن اوست و ما تحت تعهدی جدی هستیم تا زمان را برای جلال او بهبود دهیم. بیش از هر عطیه ای که او ارزانی داشته ، او ما را به جدیت ملزم می دارد تا در باره زمان حساب پس بدهیم.

«ارزش زمان فراتر از محاسبات است. برای مسیح ارزش تمام لحظات یکسان بود و برای ما نیز باید چنین باشد. زندگی کوتاه تر از آن است که بیهوده بخواهد به هدر برود. ما وقتی بیش نداریم بجز تنها چند روز آزمون رفتار تا برای ابدیت آماده شویم. ما وقتی برای هدر دادن، اختصاص به لذت های خودخواهانه و زیاده روی در گناه نداریم.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, Christ’s Object Lessons, p. 342

«پس شما باید دقت کنید که چگونه زندگی می کنید، مثل اشخاص عاقل زندگی کنید، نه مانند نادانان. از هر فرصتی که برای شما روی می آورد به بهترین نحوی استفاده کنید زیرا این ایام، ایام بدی است» (افسسیان باب ۵ آیات ۱۵ و ۱۶). پولس در اینجا چه چیزی به ما می گوید و ما چگونه می توانیم این سخنان را در وضعیت کنونی خود اعمال کنیم؟

عادت: ذهن، بدن و روحی سالم داشته باشید

ما در ابتدا از نظر ذهنی، جسمی و روحی، عالی خلق شدیم. البته، گناه همه این ها را خراب کرد. مژده خوب انجیل در میان سایر چیزها، این است که خدا در حال بازگرداندن ما به آن چیزی است که از ابتدا قرار بود باشیم.

اعمال رسولان باب ۳ آیه ۲۱ و مکاشفه یوحنا باب ۲۱ آیات ۱ تا ۵ را بخوانید. در این آیات چه امیدی برای ما یافت می شود؟ ما در حالی که منتظر این احیاء نهایی هستیم، چگونه باید زندگی کنیم؟

 

مسیح وقتی که در اینجا بود، برای متعالی ساختن بشر از نظر روحانی، ذهنی و جسمی بطور خستگی ناپذیر تلاش نمود، که همه موارد تشکیل دهنده احیاء در پایان زمان هستند. خدمت شفا دادن عیسی ثابت می کند که خدا می خواهد ما اکنون تا پایان زمان، تا حد ممکن سالم باشیم. از این دو، مباشرین برای ذهن، بدن و روح خود عاداتی را پرورش می دهند که شیوه زندگی سالم را ترویج می دهند.

نخست، هر چه از ذهن بیشتر استفاده شود، قوی تر خواهد شد. بر حسب عادت، ذهن خود را پر سازید از «هر آنچه راست، شریف، درست، پاک، دوست داشتنی، نیکنام و هر چه عالی و قابل ستایش است» (فیلیپیان باب ۴ آیه ۸). چنین افکاری آرامش به همراه دارند (اشعیا باب ۲۶آیه ۳) و «آرامش فکری به بدن سلامتی می بخشد» (امثال سلیمان باب ۱۴ آیه ۳۰). عادات سالم ذهن، به دژ نیرو و توان اجازه می دهند در بهترین شرایط ممکن عمل کند.

دوم، عادات خوب سلامتی از جمله ورزش و رژیم غذایی مناسب نشان می دهند که ما به خودمان اهمیت می دهیم. برای مثال، ورزش استرس و فشار خون را کاهش می دهد، روحیه ما را بهبود می بخشد و اکسیری است که احتمالاً بیشتر از هر چیز موجود دیگر، ضد پیری می باشد.

سوم، یک مباشر برای تقویت روح خود، عادات خوب را توسعه خواهد داد. روح خود را برای رسیدن به خدا رفعت دهید (مزامیر باب ۸۶ آیات ۴ و ۵) و منتظر بمانید (مزامیر باب ۶۲ آیه ۵). روح شما رونق خواهد یافت «در حالی که مطابق حقیقت رفتار می کنید» (سوم یوحنا باب ۱ آیه ۳) و «سالم بماند تا وقت آمدن خداوند ما عیسی مسیح» (اول تسالونیکیان باب ۵ آیه ۲۳).

به نوع عاداتی که دارید و نحوه تاثیرشان بر سلامت روحانی، ذهنی و جسمی خود، بیاندیشید. آیا نیاز هست تغییراتی ایجاد کنید تا به شما در برخی یا همه این موارد کمک کنند؟ چه انتخاب هایی می توانید بکنید و چه وعده هایی از کتاب مقدس را می توانید مطالبه کنید که به شما در بهبود کیفیت زندگی تان اکنون که منتظر احیاء نهایی خود هستید، کمک کنند؟

