۱۹ تا ۲۵ اوت


استدعا و فراخوان روحانی پولس


بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۴ آیات ۱۲ تا ۲۰ ؛ اول قرنتیان باب ۱۱ آیه ۱؛ فیلیپیان باب ۳ آیه ۱۷؛ اول قرنتیان باب ۹ آیات ۱۹ تا ۲۳ ؛ دوم قرنتیان باب ۴ آیات ۷ تا ۱۲.


آیه حفظی: «ای برادران، از شما استدعا دارم که مثل من بشوید، چنانکه من هم مثل شما شدهام. به من هیچ ظلم نکردید» (غلاطیان باب ۴ آیه ۱۲).


همانطور که تا کنون دیدهایم، پولس بطور تلویحی برای غلاطیان قلم نمیزند و رُک سخن میگوید. اگرچه در واقع زبان تند وی انعکاس دهنده شور و علاقه قلبی بخاطر سلامت روحانی کلیسایی بود که خود بر پا نموده بود. در کنار مسائل وابسته به علوم الهی بسیار مهمی که پولس با آنها سر و کار داشت، نامه به غلاطیان در مفهومی گسترده نیز، نشان میدهد که اصول تعالیم صحیح تا چه میزان مهم میباشد. اگر باورهای ما از اهمیت چندانی برخوردار نبودند، اگر اصلاحات تعلیمی اصلاً چنان مهم نبود، پس چرا پولس می بایست تا آن حد در نامهاش پر حرارت و قاطع باشد؟ مطمئناً حقیقت این است که آنچه باور داریم و آنچه عمل میکنیم ، بویژه در مسئله جامع انجیل بسیار مهم است.


در غلاطیان باب ۴ آیات ۱۲ تا ۲۰، پولس به سخنانش ادامه میدهد، اگرچه، رویکرد خود را اندکی تغییر میدهد. پولس برای متقاعد ساختن غلاطیان نسبت به اشتباهاتشان، استدلالهای دقیق و الهیاتی پیچیده ای ارائه میدهد، و اکنون درخواست او هم شخصی و هم تقاضایی است که یک شبان و مرشد از کلیسا بعمل می آورد. بر خلاف معلمان دروغین که هیچ علایق حقیقی به غلاطیان نداشتند، پولس نگرانی، امید و محبت واقعی یک شبان خوب را برای گلّة متمردش ارائه میدهد. او فقط الهیات را اصلاح نمیکرد؛ او در پی خدمت به کسانی بود که آنان دوست میداشت.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۶ اوت آماده شوید.




قلب پولس


غلاطیان باب ۴ آیات ۱۲ تا ۲۰ را بخوانید. حقیقت پیام پولس در این آیات چیست؟


نشانة اولیه از نگرانی که بر قلب پولس سنگینی میکند، تقاضای شخصی او در آیة ۱۲ می باشد. این درخواست بلافاصله پس از اصرار پولس بر اینکه غلاطیان «مانند او بشوند» ، ادامه مییابد. متاسفانه برجستگی و اهمیت واژة لابه یا التماس در برخی از ترجمهها منتقل نشده است. واژه یونانی آن deomai میباشد. اگر چه میتوان آن را به صورت «ابرام و اصرار» یا «لابه و التماس» ترجمه کرد، اما واژة یونانی آن حسی قویتر از عجز و نومیدی بهمراه دارد که به آن مرتبط است (دوم قرنتیان باب ۵ آیة ۲۰، باب ۸ آیة ۴ و باب ۱۰ آیة ۲ را ببینید). پولس در واقع میگوید، «من به شما التماس میکنم!»


نگرانی پولس در واقع در مورد فرضیه های الهیاتی و نقطهنظرات اصول تعالیم نبود. قلب او با زندگی کسانی که از طریق خدمت او نزد مسیح آمده بودند، پیوند داشت. او خود را بیش از یک دوست میدید؛ او پدر روحانی ایشان بود و آنها فرزندان وی بودند. اما حتی بیش از آن، پولس نگرانیهای خود برای غلاطیان را به نگرانی و اضطرابی که یک مادر در هنگام زایمان دارد، تشبیه میکند (غلاطیان باب ۴ آية ۱۹). پولس در زمان برپایی کلیسا فکر میکرد «کار» قبلی او برای «نجات» آنها کافی بود. اما اکنون که جماعت کلیسای غلاطیه از حقیقت منحرف شده بودند، پولس آن دردهای زایمان را بار دیگر برای اطمینان از نیک بختی آنها تجربه میکرد.


پولس برای غلاطیان چه هدفی در ذهن داشت؟ او انتظار داشت که از تمام زحماتش به جای ایشان، چه نتیجهای بگیرد؟ غلاطیان باب ۴ آیة ۱۹.


پولس که در ابتدا غلاطیان را به این صورت که در رحم مادر شکل گرفته بودند، توصیف نمود، اکنون از آنها گویی که خود مادرانی باردار هستند، سخن میگوید. واژة ترجمه شده به صورت «شکل گیری» ترجمه شده است، از نظر پزشکی برای اشاره به رشد جنین استفاده میشد. پولس از طریق این استعاره، مفهوم از مسیحی بودن را هم از نظر فردی و هم از نظر جمعی توصیف میکند. پیرو مسیح بودن چیزی بیش از اقرار به ایمان میباشد که شامل یک دگرگونی بنیادی برای شبیه شدن به مسیح است. پولس «در پی چند تغییر جزئی در غلاطیان نبود، بلکه بدنبال تحوّلی بود که وقتی آنها را میبیند گوئی که مسیح را دیده است.» – لئون موریس، نگارشی در باب غلاطیان که از مرجع زیر اقتباس شده است.


Leon Morris, Galatians (Downers Grove, Ill.: InterVarsity Press, 1996), p. 142






چالش در پیش رو


اول قرنتیان باب ۱۱ آیة ۱ ؛ فیلیپیان باب ۳ آیة ۱۷ ؛ دوم تسالونیکیان باب ۳ آیات ۷ تا ۹ و اعمال رسولان باب ۲۶ آیات ۲۸ و ۲۹ را بخوانید. پولس در آنجا چه چیزی میگوید که در غلاطیان باب ۴ آیة ۱۲ منعکس شده است؟ ما باید چگونه منظور او را متوجه بشویم؟


پولس چندین بار در نامههایش، مسیحیان را به تقلید از رفتار خود تشویق میکند. پولس در هر موقعیتی، خود را به عنوان الگوی معتبر که ایمانداران باید از آن پیروی کنند، ارائه میدهد. در دوم تسالونیکیان باب ۳ آیات ۷ تا ۹، پولس خود را به عنوان یک نمونه از آنگونه که ایمانداران اهل تسالونیکی میبایست کار کنند تا مخارج زندگی خود را بدست آورند و بارشان بر دوش دیگران نباشند، عرضه میدارد. پولس در اول قرنتیان باب ۱۱ آیة ۱، اهالی کلیسای قرنتس را فرا میخواندکه در اولویت قرار دادن رفاه دیگران را از او تقلید کنند. نگرانی پولس در مورد غلاطیان تا حدودی متفاوت به نظر میرسد.


در غلاطیان باب ۴ آية ۱۲، پولس از غلاطیان نمیخواهد از وی تقلید کنند؛ در عوض، او درخواست میکند که آنها همانگونه که او هست، «بشوند» – او دربارة تبدیل شدن سخن میگوید و نه تقلید کردن. چرا؟ مشکل در غلاطیه مانند کلیسای قرنتس، رفتاری غیر اخلاقی یا نحوة زندگی کفرآمیز نبود. مشکل در غلاطیه ریشه در اساس مسیحیت داشت. بیشتر در مورد «بودن» بود تا «تقلید و رفتار». پولس نمیگفت که مانند من رفتار کنید، بلکه آنگونه که من هستم، باشید. اصطلاح دقیق در غلاطیان باب ۴ آیة ۱۲ در درخواست پولس از هیرودیس اغریپاس دوم در اعمال رسولان باب ۲۶ آیة ۲۹ پدیدار میشود، جایی که او مینویسد، «دیر یا زود از خدا میخواهم که نه فقط شما بلکه تمام کسانی که در اینجا حاضرند مانند من مسیحی بشوند اما نه مسیحی زندانی!» (تأکید واقع شده). به عبارت دیگر، پولس به تجربة خود به عنوان یک فرد مسیحی اشاره میکند، پایه و اساسی که تنها بر مسیح استوار است، ایمانی که فقط به آنچه مسیح برای ما انجام داده است و نه اعمال شریعت اعتماد دارد. غلاطیان به جای هویتشان در مسیح، برای رفتار یا کردارشان ارزش بیشتری قائل بودند.


اگرچه پولس به طور خاص نمی گوید که می خواهد غلاطیان چگونه مانند وی بشوند، در شرایط محیطی آن موقعیت در غلاطیه نشان میدهد که این یک بیان کلی نبود که تمام جنبهها و جزئیات زندگیاش را پوشش دهد. از آنجایی که نگرانی پولس از (تمرکز شریعت بر دین) در کلیسای غلاطیه بود ، مع الوصف بطور حتم پولس محبت، خوشی، آزادی و اطمینان از نجات شگفت انگیزی را که در عیسی مسیح یافته بود در خاطر داشت. در پرتو فضیلت شناخت خداوند عیسی مسیح، پولس آموخته بود که هر چیز دیگری را بیارزش تلقی کند (فیلیپیان باب ۳ آیات ۵ تا ۹) – و مشتاق بود که غلاطیان نیز چنین چیزی را تجربه کنند.






من همانند شما شدهام


اول قرنتیان باب ۹ آیات ۱۹ تا ۲۳ را بخوانید. پولس در این آیات چه چیزی میگوید که میتواند به درک بهتر ما از منظورش در قسمت بعدی غلاطیان باب ۴ آیة ۱۲، کمک کند؟ (اعمال رسولان باب ۱۷ آیات ۱۶ تا ۳۴ ، اول قرنتیان باب ۸ آیات ۸ تا۱۳ و غلاطیان باب ۲ آیات ۱۱ تا ۱۴ را نیز ببینید.)


غلاطیان باب ۴ آیة ۱۲ ممکن است کمی گیج کننده به نظر برسد. چرا غلاطیان باید مانند پولس بشوند، اگر او پیش از آن شبیه به ایشان شده بود؟


همانطور که در مطالعة دیروز دیدیم، پولس میخواست که آنها در ایمان و اطمینان کاملش در مسیح برای نجات مانند او بشوند. نظر او دربارة مانند آنها شدن، یادآوری از این نکته بود که او با وجود یهودی بودن، به یک غیر یهودی «بدون شریعت» تبدیل شده بود تا بتواند در میان غیر یهودیان انجیل را بشارت بدهد. در واقع، بر طبق اول قرنتیان باب ۹ آیات ۱۹ تا ۲۳، اگرچه انجیل یکسان ماند، اما روش پولس با توجه به مردمی که بشارت میداد، تغییر میکرد.


«پولس پیشگام آنچیزی است که امروزه از آن بعنوان «انطباق مفاهیم با شرایط زمانی و محیطی» یا «تطبیق یا به روز کردن بافت اجتماعی قدیم با جدید» یاد میکنیم. یعنی ضرورت ارائه انجیل به سبک و سیاقی که مجموعه مفاهیم شرایط محیطی مردم را با کسانی که مورد خطاب قرار گرفته اند در ارتباط بگذارد– تیموتی جورج، در باب غلاطیان که از مرجع زیر اقتباس شده است.


Timothy George, The New American Commentary: Galatians (Nashville, Tenn.:Broadman & Holman Publishers, 1994), p. 321


نظریات شخصی پولس در اول قرنتیان باب ۹ آیة ۲۱ نشان میدهد که او باور داشت که محدودیتهایی وجود داشت مبنی بر اینکه فرد تا چه حد میتواند در به روز کردن یا تطبیق دادن انجیل با شرایط جدید به پیش برود. برای مثال، او اشاره میکند که اگر چه افراد آزاد هستند که روشهای گوناگونی را برای بشارت دادن به یهودیان و غیر یهودیان اتخاذ کنند ولی این آزادی شامل حقِ داشتنِ زندگیِ بدونِ احکام نمیگردد، زیرا مسیحیان تحت «شریعت و احکام مسیح» هستند.


اگرچه انطباق مفاهیم با شرایط زمانی و محیطی همیشه آسان نیست، «تا آنجایی که قادر باشیم تا قلب انجیل را از پیله فرهنگی آن جدا سازیم ، به روز کردن و انطباق پیام مسیح بدون لطمه زدن به محتوا و مفاد اصلی آن ، ما نیز باید از مقلدان پولس بشویم.» – تیموتی جورج، در باب غلاطیان که از مرجع زیر اقتباش شده است.


Timothy George, Galatians, pp. 321, 322






آنزمان و ایام ما


رابطة پولس با ایمانداران غلاطیه همیشه به اندازة زمان کنونی دشوار و سرد نبوده است. در واقع، وقتی که پولس بر زمانی که برای بار اول انجیل را در غلاطیه موعظه کرد تاکید گذارد او با عباراتی درخشان و پر احساس گفت که آنها چقدر با او با خوشروئی رفتار کرده اند. بعد چه اتفاقی افتاد؟


چه اتفاقی به نظر میرسد که پولس را به موعظة انجیل در غلاطیه رهنمود کرده باشد؟ غلاطیان باب ۴ آیة ۱۳.


ظاهراً این قصد ابتدایی پولس نبوده است که انجیل را در غلاطیه موعظه کند. با این وجود در زمان سفرش به نوعی بیماری مبتلا شد که او را وادار نمود تا مدتی بیشتر از آنچه انتظارش را داشت در غلاطیه بماند و یا برای بهبودش به غلاطیه سفر کند. رمز و راز در ماهیت دقیق بیماری پولس بود. برخی گفتهاند که به مالاریا دچار شده بود؛ بعضی دیگر (بر اساس اشارة پولس به تمایل غلاطیان به بیرون آوردن چشمانشان و دادن آنها به وی) گفتهاند که احتمالاً نوعی بیماری چشمی بوده است. بیماری او همچنین ممکن است به «خاری در بدن» که او در دوم قرنتیان دوم باب ۱۲ آیات ۷ تا ۹ به آن اشاره میکند، ارتباط داشته است.


هر چه که پولس از آن رنج میکشید، او به ما میگوید که چنان ناخوشایند بود که به یک آزمایش برای غلاطیان تبدیل شد. در جهانی که بیماری اغلب نمادی از نارضایتی الهی بود (یوحنا باب ۹ آیات ۱ و ۲، لوقا باب ۱۳ آیات ۱ تا ۴)، بیماری پولس میتوانست به راحتی بهانهای برای غلاطیان بوجود آورد که او و پیام وی را انکار نمایند. اما آنها از صمیم قلب از پولس استقبال نمودند. چرا؟ زیرا قلبهای ایشان از موعظة صلیب (غلاطیان باب ۳ آیة ۱) و اعتقاد به روحالقدس گرم شده بود. آنها اینک چه دلیل دیگری برای تغییر رویکردشان میتوانستند ارائه کنند؟


دلیل خدا برای روا دانستن رنج کشیدن پولس چه میتوانست باشد؟ پولس چگونه میتوانست به دیگران خدمت کند، وقتی با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکرد؟ رومیان باب ۸ آیة ۲۸؛ دوم قرنتیان باب ۴ آيات ۷ تا ۱۲، باب ۱۲ آیات ۷ تا ۱۰.


بیماری پولس هر چه که بود، بدون شک جدی بود و میتوانست به راحتی بهانهای برای مقصر خواندن خدا برای مشکلاتش و یا دست کشیدن از موعظة انجیل به او بدهد. پولس هیچکدام از این دو کار را انجام نداد. او به جای اینکه اجازه دهد موقعیتش او را از پا در آورد، از آن به عنوان فرصتی برای تکیة بیشتر بر فیض خدا استفاده نمود. «خدا بارها از سختیهای زندگی همچون بیماری، فقر، حتی بلایای طبیعی و مصیبتهای غیرقابل توضیح – به عنوان فرصتی برای نشان دادن رحمت و فیض خود و وسیلهای برای پیشبرد انجیل استفاده کرده است.» – تیموتی جورج، در باب غلاطیان که از مرجع زیر استفاده شده است.


Timothy George, Galatians, pp. 323, 324






سخن گفتن از حقیقت


غلاطیان باب ۴ آیة ۱۶ را بخوانید. پولس به چه نکات قدرتمندی در اینجا اشاره میکند؟ به چه روشهایی ممکن است خود شما چیز مشابهی را تجربه کرده باشید؟ (یوحنا باب ۳ آیة ۱۹ ؛ متی باب ۲۶ آیات ۶۴ و ۶۵ ؛ ارمیا باب ۳۶ آيات ۱۷تا ۲۳ را نیز ببینید.)


