دونلود PDF -  راهنمای مطالعه کتاب مقدس - سه ماهه اول 2015 - امثال سلیمان

 

  • « ندای حکمت» – ٢٧ دسامبر – ٢ ژانویه

  • « از گوش تا پا» – ٣ الی ٩ ژانویه

  • « سرنوشت ساز مرگ و زندگی» - ١٠ الی ١٦ ژانویه

  • « حکمت الهی» – ١٧ الی ٢٣ ژانویه

  • « برکات تقوی» – ٢٤ الی ٣٠ ژانویه

  • « چیزی که به دست میآورید آن چیزی نیست که میبینید» – ٣١ ژانویه – ٦ فوریه

  • « برخورد با نزاع ها» – ٧ الی ١٣ فوریه

  • « کلام حکمت» – ١٤ الی ٢٠ فوریه

  • « کلام حقیقت» – ٢١ الی ٢٧ فوریه

  • « پشت نقاب» – ٢٨ فوریه – ٦ مارس

  • « زیستن با ایمان» – ٧ الی ١٣ مارس

  • « تواضع افراد حکیم» – ١٤ الی ٢٠ مارس

  • « زنها و شراب» – ٢١ الی ٢٧ مارس

Editorial Office 12501 Old Columbia Pike, Silver Spring, MD 20904


Come visit us at our Web site: http://www.absg.adventist.org



Principal Contributor


Martin Pröbstle


Editor


Clifford R. Goldstein


Associate Editor


Soraya Homayouni


Publication Manager


Lea Alexander Greve


راهنمای مطالعه کتاب مقدس برای مدرسه شنبه بزرگسالان توسط دفتر مطالعات راهبردی کتاب مقدس بزرگسالان در مجمع عام ادونتیستهای روز هفتم آماده شده است. تهیه راهنماها تحت نظارت عمومی هیئت انتشارات مدرسه شنبه است که یک کمیته فرعی از کمیته اداری مجمع عام است (ADCOM) که ناشر راهنماهای مطالعه کتاب مقدس است. راهنمای منتشر شده برگرفته از کمیته های ارزشیابی در سراسر جهان است و تائید شده توسط هیئت انتشارات مدرسه شنبه است و منحصراً نشاندهنده نیت نویسنده یا نویسندگان نیست.


Editorial Assistant


Sharon Thomas-Crews


Pacific Press® Coordinator


Wendy Marcum


Art Director and Illustrator


Lars Justinen


Design


Justinen Creative Group


Middle East and North Africa Union


Publishing Coordinator


Michael Eckert


Translation to Farsi


Morteza Nasiri


Art Director and Design


Rafaela Medeiros


Arabic Layout and Design


Rahil Girgis



Sabbath School Personal Ministries



فهرست


کلام حکما


درحالیکه کتابهای بسیاری از کتاب مقدس با حقایق عمیق معنوی و دینی پر شدهاند، کتاب امثال سلیمان مملو از توصیههای عاقلانه و عملی برای زندگی روزمره است.


اغلب امثال مختصر، متعادل، شاعرانه، با نمک و اغلب آمیخته به طنز و جهانی هستند، به آسانی به خاطر سپرده میشوند و معنی خود را بخوبی آشکار میکنند، گاهی اوقات حتی بمراتب رساتر از سخنرانیهای شیوا و استدلالات پرقدرت سخن میگویند.


برای مثال: « ای کاهل بسوی مورچه برو و راههای او را دیده دانا شو»(امثال سلیمان باب ٦ آیه ٦). یا: ساکن بودن در بیابان از سکونت با زن ستیزه گر و جنگجو بهتر است « (امثال سلیمان باب ٢١ آیه ١٩). یا:»اگر دشمن تو گرسنه باشد او را نان بخوران و اگر تشنه باشد او را آب بنوشان، زیرا که اخکرها به این واسطه بر سّرش خواهی چید و خداوند ترا ادا خواهد نمود « (امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢١،٢٢).


