پطرس و صخره

بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: غلاطیان باب ۴ آیه ۴؛ عبرانیان باب ۷ آیه ۲۶؛ متی باب ۱۶ آیات ۱۳ تا ۲۰؛ افسسیان باب ۲ آیه ۲۰؛ متی باب ۱۶ آیات ۲۱ تا ۲۷، باب ۱۷ آیات ۱ تا ۹.


آیه حفظی: “ایشان را گفت: شما مرا که میدانید؟” (متی باب ۱۶ آیه ۱۵).


«“و از آن زمان عیسی به شاگردان خود خبر دادن آغاز کرد که رفتن او به اورشلیم و زحمتِ بسیار کشیدن از مشایخ و رؤسای کهَنه و کاتبان و کشته شدن و در روز سوم برخاستن ضروری است” (متی باب ۱۶ آیه ۲۱).


عهد جدید صریح است: عیسی باید میمرد. عیسی همانطور که با نمودار شدن سایه صلیب مواجه شد، چنین دعا کرد: “الان جان من مضطرب است و چه بگویم؟ ای پدر مرا از این ساعت رستگار کن. لکن بجهت همین امر تا این ساعت رسیدهام” (یوحنا باب۱۲ آیه ۲۷). این نقشه الهی بود که در ذهن خدا و حتی “پیش از آغاز زمان”، شکل گرفت (تیطس باب ۱ آیه ۲، تیموتائوس دوم باب ۱ آیه ۹ را نیز ببینید).


به این دلیل است که عیسی به سادگی نگفت که قرار است بسیار رنج بکشد، بمیرد و در روز سوم قیام کند، بلکه باید با این چیزها روبرو شود. با توجه به طبیعت خدا، قداست قانون و واقعیت اراده آزاد، مرگ او تنها راهی بود که بشریت میتوانست بواسطه آن، از مجازات تخطی نجات یابد.


این هفته بیشتر به داستان عیسی خواهیم پرداخت، اگرچه بر پطرس و چگونگی عکسالعملش به خدمت عیسی مادامی که به سوی مرگ تعیین شده از “پیش از آغاز زمان” قدم بر می داشت، نیز تمرکز خواهیم کرد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۱ مه آماده شوید.


“تو مسیح هستی”


تصور کنید که شرایط برای پطرس که تقریباً از ابتدا با عیسی بود، چگونه می توانست باشد. مادامی که شاهد اتفاقات متعدد باور نکردنی بود، چه چیزی باید در ذهنش میگذشت: شفا دادنها، بیرون کردن دیوها، غذا دادن به جمعیتهای کثیر، تعالیم شگفتانگیز، مهار کردن طبیعت، زنده کردن مردگان و راه رفتن بر روی آب با هم؟ روزها پس از روزها با دیدن چیزهایی که هیچ کس در طول تاریخ هرگز ندیده بود، چه پرسشهایی (بار دیگر مانند چرا او اجازه داد یحیی تعمید دهنده چنین عاقبت ننگآوری داشته باشد؟) باید در درونش به وجود آمده باشد؟ نباید فراموش کنیم که عیسی خدا در جسم بشری بود و اینگونه زندگی کرد و به بشریت خدمت نمود (غلاطیان باب ۴ آیه ۴؛ عبرانیان باب ۷ آیه ۲۶؛ اشعیا باب ۹ آیه ۶؛ لوقا باب ۲ آیات ۱۰ و ۱۱). بنابراین کسانی که در دوروبر عیسی بودند، با او زندگی کردند و جز حواریون او بودند، قرار بود تجربه های منحصر به فرد بسیاری داشته باشند.


آیات ۱۳ تا ۱۷ باب ۱۶ متی را بخوانید. عیسی از حواریونش چه سؤالی پرسید و اینکه نام پطرس به عنوان تنها فرد پاسخ دهنده ثبت شده است، به چه معناست؟ و چرا پاسخ او بسیار اساسی است؟


اعلام پطرس که عیسی “مسیح، پسر خدای زنده” (آیه ۱۶) است، یکی از مهمترین نکات کلّ کتاب مقدس است. پطرس او را “مسیح”، فرد برگزیده می خواند و با این اعتراف او می گفت (که به درستی همان شد) که عیسی، مسیح موعود بود، کسی که باید برای تحقق پیمانهایی که با ابراهیم و سپس با اسرائیل بسته شد، بیاید (غلاطیان باب ۳ آیه ۱۶).


پطرس همچنین در سرزمین قیصریه فیلیپای، عیسی را به عنوان مسیح معرفی نمود. آن جا کشوری غیر یهودی بود. پطرس در روزهای قبل از آن، مشاهده نموده بود که عیسی نه تنها برای یهود بلکه برای غیر یهود نیز خدمت میکرد. پطرس با کمک روحالقدس تشخیص داد که عیسی چیزی بیشتر از یک نبی یهودی، چنان که دیگران پیشنهاد داده بودند، بود. مأموریت او بسیار فراتر از مأموریت یحیی تعمید دهنده، الیاء و یا ارمیا بود. در حقیقت باید تمام بشریت را دربر میگرفت؛ از این رو عیسی خود را “پسر انسان” می نامد که نشان دهنده هویت شخصی او مرتبط با همه انسان هاست. همان طور که کتاب مقدس پس از آن نشان می دهد، هنوز چیزهای زیادی وجود داشت که پطرس درباره عیسی و کامل و جهانی بودن آنچه که او برای انجامش آمده بود، بیاموزد.






“بر این صخره”


دقیقاً پس از اعتراف جسورانه پطرس به ایمان به عیسی به عنوان “مسیح، پسر خدای زنده”، عیسی چیزی در پاسخ به پطرس میگوید.


آیات ۱۷ تا ۲۰ باب ۱۶ متی را بخوانید. عیسی به پطرس چه گفت و ما باید چگونه منظور او را درک کنیم؟


عبارت “بر این صخره” در میان کلیسای مسیحی بحث برانگیز بوده است. کاتولیکها این گونه تفسیر میکنند که صخره خود پطرس است، با این استدلال که پطرس نخستین خلیفه اعظم (پاپ) بود. اما پروتستانها با دلیلی خوب این تعبیر را رد میکنند.


بیشتر شواهد کتاب مقدس به وضوح به نفع این عقیده هستند که صخره خود مسیح است و نه پطرس.


اولاً باید توجه کنیم که، پطرس در چند جا به عیسی اشاره می کند به عنوان صخره و نه به خودش. (اعمال رسولان باب ۴ آیات ۸ تا ۱۲، پطرس اول باب ۲ آیات ۴ تا ۸ را ببینید).


ثانیاً، تصویر خدا و مسیح به عنوان صخره در سرتاسر کتاب مقدس یافت می شود؛ در مقابل، انسانها ضعیف و غیر قابل اعتماد دیده شدهاند. “زیرا جبلّت ما را میداند و یاد میدارد که ما خاک هستیم” (مزامیر باب ۱۰۳ آیه ۱۴). “بر رؤسا توکل مکنید و نه بر ابن آدم که نزد او اعانتی نیست” (مزامیر باب ۱۴۶ آیه ۳). همان طور که یوحنا درباره عیسی نوشت: “و از آنجا که احتیاج نداشت که کسی درباره انسان شهادت دهد، زیرا خود آنچه در انسان بود میدانست” (یوحنا باب ۲ آیه ۲۵). واو نیز میدانست در درون پطرس چه میگذشت (متی باب ۲۶ آیه ۳۴).


در مقابل، این آیات درباره اینکه صخره واقعاً کیست و بر روی چه کسی کلیسا ساخته شده است، چه چیزی به ما می گویند؟ (قرنتیان اول باب ۱۰ آیه ۴؛ متی باب ۷ آیات ۲۴ و ۲۵؛ افسسیان باب ۲ آیه ۲۰).


“هنگامی که عیسی این کلمات را بر زبان آورد، کلیسا تا چه حد ضعیف به نظر رسید! تمام قدرت دیوها و مردان شریر متوجه، تنها تعداد انگشت شماری از ایمانداران بود؛ با این حال پیروان مسیح نباید وحشت میکردند. آنها بر صخره قدرت خود بنا شده بودند و امکان سرنگون شدن ایشان وجود نداشت.” – الن جی. هوایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 413






پطرس به عنوان شیطان


آیات ۲۱ تا ۲۳ باب ۱۶ متی را بخوانید. چرا عیسی ناگهان نسبت به پطرس خشن میشود؟


مشکل پطرس این نبود که سعی در حفاظت از عیسی را داشت. او در تلاش برای راهنمائی کردن عیسی بود. او دیگر از عیسی پیروی نمی کرد بلکه به عیسی میگفت که از او پیروی کند.


عیسی فرمود، “اما او برگشته، پطرس را گفت: دور شو از من ای شیطان!” (آیه ۲۳) زیرا پطرس مانند شیطان در بیابان، به تهدیدی خطرناک برای مأموریت مسیح تبدیل شده بود.


در آیه ۳۳ باب ۸ مرقس چنین ثبت شده است که در طول این مبادله، عیسی برگشت و به حواریونش نگاه کرد. او آمده بود که آنها را نجات دهد. قرار نبود بخصوص توسط یکی از حواریونش، به کاری دیگر وسوسه شود، و هر چقدر هم آن شاگرد فکر می کرد نیت خوبی دارد.


هر قدر که پطرس شمعون در ایمانش پیشرفت کرده بود، سعی در کنترل مسائل از جمله خود عیسی را داشت. در این مفهوم پطرس تفاوت چندانی با شاگرد دیگر یهودا نداشت، کسی که سعی کرد عیسی را اداره کند و نقشههای خودش را از آنچه فکر می کرد مسیح آنگونه باید باشد، اعمال نماید. اما پطرس بر خلاف یهودا، عمیقا تائب و خواستار بخشیده شدن و تأدیب بود.


آیات ۲۴ تا ۲۷ باب ۱۶ متی را بخوانید. منظور عیسی از بیان این آیه چیست، “زیراهر کس بخواهد جان خود را برهاند، آن را هلاک سازد؛ اما هر که جان خود را بخاطر من هلاک کند، آن را دریابد” (آیه ۲۵)؟


ما در فرهنگی زندگی می کنیم که به ما می گوید به دنبال رؤیاهایمان برویم و همه چیز را قربانی آنچه که می خواهیم انجام بدهیم، بکنیم. اما عیسی از ما می خواهد که برعکس آن را انجام دهیم؛ او از ما دعوت میکند که رؤیاهایمان را رها کنیم و آنها را به او بسپاریم. پطرس و حواریون به تدریج ایمان حقیقی را میآموختند. ایمان واقعی قرار نیست تجربه هیجانانگیز دنبال نمودن آنچه که بیش از هر چیز دیگری می خواهید، باشد. ایمان واقعی تجربه دردناک رها کردن آنچه بیش از هر چیز می خواهید است. هنگامی که دست از رؤیاهایتان برمیدارید، زندگی تان را از دست می دهید. و در عین حال آن را دوباره می یابید.






اندکی دلگرمی از آسمان


آیات ۱ تا ۹ باب ۱۷ متی را بخوانید. در اینجا چه اتفاقی افتاد و چرا هم برای خود عیسی و هم برای حواریون بسیار مهم بود؟


عیسی “در میان محبت و دوستی آسمان سکونت داشت؛ اما در جهانی که خود خلق کرده بود، در تنهایی به سر میبرد. اینک آسمان پیغام رسانانش را نزد عیسی فرستاده بود؛ آنها از فرشتگان نبودند بلکه کسانی بودند که رنج و درد را تحمل نموده و می توانستند با نجات دهنده در سختی های زندگی زمینی اش همدردی کنند. موسی و الیاء یاوران مسیح بوده اند. آنها در اشتیاق او برای نجات بشر شریک شده بودند ... این مردان، ورای فرشتگان اطراف عرش، انتخاب شده بودند که برای همراهی کردن عیسی در رنجهایش، نزد او بیایند و او را با اطمینان از همدردی آسمانی، آرامش بخشند. امید جهان، نجات هر انسان، موضوع اصلی دیدار ایشان بود.” – الن جی. هوایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, pp. 422, 425


چقدر شگفت انگیز که عیسی پسر خدا، در انسانیتش نیازمند تسکین و تشویق این مردان بود که به نوبه خود از این رنج و دلسردی سهمی داشتند. لوقا چنین ثبت می کند که آنها با عیسی صحبت کردند “درباره رحلت او که میبایست به زودی در اورشلیم واقع شود، گفتگو میکردند” (لوقا باب ۹ آیه ۳۱). به واژه واقع شدن توجه کنید که می تواند به صورت “تحقق یافتن” نیز ترجمه شود، شواهدی بیشتر بر اینکه، مرگ عیسی برای نجات بشریت الزامی بود. با چنین در معرض خطر بودن، جای تعجب ندارد که آسمان نیاز را دید و این دلگرمی را فرستاد.


پطرس، یعقوب و یوحنا نیز با وجود همه چیزهایی که تا آن زمان شنیده بودند، قرار بود دلایل بیشتری برای باور کردن دریافت کنند. وقتی که وحشت اولیه شان از بین رفت، صدایی که از ابرها میآمد به طور حتم میتوانست به خوبی دلگرم کننده باشد. چقدر آشکار کننده است که متی میگوید که عیسی “نزدیک آمده، ایشان را لمس نمود و گفت: برخیزید و ترسان مباشید!” (متی باب ۱۷ آیه ۷). عیسی حتی در میان همه آنچه که در شرف روبرو شدن با آنها بود، حواریونش را تسکین و دلداری می داد.






