دونلود PDF - راهنمای مطالعه کتاب مقدس - سه ماهه سوم 2017 - پیام انجیل برای غلاطیان

 

۱. پیام پولس رسول به غیر یهودیان – ۲۴ تا ۳۰ ژوئن ۴


۲. اقتدار پولس و انجیل – ۱ تا ۷ ژوئیه ۱۳


۳. وحدت انجیل – ۸ تا ۱۴ ژوئیه ۲۲


۴. برائت از گناه تنها از طریق ایمان – ۱۵ تا ۲۱ ژوئیه ۳۱


۵. ایمان عهد قدیم – ۲۲ تا ۲۸ ژوئیه ۴۰


۶. اولویت وعده – ۲۹ ژوئیه تا ۴ اوت ۴۹


۷. راه ایمان – ۵ تا ۱۱ اوت ۵۸


۸. از بردگی تا میراث داری – ۱۲ تا ۱۸ اوت ۶۷


۹. استدعا و فراخوان روحانی پولس – ۱۹ تا ۲۵ اوت ۷۶


۱۰. دو عهد – ۲۶ اوت تا ۱ سپتامبر ۸۵


۱۱. آزادی در مسیح – ۲ تا ۸ سپتامبر ۹۴


۱۲. با روح زیستن – ۹ تا ۱۵ سپتامبر ۱۰۳


۱۳. انجیل و کلیسا – ۱۶ تا ۲۲ سپتامبر ۱۱۲


۱۴. فخر به صلیب – ۲۳ تا ۲۹ سپتامبر ۱۲۱


Editorial Office: 12501 Old Columbia Pike, Silver Spring, MD 20904


Come visit us at our Web site: http://www.absg.adventist.org


Principal Contributor

Carl Cosaert


Editor

Clifford R. Goldstein


Associate Editor

Soraya Homayouni


Publication Manager

Lea Alexander Greve


Middle East and North Africa Union


Publishing Coordinator

Michael Eckert


Translation to Farsi

Rezvan Ahmadi


Farsi Layout and Design

Marisa Ferreira


Editorial Assistant

Sharon Thomas-Crews


Pacific Press® Coordinator

Wendy Marcum


Art Director and Illustrator

Lars Justinen


Design

Justinen Creative Group


حق چاپ محفوظ و مخصوص «کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم» میباشد. هیچیک از بخشهای این کتابچه راهنمای مطالعه


کتاب مقدس مدرسه سبت ویژه بزرگسالان بدون اجازه قبلی و کتبی از کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم (جنرال کنفرانس)


قابل ویرایش، تغییر، اصلاح ، اقتباس ، ترجمه ، تکثیر یا انتشار نیست. دفاتر بخشهای تابعه کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم


مجاز هستند تا طبق دستورالعمل ویژه ای ترتیبی اتخاذ نمایند تا کتابچه راهنمای مطالعه کتاب مقدس مدرسه سبت ویژه بزرگسالان


ترجمه گردد. حق طبع و نشر مطالب ترجمه شده و انتشارات آنان متعلق به کنگره عمومی است. عناوین (ادونتیستهای روز هفتم)


و (ادونتیست) و آرم شعله گون جزو اسامی و علامت تجاری ثبت شده متعلق به کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم میباشد و


استفاده از آن بدون اجازه قبلی از کنگره عمومی ممنوع است.



Sabbath School Personal Ministries



مارتین لوتر (Martin Luther) و غلاطیان


مارتین لوتر بواسطه هدایت روح القدس حقایق بنیادینی را از مضامین کتاب مقدس برای میلیونها نفر عیان ساخت که در طی قرنها زیر مخروبه های خرافات و سُنن مدفون مانده بود. بهمین خاطر جهان پروتستان برای گرامیداشت پانصدمین سالگرد اصلاحات پروتستان آماده میشود. به نحوی میتوان استدلال کرد که جنبش پروتستان در نیم هزاره پیش از لابلای اوراق کتاب غلاطیان (در موازات با کتاب رومیان) ، پدیدار گردید! مارتین لوتر در هنگام خواندن کتاب غلاطیان برای نخستین بار تحت تأثیر مژدة باشکوه (عادل شدن بواسطه ایمان) قرار گرفت، آن حقیقت عظیمی که اصلاحات پروتستان را بوجود آورد و میلیونها نفر را که قرنها در قید و بند خطاهای الهیات شناسی و کلیسایی گرفتار بودند رها ساخت. با مطالعه این کتاب مارتین لوتر متحول شد و دیدگاه او از جهان، دیگر هرگز برایش مثل قبل نبود.


ادونتیستهای روز هفتم نیز قرنهای زیادی پس از لوتر، مدیون کتاب غلاطیان هستند. ای. جی. وگونر (E. J. Waggoner) و ای. تی. جونز (A. T. Jones) در طی سالهای ١٨۸٠ تا١۸۹٠ میلادی به کلیسای ادونتیست کمک نمودند تا حقیقت (عادل شدن بواسطه ایمان) را بار دیگر کشف کنند.


چه مضمونی در کتاب غلاطیان وجود دارد که آن را تبدیل به ستون فقرات اصلاحات پروتستان کرده است؟ چرا این محتوا توانسته تا قلبهای بسیاری از جمله مارتین لوتر را تحت تأثیر قرار بدهد؟ کتاب غلاطیان به شیوهای بی شباهت با سایر کتابهای کتاب مقدّس، به شماری از موضوعات بسیار مهم در زمینة روح مسیحی اشاره میکند. در کتاب غلاطیان مسائلی از جمله آزادی، نقش احکام در رستگاری، وضعیت ما در مسیح، ماهیت زندگی تحت هدایت روحالقدس، پولس را به تدقیق و چالش وا میدارد و همچنین به این پرسش قدیمی میپردازد که چگونه انسانهای گناهکار میتوانند در مقابل خدایی که مقدّس و دادگر است ، عادل شمرده شوند؟ احتمالاً این پرسش بیش از هر سؤال دیگری، به مارتین لوتر انگیزه داد تا راهی را که شروع کرده بود دنبال کند. راهی که هرگز از آن روی بر نتافت.


البته کتابهای دیگر نیز از جمله رومیان، به برخی از این پرسشها اشاره میکنند، امّا کتاب غلاطیان متفاوت میباشد. نه تنها این کتاب مختصر تر میباشد، بلکه موضوعهای غنی آن با لحن مهیجِ شبان گونه و تاثیرگذار نوشته شده است که مطمئناً قلبهای گشوده بروی روح خدا را حتی امروزه لمس خواهد کرد.


اگرچه نامة پولس به طور شخصی با هر کدام از ما سخن میگوید، امّا درک و بینش ما تقویت خواهد شد چنانچه از ریشه وضعیت تاریخی که پولس تحت هدایت روحالقدس به آن اشاره مینمود، آگاهی داشته باشیم.


بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که کتاب غلاطیان احتمالاً در زمره اولین رساله های پولس است. رساله غلاطیان در سال ۴۹ پس از میلاد ، کوتاه مدتی پس از شورای معروف اورشلیم نوشته شد. (اعمال رسولان باب ۱۵). پس این کتاب ممکن است قدیمیترین سند شناخته شدة مسیحی باشد. همانطور که اعمال رسولان و غلاطیان مشخص میکنند، کلیسای اوّلیه با جدلهای شدیدی بر سر ماهیت رستگاری، بویژه در مورد غیریهودیان روبرو شد. بر اساس گفتة گروهی از ایمانداران یهودی به نام یهودگرایان یا (پیروان احکام موسی) ، تنها ایمان به عیسی برای غیریهودیان کفایت نمیکرد. غیریهودیان همچنین میبایست ختنه میشدند و از احکام موسی پیروی میکردند (اعمال رسولان باب ۱۵ آیة ۱).پس جای هیچ تعجّبی نیست که وقتی پولس کلیسای غیریهودیان را در غلاطیه بوجود آورد، برخی از این یهودگرایان برای باصطلاح «حل و فصل امور» به آنجا سفر کردند.


هنگامی که خبر این مشکل به پولس رسید، او با خروش و التهاب به این مسئله واکنش نشان داد. پولس متوجّه شد که آنها میگویند که ایمان برای رستگاری کافی نیست و باید اعمال و یا تشریفات یهود را نیز انجام دهند که این ایده غلط، کارهای مسیح را برای مژده رستگاری تضییع و تخریب مینمود. به همین سبب برای دفاع از انجیل دفاعیه ای پر شور نوشت. او با کلامی تند واقعیت این آموزة دروغین را که همانا احکامگرائی بود بطور روشن و ساده تشریح نمود.


این فصل از مطالعة دروس کتاب مقدّس از ما دعوت میکند تا با پولس رسول همسفر بشویم، مادامی که او از غلاطیان عاجزانه تقاضا میکند که نسبت به عیسی رو راست و وفادار بمانند. در عین حال، همچنین به ما فرصت میدهد تا با تعمق از حقایقی آگاه شویم که راه اجتناب ناپذیر را برای مارتین لوتر گشود تا در نهایت از کلیسای روم جدا گردد و انجیل اصیل، که بر کتاب مقدس استوار است احیا گردد.


نویسنده این مطالب دکتر کارل کوسِرت (Carl Cosaert) استاد مطالعات کتاب مقدّس در دانشگاه والا والا Walla-Walla در کالج پلِیس college place واشینگتون میباشد.


درس اول


۲۴ تا ۳۰ ژوئن


پیام پولس رسول به غیر یهودیان






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: اعمال رسولان باب ۶ آیات ۹ تا ۱۵، باب ۹ آیات ۱تا ۹ ؛ اول سموئیل باب ۱۶ آیه ۷ ؛ متی باب ۷ آیه ۱ ؛ اعمال رسولان باب ۱۱ آیات ۱۹ تا ۲۱ ، باب ۱۵ آیات ۱ تا ۵ .


آیه حفظی: «وقتی این را شنیدند قانع شدند و گفتند: خدا را شکر که همان لطفی را که در حق ما نمود در حق غیر یهودیان نیز انجام داد و به ایشان این امکان را داد تا دست از گناه کشیده بسوی او باز گردند و حیات جاودانی را بدست آورند» (اعمال رسولان باب ۱۱ آیه ۱۸).


درک شائول طرسوسی (که پس از تغییر کیش به پولس رسول معروف شد) و دلیل کاری که انجام داد، چندان دشوار نمیباشد. برای او به عنوان یک یهودی مؤمن متعصب که تمام عمرخود را وقف آموختن اهمیت احکام کرده و بر این باور بود که رستگاری سیاسی اسرائیل قریب الوقوع است، و تحمل اندیشة انتظار طولانی مدت برای مسیح موعود که به طرز فجیعی مانند بدترین مجرمها اعدام بشود، برایش بسیار دشوار بود.


پس جای تعجب نیست که او قانع شد که پیروان عیسی نسبت به تورات ناسپاس بودند و از این رو، مانع نقشة خدا برای اسرائیل میشدند. او بر این باور بود که ادعاهای ایشان که عیسای مصلوب، مسیح موعود بود و اینکه او از مرگ قیام کرده بود، ارتداد محسوب میشد. به دیده او نه چنین مُهملهایی قابل تحمل بود و نه گذشتی مشمول کسی میشد که از این تفکرات دست بر ندارد. شائول مصمم شده بود تا برای خلاصی اسرائیل از این باورها نماینده خدا باشد. از این رو، او در نخستین صفحات کتاب مقدس به عنوان آزاردهنده یهودی تباران همنوع خود، کسانی که معتقد بودند عیسی مسیح موعود است، نمایان میشود.


اگرچه خدا نقشههای بسیار متفاوتی برای شائول داشت، نقشه هایی که هرگز نمیتوانست برای خود انتظار داشته باشد: نه تنها این فرد یهودی قرار بود عیسی را به عنوان مسیح موعود موعظه کند، بلکه باید این کار را در میان غیریهودیان نیز انجام میداد!


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱ ژوئیه آماده شوید.




آزاردهندة مسیحیان


شائول طرسوسی نخستین بار در کتاب اعمال رسولان عنوان کسی که در سنگسار نمودن استیفان دخیل بود (اعمال رسولان باب ۷ آیة ۵۸) و سپس در ارتباط با آزاری در سطح وسیعتر که در اورشلیم اتفاق افتاد ظاهر میشود (اعمال رسولان باب ۸ آیات ۱ تا ۵). پطرس ، استیفان ، فیلیپس و پولس نقش بسیار مهمی در کتاب اعمال رسولان ایفا نمودند زیرا آنان در رویدادهایی نقش داشتند که منجر به گسترش اعتقاد مسیحی به فرا تر از جهان یهودی شد. استیفان به ویژه از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا موعظهها و به شهادت رسیدن او چنین به نظر میرسد که تأثیر بسیار عمیقی بر شائول طرسوسی داشته است.


استیفان خود یک یهودی یونانی زبان و یکی از هفت شمّاس اولیه بود (اعمال رسولان باب ۶ آیات ۳ تا ۶). براساس کتاب اعمال رسولان، گروهی از یونانی زبانان که برای زندگی به اورشلیم آمده بودند (اعمال رسولان باب ۶ آیة ۹) با استیفان در مورد محتوای موعظه وی درباره عیسی به بحث و مشاجره پرداختند. شاید و یا به احتمال زیاد این امکان وجود دارد که شائول طرسوسی در این مناظرات نقش داشته است.


اعمال رسولان باب ۶ آیات ۹ تا ١۵را بخوانید. چه اتهاماتی به استیفان نسبت داده شد؟ این اتهامات شما را به یاد چه چیزهایی میاندازد؟ (متی باب ۲۶ آیات ۵۹ تا ۶۱ را نیز ببینید.)


خصومت شدید بر علیه موعظههای استیفان به نظر میرسد از دو بُعد متفاوت حاصل شده باشد. از یک سو استیفان خشم متخاصمان خود را بخاطر این بر افروخته بود که بر احکام یهودی و معبد تقدم و اهمیتی قائل نبود چرا که اینها مرکز ثقل یهودیت بشمار می آمدند و بعنوان نمادهای ارزشمند مذهبی و هویت ملی محسوب میشدند. اما استیفان کاری بیش از بیاهمیت جلوه دادن این دو نماد با ارزش انجام داد ؛ او با شور و حرارت اظهار داشت که عیسی، (مسایاه) مسیح مصلوب شده و از مرگ قیام کرده، کانون حقیقی و درست ایمان یهودی بود.


جای تعجبی نیست که چرا او باعث خشم شائول فریسی شد (فیلیپیان باب ۳ آیات ۳ تا ۶).شائول مشاهده نمود که وعدههای بزرگ نبوی ملکوت خدا تا آن زمان تحقق نیافته بودند (دانیال باب ۲، زکریا باب ۸ آیة ۲۳، اشعیا بابهای ۴۰ تا ۵۵) و او احتمالاً باور داشت که مسئولیت کمک به خدا برای نزدیک نمودن آن روز برعهده وی بود – چیزی که میتوانست با پاک نمودن اسرائیل از فساد دینی از جمله اندیشه مسیح موعود بودن عیسی، انجام بشود.






تحول و تغییر کیش شائول


«گفت: خداوندا تو کیستی؟ خداوند گفت: من آن عیسی هستم که تو بدو جفا میکنی» (اعمال رسولان باب ۹ آیة ۵).


اگرچه جفای شائول نسبت به کلیسای اولیه نسبتاً بطور غیرمحسوس آغاز میشود (زیرا او تنها رداهای شکنجه دهندگان استیفان را نگه میدارد)، اما به سرعت تشدید میشود (اعمال رسولان باب ۸ آیات ۱ تا ۳ ؛ باب ۹ آیات ۱، ۲، ۱۳، ۱۴، ۲۱ ؛ باب ۲۲ آیات ۳ تا ۵ را ببینید). لوقا از بسیاری از این واژگان برای توصیف شائول و بوجود آوردن تصویر یک جانور وحشی و یا یک سرباز غارتگر که برای تخریب مخالفانش عزم دارد، استفاده نمود. برای مثال ، واژه ترجمه شدة «تخریب» در اعمال رسولان باب ۸ آیة ۳ ، در ترجمه یونانی عهد قدیم (مزامیر باب ۸۰ آیة ۱۳ ) برای توصیف رفتار مخرب و غیرقابل کنترل یک گراز وحشی به کار برده شده است. جنگ مذهبی شائول بر علیه مسیحیان از روی دو دلی و بیعلاقگی نبود ؛ بلکه نقشهای حساب شده و پایدار برای نابودی ایمان مسیحی بود.


در باره تحول و تغییر کیش شائول سه شرح در آیه های زیر داده شده است (اعمال رسولان باب ۹ آیات ۱ تا ۱۸، باب ۲۲ آیات ۶ تا ۲۱ و باب ۲۶ آیات ۱۲ تا ۱۹). فیض خدا چه نقشی در این تجربه داشت؟ به عبارت دیگر، آیا شائول شایسته آن خیریتی بود که خداوند نسبت به او روا داشت؟


از دیدگاه بشری، تحول و تغییر کیش شائول غیرممکن به نظر میرسید (از این رو بسیاری از مردم وقتی برای اولین بار شنیدند دچار شک و تردید شدند).


تنها چیزی که شائول استحقاقش را داشت، مجازات بود اما خدا در عوض به این یهودی سر سخت و متعصب ، فیض بخشید. اگرچه اهمیت دارد به این نکته توجه کنیم که ایمان آوردن شائول نه به خودی خود اتفاق افتاد و نه اینکه تحمیلی بود.


شائول ملحد نبود. او مردی مذهبی بود، اما به شدت در درک خدا دچار اشتباه بود. سخنان عیسی به شائول، « (اعمال رسولان باب ۲۶ آیة ۱۴)، نشان میدهند که شائول را سرزنش میکرد. در جهان کهن، «مهمیز یا نشتر» چوب یا میلهای نوکتیز بود که برای بدرد آوردن و بحرکت در آموردن گاوها استفاده میشد خصوصا هنگامی که از شخم زدن سرباز میزدند. شاول برای مدتی در برابر تلنگرها یا مهمیزهای خدا مقاومت کرده بود، اما در نهایت در مسیرش به دمشق، به واسطه دیداری معجزهآسا با عیسای قیام کرده، تصمیم گرفت دیگر مبارزه نکند.






شائول در دمشق


شائول در حین مواجهه با عیسی، بینایی خود را از دست داد و سپس به او فرمان داده شد که به خانة فردی به نام یهودا برود و در آنجا منتظر مرد دیگری به نام حنانیا بماند. بدون شک نابینایی جسمی شائول، تذکری قدرتمند از نابینایی روحانی بزرگتری بود که او را به آزار و جفای پیروان عیسی واداشته بود.


ظاهر شدن عیسی بر او در راه دمشق، همه چیز را تغییر داد. هنگامی که شائول فکر میکرد که کاملاً حق با اوست، ولی دریافت که به طور کامل در اشتباه بود. او به جای کارکردن برای خدا، بر علیه او کار میکرد. شائول به عنوان فردی متفاوت از یک فریسیِ مغرور و متعصب که اورشلیم را ترک نموده بود، وارد دمشق شد. شائول درعوض خوردن و نوشیدن، سه روز نخست خود را در دمشق صرف دعا و روزه نمود که بازتاب دهنده تغییر و تحول درونی او بواسطه آن وقایع بود.


اعمال رسولان باب ۹ آیات ۱۰ تا ۱۴ را بخوانید. تصور کنید در ذهن حنانیا چه میگذشت: آن شائول جفا دهنده حال به عیسی اعتقاد پیدا کرده بود. نام او اکنون به پولس تغییر یافته بود، رسول برگزیده خدا که باید مژده انجیل را به جهان غیریهود نیز برساند (اعمال رسولان باب ۲۶ آیات ۶ تا ۱۸ را ببینید).


جای تعجب نیست که حنانیا کمی سردرگم شده بود. اگر کلیسای اورشلیم بخواهد در پذیرفتن پولس سه سال پس از ایمان آوردن او تردید نماید، (اعمال رسولان باب ۹ آیات ۲۶ تا ۳۰)، میتوان تصور نمود که چه پرسشهایی قلب ایمانداران در دمشق را تنها پس از سه روز از این اتفاق مضطرب کرده باشد!


همچنین توجه کنید که حنانیا توسط خداوند رویایی دریافت نموده بود که خبری تعجبآور و غیرمنتظره در مورد شائول طرسوسی بود ؛ شاید چیزی کمتر از یک رؤیا نمیتوانست او را قانع کند که آنچه درباره شائول به او گفته شده بود، درست باشد –اینکه دشمن ایمانداران یهودی تبار اینک عضوی از آنها شده بود.


شائول از سوی کاهنان اعظم اختیار تام و مأموریت یافته بود تا اورشلیم را برای خشکاندن ریشه اعتقادات مسیحی ترک نماید (اعمال رسولان باب ۲۶ آیة ۱۲)؛ با این وجود خدا، مأموریتی کاملاً متفاوت برای شائول داشت، آنچه که از اقتدار بسیار بزرگتری برخوردار بود. شائول باید مژده انجیل را به جهان غیریهودی میرساند، چیزی که احتمالاً برای حنانیا و سایر ایمانداران یهودی از ایمان آوردن شائول نیز تکاندهندهتر بود.


درحالیکه شائول به دنبال جلوگیری از گسترش اعتقادات مسیحی بود، اکنون خدا از او برای گسترش این باور، فراتر از آنچه که ایمانداران یهودی هرگز تصورش را نمیکردند، استفاده خواهد نمود.






مژده انجیل به نزد غیریهودیان میرود


نخستین کلیسای غیریهودی در کجا بنا شد؟ چه رویدادهایی باعث شد که ایمانداران به آنجا بروند؟ (اعمال رسولان باب ۱۱ آیات ۱۹ تا ۲۱ و ۲۶). این مطلب چه چیزی در مورد زمان عهد قدیم به شما یادآوری میکند؟ (دانیال باب ۲ را ببینید.)


خبرآزار و جفایی که پس از مرگ استیفان در اورشلیم شیوع یافت، باعث شد که تعداد زیادی از ایمانداران یهودی به انطاکیه بگریزند که حدود ۵٠٠ کیلومتر از شمال اورشلیم فاصله داشت. انطاکیه عنوان پایتخت استان رومی سوریه، نسبت به روم و اسکندریه در درجه دوم اهمیت قرار داشت. جمعیت آن که حدود پانصدهزار نفر تخمین زده شده بود، متشکل از نژادهای مختلفی بود که آن مکان را به جایی مناسب نه تنها برای کلیسا با تعداد کثیری از هم یهویان و هم غیر یهودیان ، بلکه به عنوان آغاز پایگاهی برای مأموریت جهانی کلیسای اولیه تبدیل مینمود.


چه چیزی در انطاکیه رخ داد که باعث دیدار بارناباس از شهر و متعاقب آن تصمیم او به دعوت پولس برای پیوستن به وی در آنجا شد؟ چنان تصویری از کلیسای آنجا ارائه شده است؟ (اعمال رسولان باب ۱۱ آیات ۲۰ تا ۲۶).


ایجاد یک گاهشمار از زندگی پولس دشوار است، اما به نظر میرسد که حدود پنج سال فاصله میان دیدارش از اورشلیم پس از ایمان آوردن (اعمال رسولان باب ۹ آیات ۲۶ تا ۳۰) و دعوت باراباس از وی برای رفتن به انطاکیه وجود دارد. پولس در این سالها چه کاری انجام میداد؟ نمیتوان با اطمینان در این باره چیزی گفت. اما براساس سخنانش در غلاطیان باب ۱ آیة ۲۱، او احتمالاً در سرزمینهای سوریه و قیلیقیه مژده انجیل را موعظه میکرد. برخی گفتهاندکه احتمالاً در طول این مدت بوده است که توسط خانوادهاش از ارث محروم شده بود (فیلیپیان باب ۳ آیة ۸) و از سختیهایی که او در دوم قرنتیان باب ۱۱ آیات ۲۳ تا ۲۸ توصیف نموده است، رنج کشید. کلیسای انطاکیه تحت هدایت روحالقدس شکوفا شد. مطلب شرح داده شده در اعمال رسولان باب ۱۳ آیة ۱ حاکی است که ماهیت چندنژادی شهر خیلی زود در تنوع قومی و فرهنگی کلیسا تأثیر گذاشت. (بارناباس اهل قبرس بود، لوکیوس از قیروان ، پولس از سیسیلی و شمعون احتمالا از آفریقا بود و در نظر بگیرید که همه تغییر کیش دادگان غیر یهودی نیز چنین بودند) روح اینک به دنبال آن بود که مژده انجیل را به غیر یهودیان بیشتری برساند و از انطاکیه به عنوان پایگاهی برای فعالیتهای بشارتی بیشتر، فراتر از سوریه و یهودا، بهره برد.






اختلاف در درون کلیسا


به طور حتم بشر بی عیب نیست و طولی نکشید که در میان اجتماع ایمانداران نخستین مشکل به وجود آمد.


برای کسانی که تازه کلیسا را تاسیس کرده بودند، همه از ورود ایمانداران غیریهودی به کلیسای اولیه خشنود نبودند. اختلاف بر سر مفهوم مأموریت غیریهودی نبود، بلکه بر سر اصل اجازه پیوستن غیریهودیان بود. برخی بر این باور بودند که ایمان تنها به عیسی به عنوان نشانه تعیینکننده مسیحیت، کافی نبود؛ آنها چنین استدلال میکردند که ایمان باید با ختنه و اطاعت از شریعت موسی تکمیل بشود. آنها ادعا میکردند که غیریهودیان برای اینکه یک مسیحی واقعی باشند، میبایست ختنه بشوند. (ما میتوانیم در اعمال رسولان باب ۱۰ آیة ۱ تا باب ۱۱ آیة ۱۸، از تجربه پطرس با کرنلیوس و عکسالعملی که پس از آن به وجود آمد، میزان تفرقه میان یهودیان و غیر یهودیان را مشاهده کنیم.)


دیدارهای رسمی از اورشلیم که اعمال فیلیپ را در میان سامریان (اعمال رسولان ٨: ١٤) و کار با غیر یهودیان در انطاکیه (اعمال ١١: ٢٢) را نظارت میکرد میتواند بیانگر این نگرانی باشد که غیر یهودیان به اجتماع مسیحیان ورود پیدا کرده اند. با این وجود واکنش به تعمید کرنلیوس توسط پطرس که سرباز رومی نا مختون بود نمونه ای بارز از اختلاف و ناسازگاری موجود بخاطر حضور غیریهودیان در میان ایمانداران اولیه بود. ورودِ گاه و بیگاه غیر یهودیان از قبیل کرنلیوس ممکن است باعث احساس ناراحتی برخی شده باشد ولی تلاش عمدی پولس برای گشودن دربهای عریض کلیسا بروی غیر یهودیان بر اساس محض ایمان به عیسی ، منتج به تلاشهای عامدانه برخی بمنظور تحلیل و فرسایش فعالیتهای بشارتی پولس گردید.


چگونه برخی از ایمانداران اهل یهودیه در خنثی نمودن کار پولس برای مسیحیان غیریهودی در انطاکیه تلاش نمودند؟ اعمال رسولان باب ۱۵ آیات ۱ تا ۵.


اگرچه شورای اورشلیم، در باب ١۵اعمال رسولان در نهایت در باره موضوع ختنهکردن از پولس طرفداری نمود، ولی مخالفت با بشارتهای پولس همچنان ادامه داشت. حدود هفت سال بعد، در طی دیدار نهایی پولس از اورشلیم، بسیاری همچنان نسبت به مژده انجیل پولس تردید داشتند. در واقع، هنگامی که پولس از معبد بازدید نمود، تقریباً جان خود را از دست داد وقتی که یهودیان اهل آسیا «فریاد برآوردند که «ای مردان اسرائیلی، امداد کنید! این است آن کس که بر خلاف امّت و شریعت و این مکان در هر جا همه را تعلیم میدهد» (اعمال رسولان باب ۱۲ آیة ۲۸؛ باب ۲۱ آیات ۲۰ و ۲۱ را نیز ببینید).






تفکری فراتر: تفکری فراتر: برای یافتن ارتباط بین تحول شخصی و کلیسا فصل استقلال فردی صفحات ٤۳٠ تا ٤۳٤ از کتاب شهادتهایی برای کلیسا جلد سوم را بخوانید. برای یک نقشه کمکی از زندگی ابتدایی پولس و تفسیری بر تحول او کتاب مقدس تفسیری ادونتیستهای روز هفتم جلد ششم صفحات ٢٢۶ تا ٢۳٤ را بخوانید.


« پولس قبلاً به عنوان مدافع غیور دین یهود و آزاردهنده خستگیناپذیر پیروان عیسی شناخته میشد. او که شجاع، مستقل و استوار بود، استعدادها و تعلیماتش میتوانست او را قادر سازد تا تقریبا در هر ظرفیتی خدمت کند. و او میتوانست با وضوح فوقالعادهای استدلال نماید و با طعنه تحقیر کننده ای معاضدین خود را در گوشه ای قرار دهد که جایی برای فرار نداشته باشند. و اینک یهودیان این مرد جوان را با وعده ای غیر معمولی دیدند که با کسانی که پیش از آن به آنها جفا می کرده است، متحد شده و بدون هیچ هراسی به نام عیسی موعظه می کند.


«کشته شدن یک فرمانده برای ارتش او، فقدان و خسارت محسوب میشود اما مرگ او هیچ قدرت اضافی به دشمن نمیدهد. اما وقتی که مردی با نیروی زیاد به ارتش مخالف می پیوندد نه تنها خدماتش از دست می روند بلکه به گروهی که پیوسته است سود فراوان می رساند. شائول طرسوسی در مسیرش به دمشق ممکن است توسط خداوند کشته می شد و نیرویی قدرتمند از شکنجه دهندگان کم می شد. اما خدا در آینده نگری اش نه تنها زندگی شائول را حفظ نمود بلکه باعث ایمان آوردن او شد، و در نتیجه قهرمانی را از جانب دشمن به جانب مسیح آورد. پولس، یک سخنران فصیح و منتقدی سختگیر، با هدف محکم و شهامت بی باکانه اش، از صلاحیت های لازم برای کلیسای اولیه برخوردار بود.» – الن جی. وایت، اعمال رسولان صفحه ١٢٤ .


Ellen G. White, The Acts of the Apostles, p. 124




خلاصه: رویارویی شائول با عیسای از مرگ قیام کرده در مسیر دمشق، لحظة تعیین کنندهای در زندگی وی و تاریخ کلیسای اولیه بود. خدا کسی را که زمانی آزار دهنده کلیسا بود متحول ساخت و او را به عنوان رسول برگزیده خود انتخاب نمود تا مژدة انجیل را به جهان غیر یهود برساند. اگر چه آوردن غیر یهودیان به کلیسا تنها با ایمان به مسیح توسط پولس، برای بعضیها در درون کلیسا مفهومی دشوار برای درک بود ولی مثالی قدرتمند بود از اینکه چگونه غرور و تعصب میتواند مانع مأموریت ما بشود.


درس دوم


۱ تا ۷ ژوئیه


اقتدار پولس و انجیل






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: دوم پطرس باب ۳ آیات ۱۵ و ۱۶ ؛ غلاطیان باب ۱ ؛ فیلیپیان باب ۱ آیه ۱ ؛ غلاطیان باب ۵ آیه ۱۲.


آیه حفظی: «آیا الحال مردم را در رای خود میآورم یا خدا را؟ یا رضامندی مردم را میطلبم؟ اگر تا بحال رضامندی مردم را میخواستم، غلام مسیح نمیبودم» (غلاطیان باب ۱ آیه ۱۰). [ترجمه تفسیری: هدف من این نیست که با تملق و چاپلوسی اعتماد شما را بخود جلب کنم. کوشش من خشنود ساختن خداست. اگر تا بحال در پی جلب خشنودی مردم میبودم هرگز نمیتوانستم خدمتگزار واقعی مسیح باشم.]


دانشجویان در محوطه دانشگاه خود مرکزی را بنا کردند، مکانی که همه گرایشهای اجتماعی صرف نظر از نژاد، جنسیت، موقعیت اجتماعی و یا اعتقادات دینی بتواند از آنان حُسن استقبال بعمل آورد. سالهای بعد را تصور کنید که این دانشجویان قدیمی به دانشکده برگشته و متوجه شوند که دانشجویان جدید، این مرکز دانشجوئی را از نو طراحی کردهاند. به جای تالاری بزرگ با فضای زیاد با طرح و هدف تعامل و ارتباطات اجتماعی که نوعی حس اتحاد را برای همه به همراه داشته باشد – تالار به چندین اتاق کوچکتر با ورودی های ویژه ای بر اساس نژاد، جنسیت و غیره تقسیم شده بود. دانشجویانی که مسئول و پاسخگوی طراحی جدید بودند، ممکن است چنین استدلال کرده باشند که اختیار و اقتداری که در ایجاد این تغییرات دارند از شیوه و عرفهای پابرجای قدیم الایام کسب شده است.


این موضوع همان وضعیت مشابهی است که پولس هنگامی که رساله خود را برای کلیساهای غلاطیه نوشت، با آن مواجه بود. برنامه او مبنی بر این که غیر یهودیان میتوانستند بر پایة تنها ایمان به مسیح به کلیسا بپیوندند، توسط تعلیم دهندگان دروغین به چالش کشیده شد، کسانی که اصرار داشتند غیر یهودیان میبایست پیش از عضویت در کلیسا، ختنه بشوند.


این وضعیتی که پولس مشاهده نمود، حملهای به ماهیت خود انجیل بود؛ از این رو، او باید واکنش نشان میداد. آن واکنش، ارسال نامه به غلاطیان بود.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۸ ژوئیه آماده شوید.




پولس، نویسندة نامه


دوم پطرس باب ۳ آیات ۱۵ و ۱۶ را بخوانید. این آیات درباره نظر کلیسای اولیه نسبت به نوشته پولس، چه چیزی به ما میگویند؟ این مطلب چه چیزی در مورد نحوه کار وحی و الهام به ما میآموزد؟


زمانی که پولس برای غلاطیان نامه نوشت، برای بوجود آوردن یک شاهکار ادبی تلاش نکرد. در عوض، پولس تحت هدایت روحالقدس، به موقعیتهای خاصی اشاره مینمود که به او و ایماندارن در غلاطیه مربوط بود.


نامههایی مانند غلاطیان، نقش بسیار مهمی در مأموریت رسالتی پولس ایفا نمودند. پولس به عنوان مبشر برای جهان غیر یهود، کلیساهای پراکنده زیادی در محدودة دریای مدیترانه یافت. اگرچه او هر زمان که میتوانست، از این کلیساها بازدید مینمود، نمیتوانست برای مدتی طولانی در یک مکان بماند. او برای جبران غیبت خود، نامههایی به کلیساها به منظور راهنمایی نمودن آنها مینوشت. با گذشت زمان، نسخههایی از نامههای پولس با کلیساهای دیگر نیز درمیان گذاشته شد (کولسیان باب ۴ آیة ۱۶). با وجود اینکه برخی از نامههای پولس مفقود گردید، دست کم سیزده کتاب در عهد جدید نام او را در بر دارند. همانطور که سخنان بالا از پطرس نیز نشان میدهند، در مرحلهای، نوشتههای پولس به عنوان بخشی از کتاب مقدس بحساب آمد. این موضوع بدرستی نشان میدهد که مأموریت بشارتی او در نهایت چه میزان اقتدار در ابتدای تاریخ کلیسا بدست آورد.


زمانی بعضی از مسیحیان بر این باور بودند که سبک نامههای پولس منحصر به فرد است – شیوهای خاص که توسط روح به منظور متضمن بودن کلام الهام شده خدا بوجود آمده بود. این نظریه تغییر یافت هنگامی که دو پژوهشگر از دانشگاه آکسفورد به نامهای برنارد گرنفل (Bernard Grenfell) و آرتور هانت (Arthur Hunt) حدود پانصد هزار تکه از پاپیروسهای باستانی را در مصر کشف کردند (اسنادی نوشته شده بر روی پاپیروس، نوعی کاغذ رایج که چندصد سال قبل و پس از مسیح بکار برده میشد). آنها علاوه بر یافتن تعدادی از قدیمیترین نسخههای عهد جدید، همچنین صورت حسابها، اظهارنامههای مالیاتی، رسیدها و نامه های شخصی نیز پیدا کردند.


باعث تعجب زیاد همگان بود که مشخص شد نامههای پولس مشابه با تمام نامههای نوشته شده در زمان وی بودند. این سبک شامل (۱) سرآغاز با سلام و تهنیت به همراه نام فرستنده و گیرنده و سپس ادای احترام؛ (۲) کلامی از سپاسگزاری؛ (۳) پیکره یا متن اصلی نامه؛ و در نهایت (۴) سخن پایانی.


بطور خلاصه، پولس از نمونه و فرم رایج زمانه ، با معاصران خویش از طریق یک رسانه و سبکی که با آن آشنایی داشتند، سخن میگفت.






فراخوانده شدن پولس


اگر چه رسالههای پولس بطور کلّی از سبک نامههای کهن پیروی میکنند، رسالة غلاطیان شامل تعدادی از ویژگی های منحصر به فرد است که در سایر رسالههای پولس دیده نمیشوند. این تفاوتها در صورت تشخیص داده شدن میتوانند بما کمک کنند تا درک بهتری از موقعیتی که پولس در آن قرار داشت ارائه نمایند.


سر آغاز نامه پولس را در غلاطیان باب ۱ آیات ۱ و ۲ با آنچه در افسسیان باب ۱ آیة ۱، فیلیپیان باب ۱ آیة ۱ و دوم تسالونیکیان باب ۱ آیة ۱ مینویسد، مقایسه کنید. سر آغاز نامه پولس در غلاطیان چه شباهتها و تفاوتهایی با سایر نامه ها دارد؟


مقدمه نامه پولس در غلاطیان نه تنها کمی طولانیتر از سایر نامههای اوست ، بلکه از شیوة معمول خود در توصیف اساس اقتدار رسالتی اش فراتر میرود. بطور تحت اللفظی معنی واژة رسول یعنی «کسی که فرستاده شده» یا «پیغامرسان» است. در عهد جدید، در دقیقترین مفهومش، حواریون به دوازده تن از پیروان عیسی و دیگران که مسیح ایشانرا فرستاد تا بمردم در باره وی بگویند اطلاق میشود. (غلاطیان باب ۱ آیة ۱۹، اول قرنیتان باب ۱۵ آیة ۷). پولس بیان میکند که او به این گروه منتخب تعلّق دارد.


این واقعیت که پولس به شدت انکار میکند که رسالت وی بر پایة بشری استوار نیست، حاکی است که برخی در غلاطیه تلاش نمودند تا اقتدار رسالتی وی را تضعیف و به چالش بکشند. چرا؟ همانطور که دیدهایم، بعضی در کلیسا با پیام پولس مبنی بر اینکه رستگاری تنها بر اساس ایمان به مسیح حاصل میشود و نه با اعمال تشریفاتی احکام، خشنود نبودند. آنها احساس کردند که مژده پولس، باعث تضعیف فرمانبرداری از احکام میشود. این آشوبگران زیرک و حیله گر بودند. آنها میدانستند که اساس پیام انجیل پولس مستقیماً با مرجع اقتدار رسالتی وی پیوند دارد (یوحنا باب ۳ آیة ۳۴) و آنها مصمم بودند تا قدرتمندانه بر علیه آن اقتدار یورش ببرند.