اصطلاح « حقیقت را گفتن» اغلب از مفهوم و توارد ذهنی منفی برخوردار است، بویژه در زمان و عصر ما، وقتی که میتواند به عنوان ترفندی رک وصریح، بدون مانع و محدودیت و بدون ترحم نسبت به خصم در گفتن حقایق به دیگران، بدون در نظر گرفتن میزان ناخوشایندی یا نا مطلوبی آنها، دیده شود. اگر برای نظریات پولس در غلاطیان باب ۴ آیات ۱۲ تا ۲۰ و برخی دیگر از نظریاتش در بخشهای دیگر نامهاش نبود (غلاطیان باب ۶ آیات ۹ و ۱۰ را ببینید)، امکان داشت برای فردی سوء برداشت ایجاد کند که علاقة پولس به حقیقت انجیل، نسبت به هر نوع ابراز محبت برتری داشت. با این حال، همانطور که دیدهایم، با وجود اینکه پولس دغدغة «دانستن حقیقت انجیل» توسط غلاطیان را داشت (غلاطیان باب ۲ آیات ۵ و ۱۴ را ببینید)، این نگرانی بدلیل علاقهاش به آنها بوجود آمد. چه کسی هست که شخصاً دردناک بودن ملامت کردن یا بیپرده گفتن حقایق به خود را که – به هر دلیلی مایل به شنیدن آن نیست –تجربه نکرده باشد؟ ما این کار را بدلیل توجهمان به آن فرد انجام میدهیم و نه به این دلیل که میخواهیم به او آسیب برسانیم، اگر چه زمانهایی تأثیر آنی سخنان ما آسیب و یا حتی عصبانیت و خشم علیه ما میباشد. ما به هر حال این کار را انجام میدهیم، زیرا میدانیم این چیزی است که آن فرد نیاز دارد بشنود ، مهم نیست که تا چه حد خواهان انجام آن نمیباشد.


در غلاطیان باب ۴ آیات ۱۷ تا ۲۰، پولس چه چیزی دربارة کسانی که مخالف با آنهاست، میگوید؟ علاوه بر نقد بینش دینی غلط آنان ، او چه چیز دیگری را به چالش میکشد؟


در مقایسه با صراحتی که پولس در ارائه انجیل خود داشت ، ممکن است خشم غلاطیان برانگیخته شده باشد. مخالفان وی فعالانه با چرب زبانی و تملق در صدد جلب رضایت کلیسای اهالی غلاطیه بودند که این کار نه از روی مهر و محبت بلکه از روی انگیزه ها و نیات خود خواهانه ای بود که در فکر داشتند. دقیقا روشن نیست که منظور پولس از بیان اینکه مخالفان میخواهند (در را بروی شما ببندند) چیست گرچه این مطلب شاید اشاره به تلاشی برای بستن در بروی امتیازات انجیل بود زیرا به نظر معلمین دروغین مردم ابتدا باید ختنه میشدند تا از امتیاز نجات برخوردار شوند.






تفکری فراتر: «در کلیساهای غلاطیه، خطای بی پرده جایگزین پیام انجیل میشد. مسیح ، آن بنیان حقیقی ایمان که آئین ها و مراسم تشریفاتی یهود را منسوخ کرده بود، عملاً کنار گذاشته شد. پولس رسول دید که اگر ایمانداران در غلاطیه از خطرات تأثیراتی که آنها را تهدید میکردند، نجات مییافتند، قاطعترین اقدامات باید انجام میشد و شدیدترین هشدارها باید داده میشد.


«یک درس مهم برای تمام خدمتگزاران مسیح این است که کار خود را با شرایط کسانی که او در پی منفعت رساندن به ایشان است، تطبیق دهند. عطوفت، صبر، تصمیمگیری و ثبات به یک میزان الزامی هستند؛ اما اینها باید با تشخیصی صحیح مورد استفاده قرار بگیرند. برای روبرو شدن باگروهها با سطح فکری مختلف، تحت شرایط و موقعیتهای گوناگون، حکمت و داوری روشن و مقدّس برای کار از طریق روح خدا الزامی میباشد.


«پولس به کسانی که یکبار در زندگیشان با قدرت خدا آشنا شده بودند، التماس نمود که به علاقه پیشین خود نسبت به حقیقت انجیل باز گردند. او با استدلالهای بیپاسخ، امتیاز آزاد بودن مردان و زنان در مسیح– کسی که از طریق فیض کفاره وی، تمام کسانی که کاملاً تسلیم بشوند، ردای عدالت وی را به تن خواهند کرد را در مقابل ایشان قرار میدهد. او این موضع را در پیش میگیرد که هر انسانی که میخواهد نجات داده شود باید تجربه شخصی واقعی در کارهای خدایی داشته باشد.


«سخنان مشتاقانه و عاجزانه رسول بی ثمر بودند. روحالقدس از نیرویی عظیم بوجود آمد و بسیاری که با گام نهادن در مسیرهای عجیب، سرگردان شده بودند، به ایمان پیشین خود از انجیل باز گشتند. از این پس، آنها در آزادی که مسیح برایشان به ارمغان آورده بود، ثابت قدم بودند.» – الن جی. وایت، اعمال رسولان صفحات ٣٨۵ و ٣٨۶ و ٣۸۸ .


Ellen G. White, The Acts of the Apostles, pp. 385, 386, 388




خلاصه: پولس که چندین استدلال کلامی پیچیده و دقیق آورده بود، اکنون درخواستی شخصیتر و احساسیتر از غلاطیان دارد. او از آنها عاجزانه تقاضا میکند که به اندرز او گوش فرا دهند، رابطة مثبتی که زمانی داشتند و محبت حقیقی و نگرانی که او به عنوان پدر روحانی نسبت به ایشان دارد را برایشان یادآوری میکند.


درس دهم


۲۶ اوت تا ۱ سپتامبر


دو عهد






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۳۱ ؛ پیدایش باب ۱ آیه ۲۸ ، باب ۲ آیات ۲ و ۳ ، باب ۳ آیه ۱۵، باب ۱۵ آیات ۱ تا ۶ ؛ خروج باب ۶ آیات ۲ تا ۸ ، باب ۱۹ آیات ۳ تا ۶ .


آیه حفظی: «لیکن اورشلیم بالا آزاد است که مادر جمیع ما میباشد» ترجمه تفسیری: اما مادر ما و وطن ما اورشلیم آسمانی است که کنیز و بنده شریعت نیست. (غلاطیان باب ۴ آیه ۲۶).


مسیحیانی که اقتدار و اعتبار عهد قدیم را رد می کنند، اغلب ارزانی شدن احکام بر کوه سینا را با انجیل در تناقض می بینند. آنها چنین نتیجه می گیرند که عهدی که بر کوه سینا داده شد، معرف شرایط و وضعیتی خاص و استثنایی در دوره ای از تاریخ بشر است که رستگاری بر اساس اطاعت از احکام بود. اما از آن جایی که مردم در بر آورده ساختن مطالبات احکام قصور ورزیدند آنگاه خدا ( آنگونه که آنها می گویند) عهدی جدید را آغاز نمود، عهد فیض از طریق شایستگی عیسی مسیح. پس این درک آنها از دو عهد می باشد: عهد قدیم بر پایه شریعت و احکام و عهد جدید بر پایه فیض.


هر قدر هم که این دیدگاه متداول باشد، با این حال دیدگاهی اشتباه است. نجات هرگز از طریق اطاعت از احکام نبود؛ آیین یهود بر طبق آموزه های کتاب مقدس، از ابتدا همواره دین فیض بوده است. پولس در غلاطیه با قانونگرایی یا (ایده پیروی سفت و سخت از احکام بمنظور حصول رستگاری) مواجه شده بود که نه تنها انحراف از مسیحیت بلکه از خود عهد قدیم بود. دو عهد، موضوع و مسئله مربوط به زمان نیستند؛ در عوض انعکاس دیدگاه و رویکرد بشری می باشند. آنها دو روش متفاوت از تلاش برای ارتباط با خدا را ارائه می دهند، روش هایی که به قائن و هابیل باز می گردند. عهد قدیم نشان دهنده کسانی است که مانند قائن به اشتباه بر فرمانبرداری خود به عنوان وسیله ای برای خشنود ساختن خدا تکیه و اصرار میورزد؛ در مقابل، عهد جدید نشان دهنده تجربه کسانی است که مانند هابیل، برای انجام تمام چیزهایی که خدا وعده داده است کاملا بر فیض او تکیه می کنند.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲ سپتامبر آماده شوید.




مبانی عهد


بسیاری برداشت پولس از تاریخ اسرائیل در غلاطیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۳۱ را به عنوان دشوارترین بخش از نامه اش در نظر می گیرند زیرا که مبحثی بسیار پیچیده بوده که نیازمند به داشتن دانشی گسترده از اشخاص عهد عتیق و وقایع میباشد. نخستین گام در درک این بخش، داشتن درکی ابتدایی از مفاهیم عهد قدیم است که در کانون بحث پولس قرار دارد: مفهوم عهد.


واژه عبری ترجمه شده«عهد»، ברית (berit) می باشد. این واژه تقریباً سیصد بار در عهد قدیم بکار برده شده است و اشاره به قرارداد، توافق یا معاهده ای الزام آور می باشد. عهد و پیمانها برای هزاران سال نقشی اساسی در تعیین رابطه میان مردم و ملت های سراسر خاور نزدیک ایفا نمودند. عهدها اغلب شامل ذبح حیوانات به عنوان بخشی از روند ایجاد یک عهد و میثاق بودند. کشتن حیوانات نمادی از این مفهوم بود که اگر یک طرف از وعده ها و الزامات خود قصور کند چه اتفاقی خواهد افتاد.


«از زمان آدم تا عیسی، خدا بوسیله مجموعه ای از وعده های عهد با مرکزیت ظهور نجات دهنده که بموجب آن در )عهد داودی( به اوج رسیده بود سر و کار داشت (پیدایش باب ۱۲ آیات ۲ و ۳ ؛ دوم سموئیل باب ۷ آیات ۱۲ تا ۱۷ ؛ اشعیا باب ۱۱). خدا به قوم بنی اسرائیل که در بابل اسیر بودند، عهد جدید دلنشین (ارمیا باب ۳۱ آیات ۳۱ تا ۳۴) در رابطه با آمدن مسیح از نسل داود را وعده داد (حزقیال باب ۳۶ آیات ۲۶ تا ۲۸، باب ۳۷ آیات ۲۲ تا ۲۸).» – هانس کِی. لِراندِل ، در باب خالق نجات دهنده ما که از مرجع زیر اقتباس گردیده است.


Hans K. LaRondelle, Our Creator Redeemer (Berrien Springs, Mich.: Andrews University Press, 2005), p. 4


مبنای عهد اولیه خدا با آدم در باغ عدن پیش از گناه چه بود؟ پیدایش باب ۱ آیه ۲۸ ، باب ۲ آیات ۲ و ۳ و ۱۵ تا ۱۷.


در حالی که ازدواج، کار جسمی و سبت بخشی از مفاد کلی تشکیل عهد بودند، نکته اصلی آن فرمان خدا در نخوردن میوه ممنوعه بود. ماهیت اصلی عهد، «اطاعت کنید و آنگاه زندگی کنید» بود! با طبیعتی که در هماهنگی با خدا خلق شده بود، و در کمال و بی عیبی بود این خواسته زیادی از آنها نبود؛ با این حال آدم و حوا تصمیم به انجام کاری غیرطبیعی گرفتند، و در آن عمل، آنها نه تنها عهد خلقت را شکستند بلکه شرایط آن را برای بشر امروزی که با گناه فاسد شده است، غیر ممکن ساختند. خدا رابطه ای که آدم و حوا از دست داده بودند را باز خواهد گرداند. او این کار را با تصویب عهدی از فیض بر اساس وعده ابدی یک نجات دهنده انجام داد (پیدایش باب ۳ آیه ۱۵).






عهد ابراهیمی


در پیدایش باب ۱۲ آیات ۱ تا ۵ ، خداوند در عهد خود چه وعده هایی به ابرام داد؟ پاسخ ابرام چه بود؟


وعده های اولیه خدا به ابرام، یکی از قدرتمندترین بخش های عهد قدیم را تشکیل می دهند. این آیات همه درباره فیض خدا هستند. این خداست و نه ابرام که وعده می دهد. ابراهیم هیچ کاری انجام نداده است که شایستگی لطف و عنایت خدا را داشته باشد، همچنین هیچ چیزی وجود ندارد که نشان دهنده این باشد که خدا و ابراهیم به نوعی برای ایجاد این توافق با یکدیگر همکاری کرده باشند. خدا تمام وعده ها را می دهد. در مقابل ابراهیم، فراخوانده شده است که در اطمینان از وعده خدا، ایمان داشته باشد، «ایمانی» محکم که با ترک خانواده اش متجلی شده است (در سن ۷۵ سالگی!) و رفتن به سرزمینی که خدا وعده داد.


«با ’برکتی‘ که به ابرام و از طریق او به تمام بشر داده شده است، خالق هدف رستگار کننده خویش را احیا نمود. او آدم و حوا را در بهشت ’برکت‘ داده بود (پیدایش باب ۱ آیه ۲۸، باب ۵ آیه ۲) و سپس نوح و پسرانش را پس از طوفان برکت داد (باب ۹ آیه ۱). به این ترتیب خدا وعده پیشین خود از یک نجات دهنده که بشریت را نجات خواهد داد، شرارت را نابود خواهد نمود و بهشت را احیا خواهد کرد، مشخص می سازد (پیدایش باب ۳ آیه ۱۵). خدا وعده اش در برکت دادن به ’همه مردم‘ را در توسعه جهانی تایید نمود.» – هانس کِی. لرندال، خالق نجات دهنده ما صفحات ٢٢ و ٢٣.


Hans K. LaRondelle, Our Creator Redeemer, pp. 22, 23


پس از ده سال انتظار برای بدنیا آمدن پسر وعده داده شده، ابرام چه سوالاتی درباره وعده خدا داشت؟ پیدایش باب ۱۵ آیات ۱ تا ۶ .


اغلب، تجلیل از ابرام به عنوان مرد ایمان، کسی که هرگز هیچ سوال و تردیدی نداشت، آسان است. با این وجود کتاب مقدس تصویر متفاوتی ارائه می دهد. ابرام ایمان داشت اما در طی مسیرش سوال هایی نیز داشت. ایمان او رو به رشد بود. مانند داستان آن پدر در مرقس باب ۹ آیه ۲۴ ، ابرام در واقع در پیدایش باب ۱۵ آیه ۸ به خدا گفت، «چگونه مطمئن شوم که تو این سرزمین را بمن خواهی داد؟» در پاسخ خداوند به ابرام از حتمی بودن وعده خویش با وارد شدن در عهدی با وی به او اطمینان داد. (پیدایش باب ۱۵ آیات ۷ تا ۱۸). چیزی که این آیات را بسیار حیرت انگیز می کند، این حقیقت نیست که خدا عهدی با ابراهیم می بندد بلکه میزان تمایل خدا به انجام این کار بود. بر خلاف سایر حاکمان خاور نزدیک در عهد کهن، که از ایجاد وعده های الزام آور با خدمتگزارانشان سر باز میزدند، خدا نه تنها قول داد بلکه بطور نمادین با گذشتن از میان قطعات حیوانات ذبح شده ، زندگی خود را بر روی آن وعده گذاشت. البته عیسی در نهایت جان خود را در جلجتا ارزانی میدارد تا وعده خویش را به حقیقت تبدیل کند.






ابراهیم، سارا و هاجر


چرا پولس چنین نگرش حقیرانه ای در مورد واقعه هاجر داشت؟ غلاطیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۳۱، پیدایش باب ۱۶. پولس با روایت خود از عهد قدیم به چه نکات بسیار مهمی در مورد نجات اشاره می کند؟


جایگاه هاجر در داستان پیدایش بطور مستقیم با قصور ابرام در ایمان به وعده خدا مربوط است. بعنوان برده ای مصری در خانه ابرام، احتمالا هاجر جزو مایملک ابرام شد بعنوان یکی از هدایای متعددی که فرعون برای مبادله برای سارا به او داد ، واقعه ای مرتبط با اولین کرداری که بخاطر بی ایمانی به وعده خداوند از خود نشان داده بود. (پیدایش باب ۱۲ آیات ۱۱ تا ۱۶).


