تلفنی، برنامه های ماهواره ای، برنامه های رادیویی) در اطرافتان وجود دارند ولی شما قادر به دیدن، شنیدن و احساس آنها نیستید؟ چگونه وجود چنین واقعیتهایی به ما کمک میکنند تا محدود بودن احساسمان را بفهمیم؟ چطور این مفاهیم باید به ما کمک کنند تا واقعیت مسائل دیگر مانند فرشتگان که دیدنی نیستند را درک کنیم؟


  • چرا درک واقعیت آزادی عمل و آزادی انتخاب انسان حتی اگر در نهایت، کنترل همه چیز در دست خداست با اهمیت است؟ اگر چه مفاهیم (انتخاب آزاد انسان، حاکمیت خدا) به نظر در تناقض هستند، ولی هر دو در کتاب مقدس آموزش داده شدند پس چگونه میتوانیم آنها را آشتی بدهیم؟

درس ٧


*٧ الی ٣١ فوریه


برخورد با نزاع ها



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ١٧، رساله اول پولس به قرنتیان باب ١٣ آیات ٥ الی ٧، یوحنا باب ٨ آیات ا الی ١١، امثال سلیمان باب ١٨، باب ١٩، سفر تثنیه باب ٢٤ آیات ١٠ الی ٢٢ را بخوانید.


آیه حفظی: «لقمه خشک همراه با سلامتی، از خانه پر از ضیافتِ با مخاصمت بهتر است» (امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١).


امثال سلیمان بار دیگر فریب وانمودهای ظاهری را تقبیح میکند. ممکن است به نظر برسد ما هر آنچه دنیا ارائه میکند مانند ثروت، قدرت، لذتها و شهرت را داریم، ولی بااین حال ورای نمای بیرونی، هنوز تنش و بدبختی پیشرفت میکند. حتی امکان دارد دلیل چنین تنش و بدبختی همان ثروت و لذتی باشد که مردم به سختی برایش میکوشند. همانطور که مَثل مصری میگوید: «لقمه نان با دلی شاد از مکنت با آزردگی بهتر است.» -خانم مریم لیشتایم (Miriam Lichtheim)، A Book of Readings، جلد ٢، صفحه ١٥٦. با توجه به کتاب امثال سلیمان اولین قدم برای حل این مشکل تشخیص اولویتهایمان است: روابط صلحآمیز از ثروت با اهمیت تر است (امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١). آنچه داریم نیست که به حساب میآید، بلکه آن کسی که واقعاً هستیم. توصیه ای که در ادامه میآید به بقای این اولویت کمک خواهد کرد و همچنین ما را برای رسیدن به آرامش درونی (شالوم (shalom) در زبان عبری) هدایت خواهد کرد که به شادمانی هایمان خواهد افزود.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ١٤ فوریه.


یکشنبه


٨ فوریه


گناه و دوستان


امثال سلیمان باب ١٧ آیه ٩، باب ١٩ آیه ١١ را بخوانید. چه نکته خیلی مهمی در این آیات وجود دارد؟ ما چگونه باید با افرادی که سقوط میکنند رفتار کنیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


وقتی کسی خرابکاری میکند، وسوسه انتشار داستان و گفتن به دیگران بسیار قوی است. آیا شنیدهاید که فلانی چکار کرد؟ گرچه ممکن است با رفتارمان نشان دهیم که ترسیده ایم، اما هنوز دوست داریم به دیگران درباره آنچه رخ داده است بگوییم. خلاصه اینکه ما غیبت میکنیم و این همان چیزی است که به ما در موردش هشدار داده شده است. چونکه این نوع رفتار حتی بین دوستان نزدیک هم مشاجره به وجود میآورد. دست کم اگر یکی از دوستانتان خرابکاری کند شما چه دوستی هستید اگر در رابطه با آن با دیگران صحبت کنید؟


در مقابل ما به «پوشانیدن» اشتباه توصیه شدهایم. ولی این موضوع نباید دلیلی برای پنهان کردن گناه شود و طوری رفتار کنیم که انگار هرگز اتفاقی نیفتاده است مثل اینکه شخص هیچ کار اشتباهی انجام نداده است. گناهی که پنهان شده است هنوز وجود دارد، حتی اگر مخفی شده باشد. در واقع، کلمه «پوشانیدن» در این مورد در زبان عبری معنای مشخص «عفو کردن» را دارد (مزمور داود باب ٨٥ آیه ٢، نحمیا باب ٤ آیه ٥). عکسالعمل ما در برابر اشتباه دیگری باید محبت نمودن و نه غیبت کردن باشد.


امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١٧ و رساله اول پولس به قرنتیان باب ١٣ آیات ٥ الی ٧ را بخوانید. چگونه محبت کردن در مقابله با اشتباه دوست یاری رسان است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


انسان دوست و همسر را به خاطر بی عیب بودنشان محبت نمیکند. ما علیرغم اشتباهات و خطاهایشان به آنها محبت میکنیم. فقط به واسطه محبت کردن میآموزیم که دیگران را قضاوت نکنیم زیرا اشتباهات و کاستی هایمان ما را هم به همان اندازه گناهکار میسازد. ما در مقابل میتوانیم با آنها بر سر اشتباهی که انجام داده اند سوگواری کنیم و برای کمک به حل مشکل آنها از هر راهی که میتوانیم بکوشیم. روی هم رفته پس دوستان برای چه چیز هستند اگر نه برای چنین موردی؟


به زمانی که خرابکاری بدی را انجام دادید ولی شما بخشیده شدید، خدمت شدید و دلداری داده شدید بیندیشید. این درباره اینکه شما نیز باید با دیگران همین طور برخورد کنید چه میگوید؟


دوشنبه


٩ فوریه


منصف باشید!


محبت حقیقی نابینا نیست. اگر ما اشتباه فردی را با محبت کردن بپوشانیم این بدان معنا نیست که ما گناه را نمیبینیم و به خوبی تشخیصش نمیدهیم. محبت و عدالت با هم هماهنگ هستند. کلمه عبری برای «عدالت» صِدِق (tsedeq) معنای محبت و نیکوکاری نیز میدهد. اگر ما منصف نباشیم نمیتوانیم دلسوزی واقعی داشته باشیم و بدون داشتن محبت و دلسوزی نمیتوانیم منصف باشیم. هر دو تدبیر باید با هم باشند.


برای نمونه، انجام اعمال خیرخواهانه در حق فقرا نباید بدون انصاف باشد؛ از اینرو توصیه شده است که در دادگاه طرفداری از فقیر نکنید (سفر خروج باب ٢٣ آیه ٣). اگر محبت ما را به یاری فقیر ملزم کند، منصفانه نیست زمانی که اشتباه میکنند فقط به این دلیل که فقیر هستند آنها را طرفداری کنیم؛ بنابراین عدالت و حقیقت باید با محبت و دلسوزی همراه باشند. این تعادلِ حکیمانه است که تورات و احکام خدا توصیف میکنند و همان چیزی که در کتاب امثال سلیمان تعلیم و ترویج داده شده است.


امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١٠ و باب ١٩ آیه ٢٥ را بخوانید. آنها در رابطه با نیاز برای ملامت کردن و مقابله چه میفرمایند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


حقیقت بلافاصله در امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١٠ که دعوت به پوشاندن اشتباه توسط محبت را سریعاً دنبال میکند (امثال سلیمان باب ١٧ آیه ٩) تصادفی نیست. یادآوری مَلامت کردن در رابطه با محبت در واقع محبت را در چشم انداز درست قرار میدهد. آیه بر ملامتی سخت دلالت میکند.


یوحنا باب ٨ آیات ١ الی ١١ را بخوانید. ما برخورد عیسی با گناه آشکار را چگونه میبینیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«در بخشیدن زن زناکار و تشویق و تسلّی او برای آغاز یک زندگی بهتر، سیرت عیسی و عدالت کامل وی به شکلی بسیار زیبا نمایان میشود. او با وجود تخفیف ندادن گناه و کوچک جلوه ندادن جرم، در صدد محکوم کردن زن نبود بلکه نجات دادن وی. دنیا برای این زن خطاکار فقط اکراه و تحقیر داشت، ولی عیسی برای او از کلام امید و تسلی سخن گفت. خداوندِ عاری از گناه بر گناهکاری ضعیف ترحم نمود و دست یاری به سوی این زن گناهکار دراز کرد. در حالی که فریسیان ریاکار وی را مورد نکوهش و تحقیر قرار دادند، او به زن گفت: *برو و دیگر گناه نکن!*» - خانم الن ج. هوایت، کتاب آرزوی اعصار، صفحه ٤٥٣.


سهشنبه


٠١ فوریه


دوباره کلام


امثال سلیمان باب ١٨ را بخوانید. با اینکه موضوعات متفاوتی در اینجاست، به دقت در آنچه راجع به کلاممان میگوید تمرکز کنیم. در اینجا چه ایدههای مهمی در خصوص چیزی که میگوییم یا نمیگوییم ارائه شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ما دوباره با واقعیت و قدرت کلام مواجه میشویم؛ در این مورد میبینیم که چگونه افراد ابله از دهانشان برای شکست خودشان استفاده میکنند. مخصوصاً آیه ١٣ روشن کننده این موضوع است. قبل از شنیدن و فهمیدن دقیق درباره آنچه به ما گفته شده است بی پرده سخن گفتن چه آسان است. به دفعات ما میتوانستیم خودمان یا دیگران را از نزاع و درد بی مورد برهانیم، اگر فقط میآموختیم که قبل از پاسخ دهی به آن گفتار بدقت بیندیشیدیم. بدرستی گاهی سکوت بهترین پاسخ است.


امثال سلیمان باب ١٨ آیه ٤ را بخوانید. چرا سخنان انسان حکیم شبیه آب عمیق است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تصویر «آب عمیق» در کتاب امثال سلیمان برای به تصویر کشیدن حکمت آن هم به نحوی مثبت بکار برده شده است (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٥). این ایده نه تنها نماینده آرامش میشود بلکه عمق و ثروت زیاد را نیز میرساند. افراد حکیم سطحی نیستند. آنها کلامشان را از اعماق اندیشه و تجربه شخصی بیرون میکشند. کیست که بعضی مواقع در نتیجه افکار و بینش عمیق کسانی که آشکارا حکمت و دانش دارند متحیر نشده باشد؟


امثال سلیمان باب ١٨ آیه ٢١ را بخوانید. معنایش چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امثال سلیمان بار دیگر درباره آنچه باید بدانیم به ما میفرماید: کلاممان نیرومند هستند و میتوانند قدرتی برای کارهای نیک و بد و حتی مرگ و زندگی باشند. پس ما چقدر باید مراقب نحوه استفاده از این ابزار قدرتمند باشیم.


در مورد زمانی که کلام شخصی به نحو وحشتناکی به شما لطمه زده است بیندیشید. این موضوع در رابطه با قدرت کلام به شما چه آموخته است؟ و درباره اینکه چقدر باید مراقب چیزهایی که میگویید باشید چه باید به شما بیاموزد؟


چهارشنبه


١١ فوریه


دو روی یک داستان


امثال سلیمان باب ١٨ آیه ٢ را بخوانید. چرا افراد ابله برای شکل دادن به ایده هایشان به زمان نیاز ندارند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ افراد ابله آنقدر از خودشان مطمئن اند و برای بیان نظراتشان چنان مشتاق هستند که دیگر علاقه ای به یادگیری از دیگران ندارند. ذهنهای بسته شان با دهانهای گشادشان موافق هستند. این یک ترکیب کشنده است. چقدر نیاز به مراقبت داریم که خودمان را در حال انجام چنین کاری نبینیم، مخصوصاً در موردی که متقاعد شده ایم درباره اش درست فکر میکنیم.


روی هم رفته آیا ما همه در برخی جهات در مورد موضوعی، احساسی خیلی قوی داشتهایم که بعدها متوجه شدیم که کاملاً اشتباه فکر میکردیم؟ این بدان معنا نیست که باید در دیدگاه هایمان سست باشیم؛ فقط به این معناست که به کمی تواضع نیازمندیم و اینکه هیچ یک از ما همه جوابهای صحیح را نداریم و حتی وقتی که جوابهایمان صحیح هستند حقیقت اغلب عمیق تر و دقیقتر از آن است که بتوانیم درکش کنیم یا بفهمیم.


امثال سلیمان باب ١٨ آیه ١٧ را بخوانید. چه نکته مهمی برای ما دارد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فقط خداست که به نظر دوم محتاج نیست، زیرا او با طبیعتش دقیقاً آن را از قبل دارد و برای اینکه چشمانش همه جا هستند (امثال سلیمان باب ١٥ آیه ٣). خدا توانایی دیدن همۀ جنبه های هر موضوعی را دارد. در مقابل ما معمولاً دیدی بسیار باریک از هر چیز داریم؛ دیدی که وقتی بر روی موضوع ثابت میشویم حتی باریکتر میشود، مخصوصاً درباره موضوعاتی که فکر میکنیم مهم هستند.


بنابراین همانطور که تا به حال باید فهمیده باشیم، برای هر داستانی همیشه دو یا حتی چند جهت وجود دارد و هر چه بیشتر اطلاعات جمع کنیم، بهتر میتوانیم دیدگاه صحیح تری را برای موضوع بپرورانیم.


به زمانی که درباره موضوعی کاملاً متقاعد بودید بیندیشید، شاید دیدگاهی که شما در همه زندگیتان نگه داشتید بعداً پی ببرید که در تمام زندگیتان اشتباه کرده بودید. این موضوع به شما درباره نیازتان برای باز بودن به احتمال اینکه شما هم میتوانید درباره چیزهایی که هم اکنون نسبت به آنها پُرشور هستید اشتباه کنید چه میگوید؟


پنجشنبه


٢١ فوریه


راستگو باشید


پادشاهی نیاز داشت تا وزیری را برای بالاترین مقام در پادشاهی خویش منصوب کند. به همین منظور او یک مسابقه ویژه دروغگویی برپا کرد: چه کسی میتواند بزرگترین دروغ را بگوید. همه وزیران او ثبت نام کردند و هر یک از آنها آمده و بزرگترین دروغش را گفت؛ اما پادشاه راضی نبود؛ دروغهایشان عالی به نظر نمیآمدند. پس پادشاه از نزدیکترین و معتمدترین مشاورش پرسید: «چرا تو ثبت نام نکردی؟»


مشاور پاسخ داد، «اعلیحضرت، من به خاطر مأیوس کردن شما متأسفم، اما من نمیتوانم ثبت نام کنم.»


پادشاه پرسید: «چرا نمیتوانی؟»


مشاور جواب داد: «زیرا من هرگز دروغ نمیگویم.»


پادشاه تصمیم گرفت او را برای شغل منصوب کند.


بعنوان یک گناهکار، دروغ گفتن از آنچه فکر میکنیم آسانتر به سمت ما میآید؛ پس به همین خاطر باید خیلی مراقب کلاممان باشیم.


امثال سلیمان باب ١٩ را بخوانید. گرچه مطالب بسیاری در اینجا ارائه شده است، ولی درباره دروغگویی چه میفرماید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کتاب امثال سلیمان استاندارد اخلاقی عالی را حمایت میکند. فقیر ماندن یا حتی از دست دادن ترفیعات بهتر است اگر لازم باشد برای به دست آوردنش دروغ بگوییم، اگر لازم باشد راستیمان را قربانی کنیم (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ١)، اگر لازم باشد تقلب کنیم یا اگر به بهای وفاداری باشد (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ٢٢).


امثال سلیمان باب ١٩ آیه ٩ را بخوانید. وظیفۀ یک شاهد چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


دروغگویی به نفسه به اندازه کافی بد است؛ اما انجام دادن آن در دادگاه و حتی تحت سوگند بدتر است. در بسیاری از کشورها سوگند دروغ جرم است و جرمی جدی است؛ در واقع شاهد باید شهادت درست بدهد. اتفاقی نیست که این آیه متعاقب «همه کس دوست بذل کننده است» (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ٦) و فقرا که جمیع دوستان و حتی برادرانش از او نفرت دارند (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ٧) میآید. نکته اینجاست که شاهدان نباید تحت تأثیر رشوه یا وضعیت اجتماعی کسانی که درباره آنها شهادت میدهند قرار بگیرند.


سفر تثنیه باب ٤٢ آیات ٠١ الی ٢٢ را بخوانید. چه اصل مهمی در اینجا دیده میشود و چگونه ما باید این موضوع را برای خودمان و معاملاتمان با نیازمندان بکار ببریم؟


جمعه


٣١ فوریه


مطالعات بیشتر


«روح غیبت کردن و شایعه پراکنی یکی از وسایل خاص شیطان است که سبب ایجاد اختلاف و نزاع، جدایی دوستان و همچنین تخریب ایمان بسیاری در درستی اعتقادشان میشود. برادران و خواهرانی هستند که بسیار آمادهاند تا درباره اشتباهات و خطاهایی که فکر میکنند در دیگران وجود دارند سخن برانند و مخصوصاً در آنانی که بطور مستمر پیامهای سرزنش و هشدارهای داده شده از طرف خدا را حمل کرده اند.» -خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ٤، صفحه ١٩٥.