با این حال، آنها بطور مستقیم رسالت پولس را انکار نکردند؛ بلکه با مباحثه خود میخواستند اقتدار پولس را کم اهمیت جلوه دهند. آنها احتمالاً ادعا کرده بودند که پولس از پیروان اولیه عیسی نبوده است؛ از این رو، اقتدار وی از جانب خدا نبوده است و بلکه از طرف بشر بوده – شاید از طرف رهبران کلیسای انطاکیه که پولس و بارناباس را به عنوان مبشر بکارگماشتند (اعمال رسولان باب ۱۳ آیات ۱ تا ۳). یا شاید تنها از جانب حنانیا که پولس را تعمید داد، بروز کرده باشد (اعمال رسولان باب ۹ آیات ۱۰ تا ۱۸). از نظر آنها، پولس صرفاً یک پیغامرسان از انطاکیه یا دمشق بود و نه چیزی بیشتر! در نتیجه، آنها استدلال نمودند که پیام وی فقط عقیده خود او بوده و نه کلام خدا.


پولس خطر این اتهامات را تشخیص داد و بنابراین بلافاصله از رسالتی که خدا به او واگذار کرده بود دفاع میکند.






مژدة انجیل پولس


پولس در سر آغاز نامه خود به غلاطیان، علاوه بر دفاع از رسالت خویش، بر چه چیز دیگری تأکید میکند؟ غلاطیان باب ۱ آیات ۳ تا ۵ را با افسسیان باب ۱ آیة ۲، فیلیپیان باب ۱ آیة ۲ و کولسیان باب ۱ آیة ۲ مقایسه کنید.


یکی از ویژگیهای منحصر به فرد نامههای پولس، شیوهای است که او واژگان فیض و آرامش را در درود فرستادنها پیوند میدهد. تلفیق این دو واژه، تغییر مشخصه ویژه سلام و درود در میان مردم یونانی و یهود مسلک میباشد. در حالی که یک نویسنده یونانی مینویسد، «درود»، پولس مینویسد «فیض»، واژهای مشابه در زبان یونانی. پولس احوالپرسی عامیانه یهودیان یعنی «صلح» یا سلام یا سلامتی را نیز می افزاید.


ترکیب این دو واژه یک تعارف محض نمیباشد. در مقابل، این کلمات اساساً پیام انجیل او را توصیف میکنند. (در واقع، پولس بیش از هر نویسنده دیگر عهد جدید، از این دو واژه استفاده میکند.) فیض و صلح (سلام و سلامتی) از جانب پولس نیستند بلکه از طرف خدای پدر و خداوند عیسی مسیح میباشند.


پولس چه جنبههایی را از انجیل به غلاطیان باب ۱ آیات ۱ تا ۶ اضافه میکند؟


اگرچه پولس برای ادای احترام در سر آغاز نامه بمنظور شرح و تفصیل ماهیت انجیل فضای کمی اختصاص داده لیکن استادانه تنها در چند آیة کوتاه، کُنه و گوهره انجیل را تشریح میکند. حقیقت محوری که انجیل بر حول آن میگردد، چیست؟ بر طبق گفته پولس، آن حقیقت انطباق ما با احکام نیست – نکتهای که مخالفان پولس فریاد میزدند. بالعکس، انجیل کاملاً بر آنچه مسیح برای ما از طریق مرگش بر روی صلیب و قیامش از مرگ انجام داد، استوار است. مرگ و قیام مسیح کاری بود که ما هرگز نمیتوانستیم برای خود انجام بدهیم. آنها قدرت گناه و مرگ را شکستند، پیروان او را از قدرت شر که بسیاری را در ترس و اسارت نگه میدارد، آزاد کردند.


همانطور که پولس مژده فوقالعاده فیض و صلح (سلامتی) را که خدا در مسیح برای ما بوجود آورد انعکاس میدهد، وارد نوعی ستایش بیاختیار میشود که در آیة ۵ مشاهده میشود.






هیچ انجیل دیگری وجود ندارد


معمولاً چه چیزی پس از ادای احترام آغازین نامههای پولس میآید؟ غلاطیان چگونه در این زمینه متفاوت است؟ آیات مذکور را با هم مقایسه کنید: غلاطیان باب ۱ آیة ۶ را با رومیان باب ۱ آیة ۸ ، اول قرنتیان باب ۱ آیة ۴، فیلیپیان باب ۱ آیة ۳ و اول تسالونیکیان باب ۱ آیة۲ .


اگرچه پولس به همه نوع مشکلات و سختیهای محلی در نامهاش به کلیسا اشاره میکند، اما همچنان این را یک عادت ساخت که نامههای خود را با دعا و شکرگزاری از خدا برای ایمان خوانندگانش آغاز نماید. او حتی این کار را در نامههایش به قرنتیان که با انواع رفتارهای بحث برانگیز دست و پنجه نرم میکردند، نیز انجام داد (اول قرنتیان باب ۱ آیة ۴ را با باب ۵ آیة ۱ مقایسه کنید). شرایط در غلاطیه بسیار ناراحت کننده است، که پولس کاملاً شکرگزاری را حذف نموده و به موضوع اصلی میپردازد.


پولس از چه واژگان قدرتمندی استفاده میکند که میزان نگرانی او در مورد آنچه در غلاطیه اتفاق میافتاد را نشان میدهد؟ غلاطیان باب ۱ آیات ۶ تا ۹ و باب ۵ آیة ۱۲ را بخوانید.


پولس از هیچ واژهای در دَعَویِ خود علیه غلاطیان دریغ نمیکند. به عبارت ساده، او آنها را متهم میکند که به فراخوان مسیحی خود خیانت ورزیده اند. در واقع، واژة روی برگرداندن که در آیة ۶ آمده است، اغلب برای توصیف سربازانی استفاده میشد که از وفاداری خود به کشور با ترک ارتش روی بر میگرداندند. از نظر روحانی، پولس میگوید که غلاطیان خائنانی بودند که از خدای خود روی برگرداندند.


غلاطیان چگونه خدا را ترک نمودند؟ با روی گرداندن به سوی انجیلی دیگر. پولس نمیگوید که بیش از یک انجیل وجود دارد، بلکه بعضی در کلیسا بودند که – با تعلیم اینکه ایمان به مسیح کافی نبود (اعمال رسولان باب ۱۵ آیات ۱ تا ۵) – چنان رفتار میکردند که گویا انجیل دیگری وجود دارد. پولس از این تحریف انجیل چنان ناراحت است که تمایل دارد هر کسی که انجیل دیگری را موعظه میکند، مورد نفرین خدا قرار بگیرد! (غلاطیان باب ۱ آیة ۸). پولس بسیار در مورد این نکته چنان مُصِرّ است که اساساً یک چیز را (برای تاکید) دو مرتبه بیان میکند(غلاطیان باب ۱ آیة ۹).






منشاء انجیل پولس


دردسرسازان در غلاطیه مدعی بودند که انجیل پولس در واقع از تمایل وی به جلب رضایت دیگران نشأت گرفته بود. اگر پولس صرفاً بدنبال جلب رضایت دیگران بود، چه چیزی احتمالاً در نامهاش متفاوت میبود؟ غلاطیان باب ۱ آیات ۶ تا ۹ و ۱۱ تا ۲۴ را در مد نظر قرار دهید.


چرا پولس لازم نمیدید که ایمانداران غیر یهودی ختنه بشوند؟ مخالفان پولس ادعا کردند دلیلش این بود که او میخواست به هر قیمتی مردم ایمان بیاورند. شاید آنها فکر میکردند از آنجایی که پولس میدانست غیریهودیان شروطی در مورد ختنه خواهند داشت، آن را الزامی ندانست. او یک راضی کنندة مردم بود! پولس در پاسخ به چنین اتهاماتی، توجه مخالفان خود را به سخنان قدرتمندی که در آیات ۸ و ۹ نوشته بود، جلب میکند.


اگر همه آنچه او میخواست رضایتمندی بود، مطمئناً به گونهای دیگر پاسخ میداد.


چرا پولس میگوید که تلاش در راضی کردن مردم و همزمان پیرو عیسی بودن، غیر ممکن است؟


پس از بیانیه پولس در آیات ۱۱ و ۱۲ که او انجیل و اقتدارش را مستقیماً از خدا دریافت کرده است، سخنانش در آیات ۱۳ تا ۲۴ چگونه منظور وی را بیان میکنند؟


آیات ۱۳ تا ۲۴ روایت شرححال شرایط پولس پیش از ایمان آوردنش (آیات ۱۳ و ۱۴)، در حین ایمان آوردنش (آیات ۱۵ و ۱۶) و پس از آن (آیات ۱۶ تا ۲۴) را ارائه میدهند. پولس مدعی است که شرایطی که در هر کدام از این رویدادها وجود داشت، این ادعا را که انجیلش را از کسی غیر از خدا دریافت نمود، غیر ممکن میسازند. پولس قصد ندارد بنشیند و اجازه بدهد کسی پیام وی را با زیر سؤال بردن فراخوانده شدنش، بیاعتبار کند. او میداند چه اتفاقی برایش رخ داد، او میداند برای تعلیم دادن برای چه چیزی فراخوانده شده است و او به هر قیمتی آن کار را انجام خواهد داد.






تفکری فراتر: «تقریباً در همة کلیساها اعضایی وجود داشتند که یهودی زاده بودند. تعلیم دهندگان دین یهود بواسطه این ایمانداران مسیحی یهودی تبار، دسترسی آسانی یافتند تا از طریق ایشان پایگاهی در کلیساها بدست آوردند. از میان بردن تعالیم پولس از طریق استدلالهای کتاب مقدّس غیر ممکن بود؛ از این رو آنها برای بیاثر نمودن تأثیر او و تضعیف اقتدارش از هیچ روشی دریغ نکردند. آنها اظهار داشتند که او جزء حواریون عیسی نبوده و هیچ مأموریتی از جانب عیسی دریافت نکرده است؛ در عین حال، او عقیده دارد تا تعالیمی دقیقاً مخالف با تعالیم پطرس، یعقوب و سایر رسولان ارائه بدهد...


«روح پولس با دیدن شرارتهایی که با سرعت زیاد تهدید به نابودی این کلیساها میکردند، آزرده شد. او بلافاصله برای غلاطیان نامه نوشت و نظریههای نادرست ایشان را افشا نمود و با شدت زیاد کسانی را که از ایمان فاصله گرفته بودند، سرزنش نمود.» – الن جی. وایت بر گرفته شده از مرجع زیر.


Ellen G. White, Sketches From the Life of Paul, pp. 188, 189




خلاصه: معلّمان دروغین در غلاطیه با این ادعا که رسالت و پیام انجیل پولس از جانب خدا نیست، سعی در تضعیف بشارت وی داشتند. پولس با هر دوی این اتهامات در آیات ابتدایی در رساله خویش به غلاطیان، پاسخ میدهد. او شجاعانه اظهار میکند که تنها یک راه نجات وجود دارد و توضیح میدهد که چگونه وقایع در راستای ایمان آوردنش نشان میدهند که فراخوانده شدن و انجیل وی تنها میتوانستند از جانب خدا باشند.


درس سوم


۸ تا ۱۴ ژوئیه


وحدت انجیل






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۲ آیات ۱ تا ۱۴ ؛ اول قرنتیان باب ۱ آیات ۱۰ تا ۱۳ ؛ پیدایش باب ۱۷ آیات ۱ تا ۲۱ ؛ یوحنا باب ۸ آیات ۳۱ تا ۳۶ ؛ کولسیان باب ۳ آیة ۱۱.


آیه حفظی: «پس خوشی مرا کامل گردانید تا با هم یک فکر کنید و همان محبت نموده، یک دل بشوید و یک فکر داشته باشید» (فیلیپیان باب ۲ آیة ۲). ترجمه تفسیری: اگر چنین است یکدیگر را محبت نموده ، قلبا با هم توافق داشته و همدل و همفکر باشید تا مرا واقعا شاد سازید.


جان کالوین (John Calvin) که در زمره پروتستانهای اصلاح طلب بود اعتقاد داشت که تفرقه و جدایی، شیوه اصلی سر دسته اهریمنان علیه کلیساست و هشدار داد که مسیحیان باید از انشقاق که همچون طاعون است اجتناب کنند. اما آیا اتّحاد باید به قیمت حقیقت حفظ بشود؟ تصور کنید اگر مارتین لوتر (Martin Luther) پدر پروتستان های اصلاح طلب، به خاطر اتحاد، هنگامی که برای محاکمه به مجمع ورمز (Diet of Worms) آورده شد، تصمیم میگرفت تا عقاید خویش را در مورد رستگاری بواسطه ایمان محض انکار کند.


«اگر بنیانگزار اصلاح طلب نسبت به یک نکته سر تسلیم فرود می آورد شیطان و سپاهش پیروزی را بدست میآوردند. اما استحکام تزلزل ناپذیر او وسیله رهایی کلیسا و آغاز عصری جدید و بهتر بود.» – الن جی. وایت. جدال عظیم صفحه ١۶۶.


(Ellen G. White), The Great Controversy, p. 166


در غلاطیان باب ۲ آیات ۱ تا ۱۴، میبینیم که رسول هر کاری در توانش انجام میدهد تا حوزه رسالتی او وحدت خود را حفظ کند در حینیکه برخی از ایمانداران تلاش میکردند تا آنرا به نابودی بکشانند. اما با وجود اهمیتی که این اتّحاد برای پولس داشت، او نپذیرفت که اجازه دهد تا برای استحصال آن، حقیقت انجیل به مخاطره بیفتد. در حالی که در بطن اتّحاد جایی برای تنوع فرهنگی وجود داشت، لیکن انجیل هرگز نمیبایست در این روند در گرداب مهلکه قرار گیرد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۵ ژوئیه آماده شوید.




اهمیت اتّحاد


اول قرنتیان باب ۱ آیات ۱۰ تا ۱۳ را بخوانید. این آیات درباره میزان اهمیت اتحاد در کلیسا از نظر پولس چه چیزی به ما میگویند؟


پولس که آن اتهامات عدم مشروعیت انجیل او از جانب خدا را تکذیب کرده بود، در غلاطیان باب ۲ آیات ۱ و ۲، توجه خود را به اتهامی دیگری که بر علیه وی مطرح گردیده بود معطوف میدارد. معلمان دروغین در غلاطیه ادعا کردند که انجیل پولس با آنچه پطرس و دیگر رسولان تعلیم میدادند، هماهنگی ندارد. آنها میگفتند که پولس یک خائن بود.


پولس در پاسخ به این اتهام، روایت سفری که دست کم چهارده سال پس از ایمان آوردنش به اورشلیم داشت را بار دیگر بازگو میکند. اگرچه از زمان این سفر کاملاً مطمئن نیستیم ، با این حال هیچ سفری در روزگار کهن کار آسانی نبود. اگر او از طریق زمینی از انطاکیه به اورشلیم سفر کرده باشد، این سفر که تقریبا هفتصد کیلومتر به درازا میکشید دست کم چند هفته به طول میآنجامید و با مخاطرات و سختیهایی مواجه بود. با این حال، با وجود چنین دشواریهایی، پولس به این سفر رفت، نه به این دلیل که رسولان او را احضار کرده بودند، بلکه بخاطر اینکه روحالقدس او را طلبیده بود. و در حینیکه در آنجا بود، انجیل خود را به رسولان عرضه داشت.


چرا او این کار را انجام داد؟ مطمئناً نه بخاطر اینکه در مورد آنچه که تعلیم میداد تردید داشته باشد. او به طور حتم به هیچ نوع تأییدی از جانب ایشان نیازی نداشت. نباید فراموش کنیم که او پیش از این همان انجیل را به مدت چهارده سال بشارت میداد. و اگرچه او به اجازه یا تأیید ایشان نیز احتیاجی نداشت، اما برای حمایت و تشویق رسولان دیگر ارزش زیادی قائل بود.


پس، این اتهام که پیام پولس متفاوت بود، نه تنها حملهای بر علیه او بود، بلکه حمله به اتّحاد رسولان و کلیسا بود.


حفظ و ابقای اتّحاد رسالتی بسیار ضروری بود، زیرا تفرقه میان مأموریتی که پولس برای غیر یهودیان و کلیسای مادر در اورشلیم داشت میتوانست عواقب فاجعه باری به همراه داشته باشد. عدم همبستگی میان مسیحیان غیریهودی و یهودی تبار، باعث میشد که «مسیح از آنها جدا شده و تمامی زحماتی که پولس برای بشارت به غیریهودیان متحمل شده بود و امید داشت که همچنان صرف کند، به هدر میرفت.» – اف. اف. بروس، رساله ای برای غلاطیان صفحه ١١١.


  1. F. Bruce, The Epistle to the Galatians, p. 111





ختنه و برادران دروغین


چرا ختنه شدن، به کانون مشاجره میان پولس و بعضی از مسیحیان یهودی تبار مبدل بود؟ پیدایش باب ۱۷ آيات ۱ تا ۲۲ ؛ غلاطیان باب ۲ آيات ۳ تا ۵ ، باب ۵ آیات ۲ و ۶ ؛ اعمال رسولان باب ۱۵ آیات ۱ و ۵ را ببینید. چرا درک اینکه بعضی بر این عقیده بودند که حتی غیریهودیان نیز باید ختنه می شدند، چنان دشوار نمیباشد؟


ختنه شدن نشانة رابطه عهدی بود که خدا با ابراهیم، پدر امت یهود بست. اگرچه ختنه شدن تنها برای اولاد مذکر ابراهیم بود، یعنی تمام کسانی که به رابطه عهد با خدا دعوت شده بودند. نشان ختنه در باب ۱۷ پیدایش به ابراهیم داده شد. این موضوع پس از تلاش مصیبتبار ابراهیم حادث شد تا پدر فرزندی از طریق کنیز مصریِ همسرش بشود که در تحقق بخشیدن به وعده خدا کمکی کرده باشد.


ختنه شدن نشانی از ارتباط با عهد بود. یادآوری بود که نقشههای بشری با بهترین طرح، هرگز نمیتوانند آنچه را که خد وعده داده است، به کمال برسانند. ختنه ظاهری قرار بود تا نمادی از ختنه باطنی قلب باشد (تثنیه باب ۱۰ آیة ۱۶، باب ۳۰ آیة ۶ ؛ ارمیا باب ۴ آیة ۴ ؛ رومیان باب ۲ آیة ۲۹). این عمل معرف قطع اعتماد از به خود اتکایی و در عوض تکیهای وفادارانه به خدا میباشد.


اگرچه در زمان پولس، ختنه شدن به یک نشانه با ارزش هویت ملی و دینی تبدیل شده بود – نشانهای که در ابتدا قرار نبود اینگونه باشد. حدود صد و پنجاه سال پیش از تولد عیسی، برخی وطن پرستان بیش از حد متعصب نه تنها تمام یهودیان ختنه نشده در فلسطین را به ختنه شدن وادار کردند، بلکه آن را برای تمام مردانی که در قومهای اطراف زندگی میکردند و در زیر مجموعه حوزة قضایی آنها قرار داشتند ، الزامی دانستند. بعضی حتی بر این باور بودند که ختنه شدن گذرنامه نجات بود. این مطلب میتواند در لطیفههای کهن دیده شود که با اطمینان مسائلی چون، «مردان ختنه شده به جهنم نمیروند» را اظهار میکنند. – سی. ئی. بی. کرنفیلد، نگرشی موشکافانه و تفسیری به رساله رومیان. نشر ادینبورگ. تی کلارک. صفحه ١٧٢.


  1. E. B. Cranfield, A Critical and Exegetical Commentary on the Epistle to the Romans

فرض بر اینکه پولس مخالف ختنه شدن بود، اشتباه است. آنچه پولس به آن اعتراض داشت، اصرار بر این بود که غیریهودیان باید حتماً ختنه میشدند. معلمان دروغین گفتند: «اگر بر حسب آیین موسی مختون نشوید، ممکن نیست که نجات یابید» (اعمال رسولان باب ۱۵ آیة ۱). پس مسأله در واقع مربوط به ختنه شدن نبود، بلکه دربارة نجات بود. نجات یا با محض ایمان به مسیح بدست میآید و یا چیزی است که با فرمانبرداری بشر حاصل میشود.






اتحاد در تنوع فرهنگی


غلاطیان باب ۲ آیات ۱ تا ۱۰ را بخوانید. پولس میگوید که برادران کذبه «آزادی ما را که در مسیح عیسی داریم، جاسوسی کردند، تا ما را به بندگی درآورند». ترجمه تفسیری: البته مسئله ختنه را کسانی پیش کشیدند که خود را مسیحی میدانستند اما در واقع مسیحی نبودند. ایشان برای جاسوسی آمده بودند تا دریابند که آزادی ما در عیسی مسیح چگونه است و ببینند که ما تا چه حد از شریعت یهود پیروی میکنیم. (غلاطیان باب ۲ آیة ۴). مسیحیان از چه رها هستند؟ یوحنا باب ۸ آیات ۳۱ تا ۳۶ ؛ رومیان باب ۶ آیات ۶ و ۷ ، باب ۸ آیات ۲ و ۳ ؛ غلاطیان باب ۳ آیات ۲۳ تا ۲۵، باب ۴ آیات ۷ و ۸ ؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ و ۱۵ را بخوانید. ما واقعیت این آزادی را برای خود چگونه تجربه میکنیم؟


آزادی یا رهایی، به عنوان شرحی از تجربة مسیحی، دارای مفهومی بسیار مهم برای پولس میباشد. او از این واژه بیش از سایر نویسندگان عهد جدید استفاده کرده است و واژههای آزاد و آزادی بطور مکرر در کتاب غلاطیان بکار برده شدهاند. اگرچه آزادی برای مسیحیان به معنی آزادی در مسیح میباشد. این فرصتی مغتنم است تا بدون هیچ مانعی نوع زندگی خود را بگونه ای تغییر دهیم تا وقف خدا باشد؛ این نوع زندگی شامل آزادی و رهایی از قید و بندگی به تمایلات ذاتی نسبت به گناه است (رومیان باب ۶) ، رهایی از مجازات احکام (رومیان باب ۸ آیات ۱ و ۲) و رهایی از قدرت مرگ میباشد (اول قرنتیان باب ۱۵ آیة ۵۵).


رسولان تشخیص دادند که «مأموریت اعلام انجیل به غیر یهودیان به پولس سپرده شده، همان طوری که وظیفۀ اعلام انجیل به یهودیان به پطرس محول شده بود» (غلاطیان باب ۲ آیة ۷). این مطلب درباره ماهیت اتّحاد و تنوع فرهنگی در درون کلیسا چه چیزی پیشنهاد میدهد؟


رسولان تصدیق نمودند که خدا پولس را فراخوانده بود تا انجیل را برای غیریهودیان موعظه کند، درست همانطور که پطرس را فراخوانده بود که آن را به یهودیان موعظه کند. در هر دو مورد، انجیل یکسان بود، اما روش ارائه آن بستگی به مردمی داشت که رسول، تلاش برای جذبشان داشت. انجیل این یکی شدن را به ارمغان می آورد که اساس وحدت مسیحیان است که دقیقا میتوان آنرا بعنوان اتحاد در تنوع و گوناگونی دانست. – جیمز دی. جی. دان، رساله برای غلاطیان. صفحه ١٠۶.


James D. G. Dunn, The Epistle to the Galatians, p. 106


مولوی در دفتر دوم خود موضوع بالا را از طریق شعر با قلم شیوایی به نظم کشیده است که چند بیت از آن را در این مقال به رویت شما عزیزان صاحبدل می آوریم. بخاطر طولانی بودن شعر فقط چند بیت از آن در ذیل آورده شده که توصیه میکنیم مابقی را شخصا مطالعه نمائید.


چهار نفر با زبان و فرهنگ مختلف بر سر خرید انگور با هم ستیز کردند. در واقع همگی انگور میخواستند ولی انگور را به زبانهای مختلف میگفتند و نمیدانستند که هر کدام در واقع به یک موضوع واحد اشاره دارند. (ویراستار)


چار کس را داد مردی یک درم آن یکی گفت این به انگوری دهم


آن یکی دیگر عرب بد گفت لا من عنب خواهم نه انگور ای دغا


آن یکی ترکی بد و گفت این بنم من نمیخواهم عنب خواهم ازم


آن یکی رومی بگفت این قیل را ترک کن خواهیم استافیل را


در تنازع آن نفر جنگی شدند که ز سِّر نامها غافل بدند


مشت بر هم میزدند از ابلهی پُر بدند از جهل و از دانش تُهی


صاحب سِری عزیزی صد زبان گر بدی آنجا بدادی صلحشان






رودررویی در انطاکیه

(غلاطیان باب ۲ آیات ۱۱ تا ۱۳)


کمی پس از رایزنی پولس در اورشلیم، پطرس از انطاکیه در سوریه، مکان نخستین کلیسای غیریهودی و پایگاه فعالیتهای مأموریت پولس که در اعمال رسولان توصیف شدهاند، بازدید کرد. پطرس در طول مدتی که آنجا بود با راحتی در کنار مسیحیان غیریهودی غذا میخورد، اما وقتی که گروهی از مسیحیان یهودی تبار از جانب یعقوب از اورشلیم به آنجا رسیدند، پطرس که ترسیده بود مبادا آنها چه فکری در باره او خواهند کرد، رفتار خود را بطور کامل تغییر داد.


چرا از پطرس بیش از این انتظار میرفت؟ غلاطیان باب ۲ آیات ۱۱ تا ۱۳ و اعمال رسولان باب ۱۰ آیة ۲۸ را با هم مقایسه کنید. این عمل چه چیزی درباره اینکه فرهنگ و سنت میتوانند تا چه میزان قدرتمندی در زندگی ما ریشه دوانده باشند، به ما میگوید؟


برخی به اشتباه فرض کردهاند که پطرس و سایر یهودیان به دنبال پیروی از احکام عهد قدیم دربارة غذای پاک و ناپاک بودهاند. اگرچه به نظر نمیرسد که موضوع این بوده باشد. اگر پطرس و تمام مسیحیان یهودی تبار احکام یهودی مربوط به غذا را نادیده میگرفتند، مطمئناً غوغای بزرگی در کلیسا بوجود میآمد. و اگر چنین بود مطمئنا مطالبی در باره آن باید در کتاب مقدس ثبت میشد ولی چنین چیزی وجود ندارد. بیشتر محتمل است که مسأله همنشینی بر سر یک میز با غیریهودیان بوده است. زیرا بسیاری از یهودیان، غیریهودیان را نجس می پنداشتند. بعضی از مردم به این عمل مبادرت می ورزیدند تا از ایجاد رابطه اجتماعی با غیریهودیان تا حد امکان اجتناب نمایند.


پطرس خود با این موضوع در تقلا بود و تنها رؤیایی از جانب خدا بود که به او کمک کرد تا پاسخی صریح به مشکل خود بیابد. پطرس پس از ورود به خانة کرنیلیوس که سردار رومی بود به وی گفت، «این را به خوبی میدانی که جایز نیست یک نفر یهودی با بیگانگان معاشرت یا هم نشینی نماید. اما خدا به من نشان داده است که من نباید هیچ کس را نجس یا ناپاک بدانم» (اعمال رسولان با ب۱۰ آیة ۲۸). اگر چه او بهتر میدانست، اما چنان از آزرده نمودن هموطنان خود هراس داشت که به شیوه پیشین خود بازگشت. ظاهراً، کشش فرهنگی و سنت در زندگی پطرس تا این میزان قوی بود.


با این وجود، پولس اعمال پطرس را دقیقاً همانگونه که بودند خواند: واژة یونانی که در غلاطیان باب ۱ آیة ۱۳ بکار میبرد، ریاکاری میباشد. او گفت حتی بارنابا «نیز تحت تأثیر دورویی آنها قرار گرفت.» اینها سخنان تندی از یک مرد خدا به دیگری هستند.






نگرانی پولس (غلاطیان باب ۲ آیة ۱۴)


وضعیت در انطاکیه به طور حتم وخیم بود: پولس و پطرس، دو رهبر کلیسا آشکارا در ستیز بودند. و پولس ابائی ندارد تا پطرس را فرا خوانده و از او بخواهد تا در باره رفتارش توضیح بدهد.


پولس برای روبرو شدن علنی با پطرس، چه دلایلی میآورد؟ غلاطیان باب ۲ آیات ۱۱ تا ۱۴.


همانطور که پولس دید، مشکل این نبود که پطرس تصمیم گرفته بود با مهمانان اهل اورشلیم غذا بخورد. سنتهای کهن مهمان نوازی بطور حتم رعایت فرهنگ و سنت را ملزم مینمود.


مسأله «حقیقت انجیل» بود. یعنی، تنها مشکل همنشینی و یا عمل غذا خوردن نبود. اعمال پطرس در مفهوم واقعی، پیام کامل انجیل را به مخاطره انداخت.


غلاطیان باب ۳ آیة ۲۸ و کولسیان باب ۳ آیة ۱۱ را بخوانید. حقیقت موجود در این آیات چگونه به ما در درک واکنش شدید پولس کمک میکند؟


در طی ملاقات پولس با پطرس و سایر رسولان در اورشلیم، آنها به این نتیجه رسیدند که غیریهودیان میتوانند از تمام برکات در مسیح بدون اینکه ابتدا ختنه بشوند، بهره مند گردند. اما عمل پطرس اینک این توافق را در معرض خطر قرار میدهد. درحالی که یک بار مسیحیان یهودی تبار و غیریهود در محیطی از همنشینی آزاد به هم پیوستند، اکنون میان این جماعت تفرقه افتاده بود و این مسئله دورنمایی را از یک کلیسای انشقاق یافته نشان میداد.


از نقطهنظر پولس، رفتار پطرس دلالت بر این داشت که مسیحیان غیریهود، ایمانداران درجه دوم بودند و او باور داشت که اعمال پطرس، فشار شدیدی بر غیریهودیان داشت در صورتی که میخواستند همنشینی و رفاقت در مسیح را بطور کامل تجربه کنند. از اینرو، پولس میگوید، «اگر تو با اینکه یهودی تبار هستی مانند غیر یهودیان زندگی میکنی و نه مانند یهودیان، چطور میتوانی غیر یهودیان را مجبور سازی که مثل یهودیان زندگی کنند؟» (غلاطیان باب ۲ آیة ۱۴). عبارت «زندگی کردن مانند یهودیان»بطور تحت اللفظی میتواند«یهود وار یا همچون یهودیان» ترجمه بشود. این واژه، اصطلاحی رایج به معنی «اتخاذ شیوه زندگی یهودی» بود. این واژه در مورد غیریهودیانی که به کنیسه میرفتند و در سایر آداب و رسوم یهودی شرکت میکردند، بکار برده میشد. به این دلیل نیز میباشد که مخالفان پولس در غلاطیه، کسانی که او ایشانرا برادران دروغین مینامد، اغلب به عنوان «یهود وار –یهود نژاد یا یهود زاده» یاد میشود.






تفکری فراتر: «حتی بهترین انسانها اگر به حال خود رها بشوند، مرتکب اشتباهات سنگینی خواهند شد. هر چه مسئولیتهای بیشتری به انسان سپرده شود، مقام بالاتری برای اداره و کنترل به او داده شود، احتمال به فساد کشیده شدن فکر و قلب او بیشتر است چنانچه به دقت راه خداوند را دنبال نکند. پطرس در انطاکیه، در اصول راستی شکست خورد. پولس میبایست در برابر تأثیر مخرب پایداری میکرد. اینگونه ثبت شده است که دیگران ممکن است از آن عبرت بگیرند و درسی از آن بیاموزند، هشداری جدی به مردان دارای مقام و رتبه بالاست که در راستی شکست نخورند، بلکه نسبت به رعایت اصول پایبند بمانند.» – الن جی. وایت، کتاب مقدس تفسیری کلیسای ادونتیستهای روز هفتم. جلد ۶. صفحه ١١۶.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1108




خلاصه: اصرار برخی از مسیحیان یهودی نژاد بر ختنه شدن غیریهودیان برای اینکه بتوانند پیرو حقیقی مسیح بشوند، تهدیدی جدی برای اتّحاد کلیسای اولیه بوجود آورد. رسولان در عوض اینکه بگذارند این مسأله باعث تقسیم کلیسا به دو نهضت متفاوت بشود، با یکدیگر تلاش نمودند که با وجود اختلاف در میانشان، از وحدت و وفادار ماندن به مسیح به حقیقت انجیل اطمینان یابند.


درس چهارم


۱۵ تا ۲۱ ژوئیه


برائت از گناه تنها از طریق ایمان






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۲ آیات ۱۵ تا ۲۱ ؛ افسسیان باب ۲ آیه ۱۲ ؛ فیلیپیان باب ۳ آیه ۹ ؛ رومیان باب ۳ آیات ۱۰ تا ۲۰ ؛ پیدایش باب ۱۵ آیات ۵ و ۶ ؛ رومیان باب ۳ آیه ۸.


آیه حفظی: «من با مسیح مصلوب شدهام به طوری که دیگر آنکه زندگی میکند من نیستم، بلکه مسیح است که در من زندگی میکند و در خصوص این زندگانی جسمانیای که من اکنون دارم، فقط به وسیلۀ ایمان به پسر خدا که مرا محبت کرد و جان خود را به خاطر من داد زندگی میکنم» (غلاطیان باب ۲ آیه ۲۰).


همانطور که هفته گذشته دیدیم، پولس در انطاکیه علناً با پطرس به مقابله پرداخت چرا که بین ایمانی که از آن دفاع میکرد و رفتاری که از خود بروز داده بود ثبات و هماهنگی وجود نداشت. تصمیم پطرس برای همسفره نشدن با بی دینان و ملحدان پیشین، به این نکته اشاره داشت که آنها در بهترین حالت، مسیحیان درجه دوم محسوب میشوند. اعمال او دلالت بر این داشتند که اگر آنها واقعاً مایل بودند جزئی از خانوادة خدا باشند و از برکات کامل همسفره بودن متنعم بشوند ، باید ابتدا رسم ختنه شدن را بجا بیاورند.


در واقع در آن موقعیت بحرانی پولس به پطرس چه گفت؟ در درس این هفته، خلاصه ای از آنچه که ادامه یافت را مطالعه خواهیم نمود. این متن شامل برخی از فشردهترین جملهبندیها در عهد قدیم میباشد و بسیار قابل توجه است، چرا که برای نخستین بار چندین لغت و عبارت کلیدی و بنیادین را بما معرفی میکند که هم برای درک انجیل و هم برای درک ادامه نامه پولس به غلاطیان حیاتی است. این کلمات کلیدی شامل برائت، عدالت، اعمال شریعت، اعتقاد و نه تنها ایمان بلکه حتی ایمان مبتنی به عیسی، میباشند.


منظور پولس از این عبارات چیست و آنها چه چیزی دربارة نقشه نجات به ما می آموزند؟


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۲ ژوئیه آماده شوید.




مسئله «برائت» (غلاطیان باب ۲ آیات ۱۵ و ۱۶)


پولس در غلاطیان باب ۲ آیة ۱۵ مینویسد، «ما که یهودی مادر زاد هستیم و نه غیر یهودی گناهکار.» به نظر شما او به چه نکاتی اشاره میکرد؟


سخنان پولس میبایست در مضمون و شرایط محیطی آن درک بشوند. پولس در تلاش برای جذب همتایان مسیحی یهودی تبار خود به سمت خویش، سخنان خود را با چیزی که آنها با آن موافق بودند، آغاز میکند: تفاوت آداب و رسوم در میان یهودیان و غیریهودیان. یهودیان برگزیده خدا بودند، احکام خدا به ایشان سپرده شده بود و آنها از رابطة عهد با او بهره میبردند. در حالی که غیریهودیان گناهکار بودند؛ احکام خدا رفتار ایشان را محدود نمیکرد و آنها خارج از پیمان عهد بودند (افسسیان باب ۲ آیة ۱۲، رومیان باب ۲ آیة ۱۴). در حالی که غیریهودیان به وضوح «گناهکار» بودند، پولس در آیة ۱۶ به مسیحیان یهودی هشدار میدهد که امتیازات روحانیشان آنها را نزد خدا مقبول تر نمیسازند، زیرا هیچکس با «اعمال شریعت» عادل و بی گناه شمرده نمیشود.


پولس در غلاطیان باب ۲ آیات ۱۶ و ۱۷، چهار بار از واژة «عادل شمرده شدن یا تبرئه شدن یا پاک و بی گناه» استفاده میکند. منظور او از «تبرئه شدن» چیست؟ خروج باب ۲۳ آیة ۷ و تثنیه باب ۲۵ آیة ۱ را ببینید.


فعل برائت برای پولس یک عبارت کلیدی تلقی میشود. از ٣٩باری که این واژه در عهد جدید بکار رفته است، ٢٧مرتبة آن در نامههای پولس میباشد. او ۸بار در غلاطیان از این واژه استفاده میکند، از جمله ۴ارجاع در غلاطیان باب ۲ آیات ۱۶ و ۱۷. برائت عبارتی حقوقی است که در دادگاه ها بکار میرود. به حکمی که قاضی در هنگام بیگناه اعلام شدن فردی از جرمی که به او نسبت داده شده است، اطلاق میشود. برائت در مقابل محکومیت قرار دارد. علاوه بر این، از آنجایی که ریشه یونانی کلمات برائت و عدالت از واژه مشابه یونانی اقتباس میشود، کسی که «تبرئه بشود» یعنی اینکه آن شخص «عادل یا صالح یا درستکار» نیز شمرده میشود. پس برائت شامل چیزی بیش از عفو یا بخشش است. برائت اعلامیه ای قاطع است مبنی بر این که فرد عادل و بی گناه است.


اگرچه برای برخی از ایمانداران یهودی نژاد، عادل و بی گناه محسوب شدن نسبی تلقی میشد. این موضوع حول رابطه با خدا و و عهد وی میچرخید. «عادل شمرده شدن یا بی گناه محسوب شدن» نیز به معنای این بود که فرد به عنوان عضو وفادار جامعة عهد خدا، خانوادة ابراهیم بحساب می آمد.






اعمال شریعت


پولس در غلاطیان باب ۲ آیة ۱۶، سه مرتبه میگوید که یک فرد با «اعمال شریعت» عادل شمرده نمیشود. منظور او از اصطلاح «اعمال شریعت» چیست؟ این آیات (غلاطیان باب ۲ آیات ۱۶ و ۱۷، باب ۳ آیات ۲ و ۵ و ۱۰ ؛ رومیان باب ۳ آیات ۲۰ و ۲۸) چگونه به ما در درک منظور او کمک میکنند؟


پیش از اینکه بتوانیم عبارت «اعمال شریعت» را درک کنیم، ابتدا باید بدانیم منظور پولس از واژة شریعت چیست. واژة شریعت (nomos در یونانی) ۱۲۱ مرتبه در نامههای پولس یافت میشود. این عبارت میتواند به چیزهای مختلفی از جمله ارادة خدا برای قومش، پنج کتاب نخست موسی، عهد قدیم بطور کامل یا حتی تنها یک مفهوم کلی اشاره داشته باشد. با این وجود، عمدهترین حالتی که پولس از آن استفاده میکند، برای اشاره به مجموعة کامل فرمانهای خدا که از طریق موسی به قومش داده شد، می باشد.