عیسی و خراج معبد


آیات ۲۴ تا ۲۷ باب ۱۷ متی را بخوانید. در اینجا چه اتفاقی میافتد و این در مورد عیسی به ما چه چیزی میگوید؟


درحالی که همه یهود موظف به پرداخت خراج معبد بودند، کاهنان، لاویان و خاخام ها از آن معاف بودند. بنابراین اینکه آیا عیسی مالیات معبد را پرداخت میکرد نیز یکی از چالشهای مأموریتش بود.


خانم الن جی. هوایت مینویسد که پطرس یک موقعیت شهادت دادن از قدرت مطلق مسیح را در این فرصت از دست داد. “او با پاسخش به جمع آوری کننده خراج که گفت عیسی خراج را پرداخت خواهد کرد، تقریباً برداشت اشتباه از عیسی را که کاهنان و رهبران سعی در انتشارش را داشتند، تضمین نمود... اگر کاهنان و لاویان به دلیل ارتباطشان با معبد از پرداخت خراج معاف بودند، پس مشخص است که تا چه میزان بیشتر برای کسی که معبد، خانه پدرش بود، این گونه باید می بود.” – The Desire of Ages, pp. 433, 434


ما میتوانیم از پاسخ مهربان عیسی به پطرس چیزهای زیادی بیاموزیم. عیسی به جای تحقیر کردن او، با ملایمت اشتباهش را توضیح میدهد، علاوه بر این، عیسی به خلاقانه ترین صورت ممکن به روشی که پطرس در پیش گرفته بود، مداخله میکند. به طور ساده به جای پرداخت خراج - در نتیجه تأیید تعهد خود نسبت به آن- عیسی خراج را از جای دیگر می گیرد: از دهن یک ماهی.


این معجزه غیر عادی است؛ این تنها باری است که عیسی معجزهای ظاهراً برای منفعت خویش به عمل میآورد. اما هدف معجزه این نبود. در عوض، معجزه نشانی برای همگان از قدرت عیسی بر معبد و بر کل خلقت بود. از نقطه نظر یک انسان، ما چگونه می توانیم شروع به درک این که عیسی چگونه این معجزه را انجام داد، بکنیم؟ آیا میتوانید تصور کنید که با همه چیزهایی که پطرس دیده بود، پس از این که تور ماهیگیریش را به دریا می اندازد و اولین ماهی را می گیرد و مقدار دقیقی که برای خراج معبد بدهکار است را می یابد، چه چیزی به ذهنش خطور می کند؟ (اشعیا باب ۴۰ آیات ۱۳ تا ۱۷ را ببینید.)






تفکری فراتر:


داستان اینکه عیسی واداشت پطرس دقیقاً همان مقدار پول را که لازم بود از دهان اولین ماهی که میگیرد، در آورد، بسیار خارقالعاده است، چنان که بعضی از دانشمندان استدلال کردهاند، این فقط “قسمتی از یک افسانه قوی”، داستانی جالب برای رساندن یک منظور و نه چیزی بیشتر، بود. به طور حتم این راهحلی کاملاً نامناسب بود (در حقیقت اصلا یک راه حل نبود). مطمئناً در مقابل انواع دیگر معجزه - برای مثال، شفای بیماران، بینا کردن نابینا، زنده کردن مردگان و سیر نمودن گرسنگان - این مورد کاملاً ماهیتی متفاوت دارد. در کتاب مقدس نیز سر تبر شناوری (پادشاهان دوم باب ۶ آیات ۲ تا ۷) و پشم گوسفند خیس بر روی زمین خشک و پشم گوسفند خشک بر روی زمین خیس (داوران باب ۶ آیات ۳۶ تا ۴۰) را داریم؛ بنابراین چنین ماهیتی در کتاب مقدس کاملاً نا شناخته نیست. چرا عیسی به جای انجام چنین کار برجسته و شگفت انگیزی برای حل کردن این مشکل نسبتا کوچک، خیلی ساده پول را به پطرس نداد و از او نخواست که آن را پرداخت کند؟ آیات به چیزی در این باره اشاره نمیکنند. با این وجود همان طور که در این درس بیان شد، این به ما قدرت باور نکردنی خدا را نشان می دهد و نباید برایمان تعجبآور باشد. در نهایت، ما همواره شواهدی بر قدرت باور نکردنی او می بینیم. وجود محض ما بسیار کمتر از وجود قابل مشاهده کیهان، نمایشی شگفت انگیز از قدرت خدایمان است. اگر خدا توانست این کار را انجام دهد، قرار دادن سکهای مخصوص در دهان یک ماهی خاص در برابر آن چیزی نبود. منظور پولس اگر چه در زمینه ای متفاوت نوشته شده است، اما به خوبی قابل درک است: “زهی عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا! چقدر بعید از غوررسی است احکام او و فوق از کاوش است طریقهای وی” (رومیان باب ۱۱ آیه ۳۳). روایت آمده در انجیل متی، ابراز دیگری از این حقیقت است.




درس نهم


۲۱ تا ۲۷ مه


بتهای نفس (و درسهایی دیگر از عیسی)






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: جامعه باب ۹ آیه ۱۰؛ متی باب ۱۸ آیات ۱ تا ۴، آیات ۲۱ تا ۳۵، باب ۱۹ آیات ۱۶ تا ۳۰؛ غلاطیان باب ۳ آیات ۲۱ و ۲۲؛ متی باب ۱۹ آیه ۲۷.


آیه حفظی: “در همان ساعت، شاگردان نزد عیسی آمده، گفتند: چه کس در ملکوت آسمان بزرگتر است؟” (متی باب ۱۸ آیه ۱).


ما به عنوان انسان، محصولی از محیط اطراف و فرهنگمان هستیم. اینها تا حد زیادی ارزشها، باورها و نگرشهای ما را شکل میدهند. تفاوتی ندارد که در منطقه شهری بزرگ و یا در روستایی بدون آب آشامیدنی سالم رشد کرده باشید: فرهنگ و محیطی که در آن بزرگ شدید تا حد زیادی شما را آنگونه که هستید ساخته است. و حتی اگر بتوانید به محیط جدیدی بروید، آثار محیطی که در آن رشد کرده اید، تا زمان مردن با شما خواهد بود.


متأسفانه، اکثر محیطها و فرهنگهای ما تا حدی خلاف اصول ملکوت خدا کاری میکنند. روی هم رفته این جهان، جهانی سقوط کرده است و ارزشها، اخلاقیات و رسوم آن اغلب بازتاب دهنده آن حالت سقوط کرده هستند. آنها چه چیز دیگری را می توانند انعکاس دهند؟ از آن جایی که بسیار در فرهنگ و محیط اطرافمان قوطه ور هستیم، دیدن آن برایمان بسیار دشوار است.


در میان سایر چیزها، کار خدا در قلب هایمان برای نشان دادن ارزش ها، اخلاقیات و معیارهای ملکوت خدا به ما است. همان طور که این هفته خواهیم دید، آن ارزشها، اخلاقیات و معیارها اغلب نسبت به شرایطی که ما در آن به دنیا آمده و پرورش یافتیم، بسیار متفاوت هستند. حواریون باید این درس ها را می آموختند؛ برای ما نیز چنین است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۸ مه آماده شوید.




عظمت تواضع


چه کسی است که عظمت را آرزو نکند؟ یعنی، آیا کسی وجود دارد که نخواهد عظیم باشد یا کارهای عظیمی انجام دهد؟ این تمایل همیشه از روی خودخواهی یا تکبر یا جسارت نیست. بلکه میتواند خیلی ساده، انجام دادن کاری به بهترین شکل ممکن باشد، با این امید که شاید آن کار باعث رساندن برکت به دیگران شود. (جامعه باب ۹ آیه ۱۰ را نیز ببینید.)


اما مشکل مربوط به تعریف “عظمت” میشود. برای اذهان بشری سقوط کرده ما، درک این مفهوم به روشی بسیار متفاوت با دیدگاه خدا چقدر آسان است.


آیات ۱ تا ۴ باب ۱۸ متی را بخوانید. بر طبق گفته عیسی، عظمت واقعی چیست و ما چگونه باید آن را به روشی درک کنیم، تا بتوانیم آن را در زندگیمان اعمال کنیم؟


برای تعریف عظمت واقعی، عیسی کودکی را صدا زد تا در مقابل او بایستد و فرمود، “پس هر که مثل این بچه کوچک خود را فروتن سازد، همان در ملکوت آسمان بزرگتر است” (آیه ۴). عیسی درباره موعظه کننده ای بزرگ، تاجری بزرگ بودن و یا نیکوکاری بزرگ بودن صحبت نمی کرد. عظمت در نظر خدا مربوط به درونمان است و نه خارج از خودمان، البته شکی نیست که، آنچه در درون وجود دارد بر آنچه که انجام می دهیم تاثیر می گذارد.


به این توجه کنید که عیسی عظمت را به روشی که اکثر مردم جهان تعریف نمی کنند، تعریف نمود. روی هم رفته، آیا کسی وجود دارد که روزی از خواب برخیزد و تصمیم بگیرد عظمتی که در زندگی می خواهد، فروتن شدن به اندازه کودکی خردسال است؟ برای ما به نظر عجیب می رسد که آرزوی چیزی مانند این را داشته باشیم، اما دلیلش اینست که ما بسیار آلوده با اصول، اندیشه ها و ایدههای این جهان هستیم.


فروتن بودن مانند کودکی خردسال به چه مفهوم است؟ یکی از شاخصهای فروتنی اطاعت و اولویت دادن کلام خدا بر اراده خود است. اگر شما در مسیری اشتباه در زندگیتان قرار دارید، به این دلیل است که در مسیر خودتان قرار دارید. راه حل ساده است: خود را فروتن کنید و از طریق اطاعت از کلام خدا به راه او باز گردید. اگر آدم و حوا فروتن مانده بودند، مرتکب گناه نمی شدند. جالب است که درخت حیات و درخت معرفت نیک و بد هر دو در وسط باغ قرار داشتند. اغلب زندگی و نابودی از هم چنان دور نیستند. تفاوت تنها در فروتنی است.






عظمت بخشش


یکی از بدترین عواقب سقوط در روابط بین افراد دیده می شود. از آدم که تلاش به مقصر دانستن حوا برای گناهش داشت (پیدایش باب ۳ آیه ۱۲) تا به امروز بر روی زمین، نژاد ما با به خاطر کشمکش میان افراد فاسد و تخریب شده است. متأسفانه اختلاف ها تنها در دنیا نیست بلکه در کلیسا نیز وجود دارد.


آیات ۱۵ تا ۳۵ باب ۱۸ متی را بخوانید. عیسی در اینجا به ما چه میگوید؟ با این حال، چرا ما اغلب از کلام او پیروی نمیکنیم؟


بیائید صادق باشیم: صحبت کردن پشت سر دیگران و شکایت کردن از آنها آسان تر از رفتن مستقیم نزد ایشان و حل کردن مشکل است. با وجود اینکه خداوند ما را به انجام روش دوم راهنمایی نموده است، ما دقیقاً به این دلیل است که نمی خواهیم این کار را انجام دهیم. در عین حال عیسی به ما می آموزد که مستقیماً نزد کسی که ما را رنجانده است برویم و برای ابقای رابطه مان تلاش کنیم. اگر آن فرد پذیرا نبود، سپس آموزشهای دیگری وجود دارند.


“زیرا جایی که دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند، آنجا در میان ایشان حاضرم” (متی باب ۱۸ آیه ۲۰). به زمینه این آیه نگاه کنید؛ این آیه درباره تأدیب و اصلاح فرد دیگری است. (ما تمایل داریم که این آیه را به طور گسترده تری به کار ببریم.)


عیسی می فرماید که هنگامی که گروه کوچکی برای اصلاح یک ایماندار تلاش میکنند، روحالقدس در آنجا وجود دارد. این کار زیبای نجات است. که با تواضع کار درست را انجام دادن و صحبت کردن مستقیم با کسی که شما را رنجانده است، آغاز می شود. این نیز می تواند نمونه دیگری باشد از بزرگی در کسانی که آن را انجام میدهند.


بار دیگر آیات ۲۱ تا ۳۵ باب ۱۸ متی را بخوانید. در اینجا عیسی به چه نکته بسیار مهمی اشاره میکند؟


وقتی که عیسی می گوید “هفتاد بار هفت مرتبه ببخش”، منظور او این است که ما هرگز نباید دست از بخشش کسی برداریم. عیسی در مورد نیاز به بخشش نه فقط برای مصلحت دیگران، بلکه برای مصلحت خودمان، بسیار جدی است. ببینید تمثیلی که عیسی برای رساندن منظورش گفت تا چه حد قوی است. این امکان وجود دارد که ما برای بسیاری از چیزها بخشیده شویم؛ کل انجیل درباره بخشش است (خروج باب ۳۲ آیه ۳۲، اعمال رسولان باب ۵ آیه ۳۱، کولسیان باب ۱ آیه ۱۴ را ببینید)، اما اگر ما دیگران را آنچنان که خدا ما را بخشیده است، نبخشیم ممکن است با عواقبی وخیم روبرو شویم.






معبودهای نفس


آیات ۱۶ تا ۳۰ باب ۱۹ متی را بخوانید. ما به عنوان مسیحیان عهد جدید، چگونه باید با این روایت ارتباط داشته باشیم؟ چه درس هایی از آن می توانیم بیاموزیم؟


اگر چه چیز خاص زیادی درباره این مرد به ما گفته نشده است، اما میتوانیم چند نکته برجسته را متوجه بشویم. او ثروتنمد، یک حاکم (لوقا باب ۱۸ آیه ۱۸ را ببینید) و ظاهراً پیرو بسیار دقیق قانون خدا بود. همچنین میتوانیم ببینیم که احساس کرد چیزی در زندگی اش کم است. این ممکن است کمی از داستان مارتین لوتر را به خاطر بیاورد؛ او اگر چه در ظاهر راهبی پارسا بود، اما در درون از زندگی روحانی خود ناراضی بود و از نجات یافتن مطمئن نبود. در هر دو مورد، آنها احساس کردند که شکاف بین ایشان و خدا با کارهای ظاهریشان از بین نخواهد رفت.