ابرام و سارا پس از ده سال انتظار برای بدنیا آمدن فرزند وعده داده شده، بدون فرزند باقی ماندند. سارا که به این نتیجه رسیده بود که خدا به کمک آنها نیاز دارد، هاجر را به عنوان متعه به ابراهیم داد. اگر چه امروزه برای ما عجیب است، اما نقشه سارا کاملاً هوشمندانه بود. بر طبق رسوم کهن، یک زن ندیمه (برده) از نظر قانونی می توانست مادری جایگزین همسر نابارور بشود. از این رو سارا می توانست هر فرزندی که از همسرش و هاجر بدنیا بیاید را فرزند خود بداند. در حالی که این نقشه باعث بدنیا آمدن فرزندی شد ولی این فرزند وعده داده شده خدا نبود.


ما در این داستان نمونه ای قدرتمند از این واقعیت را داریم که حتی یک مرد خوب خدا در شرایط دلهره آور، در ایمانش لغزش خورد. در پیدایش باب ۱۷ آیات ۱۸ و ۱۹، ابراهیم از خدا درخواست نمود که اسماعیل را به عنوان وارثش بپذیرد؛ اما خداوند بطور حتم این درخواست را نپذیرفت. تنها عنصر «معجزه آسای» تولد اسماعیل، تمایل سارا به سهیم شدن همسرش با زنی دیگر بود! هیچ چیز غیر عادی در مورد تولد فرزند این زن، فرزندی متولد شده «بر طبق جسم»، وجود نداشت. اگر ابراهیم به جای اینکه اجازه دهد شرایط بر اعتماد او غلبه کنند، به آنچه خدا به او وعده داده بود، اطمینان می کرد، هیچ کدام از اینها اتفاق نمی افتاد و از غم و اندوه بسیاری اجتناب می شد.


در مقابل تولد اسماعیل، به شرایط زمان تولد اسحاق توجه نمایید. پیدایش باب ۱۷ آیات ۱۵ تا ۱۹، باب ۱۸ آیات ۱۰ تا ۱۳؛ عبرانیان باب ۱۱ آیات ۱۱ تا ۱۲. چرا این شرایط نیازمند ایمان زیاد ابراهیم و سارا بودند؟






هاجر و کوه سینا (غلاطیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۳۱)


خدا مایل بود چه نوع رابطه عهدی با قومش بر روی کوه سینا ایجاد کند؟ این چه شباهاتی با وعده خدا به ابراهیم دارد؟ خروج باب ۶ آیات ۲ تا ۸ ، باب ۱۹ آیات ۳ تا ۶ ؛ تثنیه باب ۳۲ آیات ۱۰ تا ۱۲.


خدا مایل بود همان رابطه عهدی را که با ابراهیم داشت، با فرزندان اسرائیل بر روی کوه سینا بوجود آورد. در واقع شباهاتی میان کلام خدا به ابراهیم در پیدایش باب ۱۲ آیات ۱ تا ۳ و کلامش به موسی در باب ۱۹ خروج وجود دارد. در هر دو مورد خدا بر آنچه که برای قومش انجام خواهد داد، تاکید می کند. او از بنی اسرائیل نمی خواهد که برای دریافت برکاتش، وعده انجام کاری را بدهند؛ در عوض، آنها باید در پاسخ به این برکات، مطیع باشند. واژه عبری ترجمه شده به «اطاعت کردن» در خروج باب ۱۹ آیه ۵ از نظر ادبی به معنی «شنیدن» می باشد. کلام خدا دلالت بر عدالت از طریق اعمال ندارد. در مقابل، او می خواست که اسرائیل ایمانی مشابه با آنچه در پاسخ ابراهیم به وعده های او مشخص شد داشته باشند (دست کم اکثر اوقات!).


اگر رابطه عهد خدا که بر روی کوه سینا به اسرائیل ارائه شد با آنچه به ابراهیم داده شد، یکسان است، چرا پولس کوه سینا را با تجربه منفی هاجر یکی می کند؟ خروج باب ۱۹ آیات ۷ تا ۲۵ ، عبرانیان باب ۸ آیات ۶ و ۷.


عهد بر روی کوه سینا در نظر بود که گناهکاری بشر و چاره فیض فراوان خدا را مشخص نماید، که یک نمونه از آداب و تشریفات معبد بود. مشکل عهد کوه سینا از طرف خدا نبود بلکه از نقص وعده های مردم بود (عبرانیان باب ۸ آیه ۶). بنی اسرائیل بجای پاسخ دادن به وعده های خدا در فروتنی و ایمان، با تکیه بر خود در عوض توسل به خدا به آنها واکنش نشان دادند «آنچه خداوند امر فرموده است، خواهیم کرد» (خروج باب ۱۹ آیه ۸). آنها پس از زندگی در اسارت در مصر بمدت بیش از چهارصد سال، درک درستی از بزرگی خدا و وسعت گناهکاری خود نداشتند. بنی اسرائیل به همان صورتی که ابراهیم و سارا تلاش نمودند به خدا برای تحقق وعده هایش کمک کنند، بدنبال تبدیل عهد فیض خدا به عهدی از اعمال بودند. هاجر نماد کوه سیناست که هر دو نشان دهنده تلاشهای انسان برای نجات از طریق اعمال می باشند.


پولس ادعا نمی کند که شریعت داده شده بر روی کوه سینا زیان آور یا منسوخ بود. او نگران تعبیر نادرست (رستگاری بوسیله چسبیدن به قوانین کلیسای اهل غلاطیه از احکام و شریعت بود. «شریعت در عوض متقاعد کردن ایشان به این مسئله که با رعایت احکام خشنود کردن خدا غیر ممکن است ، احکام در وجود آنان عزمی بوجود آورد تا به مراجع شخصی خود اتکا کنند بخاطر اینکه رضای خدا را بدست آورند. بنابراین شریعت اهداف فیض را در هدایت یهودیان به سوی مسیح انجام نداد. در عوض آنها را از مسیح دور نمود.» – او. پالمر رابرتسون، کتاب مسیح عهد ها که از مرجع زیر اقتباس شده است.


  1. Palmer Robertson, The Christ of the Covenants (Phillipsburg, N.J.: Presbyterian and Reformed Publishing Co., 1980), p. 181



اسماعیل و اسحاق امروزه


توصیف خلاصه پولس از تاریخ اسرائیل برای مقابله با استدلال های بیان شده توسط مخالفانش طراحی شده بود که مدعی بودند که آنها نسل حقیقی ابراهیم بوده و اینکه اورشلیم –مرکز مسیحیت یهودی و شریعت –مادر ایشان بود. آنها به غیر یهودیان تهمت نامشروع بودن زدند؛ اگر آنها می خواستند پیروان حقیقی مسیحی بشوند، می بایست ابتدا با پذیرفتن قانون ختنه، پسر ابراهیم بشوند.


پولس می گوید که حقیقت بر خلاف این ادعا می باشد. این شرع گرایان نه تنها پسران ابراهیم نیستند بلکه مانند اسماعیل فرزندانی غیر مشروع می باشند. آنها با قرار دادن اطمینانشان به ختنه کردن، بر «جسم» تکیه می کردند، همان کاری که سارا با هاجر و بنی اسرائیل با شریعت خدا بر روی کوه سینا انجام دادند. اگر چه ایمانداران غیر یهودی از نظر نژاد طبیعی پسران ابراهیم نبودند، اما مانند اسحاق از نظر فرا طبیعی چنین بودند. «آنها مانند اسحاق تحقق وعده داده شده به ابراهیم بودند ...؛ ولادت ایشان با آزادی همچون اسحاق، تاثیر فیض الهی بود؛ مانند اسحاق، آنها به رکن وعده عهد تعلق دارند.» – جیمز دی. جی. دان، رساله به غلاطیان که بر اساس مرجع زیر اقتباس گردیده است.


James D. G. Dunn, The Epistle to the Galatians (London: Hendrickson Publishers, 1993), p. 256


نسل حقیقی ابراهیم با چه چیزی در این جهان روبرو خواهند شد؟ غلاطیان باب ۴ آیات ۲۸ تا ۳۱، پیدایش باب ۲۱ آیات ۸ تا ۱۲.


فرزند عهد بودن نه تنها برای اسحاق برکاتی بهمراه داشت بلکه مخالفت ها و جفا هایی نیز بدنبال داشت. پولس با اشاره به جفا، مراسم پیدایش باب ۲۱ آیات ۸ تا ۱۰ را در ذهن دارد، جایی که اسحاق مفتخر شمرده می شود و به نظر می رسد اسماعیل او را به تمسخر می گیرد. واژه عبری در پیدایش باب ۲۱ آیه ۹ ، به معنی «خندیدن» می باشد، اما واکنش سارا نشان می دهد که اسماعیل، اسحاق را دست انداخته و مسخره می کرد. در حالی که رفتار اسماعیل ممکن است امروزه برای ما چندان قابل توجه نباشد، اما آشکار کننده خصومت عمیق تری بود که در آن موقعیت حق نخست زادگی را به خطر انداخته بود. بسیاری از حاکمان دوران کهن تلاش نمودند از طریق از میان برداشتن رقبای بالقوه خود، از جمله خواهران و برادرانشان، موقعیت خود را تضمین نمایند (یهودا باب ۹ آیات ۱ تا ۶). اگر چه اسحاق با مخالفت روبرو بود، اما از تمام مزایایی همچون محبت، حمایت و التفات پدر خود از جمله بهره مندی از ارث برخوردار بود.


به عنوان نسل روحانی اسحاق نباید هنگامی که از مخالفت و سختی رنج می کشیم شگفت زده بشویم، حتی اگر از درون خانواده کلیسا باشد.






تفکری فراتر: احکام و عهدها صفحه ٣٦٣-٣٧٣ از کتاب مشایخ و انبیاء اسرائیل را بخوانید.


«اما اگر عهد ابراهیمی شامل وعده نجات بود، چرا عهدی دیگر بر روی کوه سینا شکل گرفت؟ مردم در اسارتشان، به میزان زیادی آگاهی خود از خدا و اصول عهد ابراهیمی را از دست داده بودند....


«خدا آنها را به کوه سینا آورد؛ جلال خود را آشکار نمود؛ او به آنها احکام خود را به همراه وعده برکات زیاد در صورت فرمانبرداری ایشان داد: ’اگر آواز مرا فیالحقیقه بشنوید، و عهد مرا نگاه دارید، همانا ... برای من مملکت کهَنه و امتِ مقدس خواهید بود‘ (خروج باب ۱۹ آیات ۵ و ۶). مردم گناهکاری قلب خود و اینکه بدون مسیح رعایت شریعت خدا برایشان غیر ممکن بود را تشخیص ندادند؛ و آنها به آسانی با خدا عهد بستند.... با این حال، آنها تنها پس از گذشت چند هفته عهد خود را با خدا شکستند و با تعظیم به بتها آنها را پرستیدند. آنها نمی توانستند به لطف خدا از طریق عهدی که شکسته بودند امیدی داشته باشند؛ و اینک، آنها که گناهکاری و نیاز به بخشیده شدن خود را می دیدند، نیازشان به نجات دهنده را که در عهد ابراهیمی نمایان شده بود ،احساس نمودند و ... آنها اکنون با ایمان و محبت، به عنوان نجات یافتگان از اسارت به گناه با خداوند ارتباط پیدا کرده بودند. آنها اکنون آماده قدردانی از برکات عهد جدید بودند.» – الن جی. وایت، مشایخ و انبیاء صفحات ۳۷۱ و ۳۷۲.


Ellen G. White, Patriarchs and Prophets, pp. 371, 372




خلاصه: روایات هاجر، اسماعیل و فرزندان اسرائیل بر روی کوه سینا، حماقت تلاش بر خود اتکایی در انجام آنچه خدا وعده داده است را نشان می دهد. به این روش در عهد قدیم پارسانمایی گفته میشد. عهد جدید عهدی جاودان از فیضی است که در ابتدا پس از گناه با آدم و حوا بسته شد، با ابراهیم احیا شد و در نهایت در مسیح تحقق یافت.


درس یازدهم


۲ تا ۸ سپتامبر


آزادی در مسیح






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۵ آیات ۱ تا ۱۵ ؛ اول قرنتیان باب ۶ آیه ۲۰ ؛ رومیان باب ۸ آیه ۱ ؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ و ۱۵ ؛ رومیان باب ۸ آیه ۴ ، باب ۱۳ آیه ۸ .


آیه حفظی: «زیرا که شما ای برادران به آزادی خوانده شدهاید؛ اما زنهار آزادی خود را فرصت جسم مگردانید، بلکه به محبت، یکدیگر را خدمت کنید». ترجمه تفسیری: برادران عزیز خدا به شما آزادی عطا کرده است اما آزادی نه برای پیروی از خواسته های نفستان بلکه برای محبت کردن و خدمت کردن به یکدیگر. (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۳).


پولس در غلاطیان باب ۲ آیة ۴، بطور خلاصه به اهمیت مراقبت از «آزادی» که در عیسی مسیح داریم، اشاره میکند. اما منظور پولس از «آزادی» که غالبا از آن سخن بعمل می آورد چیست این آزادی شامل چه چیزی است؟ این آزادی تا کجا پیش میرود؟ آیا در آزادی محدودیتی وجود دارد؟ و آزادی در مسیح چه ارتباطی با شریعت و احکام دارد؟


پولس با اشاره به دو خطر به غلاطیان هشدار داده و به این سوالات واکنش نشان میدهد. خطر اول قانونگرایی یا اعتقاد متعصبانه به رعایت احکام بمنظور استحصال رستگاری است. مخالفان پولس در غلاطیه بشدت تلاش میکردند تا با رفتار و کردار خود لطف و رحمت خدا را کسب کنند زیرا بینش خود را از ماهیت فریضه رهایی بخش مسیح و رستگاری او از دست داده بودند؛ همان آزادی که پیش از این بواسطه ایمان در مسیح بدست آورده بودند. تهدید دوم گرایش به تجاوز به آزادی که مسیح برای ما خریداری کرده بود با لغزش به انحطاط. کسانی که این دیدگاه را دارند، به اشتباه فرض کرده اند که آزادی متضاد با شریعت است.


هم احکام گرائی و هم انحطاط گرائی مخالف آزادی هستند، زیرا هر دو به یک میزان پیروان خود را در شکلی از بردگی و محدودیت نگاه میدارند. اگرچه، درخواست و التماس پولس از غلاطیان ثابت قدم بودن و استواری در آزادی حقیقی است که حق منصفانه ایشان در مسیح است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۹ سپتامبر آماده شوید.




مسیح ما را آزاد کرده است


«پس به آن آزادی که مسیح ما را به آن آزاد کرد، استوار باشید و باز در یوغ بندگی گرفتار مشوید» (غلاطیان باب ۵ آیة ۱).


مانند فرمان صفآرایی رهبر یک ارتش به نیروهای تحت فرمان خود، پولس غلاطیان را مکلف میسازد تا آزادی خود را در مسیح واگذار نکنند. لحن آمرانه و تند پولس باعث میشود سخنانش تقریباً از نوشته خارج و به عمل تبدیل شوند. در واقع، به نظر میرسد این دقیقاً همان چیزی است که پولس قصد آن را داشت. اگرچه این آیه از نظر موضوعی با آنچه پیش از آن آمده و پس از آن میآید مرتبط میباشد، عدم ساختار درست در زبان یونانی نشان میدهد که پولس قصد داشت این آیه مانند تابلویی بزرگ خودنمایی کند. آزادی در مسیح تمامی بحث پولس را خلاصه میکند و غلاطیان در خطر از دست دادن آن قرار داشتند.


غلاطیان باب ۱ آیات ۳ و ۴، باب ۲ آیة ۱۶ و باب ۳ آیة ۱۳ را بخوانید. برخی از استعارههایی که در این آیات بکار رفتهاند کدامند و آنها چگونه به درک ما از آنچه مسیح برای ما انجام داده است، کمک میکنند؟


سخنان پولس، «به آن آزادی که مسیح ما را به آن آزاد کرد» (غلاطیان باب ۵ آیة ۱)، ممکن است توصیه کند که اودر اینجا استعارهای دیگر در ذهن دارد. جمله بندی پولس در این عبارت مشابه قاعده ای است که در آزاد کردن مذهبی اسیران (عتق) بکار رفته است. از آنجایی که بردگان از هیچ حق قانونی برخوردار نبودند، چنین فرض میشد که یک الهه یا رب قادر به خریدن آزادی ایشان بود و در عوض، برده اگرچه واقعاً آزد بود، از نظر قانونی به آن الهه یا رب تعلق داشت. مطمئناً از نظر عملی این روند خیالی بود؛ اما این برده بود که برای آزادی خود، پول را به خزانه معبد پرداخت میکرد. برای مثال، شیوه و قاعده ای را در نظر بگیرید که در یکی از قریب به یکهزار کتیبهای که در معبد هاتف آپولو در دلفی کشف شد و تاریخش به ۲۰۱ پیش از میلاد مسیح تا ۱۰۰ پس از میلاد مسیح بازمیگشت: «آپولو هاتف، برای آزادی، یک بردة زن را از سوسیبوس امفیسا (Sosibus of Amphissa) به نام نایسیا Nicaea خریداری نمود... به واسطه خرید، نایسیا برای آزادی که بدست آورده بود به آپولو وقف شد.» – بن ویترینگتون سوم، در باب فیض در غلاطیه که از مرجع زیر اقتباس گردیده است.