از این رو، عبارت «اعمال شریعت» احتمالاً شامل تمام الزاماتی است که در فرمانهای داده شدة خدا از طریق موسی یافت میشوند که خواه جنبه اخلاقی –معنوی یا تشریفاتی داشتند. منظور پولس این است که مهم نیست یک فرد تا چه میزان تلاش کند که از احکام خدا اطاعت و پیروی نماید، این فرمانبرداری هرگز آنقدر خوب نخواهد بود که خدا ما را بر اساس آن عادل بشمرد و یا ما را در برابر خدا عادل نماید. این بدین دلیل است که احکام خدا مستلزم وفاداری مطلق در پندار و کردار میباشد – نه فقط گاهی اوقات، بلکه همواره و نه فقط برای برخی از فرمانهایش، بلکه برای تمام آنها.


اگرچه عبارت «اعمال شریعت» در عهد قدیم و در غیر از نوشتههای پولس درعهد جدید نیامده است، تأیید حیرتانگیز معنای آن در سال ۱۹۴۷ با کشف طومارهای دریای مرده (بحرالمیت) پدیدار شد. این طومارها مجموعهای از نسخههای مکتوب گروهی از راهبان یهودی به نام اِسین ها بودند که در زمان عیسی زندگی میکردند. اگرچه این طومارها به زبان عبری بودند، یکی از آنها دقیقاً این عبارت را در برداشت. عنوان طومار Miqsat Ma’as Ha-Torah است که میتواند به«اعمال مهم شریعت» ترجمه بشود. آن طومار به شرح تعدادی از مسائل که بر اساس احکام کتاب مقدّس بود میپردازد که راجع به جلوگیری از ناپاک شدن مقدسات بود از جمله تعدادی که یهودیان را از غیریهودیان مجزّا میکردند. نویسنده در پایان مینویسد که اگر این «اعمال شریعت» رعایت بشوند، در نظر خدا «شما عادل شمرده خواهید شد». نویسنده بر خلاف پولس، به جای عدالت بر پایة ایمان، به خوانندگانش عدالت بر پایة کردار را توصیه میکند.






اساس عدالت یا تبرئه شدن یا پاک محسوب شدن ما


«و در وی یافت شوم نه با عدالت خود که از شریعت است، بلکه با آن که بوسیله ایمان مسیح میشود، یعنی عدالتی که از خدا بر ایمان است» (فیلیپیان باب ۳ آیه ۹). ترجمه تفسیری: و با او یکی شوم و دیگر برای نجات یافتن بر کارهای خوب خودم و یا اطاعت از قوانین مذهبی تکیه نکنم بلکه اعتمادم بر مسیح باشد زیرا فقط از راه ایمان به مسیح است که خدا ما را بی گناه بحساب می آورد.


ما نباید فرض کنیم که مسیحیان یهودی تبار چنین القاء میکنند که ایمان به مسیح از اهمیت برخوردار نبوده ؛ و در مجموع نباید فراموش کنیم که همه آنها به عیسی اعتقاد داشتند. همه به او ایمان داشتند. اگرچه، رفتار ایشان نشان داد که چنین احساس کردند که ایمان به تنهایی کافی نبود؛ بلکه باید با فرمانبرداری همراه میبود، به نوعی که گویا این فرمانبرداری چیزی به تبرئه شدن یا عادل گشتن می افزاید. آنها چنین استدلال میکردند که عدالت با ایمان و عمل همراه بود. شیوه ای که پولس بطور مکرر ایمان به مسیح را با اعمال شریعت مقایسه میکند، نشاندهنده مخالفت شدید وی با قضیه (هر دو ایمان و عمل) میباشد. ایمان و تنها و فقط ایمان، اساس عادل شدن و برائت میباشد.


برای پولس نیز، ایمان تنها یک مفهوم انتزاعی و غیر عملی نمیباشد؛ بلکه به صورت جداییناپذیری با عیسی مرتبط است. در حقیقت، عبارتی که در غلاطیان باب ۲ آیة ۱۶ دو مرتبه به صورت «ایمان به مسیح» ترجمه شده است، بسیار غنیتر از هر ترجمه ای است که بتواند در بر گیرنده آن باشد. عبارت یونانی بطور تحت الفظی به عنوان «ایمان» یا «وفاداری» نسبت به عیسی ترجمه شده است. این ترجمه دقیق ، آشکار کننده یک همسنجی و مقایسه ای عالی بین اعمال شریعت که به آن عمل میکنیم و اعمال مسیح است که بجای ما به اتمام رسانید اعمالی که او بواسطه وفاداری خویش برای ما به انجام رسانید.


مهم است به یاد داشته باشیم که ایمان به عادل شدن یا برائت منجر نمیشود، گوئی که ایمان شایستگی ایجاد کند. در عوض، ایمان وسیله ای است که بموجب آن به مسیح و اعمال او در عوض خود متوسل میشویم. ما بر اساس ایمان خود تبرئه نمیشویم بلکه بر اساس وفاداری عیسی برای ماست که آنرا از طریق ایمان ادعا و طلب میکنیم.


مسیح کاری را انجام داد که همه افراد از انجام آن قاصر ماندند و آن این است: تنها او در همه کارهایی که انجام میداد، به خدا وفادار بود. امید ما به وفاداری مسیح میباشد و نه به خودمان. این در کنار سایر حقیقتها، حقیقتی بزرگ و مهم است که اصلاحات پروتستان آغاز شد، حقیقتی که امروزه نیز به همان اندازه زمانی که مارتین لوتر (Martin Luther) قرنها پیش شروع به موعظة آن نمود، مهم میباشد.


ترجمة ابتدایی سریانی از غلاطیان باب ۲ آیة ۱۶، منظور پولس را به خوبی انتقال میدهد: «اما چونکه یافتیم که هیچ کس از اعمال شریعت عادل شمرده نمیشود، بلکه به ایمان به عیسی مسیح، ما هم به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا از ایمان به مسیح و نه از اعمال شریعت عادل شمرده شویم، زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری عادل شمرده نخواهد شد.»






اطاعت از طریق ایمان


پولس آشکار میسازد که ایمان برای زندگی مسیحی بطور مطلق اساسی میباشد. به وسیلة ایمان وعدههایی را که در مسیح داریم بدست میآوریم. اما ایمان دقیقاً چیست؟ شامل چه چیزی می باشد؟


آیات زیر به دربارة منشاء ایمان چه چیزی بما میآموزند؟ پیدایش باب ۱۵ آیات ۵ و ۶ ، یوحنا باب ۳ آیات ۱۴ تا ۱۶، دوم قرنتیان باب ۵ آیات ۱۴ و ۱۵، غلاطیان باب ۵ آیة ۶.


ایمان واقعی منطبق با کتاب مقدّس همواره لبیک گفتن به خداست. ایمان نوعی احساس یا نگرشی نیست که انسانها بخاطر الزام خدا به یکباره به آن دست یازند. بالعکس، ایمان در قلبی که با حسی از قدردانی و محبت برای نیکو شدن در خدا لمس شده است، شکل میگیرد. به این دلیل است که وقتی کتاب مقدّس دربارة ایمان سخن میگوید، آن ایمان همواره از تدبیر و مشیتی که خدا در نظر دارد، پیروی میکند. برای مثال در مورد ابراهیم، ایمان، یعنی لبیک او به وعدههای شگفتانگیزی است که خدا به او میدهد (پیدایش باب ۱۵ آیات ۵ و ۶)، درحالی که در عهد جدید، پولس میگوید که ایمان کاملاً در تشخیص ما از آنچه مسیح بر روی صلیب برای ما انجام داد، ریشه دارد.


اگر ایمان پاسخی به خدا میباشد، آن پاسخ باید شامل چه چیزی باشد؟ تعمق نمایید که آیات زیر چه چیزی دربارة ماهیت ایمان میگویند. یوحنا باب ۸ آیات ۳۲ و ۳۶ ؛ اعمال رسولان باب ۱۰ آیة ۴۳ ؛ رومیان باب ۱ آیات ۵ و ۸ ، باب ۶ آیة ۱۷ ؛ عبرانیان باب ۱۱ آیة ۶ ؛ یعقوب باب ۲ آیة ۱۹.


بسیاری از مردم ایمان را به عنوان «باور» معنی میکنند. این تعریف مشکلساز است، زیرا واژة معادل «ایمان» در زبان یونانی در واقع از فعل «ایمان داشتن» بر گرفته شده است. استفاده از یکی از آنها برای معنی کردن دیگری مانند گفتن «ایمان یعنی ایمان داشتن»است.


بررسی دقیق کتاب مقدّس نشان میدهد که ایمان نه تنها شامل دانش و آگاهی در مورد خدا میشود، بلکه شامل رضایت فکری–روانی یا پذیرش آن دانش نیز میباشد. این دلیلی است که چرا داشتن تصویری دقیق از خدا حائز اهمیت میباشد. ایده های تحریف شده در مورد شخصیت خدا در واقع میتواند داشتن ایمان را مشکلتر بسازد. امّا داشتن رضایت فکر و خاطر از انجیل کافی نیست، زیرا در این مفهوم، حتی «شیاطین نیز اعتقاد دارند.» ایمان حقیقی همچنین بر شیوة زندگی فرد نیز تأثیر میگذارد. پولس در رومیان باب ۱ آیة ۵، دربارة «اطاعت ایمان» مینویسد. پولس نمیگوید که اطاعت مانند ایمان است. منظور او این است که ایمان واقعی بر زندگی کامل انسان تأثیر میگذارد و نه تنها بر ذهن وی. این به جای فهرستی از قوانین، شامل تعهد نسبت به خداوند و نجات دهنده یعنی عیسی مسیح میباشد. ایمان به همان اندازه آنچه که باور داریم، آنچه انجام میدهیم و آنگونه که زندگی می کنیم و به آنکس که اطمینان داریم نیز میباشد.




آیا ایمان، گناه را ترویج میدهد؟


یکی از اصلیترین اتهامات علیه پولس این بود که مژدة انجیل وی از عدالت فقط از طریق ایمان، مردم را تشویق به گناه کردن مینمود (رومیان باب ۳ آیة ۸ و باب ۶ آیة ۱ را ببینید). شکی نیست که اتهام زنندگان پاسخ دادند که اگر مردم برای پذیرفته شدن توسط خدا، ملزم به نگه داشتن احکام نباشند، پس چرا باید نگران نحوه زندگیشان باشند؟ لوتر نیز با همین اتهامات روبرو شد.


پولس چگونه به این اتهام که تعلیم عدالت فقط از طریق ایمان، رفتار گناهکارانه را ترویج میدهد، پاسخ داد؟ غلاطیان باب ۲ آیات ۱۷ و ۱۸.


پولس به شدیدترین شکل ممکن، اتهامات مخالفینش را پاسخ میدهد: «حاشا!» اگرچه این امکان وجود دارد که فردی پس از روی آوردن به عیسی مرتکب گناه بشود، اما مسئولیت آن مطمئناً با مسیح نخواهد بود. اگر ما قانون را زیر پا بگذاریم، ما خود قانون شکن هستیم.


پولس چگونه اتّحاد خود با عیسی مسیح را توصیف میکند؟ این جواب به چه شیوهای اعتراضات مخالفینش را پاسخ میدهد؟ غلاطیان باب ۲ آیات ۱۹ تا ۲۱.


پولس استدلال مخالفان خود را در واقع نامعقول مییابد. پذیرفتن مسیح با ایمان چیز بیاهمیتی نیست؛ این بازی ایمان سازی از سوی ملکوت نیست که خدا فردی را عادل بشمرد در حالی که هیچ تغییری در نحوة زندگی او ایجاد نشده باشد. در مقابل، پذیرفتن مسیح با ایمان به شدت ریشهای میباشد. شامل اتّحادی کامل با مسیح است – اتحادی در مرگ و رستاخیز او. از نظر روحانی، پولس میگوید که ما با مسیح مصلوب شدیم و شیوههای گناهآلود پیشین ما که ریشه در خودخواهی داشتند، پایان یافتهاند (رومیان باب ۶ آیات ۵ تا ۱۴). ما خود را به طور قطعی از گذشته جدا نمودهایم. همه چیز جدید میباشد (دوم قرنتیان باب ۵ آیة ۱۷). ما همچنین برای یک زندگی جدید در مسیح منتصب شدهایم. مسیح قیام کرده در ما زندگی میکند و روزانه ما را بیشتر شبیه خود میسازد.


بنابراین، ایمان به مسیح، بهانهای برای گناه کردن نیست، بلکه فراخوانی به رابطه با مسیح بسیار عمیقتر و غنیتر ازآنچیزی است که بتوان هرگز در مذهب بر پایة احکام یافت.






تفکری فراتر: «به عنوان یک انسان، خطر پذیرفتن اندیشههای دروغین در باره «عدالت از طریق ایمان» بارها به من ارائه شدهاند. برای سالها به من نشان داده شده بود که شیطان به شیوهای خاص برای مغشوش نمودن ذهن در این مورد تلاش خواهد کرد. احکام خدا بمدت زیادی وجود داشته و مورد تاکید قرار گرفته و به جماعتهای زیادی ارائه شده است بدون اینکه نسبت به عیسی مسیح و ارتباط او با احکام چیزی گفته شود و بهمان گونه نیز هدیه قائن نسبت به خدا بود و چون عاری از نماد قربانی عیسی مسیح بود پذیرفته نشد.. به من نشان داده شده است که بسیاری از ایمان دور ماندند، بدلیل اندیشههای مغشوش و آشفته دربارة رستگاری، بدلیل اینکه بشارت دهندگان برای جذب افراد از شیوهای نادرست استفاده کردهاند. موضوعی که برای سالها فکر مرا ترغیب نموده است، عدالت مسیح بوده است...


«هیچ نکتهای غیر از ناتوانی بشر سقوط کرده در داشتن شایستگی چیزی با اعمال خوب خود، وجود ندارد که باید با صداقت بیشتری در آن تعمق بشود، به دفعات بیشتری تکرار بشود یا محکمتر در ذهن همه ایجاد شود. نجات تنها از طریق ایمان به عیسی مسیح میباشد.» – الن جی. وایت، ایمان و اعمال. صفحات ١۸ و ١۹.


Ellen G. White, Faith and Works, pp. 18, 19


«احکام طالب عدالت هستند و این چیزی است که گناهکار به احکام بدهکار است؛ اما او در ارائة آن ناتوان است. تنها روشی که او میتواند بواسطة آن به عدالت برسد، از طریق ایمان میباشد. او از طریق ایمان میتواند شایستگیهای مسیح را نزد خدا بیاورد و خداوند اطاعت از پسرش را به حساب گناهکار مینویسد. عدالت مسیح به جای قصور بشر پذیرفته میشود و خدا نفس ایماندار و توبهکار را عفو و تصدیق مینماید، با او به گونهای که گویا عادل است، رفتار میکند و همانطور که به پسرش محبت دارد، به او نیز محبت میکند.» – الن جی. وایت، پیامهای منتخب. کتاب اول صفحه ۳۶٧.


Ellen G. White, Selected Messages, book 1, p. 367




خلاصه: رفتار پطرس در انطاکیه اینگونه قلمداد میشود که بی دینان سابق نمیتوانستند مسیحیانی حقیقی باشند مگر آنکه نخست ختنه بشوند. پولس به اشتباه بودن چنین طرز فکری اشاره نمود. خدا نمیتواند کسی را بر اساس رفتار آن فرد عادل بداند، زیرا حتی بهترین انسانها، عاری از نقص نیستند. تنها با پذیرفتن کاری که خدا برای ما در مسیح انجام داده است گناهکاران میتوانند در نظر وی عادل شمرده بشوند.


درس پنجم


۲۲ تا ۲۸ ژوئیه


ایمان عهد قدیم






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۳ آیات ۱ تا ۱۴ ؛ رومیان باب ۱ آیه ۲ ، باب ۴ آیه ۳ ؛ پیدایش باب ۱۵ آیه ۶ ، باب ۱۲ آیات ۱ تا ۳ ؛ لاویان باب ۱۷ آیه ۱۱ ؛ دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۲۱.


آیه حفظی: «وقتی مسیح به خاطر ما ملعون شد ما را از لعنت شریعت آزاد کرد زیرا کتاب مقدّس میفرماید: هر که به دار آویخته شود ملعون است» ترجمه تفسیری: اما مسیح لعنتی را که در اثر گناهان ما بوجود آمده بود بر خود گرفت و ما را از هلاکتی که این روش « شریعت» پدید آورده بود رهایی بخشید روشی که انجامش غیر ممکن بود. بلی مسیح لعنت ما را بر خود گرفت زیرا در تورات آمده است: ملعون است هر که به دار آویخته شود. عیسی مسیح نیز به دار صلیب آویخته شد. (غلاطیان باب ۳ آیه ۱۳).


«پسر بچهای قایقی کوچک ساخته بود که با زیبایی رنگ آمیزی و درست شده بود. روزی فردی قایق او را دزدید و پسر بچه غمگین و ناراحت شد. یک روز که از مقابل یک فروشگاه که وسایل دست دوم میفروخت رد میشد ناگهان قایقش را دید. با خوشحالی وارد مغازه شد و گفت، ’این قایق کوچک متعلق به من است.‘ صاحب فروشگاه گفت، ’خیر، این متعلق به من میباشد، زیرا من آن را خریدم.‘ پسر گفت، ’آری، اما این متعلق به من است زیرا من آن را درست کردهام.‘ فروشنده گفت، ’بسیار خوب، اگر به من دو دلار بدهی، میتوانی آن را ببری.‘ این پول برای پسربچهای که اصلا پولی در بساط نداشت، پول زیادی بود. به هر حال، او مصمم بود که قایق خود را بخرد؛ بنابراین، او مشغول به چمنزنی و کارهای دیگر شد و خیلی زود آن مبلغ پول را بدست آورد.


«او با شتاب به فروشگاه رفت و گفت، ’من قایقم را میخواهم.‘ او پول را پرداخت کرد و قایق را دریافت نمود. او قایق را در بغل گرفت و آن را بوسید و گفت، ’ای قایق کوچولوی قشنگم، خیلی دوستت دارم. تو مال من هستی. تو دو بار مال منی. من یک بار تو را ساختم و حالا یکبار تو را خریدم. ‘


«در مورد ما نیز چنین صادق است. به نوعی ما دو بار به خداوند تعلق داریم. او ما را بوجود آورد و ما به فروشگاه شیطان راه پیدا کردیم. سپس عیسی آمد و ما را با قیمت گزافی خرید – نه با طلا و نقره، بلکه با خون گرانبهای خود. ما بواسطه خلقت و رستگاری، به خداوند تعلق داریم.» – ویلیام موزز تیدول، تصاویر کنایه آمیز (کنزاس سیتی. انتشارات بیکن هیل پرس. ١٩۵١. صفحه ٩٧.


William Moses Tidwell, Pointed Illustrations (Kansas City, Mo.: Beacon Hill Press, 1951) p. 97


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۹ ژوئیه آماده شوید.




غلاطیان نادان


غلاطیان باب ۳ آیات ۱ تا ۵ را بخوانید. سخنان پولس را خلاصه وار بنویسید. ما از چه جهت میتوانیم در خطر همان دام روحانی، یعنی آغازی درست و سپس سقوط در قانونگرایی، بیفتیم؟


چندین ترجمه امروزی تلاش نمودهاند تا معنای سخنان پولس در آیة ۱ دربارة غلاطیان «نادان» را متبادر سازند. واژة اصلی که پولس در زبان یونانی بکار میبرد، حتی شدیدتر از این میباشد. این واژه anoetoi است و از واژة معادل ذهن (nous) میآید. معنای تحت اللفظی آن «کم اندیش» یا کودن میباشد. غلاطیان نمیاندیشیدند. پولس به این بسنده نمیکند؛ او می گوید که بدلیل اینکه آنها بسیار از روی حماقت عمل میکنند، او متعجب است که آیا جادوگرانی آنها را طلسم کردهاند. «ترجمه تفسیری: شیطان که حاکم این دنیای پر گناه است چشمان این اشخاص بی ایمان را بسته است تا نتوانند نور پر جلال انجیل را ببینند و معنی پیغام ما را در باره جلال مسیح که چهره قابل رویت خدای نادیده است درک کنند» (دوم قرنتیان باب ۴ آیة ۴).


آنچه پولس را در مورد ارتداد غلاطیان از انجیل بسیار پریشان میسازد، این است که آنها میدانستند نجات ریشه در صلیب مسیح داشت. این چیزی نبود که آنها بتوانند نادیده بگیرند. واژة ترجمه شدة «بتصویر کشیده شد» یا «معلوم شد» در غلاطیان باب ۳ آیة ۱، از نظر لفظی به معنای «اعلان گردید» یا «نقاشی شد،» میباشد. از این واژه برای توصیف تمام اعلانات عمومی استفاده میشد. پولس میگوید که صلیب چنان در کانون موعظههای او قرار داشت که مردم غلاطیه در اثر آن، با چشمِ دل، مصلوب شدن مسیح را می دیدند (اول قرنتیان باب ۱ آیة ۲۳، باب ۲ آیة۲). در یک مفهوم، او میگوید که، آنها با اعمالشان به صلیب پشت کرده اند.


پولس سپس تجربة فعلی غلاطیان را با زمانی که برای نخستین بار به مسیح ایمان آوردند، مقایسه میکند. او این کار را با چند سوال بدیهی و بی نیاز به پاسخ انجام میدهد. آنها چگونه روح را دریافت نمودند، یعنی آنها چگونه در ابتدا مسیحی شدند؟ و از دیدگاه کمی متفاوت، چرا خدا روح را داد؟ آیا به این دلیل بود که آنها کاری انجام داده بودند که سزاوار آن بودند؟ مطمئناً چنین نیست! در عوض، به ای دلیل بود که آنها به مژده نیک مسیح یا آنچه که از پیش برایشان انجام داده بود ایمان آورده بودند. آنها که شروع چنین خوبی داشتند ، حال چه چیزی باعث شد تا فکر کنند که میتوانند بر رفتار و کردار خود تکیه کنند؟






ریشهدار در کتاب مقدّس


تا اینجا، پولس در نامهاش به غلاطیان از انجیل خود مبنی بر عدالت از طریق ایمان، با توسّل به توافقی که با رسولان در اورشلیم داشت (غلاطیان باب ۲ آیات ۱ تا ۱۰) و تجربه شخصی که با ایمانداران اهل غلاطیه داشت (غلاطیان باب ۳ آیات ۱ تا ۵)، دفاع نموده است. پولس با شروع آیة ۶ باب ۳ غلاطیان، برای تأیید نهایی و قطعی انجیل خود، به شهادت و تایید کتاب مقدّس روی میآورد. در واقع، غلاطیان باب ۳ آیة ۴ تا باب ۴ آیة ۳۱ از استدلالهای مرحله به مرحله یا رشدی که ریشه در کتاب مقدس دارند، تشکیل شده است.


منظور پطرس در غلاطیان باب ۳ آیات ۶ تا ۸ از نوشتن در باره «کلام»چیست؟ رومیان باب ۱ آیة ۲، باب ۴ آیة ۳ و باب ۹ آیة ۱۷ را ببینید.


مهم است به یاد داشته باشیم، زمانی که پولس نامهاش را به غلاطیان نوشت، «عهد جدید» وجود نداشت. هنگامی که پولس از کلام نقل قول میکرد بطور مرتب عهد قدیم نقل قول میکرد.


عهد قدیم نقش بسیار مهمی در تعالیم پولس ایفا میکند. او آنها را به عنوان متنهایی بیجان در نظر نمیگیرد، بلکه به عنوان کلام زنده مقتدر و اصیل خدا، به آن مینگریست. در دوم تیموتائوس باب ۳ آیة ۱۶، او مینویسد: «تمام کتاب مقدّس از الهام خداست.» واژة ترجمه شدة «الهام» از زبان یونانی theopneustos میباشد. بخش اول واژه (theo) به معنی «خدا» است، در حالی که بخش دوم به معنی «دمید» میباشد. کلام ، «دَمِ خداست ».پولس از کتاب مقدّس برای نشان دادن اینکه عیسی مسیح موعود است (رومیان باب ۱ آیة ۲)، و ارائه دستورالعملها برای زندگی مسیحی (رومیان باب ۱۳ آیات ۸ تا ۱۰) و اثبات اعتبار تعالیم خود (غلاطیان باب ۳ آیات ۸ و ۹) استفاده میکند.


تعیین دقیق میزان اینکه پولس چند صدبار از عهد قدیم نقل قول کرده، دشوار است، اما این نقل قولها در سرتاسر نامههایش به استثنای نامههای کوتاه به تیطوس و فلیمون، دیده میشوند.


غلاطیان باب ۳ آیات ۶ تا ۱۴ را به دقت بخوانید. عباراتی که پولس در این آیات از عهد قدیم نقل قول کرده است را مشخص نمایید. این مطلب درباره اینکه عهد قدیم تا چه حد معتبر بود، چه چیزی می گوید؟






عادل شمرده شده


فکر میکنید چرا پولس وقتی برای اعتبار پیام انجیل خویش به کتاب مقدّس روی میآورد، ابتدا به ابراهیم متوسل میشود؟ (غلاطیان باب ۳ آیه ۶).


ابراهیم نقشی بنیادین و محوری در یهودیت داشت. او نه تنها پدر قوم یهود بود، بلکه یهودیان زمان پولس نیز به او به عنوان الگویی نگاه میکردند که یک یهودی واقعی باید چنین باشد. بسیاری نه تنها بر این باور بودند که ویژگی شاخص او نه تنها فرمانبرداریاش بود، بلکه خدا ابراهیم را بدلیل آن فرمانبرداری، عادل خوانده بود. گذشته از همه نباید فراموش کنیم که ابراهیم سرزمین مادری و خانوادة خود را ترک نمود، ختنه شدن را پذیرفت و او حتی مایل به قربانی نمودن پسرش به فرمان خدا نیز بود. این فرمانبرداری است! مخالفان پولس با اصراری که بر ختنه داشتند، مطمئناً از چنین مواضع مشابهی در مشاجرات خود استفاده کردند.


با این وجود، پولس با توسل به ابراهیم – نُه بار در غلاطیان – به عنوان نمونهای از ایمان در عوض رعایت احکام وضعیت را دگرگون کرده و به آنها جواب میدهد.


نقل قول پولس از پیدایش باب ۱۵ آیة ۶ را در نظر بگیرید. منظور از اینکه میگوید ایمان ابراهیم «برای وی عدالت محسوب» شد، چیست؟ (رومیان باب ۴ آیات ۳ تا ۶ ، ۸ تا ۱۱ و ۲۲ تا ۲۴ را نیز ببینید.)


درحالی که (عادل شدن یا برائت از خطا) استعاره ای بر گرفته شده از عالم قانون بود، واژة شمرده شده یا پنداشته شده از حوزه تجاری اقتباس شده است. همچنین این واژه میتواند معنای «اعتبار دادن» یا «چیزی به حساب کسی گذاشتن» را بیان کند. این مطلب نه تنها در غلاطیان باب ۳ آیة ۶ در مورد ابراهیم به کار برده شده است، بلکه ۱۱ مرتبة دیگر در ارتباط با ریش سفیدان و بزرگ خاندان ها استفاده شده است. برخی از نسخههای کتاب مقدّس آن را به صورت حساب شده، فرض شده و نسبت داده شده ترجمه گردیده است.


بر طبق استعاره پولس، آنچه به حساب ما گذاشته میشود، عدالت است. اگرچه پرسش اینجاست که خدا بر چه اساسی ما را عادل محسوب میکند؟ مطمئناً نمیتواند بر اساس اطاعت باشد – با وجود آنچه مخالفان پولس ادعا میکردند. مهم نیست آنها در مورد فرمانبرداری ابراهیم چه چیزی میگفتند، کتاب مقدّس می گوید که بدلیل ایمان ابراهیم بود که خدا او را عادل به حساب آورد.


کتاب مقدس شفاف است: فرمانبرداری ابراهیم، اساس عدالت وی نبود؛ در عوض نتیجة آن بود. کارهایی که او انجام داد، به این منظور نبود که عادل شمرده بشود؛ او آنها را به این دلیل که پیش از آن عادل شمرده شده بود، انجام داد. عدالت به فرمانبرداری منتهی میشود و نه بالعکس.






انجیل در عهد قدیم


«و کتاب چون پیش دید که خدا امّتها را از ایمان عادل خواهد شمرد، به ابراهیم بشارت داد که «جمیع امّتها از تو برکت خواهند یافت». تفسیری: علاوه بر این در کتاب آسمانی پیش بینی شده بود که خدا غیر یهودیان را نیز بر اساس ایمانشان خواهد پذیرفت. از اینرو خدا در همان زمان در این مورد با ابراهیم سخن گفت و فرمود: همه آنانی را که مانند تو به من ایمان داشته باشند از هر ملتی که باشند مورد عنایت خود قرار خواهم داد.» (غلاطیان باب ۳ آیة ۸). پولس مینویسد که نه تنها انجیل به ابراهیم موعظه شد، بلکه خدا آنرا موعظه نمود ؛ بنابراین، این باید انجیل حقیقی بوده باشد. اما خدا چه زمانی انجیل را به ابراهیم موعظه کرد؟ نقل قول پولس از پیدایش باب ۱۲ آية ۳ نشان میدهد که او عهد خدا با ابراهیم را در پیدایش باب ۱۲ آیات ۱ تا ۳ زمانی که او را فرخواند، بخاطر داشت.


پیدایش باب ۱۲ آیات ۱ تا ۳ را بخوانید. این آیات دربارة ماهیت عهدی که خدا با ابرهیم بست، چه چیزی به ما میگوید؟


اساس عهد خدا با ابراهیم بر وعدههای خدا با او تمرکز دارد. خدا چهار مرتبه به ابراهیم میگوید، «من چنین خواهم کرد.» وعدههای خدا به ابراهیم شگفتانگیز هستند زیرا کالاً یکطرفه میباشند. خدا تمام وعدهها را میدهد؛ و ابراهیم هیچ قولی نمیدهد. این متضاد شیوهای است که بیشتر مردم سعی در ارتباط با خدا دارند. ما اغلب قول میدهیم که به او خدمت خواهیم کرد، تنها اگر او در عوض آن کاری برای ما انجام بدهد. اما این قانونگرایی است. خدا از ابراهیم تقاضا نکرد که قولی بدهد، بلکه با ایمان وعدههای خدا را بپذیرد. مطمئناً ابراهیم باید میآموخت تا به طور کامل به خدا اطمینان کند و نه به خودش (پیدایش باب ۲۲ را ببینید). بنابراین، فراخوانده شدن ابراهیم نشان دهندة ماهیت انجیل میباشد که نجات از طریق ایمان است.


بعضی به طور اشتباه نتیجهگیری میکنند که کتاب مقدّس دو روش برای نجات تعلیم میدهد. آنها ادعا میکنند که در زمان عهد قدیم، نجات بر پایة رعایت احکام بود؛ سپس از آنجایی که آن شیوه به خوبی پیش نرفت، خدا احکام را منسوخ نمود و نجات را از طریق ایمان میسّر نمود. نمیتوانست بیشتر از این از حقیقت دور باشد. همانطور که پولس در غلاطیان باب ۱ آیة ۷ نوشت، تنها یک انجیل وجود دارد.


چه نمونههای دیگری از نجات تنها از طریق ایمان، در عهد قدیم میتوانید بیابید؟ برای نمونه، لاویان باب ۱۷ آیة۱۱، مزامیر باب ۳۲ آیات ۱ تا ۵ ، دوم سموئیل باب ۱۲ ایات ۱ تا ۱۳ و زکریا باب ۳ آیات ۱ تا ۴ را ببینید.






از لعنت رهایی یافته (غلاطیان باب ۳ آیات ۹ تا ۱۴)


مخالفان پولس بدون شک از سخنان شجاعانه وی در غلاطیان باب ۳ آیة ۱۰ حیرت زده شده بودند. آنها مطمئناً خود را تحت یک نفرین تصور نمیکردند؛ اگر هم چیزی بود، آنها انتظار داشتند برای فرمانبرداریشان برکت داده شوند. با این حال، پولس تصریح میکند: «زیرا جمیع آنانی که از اعمال شریعت هستند، زیر لعنت میباشند زیرا مکتوب است: ملعون است هر که ثابت نماند در تمام نوشتههای کتاب شریعت تا آنها را به جا آرد.»


پولس دو گزینه کاملاً متفاوت را با هم مقایسه میکند: نجات از طریق ایمان و نجات از طریق اعمال. برکات و لعن های عهد که در بابهای ۲۷ و ۲۸ کتاب تثنیه مشخص شدهاند، بیپرده و صریح هستند. کسانی که اطاعت نمودند، برکت داده شدند و کسانی که نافرمانی کردند، لعن شدند. این یعنی اگر فردی بخواهد برای پذیرش نزد خدا به اطاعت از احکام تکیه کند، پس کل احکام باید نگه داشته شوند. ما آزادی انتخاب برای هر چه که بخواهیم از آن پیروی کنیم را نداریم؛ و همچنین نباید استنباط کنیم که خدا مایل به چشمپوشی از اشتباهات کوچک میباشد. یا همه چیز و یا هیچ چیز.


این مطمئناً خبر بدی برای غیریهودیان و همچنین مخالفان پولس بود، زیرا ما «همه گناه کردهایم واز جلال خدا قاصر میباشیم» (رومیان باب ۳ آیة ۲۳). مهم نیست تا چه حد به شدت تلاش کنیم که خوب باشیم، احکام تنها میتوانند ما را محکوم به قانون شکنی بکنند.


مسیح چگونه ما را از لعنت احکام رها ساخت؟ غلاطیان باب ۳ آیة ۱۳ و دوم قرنتیان باب ۵ آیة ۲۱ را ببینید.


پولس برای شرح آنچه خدا در مسیح برای ما انجام داده است از استعاره دیگری بهره میبرد. واژة رهایی دادن به معنی «باز خریدن» میباشد. این عبارت به عنوان خونبها و یا فدیه که برای آزادی گروگانها یا مبلغی بود که برای خریدآزادی بردگان استفاده میشد. از آنجایی که مُزد گناه مرگ است، نفرین قاصر ماندن از نگاه داشتن احکام اغلب حکم مرگ بود. مبلغ آزادی که برای نجات ما پرداخت شد، ناچیز نبود؛ برای خدا بهای زندگی پسرش را به همراه داشت (یوحنا باب ۳ آیة ۱۶). عیسی گناه ما را بر دوش خود گرفت و ما را از بند نفرین آزاد نمود (اول قرنتیان باب ۶ آیة ۲۰، باب ۷ آیة ۲۳). او داوطلبانه لعنت ما را به جان خرید و به جای ما از مجازات کامل گناه رنج کشید (دوم قرنتیان باب ۵ آیة ۲۱).


پولس از تثنیه باب ۲۱ آیة ۲۳ به عنوان گواه کتاب مقدس، نقل قول میکند. بر طبق سنت یهود، اگر فردی تحت نفرین خدا بود، پس از اعدام، پیکرش از درخت آویزان میشد. مرگ عیسی بر روی صلیب به عنوان نمونهای از این نفرین دیده می شود (اعمال رسولان باب ۵ آیة ۳۰ ، اول پطرس باب ۲ آیة ۲۴).


پس جای تعجب نیست که صلیب موجب لغزش بعضی از یهودیانی شد که نمیتوانستند ایدة نفرین شدن مسیح موعود توسط خدا را درک کنند. اما این دقیقاً نقشة خدا بود. آری، مسیح موعود لعنتی را متحمل شد، اما متعلق به وی نبود – بلکه لعنت ما بود!




تفکری فراتر: «بی انصافی و شرارت همه ما برمسیح واقع شد تا برای ما ضامن و فدایی بشود. او خطاکار محسوب شد تا بتواند ما را از محکومیت شریعت نجات دهد. گناه تمامی ذریت آدم، قلب او را بدرد می آورد. عدم رضایت خدا بدلیل شرارت و بی انصافی با خشمی دهشتناک ظهور نموده و روح پسر او را غرق ماتم نمود. مسیح در تمام مدت زندگیاش، مژدة نیکوی پدر رحیم و آمرزشگر رئوف را انتشار میداد. برنامه او برای نجات از چنگ رئیس گناهکاران بود. اما اکنون با سنگینی شدید گناهی که بدوش میکشد، نمیتواند چهرة رضایتمند پدر را ببیند. برگرفته شدن سیمای ربوبیت از منجی در این زمان اندوه، قلب او را با چنان حزنی جریحه دار نمود که انسان هرگز قادر به درک کامل آن نمیباشد. این غم چنان بزرگ بود که درد جسمی را به سختی احساس میکرد.» – الن جی. وایت، آرزوی اعصار صفحه ٧۵٣.


Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 753.


«لوتر اینک با شجاعت به عنوان قهرمان حقیقت در کار خود قدم نهاد. کلامش با هشداری جدی از منبرهای کلیسا شنیده شد. او ویژگی اهانتآمیز گناه را در نظر مردم مشخص نمود و به آنها آموخت که برای بشر، کم نمودن جرمش و یا گریز از مجازات تنها با اعمالش، غیر ممکن است. هیچ چیز جز توبه نزد خدا و ایمان به مسیح نمیتواند گناهکار را نجات بدهد. فیض مسیح قابل خریداری نیست؛ بلکه عطیه ای رایگان است. او مردم را راهنمایی نمود که زیاده روی نکنند، بلکه با ایمان، به نجات دهندة مصلوب چشم امید داشته باشند.» – الن جی. وایت، جدال عظیم صفحه ١٢٩.


Ellen G. White, The Great Controversy, p. 129.




خلاصه: در زندگی مسیحی، از ابتدا تا انتها، اساس نجات ما تنها ایمان به مسیح میباشد. بدلیل ایمان ابراهیم به وعدههای خدا بود که عادل شمرده شد و همان عطای عدالت امروزه برای هر کسی که ایمان ابراهیم را داشته باشد، وجود دارد. تنها دلیلی که ما برای اشتباهاتمان محکوم نشدهایم این است که عیسی بهای گناهان ما را با مردن به جای ما، پرداخت نمود.


درس ششم


۲۹ ژوئیه تا ۴ اوت


اولویت وعده






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۳ آیات ۱۵ تا ۲۰ ؛ پیدایش باب ۹ آیات ۱۱ تا ۱۷؛ متی باب ۵ آیات ۱۷ تا ۲۰ ؛ خروج باب ۱۶ آیات ۲۲ تا ۲۶ ؛ پیدایش باب ۱۵ آیات ۱ تا ۶.


آیه حفظی: «زیرا اگر میراث از شریعت بودی، دیگر از وعده نبودی. لیکن خدا آن را به ابراهیم از وعده داد» (غلاطیان باب ۳ آیه ۱۸). ترجمه تفسیری: اگر قرار میشد نجات از راه اجرای دستورهای مذهبی حاصل شود مسلما این روش نجات با روشی که ابراهیم از طریق آن مقبول خدا گشت تفاوت پیدا میکرد. زیرا تنها کاری که ابراهیم انجام داد پذیرفتن وعده خدا بود.


روزی فردی از یک سیاستمدار سؤال نمود، «آیا شما به تمام وعدههایی که در طول مبارزه انتخاباتی دادید، عمل کردید؟» او پاسخ داد، «بلی ... خوب، دست کم تمام آنهایی را که قصد انجامشان را داشتم.»


آیا کسی وجود دارد که کاملا به وعده هایش عمل کرده باشد و خُلفِ وعده نکرده باشد؟ چه کسی را میتوان یافت که تمام وعدههایش را بجا آورده باشد و یا بد قولی و بد عهدی نکرده باشد؟


گاهی اوقات مردم وعدههایی میدهند که کاملاً قصد بجا آوردن آن را دارند، اما بعدا آن را انجام نمیدهند؛ بعضی دیگر قول میدهند – چه حرفی یا چه نوشتاری – ولی خودشان خوب میدانند که دروغ میگویند و وعده سر خرمن میدهند.


