دونلود PDF -  راهنمای مطالعه کتاب مقدس - سه ماهه چهارم 2016 - کتاب ایوب

 

۱. پایان — (۲۴ تا ۳۰ سپتامبر) ۴

 

۲. جدال عظیم — (۱ تا ۷ اکتبر) ۱۳

 

۳. آیا خدا ترسی ایوب برای هیچ است؟ — (۸ تا ۱۴ اکتبر) ۲۱

 

۴. خدا و رنجهای بشر — (۱۵ تا ۲۱ اکتبر) ۳۰

 

۵. لعنت به روزگار — (۲۲ تا ۲۸ اکتبر) ۳۸

 

۶. نفرین بی سبب؟ — (۲۹ اکتبر تا ۴ نوامبر) ۴۶

 

۷. جزا — (۵ تا ۱۱ نوامبر) ۵۴

 

۸. خون بیگناه — (۱۲ تا ۱۸ نوامبر) ۶۳

 

۹. نشانههای امید — (۱۹ تا ۲۵ نوامبر) ۷۱

 

۱۰. خشم الیهو — (۲۶ نوامبر تا ۲ دسامبر) ۸۰

 

۱۱. از درون گردباد — (۳ تا ۹ دسامبر) ۸۹

 

۱۲. نجات دهنده ایوب — (۱۰ تا ۱۶ دسامبر) ۹۸

 

۱۳. شخصیت ایوب — (۱۷ تا ۲۳ دسامبر) ۱۰۶

 

۱۴. درسهایی از ایوب — (۲۴ تا ۳۰ دسامبر) ۱۱۴

 

Editorial Office: 12501 Old Columbia Pike, Silver Spring, MD 20904

 

Come visit us at our Web site: http://www.absg.adventist.org

 

Principal Contributor

Clifford R. Goldstein

 

Co-contributor

Steven Thompson

 

Editor

Clifford R. Goldstein

 

Associate Editor

Soraya Homayouni

 

Middle East and North Africa Union

 

Publishing Coordinator

Michael Eckert

 

Translation to Farsi

Behrouz Khanzdeh

 

Farsi Layout and Design

Marisa Ferreira and Eilen Citalán

 

Publication Manager

Lea Alexander Greve

 

Editorial Assistant

Sharon Thomas-Crews

 

Pacific Press® Coordinator

Wendy Marcum

 

Art Director and Illustrator

Lars Justinen

 

Design

Justinen Creative Group

 

حق چاپ محفوظ و مخصوص "کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم" میباشد. هیچیک از بخشهای این کتابچه راهنمای مطالعه

 

کتاب مقدس مدرسه سبت ویژه بزرگسالان بدون اجازه قبلی و کتبی از کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم )جنرال کنفرانس(

 

قابل ویرایش، تغییر، اصلاح ، اقتباس ، ترجمه ، تکثیر یا انتشار نیست. دفاتر بخشهای تابعه کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم

 

مجاز هستند تا طبق دستورالعمل ویژه ای ترتیبی اتخاذ نمایند تا کتابچه راهنمای مطالعه کتاب مقدس مدرسه سبت ویژه بزرگسالان

 

ترجمه گردد. حق طبع و نشر مطالب ترجمه شده و انتشارات آنان متعلق به کنگره عمومی است. عناوین )ادونتیستهای روز هفتم(

 

و )ادونتیست( و آرم شعله گون جزو اسامی و علامت تجاری ثبت شده متعلق به کنگره عمومی ادونتیستهای روز هفتم میباشد و

 

استفاده از آن بدون اجازه قبلی از کنگره عمومی ممنوع است.



Sabbath School Personal Ministries



پرسش همیشگی

 

برخلاف تمامی تبلیغات مغرضانه مخالفان، مسیحیان از دلایلی کاملا منطقی و عقلانی برای ایمان به خدا برخوردارند. گر چه برخی از برجسته ترین نوابغ و خردمندان تضمین کرده اند که مفاهیم تکاملی "فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت" و "جهش تصادفی"می تواند پیچیدگی، شگفتی و زیبایی زندگی را تشریح کند ولی این فرضیات از طرف بسیاری از مردم نه خریداری داشته و نه منطقی بنظر رسیده است. برخلاف اعلامیه رسمی علمی اخیر مبنی بر اینکه عالم از هیچ بوجود آمده است، بسیاری از مردم عقیده وجود خدایی ابدی را در ضدیت با فرضیه عَدَم ، توضیحی منطقی تر و قانع کننده تر برای خلقت یافته اند.

 

و با این حال، حتی با وجود اینکه منطق و استدلال بطور قطع اعتقاد ما را تایید میکند ولیکن مشکل "شرارت همیشه در صحنه" لاینحل باقی مانده است. و از این رو پرسش همیشگی این است: اگر خدایی که وجود دارد، که خدایی بسیار خوب ، مهربان و قدرتمند است، پس این رنج و عذاب زیاد بخاطر چیست؟

 

به همین خاطر در این ثلث از دروس ، کتاب ایوب را مطالعه میکنیم. جالب اینکه ایوب در زمره اولین کتابهای نوشته شده کتاب مقدس بود که با پرسش همیشگی درگیر و دار بود. خدا در همان ایام قدیم برای حل یکی از دشوار ترین مسائل ، پاسخهایی را ارائه نموده است.

 

البته او به برخی از مسائل پاسخ داده و نه به همه آنها. احتمالا هیچ یک از کُتُبِ کتاب مقدس نمیتوانند پاسخگوی همه سوالات باشند؛ حتی کتاب مقدس به عنوان یک مجموعه تمام و کمال نیز از عهده آن بر نمی آید. با این وجود، ایوب پردهای را کنار میزند و وجود واقعیتی ماوراء حواس و ادراک ما را آشکار میسازد و حتی فراتر از آنچه که ابزارهای علمی کمکی بتوانند. این موضوع ما را به حیطهای میرساند که بنظر میرسد که از قوه ادراک ما بسیار دور است ولی از جنبه ای دیگر نزدیک است.کتاب ایوب مانند سایر بخشهای کتاب مقدس به ما نشان میدهد: واقعیتهای طبیعی و ماوراء طبیعی به طور جدایی ناپذیری به هم مرتبط هستند. ایوب قاعده کلی و هشداری را با نمایشی غم انگیز که به شادی می انجامد به نمایش گذارد که پولس قرنها بعد آنرا ابراز نمود: (افسسیان باب ۶ آیه ۱۲).

 

اگرچه کتاب ایوب عمدتا درباره یک فرد به بحث پرداخته است، اما این داستان مربوط به همه ما نیز هست که از آن حیث همگی متحمل درد و رنجهایی هستیم که اغلب منطقی به نظر نمیرسند. و حتی داستان چهار مردی که نزد او میآیند، منعکس کننده وضعیت ماست ، مع الوصف ، در میان ما چه کسی برای درک و رفع مشکلات و مصائب دیگران تلاش ننموده است؟

 

با اینحال ، اگر کتاب ایوب را تنها به تلاش بشر رنج کشیده برای درک بشر رنج کشیده محدود کنیم، نکته بسیار مهمی را از دست میدهیم. داستان در مفاد محیط واقعه آشکار میشود که از جدال عظیم میان مسیح و شیطان نشات میگیرد و در اینجا با واقعی ترین عبارات بتصویر کشیده شده است. و بدین خاطر که آن نبرد، واقعیترین نبردهاست، که در آسمان آغاز شده ، در اینجا، قلب ، ذهن و جسم همه انسانها را به فرسودگی و درماندگی کشانده است.

 

دروس این ثلث ، به مطالعه داستان ایوب خواهد پرداخت؛ هم از بُعد نزدیک، با روایتی تلخ و شیرین ، و هم از فاصله ای دور، که در آن نه تنها آگاهی از چگونگی پایان کتاب، بلکه عیان نمودن ماجرا که در پشت پرده چه پنهان بوده و ریشه آن چه بوده است.پس به عنوان خواننده، نه تنها با آگاهی از کتاب ایوب بلکه از کل کتاب مقدس ، یک مسئله حاد بروز میکند و این که چگونه بتوانیم همه چیز را بهم ربط بدهیم. ما سعی میکنیم تا حد امکان نه تنها دلیل زندگی در جهان شرارت را بدانیم بلکه مهمتر از آن، نحوه زندگی در آن را بیابیم.

 

طبیعتا"، حتی پس از مطالعه کتاب ایوب و حتی در چارچوب محتوای بخشهای باقیمانده کتاب مقدس، "پرسش همیشگی" پابرجاست. با پاسخ همیشگی تضمین یافته ایم که : عیسی مسیح که بواسطه خون او رهایی یافتیم (افسسیان باب ۱ آیه ۷) – بواسطه او به همه سوالها پاسخ داده خواهد شد.

 

کلیفورد گولدستین سر دبیر کتابچه راهنمای مطالعات کتاب مقدس ویژه بزرگسالان است. او از سال ۱۹۸۴ در کنگره عمومی (جنرال کنفرانس) مشغول بکار بوده است.

 

درس اول

 

۲۴ تا ۳۰ سپتامبر

 

پایان






بعد از ظهر روز سبت

 

برای مطالعه این هفته آیات زیر را مطالعه کنید: ایوب باب ۴۲ آیات ۱۰ تا ۱۷؛ پیدایش باب ۴ آیه ۸؛ متی باب ۱۴ آیه ۱۰؛ اول قرنتیان باب ۴ آیه ۵؛ دانیال باب ۲ آیه ۴۴؛ ایوب باب ۱۴ آیات ۱۴ و ۱۵.

 

آیه حفظی: "عیسی بدو گفت: «من قیامت و حیات هستم. هر که به من ایمان آورد، اگر مرده باشد، زنده گردد" (یوحنا باب ۱۱ آیه ۲۵).

 

به دانشآموزان در کلاسهای نویسندگی اهمیت حُسن خِتام در یک قطعه ادبی آموزش داده میشود. بویژه در داستان پردازی که تمام نوشته ها غیر واقعی است، نویسنده باید خاتمه ای خوشایند ارائه دهد. اما حتی در موارد داستان واقعی یا مستند، حُسنِ خِتام حائز اهمیت است.

 

اما واقعیت چگونه است؟ حیات بطور فی نفسه چگونه میتواند باشد که نه در اوراق یک کتاب و نه در یک فیلمنامه مسطور است بلکه در واقعیتی از گوشت و خون متجلی گردیده است؟ داستانهای ما چگونه است؟ چه سر انجام و عاقبتی را در پی دارد ؟ چگونه پایان می یابد؟ آیا شرح های ناتمام و باقیمانده مانند یک قطعه ادبی خوب به هم ربط پیدا میکنند ؟

 

این حالت در همه موارد صدق نمیکند. اینطور نیست؟ وقتی داستانهای ما همواره به مرگ منتهی میشود چگونه میتواند ختم به خیر باشد؟ با این مضمون در واقع هرگز سرانجام خوشی نداریم زیرا مرگ چطور میتواند خوشایند باشد؟

 

همین قضیه درباره روایت ایوب نیز صدق میکند. اگرچه غالبا پایان آن خوشایند نشان داده میشود، دست کم در مقابل تمامی رنجهایی که ایوب متحمل شد، با این حال چندان خوشایند نیست زیرا این داستان نیز به مرگ ختم میشود.

 

دراین هفته مطالعه کتاب ایوب را از آخر آغاز میکنیم، زیرا پرسشهایی را در باره آخر زندگی ما مطرح میکند که تنها درباره وضعیت کنونی ما نیست بلکه مربوط به ابدیت و جاودانگی است.

 

* درس این هفته را برای آمادگی روز سبت اول اکتبر مطالعه کنید.




برای همیشه شاد و خوشبخت؟

 

اغلب اوقات داستان های کودکان با این جمله پایان می یابد: "و آنها پس از آن خوش و خرم زندگی کردند." در بعضی از زبان ها این جمله تقریبا کلیشه ای و تکراری شده است. تصور کلی این است که نمایشنامه هر چه که باشد: خواه ربوده شدن شاهزاده خانم ، یا گرگ زشت ، یا پادشاه خبیث ؛ در این ماجرا یک قهرمان و شاید همسر جدید او در پایان به پیروزی دست می یابند.

 

کتاب ایوب دست کم در نگاه اول، این چنین پایان می یابد. گذشته از مشکلات و مصیبت هایی که بر ایوب فرو افتاد، کتاب ایوب به گونه ای پایان می یابد که می توان آن را نسبتاً مثبت توصیف نمود.

 

آیات ۱۰ تا ۱۷ باب ۴۲ ایوب که آخرین آیات کل کتاب است را بخوانید. این آیات درباره عاقبت ایوب ، چه می گویند؟

 

بدون تردید: اگر از کسی درباره کتابی از کتاب مقدس در باره ختم به خیر شدن شخصیت اصلی اش (نقش اول) بپرسید، یعنی کتابی که پایان آن "عاقبت و سرانجام خوش" باشد، بسیاری پاسخ خواهند داد: کتاب ایوب.

 

گذشته از هرچیز، در پایان کتاب به مایملک ایوب نگاه کنید. خانواده و دوستانی که در هنگام سختیها در اطرافش نبودند (به استثنای اِلیفاز، بَلدَد، صوفر، اِلیهو و همسر ایوب)، که همگی آمده و او را دلداری میدهند. آنها سخاوتمند نیز بودند و به او پول هم دادند. وقتی داستان پایان یافت، ایوب به دو برابر بیش از آنچه که در ابتدا داشت نائل گردید، دست کم از نظر ثروت مادی (ایوب باب ۴۲ آیه ۱۲ را با ایوب باب ۱ آیه ۳ مقایسه کنید). او ده فرزند داشت، هفت پسر و ۳ دختر داشت که جایگزین هفت پسر و سه دختری که مردند، شده بودند (ایوب باب ۱ آیات ۲، ۱۸ و ۱۹ را ببینید) و در آن سرزمین هیچ زنی ”مثل دختران ایوب زنان نیکو صورت یافت نشدند" (ایوب باب ۴۲ آیه ۱۵)، چیزی که درباره اولین فرزندان او گفته نشده است. و این مرد که بسیار مطمئن بود که هر آن رو بموت است، ۱۴۰ سال دیگر عمر کرد. "پس ایوب پیر و سالخـورده شـده، وفات یافت" (ایوب باب ۴۲ آیه ۱۷). عبارت "سالخورده" یا ترجمه تحت اللفظی از انگلیسی (روزهای بیشمار) در زبان عبری (گاهی اوقات «مملو از سالها» ترجمه شده که جالب توجه است) که برای توصیف آخرین روزهای زندگی ابراهیم (پیدایش باب ۲۵ آیه ۸)، اسحاق (پیدایش باب ۳۵ آیه ۲۹) و داود (اول قرنتیان باب ۲۹ آیه ۲۸) بکار برده شده است. این عبارت ایده ای را در ذهن متبادر میسازد که در زمان واقعه محتوم و ناخوشایند یا به تعبیری مرگ ، فردی در موقعیتی نسبتاً خوب و رضایتمندانه قرار داشته است.






پایانهای ناخوشایند

 

کتاب ایوب با چیزهایی که برای ایوب ختم به خیر شد پایان یافت ، کسیکه با سالخوردگی و روزهای بیشمار بدرود حیات گفت. همانطور که همه ما به خوبی میدانیم، برای بسیاری از افراد دیگر داستان اینگونه پایان نمیپذیرد. حتی کسانی که وفادار، شرافتمند و با فضیلت بودند، در همه موارد عاقبتی مانند ایوب نداشتند.

 

عاقبت شخصیتهای کتاب مقدس که در زیر آمد هاند، چگونه بود؟

 

هابیل (پیدایش باب ۴ آیه ۸)

 

اوریا (دوم سموئیل باب ۱۱ آیه ۱۷)

 

عیلی (اول سموئیل باب ۴ آیه ۱۸)

 

یوشیای پادشاه (دوم تواریخ باب ۳۵ آیات ۲۲ تا ۲۴)

 

یحیی تعمید دهنده (متی باب ۱۴ آیه ۱۰)

 

استیفان (اعمال رسولان باب ۷ آیات ۵۹ و ۶۰)

 

همانطور که میتوانیم ببینیم، کتاب مقدس مملو از داستانهایی هست که پایان خوشی ندارند. و دلیلش این است که زندگی پر از داستانهایی است که عاقبت خوشی ندارند. بسیاری از مردم چه برای علتی خوب شهید شوند و یا از بیماری مهلکی بمیرند یا زندگیشان پر از درد و رنج باشد، مانند ایوب نمیتوانند در برابر مشکلاتشان پیروز شوند. در حقیقت ، صادقانه هر چند وقت یکبار عاقبت کارها آنگونه که برای ایوب بود، ختم به خیر میشود؟ و ما برای آگاهی از این واقعیت وحشتناک به کتاب مقدس نیازی نداریم. چه کسی در میان ما از پایانهای ناخوشایند بیخبر است؟






احیا و بازساخت (جزئی)

 

آری، داستان ایوب در مقایسه با داستان سایر شخصیتهای کتاب مقدس و سایر مردم به طور کلی، پایان مثبتی داشت. پژوهشگران کتاب مقدس گاهی درباره ”احیا یا بحالت اول بازگشتن“ ایوب سخن میگویند. و در حقیقت، تا حدی، بسیاری از چیزها برای او بازساخت شد.

 

اما اگر این پایان کامل داستان بود، آنگاه با تمامی خوبی های آن، آیا داستان واقعاً تکمیل میشد؟ به طور حتم شرایط برای ایوب بهتر شد، خیلی بهتر، اما ایوب همچنان در نهایت مرد. و همه فرزندانش مردند. و همه نوادگانش و نسلهای بعدیاش نیز همگی مردند. و شکی نیست که به نوعی همه آنها با بسیاری از مصیبتها و مشکلات زندگی که ما داریم، روبرو شدند، مصیبتها و مشکلاتی که در حقیقت، واقعیتهای زندگی در جهان سقوط کرده هستند.

 

و تا آنجایی که ما میدانیم، ایوب هرگز دلایل این مصائب و مشکلاتی که بر او نازل شد را نفهمید. آری، او دارای فرزندان بیشتری شد، اما غم و اندوه او برای آنهایی که از دست داده بود، چطور؟ زخمهایی که بدون شک تا آخر عمر به همراه داشت چطور؟ ایوب عاقبت خوشی داشت، اما این پایانی کاملاً خوش نیست. بسیاری از کارهای ناتمام باقی مانده است و پرسشهای زیادی که بی پاسخ مانده است.

 

کتاب مقدس میگوید که خداوند ”مصیبت او را دور ساخت“ (ایوب باب ۴۲ آیه ۱۰)، و در حقیقت او این کار را انجام داد، بخصوص در مقایسه با همه اتفاقاتی که پیش از آن رخ داده بود. اما بسیاری همچنان ناقص ، بیپاسخ و نا تمام ماند.

 

این قضیه نباید تعجبآور باشد، اینطور نیست؟ گذشته از هرچیز، در این جهان همانگونه که الحال هست، بدون در نظر گرفتن «خاتمه ای» که خواهیم داشت ، خواه خوب یا بد، بعضی از چیزها ناقص، بیپاسخ و نا تمام باقی میمانند.

 

به این خاطر، در قالب یک مفهوم، عاقبت ایوب میتواند بعنوان یک سمبل و نماد از پایان واقعی تمامی پریشانحالی ها و غم و اندوه در نظر گرفته شود؛ هر چند مبهم و ضعیف. این موضوع حاکی از امید و وعده نهایی است که بواسطه مژده عیسی مسیح از رستاخیزی کامل بما داده شده است، آنچه که احیا گردیدن ایوب در مقابل آن جلوه ای کمرنگ خواهد داشت.

 

اول قرنتیان باب ۴ آیه ۵ را بخوانید. این آیه درباره اینکه اکنون چگونه بعضی از چیزها که همچنان ناقص، بیپاسخ و نا تمام باقی خواهند ماند، چه چیزی به ما میگوید؟ در عوض ما را به چه امیدی رهنمون خواهد ساخت؟





آخرین سلطنت

 

در میان سایر چیزها، کتاب مقدس، کتابی درباره تاریخ است. اما تنها یک کتاب تاریخ نیست. درباره وقایع تاریخی گذشته میگوید و از آنها (در میان سایر چیزها) برای دادن درسهای روحانی به ما بکار میرود. کتاب مقدس از وقایع گذشته حقایقی را بما تعلیم میدهد که اکنون چگونه زندگی کنیم. (اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۱۱ را ببینید).

 

اما کتاب مقدس تنها از گذشته سخن نمیگوید. از آینده نیز میگوید. نه تنها از رویدادهایی که در گذشته اتفاق افتادند میگوید بلکه از آنچه که در آینده واقع خواهد شد نیز خبر میدهد. داستانهای کتاب مقدس توجه ما را به آینده جلب میکند، حتی به پایان زمان. عبارت تخصصی الهیاتی برای وقایع روزهای پایانی ”آخرت شناسی“ است که از یک واژه یونانی به معنی ”آخر“ اقتباس شده است. گاهی اوقات در بر گیرنده عقیده ای درباره مرگ، داوری، آسمان و جهنم نیز میباشد. همچنین به وعده امیدی که برای وجودی جدید در جهانی جدید داریم نیز مربوط میشود.

 

و کتاب مقدس چیزهای بسیاری درباره آخر زمان به ما میگوید. آری، کتاب ایوب با مرگ او پایان می یابد و اگر این تنها کتابی بود که یک فرد مجبور بود بخواند، میتوانست باور کند که داستان ایوب تمام شده است مانند همه ما، به مرگ ختم شود – و این چنین بود، ختم کلام. هیچ چیز دیگری برای امیدواری وجود نداشت، زیرا تا جایی که ما میتوانیم درک کنیم و از همه آنچه میبینیم، چیز دیگری پس از آن نمیآید.

 

اگرچه کتاب مقدس، چیز دیگری به ما میآموزد. کتاب مقدس تعلیم میدهد که در پایان زمان، ملکوت ابدی خدا برپا خواهد شد، برای همیشه وجود خواهد داشت و خانه ابدی نجات یافتگان خواهد بود. بر خلاف پادشاهیهای دنیوی که آمده و رفتهاند، این ملکوت جاودان خواهد بود.

 

دانیال باب ۲ آیه ۴۴ و باب ۷ آیه ۱۸ را بخوانید. این آیات به چه امیدی درباره پایان جهان اشاره میکنند؟

 

” به لطف و مرحمت خدا نقشه عالی نجات منجر به احیای کامل جهان میشود. همه آنچه که بواسطه گناه از دست رفته بود، احیا میگردد. نه تنها بشر بلکه زمین نیز نجات مییابد، تا منزلگاه ابدی مطیعان بشود. شیطان برای مدت شش هزار سال برای بدست آوردن مالکیت زمین تلاش کرده است. اینک هدف ابتدایی خدا در خلقت تحقق یافته است. ’ولی سر انجام برگزیدگان خدای متعال تا ابد قدرت سلطنت را به دست خواهند گرفت‘ (دانیال باب ۷ آیه ۱۸).“ – الن جی. وایت، Ellen G. White, Patriarchs and Prophets, p. 342

 

در حقیقت، کتاب ایوب با مرگ او پایان می یابد. خبر خوش برای ما و برای ایوب این است که پایان کتاب ایوب، پایان داستان او نیست. و مرگ ما پایان کار ما نیز نیست.




رستاخیز و حیات

 

آیات ۱۴ و ۱۵ باب ۱۴ ایوب را بخوانید. ایوب چه سؤالی میپرسد و چگونه به روش خود، به آن پاسخ میدهد؟

 

یکی از موضوعات کتاب ایوب در مورد سوال در باره مرگ است. چطور میشود اینگونه نباشد؟ هر کتابی که بر رنجهای بشر تمرکز کند، به طور حتم باید به مرگ که منشاء بسیاری از رنجهای ماست اشاره کند. ایوب میپرسد که آیا مردگان بار دیگر زندگی خواهند کرد و سپس میگوید که منتظر زمان تحول و تبدیل خود میماند. واژه عبری برای ”انتظار“ مفهوم امید را نیز متجلی میسازد.این مفهوم تنها منتظر چیزی ماندن نیست، بلکه امید به آن است.

 

و چیزی که ایوب به آن امید داشت، ”تغییر و تبدیل“ وجود خویش بود. این واژه از یک کلمه عبری مشتق میشود که مفهوم ”باز نو شوندگی“ یا ”جایگزین شدن“ را القا مینماید. این موضوع بمانند تغییر جامه کهنه به جامه نو است. اگرچه ، این واژه ای جامع و کلی است – پرسیدن اینکه پس از مرگ چه ”نو شدنی“ میآید، ”نو شدنی“ که ایوب به آن امید دارد – این تغییر چه چیزی غیر از تغییر از مرگ به زندگی میتوانست باشد ”به صنعت دست [خدای] خود مشتاق خواهی شد“ (ایوب باب ۱۴ آیه ۱۵)؟

 

بدون شک امید بزرگ ما، آن وعده عالی است که مرگ ، پایان ماجرا نخواهد بود، و از زندگی، مرگ و کهانت عیسی برای ما حاصل میشود. ”عهد جدید تعلیم میدهد که مسیح بر مرگ، که دشمن سر سخت انسان غلبه کرده و بموجب آن خدا مردگان را برای داوری نهایی زنده خواهد نمود. اما این اصل تعلیماتی ، محور ایمان کتاب مقدسی بشمار میرود... که پس از رستاخیز مسیح، زیرا اعتبار خود را از پیروزی مسیح بر مرگ بدست میآورد.“ – جان ای. هارتلی،

 

John E. Hartley, The Book of Job, NICOT, Accordance electronic ed. (Grand Rapids: Eerdmans, 1988), p. 237.






مطالعه بیشتر:

 

بِرَغمِ تمامی مصیبت های وحشتناکی که گریبانگیر ایوب شد، او نه تنها به خدا وفادار ماند بلکه بسیاری از چیزهایی که از دست داده بود، به او بازگردانده شد. با این حال حتی در اینجا، مانند بیشتر بخش های کتاب ایوب، پرسش ها بی پاسخ می مانند. بدون شک، ایوب تنها یک کتاب از کتاب مقدس است و بنیاد نهادن الهیات شناسی کامل تنها مُتکی بر یک کتاب اشتباه خواهد بود. ما بقیه کتاب مقدس را داریم که در زمینه بسیاری از پرسش های دشواری که در کتاب ایوب به آن اشاره شد، چه بسا درک بیشتری به ما می دهند. بویژه عهد جدید بسیاری از مواردی که قابل درک کامل در عهد قدیم نبودند را روشن می سازد. شاید بزرگترین الگو برای چنین مطلبی معنای آداب وتشریفات معبد باشد. هر چقدر بیشتر که یک مومن بنی اسرائیلی ممکن است مرگ حیوانات و کل مراسم و تشریفات قربانی را درک کرده باشد، تنها از طریق مکاشفه عیسی و مرگ او بر روی صلیب است که این مجموعه کامل تر آشکار می شود. کتاب عبرانیان کمک میکند تا مفهوم کل این آداب واضح تر بشود. و اگر چه امروزه ما امتیاز آگاهی از حقیقت حاضر (دوم پطرس باب ۱ آیه ۱۲) را داریم و مطمئنا دانایی بیشتری در مورد مسائل بیش از آنچه ایوب داشت را دریافت کرده ایم، همچنان باید بیاموزیم که با پرسش های بی پاسخ به زندگی ادامه بدهیم. حقیقت آشکار تر خواهد شد و علیرغم نور هدایت عظیمی که اینک به ما داده شده است، همچنان چیزهای بیشتری برای فراگیری وجود دارد. در حقیقتی که به ما عطا شده گفته شده است که ”گروه نجات یافته از جهانی به جهان دیگر سیر خواهد کرد و بیشتر وقت آنها صرف جستجوی رمز و راز نجات خواهد شد. و در سرتاسر گستره ابدیت، این موضوع به طور پیوسته بر روی اذهان بازخواهد شد.“ – الن جی. وایت،

 

Ellen G. White, Advent Review and Sabbath Herald, March 9, 1886.

 

سوالاتی برای بحث

 

۱. اندیشه مکاشفه رو به رشد به چه معناست؟ نمونه های دیگری که این ایده چگونه عمل میکند چیست؟ برای مثال، ما درس حساب را با یادگیری اعداد و چگونگی شمارش آغاز می کنیم. سپس می آموزیم که چگونه جمع، تفریق، ضرب و تقسیم آن اعداد را انجام دهیم. سپس با موارد عمیق تر از جمله جبر، هندسه و حساب انتگرال که همچنان همگی با آن اعداد اصلی سر وکار دارند، ادامه می دهیم. این مقایسه چگونه به ما در درک مکاشفه رو به رشد در علم خدا شناسی کمک می کند؟

 

۲. ایوب باب ۴۲ آیه ۱۱ را بخوانید. مفسران در طول قرن ها این پرسش را درباره اینکه خانواده و دوستان ایوب در زمانی که بسیار محتاج بود کجا بودند، مطرح کرده اند. یعنی، آنان زمانی آمدند که تمول به او بازگشت و شرایط بهتری برای او ایجاد شده بود. ... در اینجا مشکل چه بود؟

 

۳. شما چه تعداد سرانجام های بد را میشناسید و صلیب چه امیدی به شما می دهد که این پایان های بد در حقیقت پایان داستان نباشند؟

 

جدال عظیم





بعد از ظهر روز سبت

 

مطالعه این هفته: ایوب باب ۱ آیات ۱ تا ۵ ، ایوب ۱: ۶ - ۱۲؛ زکریا باب ۳ آیه ۲؛ متی باب ۴ آیه ۱؛ حزقیال باب ۲۸ آیات ۱۲ تا ۱۶؛ رومیان باب ۳ آیه ۲۶؛ عبرانیان باب ۲ آیه ۱۴.

 

آیه حفظی: ”فرشته خداوند به شیطان گفت: ای شیطان، خداوند تو را محکوم کند. خداوند که اورشلیم را برگزیده است تو را محکوم کند. این مرد مانند چوب نیم سوختهای است که از میان آتش گرفته شده باشد“ (زکریا باب ۳ آیه ۲).

 

” مبحث خیر و شر و جدال میان خدا و شیطان در لابلای صفحات کتابهای عهد قدیم و عهد جدید گسترده است که به این موضوع در سطح جهانی و فردی اشاره و تلویح گردیده است. با مقایسه آیات، میتوان تکه های دیدگاههای جزئی آیات را در پازل حقیقت قرار داد که بموجب آن پیام کلی کلام با شفافیتی بهتر و شکلی دیگر قابل استنباط خواهد بود. “ – The Handbook of Seventh-day Adventist Theology, p969موضوع جدال عظیم میتواند الگویی را شکل دهد که به درک بهتری نسبت به ”پیام جامع“ کتاب مقدس، بویژه نقشه نجات می انجامد. اگر چه این موضوع در کتب عهد جدید بسیار نمایان است، مضاف بر این در کتب عهد قدیم نیز یافت می شود. و شاید در هیچیک از بخشهای عهد قدیم ، بیش از کتاب ایوب نگاهی اجمالی و شفافتر رااز شیطان و جدال و چگونگی قدرت تاثیر گذاری آنها بر زندگی ارائه ننموده باشد. این هفته به این حقیقت آشکار نگاهی بازتر خواهیم داشت که کانون اصلی آن شخص ایوب است. و اگر چه زندگی و روایات ما با ایوب تفاوت دارد ، ولی در یک موضوع با هم در اشتراک هستند: ما نیز مانند ایوب در این نبرد درگیر هستیم.

 

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۸ اکتبر آماده شوید.

 

یکشنبه

 

۲ اکتبر

 

بهشتی کوچک بر روی زمین

 

کتاب ایوب با پیامی نسبتاً مثبت آغاز می شود. دست کم از دیدگاه دنیوی، ما مردی را می بینیم که از هر حیث متنعم و متبارک است.

 

آیات ۱ تا ۴ باب ۱ ایوب را بخوانید. این آیات درباره شیوه زندگی ایوب چه چیزی را آشکار می کنند؟ جنبه های مثبت زندگی ایوب چه بودند؟

 

آنگونه که هویداست ایوب همه چیز داشت از جمله ، از خصلتی عادل برخوردار بود. واژه ترجمه شده”بی عیب“در آیه ۱ باب ۱ ایوب با عبارات "کامل" یا "تمام و کمال" مترادف است. واژه "درست" هم معنی "راست" ، ایده گام برداشتن در مسیر راست، درست یا مستقیم را در ذهن متبادر میسازد. به طور خلاصه این کتاب با صحنه ای که تقریبا مشابه باغ عدن بود آغاز میشود که مردی پر از ایمان و کمال را به تصویر می کشد.

 

با این وجود، او در جهانی سقوط کرده از همه چیز برخوردار است.

 

آیات ۵ و ۶ باب ۱ ایوب را بخوانید. این آیات در مورد واقعیت جهان سقوط کرده ای که ایوب در آن ساکن است، چه چیزی را آشکار می کنند؟

 

”ایوب در خلال جشن و سرور پسران و دختران خویش، نگران بود مبادا فرزندانش باعث ناخشنودی خدا گردیده باشند. او به عنوان کاهن وفادار اهل بیت خویش، برای فرد فرد آنها قربانی تقدیم میکرد. او از خوی نفرت انگیز گناه آگاه بود و با این نگرانی که ممکن است فرزندانش تکالیف و خواستهای الهی را فراموش کرده باشند، او را بر این وا میداشت که برای آنها در نزد خدا شفیع باشد.“ – الن جی. وایت، Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 3, p. 1140

 

به وضوح ایوب به خوبی از رزق و مال دنیوی در زندگی خویش متنعم بود. با وجود بهشتی بودن صحنه ارائه شده - مردی با زندگی کامل، خانواده بزرگ، خوشنام و با دارایی های بسیار؛ در سیاره ای سقوط کرده و غرق در گناه مشغول زندگی است و بنابراین همان طور که ایوب بزودی خواهد دید، با تمام خطراتی که هستی در اینجا ببار می آورد، همراه است.

 

موارد خوب زندگی شما هم اینک چه هستند؟ چگونه می توانید بیاموزید همواره برخوردی شکرگزارانه نسبت به آنها داشته باشید؟




دوشنبه

 

۳ اکتبر

 

نبرد جهان شمول

 

کتاب ایوب بر روی زمین، در مکانی از صلح و آرامش آغاز می شود.

 

اگر چه به مجرد رسیدن به آیه ششم از باب اول فضا به طور ناگهان به وضعی کاملا متفاوت از واقعیت تغییر می یابد، وضعیتی که تنها از طریق مکاشفه الهی برای بشریت قابل رویت است. و عجیب اینکه در روی دیگر سکه ، اوضاع در آسمان مانند روی زمین آرام و صلح آمیز به نظر نمی رسد، دست کم در مورد آنچه که در ابتدا در اینجا ارائه شده است.

 

آیات ۶ تا ۱۲ باب ۱ ایوب را بخوانید. اگر چه منبعد این آیات را با جزئیات بیشتری در این ثلث مطالعه خواهیم نمود ؛ با توجه به آیات ذکر شده چه اتفاقی رخ می دهد؟ شرایط چگونه با آنچه که برای ایوب بر روی زمین اتفاق افتاد در تضاد است؟

 

در این تعداد اندک از آیات ؛ چیزهای بسیاری برای جستجو و کاوش وجود دارد. این آیات جنبه هایی از جهان را آشکار می سازند که تمام تلسکوپ های فضایی قادر به دیدن آن نیستند و علم بشری حتی شروع به درک آن نکرده است. اگر چه، مورد شگفت انگیز این است که آنها نیز یک رخداد کیهانی را آشکار می کنند. این مکالمه ای آرام ، صلح آمیز و ملایم نیست که در این آیات مشاهده میشود. (با اندیشه بشری) خدا با حسی از افتخار در باره ایوب صحبت میکند، مانند پدری که به پسرش می بالد. در مقابل ، شیطان آنچه را که خدا درباره ایوب می گوید، به تمسخر می گیرد ”شیطان در جواب خداوند گفت: آیا خداترسی ایوب بخاطر ترس از دست دادن نعماتی نیست که از آن برخوردار است ؟“ (ایوب باب ۱ آیه ۹). تقریبا می توان طعنه ای موهن و لحنی استهزاء آمیز را در آنچه شیطان به خدا می گوید شنید.

 

اگر چه متن صریحاً نمی گوید که این مواجهه در آسمان بود، اما مطمئناً چنین بوده است. و از این لحاظ این مخلوق، که یک فرشته است ، در مقابل خدا در آسمان ایستاده و در مقابل سایر ”فرزندان خدا“، رو در رو او را به چالش می کشد. تصور اینکه کسی با یک رهبر دنیوی اینگونه صحبت کند، دشوار است اما در اینجا مخلوقی را می بینیم که نسبت به خدا چنین میکند. چگونه می توانست چنین اتفاقی رخ دهد؟

 

پاسخ در موضوعی یافت می شود که در بخش های مختلف و به نحوی از انحاء در سرتاسر کتاب مقدس وجود دارد. این موضوع جدال عظیم نامیده می شود و نه تنها الگویی قدرتمند برای فهمیدن ماجرای ایوب است بلکه شامل کل کتاب مقدس میشود و داستان غم انگیز گناه و رنج بر روی زمین را شرح میدهد. و حتی مهمتر اینکه، به ما کمک میکند تا آنچه را که عیسی بر روی صلیب به منظور رفع مشکل گناه و رنج بر روی زمین انجام داد بهتر درک کنیم.