“این حاکم عدالت خود را بسیار عالی میدانست. او واقعاً گمان نمیکرد عیبی داشته باشد، اما با این حال، در مجموع راضی نبود. او احساس میکرد چیزی را میخواهد که ندارد. آیا عیسی نمی توانست همان طور که کودکان خردسال را برکت داد، او را نیز برکت دهد و خواسته روحش را ارضا کند؟” – الن جی. هوایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 518.


بعضی از مردم ممکن است استدلال کنند که در این روایت، عیسی این را تعلیم می دهد که ما بر اساس کارهای نیکمان زندگی ابدی دریافت می کنیم. در نهایت، در آیه ۱۷ باب ۱۹ متی عیسی می فرماید “اگر بخواهی داخل حیات شوی، احکام را نگاه دار”. اگر این تنها آیه در این زمینه بود، امکان رسیدن به این استدلال وجود داشت. اما آیات بسیاری بخصوص در نوشته های پولس، چنین میآموزند که قانون ما را نجات نمی دهد، بلکه به نیاز ما به نجات اشاره میکند (رومیان باب ۳ آیه ۲۸؛ غلاطیان باب ۳ آیات ۲۱ و ۲۲؛ رومیان باب ۷ آیه ۷). در عوض، عیسی حتماً آن مرد را راهنمائی کرد تا نیاز زیادش را بیشتر درک کند. گذشته از هر چیز، اگر تنها اطاعت از قانون میتوانست نجات را به همراه آورد، پس آن مرد از آن جایی که بسیار در این کار دقیق بود، باید پیش از این نجات می یافت. انجیل باید در قلب نفوذ کند، مستقیم به معبود نفس برود و هر چیزی که مانع رابطه ما با خداست، باید از میان برداشته شود. در این مورد پول او بود. عیسی اشاره می کند که نجات یافتن تا چه حد برای مردی ثروتمند دشوار است؛ و با این حال، کمی پس از این مکالمه، لوقا داستان زیبای آن اتفاق را ثبت می کند (لوقا باب ۱۹ آیات ۱ تا ۱۰).






چه منفعتی در آن برای ما وجود دارد؟


دقیقاً پس از واقعه آن حاکم ثروتمند، چه اتفاقی میافتد؟


“آنگاه پطرس در جواب گفت: اینک ما همه چیزها را ترک کرده، تو را متابعت میکنیم. پس ما را چه خواهد بود؟” (متی باب ۱۹ آیه ۲۷).


در آیه اشارهای به آنچه باعث بوجود آمدن این پرسش شد، نشده است، اما به آسانی می توانست پاسخی مستقیم به روی برگرداندن آن مرد ثروتمند از عیسی باشد. به نظر می رسد که منظور پطرس این بود که بر خلاف این مرد و دیگران که یا عیسی را نپذیرفتند و یا برای مدت کوتاهی با او ماندند و سپس او را ترک کردند، او و دیگر حواریون از همه چیز خود برای عیسی گذشتند. آنها حتی با وجود بهای شخصی زیاد، باز هم به عیسی وفادار میماندند. از این رو، پرسش این است که چه منفعتی در آن برای ما وجود دارد؟


امروزه از چشم انداز ما، ممکن است این پرسش را نشانه دیگری از میزان سخت دل و کاملاً غیر روحانی بودن حواریون ببینیم (و این تا حدی درست است). از سویی دیگر، چرا پرسشی مانند سؤال پطرس نپرسیم؟ چرا او نباید به دنبال این می بود که بداند با پیروی از عیسی چه چیزی به دست می آورد؟


در نهایت، در اینجا زندگی حتی برای کسانی که در بهترین شرایط هستند، دشوار است. ما همگی در معرض صدمات روحی، نا امیدی و درد ناشی از وجود سقوط شدهمان، هستیم. یک روشن فکر ایتالیایی به نام جیاکومو لئوپاردی


(Giacomo Leopardi) در قرن ۱۹ درباره ناراحتی بسیار زیاد انسانها چنین نوشت، “تا زمانی که انسان زندگی را احساس می کند، نارضایتی و درد را نیز حس می کند.”


زندگی اغلب مبارزه ایست و وجود خوبی در این جهان همیشه به اندازه وجود شرارت نیست. پس پرسش پطرس کاملاً منطقی است. از آن جایی که زندگی دشوار است، چه منفعتی در پیروی کردن از عیسی برای ما وجود دارد؟ ما باید از تعهدی که عیسی از ما می طلبد، چه انتظاری داشته باشیم؟


عیسی چگونه به این پرسش پاسخ داد؟ (متی باب ۱۹ آیه ۲۸ تا باب ۲۰ آیه ۱۶ را ببینید.)


به این توجه کنید که عیسی پطرس را برای خودخواهی یا چیزی مانند آن توبیخ نکرد. او نخست پاسخی بسیار بی پرده به او داد و سپس تمثیل مربوط به کارگران و دستمزدشان را بیان نمود. اگر چه در طی قرن ها بحثهای زیادی درباره مفهوم این تمثیل صورت گرفته است، نکته اساسی مشخص است: آن چیزی را که عیسی به ما وعده داده است، دریافت خواهیم کرد.






“میتوانیم”


برای درک درست روایت امروز در مورد یعقوب و یوحنا (و مادرشان) در آیات ۲۰ تا ۲۷ باب ۲۰ متی، ابتدا آیات ۵۱ تا ۵۶ باب ۹ لوقا را بخوانید. این اتفاق زمانی رخ داد که عیسی و حواریونش به سمت اورشلیم به راه افتادند، این تنها چند روز پیش از آن بود که یعقوب و یوحنا از عیسی بپرسند که آیا این امکان وجود دارد که در ملکوت در سمت چپ و راست عیسی بنشینند.


آیات ۲۰ تا ۲۷ باب ۲۰ متی را بخوانید. آیات ۵۱ تا ۵۶ باب ۹ لوقا درباره آمادگی یعقوب و یوحنا برای نشستن در طرفین عیسی در ملکوت، به ما چه میگویند؟


به وضوح، یعقوب و یوحنا پسران رعد، حتی بعد از اینکه برای بشارت دادن به مناطق اطراف فرستاده شده بودند، باز هم به جای اینکه نگران نجات اطرافیانشان باشند، بیشتر نگران آینده خود بودند. این روایت به نوعی شبیه به چیزی است که دیروز درباره پرسش پطرس در مورد منفعت موجود در پیروی از عیسی دیدیم.


به دقت به پاسخ عیسی در اینجا توجه کنید “نمیدانید چه میخواهید. آیا میتوانید از آن کاسهای که من مینوشم، بنوشید و تعمیدی را که من مییابم، بیابید؟ بدو گفتند: میتوانیم” (متی باب ۲۰ آیه ۲۲). به عبارت دیگر شناخته شدن با جلال آینده عیسی به این معنی است که نخست با رنج و مرگ او شناخته بشوند، چیزی که آنها پیش بینی نکرده و برای آن آماده نبودند. این واقعیت که آنها بلافاصله پاسخ دادند “میتوانیم” (متی باب ۲۰ آیه ۲۲) نشان میدهد که نمی دانستند عیسی در چه موردی به ایشان هشدار میداد. اما در نهایت از آن آگاه میشدند.


تضادی جالب توجه در اینجا ارائه شده است، چیزی که لازم است ما نیز به آن بیاندیشیم. همان طور که در مطالعه دیروز دیدیم، در صورت پیروی از عیسی، به ما چیزهای فوقالعاده و حتی “حیات جاودان” (متی باب ۱۹ آیه ۲۹)، وعده داده شده است. در عین حال، کتاب مقدس نیز این را مشخص می کند که در این جهان پیروی از عیسی با بهایی گاهاً بسیار بزرگ همراه است. خود عیسی بعدها به پطرس گفت که در یاد خدا شهید خواهد شد (یوحنا باب ۲۱ آیات ۱۸ و ۱۹ را ببینید). بسیاری از ایمانداران در طول تاریخ و حتی امروزه، بهای زیادی برای پیروی از عیسی پرداختهاند. در حقیقت اگر ما واقعاً تا کنون بهای زیادی برای پیروی از خداوند ندادهایم، عاقلانه به نظر میرسد که از خود بپرسیم آیا در مسیرمان مشکلی وجود دارد یا خیر. با این وجود، این بها هر چه که باشد، باز هم چنان بهای گزافی نیست.






تفکری فراتر:


در طول قرنها، برخی از مردم برای آنچه که گاهی “قانون طبیعی” نامیده می شود، استدلالهایی آوردهاند. ایده اصلی اگر چه به اشکال مختلف ابراز میشود، این است که ما میتوانیم از جهان طبیعی، اصول اخلاقی بدست آوریم که ما را در کارهایمان راهنمائی کنند. از یک نظر، ما که این باور مسیحی را داریم که طبیعت “کتاب دوم” خداست، می توانیم بپذیریم که این نظریه تا حدی درست است. برای مثال، مباحثه پولس در رومیان باب ۱ آیات ۱۸ تا ۳۲ را درباره آنچه مردم باید از جهان طبیعی درباره خدا آموخته باشند، ببینید. در عین حال، نباید فراموش کنیم که این جهان، جهانی سقوط کرده است و ما آن را با اذهانی فاسد و سقوط کرده نظاره می کنیم. پس نباید جای هیچ تعجبی باشد که این امکان وجود دارد که درسهای اخلاقی اشتباه از طبیعت بیاموزیم. برای مثال یکی از بزرگترین ذهن های فانی عهد باستان، فیلسوف یونانی ارسطو، بر اساس درکش از طبیعت برای برده داری استدلال آورد. از نظر او، طبیعت دو طبقه از مردم را آشکار ساخت، یکی “زیر دست دیگری ... در تبعیت ... حیوانِ زیردست انسان”. پس برای آنها “زندگی به عنوان برده سودمند است.” این تنها یکی از مثال های بسیاری است که درباره میزان تضاد اصول، ارزشها و اندیشه های دنیوی با اصول، ارزشها و اندیشههای ملکوت خدا وجود دارد، و لهذا لازم است که صرف نظر از جایی که به دنیا آمدیم و در آن رشد کردیم - نیازمند مطالعه کلام خدا و بدست آوردن اخلاقیات، ارزش ها و معیارهایی باشیم که بر زندگی ما حکمرانی کنند. هیچ چیز دیگری به نفسه قابل اعتماد نیست.




درس دهم


۲۸ مه تا ۳ ژوئن


عیسی در اورشلیم






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: زکریا باب ۹ آیه ۹؛ متی باب۲۱ آیات ۱ تا ۴۶؛ رومیان باب ۴ آیات ۱۳ تا ۱۶؛ مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۷ تا ۱۲؛ اعمال رسولان باب ۶ آیه ۷؛ متی باب ۲۲ آیات ۱ تا ۱۵.


آیه حفظی: “مگر در کتب هرگز نخواندهاید این که سنگی را که معمارانش رد نمودند، همان سر زاویه شده است. این از جانب خداوند آمد و در نظر ما عجیب است” (متی باب ۲۱ آیه ۴۲).


در آیات ۲۷ و ۲۸ باب ۲۰ متی، عیسی فرمود “و هر که میخواهد در میان شما مقدم بـود، غلام شما باشد. چنانکه پسر انسان نیامد تا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد.” این عیسی است، خدای ابدی، کسی که همه چیز را آفرید، به عنوان یک خدمتگزار بر روی زمین زندگی کرد و برای نیاز گمشدگان، بیماران و محتاجان که بسیاری از ایشان همچنان او را خوار شمردند، خدمت نمود. چه فداکاری و از خود گذشتگی؛ ما به سختی می توانیم آن را درک کنیم!


اما به همان اندازه که خادم بودن او غیر قابل درک است، تعجب آورتر است که او که خدای ابدی است اکنون با هدف کلی آمدنش به اینجا روبروست: “جان خود را در راه بسیاری فدا سازد” این انکار نفس و از خودگذشتگی بزودی به اوج رمز و راز خود خواهد رسید “فرشتگان نیز مشتاق هستند که در آن نظر کنند” (پطرس اول باب ۱ آیه ۱۲) وآن صلیب است.


در درس این هفته نگاهی خواهیم انداخت به اتفاقات بزرگ و تعالیم عیسی پس از ورودش به اورشلیم ، نه برای به پادشاهی زمینی رسیدن همان طور که بسیاری از مردم چنین آرزو داشتن، بلکه “در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم” (قرنتیان دوم باب ۵ آیه ۲۱).


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۴ ژوئن آماده شوید.




ظهور نبوت شده


یهود پس از هفتاد سال اسارت در بابل، شروع به بازگشت به اورشلیم نمودند. آنها برای باز سازی معبد خود هیجان زده بودند، اما پس از آنکه شالوده گذاشته شد، کسانی که معبد مجلل سلیمان را به یاد آوردند، متوجه شدند که این معبد دوم حتی اندکی نیز به خوبی آن معبد نخواهد بود. از این رو، ایشان “به آواز بلند گریستند” (عزرا آیه ۳ باب ۱۲).