عادت: تادیب نفس

تادیب نفس یکی از مهمترین ویژگی های شخصیتی است که یک مباشر می تواند داشته باشد. «زیرا روحی که خدا به ما بخشیده است ما را ترسان نمی سازد، بلکه روح او ما را از قدرت و محبت و تادیب نفس پر می کند» (دوم تیموتائوس باب ۱ آیه ۷). واژه یونانی معادل تادیب، sophronismos، تنها در اینجا در این آیه در عهد جدید آمده است و شامل توانایی انجام آنچه که باید با ذهن متعادل و سلیم انجام شود، می باشد تا از اصول خدا منحرف نشود. تادیب نفس می تواند به ما کمک کند تا «خوب را از بد تشخیص دهیم» (عبرانیان باب ۵ آیه ۱۴)، شرایط کنونی را درک کنیم و در عین حال، با آرامش و ملایم در برابر فشارها و حواس پرتی ها بدون در نظر گرفتن نتیجه، مقاومت کنیم. دانیال با وجود شیرها، چیزی که درست بود را دنبال کرد، بر عکس سامسون که در افراط [خوشگذرانی] زندگی کرد و خویشتن داری و داوری درست کمی از خود نشان داد. یوسف در خانه فوطیفار، به آنچه که درست بود عمل کرد، بر خلاف سلیمان که خدایان دیگر را پرستش نمود (اول پادشاهان باب ۱۱ آیات ۴ و ۵).

اول قرنتیان باب ۹ آیات ۲۴ تا ۲۷ را بخوانید. پولس در اینجا درباره تادیب نفس چه چیزی می گوید؟ او می گوید که چه چیزی در کل مسئله تادیب نفس، در معرض خطر قرار دارد؟

«جهان غرق در افراط و تفریط شده است. خطاها و افسانه ها وجود دارند. دام های شیطان برای نابود کردن نفس ها چند برابر شده اند. همه کسانی که در ترس از خدا، تقدس را کامل خواهند کرد، باید درس های اعتدال و پرهیزگاری را بیاموزند. امیال و احساسات باید پیرو قدرت های برتر ذهن نگه داشته شوند. تادیب نفس برای آن قدرت ذهنی و بینش روحانی که ما را قادر خواهند ساخت تا حقایق مقدس کلام خدا را درک کنیم و بکار ببریم، حیاتی است.» — الن جی. وایت،

Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 101

تادیب نفس از طریق کارهای بر حسب عادت، بهبود می یابد. خدا شما را فراخوانده است تا «در تمام رفتارتان پاک باشید» (اول پطرس باب ۱ آیه ۱۵) و «خود را در خداپرستی تقویت کنید» (اول تیموتائوس باب ۴ آیه ۷). مباشرین باید مانند با استعدادترین ورزشکاران و موسیقی دان ها تمرین کنند و آموزش ببینند تا تادیب نفس داشته باشند. ما باید از طریق قدرت خدا و تلاش سخت کوشانه خود، در چیزهایی که واقعاً مهم هستند، خود را تادیب کنیم.

چگونه می توانیم بیاموزیم که تسلیم قدرت خدا بشویم، او که تنها می تواند به ما آن تادیب نفسی که برای زندگی کردن به عنوان مباشرینی وفادار و خداگونه در این جهام سقوط کرده و فاسد نیاز داریم را بدهد؟

تفکری فراتر: خنوخ و نوح راه رفتن با خدا را در عصری که عده کمی در بحبوحه مادیگرایی و خشونت بیش از حد وفادار مانده بودند، به یک عادت تبدیل کردند (پیدایش باب ۵ آیه ۲۴، باب ۶ آیه ۹). آنها فیض خدا را درک کرده و پذیرفتند و از این رو، مباشرین خوبِ دارایی ها و وظایفی که به ایشان سپرده شده بود، بودند.

در طول اعصار، مردم مانند خنوخ و نوح در راه خدا قدم بر داشتند. به عنوان مثال، دانیال و دوستانش «متوجه شدند به منظور نمایندگان دین حقیقی بودن در میان مذاهب دروغین کفر، باید سلامت عقل داشته باشند و شخصیت مسیحی را به کمال برسانند. و خدا خود معلم ایشان بود. آنها با دعای مداوم، مطالعه آگاهانه و در تماس بودن با عالم غیب، مانند خنوخ در راه خدا قدم برداشتند.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Prophets and Kings, p. 486

«گام برداشتن در راه خدا»، معرف کاری است که مباشر انجام می دهد ، یعنی زندگی روزانه با خدا بر روی زمین. یک مباشر عاقل، گام برداشتن با خدا در جهانی فاسد را به یک عادت تبدیل می کند، زیرا تنها با این ارتباط با خدا، می توانیم در برابر سقوط در شرارت های غالب محافظت شویم.

یک مباشر وفادار بودن مستلزم همه جنبه های زندگی می باشد که با موافق خدا بودن شروع می شود (عاموس باب ۳ آیه ۳). ما باید در مسیح (کولسیان باب ۲ آیه ۶)، در تازگی حیات (رومیان باب ۶ آیه ۴)، در محبت (افسسیان باب ۵ آیه ۲)، در حکمت (کولسیان باب ۴ آیه ۵)، در حقیقت (مزامیر باب ۸۶ آیه ۱۱)، در نور (اول یوحنا باب ۱ آیه ۷)، در کمال (امثال سلیمان باب ۱۹ آیه ۱)، در شریعت او (خروج باب ۱۶ آیه ۴)، در کارهای خوب (افسسیان باب ۲ آیه ۱۰) و در راه راست (امثال سلیمان باب ۴ آیه ۲۶) گام برداریم.

