دونلود PDF -   راهنمای مطالعه کتاب مقدس - سه ماهه دوم 2015 - إنجيل لوقا

مقدمة


١. آمدن عیسی


٢. غسل تعمید و وسوسه


٣. عیسی مسیح کیست؟


۴. فراخوانی برای شاگردی


۵. مسیح به عنوان خداوند روز سبت


۶. جایگاه زنان در خدمات عیسی


٧. عیسی، روح القدس و دعا


٨. رسالت عیسی


٩. عیسی، استاد بزرگ


٠١. پیروی از عیسی در زندگی روزمره


١١. ملکوت خدا


٢١. عیسی در اورشلیم


٣١. مصلوب و برخاسته


Editorial Office 12501 Old Columbia Pike, Silver Spring, MD 20904


Come visit us at our Web site: http://www.absg.adventist.org



Principal Contributor


Martin Pröbstle


Editor


Clifford R. Goldstein


Associate Editor


Soraya Homayouni


Publication Manager


Lea Alexander Greve


ررااههنبرمادیی کمتاطال ب عمه قدکتا س ب ب زرمگقسدالاس ن بدرار یم جممدعر سعاه م اشدنوبنهت یبسزترهاگیس ارلاونز ت هوفتسم طآ ماددفته ر شمدهط االسعاتت.تفهریعه ی راازه نکمامیهتا ه تاحدار ت ین ظمار جمتع ععا ممو مایس ته یئ) Aت اDنتCش Oارا M( ت کمه دنراسشهر رشانبهنه مااسهاتی کمه طایلعکه ککت مایتبهامسقدت سو اتاسئید ت. شرا دهه نتمواسی طم نت هیشئر ت ا شندته شابرراگتر فتمهد رازس ه کمشینتبهه اهسایت اور زمن شیحابصیر اً دنر شانسدراهن سرد ه جنیهاتن نویسنده یا نویسندگان نیست.


Editorial Assistant


Sharon Thomas-Crews


Pacific Press® Coordinator


Wendy Marcum


Art Director and Illustrator


Lars Justinen


Design


Justinen Creative Group


Middle East and North Africa Union


Publishing Coordinator


Michael Eckert


Translation to Arabic


Ashraf Fawzi


Arabic Layout and Design


Olivia Adel Younan



Sabbath School Personal Ministries



مقدمة


کتاب لوقا



«در ساعت برخاسته، به سوی پدر خود متوّجه شد. امّا هنوز دور بود که پدرش او را دیده، ترحّم نمود و دوان دوان آمده، او را در آغوش خود کشیده، بوسید» (لوقا باب ۱۵ آیه ۲۰).


ما این آیه را می شناسیم. این آیه بخشی است از یکی از شناخته ترین و محبوب ترین داستان های آثار ادبی مقدس، چه روحانی و چه غیر روحانی. حیرت انگیز اینجا است که ما هرگز راجع بان نمی شنیدیم اگر یک دکتر مبشر معمولی آن گوهر گرانبها را در نامه ای که به دوست تحصیل کرده اش تئوفیلوس فرستاد، جا نمی داد.


نام دکتر که از مومنین غیر یهودی بود، لوقا است و آن نامه انجیل به روایت لوقا است. علاوه بر انجیل، کتاب اعمال رسولان نیز نوشته لوقا است. او که همسفر پولس رسول بود، مشاهده گری مشتاق و شریک جنبش عظیم عیسی برای بشارت به امپراطوری روم بود. این مشارکت نزدیک لوقا با پولس رسول نه تنها او را به درک مفهوم عمیق کلیسای مسیحی - کلیسایی که در برابر دستور سزار برای ستایش شدن به عنوان خدا مقاومت کرد - هدایت کرد، همچنین توانست با استفاده از منابع معتبر، درباره کسی که پایه ی همه این مسائل هست، یعنی عیسی مسیح، دانش عمیق تری کسب کند. بنابراین، بواسطه الهام روح القدس، لوقا توانست کاری در دو جلد در باره «منشاء و تاریخ کلیسای مسیحی» بنویسد.


بخش اول این کار انجیل لوقا است که قبل از کتاب اعمال رسولان نوشته شد و به دست تئوفیلوس (Theophilus) رسید (اعمال رسولان باب ۱ آیه ۱). بسیاری از پژوهشگران محافظه کار انجیل لوقا را به سال های ۶۳-۶۱ میلادی تاریخ گذاری کرده اند.


تئوفیلوس (Theophilus) از مسیحی شدگان یونانی الاصل بود و لوقا در نامه ای که خطاب به او نوشته بود، آگاهانه در انجیل خود به یونانی ها و اعضای غیر یهودی جامعه ایمانداران اشاره کرده، در حالی که ریشه یهودی عیسی را نادیده نگرفته بود. متی عمدتا برای یهودیان نوشت و بنابراین مسیح بودن عیسی را تاکید می کند. مرقس برای رومیان نوشت و می بینیم که عیسی با مژده ملکوت خداوند در سرتاسر آن سرزمین در جولان بود. یوحنی اندیشمندی عمیق بود و در انجیل او مسیح با عنوان کلمه، خالق و فرزند خدا پدیدار می شود. اما لوقا با دیدی نسبت به غیر یهودیان می نویسد. او عیسی، پسر انسان را به عنوان نجات دهنده جهان و دوست بشریت به آن ها معرفی می نماید. جهانی بودن نجات موضوع اصلی انجیل او است. بنابراین، نسب عیسی را به آدم و در نتیجه به خدا مرتبط می سازد و این در حالی است که نسب نامه متی آن را با ابراهیم پدر یهودیان تمام می کند (لوقا باب ۳ آیات ۲۳ تا ۳۸، مقایسه شود با متی باب ۱ آیات ۱ تا ۱۷).


انجیل لوقا طولانی ترین انجیل عهد جدید است. بعضی از معجزات تنها در انجیل لوقا آمده اند، از جمله زنده شدن پسر بیوه زنی اهل نائین (لوقا باب ۷ آیات ۱۱ تا ۱۸) و شفای غلام کاهن اعظم (لوقا باب ۲۰ آیات ۵۰ و ۵۱). (برای سایر معجزات به لوقا باب ۵ آیات ۴ تا ۱۱، باب ۱۳ آیات ۱۱ تا ۱۷، باب ۱۴ آیات ۱ تا ۶، باب ۱۷ آیات ۱۱ تا ۱۹ مراجعه نمایید.) بسیاری از تمثیل ها مثالهای اختصاصی لوقا هستند، از جمله چندین تمثیل معروف: مرد نیکوکار سامری (لوقا باب ۱۰ آیات ۳۰ تا ۳۷)، مرد ثروتمند نادان (لوقا باب ۱۲ آیات ۱۶ تا ۲۱)، پسر نا خلف (لوقا باب ۱۵ آیات ۱۱ تا ۳۲)، مرد ثروتمند و ایلعازر (لوقا باب ۱۶ آیات ۱۹ تا ۳۱) و فرد فریسی و باجگیر (لوقا باب ۱۸ آیات ۱۰ تا ۱۴). داستان زکی (لوقا باب ۹ آیات ۱ تا ۱۰) نیز منحصر به لوقا هستند.


لوقا ادعا می کند که تحت راهنمایی روح القدس، مطالب تاریخی را بررسی کرده، با شاهدان عینی مصاحبه نموده (لوقا باب ۱ آیه ۲) و سپس با «درکی عالی از تمامی موارد» «پیشامدها را به ترتیب تاریخ وقوع» نوشته است تا خوانندگان قادر باشند با اطمینان عیسی و مژده نیکوی او را بشناسند (لوقا باب ۱ آیات ۳ و ۴).


هنگامی که از جیمز دنی (James Denney)، عالم بزرگ الهیات سوال شد که زندگی نامه خوبی از عیسی را پیشنهاد دهد، او پاسخ داد: «آیا زندگی نامه ای که لوقا نوشته است را خوانده اید؟»


ایده خوبی است. بیایید در این سه ماه، به عنوان اعضای کلیسای جهانی، آن را با هم بخوانیم.


جان ام فاولر (John M. Fowler) به مدت ۵٣ سال به عنوان پیشوای کلیسا، استاد الهیات و فلسفه، سر دبیر و مدیر آموزشی به کلیسا خدمت کرده است. او که نویسنده چندین مقاله و کتاب است، دو راهنمای مطالعه کتاب مقدی برای مدرسه سبت بزرگسالان نوشته است: نبرد کیهانی بین مسیح و شیطان (سال ٢٠٠٢) و افسسیان: انجیل روابط (سال ۵٠٠٢).


درس اول


٨٢ مارس تا ٣ آوریل


آمدن عیسی



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۱ آیات ۲ و ۳؛ دوم تیموتاؤس باب ۳ آیه ۱۶؛ لوقا باب ۱ آیات ۵ تا ۲۲؛ تثنیه باب ۱۸ آیه ۱۵؛ لوقا باب ۲ آیات ۹ تا ۱۲ و ۲۵ تا ۳۲.



آیه حفظی: «زیرا نزد خدا هیچ امری محال نیست» (لوقا باب ۱ آیه ۳۷).


انجیل لوقا اصولا مخصوص غیر یهود نوشته شده بود. خود لوقا نیز غیر یهود بود (در کولسیان باب ۴ آیات ۱۰ تا ۱۴ به آن اشاره شده است)، درست مانند تئوفیلوس (Theophilus)، کسی که این انجیل به او خطاب شده است.


لوقا علاوه بر اینکه یک پزشک بود، یک مورخ دقیق نیز بود. در معرفی انجیل، لوقا عیسی را در یک تاریخ واقعی قرار می دهد. به این معنی که او داستان را در زمینه تاریخی آن زمان قرار می دهد: هیرودیس (Herod) پادشاه یهود بود (لوقا باب ۱ آیه ۵)، آگوستوس (Augustus) حاکم امپراطوری روم بود (لوقا باب ۲ آیه ۱) و کاهنی به نام زکریا نوبت خدمت خود در معبد اورشلیم را انجام می داد (لوقا باب ۱ آیات ۵ و ۹). در باب ۳، لوقا به شش تاریخ هم زمان در دوران خدمت یحیی تعمید دهنده، پیشرو مسیح اشاره می کند.


بنابراین، لوقا داستان مسیح را در تاریخ با اشاره به انسان های واقعی و زمان های حقیقی بیان می کند تا روایتش با داستان های اساطیری اشتباه گرفته نشود. تا خوانندگانش حیرت زده و از حقیقی بودن عیسی و اینکه خداوند تاریخ را با آوردن «نجات دهنده ای که عیسی خداوند» است تهاجم نموده است، شگفت زده شوند (لوقا باب ۲ آیه ۱۱).


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۴ آوریل آماده شوید.


یکشنبه


٩٢ مارس


« روایت منظم» (لوقا باب ١ آیات ١ تا ٣، اعمال رسولان باب ١ آیات ١ تا ١)


آیه ۱ از باب ۱ اعمال رسولان به ما می گوید که قبل از اینکه این رساله نوشته شود، نویسنده آن یک «روایت قبلی» نوشته است. این موضوع و این واقعیت که هر دو روایت خطاب به تئوفیلوس (Theophilus) بوده اند، به ما کمک می کند تا متوجه بشویم نویسنده دو رساله یک نفر بوده است. می توان از این دو رساله به عنوان بخش اول و دوم «مبدا و تاریخچه کلیسای مسیحی» نام برد. بخش اول روایت زندگی و خدمت عیسی (انجیل لوقا) و بخش دوم (اعمال رسولان) روایت منتشر شدن مژده عیسی و کلیسای اولیه است.


این انجیل چگونه نوشته شد؟ لوقا باب ۱ آیات ۲ و ۳ و دوم تیموتائوس باب ۳ آیه ۱۶ را مطالعه کنید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


لوقا از وجود بسیار افرادی دیگر که درباره اتفاقاتی نوشته بودند که شهر اورشلیم و اطراف آن را تکان داده بود، آگاهی داشت، اتفاقاتی که درباره عیسی مسیح بودند. منابع چنین کارهای ادبی شامل بسیاری «شاهدان عینی و خدمتگزارن» بودند (لوقا باب ۱ آیه ۲) – ارجاعی واضح به شاگردان و سایر معاصران عیسی شده. لوقا شخصا ارتباط نزدیکی با این شاهدان و خدمتگزاران کلام (از جمله پولس وسایر رهبران دوران رسل) و احتمالا همچنین با انجیل های نوشته شده توسط مرقس و متی داشت. مطمئنا لوقا شاهد زندگی عیسی نبود، اما یک فرد بمسیح گرویده واقعی و قابل اعتماد بود.


متی که مخاتبانش قوم یهود بودند، مسیح را به عنوان یک معلم بزرگ، تحقق نبوت و پادشاه یهودیان معرفی نمود. او اغلب به نبوت های عهد عتیق که در عیسی تحق یافتند اشاره نموده است. مرقس کتابش را برای مخاطبان رومی نوشت و از عیسی به عنوان مرد عمل یاد می کند. لوقا که دکتری غیر یهودی است، برای یونانیان و غیر یهودیان درباره بعد همگانی عیسی – نجات دهنده دنیا – نوشت. لوقا اشاره می کند که هدف نوشته های او بر دو قسم است: معرفی یک « روایت منظم» (لوقا باب ۱ آیه ۳) و قطعیت بخشیدن به آموزه های بزرگ عصر جدید. یکی از اهداف انجیل او حصول به اطمینان در مورد حقیقتی است که در عیسی است.


لوقا نویسنده الهام یافته کتاب مقدس، از موارد دیگری نیز در نوشته هایش بهره برده است. بسیار جالب است. بدیهی است که استفاده از منابع دیگر از الهام و اعتبار مطالبی که نوشته است کم نمی کند. در رابطه با این سوال که وحی چگونه بر نویسندگانی که الهام گرفته اند تاثیر می گذارد، ما به عنوان یک ادونتیست روز هفتم چه درسی باید از مطلب اشاره شده بگیریم؟


دوشنبه


٠٣ مارس


«نام او را یحیی بگذارید»


به مدت نزدیک به چهار صد سال بعد از ملاکی نبی، سکوت الهی تاریخ بنی اسرائیل را نشانه گذاری کرد. با اعلام تولد یحیی تعمید دهنده و عیسی، این سکوت در شرف شکستن بود.


داستان تولد یحیی و عیسی شباهت زیادی به هم دارند. هر دو معجزه اند: در مورد یحیی، الیزلبت بمراتب از سن باروری گذشته بود؛ در مورد عیسی، وی بنا بود از باکره ای متولد شود. وعده هر دو تولد را جبرئیل اعلام کرد. هر دو اعلان در روح شگفتی، شادی، و تسلیم شدن به اراده خداوند دریافت شدند. هر دو نوزاد باید درروح القدس پرورش می یافتند و قوی می شدند (لوقا باب ۱ آیه ۸۰، باب ۲ آیه ۴۰).


اما ماموریت و خدمت این دو نوزاد شگفت انگیز متمایز و متفاوت بود. یحیی قرار بود آماده کننده راه عیسی باشد (لوقا باب ۱ آیات ۱۳ تا ۱۷). عیسی «پسر خدا» (آیه ۳۵) و تحقق نبوت های مسیحایی (آیه های ۳۱ تا ۳۳) است.


لوقا باب ۱ آیات ۵ تا ۲۲ را بخوانید. اگر چه زکریا «بی عیب» نشان داده شده است، برای ایمان نداشتن به اعلان فرشته مورد سرزنش قرار گرفت. این موضوع چگونه در درک مفهوم « بی عیبی» برای ایمان داران به عیسی، به ما کمک می کند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«تولد پسر زکریا، همانند متولد شدن فرزند ابراهیم و فرزند مریم، برای تعلیم حقیقتی روحانی بود. حقیقتی که ما آن را به کندی فرا می گیریم و مستعد فراموش کردنش هستیم. متکی تنها بر خودمان، ما از انجام هر خوبی ناتوانیم، اما هر آنچه که ما نمی توانیم انجام دهیم، توانایی آن توسط قدرت الهی در هر شخص مطیع و با ایمان شکل خواهد گرفت. از طریق ایمان بود که کودک وعده داده شده به دنیا آمد. بواسطه ایمان است که زندگی روحانی بوجود می آید و ما قادر به انجام کارهای نیک می شویم. ’ الن جی. هوایت


(ٍEllen G. White)، The Desire of Ages, p. ۹۸.


معجزه یحیی هدفی قطعی در برخورد خداوند با قومش داشت. پس از ۴۰۰ سال غیبت نبوی در تاریخ بنی اسرائیل، یحیی با پیامی خاص و با قدرتی قاطع این غیبت را در هم شکست. ماموریت و پیغام یحیی «آماده کردن مردم برای خداوند» بود (لوقا باب ۱ آیه ۱۷). او قرار بود پیشرو عیسی باشد، کسی که راه را برای مأموریت مسیح مهیا می کند.


سه شنبه


١٣ مارس


«او را عیسی بنامید»


تولد عیسی مسیح رویدادی طبیعی نبود. این اتفاق در تقویم ابدی خداوند مشخص شده بود و «اما وقتی زمان معین فرا رسید خدا فرزند خود را که از یک زن متولد شده بود فرستاد» (غلاطیان باب ۴ آیه ۴). این تحقق یافتن اولین وعده خداوند پس از ورود گناه به باغ فردوس است (پیدایش باب ۳ آیه ۱۵).


دو متن زیر را بخوانید. در هر یک از این دو متن، تولد عیسی به عنوان تحقق شگفت انگیز نبوت چگونه نشان داده شده است؟ این دو متن درباره اینکه ما باید به تمامی وعده های خدا اعتماد کنیم، چه می گویند؟ تثنیه باب ۱۸ آیه ۱۵؛ اعمال رسولان باب ۳ آیات ۲۲ تا ۲۴؛ اشعیا باب ۷ آیه ۱۴؛ متی باب ۱ آیات ۲۲ تا ۳۲؛ میکاه باب ۵ آیه ۲؛ لوقا باب ۲ آیات ۴ تا ۷.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شش ماه پس از دادن مژده تولد یحیی به زکریا، جبرئیل معجزه ای بزرگتر را به مریم از اهالی ناصره اعلام کرد: که باکره ای «آبستن خواهد شد و پسری خواهد زائید و نام او را عیسی خواهند گذارد» (لوقا باب ۱ آیه ۳۱).


تولد عیسی از باکره بر خلاف طبیعت است و نمی توان آن را با قوانین طبیعی یا فلسفه طبیعت گرایانه توضیح داد. حتی مریم هم برایش سوال پیش آمد: «این چگونه ممکن است؟ من با هیچ مردی رابطه نداشته ام» (لوقا باب ۱ آیه ۳۴). فرشته به او اطمینان داد که این کار روح القدس خواهد بود (آیه ۳۵) و «برای خدا هیچ چیز محال نیست» (آیه ۳۷). اطاعت سریع و با ایمان مریم قابل توجه بود: «همانطور که تو گفتی بشود» (آیه ۳۸). هر سوال انسانی صرفنظر از طبیعی یا منطقی بودنش، باید جایی برای پاسخ الهی داشته باشد. خلقت باشد یا صلیب، تجسد یا رستاخیز، بارش مّن یا نزول روح القدس بر شاگردان عیسی – ابداع الهی تسلیم شدن و مطیع بودن انسان را می طلبد. در حالی که مریم سوال خود را با تسلیم شدن به هدف ابدی خداوند و حاکمیتش پاسخ داد، جبرئیل با پاسخی دیگر به او اطمینان بخشید: «روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند و به این سبب آن نوزاد مقدس، پسر خدا نامیده خواهد شد» (آیه ۳۵).


وفي حين كان الامتثال والتسليم بسيادة الله والهدف الأسمى هو رد مريم على السؤال الذي طرحته هي نفسها، قام جبرائيل بطمأنتها بجواب عظيم آخر: «اَلرُّوحُ الْقُدُسُ يَحِلُّ عَلَيْكِ، وَقُوَّةُ الْعَلِيِّ تُظَلِّلُكِ، فَلِذلِكَ أَيْضًا الْقُدُّوسُ الْمَوْلُودُ مِنْكِ يُدْعَى ابْنَ اللهِ» (عد ۳۵).


برخی از فرهنگ های غیر مذهبی بر این باورند که همه چیز، در نهایت، یک توضیح طبیعت گرایانه و علمی دارد. چرا این نظریه چنین محدود و سطحی است در مورد عظمت و ابهت حقیقت؟


چهارشنبه


١ آوریل


آخور بیت لحم


لوقا داستان آخور بیت لحم را با اشاره ئی به تاریخ شروع می کند. در زمانی که کویرینیوس (Quirinius) حاکم سوریه بود، یوسف و مریم به دلیل فرمان سرشماری توسط سزار آگوستوس پادشاه روم، شهر ناصره را ترک کردند تا به شهر اجدادی خود بیت لحم بازگردند. چنین جزئیات تاریخی بایستی دانش پژوهان کتاب مقدس را هدایت کند که چنین تسلیم شدن لوقا به روح القدس برای ثبت جزئیات تجسم اش در چارچوب تاریخ را تقدیر کنند.


بر روی تنگدستی عیسی که در لوقا باب ۲ آیه ۷ به آن اشاره شده است تأمل کنید. تصویر «قنداق»، «آخور» و «نداشتن اتاق در مسافرخانه» را با شرح پولس رسول از تمکین عیسی باوضاع در فیلیپیان باب ۲ آیات ۵ تا ۸ مقایسه کنید. عیسی به جای ما در چه مسیری قدم گذاشت؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


داستان شرایط حقیری که در آن خداوند آسمان ها خود را متجسم نمود با اولین زیارت کننده های آخور ادامه پیدا می کند: چوپان ها. این نوید شادی بزرگ نه به اغنیا یا قدرتمندان، نه به کاتبان و یا کاهنان، نه به حاکم ها و قدرت ها که سرزمین زیر سلطه شان است داده شد بلکه به چوپانان فروتن داده شد. عظمت و سادگی این مژده را مشاهده کنید: «در شهر داود نجات دهنده ای برای شما به دنیا آمده است که مسیح خداوند است. او را در قنداقه پیچیده و در آخور خوابیده خواهید یافت.» با ارزش ترین هدیه آسمان در چنین بسته بندی ساده ای آمد، همانگونه که اغلب این چنین است. اما این هدیه «برای خدا جلال»، «بر روی زمین صلح» و « رضامندی نسبت به انسان ها» به همراه می آورد (لوقا باب ۲، آیه ۱۴).


توضیحات لوقا درباره فرشته (لوقا باب ۲، آیات ۹ تا ۱۲) سه امر مهم و حیاتی از الهیات مسیحی را مشخص می کند. مورد اول اینکه مژده انجیل برای «تمام انسان ها» است. در مسیح، یهودیان و غیر یهودیان به یک قوم خدا تبدیل می شوند. مورد دوم اینکه عیسی نجات دهنده است؛ کس دیگری وجود ندارد. مورد سوم اینکه عیسی مسیح خداوند است. این سه موضوع که بطور شفاف در ابتدای انجیل لوقا بیان شده اند، بعدها به پایه های موعظه های رساله ها، بخصوص در موعظه های پولس رسول تبدیل شدند.


به آنچه که ما به عنوان افرادی مسیحی به آن معتقدیم، بیاندیشد: خالق همه مخلوقات (یوحنا باب ١ آیات ١ تا ٣) نه تنها به عنوان یک انسان به این جهان فانی وارد شد، بلکه زندگی سختی که عیسی داشت را تجربه کرد تنها برای اینکه در پایان بر روی صلیب برود. اگر ما واقعا این موضوع را باور داریم، چرا باید از همه جهات به گونه ای زندگی کنیم که تسلیم این حقیقت حیرت آور باشیم؟ چه بخش هایی از زندگیتان بازتابی از باورتان نسبت به زندگی عیسی مسیح است و چه بخش هایی مستثنی هستند؟


پنجشنبه


٢ آوریل


شاهدان نجات دهنده


اگرچه مخاطبان اصلی اش غیر یهودیان بودند، لوقا از اهمیت میراث یهودی توسط عهد عتیق آگاه بود. او با اشاره به صحنه زیبای ختنه کردن عیسی در روز هشتم تولدش توسط مریم و یوسف و بردن او به معبد اورشلیم که همه بر طبق اصول یهودیت است، بطور دقیق حکایت عهد جدید را به عهد عتیق مربوط می سازد (لوقا باب ۲، آیات ۲۲ تا ۲۴).


لوقا باب ۲ آیات ۲۵ تا ۳۲ را مطالعه کنید. سه نکته درباره الهیات نجات که شمعون به آن اشاره کرده است ذکر کنید: نجات از طریق مسیح است؛ نجات توسط خدا مهیا شده است؛ نجات برای تمام انسان ها است – هم یهود و هم غیر یهود. چگونه این حقایق با پیغام اولین فرشته در مکاشفه باب ۱۴ آیات ۶ و ۷ ارتباط پیدا می کند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پیشگویی شمعون دو ویژگی مهم خدمت عیسی را نیز مشخص می کند.


ویژگی اول اینکه عیسی «برای سقوط و یا سرافرازی بسیاری در اسرائیل تعیین شده است» (رساله لوقا باب ۲ آیه ۳۴). آری، عیسی برای همگان نور و نجات به ارمغان آورده است و این برای قبول کنندگان بدون هزینه است. با مسیح موضوع بی طرفی وجود ندارد: او را قبول یا رد کنید، نجات هر کس وابسته به تصمیم مناسبی است که می گیرد. مسیح انحصار طلب است؛ ما یا از او پیروی می کنیم یا نمی کنیم. آنان که از او پیروی کنند قیام نموده و بخشی از ملکوت او خواهند بود. کسانی که او را رد نموده یا نسبت به او بی تفاوت باشند، سقوط نموده و بدون امیدی هلاک خواهندد شد. ایمان به مسیح غیر قابل مذاکره است.


ویژگی دوم پیشگویی شمعون به مریم است: «در دل تو نیز شمشیری فرو خواهد رفت» (رساله لوقا باب ۲ آیه ۳۵). اشاره این آیه بدون شک به صلیب کشیده شدن عیسی است که مریم شاهد آن خواهد بود. مریم و همه نسل های پس از او باید به یاد داشته باشند که بدون صلیب، هیچ رستگاری وجود ندارد. صلیب مانند محوری است که نقشه کامل نجات بدور آن می چرخد.


نجات هدیه ایست که برای بدست آوردنش کاری از دست ما بر نمی آید. اما با این وجود همچنان برای خود می تواند برای کسانی که آن را می طلبند پر هزینه باشد. برای پیروی از مسیح چه بهایی پرداخت کرده اید و چرا این بها هر آنچه که هست، به اندازه کافی ارزان است؟


جمعه


٣ آوریل


مطالعه بیشتر:


«لوقا نویسنده انجیلی که به نام خودش است، مبشری در زمینه پزشکی بود. او در کتاب مقدس «پزشک محبوب» نامیده شده است (رساله کولسیان باب ۴ آیه ۱۴). پولس رسول درباره مهارت های او به عنوان پزشک شنید و به دنبال او گشت زیرا باور داشت خداوند وظیفه خاصی را بر عهده او گذارده است. او همکاری لوقا را بدست آورد و برای مدتی لوقا او را در سفرهایش همراهی کرد. پولس پس از مدتی لوقا را در فیلیپی مقدونیه ترک کرد. در آنجا او چندین سال به خدمت پزشکی و تعلیم دادن کتاب مقدس ادامه داد. در کارش به عنوان پزشک، او برای بیمارانش خدمت می کرد وبرای آنها دعا می کرد که نیروی شفا دهنده خداوند را دریافت کنند. بنابراین راه برای مژده انجیل باز شد. موفقیت لوقا به عنوان پزشک، برایش موقعیت هایی بوجود آورد تا بتواند در میان بت پرستان راجع به مسیح موعظه کند. این برنامه الهی است که ما نیز مانند شاگردان مسیح باید به آن عمل کنیم.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Ministry of Healing, pp. ۱۴۰, ۱۴۱.


سوالاتی برای بحث:


١. اگر لوقا در نوشتن انجیل خود مطالب از قبل نوشته شده را در نظر گرفت، ما چگونه بنا است الهام کتاب مقدس را درک کنیم (دوم تیموتائوس، باب ۳ آیه ۱۶)؟ الهام چگونه عمل می کند؟ «The Inspiration of the Prophetic Writer» بقلم الن جی. هوایت، پیامهای ششگانه منتخب، Selected Messages, book ۱, pp. ۱۵–۲۳.


٢. تولد از باکره عملی از طرف خدا است که با سّر، عظمت و هدف او نشانه گذاری شده است و همچنین ورای قوه ادراک انسان است. اما سوال اینجاست « چه اشکالی داره؟» چه تعداد دیگر مسایل دنیوی وجود دارند که انسان از درک آن ها ناتوان است؟ اگر خدا وجود دارد، و قدرت آن را دارد که جهان را بیافریند و از آن نگهداری کند، چرا باید موضوعی مانند زایمان یک باکره خارج از قدرت او باشد؟ تنها کسانی که جهان بینی شان به قوانین طبیعت خلاصه می شود (حداقل آن هایی که در حال حاضر ما قادر به درکشان هستیم) ابتدا بساکن می توانند این موضوع را نفی کنند. در مقابل، کسانی که جهان بینی شان شامل مسایل ماوراء طبیعه می باشد، دلیلی برای رد کردن آن ندارند. در نهایت، به آنچه که فرشته پس از دادن خبر باور نکردنی به مریم به او گفت توجه کنید: «زیرا نزد خدا هیچ امری محال نیست» (لوقا، باب ۱ آیه ۳۷).


٣. در گزارشات آمده است که خبرنگاری گفته است چنانچه فرصت پیش بیاید اولین کسی که دوست دارد با او مصاحبه کند عیسی است و تنها یک سوال خواهد پرسید: «آیا واقعا از یک باکره متولد شدید؟» چرا این پرسش و پاسخ به آن مهم است؟


درس دوم


۴ تا ٠١ آوریل


غسل تعمید و وسوسه



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا، باب ۳ آیات ۱ تا ۱۴؛ رومیان، باب ۶ آیات ۱ تا ۶؛ لوقا، باب ۳ ایات ۲۱ و ۲۲؛ لوقا، باب ۴ آیات ۵ تا ۸؛ اشعیا، باب ۱۴ آیات ۱۳ و ۱۴؛ لوقا، باب ۴ آیات ۹ تا ۱۳.


آیه حفظی: «و روحالقدس به هیأت جسمانی، مانند کبوتری بر او نازل شد و آوازی از آسمان در رسید که “تو پسر حبیب من هستی که به تو خشنودم» (لوقا، باب ۳ آیه ۲۲).


همانطور که هفته گذشته دیدیم، ما بر این باوریم که لوقا با آوردن فهرستی از اسامی افراد برجسته تاریخی قصد آن را داشته که نشان دهد که حکایتش از عیسی و یحیی به همان اندازه آن انسان های قدرتمند واقعی و تاریخی است.


اما دلیلی مهم دیگری نیز برای اشاره شدن به این افراد قدرتمند و با نفوذ وجود دارد و آن مقایسه کردن این افراد با مرد فروتن بیایان ها، یحیی تعمید دهنده است. فردی که فرستاده انتخاب شده خدا بود و وظیفه داشت راه را برای مهمترین واقعه کل تاریخ بشریت تا به آنروز مهیا کند: آمدن عیسی، نجات دهنده دنیا. چقدر جالب است که خدا برای رساندن مژده مسیح، بجای انتخاب یکی از افراد مهم دنیا، فردی فروتن و ساده را انتخاب نمود.


محققان تمام این شخصیت های تاریخی را کنار هم قرار داده و تاریخ شروع خدمت یحیی تعمید دهنده و عیسی را حدود ۲۷ تا ۲۸ پس از میلاد مشخص کرده اند. در زمان این مشاهیر امپراتوری روم بود که عیسی تعمید داده شد و تائییدیه آسمانی را که او «پسر محبوب» خدا است دریافت کرد (لوقا، باب ۳ آیه ۲۲). لوقا این حقیقت را درست در آغاز و حتی قبل از معرفی «حکایت عادی» خدمت و مأموریت عیسی مسیح به خوانندگانش بیان می کند.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۱ آوریل آماده شوید.


یکشنبه


۵ آوریل


راه خداوند را مهیا سازید


در لوقا باب ۳، یحیی در نقش منحصر به فرد و بسیار مهم خود در تاریخ نجات پدیدار می شود. هر چیز دیگری درباره موعظه یحیی گفته شود، او برای رضایت جمعیت سخنانش را شیرین جلوه نداد.


لوقا باب ۳ آیات ۱ تا ۱۴ را مطالعه کنید. کلامش سرشار از حقایق مهم است، و این نه فقط برای کسانی است که آن را شنیدند بلکه برای همه ماست. چه نکات خاصی را می توانید از آنچه لوقا در اینجا بیان می کند دریافت کنید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


توبه تنها مفهومی فرضیه ئی نسیت، بلکه شیوه زندگی است. واژه انگلیسی آن برگرفته از کلمه یونانی «متانویا» به معنی تغییر ذهن است و این منجر به یک زندگی جدید می شود.


«تعمید دادن» به معنی فرو رفتن یا غوطه ور شدن کامل در آب است. غوطه وری دارای مفهوم عمیقی است. حتی قبل از زمان یحیی، یهودیان مفهومی به تعمید بوسیله ی غوطه ور شدن در آب داده بودند. زمانی که غیر یهودیان مایل به پیوستن به دین یهود بودند، این فرو بردنشان درآب روشی معمولی بود.


در دعوت یهودیان به غسل تعمید، یحیی اصل جدیدی بوجود آورد: غسل تعمید مناسبتی است برای نفی در ملاء عام گناهان قدیمی و آماده شدن برای آمدن مسیح. به این ترتیب، یحیی عملی نمادین برای ترک گناه و تقدیس کردن شیوه جدیدی از زندگی به عنوان شهروندان ملکوت مسیح که در شرف وقوع بود معرفی کرد. لوقا خیلی زود اشاره کرد که او تنها با آب تعمید می دهد اما کسی که پس از او خواهد آمد «شمـا را به روحالقدس و آتش تعمید خواهد داد» (لوقا باب ۳ آیه ۱۶). بنابراین، اصل بسیار مهمی بوجود آمد: تعمید به عنوان عمل فرو رفتن در آب نمادی بیرونی برای تغییری درونی است – تغییری که سرانجام با تعمید روح القدس تضمین خواهد شد.