نزاع بر روی زمین

 

کتاب ایوب پرده ای را کنار می زند و بُعدی از ابعاد هستی را آشکار میسازد که چشم ها و گوش های ما و فلسفه های دنیوی هرگز قادر به نشان دادن آن نیستند. (این آیات باید به ما نشان دهند که چشم ها و گوش های ما و فلسفه های دنیوی، در زمینه درک تصویر بزرگتر ، تا چه حد محدود هستند!) و آنچه این تعداد قلیل از آیات نیز نشان می دهند، این درگیری بین خدا و مخلوقی دیگر یعنی شیطان است. و اگر چه مکان این نبرد در ابتدا در کتاب ایوب در آسمان بود، به سرعت به زمین تغییر مکان پیدا نمود. ما در کل کتاب مقدس آیاتی می یابیم که به این درگیری در حال جریان که ما نیز جزیی از آن هستیم، اشاره دارند.

 

آیات زیر را بخوانید. این آیات چگونه واقعیت درگیری روی زمین با قدرت های ماورا ءالطبیعه شیطانی را آشکار می کنند؟

 

پیدایش باب ۳ آیات ۱ تا ۴

 

زکریا باب ۳ آیه ۲

 

متی باب ۴ آیه ۱

 

اول پطرس باب ۵ آیه ۸

 

اول یوحنا باب ۳ آیه ۸

 

مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۹

 

این آیات تنها تعداد کمی از بسیار آیاتی هستند که صریحا یا به طور ضمنی به شیطان واقعی اشاره می کنند، موجودی ماوراء الطبیعی با نیت های مخرب. اگر چه بسیاری از مردم شیطان را افسانه ای کهن می نامند ولیکن با چنین شاهد مستدل و واضحی از کتاب مقدس، نباید در دام فریب بیفتیم.

 

.

 

چه روش هایی وجود دارند که حتی اکنون می توانید واقعیت کار شیطان در این جهان را ببینید؟ تنها چیزی که از ما حفاظت می کند، چیست؟




چهارشنبه

 

۵ اکتبر

 

کتاب ایوب به عنوان مینیاتوری کوچک از جهان

 

صحنه های آغازین کتاب ایوب ، چند نکته بسیار مهم را نشان می دهند. نخست، همان طور که اظهار شد، این آیات واقعیت بُعد دیگری را از خود نشان میدهند، فراتر از آنچه که اکنون می شناسیم - بُعدی آسمانی با موجوداتی آسمانی غیر از خدا. در ثانی اینچنین نشان داده شده است که زندگی زمینی ما در اینجا تا چه حد به عالم ملکوتی پیوسته است. آنچه در اینجا بر روی زمین اتفاق می افتد، جدا از موجودات آسمانی در این عالم نیست. سوم، نزاع معنوی در آسمان را نمایان می کنند که در حقیقت به آنچه در اینجا بر روی زمین اتفاق می افتد، مرتبط است.

 

به طور خلاصه ، این آیات آغازین و آیاتی که پس از آن می آیند، نوعی تصویر کوچک از جدال عظیم هستند. این آیات راهی را نشان می دهند که در آن جدال عظیم هر چند در مقیاسی عظیم، در زندگی یک انسان ، یعنی ایوب ظاهر شده بود. و همان طور که خواهیم دید، مسائل مورد نظر همه ما را در بر می گیرد.

 

کتاب ایوب نشان میدهد که شیطان با خدا مشاجره میکند. چیزی که نشان نمی دهد که این رویارویی در ابتدا چگونه آغاز شد. آیات زیر چگونه به ما در درک این نبرد کمک می کنند؟ اشعیا باب ۱۴ آیات ۱۲ تا ۱۴، حزقیال باب ۲۸ آیات ۱۲ تا ۱۶، اول تیموتائوس باب ۳ آیه ۶.

 

الن جی. وایت از ”قانون محبت“ به عنوان شالوده حکومت خدا سخن گفت. او اشاره کرد که از آنجایی که خدا نمیخواهد انسانها " از روی اجبار" او را اطاعت کنند ، از این رو، ”آزادی اراده“ را به تمام مخلوقات روحانی خویش اهدا می کند. هر چند، آن” مخلوق آزاده از آن اختیار و آزادی که خدا به اوارزانی کرده بود سوء استفاده کرد وبه انحراف کشیده شد. گناه با او و از طریق او آغاز شد. فردی که در کنار مسیح محترم ترین فرد نزد خدا بود و از بالاترین قدرت و جلال در میان ساکنین آسمان برخوردار بود.“ – Patriarchs and Prophets, pp. 34, 35. الن وایت سپس از آیات فوق از کتاب اشعیا و حزقیال بمنظور توصیف سقوط شیطان استفاده کرد.

 

مفهوم بسیار مهم در اینجا ”قانون محبت“ و واقعیت "اختیار اراده و آزادی" است. کتاب مقدس به ما می گوید که شیطان به دلیل شکوه و زیبایی خود، از خود راضی و مغرور گشت. ما دلیل این اتفاق را نمی دانیم؛ این مطلب باید بخشی از آیه ۷ باب ۲ از رساله دوم تسالونیکیان باشد که”سِرّ بی دینی“ یا تباهی نامیده میشود ، که با درک ارتباط نزدیک احکام خدا با ارکان حکومت الهی ، کاملا منطقی به نظر می رسد. نکته اینجاست که قبل از اینکه شیطان در کتاب ایوب معرفی شود او از مقام خود ساقط شده بود و جدالی را که آغاز کرده بود نیز به خوبی در جریان بود.






جوابها را در صلیب بیابید

 

کتاب ایوب به موضوعات مهم بسیاری اشاره می کند. اما بسیاری از این موارد در آنجا پاسخ داده نمی شوند. ما به بقیه کتاب مقدس نیاز داریم. و حتی آن زمان ما همچنان ”از پشت شیشه تار و مبهم میبینیم“ (اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۱۲).

 

همان طور که دیروز دیدیم، برای مثال کتاب ایوب درباره چگونگی آغاز طغیانگری شیطان چیزی نمی گوید. همچنین، چیزی درباره اینکه شیطان در نهایت چگونه در نبرد بزرگ شکست می خورد، سخنی بمیان نمی آورد. در واقع، برخلاف نقش عمده او در تمام چیزهایی که در کتاب ادامه می یابد – پس از تنها دو بار ظاهر شدن در کتاب ایوب - (ایوب باب ۱ آیات ۶ تا ۱۲، باب ۲ آیات ۱ تا ۷) - شیطان بار دیگر دیده نمی شود. او به سادگی ناپدید می شود اگر چه آن ویرانی که مسبب آن شده بود، باقی می ماند. بقیه کتاب حتی اشاره ای به او نمی کند؛ در عوض، تقریبا تمام آنچه که پس از آن در کتاب می آید درباره خداست و نه شیطان. و این منطقی به نظر می رسد زیرا پایان کتاب ایوب درباره خدا و واقعیت او بحث میکند.

 

با این وجود، کتاب مقدس در مورد پرسش مربوط به شکست شیطان در نبرد بزرگ، ما را بی پاسخ نمیگذارد. و مرگ عیسی بر روی صلیب، کانون اصلی این شکست میباشد.

 

کار عیسی به پایان جدال عظیم منتهی خواهد شد ؛ آیات ذیل چگونه آنرا تشریح میکند؟ یوحنا باب ۱۲ آیات ۳۱ و ۳۲؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیات ۱۰ تا ۱۲؛ رومیان باب ۳ آیه ۲۶؛ عبرانیان باب ۲ آیه ۱۴

 

هویت واقعی شیطان به عنوان یک قاتل، بر روی صلیب کاملاً برای جهان افشا شد. کسانی که عیسی را در زمان فرمانروایی او در آسمان می شناختند، می بایست از مشاهده خوار و ذلیل شدن او توسط عوامل شیطان متحیر شده باشند. این ”محکوم“ شدن شیطان است که عیسی در باب ۱۲ یوحنا درباره آن سخن گفت. هنگامی که نجات دهنده برای ”گناهان همه جهان“بر روی صلیب مرد (اول یوحنا باب ۲ آیه ۲)، تنها آن موقع بود که ملکوت توانست اعلام کند که نجات اینک آمده است. الحال و در اینجا آن وعده الهی که به جهانیان داده شد (دوم تیموتائوس باب ۱ آیه ۹)، به واقعیت تبدیل شد. مسیح به دلیل مرگ داوطلبانه خویش به جای ما ”عادل گردید و عادل شمارد هر کسی را که به او ایمان آورد“ (رومیان باب ۳ آیه ۲۶). یعنی، او بر روی صلیب اتهامات شیطان را که بموجب آن خدا نمیتواند احکام خویش (عدالت) را حفظ کند و در عین حال کسانی را که احکام او را نقض میکردند نجات دهد (مدافع). پس از ماجرای جلجتا، سرنوشت شوم شیطان قطعی شد.

 

توضیح: احکام خدا (عدل) میباشند. هر کس که احکام را نقض کند محکوم میشود و برای همین به وکیل (مدافع) یا شفیع نیاز دارد تا آنان را از محکومیت تبرئه و نجات دهد. بدین سبب مسیح شفاعت نمود و در عوض بار محکومیت آنها را بر دوش خود گرفت تا با مرگ خود، آنها نجات یابند. (ویرایشگر)

 

چگونه می توانیم بفهمیم که باید از آنچه که عیسی بخاطر ما بر روی صلیب انجام داد وجد و شادی نمائیم ، حتی در خلال معضلاتی که اینک در جدال عظیم با آن مواجه هستیم.





مطالعه بیشتر:

 

مفهوم مبارزه ، نبردی میان خیر و شر است که در بسیاری از فرهنگ ها متداول میباشد. ایده ای که در طول هزاران سال ادامه داشته است اغلب بعنوان افسانه بیان شده است. امروزه، به دلیل نقدگرایی و خردگرایی نوین، بسیاری از مسیحیان، واقعیت شیطان و فرشتگان شیطانی حقیقی را انکار می کنند. اینگونه مطرح گردیده که اینها ، در ادامه بحث بالا، تنها نمادهای بَدَوی فرهنگ برای بشر و شرارتهای غریزی هستند. از دیدگاه ما به عنوان ادونتیست تصور اینکه چگونه کسی بدون باور به واقعیت شیطان و فرشتگان او، کتاب مقدس برایش مفهوم داشته باشد، دشوار است. همه مسیحیان گرفتار تله فریبکارانه ای نشده اند که مُنکر واقعیت نبرد کیهانی میان نیروهای ماورا طبیعی میان خوب و بد است. یک پژوهشگر انجیل به نام گرگوری بوید (Gregory Boyd) برای مثال، به طور گسترده درباره نبرد طولانی (اما نه ابدی) میان خدا و شیطان مطالبی نوشته است. بوید در مقدمه کتاب خود به نام "خدا در نبرد"، پس از اظهار نظر در مورد چند آیه از باب ۱۰ دانیال، نوشت: ”کتاب مقدس از آغاز تا پایان، موجوداتی روحانی را فرض کرده که میان بشریت و خدا وجود دارند که رفتارشان به طور قابل ملاحظه ای بر وجود و هستی انسان برای بهتر شدن یا بدتر شدن تاثیر می گذارد. در حقیقت، من استدلال میکنم که چنین تصوری در مرکزیت جهان بینی کتاب مقدس قرار دارد. “ – گرگوری ای. بوید، Gregory A. Boyd, God at War (Downer’s Grove Ill.: InterVarsity Press, 1997), p. 11. البته باید گفت که حق با اوست.

 

سوالاتی برای بحث

 

۱. چه آیات دیگری درباره شیطان و نیروهای شیطانی سخن می گویند؟ اگر اینها به عنوان نمادهای منحصر برای جنبه تاریک بشریت تفسیر شوند، چه چیزی از دست رفته است؟

 

۲. نیکولو ماکیاولی، یک نویسنده اهل فلورانس در قرن شانزدهم گفت که برای یک حاکم بسیار بهتر است که زیر دستان وی از او هراس داشته باشند تا اینکه او را دوست داشته باشند. در مقابل الن جی. وایت نوشت: ”حتی زمانی که تصمیم گرفته شد که شیطان دیگر نمی تواند در ملکوت آسمان باقی بماند، حکمت ازلی شیطان را نابود نکرد. از آن جایی که تنها خدمتگزاری از روی محبت می تواند نزد خدا پذیرفته شود، وفادار ی مخلوقاتش باید مبتنی بر اعتقاد به عدالت و خیرخواهی او باشد. ساکنین آسمان و جهان های دیگر که آمادگی درک غریزه یا عواقب گناه را نداشتند، در نتیجه نمی توانستند عدالت و رحمت خدا در نابودی شیطان را ببینند. اگر او بلافاصله از صفحه روزگار محو می شد، آنها به جای اینکه از روی محبت، خدا را خدمت کنند، از روی ترس این کار را انجام می دادند.“ – The Great Controversy, pp. 498, 499. چرا خدا می خواهد که ما نه به دلیل ترس بلکه از روی محبت به او خدمت کنیم؟

 

درس دوم

 

۱ تا ۷ اکتبر

 

درس سوم

 

۸ تا ۱۴ اکتبر

 

”آیا خدا ترسی ایوب برای هیچ است؟“





بعد از ظهر روز سبت

 

مطالعه این هفته: ایوب باب ۱ و ۲؛ اول قرنتیان باب ۴ آیه ۹؛ پیدایش باب ۳ آیات ۱ تا ۸؛ فیلیپیان باب ۴ آیات ۱۱ تا ۱۳؛ متی باب ۴ آیات ۱ تا ۱۱؛ فیلیپیان باب ۲ آیات ۵ تا ۸.

 

آیه حفظی: ”او وی را گفت: مثل یکی از زنان ابله سخن میگویی! آیا نیکویی را از خدا بیابیم و بدی را نیابیم؟» در این همه، ایوب به لبهای خود گناه نکرد“ (ایوب باب ۲ آیه ۱۰).

 

کتاب ایوب بُعد کاملا جدیدی از واقعیت را برای ما آشکار میسازد. این کتاب بطور اجمالی از جدال عظیم میان مسیح و شیطان پرده بر میدارد. و با چنین کاری، قالب ، معیار و طرحی کلی فراهم میشود تا دنیایی را که در آن زیست میکنیم بهتر بشناسیم ، جهانی که با موانعی که به کرات بر سر راه ما قرار میدهد، ما را سرگشته و مغشوش و حتی وحشت زده می کند. اما کتاب ایوب نشان می دهد که این جدال عظیم صرفا جنگ فرد دیگری نیست که به ما ربطی نداشته باشد. ایکاش مسئله به همین جا ختم میشد ؛ اما متاسفانه این طور نیست: وای به روزگار شما ای اهالی زمین زیرا شیطان با خشم زیاد به سراغ شما آمده است چون میداند که فرصت زیادی ندارد. (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۱۲). شیطان بر روی زمین و دریاها آمده است و ما به خوبی می دانیم که خشم او واقعا زیاد است. چه کسی در میان ما به عنوان یک انسان آن خشم را احساس نکرده است؟

 

این هفته به بررسی ۲ باب اول کتاب ایوب خواهیم پرداخت همچنان که در پی دستیابی به درک عظیمتری هستیم از اینکه در این جدال عظیم که شدت آن ادامه یافته در کجای این جدال قرار گرفته ایم.

 

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۵ اکتبر آماده شوید.

 

یکشنبه

 

۹ اکتبر

 

ایوب، خادم خدا

 

باب ۱ ایوب را بخوانید. به طور خاص بر روی اتهامات شیطان علیه ایوب تمرکز نمایید. شیطان در اینجا چه چیزی می گوید؟ در حملاتش به چه چیزی اشاره شده است؟ نهایتا"، در واقع شیطان به چه کسی حمله می کند؟

 

آیا تو گرد او و گرد خانه او و گرد همه اموال او به هر طرف حصار نکشیدی و اعمال دست او را برکت ندادی و مواشی او در زمین منتشر نشد. (ایوب باب ۱ آیه ۱۰). کتاب ایوب نه تنها به شخصیت خوب و صفت عادل ایوب اشاره میکند بلکه با تشریح برکات مادی و خانواده پربار او آغاز می شود. اینها چیزهای خاصی بودند که باعث شدند تا ایوب به عنوان ثروتمندترین مرد مشرق زمین محسوب شود. (ایوب باب ۱ آیه ۳). و همچنین اینها چیزهای خاصی بودند که شیطان بهانه جست تا آنرا به رخ خدا بکشد و بگوید که اگر این تمول و امکانات برای او فراهم نبود ترا متابعت و خدمت نمیکرد.

 

سپس چه چیزی بر اتهام شیطان دلالت میکرد که گفت اگر خدا این چیزها را از ایوب می گرفت، ایوب ترا لعن و نفرین میگفت؟ (ایوب باب ۱ آیه ۱۱) آن یورش در واقع حمله ای بر ضد خود خداست. (وانگهی این مطلب آن چیزی است که کل جدال عظیم به آن میپردازد) چون خداوند نسبت به ایوب کارهای عالی و نیکو انجام داده بود پس ایوب باید فرمانبردار و خداترس و عابد میبود و تنها از روی عشق و محبت و قدرشناسی چنین میکرد. گذشته از هر چیز، چه کسی خدایی را که کارهای بسیاری برایش انجام داده است ، دوست ندارد؟ در یک مفهوم، شیطان می گفت که خدا همه این کارها را کرد اما ایوب را تطمیع کرده بود تا نسبت به او وفادار بماند. از این رو او ادعا کرد که ایوب نه از روی محبت بلکه از روی انگیزه های خودخواهانه به خدا خدمت مینمود.

 

درباره بعضی از منفورترین و کریه ترین رهبران سیاسی بیندیشید که دوستانی وفادار تا حد مرگ داشتند به این دلیل که این رهبر از آنان جانبداری میکرد و از همه نظر به وضع و حال آنها میرسید. اگر خداوند مهربان، با محبت و غمخوار، آنچنان که توصیف شده است بود، آنگاه حتی اگر ایوب همه آن چیزهای خوب را از دست میداد همچنان به خداوند خدمت می کرد. با این وجود شیطان با این ادعا که ایوب وفادار نمی ماند، به این اشاره دارد که حتی ایوب به طور کامل به خدا اطمینان ندارد و تنها به خاطر چیزهایی که خدا به او داده است، وفادار است. یعنی، در پایان (بر طبق نظر شیطان) وفاداری ایوب به طور نسبتا زیادی به این بستگی دارد که آیا این معامله ای خوب برای او هست یا خیر.






پوست بعوض پوست: نبرد ادامه دارد

 

توضیح در باره پوست بعوض پوست: شیطان در این جا مجادله میکند که آنچه تابحال برای ایوب کرده تنها پوست را لمس کرده و سطحی را خراش داده است. ایوب همه چیزهایی را که از دست داده بود تحمل کرد حتی از دست دادن بچه های خود ولی از دست دادن سلامتی خود را تحمل نخواهد نمود. اگر خدا به شیطان اجازه دهد تا بر جسم او مصیبتی واقع گردد به ادعای خصم ایمان ایوب زایل خواهد گردید. شیطان از خدا میخواست تا اجازه دهد تا پوست او به دمل و تاول چرکین مبتلا شود.

 

آیات ۱ تا ۳ باب ۲ ایوب تقریبا با تکرار بعضی از بخش های آیات ۶ تا ۸ باب ۱ ایوب آغاز می شود. تغییر بزرگ در آخرین بخش از آیه ۳ باب ۲ ایوب است که در آن خداوند خود درباره اینکه ایوب برخلاف مصیبت هایی که گریبان گیرش شد، تا چه حد وفادار ماند، سخن می گوید. بنابراین، زمانی که به آیه ۳ باب ۲ ایوب می رسیم، چنین به نظر می رسد که گویا اتهامات شیطان نادرست است. ایوب به خدا وفادار ماند و آنچنان که شیطان گفت، او را نفرین نکرد.

 

باب ۲ ایوب را بخوانید. در این آیات چه اتفاقی می افتد؟ همچنین، اهمیت و مفهوم این واقعیت که در باب های ۱ و ۲ ایوب این فرزندان خدا آنجا هستند تا شاهد مکالمه میان خدا و شیطان باشند، چیست؟

 

عبارت پوست در مقابل پوست یک اصطلاح است که مفسران را گیج کرده است. هر چند نظریه این است: اجازه داده شود که اتفاق ناگواری برای ایوب بیفتد و این باعث خواهد شد که او وفاداری حقیقی اش را نشان بدهد. جسم و سلامتی ایوب را تباه کن و مشاهده کن که چه اتفاقی می افتد.

 

و به طور جالب توجهی آنچه که اتفاق می افتد نیز خارج از موضوع نیست. هر دو واقعه نبرد در آسمان که در اینجا در کتاب ایوب آشکار شده است، در شرایط محیطی ملاقات میان این منادیان آسمانی و خدا اتفاق می افتد. شیطان اتهاماتش را عمومی و علنی بیان می کند؛ یعنی، در برابر این موجودات دیگر ادعاهای خود را مطرح میکند. این نظریه کاملا با آنچه که ما درباره نبرد بزرگ می دانیم، جای دارد. این چیزی است که در برابر تمام هستی مطرح می شود (اول قرنتیان باب ۴ آیه ۹، دانیال باب ۷ آیه ۱۰ و مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیات ۷ تا ۹ را ببینید).

 

اما هدف از نقشه رستگاری بسی گسترده تر و عمیق تر از نجات بشر بود. تنها برای این خاطر نبود که عیسی به زمین آمد؛ مقصود صرفا این نبود که ساکنین این جهان کوچک احکام خدا را آنگونه که باید، در نظر بگیرند؛ بلکه برای دفاع از ماهیت و خصلت خدا در برابر جهان بود ... کاری که مسیح انجام داد و برای نجات بشر مُرد ، نه تنها راه ملکوت را برای انسان ها باز نمود بلکه در برابر همه جهان، خدا و پسرش را در برخورد و مقابله با طغیان شیطان توجیه و مُحِق جلوه خواهد داد. این کار بقا و جاودانگی احکام خدا را بر قرار و طبیعت و عواقب گناه را آشکار خواهد کرد. الن جی. وایت.




نام خداوند متبارک باد

 

پس از اولین حمله شیطان به ایوب و پس از اینکه او خبر مصیبت هایی که قرار بود نازل بشوند را شنید، چگونه واکنش نشان داد؟ (ایوب باب ۱ آیات ۲۰ تا ۲۲ را ببینید.) اهمیت این واقعیت که حتی در خلال چنین مصیبتی ایوب نه گناه ورزید و به خداوند ناسزا نگفت چه بود؟

 

در مرکزیت حکومت خدا، حکومتی که بر پایه محبت استوار است ، آزادی انتخاب وجود دارد. خدا می خواهد که ما به دلیل اینکه او را دوست داریم، به او خدمت کنیم و نه به این دلیل که مجبور به خدمت کردن به او باشیم. شیطان اشاره کرد که ایوب خدا را به دلیل انگیزه های خود خواهانه خدمت می نمود ... او تلاش نمود تا مذهب حقیقی را نفی کند. که از محبت و شکرگزاری هوشمندانه از سرشت خدا سر چشمه می گیرد و اینکه عبادت کنندگان حقیقی مذهب را به خاطر خدا دوست دارند و نه برای پاداش؛ اینکه آنها به این دلیل به خدا خدمت می کنند که چنین خدمتی فی نفسه صحیح است و این صرفا به این دلیل نیست که ملکوت مملو از شکوه و جلال می باشد؛ و اینکه آنها خدا را دوست دارند زیرا او شایستگی دارد تا به او اعتماد و عشق ورزی بشود و نه صرفا به این دلیل که به ایشان برکت می دهد .—The SDA Bible Commentary Vol.3 , P 500.

 

در کتاب ایوب او نادرستی اتهامات شیطان را ثابت نمود. با این وجود اگر چه خدا می دانست چه اتفاقی خواهد افتاد، اما ایوب می توانست متفاوت عمل کند. او می توانست گناه کند و به خدا ناسزا بگوید. کردار معقول ایوب بواسطه تحمیل و جبر خدا نبود. استواری در وفاداری با توجه به شرایط و موقعیت، شهادتی شگفت انگیز در برابر فرشتگان و انسان ها بود.

 

آنچه که در باب ۱ ایوب اتفاق افتاد را با چیزی که برای آدم و حوا در آیات ۱ تا ۸ پیدایش رخ داد، مقایسه نمایید. این تقابل چگونه باعث می شود که گناه ایشان بسیار وحشتناک به نظر برسد.

 

آدم و حوا که موجوداتی بی گناه در وسط یک بهشت واقعی بودند، به دلیل حمله شیطان تخلف نموده و گرفتار گناه شدند؛ ایوب در میان درد، فاجعه و تباهی مطلق، برخلاف حملات شیطان ، نسبت به خداوند وفادار ماند. در هر دو مورد ما نمونه ای قدرتمند از مسائلی مهم در معرض خطر در مورد اختیار آزادی داریم.

 

عکس العمل ایوب در اینجا چگونه به ما نشان می دهد که اغلب بهانه های ما برای ارتکاب به گناه می تواند تا چه حد کم ارزش، سبک و نادرست باشند؟

 

چهارشنبه

 

۱۲ اکتبر

 

همسر ایوب

 

احتمالا اینک زمان مناسبی برای رویارویی با یک قربانی دیگر در داستان ایوب می باشد: همسرش. ازاو تنها در آیات ۹ و ۱۰ باب ۲ ایوب ذکر شده است. پس از آن، او از داستان و تاریخ محو می شود. بیش از این چیز دیگری درباره او به ما گفته نشده است. با این وجود با در نظر گرفتن همه اتفاقات، چه کسی می تواند اندوهی که این زن نگون بخت با آن مواجه شده بود را تصور کند؟ مصیبت او، فرزندانش و دیگر قربانی ها در باب ۱، جهانی بودن رنج و عذاب را نشان می دهد. همه ما در نبرد بزرگ نقش داریم؛ برای هیچکس راه گریزی نیست.

 

آیات ۳ و ۹ باب ۲ ایوب را با هم مقایسه کنید. چه عبارت مشابهی توسط خدا و همسر ایوب به کار برده شده است و اهمیت چگونگی کاربرد آن توسط ایشان چیست؟

 

اتفاقی نیست که عبارت یکسانی درباره درستکار ماندن در هر دو آیه دیده می شود. واژه ترجمه شده درستکاری از واژه مشابه استفاده شده در آیات ۱ و ۸ باب ۱ ایوب می آید که اغلب مُنَزّه از گناه یا بی عیب ترجمه شده است. ریشه این لغت، ایده کمال و تمامیت را متباین میسازد.

 

مایه تاسف است که همسر ایوب به فردی تبدیل می شود که ایوب را برای همان چیزهایی که خداوند به او فرمان داده، به چالش می کشد. او در اندوه و فغان خویش ایوب را مجبور می کند دقیقا کاری را که خدا منع کرده، انجام بدهد. اگر چه ما قطعا نمی توانیم همسراو را قضاوت کنیم، اما برای همه ما درسی است از اینکه تا چه حد باید مراقب باشیم که موجب لغزش دیگران نشویم (لوقا باب ۱۷ آیه ۲ را ببینید).

 

آیه ۱۰ باب ۲ ایوب را بخوانید. در اینجا ایوب چه شهادت قدرتمندی می دهد؟ فیلیپیان باب ۴ آیات ۱۱ تا ۱۳ را نیز ببینید.

 

ایوب اصالت ایمان خویش را آشکار می کند. او هم در زمان های خوب و هم در زمان های بد به خداوند خدمت خواهد نمود. اگر چه چیزی که جالب توجه است، این است که اکنون شیطان از داستان ناپدید شده و بار دیگر دیده نخواهد شد. و اگر چه متن به آن اشاره ای نمی کند، ولی می توانیم ناامیدی و عصبانیت شیطان نسبت به پاسخ ایوب را تصور کنیم. پس از هر چیز، به این توجه کنید که او به سادگی آدم و حوا و بسیاری افراد دیگر را مغلوب ساخت. "مدعی و اتهام زننده برادران ما" (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۱۰) قرار بود فرد دیگری غیر از ایوب را برای متهم نمودن بیابد.






فرمانبرداری تا حد مرگ

 

در آیه ۲۲ باب ۱ ایوب چنین آمده است: با همه این پیشامدها ایوب گناه نکرد و به خدا ناسزا نگفت. آیه ۱۰ باب ۲ ایوب می گوید: با وجود تمام این بلاها ایوب سخنی بر ضد خدا نگفت. در هر دو مورد با وجود حملات، ایوب به خداوند وفادار ماند. هر دو آیه بر این حقیقت تاکید دارند که ایوب نه با کلام و نه با اعمال خود مرتکب گناه نشد.

 

مطمئنا آیات نمی گویند که ایوب گناهکار نبود. هرگز چنین چیزی بیان نخواهد شد زیرا کتاب مقدس چنین تعلیم می دهد که همه ما گناهکاریم. اگر ادعا کنیم که گناهی از ما سر نزده است دروغ میگوئیم و خدا را نیز دروغگو میشماریم زیرا خدا میفرماید که همه ما گناهکاریم. (اول یوحنا باب ۱ آیه ۱۰). در سرزمین عوص مردی زندگی میکرد بنام ایوب. او مردی درستکار و خداترس بود که از گناه دوری میورزید. درستکاری و منزه بودن، خداترسی و پرهیز از شرارت (ایوب باب ۱ آیه ۱)، یک فرد را از گناه بری نمی کند. ایوب نیز مانند دیگران درگناه متولد شد و محتاج یک نجات دهنده بود.

 

با این حال، با وجود تمام اتفاقاتی که برایش افتاد، او به خداوند وفادار ماند. در این مفهوم، ایوب به نوعی می تواند نوعی نماد باشد، نمونه ای کمرنگ از عیسی (درس ۱۴ را ببینید)، که در میان سختی ها و وسوسه های وحشتناک مایوس نشد، گناه نورزید و از این رو نادرستی اتهامات شیطان علیه خدا را اثبات نمود. به طور حتم، کاری که مسیح انجام داد بسیار بزرگتر، متعالی تر و مهمتر از کار ایوب بود. با این حال، در اینجا تشابهی ساده قابل رویت است.

 

آیات ۱ تا ۱۱ باب ۴ متی را بخوانید. تجربه ایوب چگونه در آنچه در اینجا اتفاق افتاد، منعکس می شود؟

 

اگر چه جسم عیسی در محیطی وحشتناک به دلیل کمبود غذا ضعیف شد، عیسی در جسم بشری و در شبیه جسم گناه (رومیان باب ۸ آیه ۳)، درست مانند ایوب کاری را که شیطان از او خواست انجام نداد. و درست دقیقا همان طور که شیطان پس از اینکه ایوب وفادار ماند از صحنه ناپدید شد، پس از آنکه عیسی در برابر آخرین تلاش شیطان علیه او مقاومت کرد، کتاب مقدس گفت ابلیس او را رها کرد (متی باب ۴ آیه ۱۱؛ یعقوب باب ۴ آیه ۷ را نیز ببینید).

 

آری ، آنچه که عیسی در بیابان با آن روبرو شد تنها آغاز یک آزمون بود. آزمایش واقعی او بر روی صلیب بود و در اینجا نیز با وجود همه چیزهایی که گریبانگیرش بود (حتی بدتر از آنچه ایوب تجربه نمود)، عیسی حتی تا مرگ وفادار ماند.

 

آیات ۵ تا ۸ باب ۲ فیلیپیان را بخوانید. اطاعت تا حد مرگ مسیح چه امیدی به ما ارائه می دهد و در واکنش به فرمانبرداری از او چگونه باید زندگی کنیم؟





تفکری فراتر:

 

دانشجویانی که نسخه عبری کتاب ایوب را بررسی می کردند، با پدیده ای جالب برخورد کردند. سخنان همسر ایوب به او چنین ترجمه شده است: خدا را لعنت کن و بمیر. (ایوب باب ۲ آیه ۹). آیه ۵ باب ۱ ایوب چنین ترجمه شده است : شاید پسران من گناه کرده خدا را در دل خود ترک کرده باشند و ترجمه آیه ۱۱ باب ۱ ایوب چنین است : لیکن الان دست خود را دراز کن و تمامی مایملک او را لمس نما و پیش روی تو ترا ترک خواهد نمود. به هر حال در هر مورد واژه ترجمه شده لعنت از واژه ای بیرون می آید که برکت معنی می دهد. واژه از ریشه brk (برک)، در کل کتاب مقدس به جای برکت به کار برده شده است. این ریشه ای مشابه است که در آیه ۲۲ باب ۱ پیدایش هنگامی که خدا به آفرینش خود برکت داد، استفاده شده است. همچنین ریشه یکسانی در آیه ۸ باب ۶۶ مزامیر بکار برده شده است: ای قومها خدای ما را متبارک خوانید. پس چرا این فعل یکسان که به معنی برکت است در این چند آیه به صورت لعنت ترجمه شده است؟ پیش از هر چیز اگر ایده "متبارک" مفهوم مورد نظر در آیات کتاب ایوب می بود، این آیات بی معنی می بودند. در آیه ۵ باب ۱ کتاب ایوب، چرا ایوب می خواست به خدا قربانی تقدیم کند مبادا که پسران وی در دلهای خویش خدا را متبارک خوانده باشند؟ وقایع و شرایط پیرامونی اقتضا میکند که در عوض، معنی لعنت در متن گنجانده شود. همچنین چرا ایوب همسر خود را برای اینکه بگوید خدا را برکت بده نکوهش کند؟ (ایوب ۲: ۹و۱٠). با پیش زمینه ارائه شده ، متن موقعی از معنی برخوردار خواهد بود که ایده لعنت در آن منظور شده باشد.

 

پس چرا نویسنده یکی از واژگان متداول برای نفرین را بکار نبرد؟ محققان بر این باورند که این کار یک نوع تغییر عبارت بخاطر کاستن از سطح قباحت یا مصلحت اندیشی برای بکار نبردن اصل کلمه بخاطر زننده بودن ، حرام بودن یا نوعی منع مذهبی بوده است. زیرا ایده نوشتن مفهومی از دشنام دادن به خدا نسبت به احساسات مذهبی نویسنده اهانت آور بوده است (این مورد مشابه را می توانیم در آیات ۱۰ و ۱۳ باب ۲۱ اول پادشاهان ببینیم، جایی که واژه ترجمه شده "کفرگویی" از ریشه brk، برکت می باشد). بنابراین، موسی از واژه برکت بجای واژه واقعی دشنام استفاده نمود، اگر چه بدیهی است که مفهوم دشنام مورد نظر بوده است.

 

سوالاتی برای بحث

 

۱. چرا برای مردم بسیار طبیعی است که در زمان های بحران، در مورد واقعیت خدا و یا چگونگی او پرسش نمایند؟ چرا ما باید در میان واقعیت زندگی خشن در جهانی سقوط کرده، جهانی که در آن نبرد بزرگ واقعی است، حقیقت صلیب را همواره پیش رو داشته باشیم؟

 

۲. اگر چه ما پیشینه آنچه که در داستان ایوب اتفاق می افتاد را می دانیم، اما تا جایی که می دانیم ایوب از آن آگاهی نداشت. تنها چیزی که او می دانست مصیبت هایی بودند که بر سرش می آمدند. او از تصویر بزرگتر اطلاعی نداشت. این آیات در میان سختی ها و مشقات میگویند که تصویر بزرگتری وجود دارد که ما اغلب آنرا نمی بینیم و درک نمی کنیم، چه آرامش خیالی از این آیات باید بدست بیاوریم و چطور؟

 

درس چهارم

 

۱۵ تا ۲۱ اکتبر

 

خدا و رنجهای بشر





بعد از ظهر روز سبت

 

مطالعه این هفته: رومیان باب ۱ آیات ۱۸ تا ۲۰؛ ایوب باب ۱۲ آیات ۷ تا ۱۰؛ مکاشفه یوحنا باب ۴ آیه ۱۱؛ کولسیان باب ۱ آیات ۱۶ و ۱۷؛ متی باب ۶ آیه ۳۴؛ ایوب باب ۱۰ آیات ۸ تا ۱۲؛ رومیان باب ۳ آیات ۱ تا ۴.

 

آیه حفظی: ”پس در اندیشه فردا مباشید زیرا فردا اندیشه خود را خواهد کرد. بدی امروز برای امروز کافی است“ (متی باب ۶ آیه ۳۴).