خوشبختانه برای ما، وعدههای خدا کاملاً متفاوت هستند. کلام خدا قطعی و تغییر ناپذیر است. خداوند میگوید، «مرغ شکاری را از مشرق و هم مشورت خویش را از جای دور میخوانم. من گفتم و البتّه بجا خواهم آورد و تقدیر نمودم و البتّه به وقوع خواهم رسانید» ترجمه تفسیری: ... آنچه گفته ام واقع خواهد شد. (اشعیا باب ۴۶ آیة ۱۱).


در درس این هفته، پولس توجه ما را به رابطة میان وعدة خدا به ابرهیم و احکام (فرامین) داده شده به اسرائیل که ۴۳۰ سال پس از آن بود جلب میکند. رابطة میان این دو چگونه باید درک بشود و چه اشارات و مفاهیم ضمنی برای موعظه انجیل در بر دارد؟


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۵ اوت آماده شوید.




شریعت (احکام) و ایمان (غلاطیان باب ۳ آیات ۱۵ تا ۱۸)


حتی اگر مخالفان پولس اذعان مینمودند که خصوصیات زندگی ابراهیم اساساً با ایمان شکل گرفته، پولس میدانست که آنها همچنان دربارة اینکه چرا خدا احکام را چهار قرن پس از ابراهیم به بنیاسرائیل داد، او را به چالش خواهند کشید. آیا اعطای احکام، تمام قرار و پیمانهای پیش از آن را باطل نمیکرد؟


منظور پولس از مقایسه میان وصیتنامه یک فرد و عهد خدا با ابراهیم چیست؟ غلاطیان باب ۳ آیات ۱۵ تا ۱۸.


عهد و پیمان عموما با وصیتنامه تفاوت دارد. عهد و پیمان توافقی عادی بین دو نفر یا بیشتر است که اغلب «قرارداد» یا «معاهده» نامیده میشود؛ در مقابل، وصیتنامه بیانیه یک فرد میباشد که یکطرفه است. ترجمة یونانی عهد قدیم یا Septuagint سبعینی١، هرگز عهد خدا با ابراهیم را با واژة یونانی بکار رفته برای توافق دوطرفه یا قرار داد (diatheke) ترجمه نکرده است. چرا؟ احتمالاً به این دلیل که مترجمان تشخیص دادند که عهد خدا با ابراهیم یک معاهده میان دو شخص نبود، که وعدههای الزامآور دوجانبه داده شوند. بلعکس، عهد خدا فقط بر اساس ارادة او بود. هیچ شرط و شروطی مشتمل بر «اگر، و یا اما » در کار نبود. ابراهیم با خلوص دل و بی چون و چرا کلام خدا را میپذیرد.


١. Septuagint سبعینی یا هفتادی ها به هفتاد نفر از پژوهشگران یهود اطلاق میشود که کتاب مقدس عبری را به زبان یونانی ترجمه کردند.


پولس عبارت دو معنایی«وصیتنامه» و «عهد» را انتخاب می کند تا ویژگیهای خاص عهد خدا با ابراهیم را برجسته سازد. وعدة خدا مانند وصیتنامه بشری، به یک ذینفع خاص، ابراهیم و ذریت وی مربوط میشود (پیدایش باب ۱۲ آیات ۱ تا ۵ ؛ غلاطیان باب ۳ آیة ۱۶) ؛ که شامل ارث و میراث نیز میشود (پیدایش باب ۱۳ آیة ۱۵، باب ۱۷ آیة ۸ ؛ رومیان باب ۴ آیة ۱۳ ؛ غلاطیان باب ۳ آیة ۲۹). ماهیت تغییر ناپذیر وعدة خدا برای پولس دارای بیشترین اهمیت میباشد. به همان صورتی که وصیتنامه یک فرد زمانی که به اجرا گذاشته شود، قابل تغییر نمیباشد، احکام اعطا شدة خدا از طریق موسی نیز نمیتوانند عهد پیشین او با ابراهیم را بیاثر و منسوخ کنند. عهد خدا یک وعده یا قول است (غلاطیان باب ۳ آیة ۱۶) و خدا به هیچ وجه پیمان شکنی نمیکند (اشعیا باب ۴۶ آیة ۱۱؛ عبرانیان باب ۶ آیة ۱۸).






ایمان و شریعت (احکام) (رومیان باب ۳ آیة ۳۱)


پولس به شدت در مورد برتری ایمان در ربطة انسان با خدا، استدلال کرده است. او به مراتب بیان نموده است که نه ختنه شدن و نه هیچ «اعمال شریعت» دیگری برای نجات الزامی نیستند، «چونکه یافتیم که هیچ کس از اعمال شریعت عادل (پاک و بی گناه) شمرده نمیشود» (غلاطیان باب ۲ آیة ۱۶). بعلاوه، این اعمال شریعت نیست بلکه ایمان است که ویژگی شاخص ایماندار میباشد (غلاطیان باب ۳ آیة ۷). این منفی گویی مداوم از اعمال شریعت، این پرسش را مطرح میسازد که، «پس آیا شریعت مطلقاً هیچ ارزشی ندارد؟ آیا خدا شریعت را از میان برداشت؟»


از آنجایی که نجات از طریق ایمان است و نه اعمال شریعت، آیا منظور پولس این است که آیا ایمان، شریعت را منسوخ میکند؟ آیات زیر چه چیزی به ما میگویند؟ رومیان باب ۳ آیة ۳۱ را با متی باب ۷ آیات ۷ و ۱۲، باب ۸ آیة ۳ و متی باب ۵ آیات ۱۷ تا ۲۰ مقایسه کنید.


بحث پولس در باب ۳ رومیان بموازات گفتمان او دربارة ایمان و شریعت در غلاطیان میباشد. پولس که در مییابد نظریات وی ممکن است برخی را به چنین استنتاجی منتهی سازد که او با رفعت بخشیدن ایمان، احکام و شریعت را بی بها و منسوخ میکند، این پرسش بدیهی و بی نیاز به پاسخ را مطرح میکند، « پس آیا شریعت را به ایمان باطل میسازیم؟» واژة ترجمه شده به عنوان «باطل ساختن» در رومیان باب ۳ آیة ۳۱ ، katargeo میباشد. پولس مرتبا از این واژه استفاده میکند و میتواند به صورت «بیاثر کردن» (رومیان باب ۳ آیة ۳) ، «نابود ساختن» (افسسیان باب ۲ آیة ۱۵) ، «معدوم گشتن» (رومیان باب ۶ آیة ۶) یا «فانی ساختن» (اول قرنتیان باب ۶ آیة ۱۳) ترجمه بشود. به طور واضح ، اگر پولس میخواست این نظریه را که احکام یا شریعت به نوعی با صلیب از میان برداشته شده اند را تأیید نماید، درست همانطور که بسیاری از مردم امروزه ادعا میکنند که او چنین منظوری داشت، اینک زمان آن بود. اما پولس نه تنها این نیت را با یک پاسخ منفی شدید انکار میکند، او در واقع بیان میکند که انجیل وی باعث استواری و برقراری شریعت و احکام است!


«نقشة برائت و پاک شدن از طریق ایمان، آشکار میکند که خدا برای احکام خود در لزوم و تدارک قربانی کفاره احترام قائل است. اگر عدالت از طریق ایمان شریعت را از بین میبرد، پس دیگر نیازی به مرگ فداکارانه و فدیه گونه مسیح نخواهد بود تا گناهکار را از گناهانش رهایی بخشیده و از اینرو او را با خدا آشتی دهد.


«علاوه بر این، ایمان اصیل در خود تمایل بیقید و شرطی دارد تا ارادة خدا در زندگی موافق با شریعت وی تحقق یابد ... ایمان واقعی، بر پایة محبت با تمام جان و دل برای نجات، میتواند تنها به اطاعت ختم بشود.» – کتاب مقدس تفسیری ادونتیستهای روز هفتم جلد ۶ صفحه ۵١٠ .


The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 510






منظور از شریعت


پولس در غلاطیان باب ۳ آیات ۱۹ تا ۲۹، به کثرت به «احکام» رجوع میکند. پولس در این بخش از کتاب غلاطیان، اساساً به چه شریعتی اشاره میکند؟


برخی که باور دارند واژة (تا) در آیة ۱۹ بیان کنندة این است که احکام فقط موقتی بودند و چنین اندیشیدهاند که این آیه باید به احکام تشریفاتی اشاره داشته باشد، زیرا هدف آن احکام بر روی صلیب تحقق یافته بود و در نتیجه به پایان رسیده بودند. اگرچه این به خودی خود معنا میدهد، اما به نظر نمیرسد که منظور پولس در غلاطیان باشد. در حالی که هر دو احکام تشریفاتی و اخلاقی در کوه سینا به دلیل تخلف «صادر شدند»، ما با در نظر گرفتن سؤال زیر خواهیم دید که به نظر میرسید پولس معیارها و اصول اخلاقی احکام را بدیهی ترین موضوع در ذهن میپنداشت.


چرا پولس میگوید که احکام اضافه شده بودند؟ و به چه چیزی اضافه شده بودند و چرا؟ غلاطیان باب ۳ آیة ۱۹ و رومیان باب ۵ آیات ۱۳ و ۲۰ را با یکدیگر مقایسه کنید.


پولس نمیگوید که احکام به عهد خدا با ابراهیم اضافه شده بودند، بطوریکه یک نوع ضمیمه به یک وصیتنامه بودندکه مفاد اصلی را تغییر داد. احکام بسیار پیش از ماجرای کوه سینا وجود داشتند (مطالعة فردا را ببینید). در عوض، منظور پولس این است که احکام به دلیل کاملاً متفاوتی به بنیاسرائیل داده شده بودند. و آن بدلیل تغییر جهت دادن مردم به سوی خدا و فیضی که او به همه کسانی که با ایمان نزد او میآیند، ارائه میدهد، بود. احکام، شرایط گناهآلودمان و نیازمان به فیض خدا را برای ما نمایان میسازند. قرار نبود که شریعت نوعی برنامه برای «بدست آوردن» نجات باشند. بلعکس، پولس میگوید که آنها اعطا شدند، تا «مردم هر چه بیشتر به طبیعت گناهکار خود پی برند» (رومیان باب ۵ آیة ۲۰) ؛ یعنی، گناه موجود در زندگیمان را با وضوح بیشتری به ما نشان بدهند (رومیان باب ۷ آیة ۱۳).


در حالی که احکام تشریفاتی اشاره به مسیح موعود داشتند و بر قدوسیت و نیاز به یک نجات دهنده تأکید میکردند، این احکام اصول اخلاقی با «نبایدهایش»گناه را آشکار ساخته و به ما نشان میدهد که گناه تنها بخشی از شرایط طبیعی ما نمیباشد، بلکه در واقع، تخطی از شریعت خداست (رومیان باب ۳ آیة ۲۰ ؛ باب ۵ آیات ۱۳ و ۲۰ ؛ باب ۷ آیات ۷ ، ۸ و ۱۳). به این دلیل است که پولس میگوید، «جایی که شریعت نیست تجاوز هم نیست» (رومیان باب ۴ آیة ۱۵). «شریعت به عنوان یک ذرّهبین عمل میکند. این وسیله در حقیقت تعداد نقطههای کثیف یک لباس را بیشتر نمیکند، بلکه باعث میشوند آنها با وضوح بیشتری دیده شوند و بسیار بیشتر از آنچه چشم غیر مسلح میتواند ببیند، آشکار میسازند.» – ویلیام هندریکسن، تفسیر عهد جدید، شرحی بر غلاطیان، صفحه ١۴١.


William Hendriksen, New Testament Commentary, Exposition on Galatians, p. 141




طول مدت احکام خدا


آیا اظهار پولس در مورد این که احکام در کوه سینا اضافه شد، به این معنی است که پیش از آن وجود نداشت؟ اگر چنین نیست، تفاوت میان قبل و بعد از واقعة کوه سینا چیست؟ پیدایش باب ۹ آیات ۵ و ۶ ، باب ۱۸ آیة ۱۹، باب ۲۶ آیة ۵ ، باب ۳۹ آیات ۷ تا ۱۰ و خروج باب ۱۶ آیات ۲۲ تا ۲۶ را بخوانید.


خدا نیازی به نمایان ساختن احکام به ابراهیم توسط طوفان، رعد و برق و مجازات مرگ نداشت (خروج باب ۱۹ آیات ۱۰ تا ۲۳). پس چرا خدا احکام را به آن صورت به بنیاسرائیل داد؟ این بدین دلیل بود که بنیاسرائیل در طول مدت اسارتشان در مصر، بزرگواری و معیارهای اخلاقی متعالی خدا را نادیده گرفتند. در نتیجه، لازم بود از میزان گناهکاری خود و قدّوسیت شریعت خدا آگاه شوند. مکاشفه بر کوه سینا مطمئناً چنین نمود.


منظور پولس از گفتن اینکه شریعت اضافه شد «تا هنگام آمدن آن نسلی که وعده بدو داده شد»، چیست؟ غلاطیان باب ۳ آیات ۱۶ تا ۱۹.


بسیاری این آیات را چنین درک کردهاند که شریعتی که بر کوه سینا داده شده، موقتی بود. این شریعت ۴۳۰ سال پس از ابراهیم وارد شد و سپس با آمدن مسیح پایان یافت. اگرچه این برداشت با آنچه پولس دربارة شریعت در رومیان و همچنین سایر آیات کتاب مقدّس از جمله متی باب ۵ آیات ۱۷ تا ۱۹ میگوید، مغایرت دارد.


اشتباهی که خوانندگان اغلب در مورد این آیات مرتکب میشوند این است که استنباط میکنند عبارت (تا زمان) همواره حاکی از دورة زمانی محدودی میباشد. اما چنین نیست. مزامیر باب ۱۱۲ آیة ۸ با توصیف شخصی که از خداوند میهراسد، میگوید، «دل او استوار است و نخواهد ترسید تا آرزوی خویش را بر دشمنان خود ببیند.» آیا این بدین معناست که زمانی که او پیروز میشود، خواهد هراسید؟ در مکاشفةیوحنا باب ۲ آیة ۲۵، عیسی میفرماید، «جز آنکه به آنچه دارید تا هنگام آمدن من تمسک جویید.» آیا منظور عیسی این است که زمانی که او بیاید، ما دیگر ملزم به وفادار بودن نیستیم؟


نقش شریعت با آمدن مسیح پایان نیافت. بلکه تا زمانی که وجود داشته باشد، به تنویر و بزرگنمایی گناه میپردازد. آنچه پولس میگوید این است که آمدن مسیح نقطة عطف قاطعی در تاریخ بشریت را نشان داد. مسیح قادر است کاری را انجام بدهد که شریعت هرگز نمیتواند علاجی برای گناه ارائه دهد که بموجب آن گناهکاران عادل و از گناه منزه شوند و از طریق روح خویش ، احکام خود را در آنان تحقق بخشد. (رومیان باب ۸ آیات ۳ و ۴).






بلندمرتبگی وعده


«همین است آنکه در جماعت در صحرا با آن فرشتهای که در کوه سینا بدو سخن میگفت و با پدران ما بود و کلمات زنده را یافت تا به ما رساند» (اعمال رسولان باب ۷ آیة ۳۸).


در غلاطیان باب ۳ آيات ۱۹ و ۲۰، سلسله افکار پولس در مورد اینکه شریعت، عهد فیض را از بین نمیبرد، ادامه می یابد؛ این مهم است زیرا اگر دانش الهیاتی مخالفانش صحیح بود، شریعت دقیقاً این کار را انجام میداد. بنابراین، بیاندیشید که اگر میبایست در مقابل فیض خدا، برای نجات بر رعایت شریعت توسط خود تکیه میکردیم، موضع ما به عنوان افراد گناهکار چه میبود. ما در نهایت نا امید میشدیم.


اگر چه جزئیات نظریات پولس در غلاطیان باب ۳ آیات ۱۹ و ۲۰ دشوار هستند، نکته اصلی یا لب کلام او واضح است: شریعت نسبت به وعده، فرعی است زیرا از طریق وساطت فرشتگان و موسی داده شد. در کتاب خروج به ارتباط فرشتگان با احکام زنده اشارهای نشده است، اما در چندین بخش دیگر کتاب مقدّس دیده میشود (تثنیه باب ۳۳ آية ۲ ؛ اعمال رسولان باب ۷ آیه ۵۳ ؛ عبرانیان باب ۲ آیة ۲). پولس از واژة واسطه در اول تیموتائوس باب ۲ آیة ۵ برای اشاره به مسیح استفاده میکند، اما نظراتش در اینجا با جدیت پیشنهاد میدهند که او آیة ۵ باب ۵ کتاب تثنیه را در ذهن دارد، جایی که موسی میگوید، «من در آن وقت میان خداوند و شما ایستاده بودم، تا کلام خداوند را برای شما بیان کنم.»


بهمان اندازه که عطای احکام در کوه سینا با شکوه بود با وجود فرشتگان بیشمار و با همان اهمیتی که موسی در آن زمان احکام را معرفی میکرد ابلاغ احکام به صورت غیرمستقیم بود. کاملاً متضاد با مطلب گفته شده، وعدة خدا مستقیماً به ابراهیم داده شد (و از این رو، به تمام ایمانداران)، زیرا نیازی به واسطه نبود. در نهایت، شریعت هر قدر دارای اهمیت باشد، جایگزینی برای وعدة نجات با فیض از طریق ایمان نمیباشد. بالعکس، احکام به ما در درک بهتر میزان شگفتانگیز بودن آن وعده کمک میکنند.


ماهیت روبرو شدن مستقیم ابراهیم با خدا را توصیف نمایید. چنین حضور بیواسطه نزد خدا چه سودی داشت؟ پیدایش باب ۱۵ آیات ۱ تا ۶ ، باب ۱۸ آیات ۱ تا ۳۳ و باب ۲۲ آیات ۱ تا ۱۸ را ببینید.






تفکری فراتر: «مردم در اسارتشان، به میزان زیادی آگاهی خود از خدا و اصول عهد ابراهیمی را از دست دادند. در آزادی از مصر، خدا به دنبال آشکار نمودن قدرت و رحمت خود به ایشان بود، تا آنها به محبت نسبت به وی و اطمینان به او رهنمود شوند. او آنها را به دریای سیاه آورد – جایی که فرار از دست مصریانی که آنها را تعقیب میکردند، غیر ممکن به نظر میرسید – تا شاید آنها ناتوانی مطلق و نیازشان به کمک الهی را تشخیص بدهند؛ و سپس رهایی از آنها را مقدر ساخت. از این رو، آنها از احساس محبت و قدردانی نسبت به خدا و اطمینان از قدرت او در کمک به خود سرشار شدند. خدا آنها را با خود به عنوان نجات دهندهشان از اسارت موقت، پیوند داد.


«اما همچنان حقیقتی بزرگتر وجود داشت که ذهن آنان باید تحت تاثیر قرار میگرفت. آنها که در میان کفر و فساد زندگی میکردند، هیچ برداشت درستی از قدّوسیت خدا، گناهکاری رو به افزایش قلبهای خود، ناتوانی مطلقشان در اطاعت از شریعت خدا و نیازشان به یک نجات دهنده، نداشتند. همه اینها باید به ایشان تعلیم داده میشد.» – الن جی. وایت، بزرگ خاندانها و انبیا صفحه ٣٧١.


Ellen G. White, Patriarchs and Prophets, p. 371


«شریعت خدا که با عظمت مهیبی بر کوه سینا بیان شد، ارائه نامه محکومیت به گناهکار است. مسئولیت شریعت این است که محکوم کند، اما هیچ قدرتی برای عفو نمودن یا نجات دادن در آن وجود ندارد.» – الن جی. وایت، کتاب مقدس تفسیری ادونتیستهای روز هفتم جلد ۶ صفحه ١٠٩۴.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1094




خلاصه: اعطای شریعت بر روی کوه سینا، وعدة خدا به ابرهیم را بیاعتبار و قوانین آن را بیاثر نکرد. احکام اعطا شد تا شاید مردم از میزان حقیقی گناهکاری خود آگاهی یابند و نیاز خود به وعدة خدا به ابراهیم و نسل وی را تشخیص بدهند.


درس هفتم


۵ تا ۱۱ اوت


راه ایمان






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۳ آیات ۲۱ تا ۲۵ ؛ لاویان باب ۱۸ آیه ۵ ؛ رومیان باب ۳ آیات ۹ تا ۱۹؛ اول قرنتیان باب ۹ آیه ۲۰ ؛ رومیان باب ۳ آیات ۱ و ۲ ، باب ۸ آیات ۱ تا ۴.


آیه حفظی: «بلکه کتاب همه چیز را زیر گناه بست تا وعدهای که از ایمان به عیسی مسیح است، ایمانداران را عطا شود» ترجمه تفسیری: کتاب آسمانی میفرماید که همه ما در چنگ گناه اسیریم. تنها راه آزادی برای همه ما اینست که به عیسی مسیح ایمان آوریم. (غلاطیان باب ۳ آیه ۲۲).


کبوتران خانگی از دیر باز، برای تواناییشان در پرواز به میزان صدها کیلومتر در روز و رسیدن به مقصد با دقتی شگفتانگیز، معروف بوده اند. با این وجود، حتی بهترین کبوتران خانگی نیز گاهی دچار سردرگمی شدهاند و هرگز دیگر به نقطه شروع خود باز نگشتهاند. بدترین اتفاق در انگلستان رخ داد، هنگامی که حدود پنجاه و پنج هزار کبوتر (با ارزشی به مبلغ شش صد هزار دلار) هرگز به آشیانه خود باز نگشتند.


همانطور که اکثر ما به نحوی تجربه کردهایم، مسیر را اشتباه رفتن یا گم شدن لذتبخش نیست. ترس و نگرانی وجود ما را در بر میگیرد ؛ و میتواند برای لحظاتی ما را مضطرب سازد.


این قضیه در عالم روحانی نیز صدق میکند. حتی پس از اینکه ما مسیح را میپذیریم، امکان دارد که گمراه یا سردرگم بشویم، حتی تا جایی که هرگز دیگر نزد خداوند بازنگردیم.


اگرچه خبر خوش این است که خدا ما را به حال خود رها نکرده است. او مسیر ایمان را آنگونه که در انجیل آمده است، ترسیم نموده است و آن مسیر شامل احکام میشود. بسیاری از مردم سعی در جدا نمودن احکام از انجیل میکنند؛ برخی حتی آنها را در تضاد هم میبینند. این دیدگاه نه تنها نادرست است، بلکه میتواند با عواقب فجیعی منتهی شود. بدون احکام، از هیچ انجیلی برخوردار نخواهیم بود. درک انجیل بدون احکام واقعاً دشوار میباشد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۲ اوت آماده شوید.




احکام و وعده


«پس آیا شریعت به خلاف وعدههای خداست؟» (غلاطیان باب ۳ آیة ۲۱).


پولس که احساس نمود نظریاتش احتمال دارد باعث بشوند مخالفانش استنباط کنند که او دیدگاهی حقیرانه نسبت به احکام داشت یا اینکه نظریاتش در مورد اولویت وعدههای خدا، انتقاد پنهان از موسی و تورات بودند، دقیقاً همان پرسشی که آنها در ذهن داشتند را مطرح میکند: «آیا میگویید احکام بر خلاف وعدههای خداست؟» پولس به این سؤال با یک «نه!» محکم، پاسخ میدهد. چنین نتیجهگیری غیرممکن میباشد، زیرا خدا با خود در مخالفت نیست. خدا احکام و وعده را با هم عطا کرده است. احکام در نابرابری با وعده نیست. هر دوی اینها صرفاً نقشها و کاراییهای متفاوتی در نقشه کلّی خدا برای رستگاری دارند.


مخالفان پولس چه برداشت اشتباهی دربارة نقش احکام داشتند؟ غلاطیان باب ۳ آیة ۲۱، لاویان باب ۱۸ آیة ۵ و تثنیه باب ۶ آية ۲۴ را با یکدیگر مقایسه کنید.


این مردم بر این باور بودند که شریعت قادر بود به ایشان زندگی روحانی بدهد. دیدگاههای آنها احتمالاً از برداشت اشتباه از آیات عهد قدیم مانند لاویان باب ۱۸ آیة ۵ و تثنیه باب ۶ آیة ۲۴ نشأت گرفته بودند، جایی که شریعت راهنمایی میکند که افراد تحت عهد خدا چگونه باید زندگی کنند. احکام در عهد زیستن را تنظیم نمود، اما آنها نتیجهگیری نمودند که شریعت سرچشمه رابطة انسان با خدا بود. اگرچه کتاب مقدس به وضوح میگوید که توانایی «زنده کردن» قدرتی است که تنها خدا و روح او از آن برخوردارند (دوم پادشاهان باب ۵ آیة ۷ ، نحمیا باب ۹ آیة ۶ ، یوحنا باب ۵ آیة ۲۱ ، رومیان باب ۴ آیة ۱۷). احکام نمیتواند کسی را از نظر روحانی زنده بگرداند. با این وجود، این بدین معنی نیست که احکام با وعدة خدا مغایرت دارد.


پولس که بدنبال اثبات ناتوانی احکام در حیات بخشی است، در غلاطیان باب ۳ آیة ۲۲ مینویسد، «کلام خدا به صراحت اشعار میدارد که همه در چنگال گناه اسیرند » در رومیان باب ۳ آیات ۹ تا ۱۹، از رشته ای از آیات عهد قدیم استفاده میکند تا نشان بدهد ما تا چه میزان بد هستیم. آیات بطور تصادفی در کنار هم چیده نشدهاند. او مطلب خود را با مشکل اصلی که گناه است آغاز میکند – رویکرد خودخواهانهای که قلب بشر را آلوده میکند – و سپس به آیاتی میپردازد که فراگیر بودن و در نهایت جامعیت گناه را توصیف میکنند.


منظور او چیست؟ به دلیل وسعت گناه و محدودیتهای احکام، وعدة حیات ابدی تنها میتواند از طریق وفاداری مسیح به جای ما حاصل شود. این نیز حقیقت بزرگی است که نهضت اصلاحات پروتستان را به پیش راند.






«تحت تسلط شریعت»


در غاطیان باب ۳ آیة ۲۳، پولس مینویسد که «قبل از رسیدن دورۀ ایمان همۀ ما محبوس و تحت تسلط شریعت بودیم.» منظور پولس از «ما» ، ایمانداران یهودی تبار در کلیساهای غلاطیه بودند. آنها کسانی بودند که با شریعت آشنایی داشتند و پولس به ویژه از آیة ۱۵ باب ۲ غلاطیان با ایشان صحبت میکرده است. این را میتوان در مقایسة «ما» در غلاطیان باب ۳ آیة ۲۳ و «شما» در غلاطیان باب ۳ آیة ۲۶ دید.


در غلاطیان باب ۳ آية ۲۳ آمده است، «قبل از فرا رسیدن دورۀ ایمان»؛ اما در متن یونانی چنین نوشته شده است، «قبل از فرا رسیدن دورۀ آن ایمان». از آنجایی که پولس جایگاه شریعت را قبل و بعد از مسیح مقایسه میکند (غلاطیان باب ۳ آیة ۲۴)، «ایمان» به احتمال زیاد مرجعی از ایمان ماست و نه مرجعی برای ایمان مسیحی به طور کلی.


پولس میگوید که یهودیان پیش از آمدن مسیح، «تحت تسلط شریعت» نگاه داشته شده بودند. منظور او از «تحت تسلط شریعت» چیست؟ غلاطیان باب ۳ آیات ۲۲ و ۲۳ را با رومیان باب ۶ آیات ۱۴ و ۱۵، اول قرنتیان باب ۹ آیة ۲۰، غلاطیان باب ۴ آیات ۴ و ۵ و ٢١ باب ۵ آیة ۱۸ مقایسه کنید.


پولس از عبارت «تحت شریعت» دوازده مرتبه در نامههای خود استفاده میکند.


۱–«تحت تسلط شریعت» به عنوان یک راه جایگزین نجات (غلاطیان باب ۴ آية ۲۱). مخالفان در غلاطیه در تلاش برای بدست آوردن عدالت حیاتبخش از طریق فرمانبرداری بودند. با این وجود، همانطور که پولس پیش از آن مشخص ساخته است، این غیر ممکن میباشد (غلاطیان باب ۳ آیات ۲۱ و ۲۲). بعدها پولس حتی اشاره میکند که غلاطیان با تمایل به تحت شریعت بودن، در واقع مسیح را طرد میکردند (غلاطیان باب ۵ آیات ۲ تا ۴). زیرا بدون مسیح ما قادر به اطاعت از احکام نیستیم.


۲–«تحت شریعت»از جمله به معنی تحت محکومیت بودن است (رومیان باب ۶ آیات ۱۴ و ۱۵). از آنجایی که شریعت نمیتواند کفّارة گناه باشد، تخطی از مطالباتش میتواند در نهایت به محکومیت منتهی شود. این شرایطی است که تمام انسانها خود را در آن خواهند یافت. شریعت مانند یک نگهبان زندان عمل میکند و تمام کسانی را که آن را نقض کردهاند و برای خود حکم مرگ را ببار آوردند، زندانی میکند. همانگونه که در مطالعة فردا خواهیم دید، استفاده از واژة نگهبان (غلاطیان باب ۳ آیه ۲۳) نشان میدهد که منظور پولس از «تحت تسلط شریعت» در این آیه، این است.


یک واژه مرتبط یونانی، ennomos که معمولاً به صورت «تحت تسلط شریعت» ترجمه میشود، بطور تحت اللفظی به معنای «در بطن احکام» میباشد و به زندگی کردن در بطن واجبات احکام از طریق اتّحاد با مسیح اشاره دارد (اول قرنتیان باب ۹ آیة ۲۱). از طریق «اعمال شریعت»، یعنی با تلاش برای نگه داشتن شریعت از مسیح، عادل شمرده شدن غیر ممکن میباشد، زیرا تنها کسانی که از طریق ایمان عادل هستند، زندگی خواهند کرد (غلاطیان باب ۳ آیة ۱۱). این حقیقت باطل کننده شریعت نیست؛ بلکه نشان میدهد که شریعت نمیتواند به ما حیات ابدی ببخشد. برای آن دیگر خیلی دیر شده است.




احکام به عنوان «نگهبان» ما


پولس دو نتیجهگیری اساسی در مورد احکام ارائه میدهد: (۱) احکام، وعدهای که خدا به ابراهیم داد را باطل یا منسوخ نمیکند (غلاطیان باب ۳ آیات ۱۵ تا ۲۰) ؛ (۲) احکام با وعده در تقابل نیست (غلاطیان باب ۳ آیات ۲۱ و ۲۲).


پس در واقع نقش احکام چیست؟ پولس مینویسد که شریعت «بدلیل تقصیرها» افزوده شد (غلاطیان باب ۳ آیة ۱۹) و او با استفاده از سه واژه یا عبارت متفاوت در ارتباط با شریعت، این ایده را به تفصیل شرح میدهد: نگاه داشته بودیم (آیة ۲۳) ، بسته شده بودیم (آیة ۲۳) و دایه (آیة ۲۴).


با دعا و دقت غلاطیان باب ۳ آيات ۱۹ تا ۲۴ را بخوانید. پولس دربارة شریعت چه میگوید؟


اکثر ترجمههای امروزی، نظریات پولس دربارة شریعت در غلاطیان باب ۳ آیة ۱۹ را به صورتی کاملاً منفی تفسیر میکنند. اما نسخة اصلی به زبان یونانی اصلاً چنین مغرضانه و یکطرفه نیست. واژة یونانی که به صورت «نگاه داشته بودیم» (آیة ۲۳) ترجمه شده است، بطور تحت اللفظی به معنای «نگهبانی» میباشد. اگرچه میتوان آن را در مفهومی منفی بکار برد، مانند «در استیلاء نگه داشتن» یا «محافظت کردن» (دوم قرنتیان باب ۱۱ آیة ۳۲)، در عهد جدید بیشتر مفهوم «مراقبت کردن» یا «محفوظ داشتن» (فیلیپیان باب ۴ آیة ۷، اول پطرس باب ۱ آیة ۵) را دارد. همین مسئله در مورد واژة ترجمه شده به صورت «بسته شده بودیم» (غلاطیان باب ۳ آیة ۲۳) صدق میکند. میتواند به صورت «بستن» (پیدایش باب ۲۰ آیة ۱۸)، «مسدود شدن» (خروج باب ۱۴ آیة ۳ ، یوشع باب ۶ آیة ۱، ارمیا باب ۱۳ آية ۱۹)، «محصور کردن» (لوقا باب ۵ آیة ۶) یا «محدود کردن» (رومیان باب ۱۱ آیة ۳۲). همانطور که این مثالها نشان میدهد، با توجّه به موضوع، این واژه میتواند هم دارای مفاهیم مثبت و هم منفی باشد.


شریعت (اصول اخلاقی و تشریفاتی) چه منفعتهایی را برای فرزندان اسرائیل به همراه داشت؟ رومیان باب ٣ آیات ۱ و ۲، تثنیه باب ۷ آیات ۱۲ تا ۲۴، لاویان باب ۱۸ آیات ۲۰ تا ۳۰.


در حالی که پولس میتواند با عبارات منفی دربارة شریعت صحبت کند (رومیان باب ۷ آیة ۶ ، غلاطیان باب ۲ آیة ۱۹) ، او چیزهای مثبت زیادی نیز در مورد شریعت برای گفتن دارد (رومیان باب ۷ آیات ۱۲ و ۱۴، باب ۸ آیات ۳ و ۴ ، باب ۱۳ آیة ۸ را ببینید). شریعت لعنتی نبود که خدا بر بنیاسرائیل نهاده باشد؛ برعکس، قرار بود یک برکت باشد. اگرچه نظام قربانی آن نتوانست گناه را کاملا از بین ببرد، اما به مسیح موعود اشاره کرد که میتوانست چنین کند و احکام آن که رفتار بشر را هدایت میکردند، اسرائیل را در برابر بسیاری از پلشتیهایی که سایر تمدنهای باستانی را آلوده نموده بود، محافظت کرد. با توجّه به نظریات مثبت پولس دربارة شریعت در جاهای دیگر، اشتباه خواهد بود اگر نظریات او را در اینجا به صورت کاملاً منفی ببینیم.






شریعت به عنوان دایة ما


در غلاطیان باب ۳ آیة ۲۳، پولس شریعت را به عنوان یک نیروی نگهبان و محافظت کننده توصیف میکند. او آن را با چه چیزی در آیة ۲۴ تشبیه میکند و معنای آن چیست؟


واژة ترجمه شده به صورت «آموزگار» یا دایه یا لَلِه از واژة یونانی paidagogos میآید. برخی از نسخهها آن را به صورت «نظم دهنده»، «مربّی» و یا حتی «نگهبان» ترجمه میکنند، اما هیچ واژهای نمیتواند بطور کامل معنایش را برساند. آموزگار یا دایه در جامعة روم به برده ای تلقی میشد که در مشغله اختیار تام داشتن بر پسران ارباب خود از سنین شش یا هفت سالگی گمارده میشد تا اینکه آنها به دوران بلوغ برسند. علاوه بر فراهم نمودن نیازهای جسمی از جمله حمام نمودن ایشان، فراهم نمودن غذا و لباس و محافظت از ایشان در برابر خطر، آموزگار یا دایه paidagogos همچنین مسئولیت داشت تا اطمینان حاصل کند که پسر ارباب به مدرسه رفته و تکالیفش را نیز انجام داده است. علاوه بر این، از او انتظار میرفت نه تنها فضایل اخلاقی را به او بیاموزد، بلکه اطمینان حاصل نماید که پسرها خود نیز آنها را آموخته و انجام بدهند.


اگرچه برخی از آموزگاران اسیر paidagogos به طور حتم میبایست توسط نگهبانان خود مورد تفقد و مهربانی قرار باشند ، طبقه حاکم آنان در ادبیات کهن به همان شدت سختگیری تادیب کنندگان بودند. آنها خاطر جمع میشدند که فرمانبرداری نه تنها از طریق ایجاد هراس شدید و سرزنش انجام شود ، بلکه با تنبیه با شلاق و چوب و فلک نیز چنین میکردند.


توصیف پولس از شریعت به عنوان یک مربّی، درک او از نقش شریعت را مشخص میکند. شریعت برای مشخص نمودن گناه و ارائه رهنمود افزوده شد. ماهیت واقعی این کار بدین معنی است که شریعت جنبهای منفی دارد و این بدلیل آن است که ما را به عنوان افراد گناهکار، سرزنش و محکوم مینماید. با این حال، خدا حتی از این جنبة «منفی» برای منفعت ما استفاده میکند، زیرا محکومیتی که شریعت به همراه دارد چیزی است که ما را به سوی مسیح ميبرد. از این رو، شریعت و انجیل در تقابل نیستند. خدا آنها را طراحی نموده است که برای نجات ما با هم عمل کنند.


«در این آیه [غلاطیان باب ۳ آية ۲۴] ، روحالقدس از طریق رسول، بخصوص در مورد احکام اصول اخلاق سخن میگوید. شریعت ، گناه را برای ما آشکار میسازد و باعث میشود ما به مسیح احساس نیاز بکنیم و برای بخشش و آرامش، از طریق توبه نزد خدا و ایمان به خداوند عیسی مسیح، به نزد او بشتابیم.» – الن جی. وایت، پیامهای منتخب کتاب اول صفحه ٢٣٤.


Ellen G. White, Selected Messages, book 1, p. 234






احکام و ایماندار (غلاطیان باب ۳ آیة ۲۵)


بسیاری نظریات پولس در غلاطیان باب ۳ آية ۲۵ را به عنوان نقض کامل شریعت تعبیر کردهاند. اگرچه این تا حدی با توجه به نظریات مثبت او در جاهای دیگر کتاب مقدّس، درست به نظر میرسد.


پس منظور او چیست؟


نخست، ما دیگر تحت محکومیت شریعت نیستیم (رومیان باب ۸ آیة ۳). ما به عنوان ایمانداران، متعلق به مسیح هستیم و از امتیاز تحت قدرت فیض او بودن بهره مند هستیم (رومیان باب ۶ آیات ۱۴ و ۱۵). تحت فیض بودن ما را آزاد میکند و مسیح را قادر میسازد تا در وجود ما کار کند. این به ما آزادی خدمت به مسیح با تمام قلبان را میدهد، بدون ترس از محکوم شدن برای اشتباهاتی که در این روند انجام میدهیم. این آزادی حقیقی در انجیل میباشد که چیزی کاملاً متفاوت از اطاعت نکردن از شریعت است – چیزی که خیلیها از آن به عنوان «آزادی» در مسیح یاد میکنند. اما در عوض، نافرمانی از شریعت گناه است – و گناه چیزی جز آزادی میباشد (یوحنا باب ۸ آیة ۳۴).