چه کسی چنین تصویری را فراموش خواهد کرد؟


کتاب امثال سلیمان شاهد حکمتی است که طی نسلهای متمادی انباشته شده است. نویسندگان بشری آن به شاه سلیمان نسبت داده شده است (امثال سلیمان باب ١ آیات ١-٩: ١٨، باب ١٠ آیات ١-٢٢:١٦، باب ٢٥ -٢٩)؛ بعنوان «حکمتمندان» ناشناس از دنیای باستانی خاور نزدیک (امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ١٧-٢٤:٢٢، باب ٢٤ آیات ٢٣-٣٤)؛ و بعنوان آگور غیر اسرائیلی (امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١-٣٣). این کتاب حتی تنظیم برخی از داستانها توسط حزقیاه را اذعان دارد (امثال سلیمان باب ٢٥ آیه ١). در برخی موارد همچنین نوشتههای باستانی خاور نزدیک را منعکس میکند، مخصوصاً آنهایی که متعلق به مصر باستان هستند.


با این وجود کتاب امثال سلیمان کلام خدا است، چونکه تحت الهام الهی بوده است که نویسندگان مطالب خود را گردآوری کردهاند. اگر چه بندرت صراحتاً به خدا در نوشتهها اشاره شده است، او همیشه حضور دارد: آنجا که ما در بازار هستیم، یا زمانی که سخن میگوییم، میخوریم، مینوشیم، کار میکنیم، میخریم، میفروشیم، معاشرت میکنیم و حتی زمانی که محبت مینماییم خداوند حضور دارد. خدای امثال فقط خدای فرد مذهبی چه یک کشیش یا یکی از عابدان عضو کلیسا باشد نیست. اینجا خداپرستی لباس عمل پوشیده است.


کتاب امثال سلیمان همچنین به ما معنای ترس از خدا را میآموزد (امثال سلیمان باب ١ آیه ٧، باب ٣١ آیه ٣٠)، نه تنها در کلیسا بلکه در زندگی روزانه، زیرا روشی که زندگی میکنیم رساتر از روشی است که ما موعظه میکنیم، دعا میکنیم یا حتی فداکاری میکنیم (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٩، باب ١٥ آیه ٨).


در کتاب امثال سلیمان حکمت زمانی آشکار میشود که «در تمام راه هایت» خداوند را اعتراف نمایید (امثال سلیمان باب ٣ آیه ٦)؛ حکمت در ایمان و فرمانبرداری، زندگی کردن است؛ مفهومش اعتراف به انسانیت است در برابر خدای خلقت.


ما از کتاب امثال سلیمان خواهیم آموخت که چگونه عاقل باشیم، اما عیناً در شیوههای عملی. کتاب برای سؤالاتی چون چرا و چگونه باید به فرزندانم بیاموزم را پاسخ میدهد؟ چگونه میتوانم شاد و موفق باشم؟ چرا من مشکلات مالی دارم؟ چگونه میتوانم در شغلم ترقی کنم؟ چگونه در برابر وسوسه های جنسی مقاومت کنم؟ و چگونه میبایست از عهدهی عصبانیت و زبانم برآیم؟


در پایان، حکمت ضرورتاً توانائی عقلی نیست. بالعکس، کسی که اطمینان به قوه ادراک و فهم خود دارد بیشتر در معرض فریب خوردن قرار میگیرد، برای اینکه حتی باهوشترین کس هم دانش کمی دارد. شخصی شاید در مورد خود اینگونه بیاندیشد که حکمتمند است و بنابراین نیاز به جستجوی دانش ندارد. شرط لازم برای حکمت، متواضع بودن، درک درست نیازمان و سپس خواستن حکمت است.


امثال سلیمان بسیار عمیق و پرمحتواست و با مسائل بسیاری سروکار دارد. به علت محدودیت گنجایش در متن مجبور شدیم مطالبی را انتخاب کنیم که فرصت بحث آنها را داریم. ما توانائی بحث همه آن چیزها را نداریم، اما همه آن چیزی که ما داریم، بدرستی سزاوار مطالعه مناجات آمیز ماست.


ژاک بی. دوخان (Jacques B. Doukhan) پروفسور زبان عبری و تجزیه و تحلیل عهد قدیم است و سرپرست موسسه مطالعات یهودی-مسیحی در انستیتو علوم دینی ادونتیستهای روز هفتم در دانشگاه اندروز (Andrews) است. تبعه فرانسه (متولد الجزایر)، دوخان (Doukhan) دارای دکترا زبان عبری از دانشگاه استراسبورگ و دکترای الهیات از دانشگاه اندروز است.


درس ١


*٧٢ دسامبر الی ٢ ژانویه


ندای حکمت



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ١-٣، سفر پیدایش باب ١ آیه ١، سفر خروج باب ١٩ آیه ١٦، باب ٢٠ آیه ٢٠، امثال سلیمان باب ١١ آیه ٣٠، باب ١٣ آیه ١٢، باب ١٥ آیه ٤ را بخوانید.