رساله رومیان باب ۶ آیات ۱ تا ۶ را مطالعه کنید. پولس رسول چه درس های روحانی از عمل غسل تعمید استخراج می کند؟ به مقایسه ای که او بین عمل فرو رفتن در آب و خارج شدن از آب در حالی که طبع گناهکار انسان میمیرد و طبع جدید زندگی عادلانه را آغاز می کند. شما چگونه حقیقت این زندگی جدید در مسیح را تجربه کردید؟ کدام بخش ها همچنان در زیر آب باقی مانده اند؟


دوشنبه


۶ آوریل


«تو پسر محبوب من هستی»


در لوقا باب ۲ آیات ۴۱ تا ۵۰، حکایت مشهور مریم و یوسف را می خوانیم که عیسی را در اورشلیم گم کردند. آنچه که جالب است پاسخ عیسی به مریم که او را سرزنش کرد است (آیه ۴۸). پاسخ عیسی تأییدی بر خودآگاهی الهی اوست و اینکه او پسر خدا است. «از بهـر چه مـرا طلـب میکردیـد، مگر ندانسته اید که باید من در امور پدر خود باشم؟» (آیه ۴۹). همانگونه که آیه بعد می گوید، یوسف و مریم مفهوم آنچه عیسی به آن ها گفت را درک نکردند. اگر منصفانه بیاندیشیم، واقعا چگونه می توانستند درک کنند؟ حتی شاگردان عیسی، پس از گذراندن سال ها با او، همچنان کاملا نسبت به هویت و مأموریت او مطمئن نبودند.


برای مثال، پس از قیامش، عیسی با دو تن از شاگردانش در مسیر عمواس هم صحبت شد. یکی از آن ها در اشاره به عیسی، گفت که عیسی «مردی بود که در گفتار و کردار در پیشگاه خدا و پیش همه مردم نبیئی توانا بود» (لوقا باب ۲۴ آیه ۱۹). مطمئنا عیسی خیلی بیشتر از یک نبی بود. حتی آن موقع نیز آن ها متوجه نشدند که او چه کسی بود و برای چه آمده بود.


متی باب ۳ آیات ۱۳ تا ۱۷، یوحنا باب ۱ آیات ۲۹ تا ۳۴ و لوقا باب ۳ آیات ۲۱ و ۲۲ را مطالعه کنید. مفهوم تعمید عیسی چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در غسل تعمید او، آسمان اذعان داشت که عیسی پسر خدا است. عیسی درصدد گرفتن غسل تعمید بود نه به این دلیل که به عنوان بخشی از فرآیند توبه به آن نیاز داشت، بلکه اینکه این عمل الگویی باشد برای دیگران (متی باب ۳ آیات ۱۴ و ۱۵). سه عامل مهم غسل تعمید عیسی را برجسته می کنند: (۱) بیانیه تعمید، «نگاه کنید این است آن برۀ خدا که گناه جهان را برمی دارد!» (یوحنا باب ۱ آیه ۲۹)؛ (۲) مسح شدن او توسط روح القدس برای مأموریت پیش رویش؛ (۳) اعلام آسمانی که عیسی پسر خدا است، که در او پدر خشنود است.


به این موضوع بیاندیشید: پسر بی گناه خدا، خالق جهان هستی به عنوان یک انسان غسل تعمید یافت، که همه این ها بخشی از نقشه نجات بودند. چگونه این عطیه شگفت انگیز از طرف او به ما کمک می کند که خواهان فروتن کردن خود در موقعیت هایی که لازم است باشیم؟


سه شنبه


٧ آوریل


نه با «تنها نان»


« عیسی پر از روح القدس،... توسط روح او به بیابان هدایت شد، و در آنجا بمدت چهل روز توسط ابلیس آزمایش شد» (لوقا باب ۴ آیات ۱ و ۲). عیسی مسیح، کسی که برای مأموریتی که خدا مقدر کرده بود بدنیا آمد، و با غسل تعمید گرفتنش مأموریتش را آغاز کرد و به قدرت روح القدس مجهز شد، به بیابان رفت تا درباره خدمتی که در پیش داشت بیاندیشد.


وسوسه در بیابان، نبرد مهمی در نبرد میان عیسی و شیطان بود که از زمان شورش شیطان در آسمان ادامه دارد. در بیابان، هنگامی که نجات دهنده در نتیجه ۴۰ روز روزه ضعیف بود و سفر آتی دلگیر و خسته کننده به نظر می رسید، شیطان از این موقعیت در حمله اش به عیسی استفاده کرد. «شیطان متوجه شد که یا باید پیروز شود و یا اینکه شکست بخورد. موضوع درگیری مهمتر از آن بود که بتوانددر باره آن به فرشتگان تحت فرمانش اعتماد کند. او می بایست شخصا این جنگ را انجام دهد.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p. ۱۱۶.


به آنچه شیطان به عیسی گفت دقت کنید: « اگر تو پسر خدا هستی به این سنگ بگو تا نان شود» (لوقا باب ۴ آیه ۳). در این حکایت، شیطان در صدد انجام چه کاری است که انعکاس کاری است که سعی کرد در بهشت انجام دهد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


موضوع اصلی در اینجا نان نیست. آری، چهل روز روزه در بیابان بدون شک نجات دهنده را گرسنه کرده بود و شیطان از این شرایط به عنوان طعمه استفاده کرد. اما شیطان می دانست که عیسی آفریننده جهان هستی است. برای او که جهان را از هیچ بوجود آورده بود، تبدیل سنگ به نان مسئله ئی نبود. نکته بسیار مهم وسوسه در ابتدای آن مشخص می شود: «اگر تو پسر خدا هستی.» تنها چهل روز قبل، ندای آسمانی گواهی داد که عیسی در حقیقت پسر خدا است و آیا عیسی بایستی به شهادت آسمانی شک کند؟ شک کردن به کلام خدا اولین قدم به تسلیم وسوسه شدن است. در آسمان، شیطان اقتدار عیسی را به چالش کشید؛ در اینجا نیز همان کار را می کند؛ حتی اگر به شیوه ای بسیار زیرکانه تر از آنچه در آسمان انجام داد، باشد.


چگونه می توانید فراگیرید که تسلیم وسوسه شیطان که تلاش دارد همگی ما را بر آن وادارد که به وعده های خدا شک کنیم، نشوید؟


چهارشنبه


٨ آوریل


«مرا پرستش کن»


لوقا باب ۴ آیات ۵ تا ۸ را مطالعه کنید. چرا شیطان می خواست که عیسی او را پرستش کند؟ چه موضوع مهمی اینجا در خطر بود؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


عبادت حق انحصاری خدا است. این تنها عاملی است که برای ابد خالق را از مخلوق مجزا می کند. یکی از موارد شورش زهره در برابر خدا در آسمانی مربوط به همین مسئله عبادت بود. جاه طلبی زهره توسط اشعیا نبی در کتاب وی باب ۱۴ آیات ۱۳ و ۱۴ به خوبی خلاصه شده است: صعود به آسمان، قرار دادن تخت پادشاهی اش بر فراز ستاره های آسمان و مانند قادر متعال بودن. این تلاشی بود برای غصب کردن اختیار و قدرتی که تنها منحصر به خالق است و هرگز متعلق به هیج مخلوقی هرچند بلند مرتبه باشد، نیست.


شروع مأموریتش برای بازگرداندن جهان تحت مالکیت و قدرت خدا بود، شیطان او را به قله کوهی برد و چشم اندازی وسیع از پادشاهی ها را به او نشان داد و آن ها را به او در ازای یک عمل ساده پیشنهاد کرد: « اگر تو مرا سجده کنی صاحب همۀ آن خواهی شد» (لوقا باب ۴ آیه ۷).


شیطان در تلاش بود تا دیدگاه عیسی را از اولویت الهی اش منحرف سازد و او را به جلال و شکوهی اغوا کند که هزینه اش تنها یک تعظیم بود. او دوباره در اینجا سعی می کرد اقتدار و ستایشی که در آسمان موفق به دریافتش نشده بود، بدست آورد.


توجه کنید که مسیح چگونه شیطان وسوسه گر را تحقیر آمیز رد کرد: «دور شو از من ای شیطان!» (متی باب ۱۶ آیه ۲۳). پرستش و خدمتی که همراه آن است تنها مختص پروردگار خالق است. در اینجا دوباره کلام خداوند به کمک او می آید. مگر الهامی که از طریق موسی آمد نگفت، «ای اسرائیل بشنو: خدای ما خداوند یکتاست. شما باید خداوند خدای خود را... دوست بدارید... از خداوند خدای خود بترسید و فقط او را خدمت نمایید» (سفر تثنیه باب ۶ آیات ۴، ۵ و ۱۳)؟ پاسخ قاطع به خدعه ها و دروغ های شیطان عزم کامل در پیروی از خدا با ایمان و اطاعت است.


هر کدام از ما ممکن است برای عدول از ایمانمان مورد وسوسه قرار بگیریم، حتی در «مسائل جزئی». شغلتان، قبولیتان در امتحانات دانشگاه، ترفیع گرفتنتان، همگی نیازمند سازش در زمینه روز سبت هستیم. گرفتن ویزا برای کشوری بهتر بستگی به تغیر نام دارد که عقیده تان را پنهان کند. در چه مرحله ای می توانید معامله کنید؟ چه زمانی هزینه اش درست است؟


پنج شنبه


٩ آوریل


مسیح پیروز


لوقا و متی ترتیب وسوسه دوم و سوم را معکوس کرده اند. دلیل آن مشخص نیست، اما نیازی نیست که این موضوع ما را از مسائل مهم تر باز دارد. نکته بسیار مهم پیروزی نهایی عیسی بر شیطان است که در هر دو انجیل اعلام می نمایند. عامل مهمی که از مطالعه وسوسه ها برداشت می شود، این است که عیسی مسیح یک انسان حقیقی است – مانند ما وسوسه می شود اما عاری از گناه است (رساله عبرانیان باب ۴ آیه ۱۵). عیسی آمد تا با پیروزی در هر کدام از وسوسه ها و غلبه بر شیطان، با کلام خدا بر لبانش و ارتباط با نیروگاه آسمانی از طریق دعا، مژده ملکوت خدا را اعلام کند و دوره مسیحایی را آغاز کند.


لوقا باب ۴ آیات ۹ تا ۱۳ و متی باب ۴ آیات ۵ تا ۷ را مطالعه کنید. در دو وسوسه اول، عیسی برای غلبه بر فریب های شیطان از کتاب مقدس بهره گرفت. اکنون در سومین وسوسه، شیطان همان کار را می کند و از کتاب مقدس نقل قول می کند تا عیسی را امتحان کند که آیا او کلام خدا را جدی می گیرد یا خیر. در اینجا چه اتفاقی می افتد و عیسی چگونه پاسخ می دهد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شیطان عیسی را بر کنگره معبد اورشلیم که مقدس ترین مکان در کل تاریخ یهودیت است، می برد. شهر صهیون و معبدی که محل اقامت خداوند در میان بندگانش است، بزرگ راهی می شود برای مواجهه شیطان با عیسی. «اگر تو پسر خدا هستی» بار دیگر سرآغاز می شود. ببینید شیطان چه می گوید: اگر خدا واقعا پدر توست و اگر مأموریت تو حقیقتا فرمان اوست، خود را از بالای معبد با پایین پرتاب کن و این موضوع را یکبار برای همیشه امتحان کن. مسلما اگر همه این ها واقعیت داشته باشد، خدا اجازه نخواهد داد تو صدمه ای ببینی. او سپس از کتاب مقدس آیه ای نقل می کند «او به فرشتگان خود فرمان خواهد داد تا تو را محافظت کنند» (لوقا باب ۴ آیه ۱۰).


شیطان کتاب مقدس را می داند اما تعبیرش از آن اشتباه است. شیوه او این است که عیسی را بر آن دارد که خدا را مورد آزمایش قرار دهد. در حقیقت، خداوند حفاظت توسط فرشتگانش را وعده داده است اما تنها در چهارچوب اطاعت از اراده او، مانند مورد دانیال نبی و مصاحبانش. عیسی دوباره با استفاده از کتاب مقدس قاطعانه به شیطان پاسخ می دهد که ما در موقعیتی نیستیم که خدا را مورد آزمایش قرار دهیم (آیه ۱۲). وظیفه ما اینست که خود را در اراده خدا قرار داده و مابقی را به او بسپاریم. به چهار تعلیم اصلی کتاب مقدس در مورد وسوسه توجه کنید: (۱) وسوسه ها برای تمام مردم پیش می آیند؛ (۲) هنگامی که خدا اجازه می دهد تا وسوسه به سراغ ما بیاید، خود او همچنین موهبت مقاومت و قدرت برای غلبه بر آن را نیز می بخشد؛ (۳) وسوسه ها همیشه مشابه نیستند و به یک صورت ظاهر نمی شوند؛ (۴) هیچکس بیش از حد توانائی اش وسوسه نمی شود (رساله قرنتیان اول باب ۱۰ آیه ۱۳).


جمعه


٠١ آوریل


مطالعه بیشتر:


«اگر یوسف و مریم با مراقبه و دعا ذهن خود را بر خدا متمرکز نگاه می داشتند، متوجه قدوسیت اعتماد خدا بخود می شدند و عیسی از نظرشان دور نمی شد. با بی توجهی یک روز، آن ها نجات دهنده را گم کردند؛ و مستلزم سه روز جستجو همراه با نگرانی بود تا او را پیدا کنند. برای ما هم چنین است؛ با کلام بیهوده، سخنان ناشایست یا غفلت از دعا، ممکن است در یک روز حضور نجات دهنده را از دست بدهیم و امکان دارد روزهای زیادی طول بکشد و یا جستجوی اندوهناکی لازم باشد تا او را پیدا کنیم و آرامش از دست رفته مان را بازیابیم. « – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p. ۸۳.


سوالاتی برای بحث:


١. وسوسه به خودی خود گناه نیست. در مفهوم وابسته به کتاب مقدس، وسوسه به طور بالقوه می تواند احتمال قدوسیت را اثبات کند. وسوسه شدن یک چیز است؛ و در گناه افتادن چیزی دیگر. در عین حال، مسئولیت ما در تلاش برای جلوگیری از وسوسه چیست؟


٢. فلسوف ها و علمای الهیات اغلب درباره آنچه «فراروایت» می نامند، صحبت می کنند، یعنی یک روایت فراگیر بزرگ که سایر داستان ها در آن رخ می دهند. به عبارت دیگر، فراروایت زمینه یا چهارچوبی است که سایر روایات در آن آشکار می شوند. ما به عنوان افراد ادونتیست روز هفتم، جدال بزرگ را به عنوان یک «فراروایت» یا زمینه می بینیم برای اتفاق هایی که هم بر روی زمین و هم در آسمان در حال رخ دادن هستند. کدام متن ها در کتاب مقدس واقعیت جدال بزرگ را به ما نشان می دهد و در چگونه توضیح آنچه که در جهان در جریان است کمک می کند؟


٣. برخی از قوی ترین آیات کتاب مقدس که به ما وعده پیروزی بر وسوسه هایی که با آن ها روبرو می شویم را می دهند، کدامند؟ چرا با وجود این وعده ها، سقوط بسیار آسان است؟


۴. بیانیه زیر از یکی از درس های این هفته استنباط می شود: «شک کردن به کلام خدا اولین قدم تسلیم شدن به وسوسه است.» چرا این واقعیت است؟


۵. چگونه بت پرستی می تواند زیرکانه تر از تعظیم و پرستش خدایی خیر از مسیح خداوند باشد؟


درس سوم


١١ تا ٧١ آوریل


عیسی مسیح کیست؟



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۴ آیات ۱۶ تا ۳۰، باب ۶ آیه ۵؛ افسسیان باب ۱ آیات ۳ تا ۵؛ لوقا باب ۹ آیات ۱۸ تا ۲۷؛ پطرس اول باب ۱ آیات ۱۶ تا ۱۸.


آیه حفظی: «بدیشان گفت: شما مرا که میدانیـد؟ پطـرس در جواب گفت: مسیح خدا» (لوقا باب ۹ آیه ۲۰).


عیسی مسیح کیست؟


این پرسش کلک فلسفی یا جامعه شناسی نیست. این مربوط است به اینکه بشرکیست و مهمتر اینکه ابدیت برایش چه به ارمغان می آورد.


مردم می توانند کار عیسی را تحسین کنند، کلامش را محترم بشمارند، بردباری او را ستایش کنند، از شیوه صلح آمیز او حمایت کنند، قاطعیتش را تحسین نمایند، از خود گذشتگی اش را ثنا گویند و در برابر پایان زندگی مظلومانه اش زبان بسته بمانند. بسیاری حتی ممکن هست آماده باشند تا عیسی را به عنوان فردی نیکوکار که تلاش کرد همه چیز را اصلاح کند، بپذیرند – کسی که سعی کرد عدالت را در جایی که بی عدالتی بود برقرار کند، در زمان بیماری شفا داد و وقتی فقط بدبختی وجود داشت آرامش به ارمغان آورد.


آری، عیسی به خوبی می توانست لقب بهترین معلم، انقلابی، رهبر ممتاز و روانشناسی که می تواند تا اعماق روح یک فرد را کاوش کند، کسب کند. او همه این ها و خیلی بیشتر بود.


با وجود این، هیچکدام از این ها حتی نزدیک به پاسخ پرسش مهمی که خود عیسی مطرح کرد نمی باشد: «شما مرا که می دانید؟» (لوقا باب ۹ آیه ۲۰).


این پرسشی است که نیازمند پاسخ است و سرنوشت بشریت به آن وابسته است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۸ آوریل آماده شوید.


یکشنبه


٢١ آوریل


واکنش ها به عیسی


انجیل مقدس را مطالعه کنید. عهد جدید را بخوانید. در همه این کتاب ها اظهاراتی باورنکردنی درباره اینکه عیسی چه کاری انجام داد و حتی مهمتر اینکه او چه کسی بود، وجود دارد. (مطئمنا آنچه که عیسی انجام داده است به طور قطع گواهی است بر اینکه او کیست.) این ادعاها – که او خدا است، ناجی ماست، به تنهایی راهی به زندگی ابدی است – نیازمند توجه ماست زیرا سرشار از مفاهیمی هستند که نتایجی ابدی برای هر انسان دارند.


لوقا باب ۴ آیات ۱۶ تا ۳۰ را مطالعه نمایید. چه چیز باعث شد که آن ها آنگونه عکس العمل نشان دهند. به یوحنا باب ۳ آیه ۱۹ نیز مراجعه کنید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مخاطبان زادگاهش در ابتدا از دیدن عیسی که پس از انجام بسیاری معجزات و شگفتی ها به شهر ناصره بازگشته بود، هیجان زده بودند. آن ها «از کلمات فیض بخشی که می گفت تعجب می نمودند» (لوقا باب ۴ آیه ۲۲). اما واکنش آن ها به سرزنش های او، روح حقیقی که در آن ها وجود داشت را نمایان کرد.


لوقا باب ۷ آیات ۱۷ تا ۲۲ را مطالعه کنید. سوال یحیی در مورد عیسی چه بود و چرا این پرسش را مطرح کرد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


حتی یحیی تعمید دهنده، پیشرو عیسی و کسی که او را به عنوان «بره خدا» معرفی نمود، نیز در اعماق روح خود دچار شک و تردید شده بود. او تمایل داشت بداند: «آیا تو آن کسی هستی که قرار است بیآید یا منتظر دیگری باشیم؟» (لوقا باب ۷ آیه ۱۹).


به این نیز توجه کنید که عیسی مستقیما به پرسش یحیی پاسخ نمی دهد. در عوض، به اعمالی اشاره کرد که به طور واضح گواه این موضوع هستند: «لنگان براه می افتند، جذامیان پاک می شوند، کرها شنوا می گردند، مردگان قیام می یابند و بینوایان مژده را میشنوند» (لوقا باب ۷ آیه ۲۲). برخی می توانند استدلال کنند که عیسی احتیاج نداشت مستقیما به پرسش یحیی پاسخ بدهد؛ اما رفتار و کردار او به اندازه کافی گواه هویت او بودند.


پاسخی که عیسی داد، از طرفی ممکن است حتی یحیی را بیشتر حیرت زده کرده باشد. به هر حال اگر عیسی قدرت انجام همه این کارهای باورنکردنی را دارد، چرا من در زندان بسر می برم؟ چه کسی در بحبوحه مصیبت های شخصی، اینگونه حیرت زده نشد: اگر خدا این همه قدرت دارد، چرا چنین چیزی برای من اتفاق می افتد؟ چرا صلیب و آنچه که بیان می کند و وعده می دهد تنها پاسخ ماست؟


دوشنبه


٣١ آوریل


پسر خدا


«پسر انسان» و «پسر خدا» دو نامی هستند که در انجیل برای توصیف عیسی از آن ها استفاده شده است. اولی نشان دهنده خدای مجسم و دومی اشاره به شخص دوم بودن او در الوهیت دارد. این دو در کنار هم ما را دعوت به تأمل درباره معجزه عیسی مسیح می کنند: خدایی که هم الهی است و هم انسانی. درک این مفهوم دشوار است، اما حقیقت شگفت انگیز و امید بزرگی که به ما عرضه می کند را به هیچ وجه از بین نمی برد.


لوقا باب ۱ آیات ۳۱، ۳۲ و ۳۵، باب ۲ آیه ۱۱ را مطالعه نمایید. این آیات به ما درباره اینکه عیسی چه کسی بود، چه می گویند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در لوقا باب ۱ آیات ۳۱ و ۳۲، فرشته نام «عیسی» را با «پسر خدای متعال» کسی که «خداوند، خدا» به او تخت پادشاهی داود را عطا خواهد فرمود، پیوند می زند. عیسی پسر خدا است. او همچنین مسیح موعود است، کسی که باید تخت پادشاهی داود را احیا کند، نه به عنوان منجی زمینی بلکه به مفهومی معادشناسانه که او در نهایت بر تلاش شیطان در غصب تخت حکومت خدا غلبه خواهد کرد. فرشته به چوپانان اعلام کرد که نوزاد در آخور «نجات دهنده، مسیح خداوند است» (لوقا باب ۲ آیه ۱۱). در عین حال، عنوان «پسر خدا» نه تنها جایگاه عیسی را در الوهیت تأیید می کند، بلکه رابطه نزدیک و صمیمی که عیسی در زمان حضورش بر روی زمین با پدر آسمانی داشت را آشکار می سازد. اما این رابطه همانند رابطه ای که ما با خدا داریم نمی باشد. رابطه عیسی به عنوان پسر با پدر جزئی از سه یار مساوی ابدی است در حالی که رابطه ما نتیجه کاری است که عیسی به عنوان خالق و ناجی انجام داده است.


«عیسی به حواریونش این جمله را که «پدر من که در آسمان است» فرمود تا به آن ها یادآوری کند که مادامی که از طریق انسانیتش با آن ها مرتبط است، در مشکلاتشان شریک است و در رنج هایشان با آن ها همدردی می کند، و بواسطه الوهیتش به ملکوت ابدیت متصل است.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p. ۴۴۲.


اینکه عیسی به معنای کامل خدا بود، برای ما چه مفهومی دارد؟ هر چند این حقیقت مفاهیم متعددی دارد، یکی از شگفت انگیزترین آن ها این است که عیسی با وجود اینکه خدا بود، خود را متواضع نمود، نه فقط برای اینکه انسانیت ما را به دوش بکشد بلکه خود را در آن انسانیت برای ما قربانی کند. ما در اینجا درباره خدا صحبت می کنیم. چه امید شگفت انگیزی برای ما در این حقیقت بواسطه آنچه که درباره ماهیت واقعی خدا می گوید، وجود دارد؟


سه شنبه


۴١ آوریل


پسر انسان


هرچند عیسی کاملا از این امر که او هم پسر انسان و هم پسر خدا است، آگاه بود (لوقا باب ۲۲ آیات ۶۷ تا ۷۰)، «پسر انسان» شیوه محبوب او برای اشاره به خودش بود. کس دیگری تا بحال او را با این عنوان خطاب نکرده است. تنها مورد دیگری که این لقب در آن آمده است سخنرانی استیفان است (اعمال رسولان باب ۷ آیه ۵۶) وهمچنین در مکاشفه باب ۱ آیه ۱۳ و باب ۱۴ آیه ۱۴ نیز به آن اشاره شده است. این عنوان بیش از ۸۰ بار در چهار انجیل و ۲۵ بار در انجیل لوقا ذکر شده است. کاربرد اینچنین لوقا از این لقب نشان دهنده علاقه عمیق او به جنبه انسانی عیسی است، مردی جهانی و کسی که از طرف خدا فرستاده شده بود تا مژده نیکوی نجات را اعلام نماید.


«انسانیت پسر خدا برای ما همه چیز است. مانند زنجیری است طلایی که روح ما را به مسیح و از طریق او به خدا متصل می کند. این حقیقت باید موضوع مطالعه ما باشد. عیسی یک انسان حقیقی بود؛ او با انسان شدنش، فروتنی اش را اثبات نمود و این با وجودی است که او خدای در جسم بود.» – الن جی. هوایت (Ellen G. White) ، پیامهای ششگانه منتخب، Selected Messages, book ۱, p. ۲۴۴. کاربرد «پسر انسان» در انجیل لوقا دیدگاه های متعددی درباره طبیعت، رسالت و سرنوشت عیسی متجسم، نمایان می کند.


اول اینکه این توصیف او را به عنوان یک انسان مشخص می کند (لوقا باب ۷ آیه ۳۴)، بدون هیچ نشانی و ضمانت دنیوی (لوقا باب ۹ آیه ۵۸).


دوم اینکه لوقا برای تاکید طبیعت و جایگاه الهی عیسی از آن استفاده نمود: زیرا «پسر انسان مالک روز سبت هم هست» (لوقا باب ۶ آیه ۵). بنابراین او خالق نیز است و قدرت بخشش گناهان را دارد (لوقا باب ۵ آیه ۲۴).


سوم اینکه پسر انسان برای به انجام رساندن مأموریت رستگاری که قبل از بوجود آمدن این جهان توسط الوهیت مقرر شده بود (افسسیان باب ۱ آیات ۳ تا ۵)، برای جستجو و نجات گمشدگان آمد (لوقا باب ۹ آیه ۵۶ و باب ۱۹ آیه ۱۰). اما نجات به خودی خود نمی تواند کامل شود و «لازم است که پسر انسان متحمل رنجهای سختی شود و او را رد کنند و او کشته شود و در روز سوم باز زنده گردد.» (لوقا باب ۹ آیه ۲۲). این خودآگاهی پسر انسان در مورد راهی که باید در آن قدم می گذاشت و بهایی که می بایست برای نجات بشریت از گناه می پرداخت، نه تنها ماهیت الهی نقشه نجات را، بلکه تسلیم شدن عیسی به انسانیتش در این نقشه را آشکار می سازد.


چهارم اینکه، توجه کنید که در متن زیر لوقا چه تصویر کاملی از مسیح رنج دیده نشان می دهد: آگاهی قبلی او از صلیب (لوقا باب ۱۸ آیات ۳۱ تا ۳۳)، خیانت (لوقا باب ۹ آیه ۴۴)، مرگش در تحقق نبوت (لوقا باب ۲۲ آیه ۲۲)، به صلیب کشیده شدن و قیامش (لوقا باب ۲۴ آیه ۷ با باب ۱۱ آیه ۳۰ مقایسه نمایید) و نقش او به عنوان واسط در برابر پدر آسمانی (لوقا باب ۱۲ آیه ۸).


پنجم اینکه لوقا پسر انسان را در شرایط آخرالزمان می بیند، کسی که به زمین بازمی گردد تا به مقدسینش پاداش دهد و نبرد عظیم را به پایان رساند (لوقا باب ۹ آیه ۲۶، باب ۱۲ آیه ۴، باب ۱۷ آیه ۲۴، ۲۶ و ۳۰، باب ۲۱ آیه ۳۶ و باب ۲۲ آیه ۶۹).


بطور خلاصه عنوان «پسر انسان» چند وجهه ئی است از مفهوم اینکه عیسی چه کسی بود، برای چه کاری آمده بود و برای ما در برنامه نجات چه کاری انجام داده و خواهد داد.


چهارشنبه


۵١ آوریل


«مسیح خدا»


لوقا باب ٩ آیات ١٨ تا ٢٧ را بخوانید. چرا عیسی از شاگردانش سوالی پرسید که خود پاسخ آن را می دانست؟ او قصد داشت چه درسی را درباره خودش و همچنین مفهوم پیروی از او به آن ها بیاموزد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«شما مرا که می دانید؟» (لوقا باب ٩ آیه ٢٠). پرسشی که عیسی ٢٠٠٠ سال قبل مطرح کرد، همچنان تاریخ را بچالش می کشد. تا کنون مردم پاسخ های متفاوتی به آن داده اند: معلمی بزرگ، کردار شناسی دقیق، تجسم حقیقت، مظهری از فداکاری، پیامبری بی باک، اصلاح کننده اجتماعی، نمونه ای عالی از هرآنچه یک انسان باید باشد. اما هیچ پاسخی بهتر از جوابی که سوال اصلی از لبان پطرس بیرون کشید، نیست.


عیسی پس از آشکار کردن اقتدارش بر طبیعت (لوقا باب ٨ آیات ٢٢ تا ٢۵)، قدرتش نسبت به اجّنه (آیات ٢۶ تا ٣۵)، توانمندی اش نسبت به بیماری ها (لوقا باب ۵ آیات ١٢ تا ١۵ و باب ٨ آیات ٤٣ تا ٤٨)، توانایی اش در سیر کردن ۵٠٠٠ نفر از مقدار غذایی ناچیز (لوقا باب ٩ آیات ١٣ تا ١٧)، قدرتش در مقابل مرگ (لوقا باب ٨ آیات ۵١ تا ۵۶) – دو پرسش برای حواریونش مطرح کرد: ابتدا اینکه دیگران درباره او چه فکری می کنند؛ و دوم اینکه خود ایشان چطور؟ او این سوال را برای پی بردن به آنچه که نمی دانست مطرح نکرد، بلکه آن را مطرح کرد تا شاگردانش را متوجه این موضوع کند که او در حقیقت کیست و پیروی از او مستلزم تعهدی است که بهایش همه چیز خواهد بود.


«دانش ما راجع به عیسی نباید هرگز دست دوم باشد. ما ممکن است تمام احکامی که تا کنون درباره عیسی صادر شده است را بدانیم؛ ممکن است هر نکته ای درباره مسیح که تاکنون بشر متصور شده است را بدانیم؛ ممکن است بتوانیم خلاصه صحیحی از تعالیم تمام متخصصان الهیات و اندیشمندان بزرگ درباره عیسی ارائه دهیم، ولی کماکان مسیحی نباشیم. مسیحیت هرگز دانستن اطلاعات درباره عیسی نیست بلکه شناخت اوست. عیسی مسیح قضاوتی فردی را می طلبد. او تنها از پطرس سوال نکرد بلکه مخاطبش همه ما بودیم: «شما مرا که می دانید؟» – ویلیام بارکلی (William Barclay)، انجیل متی،


(Bangalore: Theological Publications in India, ٢٠٠٩), vol. ٢, p. ١٦١.


پاسخی که ما به پرسش عیسی می دهیم نباید کمتر از اعترافی باشد که پطرس کرد: عیسی «مسیح خدا» است (لوقا باب ٩ آیه ٢٠). مسیح به معنی «فرد مسح شده» است، مسیحا کسی نیست که مأموریتش در مورد آزادی سیاسی باشد، بلکه او نجات دهنده ای است که بشریت را از چنگال شیطان و گناه رها خواهد نمود و ملکوت عدالت را برپا خواهد کرد.


تنها دانستن اینکه عیسی چه کسی بود، کافی نیست. درعوض ما باید او را خودمان بشناسیم. سپس اگر مدعی هستید که عیسی را می شناسید – در حقیقت در مورد او چه می دانید؟ به این مفهوم که دانش شما درباره این که او چه کسی و چگونه است به شما چه آموخت؟


پنجشنبه


۶١ آوریل


تجلّی


تمام روایات سه انجیل را درباره تجلّی مطالعه کنید (لوقا باب ۹ آیات ۲۷ تا ۳۶، متی باب ۱۷ آیات ۱ تا ۹، مرقس باب ۹ آیات ۲ تا ۸). (همچنین روایت اصلی پطرس را درباره این واقعه بخوانید و به حقیقتی که این رسول از تجربه شهادت می دهد، توجه نمایید؛ به پطرس دوم باب ۱ آیات ۱۶ تا ۱۸ مراجعه کنید). لوقا به چه اطلاعات اضافی اشاره می کند و چرا این اطلاعات دارای اهمیت می باشند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


لوقا روایتش را با جزئیاتی آغاز می کند که متی و مرقس به آن اشاره ای نمی کنند: عیسی پطرس، یوحنا و یعقوب را با خود به کوهستان برد تا دعا کنند. او چشمان و ذهنش را بر روی اورشلیم معطوف و مصیبتی را که پیش رویش در راه بود، پیشگویی نمود. عیسی قصد داشت مطمئن شود آنچه را که انجام می داد همان است که خدا از او خواسته بود. در چنین لحظاتی دعا تنها راه پیدا کردن یقین و اطمینان است. بواسطه دعایی که کرد، بلافاصله شکوه و عظمت الهی به شخص او نازل شد. «نمای چهره اش تغییر کرد و ردایش از سفیدی می درخشید» (لوقا باب ۹ آیه ۲۹).


عیسی تجلّی یافته در حال صحبت با موسی و الیا درباره «رحلت او، یعنی آنچه که می بایست در اورشلیم به اتفاق بی افتد» بود (لوقا باب ۹ آیه ۳۱). دو مفهوم از واژه رحلت استنباط می شود: مرگ پیش رویش در اورشلیم و از آنجایی که واژه یونانی بکار رفته معمولا برای مرگ استفاده نمی شود، «رحلت» می تواند به معنی «خروج عظیم»، همان خروج رهایی بخش و قدرتمند که خواهد توانست نجات از گناه را به ارمغان بیاورد و عیسی در شرف تحقق بخشیدن به آن در اورشلیم بود نیز می باشد.


مکالمه سه جانبه آن ها با ندای تأییدی از آسمان خاتمه یافت: «این است پسر محبوب من، به او گوش دهید!» (لوقا باب ۹ آیه ۳۵). این تجلّی عیسی را مزین به جلال کرد، بار دیگر پسر خدا بودن او را تأیید نمود و اعلام کرد که نجات به بهای زندگی پسر خدا خواهد بود. بنابراین، فرمان آسمانی به حواریون: «به او گوش دهید.» بدون اطاعت و وفاداری انحصاری به او، هیچ شاگردی وجود ندارد.


خانم الن جی. هوایت (Ellen G. White) نوشت که این افراد یعنی موسی و الیا که «مقدم بر تمامی فرشتگان اطراف تخت ملکوت خدا برگزیده شده بودند باشند، آمده بودند تا با عیسی صمیمانه درباره رنج های او صحبت کنند و او را با همدردی آسمانی تسّلی دهند. امید دنیا و نجات هر بشر بار مسئولیت مکالمه ایشان بود.»


p ۴۲۵ Desire of Ages .