فرزندان این شاکی ها با گوشهایی باز میشنوند و زهر بد نظری را دریافت میکنند؛ بنابراین این والدین هستند که کورکورانه راههای ممکن برای دسترسی به هدف واقعی را در دلهای کودکان میبندند. چه تعداد از خانواده ها خوراک روزانه شان را با شک و تردید چاشنی میزنند. آنها شخصیت دوستانشان را کالبد شکافی میکنند و سپس آن را به عنوان دِسری لذیذ ارائه میکنند. یک تهمت فوقالعاده کوچک به همه ارائه میشود تا نه فقط بزرگسالان بلکه کودکان راجع به آن اظهارنظر کنند. اینجاست که به خدا بیاحترامی شده است. عیسی فرمود: * آنچه به یکی از برادران کوچکترین من کردید، به من کردهاید.* بنابراین مسیح توسط کسانی که به خدمتکارانش تهمت میزنند ناچیز شمرده میشود و مورد بد رفتاری قرار میگیرد.» -خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ٤، صفحه ١٤٥.


پرسشهای برای بحث:


  • همیشه خرابکاری آنانی که دوستشان دارید یا مراقبشان هستید دشوار است؛ و تلاش برای پوشاندن خرابکاری آنها خیلی آسان است. چگونه تعادل درست را در موقعیتهای مشابه برقرار کنیم؟ لازم به گفتن نیست که قطعاً ما نیاز به نشان دادن فیض هستیم، همانطور که برای خطاهایمان فیض نشان داده شده است؛ اما آیا فیض همیشه یا هرگز به این معناست که فرد میتواند بدون معافیت از مجازات و بدون روبرو شدن با نتیجه هایش گناه کند؟ پس چه روش درستی درباره موضوعات مشابه باید گرفته شود؟

  • همانطور که درس این هفته بازگو کرد، بیشتر مسائل زندگی بسیار پیچیده اند و جهت های بسیاری دارند؛ بنابراین چیزهایی که ما در موردشان درست فکر میکردهایم معمولاً بیشتر از آنچه آنها را میفهمیم پیچیدهاند. چگونه بیاموزیم که درباره موضوعی روشنفکر باشیم درست زمانی که نباید ابله باشیم؟

  • راههایی که ما میتوانیم بدون استفاده از کلام دروغ بگوییم کدامند؟

درس ٨


* ٤١ الی ٠٢ فوریه


کلام حکمت



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٢٠؛ رساله پولس رسول به قرنتیان باب ١٢ آیات ١٤ الی ٢٦؛ ارمیاء باب ٩ آیه ٢٣ و ٢٤؛ امثال سلیمان باب ٢١؛ متی باب ٢٥ آیات ٣٥ الی ٤٠؛ امثال سلیمان باب ٢٢ را بخوانید.


آیه حفظی: « اکثر انسانها احسان خود را وصف مینمایند اما مرد باوفا کیست که پیدا کند.»(امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٦).


به اندازه ای (البته به اندازۀ زیاد) ما محصولی از محیط اطرافمان هستیم. گر چه وراثت نقش مهمی را ایفا میکند، ارزشهایی که داریم یعنی از خانۀ ما، تحصیلاتمان و فرهنگمان به ما میرسند. از دوران طفولیت ما تحت تأثیر دیده ها و شنیده هایمان هستیم.


متعصفانه، چیزهایی که میشنویم و میبینیم همیشه برای ما بهترین نیستند؛ دنیای اطراف ما از هر جهت رو به سقوط است و قادر نیست که مانع تأثیرات منفی شود. با این وجود به ما وعدهی روحالقدس داده شده است و ما کلام خدا را داریم که ما را به جایی بهتر و عالی تر از جایی که این دنیا میبرد راهنمایی میکند.


این هفته ما بر امثالی متفاوت و حقایق تجربی که در بر دارند نگاهی خواهیم انداخت، حقایقی که اگر واقعاً درک و متابعت شوند، میتوانند ما را یاری کنند تا بر جنبه منفی این دنیای ساقط در گناه فائق آمده و برای دنیایی بهتر خود را آماده کنیم.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢١ فوریه.


یکشنبه


٥١ فوریه


ما همه یکسانیم


امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ١٢ را بخوانید. این آیه به ما درباره ارزش همه انسانها چه میگوید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


برخلاف نظریه تکامل که همه، ما را به چیزی از محصولات شانسی این کیهان بیشعور ارتباط میدهد، کتاب مقدس به ما میآموزد که همه بشر توسط خدا خلق شدهاند (اعمال رسولان باب ١٧ آیه ٢٦ را بخوانید)؛ و همچنین تصادفی نیست که توماس جفرسون (Thomas Jefferson) دقیقاً تأکید بر برابر بودن همه انسانها میکند زیرا که آنها توسط خدا «آفریده شدهاند». در خداوند و در او به تنهایی است که ما همه برابر هستیم.


حال اینکه همۀ ما یک خالق داریم بدان معنا نیست که ما یکسانیم. حتی دوقلوهای توأم هم رفتارهایی کاملاً شبیه به هم ندارند. در رساله قرنتیان، پولس درباره تفاوتهای ما سخن میگوید، تأکید میکند که آنها نباید منجر به حس برتری شوند اما باید در عوض به ما کمک کنند تا احتیاجمان را به یکدیگر ببینیم. «چشم دست را نمیتواند بگوید که محتاج تو نیستم؛ یا سر پاها را که به شما احتیاج ندارم» (رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١٢ آیه ٢١)


امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٩ را بخوانید. چه چیزهای دیگری ما را یکسان میکند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گناه برابر کنندۀ دیگر جهان است. برای سؤال بدیعی امثال سلیمان، پاسخ «هیچ کس» به شرایط اندوهناک و ناامید کننده بشریت اشاره دارد. انسانها ضعیف و فانی هستند و تمام ثروت و قدرت این جهان آن را تغییر نخواهد داد. با این حال در متن کتاب مقدس این اشاره به گناهکار بودن انسان نباید به ناامیدی منتهی شود، زیرا مرگ مسیح بر صلیب و رستاخیزش راه را برای همه هموار کرده است و برای رسیدن به وعده زندگی ابدی مهم نیست که چقدر گناهکاریم؛ و این زندگی فقط از طریق ایمان به او به دست میآید و نه به طریق اعمال خودمان.


«اگر انسان نتواند توسط هر یک از افعال نیکش نجات یابد، پس میبایستی تمام آن به فیضی باشد که توسط انسان گناهکار دریافت میشود زیرا او به عیسی ایمان دارد و او را میپذیرد. تبرئه توسط ایمان فراتر از جر و بحث قرار دارد؛ و به محض اینکه همه چیز مشخص میگردد همه این جر و بحثها به پایان میرسند، با اینکه شایستگی های انسان فانی در قبال اعمالش نمیتواند زندگی ابدی را برای او فراهم آورد.» - خانم الن ج. هوایت، Faith and Works، صفحه ٢٠.


آیا تا به حال خودتان را برتر یا پست تر نسبت به دیگران احساس کردهاید؟ (شما نباید خودتان را در هیچ موردی با دیگران مقایسه کنید.) اگر مقایسه کنید، صلیب به شما درباره برابری همه ما چه باید بگوید؟


دوشنبه


٦١ فوریه


آزمون زندگی


مکاشفه یوحنا باب ١٤ آیه ١٣ درباره پاداش صداقت میگوید»اعمالشان در عقب آنها روان است.» فقط آینده در مورد ارزش واقعی هر شخص شهادت خواهد داد. انسانها ممکن است در حال حاضر در مورد ثروتشان، دانششان، دلاوری های جسمانی شان اغراق کنند و ممکن است همه آنها درست باشند؛ اما از نظر خدا به چه معناست؟ بنابراین اغلب ویژگی ها، دستاوردها و اعمالی که انسانها، آنها را با اهمیت و پر ابهت جلوه میدهند به نظر میرسد تفاله های بی معنی هستند که واقعاً هم هستند. در هر صورت، به چند تن از شخصیت های پَست بنگرید، اغلب در دنیای تولید سرگرمی ها کسی نیستند جز اینکه توسط طرفدارانشان تحسین و پرستش میشوند. چیزهایی را که ما اکنون از آنها بت میسازیم و میپرستیم یک شهادت قدرتمند است که چقدر ما در قهقرا افتادهایم.


امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٦(همچنین ارمیاء باب ٩ آیه ٢٣ و ٢٤؛ مرقس باب ٩ آیه ٣٥) را بخوانید. این آیات درباره ارزش واقعی نزد خدا به ما چه میگویند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تنها یک عمل خارق العاده محبت یا فداکاری نیست که نشان دهنده کیفیت عالی روابط ماست، بلکه مجموعه ای منظم و طولانی از اقدامات کوچکی است که ما روزانه از روی یقین و صبورانه انجام میدهیم. آماده کردن وعده های غذایی برای همسر، پرستاری مداوم از والدین بیمار، کوشش مداوم در شغلتان؛ همه این اعمال متواضعانه در زندگی دلالت بر آن دارد که ایمان شما حقیقی است. صداقت مستمر نسبت به اقدامات قوی اما نادر بر پایه محبت با ارزش تر است.


این اصل در مورد رابطه مان با خدا نیز صدق میکند. دشوارتر و با ارزشتر است تا برای خدا زندگی کنیم تا اینکه برای او بمیریم، اگر چه دلیلی جز این نیست که زندگی کردن بیشتر از مردن زمان میبرد. قدیسی که برای خدا زندگی میکند از شهیدی که برای او میمیرد بزرگتر است. هر کس میتواند ادعای اعتقاد به خدا و خدمت به او را بکند؛ سؤال اینجاست که: آیا دوام دارد؟ یا همانطور که عیسی فرمود: «آنکه تا به آخر صبر کند نجات خواهد یافت» (متی باب ٢٤ آیه ١٣).


چگونه از طریق صبر، مهربانی و تمایل به رفع احتیاجات دیگران شما میتوانید به دیگران مقداری از شخصیت مسیح را نشان دهید؟ چقدر تمایل دارید که این کار را بدون توجه به هزینه اش انجام بدهید؟


سهشنبه


٧١ فوریه


انتظار برای خداوند


امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ١٧ و باب ٢١ آیه ٥ را بخوانید. چه درس عملی در این آیات ما میتوانیم بیابیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دزدی که نان را میدزدد آن را سریعتر از کسی که برایش زحمت میکشد به دست میآورد. فروشنده ای که کالای نامرغوبش را با دروغگویی میفروشد ممکن است نسبت به تاجر صادق خیلی سریعتر پولدار شود (امثال سلیمان باب ٢١ آیه ٥ را با آیه بعدی مقایسه کنید). با این حال امثال سلیمان میگوید که آینده شیرینی را به خاک تبدیل میکند و این ثروت اکتسابی فوری به فلاکت تبدیل میشود. آیه نمونه های گوناگونی را برای درستی این مشاهدات به ما ارائه میدهد:


  • میراث (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢١). میراثی که به تعجیل حاصل میشود (اشاره به اینکه والدین هنوز زندهاند) در عقبش محکومیت کسی است که والدینش را لعنت میکند (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢٠). ارتباط این دو مثل بسیار معنی دار است؛ مانند این است که پسر (دختر) والدینش را لعنت کند و برایشان مرگ آرزو کند. حتی فرزند ممکن است نقشه مرگ والدینش را بکشد تا به ارث دست یابد. احتمال وقوع این رفتار، حزن انگیز است: چراغی که هم اکنون لذتش را میبرد به «عین ظلمت» تبدیل خواهد شد (آیه ٢٠) و لعنتش برای والدینش به خود او باز میگردد، برای او «عاقبتش مبارک نخواهد بود» (آیه ٢١).

  • انتقام گیری (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢٢). در اینجا مثل سلیمان اشاره به شخصی میکند که ممکن است به انتقام کشی برای شری وسوسه بشود که بر علیه خود او به کار بسته شده است. توصیه فقط این است «منتظر خداوند باش». فقط اینگونه نجات خواهی یافت، چیزی که نشان میدهد که اگر در پی انتقام گیری هستی خطر جدی را قبول میکنی. امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢١ و ٢٢ همان راهنمایی را تأکید میکند، با استفاده از استعارهی چیدن اخگر بر سر دشمنان، به مانند رسمی مصری که توبه و بازگشت را توصیف میکند. اگر شما از انتقام گیری روی برگردانید، امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢٢ وعده میدهد که شما را خداوند رهایی خواهد بخشید و در عمل (امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢١ و ٢٢ را اضافه کنید) شما دشمنتان را رهایی خواهید بخشید درنتیجه بدی را به نیکی مغلوب میکنید (رساله پولس به رومیان باب ١٢ آیه ٢١).

چگونه میآموزید که از شخصیت مسیح بهتر تقلید کنید زمانی که میخواهید بدی را به نیکی مغلوب کنید؟ چرا اینقدر این مسئله بر خلاف طبیعت ذاتی ماست؟ چرا مردن نسبت به امیال نفسانی تنها راه رسیدن به چنین نتیجه ای است؟


چهارشنبه


٨١ فوریه


دلسوزی برای فقیر


شخصیت فرد کمتر توسط حکمت و یا حتی تعهدات مذهبی اندازه گیری میشود تا بوسیله آمادگی برای کمک به فقیر و نیازمند. آن چیزی که مال توست شخصیتت را نمیسازد، بلکه آن چیزی که به همسایهات میبخشی. آن چه که برای همسایه ات هستی شخصیتت را میسنجد. سامریی که همسایه اش را نجات داد به ملکوت خدا نزدیکتر از کاهن روحانی است (لوقا باب ١٠ آیات ٢٦ الی ٣٧). کتاب امثال سلیمان این اولویت ها را تأکید نموده و توضیح میدهد.


به خاطر خدا، اولین دلیل برای ساختن این اولویت در خود خدا قرار دارد، همان کسی که دلسوزی انسان برای فقیر را بر غیرت مذهبی ترجیح میدهد (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ١٧ و باب ٢١ آیه ١٣). حساسیت شما برای فقیران و اعمال قطعی شما در حق آنها بیشتر از اعمال زاهدانه شما در نظر خدا به حساب میآید. در واقع خدا شخصاً در این مقوله تا اندازهای سهیم است که وقتی به فقیر میبخشیم مانند این است که به خود خدا بخشیدهایم (متی باب ٢٥ آیات ٣٥ الی ٤٠).


متی باب ٢٥ آیات ٣٥ الی ٤٠ را بخوانید. به ما دربارهی نزدیکی عیسی با کسانی که محتاج بودند چه میگوید؟ این حقیقت چگونه باید بر چگونگی رفتار ما با چنین افرادی تأثیر بگذارد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به خاطر فقیر: دومین دلیل درون فقیر قرار دارد، کسی که خدا او را به مانند ثروتمند خلق کرده است (امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٢). برابری بین انسانها، بر پایه حقیقتی است که آفریننده همگی آنها خدا است، فقیر را به اندازهای که غنی شایسته توجه است خلق کرده است. ما باید همسایگانمان را به خاطر خودشان که شبیه خدا ساخته شدهاند محبت کنیم.


در عین حال فکر کنید، چقدر برایتان خوب است که به محتاجان کمک کنید. طبیعت اساسی ما خودخواه است؛ بصورت پیش فرض ما تمایل داریم که خودمان را بالاتر و بیشتر از دیگران ببینیم. با بخشیدن از خودمان میآموزیم که چگونه نسبت به امیال نفسانی بمیریم و شخصیت مسیح را بهتر منعکس کنیم و برای ما چه چیز گرانبها تر از آن است؟


با چه روشهایی حس خوشنودی شخصی بیشتری از کمک رسانی به کسانی که محتاجند به دست میآورید یا اینکه فقط همه کارها را برای خودتان انجام میدهید؟


پنجشنبه


٩١ فوریه


تعلیم و تربیت


کلمه عبری برای «تعلیم و تربیت» از کلمهای به معنای «برای ساختن» و «برای آغاز» میآید. تمامی این معانی ایده عبری تعلیم و تربیت را در بر میگیرند: زمانی که ما «طفل را ارشاد مینماییم» (امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٦)، ما میسازیم، آغاز میکنیم و زمینه را برای آینده آماده میکنیم. در نتیجه والدین و آموزگاران مسئول آینده اطفالشان هستند و تلویحاً آیندهی دنیا. هر آنچه را که امروز ما با فرزندانمان میکنیم بر جامعه برای نسلهای آینده تأثیر خواهد گذاشت.


امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٦ را بخوانید. این آیه در رابطه با اهمیت تعلیم کودکان به درستی چه میگوید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شگفت انگیز است که کلمه عبری برای «تعلیم دادن» همان کلمه ای است که بسیار برای «تخصیص کردن» معبد بکار میرود (اول پادشان باب ٨ آیه ٦٣). تعلیم و تربیت اولیه بدین معناست که فرزندانمان را برای خدا وقف بکنیم در همان راهی که معبد وقف شده است؛ و در رستگاریمان نیز مؤثر است، حتی فراتر از زندگی خودمان. «برای والدین کار بسیار بزرگ تعلیم و تربیت فرزندانشان برای آینده و زندگی جاوید تعیین کننده است.»- خانم الن ج. هوایت، Child Guidance، صفحه ٣٨. این چنین تعلیم و تربیتی اثری ابدی دارد. پولس رسول به نظر میرسد به این آیه اشاره میکند زمانی که او تیموطائوس را به خاطر آموخته هایش در دانش: «نوشته های مقدسی که میتواند تو را برای نجات فهیم سازد»، ستایش میکند (رساله دوم پولس رسول به تیموطائوس باب ٣ آیه ١٥).


امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ٨ و ١٥ را بخوانید. چه اصولی را اینجا مییابیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تعلیم و تربیت میتواند با فعالیت «کشت و کار» مقایسه بشود. آیندۀ اجتماع و فرزندانمان به چیزی که می کاریم بستگی دارد. اگر بذرمان گناه باشد، پس تربیتمان (عصا) زایل میشود و ما زحمت درو خواهیم کرد (آیه ٨). اگر بذرمان قلب های طفلمان را لمس کند (آیه ١٥) در نتیجه عصای تربیتمان ابلهی را از آنها دور خواهد نمود.


ما اغلب به دیگران با استفاده از نمونه هایمان میآموزیم (مخصوصاً به کودکان). درباره نمونه هایتان بیاندیشید: چه میراثی را از خود به جا میگذارید؟ در چه مواضعی اگر هم هست، ممکن است نمونه هایتان بهتر باشد؟


جمعه


٠٢ فوریه


مطالعات بیشتر


«والدین میبایستی نمونهای از راستگویی باشند، برای اینکه این درس روزانه برای تحت تأثیر قرار دادن طفل است. اصول بدون انحراف باید والدین را در همه امور زندگی تحت کنترل بگیرند، مخصوصاً در تعلیم و تربیت فرزندانشان... والدین نباید دو پهلو حرف بزنند؛ هرگز در هیچ پند یا نمونه ای دروغ نگویید. اگر فرزندانتان را راستگو میخواهید ابتدا خود راستگو باشید.»- خانم الن ج. هوایت، Child Guidance، صفحه ١٥١.


«عدۀ زیادی از پدر و مادرها به نظر میآید فکر میکنند که اگر آنها فرزندانشان را خوراک بدهند و بپوشانند و طبق استانداردهای جهان تربیتشان بکنند، آنها وظیفهشان را انجام دادهاند. آنها با تجارت و خوشگذرانی خیلی مشغولتر از آنند که تربیت فرزندانشان را درسی برگرفته از زندگی خودشان بکنند. آنها نمی جویند تا فرززندانشان را طوری تربیت کنند تا استعدادهایشان را برای احترام به نجات دهندهشان بکار بگیرند. سلیمان نگفت:»طفل را بگو در راهی که باید برود، برود و چون بزرگ شد از آن جدا نخواهد شد.* بلکه طفل را در راهی که باید برود تربیت کن و چون بزرگ شد از آن جدا نخواهد شد.»- خانم الن ج. هوایت، Child Guidance، از صفحه ٣٨.


پرسشهای برای بحث:


  • در ایده امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٦ بیشتر تمرکز کنید. چرا ما باید در چگونگی اجرای این موضوع هشیار باشیم؟ بدین سبب است که بسیاری از والدین فرزندانشان را به بهترین نحو بزرگ میکنند، ولی با وجود این فرزندانشان در جوانی انتخابات اشتباه میکنند. چرا ما نباید هرگز واقعیت آزادی اختیار و واقعیت جدال بزرگ را فراموش کنیم زمانی که ما به معنای این آیه مینگریم؟

  • پرسش پایانی روز چهارشنبه را دوباره بررسی کنید. در مورد خودمان زمانی که چنین حس رضایتی به خاطر کمک به دیگران به ما دست میدهد چه میگوید، مخصوصاً زمانی که در پاسخ، چیزی به ما نمیرسد؟ این حقیقت باید درباره اینکه چرا تعداد زیادی از مردمی که از ثروتهای دنیا بسیار دارند ولی با این حال بدبخت هستند، چه به ما بگوید؟

  • اگر چه ما همه در استعداد، تحصیلات، تجربه و غیره برابر نیستیم، ما در چیزی بسیار مهم برابر هستیم: ما همه برای نجات به صلیب محتاجیم. این موضوع باید درباره تساوی اساسی و ارزش همه بشریت به ما چه بیاموزد؟ اضافه بر این، این حقیقت چگونه رفتار ما با دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد؟

درس ٩


*١٢ الی ٧٢ فوریه


کلام حقیقت



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٢٢ و باب ٢٣، سفر خروج باب ٢٢ آیات ٢١ الی ٢٧، امثال سلیمان باب ٢٤، رساله پولس رسول به افسسیان باب ٥ آیه ٢٠، کتاب حزقیال نبی باب ٣٣ آیه ٨ را بخوانید.


آیه حفظی: «آیا امور شریف را برای تو ننوشتم؟ شامل بر مشورت و معرفت تا قانون کلام راستی را اعلام نمایم و تو کلام راستی را نزد فرستادگان خود پس ببری؟» (امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ٢٠ و ٢١)


بعضی از امثال این هفته توازنی را با متون مصری نشان میدهند. سلیمان نبی ممکن است تحت وحی الهی این آیات را به طور خاص از دیدگاه عبری تنظیم کرده باشد. اینجا، کلمات مصری به روح خدای اسرائیل نزدیک است بنابراین آنها شامل مکاشفه الهی میشوند.


این اظهارنظر مهمی است، برای اینکه یادآور خصوصیت جهانی حقیقت به ماست. چیزی که برای یهودی واقعی است باید برای مصری هم واقعی باشد، در غیر این صورت حقیقت نخواهد بود. بعضی حقایق عموماً برای هر کسی در دنیا صدق میکنند.


حیطه این تذکرات برای هر دوی جوامع مشترک است؛ یعنی هر کسی که هستید، چنانچه ایمان دار باشید یا خیر و هر جا که زندگی میکنید، کارهایی هستند که شما نباید انجامشان بدهید.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢٨ فوریه.


یکشنبه


٢٢ فوریه


معرفت حقیقت


امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ١٧ الی ١٨ را بخوانید. درباره اینکه چطور حقیقت باید بر زندگی ما تأثیر بگذارد به ما چه گفته شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اولین وظیفه دانش آموز گوش دادن و توجه کردن است: «گوش خود را فرا داشته کلام حکما را بشنو» (امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ١٧)؛ به عبارت دیگر: «تمرکز کنید!» نکته بسیار مهم این است که جوینده حقیقت باید مشتاق باشد، باید حقیقتاً بخواهد بیاموزد که آنچه درست است چیست و سپس آن را انجام بدهد.


اما برای دانش آموزان کافی نیست که ذهنی بشنوند یا حتی بفهمند که چه چیز تدریس میشود. بعضی مردم حقایق زیادی از کتاب مقدس در سر دارند ولی دانش یا تجربه واقعی در مورد خود حقیقت ندارند (یوحنا باب ١٤ آیه ٦).


در واقع، حقیقت باید به درونی ترین قسمت وجود انسان برسد. عبارت عبری «درون خود» در امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ١٨ به «شکم» اشاره میکند. آموزش نباید سطحی بماند، باید هضم شده، جذب گردد و تبدیل به قسمتی از وجود داخلی ما بشود. همین که پیام به عمق سیستم مان برسد و در درونمان ریشه بدواند، ناگاه از لبهایمان بر خواهد خواست و میتوانیم شهادت قدرتمندی را داشته باشیم.


امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ١٩ الی ٢١ را بخوانید. تجربه ای در حقیقت چه کاری را برای ما باید بکند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ•


  • ایمان (آیه ١٩). اولین هدف تعلیم حکمت، حکمت به نفسه نیست. هدف امثال سلیمان پرورش شاگردان باهوشتر و ماهرتر نیست. هدف معلم تقویت اعتماد شاگردان به خداوند است.

  • اعتقاد (آیه ٢١). شاگردان باید بدانند چرا «کلام حقیقت» قطعی است، آنها باید بدانند چرا اعتقاد دارند به آنچه انجام میدهند. تعریف ایمان، اعتقاد است به آنچه ما خوب نمیفهمیم. با این وجود ما باید همچنان دلایل خوبی برای ایمانمان داشته باشیم.

  • مسئولیت (آیه ٢١). آخرین قدم تعلیم و تربیت، آن است که «کلام حقیقت» را که دریافت کردهایم با دیگران نیز درمیان بگذاریم. این همان محور دعوت مان بعنوان «طایفه» است.

درباره همه دلایل قدرتمند منطقی ای که ما برای ایمان ادونتیستهای روز هفتم داریم بیاندیشید. این دلایل چه هستند و چرا ما هرگز نباید مردد در نگهداریشان در حضورمان و اشتراکشان با دیگران باشیم؟ پاسخ خود را روز شنبه در کلاس مطرح کنید.


دوشنبه


٣٢ فوریه


چاپیدن فقرا


امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ٢٢ و ٢٣، باب ٢٣ آیه ١٠ را بخوانید. در اینجا درباره چه چیز به ما هشدار داده شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اگرچه دزدیدن همیشه عملی است اشتباه، ولی این تحریم راجع به دزدی از فقرا و مظلومان است که بیشترین قشر آسیب پذیر جامعه هستند. آنها واقعاً درمانده اند، بنابراین واجد شرایط برای توجه خاص خدا هستند (سفر خروج باب ٢٢ آیات ٢١ الی ٢٧). در مورد داود که اوریا را کشت تا همسرش را تصاحب کند و داستان ناتان درباره میش کوچک (کتاب دوم سموئیل باب ١٢ آیات ١ الی ٤) در اینجا به ذهن خطور میکند. دزدی از فقرا نه تنها عملی مجرمانه است، بلکه گناهی «بر علیه خداوند» است (کتاب دوم سموئیل باب ١٢ آیه ١٣). به ناحق گرفتن از کسی که دارایی او کمتر از شماست، نه تنها از دزدی کردن بدتر است، بلکه عملی ناجوانمردانه است. آیا این دزدان گمان میکنند که خدا ناظر اعمالشان نیست؟


البته، امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٢٣، توضیح میدهد که حتی اگر دزد بدون مجازات از انسانها در رفته باشد، خداوند سزایش را میدهد. اشاره به نجات دهنده (امثال سلیمان باب ٢٣ آیه ١١) ممکن است حتی به طرح داوری پایانی الهی مربوط باشد (کتاب ایوب باب ١٩ آیه ٢٥).


پس این هشدار همراه با دیگر هشدارها در کتاب مقدس، بر علیه آنهایی است که فقط به فواید آنی اعمالشان و نه به نتایج طولانی مدت آن میاندیشند. آنها ثروت و توسعه اموالشان را از دسترنج دیگران به دست میآورند و آماده اند تا به خاطر این موضوع تقلب کنند و حتی مرتکب قتل شوند. شاید از آن لذت ببرند، اما بعدها سزای آن را خواهند دید. این استدلال نباید فقط دزد را از اعمالش باز دارد، بلکه باید نشان بدهد که ارزش های اخلاقی مان به اقتدار خدا کاملاً مرتبط است.


در انگلستان بعضی از منکران خدا این شعار را بر روی اتوبوس های داخل شهری نصب کرده بودند: «احتمالاً خدایی وجود ندارد. نگران نباشید و از زندگیتان لذت ببرید.» اگرچه در مقابل این شعار جواب های زیادی وجود دارد، بیاندیشید که اگر خدایی نبود، پس آنهایی که از فقیر دزدی میکنند و الآن از مجازاتش فرار میکنند، در حقیقت چیزی برای نگرانی ندارند. همانا، همه آنانی که کارهای بسیار شریرانه انجام داده اند و به نظر از مجازاتش فرار کردهاند، واقعاً از مجازاتش فرار کردهاند. چگونه ایمان به خدا و وعده های داوری با انصافش در مورد بی عدالتی های فراوانی که اکنون در جهان میبینیم به ذهنمان آرامش میدهد؟


سهشنبه


٤٢ فوریه


حسادت به آدم شریر


امثال سلیمان باب ٢٣ آیه ١٧؛ باب ٢٤ آیات ١ و ٢ و باب ٢٤ آیات ١٩ و ٢٠ در چه مورد به ما هشدار میدهند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چرا کسی به یک شریر بدکار حسادت خواهد کرد؟ به احتمال زیاد به خاطر گناهان واقعی که مرتکب میشود نیست. بلکه معمولاً به دلیل منفعت آنی (ثروت، موفقیت و قدرت) که آنها از طریق شرارت هایشان به دست میآورند چیزی است که مردم غالباً حسادت میورزند.


گرچه قطعاً، هر شخص موفق یا ثروتمندی شریر نیست، اما بعضیها هستند و شاید همان انسانهایی باشند که در این آیات ما هشدار داده شدهایم. با دیدن اوضاع زندگی «خوب» آنها، مخصوصاً اگر خودمان در حال تقلا کردن با مشکلات باشیم، در نتیجه به دارایی آنها به آسانی حسادت میکنیم.


گرچه این دیدگاهی خیلی دقیق و باریک از مسائل است. ولی وسوسه گناه در این است که پاداشی آنی دارد: زیرا که ما از ارضای فعلیمان لذت میبریم. اندیشیدن به آینده میتواند ما را از وسوسه محافظت کند؛ یعنی ما باید به چیزی بیشتر از منفعت آنی گناهمان بنگریم و به اثرات طولانی مدت آن بیاندیشیم.


گذشته از آن چه کسی آثار گناه ویرانگر را ندیده است؟ ما هرگز نمیتوانیم از این مسئله فرار بکنیم. ممکن است قادر به اختفای آن از دیگران باشیم، در نتیجه هیچ کس، حتی آنهایی که به ما بسیار نزدیک هستند، سرنخی از آنچه ما انجام میدهیم نداشته باشند (گرچه دیر یا زود آنها نیز در مییابند، آیا اینطور نیست؟)؛ یا شاید خود را بفریبیم با تفکر به اینکه گناهانمان خیلی بد نیستند. (و در آخر بنگرید چند نفر کارهای بسیار بدتری انجام میدهند!) اما دیر یا زود به هر طریقی گناه، آنها را گرفتار میکند.


ما باید از گناه متنفر باشیم چرا که گناه است. باید از آن متنفر باشیم به خاطر آنچه در حق ما، دنیایمان و خداوندمان انجام داده است. اگر میخواهیم بهای واقعی گناه را ببینیم، باید به مسیح روی صلیب بنگریم. این بهای گناهمان است. درک این موضوع به تنهایی کافی است (گرچه اغلب اینگونه نیست) که بخواهیم از گناه دوری کنیم و هر قدر ممکن است از آنهایی که ما را به سمت گناه سوق میدهند دور بمانیم.


آیا هرگز با حسادت کردن به موفقیت کسی در تقلا بودهاید؟ بهترین چاره برای این مشکل کشنده روحی چیست؟ (رساله پولس رسول به افسسیان باب ٥ آیه ٠٢ را ببینید).


چهارشنبه


٥٢ فوریه


چه میخوریم؟


این تصادفی نیست که اولین وسوسه بشر به خوراک مربوط بود (سفر پیدایش باب ٣ آیه ٣). انسان با اطاعت نکردن و خوردن از چیزی که ممنوع بود گناه و مرگ را به دنیا آورد. (سفر پیدایش باب ٣ آیات ١ الی ٧، رساله پولس به رومیان باب ٥ آیه ١٢). ما نباید این واقعیت مهم را نیز فراموش کنیم که نخستین بار نوشیدن شراب در کتاب مقدس بصورت یک داستان خیلی منفی و پست کننده معرفی شده است. (سفر پیدایش باب ٩ آیه ٢١).


امثال سلیمان باب ٢٣ آیات ٢٩ الی ٣٥ را بخوانید. مصرف نوشیدنی الکلی در این آیات چگونه معرفی شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کیست که شخصاً ندیده باشد که الکل چقدر میتواند ویرانگر باشد؟ مطمئناً، همه آنانی که مینوشند به انسان مست افتاده در جوب تبدیل نمیشوند؛ اما به احتمال زیاد معتادان به جوب افتاده، هرگز در نوشیدن نخستین بار، تصور نمیکردند که ممکن است در آینده سرانجامشان به جوب ختم بشود.