آیه حفظی: «ترس یهوه آغاز علم است، لیکن جاهلان حکمت و ادب را خوار میشمارند»(امثال سلیمان باب ١ آیه ٧).


بعد از باغ عدن، ریشه مصیبت بشر به انتخابات نادرست باز میگردد. «انسان همه چیز را از دست داد چونکه او انتخاب کرد تا به فریب دهنده گوش فرا دهد بجای اینکه به او که راستی است، تنها کسی که شعور دارد گوش دهد. با آمیختن شرارت با خوبی، ذهن او مغشوش شد.» – خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ٢٥.


سرتاسر کتاب امثال سلیمان به ما کمک میکند تا انتخابی درست داشته باشیم تا راه خدا را برگزینیم و نه راه فریب دهنده را. پدر یا مادری که با پسرانشان صحبت میکنند، نه تنها در مورد انتخابهای نادرست به او هشدار میدهند بلکه او را تشویق میکنند تا صحیح ترین انتخابها را داشته باشد. این بسیار اهمیت دارد چون انتخابهایی که ما میکنیم واقعاً در تعیین سرنوشت زندگی و مرگمان مؤثر هستند.


سه باب نخست کتاب امثال سلیمان این روش تعلیم و تربیت را تشریح میکند. بعد از توضیح در رابطه با هدف کتاب: «به جهت دانستن حکمت و عدل» (امثال سلیمان باب ١ آیه ٢)، شعار و پند سازنده کتاب را وضع میکند: « ترس یهوه آغاز علم است» (امثال سلیمان باب ١ آیه ٧ را با باب ٩ آیه ١٠ مقایسه کنید)، نویسنده کتاب، بین هشدار دادن به ما در برابر گوش فرا دادن به امور احمقانه و برانگیختن ما به گوش دادن به ندای حکمت آسمانی در نوسان است.


*درس این هفته را مطالعه کنید تا برای شنبه آماده شوید، ٣ ژانویه.


یکشنبه


٨٢ دسامبر


آغاز حکمت


در کتاب امثال باب ١ آیات ١ الی ٦ تیتر «کتاب امثال سلیمان پسر داوود»(امثال باب ١ آیه ١) ارتباطی را مابین این مثل و اول پادشاهان باب ٣ آیات ٥ الی ١٤ به وجود میآورد. در کتاب پادشاهان (همانطور در کتاب امثال)، سلیمان مانند فرزندی که جویندهی حکمت از خدا است معرفی شده است. علاوه بر این هر دوی مراجع سلیمان را « پسر داوود» عنوان میکنند، هر دو متن کلمات مشترک بسیار مهمی را ارائه میدهند نظیر: «درک»، «حکمت»، «ارزیابی». نه تنها این همسویی سلیمان را بعنوان سراینده کتاب تأیید میکند، آنها همچنین نشان میدهند که امثال به خاطر جستجوی بشر برای دستیابی به حکمت از خدا سروکار دارد.


امثال سلیمان باب ١ آیه ٧ را بخوانید. حکمت چیست؟ «ترس از خداوند» چیست؟ و چگونه این دو عقیده با یکدیگر در ارتباطند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«حکمت» در اینجا بعنوان تجربه مذهبی تعریف میشود. آن با ترس از خداوند در ارتباط است. این ایده بسیار مهم مذهب یهود کلید امثال است. آن نه تنها پشت سر هم تکرار میشود، بلکه چهار چوبی برای تمام کتاب تنظیم میکند (امثال سلیمان باب ١ آیه ٧، باب ٣١ آیه ٣٠).


ترس از خداوند هیچ ربطی به خرافات و ترسهای کودکانه از تنبیه الهی ندارد. در عوض بعنوان هشیاری زیرکانه حضور شخصی خدا در همه زمانها و مکانها باید درک بشود. ترس از خداوند عکس العمل مردم را به مکاشفه خدا در کوه سینا مشخص کرد (سفر خروج باب ١٩ آیه ١٦، باب ٢٠ آیه ٢٠)، همانگونه که تعهد آنها را برای وفاداری و عشق به خدا در پاسخ پیمان خدا با آنها توضیح میدهد (سفر تثنیه باب ١٠ آیه ١٢).