بدینسان، حتی عیسی که بسیاری دیگر را تسلی داده بود، آرامش و تسّلی برای خود طلبید. این موضوع چه چیزی را در این باره که گاهی حتی قوی ترین افراد از نظر روحانی در میان ما، حتی پیشوایان، معلمان و رهبران ما نیز به دلداری، تشویق و کمک دیگران نیازمندند، به ما می گوید؟ درحقیقت، شما در حال حاضر چه کسی را می شناسید که نیاز به دلداری دادن و تشویق دارد؟


جمعه


٧١ آوریل


مطالعه بیشتر:


«از هر سوالی در رابطه با انسانیت عیسی که موجب درک غلط می شود، اجتناب ورزید. حقیقت خیلی به فرض اشتباه نزدیک است. در برخورد با انسانیت مسیح، شما باید درمورد هر ادعا محتاط باشید تا مبادا کلامتان مفهومی متفاوت از آنچه می خواهید برساند، داشته باشد و در نتیجه برداشت واضحتان از انسانیت او همراه با الوهیتش را از دست ندهید. تولد او معجزه ای از طرف خدا بود.... هرگز و در هیچ صورت کوچکترین تصوری از اینکه تمایلی از فساد در عیسی وجود داشت یا او به گونه ای تسلیم فساد شد را در ذهن هیچکس نسازید. او در تمامی زمینه ها مانند بشر وسوسه شد اما با این وجود او «انسان مقدس» نامیده شده است.» این راز که عیسی مانند همه انسان ها وسوسه می شد اما بدون گناه بود برای انسانهای فانی غیر قابل توضیح باقی مانده است. تجسم عیسی تا بحال و برای همیشه یک راز باقی خواهد ماند.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)،


۲۱ Bible Commentary, vol. ۵, pp. ۱۱۲۸, ۱۱۲۹ The SDA.


سوالاتی برای بحث:


١. شرح فوق الذکر نوشته خانم الن جی. هوایت درباره طبیعت انسانی عیسی را بخوانید. ما باید این واقعیت که طبیعت انسانی عیسی به موازات طبیعت الهی اش حقیقتی بزرگ است که ما در حال حاضر قادر به درک کامل آن نیستیم را بپذیریم. همانطور که او نوشته است: «تجسم عیسی تا کنون و برای همیشه یک راز باقی خواهد ماند.» پس چرا ما باید قضاوت خشن بکنیم درباره دیگرانی که لزوما این راز را آنگونه که ما می دانیم نمی فهمند؟


٢. به آنچه در کوه تجلّی اتفاق افتاد بی اندیشید. این واقعه شگفت انگیز در تارخ نجات بشریت در شرف وقوع بود و حواریون منتخب که با او به کوستان رفته بودند، در ابتدا چه کردند؟ خوابیدند! این توضیح به چه صورت می تواند کنایه ای باشد به ما به عنوان افراد ایمان دار یا به عنوان کلیسا که دقیقا قبل از رویداد بزرگ دیگری در تاریخ نجات یعنی آمدن دوباره عیسی، زندگی می کنیم؟


٣. برخی از مطالبی را که عیسی راجع به خودش فرمود، مطالعه نمایید. چرا این نظریه که عیسی صرفا مردی بزرگ، نبی بلند مرتبه یا رهبر روحانی توانمندی بود که در مورد هویت خودش اشتباه می کرد گزینه ئی جز اینکه مردی دیوانه و در مورد خود فریفته شده بود، ایجاد نمی کند؟


درس چهارم


٨١ تا ۴٢ آوریل


فراخوانی برای شاگردی



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۵ آیات ۱ تا ۱۱، باب ۶ آیات ۱۲ تا ۱۶، باب ۹ آیات ۱ تا ۶؛ متی باب ۱۰ آیات ۵ تا ۱۵؛ لوقا باب ۱۰ آیات ۱ تا ۲۴، باب ۹ آیات ۲۳ تا ۲۵؛ متی باب ۱۶ آیات ۲۴ تا ۲۸.


آیه حفظی: «سپس به همه فرمود: اگر کسی بخواهد پیرو من باشد باید نفس خود را انکار کند و همه روزه صلیب خود را بردارد و از من پیروی کند.» (لوقا باب ۹ آیه ۲۳).


«حواری» به معنی پیرو و شاگرد است. بیش از ۲۵۰ بار در کتاب مقدس و بیشتر در انجیل و کتاب اعمال رسولان، به واژه شاگرد اشاره شده است.


شاگرد بودن به روح انرژی می دهد، ذهن را به چالش می کشد و مستلزم حداکثر تلاش ما در رابطه مان با خدا و همنوعان است. بدون وفاداری کامل به عیسی و مطالبات زندگی و پیامش، هیچ شاگردی نمی تواند وجود داشته باشد. چه کسی می تواند فراخوانی عالیتری از این داشته باشد؟


«اگر انسانها خود را تسلیم اراده خدا کنند، او آن ها را آنگونه که هستند می پذیرد و آن ها را برای خدمتش تعلیم می دهد. روح خدا که توسط روان دریافت می شود، امکانات ذهنی را تقویت می کند. ذهن که صادقانه به خدا ایثار شده است، تحت هدایت روح القدس با هماهنگی پیشرفت می کند و برای درک و تحقق الزامات خدا تقویت شده است. شخصیت ضعیف و متزلزل به شخصیتی قوی و راسخ تبدیل می شود. دعا کردن مستمر ارتباط چنان نزدیکی میان عیسی و شاگردانش ایجاد می کند که مسیحیان از نظر ذهن و شخصیت مانند او می شوند.» - الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Desire of Ages p ۲۵۱.


در این هفته ما چگونگی فراخوانده شدن حواریون توسط عیسی را بررسی خواهیم نمود و خواهیم دید که چه درسی می توانیم از آن بگیریم که بتواند به ما در ادامه کاری که او بر روی زمین آغاز کرد، کمک کند.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۵ آوریل آماده شوید.


یکشنبه


٩١ آوریل


صیادان بشر


شمعون و اندریاس تمام شب را به سختی مشغول کار بودند. آن ها به عنوان صیادانی با تجربه هنر ماهیگیری و اینکه چه وقت از کار دست بکشند را می دانستند. تلاششان در طول شب حاصلی نداشت. در میان نا امیدیشان، فرمانی ناگهانی آمد: «به قسمتهای عمیق آب بران و تورهایتان را برای صید به آب بیندازید.» (لوقا باب۵ آیه ۴). پاسخ شمعون از روی نا امیدی و غم و اندوه بود: «ای استاد، ما تمام شب زحمت کشیدیم و اصلاً چیزی نگرفتیم، اما حالا که تو میفرمائی...» (آیه ۵).


این نجار کیست که به یک ماهیگیر در مورد ماهیگیری پند می دهد؟ شمعون می توانست اهمیتی ندهد اما آیا ممکن است موعظه آرامش بخش و قابل اطمینان بیشتر عیسی تاثیری داشته باشد؟ از این رو پاسخ این بود: «اما حالا که تو میفرمائی.»


بر این اساس اولین درس شاگردی چنین بود: اطاعت از کلام عیسی. اندریاس، یوحنا و یعقوب نیز خیلی زود متوجه شدند که آن شب طولانی و بی حاصل، راه سحرگاهی روشن و شگفت آور با ماهی های بسیاری برای صید برای ایشان به ارمغان آورده است. پطرس به یکباره بر روی زانوانش افتاد و فریاد زد: «ای خداوند، از من دور شو چون من مردی خطاکارم» (لوقا باب ۵ آیه ۸). تشخیص قدوسیت خدا و گناهکاری فردی یکی دیگر از گام های اساسی فراخوانی به شاگردی است. همانطور که اشعیا نبی توانست این قدم را بردارد (اشعیا باب ۶ آیه ۵)، پطرس نیز توانست.


لوقا باب ۵ آیات ۱ تا ۱۱، متی باب ۴ آیات ۱۸ تا ۲۲ و مرقس باب ۱ آیات ۱۶ تا ۲۰ را مطالعه کنید. معجزه، حیرت ماهیگیران، اعتراف پطرس و اقتدار عیسی را در نظر بگیرید. هر کدام از این روایات درباره مسلک شاگردی چه چیزی را بیان می کنند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«نترسید؛ از این پس مردم را صید خواهید كرد» (لوقا باب ۵ آیه ۱۰). این تغیر از ماهیگیر بودن به صیاد مردم شدن فوق العاده است: نیازمند به تسلیم مطلق به استاد، شناخت جنبه ناتوانی و گناه آلودگی فردی، روی آوردن به مسیح برای کسب نیرو، قدم برداشتن در مسیر ناشناخته و انفرادی، شاگردی و اعتماد مستمر تنها به مسیح است. زندگی یک ماهیگیر نامعلوم و سرشار از خطر است، مبارزه با امواج بی رحم و عدم اطمینان از درامدی ثابت. زندگی یک صیاد انسان نیز آسان تر از آن نیست، اما خدا وعده داده است که «نترسید.» شاگردی مسیر آسانی نیست؛ فراز و نشیب ها، شادی ها و چالش هی خاص خود را دارد ولی شاگردان فراخوانده نمی شوند که به تنهایی در این مسیر قدم بردارند. آن که فرمود «نترسید» همراه شاگردان وفادار است.


بار دیگر داستان اعتراف پطرس درباره گناهکار بودنش را بخوانید. توجه کنید که گناهکاریش چگونه او را برای جدایی از عیسی برانگیخت. چه چیزی درباره گناه وجود دارد که ما را از خدا دور می کند؟


دوشنبه


۰٢ آوریل


انتخاب دوازده نفر


شاگردی امری خود ساخته نیست. نتیجه پاسخ مثبت دادن به فراخوانی مسیح است. لوقا به این موضوع اشاره می کند که عیسی تا آن لحظه پطرس، اندریاس، یوحنا و یعقوب (لوقا باب ۵ آیه ۱۱) و لاوی باجگیر را فراخوانده بود (آیات ۲۷ تا ۳۲). اکنون نویسنده انتخاب دوازده نفر را در روایتش در موقعیتی راهبردی قرار می دهد: بلافاصله پس از شفای مردی در روز سبت که دست راستش خشک شده بود (لوقا باب ۶ آیات ۶ تا ۱۱)، که باعث شد فریسیان نقشه قتل عیسی را بکشند. خداوند آگاه بود که زمان تثبیت کارش و آماده کردن گروهی از خدمتگزاران قابل اعتماد بود که آن ها را تعلیم دهد و برای ماموریت پس از صلیب رسیده است.


لوقا باب ۶ آیات ۱۲ تا ۱۶، باب ۹ آیات ۱ تا ۶ را بخوانید. این آیات در مورد فراخوانده شدن دوازده رسول به ما چه می گویند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در میان انبوه مردمی که دنبالش می کردند، تعداد بسیاری شاگرد وجوداشت - کسانی که نسبت به او مانند دانش آموزانی بودند که از معلمشان تبعیت می کنند. اما ماموریت عیسی فراتر از تعلیم دادن است. او آمد تا جامعه ی رستگاران کلیسایی که مژده نجاتش را به سراسر دنیا خواهد رساند، برپا کند. برای این هدف عیسی به افرادی بیشتر از شاگردانش نیاز دارد. «از میان آنان، دوازده نفر را انتخاب كرد و آنها را رسولان نامید» (لوقا باب ۶ آیه ۱۳). «رسول» یعنی کسی که با پیامی خاص و هدفی ویژه فرستاده شده باشد. لوقا از این واژه ۶ بار در انجیلش و بیش از ۲۵ بار در کتاب اعمال رسولان استفاده نموده است (در حالی که متی و مرقس هر کدام فقط یک بار آن را بکار برده اند).


این دوازده نفر برپایه تحصیلات، پیشینه اقتصادی، شهرت اجتماعی، برتری اخلاقی یا شایستگی شان در این مورد، انتخاب نشدند. آن ها مردان عادی با پیشینه معمولی بودند: ماهی گیر، باجگیر، یک افراطی استقلال طلب، یک شکاک و کسی که معلوم شد خائن است. آن ها تنها برای یک هدف فراخوانده شده بودند: تا سفرائی باشند از پادشاه و ملکوتش.


«خدا انسان ها را همانگونه که هستند یعنی با وجود عناصر انسانی در شخصیتشان می پذیرد و در صورتی که منضبط باشند و یاد بگیرند، آن ها را برای خدمتش تعلیم می دهد. ایشان به این دلیل که کامل هستند انتخاب نمی شوند بلکه علیرغم عیوبشان، از طریق آگاهی و رفتار بر پایه حقیقت و فیض مسیح، ممکن است بصورت وی تبدیل شوند.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Desire of Ages p ۲۹۴ .


بیایید بپذیریم: نه ما و نه سایر افراد کلیسا عالی و بی عیب هستیم. همه ما در فرآیند رشد هستیم (حتی اگر دیگران کند تر از انتظار ما رشد می کنند!). در این ضمن، ما چگونه فرا می گیریم که با دیگران همکاری کرده و آن ها را همانگونه که هستند بپذیریم؟


سه شنبه


١٢ آوریل


مأموریت دادن به حواریون


لوقا باب ۹ آیات ۱ تا ۶ و متی باب ۱۰ آیات ۵ تا ۱۵ را بخوانید. از آیاتی که درباره چگونگی فراخوانده شدن این افراد توسط عیسی هستند، چه حقایق روحانی می توانیم بیاموزیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ لوقا برگزیدن حواریون را به صورت روندی سه مرحله ای توصیف می کند.


اول، عیسی آن ها را با هم فراخواند (لوقا باب ۹ آیه ۱). واژه فراخواندن به یک اندازه در خدمت و واژه نامه مسیحی حیاتی است. پیش از آنکه بتواند تبدیل به واژه ای دینی بشود، می بایست تجربه ای شخصی باشد. حواریون باید به کسی که آن ها را می خواند توجه کنند، نزد او بیایند و «با هم» باشند. اطاعت از او که فرا می خواند و تسلیم همه چیز به او، برای تجربه وحدت که اساس موفقیت مأموریت است، ضروری هستند.


دوم، عیسی «به ایشان قدرت و اقتدار داد» (لوقا باب ۹ آیه ۱). او هرگز نمایندگانش را دست خالی نمی فرستد و همچنین از ما انتظار ندارد که با تکیه بر نیروی خودمان نمایندگانش باشیم. تحصیلات، فرهنگ، مقام، ثروت یا ذکاوت ما برای به انجام رساندن مأموریتش ناتوانند. مسیح است که ما را مجهز، قادر و توانمند می کند. کلمه یونانی برای «قدرت» واژه dynamis است که از آن «دینامو» بمفهوم سر چشمه نور و «دینامیت» بعنوان منبع انرژی که می تواند شکافی در کوه ایجاد کند مشتق می شوند. نیرو و اقتداری که عیسی می دهد برای در هم شکستن شیطان و نابودی اهدافش کافی است. مسیح نیروی ماست. «وقتی اراده انسان با اراده خدا همراه شود، بر همه چیز توانا می گردد. هر آنچه که باید به فرمان او انجام گیرد، با قدرت او امکان پذیر است. تمام اوامر او همراه با توانمندی اجرا است.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)،Christ’s Object Lessons, p. ۳۳۳ .


سوم، عیسی «ایشان را فرستاد تا فرا رسیدن ملکوت خدا را به مردم اعلام نمایند و بیماران را شفا دهند.» (لوقا باب ۹ آیه ۲). موعظه کردن و شفا دادن همگام هستند و مأموریت حواریون توجه به موجودیت کامل انسان است – جسم، روان و روح. گناه و شیطان تمام وجود انسان را تسخیر کرده اند و در نتیجه تمام وجودش باید تحت نیروی تقدیس کننده مسیح قرار بگیرد. شاگرد عیسی شدن تنها زمانی تحقق می یابد که زندگی فرد کاملا و بدون هیچ مانعی به او تقدیم شود. طلا و نقره، پدر و مادر، همسر و فرزند، زندگی و مرگ، پیشامدهای حال و یا شرایط اضطراری در آینده، هیچ کدام نباید مانعی بین عیسی و شاگردش باشد. تنها عیسی، ملکوتش و شهادتش برای دنیای گمراه اهمیت دارند.


«در این سفر، چیزی با خود نبرید» (لوقا باب ٩ آیه ٣). در اینجا به چه اصلی اشاره شده است که درک و تجربه آن برای ما مهم است؟


چهارشنبه


٢٢ آوریل


فرستادن هفتاد شاگرد


لوقا باب ۱۰ آیات ۱ تا ۲۴ را بخوانید. این روایت فرستادن هفتاد شاگرد برای بشارت به ما درباره نجات انسان ها در میان حقیقت نبرد بزرگ چه می آموزد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در مدت خدمت عیسی، بیش از ۱۲ حواری از او پیروی کردند. هنگامی که پطرس ایمان داران را برای انتخاب جایگزینی برای یهودا مورد خطاب قرار داد، گروه شامل دست کم ۱۲۰ شاگرد بود (اعمال رسولان باب ۱ آیه ۱۵). پولس رسول می فرماید که عیسی در زمان صعودش کمتر از ۵۰۰ پیرو نداشت (اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۶). بنابراین، فرستادن ۷۰ نفر تعداد پیروانی که عیسی داشت را محدود نمی کند بلکه نشان دهنده این است که او گروه خاصی انتخاب نمود تا به شهرهای جلیل بروند و راه را برای ملاقات آینده او مهیا سازند. فقط انجیل لوقا روایت ۷۰ نفر را بیان می کند که البته برای لوقا که ذهنش خدمتگراست امری معمولی است. ۷۰ در کتاب مقدس و تاریخ یهود عددی نمادین است. در پیدایش باب ۱۰، فهرست ۷۰ ملت دنیا که از نسل نوح هستند را بیان می کند و لوقا هم نویسنده ای با جهانبینی وسیع بود. موسی نیز ۷۰ ریش سفید را انتخاب کرد تا او را یاری کنند (اعداد باب ۱۱ آیه ۱۶، ۱۷، ۲۴ و ۲۵). شورای یهود متشکل از ۷۰ عضو بود. در کتاب مقدس اشاره ای به اینکه آیا تمام این ها مفهوم خاصی در انتخاب ۷۰ نفر توسط عیسی دارد، نشده است و لازم نیست ما را به حدس و گمان بیاندازد. اما آنچه مهم است این است که عیسی به عنوان تعلیم دهنده رهبران کلیسا، این راهکار را ارائه کرده است که به جای تمرکز در عده کمی، قدرت و مسئولیت به همه پیروان منتقل شود.


بازگشت ۷۰ نفر با شادی و سرور همراه بود. آن ها به عیسی گزارش دادند: «با ذکر نام تو حتی دیوها تسلیم ما می شدند!» (لوقا باب ۱۰ آیه ۱۷). موفقیت در نجات انسان ها هرگز کار مبشران نیست. آن ها تنها وسیله ئی هستند. این موفقیت بواسطه « ذکر نام تو» میسر می شود. نام و قدرت مسیح اساس هر خدمت بشارتی است.


اما به سه واکنش قابل توجه عیسی نسبت به موفقیت مآموریت ۷۰ نفر توجه کنید. اول، عیسی در هر موفقیت بشارتی، شکست شیطان را می بیند (آیه ۱۸). دوم، برای آنان که بیشتر بشارت می دهند، وعده اقتدار بیشتر داده شده است (آیه ۱۹). سوم، شادی مبشر نباید از خدمتی که بر روی زمین انجام داده است باشد، بلکه به این دلیل باشد که نامش در آسمان ثبت شده است (آیه ۲۰). آسمان شاهد نجات هر فردی از چنگال شیطان است و شادی می کند. هر نفر که به ملکوت خدا اضافه می شود ضربه ای به ترفند های شیطان است.


لوقا باب ٠١ آیه ۴٢ را دوباره مطالعه نمایید. ما چه چیزی دیده ایم که انبیا و پادشاهان می خواستند ببینند ولی نتوانسته اند ببینند؟ این باید چه مفهومی برای ما داشته باشد؟


پنجشنبه


٣٢ آوریل


بهای شاگردی


سقراط افلاطون را و جملیئل سولس را داشت. رهبران ادیان مختلف پیروان مومن خود را داشتند. تفاوت میان شاگردی در ادیان دیگر و شاگردی عیسی در این است که شاگردی درموارد دیگر براساس محتوای فلسفه انسانی است، در حالی که شاگردی عیسی ریشه در فرد و دستاوردهای خود عیسی دارد. بنابراین، شاگردی در مسیحیت علاوه بر تعلیمات عیسی بر آنچه او برای نجات بشریت انجام داد نیز متکی است. از این رو عیسی از تمام پیروانش دعوت می کند که همانند او شده و صلیب خود را برداشته و راهنمایی های او را دنبال کنند. بدون مردمی که قدم در جای پاهای تپه جلجتا بگذارند، شاگردی مسیحی وجود ندارد.


لوقا باب ۹ آیات ۲۳ تا ۲۵، متی باب ۱۶ آیات ۲۴ تا ۲۸، مرقس باب ۸ آیات ۳۴ تا ۳۶ را بخوانید. پیام بسیار مهم در اینجا برای آنان که ادعا می کنند مسیحی اند، چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شاگردی مسیحی پیوندی عملی مابین نجات دهنده و نجات یافته می باشد؛ ما به عنوان نجات یافته موظفیم از ناجی خود پیروی کنیم. از این رو بود که پولس رسول توانست بگوید، «من با مسیح مصلوب شده ام بطوریکه دیگر آنکه زندگی می کند من نیستم ، بلکه مسیح است که در من زندگی می کند» (رساله غلاطیان باب ۲ آیه ۲۰).


بهای شاگردی در باب ۹ انجیل لوقا آیه ۲۳ این چنین تعریف شده است: «اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند میباید نفس خود را انکار نموده، صلیب خود را هر روزه بردارد و مرا متابعت کند.» به این واژه های کلیدی توجه کنید: «انکار»، «بردارد» و «متابعت کند». بهترین تعریف برای واژه «انکار» وقتی است که می خوانیم پطرس عیسی را انکار نمود. او می گفت، «عیسی را نمیشناسم.» بنابراین زمانی که وظیفه شاگردی ام بطلبد که خود را انکار کنم باید قادر باشم بگویم که خود را نمی شناسم؛ نفس مرده است و به جای آن مسیح باید زندگی کند (رساله غلاطیان باب ۲ آیه ۲۰). دوم اینکه، درخواست برای برداشتن هر روزه صلیب، فراخوانده شدن برای تجربه خود مصلوب کردن مداوم است. سوم اینکه، «متابعت کردن» مستلزم این است که تمرکز و جهت زندگیمان تنها عیسی باشد.


همانطور که در انجیبل لوقا باب ۹ آیات ۵۷ تا ۶۲ آمده است، عیسی مفهوم بهای شاگردی را گسترش می دهد: چیزی بر عیسی تقدم ندارد. او و تنها اوست که در عالی ترین مرتبه دوستی و رفاقت، خدمت و پرستش قرار می گیرد. در شاگردی مسیحیت، مرگ نفس یک انتخاب نیست بلکه ضرورت است. «هنگامی که عیسی فردی را فرا می خواند، به او فرمان می دهد که بیا و بمیر ... همیشه همان نوع مرگ است – مردن در عیسی مسیح، مردن انسان پیشین در فراخواندنش... تنها انسانی که در مورد اراده شخص اش مرده است می تواند از مسیح پیروی کند.


Dietrich Bonhoeffer، The Cost of Discipleship


(New York: The Macmillan Co., ۱۹۶۵, p. ۹۹.)


شما در پیروی از مسیح چه بهایی پرداخت کرده اید؟ خیلی جّدی به پاسختان و پیامدهای آن بیاندیشید.


جمعه


۴٢ آوریل


مطالعه بیشتر:


«بلند کردن صلیب خودخواهی را از نفس جدا می سازد و انسان را در موقعیتی قرار می دهد که چگونه حمل کردن بار عیسی را بیاموزد. ما بدون پوشیدن یوغ بندگی مسیح و بلند کردن صلیب و تحمل آن پس از او، نمی توانیم از او پیروی کنیم. اگر اراده ما مطابق الزامات الهی نیست، باید تمایلات مان را انکار کنیم و از خواسته های محبوبمان دست بکشیم و پا جای پای مسیح بگذاریم.» - الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Sons and Daughters of God, p. ۶۹.


سوالاتی برای بحث:


١. به عقب برگردید و پرسش انتهای درس روز چهارشنبه مربوط به لوقا باب ۱۰ آیه ۲۴ را مرور کنید. برخی از آنچه که بسیاری از «انبیا و پادشاهان» تمایل به دیدن داشتند و موفق نشدند اما ما به دلیل زندگی در این عصر فرصت دیدن یافتیم چیست؟ برای مثال نظرتان درباره تحقق یافتن نبوت ها چیست؟ به این بیاندیشید که چه مقدار از وقایع اشاره شده در کتاب دانیال نبی باب ۲، ۷ و ۸ برای بسیاری از انبیا و پادشاهان آینده محسوب می شد ولی اکنون برای ما حقایق تاریخی اند؟ چه چیز دیگری به ذهنتان می رسد؟


٢. بر روی سخنان عیسی درباره اینکه کسی که تمام دنیا را بدست می آورد ولی حیاتش را می بازد، تأمل نمایید. منظورش از این حرف چیست؟ مفهوم از دست دادن زندگی برای نجات یافتن چیست؟ برای کسی که ایمان ندارد، وابستگی خودخواهانه به مادیات این دنیا مهم است. چرا که نه، زیرا باور دارند این تمام دارایی شان است. به چیزی غیر از آن متّکی باشند؟ اما چرا ما به عنوان ایمانداران مسیحی، که می دانیم این دنیا به پایان می رسد و روزی دنیای جدید آغاز خواهد شد، این چنین در پی مادیات این دنیا هستیم؟ چگونه می توانیم خود را در برابر این دام خطرناک در زندگی روحانیمان محافظت نماییم؟


٣. لوقا باب ۱۰ آیات ۱۷ تا ۲۰ را بخوانید. سرور آن ها از دیدن اینکه با بردن نام عیسی حتی اجّنه نیز تسلیم می شوند قابل درک است. به پاسخ عیسی به ایشان توجه کنید. او چه چیزی گفت که درک آن برای همه مبشران اهمیت دارد؟


۴. در کنار شخصیت های کتاب مقس، چه افراد دیگری هستند که پیروی از مسیح بهای سنگینی حتی بیشتر از اکثر ما برایشان داشته است؟ از خودتان بپرسید «این افراد چه چیزی از دست داده اند و برای پیروی از مسیح چه بهایی پرداخت نموده اند و اینکه آیا من نیز مایل به انجام آن هستم؟»


درس پنجم


۵٢ آوریل تا ١ می


مسیح به عنوان خداوند روز سبت



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: مرقس باب ۱ آیه ۲۱، باب ۶ آیه ۲؛ لوقا باب ۴ آیات ۱۷ تا ۲۳ و ۳۱ تا ۳۷؛ قرنتیان دوم باب ۵ آیه ۱۷؛ لوقا باب ۶ آیات ۱ تا ۱۱، باب ۱۳ آیات ۱۰ تا ۱۶.


آیه حفظی: «بدیشان گفت: سبت بجهت انسان مقرر شد نه انسان برای سبت. بنابراین پسر انسان مالک سبت نیز هست» (مرقس باب ۲ آیه ۲۷، ۲۸).


هرچند لوقا انجیلش را برای مخاطبان غیر یهود نوشت، اما تعداد اشاره های زیادش به روز سبت قابل توجه است. از ۵۴ دفعه ای که در انجیل ها و کتاب اعمال رسولان به روز سبت اشاره شده است، ۱۷ بار آن در لوقا و ۹ بار آن هم در اعمال رسولان است؛ در متی ۹ بار، در مرقس ۱۰ بار و در یوحنا نیز ۹ بار به آن اشاره شده است. لوقا به عنوان یک مسیحی غیر یهود، به طور حتم روز هفتم، سبت را به یک اندازه برای یهود و غیر یهود باور داشت. اولین ظهور عیسی تغییری در مورد حفظ سبت ایجاد نکرد.


در حقیقت، «عیسی در خلال خدمتش بر الزام نگهداری روز سبت تاکید ورزید؛ او در تمامی تعلیماتش اصلی را که خود او بخشیده بود، محترم می شمرد. در زمان او، روز سبت بقدری به فساد کشیده شده بود که رعایت آن به جای منعکس کردن خصوصیات خدا، بازتابی از شخصیت خودخواه و خودسر انسان ها بود. عیسی تعلیمات نادرست را که توسط کسانی که ادعا می کردند خدا را می شناسند اما تصویر اشتباهی از او عرضه کرده بودند را کنار گذاشت.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Prophets and Kings, p. ۱۸۳.


درس این هفته معطوف می شود به عیسی به عنوان مالک روز سبت: اینکه او چگونه روز سبت را نگه می داشت و آنچه به عنوان الگو وطرح نمود تا ما از آن پیروی کنیم. رسم نگهداری اولین روز هفته (یکشنبه) به عنوان روز سبت نه از طرف عیسی و نه در عهد جدید تأیید شده است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲ مه آماده شوید.


یکشنبه


۶٢ آوریل


«طبق عادت همیشگی اش» (لوقا باب ۴ آیات ۱۶ تا ۳۰؛ اشعیا باب ۶۱ آیات ۱ و ۲ را نیز ببینید)


«طبق عادت همیشگی اش، روز شنبه به کنیسه رفت» (لوقا باب ۴ آیه ۱۶). این یک آیه خوب ادونتیستی است. بسیاری از ما آن را در بشارت هایمان یا دروس کتاب مقدس مان برای تأکید بر این نکته که عیسی عادت به حفظ روز سبت داشت، استفاده می کنیم.


کنیسه هایی نقش بسیار مهمی در زندگی مذهبی یهودیان داشتند. در دوران تبعید، زمانی که دیگر معبدی وجود نداشت، کنیسه به منظور عبادت و آموزش فرزندان ساخته شدند. هرکجا که حداقل ده خانواده یهودی زندگی می کردند، امکان ساخت کنیسه وجود داشت. عیسی که در ناصره بزرگ شده بود «عادت» به کنیسه رفتن را هر سبت رعایت کرد، و اکنون در اولین سفر به زادگاهش، در روز سبت به کنیسه می رود.


مرقس باب ۱ آیه ۲۱، باب ۶ آیه ۲؛ لوقا باب ۴ آیات ۱۶ تا ۳۰، باب ۶ آیات ۶ تا ۱۱، باب ۱۳ آیات ۱۰ تا ۱۶، باب ۱۴ آیات ۱تا ۵ را مطالعه کنید. این آیات درباره عیسی و روز سبت به ما چه می آموزند؟ همچنان که این آیات را می خوانید توجه کنید که آیا می توانید نشانه ای از لغو روز سبت توسط عیسی یا جایگزینی روز دیگری بجای آن بیابید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«طبق عادت همیشگی اش» (لوقا باب ۴ آیه ۱۶). تنها لوقا از این جمله استفاده می کند: در لوقا باب ۴ آیه ۱۶، زمانی که به کنیسه در ناصره رفته بود؛ و در لوقا باب ۲۲ آیه ۳۹، وقتی که مصلوب شدنش نزدیک می شد، عیسی «طبق عادت به کوه زیتون رفت». هر دو زمان «عادت» مربوط به پرستش و عبادت بود.


چرا ما باید رفتن به کلیسا در روز سبت را همانطور که عیسی در این روز به کنیسه رفت، برای خودمان به یک عادت تبدیل کنیم؟


ابتدا اینکه خدا در همه جا وجود دارد. ممکن است او را در هر جا عبادت کرد، اما جمع شدن در یک مکان در روزی که در ابتدای خلقت تعیین شده و در احکام تصریح شده، عمل خاصی است.


دوم، این کار فرصتی همگانی برای تصدیق اینکه خدا خالق و نجات دهنده ماست، بوجود می آورد.


و در نهایت اینکه فرصتی برای مراوده و سهیم شدن در شادی و نگرانی های یکدیگر می دهد.


بدیهی است کسانی که ما را بدلیل حفظ روز سبت به قانون گرایی و در قید و بند بودن متهم می کنند، از برکت بزرگی که این روز بهمراه دارد آگاهی ندارند. شما رهایی بخش بودن نگه داشتن سبت را به چه روش هایی تجربه کرده اید؟


دوشنبه


٧٢ آوریل


روز سبت: مفهوم و پیام آن


«چون کتاب را گشود» (لوقا باب ۴ آیه ۱۷). سبت تنها برای رفتن به کلیسا به منظور عبادت نبود بلکه برای شنیدن کلام خدا نیز بود. زندگی عاری از کلام او، از دام گناه در امان نیست. «كلام تو را در دل خود مخفی داشتم كه مبادا به تو گناه ورزم» (مزامیر باب ۱۱۹ آیه ۱۱).


لوقا باب ۴ آیات ۱۷ تا ۱۹ را بخوانید. امروز با توجه به آنچه از عیسی، هویتش و کاری که برای ما انجام داد، میدانیم، از این آیات چه برداشتی می کنیم؟ در مسیر خودتان در کنار او، چگونه حقیقت ادعاهای مسیحایی او را تجربه کرده اید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


عیسی پس از خواندن آیات ۱ و ۲ باب ۶۱ کتاب اشعیا فرمود، «امروز در حالیکه گوش می دادید این نوشته به حقیقت پیوست» (لوقا باب ۴ آیه ۲۱). خوب است به واژه امروز توجه کنیم. قوم یهود انتظار داشت اعجاب انگیز نظامی در آینده پدیداز شده رژیم خارجی حاکم بر یهودیه را سرکوب کرده تاج و تخت داودی را مستقر نماید. اما عیسی می گفت که ملکوت هم اکنون در شخص او آمده است و او قدرت گناه را از بین خواهد برد، شیطان را نابود و اسیران تحت ستم قلمرو اش را آزاد خواهد نمود.


درباره وابستگی روز سبت و ادعاهای مسیحایی عیسی نیز بیاندیشید. سبت روز آرامش در مسیح است (عبرانیان باب ۴ آیات ۱ تا ۴)؛ روز سبت نماد آزادی و نجات است، آزادی و نجاتی که در مسیح داریم (رومیان باب ۶ آیات ۶ و ۷)؛ روز سبت نه تنها خلقت بدست خدا را آشکار می کند بلکه وعده خلقت نو در مسیح را نیز نمایان می سازد (قرنتیان دوم باب ۵ آیه ۱۷، قرنتیان اول باب ۱۵ آیات ۵۱ تا ۵۳). این تصادفی نیست که عیسی روز سبت را برای معجزات شفا و رها نمودن آنان که در بند و رنج بیماری بودند، انتخاب نمود.


روز سبت یادآوری است هفتگی از آنچه در مسیح به ما داده شده است که بر چیزی تغیر ناپذیرتر از سنگ یعنی زمان حک شده است.


حفظ روز سبت، چگونه به شما کمک می کند تا نجات بوسیله ایمان تنها را بهتر بفهمید که در آن می توانیم مساعی شخصی مان برای رسیدن بملکوت خدا را درک کنید؟


سه شنبه


٨٢ آوریل


معجزات شفای روز سبت در شهر کفرناحوم


طرد شدن عیسی در شهر ناصره او را واداشت که به کفرناحوم جایی که قبلا خدمت کرده بود، بازگردد (متی باب ۴ آیه ۱۳). این شهر مهم تبدیل به پایگاهی برای خدمت جلیلی عیسی شد. در این شهر کنیسه ای وجود داشت که احتمالا توسط یک فرمانده روم ساخته شده بود (لوقا باب ۷ آیه ۵) و عیسی به رسم عادتش در روز سبت به آنجا رفت.