 

کتاب ایوب بر خلاف سایر کتب کتاب مقدس، کاملاً از موضوع و محتوای سرزمین و امت بنی اسرائیل خارج شده است. از کتاب پیدایش با وعده ای که ابراهیم داده شد بود مبنی بر اینکه خداوند ”از تو امتی عظیم پیدا“ خواهد کرد (پیدایش باب ۱۲ آیه ۲)، تا مکاشفه یوحنا که ”شهر مقدس“ اورشلیم را توصیف میکند (مکاشفه یوحنا باب ۲۲ آیه ۱۹)، به گونهای بطور مستقیم یا غیر مستقیم، موضوع بنی اسرائیل و عهد و میثاق آنان با خدا ، به شکل گرفتن هر یک از کتابها منجر شد.

 

در کتاب ایوب در آن زمینه چیزی وجود ندارد ، حتی رویدادی بدوی از تاریخ اسرائیل کهن که در کتاب خروج درج گردیده در آن یافت نمیشود. بدیهیترین دلیل این است که موسی کتاب ایوب را به همراه کتاب پیدایش در مِدیان نوشت. خروج از مصر هنوز واقع نگردیده بود که این موضوع بیانگر این واقعیت است که چرا در باره بنی اسرائیل اشاره ای نشده است.

 

اما شاید حتی دلیل مهمتر دیگری وجود داشته باشد. یکی از موضوعات اصلی کتاب ایوب، رنج بشری است که موضوعی جهان شمول است. این موضوع به هیچ زمان و انسانی محدود نمی شود. همه ما خواه یهودی یا غیر یهودی از پریشانحالی ایوب چیزی میدانیم ؛ از درد وجودی که در این جهان سقوط کرده نهفته است. هر چقدر هم که این درد مختص به او بود با این حال ایوب دردها و رنجهای همه ما را بنمایش میگذارد.

 

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۲ اکتبر آماده شوید.




نشانه های خدا در طبیعت

 

آیات ۱۸ تا ۲۰ باب ۱ رومیان را بخوانید. پولس در اینجا چه چیزی میگوید؟

 

اینها جملات پر مغز و قدرتمندی هستند. واقعیت و وجود خدا در "آنچه که آفریده است" هویداست و همین مطلب برای اثبات آن کفایت میکند. یعنی از طریق جهان خلق شده، که مردم برای ناباوریشان هیچ دلیلی نخواهند داشت. پولس میگوید که انسانها میتوانند تنها از طریق خلقت به میزان کافی درباره هستی و طبیعت خدا بیاموزند که این قضیه میتواند آنان را در روز داوری عادلانه محکوم کند.

 

بی تردید جهان طبیعت چیزهای بسیار زیادی درباره وجود خدا برای ما آشکار میسازد. علم نوین نیز جزئیاتی در مورد شگفتیهای خلقت که پیشینیانمان، نه درباره۳۰۰۰ سال پیش بلکه حتی چیزهایی را که در باره ۳۰۰ سال گذشته قادر به تصور آن نبودند، نمایان میسازد. در اینجا نکته کنایه آمیز جالبی نیز وجود دارد: علم هر چه بیشتر پیچیدگیها را در زندگی کشف میکند از قضیه مضحک که مدعی است: "منشاء آفرینش بر اساس تصادف و شانس بوده" ، دور تر میشود. برای مثال یک گوشی آی فون را در نظر بگیرید که طراحی شده ، عملکرد آن فقط با طراحی قبلی امکان پذیر است ، داخل و خارج آن طراحی شده است ؛ آیا میتوان ادعا کرد که این محصول بر اساس تصادف بوجود آمده است؟ مایه تاسف است که بسیاری از مردم خود را فریب داده و چنین ادعایی را باور میکنند.

 

آیات ۷ تا ۱۰ باب ۱۲ ایوب را بخوانید. این جملات چگونه ایده ارائه شده در آیات ۱۸ تا ۲۰ باب ۱ رومیان را انعکاس میدهند؟

 

در اینجا نیز به ما گفته شده است که واقعیت خدا در جهان خلقت دیده میشود. اگر چه بخصوص در وضعیت سقوط کرده، طبیعت سرشت خدا را بطور کامل آشکار نمیسازد، اما بطور حتم قدرت آفرینش و جنبههای نیکوئی و خیر خواهانه او را نمایان میکند.

 

چه چیزهایی در طبیعت به طور خاص به شما درباره قدرت و خوبی خدا سخن میگویند؟ چگونه از این پیام قوت و پشتگرمی بدست می آورید؟





هیچ چیز به خودی خود بوجود نیامده است

 

بسیاری از استدلالهای خوب و قوی در حمایت از اثبات وجود خدا موجود میباشد. جدا از اثبات آفرینش مبحثی بنام ”فلسفه کیهانی یا شرح بوجود آمدن جهان“ وجود دارد. بر اساس این ایده چیزی به خودی خود بوجود نیامده و چیزی خود را خلق نکرده است. در عوض، آنچه که خلق شده ، توسط چیزی قبل از آن بوجود آمده و هر آنچه که آن را آفریده ، باید توسط چیزی که قبل از آن بوده ، خلق شده باشد. و این مبحث سلسله وار ادامه می یابد تا در جایی متوقف میشویم که «غیرمخلوق « و «ازلی» نام دارد، چیزی که همیشه وجود داشته است، چیزی که هرگز بی وجود نبوده است. و این وجود هیچ کس نیست جز آن خدایی که در کتاب مقدس توصیف شده است.

 

آیات زیر درباره منشاء همه مخلوقات به ما چه تعلیم میدهند؟

 

مکاشفه یوحنا باب ۴ آیه ۱۱

 

کولسیان باب ۱ آیات ۱۶ و ۱۷

 

یوحنا باب ۱ آیات ۱ تا ۳

 

این آیات تعلیم میدهند که در واقع چه چیزی منطقیترین توضیح برای خلقت است– خدایی که از ازل وجود داشته است. بعضی از متفکران که کاملاً با ایده وجود خدا مخالف هستند، پیشنهاد جایگزین دیگری را مطرح کردهاند. به جای یک خدای قادر مطلق و ابدی به عنوان آفریننده کائنات، به ما گفته شده است که ”هیچ چیز“ آن را خلق نکرده است. حتی دانشمندان مشهوری از جمله استفان هاوکینگ که اینک کرسی اسحاق نیوتون را به خود اختصاص داده است، چنین استدلال میکند که ”هیچ چیز“ جهان را خلق نکرده است.

 

او میگوید: ”از آنجایی که قانونی مانند جاذبه وجود دارد، کائنات میتواند خود را از هیچ خلق کند.“ –

 

Stephen Hawking and Leonard Mlodinw, the Grand Design (New York: 2010, Random Hourse, p 180).

 

اگرچه بدون شک هاوکینگ از دانش ریاضیات پیچیده و عمیق برای تشریح نظریهاش برخوردار است، جای تعجب است: که در اینجا حدود ۴۰۰ سال از آغاز انقلاب علمی میگذرد و یکی از بهترین دانشمندان جهان چنین استدلال میکند که جهان هستی و تمام آنچه درون آن است از هیچ بوجود آمدهاند؟ خطا خطاست حتی اگر از طرف یک دانشمند بزرگ بیان شود.

 

در این زمینه، آیه ۱۹ باب ۳ اول قرنتیان را بخوانید. چرا برای مسیحیان همواره مهم است که این حقیقت مهم را به یاد داشته باشند؟





اولین کتابها

 

برخلاف گزاف گوئیهای کسانی که به خدا اعتقاد ندارند، آنهایی که خدا را باور دارند، دلایل خوب بسیار زیادی برای اعتقاد خویش دارند. با این وجود، یک مشکل همیشگی وجود داشته است که بسیاری در طی قرنها برای توجیه بی اعتقادی خویش بکار بردهاند و آن مشکل رنجهای بشری و شیطان است. چگونه ممکن است خدا مطلقا خوب ، مطلقا با محبت و قادر مطلق باشد و در عین حال شرارت هم وجود داشته باشد؟ این مسئله باعث لغزش بسیاری از افراد بوده و هست. و همچنین اگر صادق باشیم، کدام معتقد به خدا، کدام فردی که تجربه واقعیت خدا و محبتش را چشیده باشد، زمانهایی با این پرسش دست و پنجه نرم نکرده است؟

 

پس چقدر جالب توجه است که خانم الن جی. وایت نیز آنچه که سنت یهودی را تعلیم میدهد آموزش میدهد مبنی براینکه موسی کتاب ایوب را در مدیان نوشت. ”گذران سالهای طولانی در وسط بیابان و در عزلت به هدر نرفت. موسی نه تنها برای کاری که پیش رویش بود آماده میشد، بلکه در طی این زمان تحت الهام روحالقدس، کتاب پیدایش و همچنین کتاب ایوب را که تا پایان زمان با تمام وجود و علاقه توسط قوم خدا خوانده خواهد شد، نگارش نمود.“ – الن جی. وایت،

 

Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, Vol. 3, P 1140.

 

چیزی که این مطلب به ما میگوید این است که دو کتاب نخست از کتاب مقدس که تا بحال شبیه آن نوشته نشده است یکی از آنها کتاب ایوب، با مشکل جهانی درد و رنج بشر سر و کار دارد. یعنی، خدا میدانست که این پرسشی بزرگ برای انسانها خواهد بود و از این رو، درست در همان ابتدا به موسی فرمود تا داستان ایوب را به رشته تحریر در آورد. خدا در اوایل اجازه داد بدانیم که ما در درد و رنج تنها رها نشدهایم بلکه او در کنار ماست، همه چیز را در موردآن میداند و ما میتوانیم امید داشته باشیم که در انتها همه چیز سامان خواهد یافت.

 

آیات زیر درباره واقعیت اهریمن چه چیزی تعلیم میدهند؟

 

متی باب ۶ آیه ۳۴، یوحنی باب ۱۶ آیه ۳۳، دانیال باب ۱۲ آیه ۱، متی باب ۲۴ آیه ۷.

 

هر چقدر هم استدلال بدی بر علیه وجود خدا قابل درک باشد، ولیکن تحت نور هدایت کتاب مقدس بی معنی خواهد بود. اگر چه کتاب مقدس واقعیت خدایی که واقف به همه امور، قادر مطلق و بی نهایت خوب است را تعلیم میدهد، اما واقعیت اهریمن، رنجهای بشری و پریشانی را نیز تعلیم میدهد. وجود شرارت نباید بهانهای برای بی اعتقادی به خدا باشد. در حقیقت، نگاهی اجمالی به کتاب ایوب نشان میدهد که او حتی در میان دلسردی مطلق خویش، هرگز وجود خدا را زیر سؤال نبرد. در عوض سوال بجا این است که چرا چنین چیزهایی برایش اتفاق افتاد؟

 

داشتن پرسشهایی درباره بدیهایی که میبینیم، طبیعی است. چگونه میتوانیم بیاموزیم که بر خلاف بدیها، به خوبی خدا اطمینان داشته باشیم؟





مشکل غامض و دشوار

 

آیات زیر از کتاب ایوب را بخوانید. ایوب با چه چیزهایی دست و پنجه نرم میکند؟ او از چه چیزهایی سوال نمیکند؟ ایوب باب ۶ آیات ۴ تا ۸، باب ۹ آیات ۱ تا ۱۲.

 

همانطور که در درس دیروز بیان شد، هرگز در کتاب ایوب به مسئله وجود خدا اشارهای نشد. در عوض، پرسش این بود که چرا ایوب گرفتار این آزمونها و مشقات میشد؟ و با در نظر گرفتن همه اتفاقاتی که برایش رخ داد، بطور حتم مورد سؤال قرار دادن منصفانه است بخصوص به این دلیل که او به خدا اعتقاد داشت.

 

برای مثال، اگر فردی به خدا بی اعتقاد بود و دچار مشکلاتی میشد، پاسخ به چون و چرای آن میتوانست نسبتاً ساده و آسان باشد. ما در جهانی به معنی و بی هدف زندگی میکنیم که اصلاً به ما اهمیت نمیدهد. بنابراین، در میان نیروهای طبیعی خشن، سرد و سرکش اطرافمان، گاهی قربانی مشکلاتی میشویم که از آن نمیتوان هیچ هدف و مقصودی استنباط کرد. چه هدفی میتوان از آن دریافت نمود؟ اگر زندگی خود بی معنی باشد، پس سختیهایی که همراه آن هستند نیز باید بی معنی باشند.

 

در حالی که ممکن است بسیاری این پاسخ را نا رضایتبخش و مایوس کننده بیابند، اما بطور حتم با در نظر گرفتن این فرضیه که خدایی وجود ندارد، منطقی است. از سوی دیگر، برای شخصی مانند ایوب مشکل پیچیده و دشوار فرق دارد.

 

آیات ۸ تا ۱۲ باب ۱۰ ایوب را بخوانید. این آیات چگونه به ما در درک پرسشهایی که ایوب داشت، کمک میکنند؟

 

آری، پرسشی که ایوب با آن در کشمکش بود همان است که بسیاری از ایمانداران به خدا همچنان با آن دست و پنجه نرم میکنند: اگر خدا وجود دارد، خدایی با محبت و خوب، چرا انسانها از کارهایی که میکنند رنج میبرند؟ چرا حتی مردم ”خوب“ از جمله ایوب گرفتار مصیبتها و سختیهایی میشوند که اغلب بی ارزش به نظر میرسند؟ مجددا، اگر جهان عاری از خدا بود، پاسخ در واقع این میبود که زندگی در گستره جهان کاملاً مادی قرار دارد که بشر صرفاً از روی تصادف بوجود آمده و محصول جانبی اتم و مولکول است.

 

ایوب بهتر از این میدانست. ما نیز مشکل پیچیده و دشوار را میدانیم.




دادباوری

 

(دادباوری یا دادشناسی الهیاتی به توضیح این سوال میپردازد که از چه رو معصومان و صالحان دچار مصیبت و رنج میگردند)

 

آیات ۱ تا ۴ باب ۳ رومیان را بخوانید. اگرچه موضوع بدیهی بیایمانی بعضی از امت متعهد به خداست، موضوع مهمتری که پولس در اینجا درباره آن سخن بمیان می آورد، چیست؟ پولس درباره خدا چه میگوید؟

 

پولس با نقل قول از آیه ۴ باب ۵۱ مزامیر، در این باره صحبت میکند که خداوند در کلام خویش صادق است و در داوری خویش محق و ظفرمند. (رومیان باب ۳ آیه ۴). ایدهای که در اینجا ارائه شده موضوعی است که در بخشهای مختلفی از کلام پدیدار است. این موضوع اعتقاد به عدالت خدا یا دادباوری (تئودیسی)خوانده میشود که نیکوئی و خیرخواهی خدا را در برابر شرارت و اهریمنی مورد سوال قرار میدهد. (یا بعبارتی اگر خدا خیر اندیش است پس چرا به پلیدی اجازه اظهار وجود میدهد؟ - ویرایشگر) این همان سؤال قدیمی یا پرسش همیشگی است که ما تمام هفته به آن پرداختهایم. در حقیقت، کل جدال عظیم بین خیر و شر ،خود حاکی از واقعیتی در باره دادباوری است. نیکوئی خدا بر خلاف بدی که در جهان وجود دارد، در برابر انسانها، فرشتگان و کل جهان نمایان خواهد شد.

 

”هر پرسش از حق و ناحق در نبرد طولانی مدت اکنون آشکار شده است. نتایج شورش و طغیان، جزای کنار گذاشتن احکام الهی، برای تمام مخلوقات فهیم آشکار شده است. جزئیات تبعات حکومت شیطان در مقایسه با حکومت خدا در منظر جهانیان قرار گرفته است. اعمال شیطان خود او را محکوم کردهاند. حکمت، عدالت و خوبی خدا کامل و بی نقص و پابرجاست“ – الن جی. وایت، Ellen G. White, The Great Controversy, pp. 671-670

 

هرچقدر که الان درک آن برای ما به دلیل غوطه ور بودن در دنیای پر از گناه و رنج دشوار باشد (و اگر فهم آن برای ما دشوار است تصور کنید که برای ایوب چگونه بوده است)، وقتی همه رنج ها و مشقات پایان یابد، آنگاه قادر خواهیم بود تا خوبی و عدالت و محبت و انصاف خدا نسبت به بشر را با شیطان و بدی هایی که به بشر کرده مقایسه کنیم. این بدین معنی نیست که هر چیزی که در جهان اتفاق میافتد، خوب است؛ مشخصاً چنین نیست. تنها به این مفهوم است که خدا به بهترین شکل ممکن با آن برخورد میکند و سپس هنگامی که این تجربه وحشتناک گناه پایان یابد، ما قادر خواهیم بود که چنین فریاد بزنیم: ” ای خداوند قادر مطلق کارهای تو عظیم و شگفت انگیز است ، راههای تو درست و عادلانه است ، ای پادشاه مقدسین“ (مکاشفه یوحنا باب ۱۵ آیه ۳).




جمعه

 

۲۱ اکتبر

 

مطالعه بیشتر:

 

نویسنده مسیحی و دفاعنامه نویس سی. اس. لویس (C. S. Lewis) کتابی را درباره مرگ همسر خود و و تقلا برای کنار آمدن با آن به قلم تحریر در آورد. او چنین نوشت:

 

”اینگونه نیست که (فکر میکنم) در خطر دست کشیدن از ایمان نسبت به خدا باشم. خطر اصلی باور کردن چنین چیزهای وحشتناکی درباره اوست. نتیجهای که من از آن میهراسم این نیست که ’در نهایت خدایی وجود ندارد.‘ بلکه ’خدا واقعاً اینگونه است. بیش از این خود را فریب نده. A Grief Observed, pp6.7 این پرسشی است که ایوب نیز خود با آن در کشمکش بود. همانطور که دیدیم، او هرگز به وجود خدا شک نکرد؛ آنچه با آن دست و پنجه نرم میکرد پرسش در مورد شخصیت خدا بود. ایوب وفادارانه به خداوند خدمت کرد. ایوب مرد ”خوبی“ بود. بنابراین او میدانست که سزاوار آن مصیبتها نبود. از این رو، او پرسشی را که بسیاری از مردم مومن به خدا در حین مصیبت مطرح میکنند مطرح میکرد: خدا واقعاً چگونه است؟ و آیا نبرد بزرگ حقیقتاً در این باره نیست؟ پرسش درباره وجود خدا نیست بلکه درباره شخصیت اوست. و اگرچه چیزهای بسیاری در رفع نمودن نبرد بزرگ دخالت دارند، شکی نیست که مرگ عیسی بر روی صلیب جایی که پسر خدا ”خود را مانند بره قربانی به خدا تقدیم کرد – و در نظر خدا همچون یک عطر خوشبو بود“ (افسسیان باب ۵ آیه ۲)، بیش از هر چیز دیگری شخصیت حقیقی خالق ما را برای گیتی نمایان نمود. صلیب به ما نشان میدهد که پرودگار، خدایی است که همه ما میتوانیم به او اطمینان کنیم.

 

سوالاتی برای بحث

 

۱- در پرسش مربوط به رنج کشیدن برای آنانی که به خدا ایمان ندارند، تأمل کنید. همانطور که دیدیم، آنها مجبور نیستند در میان مصیبتها با همان پرسشی که ایمانداران خدا با آن روبرو میشوند، دست و پنجه نرم کنند. از سوی دیگر، آنها چه امیدی میتوانند برای گرفتن پاسخ و یافتن راه حل نهایی داشته باشند؟ تصور کنید که مشکلاتی که در این جهان اتفاق میافتند را داشتهاید و سپس بر این باور باشید که همه چیز با مرگ پایان مییابد و چیزی فراتر از آن وجود ندارد. جای تعجب نیست که بسیاری از ناباوران از زندگی و یا حتی یافتن مفهومی برای آن نا امید هستند. ادبیات خداناباوری پر از فریادها و شکایات آنان درباره بی معنی بودن همه چیز است. پس ما چگونه میتوانیم حتی در میان غصههایمان در اینجا، با وجود پرسش دشواری که باقی میماند، از ایمانمان به امید نائل شویم؟

 

۲- چرا برای ما اهمیت دارد که اکنون به صلیب، قدرتمندترین مکاشفهای که از محبت خدا و آنگونه که خدا هست ، بیندیشیم و تکیه کنیم؟ هنگامی که ما غرق پریشانی، مصیبت و بدی غیر قابل توضیح هستیم، صلیب درباره شخصیت خدا به ما چه میگوید؟ وقتی که ما همیشه واقعیت صلیب را در پیش روی خود داشته باشیم، چه امیدی میتوانیم برای خود، برای نتیجه نهایی آنچه اینک با آن روبرو هستیم، بدست آوریم؟

 

درس پنجم

 

۲۲ تا ۲۸ اکتبر

 

لعنت به روزگار





بعد از ظهر روز سبت

 

مطالعه این هفته: ایوب باب ۳ آیات ۱ تا ۱۰؛ یوحنا باب ۱۱ آیات ۱۱ تا ۱۴؛ ایوب باب ۶ آیات ۱ تا ۳، باب ۷ آیات ۱ تا ۱۱؛ یعقوب باب ۴ آیه ۱۴؛ ایوب باب ۷ آیات ۱۷ تا ۲۱؛ مزامیر باب ۸ آیات ۴ تا ۶.

 

آیه حفظی: ”ای خداوند، مستحقی که جلال و اکرام و قوت را بیابی، زیرا که تو همه موجودات را آفریدهای و محض اراده تو بودند و آفریده شدند“ (مکاشفه یوحنا باب ۴ آیه ۱۱).

 

از مطالعه داستان ایوب دو حُسنِ ویژه می یابیم : نخست، آگاهی از نحوه پایان یافتن داستان و دوم، شناخت پیش زمینه ازنبردی که در پشت صحنه در آسمانها در حال رخ دادن بود.

 

ایوب به هیچ یک واقف نبود. تنها چیزی که میدانست این بود که زندگیاش به خوبی در حال پیش رفتن بود که ناگهان بلایا یکی پس از دیگری، فاجعه پس از فاجعه به سرعت بر سرش ریختند. و سپس این مرد، ” که ثروتمندترین افراد در مشرق زمین بود“ (ایوب باب ۱ آیه ۳)، در ناله و ماتم خاکسترنشین شد و به وضع رقت آمیزی فرو افتاد.

 

همین طور که مطالعه کتاب ایوب ادامه می یابد ، سعی کنید تا خود را در وضع و حال ایوب قرار دهید، زیرا چنین حالتی کمک خواهد کرد تا پریشانی، غضب و اندوهی که ایوب داشت بهتر درک شود. و چنین حسی نباید برای ما بسیار دشوار باشد، اینطور نیست؟ نه اینکه بخواهیم تا آنچه را که بر ایوب واقع شد تجربه کنیم، بلکه بفهمیم کسی که در میان ما با جسم بشری در جهانی سقوط کرده بدنیا آمده ، آیا از سرگشتگی که فاجعه و مصیبت ببار میآورد حسی خواهد داشت؟ بخصوص وقتی که در پی خدمت وفادارانه به خداوند بوده و بخواهیم آنچه را که از نظر او درست است انجام دهیم.

 

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۹ اکتبر آماده شوید.




لعنت به روزی که زاده شدم

 

تصور کنید که شما ایوب هستید. زندگی و همه چیزهایی که برای آن زحمت کشیدهاید بهم میریزد، همه چیزهایی که به آن رسیدهاید از دست میرود، همه برکاتی که خدا به شما عطا نموده بدون هیچ توضیحی از بین میروند. معنا و مفهومی ندارد. به نظر نمیرسد دلیل خوب یا بدی برای آن وجود داشته باشد.

 

سالها پیش یک اتوبوس مدرسه از جاده خارج شد و کودکان زیادی کشته شدند. یک بیخدا در این زمینه گفت که این دقیقاً همان چیزی است که میتوانید در جهانی که معنا، هدف و راستایی ندارد، انتظار داشته باشید. مصیبتی این چنینی هیچ معنایی ندارد زیرا جهان بی معنی است.

 

اگرچه همانطور که دیدهایم، این پاسخ برای ایمانداران به خدا کاربرد ندارد. و برای ایوب که پیرو وفادار خداوند بود نیز کاربردی نداشت. اما پاسخ و توضیح چه بود؟ ایوب پاسخی نداشت. تنها چیزی که او داشت، اندوه شدید و سوالاتی از روی سرگشتگی و حرمان بود.

 

آیات ۱ تا ۱۰ باب ۳ ایوب را بخوانید. ایوب در ابتدا چگونه ماتم خویش را در اینجا ابراز میدارد؟ به چه روشهایی ممکن است هر کدام از ما به آنچه او میگوید مرتبط باشیم؟

 

بطور حتم زندگی هدیهای از جانب خداست. ما وجود داریم تنها به این دلیل که خدا ما را آفریده است (اعمال رسولان باب ۱۷ آیه ۲۸، مکاشفه یوحنا باب ۴ آیه ۱۱). این وجود ما یک معجزه است، که علم نوین را حیرت زده نموده است. در حقیقت، دانشمندان حتی در توافق کامل با مفهوم ” زندگی“ نیستند چه برسد به اینکه چگونه و چرا بوجود آمد. با این وجود چه کسی در مواقع نا امیدی به این فکر نیفتاده که آیا زندگی ارزشی دارد؟ ما درباره موارد تأسف برانگیز خودکشی سخن نمیگوییم. در عوض، آن زمانهایی که ممکن است مانند ایوب آرزو کرده باشیم که هرگز به دنیا نیامده بودیم، چطور ممکن است؟

 

یک یونانی دوران باستان ، زمانی گفت که بهترین چیزی که میتوانست به غیر از مرگ برای فردی اتفاق بیافتد، این است که هرگز متولد نمیشد. یعنی، زندگی میتواند چنان مایه عذاب باشد که بهتر بود بوجود نمی آمدیم. و از این رو از غم و اندوه اجتناب ناپذیری که همراه زندگی بشری در این جهان سقوط کرده است، در امان میبودیم.

 

آیا تا بحال احساس ایوب را تجربه کردهاید ؛ به این معنی که آرزو کرده باشید که هرگز متولد نمیشدید؟ با این وجود در نهایت چه اتفاقی افتاد؟ مطمئناً احساس بهتری پیدا کردید. پس تا چه حد برای ما مهم است که حتی در بدترین لحظات به یاد داشته باشیم که امید و چشم انداز بهبود شرایط را داشته باشیم.





آرامش در قبر

 

آیات ۱۱ تا ۲۶ باب ۳ ایوب را بخوانید. ایوب در اینجا چه چیزی میگوید؟ او چگونه به سوگواری خویش ادامه میدهد؟ او درباره مرگ چه میگوید؟

 

ما تنها میتوانیم اندوه وحشتناکی را که ایوب بیچاره با آن روبرو بود ،تصور کنیم. هر چقدر هم که از بین رفتن اموال و از دست رفتن سلامتی ممکن است برای او دشوار بوده باشد، او همه فرزندان خویش را از دست داد. همه آنچه را که داشت. مصیبتها به کنار ولی از دست دادن یک فرزند به اندازه کافی دشوار است. ایوب همه آنها را از دست داد. و او ده فرزند داشت! جای تعجب نیست که چرا آرزو کرد بمیرد. و بار دیگر، ایوب هیچ اطلاعی از موضوع و پشت صحنه نداشت، و حتی اگر هم میدانست، احساس بهتری پیدا نمیکرد؛ اینطور نیست؟

 

با این وجود، به آنچه ایوب درباره مرگ می گوید توجه کنید. اگر او مرده بود، سپس چه میشد؟ آیا در آسمان وجد و سرور برقرار میشد؟ در محضر خدا شادمانی برپا میشد؟ فرشتگان چنگ و عود مینواختند؟ در اینجا چیزی از آن الهیات شناسی وجود ندارد. در عوض، ایوب چه میگوید؟ ” اگر هنگام تولد میمردم اکنون آرام و آسوده خوابیده بودم“ (ایوب باب ۳ آیه ۱۳).

 

جامعه باب ۹ آیه ۵ و یوحنا باب ۱۱ آیات ۱۱ تا ۱۴ را بخوانید. آنچه که ایوب میگوید چگونه با آنچه کتاب مقدس درباره واقعیت پس از مرگ تعلیم میدهد، هماهنگی دارد؟

 

در اینجا در یکی از قدیمیترین کتب کتاب مقدس، احتمالاً یکی از ابتداییترین توضیحات درباره آنچه که”وضعیت مرگ“ خوانده میشود، وجود دارد. در این مرحله تنها چیزی که ایوب میخواست این بود که در آرامش باشد. زندگی ناگهان چنان سخت، دشوار و دردناک شده بود که او خواستار مرگی بود که میشناخت ؛ استراحتی آرام در قبر. او چنان غمگین و آزرده بود که تمامی خوشیهای پیش از مصیبتها در زندگی را فراموش کرده بود و آرزو میکرد که حتی در زمان تولد مرده بود.

 

بعنوان افرادی مسیحی بطور حتم وعدههای فوقالعادهای برای آینده داریم. در عین حال، در میان رنجهای زمان حال، چگونه میتوانیم بیاموزیم که زمانهای خوب گذشته را با یاد داشته باشیم و از آن خوشیها آرامش و تسکین بدست آوریم؟





دردهای دیگران

 

آنگونه که در باب ۳ کتاب ایوب اشاره شده است، اولین سوگواری او خاتمه یافت. در دو باب بعدی، یکی از دوستانش الیفاز، برای ایوب خطبه میخواند (هفته دیگر به آن خواهیم پرداخت). در بابهای ۶ و ۷ ، ایوب به صحبت کردن درباره رنجهایش ادامه میدهد.

 

” اگر میتوانستید غصه مرا وزن کنید آنگاه می دیدید که از شنهای ساحل دریا نیز سنگینتر است برای همین است که حرفهای من تند و بی پرواست“ (ایوب باب ۶ آیات ۲ و ۳). ایوب در اینجا چگونه درد خویش را ابراز میکند؟

 

این تصویر به ما ایدهای میدهد درباره اینکه ایوب چگونه رنجهای خویش را درک میکرد. اگر همه ماسههای دریا در یک طرف ترازو و ” ماتم“ و ”مصیبت“ او در طرف دیگر قرار داشتند، رنجهای او از همه ماسهها سنگینتر بودند.

 

درد ایوب برای او اینگونه واقعی بود. و این تنها درد ایوب بود و نه هیچ کس دیگر. گاهی اوقات ما ایده ”مجموع دردهای بشر“ را میشنویم. و با این حال ، این واقعاً حقیقت را بیان نمیکند. ما گروهی رنج نمیبریم. ما در تنهایی از درد خود رنج میبریم. ما فقط از درد و رنج خود آگاهی داریم. درد ایوب هر چقدر هم که عظیم بود، از آنچه بشر بتواند بفهمد، بیشتر نبود. برخی از افراد که حسن نیت دارند ممکن است به فرد دیگری بگویند، ”من درد شما را احساس میکنم.“ اما چنین نیست؛ آنها نمیتوانند. تنها چیزی که آنها میتوانند احساس کنند، درد خودشان میباشد که ممکن است واکنشی برای رنج فرد دیگر باشد. اما این همواره و تنها درد خودشان است و نه درد فرد دیگر.

 

ما در مورد بلایا، خواه طبیعی و یا ساخته دست بشر چیزهایی میشنویم که تلفات جانی زیادی در بر دارند. تعداد کشته شدگان یا افراد زخمی ، ما را حیرت زده می کند. به سختی میتوانیم چنین رنج عظیمی را تصور کنیم. اما مانند ایوب، مانند همه بشر سقوط کرده ، از آدم و حوا در عدن تا پایان این جهان، همه موجودات سقوط کردهای که تا کنون زندگی کردهاند، تنها میتوانند درد و رنج خود را درک کنند و بس.

 

مطمئناً ما هرگز نمیخواهیم رنجهای افراد را بی اهمیت جلوه بدهیم و از ما مسیحیان خواسته شده است که در هر زمان و مکان که قادریم، برای التیام و تسکین درد و رنج دیگران کمک کنیم (یعقوب باب ۱ آیه ۲۷، متی باب ۲۵ آیات ۳۴ تا ۴۰ را ببینید). با این وجود، بی توجه به میزان زیاد رنج موجود در جهان، ما میتوانیم بسیار سپاسگزار باشیم که هیچ بشر سقوط کردهای بیش از حد مشخص رنج نمیبرد. (تنها یک استثنا وجود دارد؛ درس ۱۲ را ببینید.)






گذشتِ سریعِ زمان

 

مکالمه زیر را تصور کنید. دو نفر برای سرنوشت بشر که مرگ است افسوس میخورند. به این معنی که مهم نیست چه زندگی خوبی داشتهاند، مهم نیست چه دستاوردهایی داشتهاند، همه چیز در نهایت به قبر ختم خواهد شد.

 

آری متوشالح به دوست خود گلایه میکند ، ”آری، ما تقریباً ۸۰۰ یا ۹۰۰ سال زندگی میکنیم و سپس میمیریم. ۸۰۰ یا ۹۰۰ سال در مقایسه با ابدیت چقدر است؟“ (باب ۵ پیدایش را ببینید.)

 

اگر چه امروزه تصور زندگی به مدت صدها سال برای ما دشوار است (متوشالح زمانی که پسرش لَمِک متولد شد، ۱۸۷ ساله بود و متوشالح به مدت ۷۸۲ سال پس از آن زندگی نمود) ؛ با این حال، افراد کهنسال که با واقعیت مرگ روبرو هستند، باید از آنچه برایشان کوتاهی زندگی بود، شاکی بوده باشند.

 

آیات ۱ تا ۱۱ باب ۷ ایوب را بخوانید. شکایت ایوب از چیست؟ مزامیر باب ۳۹ آیات ۵ و ۱۱، یعقوب باب ۴ آیه ۱۴ را نیز ببینید.

 

اندکی پیش دیدیم که ایوب به دنبال آرامش و فراغتی بود که در مرگ وجود داشت. اکنون او از سرعت گذر زندگی شِکوِه میکند. او در واقع میگوید که زندگی دشوار و پر از خُسران و درد است و در نهایت ما میمیریم. این معمایی است که اغلب با آن روبرو هستیم: از زودگذر بودن زندگی حتی وقتی میتواند بسیار دردناک و غمانگیز باشد، گلایه میکنیم.

 

یک زن از اعضای کلیسای ادونتیست روز هفتم مقالهای درباره مشکل خود با افسردگی و حتی فکر خودکشی نوشت. و با این حال چنین نوشت: ”بدترین بخش این بود که من یک ادونتیست بودم که از الگوی سَبکِ زندگی پیروی میکردم که به من کمک میکرد ’شش سال بیشتر‘ عمر کنم.“ این بی معنی بود. مطمئناً در مواقع درد و رنج، خیلی چیزها بی معنی به نظر میرسند. گاهی اوقات در میان درد، دلیل و منطق به کنار میرود و تنها چیزی که میشناسیم، درد و ترس است و هیچ امیدی نمیبینیم. حتی ایوب که حقیقتاً بهتر میدانست (ایوب باب ۱۹ آیه ۲۵)، در یأس و نا امیدی فریاد بر آورد: ” بیاد آورید که عمر من دمی بیش نیست و چشمانم دیگر روزهای خوش را نخواهد دید“ (ایوب باب ۷ آیه ۷). ایوب که مواجهه با مرگ اینک برایش نزدیکتر از همیشه به نظر میرسید، همچنان از کوتاهی عمر گذشته شکایت مینمود.






این انسان چیست؟

 

بار دیگر، باید خود را به جای ایوب بگذاریم. چرا خدا این کارها را با من میکند، یا چرا او چنین چیزهایی را برای من روا میدارد؟ ایوب تصویر بزرگتر را ندیده بود. چگونه میتوانست دیده باشد؟ او فقط میدانست که چه اتفاقاتی در اطراف و برای او رخ داده است و هیچ کدام از آنها را هنوز درک نمیکرد.

 

چه کسی در موقعیتی مشابه نبوده است؟

 

آیات ۱۷ تا ۲۱ باب ۷ ایوب را بخوانید. ایوب در اینجا چه چیزی را بیان میکند؟ چه پرسشی در اینجا مطرح میکند؟ با در نظر گرفتن شرایطی که داشت، چرا این سوالات بسیار بامعنی به نظر میرسد؟

 

بعضی از محققان استدلال کردهاند که ایوب آیات ۴ تا ۶ باب ۸ مزامیر را به استهزاء گرفته بود: ” میگویم انسان چیست که تو به فکر او باشی و او را مورد لطف خود قرار دهی؟ تو مقام او را فقط اندکی پایین تر از فرشتگان قرار دادی و تاج عزت و احترام را بر سر وی نهادی. او را بر تمام خلقت خود گماردی و همه چیز را زیر فرمان او در آوردی“ (مزامیر باب ۱۴۴ آیات ۳ و ۴ را نیز ببینید). اگر چه مشکل این است که کتاب ایوب بسیار پیش از مزامیر نوشته شده بود. پس در این صورت، احتمالاً مزمور نویس در پاسخ به مرثیه های ایوب این را نوشت.