مردم قدری دلگرمی غیر منتظره از دو مرد که در میانشان ایستاده بودند، دریافت کردند: نبیئی سالخورده به نام حجی و یک نبی جوان به نام زکریا. حجی به مردم یادآوری کرد که جلال حقیقی معبد سلیمان از آنچه سلیمان و دیگران به آن آورده بودند، نبود. آن معبد متعلق به سلیمان نبود. بلکه معبد خدا بود. حجی گفت: “زیرا که یهوه صبایوت چنین میگوید: یک دفعه دیگر و آن نیز بعد از اندک زمانی، آسمانها و زمین و دریا و خشکی را متزلزل خواهم ساخت. و تمامی امّتها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمیع امّتها خواهند آمد و یهوه صبایوت میگوید که این خانه را از جلال پر خواهم ساخت. یهوه صبایوت میگوید: نقره از آن من و طلا از آن من است. یهوه صبایوت میگوید: جلالِ آخرِ این خانه از جلال نخستینش عظیمتر خواهد بود و در این مکان، سلامتی را خواهم بخشید. قول یهوه صبایوت این است” (حجی باب ۲ آیات ۶ تا ۹).


زمانی که نبی جوان زکریا سخن گفت، شرایط حتی امیدوارانه تر شد: “ای دختر صهیون بسیار وجد بنما و ای دختر اورشلیم آواز شادمانی بده! اینک پادشاه تو نزد تو میآید. او عادل و صاحب نجات و حلیم میباشد و بر الاغ و بر کرّه بچّه الاغ سوار است” (زکریا باب ۹ آیه ۹).


این پیشگویی های شگفت انگیز چگونه در مورد آیات ۱ تا ۱۱ باب ۲۱ متی - ورود عیسی به اورشلیم، به کار برده می شوند؟


“مسیح برای ورود سلطنتی اش از رسوم یهودی پیروی میکند. حیوانی که او بر آن سوار شد، همان بود که پادشاهان اسرائیل بر آن سوار می شدند و در پیشگویی آمده بود که بدین ترتیب است که مسیح موعود به پادشاهی خود خواهد آمد. بلافاصله پس از اینکه او بر کره اسب سوار شد، فریادی از پیروزی به هوا برخواست. جمعیت کثیری او را به عنوان مسیح موعود، پادشاهشان مورد ستایش قرار دادند. اینک عیسی تجلیلی را که هرگز پیش از آن مجاز ندانسته بود، پذیرفت و حواریون این را به عنوان مدرکی برای تحقق امیدهای خوشایندشان با دیدن عیسی بر روی تخت پادشاهی، تلقی کردند. جمعیت کثیر متقاعد شده بودند که زمان رهاییشان نزدیک است. آنها در تصورشان خروج ارتش رم از اورشلیم و تبدیل اسرائیل بار دیگر، به ملتی مستقل را دیدند.” – الن جی. هوایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 570






عیسی در معبد


از نخستین روزهای زندگی بشر سقوط کرده، قربانی کردن حیوانات روش منتخب خدا برای آموختن نقشه نجات به جهان بود، نجات با فیض از طریق ایمان به مسیح موعود (رومیان باب ۴ آیات ۱۳ تا ۱۶). نمونه قدرتمندی از این حقیقت را می توان در باب ۴ پیدایش یافت، داستان هابیل و قائن و فاجعه ای که بر سر پرستش در میان سایر چیزها رخ داد (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیات ۷ تا ۱۲ را نیز ببینید). از این رو، هنگامی که خدا اسرائیل را قوم برگزیده خود خواند “مملکت کهَنه و امتِ مقدس” (خروج باب ۱۹ آیه ۶)، آئینهای معبد را نیز به عنوان توضیح کامل تر و دقیق تر نجات در نظر گرفت. از خیمه در بیابان تا معبد سلیمان و باز سازی دوباره آن پس از بازگشت از بابل، مژده انجیل به صورت نمادها و نمونه هایی از آئینهای معبد نمایان شد.


با این حال با وجود خاستگاه الهی، معبد و آئین هایش توسط انسان سقوط کرده انجام شده بود و درست همانطور که هر چیزی که انسان ها در آن نقش دارند، به فساد منتهی می شود، در اینجا در مورد این خدمت مقدس که خدا برای نمایان کردن محبت و رحمتش به جهان سقوط کرده نهاده بود نیز چنین بود. در زمان عیسی همه چیز به شدت به دلیل حرص و طمع کاهنان، چنان به انحراف کشیده شده بود (درست همان کسانی که مسئول اجرای خدمات بودند!) که “حرمت آئین قربانی کردن در نظر مردم تا حد زیادی از بین رفته بود.” – الن جی. هوایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 590


آیات ۱۲ تا ۱۷ باب ۲۱ متی را بخوانید. در اینجا برای ما عبادت کنندگان خدا چه درس هایی وجود دارد؟


درست مانند بسیاری از موقعیتهای دیگر، عیسی برای توجیه کارهایش از کتاب مقدس نقل قول کرد، که این گواه بیشتری است بر اینکه ما به عنوان پیروان خداوند می بایست کتاب مقدس را مرکز جهان بینی و نظام اخلاقی خود قرار دهیم. در کنار نقل قولش از کتاب مقدس، شفای معجزه آسای نابینا و لنگ نیز وجود داشت. همه اینها مدارک قویتر و متقاعد کننده تری از طبیعت و فراخوانی الهی او داد. چقدر غم انگیز است که کسانی که باید بیش از همه نسبت به این شواهد حساس بوده و پذیرای آنها میبودند، بیش از همه با او مخالفت کردند. بسیاری به دلیل نگرانی از دارائی های زمینی و مقام هایشان به عنوان “خدمتگزارن” و “محافظان” معبد، نکته اصلی خدمت معبد را فراموش کردند: نجات در عیسی.






بدون میوه


پاکسازی معبد توسط عیسی عملی از روی شفقت بود. خرید و فروش در محوطه مختص غیر یهود بود و عیسی در نظر داشت که خانه اش مکانی برای دعا و عبادت همه مردم باشد.


اما پاکسازی، عملی از داوری نیز بود. کاهنانی که معبد را اداره می کردند فرصتشان را در برکت دادن به همه مردم از دست داده بودند؛ روز داوری ایشان نزدیک بود. اگر پس از همه آن کارهایی که عیسی برای نمایان کردن فراخوانی الهی خویش انجام داده بود، این مردان همچنان از قبول او سرباز می زدند، چه چیز دیگری میتوانست اتفاق بیافتد، غیر از اینکه آنها نتایج انتخاب های غمانگیز خود را درو کنند؟


آیات ۱۸ تا ۲۲ باب ۲۱ متی را بخوانید. چگونه نفرین عیسی به درخت انجیر و پاکسازی معبد توسط او با هم مرتبط هستند؟


عیسی درخت انجیر را به عنوان تمثیلی عملی درباره بسیاری از رهبران ملت یهود که در نهایت و به گونه ای جبران ناپذیر آنچه کاشته بودند را درو می کردند، لعن نمود. با این وجود ما باید به یاد داشته باشیم که این تمثیل به همه رهبران دینی اشاره نمی کرد. در حقیقت بسیاری به عیسی به عنوان مسیح موعود ایمان آوردند. “و کلام خدا ترقی نمود و عدد شاگردان در اورشلیم بغایت میافزود و گروهی عظیم از کهنه مطیع ایمان شدند” (اعمال رسولان باب ۶ آیه ۷). با این وجود، همان طور که درخت انجیر میوه ای ببار نیاورد، خدمت معبد نیز که به زودی بی اعتبار می شد، ثمرهئی نداشت.


این عمل و سخنان خشن عیسی احتمالاً برای حواریون که هنوز سعی در آموختن درس هایی از شفقت و کمالی که عیسی در طی مأموریتش آشکار نمود، بودند بسیار تکان دهنده بود. این همان عیسی بود که اعلام کرد برای محکوم کردن جهان نیامده بود، بلکه برای نجات آن آمده بود؛ همان عیسی که ادعا نمود “زیرا که پسر انسان نیامده است تا جان مردم را هلاک سازد بلکه تا نجات دهد. پس به قریهای دیگر رفتند” (لوقا باب ۹ آیه ۵۶). همه کلمات وکارهای مأموریت او به بازگرداندن بشر سقوط کرده، متوجه ساختن مردم به امید و وعده حیاتی جدید در او، اختصاص داده شده بود. بنابراین خشن صحبت و رفتار کردن عیسی با چنان قطعیتی، آنها را متعجب ساخت، و به این دلیل است که متی نوشت که آنها از آنچه که او انجام داده بود شگفت زده شده بودند.






سنگ


اگر تنها چند روز از عمرتان باقی مانده باشد، چه کارهایی در این زمان باقی مانده انجام خواهید داد؟ یکی از کارهایی که عیسی انجام داد، بیان روایاتی بود که بر شنوندگانش تاثیر عمیقی بگذارند.


آیات ۳۳ تا ۴۶ باب ۲۱ متی را بخوانید. چه کسانی با عناوینی که در زیر آمده است، معرفی شدهاند؟


صاحب ملک:


کشاورزان:


خدمه:


پسر:


به نقل قول عیسی از آیات ۲۲ و ۲۳ باب ۱۱۸ مزامیر توجه کنید. مسیح با بیان پیشگویی سنگ نپذیرفته شده، به واقعهای در تاریخ اسرائیل اشاره کرد. این واقعه با ساختن نخستین معبد مرتبط بود. هنگامی که معبد سلیمان بنا شد، سنگ های بزرگی برای دیوارها و شالوده آن، به طور کامل در معدن آماده شدند. پس از اینکه به ساختمان آورده میشدند، نباید ابزاری بر روی آنها استفاده می شد و صدای تراشیدن و چکش کاری شنیده می شد. کارگران باید تنها آنها را سر جایشان می گذاشتند. سنگی به اندازه غیر معمول و با شکلی عجیب برای استفاده در شالوده آورده شده بود. اما کارگران نتوانستند جایی برای آن پیدا کنند و آن را نپذیرفتند. آن سنگ که در مسیرشان غیر قابل استفاده بود، برایشان آزار دهنده بود. برای مدتی آن سنگ به صورت رها شده، باقی ماند.


اما زمانی که کارگران به ساختن کنج رسیدند، برای مدت طولانی به دنبال سنگی با اندازه و قدرت کافی و شکل مناسب گشتند تا فضای مورد نظر را پر کند و وزنی را که بر روی آن خواهد بود را تحمل نماید... اما در نهایت توجهشان به سنگی که مدت ها بی استفاده مانده بود، جلب شد... سنگ پذیرفته، و برای قرار دادن در جای خود آورده شد و معلوم شد که دقیقاً مناسب آنجا بوده است.






بهای فیض


مژده بسیار خوب کتاب مقدس این است که ما توسط خدایی با محبت خلق شده ایم، که از طریق قربانی شدن عیسی بر روی صلیب، راهی برای خلاص شدن همگی ما از این آشفتگیِ گناه و مرگ، مهیا نموده است. این موضوعی است که به گونههای متفاوت در کل کتاب مقدس وجود دارد. ما می توانیم آن را در تمثیل های زیر که توسط عیسی بیان شدند، نیز ببینیم.


آیات ۱ تا ۱۵ باب ۲۲ متی را بخوانید. این تمثیل درباره نجات به واسطه ایمان چه میآموزد؟


هر قدر هم که این تمثیل ناملایم به نظر برسد، مهم است به یاد داشته باشیم که مسائل مهمی است که در مخاطره هستند: زندگی ابدی یا نابودی ابدی برای همه انسان ها. در مقابل چه چیز دیگری واقعاً اهمیت دارد؟


وقتی که به صلیب و بهای آن برای خدا به منظور فراهم نمودن نجات برای بشریت، نگاه می کنیم، باید بتوانیم میزان وسعت عمق و مبهم بودن این مسایل را ببینیم. ما درباره فردی از الوهیت ابدی سخن میگوییم که بار خشم و غضب کامل خدا علیه گناه را بدوش میکشد. موضوع نمیتواند از این جدیتر بشود. اگر این موضوعی است که ما در ابدیت مطالعه خواهیم کرد، جای تعجب ندارد که به سختی بتوانیم آن را درک کنیم.


از این رو، این کلمات قدرتمند و قطعی را در این تمثیل داریم. خدا اینگونه تدارک دیده است که همه جزئی از جشن عروسی باشند (مکاشفه یوحنا باب ۱۹ آیه ۷ را ببینید)؛ هر آنچه که لازم بوده است، با بهایی ژرف که هیچ تمثیلی نمیتواند آن را عادلانه آشکار سازد، با بزرگواری فراهم شده بود. اینکه مردمی که به عروسی دعوت شده بودند، در واقع آن را به مسخره گرفته و به دنبال کار خود رفتند، بسیار بد بود. بدتر اینکه بعضی حتی کسانی که برای دادن دعوت بزرگوارانه آمده بودند را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس وجود پاسخی قطعی تعجبی ندارد.


معنی “ردای عروسی” چیست؟ مکاشفه یوحنا باب ۱۹ آیه ۸ را نیز ببینید.


جامه نشان دهنده عدالت مسیح است، عدالتی که در زندگی و اعمال مقدسین نمایان شده است. مرد بدون جامه نمایانگر مسیحیان پیشبینی شدهای بود که امتیاز فیض و نجات را مطالبه کرده اما اجازه ندادهاند، انجیل زندگی و سرشت ایشان را تغییر دهد. برای تمام کسانی که دعوت شده بودند، همه نوع تدارکی با بهایی سنگین مهیا شده بود. پس همانطور که این تمثیل نشان میدهد، چیزی بیشتر از صرفاً ظاهر شدن در مقابل در، برای ورود به ملکوت خدا لازم است.