در آن روز سبت، عیسی خدمات بسیاری در زمینه تعلیم، شفا و موعظه انجام داد. در مورد موضوع موعظه عیسی در آن روز اطلاعاتی در دست نیست اما مردم از آن حیرت زده شده بودند: «زیرا با قدرت و اقتدار سخن می گفت» (لوقا باب ۴ آیه ۳۲). تعلیمات او متفاوت از تعلیمات رهبران یهود بود و تنها برای کوچک نمایاندن مسائل نبودند. این موعظه ئی بود با اقتدار ومتمرکز بر کتب مقدس و ارائه شده بقدرت روح القدس که گناه را باسم حقیقی اش خوانده دعوت بتوبه می نماید.


لوقا باب ۴ آیات ۳۱ تا ۳۷ را مطالعه کنید. چه حقایق قدرتمندی در مورد ۱) نبرد بزرگ، ۲) وجود اجنّه، ۳) هدف از روز سبت و ۴) قدرت خدا در برابر شیطان، در این آیات آشکار شده اند؟ چه چیز دیگری می توانید در آن ها پیدا کنید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در لوقا باب ۴ آیات ۳۱ تا ۴۱، به اولین مورد شفا از پنج معجزه شفا در روز سبت که لوقا ثبت نموده، اشاره شده است (مراجعه کنید به لوقا باب ۴ آیات ۳۸ و ۳۹؛ باب ۶ آیات ۶ تا ۱۱؛ باب ۱۳ آیات ۱۰ تا ۱۶؛ باب ۱۴ آیات ۱ تا ۱۶). در موعظه ناصره، عیسی اعلام کرد که مأموریتش تسلی بخشیدن، شفا دادن و بهبود دلشکستگان و مظلومان است. در اینجا در کفرناحوم، در روز سبت و هنگامی که کنیسه مملو از عبادت کنندگان است، مردی تحت نفوذ جن بود و عیسی با اعترافی روبرو شد: «آه ای عیسی ناصری، ما را با تو چه کار است... تو رامیشناسم کیستی، ای قدوس خدا!» (لوقا باب ۴ آیه ۳۴). جن که از شیاطین و موجودی ماوراء طبیعه بود، به سرعت منجی متجسم شده را تشخیص داد. در این روایت، پرده مابین جهان آشکار و پنهان کنار کشیده شده است.


توجه کنید که نبرد بزرگ چگونه بی پرده در اینجا توصیف شده است. اغلب توصیف آن اینگونه واضح نیست. چگونه این کشمکش را در زندگی خودتان دیده اید؟ تنها امیدتان برای پیروزی در این نبرد چیست؟ اول قرنتیان باب 15 آیه 2 را نیز بخوانید.


چهارشنبه


٩٢ آوریل


خداوند روز سبت


لوقا باب ۶ آیات ۱ تا ۱۱ دو روایت از مواجهه عیسی با فریسیان در مورد روز سبت را دربر دارند.


اولین روایت را در لوقا باب ۶ آیات ۱ تا ۵ بخوانید. عیسی چگونه با اتهام اینکه او و حواریون به شریعت و روز سبت اهمیت نمی دهند، برخورد کرد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


روزی هنگامی که در حال گذشتن از مزرعه ای بودند، حواریون دانه های غلات در آنجا را کندند و در کف دستشان پوست کرده و خوردند. اما فریسیان این اتفاق را تغییر دادند تا شاگردان را به شکستن شریعت روز سبت متهم نمایند. اما عیسی داستان را دقیق تعریف نموده و فریسیان را به داود پادشاه ارجاع می دهد که زمانی که گرسنه بودند، با سربازانش وارد خانه خدا شده و نان مقدس را که تنها کاهنان اجازه خوردن آن را داشتند، خوردند. عیسی با این کار سعی داشت به این نکته اشاره کند که فریسیان در طی تاریخ قانون گرائی شان، چگونه رسوم مختلف را بر رو هم انباشته و شادی روز سبت را تبدیل به احساس باری سنگین کرده بودند.


روایت دوم را در لوقا باب ۶ آیات ۶ تا ۱۱ بخوانید. در اینجا چه درس هایی درباره روز سبت می توان یافت؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


هرچند که تمام انجیل های هم دید این روایت را بیان می کنند، اما تنها لوقا است که به ما می گوید که این دست راست مرد بود که خشک شده بود. جزئیات اضافه لوقا پزشک به ما کمک می کند تا متوجه تأثیر جدی این ناتوانی فیزیکی بر زندگی عادی آن مرد بشویم. نسبت به این واقعه دو واکنش بوجود می آید: اول اینکه، فریسیان منتظر بودند که اگر عیسی روز سبت را برای شفای آن مرد انتخاب کند، او را به جرم شکستن قانون آن روز متهم کنند. دوم اینکه، عیسی فکر ایشان را خواند و جریان را به گونه ای ادامه داد که نشان دهد خود او مالک و خالق روز سبت است و در وظیفه اش برای رهایی آن مرد از بند ساقط دنیای گناه کوتاهی نخواهد کرد. بنابراین، او حفظ روز سبت را در منظر الهی اش مورد توجه قرار داد: نیکی کردن و نجات زندگی در روز سبت مشروع است (لوقا باب ۶ آیات ۹ تا ۱۱).


بیاندیشید به این که قوانین و مقرراتی که این رهبران تصور می کردند از جانب خداست، تا چه حد چشمانشان را کور کرده بود. چگونه می توانیم مطمئن باشیم که ما نیز در دامی مشابه نیافتیم و اجازه ندهیم رسوم و تعلیمات انسانی چشمان ما را بر روی حقایق عمیق تر الهی ببندد؟


پنجشنبه


٠٣ آوریل


روز سبت: فرد بیمار در مقابل گاو و الاغ


در میان سه انجیل هم دید، تنها لوقا این دو روایت شفای عیسی در روز سبت را ثبت کرده است (لوقا باب ۱۳ آیات ۱۰ تا ۱۶، باب ۱۴ آیات ۱ تا ۱۵). اولین مورد باعث شد که رئیس کنیسه از عیسی خشمگین شود؛ و دومین مورد باعث سکوت فریسیان شد. در هر دو مورد، دشمنان عیسی از سوء تعبیرشان نسبت به شریعت برای متهم کردن عیسی به حفظ نکردن روز سبت استفاده می کردند.


لوقا باب ۱۳ آیات ۱۰ تا ۱۶ و باب ۱۴ آیات ۱ تا ۶ را مطالعه کنید. چه حقایقی درباره سهولت تحریف حقایق کتاب مقدس در اینجا بیان شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


زن لنگ را درنظر بگیرید. او زن بود یعنی جنسی که فریسیان نگاه تحقیرآمیزی به آن داشتند؛ بمدت ۱۸ سال لنگ بود و این مدت برای آزمایش صبر یک نفر و دادن حس بی معنی بودن زندگی به او، به اندازه کافی طولانی است؛ و سرانجام اینکه از رهایی خود از این افکار کاملا نا امید شده بود.


فضل الهی به صورت متجسم به او می آید. عیسی او را می بیند، صدایش می زند که نزد او برود و با او صحبت می کند تا شفا یابد، دست خود را بر او می گذارد و «فورا قامت او راست شد» (لوقا باب ۱۳ آیه ۱۳). هجده سال رنج ناگهان تبدیل به شادی زیاد و او «به شکر گزاری پروردگار پرداخت» (آیه ۱۳). هر کلمه فعلی که لوقا بکار برده است شیوه ی پیام ملهم برای شناسائی ارزش و کرامت آن زن و در حقیقت ارزش و کرامت تمام افراد حقیر شمرده شده صرفنظر از موقعیت آن ها است.


در معجزه دوم (لوقا باب ۱۴ آیات ۱ تا ۶)، عیسی در مسیرش در خانه یک فریسی که برای صرف غذا به آنجا می رفت، مردی را که از بیماری تورم رنج می برد، شفا داد. عیسی در انتظار اعتراض رهبرانی که بدقت او را بررسی می کردند، دو پرسش مطرح نمود: اول اینکه با در نظر داشتن شریعت («آیا شفای بیماران در روز سبت جایز است یا خیر؟» [لوقا باب ۱۴آیه ۳])؛ دوم اینکه، در باب ارزش یک انسان («کیست از شما که الاغ یا گاوش روز سبت در چاهـی افتـد و فـوراً آن را بیرون نیاورد؟» [لوقا باب ۱۴ آیه ۵]). منظور او واضح بود؛ و در حقیقت همین گونه هم بود، زیرا مطابق گفته لوقا آن ها جوابی در پاسخ به عیسی نداشتند. عیسی ریاکاری ایشان را نمایان ساخت که این بدترین نوع ریاکاری بود زیرا آنچه را که زیر نقابی از قدوسیت فرضی و خشم صالح پنهان نموده بودند بر آنچه که به اشتباه تصور می کردند نقض فاحش قانون مقدس خدا است، ارجهیت داده بودند. ب


بینید که تا چه حد باید مراقب باشیم.


جمعه


١ مه


مطالعه بیشتر:


« اگر (در روز سبت) خدا دست حامی اش را برای لحظه ئی باز می داشت، انسان بیهوش می شد یا می مرد. و انسان نیز وظیفه ای در این روز (سبت) دارد. باید به ضروریات زندگی رسیدگی، از بیماران مراقبت و خواسته های نیازمندان برآورده کند. کسی که در ازبین بردن رنج دیگران در روز سبت غفلت کند گناهکار شمرده خواهد شد. روز مقدس استراحت خدا برای انسان آفریده شد و کارهای خیریه با این نیت در هماهنگی کامل هستند. خدا مایل نیست که مخلوقاتش در روز سبت یا هر روز دیگری، حتی برای ساعتی رنج بکشند درصورتی که امکان برطرف شدنش وجود داشته باشد.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, page ۲۰۷.


«روز سبت بیش از هر رسم دیگری که به یهودیان داده شد، آن ها را کاملا از ملل اطرافشان متمایز ساخت. خدا می خواست که با مقدس نگهداشتن ان آنها را بعنوان پرستندگانش مشخص نماید. این روز بنا بود نشانه ای از جدایی آن ها از بت پرستی و ارتباطشان با خدای حقیقی باشد. اما به منظور مقدس نگه داشتن روز سبت، بشر باید خود نیز تقدیس شده باشد و از طریق ایمانشان، در عدالت مسیح شریک شوند.»


– الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, page ۲۸۳.


سوالاتی برای بحث:


١. آیا تا این حد واضح بودن کتاب مقدس در مورد عیسی و روز سبت، شگفت انگیز نیست؟ و با این وجود، هنوز ملیون ها نفر از کسانی که در سراسر دنیا مرتب به کلیسا می روند، تاکید دارند که روز هفتم (سبت) دیگر الزام آور یا دارای اهمیت نیست و یا نگه داشتن آن شریعت پرستی است. این امر درباره اهمیت وفاداری تزلزل ناپذیر و اطاعت از کلام خدا به ما چه می آموزد؟ افراد بسیار زیادی نسبت به این حقیقت بنیادی یعنی شریعت خدا گمراه شده اند. عیسی در مرقس باب ۱۳ آیه ۲۲، چه اخطار بسیار مهمی به ما می دهد؟


٢. به تلاش شیطان برای از بین بردن روز سبت توجه کنید: هم از رهبران بنی اسرائیل استفاده نمود تا مفهوم این روز و آنگونه که باید باشد را از بین برده و آن را تبدیل به مسئولیتی دشوار سازد و هم رهبران کلیسا را فریب داد تا در گذشته و حتی حال، روز سبت را به دلیل اینکه منسوخ شده، بر پایه شریعت پرستی و صرفا مخصوص یهودیان است، نادیده بگیرند. چه چیز خاصی درباره این روز وجود دارد که آن را تبدیل به هدفی برای دشمنی شیطان می کند؟



٣. عیسی «مالک روز سبت نیز هست» (لوقا باب ۶ آیه ۵). آین آیه چه کاربردهایی برای مسیحیان و دیدگاهشان نسبت به روز سبت دارد؟


جایگاه زنان در خدمات عیسی



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۱ آیات ۳۹ تا ۵۵، باب ۲ آیات ۳۶ تا ۳۸، باب ۷ آیات ۱۱ تا ۱۷ و ۳۶ تا ۵۰؛ رومیان باب ۱۰ آیه ۱۷؛ لوقا باب ۸ آیات ۱ تا ۳، باب ۱۸ آیات ۱ تا ۸.


آیه حفظی: «زیرا همگی شما بوسیله ایمان در مسیح عیسی، پسران خدا می باشید... مطرح نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن، زیرا که همه شما در مسیح عیسی یک می باشید» (غلاطیان باب ۳ آیات ۲۶ تا ۲۸).


انجیل لوقا گاهی «انجیل زنان» نیز نامیده می شود، زیرا در آن بیش از سه انجیل دیگر به اهمیت دادن عیسی به نیاز زنان و مشارکت دادن زنان در خدماتش اشاره شده است.


در زمان عیسی، مانند برخی از فرهنگ های امروزه، برای زنان ارزش کمی قائل بودند. بعضی از مردان یهودی آن زمان از اینکه برده، غیر یهود و زن آفریده نشده بودند، خدا را سپاس می گفتند. جوامع یونان و روم گاهی حتی بدتر از این با زنان رفتار می کردند. فرهنگ روم آزادی را تا تقریبا هرزگی غیر محدود توسعه داد. برخی اوقات مردان تنها به دلیل داشتن فرزندان قانونی که دارایی ایشان را به ارث ببرند همسر اختیار می کرند و برای لذات گناه آلودشان معشوقه هایی داشتند.


عیسی برای مخالفت با این زمینه بد رفتاری نسبت به زنان، این مژده را داد که زنان در حقیقت دختران ابراهیم هستند (به لوقا باب ۱۳ آیه ۱۶ مراجعه کنید). می توان تصور کرد که زنان آن دوره تا چه حد از شنیدن این مژده که در مسیح، آن ها فرزندان خدا هستند و از دید خدا از ارزش یکسانی نسبت به مردان برخوردارند، خوشحال شدند. امروز نیز این پیام برای زنان همه ملت ها یکسان باقی مانده است: همگی ما، زن یا مرد، در مسیح یکی هستیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۹ مه آماده شوید.


یکشنبه


٣ مه


زنانی که از ظهور عیسی استقبال کردند


تنها لوقا واکنش این زنان به شگفتی تاریخ کیهانی را ثبت نموده است: اینکه پسر خدا دارای جسم انسانی شد تا رسالت رستگاری تعیین شده از سوی پدر را کامل کند و امیدهای مسیحایی مردمش را تحقق بخشد. اگرچه این زنان به طور کامل متوجه اتفاقی که در حال رخ دادن بود، نشدند اما سخنان و واکنش هایشان نسبت به این وقایع حیرت آور، از ایمان و حیرتشان نسبت به کارهای خدا خبر داد.


لوقا باب ۱ آیات ۳۹ تا ۴۵ را که در مورد رویارویی الیزابت و مریم هست، بخوانید. الیزابت چه گفت که نشان دهنده درک هرچند محدودش از اتفاقات در حال رخ دادن بود؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پس از اینکه الیزابت سخنانش را به پایان رساند، مریم با سخنانی از خود او را دنبال کرد (لوقا باب ۱ آیات ۴۶ تا ۵۵). این سخنان که اغلب از آن ها به عنوان تصنیف یاد می شود، مملو از بخش هایی از عهد عتیق هستند که گواهی است بر اینکه مریم دانش آموخته متعهد کتاب مقدس و در نتیجه مادری شایسته برای عیسی بود. تصنیف مریم علاوه بر اینکه ریشه در کتاب مقدس دارد، عمق رابطه اش با خدا را نمایان می سازد. هویتی ما بین روح او و پروردگارش و ایمان او و امید ابراهیم پدیدار می شود.


لوقا باب ۲ آیات ۳۶ تا ۳۸ را مطالعه نمایید. چه حقایق مهمی در روایت حنا در معبد، وجود دارد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


امیدی که از روی اشتیاق باشد، در مسیح تحقق می یابد. بیوه سالخورده ای که معجزه را تشخیص داده بود، تصمیم گرفت از آن پس مژده آمدن نجات دهنده را به آنان که به معبد می آمدند، برساند. در انجیل او اولین زن مبشر لقب گرفت.


سعی کنید حیرت و شگفتی این زنان از رویدادهای در حال وقوع اطرافشان را تصور کنید. ما برای زنده نگه داشتن حیرت و شگفتی حقایق بزرگ در قلبمان که برای اعلان آن فراخوانده شده ایم، چه کاری می توانیم انجام دهیم؟


دوشنبه


۴ مه


زنان و خدمات شفای عیسی


لوقا باب ۷ آیات ۱۱ تا ۱۷، روایت معجزه نائین را بخوانید. این زن که بیوه و فقیر بود، اکنون با مصیبت دیگری یعنی مرگ تنها پسرش مواجه شده بود. جمعیت بزرگی از عزاداران برای همدردی در مراسم تشییع جنازه با اوهمراه و در غمش شریک شده بودند. از دست دادن تنها پسرش که آینده ای نامعلوم پیش رویش قرار می داد، بیوه زن را پر از غم و اندوه و نا امیدی مطلق کرده بود.


جمعیت عذادار حاضر در تشیع جنازه همچنان که از شهر خارج می شدند با گروهی دیگر که درحال ورود به شهر بودند، مواجه شدند. در ابتدای صف عذاداران، مرگ درون تابوت قرار داشت؛ و در ابتدای صف گروه در حال ورود به شهر، حیات در وجود عظمت آفریدگار قرار داشت. وقتی که دو گروه به هم رسیدند، عیسی بیوه زن نا امید و اندوهگین را دید. «چون خداوند او را دید، دلش بر او بسوخت و به وی گفت: ’گریان مباش‘« (لوقا باب ۷ آیه ۱۳). این درخواست برای گریان نبودن اگر از سوی کسی غیر از عیسی، خداوند حیات بخش گفته می شد، بی معنی می بود. زیرا که در پشت فرمان «گریان مباش!» نیروی از بین بردن دلیل آن وجود داشت: عیسی جلو رفت و تابوت را لمس کرد و به مرد جوان دستور داد که برخیزد. این لمس کردن تابوت بی حرمتی به تشریفات مذهبی آن زمان بود (اعداد باب ۱۹ آیات ۱۱ تا ۱۳)، اما برای عیسی ترحم از تشریفات مهمتر بود. تأمین نیازهای انسان ها از احترام به مراسمی که صرفا ظاهری بودند، ضرورت بیشتری داشت.


روستای نائین نه تنها شاهد معجزه ای بزرگ بود بلکه پیامی حیرت آور نیز دریافت کرد: در مسیح تفاوتی میان رنج های عاطفی مردان و زنان وجود ندارد و حضورش قدرت مرگ را مقابله و خنثی می کند.


لوقا باب ۸ آیات ۴۱ و ۴۲ و ۴۹ تا ۵۶ را بخوانید. یایرس شخصی با نفوذ و رئیس کنیسه و مسئول نگهداری و خدمات آنجا بود. در هر روز سبت او فردی را برای هدایت مراسم دعا، خواندن کتاب مقدس و موعظه کردن، اتتخاب می نمود. او علاوه بر داشتن مقام بالا، از نظر قدرت و ثروت نیز دارای نفوذ زیادی بود. او دخترش را دوست داشت به همین جهت از رو کردن به عیسی برای شفای او دریغ نکرد.


در این روایات، قدرت کلام عیسی بود که پسر مرده را زنده به مادرش و دختر مرده را زنده به پدرش بازگرداند. به این بیاندیشید که تا چه حد این وقایع برای کسانی که شاهد آن بودند بخصوص والدین آن دو باور نکردنی و حیرت برانگیز بود. این دو روایت درباره قدرت خدا و محدودیت ما در درک آن چه می گویند (زیرا علم امروزی از تشخیص چگونگی این اتفاق ناتوان است)؟ مهمتر از آن و بدون در نظر گرفتن شرایط کنونی مان، چگونه باید اعتماد به این قدرت و نیکوئی خدایی که آن را در دست دارد را بیاموزیم؟


سه شنبه


۵ مه


زنان حق شناس و با ایمان


در لوقا باب ۷ آیات ۳۶ تا ۵۰، عیسی یک وعده غذا را تبدیل به رویدادی روحانی کرد تا به زنی گناهکار وقار ببخشد. شمعون که فریسی و شهروندی برجسته بود، عیسی را برای صرف غذا دعوت کرده بود. درحالی که تمام مهمانان نشسته بودند، ناگهان وقفه ای بوجود آمد: «زنی گناهکار که در آن شهر بود» (آیه ۳۷) با عجله سمت عیسی رفت، محفظه مرمری عطر گران قیمتی را شکست و عطر را بر روی او ریخت، بر روی پاهای او خم شد و با اشک هایش آن ها را شست.


ما از این عمل سرشار از حق شناسی آن زن و پذیرفتن این عمل بر مبنی ایمان وی توسط عیسی، چه درسی می توانیم بیاموزیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«وقتی که از دید انسان ها دیگر امیدی به مریم نبود، مسیح استعداد های برای نیکی او را دید. عیسی متوجه ویژگی های مثبت شخصیت او شد. نقشه نجات انسان ها را به امکانات زیادی مجهز نموده است که در مورد مریم این امکانات می بایست تحقق بیابند. مریم بواسطه فیض مسیح، یکی از شرکای سرشت الهی شد. مریم نخستین کسی بود که پس از قیام عیسی بر سر قبر وی رفت. او اولین کسی بود که مژده منجی قیام کرده را اعلام کرد.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Desire of Ages, p. ۵۶۸.


در لوقا باب ۸ آیات ۴۳ تا ۴۸، یک فلاکت بزرگ مورد توجه گرانمایه منجی قرار می گیرد. این زن برای مدتی طولانی از بیماری ناعلاجی که جسم و روحش را در بر گرفته بود، رنج می برد. با این وجود، جرقه ئی از امید ناگهان پس از ۱۲ سال مصیبت پدیدار شد: «خبر عیسی را بشنید» (مرقس باب ۵ آیه ۲۷).


او چه شنیده بود؟ ما از کم یا زیاد بودن شنیده هایش چیزی نمی دانیم. اما او می دانست که عیسی به فقیران اهمیت داد؛ طرد شدگان را در آغوش کشید؛ جذامیان را لمس نمود؛ آب را به شراب تبدیل کرد؛ و فراتر از همه این ها، او به مردم درمانده که او هم جزء آن ها بود، توجه می کرد. اما تنها شنیدن کافی نبود. شنیدن باید باعث بوجود آمدن ایمان شود (رومیان باب ۱۰ آیه ۱۷). و ایمان او را بسوی لمس لبه ردای عیسی پیش برد. آن تماس از روی ایمان، با هدف و مؤثر و متمرکز بر مسیح بود. فقط با چنین ایمانی می توانید دعای خیر مسیح حیات بخش را دریافت نماید: «ای دختر، ایمانت تو را شفا داده است» (لوقا باب ۸ آیه ۴۸).


نگاه کردن به مردم و قضاوت درباره آن ها آسان است، اینطور نیست؟ حتی اگر اغلب آن را به زبان نیاوریم، در قلبمان آن ها را مورد قضاوت قرار می دهیم که حتی این کار هم اشتباه است. چگونه می توانیم بیاموزیم دست از قضاوت دیگران حتی در افکارمان برداریم، زیرا معلوم نیست اگر ما در شرایط آن ها بودیم چه می کردیم؟


چهارشنبه


۶ مه


برخی از زنانی که از عیسی پیروی کردند


لوقا باب ۱۰ آیات ۳۸ تا ۴۲ را بخوانید. ما چه حقایق روحانی می توانیم از این روایت (لوقا باب ۸ آیه ۱۴ را نیز مطالعه کنید) بدست آوریم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مارتا به عنوان یک میزبان «بجهت زیادتی خدمت مضطرب میبود» (لوقا باب ۱۰ آیه ۴۰) و مشغول فراهم کردن بهترین خدمات برای مهمانانش بود. اما مریم «نزد پایهای عیسی نشسته، کلام او را میشنید» (آیه ۳۹). تا آنجا که مارتا از اینکه به تنهایی کارهای سخت را انجام می داد پیش عیسی شکایت کرد. با اینکه عیسی مارتا را برای مشغول کار بودنش در پذیرایی ملامت نکرد اما به نیاز انسان به اولویت بندی درست در زندگی اشاره کرد. همنشینی با عیسی اولین اصل شاگردی اوست. صرف غذای گروهی می تواند بعد انجام بگیرد.


«جنبش مسیح نیازمند خدمتگزارانی دقیق و پر انرژی است. برای افرادی که مانند مارتا شوق خدمت مذهبی دارند، زمینه گسترده ای فراهم است. اما ایشان بایستی ابتدا مانند مریم در نزد پاهای عیسی بنشینند و بگذارند پشت کاری، وقت شناسی و انرژی با فیض مسیح تقدیس شود، آنگاه زندگی قدرتی غیر قابل تسخیر برای نیکوئی خواهد شد.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p. ۵۲۵.


لوقا باب ۸ آیات ۱ تا ۳، باب ۲۳ آیه ۵۵ و ۵۶، باب ۲۴ آیات ۱ تا ۱۲ را مطالعه نمایید. این آیات چه چیزی از نقش زنان در خدمت عیسی را به ما می آموزند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


همانطور که خدمت عیسی گسترش می یافت، او به همراهی ۱۲ حواریون «شهر به شهر و روستا به روستا می گشت و موعظه می کرد» و تعلیم می داد (لوقا باب ۸ آیه ۱). لوقا شهادات قدرتمند برخی از زنانی که عیسی شفا داد، یا بواسطه موعظه های او تحت تأثیر قرار گرفتند و یا ثروتمند بودند و عیسی را در خدمت عظیمش همراهی کردند، را نیز ثبت نموده است. برخی از ایشان که لوقا اشاره نموده است: ۱) زنانی که از ارواح پلید و ناخوشی ها رهایی یافته بودند، از جمله مریم مجدلیه؛ ۲) یونا همسر خوزا مباشر هیرودیس؛ ۳) سوسن؛ و ۴) «بسیار کسان دیگر ... که از اموال خود به عیسی و شاگردانش کمک می کردند» (آیه ۳).


وقتی که متوجه می شویم عیسی برای تک تک افراد بشر مرد، بهتر می توانیم برابری حقیقی همه افراد را در برابر خدا درک کنیم. اما ما تا چه حد این حقیقت را در رفتارمان نسبت به دبگران انعکاس می دهیم؟ چگونه می توانیم در صورت لزوم طرز برخوردهایی را که ممکن است باعث نگاه تحقیرآمیز به دیگران شود، ریشه کن نماییم؟


پنجشنبه


٧ مه


دعای مداوم و بخشش فداکارانه


لوقا نشان می دهد که عیسی چگونه برای تعلیم حقایق مهم به دو بیوه زن رو کرد.


در مورد اول (لوقا باب ۱۸ آیات ۱ تا ۸)، عیسی نسبت به بیوه ای فقیر و ناتوان که برای گرفتن حقش با یک قاضی شریر و قدرتمند روبرو بود ترحم کرد. او قربانی ناعدالتی و کلاهبرداری بود اما همچنان حاکمیت قانون و عدالت را باور داشت. اما قاضی ضد خدا و ضد مردم بود، پس بدیهی بود که اهمیتی به کمک کردن به بیوه زن نمی داد. مراقبت از زنان بیوه یکی از اصول کتاب مقدس است (خروج باب ۲۲ آیات ۲۲ تا ۲۴، مزامیز باب ۶۸ آیه ۵، اشعیا باب ۱ آیه ۱۷)، اما قاضی از نادیده گرفتن قانون لذت می برد. با این حال بیوه زن یک اسلحه برتر داشت، پشتکاری که به وسیله آن قاضی را از پای درآورد و به حقش رسید.


این روایت سه درس اساسی به همراه دارد: (۱) همواره دعا کنید و هرگز دلسرد نشوید (لوقا باب ۱۸ آیه ۱)، (۲) دعا تغییر ایجاد می کند – حتی در قلب یک قاضی شیطان صفت، و (۳) ایمانی که پایدار باشد پیروز می شود. ایمان حقیقی اندرزی ابدی برای هر مسیحی دارد: هرگز تسلیم نشوید، حتی اگر این بدان معناست که در انتظارحقانیت نهایی باشید یعنی آن هنگام که «پسر انسان می آید» (آیه ۸).


در مورد دوم (لوقا باب ۲۱ آیات ۱ تا ۴، مرقس باب ۱۲ آیات ۴۱ تا ۴۴)، به محض اینکه عیسی سرزنش در مورد ریاکاری مذهبی علما و رهبران دروغین در معبد را به پایان رسانید، ایشان را متوجه تضادی آشکار نمود: بیوه ای فقیر که ماهیت دین واقعی را نشان می دهد.


عیسی برخی از رهبران مذهبی را به عنوان کسانی که «مال بیوه زنان را می بلعند» (لوقا باب ۲۰ آیه ۴۷) و حکم کتاب مقدس در مورد مراقبت از بیوگان و فقیران را زیر پا می گذارند، توصیف کرد. در آن زمان نیز مانند امروز، بسیاری تنها به دلیل اینکه متقی جلوه کنند، بخشش می کردند؛ و بدتر آنکه، آنچه می دادند، از مازاد دارایی شان بود. بخشش آن ها فداکاری شخصی دربرنداشت. در مقابل، عیسی از حواریون خواست که به آن بیوه زن به عنوان الگوی دیانت واقعی بنگرند، زیرا که او هرآنچه که داشت را بخشید.


انگیزه گروه اول تظاهر کردن بود؛ انگیزه بیوه زن ازخودگذشتگی و جلال خدا بود. خدمت به خدا و اذعان مالکیت او بر هرآنچه داشت، نیرویی بود که باعث شده بیوه زن اندک دارایی اش را ببخشد. آنچه که در برابر دیدگان پروردگار اهمیت دارد، چیزی که می بخشیم نیست بلکه انگیزه مان از این عمل است؛ چقدر می بخشیم مهم نیست بلکه میزان فداکاریمان اهمیت دارد.


شما چه مقدار از دارایی خود را برای کار خیریه به دیگران و در راه خدا ایثار می کنید؟


جمعه


٨ مه


مطالعه بیشتر:


او کسی است که «درحالی که آویخته بر صلیب درد می کشید، مادرش را به خاطر آورد؛ بر زنانی که گریه می کردند ظاهر شد و آن ها را قاصدانی خواند برای اعلان اولین مژده خوش منجی قیام نموده – او امروز بهترین دوست زنان است و آماده است که آنان را در همه زمینه های زندگی یاری دهد.» الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Adventist Home, P. ۲۰۴.


خداوند برای زنان و همچنین مردان کار دارد. اگر ایشان این وظیفه را در شرایط بحرانی کنونی بپذیرند، خدا از طریق آن ها کار خواهد کرد. اگر ایشان وظیفه شان را بشناسند و تحت نفوذ روح القدس خدمت نمایند، تسلط بنفس لازم برای زمان حال را بدست خواهند آورد. منجی نوری از سیمای خود را بر این زنان از خود گذشته خواهد تاباند و به ایشان نیرویی خواهد بخشید که از آنچه به مردان داده می شود برجسته تر است. آن ها می توانند در خانواده ها کاری را انجام دهند که مردان قادر به انجام آن نیستند، کاری که به زندگی داخلی رسوخ می کند. زنان می توانند به قلب کسانی نزدیک شوند که مردان نمی توانند. دنیا به خدمت ایشان نیاز دارد.» الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Evangelism, pp. ۴۶۴, ۴۶۵.


سوالاتی برای بحث:


١. یکی از جالب ترین جنبه های انجیل ها، از جمله انجیل لوقا، مربوط به نقش زنان در قیام عیسی است. در تمام روایات انجیل به زنان به عنوان نخستین کسانی که عیسی قیام کرده را می بینند و مژده آمدنش را به دیگران می دهند، اشاره شده است. مدافعان کتاب مقدس توانسته اند از این حقیقت برای تأیید واقعیت داشتن قیام جسمانی عیسی، که مردم نفی کرده و به چالش می کشند، استفاده کنند. چرا نقش زنان در اینجا بسیار مهم است؟ زیرا همانطور که برخی ادعا می کنند، اگر روایات قیام عیسی نوشته ساختگی نویسندگان بود، چرا باید از زنان که در اجتماع آن زمان مورد احترام چندانی نبودند، به عنوان نخستین افرادی که عیسی را دیده و مژده او را به همگان می دهند، یاد کنند؟ اگر تلاش داشتند داستان هایی بسازند که باعث باور مردم آن زمان بشوند، چرا بجای مردان از زنان استفاده کرده اند؟ در این باره به تبادل نظر بپردازید.


٢. در جامعه ای که معمولا شأن و مقام زنان را به رسمیت نمی شناختند، عیسی به ایشان مقامی اعطا فرمود که در خلقت منظم خدا به آن ها تعلق دارد: آن ها فرزندان خدا، دختران ابراهیم و در عهد جدید کتاب مقدس با مردان برابرند. با این حال، هر چند زن و مرد در پیشگاه خدا با هم برابرند اما یکسان نیستند. چگونه می توان برابری و در عین حال متفاوت بودن زن و مرد در پیشگاه خدا را تصدیق کرد و این تفاوت ها در زندگی کلیسا چه نقشی ایفا می کنند؟


درس هفتم


٩ تا ۵١ مه


عیسی، روح القدس و دعا



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۲آیات ۲۵ تا ۳۲، یوحنا باب ۱۶ آیات ۵ تا ۷، لوقا باب ۲۳ آیه ۴۶، لوقا باب ۱۱ آیات ۱ تا ۴، متی باب ۷ آیات ۲۱ تا ۲۳، لوقا باب ۱۱ آیات ۹ تا ۱۳.


آیه حفظی: «و من به شما میگویم سوال کنید که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبید که برای شما بازکرده خواهد شد. ۱۰ زیرا هر که سوال کند، یابد و هر که بطلبد، خواهد یافت و هرکه کوبد، برای او باز کرده خواهد شد» (لوقا باب ۱۱ آیه ۹ و ۱۰).


از بین سه انجیل هم دید لوقا بیش از سایرین از رابطه عیسی با روح القدس صحبت می کند. در حالی که متی ۱۲ بار و مرقس ۶ بار به روح القدس اشاره می کنند، لوقا ۱۷ بار در انجیلش و ۵۷ بار در کتاب اعمال رسولان به او اشاره می کند. از زمان تجسم عیسی (لوقا باب ۱ آیه ۳۵) تا فرمان بر قراری رسالت جهانی اش (لوقا باب ۲۴ آیات ۴۴ تا ۴۹)، لوقا ارتباطی اجرائی بین عیسی و روح القدس می بیند. این پیوند اساس درک رسالت منجی مان است. علاوه بر این، لوقا اهمیت دعا در زندگی و خدمت عیسی را نشان می دهد. عیسی که کاملا الهی و برابر با پدر و روح القدس است، در انسانیتش برای ما الگویی در مورد دعا کردن باقی گذاشته است.