Ben Witherington III, Grace in Galatia (Grand Rapids, Mich.: William B. Eerdmans Publishing Company, 1998), p. 340


این قاعده شباهتی اساسی با اصطلاحات پولس دارد، اما یک تفاوت اساسی نیز وجود دارد. در استعارة پولس هیچ چیز خیالی وجود ندارد. ما خود هزینه خرید را فراهم نکردیم (اول قرنتیان باب ۶ آیة ۲۰، باب ۷ آیة ۲۳). این مبلغ برای ما بسیار بالا بود. ما قدرت نجات خود را نداشتیم، اما عیسی شفاعت کرد و کاری را که ما قادر به انجامش برای خود نبودیم ،انجام داد (دست کم نه با تسلیم زندگیمان). او جریمة گناهان ما را پرداخت کرد و از این جهت ما را از قید محکومیت آزاد نمود.






ماهیت آزادی مسیحی


دستور پولس مبنی بر ثابت قدم بودن در آزادی فقط برای گروه خاصی نبود بلکه برای تمام ایمانداران در هر دوره و زمان بود. بیانیه ای از حقیقت مقدمتا ذکر میشود: «مسیح ما را رهایی بخشیده است». چرا مسیحیان باید برای آن آزادی که یافته اند محکم بایستند؟ بخاطر اینکه مسیح پیش از این و هم اکنون به آنان آزادی و رهایی عطا فرموده است. با کلامی دیگر رهایی ما نتیجه آن چیزی است که مسیح پیش از این برای ما فراهم آورده است.


این الگوی بیان حقیقت که با هشدار و اندرز دنبال شده است، از شاخصه های مکاتبات در رسالههای پولس میباشد (اول قرنتیان باب ۶ آیة ۲۰ ، باب ۱۰ آیات ۱۳ و ۱۴ ؛ کولسیان باب ۲ آیة ۶). برای مثال، پولس در باب ۶ رومیان، چندین اظهار تحلیلی در باره واقعیتهای وضعیت ما در مسیح ارائه میدهد، از جمله «این را میدانیم که انسانیت کهنه ما با او مصلوب شد» (رومیان باب ۶ آیة ۶). پولس سپس میتواند بر پایة این حقیقت، اندرز هشدارگونه واجب را ارائه دهد، «پس گناه در جسم فانی شما حکمرانی نکند تا هوسهای آن را اطاعت نمایید» (رومیان باب ۶ آیة ۱۲). ضرورتاً پولس با روش خود میگوید«آنگونه که باید یک مسیحی واقعی باشید». طریقه زندگی معنوی و اخلاقی انجیل به ما نمی گوید که بار سنگینی بر دوش بگذارید تا ثابت کنید که فرزندان خدا هستید. در عوض، ما هر آنچه انجام میدهیم به این دلیل است که فرزندان او هستیم.


مسیح ما را از بند چه چیزی آزاد کرده است؟ رومیان باب ۶ آیات ۱۴ و ۱۸، باب ۸ آیة ۱ ؛ غلاطیان باب ۴ آیات ۳ و ۸ ، باب ۵ آیة ۱ ؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ و ۱۵.


استفاده از واژة آزادی برای توصیف زندگی مسیحی، بیشتر از هر جای دیگر کتاب عهد جدید، در رسالههای پولس یافت میشود. واژة آزادی و واژه های هم ریشة آن ۲۸ بار در رسالههای پولس آمده و در مقایسه در جاهای دیگرتنها ۱۳ بار ، بکار برده شده است.


منظور پولس از آزادی چیست؟ نخست اینکه، آزادی مفهومی صرفاً خیالی و فرضی نیست. آزادی به آزادی سیاسی، اقتصادی یا آزاد زندگی کردن هر گونه که خوشایندمان باشد، اشاره ندارد. بالعکس، این نوعی آزادی است که در رابطة ما با عیسی مسیح ریشه دارد. موضوع نشان میدهد که پولس به آزادی از اسارت و محکومیت مسیحیتی گرفته شده از شریعت اشاره دارد، اما آزادی ما شامل چیزهای بسیار بیشتری میشود. و آن آزادی از گناه، مرگ ابدی و شیطان است.


«وجود و هستی بشریتی که از عیسی مسیح تهی است با اسارت توصیف میشود – اسارت شریعت، عناصر شیطانی حاکم بر جهان، گناه، جسم و شیطان. خدا پسرش را به این جهان فرستاد تا سلطة این برده داران را از بین ببرد.» – تیموتی جورج، غلاطیان صفحه ٣٥٤ .


Timothy George, Galatians, p. 354






عواقب خطرناک احکامگرایی

(غلاطیان باب ۵ آیات ۲ تا ۱۲)


روشی که پولس در غلاطیان باب ۵ آیات ۲ تا ۱۲ معرفی میکند، نشان دهندة اهمیتی است از آنچه که میخواهد بگوید.«بنگرید»، «بشنوید!»، «سخنان مرا ملاحظه کنید!»، «من پولس به شما میگویم.» پولس ما را فریب نمیدهد. او با استفاده امری از فعل (بنگرید)، نه تنها توجه کامل خوانندگان خود را جلب میکند، بلکه حتی اعتبار و اقتدار رسالتی خویش را تداعی میکند. او میخواهد که آنها درک کنند که اگر قرار باشد غیر یهودیان برای نجات تسلیم ختنه شدن بشوند، پس غلاطیان باید عواقب خطرات این تصمیم خود را تشخیص بدهند.


غلاطیان باب ۵ آیات ۲ تا ۱۲ را بخوانید. پولس در مورد مسئله کلی ختنه، نسبت به چه چیزی هشدار میدهد؟


نخستین عاقبت تلاش برای بدست آوردن لطف خدا با تن دادن به ختنه این است فرد را به نگه داشتن تمامی شریعت ملزم میکند. زبان پولس در آیات ۲ و ۳ شامل بازی زیبایی با کلمات میباشد. او میگوید، مسیح به آنها منفعت نخوهد رساند (ophelesei)؛ در عوض آنها در برابر شریعت متعهد میشوند (opheiletes). اگر فردی بخواهد بر طبق شریعت زندگی کند، نمیتواند احکامی را با خواست خود انتخاب و اطاعت نماید. یا همه یا هیچ.


دوم، آنها باید از مسیح «جدا» بشوند. تصمیم برای عادل شمرده شدن با اعمال، درعین حال مستلزم انکار راه خدا در عادل شمردن از طریق مسیح میباشد. «نمیتوانید هر دو طریق را داشته باشید. دریافت مسیح به موجب تصدیق اینکه نمیتوانید خودتان را نجات بدهید و سپس در نتیجة ادعای تواناییتان ختنه شدن، غیر ممکن میباشد.» – جان آر. دابلیو. اسکات، که از مرجع زیر اقتباس گردیده است.


John R. W. Stott, The Message of Galatians (Leicester, England: InterVarsity Press, 1968), p. 133


مخالفت سوم پولس با ختنه این است که مانع رشد روحانی میشود. قیاس او از دوندهای است که پیشرفتش به سوی خط پایان به طور عمد مورد خرابکاری قرار گرفته است. در واقع، واژة ترجمه شده به «منحرف شدن» (آیه ۷) در چرخههای نظامی برای اشاره به «تخریب یک جاده یا پل یا قرار دادن مانعی در مسیر دشمن برای متوقف نمودن پیشروی او،» استفاده میشد. برگرفته از مرجع زیر.


– The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 978


در نهایت، ختنه وجهه صلیب را مخدوش میسازد. چگونه؟ پیام ختنه شدن بر این دلالت دارد که شما میتوانید خودتان را نجات بدهید؛ به این ترتیب، برای غرور بشری متملقانه میباشد. اگرچه پیام صلیب غرور بشر را جریحه دار میکند، چرا که باید اذعان نماییم که کاملاً وابسته به عیسی هستیم.


پولس از دست این افراد بدلیل اصرارشان بر ختنه چنان خشمگین است که میگوید آرزو دارد چاقو لغزش کند و آنها خود را عقیم نمایند! این سخنان تند و خشن هستند اما لحن پولس در واقع میزان دید جدی وی به موضوع را نشان میدهد.




آزادی نه بیبندوباری (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۳)


غلاطیان باب ۵ آیة ۱۳ نقاط عطف مهم کتاب غلاطیان را مشخص میکند. در حالی که پولس تا این مرحله کاملاً بر محتوای دینی پیامش تمرکز داشت، اکنون رو به مسئلة رفتار مسیحی میآورد. انسان که با اعمال شریعت نجات نیافته است، چگونه باید زندگی کند؟


پولس قصد داشت غلاطیان را از ارتکاب به کدام سوءاستفادههای بالقوة آزادی، باز دارد؟ غلاطیان باب ۵ آية ۱۳.


پولس به خوبی از سوءبرداشتهای بالقوهای که همراه با تأکید وی بر فیض و آزادی که ایمانداران در مسیح دارند، به خوبی آگاهی داشت (رومیان باب ۳ آية ۸ ، باب ۶ آیات ۱ و ۲). اگرچه، مشکل انجیل پولس نبود، بلکه تمایل انسان برای خوشگذرانی و هوسرانی بود. صفحات تاریخ پر از روایات مردم، شهرها و ملتهایی میباشد که فساد و تنزل آنان به ورطه مهلک اخلاقی مستقیماً به عدم پرهیزگاری آنان مربوط بود. چه کسی این تمایل را در زندگی خود تجربه نکرده است؟ به این دلیل است که پولس با وضوح بسیار پیروان مسیح را فرا میخواند که از افراط در جسم اجتناب کنند. در واقع، او میخواهد که آنها متضاد این را انجام بدهند، یعنی «با محبت یکدیگر را خدمت کنند.» همانطور که هر کسی که دیگران را با محبت خدمت میکند، میداند که این چیزی است که تنها میتواند از طریق کنترل نفس و مرگ به شهوترانی اتفاق بیافتد. کسانی که به جسم خود ظلم میکنند، کسانی نیستند که مایل به خدمت به دیگران باشند. بلکه برعکس آن است.


از این رو، آزادی ما در مسیح بدین معنی نیست که خود را به اسارت دنیا در آوریم ، بلکه فراخوانی به نوع جدیدی از خدمت است که وظیفه خدمت به دیگران از روی محبت است. این «فرصتی برای محبت به همسایه بدون هیچ تأخیر و امکان ایجاد جوامع انسانی بر پایة از خود گذشتگی دو طرفه به جای طلبیدن قدرت و مقام میباشد.» – سم کی. ویلیامز، در باب غلاطیان که از مرجع زیر اقتباس شده است.


Sam K. Williams, Galatians (Nashville, Tenn.: Abingdon Press, 1997), p. 145


بدلیل آشنایی ما با مسیحیت و جملهبندی ترجمههای امروزی غلاطیان باب ۵ آية ۱۳، غفلت نمودن از قدرت شگفتانگیز این واژگان ممکن است باعث لغزش ما شده و ما را به همان چاله ای بیندازد که غلاطیان در آن افتاده بودند. نخست، نسخه یونانی آیات نشان میدهد که محبتی که این نوع خدمت را بر ميانگیزد، محبت معمولی بشری نمیباشد – این غیر ممکن خواهد بود؛ محبت بشری بسیار مشروط میباشد. پولس در نوشته خود در این باب بزبان یونانی از حرف تعریف قبل از واژة محبت الهی استفاده میکند که تنها از طریق روح القدس آنرا دریافت میکنیم. (رومیان باب ۵ آیة ۵). تعجب واقعی بر این حقیقت استوار است که واژة ترجمه شده به صورت «خدمت»، واژه یونانی برای «اسیر بودن» میباشد. آزادی ما برای خودمختاری نمیباشد، بلکه برای اسارت دو جانبه نسبت به یکدیگر بر اساس محبت خدا است.






به تحقق رسیدن احکام (غلاطیان باب ۵ آیات ۱۳ تا ۱۵)


نظریات منفی پولس درباره «بجا آوردن تمامی شریعت» (غلاطیان باب ۵ آیة ۳) را چگونه با اظهار مثبت وی دربارة «محقق شدن احکام» (غلاطیان باب ۵ آیة ۱۴) تطبیق میدهید؟ رومیان باب ۱۰ آیة ۵ ؛ غلاطیان باب ۳ آیات ۱۰ و ۱۲، باب ۵ آیة ۳ را با رومیان باب ۸ آیة ۴، باب ۱۳ آیة ۸ و غلاطیان باب ۵ آیة ۱۴ مقایسه کنید.


بسیاری تضاد میان نظریات منفی پولس دربارة «بجا آوردن تمامی شریعت» و توضیحات مثبتش در مورد «کامل شدن تمامی شریعت» را متناقض دیدهاند. اما آنها در واقع چنین نیستند. راهحل در این واقعیت است که پولس عمداً از هر کدام از این جملات برای ایجاد تمایزی مهم میان دو روش متفاوت تعریف رفتار مسیحی در رابطه با شریعت، استفاده میکند. برای مثال، قابل توجه است وقتی که پولس به گونهای مثبت به نگه داشتن مسیحی احکام اشاره میکند، هرگز آن را به عنوان «انجام دادن شریعت» بیان نمیکند. او این عبارت را برای اشاره منحصراً به رفتار نادرست کسانی که زیر شریعت زندگی میکنند و در تلاش برای بدست آوردن تأیید خدا با «انجام» آنچه شریعت میطلبد، حفظ میکند.


این موضوع دلالت نمیکند که کسانی که نجات در مسیح را یافتهاند، اطاعت نمیکنند. هیچچیز نمیتواند بیشتر از این از حقیقت دور باشد. پولس میگوید آنها شریعت را «کامل» میکنند. منظور او این است که رفتار حقیقی مسیحی بسیار بیشتر از اطاعتی ظاهری از تنها «انجام» شریعت میباشد؛ بلکه شریعت را «کامل» میکند. پولس از واژة کامل کردن استفاده میکند زیرا این فراتر از تنها «انجام دادن» میباشد. این نوع اطاعت ریشه در عیسی دارد (متی باب ۵ آیة ۱۷ را ببینید). این ترک شریعت نیست، بلکه راهی است که از طریق آن ایماندار میتواند نیت و معنای تمامی شریعت را تجربه نماید.


بر طبق گفتة پولس، معنای کامل شریعت در کجا یافت میشود؟ لاویان باب ۱۹ آیة ۱۸ ؛ مرقس باب ۱۲ آیات ۳۱ و ۳۳ ؛ متی باب ۱۹ آیة ۱۹ ؛ رومیان باب ۱۳ آیة ۹ ؛ یعقوب باب ۲ آیة ۸ .


اگرچه بیان پولس در غلاطیان نقل قولی از کتاب لاویان میباشد، در نهایت ریشه در استفادة عیسی از لاویان باب ۱۹ آیة ۱۸ دارد. اگرچه عیسی تنها معلم یهودی نبود که به لاویان باب ۱۹ آیة ۱۸ به عنوان خلاصة کل شریعت اشاره کرد. ربای یا خاخام هیلل (Rabbi Hillel) که حدود یک نسل پیش از عیسی میزیست، گفت، «آنچه برای شما نفرتانگیز است، نسبت به همسایهتان انجام ندهید؛ این تمامی شریعت است.» اما دیدگاه عیسی کاملاً متفاوت بود (متی باب ۷ آیة ۱۲). نه تنها این مثبتتر میباشد، بلکه همچنین نشان میدهد که شریعت و محبت ناسازگار نیستند. بدون محبت، شریعت تهی و سرد است؛ بدون شریعت، محبت هیچ جهتی ندارد.






تفکری فراتر: «ایمان اصیل همواره با محبت عمل میکند. هنگامی که به جلجتا نگاه میکنید، بخاطر این نیست که روح خود را به عدم انفعال وادارید و نه اینکه برای خود لالایی بخوانید تا بخوابید ، بلکه برای ایجاد ایمان در مسیح است، ایمانی که در پالایش روح از لجنزار خودخواهی کار میکند. وقتی که با ایمان رابطه خود را با مسیح حفظ میکنیم، کارمان تازه شروع شده است. همة انسانها عادات فاسد و گناهکاری دارند که باید بوسیلة نبردی شدید از میان بروند. هر فرد باید در نبرد ایمان مبارزه کند. اگر کسی پیرو مسیح باشد، نمیتواند در معامله تند، سنگدل و عاری از همدردی باشد. او نمیتواند در گفتار خود خشن و بیادب باشد. نمیتواند پر زرق و برق و خود اتکا باشد. او نمیتواند از خود راضی باشد یا از کلمات خشن، و سرزنش آمیز و تقبیح کننده استفاده کند.