رومیان باب ۸ آیات ۱ تا ۳ را بخوانید. معنی دیگر تحت محکومیت شریعت نبودن چیست؟ این حقیقت شگفتانگیز چگونه بر زندگی ما تأثیر میگذارد تا چگونه زندگی کنیم؟


در نتیجة بخشیده شدن از طریق مسیح، رابطة ما با شریعت اکنون متفاوت است. ما اینک فراخوانده شدهایم که به گونهای زندگی کنیم که مورد پسند خدا باشد (اول تسالونیکیان باب ۴ آیة ۱)؛ پولس از این مطلب به عنوان گام برداشتن در روح یاد میکند (غلاطیان باب ۵ آیة ۱۸). این بدین معنی نیست که احکام اصول اخلاق دیگر قابل اجرا نیست –مسئله هرگز این نبود. چگونه میتوانست چنین باشد، وقتی به وضوح دیدهایم که شریعت اخلاقی چیزی است که گناه را تعریف نموده و اینکه شریعت اخلاقی در قلوب ما نوشته شده است؟


در عوض، از آنجایی که شریعت رونوشت شخصیت خداست، ما با اطاعت از آن، در واقع شخصیت او را انعکاس میدهیم. اما بیشتر از آن، ما تنها یک مجموعه از قوانین را رعایت نمیکنیم، بلکه الگوی عیسی که آنچه شریعت هرگز نمیتواند را برای ما انجام میدهد، دنبال میکنیم: با تسلیم شدن در برابر اراده خدا، مسیح مطالبات احکام را تحقق بخشید. با طریقه او زندگی کردن به خدا اجازه میدهیم تا احکام را بر قلوب ما بنویسد. (عبرانیان باب ۸ آية ۱۰) و الزامات عدالت را ممکن میسازد که در ما تحقق یابند (رومیان باب ۸ آية ۴). یعنی، از طریق ارتباطمان با عیسی، قدرت خواهیم یافت تا از احکام اطاعت کنیم که قبلا هرگز چنین نکرده ایم.






تفکری فراتر: « از من در مورد شریعت در غلاطیان سؤال شده است. کدام شریعت دایهای است که ما را نزد مسیح میآورد؟ من پاسخ میدهم: هم احکام تشریفاتی و هم آئین اصول اخلاق ده فرمان.


«مسیح بنیان کل اقتصاد یهود بود. مرگ هابیل عاقبت انکار نقشه خدا توسط قائن در مدرسة فرمانبرداری برای رستگاری توسط خون عیسی مسیح بود که خون او نمادی از هدیه قربانی بود که به مسیح اشاره داشت. قائن از ریختن خون که نماد ریخته شدن خون مسیح برای جهان بود، سر باز زد. کل این آداب و مراسم توسط خدا طراحی شده بود و مسیح اساس و بنیاد کل این منظومه شد. این آغاز کار شریعت به عنوان دایه بود تا نمایندگان گناهکار بشر مسیح را بعنوان بنیاد کل اقتصاد یهود تحت توجه قرار دهند.


«تمام کسانی که در ارتباط با حرم مطهر یا قدس خدمت میکردند، مرتباً تعلیم میدیدند که مسیح بخاطر نسل بشر شفاعت میکند. این مراسم طراحی شده بود تا در هر قلب ، محبت به شریعت خدا را بوجود آورد، که شریعت ملکوت وی میباشد.» – الن جی. وایت، پیامهای منتخب از کتاب اول صفحه ٢٣٣.


Ellen G. White, Selected Messages, book 1, p. 233


«احکام ده فرمان نباید بیشتر از منظر نهی کنندگی آن مشاهده شود بلکه باید از دیدگاه رحمت مورد توجه قرار گیرد. مناهی آن تضمین کننده حتمی سعادت از طریق اطاعت است. از آنجایی که احکام در مسیح مورد قبول واقع شده است بدینسان شخصیت را پالایش نموده که بموجب آن بواسطه آن روح ازلی باعث حظ و خوشی ما میگردد. برای شخص مطیع، شریعت مانند دیوار محافظ میباشد.» – الن جی. وایت، پیامهای منتخب از کتاب اول صفحه ٢٣۵.


Ellen G. White, Selected Messages, book 1, p. 235




خلاصه: احکام بدین منظور عطا گردید تا گناهکاران نیاز خود به مسیح را درک کنند. احکام وشریعت به عنوان یک نگهبان، دستورالعملهایی دربارة خدا و محافظت در برابر شرارت ارائه میکند. اما مانند یک نظم دهنده، همچنین گناهکاری را مشخص میسازد و محکومیت را به همراه دارد. مسیح ما را از محکومیت شریعت آزاد میکند و شریعت خود را بر قلبهای ما مینویسد.


درس هشتم


۱۲ تا ۱۸ اوت


از بردگی تا میراث داری






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۳ آیه ۲۶ تا باب ۴ آیه ۲۰ ؛ رومیان باب ۶ آیات ۱ تا ۱۱ ؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ تا ۱۸ ، باب ۴ آیات ۱۴ و ۱۵ ؛ رومیان باب ۹ آیات ۴ و ۵.


آیه حفظی: «لهذا دیگر غلام نیستی بلکه پسر، و چون پسر هستی، وارث خدا نیز بوسیله مسیح» (غلاطیان باب ۴ آیه ۷).


پولس به غلاطیان میگوید که آنها نباید مانند بردگان زندگی و رفتار نمایند، بلکه به عنوان دختران و پسران خدا با تمام حقوق و امتیازاتی که برایشان وجود دارد، رفتار کنند – حقیقتی که مارتین لوتر جوان باید میشنید. از آنجایی که آگاهیاش از گناه عمیقتر میشد، مرد جوان بدنبال کار خود برای بدست آوردن بخشش و آرامش بود. او زندگی بسیار سخت و طاقت فرسایی را در پیش گرفت، با روزه، دعای شبانه و ریاضت کشی سعی در رام نمودن شرارتهای ذاتی خود را داشت که بموجب آن شیوه زندگی رهبانی هیچ تسکینی به همراه نداشت. او از هر گونه از خود گذشتگی بمنظور حصول خلوص قلب که او را قادر میساخت تا به تأیید نظر خدا برسد، کوتاهی نکرد. او بعدها گفت که راهبی مؤمن بود که از قوانین خود پیروی نمود اما هیچ آرامشی در آنها نیافت. او گفت: «اگر این امکان وجود داشت که یک راهب زاهد با رهبانیت و ریاضت کشی خود به ملکوت اعلی دست یابد، آنگاه مطمئناً باید شایستگی این موهبت نصیب من میشد.» با این حال، این روش سودی برای او حاصل نکرد.


تنها وقتی او بعدها شروع به درک حقیقت در باره رستگاری بواسطه مسیح نمود، همانطور که در غلاطیان آشکار شده است، شروع به کسب آزادی و امید روحانی برای خود نمود. در نتیجه، جهان ما با پژوهشهای او تغییر کرد و دیگر مانند گذشته نخواهد بود.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۹ اوت آماده شوید.




وضعیت ما در مسیح (غلاطیان باب ۳ آیات ۲۶ تا ۲۹)


با داشتن غلاطیان باب ۳ آیة ۲۵ در ذهن، غلاطیان باب ۳ آیة ۲۶ را بخوانید. این آیه چگونه به ما در درک ارتباطمان با شریعت ، حال که توسط عیسی نجات یافتهایم، کمک میکند؟


واژة زیرا در ابتدای آیة ۲۶ نشان میدهد که پولس رابطهای مستقیم میان این آیه و آیة پس از میبیند. به همان صورتی که پسر یک ارباب تا زمانی که صغیر بود، تحت نظارت یک آموزگار بود، پولس میگوید که کسانی که ایمان به مسیح را بپذیرند دیگر صغیر نیستند؛ رابطة آنها با شریعت تغییر کرده است زیرا آنها اکنون «پسران» بالغ خدا میباشند.


عبارت پسر مطمئناً تنها مربوط به ذکور نمی شود؛ پولس به وضوح اناث را نیز در این دسته قرار میدهد (غلاطیان باب ۳ آیة ۲۸). دلیلی که او از واژة پسران به جای فرزندان استفاده میکند این است که او ارث خانواده را در ذهن دارد که به زادگان مذکر میرسید به همراه این واقعیت که عبارت «پسران خدا» انتصاب ویژة اسرائیل در عهد قدیم بود (تثنیه باب ۱۴ آیة ۱، هوشع باب ۱۱ آیة ۱). غیریهودیان نیز اکنون در مسیح، از رابطه خاص با خدا که تنها منحصر به بنیاسرائیل بود، بهره میبرند.


چه چیزی در مورد تعمید وجود دارد که آن را به رویدادی بسیار مهم تبدیل میکند؟ غلاطیان باب ۳ آیات ۲۷ و ۲۸؛ رومیان باب ۶ آیات ۱ تا ۱۱ ؛ اول پطرس باب ۳ آیة ۲۱.


پولس با استفاده از واژة زیرا در آیة ۲۷ بار دیگر نشان میدهد که چقدر در برهان منطق استقرایی و گام به گام دقت نظر دارد. پولس تعمید را به عنوان یک تصمیم بسیار مهم برای متّحد ساختن زندگیمان با مسیح میبیند. او در باب ۶ کتاب رومیان، تعمید را به صورت نمادین به عنوان متّحد شدن ما با عیسی، هم در مرگ و هم در رستاخیز وی، توصیف میکند. پولس در غلاطیان استعارة دیگری را بکار میبرد: تعمید عمل در بر گرفتن یا پوشیدن ردای مسیح میباشد. اصطلاح پولس یادآور آیات فوقالعاده عهد قدیم هستند که از پوشیده شدن با عدالت و نجات صحبت میکنند (اشعیا باب ۶۱ آیة ۱۰، ایوب باب ۲۹ آیة ۱۴ را ببینید). «پولس تعمید را به عنوان لحظهای میبیند که مسیح مانند جامهای، ایماندار را میپوشاند. اگرچه پولس از آن واژه استفاده نمیکند، اما او عدالتی را توصیف میکند که به ایماندران اعطا شده است. » – فرانک جِی. ماتِرا، نگارشی در باب غلاطیان طبق مرجع زیر.


Frank J. Matera, Galatians (Collegeville, Minn.: The Liturgical Press, 1992), p. 145


تعمید مظهر اتّحاد ما با مسیح است بدین معنی که آنچه در باره مسیح صادق است در خصوص ما نیز صدق میکند. از آنجایی که مسیح از «ذریه و نسل » ابراهیم است، ایمانداران به عنوان «شریک ارث با مسیح» هستند (رومیان باب ۸ آیة ۱۷) ایمانداران همچنین همه وعده های عهد را که به ابراهیم و نسل او داده شد به ارث خواهند برد.






بنده اصول ابتدایی بودن


با مقایسه ای که در باره رابطه ما با خدا و فرزندان و میراث داران شد حال پولس با گنجاندن موضوع وراثت در غلاطیان ٤: ١-٣ به شرح و تفصیل این استعاره میپردازد. اصطلاحات پولس وضعیتی را تداعی میکند که بموجب آن صاحب یک ملک بزرگ فوت کرده و تمام دارایی خود را برای پسر ارشد خود به جا گذاشته است. اگرچه پسر او صغیر است. همانطور که این وضعیت اغلب برای وصیتنامههای امروزی نیز وجود دارد، وصیت پدر تصریح میکند که پسرش باید تحت نظارت قیم ها و مدیران باشد تا به بلوغ برسد. اگر چه او از عنوان صاحب ملک پدرش برخوردارمیباشد ولی به عنوان یک فرد صغیر، عملاکمی بیش از یک برده میباشد.


قیاس پولس شبیه به مُرشد یا لَلِه در غلاطیان باب ۳ آیة ۲۴ است، اما در این مورد، قدرت مباشرین و مدیران به مراتب برتر و مهمتر میباشد. آنها نه تنها مسئول تربیت پسر ارباب هستند، بلکه مسئول تمام فعالیتهای مالی و اداری نیز هستند تا زمانی که پسر به اندازه کافی بزرگ شود که بتواند وظایف خود را انجام بدهد.


غلاطیان باب ۴ آیات ۱ تا ۳ را بخوانید. با توجه به گفته پولس ،شریعت یا احکام در زندگی های ما ، حال که در مسیح هستیم چه نقش کمکی ایفا میکند؟


دقیقا آنچه پولس از عبارت «اصول ابتدایی» در (غلاطیان باب ۴ آیات ۳ و ۸) در ذهن دارد، مورد بحث میباشد. واژة یونانی stoicheia بطور تحت اللفظی به معنای «عناصر» میباشد. برخی از آن به عنوان توصیفی از عناصر اصلی که جهان را تشکیل میدهند، یاد کردهاند (دوم پطرس باب ۳ آیات ۱۰ و ۱۲) ؛ یا به عنوان قدرتهایی شیطانی که این عنصر شرارت را کنترل میکنند (کولسیان باب ۲ آیة ۱۵) ؛ یا اصول ابتدایی زندگی مذهبی، الفبای مذهب (عبرانیان باب ۵ آیة ۱۲). تأکید پولس بر وضعیت بشر به عنوان «صغیر» قبل از آمدن مسیح (غلاطیان باب ۴ آیات ۱ تا ۳) نشان میدهد که او در اینجا اشاره به اصول ابتدایی زندگی مذهبی دارد. اگر چنین است، پولس میگوید که دوران عهد قدیم با احکام و قربانیهایش، صرفاً انجیلی آغازین بود که اصول نجات را تعیین نمود. بنابراین، با وجود اهمیت و آموزشی بودن احکام تشریفاتی برای بنیاسرائیل، آنها تنها سپیده ای بودکه حاکی از طلوع خورشید بود. آن سپیده ها هرگز قرار نبود جای مسیح که خورشید عدالت است را بگیرند.


تنظیم نمودن زندگی بر پایة این قوانین به جای مسیح مانند میل باز گشتن به گذشته میباشد. برای غلاطیان بازگشت به آن اصول اولیه پس از اینکه مسیح آمده بود، مانند پسر بالغ در مقایسه پولس بود که میخواست بار دیگر به دوران صغیری خود بازگردد!






«خدا پسر خود را فرستاد» (غلاطیان باب ۴ آیة ۴)


«لیکن چون زمان به کمال رسید، خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد و زیر شریعت متولد» (غلاطیان باب ۴ آیة ۴).


انتخاب واژة کمال توسط پولس، نقش فعال خدا در به انجام رساندن هدفش در تاریخ بشر را نشان میدهد. عیسی در زمانی بطور اتفاقی نیامد؛ او در زمان دقیقی که به عنوان صلح رومیان (Pax Romana) شناخته میشود، آمد، دورهای دویست ساله از ثبات و آرامش نسبی در سرتاسر امپراتوری روم. فتح منطقة مدیترانه صلح به ارمغان آورد، زبانی مشترک، راههای مطلوب برای سفر و فرهنگ مشترکی که انتشار سریع انجیل را آسان مینمود. از دیدگاه و منظر کتاب مقدّسی، همچنین زمانی است که خدا برای آمدن مسیح موعود در نظر داشت (دانیال باب ۹ آیات ۲۴ تا ۲۷ را ببینید).


چرا مسیح باید برای نجات ما شکل انسانی به خود میگرفت؟ یوحنا باب ۱ آیة ۱۴؛ غلاطیان باب ۴ آیات ۴ و ۵ ؛ رومیان باب ۸ آیات ۳و ۴ ؛ دوم قرنتیان باب ۵ آیة ۲۱ ؛ فیلیپیان باب ۲ آیات ۵ تا ۸ ؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ تا ۱۸، باب ۴ آیات ۱۴ و ۱۵.


آیات ۴ و ۵ باب ۴ غلاطیان شامل یکی از مختصرترین روایات انجیل در کتاب مقدّس میباشد. آمدن عیسی به تاریخ بشریت اتفاقی نبود. «خدا پسر خود را فرستاد.» به عبارت دیگر، خدا در نجات ما پیشقدم شد.


در این آیات همچنین به باور اساسی مسیحی در الوهیت ابدی مسیح، اشاره شده است (یوحنا باب ۱ آیات ۱ تا ۳ و ۱۸ ؛ فیلیپیان باب ۲ آیات ۵ تا ۹ ؛ کولسیان باب ۱ آیات ۱۵ تا ۱۷). خدا یک پیک آسمانی را نفرستاد. او خود آمد.


اگر چه او فرزند ازلی خدا بود با اینحال عیسی از طریق یک زن مولود گشت. با وجود اینکه تولد از یک باکره در این جمله آمده است، اما بطور ویژه انسانیت حقیقی او را تایید میکند.


عبارت «متولد شده تحت شریعت» نه تنها به اصل یهودی عیسی اشاره دارد، بلکه همچنین شامل این حقیقت میشود که محکومیت ما را به دوش میکشد و مولود گردیده بود بخاطر اینکه برای گناهان ما بمیرد.


برای مسیح لازم بود که انسانیت ما را در بر گیرد زیرا ما نمیتوانستیم خود را نجات بدهیم. مسیح با متّحد کردن طبیعت الهی خود با طبیعت بشری سقوط کردة ما، از نظر قانونی واجد شرایط شد تا جایگزین، نجات دهنده و کاهن اعظم ما بشود. او به عنوان دومین آدم، آمد تا همة آنچه را که آدم نخستین بدلیل نافرمانیاش از دست داد، باز پسگیرد (رومیان باب ۵ آیات ۱۲ تا ۲۱). او با فرمانبرداریاش، کاملاً خواستههای شریعت را به جا آورد و از این رو، سقوط غمانگیز آدم را جبران نمود. و با مرگش بر روی صلیب، حکم شریعت بر او اجرا شد، که مستلزم مرگ گناهکار بود و بدین سبب محق گردید تا تمامی کسانی را که با ایمان درست نزد او آمده و خود را تسلیم کنند بازخرید نموده و از چنگال مرگ ابدی رهایی بخشد.




امتیاز فرزند خواندگی (غلاطیان باب ۴ آیات ۵ تا ۷)


پولس در غلاطیان باب ۴ آیات ۵ تا ۷، موضوع را بسط میدهد و تأکید میکند که مسیح اینک، «آنانی را که زیر شریعت باشند فدیه کرد» (آیات ۴ و ۵). واژة فدیه کردن به معنی «باز خریدن» میباشد. به قیمتی اشاره دارد که برای خریدن آزادی یک اسیر یا برده پرداخت میشد. همانطور که این مضمون اشاره میکند ، نجات و رهایی حاکی از یک پیشینه حزن آلود و غم افزاست: فردی نیازمند آزاد شدن است.


ولی از چه چیزی نیاز داریم تا آزاد بشویم؟ عهد جدید چهار مورد را در میان موارد دیگر ارائه میدهد: (۱) آزادی از اهریمن و نیرنگهایش (عبرانیان باب ۲ آیا ۱۴ و ۱۵) ، (۲) آزادی از مرگ (اول قرنتیان باب ۱۵ آیات ۵۶ و ۵۷) ، (۳) آزادی از نیروی گناه که طبیعتاً ما را به اسارت در میآورد (رومیان باب ۶ آیة ۲۲) و (۴) آزادی از محکومیت شریعت (رومیان باب ۳ آیات ۱۹ تا ۲۴، غلاطیان باب ۳ آیة ۱۳، باب ۴ آیة ۵).


مسیح از طریق نجاتی که در او داریم، چه هدف مثبتی را برای ما کسب نموده است؟ غلاطیان باب ۴ آیات ۵ تا ۷ ؛ افسسیان باب ۱ آیة ۵ ؛ رومیان باب ۸ آیات ۱۵، ۱۶ و ۲۳ ، باب ۹ آیات ۴ و ۵.


ما اغلب از آنچه مسیح برای ما انجام داده است با عنوان «نجات» نام می بریم. اگرچه این واژه درست است، اما به اندازة واژة منحصر بفرد استفاده شده توسط پولس، فرزندخواندگی (huiothesia)، پویا و توصیفی نمیباشد. اگرچه پولس تنها نویسندة عهد جدید است که از این واژه استفاده میکند لیکن فرزند خواندگی یک روند قاتونی در جهان یونانی –رومی تلقی میشد. چندین امپراتور روم در زمان زندگی پولس از فرزندخواندگی برای انتخاب جانشین خود استفاده میکردند خصوصا وقتی که هیچ وارث قانونی نداشتند. فرزندخواندگی چندین امتیاز را تضمین می نمود: «(۱) پسرخوانده، پسر واقعی تلقی میشد... (۲) پدرخوانده توافق میکند که فرزند را به درستی تربیت نماید و نیازهای خوراکی و پوشاکی وی را تأمین کند. (۳) پدرخوانده نمیتواند پسرخواندة خود را انکار نماید. (۴) فرزند نمیتواند به سطح یک برده تنزّل یابد. (۵) والدین حقیقی فرزند هیچ حقی برای باز پس گرفتن وی نخواهند داشت. (۶) فرزندخواندگی حق به ارث بردن را شامل میشود.» دِرِک آر. مور، برگرفته شده از مرجع زیر.


Derek R. Moore-Crispin, »Galatians 4:1–9: The Use and Abuse of Parallels,« The Evangelical Quarterly, vol. LXI/No. 3 (1989), p. 216


اگر این حقوق در سطح دنیوی تضمین شدهاند، تصور کنید امتیازاتی که ما از فرزندخواندة خدا بودن داریم، تا چه میزان بزرگتر هستند.






چرا بازگشتن به بردگی؟ (غلاطیان باب ۴ آیات ۸ تا ۲۰)


غلاطیان باب ۴ آیات ۸ تا ۲۰ را بخوانید. آنچه پولس در آنجا میگوید را در زیر خلاصهوار بنویسید. او تعالیم دروغین در میان غلاطیان را تا چه حد جدی میداند؟


پولس ماهیت دقیق شیوههای مذهبی غلاطیان را توضیح نمیدهد، اما مطمئناً نظام نادرست عبادت که باعث اسارت روحانی شد را در ذهن دارد. در واقع، او آن را بسیار خطرناک و مخرب تلقی نمود که چنین نامة پر شوری مینویسد، و به غلاطیان هشدار میدهد که آنچه انجام میدادند همانند روی برگرداندن از پسرخواندگی به بردگی بود.


اگر چه پولس به جزئیات نپرداخت، میگوید که غلاطیان چه کاری انجام میدادند که بسیار قابل اعتراض میدید؟ غلاطیان باب ۴ آیات ۹ تا ۱۱.


بسیاری اشاره پولس به «روزها و ماهها و فصلها و سالها» (غلاطیان باب ۴ آیة ۱۰) را به عنوان اعتراض نه تنها به احکام تشریفاتی بلکه به روز سبت نیز تعبیر کردهاند. اگرچه چنین تعبیری فراتر از شواهد میرود. برای شروع، اگر پولس واقعاً میخواست روز سبت و سایر شیوههای خاص یهودی را جدا سازد. روشن است که میتوانست به راحتی آنها را با نام تشخیص بدهد. دوم، پولس به وضوح میگوید که کاری که غلاطیان انجام میدهند باعث شده است که آنها از آزادی در مسیح به اسارت بروند. «اگر نگه داشتن روز هفتم، سبت، انسان را در معرض اسارت قرار میدهد، پس خالق وقتی نخستین سبت جهان را نگه داشت، باید وارد اسارت شده باشد!» کتاب مقدس تفسسیری ادونتیستهای روز هفتم جلد ششم صفحه ۹۶۷ .


The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 967


همچنین، چرا عیسی علاوه بر نگه داشتن روز سبت، به دیگران نیز چگونگی نگه داشتن آن را آموخت، اگر رعایت کنندگان سبت بطور مقتضی به گونهای مردم را از آزادی که در او داشتند، محروم میکرد؟ (مرقس باب ۲ آیات ۲۷ و ۲۸، لوقا باب ۱۳ آیات ۱۰ تا ۱۶ را ببینید.)






تفکری فراتر: «در همایش ملکوت، چنین مقرر شد که بشر اگرچه متجاوز بود، نباید در نافرمانی نابود بشود، بلکه از طریق ایمان به مسیح به عنوان جایگزین و شفاعت، توسط خدا مقرر شود که به عنوان فرزندان عیسی مسیح به حسب اراده مقبول وی به فرزندخواندگی پذیرفته شوند. خداوند چنین اراده نموده است که همه انسانها نجات یابند؛ زیرا تدارکات فراوانی دیده شده است، که با فدیه تنها پسرش، بهای گناه بشر پرداخت بشود. کسانی که هلاک خواهند شد، به این دلیل خواهد بود که از اینکه از طریق عیسی مسیح توسط خدا به فرزندی پذیرفته شوند، سر باز می زنند. غرور انسان مانع این میشود که او شروط نجات را بپذیرد. اما بشر شایستگی ندارد تا نزد خدا پذیرفته و مقبول گردد. آنچه که انسان را نزد خدا مقبول و پسندیده میکند، اعطای فیض مسیح بواسطه ایمان به نام اوست. اعمال و کردار ما هیچ گونه باعث دلگرمی نمیشود که شایسته ملکوت گردیم و نه احساس وجد و نشئه روحانی شاهدی خواهد بود که انسانها برگزیده خدا هستند چرا که برگزیدگان بواسطه مسیح برگزیده شده اند.» – الن جی. وایت، برگزیده شده در مسیح از مجله نشانه های زمان بتاریخ دوم ژانویه ١۸۹۳.


Ellen G. White, »Chosen in Christ,« Signs of the Times, January 2, 1893




خلاصه: ما در مسیح در خانوادة خدا به فرزندخواندگی پذیرفته شدهایم. به عنوان فرزندان خدا، ما به تمام حقوق و امتیازاتی چنین رابطه خانوادگی دسترسی داریم. مرتبط بودن با خدا تنها بر پایة قوانین و احکام احمقانه خواهد بود. مانند پسری خواهد بود که از خواستن موقعیت و میراثش سر باز زند تا یک برده شود.




۱۹ تا ۲۵ اوت


استدعا و فراخوان روحانی پولس


بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۴ آیات ۱۲ تا ۲۰ ؛ اول قرنتیان باب ۱۱ آیه ۱؛ فیلیپیان باب ۳ آیه ۱۷؛ اول قرنتیان باب ۹ آیات ۱۹ تا ۲۳ ؛ دوم قرنتیان باب ۴ آیات ۷ تا ۱۲.


آیه حفظی: «ای برادران، از شما استدعا دارم که مثل من بشوید، چنانکه من هم مثل شما شدهام. به من هیچ ظلم نکردید» (غلاطیان باب ۴ آیه ۱۲).


همانطور که تا کنون دیدهایم، پولس بطور تلویحی برای غلاطیان قلم نمیزند و رُک سخن میگوید. اگرچه در واقع زبان تند وی انعکاس دهنده شور و علاقه قلبی بخاطر سلامت روحانی کلیسایی بود که خود بر پا نموده بود. در کنار مسائل وابسته به علوم الهی بسیار مهمی که پولس با آنها سر و کار داشت، نامه به غلاطیان در مفهومی گسترده نیز، نشان میدهد که اصول تعالیم صحیح تا چه میزان مهم میباشد. اگر باورهای ما از اهمیت چندانی برخوردار نبودند، اگر اصلاحات تعلیمی اصلاً چنان مهم نبود، پس چرا پولس می بایست تا آن حد در نامهاش پر حرارت و قاطع باشد؟ مطمئناً حقیقت این است که آنچه باور داریم و آنچه عمل میکنیم ، بویژه در مسئله جامع انجیل بسیار مهم است.


در غلاطیان باب ۴ آیات ۱۲ تا ۲۰، پولس به سخنانش ادامه میدهد، اگرچه، رویکرد خود را اندکی تغییر میدهد. پولس برای متقاعد ساختن غلاطیان نسبت به اشتباهاتشان، استدلالهای دقیق و الهیاتی پیچیده ای ارائه میدهد، و اکنون درخواست او هم شخصی و هم تقاضایی است که یک شبان و مرشد از کلیسا بعمل می آورد. بر خلاف معلمان دروغین که هیچ علایق حقیقی به غلاطیان نداشتند، پولس نگرانی، امید و محبت واقعی یک شبان خوب را برای گلّة متمردش ارائه میدهد. او فقط الهیات را اصلاح نمیکرد؛ او در پی خدمت به کسانی بود که آنان دوست میداشت.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۶ اوت آماده شوید.




قلب پولس


غلاطیان باب ۴ آیات ۱۲ تا ۲۰ را بخوانید. حقیقت پیام پولس در این آیات چیست؟


نشانة اولیه از نگرانی که بر قلب پولس سنگینی میکند، تقاضای شخصی او در آیة ۱۲ می باشد. این درخواست بلافاصله پس از اصرار پولس بر اینکه غلاطیان «مانند او بشوند» ، ادامه مییابد. متاسفانه برجستگی و اهمیت واژة لابه یا التماس در برخی از ترجمهها منتقل نشده است. واژه یونانی آن deomai میباشد. اگر چه میتوان آن را به صورت «ابرام و اصرار» یا «لابه و التماس» ترجمه کرد، اما واژة یونانی آن حسی قویتر از عجز و نومیدی بهمراه دارد که به آن مرتبط است (دوم قرنتیان باب ۵ آیة ۲۰، باب ۸ آیة ۴ و باب ۱۰ آیة ۲ را ببینید). پولس در واقع میگوید، «من به شما التماس میکنم!»


نگرانی پولس در واقع در مورد فرضیه های الهیاتی و نقطهنظرات اصول تعالیم نبود. قلب او با زندگی کسانی که از طریق خدمت او نزد مسیح آمده بودند، پیوند داشت. او خود را بیش از یک دوست میدید؛ او پدر روحانی ایشان بود و آنها فرزندان وی بودند. اما حتی بیش از آن، پولس نگرانیهای خود برای غلاطیان را به نگرانی و اضطرابی که یک مادر در هنگام زایمان دارد، تشبیه میکند (غلاطیان باب ۴ آية ۱۹). پولس در زمان برپایی کلیسا فکر میکرد «کار» قبلی او برای «نجات» آنها کافی بود. اما اکنون که جماعت کلیسای غلاطیه از حقیقت منحرف شده بودند، پولس آن دردهای زایمان را بار دیگر برای اطمینان از نیک بختی آنها تجربه میکرد.


پولس برای غلاطیان چه هدفی در ذهن داشت؟ او انتظار داشت که از تمام زحماتش به جای ایشان، چه نتیجهای بگیرد؟ غلاطیان باب ۴ آیة ۱۹.


پولس که در ابتدا غلاطیان را به این صورت که در رحم مادر شکل گرفته بودند، توصیف نمود، اکنون از آنها گویی که خود مادرانی باردار هستند، سخن میگوید. واژة ترجمه شده به صورت «شکل گیری» ترجمه شده است، از نظر پزشکی برای اشاره به رشد جنین استفاده میشد. پولس از طریق این استعاره، مفهوم از مسیحی بودن را هم از نظر فردی و هم از نظر جمعی توصیف میکند. پیرو مسیح بودن چیزی بیش از اقرار به ایمان میباشد که شامل یک دگرگونی بنیادی برای شبیه شدن به مسیح است. پولس «در پی چند تغییر جزئی در غلاطیان نبود، بلکه بدنبال تحوّلی بود که وقتی آنها را میبیند گوئی که مسیح را دیده است.» – لئون موریس، نگارشی در باب غلاطیان که از مرجع زیر اقتباس شده است.


Leon Morris, Galatians (Downers Grove, Ill.: InterVarsity Press, 1996), p. 142






چالش در پیش رو


اول قرنتیان باب ۱۱ آیة ۱ ؛ فیلیپیان باب ۳ آیة ۱۷ ؛ دوم تسالونیکیان باب ۳ آیات ۷ تا ۹ و اعمال رسولان باب ۲۶ آیات ۲۸ و ۲۹ را بخوانید. پولس در آنجا چه چیزی میگوید که در غلاطیان باب ۴ آیة ۱۲ منعکس شده است؟ ما باید چگونه منظور او را متوجه بشویم؟


پولس چندین بار در نامههایش، مسیحیان را به تقلید از رفتار خود تشویق میکند. پولس در هر موقعیتی، خود را به عنوان الگوی معتبر که ایمانداران باید از آن پیروی کنند، ارائه میدهد. در دوم تسالونیکیان باب ۳ آیات ۷ تا ۹، پولس خود را به عنوان یک نمونه از آنگونه که ایمانداران اهل تسالونیکی میبایست کار کنند تا مخارج زندگی خود را بدست آورند و بارشان بر دوش دیگران نباشند، عرضه میدارد. پولس در اول قرنتیان باب ۱۱ آیة ۱، اهالی کلیسای قرنتس را فرا میخواندکه در اولویت قرار دادن رفاه دیگران را از او تقلید کنند. نگرانی پولس در مورد غلاطیان تا حدودی متفاوت به نظر میرسد.


در غلاطیان باب ۴ آية ۱۲، پولس از غلاطیان نمیخواهد از وی تقلید کنند؛ در عوض، او درخواست میکند که آنها همانگونه که او هست، «بشوند» – او دربارة تبدیل شدن سخن میگوید و نه تقلید کردن. چرا؟ مشکل در غلاطیه مانند کلیسای قرنتس، رفتاری غیر اخلاقی یا نحوة زندگی کفرآمیز نبود. مشکل در غلاطیه ریشه در اساس مسیحیت داشت. بیشتر در مورد «بودن» بود تا «تقلید و رفتار». پولس نمیگفت که مانند من رفتار کنید، بلکه آنگونه که من هستم، باشید. اصطلاح دقیق در غلاطیان باب ۴ آیة ۱۲ در درخواست پولس از هیرودیس اغریپاس دوم در اعمال رسولان باب ۲۶ آیة ۲۹ پدیدار میشود، جایی که او مینویسد، «دیر یا زود از خدا میخواهم که نه فقط شما بلکه تمام کسانی که در اینجا حاضرند مانند من مسیحی بشوند اما نه مسیحی زندانی!» (تأکید واقع شده). به عبارت دیگر، پولس به تجربة خود به عنوان یک فرد مسیحی اشاره میکند، پایه و اساسی که تنها بر مسیح استوار است، ایمانی که فقط به آنچه مسیح برای ما انجام داده است و نه اعمال شریعت اعتماد دارد. غلاطیان به جای هویتشان در مسیح، برای رفتار یا کردارشان ارزش بیشتری قائل بودند.


اگرچه پولس به طور خاص نمی گوید که می خواهد غلاطیان چگونه مانند وی بشوند، در شرایط محیطی آن موقعیت در غلاطیه نشان میدهد که این یک بیان کلی نبود که تمام جنبهها و جزئیات زندگیاش را پوشش دهد. از آنجایی که نگرانی پولس از (تمرکز شریعت بر دین) در کلیسای غلاطیه بود ، مع الوصف بطور حتم پولس محبت، خوشی، آزادی و اطمینان از نجات شگفت انگیزی را که در عیسی مسیح یافته بود در خاطر داشت. در پرتو فضیلت شناخت خداوند عیسی مسیح، پولس آموخته بود که هر چیز دیگری را بیارزش تلقی کند (فیلیپیان باب ۳ آیات ۵ تا ۹) – و مشتاق بود که غلاطیان نیز چنین چیزی را تجربه کنند.






من همانند شما شدهام


اول قرنتیان باب ۹ آیات ۱۹ تا ۲۳ را بخوانید. پولس در این آیات چه چیزی میگوید که میتواند به درک بهتر ما از منظورش در قسمت بعدی غلاطیان باب ۴ آیة ۱۲، کمک کند؟ (اعمال رسولان باب ۱۷ آیات ۱۶ تا ۳۴ ، اول قرنتیان باب ۸ آیات ۸ تا۱۳ و غلاطیان باب ۲ آیات ۱۱ تا ۱۴ را نیز ببینید.)


غلاطیان باب ۴ آیة ۱۲ ممکن است کمی گیج کننده به نظر برسد. چرا غلاطیان باید مانند پولس بشوند، اگر او پیش از آن شبیه به ایشان شده بود؟


همانطور که در مطالعة دیروز دیدیم، پولس میخواست که آنها در ایمان و اطمینان کاملش در مسیح برای نجات مانند او بشوند. نظر او دربارة مانند آنها شدن، یادآوری از این نکته بود که او با وجود یهودی بودن، به یک غیر یهودی «بدون شریعت» تبدیل شده بود تا بتواند در میان غیر یهودیان انجیل را بشارت بدهد. در واقع، بر طبق اول قرنتیان باب ۹ آیات ۱۹ تا ۲۳، اگرچه انجیل یکسان ماند، اما روش پولس با توجه به مردمی که بشارت میداد، تغییر میکرد.


«پولس پیشگام آنچیزی است که امروزه از آن بعنوان «انطباق مفاهیم با شرایط زمانی و محیطی» یا «تطبیق یا به روز کردن بافت اجتماعی قدیم با جدید» یاد میکنیم. یعنی ضرورت ارائه انجیل به سبک و سیاقی که مجموعه مفاهیم شرایط محیطی مردم را با کسانی که مورد خطاب قرار گرفته اند در ارتباط بگذارد– تیموتی جورج، در باب غلاطیان که از مرجع زیر اقتباس شده است.


Timothy George, The New American Commentary: Galatians (Nashville, Tenn.:Broadman & Holman Publishers, 1994), p. 321


نظریات شخصی پولس در اول قرنتیان باب ۹ آیة ۲۱ نشان میدهد که او باور داشت که محدودیتهایی وجود داشت مبنی بر اینکه فرد تا چه حد میتواند در به روز کردن یا تطبیق دادن انجیل با شرایط جدید به پیش برود. برای مثال، او اشاره میکند که اگر چه افراد آزاد هستند که روشهای گوناگونی را برای بشارت دادن به یهودیان و غیر یهودیان اتخاذ کنند ولی این آزادی شامل حقِ داشتنِ زندگیِ بدونِ احکام نمیگردد، زیرا مسیحیان تحت «شریعت و احکام مسیح» هستند.


اگرچه انطباق مفاهیم با شرایط زمانی و محیطی همیشه آسان نیست، «تا آنجایی که قادر باشیم تا قلب انجیل را از پیله فرهنگی آن جدا سازیم ، به روز کردن و انطباق پیام مسیح بدون لطمه زدن به محتوا و مفاد اصلی آن ، ما نیز باید از مقلدان پولس بشویم.» – تیموتی جورج، در باب غلاطیان که از مرجع زیر اقتباش شده است.


Timothy George, Galatians, pp. 321, 322






آنزمان و ایام ما


رابطة پولس با ایمانداران غلاطیه همیشه به اندازة زمان کنونی دشوار و سرد نبوده است. در واقع، وقتی که پولس بر زمانی که برای بار اول انجیل را در غلاطیه موعظه کرد تاکید گذارد او با عباراتی درخشان و پر احساس گفت که آنها چقدر با او با خوشروئی رفتار کرده اند. بعد چه اتفاقی افتاد؟


چه اتفاقی به نظر میرسد که پولس را به موعظة انجیل در غلاطیه رهنمود کرده باشد؟ غلاطیان باب ۴ آیة ۱۳.


ظاهراً این قصد ابتدایی پولس نبوده است که انجیل را در غلاطیه موعظه کند. با این وجود در زمان سفرش به نوعی بیماری مبتلا شد که او را وادار نمود تا مدتی بیشتر از آنچه انتظارش را داشت در غلاطیه بماند و یا برای بهبودش به غلاطیه سفر کند. رمز و راز در ماهیت دقیق بیماری پولس بود. برخی گفتهاند که به مالاریا دچار شده بود؛ بعضی دیگر (بر اساس اشارة پولس به تمایل غلاطیان به بیرون آوردن چشمانشان و دادن آنها به وی) گفتهاند که احتمالاً نوعی بیماری چشمی بوده است. بیماری او همچنین ممکن است به «خاری در بدن» که او در دوم قرنتیان دوم باب ۱۲ آیات ۷ تا ۹ به آن اشاره میکند، ارتباط داشته است.