اگر عیسی نیاز به دعا را احساس می کرد، ما تا چه حد باید نیازمند آن باشیم؟


«بدون دعای مداوم و پشتکار، ما با خطر منحرف شدن از راه راست مواجه هستیم. شیطان همواره در تلاش است که مانع از آن شود که ما رحمت خدا را دریافت بکنیم و بتوانیم بواسطه دعای مشتاقانه و ایمان، فیض و قدرت مقاومت در برابر وسوسه را کسب نماییم.» – الن جی. هوایت (Ellen G. White)، گام هایی به سوی نور، Steps to Christ, p. ۹۵ .


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۶ مه آماده شوید.


یکشنبه


٠١ مه


عیسی و روح القدس


لوقا به عنوان یک مسیحی غیریهود و همراه پولس رسول، تمام ورود مسیحیت در تاریخ از – متجسم شدن عیسی تا قیامش و گسترش کلیسا – را به عنوان شگفتی الهی که توسط روح القدس اعطا و راهنمایی شد، می بیند. ما در زندگی عیسی تمام الوهیت خدا را در تلاش برای نجاتمان می بینیم (لوقا باب ۳ آیات ۲۱ و ۲۲)؛ و لوقا از طریق رجوع دایمی عیسی به روح القدس بر این نکته تأکید می کند.


آیات آیات زیر درباره نقش روح القدس در آمدن عیسی در میان انسان ها به ما چه می گویند؟ لوقا باب ۱ آیات ۳۵ و ۴۱؛ باب ۲ آیات ۲۵ تا ۳۲.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


رسالت عیسی با چندین ارجاع به روح القدس آغاز می شود. بر اساس بیانات لوقا، یحیی تعمید دهنده پیشگویی کرده بود که هرچند او با آب تعمید می دهد، اما کسی که بعد از او می آید، با روح القدس تعمید خواهد داد (لوقا باب ۳ آیه ۱۶). در تعمید عیسی، پدر و روح القدس صحت رسالت نجات بخش او را تأیید کردند. خدای پدر از آسمان اظهار داشت که عیسی پسر محبوب اوست که فرستاده شد تا بشریت را نجات دهد، در حالیکه روح القدس به شکل یک کبوتر بر او نازل شده بود (لوقاباب ۳ آیات ۲۱ و ۲۲). از آن پس عیسی «پر از روحالقدس بوده» (لوقا باب ۴ آیه ۱) و آماده رویارویی با شیطان در بیابان و آغاز رسالتش بود (لوقا باب ۴ آیه ۱۴).


کلمات افتتاحی موعظه ناصره عیسی بکار برد پیشگویی مسیحایی اشعیا نبی در مورد خودش بودند: "روح خداوند بر من است" (آیه ۱۸). روح القدس تبدیل شد به همراه همیشگی، نیروی تصدیق کننده و حضور دائمی او در برابر پیروانش وقتی که او در میانشان نبود (یوحنا باب ۱۶ آیات ۵ تا ۷). علاوه بر این، عیسی وعده داد که خدا موهبت روحش را به کسانی که آن را بطلبند، اعطا خواهد نمود (لوقا باب ۱۱ آیه ۱۳). روحی که عیسی را به پدر و رسالت نجاتش پیوند داد، همان روحی است که به پیروان مسیح توان لازم در مسیر ایمانشان را خواهد بخشید. از این رو، اهمیت اساسی روح القدس در زندگی مسیحیان این است: در حقیقت، کفر گویی نسبت به روح القدس، وخیم ترین گناهان است (لوقا باب ۱۲ آیه ۱۰).


راه های عملی و عینی که می توانیم قلبمان را بر روی هدایت روح القدس باز کنیم چه هستند؟ چگونه می توانیم مراقب باشیم که انتخاب هایمان در هیچ صورتی ما را نسبت به ندای او بی تفاوت نخواهند کرد؟


دوشنبه


١١ مه


دعا در زندگی عیسی


برخی از دفعات بسیاری که عیسی دعا کرد تنها در انجیل لوقا ثبت شده اند. به رویدادهای زیر که عیسی را در حین دعا در مهمترین لحظات زندگی اش نشان میدهند، توجه نمایید.


۱- عیسی در زمان تعمیدش دعا کرد (لوقا باب ۳ آیه ۲۱). «آغاز عصر مهمی پیش رویش بود. او وارد عرصه گسترده تری برای نبرد بزرگ زندگی اش می شد.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p. ۱۱۱.


او حاضر نشد این عرصه وسیع تر رسالت همگانی اش – که نهایتا او را در جلجتا به بالای صلیب می برد – بدون دعا آغاز کند.


۲- عیسی قبل از انتخاب ۱۲ حواریون دعا کرد (لوقا باب ۶ آیات ۱۲ و ۱۳). هیچ رهبری پیروانش را تصادفی انتخاب نمی کند. اما عیسی فقط پیرو انتخاب نمی کرد بلکه کسانی را انتخاب می کرد که بتوانند او و رسالتش را بطور کامل درک کنند و بشناسند. «مأموریت ایشان پس از رسالت خود عیسی، مهمترین مأموریتی بود که تا آن زمان بشر به انجام آن فراخوانده شده بود.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p. ۲۹۱.


۳- عیسی برای حواریون دعا کرد (لوقا باب ۹ آیه ۱۸). شاگرد ی مستلزم تعهد مطلق به عیسی و درک الوهیت اوست. به منظور اینکه ۱۲ حواری بتوانند عیسی را بشناسند، او «به تنهایی دعا کرد» و سپس با پرسشی بسیار مهم آن ها را به چالش کشانید: «شما مرا که میدانیـد؟» (لوقا باب ۹ آیه ۲۰).


۴- عیسی پیش از تجّلی اش دعا کرد (لوقا باب ۹ آیات ۲۸ تا ۳۶) و دومین تأیید آسمان را که او «پسر محبوب» خدا است، کسب نمود. سختی های گذشته و آینده نمی توانستند وابستگی نزدیک بین پدر و پسر را تغییر دهند. این دعا همچنین باعث شد که حواریون «کبریای او را» ببینند (رساله دوم پطرس باب ۱ آیه ۱۶).


۵- عیسی در جتسیمانی دعا کرد (لوقا باب ۲۲ آیات ۳۹ تا ۴۶). این شاید مهمترین دعا در تاریخ نجات است. در اینجا منجی را می بینیم که آسمان را به زمین پیوند می زند و با این کار سه اصل بسیار مهم را بوجود می آورد: تقدم اراده و نیت خدا؛ تعهد به تحقق این اولویت حتی با به خطر انداختن جان و لهذا مرگ؛ و نیروی غلبه بر تمام وسوسه های موجود در مسیر تحقق بخشیدن به اراده خدا.


۶- عیسی در هنگام تسلیم زندگی اش به دستهای خدا، دعا کرد (لوقا باب ۲۳ آیه ۴۶). در آخرین سخنانش بر روی صلیب، «ای پدر به دستهای تو روح خود را میسپارم». عیسی به ما هدف نهایی از دعا را نشان می دهد. در تولد یا مرگ، در مقابل دشمنان یا دوستان، در هنگام خواب یا بیداری، دعا باید ما را در پیوندی دایمی با خدا نگاه دارد.


این مثال ها درباره نقش دعا در زندگی شما چه می گویند؟


سه شنبه


٢١ مه


الگوی دعا: بخش اول


لوقا باب ۱۱ آیات ۱ تا ۴ را بخوانید. این آیات چگونه به ما در درک نحوه کار دعا کمک می کنند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«پدر» روش مورد علاقه عیسی برای خطاب کردن خدا است و درنتیجه دست کم ۱۷۰ بار در ۴ انجیل بیان شده است. در خطاب قرار دادن خدا به عنوان پدرمان، ما اعتراف می کنیم که خدا ذات و قادر به داشتن صمیمی ترین رابطه با بشر است. خدا به اندازه یک پدر بشری، صمیمی، واقعی، دوست داشتنی و دلسوز است. اما او پدری در آسمان است و با پدر زمینی ما تفاوت دارد زیرا او قادر مطلق، دانای مطلق، حاضر در همه جا و کاملا مقدس است.


عبارت «پدر آسمانی» همواره به ما یادآوری می کند که خدا مقدس و صمیمی است و مسیحیت نه نظریه ای است انحصاراً فلسفی و نه اعتقادی است به خدایی که همه چیز است.


«نام تو مقدس باد» (لوقا باب ۱۱ آیه ۲). در اینجا ما یادآوری کننده دیگری از قدوسیت و مصونیت از خطا خدا داریم. آنانی که مدعی پیروی از خداوند هستند، باید نام او را هم در کلام و هم در عمل تقدیس کنند. داشتن ادعای پیروی از او همراه به گناه در پیشگاهش، به معنی آلوده کردن نام اوست. سخنان عیسی در متی باب ۷ آیات ۲۱ تا ۲۳ می توانند به ما در درک بهتر تقدیس نام خدا کمک کنند.


«ملکوت تو بیاید» (لوقات باب ۱۱ آیه ۲). در انجیل ها بیش از ۱۰۰ باربه ملکوت خدا اشاره شده است: نزدیک به ۴۰ بار در لوقا، ۵۰ بار در متی، ۱۶ بار در مرقس و ۳ بار در یوحنا. این چیزی است که عیسی برای آشکار کردن و برپا ساختنش آمد، هم در واقعیت امروز ملکوت فیض و هم در وعده آینده ملکوت جلال. بدون ورود به ملکوت اول، وارد شدن به ملکوت دوم امکانپذیر نیست و این آرزوی منجی است که پیروانش در انتظار ملکوت دوم، باید ملکوت اول را تجربه کنند.


«اراده تو چنانکه در آسمان است، در زمین نیز کرده شود» (لوقا باب ۱۱ آیه ۲). اراده خدا در آسمان شناخته شده و اطاعت می شود. عیسی این حقیقت را به این امید مبدل می سازد که بر روی زمین نیز چنین خواهد شد. «بر روی زمین» اشاره به کلیات ندارد بلکه به موارد اختصاصی اشاره می کند. اراده خدا بر روی زمین انجام شود، و با ما هم شروع شود، هر کدام از ما شخصا.


آیا خداوند را میشناسید یا فقط در مورد او می دانید؟ چگونه دعا در زندگیتان می تواند شما را به او نزدیک تر کند؟


چهارشنبه


٣١ مه


الگوی دعا: بخش دوم


«نان کفاف ما را روز به روز به ما بده» (لوقا باب ۱۱ آیه ۳). این درخواست با واژه «بده» ختم می شود. چه از لبان یک میلیونر بیرون آید و یا از دهان یتیمی که همواره محتاج است، دعا به مفهوم اتکا و در عین حال اذعان و اعتماد ما نسبت به خدا است. همه ما به خدا وابسته ایم و این تقاضای قاطع، «بده» ما را وادار می سازد تا تصدیق کنیم که خدا سرچشمه همه نعمات است. او خالق است و ما در او زندگی و حرکت می کنیم و وجودمان از اوست. «بدانید که خداوند، خداست. او ما را آفرید و ما متعلّق به او هستیم» (مزامیر باب ۱۰۰ آیه ۳).


خدا پدری است که هر آنچه نیاز داریم به ما می بخشد. بر اساس این وعده، چه تضمین مهمی می توانید در لوقا باب ۱۱ آیات ۹ تا ۱۳ بیابید؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«گناهان ما را به ما ببخش» (لوقا باب ۱۱ آیه ۴). بخشش در قلب انجیل وجود دارد. بدون بخشش خدا، ما نجات نخواهیم یافت: «خدا شما را که به علت خطایای خود مرده بودید با مسیح زنده کرد و همۀ گناهان شما را بخشیده است» (کولسیان باب ۲ آیه ۱۳). کسانی که بخشش خداوند را تجربه نموده اند، باید تلاش کنند تا تمام کسانی که نسبت بانها خطائی مرتکب شده اند ببخشند. دعای ببخش زیرا «ما نیز ... می بخشیم» (لوقا باب ۱۱ آیه ۴) به این مفهوم نیست که بخشش خدا وابسته به این است که ما دیگران را ببخشیم؛ بالعکس، برای بخشنده شدن ما به عنوان شاگردان عیسی، بایستی همواره در حیطه گسترش فیض او زندگی کنیم – خیرخواهی خدا را دریافت نموده و محبت و بخشش را نثار آنان که ما را آزرده کرده اند، نماییم.


«ما را از وسوسه ها دور نگه دار» (لوقا باب ۱۱ آیه ۴). در اینجا دو حقیقت وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. اول اینکه وسوسه شدن گناه نیست. معادل «وسوسه» واژه یونانی peirasmos است. اسامی یونانی که به –asmos ختم می شوند، معمولا یک فرآیند را توصیف می کنند و نه یک محصول یا نتیجه را. کتاب مقدس به وسوسه به عنوان عملی انجام شده نمی نگرد؛ بلکه روش و یا روندی است که برای دستیابی به محصول خاصی مورد استفاده قرار می گیرد. هر چند وسوسه گناه نیست، اما می تواند به گناه منجر شود. دوم اینکه خدا مسبب وسوسه نیست (یعقوب باب ۱ آیه ۱۳). خدا ممکن است اجازه دهد وسوسه اتفاق افتد، اما او هرگز کسی را به این معنی که فریب گناه را بخورد، وسوسه نمی کند. بنابراین، دعا تصدیق این است که خدا منبع قدرت نهایی غلبه بر شیطان است.


لوقا باب ۱۱ آیات ۱ تا ۴ را مرور کنید. درباره همه موضوعاتی که در بر می گیرد بیاندیشید. به چه روش هایی تجربه تان در این زمینه می تواند از طریق دعا عمیق تر و قوی تر شود؟


پنجشنبه


۴١ مه


دروسی بیشتر در باب دعا


عیسی بلافاصله پس از دادن الگوی دعا به حواریون، از طریق روایت دوستی در نیمه شب (لوقا باب ۱۱ آیات ۵ تا ۱۳)، نیاز انسان به دعای مصّر را به ایشان آموخت. سپس، همانطور که به پایان خدمتش نزدیک می شد، به پیروانش نیاز به طلب مغفرت و فروتنی را یادآوری کرد (لوقا باب ۱۸ آیات ۹ تا ۱۴). هر دو این روایات نشان می دهند که دعا فقط عادتی مذهبی نیست بلکه گام برداشتن، صحبت کردن و زندگی پایدار با پدر است.


لوقا باب ۱۱ آیات ۵ تا ۸ را بخوانید. عیسی این روایت را برای تشویق افراد به پشتکار داشتن در دعا گفت. دعا نباید به عادت روزمره گی تبدیل شود. در عوض، باید بنیان رابطه ای مطلق، پایدار و اعتماد مداوم با خدا باشد. دعا دم روح است: بدون آن، ما از نظر روحانی مرده ایم. عیسی روایت مردی که نمی خواست همسایه با محبتی باشد را تعریف می کند. درخواست های مداوم دوستش برای قرص نانی در نیمه شب بی نتیجه بود. اما در نهایت، حتی چنین همسایه ای تسلیم در زدن های مداوم نیمه شب بر در خانه اش می شود. حال خدا با کسی که پیوسته دعا می کند چگونه برخورد خواهد کرد؟ چنین تداومی به منظور تغییر ذهن خدا نیست، بلکه برای تقویت اعتماد ما نسبت به اوست.


لوقا باب ۱۸ آیات ۹ تا ۱۴ را مطالعه کنید. چه درس ها بسیار مهمی در باب دعا در اینجا یافت می شود؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فرد فریسی انتظار داشت که خدا بر پایه کارهای نیکی که انجام داده بود او را تائید نماید. او خواست که بواسطه رحمت و فیض خدا مورد قبول او واقع شود. پذیرفته شدن توسط خدا بر اساس هویت و ماهیت ما نیست بلکه تنها از طریق فیض اوست. فقط کسانی که توبه کار، فروتن و تسلیم اراده او هستند می توانند این فیض را دریافت نمایند. تاجی از جلال در انتظار آنانی است که در مقابل صلیب زانو بزنند.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)،Prophets and Kings, p. ۵۹۰.


کسانی که خداوند را نشناخته اند، تمایل دارند خود را به طور فرض با افرادی که از ایشان بدترند، مقایسه کنند و این امر به این دلیل است تا خود را متقاعد سازند که آنقدرها هم بد نیستند. چرا این فریبی روحانی است؟ چه اهمیتی دارد اگر دیگران بدتر از ما باشند؟


جمعه


۵١ مه


مطالعه بیشتر:


« کسی که برای کمک و نیرو گرفتن و تقویت شدن، روزانه با دعایی از سر شوق رو به خدا می کند، آرمانی شریف، درک روشنی از حقیقت و وظیفه فردی، هدفهای عالی برای اعمال و عطش و گرسنگی مستمری برای عدالت خواهد داشت. بواسطه حفظ رابطه مان با خدا خواهیم توانست از طریق ارتباط مان با دیگران، نور، آرامش و آسودگی که بر قلبمان حاکم است را به آن ها نیز انتقال دهیم. قدرتی که از دعا به خدا حاصل می شود توأم با تعلیم مداوم ذهن به ملاحظه کاری و دلسوزی، فرد را برای وظائف روزانه آماده می سازد و روحش را تحت هر شرایطی در آرامش قرار می دهد.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Thoughts From the Mount of Blessing, p. ۸۵.


«ما با خطاب قرار دادن خدا به عنوان پدرمان، تمام فرزندان او را برادران خود می خوانیم. ما همگی اعضای جامعه انسانی و یک خانواده ایم. از این رو علاوه بر خودمان باید برای همسایگانمان نیز دعا کنیم. کسی که نتها برای خود طلب برکت می کند، دعای درستی نمی کند.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Thoughts From the Mount of Blessing, p. ۱۰۵.


سوالاتی برای بحث:


۱. لوقا نتها در انجیلش به ارتباط ما بین عیسی و روح القدس اشاره نمی کند. هر کس کتاب اعمال رسولان – جلد دومی که لوقا درباره تاریخ کلیسای مسیحیت نوشته است بخواند، متوجه نیروی الزام آور روح القدس در جامعه، مأموریت ها و خادمین مسیحی می شود. در حقیقت، فقط لوقا به سفارش عیسی پس از قیامش به حواریون مبنی برماندنشان در اورشلیم «تا وقتی که به قوت از اعلی آراسته شوید» (لوقا باب ۲۴ آیه ۴۹) پیش از رساندن مژده منجی مصلوب و قیام کرده به سرتاسر دنیا، اشاره می کند. سپس او کتاب اعمال رسولان را با تکرار وعده روح القدس توسط عیسی (اعمال رسولان باب ۱ آیات ۷ و ۸) و تحقق یافتنش در روز پنطیکاست (اعمال رسولان باب ۲) آغاز می کند. همه این ها در باره نقش اساسی روح القدس در حیات کلیسا چه می گویند؟


۲. چگونه دعا کردن گواه وابستگی و نیاز ما به خداست؟ لوقا باب ۱۸ آیه ۹ را بخوانید. در روایتی که در آنجا آمده، عیسی به چه مشکلات روحانی عمیقی اشاره نموده است؟


درس هشتم


۶١ تا ٢٢ مه


رسالت عیسی



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۱۵ آیات ۴ تا ۷ و ۱۱ تا ۳۲؛ لوقا باب ۱۶ آیات ۱۹ تا ۳۱، باب ۱۸ آیات ۳۵ تا ۴۳، باب ۱۹ آیات ۱ تا ۱۰.


آیه حفظی «زیرا که پسر انسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات بخشد» (لوقا باب ۱۹ آیه ۱۰).


اگر قرار بود ما شعار رسالت عیسی را بنویسیم، کاری بهتر از تکرار کلام خودش نمی توانستیم انجام دهیم: «تا گمشده را بجوید و نجات بخشد».


چه چیزی گم شده بود؟ این انسانیت بود که نسبت به خدا بیگانه، در معرض مرگ و پر از وحشت، نامیدی و یأس شده بود. اگر برایمان کاری انجام نمی شد، همه نابود می شدیم.


به لطف عیسی همه ما دلایلی عالی برای امیدوار بودن داریم.


در زمان ارتداد، انسان خود را از خدا دور کرد؛ ارتباط زمین و آسمان قطع شد. با فاصله ای که بینشان بود، امکان وجود رابطه نبود. اما بواسطه عیسی، زمین دوباره با آسمان مرتبط شده است. او با شایستگی های خود فاصله ای را که گناه ایجاد کرده بود از بین برد... عیسی بشر سقوط کرده در اوج ضعف و ناتوانی را به سرچشمه قدرت ابدی متصل می نماید.» - الن جی. هوایت، قدم بسوی مسیح، Steps to Christ, p. ۲۰.


کتاب مقدس از پیدایش تا مکاشفه، روایت جستجوی انسان گمشده توسط خداست. لوقا این حقیقت را با استفاده از سه روایت مهم شرح می دهد: برّه گمشده ( لوقا باب ۱۵ آیات ۴ تا ۷)، سکه گمشده (آیات ۸ تا ۱۰) و پسر گمشده (آیات ۱۱ تا ۳۲).


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۳ مه آماده شوید.


یکشنبه


٧١ مه


برّه و سکه گمشده


لوقا باب ۱۵ آیات ۴ تا ۷ را بخوانید. این آیات درباره محبت خدا نسبت به ما چه می گویند؟ چرا درک اینکه چوپان کسی بود که به جستجوی برّه گمشده رفت از اهمیت زیادی برخوردار است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در دنیایی که می تواند بی تفاوت و نامهربان به نظر برسد، این روایت حقیقت شگفت انگیزی را آشکار می سازد: خدا آنقدر ما را دوست دارد که برای بردن ما نزد خود، خودش به دنبالمان خواهد آمد. ما اغلب درباره اینکه انسان که در جستجوی خداست، صحبت می کنیم؛ اما در حقیقت این خداست که در جستجوی ماست.


«کسی که خود را به مسیح تسلیم نموده است، در دیدگاه او از تمام دنیا با ارزش تر است. منجی رنج های تپه جلجتا را تحمل می کرد حتی برای نجات یک نفر به ملکوتش. او هرگز حتی یک نفر را که برایش جان داده است، ترک نخواهد نمود. مگر اینکه پیروانش تصمیم بگیرند او را ترک کنند، وگرنه او آنها را نگه می دارد.» الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p. ۴۸۳.


لوقا باب ۱۵ آیات ۸ و ۹ را بخوانید. این مثل فقط در انجیل لوقا وجود دارد. سکه گمشده می تواند یکی از این دو مفهوم را در بر داشته باشد. اول اینکه یهودیه در زمان عیسی پر از افراد فقیر بود و برای اکثر خانواده ها، یک سکه (دراخما) حتی ممکن بود از درآمد روزانه شان بیشتر باشد که به سختی خانواده را از گرسنگی نجات می داد. دوم اینکه برخی از زنان به نشانه متأهل بودن، روسری مزین به ۱۰ سکه بر سر می کردند – این تعداد سکه آنقدر زیادی بود که پس انداز کردنش برای خانواده های فقیر سالها زمان می برد.


در هر دو مورد چیز گمشده، موضوع مهمی بود. در صورت گم شدن سکه، زن خانه کاملا دل شکسته و عمیقا اندوهدگین، چراغی روشن نموده (احتمالا پنجره خانه بسیار کوچک بود و یا اصلا پنجره ای وجود نداشت)، جارویی برداشته و خانه را زیر و رو می کند تا سکه را پیدا کند. زمانی که آن را می یابد روحش سرشار از شادی فراوان شده و این خبر خوش را به دوستانش نیز می رساند.


"هر چند این سکه در میان زباله و گرد و خاک افتاده، اما از طلا یا نقره است. صاحبش از آنجا یی که با ارزش است، به دنبالش می گردد. بنابراین، هر کس هرچند هم که توسط گناه فاسد شده باشد، از دیدگاه خدا با ارزش است. همانطور که سکه نقش و عنوان قدرت حاکم را بر خود دارد، بشر نیز در ابتدای خلقتش، تصویر و زیرنگاری خدا را دریافت نمود؛ و با وجود اینکه اکنون بر اثر گناه آسیب دیده و تیره شده است، آثار این نقوش همچنان بر روح او باقی می ماند." - الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Christ’s Object Lessons, p. ۱۹۴.


فلسفه و علوم مدرن بیش از حد مدعی شده اند که ما چیزی جز خلقت اتفاقی در عالمی بی معنی که به هیچ وجه اهمیتی به ما و سرنوشتمان نمی دهد، نیستیم. چه جهان بینی کاملا متفاوتی در این دو روایت عرضه شده است؟


دوشنبه


٨١ مه


مثل پسرگمشده: بخش اول


مثل پسر گمشده که در تاریخ به عنوان زیباترین مثل کوتاه که تا کنون درباره طبیعت بخشنده محبت بیان شده، شناخته شده است (لوقا باب ۱۵ آیات ۱۱ تا ۳۲)، و تنها توسط لوقا نقل شده است، می تواند بدون شک تمثیل «پدری پر محبت و دو پسر گمشده اش» نامیده شود. یکی از پسرها بی قید و بندی سرزمینی دور افتاده را بر محبت پدرش ترجیح داد. پسر دیگر تصمیم گرفت در خانه بماند، اما درکی از محبت پدر و مفهوم برادر نداشت. این تمثیل می تواند در هفت بخش مورد مطالعه قرار گیرد، چهار بخش آن مربوط است به پسر ناخلف، دو بخش مربوط است به پدر و یک بخش مربوط به برادر بزرگ می شود.


۱. «به من بده» (لوقا باب ۱۵ آیه ۱۲). تصمیم پسر کوچکتر برای تقاضای سهمش از اموال پدر، انگیزه ای ناگهانی و ویری نبود. معمولا نتیجه فکر کردن به اولویت های نابجا، گناه است. او به طور حتم از دوستانش از زرق وبرق سرزمین های دور شنیده بود. زندگی اش در خانواده خیلی انعطاف ناپذیر بود. محبت وجود داشت، اما آن هم محدودیت های خاص خود را دارد؛ سرزمین دور زندگی بدون قید و شرط را به او عرضه می کرد. پدر بیش از حد محافظ و محبتش بسیار پذیرا بود. اما پسر آزادی می خواست و تلاش برای آزادی بدون قید همواره با بذر شورش همراه است.


۲. «چرا من؟» (لوقا باب ۱۵ آیات ۱۳ تا ۱۶). پسر تمام سهمش از دارایی پدر را نقد کرد و به سمت «سرزمین دور» براه افتاد. این سرزمین از خانه پدریش بسیار دور است. چشمان در قید توجه، حصار حفاظتی احکام و در آغوش کشی مداوم فیض، در این سرزمین دور غریبه اند. این سرزمین دورافتاده، سرزمین «زندگی عیاشی» است (لوقا باب ۱۵ آیه ۱۳). واژه یونانی برای عیاشی (asotos) سه جای دیگر عهد جدید به صورت اسم تکرار می شود: مترادف با میگساری (افسسیان باب ۵ آیه ۱۸)، یاغی گری (تیتوس باب ۱ آیه ۱۶)، و عیاشی که شامل شهوت رانی، هرزگی، مستی، خوشگذرانی در مهمانی های مشروب نوشی و بت پرستی است (پطرس اول باب ۴ آیات ۳ و ۴). خوشی هایی این چنین در زندگی بدور از خدا، سلامتی و ثروتش را از بین برد و خیلی زود بی پول، بی کس و بی غذا شد. زندگی درخشانش از بین رفت. گرسنگی او را به مرز گدایی پیش برد و مجبور شد به خوک داری اشتغال ورزد و این برای یک یهودی سرنوشت بدی بود.


۳. «مرا بپذیر» (لوقا باب ۱۵ آیات ۱۷ تا ۱۹). اما حتی این ناخلف همچنان فرزند است و قدرت تصمیم گیری برای بازگشت را دارد. بالاخره پسر «به خود آمده» و جایی که نامش خانه است و فردی که نامش پدر و نیروی پیوندی که محبت است را به یاد آورد. او با خطابه ئی در دستش که قصد داشت به پدرش بدهد، به خانه بازگشت: «مرا بپذیر» یعنی هر که می خواهی می شوم اما اجازه بده زیر نگاه نگران و محبتت باشم. خانه ای بهتر از قلب پدر وجود ندارد.


دنیا ممکن است فریبنده به نظر آید. چه چیزهایی در آن هست که شما را وسوسه میکند و باعث می شود با خود بیاندیشید، «اوه، آنقدرها هم بد نیست» اما در عماق وجودتان می دانید که بد است؟


سه شنبه


٩١ مه


مثل پسرگمشده: بخش دوم


۴. بازگشت به خانه (لوقا باب ۱۵ آیات ۱۷ تا ۲۰) سفری در جهت توبه کردن بود و زمانی آغاز شد که او «به خود آمده.» درک تفاوت جایی که بود با خانه پدرش باعث شد او «برخیزد» و به خانه پدرش «برود». پسر نا خلف با متنی چهار قسمتی در دستش که نشان دهنده مفهوم حقیقی توبه است، به خانه باز می گردد.


اول، تصدیق پدر با گفتن «پدرم» (آیه ۱۸).پسر نا خلف اکنون نیاز دارد که به محبت و بخشش پدرش تکیه و اعتماد کند، درست همانگونه که ما باید اعتماد به محبت و بخشش پدر آسمانی مان را بیاموزیم.


دوم، اعتراف: کاری که پسر نا خلف انجام داده است اشتباه قضاوت نبوده بلکه گناهی در برابر خدا و پدرش بوده است (آیه ۱۸).


سوم، ندامت: «دیگر لیاقت این را ندارم» (آیه ۱۹). تشخیص بی لیاقتی انسان در برابر شایستگی خدا لازمه یک توبه واقعی است.


چهارم، درخواست: «مرا بپذیر» (آیه ۱۹). حاصل توبه تسلیم شدن در برابر اراده خدا است. پسر به خانه بازگشته بود.


۵- پدر چشم براه (لوقا باب ۱۵ آیه ۲۰ و ۲۱). انتظار و بیخوابی و غم و اندوه و امید همه درست به محض رفتن پسر از خانه شروع شد. وقتی پدر او را دید، انتظارش به پایان رسید و وقتی «از خانه خیلی دور بود» او را دید و سپس «دلش بحال او سوخت و به استقبالش دوید و او را در آغوش گرفت و بوسید» (آیه ۲۰). هیچ تصویری به اندازه پدر منتظر ویژگی خدا را نمایان نمی سازد.


۶- خانواده شادمان (لوقا باب ۱۵ آیات ۲۲ تا ۲۵). پدر پسرش را در آغوش کشید، لباس های نو به او پوشانید و انگشتر و کفش ها ی نو به او داد و یک مهمانی ترتیب داد. خانواده در حال جشن گرفتن بود. اگر ترک خانواده را مرگ در نظر بگیریم، بازگشت قیام از مرگ می شود و ارزش شادمانی را دارد. در حقیقت آن پسر، نا خلف بود اما با این وجود یک فرزند بود و برای هر فرزندی که توبه می کند، در آسمان شادمانی بوجود می آید.


۷- پسر بزرگتر (لوقا باب ۱۵ آیات ت۲۵ تا ۳۲). پسر کوچکتر زمانی که به مقصد سرزمین دوردست خانه را ترک کرد، در واقع گم شد؛ پسر بزرگتر هم گم شد، زیرا اگر چه او جسما در خانه بود بود، اما قلبش در سرزمین دوردست بود. چنین قلبی خشمگین (آیه ۲۸)، شاکی و خود خواه (آیه ۲۹) است و از شناخت برادرش سرباز می زند و نتها «پسرت» را می شناسد، ناخلفی بی شخصیت (آیه ۳۰). طرز برخورد پسر بزرگتر نسبت به پدرش مانند بخورد فریسی است که عیسی را متهم کرد که او با : «مردمان بدنام و پست ، نشست و برخاست می کند و بر سر یک سفره می نشیند» (آیه ۲). آخرین سخنان پدر با پسر بزرگش منعکس کننده نگرش آسمان نسبت به همه گناهکارنی است که توبه کرده اند: «اما حالا باید جشن بگیریم و شادی کنیم ، چون این برادر تو، مرده بود و زنده شده است ؛ گم شده بود و پیدا شده است» (آیه ۳۲).


خود را جای برادر بزرگ بکذارید. اگر چه که طرز فکرش اشتباه است، اما چرا داشتن چنین احساسی منطقی به نظر می رسد؟ این مثل چگونه فراتر از منطق بودن کتاب مقدس را توضیح می دهد؟


چهارشنبه


٠٢ مه


موقعیت های از دست رفته


اگر چه عیسی برای یاقتن و نجات کسانی که در گناه گم شده اند آمد، اما هرگز کسی را مجبور نکرد که نجات پیشکشی او را بپذیرد. نجات رایگان و در دسترس همگان است، اما انسان باید این موهبت رایگان را با ایمانش بپذیرد، که نتیجه آن زندگی مطابق با اراده خداست. فرصت ما برای تجربه آن فقط بر روی زمین است؛ فرصت دیگری وجود ندارد.


لوقا باب ۱۶ آیات ۱۹ تا ۳۱ را بخوانید. پیام اصلی این مثل چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


این مثل فقط در انجیل لوقا ثبت شده است و دو حقیقت بزرگ در مورد نجات می آموزد: اهمیت "امروز" در نقشه نجات و نبود فرصت دیگری برای آن پس از مرگ.


امروز روز نجات یافتن است. این مثل قصد ندارد نشان دهد که چیزی ذاتا شیطانی در ثروتمند بودن و چیزی ذاتا خوب در فقیر بودن وجود دارد. آنچه که می آموزد این است که فرصت نجات یافتن و در نجات زندگی کردن نباید تا زمانی که بر روی زمین هستیم از دست برود. ثروتمند یا فقیر، تحصیلکرده یا بیسواد، توانمند یا ناتوان، ما فرصت دوباره ای نداریم. همگی برپایه گرایش شان نسبت به عیسی در زمان حال نجات یافته و داوری خواهند شد. "گوش بدهید! این زمان ، زمان مطلوب است و امروز ، روز نجات است!" (قرنتیان دوم باب ۶ آیه ۲).


این مثل همچنین می آموزد که پاداش ابدی ربطی به دارایی مادی ندارد. مرد ثروتمند "همیشه لباسی ارغوانی و از کتان لطیف می پوشید و با هزینه ی فراوان زندگی می کرد" (لوقا باب ۱۶ آیه ۱۹) اما چیزهای اساسی زندگی را درک نکرد: خدا. جایی که خدا را نشناسند، به هم نوعانشان نیز بی توجهی می کنند. گناه مرد غنی در ثروتمندی اش نبود، بلکه در ناتوانی اش در درک این واقعیت بود که خانواده خدا وسیع تر از آن است که او آماده پذیرفتنش بود.


پس از مرگ فرصت دوباره برای نجات یافتن وجود ندارد. دومین حقیقت اجتناب ناپذیری که عیسی در اینجا تعلیم می دهد این است که پس از مرگ فرصتی دوباره برای نجات وجود ندارد. "همانطور که همه باید یکبار بمیرند و بعد از آن برای داوری در حضور خدا قرار گیرند" (عبرانیان باب ۹ آیه ۲۷). نکته دیگر این تمثیل این است که به مردم نشان دهد که در این زندگی به اندازه کافی دلیل و گواه به ما داده شده است تا بتوانیم هشیارانه موافقت یا مخالفت با خدا را انتخاب کنیم. هر دینی که چیزی مشابه "فرصت دوباره" پس از مرگ را تعلیم دهد، خدعه بزرگی است.