«کار محبت از کار ایمان سرچشمه میگیرد. دینِ مبتنی بر کتاب مقدس به معنی کار مداوم میباشد. ’بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده، پدر شما را که در آسمان است تمجید نمایند.‘ ’پس ای عزیزان من چنانکه همیشه مطیع میبودید، نه در حضور من فقط بلکه بسیار زیادتر الآن وقتی که غایبم، نجات خود را به ترس و لرز بعمل آورید.‘ ما باید در کار خوب غیور باشیم؛ مراقب باشید که کار خوب را حفظ کنید. و شاهد حقیقی میگوید، ’من از اعمال تو آگاهم.‘


«در حالی که صحیح است که اعمال زیاد ما به تنهایی نمیتوانند نجات را تضمین کنند، همچنین حقیقت دارد که ایمانی که ما را با مسیح متحد میسازد، روح را به فعالیت درمیآورد.» – الن جی. وایت، بر گرفته از مرجع زیر.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1111




خلاصه: آزادی یکی از واژگان محبوب پولس برای تعریف انجیل میباشد. شامل آنچه مسیح برای آزادی ما از اسارت جهان برای ما انجام داده است و همچنین چگونگی فراخوانده شدنمان به داشتن زندگی مسیحی میباشد. اگرچه ما باید مراقب باشیم که آزادیمان منتهی به احکام پرستی یا بیبندوباری نشود. مسیح ما را آزاد نکرد تا بتوانیم به خودمان خدمت کنیم، بلکه تا زندگی خود را وقف خدمت به همسایگانمان نمائیم.


درس دوازدهم


۹ تا ۱۵ سپتامبر


با روح زیستن






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ تا ۲۵ ؛ تثنیه باب ۱۳ آیات ۴ و ۵ ؛ رومیان باب ۷ آیات ۱۴ تا ۲۴؛ ارمیا باب ۷ آیه ۹ ؛ هوشع باب ۴ آیه ۲ ؛ متی باب ۲۲ آیات ۳۵ تا ۴۰.


آیه حفظی: «اما میگویم در کنار روح گام بردارید و خواهشهای جسم را به جا نخواهید آورد». ترجمه مستقیم از NASB (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۶).


یکی از محبوب ترین سرودهای مسیحی، سرود «بیا تو ای چشمة تمامی برکات١» از رابرت رابینسون۲ می باشد.


Come, Thou Fount of Every Blessing ١.


Robert Robinson . ۲


اگر چه رابینسون همواره فرد ایمانداری نبود. مرگ پدرش او را عصبانی کرده بود و او به فسق و فجور و می گساری کشیده شده بود. رابینسون پس از شنیدن سخنان واعظ معروف، جورج وایتفیلد٣، زندگی خود را تسلیم خداوند نمود و شبانی مقید شد و آن سرود را نوشت که در ابتدا دارای این جملات بود: « احساس میکنم که در شُرُف سرگردانی ام پروردگارا . در شُرُف ترک خدایی هستم که دوستش دارم » .


George Whitefield ٣.


فردی از عبارت مربوط به سرگردانی قلب مسیحی معذب و نگران بود و عبارت را چنین تغییر داد: «الهی برای پرستش تو سجده می کنم؛ سجده به عشق؛ به خدایی که خدمت میکنم».


علیرغم نیت خوب نگارنده، کلمات اصلی دقیقا، تقلا و کشمکش مسیحیان را تشریح میکند. ما ایمانداران دارای دو طبیعت هستیم، جسم و روح و این دو با هم در ستیز هستند. اگر چه طبیعت گناهکار ما همواره «مستعد» انحراف از خدا خواهد بود اما اگر تمایل داشته تا تسلیم روح او بشویم آنگاه ضرورتی ندارد تا برده تمایلات جسم باشیم. این مطلب فحوا و نیروی پیش برنده پیام پولس در متون این هفته می باشد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۶ سپتامبر آماده شوید.




گام بر داشتن در روح


غلاطیان باب ۵ آیه ۱۶ را بخوانید. مفهوم گام برداشتن چه ارتباطی با زندگی بر پایه ایمان دارد؟ تثنیه باب ۱۳ آیات ۴ و ۵ ؛ رومیان باب ۱۳ آیه ۱۳ ؛ افسسیان باب ۴ آیات ۱ و ۱۷ ؛ کولسیان باب ۱ آیه ۱۰.


«گام برداشتن» تشبیهی است که از عهد قدیم اقتباس شده است که به بایستگی طرز رفتار انسان اشاره دارد. پولس که خود یک یهودی است، در رساله های خود اغلب از این تشبیه برای توصیف نوع رفتاری که باید نمایان گر زندگی مسیحی باشد، استفاده می کند. بکار بردن این تشبیه توسط وی همچنین به احتمال زیاد با نامی که به کلیسای اولیه مربوط می شد، مرتبط بود. پیش از آنکه پیروان عیسی، مسیحی خوانده شوند (اعمال رسولان باب ۱۱ آیه ۲۶)، آنها در واقع به عنوان پیروان «راه یا صراط» شناخته می شدند (یوحنا باب ۱۴ آیه ۶ ؛ اعمال رسولان باب ۲۲ آیه ۴، باب ۲۴ آیه ۱۴). این مطلب توصیه میکند که مسیحیت در زمان های خیلی دور، صرفاً مجموعه ای از باورهای دینی که بر عیسی متمرکز باشند، نبود بلکه همچنین «راهی» برای «رفتار کردن» در زندگی نیز بود.


تشبیه پولس درباره گام برداشتن به چه روش هایی با آنچه در عهد قدیم یافت می شود، متفاوت است؟ خروج باب ۱۶ آیه ۴ ؛ لاویان باب ۱۸ آیه ۴ ؛ ارمیا باب ۴۴ آیه ۲۳ را با غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ و ۲۵ و رومیان باب ۸ آیه ۴ مقایسه کنید.


همراهی کردن در عهد قدیم در واقع به عنوان «راه رفتن یا گام برداشتن» تعریف نمی شد، بلکه به نوعی خاص تر با عنوان «گام برداشتن در احکام و شریعت» تعبیر می شد. Halakhah یا مناهی تعالیم دینی (امر به معروف و نهی از منکر) واژه ای حقوقی بود که یهودیان برای اشاره به قوانین و مقررات احکام و رسوم معلمین شریعت و پدرانشان بکار می بردند. در حالی که halakhah معمولا بصورت «احکام یهودی» ترجمه شده است، این واژه در واقع بر اساس واژه عبری «راه رفتن» و از نظر تحت اللفظی به معنی «روش رفتن» می باشد.


نظریات پولس درباره «گام برداشتن در روح» با اطاعت از شریعت مغایرتی ندارد. او پیشنهاد نمی دهد که مسیحیان باید به روشی که شریعت را نقض کند، زندگی کنند. پولس بار دیگر مخالف با شریعت یا اطاعت از آن نمی باشد. چیزی که او با آن مخالف است، روشی احکامگرایی و یا شریعت پرستی می باشد که در آن از شریعت سوءاستفاده بشود. اطاعت واقعی که خدا می طلبد، هرگز نمی تواند از طریق ایجاب ظاهری بدست آید، بلکه تنها از طریق الهام باطنی بوجود آمده توسط روح بدست می آید (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۸).






نزاع مسیحی


«زیرا خواهش جسم به خلاف روح است و خواهش روح به خلاف جسم؛ و این دو با یکدیگر منازعه میکنند بطوری که آنچه میخواهید نمیکنید» (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۷؛ رومیان باب ۷ آیات ۱۴ تا ۲۴ را نیز ببینید). شما در زندگیتان به عنوان یک ایماندار، چگونه واقعیت خشن و دردناک این کلمات را تجربه کرده اید؟


نزاعی که پولس توصیف می کند، کشمکش همه انسانها نمی باشد؛ این مطلب بطور خاص به نزاع درونی که در فرد مسیحی وجود دارد اشاره می کند. از آنجایی که انسانها هماهنگ با تمایلات جسم متولد می شوند (رومیان باب ۸ آیه ۷)، تنها زمانی که توسط روح تولدی تازه می یابیم ،نزاع روحانی واقعی آغاز می شود (یوحنا باب ۳ آیه ۶). این بدین معنا نمی باشد که غیر مسیحیان هرگز نزاع اخلاقی را تجربه نمی کنند؛ آنها نیز مطمئناً چنین تجربه ای دارند. اما حتی آن نزاع نیز در نهایت بخاطر روح می باشد. اگر چه نزاع مسیحیان بُعد جدیدی دارد، زیرا ایماندار دارای دو طبیعت است که با یکدیگر در نبرد می باشند، جسم و روح.


مسیحیان در طول تاریخ مشتاق رهایی از این نزاع بوده اند. برخی بوسیله کنار کشیدن از جامعه بدنبال پایان دادن به این نزاع بوده اند، در حالی که دیگران مدعی شده اند که طبیعت گناهکار می تواند بواسطه بعضی از اعمال الهی فیض ریشه کن شود. هر دو این کوشش ها به نتیجه ای نمیرسند. اگر چه ما از طریق قدرت روح بطور حتم می توانیم تمایلات جسم را از بین ببریم، این تضاد به شیوه های گوناگونی تا زمانی که ما در آمدن دوباره مسیح بدنی تازه دریافت کنیم، ادامه خواهد یافت. فرار کردن از اجتماع هیچ کمکی نمی کند زیرا هر کجا که برویم این نزاع را با خود خواهیم برد و این تا زمان مرگ و یا آمدن دوباره مسیح ادامه خواهد داشت.


از آنجایی که ما دارای دو طبیعت هستیم، به معنای واقعی کلمه در آن واحد در دو سوی این نبرد قرار داریم. بخش روحانی ما آنچه که روحانی میباشد را می طلبد و از جسم بیزار است. اگر چه بخش جسمانی ما چیزهایی که مربوط به جسم و مخالف با روحانیت هستند را می طلبد. به این دلیل که ذهن به تنهایی ایمان آورده برای مقاومت در برابر جسم بسیار ضعیف می باشد، تنها امیدی که ما در رام نمودن جسم داریم، تصمیم روزانه ما به همراه شدن با روح در مقابل نفس گناهکارمان می باشد. به این دلیل است که پولس بسیار مصر می باشد که ما راه رفتن در روح را انتخاب کنیم.






اعمال جسم


با آنچه که معرفی شد در خصوص نبرد موجود بین جسم و روح ، پولس در غلاطیان باب ۵ آیات ۱۸ تا ۲۶ در باب ماهیت این مقایسه با بهره برداری از فهرستی از رذیلت ها و فضایل اخلاقی به شرح و تفصیل میپردازد. فهرست مدونی از رذایل یا فضایل، از ویژگی ادبی برخوردار بود که جایگاه خود را در ادبیات یهودی و یونانی –رومی به خوبی تثبیت کرده بود. این فهرست ها رفتاری را که باید از آن اجتناب میشد (مناهی) و فضایلی را که باید در پیش گرفته می شد (امر به معروف) مشخص نمودند.


با دقت فهرست رذایل و فضایل را در آیات زیر بررسی نمایید. فهرست های پولس در غلاطیان باب ۵ آیات ۱۹ تا ۲۴ به چه روش هایی شبیه به و یا متفاوت با این فهرست ها می باشند؟ ارمیا باب ۷ آیه ۹ ؛ هوشع باب ۴ آیه ۲؛ مرقس باب ۷ آیات ۲۱ و ۲۲ ؛ اول تیموتائوس باب ۳ آیات ۲ و ۳ ؛ اول پطرس باب ۴ آیه ۳ ؛ مکاشفه یوحنا باب ۲۱ آیه ۸ .


با وجود اینکه پولس کاملاً از فهرست رذایل و فضایل آگاه بود، تفاوت های قابل توجهی در روشی که او این دو فهرست را در غلاطیان بکار می برد، وجود دارد. نخست، حتی با اینکه پولس این دو فهرست را با هم مقایسه می کند، به شیوه ای یکسان به آنها اشاره نمی کند. او فهرست رذایل را با عنوان «اعمال جسم» و فهرست فضایل را با عنوان «ثمرة روح» نام گذاری می کند. این تمایزی بسیار مهم می باشد. همانگونه که جیمز دی. جی. دان (James D. G. Dunn) می نویسد، «جسم میطلبد اما روح تولید می کند. در جایی که یک فهرست هوایی نگران کننده از پرمدعایی و عیاشی جنون آمیز را استنشاق می کند، دیگری بیشتر از نگرانی برای دیگران، آرامش، قابل اطمینان بودن، انعطاف پذیری سخن می گوید. یکی تحریف بشری و دیگری قدرت یا فیض الهی را برجسته می سازد.» برگرفته شده از مرجع زیر.


–The Epistle to the Galatians, p. 308


دومین تفاوت جالب توجه میان دو فهرست پولس این است که فهرست رذایل عمدا بصورت جمع نامگذاری شده است: «اعمال جسم». اگر چه «ثمره روح» مفرد می باشد. این تفاوت ممکن است نشان دهد که زندگی در جسم نمیتواند چیزی جز تفرقه، آشفتگی، اختلاف و اتحاد نداشتن را ترویج دهد. در مقابل، زندگی تحت روح، ثمره ای از روح را بوجود می آورد که خود را در نه کیفیت که اتحاد را پرورش می دهند، نمایان می شود.


در این زمینه، برخی از مردم ادعا می کنند که آنچه انسان درباره خدا باور دارد، در صورتی که او صادق باشد واقعاً اهمیتی ندارد. چیزی نمی تواند بیشتر از این از حقیقت فاصله داشته باشد. فهرستی که پولس از رذایل دارد مخالف این را نشان میدهد: دیدگاه های فاسد در مورد خدا به نظریات تحریف شده درباره رفتار جنسی و دینی و اخلاقی منتهی می شود که نتیجه آن از بین رفتن روابط انسانی می باشد. علاوه بر این، آنها می توانند به از دست رفتن زندگی ابدی نیز منجر بشوند (غلاطیان باب ۵ آیه ۲۱).






ثمرة روح (غلاطیان باب ۵ آیات ۲۲ تا ۲۴)


«لیکن ثمره روح، محبت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و پرهیزکاری است، که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست» (غلاطیان باب ۵ آیات ۲۲ و ۲۳). اطاعت از ده فرمان به چه روش هایی ثمره روح را آنگونه که در این آیات بیان شده است، منعکس میکند؟ (متی باب ۵ آیات ۲۱، ۲۲، ۲۷، ۲۸؛ باب ۲۲ آیات ۳۵ تا ۴۰ را نیز ببینید.)


ده فرمان جایگزینی برای محبت نیستند؛ آنها به راهنمایی ما در چگونگی نشان دادن محبت هم به خدا و هم به بشر کمک می کنند. محبت هر قدر هم که از شریعت برتر باشد، با آن در تضاد نیست. این ایده که محبت برای خدا و محبت برای همسایگانمان ده فرمان را بی اعتبار می کند، به همان اندازه گفتن اینکه محبت برای طبیعت قانون جاذبه را باطل می سازد، معنی می دهد.


همچنین در مقابل پانزده توصیف یک کلمه ای از کارهای جسم ، ثمره روح با نه فضیلت زیبا توصیف شده است. محققان بر این باورند که این ۹ فضیلت به سه دسته سه تایی تقسیم شده اند، اما توافقی کوچک در مورد اهمیت ترتیب آنها وجود دارد. برخی اشاره ای ضمنی به تثلیث در شماره سه وجود دارد؛ دیگران معتقدند که این مجموعه سه تایی منعکس کننده روش هایی هستند که ما باید بواسطه آنها با خدا، همسایه خود و نهایتا خودمان مرتبط بشویم؛ و برخی دیگر این فهرست را توصیفی از عیسی می بینند. اگر چه هر کدام از این دیدگاه ها از منزلتی برخوردارند، مهمترین نکته که نباید نادیده گرفته شود اهمیت زیادی است که پولس در محبت در زندگی مسیحی قرار می دهد.