«انسانی که به نوشیدن مشروب سکرآور عادت کند در وضعیتی فلاکتبار است. حرف حساب سرش نمیشود و نه راضی است که از مشروبات الکلی بگذرد. معده و عقلش هر دو بیمار هستند. قدرت اراده اش ضعیف شده است و اشتهایش غیرقابل کنترل. شاهزادۀ نیروهای تاریکی او را در بر گرفته است طوری که برای شکستن بندها هیچ قدرتی ندارد. -توضیحات خانم الن ج. هوایت، The SDA Bible Commentary، جلد ٣، صفحه ١١٦٢.


امثال سلیمان باب ٢٣ آیات ١ الی ٨ را بخوانید. چرا باید اشتهایمان را کنترل کنیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این تذکر چیزی بیش از رعایت آداب غذا خوردن است. آیه کتاب مقدس هشداری است به آنهایی که به خوردن علاقه دارند و کسانی که اشتهای خیلی زیادی دارند (امثال سلیمان باب ٢٣ آیه ٢). مثل چاقو بر گلوی کسی گذاشتن عملاً بسیار قوی است زیرا فقط به معنی فرو نشاندن اشتها نیست، بلکه نشان دهندۀ خطری است که میتواند توسط غذا برای سلامتی و حتی زندگیتان به وجود آید. کلمه عبری «بین»(bin) که «به دقت ملاحظه کردن» ترجمه میشود، بر نظریه بررسی دقیق انواع مختلف غذا دلالت میکند. وقتی سلیمان حکمت را میطلبید تا به او در تمیز دادن بین نیک و بد کمک کند از همان کلمه استفاده نمود (کتاب اول پادشاهان باب ٣ آیه ٩). نویسنده مُلهم نکته ای بیش از مشکل کنترل اشتها در ذهن دارد. همچنین شاید اندرزش شامل ضیافت ها و نوشیدنی های تفریحی هم باشد زمانی که ما تحت فشار قرار میگیریم و وسوسه میشویم خوراکیهای لطیفش را بطلبیم. (امثال سلیمان باب ٢٣ آیه ٣).


در مورد شخصی که زندگیاش با الکل ویران شده است بیاندیشید. چرا باید این مثال به تنهایی برای کمک به درکمان که چرا هرگز نباید آن زهر را به بدنمان وارد کنیم کافی باشد؟


پنجشنبه


٦٢ فوریه


مسئولیتهای ما


«حینی که من به مرد شریر گویم: ای مرد شریر البته خواهی مرد! اگر تو سخن نگویی تا آن مرد شریر را از طریقش متنبه سازی، آنگاه آن مرد شریر در گناه خود خواهد مُرد، اما خون او را از دست تو خواهم طلبید. (کتاب حزقیال نبی باب ٣٣ آیه ٨). کدام اصل اساسی روحانی در این آیه نشان داده شده است؟ چطور این ایده را اقتباس کنیم و در زندگی های روزمره مان آن را اجرا بکنیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


سالها پیش، در شهر بزرگ غربی، شب هنگام زنی در خیابان مورد حمله قرار گرفت. او برای کمک فریاد میکشید، تعدادی از مردم صدای او را شنیدند، اما حتی یک نفر به خود زحمت نداد تا با پلیس تماس بگیرد. خیلی از مردم از پنجره به بیرون نگاه کردند و دوباره برگشتند به اموری که انجام میدادند. خیلی زود گریه زن متوقف شد. بعداً او را مرده یافتند، در حالی که چندین بار مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود.


آیا کسانی که صدای گریه اش را شنیدند اما هیچ کاری نکردند به خاطر مرگش مقصرند؟ گرچه آنها خودشان به او حمله نکردند، ولی آیا بی توجهی آنها او را کشت؟


امثال سلیمان باب ٢٤ آیات ١١ و ١٢ و ٢٣ الی ٢٨ را بخوانید. چه پیام های مهمی در اینجا برایمان وجود دارند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شریعت موسی به طور واضح به آنهایی که شاهد گناهی بوده اند و اطلاع نمیدهند هشدار میدهد که آنها متحمل گناه خواهند شد (سفر لاویان باب ٥ آیه ١). شاید ما قادر به جلوگیری از جرم نباشیم، اما اگر درباره جرمی که میبینیم سکوت اختیار کنیم، با جنایتکار سهیم شده ایم. با سکوتمان شریک جرم شده ایم.


در مقابل، اگر ما در شهادتمان گزارش صحیح بدهیم، یا «پاسخ صحیح» بدهیم (امثال سلیمان باب ٢٤ آیه ٢٦)، ما بطور مقتضی پاسخ داده ایم و مانند یک انسان وظیفه شناس رفتار کرده ایم. این عمل با بوسه ای بر لب ها برابر است، یعنی شخص به دیگران اهمیت میدهد.


وقتی زنی در خیابان کشته میشود ولی ما ساکت میمانیم و هیچ کاری انجام نمیدهیم به اندازه کافی غم انگیز است؛ اما در مورد بسیاری از بدی های دیگر در دنیا مانند گرسنگی، جنگ، بی عدالتی، نژادپرستی و ظلم اقتصادی چطور؟ مسئولیت های ما در اینجا چیست؟


جمعه


٧٢ فوریه


مطالعات بیشتر


«افراد اطراف ما باید بیدار شوند و نجات یابند وگرنه نابود میشوند. حتی لحظه ای را نباید از دست بدهیم. همگی ما نفوذی داریم که میتواند برای حقیقت یا مخالف آن گواه باشد. من میل دارم شواهد اشتباه ناپذیری را با خود حمل کنم که نشان بدهد من یکی از شاگردان مسیح هستم. ما چیزی بیشتر از آیین حفظ شنبه میخواهیم. ما اصل زندگی کردن و احساس مسئولیت روزانه را میخواهیم. خیلی از مردم از آن پرهیز میکنند و میوه اش بی توجهی، سهل انگاری، فقدان هشیاری و روحانیت است.»- خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ١، صفحه ٩٩.


راجع به ایمان حرف بزنید، با ایمان زندگی کنید، محبت به خدا را ترویج بدهید، به آنچه عیسی برای شما هست به همه دنیا شهادت بدهید. نام مقدس او را بزرگ کنید. درباره خوبی هایش بگویید، از فیضش حرف بزنید و از قدرتش بگویید.»- خانم الن ج. هوایت، Our High Calling، صفحه ٢٠.


پرسشهای برای بحث:


  • جوابتان برای پرسش نهایی روز یکشنبه را در کلاس مرور کنید. از جوابهای یکدیگر چه میتوانیم بیاموزیم؟ چه راههایی برای تقویت ایمان به اعتقادات وجود دارند؟

  • کسی نوشت: «دو چیز را به خاطر بیاورید: مسیح به خاطر شما جان داد و یک روز شما نیز خواهید مرد». در متن درس روز سهشنبه که درباره پاسخ راجع به گناه به هر طریقی سخن گفته است، چه درس بسیار مهمی را باید از این مطلب برداشت کنیم؟

  • و اشاره دوباره به همان شعاری که روی اتوبوس های لندن نصب شده است:»احتمالاً خدایی وجود ندارد. حالا نگران نباشید و از زندگیتان لذت ببرید». در کنار چیزهایی که درس درباره آنها صحبت کرد، چه مشکلات دیگری همراه با این احساس یافتید؟ چرا وجود خدا چیزی است که مردم در ابتدا احساس نگرانی میکنند؟ این نیت درباره اینکه شیطان چگونه به خوبی شخصیت خدا را در ذهن بسیاری از مردم بد جلوه داده است به ما چه میگوید؟ روش های متفاوتی که به شما توان پاسخگویی به این شعار را میدهند در کلاس مطرح کنید. شعارهای مختصر و مفیدی که میتواند به مردم برای دیدن امید در خدا کمک کنند کدامند؟

درس ٠١


* ٨٢ فوریه الی ٦ مارس


پشت نقاب



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢ و ٣؛ باب ٢٦ آیات ١١ و ١٢؛ رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیات ٢٠ و ٢١؛ امثال سلیمان باب ٢٦ آیات ١٣ الی ١٦؛ باب ٢٧ آیات ٥ و ٦.


آیه حفظی: «در حضور پادشاه خویشتن را بر میفراز و در جای بزرگان مایست.» (امثال سلیمان باب ٢٥ آیه ٦).


در پس مار خیرهکننده، همان که کلمات شیرین به زبان میآورد و ظاهراً بسیار در فکر شادمانی حوا میبود، دشمنی را پنهان کرد که نقشۀ مرگش را طراحی میکرد (سفر پیدایش باب ٣ آیات ١ الی ٦). با قیافه مبدل چون فرشته نور شیطان خطرناکترین دام را برای انسان تدارک میبیند (رساله دوم پولس رسول به قرنتیان باب ١١ آیه ١٤). حتی خطرناکتر و پرنیرنگ تر از خودنمایی، وقتی است که ادعا میکنیم چیزی باشیم که نیستیم، ما در نهایت دیگران و حتی خودمان را فریب میدهیم.


روشهای متفاوتی برای فریب دادن هست. یکی از معمولیترین آنها از طریق زبان است. بعضی از امثال این هفته در ارتباط با کلمات است، مانند کلمات دروغین، کلمات تملقآمیز و کلمات زیبایی که از احساسات شگفتآور و صداهای زیبا برای پوشاندن افکار و مقاصد شوم بهره می برند. نه تنها هنگام صحبت با دیگران بلکه در مورد چگونگی تفسیر آنچه دیگران به ما میگویند نیز باید مراقب باشیم. چه بسا پیام این هفته میتواند اینگونه خلاصه بشود: «اینک، من شما را مانند گوسفندان در میان گرگان میفرستم؛ پس مثل مارها هشیار و چون کبوتران ساده باشید» (متی باب ١٠ آیه ١٦).


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٧ مارس.


یکشنبه


١ مارس


خدای اسرارآمیز


زندگی پر از اسرار است. دیوید دویچ (David Deutsch) فیزیکدان اینگونه نوشت که «اتفاقات هر روزه وقتی در بطن فیزیک اساسی مطرح میشوند بطور عجیبی پیچیدهاند. اگر یک کتری برقی را از آب پر کنید و روشنش نمایید، اگر همه ابرکامپیوترهای روی کره زمین معادل سن جهان کار بکنند نمیتوانند معادلات تخمین که نحوه رفتار همه مولکول ها است را حل کنند - حتی اگر میتوانستیم حالت اولیه آنها و تمام تأثیرات بیرونی شان بر روی آنها را به گونهای تعیین کنیم، خود این کاری مهار نشدنی.» – آقای دیوید دویچ (David Deutsch (٢٠١١–٠٧–٢١)).


The Beginning of Infinity: Explanations That Transform the World (Kindle Locations ١٩٧٢–١٩٧٥). Penguin Group. Kindle Edition.


اگر ما درباره مسائل عادی مثل مولکول های آب اینگونه حیران هستیم، چطور میتوانیم حتی درک رازهای خدا را انتظار داشته باشیم؟


امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢ و ٣ را بخوانید. نویسنده به چه نکته ای اشاره میکند و چطور میتوانیم آن را در موضع وسیعتری اجرا کنیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


آنچه جلال خدا را متفاوت از جلال پادشاهان میکند در طبیعت سّریاش است و با اشاره ضمنی ناتوانی انسان به درک کامل او. ریشه عبری str («مخفی کردن»، «پنهان کردن») که از کلمۀ «سِر» در زبان ما میآید، معمولاً در کتب الهام شده عبری برای توصیف آنچه خدا را به خدای حقیقی تبدیل میکند بکار برده میشود (کتاب اشعیای نبی باب ٤٥ آیات ١٤ و ١٥). مسائلی در مورد خداوند وجود دارد که ما براحتی نمیتوانیم درک کنیم. از طرف دیگر چیزی که جلال پادشاهان را میسر میسازد رضایت مندی آنها برای بررسی موشکافانه است. شفافیت و جوابگویی اولین کیفیت مهم در مقام رهبری است. (سفر تثنیه باب ١٧ آیات ١٤ الی ٢٠). این وظیفه پادشاه است که امری را تحقیق کند و توضیحی برای وقایع و آنچه را که او انجام میدهد داشته باشد.


زندگی پر از پرسش های بی پاسخ است، آیا اینطور نیست؟ از قرار معلوم رویدادهای آنی، اتفاقی میتوانند تفاوت میان مرگ و زندگی را معنا کنند. بعضی مردم گرفتار یک تراژدی پس از دیگری هستند در حالی که دیگران به خوبی و خوشی زندگی میکنند. همۀ اینها به ما میگوید که باید با ایمان زندگی کنیم. در حال حاضر چه اتفاقاتی در زندگیتان رخ داده است که باید بواسطه ایمان، توکل به خدا را بپذیرید؟ چه چاره دیگری دارید؟


دوشنبه


٢ مارس


احمق حکیم نما


گرچه ساخت و ساز جدیدی نیست (بخصوص در دنیای غرب) ایدهای هست که در سال های اخیر به وجود آمده است و طبیعت نسبی بودن حقیقت را مدعی است؛ یعنی هر آنچه برای یک شخص یا یک فرهنگ ممکن است درست باشد ممکن است برای دیگری صحیح نباشد. در حالی که در یک مورد همیشه یک وضعیت صحیح است (بعضی جاها از سمت راست جاده و در جای دیگر از سمت چپ رانندگی میکنند)، در جای دیگر بخصوص در حوزۀ اخلاقی، خطایی خطرناک است. برخی مسائل علی السویه با توجه به محل زندگی یا اولویت های شخصی مان درست و برخی دیگر غلط هستند. در نهایت همیشه باید دیدگاهمان را در جهت کلام خدا و حقایق پیدا شده در آن تسلیم کنیم. کلام خدا باید نیروی نهایی مان برای شناخت درست و غلط، نیکی و شرارت باشد.


امثال سلیمان باب ٢٦ آیات ١١ و ١٢؛ کتاب داوران باب ٢١ آیه ٢٥؛ رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیات ٢٠ و ٢١؛ باب ٢ آیات ٦ و ٧؛ رساله دوم پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیه ١٢ را نیز بخوانید. همه ما باید مراقب انجام ندادن کدام کارها باشیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


همانطور که میبینیم، این ایده که فرد آنچه از نظر خود درست به نظر برسد انجام میدهد چیز جدیدی نیست. این ایده همانقدر در گذشته اشتباه بود که در حال حاضر نیز هست. همانطور که قبلاً هم دیده ایم هیچ یک از ما همه چیز را درک نمیکنیم؛ در حقیقت، ما هیچ چیز را به طور کامل درک نمیکنیم. همۀ ما حوزه هایی داریم که در آنها احتیاج به رشد و آموزش است، بنابراین همیشه باید این حقیقت را بپذیریم که همه پاسخ ها را ما نداریم.


در بحث افراد نادان، همان طور که در این مثل دیده میشود، دلیل اضطراب تأثیر حماقت آنهاست که پیشاپیش خود ایشان خواهد رفت. آنها حالا بیشتر از هر وقت از حکمتشان مطمئن هستند؛ از این رو حماقتشان را تکرار خواهند کرد. آنها حتی ممکن است چنان متقاعد کننده باشند که دیگران گمان به حکیم بودن آنها ببرند، دیگران آنها را احترام خواهند کرد و از ایشان خواستار نصیحتی خواهند بود که به مشکلات بزرگی ختم خواهد شد. (امثال سلیمان باب ٢٦ آیه ٨). حماقت نه تنها گسترش خواهد یافت بلکه به عنوان حکمت برچسب خواهد خورد که میتواند خیلی بیشتر آسیب برساند. بیش از این، افراد احمق بسیار ابله هستند که از حماقت خود آگاه نیستند.


چند بار شما به نادیده گرفتن آنچه میدانید ارزش های اساسی یا حقایق اساسی هستند وسوسه شده اید؟ با این وجود زمانی که برخی ارزشهای اصلی با هم تلاقی پیدا میکنند چه اتفاقی میافتد؟ چگونه بفهمیم کدام یک دیگری را مغلوب میکند؟


سهشنبه


٣ مارس


انسان کاهل


«کاهل دست خود را در بشقاب فرو میبرد و از برآوردن آن به دهانش خسته میشود « (امثال سلیمان باب ٢٦ آیه ١٥).


دقیقاً مانند دانش آموزانی که زمان و انرژی بیشتری برای آمادگی تقلب در امتحان صرف میکنند تا برای مطالعه، کنایه از مردم تنبلی است که برای یافتن بهانه هایی برای تنبلی شان سخت تلاش میکنند.