 

در هر دو صورت، پرسش (انسان چیست) یکی از مهمترین پرسشهایی است که میتوانیم بپرسیم. ما چه کسی هستیم؟ چرا اینجا هستیم؟ معنی و هدف زندگیمان چیست؟ در مورد ایوب، او حیران است که چرا خدا او را به زحمت می اندازد. خدا بسیار بزرگ است و خلقتش بسیار گسترده است؛ اصلا او چرا باید ایوب را به مصیبت و دردسر مبتلا کند؟ چرا اصلاً خدا هر کدام از ما را دچار زحمت و مشکل میکند؟

 

یوحنا باب ۳ آیه ۱۶ و اول یوحنا باب ۳ آیه ۱ را بخوانید. این آیات چگونه به ما در درک رابطه خدا با مردم کمک میکنند؟

 

”یوحنا با مشاهده ابعاد وسیع محبت پدر نسبت به نسل رو به زوال بشر ، زبان به تحسین و تکریم میگشاید. او نمیتواند زبانی مناسب برای بیان این محبت بیابد، اما همه جهان را فرامیخواند: " ببینند خدای پدر چقدر ما را دوست میدارد که ما را فرزندان خود خوانده است" ببینید که این مطلب چه ارزش والایی برای بشر قائل شده است! فرزندان انسان بواسطه تخلف تحت یوغ شیطان قرار گرفتند. فرزندان آدم بواسطه آن قربانی سرمدی مسیح و ایمان به نام او، فرزندان خدا میشوند. مسیح با گرفتن جسم بشری بر خود ، مقام بشر را که قبلا تنزل یافته بود اعتلا بخشید.“ – الن جی. وایت،

 

Ellen G. White, Testimonies for the Church, vol. 563, p. 4.




تفکری فراتر:

 

”در عصری که به طور بیسابقه بواسطه علم و استدلال منور گردیده است، خبر خوشِ مسیحیت کمتر و کمتر از طریق اصول ساختاری ماوراء ماده مورد تایید واقع میشود و مسیحیت شالودهای مطمئن نیست تا بتوان بر آن زندگی را بنا نمود و از نظر روانشاسی ارزش قابل ملاحظه ای ندارد. بیش از پیش آشکار میشود که احتمال رابطه محض رشته حوادث بطور کل نامحتمل است.– که یک خدای لایتناهی و ابدی ناگهان به یک انسان خاص تبدیل شود در زمان و مکان تاریخی مشخص به نحو رقت انگیزی اعدام شود “ یعنی یک زندگی مختصر دو هزار سال پیش واقع شود در یک قوم بدوی مبهم در یک سیاره ای که حالا فهمیده شده که تکه ای از عنصری نسبتا ناچیز و کم اهمیت که حول خود میچرخد و یک ستاره در میان بیلیون ستاره از یک کهکشان وسیع و غیر قابل تصور است – که چنان واقعه غیر قابل تشخیص و انتظاری نباید گیتی را تحت الشعاع قرار داده یا معنایی ابدی بر خود بگیرد و نباید بیش از این بشر خردمند به باور آن تحمیل گردد. کاملا غیر قابل قبول بود که جهان بطور کل علاقه وافری به این بخش جزئی از وسعت عظمت هستی داشته باشد – اگر در کل فایده ای از آن برده شود. با گستره فضای مدرن امروزی و با رشد و توسعه علم و تکنولوژی ، مسیحیت دیگر رنگ و لعابی ندارد.

 

—Richard Tarnas, Passion of the Western Mind (New York: Ballantine Books, 1991, p. 305.

 

این نظریه چه مشکلی دارد؟ نویسنده چه چیزی را فراموش کرده است؟ این گزیده چه چیزی را درباره محدودیتهای آنچه ”علم و منطق“ میتوانند از واقعیت خدا و محبتش برای ما عرضه کنند، آموزش می دهد؟ این مطلب چه چیزی را به ما درباره نیاز به حقیقت آشکار شده نشان میدهد، حقیقتی که ”علم و منطق“ بشری به خودی خود قادر به رسیدن به آن نیست؟

 

سوالاتی برای بحث

 

۱- شما به عنوان یک فرد مسیحی، چگونه به پرسش ”انسان چیست“پاسخ میدهید؟ پاسخ شما چگونه ممکن است نسبت به جواب کسانی که به خدا و کتاب مقدس ایمان ندارند، متفاوت باشد؟

 

۲- کورماک مککارتی (Cormac McCarthy) نوشت، ”مردگان واقعاً تا چه حد ماورای مرگ هستند. مرگ چیزی است که افراد زنده با خود حمل میکنند.“ چرا باید درک ما از آنچه پس از مرگ اتفاق میافتد، در زمینه عزیزان از دست رفتهمان به ما آرامش بدهد؟ آیا میتوانیم با دانستن اینکه آنها در آرامش، استراحت و رها از بسیاری از کمبودها و مشکلات زندگی هستند، کمی تسلی بدست نیاوریم؟

 

۳- فکر میکنید به چه دلیل بسیاری از مردم در دردناکترین موقعیتها گذشته از اینکه زندگی تا چه حد بد به نظر میرسد، باز هم به زندگی علاقه نشان میدهند؟

 

۴- در مورد آنچه صلیب درباره ارزش انسانیت تعلیم میدهد بحث کنید – حتی در باره ارزش یک زندگی ناقابل. نفرین بی سبب؟

 

نفرین بی سبب؟





بعد از ظهر روز سبت

 

مطالعه این هفته: مزامیر باب ۱۱۹ آیات ۶۵ تا ۷۲؛ ایوب باب ۲ آیات ۱۱ تا ۱۳، باب ۴ آیات ۱ تا ۲۱؛ رومیان باب ۳ آیات ۱۹ و ۲۰؛ اول قرنتیان باب ۳ آیه ۱۹؛ عبرانیان باب ۱۲ آیه ۵؛ متی باب ۷ آیه ۱.

 

آیه حفظی: ” آیا یک فانی میتواند عادلتر از خدا باشد؟ و آیا مرد میتواند طاهر از خالق خود باشد؟“ (ایوب باب ۴ آیه ۱۷).

 

هفته گذشته اهمیت جایگزین کردن خود بجای ایوب را تا حد امکان خاطر نشان کردیم. در یک مفهوم، این فرض نباید بسیار دشوار باشد زیرا همه ما به نوعی در آن جایگاه بوده ایم؛ یعنی همه ما تا حدی خود را غرق در رنج دیده ایم که اغلب اوقات بی مفهوم است و بی تردید منصفانه به نظر نمی رسد.

 

در حالی که لازم است سعی کنیم در سایر درس ها این دیدگاه را به خاطر داشته باشیم، همچنین لازم است به دیدگاه مردم دیگر نیز در این داستان دست یابیم ، مردانی که آمده و با ایوب به ماتم و عزا پرداختند.

 

و این کار نیز نباید چندان دشوار باشد. چه کسی در میان ما رنج های دیگران را ندیده است؟ چه کسی به دنبال تسلی دادن به دیگران در درد و فقدان عزیزانشان نبوده است؟ چه کسی نمی داند که باید به دنبال کلامی بود تا کسانی را که ماتم آنها قلب های ما را نیز جریحه دار کرده تسلی داد؟

 

در واقع، بخش زیادی از کتاب ایوب واقعا به مکالمه میان او و این افراد اختصاص دارد که همه آنها سعی می کنند از آنچه که اغلب منطقی به نظر نمی رسد، مفهومی ایجاد کنند: نمایش بی پایان رنج ها و مصیبت های بشر در جهانی خلق شده توسط خدایی با محبت، قدرتمند و دلسوز.

 

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۵ نوامبر آماده شوید.

 

یکشنبه

 

۳۰ اکتبر

 

سؤالات بزرگ

 

بسیاری از وقایع کتاب ایوب در دو باب اول رخ می دهد. در اینجا پرده میان آسمان و زمین کنار رفته است و بطور اجمالی به تمام جنبه های واقعیت پرداخته شده است که اگر چنین نمیشد واقعیت از ما پنهان می ماند. هر چقدر هم که تلسکوپ ها بتوانند اعماق کهکشانها را نشان بدهند، باز هم نخواهند توانست عمق این کتاب را رصد کنندکه هزاران سال قبل در بیابانی که احتمالا در عربستان امروزی اتفاق افتاده است. ایوب همچنین نشان می دهد که عالم ماوراطبیعه، عالم خدا و فرشتگان و جهان طبیعی، زمین و هر چه که در آن است تا چه حد با هم مرتبط هستند.

 

پس از دو باب نخست ، بیشتر بخش های کتاب ایوب شامل چیزی می شود که در برنامه تلویزیونی "گفتگوی از نزدیک اندیشه ها" نامیده میشود. در این مورد گفتگوی از نزدیک اندیشه ها بین ایوب و مردانی است که برای گفتگو در مورد مسائل مهم زندگی آمده بودند از قبیل: خداشناسی، درد، فلسفه، ایمان، زندگی و مرگ.

 

و با در نظر گرفتن تمام چیزهایی که برای ایوب اتفاق افتاده است، چرا که نه؟ بسیار آسان است که گرفتار مسائل دنیوی زندگی و فعالیت های زندگی روزانه بشویم و پرسش های بزرگ و مهم را فراموش کنیم. چیزی مانند مصیبت چه برای ما و چه برای دیگران وجود ندارد که ما را از رخوت روحانی رها کرده و باعث شود که ما شروع به پرسیدن سوال های مهم بکنیم.

 

آیات ۶۵ تا ۷۲ باب ۱۱۹ مزامیر را بخوانید. نویسنده مزمور در اینجا چه می گوید؟

 

نویسنده مزمور قادر بود مشاهده کند که سختیهایی که او را به عذاب انداخته بود ختم به خیر گردید. بعضی اوقات مشکلات می توانند واقعا برکتی نهفته باشند که یا ما را به سمت خداوند باز می گردانند و یا برای نخستین بار او را نزد خدا می برند. چه کسی هست که داستان های افرادی را که به مرحله بحران رسیده اند را نشنیده باشد، که تنها در آن زمان فرد یا نزد خدا باز می گردد و یا برای نخستین بار تسلیم او می شود؟ بعضی وقت ها مصیبت ها هر چقدر هولناک و دردناک، می توانند خیریتی به همراه داشته باشند که در گذر زمان می توانیم آن را درک کنیم. گاهی اوقات نیز بی معنی به نظر می رسد.




بی گناه چه زمانی هلاک شده است؟

 

آیات ۱۱ تا ۱۳ باب۲ ایوب را بخوانید. این آیات درباره اینکه دوستان موقعیت او را چگونه می دیدند، چه چیزی می گویند؟

 

این افراد زمانی که خبردار شدند چه اتفاقی برای ایوب افتاده است با هم قرار گذاشته و روانه شدند. (ایوب باب ۲ آیه ۱۱) ؛ یعنی آنها برنامه ریزی کردند که با هم بیایند و دوست خود را ببینند. این آیات این ایده را می رسانند که آنها از آنچه دیدند حیرت زده شده بودند و با او به ماتم پرداختند.

 

بر اساس متن، آنها در سکوت نشستند و هرگز کلمه ای بیان نکردند. با این همه، شما به کسی در موقعیت ایوب چه چیزی می گویید؟ اگر چه هنگامی که ایوب نخستین بار لب به سخن گشوده و شکوه نمود این افراد حرفهای زیادی برای گفتن داشتند.

 

آیات ۱ تا ۱۱ باب ۴ ایوب را بخوانید. نکته مهم سخنان الیفاز به ایوب چیست؟

 

شاید آغازی خوب برای یک کتاب در مورد تسلی دادن بتواند الیفاز را در اینجا برجسته جلوه دهد. باب آغازین می تواند چنین عنوانی داشته باشد: "چیزهایی که نباید به فرد ماتم زده گفت". اگر چه این افراد مشخصا با ایوب ابراز همدردی کردند اما این همدردی از حد گذشت. به نظر می رسد که برای الیفاز، خلوص دینی مهم تر از اصل تسلی بود. دشوار است تصور کنیم یک نفر نزد کسی که مانند ایوب گرفتار مصیبت های زیادی شده است، برود و بگوید، بسیار خوب حتما سزاوارش بوده ای زیرا خدا عادل است و تنها بدکاران چنین رنج می برند.

 

حتی اگر کسی فکر کند که در مورد ایوب چنین بوده است، گفتن این مطلب چه حُسنی برای او داشت؟ فرض کنید یک راننده با سرعت زیاد در حین رانندگی تصادف کرده وکل خانواده اش را از دست داده است. آیا می توانید تصور کنید که کسی بلافاصله نزد او برود و در میان غم و ماتم به او بگوید: خدا تو را برای سرعت بالایت مجازات کرده است؟ مشکل سخن الیفاز تنها بحث خداشناسی که سوال برانگیز است نیست؛ مسئله بزرگتر بی احساس بودن او نسبت به ایوب و مشکلاتی بود که او با آنها روبرو بود.






یک مرد و آفریننده او

 

الیفاز قطعا" برای سخنان خود جایزه درایت و ابراز همدردی دریافت نخواهد کرد. او اساسا به ایوب چنین می گفت که اگر همه چیز به خوبی پیش برود ساده است که بتوان برای دیگران نور هدایت و تسلی بود اما اینک که اهریمن بر او فرو افتاده ، او پریشان شده است. در حالی که نباید چنین باشد. خدا عادل است و در نتیجه اتفاق بدی که به سرمان می آید، حق ماست.

 

آیات ۱۲ تا ۲۱ باب ۴ ایوب را بخوانید. مشاجرات دیگر الیفاز با ایوب چه بود؟

 

چیزهای جالب توجه بسیاری در اینجا وجود دارد که بتوان به آن دقت نمود از جمله اینکه چگونه این مردان حتی قبل از بوجود آمدن بنی اسرائیل، طبیعت و شخصیت خدای حقیقی را میشناختند. کل این کتاب به ما نشان می دهد که در واقع، دیگران به غیر از شیوخ و در نهایت اسرائیلیان، چیزی درباره خداوند می دانستند. در حقیقت ما در اینجا می بینیم که الیفاز به دنبال دفاع از ذات خداست.

 

آنچه الیفاز در خواب و رویاهای شبانه شنید به نحوی از نظرخداشناسی درست بود (مزامیر باب ۱۰۳ آیه ۱۴، اشعیا باب ۶۴ آیه ۷، رومیان باب ۳ آیات ۱۹ و ۲۰ را ببینید). ما به عنوان انسان از خاک هستیم، بسیار موقتی هستیم و می توانیم به راحتی مانند یک شاپرک له بشویم. و به طور حتم چه مرد و زنی می توانند بیشتر از خدا عادل باشند؟

 

از طرف دیگر، سخنان او بیهوده و خارج از موضوع بودند. مسئله ایوب این نبود که از خدا بهتر بود یاخیر. این شکایت ایوب نبود. او بیشتر درباره اینکه تا چه حد بیچاره، رنج کشیده بود سخن می گفت و نه اینکه به نوعی عادل تر از خدا بود.

 

اگر چه به نظر الیفاز این چیزها را از میان گفته های ایوب برگرفته بود. پس از هر چیز، اگر خدا عادل است و بدی فقط به دلیل بدی می آید، پس ایوب باید کاری کرده باشد که سزاوار آنچه باشد که گرفتارش شده بود. از این رو، شکایت ایوب منصفانه نبودند. الیفاز که مشتاق دفاع از خدا بود برای ایوب شروع به درس دادن نمود. او فقط در باره خدا اطلاعات عمومی داشت: یک مکاشفه ماوراطبیعی که به نوعی تقویت کننده موضع او بود. اگر چه تنها مشکل این است که موضعی که او در پیش گرفت از بحث خارج بود.






کامیابی کوتاه مدت

 

در باب ۵ الیفاز به بحث های خود ادامه می دهد. این تقریبا مشابه چیزی است که او در باب گذشته گفت: بدی تنها برای افراد بد اتفاق می افتد. تصور کنید این مطلب دردناک چه تاثیری بر ایوب داشت که می دانست این مطلب صحت ندارد و اینکه او سزاوار وضعیت کنونی نبود.

 

با این وجود مشکلی در اینجا وجود دارد: تمام آنچه الیفاز در اینجا می گوید اشتباه نیست. برخلاف آن، بسیاری از این افکار مشابه در بخش های دیگر کتاب مقدس تکرار شده اند.

 

آیات زیر چگونه احساسات بیان شده در باب ۵ ایوب را منعکس می کنند؟

 

مزامیر باب ۳۷ آیه ۱۰

 

امثال سلیمان باب ۲۶ آیه ۲

 

لوقا باب ۱ آیه ۵۲

 

اول قرنتیان باب ۳ آیه ۱۹

 

مزامیر باب ۳۴ آیه ۶

 

عبرانیان باب ۱۲ آیه ۵

 

هوشع باب ۶ آیه ۱

 

مزامیر باب ۳۳ آیه ۱۹




قضاوت عجولانه

 

قسمت اعظم آنچه که الیفاز به ایوب گفت درست بود. به این معنی که او به نکات درست بسیاری اشاره نمود، نکاتی که می بینیم بعدها در کتاب مقدس اشاره شد. و با این حال، پاسخ او به ایوب کاملا اشتباه بود. مشکل بیشتر در مورد آنچه که او گفت نبود؛ بلکه بیشتر در باره شرایط محیطی بود. آنچه که او می گفت حقایقی بودکه بر زبان می آورد که برای آن موقعیت خاص کاربرد نداشت. (درس هفته بعد را ببینید.)

 

جهان ما مکانی پیچیده می باشد. بسیار آسان است که به موقعیتی نگاه کنید و سپس چند جمله کلیشه ای و یا حتی آیاتی از کتاب مقدس که فکر می کنید مناسب است، به زبان بیاورید. شاید آنها مناسب باشند. اما اغلب چنین نیست. به این توضیح خانم الن جی. وایت درباره اینکه چگونه اغلب ما خود مقصر اتفاقاتی هستیم که برایمان رخ می دهند، توجه کنید. " هیچ حقیقتی در تعالیم کتاب مقدس واضح تر از این نیست که آنچه در زندگی ما واقع میشود نتیجه اعمال ماست. تا حد زیادی تجارب زندگی نتیجه افکار و اعمال خودمان هستند." Education, p. 146

 

این مطلب حقیقتی ژرف و مهم است. اما آیا می توانید تصور کنید که بعضی از مقدسان از روی حسن نیت نزد فردی با شرایط مشابه ایوب بروند و این توضیح خانم الن جی. وایت را برای او بخوانند؟ (متاسفانه در بعضی موارد، می توانیم چنین تصور کنیم.) تا چه حد برای این فرد مقدسِ خوش نیت بهتر می بود تا در عوض ، از این نصیحت پیروی کند؟ " بسیاری فکر می کنند که آنها نمایان کننده عدالت خدا هستند در حالی که کاملا در ارائه عطوفت و محبت عظیم خدا ناموفق بوده اند. اغلب کسانی که آنها با ایشان با سخت گیری و شدت برخورد می کنند تحت فشار وسوسه می باشند. شیطان در حال کشمکش با این افراد است و آنان با سخنان تند و بی احساس خود باعث یاس و نومیدی میشوند و آنان را در دام قدرت وسوسه کننده می اندازد. الن جی. وایت”—Ellen G. White, The Ministry of Healing, p. 163.

 

همان طور که اغلب چنین می باشد، واقعیت این است که چیزی فراتر از آنچه الیفاز و دیگران از جمله ایوب می دانستند، در جریان است. بنابراین تعجیل الیفاز در قضاوت نمودن حتی با وجود خداشناسی درستی که داشت، با توجه به شرایط ، اصلا کار درستی نبود.

 

چرا باید آیات زیر همیشه در جلوی ذهن ما در زمان برخورد با دیگران باشد بخصوص کسانی که معتقدیم مرتکب گناه شده اند. متی باب ۷ آیات ۱ و ۲؛ رومیان باب ۲ آیات ۱ تا ۳؛ اول قرنتیان باب ۴ آیه ۵.

 

حتی اگر حق با الیفاز بوده باشد و ایوب خود باعث و بانی این رنج ها بوده باشد، سخنان او بی تدبیر و نابجا بودند. ایوب الگویی برای تمام بشریت می باشد زیرا همه ما گرفتار نبرد بزرگ شده ایم و همگی در آن رنج می بریم. و در مرحله ای همه ما به دلسوزی و همدردی نیازمندیم و نه موعظه. بدون شک زمان و مکانی برای سخنرانی نمودن وجود دارد. اما هنگامی که یک فرد بر روی تلی از خاکستر نشسته ، زندگی اش نابود شده ، فرزندانش مرده اند و بدنش پر از جراحت می باشد - این گونه برخورد و گفتار جایز نیست.




تفکری فراتر:

 

همان طور که دیده ایم، همصحبتی الیفاز بدون حس همدردی نبود. موضوع این بود که همدردی او نسبت به آنچه نیاز خود برای دفاع از ذات خدا دید، در جایگاه دوم قرار داشت. گذشته از هر چیز، ایوب بشدت رنج می کشید و خدا عادل است؛ بنابراین، ایوب باید کاری انجام داده باشد که سزاوار این بلاها باشد. الیفاز چنین نتیجه گیری نمود که عدالت خدا تنها در این باره است. از این رو، ایوب به اشتباه شکایت می کرد.

 

مطمئنا خدا عادل است. اما این خود به خود به این معنی نیست که ما عدالت او را در هر موقعیتی که در این جهان سقوط کرده اتفاق می افتد، آشکارا خواهیم دید. واقعیت این است که چنین نمی باشد. عدالت و داوری واقع خواهد شد اما لزوما نه در حال حاضر. (مکاشفه یوحنا باب ۲۰ آیه ۱۲). بخشی از آنچه زندگی مومنانه معنی می دهد، اعتماد به خداست که عدالتی که در اینجا وجود ندارد روزی عیان وآشکار خواهد شد.

 

چیزی که در مورد الیفاز دیدیم، در رفتار بعضی از کاتبان و فریسیان نسبت به عیسی نیز دیده می شود. این مردان چنان درگیر تمایلشان برای وفاداری به دینداری بودند که عصبانیت خود نسبت به شفا دادن های خداوند در روز سبت نشان دادند

 

(باب ۱۲ متی را ببینید)، در حالی که باید شادی خود را از شفای یک بیمار و رهایی از رنج او ابراز میداشتند. گذشته از خاص بودن سخنان مسیح در آیه زیر، اصل این است که ما که خدا را دوست داریم و نسبت به او غیرت داریم باید همیشه بیاد داشته باشیم: وای بر شما ای علمای دینی و فریسیان ریاکار. شما حتی ده یک محصول نعناع و شوید و زیره باغچه خود را زکات میدهید اما از طرف دیگر مهمترین احکام خدا که نیکوئی ، گذشت و صداقت است را فراموش کرده اید. شما باید ده یک را بدهید ولی احکام مهمتر خدا را فراموش نکنید. (متی باب ۲۳ آیه ۲۳).

 

جزا





بعد از ظهر روز سبت

 

مطالعه این هفته: ایوب باب ۸ آیات ۱ تا ۲۲، باب ۱۱ آیات ۱ تا ۲۰؛ اشعیا باب ۴۰ آیات ۱۲ تا ۱۴؛ پیدایش باب ۶ آیات ۵ تا ۸؛ دوم پطرس باب ۳ آیات ۵ تا ۷.

 

آیه حفظی: ”آیا عمقهای خدا را میتوانی دریافت نمود؟ یا به کُنهِ قادر مطلق توانی رسید؟“ (ایوب باب ۱۱ آیه ۷).

 

مشکل رنج کشیدن انسان بدون شک برای ترس و ارعاب بشریت ادامه مییابد. میبینیم که مردم ”خوب“ از مصیبتهای بزرگ رنج میکشند، در حالی که مردم بد بدون مجازات به زندگی ادامه میدهند. چند سال قبل کتابی با نام " چرا اتفاقات بد برای افراد خوب رخ میدهند؟" چاپ شد. این یکی از متعدد تلاشهای هزاره برای رسیدن به پاسخی قانع کننده برای این مشکل بود. اما پاسخی یافت نشد. نویسندگان و اندیشمندان زیاد دیگری از مشکلاتشان برای درک رنج بشری نوشتهاند. اما به نظر نمیرسد که به پاسخهای درست دست یافته باشند.

 

البته این موضوع مرتبط با کتاب ایوب است و در آن بررسی خواهد شد که چرا اصلاً افراد ”خوب“ مانند ایوب در این جهان رنج میکشند. با این وجود، تفاوت اساسی بین کتاب ایوب و سایر کتابها این است که کتاب ایوب بر اساس دیدگاه بشری از رنج کشیدن نیست (اگر چه بسیاری از آن را در کتاب مییابیم)؛ در عوض، از آنجایی که بخشی از کتاب مقدس است، از دیدگاه خدا به این مشکل نگاهی میاندازیم.

 

این هفته گفتار بیشتری را از مردانی که نزد ایوب در فلاکت او آمدند، میخوانیم. ما از آنها و بخصوص از اشتباهاتشان که مانند دیگران تلاش در درک مشکل درد داشتند، چه چیزی میتوانیم بیاموزیم؟

 

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۲ نوامبر آماده شوید.




اتهامات بیشتر

 

گویی که حرفهای الیفاز برای ایوب به اندازه کافی ناراحت کننده نبود که ناگاه داغ بیشتری بر دردهای ایوب توسط بَلدَد با حرفهای مشابه گذارده شود. متأسفانه بلدد نسبت به ایوب از الیفاز نا پخته تر و خشن تر رفتار نمود. تصور کنید نزد کسی که فرزندانش را از دست داده بروید و بگویید: ” فرزندانت به خدا گناه ورزیدند و مستحق مجازات بودند“ (ایوب باب ۸ آیه ۴).

 

این کار مضحک است زیرا نخستین باب از کتاب ایوب (ایوب باب ۱ آیه ۵) به وضوح نشان میدهد که ایوب برای فرزندانش بخاطر همان دلیل قربانی میگذراند مبادا که مرتکب گناه شده باشند. بنابراین، ما در اینجا یک تضاد میان درک فیض (همانطور که در اعمال ایوب دیده شد) و سخنان آغازین بلدد که قانونگرایی خشن و مجازات گونه را نمایان میکند، میبینیم. حتی بدتر اینکه بلدد در تلاش برای حمایت از ذات خدا چنین سخن میگوید.

 

آیات ۱ تا ۲۲ باب ۸ ایوب را بخوانید. استدلال بلدد چیست و تا چه حد درست میباشد؟ به این معنی که اگر شما قرار بود موضوع اصلی را نادیده بگیرید و فقط به احساسات ابراز شده توجه کنید، چه خطایی در سخنان او میتوانستید بیابید؟

 

چه کسی میتواند در این حرف، خطایی بیابد؟ ” ما آنقدر زندگی نکرده ایم که همه چیز را بدانیم“ (ایوب باب ۸ آیه ۹). این جمله قدرتمند، درست و کاملاً بر اساس کتاب مقدس میباشد (یعقوب باب ۴ آیه ۱۴). یا در این هشدار او که گفت انسان بیخدا که امید خود را در چیزهای دنیوی میگذارد، در واقع به چیزی ضعیف تر از ”تار عنکبوت“ (ایوب باب ۸ آیه ۱۴) اطمینان میکند، چه اشتباهی وجود دارد؟ این تفکری دقیقاً بر اساس کتاب مقدس میباشد.

 

شاید بزرگترین مشکل این باشد که بلدد تنها یک جنبه از ماهیت خدا را معرفی میکند. مثل خواندن یک مصرع از یک شعر دوبیتی که مفهوم و پیام کامل شعر بدون مصرع دیگری کامل نیست. شاید یک نفر برای اثبات نظر خود از یک مصرع بهره ببرد و مصرع دیگری را نادیده بگیرد. برای مثال فردی میتواند تنها بر احکام و عدالت و فرمانبرداری تمرکز نماید در حالی که دیگری میتواند بر فیض و بخشش و جانفشانی تمرکز کند. هر کدام از این تأکیدها معمولاً به تصویری تحریف شده از خدا و حقیقت منتهی میشوند. ما در اینجا مشکل مشابهی میبینیم.






کمتر از گناهانت ترا سزا داده است

 

”آیا عمقهای خدا را میتوانی دریافت نمود؟ یا به کنه قادر مطلق توانی رسید؟ مثل بلندیهای آسمان است؛ چه خواهی کرد؟ گودتر از هاویه است؛ چه توانی دانست؟ پیمایش آن از جهان طویلتر و از دریا پهنتر است“ (ایوب باب ۱۱ آیات ۷ تا ۹؛ اشعیا باب ۴۰ آیات ۱۲ تا ۱۴ را نیز ببینید).

 

چه حقیقتی بیان شده است و چرا مهم است که ما همیشه آن را به یاد داشته باشیم؟

 

کلمات در اینجا عبارات زیبایی از واقعیتی هستند که چیزهای زیادی در مورد خدا وجود دارد که ما از آن آگاهی نداریم و همه تلاشهایمان برای یافتن او به دانش اندکی ختم خواهد شد. جالب است که یکی از معروفترین فیلسوفان قرن بیستم، ریچارد رورتی فقید (Richard Rorty) اساساً چنین استدلال نمود که ما هرگز واقعیت و حقیقت را درک نخواهیم کرد و در نتیجه باید دست از تلاش برداریم. رورتی استدلال نمود که به جای سعی در درک واقعیت، تنها کاری که میتوانیم انجام بدهیم، با آن کنار آمده و آنرا بپذیریم. جالب توجه است که: ۲۶۰۰ سال فلسفه سنتی غرب در اوج خود به افول رسیده است. اگر تمامی جستجوهایمان ما را در همان تاریکی ابتدایی که در آن زندگی میکنیم نگاه دارد پس چه کسی با کنکاش ، آفریننده را درک خواهد نمود – آن کسیکه آن واقعیت را در ابتدا ساخت در نتیجه عظیمتر از آن است. رورتی اساساً آنچه را که ما در کتاب مقدس میخوانیم تأیید نمود.

 

با این وجود، این آیات به همان اندازه که عمیق هستند، از خطابهای منتسب به صوفر، سومین آشنای ایوب گرفته شده بودند و او این سخنان را به عنوان بخشی از استدلال ناقص علیه ایوب بکار برد.

 

آیات ۱ تا ۲۰ باب ۱۱ ایوب را بخوانید. چه بخشی از سخنان صوفر درست میباشد، اما چه اشتباهی در استدلال کلی او وجود دارد؟

 

درک اینکه دشوار است که چطور یک نفر بتواند نزد شخصی که مانند ایوب در رنج و ماتم است برود و به او بگوید: تو سزاوار چنین مصیبتی هستی یا بگوید ، نه این بلایی که بر سرت آمده کم تر از آن چیزی است که مستحق آن هستی. چیزی که حتی بدتر میباشد این است که او نیز مانند دو نفر دیگر همان کار را انجام میدهد، همه در تلاش برای دفاع از نیکوئی و ذات خدا هستند.

 

گاهی اوقات، صرفاً آگاهی از حقایق مربوط به کُنه و ذات خدا خودبخود باعث نمیشود که ما آن را انعکاس بدهیم. ما به چه چیز بیشتری برای منعکس نمودن ذات خدا نیاز داریم؟



عذاب الهی

 

سه دوست ایوب بدون شک اطلاعاتی در مورد خدا داشتند. و آنها در اهتمام خویش در جانبداری از خدا نیز خالص و بی ریا بودند. و همانطور که دیدیم، اگرچه سخنانشان به ایوب در مسیر درستی نبود (بخصوص با در نظر گرفتن زمینه)، این مردان به حقایقی بنیادین اشاره میکردند.

 

و استدلالهای ایشان متمرکز بر این بود که خدا، خدای عدالت پیشه است و اینکه جزای عذاب الهی را بر بدی و اَجرِ برکات خاص را به نیکی میدهد. اگر چه ما از زمان دقیقی که مردان آنجا را ترک نمودند، آگاهی نداریم، زیرا بر این باوریم که موسی کتاب ایوب را زمانی که در مِدیان بود نوشت و آنها حدوداً پیش از دوران «خروج» از مصر زندگی میکردند. به احتمال زیاد آنها پس از دوران طوفان نوح زندگی میکردند.

 

آیات ۵ تا ۸ باب ۶ پیدایش را بخوانید. اگر چه ما میدانیم این مردان (الیفاز، بلدد و صوفر) تا چه حد درباره طوفان نوح میدانستند، داستان آن چگونه ممکن است بر خداشناسی ایشان تأثیر گذاشته باشد؟

 

داستان طوفان نوح به روشنی نمونهای از عذاب الهی برای گناه میباشد. خدا در آن مستقیماً کسانی که خصوصاً مستحق جزا هستند را مجازات میکند. با این وجود حتی در اینجا، مفهوم فیض همانطور که در آیه ۸ با ۶ پیدایش دیده میشود، نمایان شده است. خانم الن جی وایت نیز درباره این حقیقت نوشت که ”صدای هر ضربه چکش که بر کشتی میخورد، برای مردم موعظه و هشداری بود.“ – The Spirit of Prophecy, vol. 1, p. 70. با این حال، به نوعی در این داستان میتوانیم نمونهای از آنچه این مردان برای ایوب موعظه میکردند را ببینیم.

 

این ایده مشابه عذاب داوری در پیدایش باب ۱۳ آیه ۱۳، باب ۱۸ آیات ۲۰ تا ۳۲ و باب ۱۹ آیات ۲۴ و ۲۵، چگونه دیده میشود؟

 

الیفاز، بلدد و صوفرخواه از این وقایع آگاهی داشتند و یا نا آگاه بودند، آنها واقعیت داوری مستقیم خدا نسبت به بدی را آشکار نمودند. خدا در واقع گناهکاران را در گناهانشان رها نکرده بود و اجازه نمیداد تا گناه ، ایشان را نابود سازد. در مورد طوفان نوح نیز، خدا مأمور مستقیم مجازات ایشان بود. او در اینجا به عنوان یک قاضی و نابود کننده شرارت و بدی عمل نمود.






اگر خداوند چیز تازهای خلق کند

 

نمونه های زیادی از جزای عاجل الهی برای شریران و همچنین برکت دادن به ایمانداران در کتاب مقدس ثبت شدهاند ، مدتهای مدید پس از درگذشت شخصیتهای کتاب ایوب.

 

در اینجا چه وعده بزرگی برای اطاعت و فرمانبرداری داده شده است؟ تثنیه باب ۶ آیات ۲۴ و ۲۵.

 

عهد قدیم پر از وعدههای برکت و کامیابی میباشد که خدا مستقیماً به بندگانی عطا خواهد نمود که از او اطاعت کنند. بنابراین، در اینجا میتوانیم مثالهایی ببینیم از آنچه که این مردان در مورد برکت دادن خدا به ایوب گفتند ؛ کسانی که با وفاداری به دنبال اطاعت از او و فرمانهایش و زندگی خدا پسندانه و درست هستند.

 

البته عهد قدیم نیز مملو از هشدارهایی درباره جزای عاجل الهی است که بر سر نا مطیعان خواهد آمد. در بیشتر قسمتهای عهد قدیم، بخصوص پس از عهد با بنیاسرائیل بر کوه سینا، خدا به بنی اسرائیل درباره آنچه نافرمانی ایشان بر سرشان خواهد آورد، هشدار میدهد. ” اما اگر بر خلاف دستورات خداوند رفتار کنید و به سخنان او گوش ندهید آنگاه شما را مثل اجدادتان مجازات خواهد نمود “ (اول سموئیل باب ۱۲ آیه ۱۵).

 

آیات ۱ تا ۳۳ باب ۱۶ اعداد را بخوانید. این رویداد چه چیزی درباره واقعیت جزای عذاب الهی تعلیم میدهد؟

 

با توجه به ماهیت چگونگی نابودی طغیان کنندگان بر ضد خدا ، این واقعه نمیتواند به این نظریه مرتبط شود که ”گناه مجازات خود را به بار میآورد“.این افرادعذاب مستقیم الهی را از سوی خدا برای گناه و طغیان خویش دریافت نمودند. در این مورد، میتوانیم قدرت خارق العاده بارز خدا را ببینیم که قوانین طبیعت تغییر یافته اند. ” اما اگر خداوند خلقت تازه ای بنماید و زمین دهان خود را گشاده ایشانرا با جمیع مایملک ایشان ببلعد که بگور زنده فرود روند آنگاه بدانید که این مردمان خداوند را اهانت نموده اند. “ (اعداد باب ۱۶ آیه ۳۰).

 

”خلقت“ در اینجا با ”خلق کرد یا آفرید“ در آیه ۱ باب ۱ پیدایش کاربرد یک ریشه دارند. خداوند میخواست همه بدانند که خود او بود که بلافاصله و مستقیماً این مجازات را بر سر متمردین آورد.




مرگ دوم

 

مطمئناً بزرگترین و قدرتمندترین نمایش عقوبت اخروی در پایان جهان با نابودی شریران خواهد بود که در کتاب مقدس ”مرگ ثانی“ نامیده شده است (مکاشفه یوحنا باب ۲۰ آیه ۱۴). به طور حتم این مرگ ، نباید با مرگ عمومی کل نسل آدم اشتباه گرفته بشود. این مرگی است که آدم دوم، عیسی مسیح عادلان را در پایان جهان از آن جدا خواهد نمود (اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۲۶). در مقابل، مرگ ثانی مانند برخی از مجازاتهای دیگری که در زمان عهد قدیم دیده میشوند، مجازات مستقیم خدا برای گناهکارانی است که توبه نکرده و نجات در عیسی را دریافت نکردند.