این واقعیت که پولس محبت را به عنوان نخستین فضیلت از ۹ فضیلت قرار می دهد، اتفاقی نمی باشد. او پیش از این نقش مرکزی محبت در زندگی مسیحی را در غلاطیان باب ۵ آیات ۶ و ۱۳ برجسته نموده است و او این را در فهرست فضایل اخلاقی اش در جاهای دیگر گنجانیده است (دوم قرنتیان باب ۶ آیه ۶ ؛ اول تیموتاوس باب ۴ آیه ۱۲، باب ۶ آیه ۱۱ ؛ دوم تیموتاوس باب ۲ آیه ۲۲). در حالی که تمام فضایل دیگر در منابع غیر مسیحی نیز دیده می شوند، محبت مخصوص مسیحیت می باشد. همه اینها نشان می دهد که محبت نباید صرفاً به عنوان فضیلتی در میان فضایل بسیار زیاد دیگر دیده شود بلکه باید به عنوان فضیلت اساسی مسیحیت که کلیدی برای سایر فضایل می باشد، در نظر گرفته شود. محبت ثمره افضل روح است (اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۱۳، رومیان باب ۵ آیه ۵) و باید زندگی و نگرش مسیحیان را تعریف نماید (یوحنا باب ۱۳ آیات ۳۴ و ۳۵)، هر چند که ممکن است زمان هایی ابراز محبت دشوار باشد.






راه پیروزی


اگر چه نزاعی درونی میان جسم و روح همواره در قلب تمام ایمانداران شدت خواهد داشت، زندگی مسیحی نباید تحت قلمرو شکست، عدم موفقیت و گناه باشد.


بر طبق غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ تا ۲۶، کلید زندگی در جایی که روح بر جسم حکومت می کند، چیست؟


غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ تا ۲۶ شامل پنج فعل کلیدی می باشند که نوع زندگی که در آن روح حاکم می باشد را توصیف می کنند. نخست، ایماندار باید در روح «قدم بردارد» (آیه ۱۶). فعل یونانی peripateo می باشد که از نظر ادبی به معنای «راه رفتن در اطراف یا دنباله روی » است. پیروان فیلسوف معروف یونانی، ارسطو را به عنوان دوره گرد میشناختند زیرا آنها هر جا که ارسطو می رفت، او را دنبال می کردند. این واقعیت که فعل بصورت زمان حال میباشد، دلالت بر این دارد که پولس درباره رفتار کردن مربوط به زمان خاصی سخن نمی گوید بلکه در عوض از تجربه مداوم روزانه می گوید. علاوه بر این، از آنجایی که این همچنین فرمانی به «گام برداشتن» در روح می باشد، بر این دلالت دارد که راه رفتن با روح تصمیمی است که ما باید بصورت روزانه اتخاذ کنیم. فعل دوم «رهبری یا هدایت شدن» می باشد (آیه ۱۸). این نشان می دهد که ما همچنان باید به روح مجال دهیم که ما را در مسیری که باید طی کنیم، راهنمایی کند (رومیان باب ۸ آیه ۱۴ را با اول قرنتیان باب ۱۲ آیه ۲ مقایسه کنید). وظیفه ما رهبری و هدایت نیست بلکه پیروی میباشد.


دو فعل بعدی در غلاطیان باب ۵ آیه ۲۵ نمایان می شوند. نخستین فعل «زندگی کردن» (zao در یونانی) می باشد. پولس با فعل «زندگی کردن»، به تجربه حیات تازه که باید نماد زندگی هر ایماندار باشد، اشاره می کند. استفاده پولس از زمان حال اشاره به تجربه حیات تازه که باید روزانه احیا شود، دارد. از آنجایی که ما با روح زندگی میکنیم، پولس در ادامه می نویسد که ما همچنین نیازمندیم تا در روح «گام برداریم». واژه ترجمه شده«گام برداشتن» از فعلی که در آیه ۱۶ آمده است، متفاوت می باشد. در اینجا کلمه atoicheo می باشد. این واژه ای نظامی به معنای «به صف کردن»، « قدم رو» یا «اطاعت و همنوائی» است. ایده در اینجا این است که روح نه تنها به ما زندگی می بخشد بلکه باید بصورت روزانه نیز زندگیمان را اداره کند.


فعلی که پولس در آیه ۲۴ بکار می برد، «مصلوب نمودن» می باشد. این واژه کمی تکان دهنده است. اگر ما باید از روح پیروی کنیم، باید تصمیمی قاطع برای از بین بردن تمایلات جسم بگیریم. مطمئناً پولس در اینجا به صورت استعاری سخن می گوید. ما جسم را با تغذیه روحانی زنده نگه میداریم و تمایلات جسم را با گرسنگی مصلوب می کنیم.






تفکری فراتر: تفکری فراتر: «زندگی مسیحی کاملاً هموار نیست. فرد مسیحی با کشمکش هایی روبرو میشود. وسوسه های شدید به او هجوم می آورند. ’جسم در برابر روح و روح در برابر جسم در نبرد می باشند.‘ هر چه به پایان این تاریخ زمینی نزدیکتر می شویم، حملات دشمن فریبنده تر و بغرنج تر خواهند شد. حملات او بی رحمانه تر و بیشتر خواهند شد. کسانی که در مقابل نور و حقیقت مقاومت می کنند، سخت تر و غیر قابل تغییر و در برابر کسانی که خدا را دوست داشته و فرمانهای او را نگه می دارند خشن تر خواهند شد.» – الن جی. وایت، برگرفته شده از مرجع زیر.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1111


«تأثیر روح القدس، زندگی مسیح در نفس می باشد. ما مسیح را نمی بینیم و با او صحبت نمی کنیم، اما روح مقدس او در همه جا به ما نزدیک است. او از طریق در وجود همه کسانی که مسیح را می پذیرند، کار می کند. کسانی که از سکونت روح آگاهی دارند، ثمره روح را نمایان می سازند –محبت، شادی، آرامش و حلم و مهربانی، نیکی و ایمان.» – الن جی. وایت، برگرفته شده از مرجع زیر.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1112




خلاصه: اگر چه در زندگی همه ایمانداران، نبردی میان تمایلات جسم و تمایلات روح وجود دارد، زندگی مسیحی نباید محکوم به شکست باشد. به این دلیل که مسیح بر گناه و مرگ غلبه نمود، زندگی مسیحی می تواند به نوعی باشد که روح در آن حاکم بوده و فیض خدا را که ما را قادر به مقاومت در برابر تمایلات جسم می کند برایمان روزانه فراهم بکند.


درس سیزدهم


۱۶ تا ۲۲ سپتامبر


انجیل و کلیسا






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۶ آیات ۱ تا ۱۰ ؛ متی باب ۱۸ آیات ۱۵ تا ۱۷ ؛ اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۱۲ ؛ رومیان باب ۱۵ آیه ۱ ؛ یوحنا باب ۱۳ آیه ۳۴ ؛ لوقا باب ۲۲ آیه ۳ .


آیه حفظی: «خلاصه بقدری که فرصت داریم، با جمیع مردم احسـان بنماییم، علیالخصوص با اهل بیت ایمان» (غلاطیان باب ۶ آیه ۱۰).


برخی از کشاورزان تصمیم گرفتند که بزرگترین سبزیجات را برای خودشان نگه دارند و سبزیجات کوچک را به عنوان بذر بکارند. پست از چندین کشت و برداشت آنها دریافتند که طبیعت نیز در عوض محصولی کم ببار آورده است. گر چه مصیبت بار بود ولی کشاورزان درس مهمی از قانون طبیعت آموختند.


«آنها نمی توانستند بهترین چیزهای زندگی را برای خود داشته باشند و از باقی مانده ها به عنوان بذر استفاده کنند. قانون زندگی چنین حکم می کند که هر چه بکاری همان بدروی.


«به معنای دیگر، کاشتن سبزیجات کوچک همچنان رایج می باشد. ما چیزهای بزرگ زندگی را برای خود نگه میداریم و ته مانده ها را می کاریم. ما انتظار داریم که بواسطه پیچ و تاب قوانین روحانی، خواسته های خودخواهانه ما اجر غیر خودخواهانه بهمراه داشته باشد.» – برگرفته از مرجع زیر.


International Student Fellowship Newsletter, March 2007.


پولس این اصل را در غلاطیان باب ۶ آیات ۱ تا ۱۰ اعمال می کند. در عوض اینکه اعضای کلیسا یکدیگر را «نیش بزنند و ببلعند» (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۵) ، کلیسا باید مکانی باشد که در آن روح، ما را هدایت کند به طوری که دیگران بر ما ارجحیت داشته باشند. (خوشبختانه این روح ایثار و از خودگذشتگی در آداب زندگی مردم خاورمیانه وجود دارد). با این شناخت که «از طریق فیض نجات یافته ایم» ، بدین جهت این شناخت باید ما را در نحوه رفتارمان با دیگران، فروتن، صبورتر و دلسوزتر نماید.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۳ سپتامبر آماده شوید.




احیای انحطاط یافتگان


در حالی که پولس انتظاراتی متعالی برای ماهیت زندگی مسیحی دارد (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۶)، اندرز او به ایمانداران در غلاطیان باب ۶ آیه ۱ نیز به گونه ای مفرح بخش، واقع گرایانه می باشد. انسانها کامل نیستند و حتی مؤمنترین مسیحیان نیز در برابر اشتباه مصون نمی باشند. در زبان یونانی، سخنان پولس در غلاطیان باب ۵ آیه ۱۶ نشان می دهند که او وضعیتی را پیش بینی می کند که به احتمال زیاد در کلیسا رخ خواهد داد. پولس به غلاطیان توصیه هایی عملی درباره چگونگی برخورد با چنین موقعیت هایی ارائه می دهد.


مسیحیان باید در صورت سقوط ایمانداری دیگر در رفتار گناه آلود، چگونه واکنش نشان بدهند؟ غلاطیان باب ۶ آیه ۱، متی باب ۱۸ آیات ۱۵ تا ۱۷.


ما برای بهرمندی از نصیحت پولس در غلاطیان باب ۶ آیه ۱، باید نوع دقیق وضعیتی را که پولس در ذهن دارد، درک کنیم. این در مورد دو واژه ای است که در نیمه نخست جمله بکار برده شده اند. واژه اول گرفته شده یا مستولی است. از نظر تحت اللفظی به معنای «کشف وشناسایی شدن، چیره و قبضه شدن یا غافلگیر شدن» می باشد. موضوع و نکات متفاوت مربوط به این واژه نشان می دهند که پولس دو جنبه را در ذهن داشت. این نه تنها به ایمانداری که، ایماندار دیگری را در حین عملی خلاف «می گیرد» بلکه همچنین به روندی که فرد خود را بواسطه رفتاری (امثال سلیمان باب ۵ آیه ۲۲ را ببینید) که در بهترین شرایط از انجام آن خودداری می نمود، اشاره می کند.


احتمال اینکه تخلفی که پولس از آن سخن می گوید عمدی نباشد، از اصطلاحی که بکار می برد، آشکار است. واژه ترجمه شده بصورت «خطا» یا «گناه» که از واژه یونانی paraptoma می آید، به گناه عمدی اشاره نمی کند بلکه در عوض به اشتباه، لغزش یا گامی نادرست اشاره دارد. مورد دوم با توجه به نظریات پیشین پولس در مورد با روح «رفتار کردن»، معنای خاصی می دهد. اگر چه این به هیچ وجه اشتباه فرد را تبرئه نمی کند، این را به روشنی نشان می دهد که پولس با موردی از گناه جسورانه سروکار ندارد (اول قرنتیان باب ۵ آیات ۱ تا ۵).


واکنش مناسب در چنین شرایطی نباید مجازات، محکومیت یا طرد و تکفیر کردن باشد بلکه باید احیا و ترمیم باشد. واژه یونانی ترجمه شده بصورت «بازسازی»، katartizo، به معنی «نوسازی» یا «درست کردن»می باشد. در عهد جدید در مورد «تعمیر» تورهای ماهیگیری (متی باب ۴ آیه ۲۱) بکار برده شده است و روند جا اندازی استخوان شکسته را در مفهوم پزشکی در ادبیات یونانی توصیف می کند. به همان صورت که ما دیگر ایمانداران را که ممکن است زمین بخورند و پایشان بشکند را رها نمی کنیم، به عنوان اعضای بدن مسیح، ما باید برای برادران و خواهرانمان در مسیح که ممکن است در مسیرمان بسوی ملکوت خدا لغزش و زمین خورده اند را با ملایمت سرپرستی کنیم.






از وسوسه برحذر باشید


«ناتان به داود گفت، آن مرد تو هستی» (اول سموئیل باب ۱۲ آیه ۷).


جدیت سخنان پولس در غلاطیان باب ۶ آیه ۱ برای محافظت از زندگی خودمان است تا مبادا ما نیز گرفتار وسوسه بشویم و این موضوع مهم نباید نادیده گرفته بشود. اشاره به ضرورت و نگرانی شخصی میتواند در اندرز پولس دیده شود – بطریقی که او درخواست خویش را عرضه میدارد. واژه ترجمه شده بصورت «ملاحظه کردن» یا «مواظب بودن» بطور دقیق یعنی «با دقت نگاه کردن» یا «توجه دقیق داشتن» می باشد (رومیان باب ۱۶ آیه ۱۷ را با فیلیپیان باب ۲ آیه ۴ مقایسه کنید). بنابراین آنچه پولس از نظر ادبی می گوید این است که «بدقت مراقب خود باشید» مبادا گناه بطور غافلگیر کننده شما را گرفتار سازد. پولس برای برجسته نمودن این هشدار، در نیمه نخست غلاطیان باب ۶ آیه ۱ از دوم شخص جمع («همه شما یا شماها») به دوم شخص مفرد (تو) در نیمه دوم آیه تغییر جهت می دهد. این هشداری کلی نیست که برای تمامی جماعت کلیسا صدق کند؛ بلکه هشداری شخصی خطاب به تک تک افراد درون کلیسا می باشد.


پولس صراحتا به ماهیت وسوسه ای که غلاطیان را نسبت به آن هشدار می دهد اشاره نمی کند. شاید او خطایی خاص را در ذهن نداشت و در واقع به خطرات گناه هر چه که باشد و اینکه آنها یکدیگر را اصلاح کنند، اشاره میکرد. در عین حال سخنان او در غلاطیان باب ۵ آیه ۲۶، مخالف با «متکبر شدن یا خود بزرگ بینی» را نشان می دهد که او آنها در برابر این احساس هشدار میدهد که نسبت به اصلاح کنندگان از خود برتری و نخوت روحانی نشان ندهند.


چرا پولس نیاز داشت که به غلاطیان در مورد غرور روحانی هشدار بدهد؟ اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۱۲، متی باب ۲۶ آیه ۳۴ و دوم سموئیل باب ۱۲ آیات ۱ تا ۷ را ببینید.


یکی از بزرگترین خطراتی که گام برداشتنهای مسیحی را تهدید می کند، احساس غرور روحانی است که باعث می شود که ما فکر کنیم به نوعی در برابر ارتکاب به برخی از گناهان مصون هستیم. واقعیت عاقلانه این است که همه ما طبیعت گناهکار یکسانی داریم –طبیعتی که در مغایرت با خدا قرار دارد. از این رو، بدون قدرت بازدارنده روح خدا، بسته به شرایط، امکان لغزش وارتکاب به هر گناهی را داریم. چنین آگاهی از هویت واقعیمان خارج از مسیح می تواند ما را از سقوط در گناه خود برتر بینی روحانی حفظ نماید و همچنین می تواند بما کمک کند تا با افرادی که لغزش میخورند همدردی بیشتری داشته باشیم.






متحمل شدن بار سنگین مسئولیت

(غلاطیان باب ۶ آیات ۲ تا ۵)


پولس علاوه بر احیای افرادی که در خطا سقوط کرده بودند چه دستورالعمل های دیگری به ایمانداران در غلاطیه میدهد؟ (غلاطیان باب ۶ آیات ۲ تا ۵ ؛ رومیان باب ۱۵ آیه ۱ و متی باب ۷ آیه ۱۲ را نیز ببینید).


واژه«بار» در غلاطیان باب ۶ آیه ۵ از واژه یونانی baros ترجمه شده است. این واژه از نظر ادبی به وزنی سنگین یا باری اشاره دارد که فردی باید برای مسافتی طولانی حمل می نمود. اگر چه با گذشت زمان، این واژه به استعاره ای برای انواع سختی ها و مشکلات از جمله بار کار روزانه دراز مدت در هوایی گرم تبدیل شده است (متی باب ۲۰ آیه ۱۲). در حالی که موضوع بدیهی دستور پولس به «متحمل شدن بار یکدیگر» بطور حتم شامل لغزش های اخلاقی دیگر ایمانداران که در آیه پیش از آن اشاره شد، می باشد، مفهوم تحمل باری که او در ذهن دارد بسیار گسترده تر می باشد. دستورالعمل های پولس چندین بینش روحانی در مورد زندگی مسیحی نمایان می سازند که نباید نادیده گرفته شوند.