صحبت کردن درباره اینکه خدا چقدر ما را دوست دارد و چه کارهایی برای نجات ما انجام داده و می دهد، برای ما دوست داشتنی است. این مثل درباره خطرات تضمین شده پذیرفتن محبت خدا و نجاتی که بخشیده چه چیزی باید به ما بیاموزد؟


پنجشنبه


١٢ مه


نابینا بودم اما اکنون می توان ببینم


شعار رسالت عیسی که برای پیدا کردن و نجات آنان که گم شده بودند آمد، تأییدی بر خدمت همه جانبه اوست. او آمد تا مردان و زنان را همه جانبه سالم کند و ایشان را از نظر جسمی، فکری، روحی واجتماعی تغییر دهد. لوقا دو مثال می آورد تا به ما نشان دهد چگونه عیسی دو مرد مصیبت زده را به حالت اول برگردانده و شفا دهد. اولی از نظر جسمی نابینا بود و دومی از نظر روحی؛ هر دو طرد شده بودند - یکی گدا و دیگری باجگیر بود. اما هر دو داوطلب مأموریت نجات بخش عیسی شده بودند و هر دو دور از دسترسی قلب عیسی نبودند.


لوقا باب ۱۸ آیات ۳۵ تا ۴۳ را بخوانید. این آیات درباره وابستگی کامل ما به خدا چه پندی می دهند؟ کدامیک از ما تا کنون فریاد بر نیاورده است که، «بر من ترحم فرما»؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مرقس او را بارتیموس می خواند (مرقس باب ۱۰ آیه ۴۶). او گدایی در خارج از اریحا بود. او که از نظر جسمی مشکل داشت، دارای نفوذی اجتماعی نبود و مصیبت زده و فقیر بود، ناگهان خود را در شگفتی آسمان یافت: «عیسی ناصری درگذر است» (لوقا باب ۱۸ آیه ۳۷) ایمانش افزون شد و او فریاد برآورد، «ای پسر داود، بر من ترحم فرما» (آیه ۳۹). ایمان نیازمند چشم، گوش، پا و یا دست نیست بلکه مستلزم قلبی است که با خالق جهان ارتباط برقرار کند.


لوقا باب ۱۹ آیات ۱ تا ۱۰ را بخوانید. مرد «نابینا» در این روایت کیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تنها لوقا داستان زکی، آخرین فرد از طرد شدگانی بسیار که عیسی با ایشان روبرو شد، را بیان می کند. رسالت عیسی که پیدا کردن و نجات گمراهان است، در مواجهه اش با زکی به گونه ای با شکوه تحقق یافت. او رئیس باجگیران شهر اریحا بود. کسی که طبق قضاوت فریسیان گناهکار عمده بود اما منجی او را یافته و نجات داده بود. چه روش ها و مکان های غریبی که عیسی در انجام رسالتش از آن ها بهره برد. درخت چنار، مرد کنجکاوی که در جستجوی شناخت عیسی بود و خداوند با محبتی که به آن مرد فرمان داد از درخت پایین بیاید زیرا که عیسی می خواست با او ناهار بخورد. اما مهمتر اینکه، باید او را نجات می داد: «امروز نجات در این خانه پیدا شد» (لوقا باب ۱۹ آیه ۹). اما قبل از آن، زکی باید کارهایش را اصلاح می کرد (آیه ۸).


دیدن خطاها و کاستی های دیگران آسان است، این طور نیست؟ اما اغلب نسبت به خطاهای خود نابینا می شویم. چه مسائلی در زندگیتان وجود دارند که لازم است با آن روبرو شده، اعتراف کنید و بر آنچه که مدت هاست به تعویق می اندازید، غلبه نمایید؟


جمعه


٢٢ مه


مطالعه بیشتر


«برّه گم شده ای که عیسی ذکر می کند نه تنها اشاره به فرد گناهکار دارد بلکه به جهانی که با ارتداد به تباهی کشانده شده.» - الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Christ’s Object Lessons, p. ۱۹۰.


در باب ارزش یک انسان: «چه کسی می تواند ارزش انسان را بسنجد؟ اگر می خواهید میزان ارزشش را بدانید، به جتسیمانی رفته و در آنجا به همراه مسیح ساعات پر از غم و اندوه او را، زمانی که قطره های خون از همه بدنش جاری بود، نظاره کنید. به منجی که بر بالای صلیب است نگاه کنید... در پای صلیب در حالی که به یاد می آورید که مسیح زندگیش را برای تک تک گناهکاران فدا می کرد، شاید بتوانید ارزش یک انسان را بسنجید.» – Page ۱۹۶.


سوالاتی برای بحث:


۱. درحالی که سایر ادیان انسان را در جستجوی خدا متصور می شوند، مسیحیت خدا را به عنوان جسجوگر معرفی می کند: آدم، كجا هستی (پیدایش باب ۳ آیه ۹)؟ قائن برادرت کجاست (پیدایش باب ۴ آیه ۹)؟ ایلیا، اینجا چه می کنی (اول پادشاهان باب ۱۹ آیه ۹)؟ ای زکی، زود باش پایین بیا (لوقا باب ۱۹ آیه ۵). تجربه خودتان از جستجو شدن چیست؟


۲. بار دیگر پرسش انتهای درس روز سه شنبه را مرور کنید. اشتباه مهلکی که پسر بزرگ مرتکب شد، چه بود؟ چه نقص های روحانی در رفتارش نمایان شد؟ چرا داشتن چنین دیدگاهی آسانتر از آن است که می پنداریم؟ به متی باب ۲۰ آیات ۱ تا ۱۶ نیز مراجعه کنید.


۳. عیسی در مثل مرد ثروتمند و ایلعاذر فرمود که حتی اگر کسی می توانست زنده شود، باز هم کسانی بودند که باور نمی کردند. این مثل بچه طرقی واکنش برخی را به قیام عیسی که هنوز آن را برخلاف براهین قویش، باور نکرده اند، پیشگویی می کند؟


۴. یکی از جنبه های تأثیر گزار مأموریت عیسی برای نجات، رفتار یکسان او به نسبت همه مردم از جمله گدای نائین و زکی یا هیرودیس و زن سامری است. صلیب بیش از هر چیز دیگر، برابری انسان ها در پیشگاه خدا را نشان می دهد. این حقیقت بسیار مهم باید چگونه بر رفتار ما نسبت به دیگران، حتی آنان که در گذشته به دلایل سیاسی، فرهنگی، نژادی یا هر چیز دیگر، احساس بدی بدیشان داشتیم، تاثیر بگذارد؟ چرا این نگرش ضد مسیح است؟


۵. روایت پسر گمشده را با داستان ایلعازر و مرد ثروتمند مقایسه کنید. این دو چگونه یکدیگر را کامل می کنند؟


درس نهم


٣٢ تا ٩٢ مه


عیسی، استاد بزرگ



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۸ آیات ۲۲ تا ۲۵، باب ۸۴ آیات ۳۱ تا ۳۷، باب ۶ آیات ۲۰ تا ۴۹، باب ۸ آیات ۱۹ تا ۲۱، باب ۱۰ آیات ۲۵ تا ۳۷، تثنیه باب ۶ آیه ۵.


آیه حفظی «مردم از تعالیم او تعجب کردند، زیرا کلام او با قدرت ادا می شد» (لوقا باب ۴ آیه ۳۲).


«وقتی که عیسی به زمین آمد، انسانیت به سرعت در حال سقوط بود. پایه های اساسی جامعه تضعیف شده بودند. زندگی دروغی و مصنوعی بود... بشری منزجر از تزویر و دروغ، به کفر و مادی گرایی رو کرد. ابدیت را فراموش کرده و شروع کرد به در حال زندگی کردن.»


«همین که دست از شناخت خدا برداشتند، احترام به انسانیت نیز از بین رفت. حقیقت، افتخار، صداقت، اعتماد به نفس و محبت، از زمین رخت بر بستند. حرص و طمع بی امان و جاه طلبی پوچ باعث بوجود آمدن بی اعتمادی جهانی شدند. مفاهیم وظیفه، دین، قدرت نسبت به ضعف، کرامت انسان و حقوق بشر مانند افسانه ای کنار کذاشته شدند. مردم عادی به عنوان حیوان باربر، ابزار و یا پلکانی برای جاه طلبی سایرین در نظر گرفته می شدند. ثروت و قدرت، آسودگی و خوشگذرانی تبدیل به ارزش های نیک شده بودند. انحطاط فیزیکی، کرختی روانی و مرگ روحانی از ویژگی های آن عصر بود.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Education, pp. ۷۴, ۷۵.


در مقابل چنین نهادی، می توانیم دلیل تعلیمات عیسی را درک کنیم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۳۰ مه آماده شوید.


یکشنبه


۴٢ مه


اقتدار عیسی


لوقا به عنوان پزشک و پژوهشگر، به نقش اقتدار آشنا بود. او با اقتدار فلسفه در علوم و آموزه های یونان نیز آشنایی داشت. اقتدار قوانین روم در امور مدنی و عملکرد آن دولت را می شناخت. او به عنوان همسفر پولس رسول، اقتداری را که این رسول بر کلیساهایی که تأسیس نموده بود داشت، می شناخت. بنابراین لوقا متوجه شد که اقتدار اساس مقام یک شخص، نقش سازمانی، عملکرد حکومت و رابطه استاد با پیروان خود است. لوقا که با انواع اقتدار با سطح مختلف قدرت آشنا بود، به خوانندگانش نشان داد که عیسی و اقتدارش بی همتا هستند. او که در خانه یک نجار به دنیا آمد، به مدت ۳۰ سال در ناصره، یکی از شهرهای کوچک جلیل که برای مادی گرایی مردمش معروف بود بزرگ شد، با رسالت و تعالیمش با همه افراد از جمله رهبران روم، دانشمندان یهود، خاخام ها، مردم عادی، قدرت های دینی و غیر دینی مقابله کرد. اهالی زادگاهش «از کلمات فیض بخشی که می گفت تعجب می نمودند» (لوقا باب ۴ آیه ۲۲). یکبار که عیسی به بیوه ای در شهر نایین با زنده کردن پسر مرده اش، امید بخشید (لوقا باب ۷ آیات ۱۱ تا ۱۷)، تمام شهر از ترس به لرزه افتاده و خدا را تمجید کرده، گفتند: «خدا با امتش تماس گرفت» (آیه ۱۶). اقتدار عیسی بر زندگی و مرگ نه تنها شهر نایین بلکه «تمام یهودیه و جمیع آن مرز و بوم» را نیز تحت تأثیر قرار داد (آیات ۱۶ و ۱۷).


لوقا باب ۸ آیات ۲۲ تا ۲۵، باب ۴ آیات ۳۱ تا ۳۷، باب ۵ آیات ۲۴ تا ۲۶، باب ۷ آیه ۴۹، باب ۱۲ آیه ۸ را مطالعه کنید. این آیات در مورد نوع اقتدار عیسی چه می گویند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


لوقا وقتی را صرف کرد تا علاوه بر دوستش تئوفیلوس (Theophilus)، به نسل های آینده نیز نشان دهد که عیسی از طریق رسالتش، یگانگی اقتدارش را تصدیق کرد. او در حقیقت به عنوان خدای در جسم، اقتداری بی همتا داشت.


بسیاری از مردم در نام خدا کارهایی انجام می دهند و در نتیجه به اعمالشان اقتدار می بخشند. چگونه می توانیم مطمئن باشیم که وقتی می گوییم «خدا مرا برای انجام این کار هدایت کرد»، واقعا اینگونه باشد؟ در این باره در روز سبت با دیگران به مبادله نظر بپردازید.


دوشنبه


۵٢ مه


بزرگترین موعظه عیسی


از موعظه عیسی بر بالای کوه (متی باب ۵ تا ۷) اغلب به عنوان «ماهیت مسیحیت» یاد می شود. لوقا در انجیلش باب ۶ آیات ۲۰ تا ۴۹ و در جاهای دیگر، به بخش هایی از این موعظه اشاره می کند. از آنجایی که لوقا این موعظه را بلافاصله پس از انتخاب رسمی حواریون بیان می کند (لوقا باب ۶ آیه ۱۳)، برخی از محققان آن را توصیه ی آئین بر گماری دوازده شاگرد نامیده اند.


همانطور که در لوقا باب ۶ آیات ۲۰ تا ۴۹ بیان شده است، موعظه با چهار دعای برکت و چهار اظهار تاسف «وای بحال» شروع می شود و به تشریح ویژگی های اساسی مسیحیت می پردازد.


آیات ۲۰ تا ۴۹ از باب ۶ انجیل لوقا که در زیر به آن ها اشاره شده است را مطالعه کنید. اصولی که در اینجا بیان شده تا چه میزانی در زندگی شما عملی شده؟


۱- سعادت مسیحی (لوقا باب ۶ آیات ۲۰ تا ۲۲). چگونه فقر، گرسنگی، گریه و مورد تنفر قرار گرفتن می تواند به سعادت بانجامد؟


۲- دلیل شادی مسیحیان در اوج طرد شدن (لوقا باب ۶ آیات ۲۲ و۲۳).


۳- عوامل تاسفی که باید در برابر آن ها محفوظ ماند (لوقا باب ۶ آیات ۲۴ تا ۲۶).


۴- ضرورت هایی مسیحی (لوقا باب ۶ آیات ۲۷ تا ۳۱). پیروی از قانون طلایی محبت بحث انگیزترین و دشوارترین در بین فرمان های مسیح است. اخلاقیات مسیحی اساسا مثبت است نه منفی. از «نبایدها» نیست و بلکه از «بایدها» تشکیل شده است. به جای اینکه بگوید از دشمنت «متنفر نباش» تأکید دارد که «دشمنت را دوست داشته باش». به جای قانون مقابله به مثل («دندان در برابر دندان»)، قانون طلایی خواستار خوبی خالص است (طرف دیگر صورت خود را هم پیش آور). ماهاتما گاندی توسط همین قانون طلایی فلسفه سیاسی مقاومت در برابر بدی از طریق خوبی را توسعه داده و در نهایت به کمک آن هندوستان را از زیر استعمار انگلیس آزاد نمود. به همین ترتیب، مارتین لوتر کینگ از این قانون طلایی برای از بین بردن تبعیض نزادی در آمریکا بهره گرفت.


۵- آیین مسیحی (لوقا باب ۶ آیات ۳۷ تا ۴۲). به تاکید مسیح بر بخشش، سخاوتمندی، الگو و سرمشق بودن و بردباری توجه نمایید.


۶- سازنده مسیحی (لوقا باب ۶ آیات ۴۸ و ۴۹).


سه شنبه


۶٢ مه


خانواده جدید


معلمان بزرگی قبل و پس از عیسی درباره اتحاد و محبت تعلیم داده اند اما معمولا در چهارچوب محبت از گروه مفرد بوده است؛ یک خانواده عاری از طبقه بندی اجتماعی، رنگ، زبان، قوم، و یا مذهب. اما عیسی تمام مرز و محدودیت هایی که انسان ها را در چهارچوبه هم جدا می ساخت از بین برد و موهبت خانواده ای جدید با خود به همراه آورد که دیگر انسان ها را تفکیک نمی کند. در زیر پرچم محبت خدایی عاری از استحقاق – غیر انحصاری، جهانی، و فداکارانه – مسیح خانواده جدیدی بوجود آورد. این خانواده منعکس کننده مفهوم اصلی، جهانی و ایده آل در بطن خلقت می باشد و گواه این است که تمام انسان ها بر طبق تصویر خدا آفریده شده اند (پیدایش باب ۱ آیات ۲۶ و ۲۷) و از این رو در پیشگاه او برابر هستند.


لوقا باب ۸ آیات ۱۹ تا ۲۱ را بخوانید. بدون کوچک شمردن روابط و تعهدات والدین و فرزندان، برادران و خواهران و در درون خانواده، عیسی به فراتر از گوشت و خون توجه نمود و هر دو آن ها را در پیشگاه خدا به عنوان عضوی از «خانواده آسمانی و زمینی» قرار داد (افسسیان باب ۳ ایه ۱۵). خانواده شاگردی مسیحی باید همانند خانواده ای با والدین مشترک باشد. برای عیسی، آزمون خانواده رابطه خونی نیست بلکه انجام اراده خداست.


آیه های زیر درباره عمل عیسی هستند در از بین بردن موانعی که اغلب باعث تفکیک انسان ها می شوند (و معمولا نتایج نا مطلوبی هم دارند)، به ما چه می آموزند؟


لوقا باب ۵ آیات ۲۷ تا ۳۲


لوقا باب ۷ آیات ۱ تا ۱۰


لوقا باب ۱۴ آیات ۱۵ تا ۲۴


لوقا باب ۱۷ آیات ۱۱ تا ۱۹


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


رسالت و خدمت عیسی، قلب بخشنده و فیض بی دریغش هیچکس را رد نکرد و بلکه هر کس که دعوت او را قبول کند، می پذیرد. محبت جاودانش او را قادر به برقراری ارتباط با همه اقشار جامعه ساخت.


ما به عنوان کلیسا از چه راه هایی می توانیم از این اصل بسیار مهم بهتر پیروی کنیم؟


چهارشنبه


٧٢ مه


تعریف محبت: مثل سامری نیکوکار: بخش اول


مثل پسر نا خلف و سامری نیکوکار از بین چهار انجیل تنها در انجیل لوقا آمده اند (لوقا باب ۱۰ آیات ۲۵ تا ۳۷). مثل اول بعد عمودی عشق و محبت خارق العاده پدر نسبت به گناهکاران را نشان می دهد؛ و دومین مثل از جنبه افقی محبت می گوید – محبتی که باید معرف زندگی انسان ها، باشد و به جای تفکیک و تفرقه ما بین ایشان، آن ها را بر آن دارد که در راستای مفهومی که عیسی از همسایه بیان نمود، زندگی کنند: که همه انسان ها فرزندان خدا هستند و سزاوارند که برابر مورد محبت قرار گیرند.


لوقا باب ۱۰ آیات ۲۵ تا ۲۸ را بخوانید و در باره این دو پرسش زیر نظر دهید. هر کدام چگونه به مفهوم اصلی ایمان و زندگی مسیحی مرتبط است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


۱- «ای استاد، چه باید بکنم تا وارث حیات جاودان شوم؟» (آیه ۲۵).


توجه داشته باشید که وکیل به دنبال راهی بود که زندگی ابدی را به ارث برد. رهایی از گناه و وارد شدن به ملکوت خدا در حقیقت یکی از شریف ترین آرمان هایی است که فردی می تواند داشته باشد، اما وکیل همانند خیلی های دیگر، با این باور نادرست بزرگ شده بود که حیات جاودان را می توان با کار نیک بدست آورد. بدیهی است که او هیچ دانشی از اینکه «مزدی که گناه می دهد موت است اما خدا به کسانیکه با خداوند ما ، مسیح عیسی متحد هستند حیات جاودان می بخشد» نداشت (رومیان باب ۶ آیه ۲۳).


۲- «در تورات چه نوشته شده؟ آن را چطور تفسیر می کنی؟» (آیه ۲۶).


در زمان عیسی، رسم بود که یهودیان برجسته مچ بندی چرمی به دستشان می بستند. جیب کوچکی بر رویش بود که در درونش آیاتی از تورات و از جمله آن چه که پاسخ پرسش عیسی بود، قرار داشت. عیسی وکیل را هدایت کرد به آنچه در تثنیه (باب ۶ آیه ۵) و لاویان (باب ۱۹ آیه ۱۸) نوشته شده است – دقیقا همان که او احتمالا در مچ بندش به همراه داشت. او پاسخ سوال عیسی را درون مچ بندش داشت و نه در قلبش. عیسی به وکیل حقیقت بزرگی را اشاره نمود: دستیابی به زندگی جاودان بواسطه حفظ قوانین حاصل نمی شود بلکه با محبت بی قید و بند وغیر مشروط ورزیدن به خدا و به خلقت خدا مخصوصا همسایه شخص. با این حال، بدلیل جهل و یا از روی تکبر، وکیل گفتگو را با پرسش دیگری ادامه داد: "همسایه من کیست؟"


چه شواهد علنی به این اشاره می کند که شما در حقیقت بواسطه فیض الهی نجات یافته اید؟ چه چیزهایی در زندگی شما وجود دارند نشان می دهند شما با ایمانتان تبرعه شده اید؟


پنجشنبه


٨٢ مه


تعريف المحبة: مثل السامري الصالح: الجزء الثاني


«اما او برای اینکه نشان دهد آدم بی غرضی است به عیسی گفت: «همسایه من کیست؟» (لوقا باب ۱۰ آیه ۲۹).


وکیل که متخصص قوانین یهود بود، باید جواب این سوال را می دانست. در لاویان باب ۱۹ آیه ۱۸، جایی که ۱۰ فرمان بیان شده است، «همسایه» به عنوان «مثل خویشتن» تعریف شده است. از این رو، عیسی به جای اینکه مستقیم به سوال وکیل پاسخ دهد یا او و جمع حاضر را وارد بحث دینی کند، آن ها را به سطحی بالاتر برد.


لوقا باب ۱۰ آیات ۳۰ تا ۳۷ را بخوانید.نکات اصلی این داستان چیست و درباره نحوه رفتار ما با دیگران چه می گوید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


توجه کنید که عیسی می گوید «مردی به دستهای دزدان افتاد» (آیه ۳۰). چرا او نژاد و طبقه اجتماعی آن مرد را مشخص نمی کند؟ با توجه به مفهموم اصلی داستان، چنین چیزی مطرح نبوده است؟


کاهن و لاوی مرد زخمی را دیدند و از کنارش گذشتند. دلیلشان برای کمک نکردن هرچه که بود، این سوال برای ما بوجود می آید که: دین حقیقی کدام است و چگونه باید ابراز شود؟ تثنیه باب ۱۰ آیات ۱۲ ۱۳، میکا باب ۶ آیه ۸، یعقوب باب ۱ آیه ۲۷.


رابطه میان یهودیان و سامریان در آن زمان رنگی از دشمنی و نفرت داشت و در زمان عیسی حتی بدتر هم شده بود (لوقا باب ۹ آیات ۵۱ تا ۵۴، یوحنا باب ۴ آیه ۹). از این رو عیسی با «قهرمان» جلوه دادن یک سامری در این داستان، هدف از آمدنش را بیش از پیش به یهودیان نشان می دهد.


عیسی خدمت مرد سامری را با جزئیات شرح می دهد: دلش بر وی بسوخت، پس پیش آمده، بر زخمهای او روغن و شراب ریخته، آنها را بست و او را بر مرکب خود سوار کرده، به کاروانسرایی رسانید و مخارج را پیش پرداخت نموده قول داد که بقیه هزینه احتمالی را در برگشت پرداخت نماید. تمام این خدمات مرد سامری بیان کننده مفهوم نا محدود بودن محبت حقیقی را بیان می کنند. و این حقیقت که او تمام این کارها را برای کسی انجام داد که احتمالا یهودی بود، نشان می دهد که محبت حقیقی مرزی نمی شناسد.


کاهن و لاوی از خود این سوال را پرسیدند که: اگر بایستیم و به این مرد کمک کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اما مرد سامری از خود پرسید: اگر به این مرد کمک نکنم چه اتفاقی برایش خواهد افتاد؟ تفاوت این دو در چیست؟


جمعه


٩٢ مه


مطالعه بیشتر:


«مسیح در زندگی و تعالیمش الگوی کاملی از خدمت فداکارانه را به ما نشان می دهد که منشا آن خداست. خدا برای خودش زندگی نمی کند. با آفرینش جهان و آنچه که در آن است، او دائما در حال خدمت به دیگران است. ’اوآفتاب خود را بر بدان و نیكان طالع میسازد و باران بر عادلان و ظالمان میباراند‘ (متی باب ۵ آیه ۴۵). رسالتی که خدا به پسرش سپرده است اینچنین است. عیسی آمد تا در اوج انسانیت قرار بگیرد تا درست خدمت کردن را نشان دهد. تمام زندگی اش طبق قانون خدمت کردن بود. او به همه خدمت کرد و برای همه شهادت داد. بنابراین او قوانین خدا را اطاعت نمود و با این کار نشان داد که ما نیز باید از آن ها پیروی نماییم.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p ۶۴۹.


مثل سامری نیکوکار «افسانه نیست و دقیقا همانگونه که بیان شده، اتفاق افتاده است. کاهن و مردی لاوی که از کنار فرد زخمی گذشتند نیز در جمعی که عیسی برایشان صحبت می کرد بودند.» – Page, ۴۹۹.


سوالاتی برای بحث:


۱- پرسش مهمی که در انتهای بخش روز یکشنبه مطرح شد را مرور کنید. همه شنیدند که مردم گفتند کاری را انجام دادند که خدا از ایشان خواسته بود. خدا به چه روش هایی با ما سخن می گوید؟ در عین حال، خطرات طلبیدن اقتدار و اراده خدا در نحوه رفتارمان چیست؟


۲- هشدار های عیسی در لوقا باب ۶ آیات ۲۴ تا ۲۶ را دوباره مرور کنید. چگونه باید متوجه آنچه عیسی می گوید بشویم؟ او در حقیقت به ما هشدار می دهد که در این زندگی مراقب چه باشیم؟


۳- به مسئله اقتدار بی اندیشید. اقتدار چیست؟ انواع آن کدامند؟ کدامیک از آن ها بر سایرین غالبند؟ چگونه باید افتدارهای متفاوت را به هم مرتبط سازیم؟ چه اتفاق خواهد افتاد اگر اقتدار دارندگان سرپرست بر ما اختلاف با هم داشته باشند؟


درس دهم


٠٣ مه تا ۵ ژوئن


پیروی از عیسی در زندگی روزمره



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۱۱ آیات ۳۷ تا ۵۴؛ باب ۱۲ آیات ۴ تا ۲۱، آیات ۳۵ تا ۵۳؛ عاموس باب ۶ آیه ۱؛ لوقا باب ۸ آیات ۴ تا ۱۵، لوقا باب ۲۲ آیات ۲۴ تا ۲۷.


آیه حفظی: «آنگاه رسولان به خداوند گفتند: “ایمان ما را زیاد کن.» (لوقا باب ۱۷ آیه ۵).


عیسی اگر چه معلم بزرگی بود اما مدرسه الهیات یا فلسفه تأسیس نکرد. هدف او این بود که «گمشده را بجوید و نجات بخشد» (لوقا باب ۱۹ آیه ۱۰). او آمد تا شخصیت خدا را آشکار سازد، و این مکاشفه در بالای صلیب به اوج خود رسید. جایی که او نه تنها به بشریت و جهان سقوط کرده نشان داد که خدا حقیقتا چگونه است بلکه بهای گناه را نیز پرداخت تا بشر سقوط کرده بتواند نجات بیابد.


با این کار او جامعه نجات را بوجود آورد جامعه ای از آنان که با مرگ او نجات یافته و تصمیم گرفتند الگویی از زندگی و تعالیم او باشند.


فراخوانده شدن به عضوی از این جامعه بودن به منظور رسیدن به موقعیت برتر در زندگی نیست بلکه وفاداری مطلق به او که ما را فراخوانده یعنی مسیح است. آنچه او می گوید به قانون زندگی پیروانش و خواسته هایش تنها هدف زندگی آن ها تبدیل می شود. هیچ مقدار از خوبی های ظاهری یا آموزه های بسیار کامل نمی تواند جایگزین وفاداری به خواست مسیح و اراده او شود.


شاگردی عیسی که ما آن را مدیون زندگی مسیح در درون ما هستیم، الزاماتی بوجود می آورد. هیچ رقابت یا جایگزینی جایز نیست.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۶ ژوئن آماده شوید.


یکشنبه


١٣ مه


فرار از فریسی گرائی


از بیش از ۸۰ ارجاع به فریسیان در انجیل ها، حدود ۲۵ درصد از آنها در لوقا یافت می شود. فریسیان برای محافظه کاریشان در تعالیم که مخالف نظریات آزادی خواهانه صدوقیان بود، معروف بودند. آن ها معمولا قانون گرایانی بودند که در حالی که ادعا می کردند ایمان به فیض الهی دارند، نجات از رعایت قوانین را تعلیم می دادند.


لوقا باب۱۱ آیات ۳۷ تا ۵۴ را بخوانید. عیسی درباره چه چیزی هشدار می دهد و این اصل چگونه امروزه نیز نمایان می شود؟ چطور می توانیم اطمینان یابیم که در زندگی آنچه را که عیسی درباره آن هشدار داد منعکس نکنیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مروری بر از «وای به حال شما»ها (اوقا باب ۱۱ آیات ۴۲ تا ۵۴) که به فریسیان و کاتبان داده شد نشان می دهد که تا چه حد دعوت به دین حقیقی برای هر نسلی، از جمله نسل امروز وجود دارد.


برای مثال، درحالی که پرداخت یک دهم قدردانی از نعمت های خداست، هرگز نمی تواند جایگزینی برای نیازهای اولیه محبت و عدالت در روابط انسانی باشد (آیه ۴۲).


همین کسانی که «از اجرای عدالت و محبت به خدا غافل» هستند «صدر مجلس در کنیسه ها» را دوست دارند (آیات ۴۲ و ۴۳). این آیات به درک نکردن مفهوم ایمان واقعی اشاره دارند.


عیسی همچنین «وای بحال» کسانی گفت که دین حقیقی را با آیین های ظاهری یکی می کنند، مانند کسانی که مرده ای را لمس کرده باشند، ناپاک هستند (لوقا باب ۱۱ آیه ۴۴؛ اعداد باب ۱۹ آیه ۱۶ را نیز ببینید). چه آسان آنچه که بی اهمیت است با آنچه از دیدگاه خدا مقدس است اشتباه گرفته می شود.


عیسی همچنین به متخصصان احکام شناسی هشدار داد، کسانی که از تجربه و تحصیلاتشان در بوجود آوردن بار سنگین دینی برای دیگران استفاده می کنند در حالی که خودشان «یک انگشت هم به آن بار» نمی زنند (لوقا باب ۱۱ آیه ۴۶).


در همین حال، فریسیان انبیا مرده را احترام می ورزیدند اما با انبیا زنده مخالفت می کردند. حتی در حینی که عیسی در حال صحبت بود، برخی در حال توطئه برای کشتن پسر خدا بودند. آنچه مهم است احترام کردن به انبیا نیست بلکه عدم پیروی از پیامهای نبوی آن ها راجع به محبت، رحمت و داوری است.


آخرین هشدار از بقیه هولناک تر است. برخی از کسانی که کلید ورود به ملکوت خدا به ایشان واگذار شده بود، در امانتداری خود شکست خوردند. آن ها بجای اینکه از این کلید عاقلانه استفاده کنند و اجازه دهند مردم خدا وارد ملکوت او شوند، در را بروی آن ها بسته و کلید را دور انداختند.


دوشنبه


١ ژوئن


از خدا بترسید


«از خدا بترسید و او را تمجید نمایید» (مکاشفه یوحنا باب ۱۴ آیه ۷) اولین پیام سه فرشته است و اساس زندگی و ایمان اعضای کلیسای ادونتیست روز هفتم است. ترس از خدا به آن معنای ترسی که اغلب تصور می شود نیست بلکه شناخت خدا و خواسته هایش از ماست. عملی از روی ایمان است که شامل وفاداری مطلق ما به اوست. در این صورت خدا تنها معرف و مصداق زندگی، افکار، کردار، روابط و سرنوشت ما می شود. شاگردی بر اساس این نوع «ترس» بنیان محکمی خواهد داشت.


لوقا باب ۱۲ آیات ۴ تا ۱۲ را مطالعه نمایید. عیسی در اینجا در مورد ترس به ما چه می گوید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


این آیات به ما نشان می دهند از چه کسی بترسیم و از چه کسی نترسیم. ما نباید از نیروهایی که فقط می توانند به جسم ما در این دنیای کنونی آسیب بزنند بهراسیم. در عوض باید از خدا بترسیم و او را اطاعت کنیم زیرا که زندگی ابدی ما در دست های اوست. اما خدای ما که گنجشک را می بیند (لوقا باب ۱۲ آیه ۶) و موهای سر ما را شمرده است (آیه ۷)، با محبت و دلسوز است؛ از این رو هر یک از ما از نظر او بی نهایت ارزشمندیم. اگز ما حقیقتا به این ایمان داشتیم، چه تعداد از ترس های دنیوی از بین می رفت؟


لوقا باب ۱۲ آیات ۱۳ تا ۲۱ را بخوانید. عیسی در اینجا درباره چه چیزی هشدار می دهد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در حالی که عیسی از مداخله در نزاع دو برادر بر سر تقسیم اموال امتناع می ورزد، به وابستگی ده فرمان به مخالفت با شر طمع تأکید می ورزد و به حقیقت قابل توجهی مناسب با تمام اعصار اشاره می کند: زندگی واقعی از مادیات تشکیل نشده است (لوقا باب ۱۲ آیه ۱۵).


مرد ثروتمند احمق در دنیای محدودی که برای خودش ساخته بود زندگی می کرد. هیچ چیز دیگری برایش اهمیت نداشت. ما باید چه قدر مراقب باشیم که در دام مشابهی نیافتیم. این موضوع مخصوصا برای کسانی که از برکات زیادی بهره مندند بسیار مهم است.


هرچند که ما از مادیات لذت می بریم، به این بی اندیشید که در قبال ابدیت، چه رضایت مندی ناچیزی به شما می دهند. پس چرا مرتکب شدن اشتباهی که عیسی در لوقا باب ۱۲ آیات ۱۶ تا ۲۱ درباره آن هشدار داد چنین آسان است؟


سه شنبه


٢ ژوئن


آماده ومراقت باشید


«هوشیاری و وفاداری در هر عصری برای پیروان مسیح الزامی است. اما اکنون که ما در آستانه جهان ابدی قرار داریم با حقایقی که باور داریم، نور بزرگ و کار مهمی که داریم، باید وفاداریمان را به خدا دو برابر کنیم.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Testimonies for the Church, vol. ۵, pp. ۴۶۰, ۴۶۱.


لوقا باب ۱۲ آیات ۳۵ تا ۵۳ را بخوانید و مفهوم خاصی که برایتان دارند را خلاصه بنویسید، بخصوص اگر مدت زیادی است که منتظر بازگشت عیسی مسیح هستید.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مسیحیان نمی توانند سهل انگار و بی خیال باشند. بازگشت مطمئن او و زمان نامعلومش، باید ما را بر آن دارد که همواره با ردای کمر بسته آماده بوده و چراغمان روشن در دستمان باشد. امید فرجامخواهانه باید نیروی محرکه زندگی و کار ما، آمادگی و وفاداری ما باشد. همین وفاداری به اراده او بر روی زمین و آمادگی برای ملاقاتش در صلح است که بین خدمتگذاران خوب و بد تمایز ایجاد می کند.


هر غفلت از وفاداری به بهانه اینکه «آقایم به این زودیها نخواهد آمد» (لوقا باب ۱۲ آیه ۴۵) به مفهوم قرار دادن خود تحت شدید ترین نوع داوری خداست (آیات ۴۵ تا ۴۸). هرچه امتیازات بیشتر، مسئولیت سنگین تر است و از این رو به کسانی که بیشتر داده شده است، انتظار بیشتری خواهد رفت (آیه ۴۸).