سوالاتی برای بحث

۱. تواضع را تعریف کنید و نقش آن را در شیوه زندگی مباشر توضیح دهید (متی باب ۱۱ آیه ۲۹، افسسیان باب ۴ آیه ۲، فیلیپیان باب ۲ آیه ۳، یعقوب باب ۴ آیه ۱۰). چرا تواضع در قدم برداشتن ما با خدا مهم است؟ (میکا باب ۶ آیه ۸).

۲. در کلاس، درباره روش هایی که ما می توانیم به کسانی در میان خودمان که گرفتار بدی و یا حتی عادات مخرب افتاده اند کمک کنیم، صحبت کنید. شما به عنوان کلیسای محلی، چه کاری برای کمک به این افراد می توانید انجام دهید؟

۳. برخی از عادات خوب دیگر که مباشرین مسیحی باید داشته باشند، کدامند؟ برای مثال، تیطوس باب ۲ آیه ۷، مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۷۲ و متی باب ۵ آیه ٨ را ببینید.

۴. در کلاس، درباره زمان و رمز و رموز آن صحبت کنید. چرا به نظر می رسد که به سرعت در حال سپری شدن است؟ ما اصلاً چگونه متوجه می شویم که زمان چیست؟ و مهمتر اینکه، چرا لازم است که ما مباشرین خوب مقدار نسبتاً کم آن که بر روی زمین داریم، باشیم؟

داستانهای ایمانداران

۲۴ مارس

دختر ولخرج

توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست

استارلن پیترز کبود و با لباس پاره پس از یک شب مهمانی و در پی آن تصادف رانندگی به دلیل مستی، یک صبح روز سبت وارد کلیسا شد.

او که عضو سابق کلیسای ادونتیست بود، مطمئن نبود اعضای کلیسا که برای مدت ها آنها را نادیده گرفته بود، نسبت به حضورش عکسالعمل نشان خواهند داد. اما دوستش چند ساعت پیش بر اثر تصادف کشته شده بود و او نیاز داشت به دنبال خدا باشد.

پیترز ۳۲ ساله که اکنون مبلغ تمام وقت است، گفت، «من آن تصادف را به عنوان یک زنگ خطر دیدم. متوجه شدم که زندگی چقدر شکننده است.»

پیترز توسط مادربزرگی ادونتیست در بندر اسپانیا، پایتخت کشور کارائیب ترینیداد و توباگو، بزرگ شد. او از سن کم باید در هر روز سبت در مراسم کلیسا شرکت میکرد. او پس از تعمیدش مقامهای مختلف کلیسا را برعهده داشت، اما گفت که خدمتش واقعی نبود. پیترز گفت، «بخش زیادی از کودکیام، هیچ ارتباطی با خدا احساس نکردم.»

او در ۱۸ سالگی خانه و کلیسا را ترک کرد تا زندگی خوشگذرانه را آغاز کند.

سپس تصادف رانندگی اتفاق افتاد. پیترز و دو تا از دوستانش بعد از یک مهمانی جمعه شب با ماشین به خانه بازمیگشتند و راننده که مست بود، تصادف کرد. پیترز و راننده با خراشهایی فرار کردند اما دوستش، زنی ۲۶ ساله کشته شد.

پیترز به سرعت از صحنه تصادف برای بررسی به بیمارستان انتقال داده شد. سپس پلیس از او در اداره پلیس پرس و جو نمود. پس از آن، پیترز مستقیم به کلیسا رفت.

پیترز لباس مهمانی به تن داشت: پیراهنی کوتاه، گوشواره و آرایش. نمیدانست چه انتظاری داشته باشد. او به مدت هفت سال بود که در کلیسا عبادت نکرده بود.

شبان در حال آماده شدن برای شروع موعظه بود که پیترز از در وارد شد. تمام چشمها به سمت او چرخید. سپس اعضای کلیسا ناگهان شروع به خواندن سرود کردند.

پیترز گفت، «آنها مراسم را متوقف کرده و شروع به خواندن آواز نمودند، زیرا بسیار خوشحال بودند که من پس از سالهای بسیار به کلیسا رفته بودم.»

این خوشآمدی شایسته پسر اسرافکار تمثیل عیسی در لوقا باب ۱۵ آیات ۱۱ تا ۳۲ بود.

در آن لحظه پیترز تصمیم گرفت زندگی خود را به عیسی بدهد و از نو شروع کند.

او گفت، «من با خدا قرار گذاشتم: همه چیز یا هیچ چیز. من با دیگر تعمید داده شدم و اینجا بود که زندگیام آغاز شد.»

درباره استارلن پیترز (سمت چپ) هفته بعد بیشتر بخوانید.

درس سیزدهم

۲۴ تا ۳۰ مارس

ثمرات مباشرت

بعد از ظهر روز سبت

مطالعه این هفته: دوم تیموتائوس باب ۳ آیات ۱ تا ۹ ؛ حزقیال باب ۱۴ آیه ۱۴؛ فیلیپیان باب ۴ آیات ۴ تا ۱۳؛ امثال سلیمان باب ۳ آیه ۵ ؛ اول پطرس باب ۲ آیات ۱۱ و ۱۲؛ متی باب ۷ آیه ۲۳، باب ۲۵ آیه ۲۱.