امثال سلیمان باب ٢٦ آیات ١٣ الی ١٦ را بخوانید. در چه موردی در اینجا به ما هشدار داده شده است؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ممکن است حق با آدم تنبل باشد: «شیر در راه است» (امثال سلیمان باب ٢٦ آیه ١٣). از اینرو، ماندن در خانه و با خطر روبهرو نشدن حکیمانه تر است؛ اما با این کار فقط همه فرصت هایی را که زندگی به ما میدهد از دست میدهیم. هرگز از زیبایی گل سرخ لذت نخواهیم برد اگر خطر آسیب دیدن با خارهایش را قبول نکنیم. قادر نخواهیم بود به جلو حرکت کنیم اگر از موانع بترسیم. انسانهایی که قادر نیستند خود را متعهد به کاری بکنند هرگز طعم زندگی کامل را نخواهند چشید.


به بعضی دیگر از تصاویر در آیات نگاه کنید. همانطور که درب بر لولاهایش میچرخد اما جایی نمیرود، مردم تنبل نیز بر بسترشان میچرخند؛ فقط همین، حالتشان را تغییر میدهند، ولی هیچ کجا نمیروند.


تصویر دیگر، در آیه ١٥ خیلی تعجب آورتر است. ایشان میتوانند دستشان را داخل بشقاب غذا ببرند اما برای برآوردن آن جهت سیر کردن خودشان بسیار تنبل هستند؟


اما حتی بدتر از این تنبلی ذهنی، تعصب و اطمینانی است که آنها درباره معتقدات خودشان دارند؛ بنابراین، در نظرشان آنها همیشه راست هستند و حتی حکیم تر از هفت مرد حکیم هستند (امثال سلیمان باب ٢٦ آیه ١٦) و هیچگاه عقاید دیگران را که از خودشان حکیم ترند نخواهند پذیرفت. کسانی که فکر میکنند همه جواب ها را دارند در واقع ندارند.


«در روز داوری شخص نه به خاطر اینکه وجداناً به دروغی معتقد است محکوم خواهد شد، بلکه به خاطر باور نکردن حقیقت و غفلت ایشان از فرصتی که برای آموختن آنچه حقیقت است داشتهاند.»-خانم الن ج. هوایت، کتاب شیوخ و انبیا، صفحه ٢٦. چگونه نقشمان را در دادن «فرصت» یادگیری آنچه حقیقت است به دیگران درک کنیم؟ کجا وظایفمان آغاز میشوند و کجا پایان مییابند؟


چهارشنبه


٤ مارس


دوستی شبیه دشمن


اگر ما از دوستانمان بیشتر از دشمنانمان ناامید هستیم، به این دلیل است که از دوستانمان انتظار خوبی و از دشمنانمان انتظار شرارت داریم. با این حال اما همیشه واقعیت بدین شکل تحقق نمیپذیرد مگر جز این است؟ به همین دلیل امثال به ما هشدار میدهند که گاهی یک دوست میتواند مانند یک دشمن رفتار کند و گاهی دشمن مانند دوست.


امثال سلیمان باب ٢٧ آیات ٥ و ٦ را بخوانید. چه زمانی سرزنش میتواند نشانه محبت باشد؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محبت فقط دربارۀ بوسه ها و کلام شیرین نیست. گاهی اوقات محبت ما را به ملامت کردن دوستمان یا فرزندمان مجبور میکند و ممکن است ما خشن و خرده گیر و منتقد به نظر برسیم. ممکن است اگر صحبتی کنیم حتی دوستانمان را از دست بدهیم. اگر ما به دوستانمان دربارۀ آنچه انجام میدهند، مخصوصاً اگر به آنها آسیب وارد میکند، هشدار ندهیم پس ما چگونه دوستی هستیم؟


سرزنش آشکار ما نیز نشانه ای است از اینکه محبتمان بر پایه خیال و توهم ساخته نشده است بلکه بر اساس حقیقت و اعتماد ساخته شده است.


امثال سلیمان باب ٢٧ آیه ١٧ را بخوانید. تأثیر مقابله مابین دوستان چه میتواند باشد؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تصویر آهن، آهن را تیز میکند یک منفعت دوجانبه را پیشنهاد میدهد. روابط دوستانه تحت آزمایش مقابله صحیح نه تنها کیفیت دوستی را بالا میبرد بلکه شخصیت هر دو طرف را نیز مقاوم ساخته و بهبود میبخشد. سلاح های مورد استفاده در بهره وری تقویت خواهند شد. ما برای سختی های آینده مجهزتر خواهیم شد. مردمی که فقط خود و ایده هایشان را در پناه میگیرند و هرگز به مقابله با نظریات مختلف مواجه نمیشوند، در دانش یا در شخصیتشان رشد نخواهند کرد.


آیا هیچگاه برای چیزی که میتوانست واقعاً به شما آسیب برساند مورد سرزنش قرار گرفتهاید؟ اگر در این مورد به شما هشدار داده نمیشد چه؟ این را در نظر داشته باشید، اگر باید همین کار را به خاطر دیگری انجام دهید، چطور میتوانید آن را با اخلاق سازنده انجام داد و نه با خورده گیری و انتقاد؟


پنجشنبه


٥ مارس


دشمنی شبیه دوست


امثال سلیمان باب ٢٦ آیات ١٧ الی ٢٣ را بخوانید. در خطوط پایین هر آنچه گفته شده خلاصه کنید.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


امثال سلیمان دوباره به قدرت کلام میپردازد و این بار به لطمه ای که توسط تهمت زدن و نزاع کردن به وجود میآید اشاره میکند. آنانی که در حضور شما به دشمنانتان تهمت میزنند تا به شما بفهمانند که طرفدار شما هستند، واقعاً شبیه «زغال» هستند: آنها بر اختلاف میافزایند و شما را بیشتر به درون آتش مشکلات راهنمایی میکنند (آیه ٢١).


همچنین «لبهای پرمحبت» که بسیار فصیح به نظر میآیند میتواند «دل شریر» را پنهان کند (آیه ٢٣). سیاستمداری که میخواهد انتخاب شود، فروشنده ای که میخواهد اجناسش را بفروشد و جوان عشوه گری که میخواهد خانمی را بفریبد همه درباره قدرت فصاحت میدانند.


درس این فقره این است که ما باید مراقب باشیم که هر نطق دلپسندی را که میشنویم باور نکنیم. آنها قطعاً میتوانند خطرناک باشند زیرا که دلپسند هستند. بعضی افراد سخنوران بسیار خوبی هستند؛ آنها میتوانند بسیار اغواکننده، صمیمی و بسیار دلسوز به نظر بیایند، در حالی که چیزی کاملاً متفاوت در باطن دارند. گرچه همه ما قربانیان افرادی اینچنین بودهایم، ولی کیست که به خاطر انجام چنین کاری گناهکار نباشد: وقتی به شخصی چیزی را میگوییم ولی چیزی کاملاً متفاوت در احساس و اندیشه داریم؟ در اینجا امثال سلیمان قویاً علیه این فریبندگی هشدار میدهد.


«هر کاری که مسیحیان انجام میدهند باید کاملاً شفاف به مانند نور خورشید باشد. حقیقت از خداست؛ ولی فریب در اشکال بیشمارش از شیطان است... گفتن حقیقت محض کاری آسان و روشن نیست. ما نمیتوانیم حقیقت را بگوییم مگر اینکه حقیقت را بدانیم و اغلب چقدر نظریه ها و گرایشهای تعصبی، اطلاعات ناقص و خطاهای قضاوت از درک درست مسائلی که ما باید انجام بدهیم جلوگیری میکنند! ما نمیتوانیم حقیقت را بگوییم مگر ذهنهایمان بطور مستمر توسط کسی که حقیقت است هدایت شود.» -خانم الن ج. هوایت، Reflecting Christ، صفحه ٧١٠.


شما چقدر درباره آنچه بیان میکنید روشن و شفاف هستید؟ چقدر بین کلام و افکارتان جدایی وجود دارد؟ آیا واقعاً شما فکر میکنید چنین دورویی میتواند بطور نامحدود ادامه داشته باشد؟(متی باب ٠١ آیات ٦٢ و ٧٢)


جمعه


٦ مارس


مطالعات بیشتر


«واسطه روح خدا ضرورت بکارگیری توانایی ها و استعدادهایمان را از ما بر نمیگیرد بلکه به ما میآموزد که چگونه از هر قدرتی برای جلال خدا استفاده کنیم. توانایی های انسان زمانی که تحت رهبری ویژه فیض خدا هستند برای بهترین منظور بر روی کره زمین بکار گرفته میشوند. نادانی، تواضع یا روحانیت هیچ یک از مدعیان پیرو مسیح را افزایش نمیدهد. حقایق کلام الهی میتوانند توسط هوشمندان مسیحی بهتر درک شوند. عیسی مسیح توسط کسانی که او را هوشمندانه خدمت میکنند بهتر جلال مییابد. هدف بزرگ تعلیم و تربیت ما را قادر به استفاده از قدرتی میکند که خدا آن را به عنوان شیوه ای برای نشان دادن آیین کتاب مقدس و اعتلای جلال خدا به ما عطا فرموده است.


ما به وی که به ما هستی بخشیده است و به خاطر استعدادهایی که به ما واگذار کرده است مدیون هستیم و وظیفه ای که ما به خالقمان بدهکاریم این است که این استعدادها را ترویج بدهیم و بهبودشان ببخشیم.» -خانم الن ج. هوایت، Counsels to Parents, Teachers, and Students، صفحات ٣٦١ و ٣٧٢.


پرسشهای برای بحث:


  • درباره اسراری که هر روزه در زندگیمان، چه در طبیعت، چه در فعل انفعالات روابط انسانی یا در پرسشهای مربوط به ایمان و ذات خدا و رستگاری مییابیم بیشتر بحث کنید. یکی از سخریه های بزرگ زندگی این است که هر چه بیشتر میآموزیم بیشتر تشخیص میدهیم که چقدر کم میدانیم. چرا این واقعیت وقتی به حقایق روحانی میرسد حتی بیشتر صدق میکند؟

  • چه حقایقی نسبی، فرهنگی و متغیرند؟ چگونه آنها را از حقایق ابدی، جهانی و تغییرناپذیر تشخیص بدهیم؟ چرا دانستن تفاوت مابین آنها بسیار با اهمیت است؟ چرا اشتباه گرفتن حقایق مشروط با حقایق ابدی یکی از بزرگترین خطراتی است که ما با آن مواجه هستیم؟

  • گفته شده است که انسانهای باهوش دوستانشان را نزدیک و دشمنانشان را حتی نزدیکتر نگاه میدارند. این به چه معناست؟ بعنوان مسیحیان، ما با چنین مقصودی چگونه در ارتباط هستیم؟ از چه طریقی متی باب ١٠ آیه ١٦ میتواند به ما کمک کند؟

درس ١١


*٧ الی٣١ مارس


زیستن باایمان



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٢٨ آیات ٤ و ٧ و ٩ را بخوانید؛ رساله پولس رسول به رومیان باب ١ آیات ١٦ و ١٧؛ رساله پولس رسول به غلاطیان باب ٣ آیه ٢٤؛ امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٥؛ رساله اول یوحنای رسول باب ٢ آیات ١٥ الی ١٧؛ امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٣ را بخوانید.


آیه حفظی: «ترس از انسان دام میگستراند، اما هر که بر خداوند توکل نماید سرافراز خواهد شد» (امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ٢٥).


صداهای بسیاری ما را از جهت های متفاوت میخوانند. انسانها چگونه میفهمند کدام یک درست و کدام غلط است؟ پاسخ در خدا و مکاشفه نوشته شدهاش یافت میشود. ما باید بیاموزیم که به خدا اعتماد کنیم و احکامش را اطاعت کنیم. سپس بقیه مسائل به خودی خود حل میشوند.


عیسی به ما گوشزد کرد وقتی فرمود «اول ملکوت خدا را بطلبید،» و سپس هر آنچه نیاز دارید محیا خواهد شد (متی باب ٦ آیه ٣٣). ما باید اولین اولویتمان را اعتماد و پیروی از خدا قرار بدهیم؛ در غیر این صورت، چیزی جز آن را اولویت خواهیم ساخت که همان بت پرستی ساده و خالص است؛ و فقط با زیستن در زندگی باایمان است که ما میتوانیم یاد بگیریم به خدا اعتماد کنیم. سلوک مسیحی فقط همین است؛ ما با انتخابهایمان باید خواسته های خداوند را انجام بدهیم و نتیجه هایش را به او واگذاریم.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ١٤ مارس.


یکشنبه


٨ مارس


شریعت را نگاه دارید


از بین ١٣ رخداد کلمۀ تورات-»شریعت» یا «تعلیم» که در کتاب امثال سلیمان آمده است، ٤ مورد از آنها در امثال سلیمان باب ٢٨ هستند (آیه ٤(دو بار) و ٧ و ٩). گرچه این کاربرد در امثال سلیمان معمولاً برای تعلیم مرد حکیم بکار برده میشود (امثال سلیمان باب ١٣ آیه ١٤)، در سنت اسرائیلی کلمه دارای معنای روحانی است و به مکاشفه الهی اشاره دارد، همانطور که در خود کتاب امثال سلیمان تأیید شده است (امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٨).


امثال سلیمان باب ٢٨ آیات ٤ و ٧ و ٩ را بخوانید. این آیات درباره اهمیت شریعت در نحوه زندگی ما چه میفرمایند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چیزی که مردم اسرائیل را از اقوام دیگر متفاوت میکرد نوع تفکر یا حتی روحانیت و دیدگاههای الهی انتزاعیشان نبود بلکه گزینه های واقعی زندگیشان درباره غذا، استراحت، محیط زیست طبیعی و ارتباطشان با همسایه ها و تمام ملتها بودند که آنها را مقدس میساخت یا از اقوام دیگر جدایشان میکرد؛ و این انتخاب ها به شکل ایده آل در شریعت و اصولی که در آن پیدا شدند متمرکز بودند.


روی هم رفته ما انسانها، نمیتوانیم با اتکای به خودمان حکیم بشویم؛ ما حتی نمیتوانیم همیشه میان نیک و بد را تمیز بدهیم (کتاب اول پادشاهان باب ٣ آیه ٩). پس ما به شریعت الهی نیاز داریم تا ما را در به دست آوردن بصیرت کمک کند. به بیان دیگر تحصیل حکمت به ممارست روحانی و عقلانی بستگی ندارد؛ بلکه در اصل به فرمانبرداری از شریعتی که خارج از وجودمان، فرهنگمان، روانشناسی شخصیمان و آرزوهایمان قرار دارد وابسته است.


البته احکام، شریعت ابدی خدا هستند؛ و پیروی کردن از این شریعت بدرستی کار ایمان است. «زیرا که از مسیح عار ندارم چونکه قوت خداست، برای نجات هر کس که ایمان آورد، اول یهود و پس یونانی؛ که در آن عدالت خدا مکشوف میشود، از ایمان تا ایمان، چنانچه مکتوب است که عادل به ایمان زیست خواهد نمود» (رساله پولس رسول به رومیان باب ١ آیات ١٦ و ١٧).


شما از چه دردسرها و مشکلاتی به خاطر تعهد به ایمانتان در نگاه داشتن شریعت خدا در امان بوده اید؟ در صورت نگاه نداشتنش زندگیتان چه تفاوتی خواهد کرد؟


دوشنبه


٩ مارس


خداوند را بطلبید


صرف نظر از اینکه شریعت (تورات) چقدر برای زندگی با ایمان حیاتی است ولی خودش منبع حیات نیست. بلعکس، شریعت گناه را آشکار میکند و گناه به مرگ هدایت میکند (رساله پولس رسول به رومیان باب ٧ آیات ٧ الی ١٣ را ببینید). در عوض چیزی که تورات را تأثیرگذار میکند عطایش از طرف خداست. منفصل از خدا، تورات، آیینی مُتکی به قوانینی خواهد بود که به قصد اصلی اش هیچ ربطی ندارد. سلوک مطیعانه شریعت خدا با زندگی با خدا در ارتباط است. تورات جای خدا را نمیگیرد بلکه فقط معلمی است (با توجه به تمثیل پولس رسول) که دانش آموزان را به سوی استاد هدایت میکند (رساله پولس رسول به غلاطیان باب ٣ آیه ٢٤).


رساله پولس رسول به غلاطیان باب ٣ آیه ٢٤ را بخوانید. چگونه شریعت ما را به سوی عیسی هدایت میکند تا بدرستی از ایمان عادل شمرده شویم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کتاب امثال سلیمان فقط کتاب حکمت نیست بلکه قبل از هر چیز این کتاب در مورد خدایی است که آشکارکنندۀ حکمت است. طلبیدن حکمت بوسیله اطاعت از شریعت، ما را نزدیک به خداوند و رستگاریی که او آزادانه به طریق ایمان به عیسی مسیح به ما عطا کرده است میکشاند.


امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٥ را بخوانید. کلید فهمیدن همه چیز برای ما چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کلمه «فهمیدن» در آیه ٥ درست همانند کلمه «شریعت» در آیه ٤ دو بار استفاده شده است. هر دو آیه به هم ربط دارند: شریعت را نگاه داشتن (آیه ٤) و طلبیدن خداوند (آیه ٥) به هم تعلق دارند؛ لکن حیطه این فعالیت فقط دانستن و انجام دادن کار درست نیست («انصاف» آیه ٥). این فهمیدن در مورد «همه چیز» است زیرا به سادگی از خدا همه چیز ناشی میشود. برای اسرائیل باستان، دانش همه چیز از تجربیات دینی جدا نبود. ایمان همبستگی نزدیکی با ذکاوت و تفاهم منطقی داشت. ایمان بدون اندیشیدن یا اندیشیدن بدون ایمان غیر قابل درک است برای اینکه خدا پایه گذار هر دو قلمرو است.


چرا ایمان به خدا موقعیت منطقی برای نگاهداشتن است؟ چرا رد کردن خدا در مقابل اعتقاد به او بیشتر غیرمنطقی و نامعقول مینماید؟


سهشنبه


٠١ مارس


کلامی برای افراد غنی


رساله اول یوحنای نبی باب ٢ آیات ١٥ الی ١٧ را بخوانید. درباره چه چیزهایی به ما هشدار میدهد و چگونه خود را از خطری که این آیات اشاره به آن میکنند محافظت کنیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



گرچه معنای «غنی بودن» خیلی متنوع است، ولی کتاب امثال سلیمان درباره چگونه غنی شدن و سپس نحوه رفتار با ثروتی که به دست آوردهایم چندین آموزش دارد.


  • به هزینۀ فقرا غنی نشوید (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٨). ثروت شما به حق نیست اگر آن را از خرجی فقرا به دست آورید. همانطور که قبلاً دیدیم، کتاب مقدس علیه آنانی که از فقرا به نفع خودشان بهره برداری میکنند بسیار با قدرت سخن میگوید.

  • به فقرا ببخشید (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٢٧). در مقابل مرد «حریص» امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٢٥ (معنای تحت الفظی، نفس دست و دل باز)، شخصی که نسبت به فقرا بخشنده است برکت خواهد یافت.

  • مُجدانه کار بکنید (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ١٩). ثروت نباید در نتیجه دزدی کردن یا تصادفی به دست بیاید بلکه باید ثمره دسترنجمان باشد. چیزی که به دست میآید به کیفیت تلاشمان بستگی دارد. اگر غنی هستیم باید استحقاق آن را داشته باشیم.

  • سعی نکنید سریع ثروتمند شوید (امثال سلیمان باب ٢٨ آیات ٢٠ و ٢٢). امثال سلیمان دو سناریوی التزامی ارائه میدهد: (١) زمانی که چشمهایمان را بر روی برخی رفتارهای نادرست میبندیم درنتیجه به شریک جرم آن رفتار تبدیل میشویم (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٢٢)؛ (٢) زمانی که آنقدر مشتاق لذت بردن از ثروت والدینمان هستیم از آنچه برای زندگی کردن الآن نیاز دارند میدزدیم (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٢٤). حتی بدتر، آنهایی که این کارها را میکنند قادرند در ذهنهایشان اعمال اشتباه را توجیه کنند تا جایی که خودشان را متقاعد میکنند که کار اشتباهی نکرده اند؛ پس میگویند «گناه نیست».

پول اهرم قدرتمندی در این جهان است، برای همین کتاب مقدس بسیار در موردش سخن گفته است. اگر مانند بیشتر آدمها، شما نیز اشتیاق به پول دارید، چگونه میتوانید مطمئن باشید که درون تله ای که عیسی آن را فریبندگی ثروت خواند سقوط نمیکنید؟


چهارشنبه


١١ مارس


کتاب راهنما برای فقر


امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٣ را بخوانید. آنچه در اینجا بحث شده چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فقیر و غنی با هم یکسان هستند (امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٣). تصویر نور که در این مثل مورد استفاده قرار گرفته است این موضوع را در منظر آفرینش قرار میدهد. غنی و فقیر هر دو به وسیله خدا خلق شدهاند (امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٢). هر دوی آنها از هدیه زندگی لذت میبرند و خورشید بر هر دوی آنها میتابد. درست همان طور که ثروتمندان درباره نحوه برخوردشان با فقرا اخطار داده شدهاند، فقرا نیز توصیه شدهاند که حتی ستمگران نسبت به خود را دوست بدارند که در برخی حالتها میتواند ثروتمندان باشند (متی باب ٥ آیات ٤٤ و ٤٥).


پیام امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٣ چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


وظایف فقیر و غنی یکسان است (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٣). فقر نباید بهانهای برای شرارت باشد. این واقعیت که شما ممکن است تحت ستم قرار گرفته باشید به شما اجازه ستم کردن به دیگران را نمیدهد. مَثل عیسی در مورد غلام انتقامجو که به غلام بیچاره تر از خودش ستم کرد نشان میدهد که این عکسالعمل گرچه غیرمنتظره از فقیر بود (که انتظار میرود بتواند غمخوار انسانهای فقیر دیگر باشد)، ولی غیرعادی نیست (متی باب ١٨ آیات ٢٢ الی ٣٥). در امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٣، منظر باران که معمولاً برکت است، به صورت سیلاب مخربی از کار در میآید؛ این تصویر غیر طبیعی بودنِ نوع رفتار و نا امیدی که آن به ارمغان میآورد را توضیح میدهد.


پیام امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٦ چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فقیر درستکار از غنی شریر بهتر است (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٦). با توجه به حکمت سنتی، فرد درستکار نباید فقیر باشد، برای اینکه فقر فرضاً جریمه ای عادلانه برای آدمهای تنبل است (امثال سلیمان باب ٢٤ آیه ٣٤). با این حال واقعیت زندگی خیلی پیچیده است. فقرا ممکن است قربانیان بی عدالتی یا شرایط خارج از کنترلشان باشند. در اغلب اوقات مسئله همین است. با این حال شاخص ارزشهای مورد دفاع در کتاب امثال سلیمان روشن و بی ابهام است. صداقت از ثروت با اهمیت تر است و موفقیت شاخصی مطمئن برای صداقت نیست.


زمانی که ارزشهایمان را برای فواید مادی به خطر میاندازیم چه میتوانیم بکنیم؟ چگونه خود را در برابر چنین چیزی که خیلی آسانتر است از آنچه فکر میکنیم محافظت کنیم؟


پنجشنبه


٢١ مارس


دوست داشتن حقیقت


از همه کارهایی که میتوانیم به فرزندانمان، شاگردانمان یا به هر کس که خواهان یادگیری از ماست تعلیم بدهیم مطمئناً مهمترین درس اینجا یافت میشود، همانطور که پولس رسول کسی که درباره گم گشتگان مینویسد این را گفت که «آنها محبت راستی را نپذیرفتند» (رساله دوم پولس رسول به تسالونیکیان باب ٢ آیه ١٠). البته عیسی حقیقت محض است، تعلیم دادن به دیگران که حقیقت را دوست بدارند به معنای تعلیم آنها به دوست داشتن عیسی است و چه چیز دیگری واقعاً اهمیت دارد؟


«هر مسیر تجسسی را که ما با هدفی صادقانه برای رسیدن به حقیقت دنبال کنیم، به مبدأ پر قدرت نامرئی الوهیت میرسیم که در تمامی امور مشغول کار است. فکر انسان با فکر خدا مرتبط میشود و محدود با نامحدود به مشارکت در میآید. تأثیر چنین مشارکتی بر جسم و ذهن و جان فراتر از محاسبه است.» -خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ١٤.


امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٥ را بخوانید (همچنین امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٩ را ببینید). چه اصل مهمی نه تنها برای تعلیم و تربیت بلکه برای زندگی بطور کلی در اینجا مشاهده میکنید؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با وجود اینکه نمونه ما با اهمیت است، مخصوصاً برای آنانی که نمیتوانیم آنها را مَلامت یا تنبیه کنیم، ولی در برخی موارد به آن خیلی نیاز است. این موضوع مخصوصاً در مورد فرزندانمان حقیقت دارد. بعضی وقتها کودکان نیاز به تنبیه شدن دارند تا به مسیر برگردانده شوند.


طبیعت همه ما ساقط در گناه و فاسد است و این حتی شامل موجودات کوچک دوست داشتنی یعنی فرزندانمان نیز میشود. ما در حق خود یا فرزندانمان با اجازه دادن به آنها تا هر کاری که میخواهند بکنند نیکی نمیکنیم. در حقیقت کودکان نه تنها به انضباطی که خواهانش هستند نیاز دارند بلکه آنها احتیاج دارند بدانند که مرزهایی وجود دارند و آنها باید درون آنها بمانند. مادری که معتقد است او باید به آزادی فرزندانش احترام بگذارد و بدون نه گفتن به آنها اجازه بدهد تا هر کاری را که میخواهند انجام بدهند، در نهایت برای او خجالت (امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٥) و بدون شک برای خودشان تأسف به بار خواهند آورد، اگر نه الآن مطمئناً زمانی که بزرگ شوند.


چه درسهایی در کودکی آموختید که هنوز در بزرگسالی با شما هستند؟ چگونه چیزهایی که آموخته اید شما را در ساختن زندگی بهتر کمک میکند؟


جمعه


٣١ مارس


مطالعات بیشتر


«احکام خدا پایههایشان را در تغییرناپذیرترین حقایق دارند بنابراین آنها ساخته شدهاند تا شادمانی نگاه دارندگانش را ترویج بخشند... دین انسان را به رابطه شخصی با خدا میرساند، ولی نه بصورت انحصاری؛ برای اینکه اصول آسمانی باید در زندگی بکار برده شوند تا بشریت را کمک کنند و برکت ببخشند.»- خانم الن ج. هوایت، Sons and Daughters of God، صفحه ٢٦٧.


«غفلت کامل از تعلیم و تربیت کودکان برای خدا، شرارت را مداوم میکند و بسیاری را که با توجهِ محتاطانه میتوانستند همکار مسیح شوند در رده های دشمن قرار داده است. ایده های غلط، فرد ابله و عاطفۀ ابلهانه ویژگیهای تربیتی به وجود آورده اند که فرزندان را دوست نداشتنی و ناراحت ساخته است، زندگیهای والدین را ناگوار کرده اند و تأثیر محنت بارشان را از نسلی به نسلی دیگر توسعه داده اند. هر کودکی که مجاز به داشتن راه خود باشد به خدا بیاحترامی خواهد کرد و موجب شرمساری پدر و مادرش میشود... با غفلت کردن از وظایفشان و مخالفت نکردن با خطایای آنها، والدین درهای شهر خدا را به رویشان میبندند.» - خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ٥، صفحات ٣٢٥ و ٣٢٦.


پرسشهای برای بحث:


  • گرچه لئو تولستوی نویسنده روسی در خانهای مسیحی بزرگ شد، ایمانش را برای سالهای متمادی رها کرد. هنگام پیری، او با بحران مواجه شد: معنای زندگی چیست، مخصوصاً زندگی که حتماً با مرگ پایان مییابد؟ گرچه او به دنبال پاسخها در همه حوزه های دانش گشت، ولی چیزی نیافت. او سرانجام متوجه شد که تنها پاسخ منطقی برای پرسش زندگی و معنایش میبایست در ایمان به چیزی که فراتر از منطق میرود پیدا بشود؛ یعنی منطقش به او گفت به منظور گرفتن پاسخها برای معنای زندگی فراتر از منطق یعنی به دنیای ایمان گام بردارد. پس چرا ایمان به عیسی واقعاً انتخابی کاملاً منطقی است که ما میتوانیم با توجه به معنا و هدف زندگی بگیریم؟

  • درک شما از معنای دوست داشتن حقیقت چیست؟ چگونه ما حقیقت را دوست داشته باشیم؟ البته دوست داشتن حقیقت به این معناست که ما ابتدا باید آن را بشناسیم. چگونه ما به دانش حقیقت میرسیم؟ و چگونه ما میتوانیم مطمئن باشیم که اجازه ندهیم چیزی بر سر راه دوست داشتن حقیقتِ فوقِ همه چیز دیگر قرار بگیرد؟

درس ٢١


*٤١ الی ٠٢ مارس


تواضع افراد حکیم



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٣٠، لوقا باب ١٨ آیات ٩ الی ١٤، ایوب باب ٣٨ الی ٤٠ آیه ٢، رساله اول یوحنا باب ١ آیه ١٩، مکاشفه یوحنا باب ٣ آیات ١٤ الی ١٨، مزمور داود باب ١٠٤ آیه ٢٤ را بخوانید.


آیه حفظی: «خوشا به حال آنان که در روح مسکیناند زیرا که ملکوت آسمان از آن آنهاست» (متی باب ٥ آیه ٣).



در کتاب مقدس تواضع بعنوان فضیلتی مهم در نظر گرفته شده است. بزرگترین انبیاء موسی به عنوان متواضع ترین شخصی که تاکنون زیسته است شناخته شد (سفر اعداد باب ١٢ آیه ٣). با توجه به کتاب میکاه باب ٦ آیه ٨، وظیفه اصلی که خدا از انسانها میخواهد این است که «در حضور خدایت متواضعانه رفتار کن». عیسی نیز اصرار داشت که تواضع آرمانی است که یک مسیحی باید آن را به دست آورد: هر که مانند این کودک خود را حقیر کند همان در ملکوت آسمان بزرگتر است « (متی باب ١٨ آیه ٤).


بالاخره، هر کس باید به یک چیز ببالد؟ هر نَفَسی، هر ضربان قلبی، هر موهبتی، هر استعدادی فقط از خدا منشأ میگیرد، «در او زندگی میکنیم و حرکت مینماییم و موجودیم»(اعمال رسولان باب ١٧ آیه ٢٨)؛ و در نور صلیب، همگی اعمال عادلمان مانند «لتّه حیض» است (اشعیاء باب ٦٤ آیه ٦)؛ پس چگونه میتوانیم به خود ببالیم؟


این هفته امثال سلیمان به تواضع اختصاص دارد؛ با توجه به موقعیتمان، چقدر ابلهانه است اگر هر چیزی جز انسانی متواضع باشیم؟


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢١ مارس.


یکشنبه


٥١ مارس


شما فکر میکنید کی هستید؟


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١ الی ٣، ٣٢ و ٣٣ را بخوانید. همه این آیات با هم چه چیز را میگویند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


خود حقیر بینی در این آیات به نظر تفاوت فاحشی با خود برتر بینی پادشاهان در منطقه خاور نزدیک باستان دارد، همان کسانی که اغلب دوست داشتند که به حکمتشان، موفقیت هایشان، پیروزیهای جنگی شان ببالند. سلیمان نیز «نظر به دولتمندی و حکمت از تمامی ملوک زمین» بعنوان بزرگترین ثبت گردید (اول پادشاهان باب ١٠ آیه ٢٣؛ جامعه باب ٢ آیه ٩)؛ و البته بعد از او نبوکدنصر است، کسی که علناً اظهار داشت که: «آیا این بابل بزرگ نیست که آن را من به قوت اقتدارم جهت قصر مملکت و جاه و عزتم بنا نمودم؟» (دانیال باب ٤ آیه ٣٠).


زیرا که نویسندهمان بی اطلاعیاش را میفهمد، او فخر کننده را «ابله» میخواند. کلمه عبری برای «ابله» نابال (nabal) است، نابال کسی است که برای نمونه رفتارش شبیه تفاخر یک فرد ابله است (اول سموئیل باب ٢٥). این چنین فخر کردن که به غرور داشتن دلالت دارد، همچنین عامل بالقوهای برای تحقیر در خود دارد و نتیجهاش جز خشم و نزاع نیست. پولس رسول همچنین چند تن از اعضای کلیسا را ابلهانی خواند که خودشان را حکیم میدانستند و حتی بدتر به آن افتخار میکردند (رساله دوم پولس رسول به قرنتیان باب ١١ آیه ١٨ و ١٩).


لوقا باب ١٨ آیات ٩ الی ١٤ را بخوانید. چرا ممکن است آسانتر از آن باشد که فکر میکنیم که مانند آن فریسی باشیم؟ چگونه مطمئن باشیم که در دامی مشابه، حتی به طریق ماهرانه اسیر نمیشویم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



شما باید برای افرادی که به خود افتخار میکنند متأسف باشید (معمولاً بهر حال پوششی برای عدم احساس امنیت آنهاست)؛ فقط نشان دهندۀ آن است که آنها چقدر اغفال شده و نادانند.