 

آیات ۵ تا ۷ باب ۳ دوم پطرس را بخوانید. کلام خدا درباره سرنوشت گمراهان چه میگوید؟

 

”آتش از طرف خدا از آسمان بر زمین میریزد. زمین شکافته شده است. سلاحهایی که در زیر پنهان شدهاند، بیرون کشیده میشوند. شعلههای حریص آتش از هر شکاف باز بیرون می آیند. همه سنگها در آتش میسوزند. روزی آمده است که همه چیز باید در آن مانند اجاق بسوزد. عناصر و همچنین زمین در حرارت گداخته میشوند و هر آنچه در آن میباشد ،سوخته میشود. ملاکی باب ۴ آیه ۱؛ دوم پطرس باب ۳ آیه ۱۰. سطح زمین مانند تودهای گداخته به نظر میرسد – دریاچهای بزرگ و خروشان از آتش. زمان داوری و تباهی انسانهای بیخدا رسیده است – ’روز انتقام خداوند و سال عقوبت بجهت دعوی صهیون خواهد بود. ‘ اشعیا باب ۳۴ آیه ۸.“ – الن جی. وایت،

 

Ellen G. White, The Great Controversy, pp. 672, 673.

 

اگرچه گناه میتواند مجازات خود را به همراه داشته باشد، بدون شک زمانهایی وجود دارند که خدا خود مستقیماً گناه و گناهکاران را نابود میکند، همانطور که شخصیتهای کتاب ایوب استدلال کردند. درست است که تمام رنجهای این جهان از گناه بوجود آمدهاند. اما این درست نیست که همه رنجها، مجازات خدا برای گناه هستند. این مطمئناً در مورد ایوب و همچنین موارد دیگر، صدق نمیکرد. واقعیت این است که ما درگیر نبرد بزرگ هستیم و دشمنی داریم که میخواهد به ما صدمه بزند. خبر خوش این است که در میان همه اینها، میتوانیم بدانیم که خدا مراقب ماست. گذشته از دلایل همه مشکلاتی که داریم و گذشته از پیامدهایی که به همراه دارند، ما از محبت خدا مطمئن هستیم، محبتی که بزرگی آن با مصلوب شدن عیسی برای ما عیان شد ، کاری که به تنهایی پایان همه مصیبتها را وعده میدهد.






تفکری فراتر:

 

همانطور که پیش تر در این فصل گفته شد، مهم است که تلاش کنیم خود را به جای شخصیتهای این داستان بگذاریم، زیرا این کار میتواند به ما در درک انگیزهها و کارهای ایشان کمک کند. آنها مانند ما نبرد پشت صحنه را ندیدند. اگر ما خود را به جای آنها قرار بدهیم، نباید دیدن اشتباهات الیفاز، بلدد و صوفردر مورد رنجهای ایوب، برایمان چندان دشوار باشد. آنها قضاوتی میکردند که واجد شرایط فتوا نبودند. ”برای انسانها بسیار طبیعی است که فکر کنند مشکلات بزرگ نماد جرمهای بزرگ و گناهان سنگین هستند؛ اما انسانها اغلب درسنجش و درک خوی و خصلت اشتباه میکنند. ما در زمان داوری برای جزا زندگی نمیکنیم. خوب و بد با هم مخلوط شده است و مصیبتها بر سر همه میآیند. گاهی اوقات بشر از دایره حمایت خدا خارج میشود و سپس شیطان قدرت خود را به ایشان تحمیل میکند و خدا مداخلهای نمیکند. ایوب به شدت رنج می کشید و دوستانش به دنبال متوجه نمودن او به این موضوع بودند که رنجهای او نتیجه گناه هستند و باعث شدند که او احساس کند که محکوم به مجازات شده است. آنها وضعیت او را به عنوان یک گناهکار بزرگ جلوه دادند؛ اما خداوند آنها را برای نحوه قضاوت ایشان در مورد خدمتگزار وفادار خود، سرزنش نمود.“ – الن جی. وایت، Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 3, p. 1140. ما باید مراقب نحوه برخوردمان با مسئله کلی رنج و عذاب باشیم. مطمئناً در بعضی موارد، فهمیدن موضوع آسانتر به نظر میرسد. فردی سیگار میکشد و به سرطان ریه دچار میشود. از این ساده تر چه میتواند باشد؟ این مشکلی ندارد، اما کسانی که تمام عمرشان سیگار میکشند و هرگز سرطان نمیگیرند، چطور؟ آیا خدا یکی را مجازات میکند و دیگری را خیر؟ آیا خدا فردی را وادرا میسازد و دیگران را خیر؟ در پایان، ما مانند الیفاز، بلدد و صوفر همیشه نمیدانیم مصیبتها به چه دلیلی میآیند. در یک مفهوم، تقریباً اهمیتی ندارد که ما دلیل آ نرا بدانیم یا خیر. چیزی که مهم میباشد این است که در پاسخ به مصیبتی که میبینیم، چه کاری انجام میدهیم. این اشتباه این سه مرد بود.




خون بیگناه





بعد از ظهر روز سبت

 

مطالعه این هفته: ایوب باب ۱۰؛ اشعیا باب ۵۳ آیه ۶؛ رومیان باب ۳ آیات ۱۰ تا ۲۰؛ ایوب باب ۱۵ آیات ۱۴ تا ۱۶، باب ۱ آیات ۱۸ تا ۲۰؛ متی باب ۶ آیه ۳۴.

 

آیه حفظی: ”پس ایمان، اعتماد بر چیزهای امید داشته شده است و برهان چیزهای نادیده“ (عبرانیان باب ۱۱ آیه ۱).

 

آلبر کامو (Albert Camus) نویسنده الجزایری تبار با مسئله رنج بشری در تکاپو بود. او در کتاب خود از بلای طاعون به عنوان استعارهای یاد میکند که درد و عذاب را بر بشر فرو میریزد. او صحنهای را بنمایش در آورده بود که در آن پسر بچهای مبتلا به طاعون به طرز فجیعی میمیرد. پس از آن یک کشیش که شاهد این ماجرای غم انگیز بود، به پزشکی که در آنجا بود رو کرده و گفت: ”چنین چیزهایی ترسناک و ناخوشایند وجود دارند زیرا بشر از درک آن عاجز است. اما شاید ما باید آنچه را که درک نمیکنیم دوست بداریم.“ پزشک یا غضب و با حاضر جوابی پاسخ داد: ”خیر پدر. من نظریه کاملاً متفاوتی نسبت به دوست داشتن دارم. و تا روز مرگم، از طرح مسئله دوست داشتن زجر و عذاب کودکان سر باز خواهم زد." Albert Camus, The Plague (New York: First Vintage International Edition, 1991), p. 218. این صحنه منعکس کننده آن مطلبی است که در کتاب ایوب مشاهده کردیم: پاسخهای نادرست و نا بجا به مسائلی که راهحلی آسان ندارد. ایوب همانند آن پزشک میدانست که پاسخهای داده شده با واقعیت حاضر سازگار نبودند. از این رو، با چالشی روبرو هستیم: برای مسائلی که بظاهر بی معنی هستند چطور میتوانیم جوابهای معنادار پیدا کنیم؟ این هفته ادامه ماجرا را پیگیری خواهیم نمود.

 

* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۹ نوامبر آماده شوید.




اعتراض ایوب

 

الیفاز، بَلدَد و صوفر به نکته ای اشاره کردند: خدا شرارت را مجازات میکند. متأسفانه،آن نکته در وضعیت ایوب کاربرد نداشت. مصیبتهای ایوب به مجازات عذاب الهی ارتباطی نداشت. خدا او را مانند قورح و داتان و ابیرام، برای گناهانی که مرتکب شده بودند مجازات نمیکرد. ایوب نیز آنگونه که اغلب ذکر میشود، آنچه را که کاشته بود درو نمیکرد. خیر، ایوب مرد عادلی بود؛ خدا خود چنین میگوید (ایوب باب ۱ آیه ۸ را ببینید)، و در نتیجه ایوب نه تنها سزاوار رنج و عذاب نبود، بلکه خود نیز نسبت به این موضوع واقف بود. و به همین دلیل گلایه های او بسیار تند و جگر سوز بود.

 

باب ۱۰ ایوب را بخوانید. او در اینجا به خدا چه میگوید و با توجه به شرایط، چرا منطقی به نظر میرسد؟

 

آیا کسانی که به خدا ایمان دارند نیز در زمان مصیبتهای بزرگ، چنین سوالهای مشابهی نپرسیدهاند؟ خداوندا چرا اصلاً زحمت آفریدن مرا به خود دادي؟ یا، چرا با من این کار را میکنی؟ یا، آیا بهتر نمیبود اگر من به جای آفریده شدن و روبرویی با این چیزها، اصلاً خلق نمیشدم؟

 

بار دیگر، آنچه که باعث میشود درک همه اینها برای ایوب دشوارتر شود این است که او میدانست به خدا وفادار بود. او به خدا فریاد برآورد: ”اگر چه میدانی که شریر نیستم و از دست تو رهانندهای نیست“ (ایوب باب ۱۰ آیه ۷).

 

در اینجا تناقضی پیچیده وجود دارد: در مقایسه با آنچه دوستان ایوب گفتند، او بخاطرگناهان خود رنج نمیکشید. متن کلام عکس این مطلب را به ما تعلیم میدهد: ایوب در اینجا دقیقاً به دلیل وفادار بودن خویش رنج میکشید. دو باب نخست کتاب ، این نکته را نشان میدهند. ایوب به هیچ نحو متوجه این دلیل نبود و حتی اگر میتوانست بفهمد، احتمالاً تلخکامی و نا امیدیاش بیشتر میشد.

 

اگر چه موقعیت ایوب منحصر به فرد بود، از آنجایی که با مسئله جهانی رنج سرو کار دارد، جنبه جهانی پیدا میکند، بخصوص وقتی که این رنج در مقایسه با بدیهای دیگران نسبت بزرگتری داشته باشد. از سرعت غیر مجاز تجاوز کردن و جریمه شدن یک چیز است؛ و باعث کشته شدن یک نفر در حین این کار، مسئله دیگری میباشد.

 

به کسی که بر این باور است که ناعادلانه رنج میکشد، چه چیزی میتوانید بگویید؟





ریختن خون بیگناه؟

 

ما اغلب مسئله رنج کشیدن فردی ”بیگناه“ را میشنویم. کتاب مقدس معمولاً در زمینه ضرب و جرح یا حتی قتل مردمی که سزاوارش نبودند، حتی از عبارت ”ریختن خون بیگناه“ استفاده میکند. (اشعیا باب ۵۹ آیه ۷، ارمیا باب ۲۲ آیه ۱۷، یوئیل باب ۳ آیه ۱۹) اگر در این جهان وانفسا بخواهیم ازعبارت ” ریختن خون بیگناه“ استفاده کنیم همانطور که همه میدانیم مثال کم نخواهیم آورد.

 

از طرف دیگر، کتاب مقدس درباره واقعیت گناهکاری بشر و فساد بشر صحبت میکند که پرسشی معتبر درباره معنی ”بیگناه“ یا بی تقصیر مطرح میکند. اگر همه گناه کردهاند، اگر همه احکام خدا را نقض کردهاند، پس چه کسی حقیقتاً بیگناه است؟ همانطور که یک نفر قبلاً گفت، ”گواهی ولادت شما تأییدی بر مجرم بودن شماست.“

 

اگرچه متخصصان الهیات و پژوهشگران کتاب مقدس برای قرنها درباره ارتباط دقیق طبیعت بشر با گناه بحث کردهاند، کتاب مقدس بطور واضح میگوید که گناه بر تمام بشریت تأثیر گذاشته است. نظریه بیگناهی بشر تنها در عهد جدید یافت نمیشود. در مقابل، کشف عهد جدید از موضوع به آنچه که در عهد قدیم نوشته شده تعمیم می یابد.

 

آیات زیر درباره واقعیت گناه چه چیزی تعلیم میدهند؟ اول پادشاهان باب ۸ آیه ۴۶، مزامیر باب ۵۱ آیه ۵ ، امثال سلیمان باب ۲۰ آیه ۹، اشعیا باب ۵۳ آیه ۶، رومیان باب ۳ آیات ۱۰ تا ۲۰.

 

درکنار شواهد واضح کتاب مقدس، هر کسی که تا کنون شخصاً خداوند را شناخته باشد، اگر نگاهی اجمالی به خوبی و تقدس خدا انداخته باشد، واقعیت بشر گناهکار را میشناسد. در این مفهوم، چه کسی میان ما واقعاً ”بیگناه“ است؟ (فعلاً سوال کلی در باره نوزادان و خردسالان را از قلم می اندازیم)

 

از سوی دیگر، هدف در واقع این نیست. ایوب یک گناهکار بود؛ در آن مفهوم، او بیگناهتر از فرزندانش که بیگناه نبودند، نبود. و با این وجود، آنچه که او و آنها انجام داده بودند ،ایشان را مستحق سرنوشتی شوم و نامبارک نمیکرد. شاید این سوال نهایی بشریت در باره رنج باشد. ایوب بر خلاف استدلال هایدوستانش که همچون دیواری خشتی سست بودند (ایوب باب ۱۳ آیه ۱۲)، می دانست آنچه که برایش اتفاق میافتاد، چیزی نبود که سزاوار آن باشد.






آیات ۱۴ تا ۱۶ باب ۱۵ ایوب را بخوانید. الیفاز چه حقیقتی را به ایوب ارائه میدهد؟


بار دیگر، الیفاز حقیقت را میگفت (مانند دیگران)، این بار در موردگناهکار بودن همه بشریت بود. گناه حقیقتی جهانی از زندگی بر روی زمین است؛ رنج کشیدن نیز چنان است. و همانطور که میدانیم، همه رنجهای بشری در نهایت از گناه ناشی میشوند. و شکی نیست که خدا میتواند از رنج استفاده کند تا درسهای مهمی بما بیاموزد. ”خدا همیشه قوم خویش را در کوره آتش قرار داده است. در کوره است که تفاله و مواد ناخالص از طلای ناب شخصیت مسیحی جدا میشوند.“ – الن جی. وایت.


Ellen G. White, Patriarchs and Prophets, p. 129.


اگرچه مشکلی عمیقتر در مورد رنج کشیدن وجود دارد. زمانهایی که برای ما مثمر ثمر نیستند چطور؟ آنهایی که زیر فشار درد و رنج بلافاصله کشته شدند و فرصتی برای جدا شدن مواد نا خالص از طلای شخصیتشان پیدا نشد چطور؟ آنانی که بدون شناختن خدای حقیقی رنج میکشند، چطور؟ کسانی که مصیبتهایشان تنها آنها را نسبت به خدا ترشروتر، عصبانیتر و متنفرتر نموده است، چطور؟ نمیتوانیم این نمونهها را نادیده بگیریم و یا سعی کنیم آنها را در فرمول ساده ای قرار دهیم؛ انجام این کار ممکن است ما را با همان خطاهای مشابه مدعیان ایوب تقصیر کار جلوه دهد.


همچنین، از سرنوشت حیواناتی که به آهستگی با مرگی هولناک در آتش جنگل میسوزند، چه چیز خوبی عاید خواهد شد؟ و یا هزاران نفری که در بلایای طبیعی کشته میشوند، چطور؟ یا غیر نظامیان در جنگها چطور؟ آنان یا خانواده هایشان که همگی در جنگ کشته شدند چه درسهایی ممکن است فرا گرفته باشند؟ فردی ممکن است نه تنها در مورد ده فرزند مرده ایوب بلکه درباره خدمتکارانش که با ”دم شمشیر“ (ایوب باب ۱ آیه ۱۵) کشته شدند، یا آنهایی که زنده در ”آتش خدا“ سوزانده شدند (ایوب باب ۱ آیه ۱۶)، یا خدمتکاران دیگری که با ”دم شمشیر“ (ایوب باب ۱ آیه ۱۷) کشته شدند، سوالات معقولی داشته باشد.


هر درسی که ایوب و مدعیان وی ممکن است بیاموزند، و هر شکستی که شیطان بواسطه وفاداری ایوب با آن روبرو شود، سرنوشت افراد دیگر که هلاک شدند منصفانه به نظر نمیرسد. واقعیت این است که این چیزها منصفانه، عادلانه و درست نیستند.


ما امروزه با چالشهای مشابهی روبرو هستیم. کودکی ۶ ساله در اثر بیماری سرطان میمیرد، آیا این عادلانه است؟ دختر دانشجوی ۲۰ سالهای از خودرویش بیرون کشیده شده و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است، آیا این منصفانه است؟ مادری ۳۵ ساله که ۳ فرزند دارد در تصادف رانندگی کشته شده است، آیا این منصفانه است؟ ۱۹ هزار ژاپنی کشته شده در زلزله سال ۲۰۱۱ چطور؟ آیا همه ۱۹ هزار نفر ایشان متهم به چیزی بودند که این مجازات را عادلانه کرده باشد؟ اگر چنین نیست، پس مردن آنها نیز منصفانه نبود.


اینها سؤالات دشواری هستند.




کافی برای روز ...


آیات زیر را بخوانید ودرباره سرنوشت محتوم کسانی که در آن به تصویر کشیده شدهاند، تامل کنید. سپس از خود بپرسید: زندگی تا چه حد منصفانه با آنها رفتار میکرد؟


ایوب باب ۱ آیات ۱۸ تا ۲۰


پیدایش باب ۴ آیه ۸


خروج باب ۱۲ آیات ۲۹ و ۳۰


دوم سموئیل باب ۱۱ آیه ۱۷


ارمیا باب ۳۸ آیه ۶


متی باب ۱۴ آیه ۱۰


عبرانیان باب ۱۱ آیات ۳۵ تا ۳۸


کتاب مقدس واقعیتی خشن از زندگی در جهان سقوط کرده را انعکاس میدهد: شرارت و رنج کشیدن واقعی هستند. جدا نمودن چند آیه از مجموع آن که میتواند به همه این ایده را بدهد که زندگی در اینجا عادلانه، منصفانه و خوب است و اینکه تنها اگر به خدا وفادار بمانیم و رنج و عذابی اتفاق نخواهند افتاد صرفا سطحی نگری از کلام خداست. مطمئناً، وفادار بودن میتواند اینک پاداشهایی به همراه داشته باشد، اما به این معنا نیست که سدی مطلق در برابر درد و رنج ایجادکند. تنها کافی است از ایوب بپرسید.


در موعظه روی کوه ، عیسی خطبه و درسی قدرتمند ارائه نمود مبنی بر اینکه چرا اعتماد و توکل به خدا ضروری است و نسبت به آنچه میخوریم و می آشامیم و میپوشیم نباید نگران باشیم. و عیسی از مثالهای طبیعت به عنوان درسهای تمثیلی پندآموز درباره دلیل اینکه میتوانیم به خیرخواهی خدا در برآورده کردن نیازهایمان اطمینان کنیم، استفاده نمود. او سپس این جملات معروف را بکار برد: ”پس در اندیشه فردا مباشید زیرا فردا اندیشه خود را خواهد کرد. بدی امروز برای امروز کافی است“ (متی باب ۶ آیه ۳۴).


توجه کنید، بدی امروز برای امروز کافی است. عیسی حتی حضور روزانه شرارت و بدی را در زندگی ما انکار نمیکرد (شرارت و اهریمن در زبان یونانی میتواند به معنی بدی ، فساد و بد طینتی هم باشد). اگر غیر از این بود، او خلاف آن را انجام میداد. او شیوع و حضور شرارت در زندگی روزانه ما را تایید نمود. چطور میتوانست چنین نکند؟ او به عنوان خداوند بیشتر از همه ما درباره شرارت در جهان میدانست.






چیزهای نادیده


آیه ۵ باب ۳ امثال سلیمان را بخوانید. اگرچه این آیه ای معمولی و پیش و پا افتاده است، چه پیام بسیار مهمی برای ما بخصوص در زمینه چیزی که مطالعه کردیم، دارد؟


اگرچه قضیه ایوب موردی حاد است، واقعیت غمانگیز رنج کشیدن بشر در این جهان سقوط کرده را منعکس میکند. ما برای دیدن این واقعیت به داستان ایوب و یا سایر داستانهای موجود در کتاب مقدس نیاز نداریم. آنها را در اطراف خود میبینیم. در حقیقت، به نوعی همه ما با آن زندگی میکنیم. ” انسان چقدر ناتوان است. عمرش کوتاه و پر زحمت است. مثل گل لحظه ای میشکفد و زود پژمرده میشود و همچون سایه ابری که در حرکت است بسرعت ناپدید میگردد“ (ایوب باب ۱۴ آیات ۱ و ۲). بنابراین بار دیگر، پرسشی که ما با آن در کلنجار هستیم این است که چگونه دلیل رنج کشیدن را توضیح میدهیم، چیزی که به نظر کاملاً بی مفهوم به نظر میرسد، سوالی که چرا خون بیگناه ریخته شده است؟ همانگونه که بابهای نخست کتاب ایوب نشان دادهاند، و همانطور که در جاهای دیگر کتاب مقدس نمایان میشود، شیطان یک موجود واقعی است و مستقیم یا غیر مستقیم دلیل بسیاری از مصیبتها میباشد. همانطور که در ابتدای این فصل دیدهایم (درس دوم را ببینید)، الگوی "نبرد عظیم" در کنار آمدن با واقعیت شرارت در این جهان کمک بسیاری بما میکند. همچنان گاهی درک دلیل وقوع بعضی چیزها دشوار است. گاهی اوقات – در واقع بسیاری مواقع – اتفاقات نا مفهوم و غیر منطقی بنظر میرسند. در مواقعی اینچنینی که از درک وقایع عاجزیم، باید بیاموزیم که به خوبی خدا باید اعتماد کنیم. لازم است بیاموزیم که حتی زمانی که پاسخها به وضوح مشخص نیستند و هنگامی که نمیتوانیم نتیجه خوبی در بدی و مصیبت اطرافمان ببینیم، به خدا اطمینان کنیم.




جمعه


۱۸ نوامبر


تفکری فراتر


مقدمه روز سبت گذشته با آلبر کامو آغاز شد که درباره مشکلاتش با پاسخها نه فقط برای مسئله رنج کشیدن بلکه مسئله مفهوم زندگی بطور کلی که رنج کشیدن را به مشکل بزرگتری تبدیل میکند، مطالب زیادی نوشته است. او نیز مانند بیشتر خداناباوران، پیشرفت چندانی نداشت. معروفترین گفتههای او کمی پیشرفت او را نشان میدهند: ”تنها یک مشکل فلسفی جدی وجود دارد، و آن خودکشی میباشد. قضاوت کردن در باره اینکه آیا زندگی ارزش ادامه دادن ندارد بر میگردد به پاسخ دادن به پرسش حیاتی فلسفه.“ - The Myth of Sisyphus and Other Essays New York: Vintage Books, 1955, p. 3. مطمئناً، پاسخ دادن به مسئله رنج بشر آسان نمیباشد. کتاب ایوب پردهای را کنار میزند و به ما تصویر بزرگتری غیر از آنچه ممکن است دیده باشیم، نشان میدهد اما حتی وقتی که ما آن را کامل میخوانیم، کتاب همچنان سؤالات بسیاری را بیپاسخ میگذارد.


اگرچه تفاوت بسیار مهمی میان خداپرستان و بیخدایانی که به دنبال پاسخ به مسئله رنج میباشند، وجود دارد. اگر به نحوی وجود خدا اعتقاد داشته باشیم در واقع تلاش برای فهم شرارت و درد مشکل تر میشود بخاطر اینکه چرا با وجود خدا شرارت اجازه حضور دارد. ولی با اعتقاد به وجود خدا میتوانیم مطمئن باشیم که روزی مشکل رنج و شرارت حل میشود گرچه گاهی اوقات درک اینکه چرا شرارت به این حد رشد کرده مشکل باشد. از سوی دیگر، ما چیزی را داریم که خداناباورانی مانند کامو ندارند – و آن چشماندازی برای پاسخ و راهحل میباشد. (مدارکی وجود دارد که کامو بعدها خواست که تعمید بگیرد اما خیلی زود در یک سانحه رانندگی جان باخت.) ما این امید را داریم که ” خدا تمام اشکها را از چشمان آنها پاک خواهد ساخت. دیگر نه مرگی خواهد بود و نه غمی ، نه ناله ای و نه دردی ، زیرا تمام اینها متعلق به دنیای پیشین بود که از بین رفت“ (مکاشفه یوحنا باب ۲۱ آیه ۴). حتی اگر کسی این وعده و یا وعدههای زیادی در کتاب مقدس را باور نداشت، آن فرد باید اعتراف کند که حد اقل امیدی داشته باشد که زندگی زیباتر جلوه کند تا اینکه در میانه مشقات و کشمکشها به مرگ ابدی فرو رود که در کل یعنی هیچ و پوچ.


سوالاتی برای بحث


۱. مردم بحثی راجع به بدی مطرح میکنند مبنی بر اینکه : "آری در این جهان بدی وجود دارد ولی خوبی هم وجود دارد و وزنه خوبی سنگین تر از وزنه بدی است." اولین سوال این است که چطور میتوانیم بدانیم که وزنه خوبی سنگینتر از بدی است؟ در ثانی حتی اگر این فرضیه درست باشد چه حُسنی برای ایوب (یا دیگران) در میان مشکلاتشان خواهد داشت؟ فیلسوف آلمانی، آرتور شوپنهور (Arthur Schopenhauer) مثال بسیار قدرتمندی بیان کرد برای کم ارزش کردن ایده ای که میگوید نوعی تعادل و توازن میان خیر و شر در این جهان وجود دارد. او چنین نوشت، ”گفته شده است که لذت در این جهان از درد بیشتر است؛ یا، در هر صورت، تعادلی یکسان میان آن دو وجود دارد. اگر خواننده مایل است به سرعت ببیند که آیا این بیانیه درست است، بگذارید او احساسات نسبی بین دو حیوان را ببیند که یک حیوان مشغول خوردن حیوان دیگر است. چگونه به این ایده واکنش نشان میدهید که خیریت بنوعی متعادل کننده شر است؟


درس ششم


۲۹ اکتبر تا ۴ نوامبر


سوالاتی برای بحث


۱- چگونه می توانیم تفاوت میان زمانی که فردی به دلسوزی و همدردی محتاج است و زمانی را که به موعظه و یا حتی سرزنش نیاز دارد تشخیص بدهیم؟ چرا معمولا بهتر است وقتی با کسانی که حتی بواسطه اعمال گناه آلود و بد خود رنج می کشند روبرو هستیم، با دلسوزی و دلداری رفتار کنیم؟


۲- بار دیگر سخنان الیفاز به ایوب را در باب ۴ و ۵ بخوانید. در چه موقعیتی ممکن بود آن سخنان مناسب تر از اکنون می بودند؟


۳- فرض کنید شما یکی از دوستان ایوب بوده اید و زمانی که او بر روی تلی از خاکستر نشسته بود به دیدنش رفتید. چه چیزی به او می گفتید و چرا؟ اگر شما در جایگاه او بودید، انتظار داشتید مردم به شما چه بگویند؟


درس هفتم


۵ تا ۱۱ نوامبر


درس هشتم


۱۲ تا ۱۸ نوامبر


درس نهم


۱۹ تا ۲۵ نوامبر


بارقه های امید





بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ۱۷ آیه ۲۸؛ ایوب باب ۱۳ آیات ۱ تا ۱۵؛ یعقوب باب ۲ آیه ۲۰ تا ۲۲؛ اول قرنتیان باب ۱۵ آیات ۱۱ تا ۲۰؛ اول پطرس باب ۱ آیات ۱۸ تا ۲۰؛ پیدایش باب ۲۲ آیه ۸.


آیه حفظی: ”این نیز برای من نجات خواهد شد، زیرا ریاکار به حضور او حاضر نمیشود“ (ایوب باب ۱۳ آیه ۱۶).


ویلیام هزلیت (William Hazlitt)، مقاله نویس بریتانیایی چنین نوشت، ”انسان تنها حیوانی است که می خندد و میگرید؛ زیرا او تنها حیوانی است که بین چیزها آنگونه که هستند و آنگونه که باید باشند تعمق و استدلال میکند.


توضیح: در اینجا نویسنده دو هدف در ادای مطلب دارد. نخست اینکه فرق بارز انسان با حیوان، قدرت استدلال و شعور اوست و درثانی فرق بین واقعیت و حقیقت را بیان میکند. (ویرایشگر)


مطمئناً همه چیز آنطور که باید باشد نیست. با این وجود برای یک مسیحی که با وعده آمدن دوباره زندگی می کند، امید وجود دارد - امیدی بزرگتر از آنچه که همه چیز تغییر خواهد یافت (دوم پطرس باب ۳ آیه ۱۳). تغییری شگفت انگیز که افکار تیره و تباه شده از گناه ( اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۱۲) به سختی میتواند آنرا درک نماید. این امیدی است که ذهن دنیوی و مادیگرا با همه تنگ نظری و محدودیت خود ، مدت ها پیش آنرا از دست داده است.


این هفته همان طور که به بررسی مسئله رنج کشیدن در کتاب ایوب میپردازیم، پی خواهیم برد که ایوب با اینکه دچار مصیبت غیرمنصفانه ای شده بود که نمیشد به درک آن پی برد با این حال با کلامی از امید سخن بر زبان میراند.


آن امید چه بود و به چه چیز باید امید داشت؟


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۶ نوامبر آماده شوید.




دروغ پردازان


”مرد احمق نیز چون خاموش باشد او را حکیم میشمارند، و هر که لبهای خود را میبندد فهیم است“ (امثال سلیمان باب ۱۷ آیه ۲۸).


ایوب از حزن و اندوه چاره ای نداشت جز اینکه در میان یاران خود که باری به سربار او میگذاشتند خاموش نشسته و گوش بسپارد. شاید باباطاهر این دو بیتی را در وصف ایوب سروده باشد که میگفت:


تو که نوشم نه ای نیشم چرایی تو که یارم نه ای پیشم چرایی


تو که مرهم نه ای بر داغ ریشم نمک پاش دل ریشم چرایی


در مقابل ، بخش عمده کتاب ایوب شامل مبارزه وی بر علیه معجون حقیقت و خطا بود. همانطور که دیدیم، این مردان حال و وضع او را رعایت نمیکردند و آنچنان که باید و شاید از خودهمدردی نشان نمی دادند؛ آنها ادعا میکردند که میخواهند کار خدا را بخاطر آنچه بر ایوب واقع شده بود توجیه کنند؛ و در واقع میگفتند که او سزاوار بلایی است که بر سرش آمده و حتی مستحق بدتر از آن نیز هست! هر کدام از این نیش زخم ها به اندازه کافی دردناک و زننده بود؛ اما هر سه آنها (و دیگران) از حد گذرانده بودند و بدین سبب بود که ایوب پاسخ آنها را داد.


آیات ۱ تا ۱۴ باب ۱۳ ایوب را بخوانید. رویکرد ایوب در قبال آنچه به او گفته شد چه بود؟


در باب ۲ دیدیم که وقتی که این مردان برای نخستین بار آمده و ایوب را دیدند، به مدت هفت روز چیزی به او نگفتند. با در نظر گرفتن آنچه که در نهایت به زبان آوردند، این احتمالاً بهترین رویکرد بوده است. مطمئناً ایوب چنین نظری داشت.


همچنین توجه کنید: ایوب می گوید که نه تنها این مردان دروغ می گویند بلکه درباره خدا نیز دروغ میگویند. (این موضوع با توجه به آنچه که در انتهای کتاب رخ میدهد، جالب توجه می باشد [ایوب باب ۴۲ آیة ۷ را ببینید] ). مطمئناً بهتر خواهد بود که به جای حرفهای اشتباه اصلاً صحبت نکنیم. (چه کسی در میان ما میزان حقیقی بودن این مطلب را تجربه نکرده است؟) اما به نظر می رسد که خبط گوئی در باره خدا از خطا بدتر است. مضحک اینکه مطمئناً این مردان در واقع فکر می کردند که مدافع خدا و شخصیت او در مقابل شکایات تلخ ایوب بخاطر وقایعی هستند که برای وی رخ داده بود. اگر چه ایوب از درک دلایل اتفاقاتی که برایش می افتاد درمانده بود، اما به خوبی از عهده تشخیص آنچه که این مردان می گفتند بر می آمد: ”اما شما دروغها جعل میکنید، و جمیع شما طبیبان باطل هستید“ (ایوب باب ۱۳ آیه ۴).




دوشنبه


۲۱ نوامبر


اگر چه مرا بکشد


وقتی که ما این فصل را شروع کردیم، مستقیما به سراغ انتهای کتاب رفتیم و دیدیم که در نهایت همه چیز برای او به خوبی و خوشی به پایان رسید. دیدیم که حتی در میان مصیبت های وحشتناک، ایوب واقعاً به چیزی امیدوار بود. در واقع، ما با زندگی در زمان حال و دانستن پایان کل کتاب مقدس، می توانیم ببینیم که ایوب چیزهای بسیار بیشتری برای امید داشتن نسبت به آنچه در آن زمان می توانست تصور کند، داشت.


اما زمانی که همه فرزندان او مردند، دارایی های او بر باد رفت و سلامتی خود را از دست داد، ایوب از ختم ماجرا آگاه نبود. در عوض چیزی که از آن آگاهی یافت این بود که زندگی اش به یکباره دستخوش طوفان ناملایمات شد.


در عین حال حتی در میان مرثیه ها و ناله های تلخ خویش از اینکه آرزو می کرد ایکاش هرگز متولد نشده بود و یا در زمان تولد مرده بود، با اینحال همچنان امیدوار بود و این امید به خدا بود - همان خدایی که فکر می کرد در آن زمان با او ناعادلانه برخورد کرده است.


آیه ۱۵ باب ۱۳ ایوب را بخوانید. در این آیه چه امیدی نشان داده شده است؟ ایوب چه می گوید؟


” حتی اگرچه مرا بکشد، به او اعتماد خواهم داشت.“ چه اثبات قدرتمندی از ایمان! ایوب با تمام چیزهایی که برایش اتفاق افتاده بود، می دانست که به احتمال بسیار زیاد، آخرین چیز، تنها چیزی که هنوز برایش اتفاق نیفتاده بود یعنی مرگ می توانست سر برسد - و خدا می توانست چنین کند. با این وجود حتی اگر این اتفاق می افتاد، ایوب با اطمینان به خدا دار فانی را وداع میگفت.


شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ بده ای دوست که مستسقی از آن تشنه تر است


من خود از عشق لبت فهم سخن مینکنم هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است


ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست خصم آنم که میان من و تیغت سپر است


من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر بند پایی که به دست تو بود تاج سر است


سعدی شیرازی


” فیض مسیح همچون گوهری است که باید در ذهن محفوظ نگاه داشته شود. درس ها و عبرت هایی را که او از روی محبت تدارک دیده همچون گنج مغتنم بشمارید. بگذارید ایمانتان مانند ایمان ایوب باشد که شما هم چنین بگویید: حتی اگر مرا بکشد با این وجود به او توکل خواهم داشت.


"به وعده های پدر آسمانی تمسک و توکل کنید و عملکرد او را با خادم خویش بخاطر بسپارید چرا که همه امور با هم دخیل هستند تا آنانیکه خدا را دوست دارند عاقبت بخیر گردند."– الن جی. وایت،


Ellen G. White, The Advent Review and Sabbath Herald, October 20, 1910


ایوب از دیدگاهی صرفا انسانی، دلیلی برای امیدوار بودن نمی یافت. اما واقعیت این بود که ایوب از دیدگاه کاملا انسانی نگاه نمی کرد. اگر چنین کرده بود، چه امیدی می توانست داشته باشد؟ در عوض وقتی او چنین اظهار شگفت انگیزی از ایمان و امید می کند، آن را در راستای خدا و اطمینان به او انجام می دهد.




نشانههای امید


”این نیز برای من نجات خواهد شد، زیرا ریاکار به حضور او حاضر نمیشود“ (ایوب باب ۱۳ آیه ۱۶). این آیه دقیقا پس از آیه ای که دیروز خواندیم ادامه می یابد. این آیه چگونه این نظریه را که با وجود همه چیز ایوب امیدوار بود و امیدش به خدا بود، را بیشتر تایید می کند؟


جمله جالب توجهی در ادامه آیه قبل آمده است. حتی اگر ایوب قرار بود بمیرد، حتی اگر خدا او را می کشت، ایوب همچنان به خدای خویش برای نجات اطمینان داشت. اگر چه این قیاس نامتجانس است ولی از طرف دیگر کاملاً تناسب دارد. وانگهی مگر نجات و رستگاری چیزی غیر از رهایی از مرگ است؟ و مرگ برای نجات یافتگان و رستگار شدگان چیزی نیست غیر از لحظه ای استراحت کوتاه و خواب و ادامه آن رستاخیز و زندگی ابدی می باشد. آیا امید به رستاخیز برای زندگی ابدی، امید بزرگ همه قوم خدا در این هزاره نیست؟ امیدواری ایوب نیز همین بود.