آیه حفظی: «و سیرت خود را در میان امّتها نیکو دارید تا در همان امری که شما را مثل بدکاران بد میگویند، از کارهای نیکوی شما که ببینند، در روز تفقد، خدا را تمجید نمایند» (اول پطرس باب ۲ آیه ۱۲).

ما به عنوان مباشران، باید به عنوان شاهدان خدایی که به او خدمت می کنیم، زندگی کنیم، بدین معنی که باید تاثیر قدرتمند خوبی بر اطرافیان خود داشته باشیم.

پس داستان ما نباید از جهان اطراف ما جدا باشد. در عوض، ما امتیاز داریم تا شیوه بهتر زندگی را برای کسانی بازتاب دهیم که اطلاعی از آنچه به ما ارزانی شده، ندارند. مباشرت عمل پیشرفت است در حینی که فراخوان خدا را به داشتن زندگی الهی مدیریت می کنیم. خدا مهارت داشتن زندگی متفاوت با سایر نحوه های زندگی را بر روی زمین به ما عطا می کند (دوم قرنتیان باب ۶ آیه ۱۷) و این چیزی است که دیگران باید به آن توجه کنند و حتی در مورد آن بپرسند. از این رو، به ما گفته شده است: «اما ترس مسیح در دل های شما باشد و او را خداوند خود بدانید و اگر کسی علت امید شما را می پرسد، همیشه آماده جواب باشید» (اول پطرس باب ۳ آیه ۱۵).

این درس پایانی، به منافع شخصی، نتایج روحانی، پی آمدهای موفقیت آمیز، تاثیر ما و کلید رضایت در زندگی مباشرتی خواهد پرداخت، با علم به اینکه همگی در باره این موضوع است که «مسیح در شما ساکن می باشد و این حقیقت مایه امید شماست» (کولسیان باب ۱ آیه ۲۷).

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳۱ مارس آماده شوید.

مباشرت و خداگونه بودن

خداگونه بودن موضوعی گسترده است. مردم با خدا شیوه زندگی مقدسی دارند (تیطس باب ۱ آیه ۱) و با خلق و خوی سرسپردگی و اعمالی که او را خشنود می سازد شبیه مسیح می شوند (مزامیر باب ۴ آیه ۳، تیطس باب ۲ آیه ۱۲). خدایی بودن، گواه مذهب حقیقی است و وعدهزندگی ابدی را دریافت می کند. هیچ فلسفه، ثروت، شهرت، قدرت یا برتری بواسطه ولادت١ ، چنین وعده ای را ارائه نمی دهد.

بطور مثال: کودک با ولادت خود از والدین ارث می برد (گرچه والدین می توانند او را از ارث محروم و یا حتی یک فرزند خوانده را وارث خود بدانند) ،ولی فردی بواسطه تولد در یک خانواده مسیحی نمی تواند ادعای مسیحی بودن را داشته باشد و خود را در استحصال رستگاری افضل بداند. [ویراستار]

دوم تیموتائوس باب ۳ آیات ۱ تا ۹ را بخوانید. پولس در اینجا نسبت به چه چیزی هشدار می دهد که مستقیماً با زندگی مباشر وفادار مرتبط است؟

کتاب ایوب، شرحی از شخصیت و کارهای ایوب را ارائه می دهد. این کتاب نشان می دهد که چگونه یک زندگی خدایی حتی از طریق رنج کشیدن نمایان می شود. این نشان می دهد که شیطان تا چه حد از این شیوه زندگی متنفر است. حتی خدا اذعان می کند که فرد دیگری مانند ایوب از نظر کیفیت ایمان و شیوه زندگی وجود نداشت (ایوب باب ۲ آیه ۳).

«در زمین عوص مردی بود به نام ایوب. او شخصی بی عیب و درستکار بود. از خدا می ترسید و از گناه دوری می کرد» (ایوب باب ۱ آیه ۱). بنابراین، مردی را می بینیم که ایمانش تنها از روی حرف و کلام یا آیین های مذهبی نبود، اگر چه این ها بخشی از زندگی وی بودند (ایوب باب ۱ آیه ۵). خدا ترسی او ، در کل زندگی خداپرستی وی حتی در میان آزمونهای وحشتناک آشکار شد. خدایی و عابد بودن به این معنی نیست که ما کامل هستیم، بلکه تنها بدین معنی است که ما در اطراف خود کمال را انعکاس می دهیم.

حزقیال باب ۱۴ آیه ۱۴ را بخوانید. این آیه چه چیزی می گوید که بر شخصیت این مردان شهادت می دهد؟ آنها چه چیزی مشترک دارند که باید در همه ما دیده شود؟

مباشرت در واقع تجلی زندگی خداگونه است. مباشرین وفادار تنها شکل و شمایل خدایی ندارند. آنها خدایی هستند و این شبیه به خدا بودن در نحوه زندگی ایشان و رسیدگی به آنچه خدایشان به آنها سپرده است، نمایان می شود. ایمان آنها نه تنها در کاری که انجام می دهند، بلکه در آنچه انجام نمی دهند نیز تجلی می یابد.