دوشنبه


٦١ مارس


دانش خدا؟


غرور در کسانی که خداوند را به طریق شخصی نمیشناسند ظهور میکند. در مقابل، فردی که در ارتباط با خدا زندگی میکند فروتن خواهد بود، برای اینکه او دائماً با کسی در ارتباط است که بی نهایت بزرگتر از هر یک از ماست. زمانی که ما به اندازه جهان هستی میاندیشیم و متوجه میشویم کسی را میپرستیم که جهان هستی را آفریده است و اینکه همین خدا در جسم عیسی به خاطر ما بر روی صلیب زجر کشید - در حالی که این افکار پیش روی ماست تصور کلنجار رفتن با غرور دشوار مینماید.


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٣ الی ٦ را بخوانید. این آیات به ما درباره قدرت، شأن و سرهای الوهیت چه میگویند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


عبارت «دانش خدا» به معنای «دانش درباره خدا» باید فهمیده شود. پنج پرسش بدیعی در ادامه پرسیده میشوند که ما را وادار به اقرار میکند که ما واقعاً در رابطه با خدا چقدر نمیفهمیم.


پرسشهای امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٤ را بخوانید. چه چالشهایی را به ما ارائه میدهند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چون خدا آفریننده است (چهار پرسش اولی)، او بسیار دورتر از فهم و درک ما باقی میماند (پرسش پنجم). در کتاب ایوب، خدا ایوب را با پرسشهایی مشابه به چالش میکشد تا اینکه ایوب دریابد که او قادر به درک خدا و طریق هایش نیست (ایوب باب ٣٨ الی ٤٠ آیه ٢).


این حقیقت که خدا آفریننده است و برای آنکه ما نمیتوانیم او را کاملاً بفهمیم، به ما درسی بسیار مهم میدهد که چگونه ما باید مکاشفه نگاشته شدۀ او را که محققان همیشه مورد پرس و جو قرار میدهند دریافت کنیم. ما کیستیم - که حتی ادراکمان از سادهترین چیزها در طبیعت که نامفهوم و پر از سِّرند عاجز است- که کلام خدا را به چالش بکشیم، حتی قسمتهایی که ما را گیج کرده یا برآشفته میکنند؟


در عظمت و راز خود آفرینش تعمق کنید. اینها درباره عظمت و راز خالق چه باید به ما بگویند؟ چرا باید این عظمت و راز به ما آرامش و امید ببخشد؟


سهشنبه


٧١ مارس


نه خیلی زیاد نه خیلی کم


این آیه (امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٧ الی ٩) تنها در بر دارندۀ دعا در کتاب امثال سلیمان است. اتفاقی نیست که این درخواست بلافاصله خدا را بعنوان خالق بزرگ تصدیق میکند (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٤) و وعدۀ وفاداریاش را به دنبال دارد (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٥).


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٧ الی ٩ را بخوانید. چرا کسی این چیزها را میطلبد؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قبل از اینکه از خدا چیزی بطلبیم، مهم است که مطمئن بشویم رابطه مان با او مستحکم است. اگر ما دروغ میگوییم، یعنی ما وانمود میکنیم خدا که واقف به همه چیزهاست حتی وجود ندارد. برای همین اعتراف به گناهانمان شرط لازم برای بخشودگی است (رساله اول یوحنای رسول باب ١ آیه ٩). ما نمیتوانیم خدا را فریب بدهیم؛ او ما را دقیقاً همانطور که هستیم میبیند. در هنگام دعا کردن، احساس به خاک افتادن، به مانند مرده ای که در خاک خوابیده است (مراثی ارمیا باب ٣ آیه ٢٩)، نه تنها احترام و تواضع ما را آشکار میکند بلکه هشیاری برهنگی روحانیمان در حضور او را نشان میدهد.


در امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٨، نویسنده از خدا نه فقر و نه غنا میطلبد. اولین باری که فعل «دادن» در کتاب مقدس در ارتباط با انسانها مورد استفاده قرار گرفت، هدیه خوراک از خدا را در پی داشت (سفر پیدایش باب ١ آیه ٢٩). به همین دلیل است که در بسیاری از فرهنگها غذا بطور سنتی با دعا کردن در ارتباط است. این نیاز بنیادی که ما را بسیار وابسته به خدای آفرینش میکند، تجربه دعا کردن را در مرکز تنازع بقا قرار داده است.


این دو درخواست فقط باعث توازن شخصیت انسانی نمیشوند. آنها در یک هدف مشترکند: جلال خدا. اگر درآمدمان کم باشد، میدزدیم و به خدا بی احترامی میکنیم؛ اگر درآمدمان بسیار باشد، نیاز به خدا را احساس نمیکنیم و حتی ممکن است وجودش را انکار کنیم؛ و شایان ذکر است که این مخمصه اخیر فقط منجر به قطع ارتباط با خدا میشود. امکاناً مورد اولی ارتباط ما را با آفریننده حفظ خواهد کرد.


دعای ربّانی در برگیرنده موضوعهای مورد توجه دوگانه است:


  • «نان روزانه ما را در همان روز به ما ببخش» (متی باب ٦ آیه ١١) بیشتر از نیازمان برایمان فراهم نکن؛ و (٢) «ما را در معرض آزمایش قرار مده» (متی باب ٦ آیه ١٣) نیازهایمان را برآورده کن.

به اینکه چقدر تنها به خدا متکی هستید بیندیشید. حفظ دائمی این واقعیت عریان در ذهنتان چگونه میتواند شما را در رشد ایمان کمک کند؟ در صورت فراموش کردن این اتکا چه خطراتی رخ خواهد داد؟


چهارشنبه


٨١ مارس


افعال انسان متکبر


همانگونه که تواضع مثبت است و موجب برکت میشود، فقدان تواضع خطرناک است و نفرین در پی دارد. امثال سلیمان باب ٣٠ بعد از تشویق به داشتن فضیلت تواضع با نشان دادن ثمره و پاداشهایش، در مورد خطراتی که توسط غرور میآید هشدار جدی میدهد.


نفرین کردن والدینتان (امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١١ و ١٧). آگور با این فقره از اعمال آغاز میکند، زیرا این نشان دهندۀ جدی ترین عمل غرور است زمانی که فرزندان منشأ زندگیشان را حقیر میشمارند. قابل توجه است که احترام گذاشتن و برکت بخشیدن به والدین تنها حکمی است که به وعدۀ حیات ابدی وابسته است (سفر خروج باب ٢٠ آیه ١٢، رساله پولس رسول به افسسیان باب ٦ آیات ٢ و ٣)، در حالی که مجازات مرگ برای گناهش تعیین شده است (سفر خروج باب ٢١ آیه ١٥ و ١٧).


ادعای عدالت شخصی (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ١٢ و ٢٠). شریرانی که خودشان را عادل میانگارند وضعیت بدی دارند، زیرا آنها در شرارتشان باقی خواهند ماند، آنها باورشان شده که پاک هستند و به بخشش نیاز ندارند. برای همین اعتراف کردن به گناه برای به دست آوردن بخشش بسیار اساسی است (رساله اول یوحنای رسول باب ١ آیه ٩). اهالی لاودکیه (Laodiceans) آنهایی که ادعا میکردند ثروتمند، باهوش و خوش لباس هستند (گرچه غافل از این بودند که فقیر، بی بصیرت و برهنه اند)، توصیه شدند که برای ترمیم وضعیت تیره بختشان از خدا توانایی هایی درخواست کنند (مکاشفه یوحنای رسول باب ٣ آیات ١٤ الی ١٨).


«این نشان دهنده کسانی است که به داشتن دانش روحانی و مزایایش میبالند؛ اما آنها برای برکاتی که بدون لیاقت، خدا به آنها عطا کرده است شکرگزاری نکردند. آنها سرشار از یاغیگری، ناسپاسی و بی توجهی به خدا بودهاند؛ و هنوز او به گونهای با آنها رفتار میکند درست مانند پدری بخشنده و محبوب که با پسر ناسپاس و خودسرش رفتار میکند. آنها در برابر فیضش مقاومت کرده اند، از مزیت هایش سوء استفاده کرده اند، فرصت هایش را ناچیز شمردهاند و متقاعد شدهاند که در قناعت، ناسپاسی اسفناک، تشریفات توخالی و عدم صمیمیت ریاکارانه فرو بروند.» - خانم الن ج. هوایت، Faith and Works، صفحه ٨٣.


تحقیر (امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١٣ و ١٤). تصویر ارائه شده از افراد مغرور زیبا نیست. گر چه آنها نگاهی مغرورانه در رخسارشان دارند، اما غرور از این فراتر هم میرود: غرور در تحقیر کسانی که از آنها در مرتبه پایینتری هستند بارز است. تصویر ذهنی «دندان نیش» و «دندانها» نشان میدهد که اعمالشان چقدر بد هستند (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ١٤).


در مورد رفتارتان نسبت به دیگران بیاندیشید، به خصوص آنهایی که ممکن است شما نسبت به آنها احساس برتری کردهاید (اکثر ما این احساس را داشتهایم، آیا نداشتهایم؟). چگونه میتوانید آن را اصلاح کنید؟ چگونه شما میتوانید تواضعی را که برای تصحیح آن نیاز است نشان بدهید؟


پنجشنبه


٩١ مارس


درسی از طبیعت


همیشه در تمام کتاب مقدس تصویری از طبیعت برای تعلیم حقایق روحانی مورد استفاده قرار گرفته است. در اینجا همچنین امثال سلیمان به کمک طبیعت به ما درسی درباره تواضع میآموزد.


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١٨ و ١٩ را بخوانید. این آیات درباره محدوده های درک بشر چه میگویند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


آگور سِّری را در بسیاری از چیزهای معمولی دید. ما شاهد مجموعه ای از اسرار بسیار جالب هستیم که او در اینجا ارائه میدهد. دو مثال اول از حیوانات است، عقابی که به آهستگی در آسمان پرواز میکند، ماری که به آرامی بر روی زمین میخزد. سپس او به سمت دو عمل انسان میرود: کشتی در دریا و مرد همراه زن. حتی امروز با این همه دانش علمی ما، اسرار بسیاری باقی ماندهاند. چقدر ضروری است که ما هرگز قدردانیمان برای اعماق و عظمت حیات را از دست ندهیم. این نوع نگرش بطور حتم ما را به تواضع در حضور خدا یاری خواهد کرد.


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٢٤ الی ٢٨ را بخوانید. چه اسرار دیگری از طبیعت توجه و حیرت نویسنده را جلب میکند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


جالب آنجاست که آیات قبلی بلافاصله با حماقت، غرور و فساد انسان در ارتباط هستند (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٢٠ الی ٢٣). او سپس به دنیای حیوانات میپردازد، به مخلوقات کوچک و متواضع اشاره میکند، حتی او همان کلمه عبری «حکمت» را در توصیف آنها استفاده میکند که در توصیف انسانها (امثال سلیمان باب ٣ آیه ١٣) و حتی خود خدا استفاده کرده بود (ایوب باب ١٢ آیه ١٣، مزمور داود باب ١٠٤ آیه ٢٤). حتی امروز با همۀ پیشرفتهای علمی که داریم، نحوه انجام کارها توسط این مخلوقات خارج از ادراک ماست؛ بنابراین چقدر بیشتر افعالشان این انسان حکیم را در زمان خودش حیران کرده است؛ و او بدرستی انسانی حکیم بود، زیرا یکی از نشانه های بزرگ حکمت اعتراف به گناه کردن است به اینکه حتی درباره چیزهای معمولی چقدر کم میدانیم.


به ساده ترین چیزهای طبیعت بیاندیشید: برگ درخت، قطرۀ آب، صدف دریایی. چگونه باید حقایق این چیزهای سرشار از اسرار، ما را متواضع نگه دارند؟


جمعه


٠٢ مارس


مطالعات بیشتر


«ما باید کلام خدا را تکریم کنیم. ما باید برای کتاب احترام قائل باشیم، هرگز از آن برای مصارف عادی استفاده نکنیم، یا از روی بی احتیاطی جابجایش نکنیم؛ و کتاب مقدس هرگز نباید برای شوخی کردن مورد استفاده قرار گیرد یا حتی برای اشاره کردن به صحبت های طنزآمیز ترجمه و تفسیر شود. *تمام کلام خدا شفاف است*؛ *مانند نقره ای که در کوره هفت مرتبه مُصّفی شده باشد.* امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٥؛ مزمور داود باب ١٢ آیه ٦.» - خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ٢٤٤.


«اولین سخنان مسیح به مردمی که در دامنه کوه ایستاده بودند، کلام برکت بود. او خطاب به مردم فرمود: خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا نیاز به نجات و رستگاری را احساس میکنند. انجیل باید برای مسکینان موعظه شود. نه برای کسانی که از نظر روحانی مغرور بوده و ادعا میکنند که ثروتمندند و بینیاز. پیام انجیل برای کسانی است که با فروتنی از گناهان خویش توبه میکنند... تا زمانی که انسان نسبت به ضعفها و گناهانش متقاعد نشود و جامه خودخواهی و اتکا به خویشتن را از تن بیرون نکند و خود را به ارادۀ خداوند تسلیم ننماید، خداوند نمیتواند برای نجات و باز گرداندن او به آسمان کاری انجام دهد. تنها در این صورت است که او میتواند بخشش مورد نظر خدا را دریافت کند. انسانی که نیاز خویش را احساس میکند، هیچ چیزی از او دریغ نخواهد شد. چنین فردی به خدایی که تمامی پُری در او ساکن است، دسترسی نامحدود خواهد داشت.» -خانم الن ج. هوایت، کتاب آرزوی اعصار، صفحه ٢٧٨.


پرسشهای برای بحث:


  • در طرح نجات تأمل کنید و به آنچه برای نجاتمان لازم بود؛ یعنی ما خیلی ساقط در گناه، فاسد و شریر هستیم و تولد تازه به تنهایی برای رهایی ما از گناه کافی نیست. مهم نیست که چقدر ما تغییر یافتهایم یا تجدید شدهایم، احیای تازه و تجدید دوباره نمیتواند ما را نجات بدهد. ما به جانشینی احتیاج داریم، کسی که قانوناً در جایگاهمان بایستد و همان که عدالتش به تنهایی برای مصالحۀ ما با خدا کافی است. خود این واقعیت به ما چه باید بگوید، درباره اینکه چرا برخی از بدترین گناهان در انسان های ساقط در گناه مانند ما خودبینی و غرور است؟

  • برخی از راههای متفاوتی که نشان میدهد تمامی هستی ما به خدا متّکی است چه هستند؟ چه چیزهایی در خود طبیعت نحوه حمایت خدا از هستیمان را بیان میکند؟

  • در دعاهای امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٧ الی ٩ بیشتر تأمل کنید. به توازن در این آیات بنگرید. چگونه باید در همه افعالمان تعادل را بیابیم؟ چرا این مسئله بسیار با اهمیت است؟

درس ٣١


*١٢ الی ٧٢ مارس


زنها و شراب



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٣١، ایوب باب ٢٩ آیه ١٥، امثال سلیمان باب ٨، رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیه ٢١ و مکاشفه یوحنای رسول باب ١٤ آیه ١٣ را بخوانید.


آیه حفظی: « نه قوت خویشتن را به زنان بده و نه راه هایت را به آنچه سبب هلاکت پادشاهان میشود تسلیم نما. ای لِموئیل نوشیدن شراب لایق پادشاهان نیست و میل مسکرات هم لایق امیران نیست» (امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٣ و ٤).


کتاب امثال سلیمان با تعلیمات پدری آغاز میشود (امثال سلیمان باب ١ آیه ١ و ٨، باب ٤ آیه ١) و با تعلیمات مادری به پایان میرسد (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١). نام لِموئیل ممکن است به سلیمان اشاره داشته باشد؛ اگر اینگونه باشد، پس مادر لِموئیل مادر سلیمان نیز هست و او به پسرش در مقابل دو خطر جدی برای پادشاه هشدار میدهد: شراب و زن.


ارتباط دادن شراب و زن عمدی است. برای حاکم مؤثری بودن، پادشاه باید مراقب اِعمال نفوذهای پیش رویش باشد و این دو عامل میتوانند بسیار قدرتمند باشند. اگر چه زن مناسب میتواند سودمند باشد ولی الکل فقط مشکل ساز است.


مقدمه پدر در قید تحصیل روحانی حکمت بود. حال آنکه استنتاج مادر متوجه اجرای حکمت در زندگی واقعی است. آموزش اصول روحانی به وسیله پدر در صورتی که اندرزهای علمی ارائه شده توسط مادر متابعت نگردد هیچ معنایی نخواهد داشت.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢٨ مارس.


یکشنبه


٢٢ مارس


جامی به سلامتی عمر؟


در بسیاری از فرهنگها، نوشیدن الکل مترادف با زندگی است. مردم جام مشروبشان را بالا میبرند و داشتن عمر طولانی را برای یکدیگر آرزو میکنند، جالب این است که هر جام مشروب برای نابودی زندگی بکار برده میشود. بطریهای مشروب با طرح های زیبا، آهنگهای جالب و شاعرانه مختص نوشیدن، تبلیغات زیرکانه و حتی برخی یافته های «علمی»، همه مشروب خوارها را در این ایده که الکل برای آنها مفید است تسلی میدهد. در صورتی که امثال سلیمان قبلاً در مقابل این فریب مرگبار به ما هشدار داده است (امثال سلیمان باب ٢٣ آیات ٣٠ الی ٣٥). حال موضوع مجدداً نمایان میشود و نشان میدهد که نوشیدن الکل میتواند خسارت بیشتری به بار آورد.