اینطور به نظر می رسد که قضاوت نبی باستان که گفت «وای بر آنانی كه در صهیون ایمن هستند» (عاموس باب ۱ آیه ۶) در هشدار عیسی منعکس شده است که زندگی شاگردی آسان نیست. پولس رسول از زندگی روحانی به عنوان نبردی روحانی یاد می کند (افسسیان باب ۶ آیه ۱۲). نکته اساسی این است که تمام مسیحیان در نبرد کیهانی ما بین عیسی و شیطان نقش دارند و صلیب خط تمایز آشکاری بین این دو بوجود آورده است. تنها با ایمان مداوم به مسیح مصلوب است که پیروزی نهایی حاصل خواهد شد.


«به هر کسی که عطا زیاده شود، از وی مطالبه زیادتر گردد و نزد هر که امانت بیشتر نهند، از او بازخواست زیادتر خواهند کرد» (لوقا باب ۱۲ آیه ۴۸). این آیه برای ما به عنوان ادونتیست روز هفتم چه مفهومی باید داشته باشد؟


چهارشنبه


٣ ژوئن


شاهدی وفادار باش


پدر، پسر و روح القدوس در شورای ابدی شان «پیش از بنیاد عالم» (افسسیان باب ۱ آیه ۴)، نقشه نجات را طرح ریزی کردند. مفهومش این است که حتی قبل از آن است که اولین انسان بوجود آید یا گناهی مرتکب شود، خدا از قبل برنامه ای برای نجات دنیا داشت. این نقشه ریشه در صلیب دارد و مژده نیکوی صلیب باید به گوش همه جهانیان برسد. شهادت دادن به آن وظیفه هر فرد مسیحی است.


«شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره و تا اقصای جهان» (اعمال رسولان باب ۱ آیه ۸). هشدار نهایی عیسی بر اهمیتی که خدا بر نقش شهادت دهنده پیروانش گذاشت تأکید دارد.


کسانی که شهادت دهندگان مسیح هستند، چه درسی باید از مثل برزگر و خاک بیاموزند؟ لوقا باب ۸ آیات ۴ تا ۱۵.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پاداش کسی که شهادت می دهد چگونه و چه زمانی داده می شود؟ اوقا باب ۱۸ آیات ۲۴ تا ۳۰.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مَثَل سکّه های طلا (لوقا باب ۱۹ آیات ۱۱ تا ۲۷) درباره وفاداری و احساس مسئولیت در شهادت دادن برای دیگران چه می آموزد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در هر دو این آیات و آیات دیگر، خطرات وظایف، پاداش های شهادت دادن و ایمان داشتن آشکار شده اند. مسئولیت های خطیری به ما واگذار شده است؛ اما در مقایسه با آنچه به ما بخشیده شده است، این وظیفه ما چقدر کوچک است؟


پنجشنبه


۴ ژوئن


رهبری خدمتگزار باشید


لوقا باب ۲۲ آیات ۲۴ تا ۲۷ را بخوانید. حتی وقتی حواریون در حال تدارک برای مراسم شام خداوند بودند، درباره اینکه کدامیک از عالیترین مقام در ملکوت خدا برخوردار خواهد بود بحث می کردند. عیسی چگونه به حماقت ایشان پاسخ داد و چه چیز انقلابی در این پاسخ وجود دارد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پاسخ عیسی در تاریخ رهبری بی همتاست. فرعون، نبوکدنصر، اسکندر، جولیوس سزار، ناپلئون و چنگیز خان همگی رهبری را در قدرت و سلطه داشتن بر دیگران می دیدند. معمولا واکنش دنیا به قدرت همواره اینگونه بوده است.


عیسی فرمود «لیکن شما چنین مباشید، بلکه بزرگتر از شما مثل کوچکتر باشد و پیشوا چون خادم» (لوقا باب ۲۲ آیه ۲۶). با این کلام، پروردگار جهان توصیف رهبری را تغییر داد: «لیکن در میان شما چنین نخواهد بود، بلکه هر که در میان شما میخواهد بزرگ گردد، خادم شما باشد. و هر که میخواهد در میان شما مقدم بـود، غلام شما باشد. چنانکه پسر انسان نیامد تا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد» (متی باب ۲۰ آیات ۲۶ تا ۲۸).


عیسی با اینگونه تعبیر کردن از بندگی و انکار نفس به عنوان اصول اساسی راه و رهبریش، محرکی جدید در روابط انسانی معرفی کرد: کامل شدن و تحقق اراده خدا نه بواسطه قدرت بلکه درنتیجه خدمت حاصل می شود؛ رهبری اقتدارش را از موقعیت و جایگاه دریافت نمی کند بلکه از خدمتگزاری بدست می آورد؛ تحول نه با تاج و تخت بلکه بواسطه صلیب انجام می پذیرد. با مردن است که زندگی حاصل می شود (یوحنا باب ۱۲ آیه ۲۴).


در آیات ۴۶ تا ۴۸ از باب ۹ انجیل لوقا چیزی مشابه میان حواریون عیسی در مورد اینکه کدامیک بزرگترین خواهد بود، اتفاق افتاد. اصول این جهان همچنان بصورتی پایدار و محکم در ذهن شاگردان او تثبیت شده بود.


پاسخ استاد اساس این مشکل را هدف قرار داده و یکی از سخت ترین چالش های زندگی را بطور کلی و در زندگی مسیحی را بشکل خاص مطرح می سازد. سخنان عیسی بخصوص آن بخش آن درباره «هر که از جمیع شما کوچکتر باشد»، نشان دهنده عقب افتادگی اولویت های این دنیاست.


با توجه به اصول دنیوی که کاملا با آنچه عیسی در اینجا بیان می کند، مخالف هستند، چگونه با زندگی بر پایه اصول او نجات خواهیم یافت؟


جمعه


۵ ژوئن


مطالعه بیشتر:


«چه کسی قلب ما را دارد؟ ذهنمان با کیست؟ دوست داریم از کی سخن بگوییم؟ گرمترین محبت و انرژیمان را صرف چه کسی می کنیم؟ اگر از آن مسیح باشیم، ذهنمان با او و شیرین ترین افکارمان درباره او خواهد بود. هر آنچه هستیم و داریم ایثار شده به اوست. اشتیاقمان در این است که تصویری از او باشیم، روحیه او را بنمایانیم و همواره و در همه شرایط او را خشنود سازیم.» الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، قدم بسوی مسیح، Steps to Christ,p. ۵۸.


«در زندگی امروزمان بر روی زمین هر چند که که با گناه محدود شده است، بزرگترین لذت و شادی و بالاترین آموزه هایمان از خدمت کردن بدست می آید. و در دنیای آینده که رها از محدودیت های بشر گناه آلود است، در خدمتگزاری است که بزرگترین شادی ما و بالاترین آموزشمان حاصل می شوند – شهادت دادن که بواسطه آن شکوه و عظمت این رمز را فرا خواهیم گرفت؛ که «مسیح در شما امید جلال است» (کولسیان باب ۱ آیه ۲۷).» الن جی. هوایت (Ellen G. White)،Education, p. ۳۰۹.


سوالاتی برای بحث:



۱. عیسی کشاورز ثروتمند و موفق را احمق خواند (لوقا باب ۱۲ آیه ۲۰). خیلی ها ممکن است ثروتمند یا موفق نباشند، اما چه چیز انسان را در دیدگاه خدا احمق نشان می دهد؟


۲. در برخی از کلیساهایمان دو گروه می بینیم: اول، متخصصان، مدیران تجاری، رهبران کلیسا و جامعه و افراد با نفوذ که مورد توجه و احترام قرار می گیرند؛ دوم، افراد کم اهمیت که بی سر و صدا و جلب توجه دیگران می آیند و می روند. برای اینکه گروه دوم نیز مانند گروه اول احساس اهمیت کنند، چه کاری می توانید انجام دهید؟


۳. هرچند به تمسخر گرفتن فریسیان برای انحراف در ایمانشان امروزه آسان است، چطور می توانیم مطمئن باشیم ما که در ایمان غیور هستیم، در خطر انجام همان اشتباهات نیستیم؟ چطور می توانیم بدون تزلزل، در حق ثابت قدم باشیم ولی فریسی مسلک نشویم؟ یا حتی مهمتر، در مقابل «پشه را صافی» کردن چگونه تشخیص دهیم چه چیزی حقیقت است و چه چیز ارزش جنگیدن دارد؟


۴. چگونه هوشیاری و آمادگیمان را نسبت به بازگشت عیسی حفظ کنیم، وقتی که با گذشت هر سال، از دست دادن این هوشیاری آسان تر و آسان تر می شود؟


درس یازدهم


۶ تا ٢١ ژوئن


ملکوت خدا



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۱۱ آیه ۲؛ باب ۱ آیات ۳۲ و ۳۳، باب ۱۸ آیات ۱۶ تا ۳۰؛ باب ۱۷ آیات ۲۳ و ۲۴؛ مکاشفه یوحنا باب ۲۱ آیات ۱ تا ۳، لوقا باب ۲۱ آیات ۳۴ تا ۳۶.


آیه حفظی: «مردم از تمام نقاط جهان آمده ، در ضیافت ملکوت خدا شرکت خواهند کرد، اما شما محروم خواهید ماند» (لوقا باب ۱۳ آیه ۲۹).



ملکوت خدا موضوع اصلی و اولویت مهم تعالیم عیسی است. این عبارت حدود ۵۰ بار در متی، ۱۶ بار در مرقس، حدود ۴۰ بار در لوقا و ۳ بار در یوحنا دیده شده است. در هر جا که به ان اشاره شده است – از دعای خداوند تا موعظه اش در کوهستان یا سایر موعظه ها و مثل هایش – ملکوت خدا بیان کننده آن چه است که خدا در طول تاریخ برای بشر انجام داده و مشکل گناه را حل کرده و نبرد بزرگ با شیطان را قاطعانه به پایان می رساند. ملکوت خدا بر خلاف تمام پادشاهی هایی است که این جهان تا کنون دیده است زیرا این پادشاهی زمینی نیست.


«ملکوت خدا با نمایشی ظاهری نخواهد آمد؛ بلکه از طریق لطافت الهام کلامش، بواسطه کاری که روح القدوس در درون انسان انجام می دهد و مشارکت روح انسان با مسیح که زندگی است، می آید. بزرگترین تجلی قدرت این ملکوت به کمال طبیعت انسانی که در شخصیت مسیح هدایت شده، دیده می شود.» الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Ministry of Healing, p. ۳۶.


این هفته تمرکزمان بر این موضوع بخصوص آنگونه که در لوقا به آن اشاره شده است، خواهد بود.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۱۳ ژوئن آماده شوید.


یکشنبه


٧ ژوئن


ویژگی های ملکوت خدا: بخش اول


در هر چهار انجیل به دفعات مکرر به ملکوت خدا اشاره شده است که همگی آن ها بوجود آمدن نظام جدیدی از طریق عیسی را تصدیق می کنند.


آیه ۲ باب ۱۱ لوقا درباره ملکوت خدا چه می گوید؟ این ملکوت از آن کیست و چرا دارای اهمیت است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گفتن اینکه این ملکوت از آن خداست فقط بیان واضحات نیست بلکه تصدیقی بر این است که ملکوت خدا نه ایده ئی فلسفی است و نه بنایی اخلاقی است. همچنین بشارتی اجتماعی برای رساندن نان و آب به نیازمندان یا برابری و عدالت برای مورد ظلم قرار گرفتگان سیاسی نیست. این ملکوت فراتر از همه خوبی ها و اعمال اخلاقی بشر است و سرچشمه اش در کار خدا از طریق پسر مجسم شده اش است که آمد تا مژده نیکوی این پادشاهی را موعظه کند (لوقا باب ۴ آیات ۴۲ تا ۴۴، متی باب ۴ آیات ۲۳ تا ۲۵).


لوقا باب ۱ آیات ۳۲ و ۳۳ درباره کسی که ملکوت خدا را برپا خواهد کرد و چگونگی عاقبت آن چه می آموزد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


آین آیات به دو دلیل از اهمیت زیادی برخوردارند: اول، مسیحی که در عهد عتیق پیش بینی شده، کسی جز عیسی نیست، «پسر حضرت اعلی»؛ دوم، «سلطنت او را نهایت نخواهد بود.» این بدین معناست که بواسطه متجسم شدن، مرگ و قیام عیسی، او بر شیطان که تلاش در بدست آوردن حاکمیت خدا را دارد غلبه کرده و ملکوت ابدی خدا را برپا ساخت. «سلطنت جهان از آن خداوند ما و مسیح او شد و تا ابدالاباد حکمرانی خواهد کرد!» (مکاشفه باب ۱۱ آیه ۱۵). در نبرد بزرگ، شیطان پس از سقوط آدم و حوا ادعای پیروزی کرد. اما رسالت عیسی کذب بودن ادعاهای شیطان را ثابت کرد؛ عیسی هر بار شیطان را شکست داد و با مرگ و قیامش به تمام کائنات اطمینان داد که ملکوت خدا از راه رسیده است.


چطور می توانیم زندگی کنیم که منعکس کننده حقیقت ملکوت خدا باشد؟ مهمتر از همه اینکه چطور می توانیم این حقیقت را در زندگی خودمان انعکاس دهیم؟ چه چیزی باید در مورد ما که اکنون به عنوان شهروندان ملکوت خدا زندگی می کنیم، تغییر کند؟


دوشنبه


٨ ژوئن


ویژگی های ملکوت خدا: بخش دوم


آیات زیر درباره اینکه شهروندی ملکوت خدا چگونه است، به ما چه می آموزند؟


لوقا باب ١٨ آیات ١٦ تا ٣٠


لوقا باب ١٢ آیات ٣١ تا ٣٣


لوقا باب ٩ آیات ٥٩ تا ٦٢


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شرط ورود به ملکوت خدا بستگی به مقام و موقعیت و یا دارایی یا فقر ندارد. لوقا و سایر نویسندگان انجیل های دیگر به این اشاره می کنند که انسان باید با تبعیت بدون قید وشرط و اتکای مطلق و اعتمادی کودکانه نزد مسیح بیاید و خود را تسلیم او نماید. این است صفات آنان که به ملکوت خدا وارد شده اند. آن ها باید در صورت لزوم از همه چیزشان بگذرند؛ زیرا آنچه که مایل به رها کردنش نیستند، به نوعی تبدیل خواهد شد به رقیبی برای مسیح که در واقع پیروز هم خواهد شد. عیسی و تسلیم کردن زندگیمان به او باید بالاترین اولویتمان باشد. و این منطقی به نظر می رسد، زیرا تنها از طریق اوست که وجود یافتیم تا زندگی کنیم. از این رو مطمئنا باید کاملا به او وفادار باشیم.


آیات ٢٩ و ٣٠ باب ١٨ انجیل لوقا را دوباره بخوانید. عیسی به ما چه می گوید . چه وعده ای می دهد؟ اینکه باید برای ملکوت خدا والدین، همسر و حتی فرزندانمان را رها کنیم؟ این تعهدی دشوار است، چنین نیست؟ منظور عیسی این نیست که همه ایمان داران مستلزم انجام ای کار هستند بلکه اگر کسی فراخوانده شد تا به خاطر ملکوت خدا از خانواده اش دست بکشد، بداند که ملکوت خدا ارزش این کار را دارد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به این سخن عیسی که گفت بگذارید مرده مرده را دفن کند توجه کنید. در اینجا او به چه حقیقت مهمی در مورد بهانه هایی هر چند ضروری که ما را از پیروی از او باز می دارند، اشاره می کند؟


سه شنبه


٩ ژوئن


ملکوت خدا: واقعیت یا نه هنوز؟


عیسی آمد تا ملکوت خدا را اعلام کند. او در نخستین موعظه اش در ناصره (لوقا باب ۴ آیات ۱۶ تا ۲۱) اعلام کرد که در آن روز بواسطه او پیشگویی ملکوت تحقق پذیرفت و رسالت نجاتش آغاز شد.


لوقا سخن دیگری که گواه واقعیت کنونی ملکوت خدا است را نیز ثبت می کند. زمانی که فریسیان از عیسی پرسیدند ملکوت خدا کی می آید، او پاسخ داد، «ملکوت خدا در داخل شما است» (لوقا باب ۱۷ آیه ۲۱). در برخی از ترجمه ها گفته شده است که ملکوت خدا در میان شماست. به عبارت دیگر، با آمدن عیسی، ملکوت خدا نیز با مشتقاتش آمد: شفای بیماران (لوقا باب ۹ آیه ۱۱)، موعظه انجیل (لوقا باب ۴ آیات ۱۶ تا ۱۹)، بخشش گناهان (لوقا باب ۷ آیات ۴۸ تا ۵۰؛ باب ۱۹ آیات ۹ و ۱۰) و از بین بردن نیروهای اهریمنی (لوقا باب ۱۱ آیه ۲۰). بنابراین، عیسی ملکوت را به واقعیتی حاضر در درون افراد تبدیل کرد که بشر را به همانندی او تغییر می دهد. در میان جامعه ایمان داران، ملکوت خدا همچنین به عنوان الهامی از عدالت و نجات دیده می شود. از جنبه کنونی نیز بعنوان ملکوت فیض خدا شناخته می شود «پادشاهی فیض خدا همچنان که روز به روز در قلب هایی که پر از گناه و عصیان بودند، تسلیم محبت خدا می شوند، در حال بر پا شدن است.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Thoughts From the Mount of Blessing, p. ۱۰۸.


در حالی که جنبه «کنونی» ملکوت خدا قطعیت آن را معین می سازد که شکست گناه و شیطان و پیروزی عیسی در نبرد بزرگ است – جنبه «نه هنوز» آن شامل پایان فیزیکی شیطان و بوجود آمدن زمین جدید خواهد بود: «برقراری کامل ملکوت با شکوه خدا تا زمان بازگشت دوباره مسیح به این دنیا کامل نخواهد شد.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Thoughts From the Mount of Blessing, p. ۱۰۸.


آیات تآیات زیر در مورد ملکوت خدا در پایان زمان به ما چه می آموزند؟ لوقا باب ۱۷ آیات ۲۳ و ۲۴؛ باب ۲۱ آیات ۵ تا ۳۶.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


جهان ما و وضعیتش – آشفتگی، غم و اندوه و مشکلات موجود – قطعا انعکاس سخنان عیسی است که در اینجا بیان شده است. اگر چه خیلی ها بر این باورند که رنج و درد دنیا دال بر این است که خدایی وجود ندارد، اما ما می توانیم بر اساس اخطاری که عیسی ۲۰۰۰ سال قبل به ما داد، این پاسخ را به ادعای ایشان بدهیم که وضعیت جهان کنونی ما نه تنها گواه وجود خداست بلکه حقیقتی است که در کتاب مقدس به آن اشاره شده است. (اگر دنیای کنونی بهشت می بود، کلام عیسی نادرست می شد.) فقط در انتهاست که ملکوت خدا به طور کامل برپا خواهد شد. ما تا آن زمان بایستی بردبار باشیم.


چهارشنبه


٠١ ژوئن


ملکوت و آمدن دوباره مسیح


آن هنگام که عیسی درباره ملکوت خدا سخن گفت، به دو حقیقت اشاره کرد: (۱) کار خدا از طریق مسیح در طی تاریخ برای نجات بشر از گناه و (۲) بسته شدن تاریخ توسط خدا با قرار دادن نجات یافتگان در نقشه اصلی اش – که با او تا به ابد در زمین از نو خلقت یافته زندگی کنند (مکاشفه یوحنا باب ۲۱ آیات ۱ تا ۳). بخش نخست همانطور که قبلا اشاره شد، با خدمت و رسالت عیسی آمد. با او ما اکنون در ملکوت فیض قرار داریم (افسسیان باب ۱ آیات ۴ تا ۹). بخش دوم یعنی جمع شدن نجات یافتگان در ملکوت با شکوه خدا، امید آینده ایمان داران به مسیح است (افسسیان باب ۱ آیه ۱۰، تیتوس باب ۲ آیه ۱۳). عیسی و بقیه ی عهد جدید، لحظه تاریخی به ارث بردن ملکوت با شکوه خدا توسط ایمان داران را به بازگشت دوباره مسیح ارتباط می دهند.


آمدن دوباره مسیح نقطه اوج نهایی مژده نیکوئی ایست که عیسی در اولین ظهورش برای اعلان آن آمده بود. همان عیسایی که گناه و جریان را در جلجتا شکست داد به زودی باز خواهد گشت تا جریان ریشه کن کردن شر و پاک سازی زمین را از مصیبتی که شیطان در خلقت خدا بوجود آورد، به اجرا در آورد.


لوقا باب ۲۱ آیات ۳۴ تا ۳۶ را بخوانید. پیام اصلی آن را به زبان خودتان خلاصه کنید. سپس ببینید کاربرد این آیات در مورد زندگی شما چیست. برای اطمینان از پیروی از کلام عیسی چه باید بکنید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


از ما خواسته شده است که مادامی که در انتظار بازگشت عیسی هستیم «بلکه هر لحظه چشم براه من باشید و همیشه دعا کنید تا در صورت امکان لایق به ایستادن در حضور پسر انسان باشید» (آیه ۳۶).


کسانی که ملکوت فیض را تجربه کرده اند بایستی منتظر و چشم براه باشند و همواره برای ملکوت با شکوه خدا دعا کنند. در این فرصت بین «هم اکنون» و»نه هنوز»، ایمان داران باید مشغول خدمت و بشارت، امیدوار بودن به زندگی و تعلیم و شهادت باشند. انتظار آمدن دوباره مسیح مستلزم تقدیس زندگی مان در اینجا و هم اکنون است.


پنجشنبه


١١ ژوئن


شاهدان


اعمال رسولا باب ۱ آیات ۱ تا ۸ را مطالعه کنید. در اینجا به چه حقایق مهمی در رابطه با ملکوت خدا اشاره شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


هنگامی که لوقا ادامه انجیلش را به شکل تاریخ خلاصه ای از کلیسای اولیه می نوشت، ملکوت خدا را به خوبی در ذهن داشت. او در آغازین خطوط این حکایت تاریخی، یعنی کتاب اعمال رسولان سه حقیقت بنیادی ملکوت خدا اشاره می کند.


یک، مطمئن باشید که عیسی دوباره خواهد آمد. به مدت ۴۰ روز بین معاد و معراجش، عیسی به تعلیم دادن آنچه پیش از مصلوب شدنش به حواریون تعلیم داده بود، ادامه داد: «درباره امور ملکوت خدا» (اعمال رسولان باب ۱ آیه ۳). رویدادهای بزرگ مطلوب شدن و قیام عیسی هیچ تغییری در تعالیمش درباره ملکوت خدا ایجاد نکرده بود؛ و شاید اگر تغییری هم بود در این بود که در این ۴۰ روز عیسی برای حواریون بیش از پیش به حقیقت ملکوت خدا اشاره کرد.


دو، منتظر باشید تا عیسی در زمانی که خدا تعیین نموده، بازگردد. پس از قیامش، حواریون از عیسی سوالی جدی و پر اشتیاق پرسیدند: «خداوندا آیا در این وقت ملکوت را بر اسرائیل باز برقرار خواهی داشت؟» (اعمال رسولان باب ۱ آیه ۶). عیسی به این پرسش پاسخ نداد و در عوض دیدگاه ایشان را تصحیح نمود: خدا باید همواره خدا باشد؛ کاوش در افکارش، پیش بینی دقت نقشه هایش و کشف اسرار او در توان بشر از جسم و خون نیست. او می داند که ملکوت جلال چه موقع باید بیاید و در زمان معین به اجرا در خواهد آورد (اعمال رسولان باب ۱ آیه ۷، متی باب ۲۴ آیه ۳۶)، همانطور که «چون زمان به کمال رسید» (غلاطیان باب ۴ آیه ۴) او پسرش را فرستاد تا ملکوت فیض را برپا سازد.


سه، شاهدانی باشید بر مژده مسیح. عیسی حواریون را از گمراهی در آنچه نا معلوم است – یعنی زمان آمدن ملکوت جلال – به آنچه که شناخته شده و لازم به انجام است، هدایت کرد. زمان بازگشت مسیح مشخص نیست اما ما فراخوانده شده ایم که منتظر آن روز پر جلال بمانیم و تا آن زمان «مشغول» باشیم (لوقا باب ۱۹ آیه ۱۳). این به این مفهوم است که ما باید در رساندن مژده مسیح به «دورترین نقطه دنیا» مشارکت کنیم (اعمال رسولان باب ۱ آیه ۸). این است وظیفه ما – البته نه با نیروی خودمان بلکه با نیروی روح القدوس، که به همه آنانی که از آنچه شنیده و دیده اند شهات می دهند، وعده داده شده است (آیات ۴ تا ۸).


این پیروان وفادار عیسی هنوز هم تا حدی در مورد ماهیت کار او برداشت اشتباه داشتند. و با این حال خدا همچنان از ایشان استفاده می کرد. در اینجا درباره نیاز نبودن به درک کامل همه چیز به منظور خدمت برای خدا، برای ما چه پیامی وجود دارد؟


جمعه


٢١ ژوئن


مطالعه بیشتر:


«عیسی درباره کسانی که مسکینان در روح هستند می فرماید ’ملکوت آسمان از آن ایشان است.‘ این ملکوت آنگونه که مخاطبان عیسی آرزو داشتند یعنی زمینی و موقت نیست. عیسی درهای ملکوت روحانی محبت، فیض و عدالتش را بر روی بشر گشود. پرچم دار ملکوت مسیحایی به عنوان پسر انسان مشخص شده است. هدف او مسکینان در روح، فروتنان و آنان که برای اجرای عدالت مورد آزار قرار گرفته اند، بود. ملکوت آسمان از آن ایشان است.» الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Thoughts From the Mount of Blessing, p. ۸.


«ما اکنون در کارگاه خدا قرار داریم. بسیاری از ما مانند سنگ های خشن معدن می باشیم. اما اگر حقیقت خدا را بپذیریم، قدرتش بر ما تأثیر خواهد گذاشت. ما را کامل تر کرده و گناهان و نقص های ما را، هر چه که باشند از بین خواهد برد. از این رو ما اماده می شویم تا پروردگار را در زیبایی اش ببینیم و سرانجام به فرشتگان آسمانی و پاک در ملکوت جلال بپیوندیم. در اینجاست که این کار باید برای ما انجام شود جسم و روح ما شایسته جاودانگی شوند.» الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، Testimonies for the Church, vol. ۲, pp. ۳۵۵, ۳۵۶.


سوالاتی برای بحث:


١. فیزیکدان استیون واینبرگ (Steven Wienberg)، نوشته ای معروف (یا نا بحق) درباره جهان هستی دارد: «هر چه جهان بیشتر قابل فهم به نظر می رسد، به همان اندازه بی معنی جلوه می کند.» نظریه او جهان را متحیر کرد و او نهایتا سعی کرد کلامش را نرمتر کند. اگر چه برخی دلیلی برای بحث درباره بی معنی بودن جهان پیدا نکردند. ستاره شناس دانشگاه هاروارد مارتا گلر (Martha Geller) درباره جهان هستی پرسید «چه مفهومی؟ تنها نظامی فیزیکی است و در این چه مفهومی می تواند وجود داشته باشد؟ این نظریه همیشه مرا به تعجب وامیداشت.» جهان هستی، تنها یک نظام و کاملا بی مفهوم؟ شما به عنوان یک مسیحی که درانتظار آمدن دوباره مسیح و استقرار کامل ملکوت خدا هستید، چگونه به این نظریات پاسخ می دهید؟



٢. همه نسل های مسیحی انتظار داشتند که مسیح در زمان آن ها بازگردد و برخی از شبان های کلیساها و بشارت دهندگان حتی تاریخ هایی را نیز معین کرده بودند. اما هیچ کدام به حقیقت نپیوست. چه مشکلی در رابطه با این تعیین زمان ها وجود دارد؟


درس دوازدهم


٣١ تا ٩١ ژوئن


عیسی در اورشلیم



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: لوقا باب ۱۹ آیات ۲۸ تا ۴۰؛ زکریا باب ۹ آیه ۹؛ لوقا باب ۱۹ آیات ۴۵ تا ۴۸؛ متی باب ۲۱ آیات ۱۲ تا ۱۷؛ لوقا باب ۲۰ آیات ۹ تا ۲۶.


آیه حفظی: »اما همینکه به اورشلیم نزدیک شدند و عیسی شهر را از دور دید ، به گریه افتاد» (لوقا باب ۱۹ آیه ۴۱).


هفته پایانی زندگی زمینی عیسی در اورشلیم صورت گرفت. چه حوادث پر آشوب در این هفته اتفاق افتاد: ورود فاتحانه؛ گریستن عیسی برای مردم بی تفاوت شهر؛ تطهیر معبد؛ نقشه و توطئه علیه او؛ ماجرای شام ربانی و رنج و عذاب جتسیمانی؛ محاکمه استهزا آمیز؛ مصلوب شدن؛ و در نهایت، رستاخیز. هرگز پیش از این و پس از آن هیچ شهری شاهد گذشت چنین وقایع مهمی در تاریخ نبوده است – پیشرفتی که نبرد کیهانی بین خوب و بد را به پایانش رساند، هر چند هیچ کس جز عیسی اهمیت وقایعی که رخ داد را درک نکرد.


عیسی در طول زندگی اش چندین بار از اورشلیم گذشته بود. متی، مرقس، لوقا و یوحنا همگی از عیسی در زمان دیدارش از اورشلیم به عنوان فردی بالغ یاد کرده اند هرچند بیشتر آن در هفته مصائب بود. اگر چه حضورهای دیگر عیسی در اورشلیم به خوبی شناخته شده - عیسی نوزاد به معبد آورده شد (لوقا باب ۲ آیات ۲۲ تا ۲۸)، مناظره کودک ۱۲ ساله در معبد (آیات ۴۱ تا ۵۰)، وقتی که وسوسه کننده عیسی را به بالای معبد برد (لوقا باب ۴ آیات ۹ تا ۱۳) – این هفته پایانی خدمت عیسی در اورشلیم است که توجه ویژه نویسندگان انجیل را بخود جلب کرده است.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۰ ژوئن آماده شوید.


یکشنبه


۴١ ژوئن


ورود فاتحانه


عیسی در بیت لحم متولد شد و در ناصره بزرگ شد. او در سراسر جلیل، سامره، یهودیه، و پریه تعلیم داد، معجزه کرد و شفا بخشید. اما تمرکز ثابتش بر روی یک شهر بود: اورشلیم. عیسی «روی خود را به عزم ثابت به سوی اورشلیم نهاد.» (لوقا باب ۹ آیه ۵۱). ورود او به شهر چشمگیرترین و مهم ترین هفته تاریخ را رقم می زند. این هفته با راهپیمایی ملوکانه مسیح به شهر آغاز و با مصلوب شدنش به پایان رسید و در نتیجه ما که دشمن بودیم «بوساطت مرگ پسرش با خدا صلح داده شدیم» (رومیان باب ۵ آیه ۱۰).


آیات ۲۸ تا ۴۰ باب ۱۹ انجیل لوقا را بخوانید. هیجان حواریون را تصور کنید. قطعاً گمان کرده بودند که عیسی پادشاه بر تاج و تخت زمینی داود پادشاه در اورشلیم خواهد نشست. چه درسی درباره انتظارات اشتباه از روایت می آموزیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


وقتی عیسی به دنیا آمد، مردانی حکیم از دیار شرق به اورشلیم آمده و این سوال محرک را می پرسیدند: «كجاست آن مولود كه پادشاه یهود است» (متی باب ۲ آیه ۲). و اکنون تنها چند روز مانده به مصلوب شدن، در حالی که حواریون و انبوه جمعیت ازدحام کرده بودند، تمجیدی سرتاسر آسمان اورشلیم را فرا گرفت: «مبارک باد آن پادشاهی که میآید به نام خداوند؛ سلامتی در آسمان و جلال در اعلیعلیین باد» (لوقا باب ۱۹ آیه ۳۸).


این صحنه شگفت انگیز نبوت را کامل کرد. «ای دختر صهیون بسیار وجد بنما و ای دختر اورشلیم آواز شادمانی بده! اینك پادشاه تو نزد تو میآید. او عادل و صاحب نجات و حلیم میباشد و بر الاغ و بر كُرّه بچّه الاغ سوار است.» (زکریا باب ۹ آیه ۹). با این حال، عیسی می دانست که این راهپیمایی تاریخی که با فریادهایی از ستایش آغاز شد، بزودی به جلجتا ختم خواهد شد جایی که این کلمات پیروزمندانه را ادا خواهد کرد « ’تمام شد.‘ «


هرچند همه این ها طبق نقشه ابدی خدا بود، حواریون به حدی غرق در سنت، تعالیم و توقعات و فرهنگ آن زمان بودند که کاملاً هشدارهای قبلی او درباره اتفاقی که قرار بود بی افتد و مفهوم آن را از دست دادند.


مسیح با ایشان سخن گفت اما آن ها گوش ندادند. یا شاید گوش کردند اما آنچه که او گفت بسیار در تضاد با انتظاراتشان بود در نتیجه آن را نپذیرفتند. ما چگونه مطمئن باشیم که در برابر حقایق کتاب مقدس چنین واکنشی نداشته باشیم؟


دوشنبه


۵١ ژوئن


اورشلیم: تطهیر معبد


«مکتوب است که خانه من خانه عبادت است لیکن شما آن را مغاره دزدان ساختهاید.» (لوقا باب ۱۹ آیه ۴۶).


پس از ورود فاتحانه که در طی آن عیسی برای اورشلیم گریست، اولین کاری که انجام داد رفتن به معبد بود.


لوقا باب ۱۹ آیایت ۴۵ تا ۴۸، متی باب ۲۱ آیات ۱۲ تا ۱۷ و مرقس باب ۱۱ آیات ۱۵ تا ۱۹ را بخوانید. چه درس های مهمی می توانیم از کاری که عیسی انجام داد، بگیریم؟ این روایات برای ما اعضای جامعه که به نوعی مانند معبد است، چه پیامی دارند؟ (افسسیان باب ۲ آیه ۲۱)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


هر چهار انجیل به تطهیر معبد اشاه می کنند. یوحنا از اولین تطهیر (یوحنا باب ۲ آیات ۱۳ تا ۲۵) که در سال ۲۸ پس از میلاد انجام شد سخن می گوید در حالی که سه انجیل دیگر تطهیر دوم که در اواخر خدمت عیسی در سال ۳۱ پس از میلاد صورت پذیرفت را نقل می کنند. از این رو، دو تطهیر معبد نقطه شروع و پایان خدمت عیسی را مشخص می کنند و نشان دهنده اهمیت است که او برای تقدیس و خدمات معبد و تثبیت راهبردی مأموریت مسیحایی و اقتدارش قائل شد.