هر چه که پولس از آن رنج میکشید، او به ما میگوید که چنان ناخوشایند بود که به یک آزمایش برای غلاطیان تبدیل شد. در جهانی که بیماری اغلب نمادی از نارضایتی الهی بود (یوحنا باب ۹ آیات ۱ و ۲، لوقا باب ۱۳ آیات ۱ تا ۴)، بیماری پولس میتوانست به راحتی بهانهای برای غلاطیان بوجود آورد که او و پیام وی را انکار نمایند. اما آنها از صمیم قلب از پولس استقبال نمودند. چرا؟ زیرا قلبهای ایشان از موعظة صلیب (غلاطیان باب ۳ آیة ۱) و اعتقاد به روحالقدس گرم شده بود. آنها اینک چه دلیل دیگری برای تغییر رویکردشان میتوانستند ارائه کنند؟


دلیل خدا برای روا دانستن رنج کشیدن پولس چه میتوانست باشد؟ پولس چگونه میتوانست به دیگران خدمت کند، وقتی با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکرد؟ رومیان باب ۸ آیة ۲۸؛ دوم قرنتیان باب ۴ آيات ۷ تا ۱۲، باب ۱۲ آیات ۷ تا ۱۰.


بیماری پولس هر چه که بود، بدون شک جدی بود و میتوانست به راحتی بهانهای برای مقصر خواندن خدا برای مشکلاتش و یا دست کشیدن از موعظة انجیل به او بدهد. پولس هیچکدام از این دو کار را انجام نداد. او به جای اینکه اجازه دهد موقعیتش او را از پا در آورد، از آن به عنوان فرصتی برای تکیة بیشتر بر فیض خدا استفاده نمود. «خدا بارها از سختیهای زندگی همچون بیماری، فقر، حتی بلایای طبیعی و مصیبتهای غیرقابل توضیح – به عنوان فرصتی برای نشان دادن رحمت و فیض خود و وسیلهای برای پیشبرد انجیل استفاده کرده است.» – تیموتی جورج، در باب غلاطیان که از مرجع زیر استفاده شده است.


Timothy George, Galatians, pp. 323, 324






سخن گفتن از حقیقت


غلاطیان باب ۴ آیة ۱۶ را بخوانید. پولس به چه نکات قدرتمندی در اینجا اشاره میکند؟ به چه روشهایی ممکن است خود شما چیز مشابهی را تجربه کرده باشید؟ (یوحنا باب ۳ آیة ۱۹ ؛ متی باب ۲۶ آیات ۶۴ و ۶۵ ؛ ارمیا باب ۳۶ آيات ۱۷تا ۲۳ را نیز ببینید.)


اصطلاح « حقیقت را گفتن» اغلب از مفهوم و توارد ذهنی منفی برخوردار است، بویژه در زمان و عصر ما، وقتی که میتواند به عنوان ترفندی رک وصریح، بدون مانع و محدودیت و بدون ترحم نسبت به خصم در گفتن حقایق به دیگران، بدون در نظر گرفتن میزان ناخوشایندی یا نا مطلوبی آنها، دیده شود. اگر برای نظریات پولس در غلاطیان باب ۴ آیات ۱۲ تا ۲۰ و برخی دیگر از نظریاتش در بخشهای دیگر نامهاش نبود (غلاطیان باب ۶ آیات ۹ و ۱۰ را ببینید)، امکان داشت برای فردی سوء برداشت ایجاد کند که علاقة پولس به حقیقت انجیل، نسبت به هر نوع ابراز محبت برتری داشت. با این حال، همانطور که دیدهایم، با وجود اینکه پولس دغدغة «دانستن حقیقت انجیل» توسط غلاطیان را داشت (غلاطیان باب ۲ آیات ۵ و ۱۴ را ببینید)، این نگرانی بدلیل علاقهاش به آنها بوجود آمد. چه کسی هست که شخصاً دردناک بودن ملامت کردن یا بیپرده گفتن حقایق به خود را که – به هر دلیلی مایل به شنیدن آن نیست –تجربه نکرده باشد؟ ما این کار را بدلیل توجهمان به آن فرد انجام میدهیم و نه به این دلیل که میخواهیم به او آسیب برسانیم، اگر چه زمانهایی تأثیر آنی سخنان ما آسیب و یا حتی عصبانیت و خشم علیه ما میباشد. ما به هر حال این کار را انجام میدهیم، زیرا میدانیم این چیزی است که آن فرد نیاز دارد بشنود ، مهم نیست که تا چه حد خواهان انجام آن نمیباشد.


در غلاطیان باب ۴ آیات ۱۷ تا ۲۰، پولس چه چیزی دربارة کسانی که مخالف با آنهاست، میگوید؟ علاوه بر نقد بینش دینی غلط آنان ، او چه چیز دیگری را به چالش میکشد؟


در مقایسه با صراحتی که پولس در ارائه انجیل خود داشت ، ممکن است خشم غلاطیان برانگیخته شده باشد. مخالفان وی فعالانه با چرب زبانی و تملق در صدد جلب رضایت کلیسای اهالی غلاطیه بودند که این کار نه از روی مهر و محبت بلکه از روی انگیزه ها و نیات خود خواهانه ای بود که در فکر داشتند. دقیقا روشن نیست که منظور پولس از بیان اینکه مخالفان میخواهند (در را بروی شما ببندند) چیست گرچه این مطلب شاید اشاره به تلاشی برای بستن در بروی امتیازات انجیل بود زیرا به نظر معلمین دروغین مردم ابتدا باید ختنه میشدند تا از امتیاز نجات برخوردار شوند.






تفکری فراتر: «در کلیساهای غلاطیه، خطای بی پرده جایگزین پیام انجیل میشد. مسیح ، آن بنیان حقیقی ایمان که آئین ها و مراسم تشریفاتی یهود را منسوخ کرده بود، عملاً کنار گذاشته شد. پولس رسول دید که اگر ایمانداران در غلاطیه از خطرات تأثیراتی که آنها را تهدید میکردند، نجات مییافتند، قاطعترین اقدامات باید انجام میشد و شدیدترین هشدارها باید داده میشد.


«یک درس مهم برای تمام خدمتگزاران مسیح این است که کار خود را با شرایط کسانی که او در پی منفعت رساندن به ایشان است، تطبیق دهند. عطوفت، صبر، تصمیمگیری و ثبات به یک میزان الزامی هستند؛ اما اینها باید با تشخیصی صحیح مورد استفاده قرار بگیرند. برای روبرو شدن باگروهها با سطح فکری مختلف، تحت شرایط و موقعیتهای گوناگون، حکمت و داوری روشن و مقدّس برای کار از طریق روح خدا الزامی میباشد.


«پولس به کسانی که یکبار در زندگیشان با قدرت خدا آشنا شده بودند، التماس نمود که به علاقه پیشین خود نسبت به حقیقت انجیل باز گردند. او با استدلالهای بیپاسخ، امتیاز آزاد بودن مردان و زنان در مسیح– کسی که از طریق فیض کفاره وی، تمام کسانی که کاملاً تسلیم بشوند، ردای عدالت وی را به تن خواهند کرد را در مقابل ایشان قرار میدهد. او این موضع را در پیش میگیرد که هر انسانی که میخواهد نجات داده شود باید تجربه شخصی واقعی در کارهای خدایی داشته باشد.


«سخنان مشتاقانه و عاجزانه رسول بی ثمر بودند. روحالقدس از نیرویی عظیم بوجود آمد و بسیاری که با گام نهادن در مسیرهای عجیب، سرگردان شده بودند، به ایمان پیشین خود از انجیل باز گشتند. از این پس، آنها در آزادی که مسیح برایشان به ارمغان آورده بود، ثابت قدم بودند.» – الن جی. وایت، اعمال رسولان صفحات ٣٨۵ و ٣٨۶ و ٣۸۸ .


Ellen G. White, The Acts of the Apostles, pp. 385, 386, 388




خلاصه: پولس که چندین استدلال کلامی پیچیده و دقیق آورده بود، اکنون درخواستی شخصیتر و احساسیتر از غلاطیان دارد. او از آنها عاجزانه تقاضا میکند که به اندرز او گوش فرا دهند، رابطة مثبتی که زمانی داشتند و محبت حقیقی و نگرانی که او به عنوان پدر روحانی نسبت به ایشان دارد را برایشان یادآوری میکند.


درس دهم


۲۶ اوت تا ۱ سپتامبر


دو عهد






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۳۱ ؛ پیدایش باب ۱ آیه ۲۸ ، باب ۲ آیات ۲ و ۳ ، باب ۳ آیه ۱۵، باب ۱۵ آیات ۱ تا ۶ ؛ خروج باب ۶ آیات ۲ تا ۸ ، باب ۱۹ آیات ۳ تا ۶ .


آیه حفظی: «لیکن اورشلیم بالا آزاد است که مادر جمیع ما میباشد» ترجمه تفسیری: اما مادر ما و وطن ما اورشلیم آسمانی است که کنیز و بنده شریعت نیست. (غلاطیان باب ۴ آیه ۲۶).


مسیحیانی که اقتدار و اعتبار عهد قدیم را رد می کنند، اغلب ارزانی شدن احکام بر کوه سینا را با انجیل در تناقض می بینند. آنها چنین نتیجه می گیرند که عهدی که بر کوه سینا داده شد، معرف شرایط و وضعیتی خاص و استثنایی در دوره ای از تاریخ بشر است که رستگاری بر اساس اطاعت از احکام بود. اما از آن جایی که مردم در بر آورده ساختن مطالبات احکام قصور ورزیدند آنگاه خدا ( آنگونه که آنها می گویند) عهدی جدید را آغاز نمود، عهد فیض از طریق شایستگی عیسی مسیح. پس این درک آنها از دو عهد می باشد: عهد قدیم بر پایه شریعت و احکام و عهد جدید بر پایه فیض.


هر قدر هم که این دیدگاه متداول باشد، با این حال دیدگاهی اشتباه است. نجات هرگز از طریق اطاعت از احکام نبود؛ آیین یهود بر طبق آموزه های کتاب مقدس، از ابتدا همواره دین فیض بوده است. پولس در غلاطیه با قانونگرایی یا (ایده پیروی سفت و سخت از احکام بمنظور حصول رستگاری) مواجه شده بود که نه تنها انحراف از مسیحیت بلکه از خود عهد قدیم بود. دو عهد، موضوع و مسئله مربوط به زمان نیستند؛ در عوض انعکاس دیدگاه و رویکرد بشری می باشند. آنها دو روش متفاوت از تلاش برای ارتباط با خدا را ارائه می دهند، روش هایی که به قائن و هابیل باز می گردند. عهد قدیم نشان دهنده کسانی است که مانند قائن به اشتباه بر فرمانبرداری خود به عنوان وسیله ای برای خشنود ساختن خدا تکیه و اصرار میورزد؛ در مقابل، عهد جدید نشان دهنده تجربه کسانی است که مانند هابیل، برای انجام تمام چیزهایی که خدا وعده داده است کاملا بر فیض او تکیه می کنند.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲ سپتامبر آماده شوید.




مبانی عهد


بسیاری برداشت پولس از تاریخ اسرائیل در غلاطیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۳۱ را به عنوان دشوارترین بخش از نامه اش در نظر می گیرند زیرا که مبحثی بسیار پیچیده بوده که نیازمند به داشتن دانشی گسترده از اشخاص عهد عتیق و وقایع میباشد. نخستین گام در درک این بخش، داشتن درکی ابتدایی از مفاهیم عهد قدیم است که در کانون بحث پولس قرار دارد: مفهوم عهد.


واژه عبری ترجمه شده«عهد»، ברית (berit) می باشد. این واژه تقریباً سیصد بار در عهد قدیم بکار برده شده است و اشاره به قرارداد، توافق یا معاهده ای الزام آور می باشد. عهد و پیمانها برای هزاران سال نقشی اساسی در تعیین رابطه میان مردم و ملت های سراسر خاور نزدیک ایفا نمودند. عهدها اغلب شامل ذبح حیوانات به عنوان بخشی از روند ایجاد یک عهد و میثاق بودند. کشتن حیوانات نمادی از این مفهوم بود که اگر یک طرف از وعده ها و الزامات خود قصور کند چه اتفاقی خواهد افتاد.


«از زمان آدم تا عیسی، خدا بوسیله مجموعه ای از وعده های عهد با مرکزیت ظهور نجات دهنده که بموجب آن در )عهد داودی( به اوج رسیده بود سر و کار داشت (پیدایش باب ۱۲ آیات ۲ و ۳ ؛ دوم سموئیل باب ۷ آیات ۱۲ تا ۱۷ ؛ اشعیا باب ۱۱). خدا به قوم بنی اسرائیل که در بابل اسیر بودند، عهد جدید دلنشین (ارمیا باب ۳۱ آیات ۳۱ تا ۳۴) در رابطه با آمدن مسیح از نسل داود را وعده داد (حزقیال باب ۳۶ آیات ۲۶ تا ۲۸، باب ۳۷ آیات ۲۲ تا ۲۸).» – هانس کِی. لِراندِل ، در باب خالق نجات دهنده ما که از مرجع زیر اقتباس گردیده است.


Hans K. LaRondelle, Our Creator Redeemer (Berrien Springs, Mich.: Andrews University Press, 2005), p. 4


مبنای عهد اولیه خدا با آدم در باغ عدن پیش از گناه چه بود؟ پیدایش باب ۱ آیه ۲۸ ، باب ۲ آیات ۲ و ۳ و ۱۵ تا ۱۷.


در حالی که ازدواج، کار جسمی و سبت بخشی از مفاد کلی تشکیل عهد بودند، نکته اصلی آن فرمان خدا در نخوردن میوه ممنوعه بود. ماهیت اصلی عهد، «اطاعت کنید و آنگاه زندگی کنید» بود! با طبیعتی که در هماهنگی با خدا خلق شده بود، و در کمال و بی عیبی بود این خواسته زیادی از آنها نبود؛ با این حال آدم و حوا تصمیم به انجام کاری غیرطبیعی گرفتند، و در آن عمل، آنها نه تنها عهد خلقت را شکستند بلکه شرایط آن را برای بشر امروزی که با گناه فاسد شده است، غیر ممکن ساختند. خدا رابطه ای که آدم و حوا از دست داده بودند را باز خواهد گرداند. او این کار را با تصویب عهدی از فیض بر اساس وعده ابدی یک نجات دهنده انجام داد (پیدایش باب ۳ آیه ۱۵).






عهد ابراهیمی


در پیدایش باب ۱۲ آیات ۱ تا ۵ ، خداوند در عهد خود چه وعده هایی به ابرام داد؟ پاسخ ابرام چه بود؟


وعده های اولیه خدا به ابرام، یکی از قدرتمندترین بخش های عهد قدیم را تشکیل می دهند. این آیات همه درباره فیض خدا هستند. این خداست و نه ابرام که وعده می دهد. ابراهیم هیچ کاری انجام نداده است که شایستگی لطف و عنایت خدا را داشته باشد، همچنین هیچ چیزی وجود ندارد که نشان دهنده این باشد که خدا و ابراهیم به نوعی برای ایجاد این توافق با یکدیگر همکاری کرده باشند. خدا تمام وعده ها را می دهد. در مقابل ابراهیم، فراخوانده شده است که در اطمینان از وعده خدا، ایمان داشته باشد، «ایمانی» محکم که با ترک خانواده اش متجلی شده است (در سن ۷۵ سالگی!) و رفتن به سرزمینی که خدا وعده داد.


«با ’برکتی‘ که به ابرام و از طریق او به تمام بشر داده شده است، خالق هدف رستگار کننده خویش را احیا نمود. او آدم و حوا را در بهشت ’برکت‘ داده بود (پیدایش باب ۱ آیه ۲۸، باب ۵ آیه ۲) و سپس نوح و پسرانش را پس از طوفان برکت داد (باب ۹ آیه ۱). به این ترتیب خدا وعده پیشین خود از یک نجات دهنده که بشریت را نجات خواهد داد، شرارت را نابود خواهد نمود و بهشت را احیا خواهد کرد، مشخص می سازد (پیدایش باب ۳ آیه ۱۵). خدا وعده اش در برکت دادن به ’همه مردم‘ را در توسعه جهانی تایید نمود.» – هانس کِی. لرندال، خالق نجات دهنده ما صفحات ٢٢ و ٢٣.


Hans K. LaRondelle, Our Creator Redeemer, pp. 22, 23


پس از ده سال انتظار برای بدنیا آمدن پسر وعده داده شده، ابرام چه سوالاتی درباره وعده خدا داشت؟ پیدایش باب ۱۵ آیات ۱ تا ۶ .


اغلب، تجلیل از ابرام به عنوان مرد ایمان، کسی که هرگز هیچ سوال و تردیدی نداشت، آسان است. با این وجود کتاب مقدس تصویر متفاوتی ارائه می دهد. ابرام ایمان داشت اما در طی مسیرش سوال هایی نیز داشت. ایمان او رو به رشد بود. مانند داستان آن پدر در مرقس باب ۹ آیه ۲۴ ، ابرام در واقع در پیدایش باب ۱۵ آیه ۸ به خدا گفت، «چگونه مطمئن شوم که تو این سرزمین را بمن خواهی داد؟» در پاسخ خداوند به ابرام از حتمی بودن وعده خویش با وارد شدن در عهدی با وی به او اطمینان داد. (پیدایش باب ۱۵ آیات ۷ تا ۱۸). چیزی که این آیات را بسیار حیرت انگیز می کند، این حقیقت نیست که خدا عهدی با ابراهیم می بندد بلکه میزان تمایل خدا به انجام این کار بود. بر خلاف سایر حاکمان خاور نزدیک در عهد کهن، که از ایجاد وعده های الزام آور با خدمتگزارانشان سر باز میزدند، خدا نه تنها قول داد بلکه بطور نمادین با گذشتن از میان قطعات حیوانات ذبح شده ، زندگی خود را بر روی آن وعده گذاشت. البته عیسی در نهایت جان خود را در جلجتا ارزانی میدارد تا وعده خویش را به حقیقت تبدیل کند.






ابراهیم، سارا و هاجر


چرا پولس چنین نگرش حقیرانه ای در مورد واقعه هاجر داشت؟ غلاطیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۳۱، پیدایش باب ۱۶. پولس با روایت خود از عهد قدیم به چه نکات بسیار مهمی در مورد نجات اشاره می کند؟


جایگاه هاجر در داستان پیدایش بطور مستقیم با قصور ابرام در ایمان به وعده خدا مربوط است. بعنوان برده ای مصری در خانه ابرام، احتمالا هاجر جزو مایملک ابرام شد بعنوان یکی از هدایای متعددی که فرعون برای مبادله برای سارا به او داد ، واقعه ای مرتبط با اولین کرداری که بخاطر بی ایمانی به وعده خداوند از خود نشان داده بود. (پیدایش باب ۱۲ آیات ۱۱ تا ۱۶).


ابرام و سارا پس از ده سال انتظار برای بدنیا آمدن فرزند وعده داده شده، بدون فرزند باقی ماندند. سارا که به این نتیجه رسیده بود که خدا به کمک آنها نیاز دارد، هاجر را به عنوان متعه به ابراهیم داد. اگر چه امروزه برای ما عجیب است، اما نقشه سارا کاملاً هوشمندانه بود. بر طبق رسوم کهن، یک زن ندیمه (برده) از نظر قانونی می توانست مادری جایگزین همسر نابارور بشود. از این رو سارا می توانست هر فرزندی که از همسرش و هاجر بدنیا بیاید را فرزند خود بداند. در حالی که این نقشه باعث بدنیا آمدن فرزندی شد ولی این فرزند وعده داده شده خدا نبود.


ما در این داستان نمونه ای قدرتمند از این واقعیت را داریم که حتی یک مرد خوب خدا در شرایط دلهره آور، در ایمانش لغزش خورد. در پیدایش باب ۱۷ آیات ۱۸ و ۱۹، ابراهیم از خدا درخواست نمود که اسماعیل را به عنوان وارثش بپذیرد؛ اما خداوند بطور حتم این درخواست را نپذیرفت. تنها عنصر «معجزه آسای» تولد اسماعیل، تمایل سارا به سهیم شدن همسرش با زنی دیگر بود! هیچ چیز غیر عادی در مورد تولد فرزند این زن، فرزندی متولد شده «بر طبق جسم»، وجود نداشت. اگر ابراهیم به جای اینکه اجازه دهد شرایط بر اعتماد او غلبه کنند، به آنچه خدا به او وعده داده بود، اطمینان می کرد، هیچ کدام از اینها اتفاق نمی افتاد و از غم و اندوه بسیاری اجتناب می شد.


در مقابل تولد اسماعیل، به شرایط زمان تولد اسحاق توجه نمایید. پیدایش باب ۱۷ آیات ۱۵ تا ۱۹، باب ۱۸ آیات ۱۰ تا ۱۳؛ عبرانیان باب ۱۱ آیات ۱۱ تا ۱۲. چرا این شرایط نیازمند ایمان زیاد ابراهیم و سارا بودند؟






هاجر و کوه سینا (غلاطیان باب ۴ آیات ۲۱ تا ۳۱)


خدا مایل بود چه نوع رابطه عهدی با قومش بر روی کوه سینا ایجاد کند؟ این چه شباهاتی با وعده خدا به ابراهیم دارد؟ خروج باب ۶ آیات ۲ تا ۸ ، باب ۱۹ آیات ۳ تا ۶ ؛ تثنیه باب ۳۲ آیات ۱۰ تا ۱۲.


خدا مایل بود همان رابطه عهدی را که با ابراهیم داشت، با فرزندان اسرائیل بر روی کوه سینا بوجود آورد. در واقع شباهاتی میان کلام خدا به ابراهیم در پیدایش باب ۱۲ آیات ۱ تا ۳ و کلامش به موسی در باب ۱۹ خروج وجود دارد. در هر دو مورد خدا بر آنچه که برای قومش انجام خواهد داد، تاکید می کند. او از بنی اسرائیل نمی خواهد که برای دریافت برکاتش، وعده انجام کاری را بدهند؛ در عوض، آنها باید در پاسخ به این برکات، مطیع باشند. واژه عبری ترجمه شده به «اطاعت کردن» در خروج باب ۱۹ آیه ۵ از نظر ادبی به معنی «شنیدن» می باشد. کلام خدا دلالت بر عدالت از طریق اعمال ندارد. در مقابل، او می خواست که اسرائیل ایمانی مشابه با آنچه در پاسخ ابراهیم به وعده های او مشخص شد داشته باشند (دست کم اکثر اوقات!).


اگر رابطه عهد خدا که بر روی کوه سینا به اسرائیل ارائه شد با آنچه به ابراهیم داده شد، یکسان است، چرا پولس کوه سینا را با تجربه منفی هاجر یکی می کند؟ خروج باب ۱۹ آیات ۷ تا ۲۵ ، عبرانیان باب ۸ آیات ۶ و ۷.


عهد بر روی کوه سینا در نظر بود که گناهکاری بشر و چاره فیض فراوان خدا را مشخص نماید، که یک نمونه از آداب و تشریفات معبد بود. مشکل عهد کوه سینا از طرف خدا نبود بلکه از نقص وعده های مردم بود (عبرانیان باب ۸ آیه ۶). بنی اسرائیل بجای پاسخ دادن به وعده های خدا در فروتنی و ایمان، با تکیه بر خود در عوض توسل به خدا به آنها واکنش نشان دادند «آنچه خداوند امر فرموده است، خواهیم کرد» (خروج باب ۱۹ آیه ۸). آنها پس از زندگی در اسارت در مصر بمدت بیش از چهارصد سال، درک درستی از بزرگی خدا و وسعت گناهکاری خود نداشتند. بنی اسرائیل به همان صورتی که ابراهیم و سارا تلاش نمودند به خدا برای تحقق وعده هایش کمک کنند، بدنبال تبدیل عهد فیض خدا به عهدی از اعمال بودند. هاجر نماد کوه سیناست که هر دو نشان دهنده تلاشهای انسان برای نجات از طریق اعمال می باشند.


پولس ادعا نمی کند که شریعت داده شده بر روی کوه سینا زیان آور یا منسوخ بود. او نگران تعبیر نادرست (رستگاری بوسیله چسبیدن به قوانین کلیسای اهل غلاطیه از احکام و شریعت بود. «شریعت در عوض متقاعد کردن ایشان به این مسئله که با رعایت احکام خشنود کردن خدا غیر ممکن است ، احکام در وجود آنان عزمی بوجود آورد تا به مراجع شخصی خود اتکا کنند بخاطر اینکه رضای خدا را بدست آورند. بنابراین شریعت اهداف فیض را در هدایت یهودیان به سوی مسیح انجام نداد. در عوض آنها را از مسیح دور نمود.» – او. پالمر رابرتسون، کتاب مسیح عهد ها که از مرجع زیر اقتباس شده است.


  1. Palmer Robertson, The Christ of the Covenants (Phillipsburg, N.J.: Presbyterian and Reformed Publishing Co., 1980), p. 181



اسماعیل و اسحاق امروزه


توصیف خلاصه پولس از تاریخ اسرائیل برای مقابله با استدلال های بیان شده توسط مخالفانش طراحی شده بود که مدعی بودند که آنها نسل حقیقی ابراهیم بوده و اینکه اورشلیم –مرکز مسیحیت یهودی و شریعت –مادر ایشان بود. آنها به غیر یهودیان تهمت نامشروع بودن زدند؛ اگر آنها می خواستند پیروان حقیقی مسیحی بشوند، می بایست ابتدا با پذیرفتن قانون ختنه، پسر ابراهیم بشوند.


پولس می گوید که حقیقت بر خلاف این ادعا می باشد. این شرع گرایان نه تنها پسران ابراهیم نیستند بلکه مانند اسماعیل فرزندانی غیر مشروع می باشند. آنها با قرار دادن اطمینانشان به ختنه کردن، بر «جسم» تکیه می کردند، همان کاری که سارا با هاجر و بنی اسرائیل با شریعت خدا بر روی کوه سینا انجام دادند. اگر چه ایمانداران غیر یهودی از نظر نژاد طبیعی پسران ابراهیم نبودند، اما مانند اسحاق از نظر فرا طبیعی چنین بودند. «آنها مانند اسحاق تحقق وعده داده شده به ابراهیم بودند ...؛ ولادت ایشان با آزادی همچون اسحاق، تاثیر فیض الهی بود؛ مانند اسحاق، آنها به رکن وعده عهد تعلق دارند.» – جیمز دی. جی. دان، رساله به غلاطیان که بر اساس مرجع زیر اقتباس گردیده است.


James D. G. Dunn, The Epistle to the Galatians (London: Hendrickson Publishers, 1993), p. 256


نسل حقیقی ابراهیم با چه چیزی در این جهان روبرو خواهند شد؟ غلاطیان باب ۴ آیات ۲۸ تا ۳۱، پیدایش باب ۲۱ آیات ۸ تا ۱۲.


فرزند عهد بودن نه تنها برای اسحاق برکاتی بهمراه داشت بلکه مخالفت ها و جفا هایی نیز بدنبال داشت. پولس با اشاره به جفا، مراسم پیدایش باب ۲۱ آیات ۸ تا ۱۰ را در ذهن دارد، جایی که اسحاق مفتخر شمرده می شود و به نظر می رسد اسماعیل او را به تمسخر می گیرد. واژه عبری در پیدایش باب ۲۱ آیه ۹ ، به معنی «خندیدن» می باشد، اما واکنش سارا نشان می دهد که اسماعیل، اسحاق را دست انداخته و مسخره می کرد. در حالی که رفتار اسماعیل ممکن است امروزه برای ما چندان قابل توجه نباشد، اما آشکار کننده خصومت عمیق تری بود که در آن موقعیت حق نخست زادگی را به خطر انداخته بود. بسیاری از حاکمان دوران کهن تلاش نمودند از طریق از میان برداشتن رقبای بالقوه خود، از جمله خواهران و برادرانشان، موقعیت خود را تضمین نمایند (یهودا باب ۹ آیات ۱ تا ۶). اگر چه اسحاق با مخالفت روبرو بود، اما از تمام مزایایی همچون محبت، حمایت و التفات پدر خود از جمله بهره مندی از ارث برخوردار بود.


به عنوان نسل روحانی اسحاق نباید هنگامی که از مخالفت و سختی رنج می کشیم شگفت زده بشویم، حتی اگر از درون خانواده کلیسا باشد.






تفکری فراتر: احکام و عهدها صفحه ٣٦٣-٣٧٣ از کتاب مشایخ و انبیاء اسرائیل را بخوانید.


«اما اگر عهد ابراهیمی شامل وعده نجات بود، چرا عهدی دیگر بر روی کوه سینا شکل گرفت؟ مردم در اسارتشان، به میزان زیادی آگاهی خود از خدا و اصول عهد ابراهیمی را از دست داده بودند....


«خدا آنها را به کوه سینا آورد؛ جلال خود را آشکار نمود؛ او به آنها احکام خود را به همراه وعده برکات زیاد در صورت فرمانبرداری ایشان داد: ’اگر آواز مرا فیالحقیقه بشنوید، و عهد مرا نگاه دارید، همانا ... برای من مملکت کهَنه و امتِ مقدس خواهید بود‘ (خروج باب ۱۹ آیات ۵ و ۶). مردم گناهکاری قلب خود و اینکه بدون مسیح رعایت شریعت خدا برایشان غیر ممکن بود را تشخیص ندادند؛ و آنها به آسانی با خدا عهد بستند.... با این حال، آنها تنها پس از گذشت چند هفته عهد خود را با خدا شکستند و با تعظیم به بتها آنها را پرستیدند. آنها نمی توانستند به لطف خدا از طریق عهدی که شکسته بودند امیدی داشته باشند؛ و اینک، آنها که گناهکاری و نیاز به بخشیده شدن خود را می دیدند، نیازشان به نجات دهنده را که در عهد ابراهیمی نمایان شده بود ،احساس نمودند و ... آنها اکنون با ایمان و محبت، به عنوان نجات یافتگان از اسارت به گناه با خداوند ارتباط پیدا کرده بودند. آنها اکنون آماده قدردانی از برکات عهد جدید بودند.» – الن جی. وایت، مشایخ و انبیاء صفحات ۳۷۱ و ۳۷۲.


Ellen G. White, Patriarchs and Prophets, pp. 371, 372




خلاصه: روایات هاجر، اسماعیل و فرزندان اسرائیل بر روی کوه سینا، حماقت تلاش بر خود اتکایی در انجام آنچه خدا وعده داده است را نشان می دهد. به این روش در عهد قدیم پارسانمایی گفته میشد. عهد جدید عهدی جاودان از فیضی است که در ابتدا پس از گناه با آدم و حوا بسته شد، با ابراهیم احیا شد و در نهایت در مسیح تحقق یافت.


درس یازدهم


۲ تا ۸ سپتامبر


آزادی در مسیح






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۵ آیات ۱ تا ۱۵ ؛ اول قرنتیان باب ۶ آیه ۲۰ ؛ رومیان باب ۸ آیه ۱ ؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ و ۱۵ ؛ رومیان باب ۸ آیه ۴ ، باب ۱۳ آیه ۸ .


آیه حفظی: «زیرا که شما ای برادران به آزادی خوانده شدهاید؛ اما زنهار آزادی خود را فرصت جسم مگردانید، بلکه به محبت، یکدیگر را خدمت کنید». ترجمه تفسیری: برادران عزیز خدا به شما آزادی عطا کرده است اما آزادی نه برای پیروی از خواسته های نفستان بلکه برای محبت کردن و خدمت کردن به یکدیگر. (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۳).


پولس در غلاطیان باب ۲ آیة ۴، بطور خلاصه به اهمیت مراقبت از «آزادی» که در عیسی مسیح داریم، اشاره میکند. اما منظور پولس از «آزادی» که غالبا از آن سخن بعمل می آورد چیست این آزادی شامل چه چیزی است؟ این آزادی تا کجا پیش میرود؟ آیا در آزادی محدودیتی وجود دارد؟ و آزادی در مسیح چه ارتباطی با شریعت و احکام دارد؟


پولس با اشاره به دو خطر به غلاطیان هشدار داده و به این سوالات واکنش نشان میدهد. خطر اول قانونگرایی یا اعتقاد متعصبانه به رعایت احکام بمنظور استحصال رستگاری است. مخالفان پولس در غلاطیه بشدت تلاش میکردند تا با رفتار و کردار خود لطف و رحمت خدا را کسب کنند زیرا بینش خود را از ماهیت فریضه رهایی بخش مسیح و رستگاری او از دست داده بودند؛ همان آزادی که پیش از این بواسطه ایمان در مسیح بدست آورده بودند. تهدید دوم گرایش به تجاوز به آزادی که مسیح برای ما خریداری کرده بود با لغزش به انحطاط. کسانی که این دیدگاه را دارند، به اشتباه فرض کرده اند که آزادی متضاد با شریعت است.


هم احکام گرائی و هم انحطاط گرائی مخالف آزادی هستند، زیرا هر دو به یک میزان پیروان خود را در شکلی از بردگی و محدودیت نگاه میدارند. اگرچه، درخواست و التماس پولس از غلاطیان ثابت قدم بودن و استواری در آزادی حقیقی است که حق منصفانه ایشان در مسیح است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۹ سپتامبر آماده شوید.




مسیح ما را آزاد کرده است


«پس به آن آزادی که مسیح ما را به آن آزاد کرد، استوار باشید و باز در یوغ بندگی گرفتار مشوید» (غلاطیان باب ۵ آیة ۱).


مانند فرمان صفآرایی رهبر یک ارتش به نیروهای تحت فرمان خود، پولس غلاطیان را مکلف میسازد تا آزادی خود را در مسیح واگذار نکنند. لحن آمرانه و تند پولس باعث میشود سخنانش تقریباً از نوشته خارج و به عمل تبدیل شوند. در واقع، به نظر میرسد این دقیقاً همان چیزی است که پولس قصد آن را داشت. اگرچه این آیه از نظر موضوعی با آنچه پیش از آن آمده و پس از آن میآید مرتبط میباشد، عدم ساختار درست در زبان یونانی نشان میدهد که پولس قصد داشت این آیه مانند تابلویی بزرگ خودنمایی کند. آزادی در مسیح تمامی بحث پولس را خلاصه میکند و غلاطیان در خطر از دست دادن آن قرار داشتند.


غلاطیان باب ۱ آیات ۳ و ۴، باب ۲ آیة ۱۶ و باب ۳ آیة ۱۳ را بخوانید. برخی از استعارههایی که در این آیات بکار رفتهاند کدامند و آنها چگونه به درک ما از آنچه مسیح برای ما انجام داده است، کمک میکنند؟


سخنان پولس، «به آن آزادی که مسیح ما را به آن آزاد کرد» (غلاطیان باب ۵ آیة ۱)، ممکن است توصیه کند که اودر اینجا استعارهای دیگر در ذهن دارد. جمله بندی پولس در این عبارت مشابه قاعده ای است که در آزاد کردن مذهبی اسیران (عتق) بکار رفته است. از آنجایی که بردگان از هیچ حق قانونی برخوردار نبودند، چنین فرض میشد که یک الهه یا رب قادر به خریدن آزادی ایشان بود و در عوض، برده اگرچه واقعاً آزد بود، از نظر قانونی به آن الهه یا رب تعلق داشت. مطمئناً از نظر عملی این روند خیالی بود؛ اما این برده بود که برای آزادی خود، پول را به خزانه معبد پرداخت میکرد. برای مثال، شیوه و قاعده ای را در نظر بگیرید که در یکی از قریب به یکهزار کتیبهای که در معبد هاتف آپولو در دلفی کشف شد و تاریخش به ۲۰۱ پیش از میلاد مسیح تا ۱۰۰ پس از میلاد مسیح بازمیگشت: «آپولو هاتف، برای آزادی، یک بردة زن را از سوسیبوس امفیسا (Sosibus of Amphissa) به نام نایسیا Nicaea خریداری نمود... به واسطه خرید، نایسیا برای آزادی که بدست آورده بود به آپولو وقف شد.» – بن ویترینگتون سوم، در باب فیض در غلاطیه که از مرجع زیر اقتباس گردیده است.


Ben Witherington III, Grace in Galatia (Grand Rapids, Mich.: William B. Eerdmans Publishing Company, 1998), p. 340


این قاعده شباهتی اساسی با اصطلاحات پولس دارد، اما یک تفاوت اساسی نیز وجود دارد. در استعارة پولس هیچ چیز خیالی وجود ندارد. ما خود هزینه خرید را فراهم نکردیم (اول قرنتیان باب ۶ آیة ۲۰، باب ۷ آیة ۲۳). این مبلغ برای ما بسیار بالا بود. ما قدرت نجات خود را نداشتیم، اما عیسی شفاعت کرد و کاری را که ما قادر به انجامش برای خود نبودیم ،انجام داد (دست کم نه با تسلیم زندگیمان). او جریمة گناهان ما را پرداخت کرد و از این جهت ما را از قید محکومیت آزاد نمود.






ماهیت آزادی مسیحی


دستور پولس مبنی بر ثابت قدم بودن در آزادی فقط برای گروه خاصی نبود بلکه برای تمام ایمانداران در هر دوره و زمان بود. بیانیه ای از حقیقت مقدمتا ذکر میشود: «مسیح ما را رهایی بخشیده است». چرا مسیحیان باید برای آن آزادی که یافته اند محکم بایستند؟ بخاطر اینکه مسیح پیش از این و هم اکنون به آنان آزادی و رهایی عطا فرموده است. با کلامی دیگر رهایی ما نتیجه آن چیزی است که مسیح پیش از این برای ما فراهم آورده است.


این الگوی بیان حقیقت که با هشدار و اندرز دنبال شده است، از شاخصه های مکاتبات در رسالههای پولس میباشد (اول قرنتیان باب ۶ آیة ۲۰ ، باب ۱۰ آیات ۱۳ و ۱۴ ؛ کولسیان باب ۲ آیة ۶). برای مثال، پولس در باب ۶ رومیان، چندین اظهار تحلیلی در باره واقعیتهای وضعیت ما در مسیح ارائه میدهد، از جمله «این را میدانیم که انسانیت کهنه ما با او مصلوب شد» (رومیان باب ۶ آیة ۶). پولس سپس میتواند بر پایة این حقیقت، اندرز هشدارگونه واجب را ارائه دهد، «پس گناه در جسم فانی شما حکمرانی نکند تا هوسهای آن را اطاعت نمایید» (رومیان باب ۶ آیة ۱۲). ضرورتاً پولس با روش خود میگوید«آنگونه که باید یک مسیحی واقعی باشید». طریقه زندگی معنوی و اخلاقی انجیل به ما نمی گوید که بار سنگینی بر دوش بگذارید تا ثابت کنید که فرزندان خدا هستید. در عوض، ما هر آنچه انجام میدهیم به این دلیل است که فرزندان او هستیم.


مسیح ما را از بند چه چیزی آزاد کرده است؟ رومیان باب ۶ آیات ۱۴ و ۱۸، باب ۸ آیة ۱ ؛ غلاطیان باب ۴ آیات ۳ و ۸ ، باب ۵ آیة ۱ ؛ عبرانیان باب ۲ آیات ۱۴ و ۱۵.


استفاده از واژة آزادی برای توصیف زندگی مسیحی، بیشتر از هر جای دیگر کتاب عهد جدید، در رسالههای پولس یافت میشود. واژة آزادی و واژه های هم ریشة آن ۲۸ بار در رسالههای پولس آمده و در مقایسه در جاهای دیگرتنها ۱۳ بار ، بکار برده شده است.