قناعت

«من به احتیاجات شخصی خود اشاره نمی کنم، زیرا یاد گرفته ام در هر وضعی که باشم، قناعت کنم» (فیلیپیان باب ۴ آیه ۱۱). اگر قرار باشد ما در هر وضعی که هستیم، قناعت کنیم، این قناعت در نهایت باید از کجا بیاید؟

پولس زمانی که برای تیموتائوس می نویسد، گروه ناخوشایندی از مردم را توصیف می کند «که گمان می کنند خدایی بودن وسیله ای است برای کسب منفعت» (اول تیموتائوس باب ۶ آیه ۵). چه توصیف بهتری برای برخی از گویندگان تلویزیون می تواند وجود داشته باشد؟ آنها با گفتن این به شنوندگان خود که اگر آنها با ایمان باشند (و این «ایمانداری» شامل حمایت از خدمات میسیونری ایشان می شود)، آن شنوندگان ثروتمند خواهند شد. برابر قرار دادن ثروت با ایمانداری، شکل و صورتی دیگر از مادیگرایی است که تحت پوشش مسیحیت خود را ظاهر نموده است.

واقعیت این است که خداگونه بودن و تعبد هیچ ربطی به ثروت ندارد. اگر چنین بود، برخی از خبیث ترین افراد باید خداپرست تلقی می شدند زیرا جزء ثروتمندان هستند. در عوض، پولس پاسخ داد که «خداپرستی همراه با قناعت، منفعت بسیار دارد» (اول تیموتائوس باب ۶ آیه ۶).خداپرستی به همراه قناعت در هر شرایطی، بهترین نوع ثروت است زیرا فیض خدا بسیار با ارزش تر از منفعت مالی می باشد. از این رو، ما باید با «خوراک و پوشاک» (اول تیموتائوس باب ۶ آیه ۸) قانع باشیم. در پایان، ما هر چقدر دارایی داشته باشیم، اگر تمایل به اینگونه فکر کردن داشته باشیم، همیشه چیزهای بیشتری برای گرفتن خواهد بود.

«قناعت در هر شرایطی، یک هنر بزرگ و راز روحانی می باشد. باید آموخته شود و به عنوان یک راز آموخته شود.... قناعت مسیحی، در قابی دلپذیر، درونی، آرام و بخشنده روح جای دارد که آزادانه تسلیم خدا می شود و در هر شرایطی آزادانه در برابر حکمت خدا و حس پدرانه محظوظ گردیده وسر فرود می آورد.... مانند روغن و مرهمی گرانبها و تسکین دهنده و مفید برای دل نگرانان در زمان ها و شرایط دشوار می باشد.» جرمایا بورو،

Jeremiah Burroughs, The Rare Jewel of Christian Contentment, pp. 1, 3

رومیان باب ۸ آیه ۲۸، عبرانیان باب ۱۳ آیه ۵ و فیلیپیان باب ۴ آیات ۴ تا ۱۳ را بخوانید. ما در اینجا چه چیزی می توانیم بیابیم که به ما در داشتن زندگی قانع کمک کند؟

توکّل

امثال سلیمان باب ۳ آیه ۵ را بخوانید. در این آیه به ویژه بخش آخر، چه پیام بسیار مهمی در مورد «تکیه نکردن» بر عقل خودمان، برای ما وجود دارد؟ (اشعیا باب ۵۵ آیه ۹، اول قرنتیان باب ۴ آیه ۵ و باب ۱۳ آیه ۱۲ را نیز ببینید.)

شعار و هدف مباشرین خدا «با دل و جان توکل کردن به خدا و تکیه نکردن بر عقل خود می باشد» (امثال سلیمان باب ۳ آیه ۵).

البته اغلب گفتن آسان تر از عمل می باشد. هر چند وقت یکبار ممکن است با عقلانیت به خدا و محبت و توجه و دلنگرانی او برای خودمان ایمان داشته باشیم و با این حال خود را تا حد بیماری نگران چیزهایی کنیم که با آن روبرو می شویم؟ گاهی اوقات آینده می تواند دست کم در تصور ما بسیار ترسناک به نظر برسد.

پس ما به عنوان مباشر چگونه می آموزیم که به خدا توکل کنیم؟ با قدم برداشتن در ایمان و اطاعت از خداوند در تمام کارهایی که انجام می دهیم. توکل عملی ذهنی است که در صورت استفاده به پایان نمی رسد؛ در مقابل، ما هر چه بیشتر به خداوند توکل کنیم، توکلمان بیشتر رشد می کند. زندگی کردن به عنوان مباشرینی با ایمان، روشی برای ابراز توکلمان به خدا می باشد. این توکل، اساس و نیروی محرک مباشر می باشد و با آنچه انجام می دهیم، آشکار می شود.