آیات ۱۱ تا ۲۰ باب ۱۵ اول قرنتیان را بخوانید. در اینجا چه امیدی به ما ارائه شده است؟ چرا بدون این چشمداشت، دیگر هیچ امیدی وجود نخواهد داشت؟


مضافا ایوب پس از این اظهار نظر قطعی از رستگاری، میگوید که با ”کفر و ناسزا بحضور وی نخواهد رفت. ایوب میدانست که تنها از طریق خدا میتواند به رستگاری نائل شود. تنها از طریق نوعی زندگی که تسلیم اراده او بوده و مطیع فرامین او باشد. به این دلیل است که چرا انسانهای شرور و بیخدا یعنی کافران ناسزاگو امیدی نداشتند. ایوب به احتمال زیاد آنچه را که از ”اطمینان به نجات و رستگاری“درک کرده بود، بیان میکرد. اگر چه ایوب با ایمان کامل حیواناتی را به منظور قربانی کردن برای گناهانش پیشکش نمود، اما نمیدانیم تا چه حد مفهوم قربانی کردن را درک کرده باشد. پیش از صلیب یعنی قربانی شدن مسیح برای رستگاری انسانها، بسیاری از پیروان وفادار خداوند از جمله ایوب ، آنگونه که ما پس از صلیب زندگی میکنیم ، درک کاملی از مفهوم صلیب نداشتند. با این وجود، ایوب همچنان به اندازه کافی میدانست که امید نجاتش را باید در خداوند میجست و اینکه آن قربانی کردنها بیانی از نحوه رستگار شدن بود.




امید پیش از آغاز جهان شروع شده بود


چه کسی در میان ما با آن مشقات و مصایبی که بر ایوب تحمیل شد میتواند این چنین قویا بر امید صحّه بگذارد؟ سخنان او شهادتی ابدی بر واقعیت زندگی در ایمان و اطاعت هستند.


ایوب امید داشت زیرا به خدای امید خدمت میکرد. حتی در میان همه این داستانهای فرومایه گناهکاری بشر از سقوط آدم و حوا در عدن (پیدایش باب ۳) تا سقوط بابل در آخر زمان (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۸)، کتاب مقدس کتابی است سرشار از امید، پر از تصاویری فراتر از آنچیزی است که این جهان عرضه میدارد.


”جهان با مسیح اتحاد بسته است و از طریق او همه برکات خدا به نسل سقوط کرده بشررسیده است. او قبل و بعد از اینکه جسم انسانی را برخود بپوشد، نجات دهنده بود. از لحظهای که گناه وجود داشت، نجات دهندهای نیز وجود داشت.“ – الن جی. وایت، Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 210. و چه کسی غیر از بزرگترین سرچشمه امید، میتواند نجات دهنده باشد؟


این آیات چگونه امید فوقالعادهای که در بیانیه خانم الن جی وایت که در مطالعه امروز بیان شد را تصدیق میکنند؟ افسسیان باب ۱ آیه ۴، تیطوس باب ۱ آیه ۲، دوم تیموتائوس باب ۱ آیات ۸ و ۹، اول پطرس باب ۱ آیات ۱۸ تا ۲۰.


این آیات حقیقت شگفت انگیزی را آموزش میدهند که خدا در دانش و علم ذاتی خویش حتی پیش از خلقت جهان، میدانست که بشر مرتکب گناه خواهد شد. آیه ۹ باب ۱ دوم تیموتائوس به زبان یونانی چنین میگوید که ما با فیضی که از طریق عیسی مسیح ”پیش از ابدیت“ به ما داده شده است، فرا خوانده شدهایم. این فیضی است که ”بر اساس اعمالمان“ به ما داده نشده است (چگونه میتوانست نتیجه اعمال ما باشد، وقتی که در آن زمان حتی بوجود هم نیامده بودیم.) بلکه بواسطه عیسی به ما بخشیده شده است. حتی پیش از اینکه ما بوجود بیاییم، خدا نقشه ای را طرح میکند که به بشریت امید زندگی ابدی ارزانی میدارد. امید پس از آنکه ما به آن نیاز داشتیم، بوجود نیامد؛ در عوض، از قبل مهیا شده بود تا در هنگام نیاز برای ما در دسترس باشد.


بعنوان پیروان مسیح چیزهای زیادی برای امید داشتن و امیدوار بودن وجود دارد. ما در این جهان که توسط خدا آفریده شده هستی یافته ایم ، او که ما را دوست دارد. (یوحنا باب ۳ آیه ۱۶)، خدایی که ما را نجات داد (تیطوس باب ۲ آیه ۱۴)، خدایی که دعاهای ما را میشنود (متی باب ۶ آیه ۶)، خدایی که ما را شفاعت میکند (عبرانیان باب ۷ آیه ۲۵)، خدایی که قول داده است هرگز ما را به حال خودمان رها نکند (عبرانیان باب ۱۳ آیه ۵)، خدایی که وعده داده است بدنهای ما را از مرگ قیام دهد (اشعیا باب ۲۶ آیه ۱۹)، و به ما با خود زندگی ابدی ببخشد (یوحنا باب ۱۴ آیات ۲ و ۳).






تصاویر امید


آیات زیر را بخوانید. هر کدام از آنها چه امیدی ارائه میدهند؟


پیدایش باب ۳ آیه ۱۵


پیدایش باب ۲۲ آیه ۸


لاویان باب ۱۷ آیه ۱۱


یوحنا باب ۱ آیه ۲۹


غلاطیان باب ۲ آیه ۱۶


فیلیپیان باب ۱ آیه ۶


اول قرنتیان باب ۱۰ آیه ۱۳


دانیال باب ۷ آیه ۲۲


دانیال باب ۱۲ آیات ۱ و ۲


متی باب ۲۴ آیه ۲۷


دانیال باب ۲ آیه ۴۴


اندیشه خود را با مطالعه آیات ارائه شده پربار سازید. آیات فوق در مجموع در خصوص امیدی که ما پیروان مسیح داریم چه میگویند؟





تفکری فراتر:


کتاب مقدس از ابتدا تا انتها پر از سخنان شگفتانگیز امید بخش میباشد. ”بدین چیزها به شما تکلم کردم تا در من سلامتی داشته باشید. در جهان برای شما زحمت خواهد شد. و لکن خاطر جمع دارید زیرا که من بر جهان غالب شدهام“ (یوحنا باب ۱۶ آیه ۳۳). ”و ایشان را تعلیـم دهیـد که همه امـوری را که به شما حکم کردهام حفظ کنند. و اینک مـن هـر روزه تا انقضای عالم همراه شما میباشـم“ (متی باب ۲۸ آیه ۲۰). ”مسیح، ما را از لعنت شریعت جدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد، چنانکه مکتوب است، ملعون است هر که بر دار آویخته شود“ (غلاطیان باب ۳ آیه ۱۳). ”به اندازهای که مشرق از مغرب دور است، به همان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است“ (مزامیر باب ۱۰۳ آیه ۱۲). ”زیرا یقین میدانم که نه موت و نه حیات و نه فرشتگان و نه روسا و نه قدرتها و نه چیزهای حال و نه چیزهای آینده و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است جدا سازد“ (رومیان باب ۸ آیات ۳۸ و ۳۹). ”و قوس در ابر خواهد بود، و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم آن عهد جاودانی را که در میان خدا و همة جانوران است، از هر ذی جسدی که بر زمین است“ (پیدایش باب ۹ آیه ۱۶). ”ملاحظه کنید چه نوع محبت پدر به ما داده است تا فرزندان خدا خوانده شویم؛ و چنین هستیم و از این جهت دنیا ما را نمیشناسد زیرا که او را نشناخت“ ( اول یوحنا باب ۳ آیه ۱). ”بدانید که یهوه خداست؛ او ما را آفرید. ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع او“ (مزامیر باب ۱۰۰ آیه ۳). این آیات تنها بخش کوچکی از کلام است که میگوید خدا چگونه است و آشکار میکند که خدا چه چیزی به ما ارزانی میدارد. در کل ، اگر در کتاب مقدس برای ما آشکار نمیکرد آنگاه چه دلایلی برای امیدوار بودن میتوانستیم داشته باشیم ؟


سه شنبه


۲۲ نوامبر


سوالاتی برای بحث


۱- چه آیات دیگری از کتاب مقدس درباره امید با ما سخن میگویند؟ کدامیک از آنها بویژه برای شما دارای اهمیت هستند و چرا؟


۲- کدامیک از آموزههای مخصوص کلیسای ادونتیست روز هفتم را شما به صورت ویژه امیدبخش مییابید؟


۳- در میان مشکلات شخصی و گاهی مصیبتها و سختیهای زندگی، چگونه میتوانیم بیاموزیم که در امیدی که در کتاب مقدس بیان شده است، شادی کنیم؟ چرا بسیار آسان است که بواسطه رویدادها حتی با وجود امیدهای بسیاری که برای ما ارائه شدهاند، دلسرد بشویم؟ در عمل چه کاری میتوانیم انجام بدهیم که این امید را همواره در پیش رو داشته باشیم و در آن شادی کنیم؟


۴- ” از امید، ایمان و شکرگزاری با خدا صحبت کنید. یاد بگیرید که شکرگزار او باشید و قدرشناسی خود را ابراز نمایید. این درمانی عالی برای بیماریهای روح و جسم میباشد.“ – الن جی. وایت،


Ellen G. White, Mind, Character, and Personality, vol. ۲, p. ۴۹۲.


چرا ستایش کردن در کمک به ما برای امیدوار ماندن به خداوند بسیار اهمیت دارد؟


درس دهم


۲۶ نوامبر تا ۲ دسامبر


خشم الیهو





بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: ایوب باب ۱۳ آیه ۲۸؛ ایوب باب ۲۸ آیه ۲۸؛ ایوب باب ۳۲ آیات ۱ تا ۵؛ ایوب باب ۳۴ آیات ۱۰ تا ۱۵؛ ایوب باب ۳۴ آیات ۱۰ تا ۱۵؛ حزقیال باب ۲۸ آیات ۱۲ تا ۱۷؛ ایوب باب ۱ تا باب ۲ آیه ۱۰.


آیه حفظی: ”زیرا چنانکه آسمان از زمین بلندتر است همچنان طریقهای من از طریقهای شما و افکار من از افکار شما بلندتر میباشد“ (اشعیا باب ۵۵ آیه ۹).


و همچنان مشاجره میان ایوب و آن سه مرد ادامه می یابد، عباراتی بمیان آورده میشوند که گاها فلسفی، زیبا، ژرف و درست هستند. مردم اغلب چقدر از کتاب ایوب، حتی از سخنان الیفاز، بلدد و صوفر نقل قول میکنند. و به این دلیل که همانطور که بارها دیدهایم، آنها حرفهای خوب و زیادی بر زبان راندند اما تنها آن را در زمان، مکان و موقعیت مناسب بیان نکردند. این مطب چه درسی را در مورد حقیقت قدرتمند بیان شده در آیات ۱۱ تا ۱۳ باب ۲۵ امثال سلیمان تعلیم میدهد:


سخنی که بجا گفته شود، مانند نگینهای طلاست که در ظرف نقره ای نشانده باشند. نصیحت شخص دانا برای گوش شنوا مانند حلقه طلا و جواهر با ارزش است. خدمتگزار امین همچون آب خنک در گرمای تابستان جان اربابش را تازه میکند.


متأسفانه اینها کلماتی نبودند که ایوب از دوستانش میشنید. در حقیقت، مشکل قرار بود بدتر بشود، به جای اینکه سه نفر به او بگویند او در اشتباه است، فرد جدیدی به این صحنه اضافه میشود.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳ دسامبر آماده شوید.




تسلی دهندگان نامناسب


حتی پس ازاینکه ایوب امید خود را با صلابت ابراز کرد (ایوب باب ۱۳ آیات ۱۵ و ۱۶)، باز هم مشاجره کلامی ادامه یافت. در طی بابهای زیادی، این مردان در مورد مسائل عمیق و مهم بسیاری درباره خدا، گناه، مرگ، عدالت، شرارت، حکمت و طبیعت فانی بشر به بحث و گفتگو پرداختند.


چه حقایقی در آیات زیر بیان شدهاند؟


ایوب باب ۱۳ آیه ۲۸


ایوب باب ۱۵ آیات ۱۴ تا ۱۶


ایوب باب ۱۹ آیات ۲۵ تا ۲۷


ایوب باب ۲۸ آیه ۲۸


بحث در طول همه این بابها ادامه یافت، و هیچ یک از طرفین از موضع خود کوتاه نیامد. الیفاز، بلدد و صوفر هر کدام به روش و خط فکری خویش در مباحثات خود روشن نکردند که مردم چطور در زندگی خود مستحق نائل شدن به چیزی هستند، و از اینرو آنچه بر سر ایوب آمده فقط جزای گناهان اوست. در عین حال، ایوب که میدانست مستحق رنج کشیدن نیست، برای سرنوشت ظالمانه ای که بدان دچار گردیده بود با اشک و آه و درد به فغان میپرداخت.


در انتها، هیچ کدام از آنها از جمله ایوب ، از آنچه در جریان بود درکی نداشتند. چگونه میتوانستند؟ دیدگاه آنان همانند همه انسانها محدود بود. اگر بخواهیم از کتاب ایوب درسی بیاموزیم (چیزی که باید تا کنون محرز گردیده باشد، بخصوص پس سخنان این مردان)، این است که به عنوان انسانی که ادعای صحبت کردن درباره خدا و کارهایش دارد، باید فروتن باشیم. ممکن است کمی از حقیقت آگاه باشیم، شاید حتی بخش زیادی از آن را بدانیم، اما گاهی اوقات – همانطور که در مورد این مردان میتوانیم ببینیم – ممکن است لزوماً بهترین روش بکار بردن حقیقت را ندانیم.


به جهان طبیعت اطراف خود بنگرید. چرا این به تنهایی به ما نشان میدهد که تا چه حد حتی در مورد دانستههایمان از سادهترین چیزها، در محدودیت قرار داریم؟





ورود الیهو


ایوب ، قهرمان مصیبت زده داستان در بابهای ۲۶ تا ۳۱ آخرین گفتار خویش را با آن سه مرد در میان میگذارد. سخنان او گرچه شیوا و پر حرارات است لیکن در اصل تکرار همان مباحثاتی است که تا کنون ادامه یافته است: من مستحق آنچه بر سرم می آید نیستم. ختم کلام.


مجددا متذکر میشود که ایوب نماینده عده کثیری از انسانهایی است که نابجا در رنج و عذابند. و این سؤال که به نوعی دشوارترین سؤال میباشد، این است – چرا؟ واکنش به رنج کشیدن در بعضی موارد نسبتاً آسان است. مردم مشخصاً برای خود درد سر درست میکنند. اما اغلب اوقات، و بخصوص در مورد ایوب، چنین نیست و در نتیجه پرسش مربوط به رنج کشیدن باقی میماند.


در حالی که باب ۳۱ رو به پایان است، دیده میشود که ایوب درباره طریقه زندگی خود سخن گفته است، شیوه ای از زندگی که در آن هیچ توجیهی نیست که او را مستحق اتفاقاتی کند که هم اینک برایش افتاده است. سپس آخرین آیه باب چنین میگوید: ”پس خارها به عوض گندم و کرکاس به عوض جو بروید.» سخنان ایوب تمام شد“ (ایوب باب ۳۱ آیه ۴۰).


آیات ۱ تا ۵ باب ۳۲ ایوب را بخوانید. در اینجا چه اتفاقی میافتد و اتهام الیهو علیه ایوب و مردان دیگر چیست؟


این اولین باری است که در کتاب ایوب به این مرد، الیهو اشاره شده است. او مسلما" برخی از مباحثات طولانی را شنیده است گرچه گفته نشده است که چه زمانی او در صحنه ظاهر شده است. او باید دیرتر آمده باشد زیرا به حضور او بهمراه سه مرد دیگر در هنگام آمدنشان، اشارهای نشده است. اگر چه، پُر واضح است که او از پاسخهایی که در طی هر بخش از مکالمهای که شنید، خشنود نبود. در واقع، در پنجمین آیه چهار بار به ما گفته شده است که ”خشم“ او از آنچه که شنیده بود، ناشی شده بود. سپس در شش باب بعدی، الیهو به دنبال درک و یافتن توضیح در باره همه مسائلی بود که این مردان با آن روبرو بودند. یعنی آنان بدنبال علت مصیبتهایی بودند که بر ایوب هجوم آورده بود.






دفاع الیهو از خدا


در طی قرنها تفسیرهای زیادی درباره الیهو و خطابهاش نوشته شده است، و بعضی آن را نقطه عطف بزرگی در هدایت مسیر گفتگوها میبینند. با این وجود، در واقع مشاهده اینکه الیهو چیزی کاملا جدید یا خلاقانه اضافه کرده باشد که موجب پویایی و تحرک گفتگو شده باشد آنچنان آسان بنظر نمی آید. در عوض، به نظر میرسد او به میزان زیادی همان سخنانی را بیان میکند که آن سه مرد دیگر در دفاع از ذات خدا در برابر اتهام بی انصافی در زمینه درد و رنجهای ایوب ارائه کردند.


آیات ۱۰ تا ۱۵ باب ۳۴ ایوب را بخوانید. الیهو در اینجا چه حقایقی را بیان میکند؟ گفته های الیهو با آنچه که مردان دیگر قبلاً گفتهاند، چه هماهنگی دارد؟ و اگر چه سخنان الیهو درست بودند، چرا در شرایط کنونی بی مناسبت و نابجا بودند؟


شاید آنچه در مورد الیهو و این مردان دیگر میتوانیم ببینیم، ترس و بیم است – نگرانی از اینکه خدا آن کسی نباشدکه آنها میپندارند. آنها می خواهند خوبی، عدالت و قدرت خدا را باور کنند؛ و بنابراین، الیهو به جز بر زبان آوردن حقایقی درباره خوبی، عدالت و قدرت خدا، چه کاری دیگری میتوانست انجام میدهد؟


”زیرا چشمان او بر راههای انسان میباشد، و تمامی قدمهایش را مینگرد. ظلمتی نیست و سایه موت نی، که خطاکاران خویشتن را در آن پنهان نمایند“ (ایوب باب ۳۴ آیات ۲۱ و ۲۲).


”اینک خدا قدیر است و کسی را اهانت نمیکند و در قوّت عقل قادر است. شریر را زنده نگاه نمیدارد و داد مسکینان را میدهد. چشمان خود را از عادلان برنمیگرداند، بلکه ایشان را با پادشاهان بر کرسی تا به ابد مینشاند، پس سرافراشته میشوند“ (ایوب باب ۳۶ آیات ۵ تا ۷).


”ما نمیتوانیم به قدرت خدای قادر مطلق پی ببریم. او نسبت به ما عادل و رحیم است و بر کسی ظلم نمیکند و تحت تاثیر داناترین مردم جهان نیز قرار نمیگیرد از این جهت ترس و احترام او در دل همه مردم جا دارد.“ (ایوب باب ۳۷ آیات ۲۳ و ۲۴).


اگر همه اینها حقیقت داشته باشند، پس تنها استنباط منطقی این است که ایوب مستحق آنچیزی است که بر سر وی آمده است. چه چیز دیگری میتوانست باشد؟ سپس الیهو سعی نمود تا در مواجهه با چنین چیزهای وحشتناک اهریمنی که بر سر ایوب آمده بود از درک خود نسبت به شناختی که از خدا داشت دفاع نماید.






غیر عقلانی بودن شرارت


هر چهار نفر این مردان که معتقد به خدا و عدالت او بودند، خود را بر سر دو راهی دیدند: چگونه میتوانستند شرایط ایوب را با روشی منطقی و عقلانی که مطابق با درک ایشان از ذات خدا باشد توضیح دهند. متأسفانه معلوم شد که تلاش آنها برای درک شر و یا حد اقل آن شری که بر سر ایوب آمده بود اساسا" اشتباه بوده است.


خانم الن جی. وایت تفسیر محکمی در این خصوص ارائه میدارد: ” شرح منشاء گناه که بتوان دلیلی برای وجود آن یافت غیر ممکن است. .... گناه اخلال گر است که برای حضور آن نمیتوان دلیلی ارائه نمود. مرموز و مسئولیت ناپذیر است ؛ که اگر بخواهیم آنرا توجیه کنیم یعنی از آن دفاع کرده ایم. تلاش برای توجیه یا یافتن علت و سبب برای وجود آن یعنی اینکه بخواهیم به بد بودن گناه خاتمه بدهیم. “ – الن جی. وایت، The Great Controversy, pp. 492, 493.


اگرچه الن وایت از واژه گناه استفاده میکند، اما فرض کنید که ما آن را با واژه دیگری که معنای مشابهی دارد، جایگزین کنیم: شرارت. سپس نقل قول اینگونه میشود: شرح منشاء شرارت که بتوان دلیلی برای حضور آن یافت غیر ممکن است. شرارت اخلال گر است که برای حضور آن نمیتوان دلیلی ارائه نمود. مرموز و مسئولیت ناپذیر است که اگر بخواهیم آنرا توجیه کنیم یعنی از آن دفاع کرده ایم. تلاش برای توجیه یا یافتن علت و سبب برای وجود آن یعنی اینکه بخواهیم به بد بودن شرارت خاتمه بدهیم.


اغلب اوقات که مصیبتی رخ میدهد، مردم میگویند یا فکر میکنند: ”علت این حادثه را نمیفهمم.“ یا ”این حادثه منطقی نیست.“ این دقیقاً همان شکایت ایوب در طول این مدت بود.


دلیل خوبی وجود دارد که ایوب و دوستانش نمیتوانند معنی آن را درک کنند: شرارت بخودی خود معنی نمیدهد. اگر ما میتوانستیم آن را درک کنیم، اگر معنی میداد، اگر بر پایه یک سری طرحهای منطقی و عقلانی بود، آنوقت دیگر شرارت و غمانگیز نبود، زیرا دلایلی منطقی میداشت.


به این آیات درباره سقوط شیطان و منشاء شرارت نگاهی بیندازید. سقوط او تا چه حدی با معنی است؟ (حزقیال باب ۲۸ آیات ۱۲ تا ۱۷).


در اینجا مخلوقی عالی وجود دارد، که در محیطی عالی وتوسط خدایی عالی آفریده شده است. او بلند مرتبه، پر از حکمت، بی نقص در زیبایی، که با مرصعهای گرانبها مزین گردیده،”فرشته ای مسح شده“در ”کوه مقدس خدا“. و با این وجود، حتی با تمام اینها و چیزهای بیشتری که به او داده شده بود، این مخلوق خود را به فساد کشاند و اجازه داد شرارت او را در بر گیرد. چه چیزی میتوانست بی منطق تر و غیر عقلانی تر از شرارتی باشد که شیطان را آلوده ساخت؟






چالش ایمان


مطمئناً شخصیتهای اصلی کتاب ایوب، همانطور که انسانهای کاملاً فانی دیدگاه تیره و مبهمی دارند (اول قرنتیان باب ۱۳ آیه ۱۲)، دیدگاه بسیار محدود، درکی بسیار محدود از طبیعت جهان مادی و بسیار محدودتر از عالم روحانی داشتند. همچنین جالب توجه است که در همه این بحثها درباره شرارتی که گریبان گیر ایوب شده بود، هیچ کدام از مردان از جمله خود ایوب در مورد نقش شیطان – دلیل اصلی و بدیهی تمام مصیبتهای ایوب – چیزی نگفتند. و با این حال ، بر خلاف اعتمادی که به محق بودن خود داشتند، بخصوص الیهو (ایوب باب ۳۶ آیات ۱ تا ۴ را ببینید)، تلاششان برای توضیح منطقی دردهای ایوب بی نتیجه ماند. و بدون شک ایوب میدانست که تلاشهایشان نا موفق بودهاند.


حتی با درک خود از محتوای پیرامونی متن و فحوای جهانی داستان، تا چه حد قادر خواهیم بود تا به خوبی از عهده توجیه و تفسیر بلایی که بر سر ایوب آمد بر آئیم؟ ایوب باب ۱ تا باب ۲ آیه ۱۰ را دوباره بخوانید. حتی با وجود همه این چیزهایی که برای ما آشکار شدهاند، چه سؤالات دیگری باقی میمانند؟


با گشودن فصول کتاب ایوب در مقابل خود از دیدگاههایی برخوردار میشویم که هیچیک از آن مردان برخوردار نبودند. با این اوصاف، حتی اکنون نیز درک این مسئله دشوار باقی مانده است. همان گونه که دیدیم، ورای عذابی که اهریمن مستوجب آن شده بود بتدقیق این نیکوئی ایوب بود که باعث شد خدا او را در برابر شیطان برجسته نماید. بنابراین، آیا نیکوئی و تمایل به وفادار ماندن این مرد به خدا باعث شد تا چنین اتفاقی بر سر او بیفتد؟ چگونه میتوانیم این مسئله را درک میکنیم؟ و حتی اگر ایوب میدانست که چه چیزی در جریان است ،آیا فریاد بر نمیآورد، ”خدایا، لطفاً از فرد دیگری استفاده کن. فرزندان، سلامتی و دارایی مرا به من بازگردان!“ ایوب برای موش آزمایشگاهی شدن داوطلب نشده بود. چه کسی چنین میکند؟ از این رو، همه اینها چگونه برای ایوب و خانوادهاش منصفانه بود؟ در عین حال، حتی با اینکه خدا در نبرد خویش در مقابل شیطان پیروز شد، میدانیم که شیطان به شکست خود اذعان نکرده است (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیه ۱۲)؛ پس هدف چه بود؟ و همچنین، گذشته از نتیجه نهایی خوبی که برای ایوب حاصل شد، آیا ارزش مردن همه این افراد و رنجهایی که ایوب متحمل شد را داشت؟ اگر این سؤالات همچنان برای ما باقی ماندهاند (اگرچه پاسخهای بیشتری در راه است)، تصور کنید ایوب تا چه حد سؤال بی جواب داشت!


و با این وجود، این یکی از مهمترین درسهایی است که میتوانیم از کتاب ایوب بیاموزیم: زندگی با ایمان و نه با آنچه میبینیم؛ اعتماد به خدا وفادار ماندن به او حتی وقتی که مانند ایوب نمیتوانیم برای اتفاقاتی که رخ میدهند دلیل منطقی و توضیحی بیابیم. اگر همه چیز بطور کامل و عاقلانه توضیح داده شده باشند، ما دیگر با ایمان زندگی نمیکنیم. زندگی ما زمانی مومنانه خواهد بود که مانند ایوب حتی وقتی نمیتوانیم معنی رویدادهای اطرافمان را درک کنیم، باز هم به خدا اطمینان داشته و از او اطاعت کنیم.






تفکری فراتر:


یک نویسنده به نام جان هدلی بروک (John Hedley Brook) در زمینه بحث مربوط به مسئله ایمان و منطق درباره فیلسوف آلمانی، امانوئل کانت (Immanuel Kant) و تلاش در درک محدودیتهای دانش بشری، بویژه وقتی که مربوط به کارهای خدا میشود، نوشت. برای کانت، ”مسئله توجیه کردن روشهای خدا برای انسان از طریق ایمان بود و نه دانش. کانت بعنوان نمونه ای از یک موضع معتبر و موثق در مقابل فلاکت و بدبختی ،ایوب را برگزید کسیکه همه چیز از او گرفته شد ولی اهریمن نتوانست وجدان پاک او را از وی برباید. او با تسلیم شدن در برابر حکم الهی، این حق را داشت که در برابر نصیحتهای دوستانش که بدنبال منطقی نشان دادن بدبختیاش بودند، مقاومت کند. نا آگاهی ایوب از چیزهایی که نسبت بدانها واقف نبود باعث تقویت موضع او شده بود: عدم آگاهی از افکار خدا و فلاکتی که بر او انباشته بود. (بعبارتی دیگر، دوستان او میپنداشتند که علت را میدانند ولی از نا آگاهی خود آگاه نبودند؛ به مصداق: آنکس که نداند و نداند که نداند ، فقط در صدد توجیه قضیه بودند. ایوب در موضع قدرتمند تری قرار داشت زیرا از نا آگاهی خود نسبت به علت مصایب آگاه بود ، به مصداق: آنکس که نداند و بداند که نداند. در اصل دوستان ایوب در جهل مرکب گرفتار بودند. ویرایشگر). “ – Science and Religion (New York: Cambridge University Press, 2006), pp. 207, 208. این مردان در کتاب ایوب و اکنون الیهو، فکر میکردند میتوانند آنچه برای ایوب اتفاق افتاد را به آسانی با رابطه علت و معلول توضیح دهند. آنها میپنداشتند که علت گناه، خود ایوب بود؛ و معلول، رنجهای او بودند. از دیدگاه الهیاتی، چه چیزی میتوانست روشنتر و منطقی تر از آن باشد؟ به هر حال منطق ایشان اشتباه بود، نمونه قدرتمندی از این حقیقت که واقعیت و خدایی که آن را خلق کرده و حفظ میکند، لزوماً از درک ما نسبت به نحوه کار خدا و جهانی که آفریده است، پیروی نمیکنند.


سوالاتی برای بحث


۱- همانطور که دیدیم، در همه خطابههای طولانی درباره موقعیت ایوب فلاکت زده و دلیل آن اتفاقات، یک بار هم به شیطان اشارهای نشد. چرا اینگونه است؟ این به ما درباره میزان زیاد محدودیت درک این مردان با وجود همه حقیقتی که بیان کردند، چه میگوید؟ نادانی آنها میتواند چه چیزی درباره نا آگاهی خود ما با وجود همه حقایقی که داریم، به ما تعلیم بدهد؟


۲- ”زمانی که ما مدیریت کاری را بر عهده میگیریم و برای موفقیت به خرد خود تکیه میکنیم، مسئولیت سنگینی را بعهده میگیریم که خدا به ما محول نکرده است و ما سعی داریم بدون کمک او آن بار سنگین را بدوش بکشیم ... اما هنگامی که واقعاً باور میکنیم که خدا به ما محبت میکند و نیت او از روی خیرخواهی است، نباید نسبت به آینده نگران باشیم. باید مانند یک کودک که به محبت والدین خود اطمینان دارد، به خدا اطمینان کنیم. سپس مشکلات و سختیهای ما نا پدید خواهند شد زیرا اراده ما به اراده خدا پیوسته است.“ – الن جی. وایت، Thoughts From the Mount of Blessing, pp. 100, 101 چگونه میتوانیم این نوع اعتماد و ایمان را فرا بگیریم؟ به این معنا که اکنون چه انتخابهایی میکنیم که ایمان ما را قویتر یا ضعیفتر میکنند؟


درس یازدهم


۳ تا ۹ دسامبر


از درون گردباد





بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: ایوب باب ۳۸ تا ۳۹؛ یوحنا باب ۱ آیه ۲۹؛ متی باب ۱۶ آیه ۱۳؛ اول قرنتیان باب ۱ آیات ۱۸ تا ۲۷؛ ایوب باب ۴۰ آیات ۱ تا ۴ و باب ۴۲ آیات ۱ تا ۶؛ لوقا باب ۵ آیات ۱ تا ۸.


آیه حفظی: ”وقتی که زمین را بنیاد نهادم کجا بودی؟ بیان کن اگر فهم داری“ (ایوب باب ۳۸ آیه ۴).


شخصیتهای کتاب ایوب با وجود تفاوتهایی که داشتند، لیکن در یک موضوع دارای اشتراک نظر بودند: و آن نقطه اشتراک گفتگو درباره خدا بود و یا حد اقل درک خود را نسبت به خدا آشکار میکردند. و همانطور که مشاهده گردید، میتوان با قسمت اعظم بحث های آنها اتفاق نظر داشت. گذشته از هر چیز، چه کسی میتواند با مطلب ذیل مخالفت کند: ”لیکن الآن از بهایم بپرس و تو را تعلیم خواهند داد. و از مرغان هوا و برایت بیان خواهند نمود. یا به زمین سخن بران و تو را تعلیم خواهد داد، و ماهیان دریا به تو خبر خواهند رسانید. کیست که از جمیع این چیزها نمیفهمد که دست خداوند آنها را به جا آورده است، که جان جمیع زندگان در دست وی است، و روح جمیع افراد بشر“ (ایوب باب ۱۲ آیات ۷ تا ۱۰)؟ یا با این آیه که میگوید: ” آیا خـدای قادر مطلق عدالت و انصاف را زیر پا میگذارد؟ “ (ایوب باب ۸ آیه ۳)؟


و درحالی که مضمون گفتگوها پیرامون درد و رنجهای «ایوب» بود ولی کانون اصلی بحث ، بر سر «خدا» بود. اگرچه به استثنای دو باب نخست ، در ادامه کتاب ، خداوند در پشت پرده قرار گرفته بود.


با این وجود، در کل ماجرا تغییراتی در حین شکل گرفتن بود. خداوند که موضوع بسیاری از مباحث و مناظرات کتاب ایوب بود حال بر آن شد تا خود از جانب خویش سخن بگوید.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۰ دسامبر آماده شوید.




از درون گردباد


آیه ۱ باب ۳۸ ایوب را بخوانید. در اینجا چه اتفاقی میافتد که با مکالمات دیگر، تفاوت داشت؟


خداوند اکنون ناگهان و برخلاف انتظار برای نخستین بار پس از آیه ۶ باب ۲ ایوب ظاهر می شود - ”و خداوند به شیطان گفت: «اینک او در دست تو است، لیکن جان او را حفظ کن.“


هیچ چیز واقعا خواننده را برای این حضور ناگهانی خدا آماده نمی سازد. باب ۳۷ ایوب با صحبت الیهو پایان می پذیرد و چیزی که بعد از آن می بینیم چنین است، ”خداوند ایوب را از میان گردباد خطاب کرد“ (ایوب باب ۳۸ آیه ۱). بلافاصله فقط خدا و ایوب وجود دارند گوئی که هم اینک مردان دیگر با موضوع ارتباطی ندارند.


واژه گردباد از یک واژه عبری به معنی ”طوفان“ و ”تندباد“ می آید و در ارتباط با پدیدار شدن خدا برای انسانها بکار برده شده است (اشعیا باب ۲۹ آیه ۶ و زکریا باب ۹ آیه ۱۴ را ببینید). این کلمه در ارتباط با معراج ایلیا به آسمان نیز بکار برده شده است: ”چون خداوند اراده نمود که ایلیا را در گردباد به آسمان بالا برد، واقع شد که ایلیا و اَلِیشَع از جلجال روانه شدند“ (دوم پادشاهان باب ۲ آیه ۱).


اگر چه جزئیات تجسمی درباره این ”ظهور الهی“ تشریح نگردیده (ظهور قابل مشاهده خدا بر بشر) واضح است که خدا با ”صدایی ملایم “ ( اول پادشاهان باب ۱۹ آیه ۱۲)، با ایوب صحبت نمی کند. در عوض، خداوند خود را به شکلی بسیار مقتدر آشکار ساخت. هیبتی که بطور حتم توجه ایوب را بخود جلب نمود.


مطمئنا این نخستین باری نبود که خداوند حضورخویش را برای بشر انحطاط یافته متجلی می ساخت. کتاب مقدس بارها و بارها نزدیکی خدا به انسان را به ما نشان داده است.


این آیات درباره اینکه خدا تا چه حد می تواند به ما نزدیک باشد، چه چیزی تعلیم می دهند؟ پیدایش باب ۱۵ آیات ۱ تا ۶ ، باب ۳۲ آیات ۲۴ تا ۳۲ ؛ یوحنا باب ۱ آیه ۲۹.


کتاب مقدس حقیقتی بزرگ و مهم را به ما تعلیم می دهد که خدایمان، خدایی در دوردستها نیست که این جهان را آفریده باشد و سپس ما را به حال خود رها کرده باشد. در عوض او خدایی است که از نزدیک با ما در ارتباط است. گذشته از رنج ها، مشکلات یا هر چیزی که با آن در این جهان روبرو هستیم، می توانیم این اطمینان را داشته باشیم که خدا نزدیک است و می توانیم به او اعتماد کنیم.


اعتقاد عقلانی به نزدیکی خدا به ما یک چیز است؛ و تجربه این نزدیکی چیز دیگریست. چگونه می توانید بیاموزید که به خدا نزدیک شوید و از این رابطه به آرامش و امید دست یابید؟





سؤال خدا


پس از مدت زمانی که ممکن است برای ایوب مانند سکوتی طولانی به نظر رسیده باشد، خدا در نهایت با او سخن می گوید، حتی اگر چیزی که در ابتدا گفت شاید آنچیزی نباشد که ایوب میل و رغبتی به شنیدن آن داشته باشد.


اولین سوالی که خدا از ایوب پرسید چه بود و در آن پرسش چه چیزی نهفته بود؟ ایوب باب ۳۸ آیه ۲.