منظور پولس از آزادی چیست؟ نخست اینکه، آزادی مفهومی صرفاً خیالی و فرضی نیست. آزادی به آزادی سیاسی، اقتصادی یا آزاد زندگی کردن هر گونه که خوشایندمان باشد، اشاره ندارد. بالعکس، این نوعی آزادی است که در رابطة ما با عیسی مسیح ریشه دارد. موضوع نشان میدهد که پولس به آزادی از اسارت و محکومیت مسیحیتی گرفته شده از شریعت اشاره دارد، اما آزادی ما شامل چیزهای بسیار بیشتری میشود. و آن آزادی از گناه، مرگ ابدی و شیطان است.


«وجود و هستی بشریتی که از عیسی مسیح تهی است با اسارت توصیف میشود – اسارت شریعت، عناصر شیطانی حاکم بر جهان، گناه، جسم و شیطان. خدا پسرش را به این جهان فرستاد تا سلطة این برده داران را از بین ببرد.» – تیموتی جورج، غلاطیان صفحه ٣٥٤ .


Timothy George, Galatians, p. 354






عواقب خطرناک احکامگرایی

(غلاطیان باب ۵ آیات ۲ تا ۱۲)


روشی که پولس در غلاطیان باب ۵ آیات ۲ تا ۱۲ معرفی میکند، نشان دهندة اهمیتی است از آنچه که میخواهد بگوید.«بنگرید»، «بشنوید!»، «سخنان مرا ملاحظه کنید!»، «من پولس به شما میگویم.» پولس ما را فریب نمیدهد. او با استفاده امری از فعل (بنگرید)، نه تنها توجه کامل خوانندگان خود را جلب میکند، بلکه حتی اعتبار و اقتدار رسالتی خویش را تداعی میکند. او میخواهد که آنها درک کنند که اگر قرار باشد غیر یهودیان برای نجات تسلیم ختنه شدن بشوند، پس غلاطیان باید عواقب خطرات این تصمیم خود را تشخیص بدهند.


غلاطیان باب ۵ آیات ۲ تا ۱۲ را بخوانید. پولس در مورد مسئله کلی ختنه، نسبت به چه چیزی هشدار میدهد؟


نخستین عاقبت تلاش برای بدست آوردن لطف خدا با تن دادن به ختنه این است فرد را به نگه داشتن تمامی شریعت ملزم میکند. زبان پولس در آیات ۲ و ۳ شامل بازی زیبایی با کلمات میباشد. او میگوید، مسیح به آنها منفعت نخوهد رساند (ophelesei)؛ در عوض آنها در برابر شریعت متعهد میشوند (opheiletes). اگر فردی بخواهد بر طبق شریعت زندگی کند، نمیتواند احکامی را با خواست خود انتخاب و اطاعت نماید. یا همه یا هیچ.


دوم، آنها باید از مسیح «جدا» بشوند. تصمیم برای عادل شمرده شدن با اعمال، درعین حال مستلزم انکار راه خدا در عادل شمردن از طریق مسیح میباشد. «نمیتوانید هر دو طریق را داشته باشید. دریافت مسیح به موجب تصدیق اینکه نمیتوانید خودتان را نجات بدهید و سپس در نتیجة ادعای تواناییتان ختنه شدن، غیر ممکن میباشد.» – جان آر. دابلیو. اسکات، که از مرجع زیر اقتباس گردیده است.


John R. W. Stott, The Message of Galatians (Leicester, England: InterVarsity Press, 1968), p. 133


مخالفت سوم پولس با ختنه این است که مانع رشد روحانی میشود. قیاس او از دوندهای است که پیشرفتش به سوی خط پایان به طور عمد مورد خرابکاری قرار گرفته است. در واقع، واژة ترجمه شده به «منحرف شدن» (آیه ۷) در چرخههای نظامی برای اشاره به «تخریب یک جاده یا پل یا قرار دادن مانعی در مسیر دشمن برای متوقف نمودن پیشروی او،» استفاده میشد. برگرفته از مرجع زیر.


– The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 978


در نهایت، ختنه وجهه صلیب را مخدوش میسازد. چگونه؟ پیام ختنه شدن بر این دلالت دارد که شما میتوانید خودتان را نجات بدهید؛ به این ترتیب، برای غرور بشری متملقانه میباشد. اگرچه پیام صلیب غرور بشر را جریحه دار میکند، چرا که باید اذعان نماییم که کاملاً وابسته به عیسی هستیم.


پولس از دست این افراد بدلیل اصرارشان بر ختنه چنان خشمگین است که میگوید آرزو دارد چاقو لغزش کند و آنها خود را عقیم نمایند! این سخنان تند و خشن هستند اما لحن پولس در واقع میزان دید جدی وی به موضوع را نشان میدهد.




آزادی نه بیبندوباری (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۳)


غلاطیان باب ۵ آیة ۱۳ نقاط عطف مهم کتاب غلاطیان را مشخص میکند. در حالی که پولس تا این مرحله کاملاً بر محتوای دینی پیامش تمرکز داشت، اکنون رو به مسئلة رفتار مسیحی میآورد. انسان که با اعمال شریعت نجات نیافته است، چگونه باید زندگی کند؟


پولس قصد داشت غلاطیان را از ارتکاب به کدام سوءاستفادههای بالقوة آزادی، باز دارد؟ غلاطیان باب ۵ آية ۱۳.


پولس به خوبی از سوءبرداشتهای بالقوهای که همراه با تأکید وی بر فیض و آزادی که ایمانداران در مسیح دارند، به خوبی آگاهی داشت (رومیان باب ۳ آية ۸ ، باب ۶ آیات ۱ و ۲). اگرچه، مشکل انجیل پولس نبود، بلکه تمایل انسان برای خوشگذرانی و هوسرانی بود. صفحات تاریخ پر از روایات مردم، شهرها و ملتهایی میباشد که فساد و تنزل آنان به ورطه مهلک اخلاقی مستقیماً به عدم پرهیزگاری آنان مربوط بود. چه کسی این تمایل را در زندگی خود تجربه نکرده است؟ به این دلیل است که پولس با وضوح بسیار پیروان مسیح را فرا میخواند که از افراط در جسم اجتناب کنند. در واقع، او میخواهد که آنها متضاد این را انجام بدهند، یعنی «با محبت یکدیگر را خدمت کنند.» همانطور که هر کسی که دیگران را با محبت خدمت میکند، میداند که این چیزی است که تنها میتواند از طریق کنترل نفس و مرگ به شهوترانی اتفاق بیافتد. کسانی که به جسم خود ظلم میکنند، کسانی نیستند که مایل به خدمت به دیگران باشند. بلکه برعکس آن است.


از این رو، آزادی ما در مسیح بدین معنی نیست که خود را به اسارت دنیا در آوریم ، بلکه فراخوانی به نوع جدیدی از خدمت است که وظیفه خدمت به دیگران از روی محبت است. این «فرصتی برای محبت به همسایه بدون هیچ تأخیر و امکان ایجاد جوامع انسانی بر پایة از خود گذشتگی دو طرفه به جای طلبیدن قدرت و مقام میباشد.» – سم کی. ویلیامز، در باب غلاطیان که از مرجع زیر اقتباس شده است.


Sam K. Williams, Galatians (Nashville, Tenn.: Abingdon Press, 1997), p. 145


بدلیل آشنایی ما با مسیحیت و جملهبندی ترجمههای امروزی غلاطیان باب ۵ آية ۱۳، غفلت نمودن از قدرت شگفتانگیز این واژگان ممکن است باعث لغزش ما شده و ما را به همان چاله ای بیندازد که غلاطیان در آن افتاده بودند. نخست، نسخه یونانی آیات نشان میدهد که محبتی که این نوع خدمت را بر ميانگیزد، محبت معمولی بشری نمیباشد – این غیر ممکن خواهد بود؛ محبت بشری بسیار مشروط میباشد. پولس در نوشته خود در این باب بزبان یونانی از حرف تعریف قبل از واژة محبت الهی استفاده میکند که تنها از طریق روح القدس آنرا دریافت میکنیم. (رومیان باب ۵ آیة ۵). تعجب واقعی بر این حقیقت استوار است که واژة ترجمه شده به صورت «خدمت»، واژه یونانی برای «اسیر بودن» میباشد. آزادی ما برای خودمختاری نمیباشد، بلکه برای اسارت دو جانبه نسبت به یکدیگر بر اساس محبت خدا است.






به تحقق رسیدن احکام (غلاطیان باب ۵ آیات ۱۳ تا ۱۵)


نظریات منفی پولس درباره «بجا آوردن تمامی شریعت» (غلاطیان باب ۵ آیة ۳) را چگونه با اظهار مثبت وی دربارة «محقق شدن احکام» (غلاطیان باب ۵ آیة ۱۴) تطبیق میدهید؟ رومیان باب ۱۰ آیة ۵ ؛ غلاطیان باب ۳ آیات ۱۰ و ۱۲، باب ۵ آیة ۳ را با رومیان باب ۸ آیة ۴، باب ۱۳ آیة ۸ و غلاطیان باب ۵ آیة ۱۴ مقایسه کنید.


بسیاری تضاد میان نظریات منفی پولس دربارة «بجا آوردن تمامی شریعت» و توضیحات مثبتش در مورد «کامل شدن تمامی شریعت» را متناقض دیدهاند. اما آنها در واقع چنین نیستند. راهحل در این واقعیت است که پولس عمداً از هر کدام از این جملات برای ایجاد تمایزی مهم میان دو روش متفاوت تعریف رفتار مسیحی در رابطه با شریعت، استفاده میکند. برای مثال، قابل توجه است وقتی که پولس به گونهای مثبت به نگه داشتن مسیحی احکام اشاره میکند، هرگز آن را به عنوان «انجام دادن شریعت» بیان نمیکند. او این عبارت را برای اشاره منحصراً به رفتار نادرست کسانی که زیر شریعت زندگی میکنند و در تلاش برای بدست آوردن تأیید خدا با «انجام» آنچه شریعت میطلبد، حفظ میکند.


این موضوع دلالت نمیکند که کسانی که نجات در مسیح را یافتهاند، اطاعت نمیکنند. هیچچیز نمیتواند بیشتر از این از حقیقت دور باشد. پولس میگوید آنها شریعت را «کامل» میکنند. منظور او این است که رفتار حقیقی مسیحی بسیار بیشتر از اطاعتی ظاهری از تنها «انجام» شریعت میباشد؛ بلکه شریعت را «کامل» میکند. پولس از واژة کامل کردن استفاده میکند زیرا این فراتر از تنها «انجام دادن» میباشد. این نوع اطاعت ریشه در عیسی دارد (متی باب ۵ آیة ۱۷ را ببینید). این ترک شریعت نیست، بلکه راهی است که از طریق آن ایماندار میتواند نیت و معنای تمامی شریعت را تجربه نماید.


بر طبق گفتة پولس، معنای کامل شریعت در کجا یافت میشود؟ لاویان باب ۱۹ آیة ۱۸ ؛ مرقس باب ۱۲ آیات ۳۱ و ۳۳ ؛ متی باب ۱۹ آیة ۱۹ ؛ رومیان باب ۱۳ آیة ۹ ؛ یعقوب باب ۲ آیة ۸ .


اگرچه بیان پولس در غلاطیان نقل قولی از کتاب لاویان میباشد، در نهایت ریشه در استفادة عیسی از لاویان باب ۱۹ آیة ۱۸ دارد. اگرچه عیسی تنها معلم یهودی نبود که به لاویان باب ۱۹ آیة ۱۸ به عنوان خلاصة کل شریعت اشاره کرد. ربای یا خاخام هیلل (Rabbi Hillel) که حدود یک نسل پیش از عیسی میزیست، گفت، «آنچه برای شما نفرتانگیز است، نسبت به همسایهتان انجام ندهید؛ این تمامی شریعت است.» اما دیدگاه عیسی کاملاً متفاوت بود (متی باب ۷ آیة ۱۲). نه تنها این مثبتتر میباشد، بلکه همچنین نشان میدهد که شریعت و محبت ناسازگار نیستند. بدون محبت، شریعت تهی و سرد است؛ بدون شریعت، محبت هیچ جهتی ندارد.






تفکری فراتر: «ایمان اصیل همواره با محبت عمل میکند. هنگامی که به جلجتا نگاه میکنید، بخاطر این نیست که روح خود را به عدم انفعال وادارید و نه اینکه برای خود لالایی بخوانید تا بخوابید ، بلکه برای ایجاد ایمان در مسیح است، ایمانی که در پالایش روح از لجنزار خودخواهی کار میکند. وقتی که با ایمان رابطه خود را با مسیح حفظ میکنیم، کارمان تازه شروع شده است. همة انسانها عادات فاسد و گناهکاری دارند که باید بوسیلة نبردی شدید از میان بروند. هر فرد باید در نبرد ایمان مبارزه کند. اگر کسی پیرو مسیح باشد، نمیتواند در معامله تند، سنگدل و عاری از همدردی باشد. او نمیتواند در گفتار خود خشن و بیادب باشد. نمیتواند پر زرق و برق و خود اتکا باشد. او نمیتواند از خود راضی باشد یا از کلمات خشن، و سرزنش آمیز و تقبیح کننده استفاده کند.


«کار محبت از کار ایمان سرچشمه میگیرد. دینِ مبتنی بر کتاب مقدس به معنی کار مداوم میباشد. ’بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده، پدر شما را که در آسمان است تمجید نمایند.‘ ’پس ای عزیزان من چنانکه همیشه مطیع میبودید، نه در حضور من فقط بلکه بسیار زیادتر الآن وقتی که غایبم، نجات خود را به ترس و لرز بعمل آورید.‘ ما باید در کار خوب غیور باشیم؛ مراقب باشید که کار خوب را حفظ کنید. و شاهد حقیقی میگوید، ’من از اعمال تو آگاهم.‘


«در حالی که صحیح است که اعمال زیاد ما به تنهایی نمیتوانند نجات را تضمین کنند، همچنین حقیقت دارد که ایمانی که ما را با مسیح متحد میسازد، روح را به فعالیت درمیآورد.» – الن جی. وایت، بر گرفته از مرجع زیر.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1111




خلاصه: آزادی یکی از واژگان محبوب پولس برای تعریف انجیل میباشد. شامل آنچه مسیح برای آزادی ما از اسارت جهان برای ما انجام داده است و همچنین چگونگی فراخوانده شدنمان به داشتن زندگی مسیحی میباشد. اگرچه ما باید مراقب باشیم که آزادیمان منتهی به احکام پرستی یا بیبندوباری نشود. مسیح ما را آزاد نکرد تا بتوانیم به خودمان خدمت کنیم، بلکه تا زندگی خود را وقف خدمت به همسایگانمان نمائیم.


درس دوازدهم


۹ تا ۱۵ سپتامبر


با روح زیستن






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ تا ۲۵ ؛ تثنیه باب ۱۳ آیات ۴ و ۵ ؛ رومیان باب ۷ آیات ۱۴ تا ۲۴؛ ارمیا باب ۷ آیه ۹ ؛ هوشع باب ۴ آیه ۲ ؛ متی باب ۲۲ آیات ۳۵ تا ۴۰.


آیه حفظی: «اما میگویم در کنار روح گام بردارید و خواهشهای جسم را به جا نخواهید آورد». ترجمه مستقیم از NASB (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۶).


یکی از محبوب ترین سرودهای مسیحی، سرود «بیا تو ای چشمة تمامی برکات١» از رابرت رابینسون۲ می باشد.


Come, Thou Fount of Every Blessing ١.


Robert Robinson . ۲


اگر چه رابینسون همواره فرد ایمانداری نبود. مرگ پدرش او را عصبانی کرده بود و او به فسق و فجور و می گساری کشیده شده بود. رابینسون پس از شنیدن سخنان واعظ معروف، جورج وایتفیلد٣، زندگی خود را تسلیم خداوند نمود و شبانی مقید شد و آن سرود را نوشت که در ابتدا دارای این جملات بود: « احساس میکنم که در شُرُف سرگردانی ام پروردگارا . در شُرُف ترک خدایی هستم که دوستش دارم » .


George Whitefield ٣.


فردی از عبارت مربوط به سرگردانی قلب مسیحی معذب و نگران بود و عبارت را چنین تغییر داد: «الهی برای پرستش تو سجده می کنم؛ سجده به عشق؛ به خدایی که خدمت میکنم».


علیرغم نیت خوب نگارنده، کلمات اصلی دقیقا، تقلا و کشمکش مسیحیان را تشریح میکند. ما ایمانداران دارای دو طبیعت هستیم، جسم و روح و این دو با هم در ستیز هستند. اگر چه طبیعت گناهکار ما همواره «مستعد» انحراف از خدا خواهد بود اما اگر تمایل داشته تا تسلیم روح او بشویم آنگاه ضرورتی ندارد تا برده تمایلات جسم باشیم. این مطلب فحوا و نیروی پیش برنده پیام پولس در متون این هفته می باشد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۶ سپتامبر آماده شوید.




گام بر داشتن در روح


غلاطیان باب ۵ آیه ۱۶ را بخوانید. مفهوم گام برداشتن چه ارتباطی با زندگی بر پایه ایمان دارد؟ تثنیه باب ۱۳ آیات ۴ و ۵ ؛ رومیان باب ۱۳ آیه ۱۳ ؛ افسسیان باب ۴ آیات ۱ و ۱۷ ؛ کولسیان باب ۱ آیه ۱۰.


«گام برداشتن» تشبیهی است که از عهد قدیم اقتباس شده است که به بایستگی طرز رفتار انسان اشاره دارد. پولس که خود یک یهودی است، در رساله های خود اغلب از این تشبیه برای توصیف نوع رفتاری که باید نمایان گر زندگی مسیحی باشد، استفاده می کند. بکار بردن این تشبیه توسط وی همچنین به احتمال زیاد با نامی که به کلیسای اولیه مربوط می شد، مرتبط بود. پیش از آنکه پیروان عیسی، مسیحی خوانده شوند (اعمال رسولان باب ۱۱ آیه ۲۶)، آنها در واقع به عنوان پیروان «راه یا صراط» شناخته می شدند (یوحنا باب ۱۴ آیه ۶ ؛ اعمال رسولان باب ۲۲ آیه ۴، باب ۲۴ آیه ۱۴). این مطلب توصیه میکند که مسیحیت در زمان های خیلی دور، صرفاً مجموعه ای از باورهای دینی که بر عیسی متمرکز باشند، نبود بلکه همچنین «راهی» برای «رفتار کردن» در زندگی نیز بود.


تشبیه پولس درباره گام برداشتن به چه روش هایی با آنچه در عهد قدیم یافت می شود، متفاوت است؟ خروج باب ۱۶ آیه ۴ ؛ لاویان باب ۱۸ آیه ۴ ؛ ارمیا باب ۴۴ آیه ۲۳ را با غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ و ۲۵ و رومیان باب ۸ آیه ۴ مقایسه کنید.


همراهی کردن در عهد قدیم در واقع به عنوان «راه رفتن یا گام برداشتن» تعریف نمی شد، بلکه به نوعی خاص تر با عنوان «گام برداشتن در احکام و شریعت» تعبیر می شد. Halakhah یا مناهی تعالیم دینی (امر به معروف و نهی از منکر) واژه ای حقوقی بود که یهودیان برای اشاره به قوانین و مقررات احکام و رسوم معلمین شریعت و پدرانشان بکار می بردند. در حالی که halakhah معمولا بصورت «احکام یهودی» ترجمه شده است، این واژه در واقع بر اساس واژه عبری «راه رفتن» و از نظر تحت اللفظی به معنی «روش رفتن» می باشد.


نظریات پولس درباره «گام برداشتن در روح» با اطاعت از شریعت مغایرتی ندارد. او پیشنهاد نمی دهد که مسیحیان باید به روشی که شریعت را نقض کند، زندگی کنند. پولس بار دیگر مخالف با شریعت یا اطاعت از آن نمی باشد. چیزی که او با آن مخالف است، روشی احکامگرایی و یا شریعت پرستی می باشد که در آن از شریعت سوءاستفاده بشود. اطاعت واقعی که خدا می طلبد، هرگز نمی تواند از طریق ایجاب ظاهری بدست آید، بلکه تنها از طریق الهام باطنی بوجود آمده توسط روح بدست می آید (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۸).






نزاع مسیحی


«زیرا خواهش جسم به خلاف روح است و خواهش روح به خلاف جسم؛ و این دو با یکدیگر منازعه میکنند بطوری که آنچه میخواهید نمیکنید» (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۷؛ رومیان باب ۷ آیات ۱۴ تا ۲۴ را نیز ببینید). شما در زندگیتان به عنوان یک ایماندار، چگونه واقعیت خشن و دردناک این کلمات را تجربه کرده اید؟


نزاعی که پولس توصیف می کند، کشمکش همه انسانها نمی باشد؛ این مطلب بطور خاص به نزاع درونی که در فرد مسیحی وجود دارد اشاره می کند. از آنجایی که انسانها هماهنگ با تمایلات جسم متولد می شوند (رومیان باب ۸ آیه ۷)، تنها زمانی که توسط روح تولدی تازه می یابیم ،نزاع روحانی واقعی آغاز می شود (یوحنا باب ۳ آیه ۶). این بدین معنا نمی باشد که غیر مسیحیان هرگز نزاع اخلاقی را تجربه نمی کنند؛ آنها نیز مطمئناً چنین تجربه ای دارند. اما حتی آن نزاع نیز در نهایت بخاطر روح می باشد. اگر چه نزاع مسیحیان بُعد جدیدی دارد، زیرا ایماندار دارای دو طبیعت است که با یکدیگر در نبرد می باشند، جسم و روح.


مسیحیان در طول تاریخ مشتاق رهایی از این نزاع بوده اند. برخی بوسیله کنار کشیدن از جامعه بدنبال پایان دادن به این نزاع بوده اند، در حالی که دیگران مدعی شده اند که طبیعت گناهکار می تواند بواسطه بعضی از اعمال الهی فیض ریشه کن شود. هر دو این کوشش ها به نتیجه ای نمیرسند. اگر چه ما از طریق قدرت روح بطور حتم می توانیم تمایلات جسم را از بین ببریم، این تضاد به شیوه های گوناگونی تا زمانی که ما در آمدن دوباره مسیح بدنی تازه دریافت کنیم، ادامه خواهد یافت. فرار کردن از اجتماع هیچ کمکی نمی کند زیرا هر کجا که برویم این نزاع را با خود خواهیم برد و این تا زمان مرگ و یا آمدن دوباره مسیح ادامه خواهد داشت.


از آنجایی که ما دارای دو طبیعت هستیم، به معنای واقعی کلمه در آن واحد در دو سوی این نبرد قرار داریم. بخش روحانی ما آنچه که روحانی میباشد را می طلبد و از جسم بیزار است. اگر چه بخش جسمانی ما چیزهایی که مربوط به جسم و مخالف با روحانیت هستند را می طلبد. به این دلیل که ذهن به تنهایی ایمان آورده برای مقاومت در برابر جسم بسیار ضعیف می باشد، تنها امیدی که ما در رام نمودن جسم داریم، تصمیم روزانه ما به همراه شدن با روح در مقابل نفس گناهکارمان می باشد. به این دلیل است که پولس بسیار مصر می باشد که ما راه رفتن در روح را انتخاب کنیم.






اعمال جسم


با آنچه که معرفی شد در خصوص نبرد موجود بین جسم و روح ، پولس در غلاطیان باب ۵ آیات ۱۸ تا ۲۶ در باب ماهیت این مقایسه با بهره برداری از فهرستی از رذیلت ها و فضایل اخلاقی به شرح و تفصیل میپردازد. فهرست مدونی از رذایل یا فضایل، از ویژگی ادبی برخوردار بود که جایگاه خود را در ادبیات یهودی و یونانی –رومی به خوبی تثبیت کرده بود. این فهرست ها رفتاری را که باید از آن اجتناب میشد (مناهی) و فضایلی را که باید در پیش گرفته می شد (امر به معروف) مشخص نمودند.


با دقت فهرست رذایل و فضایل را در آیات زیر بررسی نمایید. فهرست های پولس در غلاطیان باب ۵ آیات ۱۹ تا ۲۴ به چه روش هایی شبیه به و یا متفاوت با این فهرست ها می باشند؟ ارمیا باب ۷ آیه ۹ ؛ هوشع باب ۴ آیه ۲؛ مرقس باب ۷ آیات ۲۱ و ۲۲ ؛ اول تیموتائوس باب ۳ آیات ۲ و ۳ ؛ اول پطرس باب ۴ آیه ۳ ؛ مکاشفه یوحنا باب ۲۱ آیه ۸ .


با وجود اینکه پولس کاملاً از فهرست رذایل و فضایل آگاه بود، تفاوت های قابل توجهی در روشی که او این دو فهرست را در غلاطیان بکار می برد، وجود دارد. نخست، حتی با اینکه پولس این دو فهرست را با هم مقایسه می کند، به شیوه ای یکسان به آنها اشاره نمی کند. او فهرست رذایل را با عنوان «اعمال جسم» و فهرست فضایل را با عنوان «ثمرة روح» نام گذاری می کند. این تمایزی بسیار مهم می باشد. همانگونه که جیمز دی. جی. دان (James D. G. Dunn) می نویسد، «جسم میطلبد اما روح تولید می کند. در جایی که یک فهرست هوایی نگران کننده از پرمدعایی و عیاشی جنون آمیز را استنشاق می کند، دیگری بیشتر از نگرانی برای دیگران، آرامش، قابل اطمینان بودن، انعطاف پذیری سخن می گوید. یکی تحریف بشری و دیگری قدرت یا فیض الهی را برجسته می سازد.» برگرفته شده از مرجع زیر.


–The Epistle to the Galatians, p. 308


دومین تفاوت جالب توجه میان دو فهرست پولس این است که فهرست رذایل عمدا بصورت جمع نامگذاری شده است: «اعمال جسم». اگر چه «ثمره روح» مفرد می باشد. این تفاوت ممکن است نشان دهد که زندگی در جسم نمیتواند چیزی جز تفرقه، آشفتگی، اختلاف و اتحاد نداشتن را ترویج دهد. در مقابل، زندگی تحت روح، ثمره ای از روح را بوجود می آورد که خود را در نه کیفیت که اتحاد را پرورش می دهند، نمایان می شود.


در این زمینه، برخی از مردم ادعا می کنند که آنچه انسان درباره خدا باور دارد، در صورتی که او صادق باشد واقعاً اهمیتی ندارد. چیزی نمی تواند بیشتر از این از حقیقت فاصله داشته باشد. فهرستی که پولس از رذایل دارد مخالف این را نشان میدهد: دیدگاه های فاسد در مورد خدا به نظریات تحریف شده درباره رفتار جنسی و دینی و اخلاقی منتهی می شود که نتیجه آن از بین رفتن روابط انسانی می باشد. علاوه بر این، آنها می توانند به از دست رفتن زندگی ابدی نیز منجر بشوند (غلاطیان باب ۵ آیه ۲۱).






ثمرة روح (غلاطیان باب ۵ آیات ۲۲ تا ۲۴)


«لیکن ثمره روح، محبت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و پرهیزکاری است، که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست» (غلاطیان باب ۵ آیات ۲۲ و ۲۳). اطاعت از ده فرمان به چه روش هایی ثمره روح را آنگونه که در این آیات بیان شده است، منعکس میکند؟ (متی باب ۵ آیات ۲۱، ۲۲، ۲۷، ۲۸؛ باب ۲۲ آیات ۳۵ تا ۴۰ را نیز ببینید.)


ده فرمان جایگزینی برای محبت نیستند؛ آنها به راهنمایی ما در چگونگی نشان دادن محبت هم به خدا و هم به بشر کمک می کنند. محبت هر قدر هم که از شریعت برتر باشد، با آن در تضاد نیست. این ایده که محبت برای خدا و محبت برای همسایگانمان ده فرمان را بی اعتبار می کند، به همان اندازه گفتن اینکه محبت برای طبیعت قانون جاذبه را باطل می سازد، معنی می دهد.


همچنین در مقابل پانزده توصیف یک کلمه ای از کارهای جسم ، ثمره روح با نه فضیلت زیبا توصیف شده است. محققان بر این باورند که این ۹ فضیلت به سه دسته سه تایی تقسیم شده اند، اما توافقی کوچک در مورد اهمیت ترتیب آنها وجود دارد. برخی اشاره ای ضمنی به تثلیث در شماره سه وجود دارد؛ دیگران معتقدند که این مجموعه سه تایی منعکس کننده روش هایی هستند که ما باید بواسطه آنها با خدا، همسایه خود و نهایتا خودمان مرتبط بشویم؛ و برخی دیگر این فهرست را توصیفی از عیسی می بینند. اگر چه هر کدام از این دیدگاه ها از منزلتی برخوردارند، مهمترین نکته که نباید نادیده گرفته شود اهمیت زیادی است که پولس در محبت در زندگی مسیحی قرار می دهد.


این واقعیت که پولس محبت را به عنوان نخستین فضیلت از ۹ فضیلت قرار می دهد، اتفاقی نمی باشد. او پیش از این نقش مرکزی محبت در زندگی مسیحی را در غلاطیان باب ۵ آیات ۶ و ۱۳ برجسته نموده است و او این را در فهرست فضایل اخلاقی اش در جاهای دیگر گنجانیده است (دوم قرنتیان باب ۶ آیه ۶ ؛ اول تیموتاوس باب ۴ آیه ۱۲، باب ۶ آیه ۱۱ ؛ دوم تیموتاوس باب ۲ آیه ۲۲). در حالی که تمام فضایل دیگر در منابع غیر مسیحی نیز دیده می شوند، محبت مخصوص مسیحیت می باشد. همه اینها نشان می دهد که محبت نباید صرفاً به عنوان فضیلتی در میان فضایل بسیار زیاد دیگر دیده شود بلکه باید به عنوان فضیلت اساسی مسیحیت که کلیدی برای سایر فضایل می باشد، در نظر گرفته شود. محبت ثمره افضل روح است (اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۱۳، رومیان باب ۵ آیه ۵) و باید زندگی و نگرش مسیحیان را تعریف نماید (یوحنا باب ۱۳ آیات ۳۴ و ۳۵)، هر چند که ممکن است زمان هایی ابراز محبت دشوار باشد.






راه پیروزی


اگر چه نزاعی درونی میان جسم و روح همواره در قلب تمام ایمانداران شدت خواهد داشت، زندگی مسیحی نباید تحت قلمرو شکست، عدم موفقیت و گناه باشد.


بر طبق غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ تا ۲۶، کلید زندگی در جایی که روح بر جسم حکومت می کند، چیست؟


غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ تا ۲۶ شامل پنج فعل کلیدی می باشند که نوع زندگی که در آن روح حاکم می باشد را توصیف می کنند. نخست، ایماندار باید در روح «قدم بردارد» (آیه ۱۶). فعل یونانی peripateo می باشد که از نظر ادبی به معنای «راه رفتن در اطراف یا دنباله روی » است. پیروان فیلسوف معروف یونانی، ارسطو را به عنوان دوره گرد میشناختند زیرا آنها هر جا که ارسطو می رفت، او را دنبال می کردند. این واقعیت که فعل بصورت زمان حال میباشد، دلالت بر این دارد که پولس درباره رفتار کردن مربوط به زمان خاصی سخن نمی گوید بلکه در عوض از تجربه مداوم روزانه می گوید. علاوه بر این، از آنجایی که این همچنین فرمانی به «گام برداشتن» در روح می باشد، بر این دلالت دارد که راه رفتن با روح تصمیمی است که ما باید بصورت روزانه اتخاذ کنیم. فعل دوم «رهبری یا هدایت شدن» می باشد (آیه ۱۸). این نشان می دهد که ما همچنان باید به روح مجال دهیم که ما را در مسیری که باید طی کنیم، راهنمایی کند (رومیان باب ۸ آیه ۱۴ را با اول قرنتیان باب ۱۲ آیه ۲ مقایسه کنید). وظیفه ما رهبری و هدایت نیست بلکه پیروی میباشد.


دو فعل بعدی در غلاطیان باب ۵ آیه ۲۵ نمایان می شوند. نخستین فعل «زندگی کردن» (zao در یونانی) می باشد. پولس با فعل «زندگی کردن»، به تجربه حیات تازه که باید نماد زندگی هر ایماندار باشد، اشاره می کند. استفاده پولس از زمان حال اشاره به تجربه حیات تازه که باید روزانه احیا شود، دارد. از آنجایی که ما با روح زندگی میکنیم، پولس در ادامه می نویسد که ما همچنین نیازمندیم تا در روح «گام برداریم». واژه ترجمه شده«گام برداشتن» از فعلی که در آیه ۱۶ آمده است، متفاوت می باشد. در اینجا کلمه atoicheo می باشد. این واژه ای نظامی به معنای «به صف کردن»، « قدم رو» یا «اطاعت و همنوائی» است. ایده در اینجا این است که روح نه تنها به ما زندگی می بخشد بلکه باید بصورت روزانه نیز زندگیمان را اداره کند.


فعلی که پولس در آیه ۲۴ بکار می برد، «مصلوب نمودن» می باشد. این واژه کمی تکان دهنده است. اگر ما باید از روح پیروی کنیم، باید تصمیمی قاطع برای از بین بردن تمایلات جسم بگیریم. مطمئناً پولس در اینجا به صورت استعاری سخن می گوید. ما جسم را با تغذیه روحانی زنده نگه میداریم و تمایلات جسم را با گرسنگی مصلوب می کنیم.






تفکری فراتر: تفکری فراتر: «زندگی مسیحی کاملاً هموار نیست. فرد مسیحی با کشمکش هایی روبرو میشود. وسوسه های شدید به او هجوم می آورند. ’جسم در برابر روح و روح در برابر جسم در نبرد می باشند.‘ هر چه به پایان این تاریخ زمینی نزدیکتر می شویم، حملات دشمن فریبنده تر و بغرنج تر خواهند شد. حملات او بی رحمانه تر و بیشتر خواهند شد. کسانی که در مقابل نور و حقیقت مقاومت می کنند، سخت تر و غیر قابل تغییر و در برابر کسانی که خدا را دوست داشته و فرمانهای او را نگه می دارند خشن تر خواهند شد.» – الن جی. وایت، برگرفته شده از مرجع زیر.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1111


«تأثیر روح القدس، زندگی مسیح در نفس می باشد. ما مسیح را نمی بینیم و با او صحبت نمی کنیم، اما روح مقدس او در همه جا به ما نزدیک است. او از طریق در وجود همه کسانی که مسیح را می پذیرند، کار می کند. کسانی که از سکونت روح آگاهی دارند، ثمره روح را نمایان می سازند –محبت، شادی، آرامش و حلم و مهربانی، نیکی و ایمان.» – الن جی. وایت، برگرفته شده از مرجع زیر.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1112




خلاصه: اگر چه در زندگی همه ایمانداران، نبردی میان تمایلات جسم و تمایلات روح وجود دارد، زندگی مسیحی نباید محکوم به شکست باشد. به این دلیل که مسیح بر گناه و مرگ غلبه نمود، زندگی مسیحی می تواند به نوعی باشد که روح در آن حاکم بوده و فیض خدا را که ما را قادر به مقاومت در برابر تمایلات جسم می کند برایمان روزانه فراهم بکند.


درس سیزدهم


۱۶ تا ۲۲ سپتامبر


انجیل و کلیسا






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۶ آیات ۱ تا ۱۰ ؛ متی باب ۱۸ آیات ۱۵ تا ۱۷ ؛ اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۱۲ ؛ رومیان باب ۱۵ آیه ۱ ؛ یوحنا باب ۱۳ آیه ۳۴ ؛ لوقا باب ۲۲ آیه ۳ .


آیه حفظی: «خلاصه بقدری که فرصت داریم، با جمیع مردم احسـان بنماییم، علیالخصوص با اهل بیت ایمان» (غلاطیان باب ۶ آیه ۱۰).


برخی از کشاورزان تصمیم گرفتند که بزرگترین سبزیجات را برای خودشان نگه دارند و سبزیجات کوچک را به عنوان بذر بکارند. پست از چندین کشت و برداشت آنها دریافتند که طبیعت نیز در عوض محصولی کم ببار آورده است. گر چه مصیبت بار بود ولی کشاورزان درس مهمی از قانون طبیعت آموختند.


«آنها نمی توانستند بهترین چیزهای زندگی را برای خود داشته باشند و از باقی مانده ها به عنوان بذر استفاده کنند. قانون زندگی چنین حکم می کند که هر چه بکاری همان بدروی.


«به معنای دیگر، کاشتن سبزیجات کوچک همچنان رایج می باشد. ما چیزهای بزرگ زندگی را برای خود نگه میداریم و ته مانده ها را می کاریم. ما انتظار داریم که بواسطه پیچ و تاب قوانین روحانی، خواسته های خودخواهانه ما اجر غیر خودخواهانه بهمراه داشته باشد.» – برگرفته از مرجع زیر.


International Student Fellowship Newsletter, March 2007.


پولس این اصل را در غلاطیان باب ۶ آیات ۱ تا ۱۰ اعمال می کند. در عوض اینکه اعضای کلیسا یکدیگر را «نیش بزنند و ببلعند» (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۵) ، کلیسا باید مکانی باشد که در آن روح، ما را هدایت کند به طوری که دیگران بر ما ارجحیت داشته باشند. (خوشبختانه این روح ایثار و از خودگذشتگی در آداب زندگی مردم خاورمیانه وجود دارد). با این شناخت که «از طریق فیض نجات یافته ایم» ، بدین جهت این شناخت باید ما را در نحوه رفتارمان با دیگران، فروتن، صبورتر و دلسوزتر نماید.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۳ سپتامبر آماده شوید.




احیای انحطاط یافتگان


در حالی که پولس انتظاراتی متعالی برای ماهیت زندگی مسیحی دارد (غلاطیان باب ۵ آیه ۱۶)، اندرز او به ایمانداران در غلاطیان باب ۶ آیه ۱ نیز به گونه ای مفرح بخش، واقع گرایانه می باشد. انسانها کامل نیستند و حتی مؤمنترین مسیحیان نیز در برابر اشتباه مصون نمی باشند. در زبان یونانی، سخنان پولس در غلاطیان باب ۵ آیه ۱۶ نشان می دهند که او وضعیتی را پیش بینی می کند که به احتمال زیاد در کلیسا رخ خواهد داد. پولس به غلاطیان توصیه هایی عملی درباره چگونگی برخورد با چنین موقعیت هایی ارائه می دهد.


مسیحیان باید در صورت سقوط ایمانداری دیگر در رفتار گناه آلود، چگونه واکنش نشان بدهند؟ غلاطیان باب ۶ آیه ۱، متی باب ۱۸ آیات ۱۵ تا ۱۷.


ما برای بهرمندی از نصیحت پولس در غلاطیان باب ۶ آیه ۱، باید نوع دقیق وضعیتی را که پولس در ذهن دارد، درک کنیم. این در مورد دو واژه ای است که در نیمه نخست جمله بکار برده شده اند. واژه اول گرفته شده یا مستولی است. از نظر تحت اللفظی به معنای «کشف وشناسایی شدن، چیره و قبضه شدن یا غافلگیر شدن» می باشد. موضوع و نکات متفاوت مربوط به این واژه نشان می دهند که پولس دو جنبه را در ذهن داشت. این نه تنها به ایمانداری که، ایماندار دیگری را در حین عملی خلاف «می گیرد» بلکه همچنین به روندی که فرد خود را بواسطه رفتاری (امثال سلیمان باب ۵ آیه ۲۲ را ببینید) که در بهترین شرایط از انجام آن خودداری می نمود، اشاره می کند.