«با تمام قلبتان به خداوند توکل کنید. عبارت قلبتان همیشه بصورت استعاری در کتاب مقدس بکار برده شده است. بدین معنی است که تصمیمات ما از یک نفس اخلاقی درونی می آیند که هویت ما را تعیین می کند» (متی باب ۲۲ آیه ۳۷). این شامل شخصیت، انگیزه ها و نیات ما می شود — هسته اصلی وجود ما.

توکل به خدا با چیزهایی که نمی توانید کنترل کنید، آسان تر می باشد. در این مفهوم ما چاره ای جز اعتماد به او نداریم. در عوض، توکل حقیقی «برآمده از قلب» زمانی بوجود می آید که ما باید در مورد چیزی که می توانیم کنترل کنیم تصمیم بگیریم، و زمانی که توکلمان به خدا باعث می شود یک راه را انتخاب کنیم.

رسولان با تمام قلب خود توکل به خدا را شرح می دهند: «طبیعت آنها به ضعیفی و درماندگی همه کسانی که اکنون در کار خدا هستند بود، اما آنها بطور کامل به خداوند اطمینان کردند. آنها ثروت داشتند اما شامل فرهنگ ذهن و روح می شد؛ و همه کسانی که خدا را در ابتدا، انتها و بهترین همه چیز قرار دهند، آن را خواهند داشت.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, Gospel Workers, p. 25

این حقیقت دارد که اطمینان کردن به خدا در مورد چیزهایی که نمی توانید کنترل کنید، آسان تر می باشد. اما در مورد چیزهایی که می توانید کنترل کنید، چطور؟ چه تصمیماتی ممکن است لازم باشد بگیرید که بواسطه آنها، اعتمادتان به خدا تعیین کند چه راهی انتخاب می کنید؟

تأثیر ما

«شما زمانی در تاریکی بودید اما اکنون با اتحاد خود با خداوند، در نور هستید» (افسسیان باب ۵ آیه ۸). پولس تحول قلب را به عنوان عملی که به صورت کلی دیده می شود، توصیف می کند: همانطور که ما «در نور قدم بر می داریم» (اول یوحنا باب ۱ آیه ۷، اشعیا باب ۳۰ آیه۲۱)، شهادت روزانه ما از مباشرت تحت مدیریت، نوری تاثیر گذار در جهان تاریک خواهد بود.

عیسی فرمود، «من نور این جهان هستم» (یوحنا باب ۸ آیه ۱۲). ما بواسطه ثبات شخصیت در رفتار اجتماعی روزانه خود، نور خدا را منعکس می کنیم.

مباشرت ما به روش هایی که خدا را جلال ببخشد، چگونه نشان داده می شود؟ کارهای ما چه تاثیری بر دیگران دارند؟ متی باب ۵ آیه ۱۶، تیطس باب ۲ آیه ۷، اول پطرس باب ۲ آیات ۱۱ و ۱۲.

مباشرت به مدیریت دارایی های خدا مربوط می شود، اما فراتر از این مسئولیت می باشد. مباشرت ما در برابر خانواده ها، جوامع، جهان و عالم ما آشکار است (اول قرنتیان باب ۴ آیه ۹). مباشرت در مشاغل ما نیز تاثیر اصول پادشاهی بر زندگی ما را نشان می دهد. و از این رو ما می توانیم بر دیگران تاثیر بگذاریم. ما با مهربانی و اخلاقیات، که تایید آفریدگار را بهمراه دارد مسیح را آشکار می سازیم.

اخلاق کاری ما نیز باید با ارزش های مباشرت ما موافق باشد. شغل ما مرحله ای است که در آن مباشرت فرد عادل دیده می شود. «او بی گناهی تو را مانند روز روشن، آشکار خواهد نمود» (مزامیر باب ۳۷ آیه ۶). تاثیر یک مباشر حتی در محل کار یا حرفه خود «پنهان نمی شود یا زیر تشت گذاشته نمی شود» (لوقا باب ۱۱ آیه ۳۳)، بلکه مانند شهری بر بلندای تپه دیده می شود (متی باب ۵ آیه ۱۴). در صورتی که شما اینگونه هدفمند در خانه و محل کار زندگی کنید، بر ذهن ها و قلب های اطرافیان خود تاثیر خواهید گذاشت.

«همه چیز در طبیعت برای کاری تعیین شده اند و از جایگاهشان ایراد نمی گیرند. همه مردان و زنان در امور روحانی، حدود و مسئولیت خاصی دارند. سودی که خدا خواستار آن است، متناسب با سرمایه سپرده شده و مطابق با میزان عطیه مسیح می باشد.... اکنون زمان و فرصت شماست که با ... ثبات شخصیتی نشان دهید که شما را از نظر اخلاقی واقعاً با ارزش کند. مسیح حق دارد تا از خدمت شما بهره مند شود. از صمیم قلب تسلیم او شوید.» — الن جی. وایت، Ellen G. White, This Day With God, p. 243

اخلاق کاری شما چه نوع تاثیری بر همکاران یا کسانی که در خانه می بینید، دارد؟ شما در مورد ایمان خود، چه نوع پیامی به ایشان می رسانید؟

سخنانی که میخواهیم (ونمیخواهیم) بشنویم

ما بر روی زمین، غریبه ها و مسافرینی هستیم که — ملکوت اعلی که بی نقص، زیبا و آرام است — مقصد نهایی ماست (عبرانیان باب ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴). تا آن زمان، ما باید در اینجا زندگی کنیم. جهان بینی مسیحی، بویژه آنگونه که در جدال عظیم نمایان گردیده است، اجازه وجود هیچ گروه بی طرفی را نمی دهد. ما یا برای خدا و یا برای دشمن زندگی می کنیم. «هر که با من نیست، بر خلاف من است و هر که با من جمع نمی کند، پراکنده می سازد» (متی باب ۱۲ آیه ۳۰). زمانی که عیسی بازگردد، طرفی که ما در آن هستیم، به روشنی و وضوح نمایان خواهد شد.