در سرتاسر کتاب مقدس می بینیم که خدا از انسان ها سوال هایی می پرسد. علت پرسش به این خاطر نیست که او جواب سوال را نمی داند. در عوض یک معلم خوب اغلب چنین میکند تا شاگرد خود را به تفکر وادارد. پرسش های خدا هم بدینگونه راه موثری است تا ما را در وضعیتی که در آن هستیم بفکر بیندازد ، تا خود را به چالش کشیده و بتوانیم با مسائل دست و پنجه نرم کرده و به نتیجه ای مقتضی دست یابیم. پس سوالاتی که خدا می پرسد برای این نیست که آفریننده ما از جواب آن نا آگاه باشد. بلکه اغلب به منظور کمک به مردم برای فرا گرفتن چیزهایی است که شاید برای درک بهتر ، بدان نیاز داشته باشند. سوالات خداوند به شیوه فصاحت و تداعی معانی کلام است بگونه ای که به مردم کمک میکند مردم خود به حقیقت نائل آیند.


سوالهای خدا را در آیات زیر بخوانید. فکر می کنید که هدف خدا از پرسیدن این سوالات چه بود؟ او چه منظوری داشت؟


پیدایش باب ۳ آیه ۱۱


پیدایش باب ۴ آیه ۹


اول پادشاهان باب ۱۹ آیه ۹


اعمال رسولان باب ۹ آیه ۴


متی باب ۱۶ آیه ۱۳


ایوب مطالب زیادی داشت که درباره خدا بگوید و بدیهی است که خداوند می خواست او متوجه شود که در واقع چیزهای زیادی درباره آفریننده او وجود داشت که او از درک آن عاجز بود. پرسش آغازین خدا از ایوب از جهات زیادی با برخی از گفته های آن سه مرد به ایوب شباهت داشت (ایوب باب ۸ آیات ۱ و ۲؛ باب ۱۱ آیات ۱ تا ۳؛ باب ۱۵ آیات ۱ تا ۳ را ببینید).






خداوند خالق


آیات ۴ تا ۴۱ باب ۳۸ ایوب را بخوانید. خدا در اینجا چه سوالاتی از ایوب می پرسد و هدف از آن سوالات چیست؟


ایوب انتظار میداشت که توضیحات دقیقی از دلایل این همه سختی و مصیبت که بر او تحمیل میشود دریافت کند که چنین نشد، در عوض با سلسله سوالاتی فصیحانه و بی نیاز به پاسخ از سوی خالق خود مواجه شد که کوته فکری و جهالت ایوب را عیان ساخت.


”وقتی که زمین را بنیاد نهادم کجا بودی؟ بیان کن اگر فهم داری“ (ایوب باب ۳۸ آیه ۴). پس از بازتاب برخی از نخستین تصاویر در پیدایش - برای مثال، منشا زمین، دریا، نور و تاریکی - خدا به ایوب می گوید که گویی تو از دانش همه این چیزها اطمینان داری! ” مگر همه این چیزها را میدانی؟ مگر در هنگام خلقت جهان وجود داشته ای؟“ (ایوب باب ۳۸ آیه ۲۱ را ببینید).


سپس خداوند بار دیگر با استفاده از یک سری سوالات اثباتی و بی نیاز به پاسخ که نه تنها بنیاد زمین بلکه معماهای اقلیمی و حتی ستارگان را نیز دربر میگیرند و به عجایب و رازهای خلقت نیز اشاره می کند. ”آیا میتوانی مجموعه ستارگان پروین را بهم میبندی؟ یا رشته منظومه جبّار را بازکنی؟“ (ایوب باب ۳۸ آیه ۳۱). او سپس نظر ایوب را به زمین معطوف میکند، تا هر چیزی را که در برابر چشم بشر قرار دارد ببیند (ایوب باب ۳۸ آیه ۳۶) از جمله زندگی حیوانات وحشی (ایوب باب ۳۸ آیات ۳۹ تا ۴۱). - موضوعی که در باب ۳۹ ایوب نیز با جزئیات بیشتری روشن شده است. اگر کتاب در عصر حاضر نوشته شده بود، خداوند احتمالا می پرسید، ”چه کسی کوارک های موجود در پروتون ها و نوترون ها را به هم متصل می کند؟“ ؛ ”هنگامی که من برای نخستین بار جرم پلانک را اندازه گرفتم، شما کجا بودید؟“ ؛ ”آیا با اندیشه و خرد شماست که نیروی جاذبه فضا و زمان را در چرخش خود دارد؟“.


پاسخ به همه این سوالات یکسان است: مطمئنا خیر. ایوب در هیچ یک از آن وقایع حضور نداشته است و درباره هر کدام از آن پدیده هایی که خداوند بدان اشاره می کرد، آگاهی مختصری داشت. هدف خداوند این بود که به ایوب نشان دهد حتی با وجود خرد و دانش او و حتی با اینکه ”به درستی“ (ایوب باب ۴۲ آیه ۷) درباره خدا در برابر این مردان دیگر سخن می گفت، همچنان چیز زیادی نمی دانست. و کمیِ دانشِ او به بهترین وجه با نا آگاهی او از جهان خلق شده آشکار گردید.


دانش اندک ایوب موید این مطلب بود که او درک کمی نسبت به خالق خود داشت. و اگر خالق و مخلوق را در دو کفه ترازو بسنجیم اختلاف بین آنها بسیار عظیم و غیر قابل سنجش و توصیف خواهد بود. اگر چه خدا خود را با ایوب مقایسه نمود، هر انسان دیگری (به استثنای عیسی) نیز مانند ایوب میتوانست باشد. ما در مقایسه با خدا چگونه هستیم؟ و با این حال توجه کنید که این خدا چه کاری برای نجات ما انجام داده است و به ما امید همراهی ابدی با خود را داده است.




حکمتِ حکیم الحُکَما


امروزه از دیدگاه ما نگاه به سوالاتی که خدا از ایوب پرسید آسان بنظر میرسد ، و نقد مردی همچون ایوب که هزاران سال قبل میزیست و شناخت کمی در باره جهان هستی داشت. تا ۱۵۰۰ سال بعد از میلاد بود که بشر (دست کم برخی از آنها) توانست در نهایت درک کند که حرکت خورشید در آسمان در نتیجه چرخش زمین به دور محور خود و بر خلاف حرکت مدار خورشید بدور زمین است - حقیقتی که بیشتر ما اکنون بی چون و چرا آنرا پذیرفته ایم.


علم نوین شایسته تقدیر است که به لطف آن با آگاهی از جهان طبیعی زندگی می کنیم که مردم در دوران کهن کتاب مقدس حتی قادر به درک آن نبودند. و با این حال حتی با وجود تمام این دانش حاصل شده، انسان ها همچنان درک محدودی از جهان طبیعی و مبداء آن دارند.


سوالاتی که خدا در باب ۳۸ و ۳۹ ایوب از او پرسید را بار دیگر بخوانید. مردم امروزه تا چه میزان بهتر می توانستند به آنها پاسخ بدهند؟


بدون تردید علم جنبه هایی از واقعیت را برای ما نمایان کرده است که پیش از این پنهان بودند. با این وجود هنوز چیزهای زیادی وجود دارد که باید بیاموزیم. علم به روش های زیادی (به غیر از حذف نمودن عظمت و راز و رمز خلقت خدا)، با آشکار نمودن عمق و پیچیدگی جهان طبیعی که نسل های پیشین از آن چیزی نمی دانستند، ما را شگفت زده تر کرده است.


”’چیزهای مخفی از آن یهُوَه خدای ماست و اما چیزهای مکشوف تا به ابد از آن ما و فرزندان ما است، تا جمیع کلمات این شریعت را به عمل آوریم‘ (تثنیه باب ۲۹ آیه ۲۹). خدا هرگز چگونگی تکمیل کار خلقت را برای بشر آشکار نکرده است؛ علم بشری نمی تواند رازهای خدای بلند مرتبه را کشف کند. قدرت خلق کنندگی او مانند وجودش غیر قابل درک می باشد. “ – الن جی. وایت، Ellen G. White, Patriarchs and Prophets, p. 113


با این وجود آیات زیر در مورد محدودبودن دانش بشری چه هشداری بما میدهند؟ اول قرنتیان باب ۳ آیه ۱۹، باب ۱ آیات ۱۸ تا ۲۷.






توبه کردن در خاک و خاکستر


ایوب باب ۴۰ آیات ۱ تا ۴ و باب ۴۲ آیات ۱ تا ۶ را بخوانید. پاسخ ایوب به مکاشفه خدا به او چه بود؟


بدیهی است که ایوب از آنچه خدا به او نشان داده بود تحت تاثیر قرار گرفته بود. در واقع در آیه ۳ باب ۴۲ ایوب، وقتی او میگوید ”کیست که مشورت را بی عِلم مخفی میسازد؟“، او در واقع پرسش اول خدا را برای خود تکرار می کرد. ایوب اینک پاسخ را می دانست: خود ایوب بود که درباره آنچه که واقعا نمی دانست، صحبت کرد.


همچنین به آنچه ایوب در آیه ۵ باب ۴۲ گفت، توجه کنید. اگر چه او تنها درباره خدا شنیده بود، اکنون که خدا را دید - یعنی اکنون که دید بهتری از خدا پیدا کرد - او واقعیت خود را مشاهده نمود. و چون خود را نمیشناخت آنگونه واکنش نشان داد، از خود متنفر بود و در خاک و خاکستر توبه نمود.


اشعیا باب ۶ آیات ۱ تا ۵ و لوقا باب ۵ آیات ۱ تا ۸ را بخوانید. عکس العمل هایی که در اینجا توصیف شده اند چگونه با واکنش ایوب شباهت دارند؟


همه چیزهایی که در این موارد می بینیم، مظاهر کلیدی حقیقت کتاب مقدس هستند و آن حقیقت آشکار شده گناهکاری بشریت است. ایوب ”کامل و درستکار و خداترس بود و از بدی اجتناب مینمود“ (ایوب باب ۱ آیه ۱). و با وجود تلاش زیاد شیطان برای ضدیت ایوب با خدا چنین نشد و او با همه اتفاقاتی که افتاد به خدا وفادار ماند. ما در اینجا با کسی روبرو هستیم که با صلابت به خدا ایمان داشت و نسبت به او وفادار بود.


و با این حال چه؟ درست مانند اشعیا و پطرس، یک نگاه اجمالی به قدوسیت و قدرت خدا کافی بود تا ایوب با حسی از گناهکاری و فروتنی زار و خوار شود. بخاطر اینکه مخلوقات انحطاط یافته و معیوب از گناه هستیم که همین فطرت ما باعث ناسازگاری و تضاد با قدوسیت خداست. به این دلیل است که در پایان هیچ کس نمی تواند خود را نجات بدهد؛ هیچ کس نمی تواند به میزان کافی کارهای خوب انجام بدهد که سزاوار الطاف الهی باشد. به این دلیل است که همه ما - حتی ”بهترینمان“، کسانی که مانند ایوب نیکوکار و بی عیب می باشند و از خدا می ترسند و از گناه اجتناب می ورزند - به فیض و یک نجات دهنده نیاز دارند، کسی که کاری برایمان انجام بدهد که ما هرگز نمی توانیم برای خود انجام بدهیم. خوشبختانه ما به همه چیز دست یافته ایم و بیشتر از آن را در عیسی داریم.






تفکری فراتر:


”خدا اجازه داده است که طلیعه های نورانی علم و هنر در جهان تابیده شود؛ اما هنگامی که دانشمندان مدعی تنها با دید بشری به این موضوع ها بپردازند مسلما" به نتایج غلطی خواهند رسید. شاید تعمق کردن به فراتر از آنچه که کلام آشکار نموده است اشکالی نداشته باشد چنانچه تئوریهای ما با واقعیتهایی که در کلام پیدا شده است تناقضی نداشته باشد ولی افرادی که کلام خدا را رها کرده و در پی بررسی مخلوقات او بر اساس اصول علمی بر آیند گویی که بدون نقشه و قطب نما در اقیانوسی ناشناخته ، بی مقصد رها شده اند. بزرگترین اندیشه ها اگر در تحقیقات خود از کلام خدا راهنمایی نجویند، در تلاش های خویش برای پی بردن به روابط علم و مکاشفه، گمراه می شوند. به این دلیل که خالق و کارهایش بسیار خارج از قوه ادراک آنها می باشند که آنها قادر به توضیح آن با قوانین طبیعی نیستندو آنان کتاب مقدس را کتاب تاریخ غیر قابل اعتماد می دانند. کسانی که به قابل اعتماد بودن وقایع عهد قدیم و جدید شک می کنند، یک قدم جلوتر پیش خواهند رفت و بوجود خدا نیز شک می کنند؛ و سپس، که لنگرشان را از دست می دهند رها می شوند تا به صخره های کفر برخورد کنند.“ – الن جی. وایت، Ellen G. White, Patriarchs and Prophets, p. 113


سوالاتی برای بحث


۱- به سخن الن جی. وایت در مطالعه روز جمعه توجه کنید. چه شواهدی از هشدار او بخصوص در حیطه علم در شرف وقوع است؟ برخی از چیزهایی که در علم کنونی تضاد با کلام خدا را آموزش می دهند، کدامند؟


۲- آلفرد نورث وایتهِد (Alfred North Whitehead)، یک ریاضیدان و نویسنده با نفوذ که در قرن پیشین زندگی می کرد، چنین گفت: پنجاه و هفت سال پیش زمانی بود که من مرد جوانی در دانشگاه کمبریج بودم. علوم و ریاضیات را از طریق مردان با استعدادی آموختم و در آن موفق بودم؛ با شروع قرن جدید شاهد بودم که هر یک از فرضیات اصلی هر دو علم بکنار زده شد. ...و با این وجود در مواجهه با آن کشف کنندگان فرضیات جدید در علوم اعلان میکنند که "سر انجام یقین حاصل کردیم. A. N. Whitehead, Dialogues of Alfred North Whitehead این مطلب در باره پذیرش آنچه که متفکران بزرگ بما می آموزند چه هشداری میدهد خصوصا وقتی که با غوغا و هیاهو چیزهایی را تعلیم میدهند که با کلام خدا در تناقض است؟


۳- برخی از شگفتی های خلقت که علم نوین برای ما نمایان ساخته است اما مردم زمان ایوب (یا حتی تنها ۲۰۰ سال قبل) امکان درکش را نداشتند، کدامند؟ این چیزها چگونه حتی قدرت خلقت شگفت انگیز خداوندمان را برایمان آشکار می سازند؟


درس دوازدهم


۱۰ تا ۱۶ دسامبر


نجات دهنده ایوب





بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: ایوب باب ۱۹ آیات ۲۵ تا ۲۷؛ یوحنا باب ۱ آیات ۱ تا ۱۴؛ ایوب باب ۱۰ آیات ۴ و ۵؛ لوقا باب ۲ آیه ۱۱؛ غلاطیان باب ۴ آیه ۱۹؛ لوقا باب ۹ آیه ۲۲؛ اشعیا باب ۵۳ آیات ۱ تا ۶.


آیه حفظی: ” این دردهای ما بود که او بجان گرفته بود این رنجهای ما بود که او بر خود حمل میکرد اما ما گمان کردیم این درد و رنج مجازاتی است که خدا بر او فرستاده است.“ (اشعیا باب ۵۳ آیه ۴).


با ظاهر شدن ناگهانی خداوند در ابتدای باب ۳۸، درکتاب ایوب داستان به اوج خود میرسد. خدا خود را به روشی قدرتمند و معجزهآسایی برای ایوب آشکار ساخت و گفتگو بین خالق و مخلوق به اقرار و ندامت ایوب مُنتج گردید. خداوند سپس سه دوست ایوب را برای کلام نادرست ایشان سرزنش نمود و ایوب برای ایشان دعا کرد. ”و چون ایوب برای اصحاب خود دعا کرد، خداوند مصیبت او را دور ساخت و خداوند به ایوب دو چندان آنچه پیش داشته بود عطا فرمود“ (ایوب باب ۴۲ آیه ۱۰)، و ایوب پس از آن برای مدت طولانی به خوبی و خوشی زندگی کرد. گر چه چیزی نگران کننده و نا مطلوب در مورد این داستان و نحوه پایان یافتن آن وجود داشت. مشاجره خدا و شیطان در آسمان ، به جنگ در زمین کشیده شده و زندگی و جسم ایوب بیچاره را تحت تاثیر خود قرار داد. منصفانه و درست به نظر نمی رسد که ایوب در میان سنگ آسیاب جدال خدا و شیطان خُرد شود، در حالی که خداوند در عرش ملکوت بماند و بسادگی نظاره گر ماجرا باشد.


باید واقعیتهای بیشتری درباره این داستان وجود داشته باشد. و چنین نیز هست. واقعیت ها قرنها بعد در عیسی و مرگ وی بر روی صلیب نمایان گردید. تنها در عیسی پاسخهای شگفتانگیز و آرامش بخشی می یابیم در خصوص سؤالاتی که در کتاب ایوب به آنها کاملاً پاسخ داده نشدند.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۷ دسامبر آماده شوید.




نجات دهنده من زنده است


خدا هنگامی که در باب ۳۸ کتاب ایوب ظاهر شد، خود را به عنوان خالق به ایوب نمایان ساخت، کسی که ” دره ها را برای سیلابها حفر نمود و مسیر برق آسمان را تعین کرد و باران را بر بیابانهای خشک و متروک بارانید.“ (ایوب باب ۳۸ آیات ۲۵ و ۲۶). با این وجود، خداوند ما تنها یک خالق نیست. او از نقش و عنوان بسیار مهم دیگری نیز بر خوردار است.


آیات ۲۵ تا ۲۷ باب ۱۹ ایوب را بخوانید. این آیات درباره امید ایوب به نجات و رستگاری چه چیزی را آشکار میسازند؟


با این آیات برجسته ایوب نشان داد که به معرفت ناجی بشریت کمابیش دست یافته است. آگاهی از اینکه گرچه مردم مرده اند لیکن فراتر از دیار مردگان امید وافری وجود دارد و این امید در ناجی بشریت مکشوف گردیده است آنکسیکه قرار است روزی بزمین بازگردد.


این کلام ایوب به مهمترین و حیاتیترین حقیقت کتاب مقدس اشاره میکند: خدا نجات دهنده ماست. آری، خدا خالق ماست. اما در جهان سقوط کرده، جهانی که در آن گناهکاران ، بخاطر گناهانشان به مرگ ابدی محکوم شدند، ما به فردی بیش از یک خالق نیاز داریم. ما به یک نجات دهنده نیز نیاز مندیم. و این دقیقاً همان خدای ماست: هم خالق ما و هم نجات دهنده ما (اشعیا باب ۴۸ آیات ۱۳ تا ۱۷)، و او هر دو نقش را بر عهده دارد که بواسطه او امید بزرگی به زندگی ابدی داریم.


آیات ۱ تا ۱۴ باب ۱ یوحنا را بخوانید. در این آیات، یوحنا چگونه عیسای خالق را با عیسای نجات دهنده به هم مرتبط میکند؟


با اشاره با آیه ۱ باب ۱ پیدایش، خدا به عنوان "خالق" در آیه ۱ باب ۱ یوحنا مشخص گردیده است. و اگر این شاهد کافی نبود، این کلمات – ”او در جهان بود و جهان به واسطه او آفریده شد و جهان او را نشناخت. به نزد خاصان خود آمد و خاصانش او را نپذیرفتند؛ و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد“ (یوحنا باب ۱ آیات ۱۰ تا ۱۲) – ارتباط میان عیسی به عنوان خالق و نجاتدهنده را جدایی ناپذیر میکنند. در واقع همان کسیکه آفریننده است میتواند رستگار کننده ما نیز باشد.


اگر ما فقط یک خالق داشتیم و نجات دهندهای نداشتیم، چه امیدی برایمان وجود داشت؟ چرا نجات دهنده بودن عیسی از اهمیت بسزایی برخوردار است؟





پسر انسان


در بابهای اولیه کتاب ایوب، نگاهی اجمالی به واقعیت نبرد بزرگ میان مسیح و شیطان انداختیم. همانطور که میدانیم، نبردی بود که در آسمان آغاز شد اما در نهایت به زمین کشیده شد (مکاشفه یوحنا باب ۱۲ آیات ۷ تا ۱۲). ما در کتاب ایوب همین تحرکات مشابه را دیدیم: یک درگیری در آسمان که به زمین کشیده میشود. متأسفانه برای ایوب، آن درگیری خاص بر روی زمین بر او تمرکز داشت.


آیات ۴ و ۵ باب ۱۰ ایوب را بخوانید. گلایه ایوب از چه بود و آیا او هدف و منظوری داشت؟


منظور ایوب ساده بود. تو خدا ، فرمانروای جهان و خالق هستی. چگونه میتوانی بدانی انسان بودن و رنجهایی که ما میکشیم چگونه هستند؟


آیات زیر شکایت ایوب را چگونه پاسخ می دهند؟ لوقا باب ۲ آیه ۱۱، یوحنا باب ۱ آیه ۱۴، لوقا باب ۱۹ آیه ۱۰، متی باب ۴ آیه ۲، اول تیموتائوس باب ۲ آیه ۵، عبرانیان باب ۴ آیه ۱۵.


شکایت ایوب مبنی بر این که خدا انسان نیست و بنابراین نمیتواند درد وغصههای بشر را درک کند، با آمدن عیسی به شکل انسان بطور تمام و کمال پاسخ داده شد. عیسی اگر چه هرگز الوهیت خود را از دست نداد، ولی کاملاً انسان بود و در آن شکل بشری درست مانند ایوب و همه ابناء بشر از رنج و مشکل آگاه بود. در حقیقت، ما در سرتاسر کتاب مقدس واقعیت بشر و رنجهای عیسی را که در جسمانیت ما با آن روبرو شد، میبینیم. عیسی به شِکوِه ایوب پاسخ گفت.


”مسیح جسمانیت بشری را برای ظاهرسازی بر خود نگرفت. او طبیعت بشری را بر خود گرفت و در آن زندگی کرد... او نه تنها متجسم شد بلکه در جسمی مشابه جسم گناهکار تجسم یافت.“ – الن جی. وایت،


Ellen G. White Comments, The SDA Bible Commentary, vol. 5, p. 1124






مرگ مسیح


آیات زیر درباره عیسی و اینکه ما باید چگونه او را ببینیم، به ما چه میگویند؟


اول یوحنا باب ۲ آیه ۶


غلاطیان باب ۴ آیه ۱۹


عیسی بدون شک انسان نمونه است. زندگی و شخصیت وی الگویی است که همه پیروان او باید در پی تقلید کردن از آن بواسطه فیض خدا باشند. عیسی تنها نمونه بی عیبی است که خدا ما را فرا خوانده است تا آنگونه زندگی کنیم.


با این وصف ، عیسی به زمین نیامد تا صرفاً الگویی برای ما باشد. با وضعیت گناهکار خود به چیزی فراتر از رشد دهنده شخصیت نیاز داریم، کما اینکه اصلاح شخصیت ما و شکل دادن ما به صورت تصویر خود تنها کاری است که او باید به عنوان نجات دهنده انجام بدهد. به چیزی بیشتر از آن نیاز داریم؛ ما به یک جایگزین نیاز داریم، کسی که جزای گناهان ما را پرداخت کند. او تنها نیامد که یک زندگی کامل داشته باشد و الگویی عالی برای ما باشد؛ بلکه او آمد تا مرگی که مستحق آن هستیم را به جان بخرد تا زندگی بی عیب او به ما بخشیده شود.


آیات زیر درباره الزام مرگ مسیح برای ما، چه چیزی به ما تعلیم می دهند؟ مرقس باب ۸ آیه ۳۱، لوقا باب ۹ آیه ۲۲، لوقا باب ۲۴ آیه ۷، غلاطیان باب ۲ آیه ۲۱.


عیسی باید برای ما میمرد زیرا (فرمانبرداری از احکام) که البته در مرکزیت زندگی مسیحی قرار دارد، چیزی نیست که بشر سقوط کرده را نجات بدهد. ”بنابراین آیا شریعت با وعدههای خدا تناقض دارد؟ هرگز ! زیرا اگر شریعتی داده شده بود که قادر به بخشیدن حیات بود البته نیکی مطلق نیز به وسیله شریعت میسر میشد“ (غلاطیان باب ۳ آیه ۲۱). اگر قانونی میتوانست گناهکار را نجات دهد، بطور یقین احکام خدا میبود، اما حتی آن احکام نیز نمیتوانند ما را نجات بدهند. تنها زندگی بی عیب و الگوی عالی ما یعنی عیسی میتواند ما را نجات دهد و از این رو مسیح آمد تا خود را به عنوان ” یک قربانی همیشگی به جهت گناهان“ پیشکش کند (عبرانیان باب ۱۰ آیه ۱۲).


طریقه و سابقه رعایت کردن احکام برای شخص شما چگونه نشان میدهد که به یک جایگزین نیاز دارید؟





رنجهای پسر انسان


آیات ۱ تا ۶ باب ۵۳ اشعیا را بخوانید. این آیات چه چیزی درباره رنجهای خداوند بر روی صلیب به ما میگویند؟


آیه ۴ باب ۵۳ اشعیا گفت که عیسی اندوه و پریشانیهای ما را بر خود گرفت. این قضیه باید شامل غصهها و رنجهای ایوب نیز باشد. و نه تنها غصههای ایوب بلکه دردهای تمام جهانیان. مرگ عیسی بر روی صلیب به خاطر گناهان همه انسانهایی بود که تا کنون زیستهاند.


بنابراین، کتاب ایوب تنها در راستای صلیب از منظر مناسبی برخوردار است. در اینجا همان خدا که خود را برای ایوب ظاهر ساخت – خدایی که به عقابها پرواز کردن را تعلیم میدهد، خدایی که کوارکها را بهم متصل میکند - بیش از هر انسان دیگری ، حتی بیش از آنچه که ایوب تحمل آن را داشت رنج میکشد. او خود را در غم و اندوه همه ما شریک میداند پس هیچ کس نمیتواند برای خدا در مورد رنج کشیدن موعظه کند. او که در جسم بشری ، بار زحمت و مصیبت تمامی بشر را که بواسطه گناه در جهان شایع شده بود، بر دوش خود گرفت. ما تنها دردها و غصههای خود را میشناسیم؛ عیسی بر روی صلیب همه آنها را تجربه کرد.


خدایی که از ایوب پرسید، ”آیا از قوانین آسمانها اطّلاع داری و میتوانی آنها را در روی زمین تطبیق دهی؟“ (ایوب باب ۳۸ آیه ۳۳)، بسیار باور نکردنیتر میشود وقتی که ما متوجه میشویم اگرچه او ”قوانین آسمانها“ را خلق کرد، او همچنین جسم زمینی به خود گرفت و در آن جسم مرد تا ”به وسیله مرگ خود ابلیس را که بر مرگ قدرت دارد نابود سازد“ (عبرانیان باب ۲ آیه ۱۴).


کتاب ایوب اگر از طریق صلیب دیده شود، معنای بیشتری پیدا می کند، زیرا صلیب به بسیاری از سؤالاتی که در این کتاب بی جواب ماندهاند ،پاسخ میدهد. و بزرگترین مسئله در میان همه مسائل با این قضیه سر و کار دارد که چقدر منصفانه است که خدا در آسمان باشد و ایوب باید بر روی زمین به رنج و مصیبت دچار گردد و همه اینها به خاطر این بودکه اتهامات شیطان مردود گردد و نفی آن اثبات شود. صلیب نشان میدهد که گذشته از میزان رنجی که ایوب داشت و یا هر انسان دیگری در این جهان دارد، خداوند ما ، بطور داوطلبانه چه بسا بیشتر از توان ما رنج کشید و همه درد و رنجها به این خاطر بود که به ما امید و وعده نجات ارزانی دارد.


ایوب خدا را به عنوان خالق دید؛ ما او را به عنوان خالق و نجات دهنده میبینیم یا بالاخص ، خالقی که نجات دهنده ماشد (فیلیپیان باب ۲ آیات ۶ تا ۸). و بمنظور انجام چنین کاری او باید درد گناه را متحمل میگردید بطریقی که هیچ بشری از جمله ایوب هرگز قادر به تحمل آن رنج نبود. از این رو، مانند ایوب در برابر چنان منظره ای چه کاری بیشتر از ما ساخته است جز اینکه بانگ و شیون بر آوریم که : ”از خویشتن کراهت دارم و در خاک و خاکستر توبه مینمایم“ (ایوب باب ۴۲ آیه ۶).




نقاب از چهره شیطان برداشته میشود


آیات ۳۰ تا ۳۲ باب ۱۲ یوحنا را بخوانید. عیسی در مورد شیطان در زمینه صلیب و جدال عظیم، چه میگوید؟


پس از گفتگو در باره مرگ عیسی بر روی صلیب، الن جی وایت درباره تأثیر قدرتمند آن بر آسمان و پیامد آن بر جهان نوشت: ”شیطان بر علیه شخصیت الهی و حکومتی که قائم به راستی است اتهام ایراد میکند. او خدا را متهم کرد که صرفاً ازخود تجلیل بعمل می آورد و از مخلوقات خویش میخواهد تا در برابر او تسلیم باشند و از وی اطاعت کنند و چنین اظهار کرده بود که در حالی که خالق از دیگران انتظار از خود گذشتگی دارد، خود این کار را انجام نمیدهد و از خود هیچ فداکاری نشان نمیدهد. اکنون مشاهده شد که برای نجات نسل سقوط کرده و گناهکار، حاکم جهان بزرگترین فداکاری را بواسطه محبت خویش ممکن نمود؛ زیرا "خدا در مسیح بود و مردم را به آشتی با خود فرا میخواند تا گناهانشان را ببخشاید و آثار آنرا پاک نماید." (دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۱۹). همچنین دیده شده بود که در حالی که ابلیس با شهرت طلبی و برتری خواهی درب را برای ورود گناه گشود در عوض مسیح بخاطر نابودی گناه خود را خوار و فروتن ساخت و تسلیم مرگ شد.“ –


The Great Controversy, p. 502


آیه ۱۹ باب ۵ دوم قرنتیان را بخوانید. مرگ مسیح چگونه جهان منحط را با خدا آشتی داد؟


جهان در گناه و عصیان سقوط کرد؛ و برای مثال و بطور شفاف همانگونه که در کتاب ایوب ملاحظه شد پهنه خود را بروی نقشههای شیطان گشود. اگرچه عیسی با گرفتن جسم بشری بدون از دست دادن الوهیت خود، با مرگ خویش پیوندی شکست ناپذیر میان ملکوت و زمین بوجود آورد و نابودی نهایی گناه و شیطان را تضمین نمود. عیسی بر روی صلیب جزای شرعی گناه را پرداخت نمود، و در نتیجه جهان سقوط کرده را با خدا آشتی داد. اگر چه ما گناهکارانی محکوم به مرگ هستیم، اما با ایمان میتوانیم وعده زندگی ابدی در عیسی را داشته باشیم.






تفکری فراتر:


”مسیح ادامه داد، ’ الحال داوری این جهان است و الان رئیس این جهان بیرون افکنده میشود. و من اگر از زمین بلند کرده شوم، همه را به سوی خود خواهم کشید. و این را گفت کنایه از آن قسم موت که میبایست بمیرد.‘ این بحران جهان است. اگر من برای گناهان انسانها فدیه بشوم، جهان منور خواهد شد. یوغی که شیطان بر جان انسانها گذارده شکسته خواهد شد. تصویر مخدوش خدا در بشریت بازسازی خواهد شد و خانواده مقدسین مومن در نهایت خانه آسمانی را به ارث خواهد برد. این نتیجه مرگ مسیح است. نجات دهنده از صحنه پیروزی نزد او فرا خوانده خواهد شد. او صلیب بی رحم و صلیب ننگ و عار را با تمام خوفناکی که از خود داشت مشاهده میکند که با شکوه میدرخشد.


اما کار نجات بشریت تمامی چیزی نیست که بر روی صلیب تحقق یافت. محبت خدا در جهان هویدا شده است. رئیس جهان بیرون افکنده شده است. اتهاماتی که شیطان بر علیه خدا آورده بود، نفی و تکذیب شدهاند. رسوایی که در آسمان بوجود آمده بود، برای همیشه از بین رفته است. فرشتگان و انسانها مجذوب نجات دهنده شدهاند.“ – الن جی. وایت، Ellen G. White, The Desire of Ages, pp. 625, 626.


سوالاتی برای بحث


۱- چگونه زندگی و مرگ عیسی سؤالات بی جواب کتاب ایوب را پاسخ دادند، به چه روشهای دیگری میتوانید به این موضوع بیندیشید؟


۲- به آنچه صلیب درباره شخصیت خدا آشکار میکند بیندیشید بخصوص زمانی که متوجه میشویم آفریننده ما همان کسی بود که برای ما بر روی صلیب مرد. بدون در نظر گرفتن مشقاتی که ممکن است در پیش رو داشته باشیم چرا این واقعیت باید امید و آرامش زیادی بما ببخشد ؟ این حقیقت شگفت انگیز چگونه میتواند به ما آموزش دهد که به خدا و نیکوئی او اعتماد کنیم؟ (رومیان باب ۸ آیه ۳۲ را ببینید.)


۳- همانطور که دیدیم، کتاب ایوب در کنار سایر چیزها، نشان داد که جدال عظیم مسئلهای جهانی است و بُعد درگیری میان مسیح و شیطان فراتر از زمین است. تصور کنید برای مخلوقات آسمانی که عیسی را تنها در شکوه آسمانیاش میشناختند، دیدن آنچه بر روی صلیب برایش اتفاق افتاد تا چه حد دشوار میتوانست باشد. چگونه تأمل نمودن در این ایده فوقالعاده میتواند به سپاسگزاری ما از آنچه در عیسی داده شده است، کمک کند؟


درس سیزدهم


۱۷ تا ۲۳ دسامبر


شخصیت ایوب





بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: ایوب باب ۱ آیات ا و ۸ و باب ۲۹ آیات ۸ تا ۱۷ و باب ۳۱ آیات ۱ تا ۲۳ ؛ خروج باب ۲۰ آیه ۱۷؛ متی باب ۷ آیات ۲۲ تا ۲۷، باب ۵ آیه ۱۶؛ افسسیان باب ۳ آیه ۱۰.


آیه حفظی: ”میبینی که ایمان با اعمال او عمل کرد و ایمان از اعمال، کامل گردید“ (یعقوب باب ۲ آیه ۲۲).


در میان همه مسائل اصلی که در کتاب ایوب به آنها اشاره شد، نباید موضوع مهم دیگری را فراموش کنیم: یعنی خود ایوب. این مرد چه کسی بود که خداوند چنان به او اعتماد داشت که شیطان را بخاطر وفاداری و صداقت او به چالش کشید؟ این مرد کیست که بِرَغمِ عدم درکِ دلیل اتفاقات و آگاهی از نامنصفانه بودن آنها با اینکه خشم و عجز خویش را بروز داد لیکن تا پایان ماجرا وفادار باقی ماند؟


در حالی که عمده مطالب کتاب ایوب به زندگی ایوب پس از ضربات سختی که بر او وارد شد میپردازد، از این داستان میتوانیم اطلاعاتی درباره زندگی گذشته او بدست آوریم. و آنچه که درباره گذشته ایوب و صفات او میآموزیم ،علت تلاشهای شیطان برای ایجاد خصومت بین ایوب و خدا که تا آخر وفادار مانده بود را شفاف تر میکند.


ایوب چگونه بود و ما از نحوه زندگی او چه چیزی میتوانیم بیاموزیم که در زندگی به ما کمک کند تا فرمانبرداران وفادار خداوند باشیم؟


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۴ دسامبر آماده شوید.




مردی اهل عوص


ایوب باب ۱ آیات ۱ و ۸ را بخوانید. این آیات درباره شخصیت ایوب چه چیزی به ما میگویند؟


اگرچه در خلال گفتگو به ایوب ذکر گردیده بود که دلیل اتفاقات بد مسلما بخاطر خطاهای او بوده لیکن خلاف این نظریه عیان میگردد. بخاطر خوبی و وفاداری او بود که مخصوصا در تیررس شیطان قرار گرفته بود.


او تا چه حد خوب و وفادار بود؟ نخست، آیات به ما میگویند که او فردی”درست“ و با کمال بود. لزومی ندارد که این واژه به معنی "بی گناه" و معصوم باشد همچنان که عیسی بود. در عوض، در معنایی نسبی، ایده کمال، صداقت و خلوص را میرساند. فردی که از نظر خدا ” درست و با کمال“ میباشد، کسی است که به تعالی معرفت و علو درجات نائل گردیده که ملکوت از او در زمان مشخص انتظار انجام ماموریتی برای خدا دارد. واژه عبری برای ”کمال“ tam ”معادل واژه یونانی teleios میباشد که اغلب در عهد جدید ’کمال‘ ترجمه شده است اما ترجمه بهتر آن ’کاملا رشد یافته ‘ یا ’بالغ‘ است.“ – The SDA Bible Commentary, vol. 3, p. 499 تجربیات بعدی ایوب نشان دادند که او هنوز به کمال نهایی شخصیت نرسیده بود. او اگر چه وفادار و نیکوکار بود، اما همچنان در حال رشد بود.


دوم، آیات می گویند که او ”راست“ بود. این واژه به معنی ”مستقیم“،”مسطح“،”میزان“ و ”درست“ می باشد. نحوه زندگی ایوب به گونه ای بود که میتوان او را ”یک شهروند خوب“ نامید.