احتمال اینکه تخلفی که پولس از آن سخن می گوید عمدی نباشد، از اصطلاحی که بکار می برد، آشکار است. واژه ترجمه شده بصورت «خطا» یا «گناه» که از واژه یونانی paraptoma می آید، به گناه عمدی اشاره نمی کند بلکه در عوض به اشتباه، لغزش یا گامی نادرست اشاره دارد. مورد دوم با توجه به نظریات پیشین پولس در مورد با روح «رفتار کردن»، معنای خاصی می دهد. اگر چه این به هیچ وجه اشتباه فرد را تبرئه نمی کند، این را به روشنی نشان می دهد که پولس با موردی از گناه جسورانه سروکار ندارد (اول قرنتیان باب ۵ آیات ۱ تا ۵).


واکنش مناسب در چنین شرایطی نباید مجازات، محکومیت یا طرد و تکفیر کردن باشد بلکه باید احیا و ترمیم باشد. واژه یونانی ترجمه شده بصورت «بازسازی»، katartizo، به معنی «نوسازی» یا «درست کردن»می باشد. در عهد جدید در مورد «تعمیر» تورهای ماهیگیری (متی باب ۴ آیه ۲۱) بکار برده شده است و روند جا اندازی استخوان شکسته را در مفهوم پزشکی در ادبیات یونانی توصیف می کند. به همان صورت که ما دیگر ایمانداران را که ممکن است زمین بخورند و پایشان بشکند را رها نمی کنیم، به عنوان اعضای بدن مسیح، ما باید برای برادران و خواهرانمان در مسیح که ممکن است در مسیرمان بسوی ملکوت خدا لغزش و زمین خورده اند را با ملایمت سرپرستی کنیم.






از وسوسه برحذر باشید


«ناتان به داود گفت، آن مرد تو هستی» (اول سموئیل باب ۱۲ آیه ۷).


جدیت سخنان پولس در غلاطیان باب ۶ آیه ۱ برای محافظت از زندگی خودمان است تا مبادا ما نیز گرفتار وسوسه بشویم و این موضوع مهم نباید نادیده گرفته بشود. اشاره به ضرورت و نگرانی شخصی میتواند در اندرز پولس دیده شود – بطریقی که او درخواست خویش را عرضه میدارد. واژه ترجمه شده بصورت «ملاحظه کردن» یا «مواظب بودن» بطور دقیق یعنی «با دقت نگاه کردن» یا «توجه دقیق داشتن» می باشد (رومیان باب ۱۶ آیه ۱۷ را با فیلیپیان باب ۲ آیه ۴ مقایسه کنید). بنابراین آنچه پولس از نظر ادبی می گوید این است که «بدقت مراقب خود باشید» مبادا گناه بطور غافلگیر کننده شما را گرفتار سازد. پولس برای برجسته نمودن این هشدار، در نیمه نخست غلاطیان باب ۶ آیه ۱ از دوم شخص جمع («همه شما یا شماها») به دوم شخص مفرد (تو) در نیمه دوم آیه تغییر جهت می دهد. این هشداری کلی نیست که برای تمامی جماعت کلیسا صدق کند؛ بلکه هشداری شخصی خطاب به تک تک افراد درون کلیسا می باشد.


پولس صراحتا به ماهیت وسوسه ای که غلاطیان را نسبت به آن هشدار می دهد اشاره نمی کند. شاید او خطایی خاص را در ذهن نداشت و در واقع به خطرات گناه هر چه که باشد و اینکه آنها یکدیگر را اصلاح کنند، اشاره میکرد. در عین حال سخنان او در غلاطیان باب ۵ آیه ۲۶، مخالف با «متکبر شدن یا خود بزرگ بینی» را نشان می دهد که او آنها در برابر این احساس هشدار میدهد که نسبت به اصلاح کنندگان از خود برتری و نخوت روحانی نشان ندهند.


چرا پولس نیاز داشت که به غلاطیان در مورد غرور روحانی هشدار بدهد؟ اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۱۲، متی باب ۲۶ آیه ۳۴ و دوم سموئیل باب ۱۲ آیات ۱ تا ۷ را ببینید.


یکی از بزرگترین خطراتی که گام برداشتنهای مسیحی را تهدید می کند، احساس غرور روحانی است که باعث می شود که ما فکر کنیم به نوعی در برابر ارتکاب به برخی از گناهان مصون هستیم. واقعیت عاقلانه این است که همه ما طبیعت گناهکار یکسانی داریم –طبیعتی که در مغایرت با خدا قرار دارد. از این رو، بدون قدرت بازدارنده روح خدا، بسته به شرایط، امکان لغزش وارتکاب به هر گناهی را داریم. چنین آگاهی از هویت واقعیمان خارج از مسیح می تواند ما را از سقوط در گناه خود برتر بینی روحانی حفظ نماید و همچنین می تواند بما کمک کند تا با افرادی که لغزش میخورند همدردی بیشتری داشته باشیم.






متحمل شدن بار سنگین مسئولیت

(غلاطیان باب ۶ آیات ۲ تا ۵)


پولس علاوه بر احیای افرادی که در خطا سقوط کرده بودند چه دستورالعمل های دیگری به ایمانداران در غلاطیه میدهد؟ (غلاطیان باب ۶ آیات ۲ تا ۵ ؛ رومیان باب ۱۵ آیه ۱ و متی باب ۷ آیه ۱۲ را نیز ببینید).


واژه«بار» در غلاطیان باب ۶ آیه ۵ از واژه یونانی baros ترجمه شده است. این واژه از نظر ادبی به وزنی سنگین یا باری اشاره دارد که فردی باید برای مسافتی طولانی حمل می نمود. اگر چه با گذشت زمان، این واژه به استعاره ای برای انواع سختی ها و مشکلات از جمله بار کار روزانه دراز مدت در هوایی گرم تبدیل شده است (متی باب ۲۰ آیه ۱۲). در حالی که موضوع بدیهی دستور پولس به «متحمل شدن بار یکدیگر» بطور حتم شامل لغزش های اخلاقی دیگر ایمانداران که در آیه پیش از آن اشاره شد، می باشد، مفهوم تحمل باری که او در ذهن دارد بسیار گسترده تر می باشد. دستورالعمل های پولس چندین بینش روحانی در مورد زندگی مسیحی نمایان می سازند که نباید نادیده گرفته شوند.


نخست همانطور که تیموتی جورج (Timothy George) بیان می کند، «تمام مسیحیان بارهایی دارند. نوع بارهای ما با توجه به آنچه که خدا برای زندگی ما مقدر فرموده، در اندازه و شکل متفاوت خواهند بود. برای برخی این بار سنگین، وسوسه و عواقب لغزش اخلاقی است ، همانطور که در اینجا در آیه ۱ بیان گردید. برای دیگران ممکن است ناراحتی جسمی یا اختلال روانی و یا بحران خانوادگی یا عدم اشتغال و یا ظلم شیطانی یا ازدحام چیزهای دیگر باشد؛ اما هیچ مسیحی از بار معاف و استثنا نیست.» – Galatians, p. ۴۱۳


دوم اینکه، خدا قصد ندارد که ما تمام بارهایمان را به تنهایی به دوش بکشیم. متأسفانه، ما اغلب بیشتر مایلیم به دیگران در تحمل بارهایشان کمک کنیم، بیشتر از آنچه اجازه بدهیم آنها نیز ما را یاری کنند. پولس این رفتار به خودمتکی بودن (غلاطیان باب ۶ آیه ۳) را به عنوان غرور انسانی محکوم می کند، وقتی که ما از اعتراف به این که ما نیز نیازها و نقاط ضعفی داریم، اجتناب می ورزیم. چنین غروری نه تنها ما را از آرامش دیگران محروم می سازد بلکه همچنین دیگران را از تحقق مأموریتی که خدا آنها را به انجامش فراخوانده است باز می دارد.


در نهایت، خدا ما را فرا می خواند که بارهای دیگران را متحمل بشویم، زیرا از طریق اعمالمان است که آسایش و آرامش خدا آشکار می شود. این مفهوم بر پایه این واقعیت ساخته شده است که کلیسا بدن مسیح می باشد. تصویری از این در سخنان پولس وجود دارد، «لیکن خدایی که تسلی دهنده افتادگان است، ما را به آمدن تیطس تسلی بخشید» (دوم قرنتیان باب ۷ آیه ۶). توجه داشته باشید که «آسایش و تسلی خدا از طریق دعاهای خصوصی و منتظر خداوند بودن به پولس داده نشد بلکه از طریق همراهی او با یک دوست و از طریق مژده انجیل بود که او آورد.


«دوستی بشری که ما در آن بار یکدیگر را بدوش می کشیم، بخشی از هدف خدا برای قومش می باشد.» – جان آر. دابلیو. اسکات، پیام غلاطیان صفحه ١٥٨ .


John R. W. Stott, The Message of Galatians, p. 158






شریعت مسیح (غلاطیان باب ۶ آیات ۲ تا ۵)


پولس تحمل بار را با کامل شدن شریعت مسیح مرتبط می سازد. منظور او از گفتن شریعت مسیح چیست؟ غلاطیان باب ۵ آیه ۱۴، باب ۶ آیه ۲ ؛ یوحنا باب ۱۳ آیه ۳۴ ؛ متی باب ۲۲ آیات ۳۴ تا ۴۰.


استفاده پولس از عبارت «شریعت مسیح» (ton nomon tou Christou) در هیچ کجای دیگر کتاب مقدس دیده نمیشود، اگر چه او در اول قرنتیان باب ۹ آیه ۲۱ از اصطلاحی مشابه استفاده می کند (ennomos Christou). منحصر بفرد بودن این عبارت باعث بوجود آمدن تفاسیر مختلفی شده است. برخی به اشتباه چنین استدلال می کنند که این گواهی بر این است که شریعت خدا که در کوه سینا داده شد با شریعتی متفاوت یعنی با شریعت مسیح جایگزین شده است. برخی دیگر ادعا می کنند که واژه شریعت در واقع به معنی یک «اصل» عمومی می باشد (رومیان باب ۷ آیه ۲۱ را ببینید)، یعنی ما در تحمل بارهای دیگران پیرو الگوی عیسی هستیم. در حالی که تفسیر دوم از محاسنی برخوردار است، موضوع و اصطلاحات یکسان آن با غلاطیان باب ۵ آیه ۱۴ نشان می دهند که «کامل شدن شریعت مسیح» اشاره ای دیگر به کامل شدن شریعت اخلاقی از طریق محبت می باشد. پولس پیشتر در رساله اش نشان داد که احکام اخلاقی با آمدن مسیح باطل نشدند. در عوض شریعت اخلاقی تفسیر شده از طریق محبت همچنان به ایفایی نقشی مهم در زندگی مسیحی ادامه می دهند. این خلاصه آن چیزی است که عیسی در طول رسالت زمینی خویش تعلیم داد و همچنین در مدت زندگی و حتی در مرگش آنرا بکمال رساند. ما در تحمل مشکلات دیگران، تنها قدم های عیسی را دنبال نمی کنیم بلکه همچنین شریعت را کامل میکنیم.


موضوع دیگری که در این آیات مطرح می شود، تناقض آشکار میان غلاطیان باب ۶ آیه ۲ و باب ۶ آیه ۵ می باشد. اگر چه این مشکل وقتی که متوجه می شویم پولس از دو واژه متفاوت برای توصیف دو موقعیت مختلف استفاده کرده است، رفع می شود. همانطور که تاکنون دیده ایم، واژه (بار) در آیه ۲ (baros)، به باری سنگین که باید برای مسافتی طولانی حمل می شد، اشاره دارد. با این حال واژه phortion در آیه ۵ به بار یک کشتی، کوله پشتی یک سرباز و یا حتی نوزادی در رحم اشاره دارد. در حالی که بارهای پیشین می توانند کنار گذاشته شوند اما در مورد بارهای دوم چنین نمی باشد. یک مادر باردار می بایست خود، فرزندش را حمل کند. همانطور که این مثال نشان میدهد، بارهایی وجود دارند که دیگران می توانند در تحملشان به ما کمک کنند اما بارهایی هستند که هیچ انسان دیگری نمی تواند برای ما آنها را بدوش بکشد، از جمله بار وجدانی گناهکار، رنج و مرگ. برای اینها ما باید تنها به کمک خدا تکیه کنیم (متی باب ۱۱ آیات ۲۸ تا ۳۰).






کاشتن و درو کردن (غلاطیان باب ۶ آیات ۶ تا ۱۰)


در غلاطیان باب ۶ آیه ۷، واژه ترجمه شده بصورت «استهزا» (mukterizo)، تنها در اینجا در عهد جدید بکار رفته است، اگر چه اغلب در ترجمه یونانی عهد قدیم دیده می شود. این واژه دقیقا به معنای «تحقیر نمودن» است. در عهد قدیم معمولاً به خوار شمردن انبیا خدا اشاره دارد (دوم تواریخ باب ۳۶ آیه ۱۶، ارمیا باب ۲۰ آیه ۷ و حتی یکبار برای توصیف آشکار طغیان نسبت به خدا بکار رفته است (حزقیال باب ۸ آیه ۱۷).


منظور پولس این است که مردم ممکن است خدا را نادیده بگیرند و یا حتی به فرمانهایش بی احترامی کنند، اما آنها نمی توانند خدا را گول بزنند. او داور نهایی می باشد و آنها در پایان باید بهای اعمال خود را پرداخت کنند.


غلاطیان باب ۶ آیه ۸ را بخوانید. منظور پولس در اینجا چیست؟ چه نمونه هایی می توانید در کتاب مقدس از شخصیت هایی که برای جسم یا برای روح می کارند بیابید؟ (برای مثال اعمال رسولان باب ۵ آیات ۱ تا ۵ ، لوقا باب ۲۲ آیه ۳ ، دانیال باب ۱ آیه ۸ ، متی باب ۴ آیه ۱ را ببینید).


تشبیه و مَثَلِ پولس درباره کاشتن و درو کردن منحصر بفرد نمی باشد. این یک واقعیت زندگی است که در بسیاری از ضرب المثل های باستانی بیان شده است. اگر چه، آنچه که اهمیت دارد چگونگی استفاده پولس از آن در برجسته نمودن نظریات پیشینش در مورد جسم و روح می باشد. جیمز دی. جی. دان (James D. G. Dunn) می نویسد، «معادلی امروزی این است که ما آزادی انتخاب داریم اما در انتخاب عواقب تصمیماتمان آزاد نیستیم.» – غلاطیان صفحه ٣٣۰ .


Galatians, p. 330


اگر چه خدا همیشه ما را از عواقب زمینی گناهانمان نجات نمی دهد، لیکن نباید از ناامیدی نسبت به انتخاب های بدی که داشته ایم مغلوب بشویم. می توانیم خوشحال باشیم که خدا گناهان ما را بخشیده است و ما را به عنوان فرزندان خویش پذیرفته است. ما باید بر روی فرصت هایی که اکنون داریم برای سرمایه گذاری در چیزهایی که برداشتی آسمانی را به همراه خواهند داشت تمرکز کنیم.


در ضمن، غلاطیان باب ۶ آیه ۱۰ این نکته را نشان می دهد که «اصول اخلاقی مسیحی تمرکزی دوگانه دارند: یکی جهانی که مورد استقبال همه است، ’با جمیع مردم احسـان بنماییم‘ و دیگری ویژه و خاص می باشد، ’علیالخصوص با اهل بیت ایمان‘. درخواست جهان شمول پولس بر پایه این حقیقت بود که همه مردم در همه جا در تصویر خدا خلق شده اند و از این رو در نظر خدا بی نهایت با ارزش هستند. هر زمان که مسیحیان این داده اصلی مکاشفه کتاب مقدس را فراموش کرده اند، بطور اجتناب ناپذیر قربانی گناه نژاد پرستی، تبعیض جنسی، قبیله گرایی، تبعیض طبقاتی و هزاران تعصب و عدم تحمل عقاید مخالف دیگری که اجتماع بشری را از آدم و حوا تا امروزه تحت تاثیر قرار داده اند، شده اند.» – تیموتی جورج، غلاطیان صفحه ۴۲۷ و ۴۲۸ .


Timothy George, Galatians, pp. 427, 428






تفکری فراتر: «روح خدا شرارت را تحت کنترل وجدان نگه می دارد. زمانی که انسان خود را بالاتر از تأثیر روح تمجید می کند، محصولی از شرارت را درو می کند. روح بر چنین فردی کمترین تأثیر را برای اجتناب وی از کاشتن بذرهای نافرمانی دارد. هشدار ها قدرت کمتری بر او دارند. او به تدریج ترس خود را از خدا از دست می دهد. برای جسم می کارد و در نتیجه فساد برداشت خواهد نمود. زمان برداشت بذری که خود کاشته فرا رسیده است. او فرمانهای مقدّس خدا را تحقیر می کند. قلب جسمی وی به قلبی سنگی تبدیل می شود. مقاومت در برابر حقیقت او را گرفتار شرارت می کند. به این دلیل که بشر بذر شرارت را کاشت است که بی قانونی، جرم و خشونت در جهان پیش از طوفان بوجود آمد.


«همه باید نسبت به اهریمن که جان بواسطه او هلاک میگردد هشیار باشند. این به خاطر هیچیک از حکمهایی نیست که خدا بر علیه انسان صادر نموده است. او بشر را از نظر روحانی نابینا نمی کند. خدا برای قادر ساختن بشر به تشخیص حقیقت از خطا نور و شواهد کافی ارزانی داشته است. اما او بشر را به دریافت حقیقت وادار نمی کند. او بشر را در انتخاب خوبی یا بدی آزاد می گذارد. اگر بشر یکبار در برابر شواهدی که برای هدایت عقیده اش به جهت درست کافی هستند، مقاومت نماید و بدی را انتخاب نماید، بار دوم اینکار را آسانتر انجام خواهد داد. بار سوم نیز او با اشتیاق بیشتری خود را از خدا دور خواهد ساخت و قرار گرفتن در سمت شیطان را انتخاب خواهد کرد. و او به این روند ادامه خواهد داد تا در شرارت باقی بماند و دروغی را که به عنوان حقیقت اجر نهاده را باور کند. مقاومت او محصولی را ببار آورده است. » – الن جی. وایت، کتاب مقدس تفسیری ادونتیستهای روز هفتم جلد ششم صفحه ۱۱۱۲ .


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1112




خلاصه: نشان حضور خدا در میان امت خویش در روح مسیحانه است که درون کلیسا هویدا میشود. و این نشان میتواند از طریق بخشش و احیا به کسانی که خطا ورزیده اند با چگونگی کمک به یکدیگر در مشقات متجلی گردد. و نیز با مشارکت در اعمال خودخواسته مهرآمیز نه تنها با همکیشان خود بلکه با بی ایمانان بروز میکند.


درس چهاردهم


۲۳ تا ۲۹ سپتامبر


فخر به صلیب






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۶ آیات ۱۱ تا ۱۸؛ رومیان باب ۶ آیات ۱ تا ۶ ، باب ۱۲ آیات ۱ تا ۸ ؛ دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۰، باب ۵ آیه ۱۷، باب ۱۱ آیات ۲۳ تا ۲۹.


آیه حفظی: «لیکن حاشا از من که فخر کنم جز از صلیب خداوند ما عیسی مسیح که بوسیله او دنیا برای من مصلوب شد و من برای دنیا» (غلاطیان باب ۶ آیة ۱۴).


این مطالعه در باب غلاطیان بسیار مهیج و حاد بود. این بدین دلیل است که خود این رساله حاد می باشد. پولس از فراخوانده شدن خود و حقیقت آنچه که موعظه می کرد آگاه بود (نباید فراموش کنیم که، همانطور که او بارها گفت، آن حقیقت از طرف خداوند بود)، با شوری الهام شده از انبیا عهد قدیم، اشعیا، ارمیا، هوشع. درست همانطور که آنها در زمان خود از قوم خدا خواستند که دست از خطا بردارند، پولس نیز در اینجا همین کار را با مردم زمان خود انجام می دهد.


مهم نیست که شرایط اضطراری چه بودند، در انتها کلام ارمیا می توانست به آسانی در مورد غلاطیان بکار رود، درست همانطور که برای مردم زمان خودش صدق می کرد: «خداوند چنین میگوید: حکیم، از حکمت خود فخر ننماید و جبّار، از تنومندی خویش مفتخر نشود و دولتمند از دولت خود افتخار نکند. بلکه هر که فخر نماید از این فخر بکند که فهم دارد و مرا میشناسد که من یهوه هستم که رحمت و انصاف و عدالت را در زمین بجا میآورم زیرا خداوند میگوید در این چیزها مسرور میباشم» (ارمیا باب ۹ آیات ۲۳ و ۲۴).


حکمت با شکوه بشری ما، ثروت هایمان و توانایی هایمان، هیچ کجا پوچی و بی فایدگی شان شفاف تر از زمان قبل از صلیب مسیح نبوده است –تمرکز رساله پولس به گله گمراهش در کلیسای غلاطیه است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳۰ سپتامبر آماده شوید.




دستان خود پولس


اظهارات پایانی پولس در غلاطیان باب ۶ آیات ۱۱ تا ۱۸ را با اظهارات نهایی که او در سایر رسالههایش بیان می کند، مقایسه کنید. پایان رساله غلاطیان به چه روش هایی مشابه با و یا متفاوت از آنها می باشد؟ (اظهارات پایانی در رومیان، اول و دوم قرنتیان ، افسسیان، فیلیپیان،کولسیان و اول و دوم تسالونیکیان را ببینید.)


اظهارات پایانی پولس همواره یکسان نیستند، اما تعدادی عناصر مشترک در آنها دیده می شود: (۱) درود فرستادن به افرادی خاص، (۲) هشدار و نصیحت پایانی، (۳) امضای شخصی و (۴) دعای اختتام. هنگامی که این ویژگی های معمولی با اظهارات پایانی پولس در غلاطیان مقایسه می شوند، دو تفاوت قابل توجه به چشم می خورد. نخست، رسالة غلاطیان بر خلاف بسیاری از رساله های پولس، حاوی هیچ درود و احوالپرسی شخصی نمی باشد. چرا؟ درست مانند نبودن شکرگزاری سنتی در آغاز رساله اش، این احتمالاً نشانه بیشتری از رابطه تیره و تار میان پولس و غلاطیان می باشد. پولس مؤدب اما رسمی است.


دوم، ما باید بیاد داشته باشیم که این عادات پولس بود که لحن رساله هایش را تشکیل می داد (رومیان باب ۱۶ آیه ۲۲). پولس سپس پس از اتمام، اغلب خود قلم را بر می داشت و چند کلمه ای مختصر با دست خط خود در پایان رساله می نوشت (اول قرنتیان باب ۱۶ آیه ۲۱). اگر چه در غلاطیان پولس از عادت خود منحرف شد. هنگامی که او قلم را از کاتب می گیرد همچنان در مورد شرایط غلاطیه بسیار نگران است که در عوض، هشدار های بیشتری را مینویسد. او در واقع تا زمانی که یکبار دیگر از غلاطیان در خواست نکند که از کارهای احمقانه خویش دست بردارند، قلم را بر زمین نمی گذارد.


در غلاطیان باب ۶ آیه ۱۱، پولس تأکید می کند که رساله را با حروف درشت نوشت. ما دقیقاً دلیل آن را نمی دانیم. برخی تصور کرده اند که پولس اشاره به اندازه حروف نداشت بلکه به شکل نوشتاری آنها اشاره می کرد. آنها اظهار می کنند که شاید دست های پولس از شکنجه علیل شده بود یا از درست کردن چادر پیچ خورده بودند که نمیتوانست حروفش را بدرستی بنویسد. گروهی دیگر بر این باورند که نظریات وی، شواهد بیشتری از دید کم وی ارائه می کنند. اگر چه هر دو نظریه امکان پذیر می باشند، اما به نظر می رسد که این نظریه که پولس عمداً با حروف بزرگ می نوشت تا منظور خود را با تأکید بیشتری برساند، قابل قبول تر می باشد، درست مانند روشی که ما ممکن است برای تأکید بر کلمه یا مفهومی مهم، زیر آن خط کشیده، آن را بصورت مایل یا با حروف بزرگ بنویسیم. به هر دلیلی، پولس مطمئناً می خواست که خوانندگانش به هشدارها و تذکرات وی توجه کنند.




فخر به جسم


غلاطیان باب ۶ آیات ۱۲ و ۱۳ را بخوانید. پولس در این آیات چه چیزی می گوید؟


اگر چه پولس سابقاً به هدف و برنامه کار و انگیزه مخالفان خود اشاره کرده است (غلاطیان باب ۱ آیه ۷، باب ۴ آیه ۱۷)، اظهارات وی در غلاطیان باب ۶ آیات ۱۲ و ۱۳ نخستین نظریات صریحی می باشد که او درباره مخالفانش بیان می کند. او آنها را به این صورت توصیف می کند که «گویی میخواهند صورتی نیکو در جسم نمایان سازند». عبارت «صورتی نیکو»در زبان یونانی به معنی «چهره خوب» به خود گرفتن می باشد. در واقع، واژه معادل «چهره» در زبان یونانی با واژه نقاب بازیگر یکسان می باشد و این واژه حتی بصورت استعاری برای اشاره به نقش یک بازیگر مورد استفاده قرار گرفته است. به عبارت دیگر، پولس می گوید که این مردم مانند بازیگرانی بودند که بدنبال جلب رضایت مخاطبان بودند. در فرهنگی مبتنی بر افتخار و شرم، انطباق ضروری می باشد و کسانی که به اشتباه تعلیم می دهند، به نظر می رسد که بدنبال بهبود درجه افتخار خود نزد هموطنان یهودیشان و سایر مسیحیان یهودی در اورشلیم بودند.


پولس به نکته مهمی درباره یکی از انگیزهای ایشان اشاره می کند –تمایل به اجتناب از جفا. اگر چه جفا بطور حتم میتواند بیشتر بصورتهای تجسمی شامل تعدی و آسیبهای جسمی درک شود اما میتواند بشکلهایی ملایمتر از آزار و ایذا و طرد و در انزوا قرار دادن، بهمانگونه زیانبار باشد. پولس و سایر افراد متعصب افراطی در یهودا، یکبار این روش را انجام داده بودند (غلاطیان باب ۱ آیه ۱۳)، اما گزینه دوم نیز تأثیراتش را بر غلاطیان داشت.


رهبران مذهبی یهود همچنان تاثیر سیاسی قابل توجهی در بسیاری از مناطق داشتند. آنها دارای مجوزی رسمی در روم بودند؛ از این رو، بسیاری از ایمانداران یهودی، مشتاق به حفظ روابط خوب با ایشان بودند. آشوبگران در غلاطیه توسط ختنه غیر یهودیان و تعلیم آنان برای نگه داشتن تورات، توانسته بودند زمینه مشترکی با یهودیان محلی بیابند. این نه تنها آنها را قادر می ساخت که رابطه دوستانه با کنیسه را حفظ کنند، بلکه آنها حتی می توانستند روابط خود با ایمانداران یهودی در اورشلیم، کسانی که در مورد کار انجام شده مربوط به غیر یهودیان شک و تردید داشتند را تقویت کنند (اعمال رسولان باب ۲۱ آیات ۲۰ و ۲۱). بدون شک کارهای ایشان از یک لحاظ توانسته بود شهادت آنها به یهودیان را مؤثرتر بسازد.


پولس هر وضعیتی را که در ذهن دارد، منظورش روشن است : «و همه کسانی که میخواهند در مسیح عیسی به دینداری زیست کنند، زحمت خواهند کشید» (دوم تیموتاوس باب ۳ آیه ۱۲).






فخر به صلیب (غلاطیان باب ۶ آیة ۱۴)


«لیکن حاشا از من که فخر کنم جز از صلیب خداوند ما عیسی مسیح که بوسیله او دنیا برای من مصلوب شد و من برای دنیا» (غلاطیان باب ۶ آیة ۱۴).


پولس که انگیزه هایی که برخی را به اسرار بر ختنه بر می انگیخت، افشا نموده بود، برای آخرین بار پیام انجیل خود را به غلاطیان ارائه می کند، اما تنها بصورت خلاصه. برای پولس، انجیل بر پایه دو اصل اساسی می باشد: (۱) مرکزیت صلیب (آیه ۱۴) و (۲) اصل عدالت (آیه ۱۵). مطالعه امروز بر روی مورد نخست می باشد.


برای ما که در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم، درک شوک آوری که نظریات پولس درباره صلیب (غلاطیان باب ۶آیه ۱۴) در اصل انتقال می دادند، دشوار می باشد. امروزه صلیب مسیح نمادی رایج و محبوب می باشد که برای اکثر مردم احساس مثبتی را تداعی می کند. اگر چه در زمان پولس، صلیب چیزی برای فخر نبود بلکه چیزی بود که خوار شمرده می شد. یهودیان ایده مسیح مصلوب را اهانت وار می دانستند و رومیان مصلوب شدن را چنان منفور می دیدند که حتی به عنوان نوعی مجازات مناسب شهروندان روم، به آن اشاره ای نشده است.


نگاه تحقیر آمیزی که جهان باستان نسبت به صلیب مسیح داشت، بوضوح در نخستین نقاشی های موجود از مصلوب شدن دیده می شود. یک قطعه نقاشی باستانی با قدمت مربوط به اوایل قرن دوم، مصلوب شدن مردی با سر یک الاغ را به تصویر می کشد. در زیر صلیب و مجاور با نقاشی مردی با دستان گشوده به دعا، چنین نوشته شده است: «الکساندر خدای خود را پرستش می کند». نکته روشن است: صلیب مسیح به تمسخر گرفته شده است. در این زمینه است که پولس جسورانه اعلام می کند که نمی تواند به چیزی جز صلیب مسیح مباهات نماید!


صلیب مسیح چه تفاوتی در رابطه پولس با جهان بوجود آورد؟ غلاطیان باب ۶ آیه ۱۴؛ رومیان باب ۶ آیات ۱ تا ۶ ، باب ۱۲ آیات ۱ تا ۸ ؛ فیلیپیان باب ۳ آیه ۸ .


صلیب مسیح همه چیز را برای ایماندار تغییر می دهد. ما را نه تنها برای ارزیابی مجدد دیدگاهمان نسبت بخود به چالش می کشد، بلکه همچنین اینکه ما چگونه با جهان مرتبط می شویم. جهان در این دوران فعلی پر شرر و تمام آنچه که به آن انحصار دارد (اول یوحنا باب ۲ آیه ۱۶) – در مخالفت با خدا قرار دارد. از آنجایی که ما با مسیح مرده ایم، جهان دیگر مانند قبل قدرت ندارد تا ما را به اسارت بگیرد و زندگی گذشته دنیاپرستانه ، دیگر وجود ندارد. پیرو مقایسه پولس، شکاف میان ایماندار و جهان باید بگونه ای باشد که گویا آنها از نظر یکدیگر مرده اند.






خلقت جدید


پولس با تاکید بر مرکزیت صلیب مسیح در زندگی مسیحی، اکنون بر اصل اساسی دوم پیام انجیل خود تاکید دارد: عادل شمرده شدن از طریق ایمان.


همانطور که در تمام این فصل دیده ایم، پولس اساساً سنت ختنه را بر خلاف انجیل می دانست. اگر چه او خود با این عمل مخالف نمی باشد. پولس چندین بیانیه شدید بر علیه ختنه ابراز نموده است (غلاطیان باب ۵ آیه ۲ تا ۴ را ببینید)، اما او نمی خواهد غیر یهودیان چنین استنتاج کنند که مختون نبودن برای خدا خوشایندتر از مختون بودن است. منظور وی چنین نمی باشد، زیرا یکی می تواند در مورد کارهایی که دیگران انجام می دهند یا نمی دهند، رویه قانون گرایانه یا احکام پرستانه داشته باشند. از نظر روحانی، موضوع ختنه بی ربط می باشد. مذهب حقیقی ریشه کمی در رفتارهای بیرونی دارد و بیشتر در وضعیت قلب بشری ریشه دارد. همانطور که خود عیسی فرمود، یک فرد می تواند ظاهری فوق العاده داشته باشد اما از نظر روحانی در درون فاسد باشد (متی باب ۲۳ آیه ۲۷).


منظور از خلقت تازه چیست؟ (غلاطیان باب ۶ آیه ۱۵، دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۷). شما خود چگونه مفهوم این مطلب را تجربه کرده اید؟


واژه یونانی ktisis بصورت «خلقت»ترجمه شده است. هم می تواند به یک «مخلوق» فردی (عبرانیان باب ۴ آیه ۱۳) و یا به روند کار «خلقت» (رومیان باب ۸ آیه ۲۲) اشاره کند. در هر دو مورد، این واژه دلالت بر کارهای خالق دارد. این منظور پولس می باشد. تبدیل شدن به«مخلوقی جدید» چیزی نیست که بتواند با تلاش بشری بدست بیاید –چه ختنه و یا هر چیز دیگری. عیسی به این روند به عنوان «حیات تازه یا تولد دوباره» (یوحنا باب ۳ آیات ۵ تا ۸) اشاره می کند. این عمل الهی است که خدا بواسطه آن فردی را که از نظر روحانی مرده است، در وی زندگی روحانی می دمد. این نیز استعاره ای دیگر برای توصیف عمل نجات دهنده ای می باشد که پولس معمولاً به عنوان عدالت از طریق ایمان از آن یاد می کند.


پولس در دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۷، با جزئیات بیشتری در مورد این تجربه خلقت جدید سخن می گوید. پولس در این آیه، توضیح می دهد که تبدیل شدن به مخلوقی جدید، معنایی بیشتر از تنها تغییر در وضعیت ما در کتابهای آسمانی دارد؛ این تغییری در زندگی امروزی ما ایجاد می کند. همانگونه که تیموتی جورج می نویسد، «شامل روند کامل متحول شدن می باشد: کار احیاء کننده روح القدس که منتهی به توبه و ایمان می شود، روند روزانه ریاضت و احیا، رشد مداوم در پرهیزکاری که سرانجام به مشابهت به صورت مسیح منتهی میشود. .» غلاطیان صفحه ٤٣٨. – Galatians, p. ۴۳۸


اگر چه تبدیل شدن به مخلوقی جدید، چیزی نیست که ما را عادل می کند. در عوض، این تغییر ریشه ای بدون شک مظهر چیزی است که عادل شمرده شدن را تفهیم مینماید.






سخن آخر (غلاطیان ٦: ١٦-١٨)


پولس دعای خیر خود را به کسانی ارزانی میدارد که «از این قاعده پیروی مینمایند» (غلاطیان باب ۶ آیه ۱۶). با توجه به موضوع، فکر می کنید که پولس از چه قاعده ای سخن می گوید؟


واژه ترجمه شده به «قاعده»، به معنی میله یا چوبی صاف است که در بنایی یا نجاری برای اندازه گیری استفاده میشد. این واژه در نهایت معنایی مجازی به خود گرفت و به قواعد و معیارهایی که انسان بواسطه آنها چیزی را ارزیابی می کند، اشاره دارد. برای مثال، هنگامی که مردم درباره مجموعه عهد جدید سخن می گویند، منظور ایشان بیست و هفت کتاب عهد جدید می باشند که برای تعیین باور و عمل کلیسا معتبر می باشند. بنابراین، اگر تعلیمی به سطح این کتابها نرسد، قابل قبول نمی باشد.


علائم خداوند عیسی که پولس در جسمش دارد، کدامند؟ منظور او از نوشتن اینکه هیچ کس نباید به خاطر آنها او را «برنجاند» چیست؟ آیا ممکن است غلاطیان باب ۶ آیه ۱۴ به پاسخ این پرسش کمک کند؟ غلاطیان باب ۶ آیه ۱۷؛ دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۰، باب ۱۱ آیات ۲۳ تا ۲۹.


واژه علامت یا نشان از واژه یونانی stigmita می آید که واژه انگلیسی stigma نیز از آن گرفته شده است. پولس ممکن است اشاره به عمل رایج علامت گذاری بردگان با نشان اربابشان به عنوان نمونه ای از تعیین هویت، یا به عملی در برخی ادیان مرموز جایی که مرید خود را به عنوان نشانه ای از ایمان داغ می کند، اشاره داشته باشد. در هر صورت، «پولس با نشان خداوند عیسی بدون شک اشاره به زخمی مانده بر روی بدنش بر اثر شکنجه و سختی می باشد (دوم قرنتیان باب ۴ آیه ۱۰ و باب ۱۱ آیات ۲۴ تا ۲۷ را ببینید). مخالفان او اینک بر این اسرار دارند که ایمان آورندگان غیر یهودی او را به پذیرش نشان ختنه به عنوان علامتی از تسلیم آنها به یهودیت، وادار سازند. اما پولس نشانه هایی دارد که مبنی بر این هستند که او برده چه کسی شده است و اینکه برای او هیچ وفاداری جز مسیح وجود ندارد ... زخمی که پولس در حین خدمت اربابش از دشمنانش دریافت کرده بود، از سرسپردگی او به مسیح به شیوایی سخن می گفت.» –کتاب مقدس تفسیری ادونتیستهای روز هفتم جلد ششم صفحه ٩٨٩.


The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 989






تفکری فراتر: «صلیب جلجتا تمام قوای زمینی و دوزخی را به چالش می کشد و در نهایت بر آنها غلبه خواهد کرد. تمام تاثیرات بر صلیب متمرکز شده اند و بواسطه آن تمام تاثیرات ایجاد می شوند. صلیب کانون اصلی توجه می باشد؛ زیرا مسیح بر روی آن زندگی خود را برای نسل بشر از دست داد. این فداکاری به منظور احیای بشر به کمال اولیه اش ارائه شد. آری، بعلاوه، برای دادن شخصیت دگرگون شده کامل به بشر و تبدیل او به چیزی بیشتر از یک فاتح پیشکش شد.


«کسانی که در قدرت مسیح بر دشمنان بزرگ خدا و بشر غلبه می کنند، موقعیتی در تالار آسمان بالاتر از فرشتگانی که هرگز سقوط نکرده اند، بدست خواهند آورد.


مسیح اعلام می کند که ’من اگر از زمین بلند کرده شوم، همه را به سوی خود خواهم کشید.‘ اگر صلیب تاثیری به نفع خود نیابد، یک نمونه تاثیر ایجاد می کند. نسل به نسل، حقیقت این زمان به عنوان حقیقت امروزه آشکار شده است. مسیح بر روی صلیب واسطی بود که توسط وی رحمت و حقیقت با یکدیگر یکی شدند و عدالت و صلح بر یکدیگر بوسه زدند. این وسیله ای است که جهان را به جلو می راند.» – الن جی. وایت، برگرفته شده از مرجع زیر.


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 6, p. 1113.




خلاصه: مذهب حقیقی تنها مبتنی بر رفتار ظاهری نمیباشد، بلکه بر پایه وضعیت قلب نیز میباشد. زمانی که قلب تسلیم خدا بشود، زندگی فرد در حالی که در ایمان رشد میکند، بیشتر و بیشتر منعکس کننده شخصیت مسیح خواهد بود. قلب باید توسط مسیح مطیع بشود؛ هنگامی که این اتفاق بیافتد، تمام چیزهای دیگر اتفاق خواهند افتاد.