زمانی پس از بازگشت مسیح، کسانی که ادعای پیروی از او را می کردند، یکی از دو جمله را خواهند شنید. آن دو جمله کدامند و معنای هر کدام چیست؟

متی باب ۲۵ آیه ۲۱

متی باب ۷ آیه ۲۳

این سخن مسیح، «آفرین»، دل انگیزترین و رضایت بخش ترین سخنی است که یک مباشر می تواند بشنود. داشتن تایید نامحدود الهی در مورد تلاش ما در مدیریت دارایی هایش، شادی غیر قابل وصفی برای انجام حداکثر توانایی مان و دانستن تمام مدت اینکه نجات ما ریشه در کارهای مسیح برای ما و نه کارهای ما برای او دارد، می باشد (رومیان باب ۳ آیه ۲۱ و باب ۴ آیه ۶ را ببینید).

زندگی یک مباشر با ایمان، بازتاب دهنده ایمان اوست. تلاش برای رستگاری بواسطه اعمال در کلام آنهایی دیده می شود که بدنبال عادل شمردن خود در مقابل خدا از طریق اعمالشان بودند (متی باب ۷ آیات ۲۱ و ۲۲ را ببینید). متی باب ۷ آیه ۲۳ نشان می دهد که راضی بودن از خود یا خود عادل شماری تا چه حد بی نتیجه است.

«هنگامی که پیروان مسیح، آنچه را که به او تعلق دارد به وی بازمی گردانند، گنجی را جمع می کنند که در زمان شنیدن عبارت آفرین، خدمتگزاران خوب و وفادار؛ ... وارد شادی خداوند خود بشوید، به ایشان داده خواهد شد.» — الن جی. وایت،
Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 523

در پایان، مباشرت نوعی زندگی است که در آن دو فرمان بزرگ محبت برای خدا و محبت به همسایگانمان، انگیزه و نیروی محرک همه کارها می باشند.

زندگی شما و مباشرت نمایان شده در آن، تا چه حد به خوبی این دو فرمان بزرگ را منعکس می کنند؟

تفکری فراتر: «مسیح به این جهان آمد تا محبت خدا را نمایان سازد. پیروان او باید کاری را که او آغاز کرد ، ادامه دهند. بیایید تلاش کنیم به یکدیگر کمک و یکدیگر را تقویت نماییم. بدنبال خوبی دیگران بودن، راهی است که بواسطه آن می توان شادی حقیقی را یافت. انسان با دوست داشتن خدا و انسان های دیگر، بر ضد منفعت خود کار نمی کند. هر چه روح از خود گذشته تر باشد، فرد خوشحال تر است، زیرا هدف خدا برای خود را کامل می کند.» — الن جی. وایت،
Ellen G. White, Counsels on Stewardship, pp. 24, 25

«هر کجا در کلیسا زندگی وجود داشته باشد، رشد و فزونی وجود دارد. همچنین یک مبادله دائمی وجود دارد، گرفتن و دادن، دریافت کردن و بازگرداندن به خود خداوند. خدا به هر مومن واقعی، نور و برکت می دهد و ایماندار، آن را در کاری که برای خداوند انجام می دهد، به دیگران می رساند. همانطور که آنچه که دریافت می کند را می بخشد، ظرفیتش برای دریافت کردن بیشتر می شود. فضا برای تدارکات تازه فیض و حقیقت بوجود می آید. نور روشن تر و دانش افزون تر از آن او خواهد بود. زندگی و رشد کلیسا به این بخشیدن و دریافت کردن وابسته است. کسی که دریافت می کند اما هرگز نمی بخشد، خیلی زود دیگر دریافت نخواهد کرد. اگر حقیقت از او به دیگران جریان نداشته باشد، او ظرفیت دریافت را از دست خواهد داد. اگر ما برکات تازه دریافت کنیم، باید متاع های آسمانی را با دیگران سهیم شویم.» — الن جی. وایت،
Ellen G. White, Counsels on Stewardship, p. 36

سوالاتی برای بحث

۱. چگونه توکل به خداوند به تعهد منتهی می شود؟ برای اعتماد به خدا با تمام قلبتان در سطحی عقلانی، چه چیزی لازم است؟ دوم قرنتیان باب ۱۰ آیه ۵. چرا بسیار آسان است بگوییم، همه چیز برای خیریت با هم درکارند (رومیان باب ۸ آیه ۲۸) اما باورش دشوار است؟ یعنی، چرا می گوییم که به خدا اعتماد داریم و واقعاً از نظر عقلانی به او توکل داریم، و با این وجود از آینده می ترسیم؟