تفکری فراتر:


عنوان روزنامه لندن چنین بود: “زنی در آپارتمانش به مدت سه سال مرده بود: اسکلت زنی به نام جویس بر روی مبل مقابل تلویزیون که هنوز روشن بود، پیدا شد.”


به مدت سه سال در آپارتمانی در لندن مرده بود و هیچ کس دلش برای او تنگ نشده بود؟ هیچ کس تماس نگرفته بود که حالش را جویا شود؟ چطور ممکن است چنین چیزی آن هم در عصری که ارتباطات حد و مرزی ندارند، اتفاق بیافتد؟ هنگامی که خبر برای نخستین بار پخش شد، کل جهان را تحت تاثیر قرار داد و بویژه مردم لندن را حیرت زده کرد. چطور ممکن بود او برای چنین مدت طولانی مرده باشد و هیچ کس از این موضوع خبر نداشته باشد؟ با این وجود ما همگی بدون امید و وعده انجیل و نجات که با بهای گزافی برای ما فراهم شده است، مانند زن بیچاره اهل لندن، محکوم به فراموش شدن هستیم. اما این شرایط بدتر است، زیرا کسی وجود نخواهد داشت که ما را پیدا کند یا حتی پس از سه سال یا سه میلیارد سال از آن واقعه، برای ما سوگواری کند. اتفاق نظر علمی کنونی این است که دیر یا زود همه کیهان نابود خواهد شد و در چیزی که “مرگ گرمای کیهانی” نامیده می شود، ناپدید خواهد شد. اما صلیب به ما می گوید که این دیدگاه نادرست است؛ ما می توانیم به جای گمنامی ابدی، وعده حیات ابدی در آسمان و زمین جدیدی داشته باشیم. با چنین چشمانداز فوق العاده و باورنکردنی در برابرمان، چگونه ممکن است نتوانیم بیاموزیم که اجازه ندهیم کسی و یا چیزی در مسیر آنچه در عیسی به ما وعده داده شده است، قرار بگیرد؟




درس یازدهم


۴ تا ۱۰ ژوئن


رویدادهای آخر زمان






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: خروج باب ۱۹ آیات ۵ و ۶؛ متی باب ۲۳؛ یوحنا باب ۱۲ آیات ۲۰ تا ۲۶؛ متی باب ۲۴؛ یوحنا باب ۱۴ آیات ۱ تا ۴؛ تسالونیکیان اول باب ۴ آیه ۱۶.


آیه حفظی: “و هر که خود را بلند کند، پست گردد و هر که خود را فروتن سازد سرافراز گردد.” (متی باب ۲۳ آیه ۱۲).


آمدن دوباره عیسی اوج ایمان مسیحیت است. نخستین ظهور عیسی و مردنش بر روی صلیب پیشدرآمد بازگشت اوست. ظهور، بدون آمدن نخستین نمی توانست اتفاق بیافتد و نخستین ظهور بدون بازگشت دوباره بی معنی است. هر دو به طور جدایی ناپذیری با یکدیگر مرتبط هستند، اگر چه در زمانهای متفاوتی اتفاق میافتند، اما زمان نجات بشریت و پایان نبرد بزرگ یکسان است. آمدن نخستین کامل و تمام شده است؛ اکنون ما با اشتیاق و علاقه منتظر ظهور دوم هستیم.


این هفته به آنچه در باب ۲۳ متی بیان شده است، درخواست نهایی عیسی از برخی رهبران یهودی برای توبه کردن و قبول او به عنوان تنها امید نجاتشان، نگاهی خواهیم انداخت. پس از آن در باب ۲۴ متی عیسی به این پرسش درباره وقایعی که قبل از آمدن دوباره اش آشکار خواهند شد، پاسخ داد. در اینجا عیسی تصویری نسبتا جدی ارائه می کند که نابودی اورشلیم را با چیزی که قبل از بازگشت او اتفاق خواهد افتاد، مربوط می سازد.


و با این وجود مهم نیست که شرایط تا چه حد دشوار بشود، به عنوان مثال جنگ، قحطی، خیانت، ما با وعده “آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت و جلال عظیم میآید” (متی باب ۲۴ آیه ۳۰) بجا مانده ایم. به عبارت دیگر، با وجود محنت و رنج، ما دلایل بسیاری برای شادی کردن داریم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۱ ژوئن آماده شوید.




راهنمایان نابینا


این خود عیسی بود که با دستی توانمند و بازویی افراشته، فرزندان اسرائیل را به سوی اورشلیم راهنمائی کرده بود. او آنها را بر بال عقاب از مصر خارج نمود و به نزد خود آورد “همانا خزانة خاص من از جمیع قومها خواهید بود. زیرا که تمامی جهان، از آن من است. و شما برای من مملکت کهَنه و امتِ مقدس خواهید بود” (خروج باب ۱۹ آیات ۵ و ۶).


در یک مفهوم، عیسی بر کوه زیبایی به نام سینا به اسرائیل پیشنهاد کرده بود. باب ۲۴ خروج می گوید که مشایخ و رهبران “بالا رفتند و خدای اسرائیل را دیدند، و زیر پایهایش مثل صنعتی از یاقوت کبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا... خدا را دیدند و خوردند و آشامیدند” (خروج باب ۲۴ آیات ۹ تا ۱۱). مسیح جام عهد خود را به اسرائیل عرضه نمود، مانند مردی که جامش را به زنی که قرار است با او ازدواج کند و آینده خوبی برایش بسازد، میدهد. اسرائیل جام را دریافت نمود و گفت، آری ما می خواهیم تا ابد با تو در سرزمین موعود زندگی کنیم.


با این پیش زمینه در ذهن باب ۲۳ متی را بخوانید. عیسی به رهبران اسرائیل چه می گوید؟ چه هشداری داده میشود؟ مهمتر اینکه، ما چه درس هایی می توانیم درباره سرزنش هایی که عیسی به طور خاص به آنها داد، بیاموزیم؟ چگونه می توانیم اطمینان یابیم که ما نیز چنین اشتباهی انجام ندهیم؟


باب ۲۳ متی آخرین درخواست نا امیدانه عیسی برای مصالحه با محبوب خود بود. اما محبوبش او را ترک نمود. عیسی تصمیم او را پذیرفت و برای آخرین بار از خانه ایشان - معبد - خارج شد “اینک خانه شما برای شما ویران گذارده میشود” (متی باب ۲۳ آیه ۳۸). وقتی عیسی معبد را ترک نمود، آنجا دقیقاً مانند بیابانی که او در ابتدا آنها را از آن نجات داده بود، متروک، خالی و ویران شد.


تحولی بزرگ در تاریخ نجات در شرف اتفاق افتادن بود و این رهبران و کسانی را که به فریب هدایت می کردند، قرار بود آن را از دست بدهند. در همین حال بسیاری دیگر، یهودی و به زودی غیر یهودی که رهبری روح القدس را پذیرا بودند، به کار خوب و فراخوانی اسرائیل ادامه می دادند. آنها نسل حقیقی ابراهیم می شدند. “و بر حسب وعده، وارث هستید” (غلاطیان باب ۳ آیه ۲۹). ما نیز امروزه جزئی از آن مردم با همان فراخوانی الهی هستیم.




نشانههای پایان جهان


پس از آنکه عیسی برخی از رهبران یهودی که او را نپذیرفته بودند را سرزنش نمود، آیات ۲۰ تا ۲۶ باب ۱۲ یوحنا تقاضای جالب توجهی را ارائه می دهند. به مسیح درباره غیر یهودیانی گفته شد که می خواستند “عیسی را ببینند”. پیش از آن، این غیر یهودیان ابتدا درخواستشان را با یهودیان که به عیسی وفادار بودند، مطرح نمودند. خیلی زود چیزی مشابه در مقیاسی بسیار بزرگتر اتفاق خواهد افتاد: در حالی که بعضی از یهودیان عیسی را نخواهند پذیرفت، سایرین عوامل اصلی خواهند شد که بواسطه آنها، تعداد زیادی غیر یهودی با مسیح آشنا خواهند شد. چقدر جالب توجه که این پیشنهاد دقیقاً پس از آنکه عیسی به رهبران فرمود که خانهشان متروک باقی خواهد ماند، مطرح شد. به راستی چیز قدیمی جای خود را به چیز جدید خواهد داد، به طوری که همواره قصد خدا چنین بوده است: نجات یهودیان و همچنین غیر یهودیان.


عیسی در آیات ۱ تا ۱۴ باب ۲۴ متی چه نوع تصویری هم برای ایمانداران با وفا و هم به طور کلی برای جهان ارائه می دهد؟


عیسی این پاسخ را به پرسش های مربوط به نشانه های آمدن دوباره اش و پایان جهان می دهد. “عیسی با جدا کردن نابودی اورشلیم و روز بزرگ آمدنش، به حواریونش پاسخ نداد. بلکه او شرح این دو واقعه را با هم مخلوط کرد. اگر او برای حواریونش، رویدادهای آینده را چنان که دید آشکار میکرد، ممکن بود آنها نتوانند تحمل کنند. او به عنوان رحمتی برای حواریونش توضیح دو واقعه را ترکیب نمود و اجازه داد آنها خود مفهوم آن را مطالعه کنند... این بحث کامل تنها برای حواریون داده نشده بود، بلکه برای کسانی که می باید در آخرین روزهای تاریخ این زمین زندگی کنند نیز داده شده است.” – الن جی. هوایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 628


یک چیز در پاسخ عیسی بسیار واضح است: وقایعی که به بازگشت او منتهی می شوند، خوشایند نخواهند بود. عیسی هیچگونه مدینه فاضله و یا صلح هزار ساله زمینی را پیش بینی نمی کند. جنگ، خیانت، بلایای طبیعی، آزار و اذیت کلیسا، مسیح های دروغین و حتی برادران دینی دروغین. مثبت ترین چیزی که در اینجا به تصویر کشیده شد، این وعده است که “بشارتِ ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد” (آیه ۱۴).






نابودی اورشلیم


آیات ۱۵ تا ۲۲ باب ۲۴ متی را بخوانید. در اینجا عیسی درباره چه چیزی سخن می گوید؟ بار دیگر او چه نوع تصویری در پاسخ به پرسش هایی که از او پرسیده شد، ارائه می کند؟


“مکروهِ ویرانی” عموماً به عنوان نوعی توهین به مقدسات و حتک حرمت به آنچه که مقدس بود، شناخته می شد. عیسی به وضوح درباره نابودی اورشلیم که در سال ۷۰ پس از میلاد اتفاق افتاد، صحبت می کند. همان طور که دیروز دیدیم، عیسی این رویداد را با وضع جهان در زمان پیش از آمدنش، ترکیب می کند. مسیح در اورشلیم نمادی از سخت شدن جهان در سرکشی و بی ایمانی را دید که به سرعت به دنبال داوری کیفری خدا بود. – الن جی. هوایت، Ellen G. White, The Great Controversy, p. 22


با این حال در میان ویرانی، خداوند به دنبال نجات کسانی است که این امکان برایشان وجود دارد. در لوقا، عیسی در حقیقت به حواریون می گوید که پیش از ویرانی فرار کنند: “و چون بینید که اورشلیم به لشکرها محاصره شده است، آنگاه بدانید که خرابی آن رسیده است. آنگاه هر که در یهودیه باشد، به کوهستان فرار کند و هر که در شهر باشد، بیرون رود و هر که در صحرا بود، داخل شهر نشود. زیرا که همان است ایام انتقام، تا آنچه مکتوب است تمام شود” (لوقا باب ۲۱ آیات ۲۰ تا ۲۲).


هنگامی که مسیحیان اورشلیم دیدند چنین اتفاقی افتاد، طبق دستور عیسی، گریخته و از شهر بیرون رفتند و این در حالی است که اکثر یهودیان به جا مانده و نابود شدند. تخمین زده شده است که بیش از یک میلیون یهودی در طول محاصره اورشلیم جان باختند و بیش از ۹۷۰۰۰ نفر به اسارت برده شدند. “با این وجود، در مهلتی موقت، هنگامی که رومیان محاصره اورشلیم را به طور غیر منتظره ای ترک نمودند، همه مسیحیان فرار کردند و گفته شده است که حتی یک نفر آنها هم جان خود را از دست نداد. مکان فرار آنها پلا شهری در کوهپایه شرق رود اردن، حدود بیست و هفت کیلومتر در جنوب دریاچه جلیل بود.” – The SDA Bible Commentary, vol. 5, p. 499






ظهور دوباره عیسی


پاسخ عیسی در باب ۲۴ متی مربوط بود به “نشان آمدن تو” (آیه ۳)؛ یعنی درباره آمدن مسیح برای سلطنت.


عیسی چه هشدارهای دیگری در مورد حوادث قبل از بازگشتش می دهد و این در تاریخ چگونه دیده شده است؟ متی باب ۲۴ آیات ۲۳ تا ۲۶.


این عیسی است که از منظر دنیوی تنها واعظ دورهگردی از اهالی جلیل است که پیروان اندکی دارد و با این حال پیشبینی می کند که بسیاری به نام او با این ادعا که خود او هستند، خواهند آمد؟ به طور حتم این دقیقاً چیزی است که طی قرن ها و حتی در روزگار ما، اتفاق افتاده است، واقعیتی که شواهد قوی تری درباره حقیقت کلام خدا به ما می دهد.


آیات ۲۷ تا ۳۱ باب ۲۴ متی را بخوانید. بازگشت دوباره عیسی چگونه توضیح داده شده است؟ هنگامی که او بیاید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟


عیسی پس از این هشدار که بسیاری که مدعی مسیح بودن هستند، خواهند آمد، توضیح می دهد که بازگشتش حقیقتا چگونه خواهد بود.