از اقدامات او در معبد بخصوص دومین بار که دقیقاً پیش از مرگش بود، پرسش جالبی مطرح می شود: عیسی در عین دانستن اینکه به زودی خواهد مرد و معبد ارزش و اعتبارش را از دست خواهد داد، افرادی را که با اجناسشان به آنجا بی حرمتی می کردند، بیرون نمود. چرا عیسی آنجا را در فسادش رها نکرد بخصوص که بزودی ارزش خود را از دست داده و با گذشت یک نسل نابود خواهد شد؟


هرچند که پاسخی به این سوال داده نشده است، اما به احتمال زیاد دلیلش این بود که آنجا همچنان خانه خدا و جایی بود که نقشه نجات در آن آشکار شده بود. به یک معنا میتوان استدلال کرد که با توجه به مرگ پیش روی او، معبد و خدماتش نقش مهمی در این رابطه داشته و برای یهودیان با ایمان که با آنجا می آمدند محلی برای کمک به درک عیسی و مفهوم حقیقی مرگش و صلیب بود. در واقع، معبد که کل نقشه نجات را به تصویر کشید، می توانست به خیلی ها کمک کند تا بیایند و در عیسی «برّه ئی که از بنای عالم ذبح شده بود» را ببینند (مکاشفه باب ۱۳ آیه ۸).


سه شنبه


۶١ ژوئن


بی وفاها


در تاریخچه نجات، مثل باغبان های ظالم (لوقا باب ۲۰ آیات ۹ تا ۱۹) به ما یک درس می آموزد. خدا و محبت دائمی او برای گناهکاران گمراه قلب این تاریخ است. اگرچه مخاطبان این مثل رهبران یهود زمان عیسی بودند («دانستند که این مثل را درباره ایشان زده بود» آیه ۹) اما محدود به آن زمان نمی شود. بلکه برای هر نسل، هر جماعت و هر کسی که مورد رحمت و اعتماد خدا قرار گرفته و خدا از ایشان انتظار وفاداری دارد، صحت می یابد. ما مستاجران زمان حال هستیم و می توانیم از این مثل درس های تاریخی بیاموزیم درست همانگونه که خدا به آن می نگرد.


آیات ۹ تا ۱۹ باب ۲۰ لوقا را دوباره مطالعه کنید. در صورتی که ما همان اشتباهات اشاره شده در این مثل را مرتکب شویم، اصلی که در اینجا تعلیم داده شده، چگونه درباره ما عملی می شود؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مستاجران تاکستان خدا به جای ارائه میوه محبت و وفاداری به او، رهایش کرده و باعث شرمساری او شدند. اما خدا به عنوان مالک تاکستان بواسطه محبت پایدارش خدمتگذار پشت سر خدمتگذار (آیات ۱۰ تا ۱۲) و نبی پشت سر نبی (ارمیا باب ۳۵ آیه ۱۵) فرستاد تا به وظیفه و خدمتشان بازگردند. گرچه هر نبی به نوعی قربانی طرد شدن، شد. «کیست از انبیا که پدران شما بدو جفا نکردند؟» (اعمال رسولان باب ۷ آیه ۵۲).


تاریخ الهی داستان عشقی درازی است. مصیبت بارها سر بر می آورد، اما شکوه و عظمت در نهایت پیروز خواهد شد. رستاخیز باید پس از صلیب بیاید. سنگی که پذیرفته نشد اکنون سنگ زاویه بنای معبد بزرگ است که روزی خانه هم پیمانان خدا خواهد شد، جایی که در آن همه نجات یافتگان فقیر و غنی، یهود و غیر یهود و مرد و زن یکسان زندگی خواهند کرد. ایشان در تاکستان جاودان قدم خواهند زد و تا به ابد از میوه های آن لذت خواهند برد.


شاید ما امروزه انبیائی نداشته باشیم که جفا برسانیم، اما به اندازه گذشتگان توانایی بالقوه نپذیرفتن فرستادگان خدا را داریم. حال چگونه می توانیم مطمئن باشیم ما که فراخوانده شده ایم تا «میوه های تاکستان» را به خدا بدهیم، فرستادگان خدا و پیغامشان را رد نکنیم؟


چهارشنبه


٧١ ژوئن


خدا در مقابل قیصر


لوقا باب ۲۰ آیات ۲۰ تا ۲۶ را بخوانید. چگونه می توانیم آنچه عیسی در اینجا می آموزد را بدون در نظر گرفتن کشوری که در آن زندگی می کنیم، در مورد خودمان بکار بریم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در زمان عیسی همه از مالیات دادن به روم فرار می کردند. در حدود ۶ سال پس از میلاد، طبق گفته جوزفوس، یهودای جلیلی که رهبری انقلابی بود اعلام کرد که پرداخت مالیات به قیصر خیانت به خداست. این مسئله، به همراه چندین مورد ادعای مسیحایی، شورش های دوره ای بر ضد روم را برانگیخت. با توجه به چنین زمینه حساسی، این پرسش از عیسی در مورد شرعی بودن پرداخت مالیات انگیزه نهانی سوال کنندگان آن را نمایان ساخت: عیسی اگر پاسخ می داد که شرعی است ممکن بود او را طرفدار رومیان نشان دهد و در نتیجه همانگونه که مردم در زمان ورودش به اورشلیم مدعی شدند، نمی توانست پادشاه یهودیان شود. اگر پاسخ می داد که شرعی نیست، به این مفهوم بود که عیسی از روحیه جلیلی پیروی نموده و حکومت روم را غیر قانونی اعلام کرده و در نتیجه با اتهام خیانت روبرو می شد. آن ها امیدوار بودند که عیسی را در مخمسه ای قرار دهند که نتواند از آن رهایی یابد.


ولی عیسی دست ایشان را خواند. او به تصویر قیصر روی سکه اشاره کرد و حکم خود را اینگونه داد: «پس مال قیصر را به قیصر رد کنید و مال خدا را به خدا» (لوقا باب ۲۰ آیه ۲۵). زندگی زیر سلطه قیصر که پولش برای نیازهای روزمره مورد استفاده قرار می گیرد، تعهداتی نسبت به او بوجود می آورد. اما تعهد دیگری نیز از گناه وجود دارد که بزرگتر است و برخواسته از این حقیقت است که ما از تصویر خدا ساخته شده ایم و در نتیجه باید همواره به او وفادار بمانیم.


«عیسی طفره نرفت بلکه پاسخش صریح و بی پرده بود.... او اعلام کرد که از آنجایی که آنها تحت حمایت قدرت روم زندگی می کردند، باید تسلیم آن بوده و از آن حمایت کنند البته تا زمانی که در تضاد با وظایف الهیشان نباشد. اما در حالی که صلح و دوستی مشمول قوانین سرزمینشان است، اولویت ایشان باید وفاداری به خدا باشد.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages، p. ۶۰۲.


به چه روش هایی می توانیم شهروندان خوبی برای کشورمان باشیم با در نظر گرفتن این حقیقت که ما در واقع شهروندان شهری هستیم که «معمار و سازنده آن خداست» (رساله عبرانیان باب ۱۱ آیه ۱۰)؟


پنجشنبه


٨١ ژوئن


عشاء ربانی


آیات ۱۳ تا ۲۰ باب ۲۲ انجیل لوقا را بخوانید. چرا برگزاری عشاء ربانی در عید فصح دارای اهمیت است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


عیسی عشاء ربانی را در زمینه ی چهارچوب تاریخی عید فصح برقرار نمود. قواعد این عید بر ناتوانی انسان در برابر قدرت عظیم خدا تأکید دارند. رهایی از اسارت مصریان برای بنی اسرائیل غیر ممکن بود همانگونه که رهایی از عواقب گناه برای ما ممکن نیست. آزادی شان هدیه از روی فضل و رحمت خدا بود و این درسی بود که بنی اسرائیل باید نسل به نسل به فرزندان خود می آموخت (خروج باب ۱۲ آیات ۲۷ و ۲۷). همانطور که آزادی بنی اسرائیل بواسطه عمل نجات دهنده خدا ریشه در تاریخ دارد، آزادی انسان نیز بر پایه واقعه تاریخی صلیب است. در حقیقت، عیسی «قربانی عید فصح» ماست (اول قرنتیان باب ۵ آیه ۷) و آخرین شام او «عملی بشارتی است که بواسطه آن جامعه با ایمانش بر شکوه و قاطعیت مرگ عیسی تأکید می کند.» جی. سی. برکوور


(G. C. Berkouwer)، The Sacraments (Grand Rapids: Wm. B. Eerdmans, ۱۹۶۹) P. ۱۹۳.


مراسم عشاء ربانی یادآوری کننده آن است که «در شبی که او را تسلیم کردند» (اول قرنتیان باب ۱۱ آیه ۲۳)، در شب قبل از مصلوب شدنش، عیسی پیام مهمی به حواریون داد که آنها لازم بود به یاد داشته باشند که: نان و شراب نمادی از بدن او هستند که در شرف از بین رفتن بود و نمادی از خونش که قرار بود برای آمرزش گناهان ریخته شود (متی باب ۲۶ آیه ۲۸ را ببینید). مرگ عیسی تنها عامل خدا برای آمرزش گناهان بود. مبادا ما فراموش کنیم که مرگ عیسی ضمانت آسمانی برای نجات ما است، عیسی مراسم عشاء ربانی را ترتیب داد و فرمان داد که تا بازگشتش برگزاری این مراسم ادامه یابد (اول قرنتیان باب ۱۱ آیات ۲۴ تا ۲۶).


تأکید عیسی بر اینکه خونش «در راه بسیاری بجهت آمرزش گناهان ریخته میشود» (متی باب ۲۶ آیه ۲۸) باید حتی تا انتهای تاریخ در خاطر بماند. نادیده گرفتن این موضوع و انتخاب راه دیگری برای نجات به معنی انکار خدا و روش انتخابی او برای نجات است.


از میان بسیاری آموزه ها در اینجا، دوتای آن بسیار مهم هستند. «مسیح برای ما مرد» اولین درسی است که بر سر میز خداوند باید به یاد آورده شود. درس دوم این است که ما بواسطه آن مرگ که ما را با هم شریک گردانیده است، به عنوان یک بدن بر سر این میز بنشینیم. حتی ما به عنوان جامعه نجات یافته مسیح در آخرالزمان که در انتظار بازگشتش است، بر سر این میز می نشینیم. تا آن زمان، این میز یادآور این است که تاریخ دنیا با معنی بوده و امید برای زندگی وجود دارد.


مسیح بدن و خون خود را به عنوان تضمین زندگی ابدی ما داد. چگونه می توانید به این حقیقت شگفت انگیز به گونه ای شخصی بنگرید که به شما امید و اطمینان دائمی ببخشد؟


جمعه


٩١ ژوئن


مطالعه بیشتر


«خوردن جسم و نوشیدن خون عیسی به مفهوم پذیرفتن او به عنوان منجی فردی و باور اینکه او گناهان ما را می بخشد و ما در او کامل می شویم، است. بواسطه پذیرفتن محبت او و زندگی کردن بر پایه آن و قرار دادنش در اعماق وجودمان است که شریکان ماهیت او می شویم. همانطور که غذا برای جسم مان مهم است مسیح نیز باید غذای روح مان باشد. تا زمانی که غذا را نخوریم و جزیی از وجودمان نشود، از آن سودی نخواهیم برد. پس اگر مسیح را به عنوان ناجی شخصی خود ندانیم، ارزشی برایمان نخواهد داشت. داشتن تنها دانشی تئوری وار بی فایده است. ما باید از او تغذیه کنیم و او را در قلبمان بپذیریم تا مانند او زندگی کنیم. ما باید محبت و فیض او را جذب نماییم.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages, p. ۳۸۹.


سوالاتی برای بحث:


١. به صحنه ای که در آن عیسی معبد را تطهیر نمود توجه کنید. چگونه ممکن است که ایمان و وفاداریمان را در معرض فروش بگذاریم؟ از دین چگونه می توان برای سود، اعتبار و مقام استفاده نمود؟ مهمتر اینکه ما به عنوان یک کلیسا چگونه می توانیم مطمئن باشیم که دچار فریبی مشابه نشویم؟


٢. لکس روزنبرگ (Alex Rosenberg)، نویسنده ملحد، بر این باور است که تمام واقعیت و هستی صرفاً مادی هستند. به این مفهوم که همه چیز می تواند و باید تنها از طریق فرآیندهای فیزیکی شرح داده شود. این فرآیندها مسلماً بدون طرح، هدف، منظور و یا خدا هستند. او می پرسد «هدف جهان هستی چیست؟ - هدفی وجود ندارد. چه اهدافی در این جهان در کارند؟ همان پاسخ: هیچ.» حال اگر از بی معنی و بی هدف بودن جهان افسرده شده اید، روزنبرگ هشدار می دهد که «افسردگیتان را جدی نگیرید.» چرا؟ زیرا احساسات ما از جمله افسردگی، چیزی جز طبقه بندی خاص یاخته های عصبی و مواد شیمیایی نیستند و چه چیز مهمی در این باره وجود دارد؟ با این حال، روزنبرگ برای کسانی که از بی معنا بودن زندگی خود دلسرد شده اند، پاسخی دارد. از آنجایی که افسردگی صرفا پیکربندی خاصی از سلول های عصبی است، به سادگی می توانید با دارو یاخته های عصبی را نو آرائی و تنظیم کنید. «اگر صبح روز بعد... یا تا سه هفته دیگر حالتان بهتر نشد... دارویتان را تغییر دهید. معمولا سه هفته زمان لازم است که سروتونین داروهای مهارکننده از قبیل پروزاک، ولبوترین، Paxil، Zoloft، Celexa، یا Luvox را جذب کند. و اگر یکی عمل نکرد، دیگری حتماً اثر می کند.» نکته جالب این است که او با جدیت پاسخ می دهد: اگر افسرده هستید دارو مصرف کنید. این دیدگاه نسبت به زندگی را با باور ما در رابطه با مسیح و کاری که بر روی صلیب برای ما انجام داد، مقایسه کنید. چرا شرکت ما در مراسم عشاء ربانی به معنای واقعی تکذیب و مبارزه بی پرده با پوچ گرایی و اظهارات بی معنای روزنبرگ و ذهن منکر خدا اوست؟


درس سیزدهم


٠٢ تا ۶٢ ژوئن


مصلوب و برخاسته



عصر روز سبت


مطالعه این هفته: پیدایش باب ۳ آیات ۱ تا ۶؛ لوقا باب ۲۲ آیات ۳۹ تا ۴۶؛ دوم قرنتیان باب ۱۳ آیه ۸؛ لوقا باب ۲۲ آیه ۵۳؛ متی باب ۱۲ آیه ۳۰؛ اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۱۴.


آیه حفظی: «ضروری است که پسر انسان به دست مردم گناهکار تسلیم شده، مصلوب گردد و روز سوم برخیزد» (لوقا باب ۲۴ آیه ۷).


عیسی از کودکی آگاه بود که به زمین آمده است تا اراده پدرش را تحقق بخشد (لوقا باب ۲ آیات ۴۱ تا ۵۰). او با تعهدی راسخ به اطاعت از پدر، تعلیم و شفا داد و خدمت نمود. . اکنون پس از برگزاری مراسم شام آخر، زمانش رسیده است که به تنهایی قدم بردارد، ارداده خدا را تأکید کند، مورد خیانت و انکار قرار گیرد، محاکمه و مصلوب شود و پیروزمندانه از قبر برخیزد.


عیسی در تمام زندگی اش از اجتناب ناپذیر بودن صلیب آگاه بود. در انجیل ها به دفعات واژه «باید» در رابطه با رنج و مرگ عیسی بکار برده شده است (لوقا باب ۱۷ آیه ۲۵، باب ۲۲ آیه ۳۷، باب ۲۴ آیه ۷؛ متی باب ۱۶ آیه ۲۱؛ مرقس باب ۸ آیه ۳۱، باب ۹ آیه ۱۲؛ یوحنا باب ۳ آیه ۱۴). او باید به اورشلیم برود. او باید رنج بکشد. او باید طرد شود. او باید برافراشته شود و غیره. هیچ چیز مانع رفتن پسر خدا به جتسیمانی نخواهد شد. او هر آنچه که از جانب شیطان بود (متی باب ۱۶ آیات ۲۲ و ۲۳) برای ترد کردن صلیب، محکوم نمود. عیسی متقاعد شده بود که «باید برود... رنج بکشد... کشته شود و از مردگان برخیزد» (آیه ۲۱). برای عیسی در سفرش به سوی صلیب حق انتخابی وجود نداشت؛ این یک «باید» بود (لوقا باب ۲۴ آیات ۲۵ و ۲۶ و ۴۶)، بخشی از «آن سرّ الهی که برای دهرها و نسل ها مخفی مانده بود، لیکن الحال به قوم خدا مکشوف گردید» (کولسیان باب ۱ آیه ۲۶).


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای روز سبت در ۲۷ ژوئن آماده شوید.


یکشنبه


١٢ ژوئن


جتسیمانی: مبارزه مهیب


در سپیده دم تاریخ، خدا آدم و حوا را خلق کرد و آنها را در باغی زیبا که پر بود از برکات و آنچه برای یک زندگی شاد نیاز داشتند، قرار داد. دیری نگذشت که چیزی غیر عادی اتفاق افتاد: شیطان ظاهر شد (پیدایش باب ۳). او اولین زوج خلق شده را وسوسه کرد و زمین تازه آفریده را به مکانی برای نبردی بزرگ میان خوب و بد و خدا و شیطان تبدیل نمود.


اکنون در برنامه زمانی خدا، باغی دیگر (لوقا باب ۲۲ آیات ۳۹ تا ۴۶) به میدان نبرد بزرگی تبدیل شد که در آن جنگ میان حقیقت و دروغ، عدالت و گناه و نقشه خدا برای رستگاری بشر و نقشه شیطان برای نابودی او شدت گرفت. در باغ فردوس، جهان در گناه فرو رفته بود؛ در جتسیمانی پیروزی نهایی جهان مسلم شد. آسمان شاهد پیروزی غم انگیز نفس در قیام علیه خدا شد. جتسیمانی شاهد تسلیم نفس بخدا و پیروزی بر گناه شد.


آنچه را که در باغ فردوس اتفاق افتاد (پیدایش باب ۳ آیات ۱ تا ۶) با آنچه در جتسیمانی اتفاق افتاد (لوقا باب ۲۲ آیات ۳۹ تا ۴۶) مقایسه کنید. تفاوت بزرگ آنچه در این دو باغ اتفاق افتاد در چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


جتسیمانی نماد دو چیز حیاتی است: اول، تلاش بیرحمانه شیطان برای انحراف عیسی در انجام مأموریت و هدف خدا؛ دوم، شریف ترین نمونه از تکیه بر قدرت خدا برای برای تحقق اراده و هدف او. جتسیمانی نشان می دهد که هر قدر هم که نبرد قوی و شخص ضعیف باشد، پیروزی برای آنان که قدرت دعا را تجربه کرده اند، مسلم است. همانطور که در دعای معروف عیسی آمده است: «نه اراده من بلکه اراده تو به انجام برسد.» (لوقا باب ۲۲ آیه ۴۲).


همه همدستان شیطان بر ضد عیسی احضار شده بودند؛ حواریون که عیسی بسیار به ایشان علاقمند بود، در برابر درد و رنج او بی حس مانده بودند. خون قطره قطره می چکید؛ بوسه خائن فقط یک لحظه دور بود؛ کاهنان و نگهبانان معبد در شرف یورش بودند. با این حال، عیسی به ما نشان داد دعا و تسلیم شدن به خدا نیروی لازم برای تحمل بار مشکلات زندگی را به فرد می دهد.


چگونه می توانید در بار بعدی که به شدت وسوسه شدید، تجربه ای مشابه با آنچه عیسی در جتسیمانی داشت و در مقابل تجربه ئی که آدم و حوا در فردوس داشتند، داشته باشید؟ چه عاملی بسیار مهمی باعث تفاوت زیاد آن دو می شود؟


دوشنبه


٢٢ ژوئن


یهودا


«شیطان به دل یهودا که لقب اسخریوطی داشت و یکی از دوازده حواری بود وارد شد.» (لوقا باب ۲۲ آیه ۳). در این شکی نیست که شیطان برای نفوذ به تک تک حواریون بشدت تلاش کرد. اما یهودا چه تفاوتی نسبت به سایرین داشت که امکان پیروزی را به شیطان داد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


لوقا در انجیلش اشاره می کند که چطور عیسی شب قبل از انتخاب حواریون تا صبح در کوهستان به دعا کردن پرداخت (لوقا باب ۶ آیات ۱۲ تا ۱۶). و عیسی باور داشت که این دوازده نفر هدیه خدا به او بودند (یوحنا باب ۱۷ آیات ۶ تا ۹). آیا یهودا واقعا نتیجه ای از آن دعا بود؟ چگونه می توانیم این اتفاقات را درک کنیم و بفهمیم که حتی در خیانت و ارتداد یهودا نیز اراده خدا تحقق می یافت؟ (دوم قرنتیان باب ۱۳ آیه ۸ را ببینید.)


یهودا که توانایی های زیادی داشت و می توانست پولسی دیگر باشد، اما به مسیری کاملا نادرست رفت. برای او آنچه که می توانست تجربه جتسیمانی باشد در عوض مشابه سقوط در باغ عدن شد.


«او روح شیطانی طمع را تا جایی پرورش داد که به انگیزه اصلی زندگی اش تبدیل شد. علاقه به ثروت بر علاقه به عیسی برتری یافت.» – الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The Desire of Ages,p. ۷۱۶.


زمانی که عیسی ۵۰۰۰ نفر را با ۵ قرص نان و دو ماهی سیر کرد (لوقا باب ۹ آیایت ۱۰ تا ۱۷)، یهودا اولین کسی بود که ارزش سیاسی این معجزه را دریافت و «تصمیم گرفت به اجبار عیسی را پادشاه کند» – Pages ۷۱۸, ۷۱۹. اما عیسی این تلاش او را محکوم نمود و دلسردی و سرخوردگی یهودا از همین جا آغاز شد: «امید بسیاری داشت و این نا امیدی برایش تلخ بود.» – Page ۷۱۹. بدیهی است که یهودا و سایرین می پنداشتند که عیسی از قدرت های خارق العاده اش استفاده کرده و سلطنتی دنیوی برپا خواهد نمود و واضح است که یهودا به دنبال مقامی در این سلطنت بود. چه غم انگیز: میل او به مقامی در سلطنتی موقتی که هرگز بوقوع نپیوست، باعث شد او جایگاهش را در ملکوتی ابدی که استوار شدنش حتمی بود، از دست بدهد.


یک بار دیگر هنگامی که یکی از پیروان با ایمان عیسی خواست پاهای او را با عطری گران قیمت تدهین نماید، یهودا عمل او را اسراف دانست (یوحنا باب ۱۲ آیات ۱ تا ۸). تنها چیزی که یهودا می دید پول بود و علاقه اش به پول بر محبتش نسبت به عیسی برتری یافته بود. این دلبستگی زیاد یهودا به پول و قدرت، او را به جایی رساند که بر موهبت بی قیمت آسمانی قیمت بگذارد (متی باب ۲۶ آیه ۱۵). از آن پس، «شیطان در یهودا داخل گشت» (لوقا باب ۲۲ آیه ۳) و یهودا به انسان گمگشته تبدیل شد.


هیچ چیز اشتباهی در مورد مقام، قدرت و پول وجود ندارد. مشکل از جایی شروع می شود که این ها (یا هر چیز دیگری) بر وفاداریمان نسبت به خدا ارجهیت می یابند. چرا همواره مهم است که بررسی روحانی از خود بکنیم تا مانند یهودا فریب نفسمان را نخوریم؟


سه شنبه


٣٢ ژوئن


موافق او یا مخالف او


صلیب علاوه بر سایر چیزهایی که تضمین می نماید، تفکیک کننده تاریخ نیز است: جدا کننده ایمان و بی ایمانی، خیانت و پذیرش و زندگی ابدی و مرگ. در رابطه با صلیب، هیچ حد وسطی برای بشریت وجود ندارد. در انتها ما در یکی از دو سمت قرار خواهیم داشت.


«هر که با من نیست، برخلاف من است و هر که با من جمع نکند، پراکنده سازد» (متی باب ۱۲ آیه ۳۰). چه کلمات سهمگینی، که ممکن است کمی ما را ناراحت کنند، عیسی به سادگی سعی دارد بیان کند که واقعیت چیست و حقیقت برای کسانی که در نبرد بزرگ عیسی و شیطان قرار دارند، چه استلزامی بوجود می آورد. ما یا طرف عیسی هستیم یا طرف شیطان.


آری، این چنین صریح و آشکار است!


افرادی که نامشان در ادامه می آید چگونه به عیسی مربوط می شودند و چه درسی در مورد رابطه مان با خدا و صلیب می توانیم از آن ها بیاموزیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شورای یهود (لوقا باب ۲۲ آیه ۵۳). این افراد چه اشتباهاتی مرتکب شدند و چرا؟ ما چگونه می توانیم از انجام کاری مشابه در رابطه با دیدگاه آن ها نسبت به عیسی مصون بمانیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پیلاطس (لوقا باب ۲۳ آیات ۱ تا ۷، ۱۳ تا ۲۵). چه چیزی باعث شد پیلاطس بگوید «در او هیچ عیبی نیافتم» (یوحنا باب ۱۹ آیه ۴) و در عین حال حکم مصلوب شدنش را صادر کند؟ از ناتوانی او در انجام آنچه می دانست درست است، چه درسی می آموزیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


هیرودیس (لوقا باب ۲۳ آیات ۶ تا ۱۲). اشتباه بزرگ او چه بود و ما از آن چه می توانیم بیاموزیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


دو خطاکار (لوقا باب ۲۳ آیات ۳۹ تا ۴۳). دو خطاکار به یک صلیب نگریستند و دو عکس العمل متفاوت نشان دادند. این صحنه جنبه حد وسط نداشتن نجات را نشان می دهد به این معنی که ما یا در طرف نبرد بزرگ هستیم یا در یک طرف دیگر؟


چهارشنبه


۴٢ ژوئن


او برخاسته است


صبح زود روز یکشنبه زنان با یک هدف بر سر قبر عیسی رفتند – اتمام تشریفات و مراسم کفن ودفن. با وجود زمانی که با عیسی گذرانده بودند، به درستی نفهمیده بودند چه اتفاقی قرار بود بی افتد. به طور حتم منتظر مواجه شدن با قبری خالی یا پیام آسمانی «او در اینجا نیست، بلکه برخاسته است « (لوقا باب ۲۴ آیه ۶) نبودند.


در اچند باب نخست از کتاب اعمال رسولان به تنهایی هشت بار به قیام عیسی اشاره شده است. اعمال رسولان باب ۱ آیه ۲۲، باب ۲ آیات ۱۴ تا ۳۶، باب ۳ آیات ۱۴ و ۱۵، باب ۴ آیات ۱ و ۲ و ۱۰ و ۱۲ و ۳۳، باب ۵ آیات ۳۰ تا ۳۲. چرا قیام عیسی در موعظه های رسولان و ایمان کلیسای نخستین بسیار اساسی بوده است؟ و چرا همچنان امروز نیز برای ما از اهمیت زیادی برخوردار است؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زنان نخستین شاهدان قیام عیسی بودند. آنها شتافتند تا این خبر نیکو را به سایرین برسانند اما کسی حرفشان را باور نکرد (لوقا باب ۲۴ آیه ۱۱). در عوض، رسولان بزرگترین روایت تاریخ نجات را رد کرده و آن را داستان مهمل زنان خسته و داغدار دانستند (آیات ۱۰ و ۱۱).


و چه زود به اشتباهشان پی بردند!


قیام عیسی در عمل نجات بخش خدا و تمامیت ایمان و وجود مسیحی اساسی است. پولس رسول این مفهوم را شفاف می سازد: «اگر مسیح برنخاست، باطل است وعظ ما و باطل است نیز ایمان شما» (اول قرنتیان باب ۱۵ آیه ۴). باطل یا بیهوده است زیرا تنها در قیام مسیح است که امیدمان حاصل می شود. بدون این امید زندگیمان در اینجا و برای همیشه پایان می یابد. زندگی عیسی در قبر پایان نیافت و وعده داده شده است که برای ما هم چنین نخواهد شد.


«اگر عیسی از مردگان بر نمی خاست، دوره طولانی اعمال خدا برای نجات انسان در قبر به بن بست می رسید. در صورتی که قیام عیسی حقیقت نداشته باشد، در اینکه خدا، خدای زنده است، تضمینی وجود ندارد زیرا که مرگ پایان همه چیز خواهد بود. ایمان بیهوده می بود زیرا مقصود از آن یعنی خدا خود را بعنوان خدای حیات به ثبوت نرسانده بود. اگر عیسی در حقیقت مرده باشد، ایمان مسیحی در قبر بهمراه والامقام ترین و آخرین – مکاشفه خدا در مسیح – حبس می شد و از بین می رفت.» – جرج الدون لاد


(George Eldon Ladd)،A Theology of the New Testament (Grand Rapids: Wm. B. Eerdmans, ۱۹۷۴), p. ۳۱۸.


پنجشنبه


۵٢ ژوئن


«ضروری است که همه چیز به انجام رسد.»


آیات ۱۳ تا ۴۹ باب ۲۴ انجیل لوقا را که به ما درباره وقایعی که بلافاصله پس از قیام عیسی اتفاق افتاد سخن می گویند، مطالعه کنید. عیسی در رویارویی های مختلفش برای کمک به درک مردم از اتفاقی که برایش افتاده و اهمیت آن که حتی تا به امروز برای ما در شهادت هایمان در این دنیا ادامه دارد، چه چیزی را تأکید نمود؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


قیام عیسی باید مدرکی کافی برای اثبات مسیحا بودن عیسی بوده باشد. عیسی که پیش از مصلوب شدنش مورد ضرب و شتم و خشونت قرار گرفته و در نهایت به صلیب میخکوب شد، در کفن پیچیده شد و در قبر گذاشته شد. بسیاری این عقیده مسخره را دارند که حتی اگر او از صلیب و قبر جان سالم به در می برد، عیسی خون آلود، کتک خورده و ضعیف آن نبود که همه از مسیح پیروز انتظار داشتند.


با این وجود، این عیسی بود که زنده و سالم به دو حواری ظاهر گشت و چند کیلومتری با ایشان در جاده عموآس راه رفت. با این حال حتی در آن زمان پیش از اینکه هویتش آشکار کند، عیسی با اشاره به کتاب مقدس آن ها را به داشتن ایمانی محکم به او هدایت کرد. آن هنگام که عیسی به حواریون ظاهر گشت و بدنش را به آن ها نشان داد و با ایشان غذا خورد، همچنین کلام خدا را به آن ها یاد آور شد: "بر همین منوال مکتوب است و بدینطور سزاوار بود که مسیح زحمت کشد و روز سوم از مردگان برخیزد. و از اورشلیم شروع کرده، موعظه به توبه و آمرزش گناهان در همه امتها به نام او کرده شود. و شما شاهد بر این امور هستید" (لوقا باب ۲۴ آیات ۴۶ تا ۴۸). علاوه بر این مدرک که او در واقع زنده و در میان آن ها است، عیسی این آیه از کتاب مقدس را برای کمک به درکشان از آنچه برای وی اتفاق افتاده بود، بیان نمود. او همچنین مستقیماً قیامش را با مأموریت رساندن مژده اش به تمام دنیا مربوط ساخت.


بنابراین، حتی با تمام شواهد قدرتمند موجود در تأیید اینکه عیسی چه کسی بود، او همواره پیروانش را به کلام خدا ارجاع می داد. گذشته از هر چیز، امروزه بدون کلام خدا در میان ما چگونه می توانستیم به فراخوانده شدنمان و مأموریتمان در رساندن مژده مسیح به جهان پی ببریم؟ اصلاً چگونه می توانستیم ماهیت انجیل را بدانیم؟ از این رو، کتاب مقدس به همان اندازه که در آن زمان برای عیسی و حواریون حیاتی بود برای ما نیز دارای اهمیت است.


شما چه مقدار برای خواندن کتاب مقدس وقت صرف می کنید؟ این چه تأثیری بر زندگی، تصمیم گیری و نحوه رفتارتان با دیگران داشته است؟


جمعه


۲۶ ژوئن


مطالعه بیشتر:


«اهمیت مرگ مسیح را مقدسین و فرشتگان متوجه خواهند شد. انسان سقوط کرده بدون قربانی شدن برّه خدا در این جهان نمی توانست مسکنی در بهشت خدا داشته باشد. پس آیا ما نباید صلیب مسیح را اعتلا نماییم؟ فرشتگان افتخار و شکوه را به مسیح نسبت می دهند زیرا حتی آن ها نیز جز با نگاه کردن به رنج پسر خدا در امان نیستند. در حقیقت بواسطه صلاحیت صلیب مسیح است که فرشتگان از ارتداد در امان هستند.


بدون صلیب آنها نمی توانستند بیش از فرشتگان قبل از سقوط شیطان در مقابل شرارت در امان بمانند. مرتبه کمال فرشتگان در بهشت و کمال انسانیت در باغ فردوس، آن بهشت سعادت از بین رفت. همه کسانی که به دنبال امنیت در زمین و آسمان هستند باید به برّه خدا بنگرند. «الن جی. هوایت


(Ellen G. White)، The SDA Bible Commentary, vol ۵, p. ۱۱۳۲.


سوالاتی برای بحث:


١. به عنوان یک مسیحی ما باید با ایمان زندگی کنیم؛ به این مفهوم که باید به چیزی ایمان داشته باشیم که مدرک عینی کافی برای آن نداشته و در نتیجه نمی توانیم آن را به طور کامل اثبات کنیم. البته بسیاری در زمینه های دیگر همیشه این گونه عمل می کنند. برای مثال، در زمینه علمی، نویسنده ای اظهار داشته است: «درکل مدارک و شواهد ما از باورهایمان به گونه شگفت آوری محدود است.» (Richard DeWitt, Worldviews: An Introduction to the History and Philosophy of Science,second edition (Chichester, West Sussex, U.K.: John Wiley and Sons, Ltd., ۲۰۱۰) p. ۱۵.) با این وجود، دلایل خوب بسیار زیادی برای ایمان و باورهایمان وجود دارد. برای نمونه، در زمینه مأموریت بزرگ، به گفته عیسی به حواریون توجه کنید: «و به این بشارتِ ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امتها شهادتی شود؛ آنگاه انتها خواهد رسید» (متی باب ۲۴ آیه ۱۴). اکنون به آن زمان که عیسی این سخنان را فرمود، بیاندیشد. تعداد پیروانش در آن زمان به چه اندازه بود؟ چه تعداد از مردم او را باور داشتند یا حتی درکی از هویت او و مأموریتش داشتند؟ همچنین به آن همه مخالفت که کلیسای نخستین برای قرن ها در امپراطوری روم با آن مواجه بود نیز توجه نمایید. با در نظر گرفتن تمام این واقعیت ها، درباره اهمیت این پیشگویی عیسی و کمک کردن آن به ما در اطمینان به کلام خداوند بحث کنید.


٢. درباره متن ارایه شده از خانم الن جی. هوایت در بالا بیاندیشید. در درک واقعیت جهانی بودن مسائل مربوط به گناه چه کمکی به ما می کند؟ حتی فرشتکان نیز بدون نگاه کردن به عیسی در امان نیستند. مفهوم این جمله چیست؟