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٤، ٥، ٨، ٩ را بخوانید. این آیات چه میگویند و پیامشان را چگونه میتوان برای هر یک از پیروان خداوند به کار بست و نه فقط پادشاه؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در بیانی مشابه، ایوب خود را چون «چشمانی برای نابینایان و ... پاهایی برای لنگان» توصیف مینماید (ایوب باب ٢٩ آیه ١٥). متشابهاً پادشاه و کسانی که توانائیاش را دارند میبایست فقرا و محتاجان را حمایت بکنند، یعنی «گنگ هایی» که در مقاطعی صدایشان به جایی نمیرسد و هیچ کس به آنها توجه نمیکند.


اثر مخرب شراب را اینگونه نیز میتوان دید که چگونه میتواند به آسانی قوه قضاوت شخص را منقلب کند. در حالی که مشروبات الکلی برای مردم عادی مضر است، برای پادشاه یا کسی که صاحب قدرت است نیز میتواند اوضاع بدی را به وجود آورد. پادشاه باده نوش نه تنها احکام را فراموش میکند و درستی آنها را تشخیص نمیدهد بلکه متعاقباً از او احکام منقلب صادر میشود: گناهکار بی گناه تشخیص داده میشود و بیگناه خطاکار.


چیزی که به خطر میافتد صلاحیت تمیز بین درست و نادرست، خوبی و شر است. نهی نوشیدن شراب باید بر پایه حکمت استوار شود و درست به همان اندازه، در زندگی هر انسانی به اجرا در آید. قابل ذکر است که همین نگرانی دقیقاً دلیل اصلی نهی خاص نوشیدن الکل برای کاهن است: «تا بتوانید تفاوت چیزهای مقدس و چیزهای غیر مقدس را تمیز دهید» (سفر لاویان باب ١٠ آیات ٩ و ١٠).


چه کسی آثار ویرانگر مشروبات الکلی را در بسیاری از زندگی ها ندیده است؟ چگونه میتوانید به دیگران مخصوصاً جوانان کمک بکنید تا نسبت به چیزی که نه فقط برای خودشان بلکه برای دیگران نیز خسارت ببار میآورد بر حذر باشند؟


دوشنبه


٣٢ مارس


جامی به سلامتی «مرگ»


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٦ و ٧ را بخوانید. چگونه میباید این آیات را درک کنیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بررسی سریع این آیات وانمود میکند که مادر لموئیل اجازه مصرف شراب یا هر نوع از مشروبات الکلی را برای مشرفان به موت میدهد (آیه ٦) یا آنانی که دچار افسردگی هستند (آیه ٧). با این وجود این مطالعه نه تنها با این متن بلافصل که (مادر لموئیل پادشاه را نسبت به شراب هشدار میدهد) بلکه با مفاد کلی کتاب امثال سلیمان که مرتباً و بطور قطعی نوشیدن شراب را ممنوع میکند در تضاد است.


بعلاوه، بسیار غیرمنطقی است که چیزی را برای مشرفان به موت پیشنهاد کنیم که فقط وضعیت سلامتی و رفاهشان را بدتر میکند. تعارف کردن نوشیدنی الکلی به فرد افسرده درست مثل این است که به شخصی که بدنش آب زدایی (DEHYDRATED) شده است نمک بدهیم. اگر چنانچه میدانیم خدا به بدن هایمان و سلامتیمان توجه دارد، با این وجود دیدن این آیات، در متن شان به عنوان مشوقان استعمال مشروبات الکلی غیر منطقی مینماید.


مهمتر از آن تشریح عبارت «چه کسی تلف میشود» در کتاب امثال سلیمان نشان میدهد که این فعل همیشه در ارتباط با گناهکار بوده است (امثال سلیمان باب ١٠ آیه ٢٨؛ باب ١١ آیات ٧ و ١٠؛ باب ١٩ آیه ٩؛ باب ٢١ آیه ٢٨؛ باب ٢٨ آیه ٢٨). بوسیله عبارت «چه کسی تلف میشود»، مادر لموئیل در حقیقت در مقایسه اشاره به گناهکار میکند. همانطوری که عبارت «تلخ جانان»، به فرد افسرده اشاره میکند (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٦) یعنی همان کسی که مانند گناهکار بی احساس میشود و فقر را فراموش میکند (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٧).


«شیطان فرشتگانی را که در گناه سقوط کرده بودند دور هم جمع کرد تا برای ایجاد شرارت در خانواده انسان راههای ممکن را اتخاذ کنند. پیشنهادها یکی پس از دیگری ارائه شدند تا اینکه خود شیطان تدبیری اندیشید. او میوه درخت مو و گندم و دیگر چیزهای که خدا به عنوان غذا عطا کرده بود را گرفت و آنها را به مادهای سمی تبدیل کرد، چیزی که قوای جسمی، روحی و اخلاقی انسان را خراب میکند و بر حواس غلبه مییابد تا حدی که شیطان سلطۀ کامل به دست آورد. انسانها تحت تأثیر مشروبات الکلی به ارتکاب انواع مختلف جنایتها سوق داده میشوند. به وسیله این ذائقۀ دگرگون جهان فاسد میشود. شیطان با هدایت انسانها به نوشیدن الکل، آنها را در ارزش به پایینترین حد نزول میدهد.» -خانم الن ج. هوایت، Temperance، صفحه ٢٧.


سهشنبه


٤٢ مارس


زن پاکدامن


«زن پاکدامن را چه کسی میتواند بیابد؟ بهایش از لعلها بالاتر است» (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٠).


منظور از «زن پاکدامن» در امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٠ کیست؟ تعدادی از نشانه ها حاکی از آن است که نویسنده چیزی بیشتر از زن خداشناس یا همسر ایده آل در ذهن داشته است. ما در پیروی از بسیاری از سرنخ های کتاب (امثال سلیمان باب ١ آیات ٢٠ الی ٣٣، باب ٣ آیات ١٣ الی ٢٠، باب ٤ آیات ٥ الی ٩، باب ٨)، دلیل خوبی برای اندیشیدن داریم که «زن پاکدامن» بیان کننده حکمت است. تجسم شخصیتی حکمت بصورت زن تصدیق شده است نه تنها به خاطر اینکه کلمه عبری «حکمت» چوکما (chokmah) اسمی مؤنث است بلکه به نویسنده عبری اجازه میدهد تا همه انواع درسهای واقعی را برای زندگی روزانه طراحی کند. حکمت تصویر برخی ایده های رفیع و دست نیافتنی نیست، بلکه بعنوان زنی بسیار فعال و دست یافتنی که میتواند به همدم زندگیمان تبدیل شود به تصویر کشیده شده است.


آخرین تعلیم حکمت بوسیله دوبیتی زیبایی ارائه شده است: هر آیه با حرفی عبری که به ترتیب الفباست آغاز میشود، همانطور که در کتاب مراثی ارمیاء و در بسیاری از آیات مزمور داود شاهدش هستیم.


آیات مربوط به حکمت در امثال سلیمان باب ٨ را با آیه در رابطه با «زن پاکدامن» مقایسه کنید. کدام خصوصیات «زن پاکدامن» در کتاب امثال سلیمان یادآور حکمت به ما میشوند؟


  • او گرانبها است و ارزش یافتن را دارد (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٠، باب ٨ آیه ٣٥).

  • بهایش از لعلها بالاتر است (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٧؛ باب ٨ آیه ١٠ و ١١ و ١٨ و ١٩).

  • او غذا تأمین میکند (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٤، باب ٨ آیه ١٩).

  • او قوی است (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٧ و ٢٥؛ باب ٨ آیه ١٤).

  • او حکیم است (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٢٦، باب ٨ آیه ١).

  • او قابل تمجید است (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٢٨، باب ٨ آیه ٣٤).

گرچه ما در دوره باصطلاح اطلاعات زندگی میکنیم و با اینکه ما نسبت به نسل های گذشته خیلی بیشتر دانش به دست آوردهایم، این تفاوت برای نشان دادن حکمت بیشتر نسل ما نسبت به نسل های گذشته خیلی کم است. بدرستی، همانطور که مارتین لوتر کینگ (Martin Luther King Jr.) گفت: «ما موشکها را هدایت کردیم و انسانها را گمراه نمودیم.»


رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیه ٢١ را بخوانید. به شما چه میگوید و چگونه این ایده میتواند به شما کمک کند تا با ایمان زندگی کنید؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چهارشنبه


٥٢ مارس


او کار میکند


زن پاکدامن در امثال سلیمان باب ٣١ تنبل نیست؛ او مُجِّدانه کار میکند و بسیار فعال است. شعر بر این کیفیت تأکید دارد (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٢٧)، صفات حکیم را نسبت به ابله متمایز میسازد (امثال سلیمان باب ٦ آیه ٦؛ باب ٢٤ آیه ٣٣ و ٣٤). دامنه فعالیت هایش فراگیر و واقعی هستند. برای روحانی بودن نباید عاطل باشیم، همه ما تحت الشعاع بهانه دلواپس مسائل بسیار مهم مذهبی هستیم و در نتیجه برای مراقبت از مسائل «ناچیز» وقت نداریم (لوقا باب ١٦ آیه ١٠ را بخوانید). زن «با دستهای خود به میل کار میکند» (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٣). قابل توجه است که این فرد روحانی هرگز در نقش، دعا یا عبادت ارائه نمیکند. او همانند زنی مؤثر و قابل نمایش داده شده است، درست شبیه مَرتا در انجیل (لوقا باب ١٠ آیه ٣٨ الی ٤٠).


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ١٢، ١٥، ١٨ را بخوانید. چرا زن همیشه کار میکند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


زن هرگز استراحت نمیکند. او در «تمانی روزهای عمر خود» کار میکند (آیه ١٢)، حتی در طول شب (آیات ١٥ و ١٨). حضور فعال و مراقبش در تمام مواقع مؤثر است. دلیل توجه مستمرش مسئولیت اوست. او باید آنجا باشد در غیر این صورت همه چیز از هم پاشیده خواهد شد.


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٢٠ و ٢٥ را بخوانید. نتایج موقت پروژه هایش چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در اینجا ما نکته مهمی را در رابطه با کار و تلاشمان لمس میکنیم: آنها بواسطه زمان آزمایش خواهند شد. فقط آینده بر کیفیت کردارهایمان شهادت خواهد داد. برای اینکه حکیمانه کار کنیم باید آینده نگر باشیم و نه فقط برای پاداشی فوری.


اصلی که در ادامه توسط آیه ای از مکاشفه یوحنا بیان میشود گرچه کاملاً با موضوع مرتبط نیست ولی بسیار اهمیت دارد: «از اکنون خوشحالند مردگانی که در خداوند میمیرند. روح میگوید: بلی تا از زحمات خود آرامی یابند و اعمال ایشان از عقب ایشان میرسد» (مکاشفه یوحنای رسول باب ١٤ آیه ١٣).


اگر شما زنی استثنائی (یک همسر، مادر، عضوی از خانواده، معلم، رئیس یا دوست) در زندگیتان دارید، برای نشان دادن قدردانی تان نسبت به او و برای همه آن کارهایی که برایتان انجام داده است چه میتوانید انجام بدهید؟


پنجشنبه


٦٢ مارس


او اهمیت میدهد


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٢٦ الی ٣١ را بخوانید. چه خصلتهای مهم دیگری در این زن دیده میشود؟ صرف نظر از اینکه ما چه کسی هستیم چرا این خصلتها برای همه ما مهم هستند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


همانطور که همگی ما در این مطالعه ٣ ماهه دیدیم، تأکید در کلمات و چیزی که میگوییم است. زن برای حکمت و مهربانیش شناخته شده است. آنها با هم در ارتباطند. روی هم رفته، آیا کسی نمیتواند اقامه کند که مهربانی شکل دیگر حکمت است، بخصوص زمانی که ما میفهمیم که حکمت فقط چیزی که میدانیم نیست بلکه چیزی که ما بیان میکنیم و انجام میدهیم؟


همچنین عبارت «حکم مهربانی» را ملاحظه کنید. مهربانی فقط یک خصیصه زودگذر نیست که گه گاهی از دهان خارج میشود، بلکه شریعت است، یک اصل از تمام هستی اش. چقدر قدرتمند میبود اگر «حکم مهربانی» هدایتگر آنچه از دهان ما بیرون میآید میبود.


امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٣٠ را بخوانید. در اینجا چه نکته مهمی که بیشتر اوقات فراموش شده است آشکار میشود.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



اغلب اوقات زنان فقط از لحاظ ظاهری ارزیابی میشوند؛ این مقیاسی کاملاً سطحی و ظاهری است. کتاب مقدس این نوع نگرش را بینهایت باطل و توخالی میبیند. زیبایی واقعی زن در سیرت اوست و این سیرت در زندگی و کارهایش آشکار میشود. زیبایی ظاهری همیشه از بین میرود در صورتی که سیرت واقعی تا ابد باقی میماند. «نام بزرگ در میان انسانها مانند نوشته ای بر روی شنهاست در حالی که سیرت بی عیب تا ابد باقی میماند.» -خانم الن ج. هوایت، God’s Amazing Grace، صفحه ٨١.


در کدام بخش از زندگیتان احتیاج دارید ببینید که سیرتتان بهبود مییابد؟ گرچه دعا کردن خوب است اما شما برای دیدن پیشرفت آن چه گامهای مثبت محکمی را باید بردارید؟


جمعه


٧٢ مارس


مطالعات بیشتر


«زمانی که میلشان را برای شراب ارضاء میکنند و مادامی که تحت سلطه محرک هیجان انگیز آن هستند، حکمتشان تیره میگردد، در نتیجه نمیتوانند تفاوت بین چیزهای مقدس و معمولی را تشخیص بدهند. بر خلاف دستور روشن خدا، آنها (ناداب و ابیهو) به خدا بوسیله ارائه آتشی معمولی بجای آتشی مقدس بی احترامی کردند. خدا آنها را با غضبش ملاقات کرد؛ آتش از حضورش به در شده و آنها را نابود کرد.» - خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ٣، صفحه ٢٩٥.


« بگذارید تا کودکان و جوانان از کتاب مقدس بیاموزند که چگونه خدا کار روزانه زحمتکش را قدر مینهد... بگذارید آنها... درباره زن حکیم که در امثال سلیمان توصیف شده است بخوانند، *کسی که پشم و کتان را میجوید و با دستهای خود با رغبت کار میکند؛* کسی که *به اهل خانه غذا میدهد و کار کنیزانش را تعیین میکند؛* کسی که *تاکستان را غَرس میکند،* *بازوهای خود را قوی میسازد؛* کسی که *کفهای خود را برای فقیران باز میسازد؛ و دستهای خود را برای مسکینان دراز میکند؛* کسی که *به رفتار اهل خانه اش توجه میکند و نان بطالت نمیخورد.* امثال سلیمان باب ٣١ آیات ١٣ و ١٥ و ١٦ و ١٧ و ٢٠ و ٢٧.» -خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ٢١٧.


پرسشهای برای بحث:


  • چرا انتخاب درست پرهیز کامل از مشروبات الکلی است؟ بعلاوه، چه تأثیر خوبی ممکن است از مصرف هر گونه مشروبات الکلی حاصل شود؟ در مورد همه خساراتی که اغلب به بار میآورد بیاندیشید.

  • در مورد این ایده که گرچه ما دانش فراوانی داریم، اما لزوماً حکمت بیشتری نداریم بیشتر درنگ کنید. از چه طریقی دانش بدون حکمت میتواند خطرناکتر از فقدان دانش بدون حکمت باشد؟ چه نمونه های تازه ای را ما میتوانیم درباره آسیبی که دانش بدون حکمت میتواند به بار آورد ببینیم؟

  • صفات زن پاکدامن را دوباره بررسی کنید. چگونه میتوان اصول پشت سر آنچه در مورد این وضعیت خاص آشکار شده را در زندگی ایمانداران به کار برد، از هر جنسی، وضعیت تأهل یا سنی که باشند؟

  • کتاب امثال سلیمان از حکمت کاربردی پُر شده است. این موضوع باید به ما بگوید که مذهبمان، حتی با همه علم الهیات رفیع و ابعاد روحانی اش جنبۀ کاربردی بسیار عملی نیز دارد. چگونه اطمینان حاصل کنیم همانطوری که ما به دنبال تحقق ابعاد روحانی و الهیاتیاش هستیم از جنبه های کاربردی ایمان غافل نمیشویم؟