اول، بازگشت دوباره عیسی شخصی و واقعی است. این خود عیسی است که به زمین باز می گردد. “خود خداوند ... از آسمان نازل خواهد شد” (تسالونیکیان اول باب ۴ آیه ۱۶) تکذیب آشکاری است در مورد آنهایی که می گویند بازگشت مسیح، کمال مطلوب و به طور ساده، دوره جدید در تاریخ بشریت است. بازگشت او مانند رعد و برقی در سراسر آسمان قابل مشاهده خواهد بود. “هر چشمی او را خواهد” (مکاشفه یوحنا باب ۱ آیه ۷). تصویر کرنا نشان میدهد که آمدن عیسی، پر هیاهو خواهد بود، آنچنان که حتی مردگان را نیز زنده خواهد کرد! مهمتر از همه آنکه اگر آمدن نخستین عیسی فروتنانه بود، در بازگشتش او به عنوان پادشاه پیروز بر همه دشمنانش، خواهد آمد (مکاشفه یوحنا باب ۱۹ آیه ۱۶)، پیروز بر همه دشمنان خودش و دشمنان ما (قرنتیان اول باب ۱۵ آیه ۲۵).






نگهبانی کردن


آمدن دوباره عیسی اوج تمام امیدهای مسیحی است؛ تحقق همه وعده های داده شده است. بدون آن چه می شود؟ ما نیز مانند سایرین، پس از مرگ در زیر زمین خواهیم پوسید. بدون آمدن دوباره عیسی و تمامی استلزاماتش، هر چیز دیگر در مورد ایمانمان دروغ و نمایشی مسخره خواهد بود، همه چیزهایی که منتقدان و مخالفان، خلاف آن را مدعی شده اند.


پس جای تعجب ندارد که بعضی از مسیحیان در انتظار مشتاقانه بازگشت مسیح، برای بازگشتش زمان تعیین کرده اند. در نهایت، چیزهای زیادی به آن بازگشت وابسته هستند. بدون شک، همانطور که می دانیم، هر تاریخی که در گذشته برای بازگشت مسیح تعیین شده است، اشتباه بوده است.


آیات ۳۶ و ۴۲ باب ۲۴ متی، چگونه دلیل در اشتباه بودن تعیین کنندگان زمان را توضیح می دهند؟


دقیقاً از آنجایی که نمی دانیم چه زمانی مسیح باز خواهد گشت، به ما گفته شده است که باید آماده باشیم و “هوشیار باشیم”.


آیات ۴۲ تا ۵۱ باب ۲۴ متی را بخوانید. عیسی در اینجا درباره مفهوم هوشیار بودن و آماده بودن برای ظهور دوم چه می گوید؟


عیسی صریح است: ما نمی دانیم او چه زمانی باز خواهد گشت. در حقیقت، او زمانی خواهد آمد که ما انتظارش را نداریم. بنابراین ما باید همیشه برای بازگشت او آماده باشیم. ما باید به گونهای زندگی کنیم که گویا هر لحظه ممکن است او بیاید، حتی اگر ما زمان آن را نمی دانیم. این تفکر که، بسیار خوب او برای مدتی طولانی نخواهد آمد؛ از این رو من می توانم هر کاری دلم می خواهد انجام بدهم، دقیقا نگرشی است که عیسی درباره آن به ما هشدار داده است. ما باید به دنبال وفادار بودن باشیم، زیرا ما خداوند را دوست داریم و می خواهیم بدون در نظر گرفتن زمان بازگشتش، کاری را که در نظر او درست است، انجام بدهیم. علاوه بر این نیز، با تمام آیاتی که در مورد داوری هشدار می دهند، به خصوص در برابر کسانی که با دیگران بد رفتاری می کنند، زمان آمدن دوباره مسیح واقعاً اهمیتی ندارد. دیر یا زود، داوری فرا خواهد رسید.






تفکری فراتر:


در زمینه وقایع بیان شده در باب ۲۴ متی، عیسی همچنین فرمود “هرآینه به شما میگویم تا این همه واقع نشود، این طایفه نخواهد گذشت” (آیه ۳۴). این آیه منجر به ابهام شده است، زیرا بدیهی است که همه این چیزها خلال زمان یک نسل اتفاق نیفتاده اند. دکتر ریچارد لهمن (Dr. Richard Lehmann) نویسنده The Handbook of Seventh-day Adventist Theology می گوید که واژه یونانی که “طایفه” ترجمه شده است مربوط به واژه عبری dôr است که اغلب برای معین کردن گروه و یا دسته ای از مردم مانند “نسلی گردن کش و فتنه انگیز” (مزامیر باب ۷۸ آیه ۸) استفاده شده است. از این رو، عیسی از این واژه برای به تصویر کشیدن زمان و تاریخ استفاده نمی کرد، بلکه برای نشان دادن دسته ای از مردم شریر از آن بهره می برد. “... (متی باب ۱۲ آیه ،۹؛ باب ۱۶آیه ۴؛ مرقس باب ۸ آیه ۳۸)” –


Handbook of Seventh-day Adventist Theology (Hagerstown: Review and Herald ® Publishing Association, 2000), p. 904


به عبارت دیگر، شرارت تا پایان زمان و آمدن دوباره عیسی باقی خواهد ماند.




درس دوازدهم


۱۱ تا ۱۷ ژوئن


روزهای پایانی عیسی






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: متی باب ۲۶ آیات ۱ تا ۱۶؛ لوقا باب ۱۲ آیه ۴۸؛ متی باب ۲۶ آیات ۱۷ تا ۱۹؛ قرنتیان اول باب ۵ آیه ۷؛ متی باب ۲۶ آیات ۳۶ تا ۴۶، آیات ۵۱ تا ۵۷.


آیه حفظی: “همه شما امشب درباره من لغزش میخورید” (متی باب ۲۶ آیه ۳۱).


در این درس، عیسی اکنون وارد آخرین لحظاتش قبل از رفتن بر روی صلیب می شود. این آغاز رویارویی جهان و حتی کائنات با حیاتیترین لحظه تاریخ پیدایش است.


از وقایعی که این هفته به آنها خواهیم پرداخت، میتوان درس های بسیاری فرا گرفت، اما بیایید همان طور که مطالعه خواهیم کرد، بر روی یک چیز تمرکز کنیم و آن آزادی و اراده آزاد است. توجه کنید که چگونه شخصیتهای مختلف، از موهبت بزرگ و پر بهای آزادی استفاده کردند. به عواقب قدرتمند و حتی ابدی روشهای مختلف از استفاده از این موهبت، توجه کنید.


پطرس، یهودا و آن زن صاحب جعبه مرمرین همگی باید تصمیماتی می گرفتند. اما مهمتر از همه، عیسی نیز باید تصمیماتی می گرفت و بزرگترین آنها رفتن بر روی صلیب بود، حتی اگر طبیعت انسانی او بر خلاف آن ناله کرده بود: “ای پدر من اگر ممکن باشد این پیاله از من بگذرد، لیکن نه به خواهش من بلکه به اراده تو” (متی باب ۲۶ آیه ۳۹).


کنایه در اینجا باور نکردنی است: موهبت اراده آزاد که ما از آن سو استفاده کردیم، عیسی را به این لحظه رساند، جایی که او - با استفاده از اراده آزاد خویش - باید انتخاب می کرد که ما را از نابودی که نتیجه نهایی سو استفاده از اراده آزادمان بود، نجات بدهد یا ندهد.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۸ ژوئن آماده شوید.




کاری زیبا


اینک ما وارد روزهای پایانی زندگی عیسی بر روی زمین می شویم. او هنوز باید بر روی صلیب برود، دوباره زنده شود و خود را کاملاً به عنوان نجات دهنده مصلوب و قیام کرده زمین، آشکار سازد. با این وجود، بسیاری از کسانی که پیرو مسیح و قدردان و دوستدار او بودند، همچنان چیزهای زیادی برای یاد گرفتن درباره هویت و کارهایی که او قرار بود برای ایشان انجام دهد، داشتند. با نگاهی به گذشته و با داشتن نوشته های کتاب مقدس، بخصوص توضیحات قدرتمند پولس درباره مرگ کفارهای عیسی، ما نسبت به پیروان عیسی در آن زمان، درباره کاری که عیسی قرار بود برای ما انجام بدهد، بسیار بیشتر می دانیم.


با این پیش زمینه در ذهن، آیات ۱ تا ۱۶ باب ۲۶ متی را بخوانید. اهمیت این هدیه گرانبها چیست و باید درباره ارتباطمان با عیسی، چه چیزی به ما بیاموزد؟


به این توجه کنید که متی چگونه روایت تدهین پاهای عیسی را (که احتمالاً پیش از ورود پیروزمندانه اتفاق افتاد) در میان شکل گیری توطئه قتلش قرار می دهد. در حالی که بعضی از مردم قوم خودش، نقشه آسیب رساندن به او را میکشیدند، دیگران محبت و ارادتی نامحدود را نثار او می کردند، مانند کاری که مریم با “شیشهای عطر گرانبها” (آیه ۷) انجام داد.


در حالی که حواریون برای اسراف شدن تأسف می خوردند، عیسی کاری که آن زن انجام داد را “زیبا” خواند. با این کار بسیار عجیب ظاهری، آن زن احساس حقیقی عمیق در قلبش نسبت به عیسی را نشان می داد. اگر چه او به طور حتم از همه اتفاقات آینده و یا مفهوم آنها با خبر نبود، اما آن قدر متوجه شد که بداند بسیار به عیسی مدیون است؛ و از این رو، می خواست به بیشترین شکل جبران کند. شاید او سخنان عیسی را شنیده بود که فرمود “به هر کسی که عطا زیاده شود، از وی مطالبه زیادتر گردد” (لوقا باب ۱۲ آیه ۴۸). در عین حال حواریون که بدون شک بسیار بیشتر از آن زن کارهای عیسی را دیده بودند، نکته اصلی را فراموش کرده بودند.


“آن عطر نمادی از قلب مالامال شکرگزاری بخشنده آن بود. این نمایشی ظاهری از محبتی تجلی یافته از نهرهای آسمان بود تا زمانی که سر ریز می شد و آن عطر مریم که حواریون اسراف خواندند، هزاران بار در قلب های مستعد دیگران تکرار می شود.” – الن جی. هوایت، Ellen G. White, The SDA Bible Commentary, vol. 5, p. 1101






عهد جدید


آیات ۲۷ تا ۱۹ باب ۲۶ متی را بخوانید. چرا بسیار مهم است که در زمان عید فصح بود؟ خروج باب ۱۲ آیات ۱ تا ۱۷ و قرنتیان اول باب ۵ آیه ۷ را نیز ببینید.


روایت کتاب خروج بدون شک روایتی از نجات و رستگاری است - کاری که خدا برای کسانی که خود از آن ناتوان بودند، انجام می دهد. چه نماد مناسبی برای آنچه که عیسی قرار بود خیلی زود برای همه ما انجام دهد!


آیات ۲۶ تا ۲۹ باب ۲۶ متی را بخوانید. عیسی به حواریونش چه چیزی می گوید؟ کلام او امروزه برای ما چه معنایی دارد؟


عیسی توجه آنها را به معنای عمیقتر عید فصح جلب می نمود. رهایی از مصر، ابراز فوق العاده ای از قدرت و بزرگی خدا بود اما در انتها کافی نبود. این نجاتی نبود که عبرانیان و یا هیچ یک از ما واقعاً به آن نیاز داشتیم. ما به آن رستگاری که در عیسی است، نیازمندیم: زندگی ابدی. “از این جهت او متوسط عهد تازه ایست تا چون موت برای کفاره تقصیرات عهد اول بوقوع آمد خوانده شدگان وعده میراث ابدی را بیابند” (عبرانیان باب ۹ آیه ۱۵). عیسی آنها را متوجه معنای واقعی شراب و نان می سازد؛ همه آنها اشاره به مرگ او بر روی صلیب داشت.


بنابراین بر خلاف قربانی کردن حیوانات که اشاره به مرگ عیسی داشت، شرکت در مراسم عشای ربانی ما، اشاره به آن مینماید. در هر مورد، رموز عیسی بر روی صلیب را به ما خاطر نشان می کنند.


و با این وجود، صلیب پایان داستان نیست. وقتی که عیسی به حواریون می گوید که از میوه تاک نخواهد نوشید “تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود، تازه آشامم” (متی باب ۲۶ آیه ۲۹). او توجه آنها را به آینده، آمدن دوباره خود و فراتر از آن معطوف می کند.






جتسیمانی


در طول هفته فصح، کاهنان هزاران هزار بره را در معبد، بر بالای درّه کیدرون قربانی می کردند. خون بره ها به قربانگاه می ریخت و سپس از مجرایی، به درون جویباری که از دره کیدرون می گذشت، می ریخت. آن جویبار از خون بره ها قرمز می شد. عیسی و حواریونش در مسیرشان به سمت باغ جتسیمانی، از روی آن می گذشتند.


آیات ۳۶ تا ۴۶ باب ۲۶ متی را بخوانید. چرا تجربه جتسیمانی برای عیسی بسیار دشوار بود؟ واقعاً چه اتفاقی در آنجا در حال افتادن بود؟


زمانی که عیسی دعا کرد آن جام از او بگذرد، این مرگ جسمانی نبود که از آن وحشت داشت. آنچه که عیسی از آن وحشت داشت، جدایی از خدا بود. عیسی می دانست برای اینکه برای ما گناه شود، به جای ما بمیرد و غضب خدا بر ضد گناه را خود تحمل کند، باید از پدرش جدا شود. نقض قانون مقدس خدا چنان جدی بود که مرگ فرد خاطی را می طلبید. عیسی دقیقاً به این دلیل آمد که ما را از آن مرگ نجات داده و خود به جای ما بمیرد. این چیزی است که عیسی و ما در معرض خطرش قرار داشتیم.