نخست همانطور که تیموتی جورج (Timothy George) بیان می کند، «تمام مسیحیان بارهایی دارند. نوع بارهای ما با توجه به آنچه که خدا برای زندگی ما مقدر فرموده، در اندازه و شکل متفاوت خواهند بود. برای برخی این بار سنگین، وسوسه و عواقب لغزش اخلاقی است ، همانطور که در اینجا در آیه ۱ بیان گردید. برای دیگران ممکن است ناراحتی جسمی یا اختلال روانی و یا بحران خانوادگی یا عدم اشتغال و یا ظلم شیطانی یا ازدحام چیزهای دیگر باشد؛ اما هیچ مسیحی از بار معاف و استثنا نیست.» – Galatians, p. ۴۱۳


دوم اینکه، خدا قصد ندارد که ما تمام بارهایمان را به تنهایی به دوش بکشیم. متأسفانه، ما اغلب بیشتر مایلیم به دیگران در تحمل بارهایشان کمک کنیم، بیشتر از آنچه اجازه بدهیم آنها نیز ما را یاری کنند. پولس این رفتار به خودمتکی بودن (غلاطیان باب ۶ آیه ۳) را به عنوان غرور انسانی محکوم می کند، وقتی که ما از اعتراف به این که ما نیز نیازها و نقاط ضعفی داریم، اجتناب می ورزیم. چنین غروری نه تنها ما را از آرامش دیگران محروم می سازد بلکه همچنین دیگران را از تحقق مأموریتی که خدا آنها را به انجامش فراخوانده است باز می دارد.


در نهایت، خدا ما را فرا می خواند که بارهای دیگران را متحمل بشویم، زیرا از طریق اعمالمان است که آسایش و آرامش خدا آشکار می شود. این مفهوم بر پایه این واقعیت ساخته شده است که کلیسا بدن مسیح می باشد. تصویری از این در سخنان پولس وجود دارد، «لیکن خدایی که تسلی دهنده افتادگان است، ما را به آمدن تیطس تسلی بخشید» (دوم قرنتیان باب ۷ آیه ۶). توجه داشته باشید که «آسایش و تسلی خدا از طریق دعاهای خصوصی و منتظر خداوند بودن به پولس داده نشد بلکه از طریق همراهی او با یک دوست و از طریق مژده انجیل بود که او آورد.


«دوستی بشری که ما در آن بار یکدیگر را بدوش می کشیم، بخشی از هدف خدا برای قومش می باشد.» – جان آر. دابلیو. اسکات، پیام غلاطیان صفحه ١٥٨ .


John R. W. Stott, The Message of Galatians, p. 158






شریعت مسیح (غلاطیان باب ۶ آیات ۲ تا ۵)


پولس تحمل بار را با کامل شدن شریعت مسیح مرتبط می سازد. منظور او از گفتن شریعت مسیح چیست؟ غلاطیان باب ۵ آیه ۱۴، باب ۶ آیه ۲ ؛ یوحنا باب ۱۳ آیه ۳۴ ؛ متی باب ۲۲ آیات ۳۴ تا ۴۰.


استفاده پولس از عبارت «شریعت مسیح» (ton nomon tou Christou) در هیچ کجای دیگر کتاب مقدس دیده نمیشود، اگر چه او در اول قرنتیان باب ۹ آیه ۲۱ از اصطلاحی مشابه استفاده می کند (ennomos Christou). منحصر بفرد بودن این عبارت باعث بوجود آمدن تفاسیر مختلفی شده است. برخی به اشتباه چنین استدلال می کنند که این گواهی بر این است که شریعت خدا که در کوه سینا داده شد با شریعتی متفاوت یعنی با شریعت مسیح جایگزین شده است. برخی دیگر ادعا می کنند که واژه شریعت در واقع به معنی یک «اصل» عمومی می باشد (رومیان باب ۷ آیه ۲۱ را ببینید)، یعنی ما در تحمل بارهای دیگران پیرو الگوی عیسی هستیم. در حالی که تفسیر دوم از محاسنی برخوردار است، موضوع و اصطلاحات یکسان آن با غلاطیان باب ۵ آیه ۱۴ نشان می دهند که «کامل شدن شریعت مسیح» اشاره ای دیگر به کامل شدن شریعت اخلاقی از طریق محبت می باشد. پولس پیشتر در رساله اش نشان داد که احکام اخلاقی با آمدن مسیح باطل نشدند. در عوض شریعت اخلاقی تفسیر شده از طریق محبت همچنان به ایفایی نقشی مهم در زندگی مسیحی ادامه می دهند. این خلاصه آن چیزی است که عیسی در طول رسالت زمینی خویش تعلیم داد و همچنین در مدت زندگی و حتی در مرگش آنرا بکمال رساند. ما در تحمل مشکلات دیگران، تنها قدم های عیسی را دنبال نمی کنیم بلکه همچنین شریعت را کامل میکنیم.


موضوع دیگری که در این آیات مطرح می شود، تناقض آشکار میان غلاطیان باب ۶ آیه ۲ و باب ۶ آیه ۵ می باشد. اگر چه این مشکل وقتی که متوجه می شویم پولس از دو واژه متفاوت برای توصیف دو موقعیت مختلف استفاده کرده است، رفع می شود. همانطور که تاکنون دیده ایم، واژه (بار) در آیه ۲ (baros)، به باری سنگین که باید برای مسافتی طولانی حمل می شد، اشاره دارد. با این حال واژه phortion در آیه ۵ به بار یک کشتی، کوله پشتی یک سرباز و یا حتی نوزادی در رحم اشاره دارد. در حالی که بارهای پیشین می توانند کنار گذاشته شوند اما در مورد بارهای دوم چنین نمی باشد. یک مادر باردار می بایست خود، فرزندش را حمل کند. همانطور که این مثال نشان میدهد، بارهایی وجود دارند که دیگران می توانند در تحملشان به ما کمک کنند اما بارهایی هستند که هیچ انسان دیگری نمی تواند برای ما آنها را بدوش بکشد، از جمله بار وجدانی گناهکار، رنج و مرگ. برای اینها ما باید تنها به کمک خدا تکیه کنیم (متی باب ۱۱ آیات ۲۸ تا ۳۰).






کاشتن و درو کردن (غلاطیان باب ۶ آیات ۶ تا ۱۰)


در غلاطیان باب ۶ آیه ۷، واژه ترجمه شده بصورت «استهزا» (mukterizo)، تنها در اینجا در عهد جدید بکار رفته است، اگر چه اغلب در ترجمه یونانی عهد قدیم دیده می شود. این واژه دقیقا به معنای «تحقیر نمودن» است. در عهد قدیم معمولاً به خوار شمردن انبیا خدا اشاره دارد (دوم تواریخ باب ۳۶ آیه ۱۶، ارمیا باب ۲۰ آیه ۷ و حتی یکبار برای توصیف آشکار طغیان نسبت به خدا بکار رفته است (حزقیال باب ۸ آیه ۱۷).


منظور پولس این است که مردم ممکن است خدا را نادیده بگیرند و یا حتی به فرمانهایش بی احترامی کنند، اما آنها نمی توانند خدا را گول بزنند. او داور نهایی می باشد و آنها در پایان باید بهای اعمال خود را پرداخت کنند.


غلاطیان باب ۶ آیه ۸ را بخوانید. منظور پولس در اینجا چیست؟ چه نمونه هایی می توانید در کتاب مقدس از شخصیت هایی که برای جسم یا برای روح می کارند بیابید؟ (برای مثال اعمال رسولان باب ۵ آیات ۱ تا ۵ ، لوقا باب ۲۲ آیه ۳ ، دانیال باب ۱ آیه ۸ ، متی باب ۴ آیه ۱ را ببینید).


تشبیه و مَثَلِ پولس درباره کاشتن و درو کردن منحصر بفرد نمی باشد. این یک واقعیت زندگی است که در بسیاری از ضرب المثل های باستانی بیان شده است. اگر چه، آنچه که اهمیت دارد چگونگی استفاده پولس از آن در برجسته نمودن نظریات پیشینش در مورد جسم و روح می باشد. جیمز دی. جی. دان (James D. G. Dunn) می نویسد، «معادلی امروزی این است که ما آزادی انتخاب داریم اما در انتخاب عواقب تصمیماتمان آزاد نیستیم.» – غلاطیان صفحه ٣٣۰ .


Galatians, p. 330


اگر چه خدا همیشه ما را از عواقب زمینی گناهانمان نجات نمی دهد، لیکن نباید از ناامیدی نسبت به انتخاب های بدی که داشته ایم مغلوب بشویم. می توانیم خوشحال باشیم که خدا گناهان ما را بخشیده است و ما را به عنوان فرزندان خویش پذیرفته است. ما باید بر روی فرصت هایی که اکنون داریم برای سرمایه گذاری در چیزهایی که برداشتی آسمانی را به همراه خواهند داشت تمرکز کنیم.


در ضمن، غلاطیان باب ۶ آیه ۱۰ این نکته را نشان می دهد که «اصول اخلاقی مسیحی تمرکزی دوگانه دارند: یکی جهانی که مورد استقبال همه است، ’با جمیع مردم احسـان بنماییم‘ و دیگری ویژه و خاص می باشد، ’علیالخصوص با اهل بیت ایمان‘. درخواست جهان شمول پولس بر پایه این حقیقت بود که همه مردم در همه جا در تصویر خدا خلق شده اند و از این رو در نظر خدا بی نهایت با ارزش هستند. هر زمان که مسیحیان این داده اصلی مکاشفه کتاب مقدس را فراموش کرده اند، بطور اجتناب ناپذیر قربانی گناه نژاد پرستی، تبعیض جنسی، قبیله گرایی، تبعیض طبقاتی و هزاران تعصب و عدم تحمل عقاید مخالف دیگری که اجتماع بشری را از آدم و حوا تا امروزه تحت تاثیر قرار داده اند، شده اند.» – تیموتی جورج، غلاطیان صفحه ۴۲۷ و ۴۲۸ .


Timothy George, Galatians, pp. 427, 428






تفکری فراتر: «روح خدا شرارت را تحت کنترل وجدان نگه می دارد. زمانی که انسان خود را بالاتر از تأثیر روح تمجید می کند، محصولی از شرارت را درو می کند. روح بر چنین فردی کمترین تأثیر را برای اجتناب وی از کاشتن بذرهای نافرمانی دارد. هشدار ها قدرت کمتری بر او دارند. او به تدریج ترس خود را از خدا از دست می دهد. برای جسم می کارد و در نتیجه فساد برداشت خواهد نمود. زمان برداشت بذری که خود کاشته فرا رسیده است. او فرمانهای مقدّس خدا را تحقیر می کند. قلب جسمی وی به قلبی سنگی تبدیل می شود. مقاومت در برابر حقیقت او را گرفتار شرارت می کند. به این دلیل که بشر بذر شرارت را کاشت است که بی قانونی، جرم و خشونت در جهان پیش از طوفان بوجود آمد.


«همه باید نسبت به اهریمن که جان بواسطه او هلاک میگردد هشیار باشند. این به خاطر هیچیک از حکمهایی نیست که خدا بر علیه انسان صادر نموده است. او بشر را از نظر روحانی نابینا نمی کند. خدا برای قادر ساختن بشر به تشخیص حقیقت از خطا نور و شواهد کافی ارزانی داشته است. اما او بشر را به دریافت حقیقت وادار نمی کند. او بشر را در انتخاب خوبی یا بدی آزاد می گذارد. اگر بشر یکبار در برابر شواهدی که برای هدایت عقیده اش به جهت درست کافی هستند، مقاومت نماید و بدی را انتخاب نماید، بار دوم اینکار را آسانتر انجام خواهد داد. بار سوم نیز او با اشتیاق بیشتری خود را از خدا دور خواهد ساخت و قرار گرفتن در سمت شیطان را انتخاب خواهد کرد. و او به این روند ادامه خواهد داد تا در شرارت باقی بماند و دروغی را که به عنوان حقیقت اجر نهاده را باور کند. مقاومت او محصولی را ببار آورده است. » – الن جی. وایت، کتاب مقدس تفسیری ادونتیستهای روز هفتم جلد ششم صفحه ۱۱۱۲ .


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1112




خلاصه: نشان حضور خدا در میان امت خویش در روح مسیحانه است که درون کلیسا هویدا میشود. و این نشان میتواند از طریق بخشش و احیا به کسانی که خطا ورزیده اند با چگونگی کمک به یکدیگر در مشقات متجلی گردد. و نیز با مشارکت در اعمال خودخواسته مهرآمیز نه تنها با همکیشان خود بلکه با بی ایمانان بروز میکند.


درس چهاردهم


۲۳ تا ۲۹ سپتامبر


فخر به صلیب






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۶ آیات ۱۱ تا ۱۸؛ رومیان باب ۶ آیات ۱ تا ۶ ، باب ۱۲ آیات ۱ تا ۸ ؛ دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۰، باب ۵ آیه ۱۷، باب ۱۱ آیات ۲۳ تا ۲۹.


آیه حفظی: «لیکن حاشا از من که فخر کنم جز از صلیب خداوند ما عیسی مسیح که بوسیله او دنیا برای من مصلوب شد و من برای دنیا» (غلاطیان باب ۶ آیة ۱۴).


این مطالعه در باب غلاطیان بسیار مهیج و حاد بود. این بدین دلیل است که خود این رساله حاد می باشد. پولس از فراخوانده شدن خود و حقیقت آنچه که موعظه می کرد آگاه بود (نباید فراموش کنیم که، همانطور که او بارها گفت، آن حقیقت از طرف خداوند بود)، با شوری الهام شده از انبیا عهد قدیم، اشعیا، ارمیا، هوشع. درست همانطور که آنها در زمان خود از قوم خدا خواستند که دست از خطا بردارند، پولس نیز در اینجا همین کار را با مردم زمان خود انجام می دهد.


مهم نیست که شرایط اضطراری چه بودند، در انتها کلام ارمیا می توانست به آسانی در مورد غلاطیان بکار رود، درست همانطور که برای مردم زمان خودش صدق می کرد: «خداوند چنین میگوید: حکیم، از حکمت خود فخر ننماید و جبّار، از تنومندی خویش مفتخر نشود و دولتمند از دولت خود افتخار نکند. بلکه هر که فخر نماید از این فخر بکند که فهم دارد و مرا میشناسد که من یهوه هستم که رحمت و انصاف و عدالت را در زمین بجا میآورم زیرا خداوند میگوید در این چیزها مسرور میباشم» (ارمیا باب ۹ آیات ۲۳ و ۲۴).


حکمت با شکوه بشری ما، ثروت هایمان و توانایی هایمان، هیچ کجا پوچی و بی فایدگی شان شفاف تر از زمان قبل از صلیب مسیح نبوده است –تمرکز رساله پولس به گله گمراهش در کلیسای غلاطیه است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳۰ سپتامبر آماده شوید.




دستان خود پولس


اظهارات پایانی پولس در غلاطیان باب ۶ آیات ۱۱ تا ۱۸ را با اظهارات نهایی که او در سایر رسالههایش بیان می کند، مقایسه کنید. پایان رساله غلاطیان به چه روش هایی مشابه با و یا متفاوت از آنها می باشد؟ (اظهارات پایانی در رومیان، اول و دوم قرنتیان ، افسسیان، فیلیپیان،کولسیان و اول و دوم تسالونیکیان را ببینید.)


اظهارات پایانی پولس همواره یکسان نیستند، اما تعدادی عناصر مشترک در آنها دیده می شود: (۱) درود فرستادن به افرادی خاص، (۲) هشدار و نصیحت پایانی، (۳) امضای شخصی و (۴) دعای اختتام. هنگامی که این ویژگی های معمولی با اظهارات پایانی پولس در غلاطیان مقایسه می شوند، دو تفاوت قابل توجه به چشم می خورد. نخست، رسالة غلاطیان بر خلاف بسیاری از رساله های پولس، حاوی هیچ درود و احوالپرسی شخصی نمی باشد. چرا؟ درست مانند نبودن شکرگزاری سنتی در آغاز رساله اش، این احتمالاً نشانه بیشتری از رابطه تیره و تار میان پولس و غلاطیان می باشد. پولس مؤدب اما رسمی است.