سوم، آیات میگویند او ”خداترس بود“. اگرچه عهد قدیم ایده ”ترسیدن“ از خدا را به عنوان بخشی از آنچه که عمدتا مفهوم (بنی اسرائیلی ایماندار) را تداعی میکند با این وجود این عبارت در عهد جدید نیز در مورد غیر یهودیانی بکار گرفته شده که وفادارانه خدای اسرائیل را خدمت میکردند (اعمال رسولان باب ۱۰ آیات ۲ و ۲۲).


در نهایت، ایوب از شرارت ”اجتناب“ یا دوری کرد. این خصوصیات ایوب مورد تایید خداوند قرار گرفت هنگامی که به شیطان گفت: ” آیا در بنده من ایوب تفکر کردی که مثل او در زمین نیست؟ مرد کامل و راست و خداترس که از گناه اجتناب میکند“ (ایوب باب ۱ آیه ۸).


اصل کلام اینکه ایوب مرد خدا بود که ایمان او از طریق نحوه زندگی او عیان گردیده بود؛ و از این رو، بدرستی که در محضر" فرشتگان" و" مردم" جلوه ای خاص داشت. (اول قرنتیان باب ۴ آیه ۹).






پاهای شسته شده با شیر


در حینیکه ایوب با فلاکتی که بر وی آمده بود در تقلا بسر میبرد ، به زندگی گذشته و ناز و نعمتی که قبلا از آن برخوردار بود می اندیشید. ایوب در این زمان در مورد روزهای گذشتهاش گفت، ”که پاهای خود را با شیر میشستم“ (ایوب باب ۲۹ آیه ۶).


برای مثال در آیه ۲ باب ۲۹ کتاب ایوب او درباره زمانی که "خدا نگهدار من بود“ سخن میگوید. واژه عبری برای ”نگهداری“ از واژه متداول بکار برده شده که در سرتاسر عهد قدیم درباره مراقبت خدا از امت خویش بکار برده شده است (مزامیر باب ۹۱ آیه ۱۱ و اعداد باب ۶ آیه ۲۴ را ببینید). تردیدی نیست که ایوب از زندگی خوبی برخوردار بود. همچنین ، مهم این بود که او میدانست زندگی خوبی داشته است.


آیات ۸ تا ۱۷ باب ۲۹ ایوب را بخوانید. این آیات درباره اینکه دیگران چگونه به ایوب مینگریستند و او با کسانیکه در تقلا بودند چطور رفتار میکرد ، چه میگوید؟


در اینجا میتوانیم ببینیم که ایوب تا چه حد مورد احترام بود. عبارت مربوط به ”او در چهارسوق شهر کرسی داشت" (ایوب باب ۲۹ آیه ۷) حاکی از نوعی حکمرانی محلی بود که مشخصاً ایوب عضوی از آن هیئت داوری بود. چنین کرسیهایی معمولاً به اعضای رتبه بالا و مورد احترام جامعه داده میشد و در میان آنان ایوب از ارج و احترام بالایی برخوردار بود.


اما میتوانیم ببینیم که حتی ”پایینترین“ افراد جامعه برای او ارزش و احترام قائل بودند. فقیر، رو بموت ، نابینا، بیوه، یتیم و افلیج – کسانی که مانند ایوب برکت نیافته بودند همان کسانی بودند که ایوب مدد رسان و تَسلی بخش آنان بود.


”خدا در کلام خویش تصویر مردی ثروتمند را بنمایش گذارده است – مردی که زندگی وی به معنای واقعی کامیابی بود، مردی که آسمان و زمین بر او حرمت قائل میشدند.“ – الن جی. وایت، Ellen G. White, Education, p. 142.


آیاتی مانند این به ما نشان میدهد که چرا ایوب از تمام جهات هم در نظر خدا و هم از دید انسانها ، مرد کامیابی بود.


مهربان و محترم بودن برای افراد ثروتمند و مقتدر و مشهور آسان است. اما آیا با کسانی که از مال دنیا پشیزی ندارند با احترام رفتار میشود و یا شما چگونه با آنان رفتار خواهید کرد؟





قلب و چشمها


با نگاه اجمالی به آیات زیر ممکن است به نظر برسد که ایوب به خود می بالد، آنچنان که گویی او قدوسیت، تقوا و رفتار خوب خود را مقابل دیگران به نمایش گذاشته است. مطمئناً چنین رفتاری طبق کتاب مقدس مذموم است (متی باب ۲۳ را ببینید). اما ایوب خود بزرگ بینی نمیکرد. بار دیگر بسیار مهم است که این موضوع را به یاد داشته باشیم: به او گفته شده بود که زندگی گذشته او،که بسیار بد فرض شده بود، دلیل رنجهایش بوده است. در عین حال ایوب میداند که این واقعاً نمیتواند درست باشد و اینکه او کاری انجام نداده است که مستحق این بلایا باشد. بنابراین، او این زمان را صرف بررسی شیوه زندگی فردی گذشته خود میکند.


آیات ۱ تا ۲۳ باب ۳۱ ایوب را بخوانید. ایوب درباره زندگی پیش از مصیبتهایش چه میگوید؟


همچنین توجه کنید که ایوب تنها با کارهای عملیاش سر و کار نداشت. آیه ”قلبم از چشمانم پیروی کرد“ (ایوب باب ۳۱ آیه ۷) نشان میدهد که ایوب معنای عمیقتر قدوسیت، درستی و اشتباه و احکام خدا را درک کرد. ایوب ظاهراً میدانست که خدا به قلب و افکار به اندازه اعمال اهمیت میدهد (اول سموئیل باب ۱۶ آیه ۷، خروج باب ۲۰ آیه ۱۷ و متی باب ۵ آیه ۲۸ را ببینید). ایوب میدانست که شهوترانی نسبت به یک زن نیز مانند زنا کردن اشتباه بود. (دوباره، چه گواه قدرتمندی بر این حقیقت که خداوند قوم اسرائیل را فرا خواند تا امتی متعهد و شاهدانی برای وی باشند.)


آیات ۱۳ تا ۱۵ باب ۳۱ کتاب ایوب را بخوانید. چرا این پیام بسیار مهم است؟


در اینجا ایوب درکی شگفت انگیز در باره اساس برابری همه انسانها ازخود نشان میدهد بخصوص برای دوران خود (و در واقع برای هر زمانی). دنیای کهن مکانی نبود که مفاهیم حقوق و قوانین جهانی درک شده باشد یا از آن پیروی گردد. گروههای مردمی به خود به عنوان افرادی برتر نسبت به دیگران نگاه میکردند و در زمانهایی نه حقوق دیگران را رعایت میکردند و نه برای ارزش و کرامت بشری احترامی قائل بودند. در اینجا گرچه ایوب نشان میدهد که استنباط او از حقوق بشر چقدر است مضافا نشان میدهد که اصل و منشاء این حقوق از خدایی است که ما را خلق نموده است. به گونه ای، ایوب نه تنها از زمان خود بلکه از زمان ما نیز جلوتر بود.




خانهای بر روی صخره


آیات ۲۴ تا ۳۴ باب ۳۱ ایوب را بخوانید. چه چیز دیگری می توانیم در مورد ایوب بیاموزیم؟


جای تعجب نیست که خداوند کاری که در مورد زندگی و شخصیت ایوب انجام داد را بیان کرد. این مردی است که مشخصا با ایمان زندگی کرد، مردی که کارهایش واقعیت رابطه وی را با خدا آشکار نمود. این به طور حتم ناله های او را پر سوز تر نمود: چرا این چیزها برای من اتفاق می افتد؟ و مطمئناً این بحث های دوستانش را نیز بیهوده و پوچ جلوه داد.


اما پیامی عمیق تر و مهمتر در مورد واقعیت وفاداری و فرمانبرداری ایوب در زندگی برای ما وجود دارد. توجه کنید که زندگی که ایوب در گذشته داشت چگونه به نحوه واکنش او به مصیبت هایی که بعدها به سرش آمد، مرتبط بود. به دلیل بخت، اقبال یا اراده محض او نبود که خدا را نفرین کند و بمیرد (ایوب باب ۲ آیه ۹). خیر، به این دلیل بود که همه آن سال های وفاداری و فرمانبرداری از خدا ، به او ایمان و شخصیتی داد که او را با وجود همه اتفاق هایی که برایش افتاد، قادر ساخت تا به خداوند اعتماد داشته باشد.


آیات ۲۲ تا ۲۷ باب ۷ متی را بخوانید. چه چیزی در این آیات وجود دارد که دلایل وفادار ماندن ایوب را نشان می دهد؟


کلید پیروزی بزرگ ایوب در اینجا در تمام پیروزی های ”کوچکتری“ که قبلا داشت، یافت شد (لوقا باب ۱۶ آیه ۱۰ را نیز ببینید). پایبندی وفادارانه به راستی ، بدون تَبرّی جستن از اصولی بود که ایوب را آنگونه که بود ساخت. چیزی که در ایوب می بینیم نمونه ای است که کتاب یعقوب درباره کارهای زندگی مومنانه می گوید: ”میبینی که ایمان با اعمال او عمل کرد و ایمان از اعمال، کامل گردید“ (یعقوب باب ۲ آیه ۲۲). چه اصل مهمی از زندگی مسیحایی در این آیه نمایان شده است. در داستان ایوب این قاعده کلی به شیوه ای قدرتمندانه بنمایش در آمده است. ایوب از گوشت و استخوانی شبیه همه ما خلق شد؛ با این حال او بواسطه فیض خدا و تلاشی پایدار، وفادارانه و مطیع به خدا زندگی کرد.






حکمت فراوان خدا


در ابتدای کتاب ایوب، در میان صحبتهای گاه و بیگاه مابین شخصیت های کتاب، الیفاز تیمانی به ایوب گفت: ”آیا اگر تو عادل باشی، برای قادر مطلق خوشی رخ مینماید؟ یا اگر طریق خود را راست سازی، او را فایده میشود؟“ (ایوب باب ۲۲ آیه ۳). با توجه به اتفاقات پشت صحنه در آسمان ، این پرسشی طعنه آمیز است. آری، عادل بودن ایوب باعث خشنودی و انبساط خاطر خداست و اگر او بی گناه زندگی می کرد برای خدا سودمند بود. و این تنها در مورد ایوب صدق نمی کند - بلکه برای تمام کسانی که ادعا می کنند که پیروان خدا هستند، چنین می باشد.


آیه ۱۶ باب ۵ متی را بخوانید. این آیات چگونه به ما در پاسخ به پرسشی که الیفاز از ایوب پرسید کمک می کنند؟


موضوع بدیهی در کتاب ایوب این بود که آیا ایوب وفادار خواهد ماند؟ شیطان گفت که چنین نخواهد بود؛ خدا فرمود که چنین خواهد شد. وفاداری ایوب مطمئنا به سود خدا بود دست کم در این نبرد خاص با شیطان.


با این وجود این داستان تنها جزئی از مسائل بزرگتر می باشد. پیام فرشته اول به ما می گوید که خدا را ”جلال دهیم“ (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۷) و عیسی در آیه ۱۶ باب ۵ متی توضیح داد که ما با کارهای خوبمان می توانیم خدا را جلال دهیم. این همان کاری است که ایوب انجام داد؛ و همان کاری است که ما نیز می توانیم انجام دهیم.


آیه ۱۰ باب ۳ افسسیان را بخوانید. قاعده کلی ابراز شده در کتاب ایوب چگونه در مقیاسی کوچکتر آشکار شده است؟


چیزی که در این آیه و کتاب ایوب می بینیم، ابراز این حقیقت هستند که خدا در زندگی پیروان خویش کار میکند تا آنها را برای جلال خویش تغییر دهد تا شبیه او بشوند. ”تصویر واقعی خدا باید در بشریت بازتولید شود. کرامت خدا و عزت مسیح در کارند تا شخصیت امت وی به کمال برسد.“ الن جی. وایت، Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 671. زندگی ایوب نمونه ای از این بود که چگونه بشر ممکن است این اصل را نمایان بسازد، اگرچه ایوب هزاران سال پیش زندگی می کرد. قوم خدا نیز از این اختیار و امتیاز برخوردارند تا در هر زمان به همان روش زندگی کنند.


چه چیزی در زندگی شما به خدا جلال می بخشد؟ پاسخ شما درباره خودتان، نحوه زندگیتان و آنچه باید تغییر دهید چیست؟





تفکری فراتر:


اصلاحات پروتستان ، یگانه حقیقت بزرگ رستگاری از راه ایمان را مجددا احیا کرد. این حقیقت بیان شده که ابتدا در باغ عدن بیان شده بود و در کلام موجود است (پیدایش باب ۳ آیه ۱۵ را ببینید) و سپس در زندگی ابراهیم کامل تر ابراز شده است (پیدایش باب ۱۵ آیه ۶ و رومیان باب ۴ آیه ۳ را ببینید) پیش از این بطور پی درپی در کلام از طریق پولس نقل گردیده است. با این وجود حقیقت (نجات تنها از طریق ایمان) و همیشه با (کار روحالقدس در زندگی ایمانداران) توام بوده است ، نه تنها به عنوان وسیلهای برای نجات بلکه برای بیانی از آن. ما در زندگی وشخصیت ایوب نمونه قدرتمندی از نحوه این کار را مییابیم. متخصصان الهیات بعضی اوقات این کار را ”تقدیس“ مینامند که اساساً به معنی ”قدوسیت“ میباشد. این موضوع چنان در کتاب مقدس قابل توجه است که به ما گفته شده است برای ”تقدسی که بغیر از آن هیچ کس خداوند را نخواهد دید“ مجدانه بکوشیم (عبرانیان باب ۱۲ آیه ۱۴). معنای اصلی تقدیس ”جدا شده برای کار مقدس“ میباشد. مفهومی که برای مثال ، زمانی که خداوند به امت عهد خویش گفت ”مقدس باشید، زیرا که من یهوه خدای شما قدوس هستم“ (لاویان باب ۱۹ آیه ۲) دیده شده است. اگر چه واژه و مفهوم آن به شیوه های مختلف در عهد قدیم و جدید ظاهر میشوند، به آنچه خدا در ما انجام میدهد، مربوط میشود که میتواند به عنوان یک رشد اخلاقی در نیکوئی و حرکت به سوی نیکوئی دیده شود. این موضوع یک ”روند رشد از تغییر اخلاقی توسط قدرت روحالقدس در همکاری با اراده انسان است.“ – Handbook of SDA Theology, p. 296. اگر چه این کار چیزی است که تنها خدا میتواند در ما تحقق ببخشد، چیزی ما را مجبور نمیکند که نه تقدیس بشویم و نه تطهیر بشویم. ما خود را به خداوند میسپاریم و همان خداوندی که ما را با ایمان عادل میکند، ما را تقدیس نیز خواهد نمود، و مانند ایوب ما را نیز تا جایی که در این سوی ابدیت امکانپذیر است، به صورت خود تغییر شکل میدهد. بنابراین پولس مینویسد: ”ای فرزندان من بار دیگر در وجود خود برای شما احساس درد میکنم مانند مادری که درد زایمان او را فراگرفته تا شکل مسیح را بخود بگیرید“ (غلاطیان باب ۴ آیه ۱۹)، و خانم الن جی. وایت نیز مینویسد: ”مسیح الگوی ماست، نمونهای بی عیب و مقدس که برای پیروی از او به ما ارزانی شده است. ما هرگز نمیتوانیم با این الگو برابر شویم، اما ممکن است از او تقلید کنیم و در حد توانمان شبیه او بشویم.“ – That I May Know Him, p. 265


سوالاتی برای بحث


۱- ما چه انتخابهایی میتوانیم بکنیم که بر میزانی که خداوند میتواند در ما کار بکند، تأثیر بگذارد؟ ما میدانیم که تنها خدا میتواند قلب را تغییر دهد، اما ما نیز باید مشارکت کنیم. این مشارکت چگونه است؟ چگونه نشان داده میشود؟


۲- آیه ۶ باب ۲ کولسیان میگوید: ”پس چنانکه مسیح عیسی خداوند را پذیرفتید، در وی رفتار نمایید.“ این کلمات چگونه به ما در درک معنای زندگی با ایمان و فرمانبرداری کمک میکنند؟


۳- ما به عنوان یک کلیسا چگونه میتوانیم در برابر انسانها و فرشتگان، خداوند را جلال بدهیم؟


درس چهاردهم


۲۴ تا ۳۰ دسامبر


درسهایی از ایوب





بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۷؛ ایوب باب ۱ تا باب ۲ آیه ۸؛ متی باب ۴ آیه ۱۰، باب ۱۳ آیه ۳۹؛ یوحنا باب ۸ آیات ۱ تا ۱۱؛ عبرانیان باب ۱۱ آیه ۱۰، باب ۴ آیه ۱۵.


آیه حفظی: ” همه آنانی که در زندگی صبر و تحمل داشتند خوشبخت شدند. ایوب یک نمونه از افرادی است که با وجود مشکلات و مصائب فراوان صبر و ایمان خود را از دست نداد و خداوند نیز در آخر او را کامیاب ساخت زیرا خداوند بسیار رحیم و مهربان است.“ (یعقوب باب ۵ آیه ۱۱).


به پایان دروس این ثلث از کتاب ایوب رسیده ایم. اگر چه ممکن است بیشتر بخش های کتاب را پوشش داده باشیم اما باید اقرار کنیم که همچنان چیزهای زیادی برای پوشش دادن و آموختن وجود دارد. به طور حتم حتی دراین جهان مادیگرا، همه چیزهایی که می آموزیم و کشف می کنیم درواقع به آموختن و کشف چیزهای بیشتری سوق داده می شوند. و اگر در مورد اتم ها، ستارگان، عروس دریایی و معادلات ریاضی به تحقیق نیاز است، تا چه حد بیشتر کلام خدا باید مورد بررسی و پژوهش واقع شود؟


” دلیلی برای شک و تردید به کلام خدا وجود ندارد زیرا با عقل بشری نمی توان به اسرار مشیت الهی وآینده نگری او پی برد. در جهان طبیعی پیوسته با عجایبی فراتر از درک خود احاطه شده ایم. پس آیا باید از درک نکردن رمز و رازهای جهان روحانی متعجب بشویم؟ مشکل تنها در ضعف و کوته فکری ذهن بشر است.“ – الن جی. وایت،


Ellen G. White, Education, p. 170.


آری اسرار باقی می ماند بخصوص در کتابی مانند ایوب که سؤالات مشکل بسیاری در مورد زندگی مطرح شده است. با این وجود در دغدغه ها و زحمتهای این دنیا ، داستان ایوب درسی از وفاداری نسبت به خداست.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳۱ دسامبر آماده شوید.




با ایمان و نه با دیدن


دوم قرنتیان باب ۵ آیه ۷ و باب ۴ آیه ۱۸ را بخوانید. چه حقایق مهمی در این آیات اشاره شده است؟ این حقایق چگونه می توانند به ما که میخواهیم وفادارانه از خدا تبعیت کنیم کمک میکند؟


موضوع اصلی آیه ۱۸ باب ۴ دوم قرنتیان در خصوص آخرت شناسی است که به پایان زمان میپردازد، وقتی که جامه ابدیت به تن خواهیم کرد ،آن وعده ای که هنوز محقق نشده است.این وعده ای است که باید با ایمان بدست آوریم و نه با رویت زیرا هنوز اتفاق نیفتاده است.


به همین ترتیب کتاب ایوب به ما نشان می دهد که در واقع چیزهایی فراتر از افق دید ما وجود دارند. اگر چه این موضوع نباید برای مردم این زمانه مفهومی چنان دشوار باشد، زیرا علم وجود نیروهای نامرئی در اطراف ما را آشکار کرده است.


واعظی در منبر کلیسایی در یک شهر بزرگ ایستاد. او جماعت حاضر در کلیسا را دعوت به سکوت نمود. به مدت چند ثانیه هیچ صدایی وجود نداشت. سپس او رادیویی آورد و آن را روشن نمود و شروع به چرخاندن موج یابش نمود. انواع صداهای مختلف از رادیو شنیده میشد.


واعظ گفت، ”اجازه بدهید بپرسم، این صداها از کجا آمد؟ آیا از خود رادیو منشا گرفتند؟ خیر، این صداها در فضای اطراف ما به عنوان موج های رادیویی وجود داشتند، موج هایی که به واقعیت صداهایی مثل صدای من هستند. آنگونه که ما خلق شده ایم نمیتوانیم به آن موجها دسترسی داشته باشیم. اما این حقیقت که ما نمی توانیم آنها را ببینیم، احساس کنیم یا بشنویم به این معنی نیست که آنها وجود ندارند، این طور نیست؟“


چه چیزهای واقعی دیگری که ما نمی توانیم ببینیم (از جمله تشعشع و جاذبه) در اطرافمان وجود دارند؟ چه درسهای روحانی از این حقیقت می توانیم بیاموزیم که این نیروهای نامرئی نه تنها وجود دارند بلکه می توانند بر زندگیمان تأثیر بگذارند؟


همان طور که کتاب ایوب نشان داد، هیچکدام از کسانی که در داستان دخیل بودند، نتوانستند اتفاقات جاری را درک کنند. آنها به خدا اعتقاد داشتند و حتی کمی از خدا و شخصیت و قدرت خلقت او آگاهی داشتند. اما خارج از جزئیات آشکار واقعیتی که آنها قادر به دیدنشان بودند - به عنوان مثال مشکلات و مشقات ایوب - آنها هیچ نشانه و سر نخی از وقایع جاری پشت صحنه نداشتند. به همین رو، آیا احتمال این وجود نداردکه گاهی اوقات ما نیز از واقعیت های نامرئی اطراف خود نا آگاه باشیم؟ بنابراین کتاب ایوب به ما می آموزد که با ایمان زندگی کنیم، ضعف هایمان را بشناسیم و متوجه بشویم که تا چه حد ضعف بینایی و دانش داریم.




وجود شریر


یکی از بزرگترین سوالاتی که ذهن بشری را به چالش کشیده است به شرارت و اهریمن مربوط می شود. اگر چه برخی از فلاسفه و حتی دین شناسان وجود شرارت را انکار نموده و یا چنین اندیشیده اند که تا حد ممکن نباید از این واژه استفاده کرد، با این وجود بسیاری از مردم با این موضوع مخالفند. شرارت واقعی است؛ بخشی از این جهان است. اگر چه می توانیم درباره بودن یا نبودن شریر بحث کنیم، اما اکثر ما (این مطلب از دیوان عدالت عالی ایالات متحده آمریکا در باره موضوعی دیگر اقتباس شده) ”وقتی چیزی را باور میکنیم که آنرا ببینیم.“


بدی یا (خُسران و فساد) گاهاً به دو دسته گسترده تقسیم می شود: طبیعی و اخلاقی. بدی طبیعی به عنوان نوعی از بلایای طبیعی از جمله زمین لرزه یا طوفان یا بیماریهای فراگیر که مصیبت ببار می آورد اطلاق میشود. بدی اخلاقی، بد طینتی یا سوء رفتار نتیجه کردار عامدانه بشری است از جمله قتل یا دزدی.


تمام انواع نظریه ها صرفنظر از کهن یا مدرن بودن آن ، در تلاش و بررسی برای وجود شرارت هستند. بعنوان ادونتیست های روز هفتم بر این باوریم که کتاب مقدس چنین آموزش می دهد که شرارت را مخلوقی منحط بنام شیطان بنیان نهاد. فرهنگ عمومی که با تفکرات فلسفی مادی گرایانه حمایت می شود، وجود شیطان را انکار کرده است. اما تنها فردی میتواند بر این موضوع صحه بگذارد که شهادت و گواه شفاف کتاب مقدس در باره شیطان را بعنوان موجودی واقعی که تا جای ممکن میخواهد به بشر آسیب برساند، مردود شمارد.


این حقیقتی است که به طور خاص در کتاب ایوب آشکار شده است.


ایوب باب ۱ آیه ۱ و باب ۲ آیه ۸ را بخوانید. این دو باب چگونه در درک نقش شیطان در اِعمال شرارت که در جهان بسیار شایع است، کمک می کنند؟


در مورد ایوب، مسئول مستقیم خسارت های معنوی و طبیعی که بر ایوب واقع شد، شیطان بود. اما چیزی که در کتاب ایوب می بینیم لزوما به این معنی نیست که هر گونه بدی یا رنجی مستقیماً به کارهای شیطانی مربوط است. حقیقت این است که مانند شخصیت های کتاب ایوب، ما تمام دلایل اتفاقات وحشتناکی که رخ می دهند را نمی دانیم. درواقع ، در خصوص گفتگوهای مرتبط با بد اقبالی ایوب حتی اسمی از ”شیطان“ برده نشد. کسانی که در گفتگو بودند، خدا را مقصر دانستند، ایوب را مقصر دانستند، اماهیچ وقت خود شیطان را مقصر نخواندند. با این وجود، کتاب ایوب باید به ما نشان دهد که در نهایت چه کسی مسئول شرارتها بر روی زمین میباشد.






با دوستانی مانند اینها...


در سرتاسر کتاب ایوب، سه (و سپس چهار) مردی که آمده بودند با ایوب صحبت کنند، با انگیزه های خوب این کار را انجام دادند. آنها شنیده بودند که چه اتفاقاتی برای ایوب افتاده بود و آمدند تا ”او را تعزیت گویند و تسلّی دهند“ (ایوب باب ۲ آیه ۱۱). اگر چه پس از اینکه ایوب برای نخستین بار شروع به صحبت کردن نمود، از مصیبت هایی که بر سرش آمده بود به ماتم پرداخت، اما ظاهر در عوض دلگرمی و روحیه بخشیدن به دوستی که گرفتار مصیبت بود آنها حس کردند که مباحث دینی از اهمیت بیشتری برخوردار است.


با گذشت زمان همگی به اشتباه خود پی بردند. اما فرض کنید که حق با ایشان بود؟ فرض کنید که ایوب سزاوار همه این اتفاقات بود. آنها ممکن است از بُعد و دیدگاه دین شناسی درست گفته باشند اما خوب که چه؟ آیا ایوب به دین شناسی درست نیاز داشت؟ یا آیا به چیزی کاملا متفاوت نیاز داشت؟


آیات ۱ تا ۱۱ باب ۸ یوحنا را بخوانید. عیسی در اینجا چه چیزی را آشکار نمود که این مردان تا حد زیادی فاقد آن بودند؟


در این داستان تفاوت عمده ای میان زنی که به جرم زنا گرفته شده بود از یک طرف و مدعیان او از طرف دیگر وجود دارد. آن زن مقصر بود. اگر چه ممکن است گناه آن زن کمتر از گناه کسانی بوده باشد که او را متهم نموده بودند، هرگز پرسشی درباره گناهکاری اش مطرح نبود. گرچه شرایط سخت و دردناک بود. در مقایسه ایوب گناهکار نبود، دست کم به آن مفهومی که متهم کنندگانش ادعا میکردند. اما حتی اگر او مانند این زن گناهکار بود، چیزی که از این مردان انتظار داشت همان بود که آن زن و همه مردم گرفتار مصیبت به آن نیاز دارند: فیض و بخشش.


”شخصیت عیسی در آمرزش این زن و تشویق او به داشتن زندگی بهتر، در زیبایی عدالتی کامل می درخشد. در حالی که او ارزش گناه را کم نمی کند و یا حس گناه را کاهش نمی دهد ولی به جای محکوم کردن به دنبال نجات دادن است. جهان برای این زن گمراه تنها تحقیر و تمسخر به همراه داشت؛ اما عیسی از امید و آرامش سخن می گوید.“ – الن جی. وایت، Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 462


آنچه کتاب ایوب باید به ما تعلیم دهد این است که باید خود را بجای دیگران قرار دهیم و آنگاه نیاز دیگران را حس کنیم. مطمئنا زمان و مکانی برای سرزنش و برخورد وجود دارد اما پیش از آنکه این نقش را بعهده بگیریم، باید فروتنانه و با بردباری به یاد داشته باشیم که ما خود نیز گناهکاریم.






بیش از خار و خاشاک


همان طور که همه می دانیم و برخی بهتر می دانند، زندگی دشوار است. دقیقا در عدن پس از سقوط به ما نشانه هایی از میزان دشواری آن، زمانی که خداوند اجازه داد اولین والدینمان نتیجه تخطی خود را ببینند، داده شد (پیدایش باب ۳ آیات ۱۶ تا ۲۴ را ببینید). اگرچه اینها فقط اشاراتی بودند. گذشته از هر چیز، اگر تنها چالش هایی که در زندگی با آنها روبرو بودیم،”خار و خاشاک“ بودند، وجود بشری اساسا از آنچه امروزه است، متفاوت می بود.


به اطرافمان که نگاه می کنیم چه چیزی غیر از رنج، بیماری، فقر، جنگ، جنایت، افسردگی، آلودگی و ناعدالتی می بینیم؟ هرودوت ، تاریخ شناس باستان درباره فرهنگی که در آن مردم سوگواری می کنند، نوشت - آری زمانی که کودکی به دنیا می آمد ماتم میگرفتند، زیرا آنها درد و رنج اجتناب ناپذیری که آن کودک در بزرگ سالی با آن روبرو خواهد شد را می دانستند. عجیب و اشتباه بنظر میرسد اما چه کسی می تواند منطق را رد کند؟


با این حال در کتاب ایوب پیامی در خصوص وضعیت بشر وجود دارد. همان طور که دیدیم، ایوب می توانست الگویی از تمام بشریت (رنج کشیده) تلقی شود - رنجهایی که اغلب منصفانه بنظر نمیرسد و بنظر، آن رنجها متناسب با گناهانی که طبیعتا مرتکب شده ایم نیست. برای ایوب منصفانه نبود و برای ما نیز چنین نمی باشد.


و با وجود همه اینها آنچه که کتاب ایوب می تواند به ما بگوید این است که خدا وجود دارد، می داند و وعده داده که همه اینها برای هیچ نیست.


نویسندگان غیر روحانی و خداناباور از مواجهه با عبارت بی معنی (زندگی ، مرگ و دیگر هیچ) هراس دارند و با مشکل روبرو میشوند. آنها مشکل دارند حتی در یافتن پاسخ ها و با این وجود نتیجه ای نمی یابند زیرا این زندگی به خودی خود چیزی عرضه نمی کند. فلسفه ای در انکار خدا به نام ”پوچ گرایی“ وجود دارد که از واژه لاتین nihil به معنی (هیچ ) می آید که جهان ما و زندگی در آن مفهومی ندارد.


با این وجود کتاب ایوب توجه ما را به واقعیتی متعالی فراتر از (هیچ و پوچ) که زندگی فانی ما را با آن تهدید می کند، جلب می نماید. ما را متوجه خدا و عالم وجود می کند که می توانیم به امید نائل شویم. به ما می گوید که تمام چیزهایی که برایمان اتفاق می افتند در فضایی تهی نیستند و بلکه خدایی وجود دارد که از تمام اتفاقاتی که رخ می دهند آگاه است و وعده می دهد که روزی همه چیز را درست کند. گرچه سوالات اساسی در کتاب ایوب بی پاسخ گذاشته شده است، ولیکن بما میگوید که زندگی در این جهان بیهوده است و همگی تبدیل به خاک خواهند شد و باید بفکر زندگی آخرت باشیم (پیدایش باب ۳ آیه ۱۹ و ایوب باب ۲ آیه ۸ را ببینید). در عوض به ما بزرگترین امید را می بخشد، امید برای چیزی فراتر از آنچه که بتوانیم با حواس خود درک کنیم.






عیسی و ایوب


دانش آموزان کتاب مقدس در طی قرنها بدنبال یافتن مشابهت هایی میان داستان ایوب و عیسی بوده اند. و اگر چه ایوب دقیقا یک ”نوع“ عیسی نیست (درست مانند تشریفات قربانی کردن حیوانات)، اما شباهاتی وجود دارد. ما در این شباهت ها می توانیم درس دیگری از ایوب بگیریم: اینکه نجات ما برای خداوند چه بهایی دارد.


ایوب باب ۱ آیه ۱، اول یوحنا باب ۲ آیه ۱، یعقوب باب ۵ آیه ۶ و اعمال رسولان باب ۳ آیه ۱۴ را با هم مقایسه کنید. چه شباهتهائی در اینجا وجود دارد؟


آیات ۱ تا ۱۱ باب ۴ متی را بخوانید. چه شباهت هایی در اینجا میان عیسی و ایوب وجود دارد؟


متی باب ۲۶ آیه ۶۱، لوقا باب ۱۱ آیات ۱۵ و ۱۶ و یوحنا باب ۱۸ آیه ۳۰ را بخوانید. این آیات چگونه با تجربه ایوب شباهت دارند؟


آیه ۲۲ باب ۱ ایوب را با آیه ۱۵ باب ۴ عبرانیان مقایسه کنید. چه شباهتی در اینجا وجود دارد؟


این آیات شباهت های جالبی را میان تجربه ایوب و عیسی آشکار می کنند. مطمئنا ایوب مانند عیسی عاری از گناه نبود؛ با این وجود او مردی وفادار و عادل بود که زندگی اش باعث جلال پدر شد. ایوب به شدت مانند عیسی توسط شیطان آزموده شد. در کل کتاب میخوانیم که بطورنامنصفانه ای از روی کذب و غرض ورزی به ایوب اتهام وارد گردید ؛ عیسی نیز با اتهامات دروغین روبرو گردید.


در نهایت و شاید مهمتر از همه، با وجود همه اتفاقات، ایوب نسبت به خداوند وفادار ماند. همچنین در نتیجه وفاداری عیسی بخاطر همه ما بود که از دست نرفتیم. عیسی با وجود تمام اتفاقاتی که برایش رخ داد، بدون گناه زندگی کرد که کاملاً در بر دارنده شخصیت خدا بود. عیسی ”مظهر کامل وجود اوست“ (عبرانیان باب ۱ آیه ۳) و در نتیجه به تنهایی از عدالت لازمه برای نجات برخوردار بود ، ”یعنی عدالت خدا که بوسیله ایمان به عیسی مسیح است، به همه و کل آنانی که ایمان آورند. زیرا که هیچ تفاوتی نیست“ (رومیان باب ۳ آیه ۲۲).


بزرگی ایوب و رنجها و وفاداری او در خلال مصایب بازتاب کمی از آنچه بود که عیسی آن نجات دهنده بخاطر ما متحمل گردید که ”در ایام آخر، بر زمین خواهد برخاست“ (ایوب باب ۱۹ آیه ۲۵).


جمعه


۳۰ دسامبر


تفکری فراتر:


کتاب ایوب در طی قرن ها خوانندگان، یهودی، مسیحی و حتی مسلمان را (با تغییرات و اختلافاتی که با کتاب مقدس دارند) هیجان زده، روشن ضمیر و به چالش کشیده است. می گوییم به چالش کشید زیرا همان طور که دیده ایم به خودی خود بسیاری از سوالات را بی پاسخ می گذارد. از یک طرف این موضوع نباید بسیار تعجب برانگیز باشد. گذشته از هر چیز، از کتاب پیدایش تا یوحنا، کدام یک از کتب کتاب مقدس، پرسشی را بی جواب نمی گذارند؟ حتی کتاب مقدس در مجموع به تمام مسائلی که مطرح می کند پاسخ نمی دهد. اگر مسائلی که پوشش می دهد، سقوط بشریت و نقشه نجات موضوعاتی هستند که ما در طول ابدیت مطالعه خواهیم نمود، چگونه یک کتاب فانی هر چند که از خداوند الهام گرفته شده باشد (دوم تیموتاوس باب ۳ آیه ۱۶)، می تواند همه چیز را اکنون برای ما پاسخ دهد؟


اگر چه کتاب ایوب تنها چنین نیست. این کتاب بخشی از تصویری بسیار بزرگتر می باشد که در کلام خدا نمایان شد. و به عنوان بخش بزرگی از یک پازل بزرگ روحانی و الهیاتی، به ما پیامی قدرتمند ارائه می دهد که حد اقل از جنبه ای جهانی برای همه پیروان خدا برخوردار است. و این پیام چنین است: وفاداری در میان مشکلات. ایوب نمونه زنده ای از سخنان عیسی می باشد: ”هر که تا به انتها صبر کند، نجات یابد“ (متی باب ۲۴ آیه ۱۳). کدام یک از باور داران عیسی که به دنبال انجام کار نیک هستند، بعضی اوقات با اشتباه غیرقابل توضیح روبرو نشده اند؟ کدام معتقد به عیسی که به دنبال وفاداری است با چالش هایی در این ایمان مواجه نشده است؟ کدام پیرو عیسی که به دنبال آرامش است در عوض با اتهام روبرو نشده است؟ و با این وجود کتاب ایوب نمونه ای از فردی را به ما می دهد که با وجود روبرو شدن با همه اینها و حتی بیشتر، ایمان و کمال خود را حفظ نمود. و از آن جایی که ما با ایمان و فیض به کسی که بر روی صلیب برای ایوب و ما مرد، اطمینان داریم، پیام ما این است که ”برو و تو نیز همچنان کن“ (لوقا باب ۱۰ آیه ۳۷).