“روح مسیح به دلیل وجود مسائل مربوط به نبرد، پر از وحشت جدایی از خدا بود. شیطان به او گفت که اگر ضامن جهان گناهکار بشود، آن جدایی ابدی خواهد بود. او با پادشاهی شیطان همرنگ میشد و هرگز دیگر با خدا نخواهد بود ... لحظه وحشتناک فرا رسیده بود - لحظه ای که عاقبت جهان را تعیین می نمود. سرنوشت بشریت در میزان به لرزه افتاد. مسیح حتی ممکن است اینک جام مخصوص مرد گناهکار را ننوشد. هنوز آنقدر دیر نشده بود. او میتوانست عرق خونین پیشانیاش را پاک کند و بشر را رها کند تا در شرارت خود نابود شود. میتوانست بگوید، بگذار خطاکار جزای گناهش را دریافت کند و من نزد پدرم باز خواهم گشت. آیا پسر خدا جام تحقیر و عذاب را خواهد نوشید؟ آیا بیگناه از عواقب نفرین گناه برای نجات گناهکار، رنج خواهد کشید؟” – الن جی. هوایت،


Ellen G. White, The Desire of Ages, pp. 687, 690






یهودا نفسش را میفروشد


داستان یهودا تا چه حد غمانگیز است. اگر او قبل از آخرین سفر خود به اورشلیم میمرد، ممکن بود در میان محترمترین قهرمانان تاریخ مقدس قرار میداشت. شاید کلیساهایی با نام او، نامگذاری میشدند. در عوض، نام او تا ابد با خیانت و پیمانشکنی پیوند خورد.


یوحنا باب ۶ آیه ۷۰ و لوقا باب ۲۲ آیه ۳ را بخوانید. این آیات چگونه در تشریح کارهای یهودا کمک میکنند.


به طور حتم، مقصر دانستن شیطان برای آنچه یهودا انجام داد، مانعی ندارد، اما این اجتناب از سؤال است که چه چیزی در یهودا وجود داشت که شیطان را قادر ساخت او را به سوی چنین خیانتی بکشاند؟ از این گذشته، حتی گفته شده بود که شیطان قصد داشت پطرس را نیز فریب دهد (لوقا باب ۲۲ آیه ۳۱ را ببینید). با این حال، تفاوت باید در این بوده باشد که یهودا از تسلیم کامل خود به خداوند مضایقه کرد؛ او باید حتماً به گناه و یا نقص شخصیتی متمایل بوده باشد که شیطان را قادر ساخت در او نفوذ کند و او را وادار به انجام آن کار بکند. بار دیگر، یکی دیگر از عواقب قدرتمند انتخاب آزاد را میبینیم.


متی باب ۲۶ آیات ۴۷ تا ۵۰ و باب ۲۷ آیات ۱ تا ۱۰ را بخوانید. ما باید چه درسهایی از روایت غمانگیز یهودا بیاموزیم؟


در آیات ۴۷ تا ۵۰ باب ۲۶ متی هدایت دستهای از سربازان (حدود ۶۰۰ سرباز)، کاهنان اعظم و مشایخ توسط یهودا را میبینیم. چه لحظه قدرتمند فوقالعادهای برای یهودا است! وقتی شما چیزی را دارید که مردم واقعاً میخواهند، مانند یهودا در اینجا دارای قدرت قوقالعادهای میشوید. دست کم تا وقتی که آنچه آنها میخواهند را داشته باشید، مشکلی وجود ندارد. اما اگر آنها فقط به خاطر آنچه که دارید برای شما اهمیت قائل باشند و در نهایت چیزی که میخواهند را از شما بگیرند، دیگر به شما نیازی نخواهند داشت. در عرض چند ساعت، یهودا تنها و بی چیز خواهد شد.


درس مهم دیگر، بر چیزی تمرکز دارد که یهودا نفسش را برای آن از دست داد. سی سکه نقره؟ امروزه، این مقدار با توجه به نوع سکه نقرهای که مد نظر بوده است، حدوداً به اندازه یک تا چهار ماه دستمزد تخمین زده شده است. حتی اگر این مقدار ده یا صد برابر هم بود، ببینید که چه نتیجهای برای یهودا داشت! و همانطور که روایت نشان میدهد، حتی آن مقدار را نیز از دست داد. فرصت لذت بردن از آن را نیافت؛ در عوض، سکهها را جلوی پای همانهایی که آنها را به او داده بودند، ریخت. چه مثال قدرتمندی از اینکه چگونه در انتها، هر چیزی که باعث روی گرداندن ما از عیسی شود، هر چیزی که باعث از دست رفتن روحمان بشود، به اندازه بی استفاده بودن آن پول برای یهودا خواهد شد. یهودا بسیار به زندگی ابدی نزدیک بود؛ و با این حال انتخاب کرد که آن را برای هیچ از دست بدهد.




انکار کردن پطرس


عیسی از پیش درباره انتخاب آزادانه یهودا برای خیانت به او با خبر بود، یکی از نمونه های بسیار کتاب مقدس که نشان می دهد دانش از پیش خدا در مورد انتخاب های آزاد ما به هیچ وجه دخالتی در آزادی آن تصمیمات ندارد. و او نه تنها از خیانت یهودا با خبر بود بلکه میدانست پطرس با وجود دلیری اش، در لحظه ای بسیار مهم فرار کرده و او را انکار خواهد نمود.


آیات ۵۱ تا ۷۵ باب ۲۶ متی را بخوانید. به نظر شما چرا پطرس عیسی را انکار نمود؟


اغلب ما فکر می کنیم پطرس تنها به دلیل اینکه وحشت کرده بود، عیسی را انکار کرد. اما این همان پطرس بود که (بر اساس یوحنا باب ۱۸ آیه ۱۰) شجاعت این را داشت که بر روی سربازان رومی شمشیر بکشد! پطرس مایل بود که در شکوه جلال خارج شود، تا این که عیسی مانع او شد.


بنابراین چه چیزی در پطرس از زمان شمشیر زدنش تا اندکی بعد که انکار کرد عیسی را میشناسد، تغییر کرد؟ چرا او گفت که یکی از حواریون نیست؟ چرا پطرس می گوید “این مرد را نمیشناسم” (متی باب ۲۶ آیه ۷۲)؟


شاید به این دلیل بود که پطرس متوجه شد که آن مرد را نمی شناسد، نمیدانست آمدنش برای چه بوده است و نمیدانست دستگیری اش به چه مفهوم بوده است. بنابراین در لحظه ای از اضطراب، او انکار می کند که هرگز عیسی را می شناخته است. شاید زمانی که پطرس متوجه شد کاری که عیسی انجام می دهد را درک نمی کند، او را انکار نمود. او وقتی که آنچه فکر نمی کرد عیسی از دست میدهد را دید، نا امید شد. پطرس به جای اینکه ایمانش را کاملاً در عیسی بگذارد، حتی با وجود همه نشانه های باور نکردنی که دیده بود و با وجود اعتراف شجاعانه اش به مسیح موعود بودن عیسی (متی باب ۱۶ آیه ۱۶)، بیشتر به شعور خود ایمان داشت. انکار پطرس باید این را به ما بگوید که تمام معجزات و نشانه های این جهان تا زمانی که قلب هایمان کاملاً تسلیم خدا نشوند، نمی توانند ما را وفادار به خدا نگه دارند.






تفکری فراتر:


در سال ۱۹۵۹ دو فرد اوباش وارد خانه ای در شهر کانزاس شده و پدر و مادر و دو فرزند نوجوانشان را به قتل رساندند. قبل از اینکه قاتلان پیدا بشوند، برادر مرد مقتول این نامه را به روزنامه محلی نوشت. “خشونت در این جامعه از حد گذشته است. من بارها شنیدم که گفتند اگر آن مرد پیدا شد، باید از نزدیکترین درخت آویزان شود. بیایید چنین احساسی نداشته باشیم. دیگر کار انجام شده است و گرفتن یک زندگی دیگر، نمیتواند چیزی را تغییر دهد. در عوض بیایید همان طور که خدا می خواهد، ببخشیم. این درست نیست که در قلبهایمان کینه داشته باشیم. حقیقتاً زندگی کردن در این حالت برای عامل این عمل، بسیار دشوار خواهد بود. او تنها زمانی آرامش ذهنی خواهد یافت که از خدا طلب بخشش نماید. بیایید که ما مانع این امر نشویم و بلکه در عوض دعا کنیم که او آرامش خود را بدست آورد.”


– Truman Capote, In Cold Blood (New York: Modern Library, 2013) p. 124


اگر مجازات اعدام را کنار بگذاریم، در اینجا میتوانیم ابراز قدرتمندی از فیضی را ببینیم که مسیح به همه ما پیشنهاد می کند. حتی پس از انکار غیر قابل توجیه پطرس، مسیح او را بخشید و خدمت بشارت دادن را به او سپرد. “پطرس عیناً اعلام کرده بود که عیسی را نمی شناخت، اما اینک با اندوهی تلخ متوجه شده بود که خداوندش به خوبی او را میشناسد و دقیقاً قلب او را خوانده است، اشتباهی که حتی برای خودش نیز ناشناخته بود.” – الن جی. هوایت، The Desire of Ages, p. 713. عیسی حتی قبل از خود پطرس، از آنچه در قلبش وجود داشت با خبر بود؛ و قبل از پطرس، می دانست او چه کاری انجام خواهد داد. و با این حال، در محبت و رحمتش تغییری ایجاد نشد، با وجود اینکه پطرس فقط می توانست خود را برای اعمالش مقصر بداند. بسیار مهم است که ما بیاموزیم، با مردمی که اشتباهات مشابهی مرتکب می شوند، همان طور که نسبت به خود انتظار داریم، محبت کنیم.




درس سیزدهم


۱۸ تا ۲۴ ژوئن


مصلوب شده و قیام نموده






بعد از ظهر روز سبت


مطالعه این هفته: متی باب ۲۷ آیات ۱۱ تا ۲۶؛ یوحنا باب ۳ آیه ۱۹؛ اشعیا باب ۵۹ آیه ۲؛ متی باب ۲۷ آیات ۴۵ و ۴۶، ۴۹ تا ۵۴؛ عبرانیان باب ۸ آیات ۱ تا ۶؛ متی باب ۲۸ آیات ۱ تا ۲۰.


آیه حفظی: “تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من داده شده است” (متی باب ۲۸ آیه ۱۸).


یک آگهی در مجله بریتانیایی چنین بود که آیا کسی حاضر خواهد شد جسمش را به علم اهدا کند. گفته شده است که دانشمندان مومیایی کردن مصریان را مطالعه می کردند و به دنبال داوطلبی با یک بیماری ناعلاج بودند که آماده اهدای بدنش پس از مرگ باشد.این دانشمندان معتقد بودند که راز مومیایی کردن مصریان را یافتهاند و اینکه جسم “امکاناً به مدت صدها و یا هزاران سال محفوظ خواهد ماند.”


ما به عنوان مردمی مسیحی، لازم نیست نگران محفوظ نگه داشتن اجسادمان باشیم. خدا چیزی بسیار بهتر از آن را به ما وعده داده است. مرگ عیسی که بواسطه آن، او کفاره گناهان ما را داد و سپس رستاخیزش که او “نوبر خوابیدگان شده است” (قرنتیان اول باب ۱۵ آیه ۲۰) - راه را برای اجساد ما هموار نمود، نه برای اینکه جسممان مانند بعضی از فراعنه باستان محفوظ بماند (علاوه بر آن اگر تاکنون برخی از آن جسدها را دیده باشید، می دانید که در هر صورت زیبا نیستند)، بلکه به جسم هایی فاسد نشدنی تبدیل بشویم که تا ابد زندگی خواهند کرد.


این هفته، در آخرین بابهای متی، ما به مطالعه حقایق پایان ناپذیر مربوط به مرگ و رستاخیز خداوندمان و امیدی که این دو واقعه به ما ارائه می دهند، خواهیم پرداخت.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۵ ژوئن آماده شوید.




عیسی یا باراباس


آیات ۱۱ تا ۲۶ باب ۲۷ متی را بخوانید. برخی از پیامدهای عمیق تر تصمیمی که به مردم سپرده شد و تصمیمی که گرفتند، کدامند؟


این باراباس قاتل بود که قرار بود بر روی صلیب میانی مصلوب شود. مجرمان در طرفین آن احتمالاً از همدستان او بودند. باراباس یک نام خانوادگی بود. بار (Bar) به معنی “پسرِ” است درست همان طور که


“Simon bar Jonah” به معنی پسر یونس است یا Bartholomew به معنی “پسر تولومئو” بود. باراباس به معنی ”پسر آباس“ بود - یعنی “پسر پدر”. بسیاری از دست نوشته های نخستین، نام کوچک باراباس را یشوعا (عیسی) ثبت می کنند. یشوعا نامی رایج در آن زمان به معنی “یهوه نجات می دهد”، بود. بنابراین نام باراباس در راستای “یهوه نجات میدهد پسر پدر” بود.


چه مقایسه مضحکی!