دوم، ما باید بیاد داشته باشیم که این عادات پولس بود که لحن رساله هایش را تشکیل می داد (رومیان باب ۱۶ آیه ۲۲). پولس سپس پس از اتمام، اغلب خود قلم را بر می داشت و چند کلمه ای مختصر با دست خط خود در پایان رساله می نوشت (اول قرنتیان باب ۱۶ آیه ۲۱). اگر چه در غلاطیان پولس از عادت خود منحرف شد. هنگامی که او قلم را از کاتب می گیرد همچنان در مورد شرایط غلاطیه بسیار نگران است که در عوض، هشدار های بیشتری را مینویسد. او در واقع تا زمانی که یکبار دیگر از غلاطیان در خواست نکند که از کارهای احمقانه خویش دست بردارند، قلم را بر زمین نمی گذارد.


در غلاطیان باب ۶ آیه ۱۱، پولس تأکید می کند که رساله را با حروف درشت نوشت. ما دقیقاً دلیل آن را نمی دانیم. برخی تصور کرده اند که پولس اشاره به اندازه حروف نداشت بلکه به شکل نوشتاری آنها اشاره می کرد. آنها اظهار می کنند که شاید دست های پولس از شکنجه علیل شده بود یا از درست کردن چادر پیچ خورده بودند که نمیتوانست حروفش را بدرستی بنویسد. گروهی دیگر بر این باورند که نظریات وی، شواهد بیشتری از دید کم وی ارائه می کنند. اگر چه هر دو نظریه امکان پذیر می باشند، اما به نظر می رسد که این نظریه که پولس عمداً با حروف بزرگ می نوشت تا منظور خود را با تأکید بیشتری برساند، قابل قبول تر می باشد، درست مانند روشی که ما ممکن است برای تأکید بر کلمه یا مفهومی مهم، زیر آن خط کشیده، آن را بصورت مایل یا با حروف بزرگ بنویسیم. به هر دلیلی، پولس مطمئناً می خواست که خوانندگانش به هشدارها و تذکرات وی توجه کنند.




فخر به جسم


غلاطیان باب ۶ آیات ۱۲ و ۱۳ را بخوانید. پولس در این آیات چه چیزی می گوید؟


اگر چه پولس سابقاً به هدف و برنامه کار و انگیزه مخالفان خود اشاره کرده است (غلاطیان باب ۱ آیه ۷، باب ۴ آیه ۱۷)، اظهارات وی در غلاطیان باب ۶ آیات ۱۲ و ۱۳ نخستین نظریات صریحی می باشد که او درباره مخالفانش بیان می کند. او آنها را به این صورت توصیف می کند که «گویی میخواهند صورتی نیکو در جسم نمایان سازند». عبارت «صورتی نیکو»در زبان یونانی به معنی «چهره خوب» به خود گرفتن می باشد. در واقع، واژه معادل «چهره» در زبان یونانی با واژه نقاب بازیگر یکسان می باشد و این واژه حتی بصورت استعاری برای اشاره به نقش یک بازیگر مورد استفاده قرار گرفته است. به عبارت دیگر، پولس می گوید که این مردم مانند بازیگرانی بودند که بدنبال جلب رضایت مخاطبان بودند. در فرهنگی مبتنی بر افتخار و شرم، انطباق ضروری می باشد و کسانی که به اشتباه تعلیم می دهند، به نظر می رسد که بدنبال بهبود درجه افتخار خود نزد هموطنان یهودیشان و سایر مسیحیان یهودی در اورشلیم بودند.


پولس به نکته مهمی درباره یکی از انگیزهای ایشان اشاره می کند –تمایل به اجتناب از جفا. اگر چه جفا بطور حتم میتواند بیشتر بصورتهای تجسمی شامل تعدی و آسیبهای جسمی درک شود اما میتواند بشکلهایی ملایمتر از آزار و ایذا و طرد و در انزوا قرار دادن، بهمانگونه زیانبار باشد. پولس و سایر افراد متعصب افراطی در یهودا، یکبار این روش را انجام داده بودند (غلاطیان باب ۱ آیه ۱۳)، اما گزینه دوم نیز تأثیراتش را بر غلاطیان داشت.


رهبران مذهبی یهود همچنان تاثیر سیاسی قابل توجهی در بسیاری از مناطق داشتند. آنها دارای مجوزی رسمی در روم بودند؛ از این رو، بسیاری از ایمانداران یهودی، مشتاق به حفظ روابط خوب با ایشان بودند. آشوبگران در غلاطیه توسط ختنه غیر یهودیان و تعلیم آنان برای نگه داشتن تورات، توانسته بودند زمینه مشترکی با یهودیان محلی بیابند. این نه تنها آنها را قادر می ساخت که رابطه دوستانه با کنیسه را حفظ کنند، بلکه آنها حتی می توانستند روابط خود با ایمانداران یهودی در اورشلیم، کسانی که در مورد کار انجام شده مربوط به غیر یهودیان شک و تردید داشتند را تقویت کنند (اعمال رسولان باب ۲۱ آیات ۲۰ و ۲۱). بدون شک کارهای ایشان از یک لحاظ توانسته بود شهادت آنها به یهودیان را مؤثرتر بسازد.


پولس هر وضعیتی را که در ذهن دارد، منظورش روشن است : «و همه کسانی که میخواهند در مسیح عیسی به دینداری زیست کنند، زحمت خواهند کشید» (دوم تیموتاوس باب ۳ آیه ۱۲).






فخر به صلیب (غلاطیان باب ۶ آیة ۱۴)


«لیکن حاشا از من که فخر کنم جز از صلیب خداوند ما عیسی مسیح که بوسیله او دنیا برای من مصلوب شد و من برای دنیا» (غلاطیان باب ۶ آیة ۱۴).


پولس که انگیزه هایی که برخی را به اسرار بر ختنه بر می انگیخت، افشا نموده بود، برای آخرین بار پیام انجیل خود را به غلاطیان ارائه می کند، اما تنها بصورت خلاصه. برای پولس، انجیل بر پایه دو اصل اساسی می باشد: (۱) مرکزیت صلیب (آیه ۱۴) و (۲) اصل عدالت (آیه ۱۵). مطالعه امروز بر روی مورد نخست می باشد.


برای ما که در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم، درک شوک آوری که نظریات پولس درباره صلیب (غلاطیان باب ۶آیه ۱۴) در اصل انتقال می دادند، دشوار می باشد. امروزه صلیب مسیح نمادی رایج و محبوب می باشد که برای اکثر مردم احساس مثبتی را تداعی می کند. اگر چه در زمان پولس، صلیب چیزی برای فخر نبود بلکه چیزی بود که خوار شمرده می شد. یهودیان ایده مسیح مصلوب را اهانت وار می دانستند و رومیان مصلوب شدن را چنان منفور می دیدند که حتی به عنوان نوعی مجازات مناسب شهروندان روم، به آن اشاره ای نشده است.


نگاه تحقیر آمیزی که جهان باستان نسبت به صلیب مسیح داشت، بوضوح در نخستین نقاشی های موجود از مصلوب شدن دیده می شود. یک قطعه نقاشی باستانی با قدمت مربوط به اوایل قرن دوم، مصلوب شدن مردی با سر یک الاغ را به تصویر می کشد. در زیر صلیب و مجاور با نقاشی مردی با دستان گشوده به دعا، چنین نوشته شده است: «الکساندر خدای خود را پرستش می کند». نکته روشن است: صلیب مسیح به تمسخر گرفته شده است. در این زمینه است که پولس جسورانه اعلام می کند که نمی تواند به چیزی جز صلیب مسیح مباهات نماید!


صلیب مسیح چه تفاوتی در رابطه پولس با جهان بوجود آورد؟ غلاطیان باب ۶ آیه ۱۴؛ رومیان باب ۶ آیات ۱ تا ۶ ، باب ۱۲ آیات ۱ تا ۸ ؛ فیلیپیان باب ۳ آیه ۸ .


صلیب مسیح همه چیز را برای ایماندار تغییر می دهد. ما را نه تنها برای ارزیابی مجدد دیدگاهمان نسبت بخود به چالش می کشد، بلکه همچنین اینکه ما چگونه با جهان مرتبط می شویم. جهان در این دوران فعلی پر شرر و تمام آنچه که به آن انحصار دارد (اول یوحنا باب ۲ آیه ۱۶) – در مخالفت با خدا قرار دارد. از آنجایی که ما با مسیح مرده ایم، جهان دیگر مانند قبل قدرت ندارد تا ما را به اسارت بگیرد و زندگی گذشته دنیاپرستانه ، دیگر وجود ندارد. پیرو مقایسه پولس، شکاف میان ایماندار و جهان باید بگونه ای باشد که گویا آنها از نظر یکدیگر مرده اند.






خلقت جدید


پولس با تاکید بر مرکزیت صلیب مسیح در زندگی مسیحی، اکنون بر اصل اساسی دوم پیام انجیل خود تاکید دارد: عادل شمرده شدن از طریق ایمان.


همانطور که در تمام این فصل دیده ایم، پولس اساساً سنت ختنه را بر خلاف انجیل می دانست. اگر چه او خود با این عمل مخالف نمی باشد. پولس چندین بیانیه شدید بر علیه ختنه ابراز نموده است (غلاطیان باب ۵ آیه ۲ تا ۴ را ببینید)، اما او نمی خواهد غیر یهودیان چنین استنتاج کنند که مختون نبودن برای خدا خوشایندتر از مختون بودن است. منظور وی چنین نمی باشد، زیرا یکی می تواند در مورد کارهایی که دیگران انجام می دهند یا نمی دهند، رویه قانون گرایانه یا احکام پرستانه داشته باشند. از نظر روحانی، موضوع ختنه بی ربط می باشد. مذهب حقیقی ریشه کمی در رفتارهای بیرونی دارد و بیشتر در وضعیت قلب بشری ریشه دارد. همانطور که خود عیسی فرمود، یک فرد می تواند ظاهری فوق العاده داشته باشد اما از نظر روحانی در درون فاسد باشد (متی باب ۲۳ آیه ۲۷).


منظور از خلقت تازه چیست؟ (غلاطیان باب ۶ آیه ۱۵، دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۷). شما خود چگونه مفهوم این مطلب را تجربه کرده اید؟


واژه یونانی ktisis بصورت «خلقت»ترجمه شده است. هم می تواند به یک «مخلوق» فردی (عبرانیان باب ۴ آیه ۱۳) و یا به روند کار «خلقت» (رومیان باب ۸ آیه ۲۲) اشاره کند. در هر دو مورد، این واژه دلالت بر کارهای خالق دارد. این منظور پولس می باشد. تبدیل شدن به«مخلوقی جدید» چیزی نیست که بتواند با تلاش بشری بدست بیاید –چه ختنه و یا هر چیز دیگری. عیسی به این روند به عنوان «حیات تازه یا تولد دوباره» (یوحنا باب ۳ آیات ۵ تا ۸) اشاره می کند. این عمل الهی است که خدا بواسطه آن فردی را که از نظر روحانی مرده است، در وی زندگی روحانی می دمد. این نیز استعاره ای دیگر برای توصیف عمل نجات دهنده ای می باشد که پولس معمولاً به عنوان عدالت از طریق ایمان از آن یاد می کند.


پولس در دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۷، با جزئیات بیشتری در مورد این تجربه خلقت جدید سخن می گوید. پولس در این آیه، توضیح می دهد که تبدیل شدن به مخلوقی جدید، معنایی بیشتر از تنها تغییر در وضعیت ما در کتابهای آسمانی دارد؛ این تغییری در زندگی امروزی ما ایجاد می کند. همانگونه که تیموتی جورج می نویسد، «شامل روند کامل متحول شدن می باشد: کار احیاء کننده روح القدس که منتهی به توبه و ایمان می شود، روند روزانه ریاضت و احیا، رشد مداوم در پرهیزکاری که سرانجام به مشابهت به صورت مسیح منتهی میشود. .» غلاطیان صفحه ٤٣٨. – Galatians, p. ۴۳۸


اگر چه تبدیل شدن به مخلوقی جدید، چیزی نیست که ما را عادل می کند. در عوض، این تغییر ریشه ای بدون شک مظهر چیزی است که عادل شمرده شدن را تفهیم مینماید.






سخن آخر (غلاطیان ٦: ١٦-١٨)


پولس دعای خیر خود را به کسانی ارزانی میدارد که «از این قاعده پیروی مینمایند» (غلاطیان باب ۶ آیه ۱۶). با توجه به موضوع، فکر می کنید که پولس از چه قاعده ای سخن می گوید؟


واژه ترجمه شده به «قاعده»، به معنی میله یا چوبی صاف است که در بنایی یا نجاری برای اندازه گیری استفاده میشد. این واژه در نهایت معنایی مجازی به خود گرفت و به قواعد و معیارهایی که انسان بواسطه آنها چیزی را ارزیابی می کند، اشاره دارد. برای مثال، هنگامی که مردم درباره مجموعه عهد جدید سخن می گویند، منظور ایشان بیست و هفت کتاب عهد جدید می باشند که برای تعیین باور و عمل کلیسا معتبر می باشند. بنابراین، اگر تعلیمی به سطح این کتابها نرسد، قابل قبول نمی باشد.


علائم خداوند عیسی که پولس در جسمش دارد، کدامند؟ منظور او از نوشتن اینکه هیچ کس نباید به خاطر آنها او را «برنجاند» چیست؟ آیا ممکن است غلاطیان باب ۶ آیه ۱۴ به پاسخ این پرسش کمک کند؟ غلاطیان باب ۶ آیه ۱۷؛ دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۰، باب ۱۱ آیات ۲۳ تا ۲۹.


واژه علامت یا نشان از واژه یونانی stigmita می آید که واژه انگلیسی stigma نیز از آن گرفته شده است. پولس ممکن است اشاره به عمل رایج علامت گذاری بردگان با نشان اربابشان به عنوان نمونه ای از تعیین هویت، یا به عملی در برخی ادیان مرموز جایی که مرید خود را به عنوان نشانه ای از ایمان داغ می کند، اشاره داشته باشد. در هر صورت، «پولس با نشان خداوند عیسی بدون شک اشاره به زخمی مانده بر روی بدنش بر اثر شکنجه و سختی می باشد (دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۰ و باب ۱۱ آیات ۲۴ تا ۲۷ را ببینید). مخالفان او اینک بر این اسرار دارند که ایمان آورندگان غیر یهودی او را به پذیرش نشان ختنه به عنوان علامتی از تسلیم آنها به یهودیت، وادار سازند. اما پولس نشانه هایی دارد که مبنی بر این هستند که او برده چه کسی شده است و اینکه برای او هیچ وفاداری جز مسیح وجود ندارد ... زخمی که پولس در حین خدمت اربابش از دشمنانش دریافت کرده بود، از سرسپردگی او به مسیح به شیوایی سخن می گفت.» –کتاب مقدس تفسیری ادونتیستهای روز هفتم جلد ششم صفحه ٩٨٩.


The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 989






تفکری فراتر: «صلیب جلجتا تمام قوای زمینی و دوزخی را به چالش می کشد و در نهایت بر آنها غلبه خواهد کرد. تمام تاثیرات بر صلیب متمرکز شده اند و بواسطه آن تمام تاثیرات ایجاد می شوند. صلیب کانون اصلی توجه می باشد؛ زیرا مسیح بر روی آن زندگی خود را برای نسل بشر از دست داد. این فداکاری به منظور احیای بشر به کمال اولیه اش ارائه شد. آری، بعلاوه، برای دادن شخصیت دگرگون شده کامل به بشر و تبدیل او به چیزی بیشتر از یک فاتح پیشکش شد.


«کسانی که در قدرت مسیح بر دشمنان بزرگ خدا و بشر غلبه می کنند، موقعیتی در تالار آسمان بالاتر از فرشتگانی که هرگز سقوط نکرده اند، بدست خواهند آورد.


مسیح اعلام می کند که ’من اگر از زمین بلند کرده شوم، همه را به سوی خود خواهم کشید.‘ اگر صلیب تاثیری به نفع خود نیابد، یک نمونه تاثیر ایجاد می کند. نسل به نسل، حقیقت این زمان به عنوان حقیقت امروزه آشکار شده است. مسیح بر روی صلیب واسطی بود که توسط وی رحمت و حقیقت با یکدیگر یکی شدند و عدالت و صلح بر یکدیگر بوسه زدند. این وسیله ای است که جهان را به جلو می راند.» – الن جی. وایت، برگرفته شده از مرجع زیر.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1113.




خلاصه: مذهب حقیقی تنها مبتنی بر رفتار ظاهری نمیباشد، بلکه بر پایه وضعیت قلب نیز میباشد. زمانی که قلب تسلیم خدا بشود، زندگی فرد در حالی که در ایمان رشد میکند، بیشتر و بیشتر منعکس کننده شخصیت مسیح خواهد بود. قلب باید توسط مسیح مطیع بشود؛ هنگامی که این اتفاق بیافتد، تمام چیزهای دیگر اتفاق خواهند افتاد.