۲. در کلاس این سوال را بپرسید و سپس پاسخ ها را مقایسه کنید: «در حدود ۲۵ واژه، تعریف شما از مباشرت چیست؟» سپس این سوال را بپرسید: «در حدود ۲۵ واژه چرا مباشرت بخش مهمی از زندگی مسیحی است؟»

۳. متی باب ۷ آیات ۲۱ تا ۲۳ را بار دیگر بخوانید. در این آیات چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ چرا افراد چنین چیزهایی می گویند؟ سخنانشان چه چیزی در مورد ایشان می گوید؟ چگونه می توانیم مطمئن شویم که همچنان که بدنبال مباشر خوب بودن هستیم — حتی بدنبال داشتن زندگی با ایمان و اطاعت هستیم، و حتی بدنبال انجام کار خوب در نام خدا هستیم — در همان خود فریبی سقوط نکنیم؟

۴. ما تمایل داریم تنها در سطح فردی به نفوذ مسیحی بیاندیشیم. اما در مورد در سطح کلیسای محلی تان چطور؟ کلیسای شما به عنوانیک مجموعه، چه نوع تاثیری بر جامعه دارد؟

داستانهای ایمانداران

۳۱ مارس

به دنبال ۳ نشانه بودن

توسط اندرو مک چزنی، تبلیغ دینی ادونتیست

استارلن پیترز پس از گوش دادن به یک مبلغ کارآزموده آمریکایی در مجمع جوانان در سرزمین مادری او، ترینیداد و توباگو سخن گفت، مجاب شد که برای سفر مبلغی دو هفتهای به جنوب آمریکا ثبت نام کند.

اما این خواسته او را سراسیمه کرد. او به تازگی پس از هفت سال خوشگذرانی به کلیسای ادونتیست روز هفتم بازگشته بود و احساس نمیکرد واجد شرایط خدمت کردن به عنوان یک مبلغ باشد.

پیترز که در آن زمان ۲۵ ساله بود، گفت، «به نظرم من از جنس مبلغ نبودم. پس تصمیم گرفتم دعا کنم.»

او از خدا نشانهای درخواست کرد: اینکه افراد تصادفی حاضر در مجمع جوانان به او بگویند که یک مبلغ بشود. هیچ کس او را نمیشناخت، بنابراین فکر میکرد کسی به او نزدیک نشود.

او گفت، «اما همان روز، چند نفر نزد من آمده و به من گفتند، آیا تا به حال به اینک یک مبلغ باشی، فکر کردهای؟»

پیترز چنین استدلال کرد که مردم پس از سخنرانی مبلغ آمریکایی به خدمت مبلغی فکر میکردندِ پس نشانه دومی از خدا خواست: اینکه پدرش به او بگوید که یک مبلغ بشود. پیترز گفت، «پدرم آدم اهل کلیسا رفتن نیست و من تنها دختر او هستم. از این رو، احتمالش بسیار کم یا صفر بود. فکر کردم خدا را گیر انداختم.»

روز بعد، پدرش به او زنگ زد و گفت، «شاید باید به جایی که خدا هدایتت میکند، بروی.» او گفت که از تغییرات اخیر زندگی وی راضی بود.

پیترز آن شب با خشم دعا نمود. او نمیخواست شغلش را برای سفر بشارتی به گویان به خطر بیاندازد. او خواهان نشانه سوم شد: اینکه خدا ۴۵۰ دلار هزینه لازم برای سفر را فراهم کند.

روز بعد، آخرین روز مجمع، غریبهای یک پاکت سفید به پیترز داد و رفت. او گفت، «وقتی داخل پاکت را نگاه کردم، چکی به مبلغ ۴۵۰ دلار در آن قرار داشت، میزان دقیقی که من برای سفر نیاز داشتم.»

پیترز در نهایت ۱ سال و نیم در گویان ماند و در یک مدرسه بشارتی تدریس نمود. از آن زمان، پیترز بی وقفه به سفرهای کوتاه و طولانی مدت بشارتی رفته است و تنها برای جمعآوری پول سفر بعدی توقف کرده است. در سال ۲۰۱۴، رئیس کلیسای ادونتیست، تد نیلسون به او برای فعالیتش در راستای برنامه بشارتی یک ساله، هدیهای به وی اهدا نمود.

پیترز که اکنون ۳۲ سال دارد گفت که هیچوقت برای به اشتراک گذاشتن عیسی خیلی دیر — یا خیلی ز‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ود نیست.

او گفت، «پیش از اولین سفر مأموریتیام، تازه به کلیسا بازگشته بودم، بنابراین به اندازه کافی احساس مسیحی بودن نداشتم که به چنین سفری بروم. اکنون همیشه در حال سفر هستم. خدا تمام نیازهای مرا برآورده میکند.»

درباره استارلن پیترز (در تصویر در کنار رئیس کلیسای ادونتیست، تد ان. سی. ویلسون) در مطلب هفته گذشته بیشتر بخوانید.