“این مرد مدعی شده بود که مسیح موعود است. او مدعی اختیاری برای تعیین نظام متفاوت و اصلاح کردن دنیا شده بود. او تحت توهمی شیطانی، ادعا کرد که هر چیزی را که بتواند از طریق دزدی و سرقت بدست آورد، مال خودش خواهد بود. او از طریق عوامل شیطانی، کارهای فوق العادهای انجام داده بود، پیروانی در میان مردم بدست آورده بود و شورشی در برابر دولت رم بر انگیخته بود. او در زیر پوشش اشتیاق مذهبی، تبهکاری فرومانده و رذل بود که کمر در شورش و ظلم و ستم بسته بود. پیلاطس با دادن حق انتخاب میان این مرد و نجات دهنده بی گناه به مردم، خواست حس عدالت را در آنها بیدار کند. او امید داشت که حس هم دردی ایشان با عیسی را در مقابل کاهنان و حاکمان بدست آورد.” – الن جی. هوایت، Ellen G. White, The Desire of Ages, p. 733


پیلاطس در اشتباه بود. مردم اگر تسلیم به روحالقدس نشده باشند، به ناچار تصمیمات روحانی اشتباه می گیرند، درست همانطور که انبوه مردم در اینجا این کار را انجام دادند. در نهایت، همگی ما باید میان مسیح و باراباس، میان مسیح و جهان سقوط کرده فاسد و میان زندگی یا مرگ انتخاب کنیم. “و حکم این است که نور در جهان آمد و مردم ظلمت را بیشتر از نور دوست داشتند، از آنجا که اعمال ایشان بد است” (یوحنا باب ۳ آیه ۱۹).






جایگزین مصلوب ما


“و از ساعت ششم تا ساعت نهم، تاریکی تمام زمین را فرو گرفت. و نزدیک به ساعت نهم، عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: «ایلی ایلی لَما سبقْتِنی.» یعنی الهی الهی مرا چرا ترک کردی؟” (متی باب ۲۷ آیات ۴۵ و ۴۶). مفهوم این فریاد چیست؟ چگونه دلالت های آن را از لحاظ نقشه نجات متوجه می شویم؟


متی آنچه علمای الهیات “فریاد مترود شدن” نامیده اند را ثبت می کند. مترود شدن، اندیشه رها سازی و ماندن چیزی تنها و نیازمند را بر می انگیزد. در این مورد ما میتوانیم حس رها شدن عیسی توسط پدر را ببینیم. تاریکی که در آن زمان سرزمین را احاطه کرده بود، نمادی از داوری الهی بود (اشعیا باب ۱۳ آیات ۹ تا ۱۶، عاموس باب ۵ آیات ۱۸ تا ۲۰، ارمیا باب ۳ آیه ۱۶)؛ عیسی در خود، عاقبت وحشتناک گناه و جدایی کامل از پدر را تجربه می کرد. او به جای ما، در خود داوری الهی علیه گناه را که باید نصیب ما می شد، تحمل می کرد. “همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه، برای کسانی که منتظر او میباشند، ظاهر خواهد شد بجهت نجات” (عبرانیان باب ۹ آیه ۲۸، قرنتیان دوم باب ۵ آیه ۲۱ را نیز ببینید). عیسی بر روی صلیب آیه ۱ باب ۲۲ مزامیر را برای خود بیان نمود، زیرا به نوعی منحصر به فرد، آنچه انسانها تجربه می کنند یعنی جدایی از خدا به دلیل گناه را تجربه می کرد. “لیکن خطایای شما در میان شما و خدای شما حایل شده است و گناهان شما روی او را از شما پوشانیده است تا نشنود” (اشعیا باب ۵۹ آیه ۲).


این تظاهر نبود. عیسی واقعاً خشم خدا علیه گناه را تحمل نمود؛ مجازات گناهان ما بر روی دوش او افتاد و در نتیجه روحش را با آشفتگی و وحشت پر نمود، در حالی که بار گناهان ما را بر دوش می کشید. گناه باید بسیار در نظر خدا بد باشد که برای بخشیده شدن ما، لازم بود یکی از اعضای الوهیت مجازات و درد گناه تجربه کند.


و با این وجود، حتی در میان این وحشت، عیسی می توانست فریاد بر آورد “خدای من، خدای من!” با وجود همه چیزهایی که برایش اتفاق می افتاد، ایمانش ثابت باقی ماند. صرف نظر از رنج ها و احساس رها شدن از سوی پدر، او تا پایان وفادار باقی می ماند.






پرده پاره شده و سنگهای شکسته شده


هر کدام از نویسندگان انجیل، روایت عیسی را از دیدگاه های مختلف بیان کردند، اما همگی بر مرگ او تمرکز داشتند. اگرچه فقط متی داستان پرده پاره و قبرهای باز شده را روایت میکند.


آیات ۴۹ تا ۵۴ باب ۲۷ متی را بخوانید. مفهوم این وقایع چیست؟ به چه امید هایی برای ما اشاره می کنند؟


عیسی دقیقاً پس از آنکه جمعیت در جهل، نسبت به سخنان واقعی او درباره اینکه از الیاء بخواهد نجاتش دهد، مسخره کردند، درگذشت. تمسخر آنها نمونه قدرتمند و غم انگیز دیگری از میزان درک نادرست بسیاری از مردم قوم خودش درباره او بود.


متی سپس می نویسد که پرده درون معبد از بالا تا پایین پاره شد. این نمادگرایی غیر قابل اشتباه است: دوره جدیدی در تاریخ نجات آغاز شده بود. مراسم های قربانی کردن که برای مدت طولانی به عیسی اشاره داشتند، دیگر الزامی نبودند. دیگر اینک چیزی بسیار بهتر، جایگزین نمونه زمینی قدیمی شده بود.


آیات ۱ تا ۶ باب ۸ عبرانیان را بخوانید. این آیات چه چیزی می گویند که به ما در درک آنچه درباره نظام مقدس زمینی اتفاق افتاد و آنچه جایگزین آن شد، کمک می کند؟


متی نه تنها پاره شدن پرده بلکه شکافته شدن سنگ ها، باز شدن قبور و زنده شدن برخی از مردگان را نیز ثبت میکند - وقایعی که تنها به دلیل آنچه عیسی با مرگش، برای گناهان ما انجام داده بود می توانستند اتفاق بیافتند. بنابراین اینجا در متی میتوانیم اتفاق افتادن چیزهایی را ببینیم که نظام گذشته هرگز نمی توانست ایجاد کند “زیرا محال است که خون گاوها و بزها رفع گناهان را بکند” (عبرانیان باب ۱۰ آیه ۴). به طور حتم تنها عیسی می توانست گناهان را از بین ببرد و نتیجه فوقالعاده برای ما، وعده عالی عیسی در از بین بردن گناهانمان، رستاخیز از مرگ است. بدون آن وعده ما چیزی نداریم (قرنتیان اول باب ۱۵ آیات ۱۳، ۱۴ و۱۹ را ببینید). در این رستاخیزهای اولیه (ما نمی دانیم چه تعداد)، می توانیم امید و وعده رستاخیز خودمان در پایان این عصر را ببینیم.




مسیح قیام کرده


ایمان مسیحی نه تنها بر روی صلیب بلکه بر قبر خالی نیز تمرکز می یابد. حقیقت این است که اکثریت مردم در این جهان، از جمله غیر مسیحیان، معتقد هستند که مردی به نام عیسی ناصری بر روی صلیب مرد. کمی پس از زندگی عیسی، ارجاعاتی تاریخی مانند این از تاسیتوس موّرخ رومی می بینیم: “نرون شدیدترین شکنجهها را بر طبقهای که برای کارهای زشتشان منفور بودند، یعنی مسیحیان تحمیل نمود. کریستوس که نام مسیحیان از او گرفته شد، در طول حکومت تیبریوس، بدست یکی از والیها به نام پنطیوس پیلاطس مجازاتی شدید را متحمل شد.” –


Tacitus, A.D. 57–117 (www.causeofjesusdeath.com/jesus-in-secular-history)


بحثی زیادی در گذشته و اکنون درباره اینکه آیا شخصیتی تاریخی به نام عیسی محکوم و مصلوب شد، وجود ندارد. قسمت دشوار، رستاخیز است: این اندیشه که عیسی ناصری که یک عصر روز جمعه درگذشت، بار دیگر در صبح یکشنبه زنده می شود. این چیزی است که بسیاری از مردم در درک آن با مشکل مواجه هستند. نباید فراموش کنیم که، مصلوب شدن یک یهودی توسط رومیان در یهودا، اتفاقی نسبتاً شایع بود. اما آیا یک یهودی تا آن زمان از مرگ پس از مصلوب شدن برخاسته بود؟ این کاملاً موضوع متفاوتی است.


با این حال بدون باور به عیسی قیام کرده، ما ایمان مسیحی نخواهیم داشت. پولس چنین نوشت: “اگر مسیح برنخاست، باطل است وعظ ما و باطل است نیز ایمان شما ... اگر فقط در این جهان در مسیح امیدواریم، از جمیع مردم بدبختتریم” (قرنتیان اول باب ۱۵ آیات ۱۴ و ۱۹). مرگ عیسی باید با قیام او دنبال می شد، زیرا در قیام او ما برای خود اطمینان بدست می آوریم.


هنگامی که به روایت رستاخیز عیسی می رسیم، دو گزینه داریم. گزینه اول این است که این روایت را تبلیغی احساساتی، نوشته شده توسط چند تن از پیروان تنهای عیسی، برای زنده نگه داشتن یادش ببینیم، درست آنگونه که ما امروزه سعی در نگه داشتن خاطره شخص معروف پس از مرگش داریم. گزینه دوم وقتی به روایت رستاخیز می رسیم این است که آن را به معنی واقعی کلمه روایتی دست اول و خارق العاده که بر زندگی همه انسانها تأثیراتی داشت، بدانیم.






مأموریت بزرگ


برای بسیاری از مردم یکی از کارهای عیسی که درکش بسیار سخت است، بازگشت او به آسمان و سپردن مأموریت مژده انجیل به بشریت بود. ما چه اغلب او و خودمان را مأیوس می کنیم و همان طور که انجیل ها نشان میدهند، پیروان اولیه او نیز از این قاعده مستثنی نبودند. با این حال با سپردن این مأموریت به ماست که عیسی محبتش به ما و نیاز ما به او را نشان می دهد.


آیات ۱۶ تا ۱۸ باب ۲۸ متی را بخوانید. کلام عیسی را “تمام اختیارات آسمان و زمین به من داده شده است” (آیه ۱۸) با آیات ۱۳ و ۱۴ باب ۷ دانیال مقایسه کنید. این آیات چگونه با هم مرتبط هستند؟


آیات ۱۹ و ۲۰ باب ۲۸ متی که آخرین آیات این انجیل هستند را بخوانید. عیسی چه چیزی میگوید و سخنانش چگونه به ما مربوط میشوند؟


خانم الن جی. هوایت چنین حکایت می کند که تقریباً پانصد ایماندار در زمان صعود عیسی به آسمان بر روی کوه زیتون جمع شده بودند. (قرنتیان اول باب ۱۵ آیه ۶ را ببینید) مأموریت انجیل او تنها برای حواریون نبود، بلکه متعلق به تمام ایمانداران بود. او می نویسد، این اشتباهی مهلک است که گمان کنیم کار نجات نفسها تنها به واعظ مسح شده متکی است. خدمت انجیل به تمام کسانی که همه الهامات آسمانی را دریافت کردهاند، سپرده شده است. همه کسانی که زندگی مسیح را دریافت می کنند، برای خدمت در نجات انسانهای دیگر انتخاب می شوند. کلیسا برای این کار برپا شد و همه کسانی که تعهد های مقدس آن را بر عهده می گیرند، به موجب آن همکار بودشان با مسیح تضمین می شود.






تفکری فراتر:


متی نیز مانند نویسندگان سایر انجیلها، درباره رستاخیز عیسی نوشت. اما هیچ کدام از آنها تقریباً توضیحی در مورد معنای رستاخیز ندادهاند. اگرچه متی، مرقس، لوقا و یوحنا روایت رستاخیز را به تصویر کشیدند، اما با این وجود که در ایمان مسیحی از اهمیت زیادی برخوردار است، هیچ توضیح دینی درباره آن ندادند. در نوشتههای پولس است که دقیقترین توضیحات را درباره معنای صلیب مییابیم. “لیکن بالفعل مسیح از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شده است. زیرا چنانکه به انسان موت آمد به انسان نیز قیامت مردگان. چنانکه در آدم همه میمیرند در مسیح نیز همه زنده خواهند گشت” (قرنتیان اول باب ۱۵ آیات ۲۰ تا ۲۲). پولس همچنین نوشت که، “زیرا زمانی که غسل تعمید گرفتید، در واقع طبیعت کهنه و گناهکارتان با مسیح مرد و دفن شد؛ سپس با مسیح زنده شدید و حیاتی نوین را آغاز کردید. تمام اینها در اثر این بود که به کلام خدای توانا ایمان آوردید، خدایی که مسیح را پس از مرگ زنده کرد” (کولسیان باب ۲ آیه ۱۲). پطرس نیز درباره این موضوع بسیار مهم نوشته است: “که نمونه آن یعنی تعمید اکنون ما را نجات میبخشد (نه دور کردن نجاست جسم بلکه امتحان ضمیر صالح سوی خدا) بواسطه برخاستن عیسی مسیح” (پطرس اول باب ۳ آیه ۲۱). اگرچه ما دلیل اینکه نویسندگان انجیلها توضیحات دقیقی درباره رستاخیز عیسی ندادند را نمیدانیم، بعضی از دانشمندان از این موضوع برای حقیقت داشتن استدلالهای خود بهره بردهاند. گذشته از هر چیز، چرا آنها که سالها پس از آن واقعه مینوشتند، از آن فرصت استفاده نکرده و توضیحی دقیق از آنچه میخواستند مردم درباره رستاخیز باور کنند، ندادند؟ در عوض، آنها به سادگی واقعه را روایت کردند تلاشی برای زینت دادن آن با توضیحات دینی برای مفهوم آن نکردند.