در اختصار، ترس از خدا به معنای وفادار بودن به خدا و دوست داشتن او است.


عبارت « ترس یهوه آغاز حکمت است» یعنی حکمت از ترس ناشی میشود. کلمه «آغاز» در زبان عبری (رشیت reshit) به اولین کلمهای که داستان آفرینش با آن آغاز میشود اشاره میکند (سفر آفرینش باب ١ آیه ١)؛ بنابراین اولین درس حکمت با فهم اینکه خدا خالق ماست، کسی که به ما زندگی و نفس میبخشد سروکار دارد و او همیشه بعنوان خدای محبت و عدالت و رستگاری حضور دارد (یوحنا باب ٣ آیه ١٦، مزبور باب ٨٩ آیه ١٤، رساله به عبرانیان باب ٩ آیه ١٢).


ما به محبت به خدا و همچنین ترس از او توصیه شدهایم. چگونه این دو اصل ارتباط تجربه خود شما را با خداوند بیان میکند؟


دوشنبه


٩٢ دسامبر


تعلیم و تربیت حقیقی


کتاب امثال سلیمان باب ١ آیات ٨ الی ١٩ را بخوانید. کدام یک از دو مسیر متغایر «تعلیم و تربیت» در این آیات وجود دارند؟ پیام اصلی در اینجا چیست، نه فقط برای والدین بلکه برای هر کس که از خداوند ترس دارد؟ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تعلیم و تربیت اول از همه یک مسئله خانوادگی است و تعلیم و تربیت واقعی، در درجه اول مهمترین وظیفهی والدین است. در این آیات این تعلیم «آموزش» و حتی «شریعت» خوانده میشود. کلمه عبری برای شریعت، تورا، به معنای «مسیر» است. والدین میبایستی فرزندانشان را به مسیر درست راهنمایی کنند. در مقابل نوع دیگری از تعلیم و تربیت مشخص نشده و نامی به آن داده نشده است. آن به سادگی معرف صدای گناهکارانی است که به مسیر اشتباه راهنمایی میشوند.


همچنین کلماتی نظیر «پسرم» که نباید در جهت انحصار جنسی قلمداد شود به کرات تکرار شده است و تأکید بر تعلیم و تربیت والدین دارد. هر یک از والدین – «پدر شما»، «مادر شما» – به انحصار به وضوح مفرد شناسایی شدهاند و شخصاً درگیرند، در حالی که در اردوگاه مقابل مجموع «گناهکاران» هستند.


«در حکمت وی خداوند مقرر کرده است که خانواده باید از تمام ارگانهای آموزشی بزرگتر باشد. خانه جایی است که آموزش کودک در آن آغاز میشود. خانه اولین مدرسه اوست. اینجا با والدینش بعنوان آموزگار، او باید درسهایی بیاموزد که او را در مسیر زندگیاش راهنمایی بکنند... تأثیرات آموزشی در خانه قدرت تصمیم گیری برای خوبی یا بدی هستند...اگر کودک در خانه به درستی آموزش نبیند، شیطان از طریق نمایندگان منتخبش به او خواهد آموخت.» –خانم الن ج. هوایت، The Adventist Home، صفحه ١٨٢.


بهترین دلیل در قبال آموزش خانواده نتایج آن است. اینها خصوصیات داخلی شخصیتی هستند که مانند تزیینات روی سر و دور گردن هستند. در فرهنگ خاورمیانه گردنبندها و دستبندها نفیس و باارزش از والدین به کودکان بعنوان میراثی با ارزش واگذار میشدند. با این وجود اهمیت تعلیم و تربیت بیشتر از ثروت مادی است. زمانی را که با فرزندانمان میگذرانیم خیلی بیشتر از زمانی است که برای تجارتمان میگذرانیم و برای آنها با ارزش خواهد بود. همچنین اشاره به سر و گردن که چهره فرد است، نشان میدهد که آموزش شخصیت او را شکل میدهد. در مسیر ابلهان یا گناهکاران، فقط به پا اشاره شده است (امثال سلیمان باب ١ آیه ١٥)، همانند پسری نافرمان که هویت خود را از دست میدهد.


چگونه بیاموزیم تا در مقابل وسوسه هایی که از طریق فرهنگ، جامعه، دوستان و حتی خانواده ممکن است بر سر راهمان قرار بگیرند ایستادگی بکنیم؟


سهشنبه


٠٣ دسامبر


ندای حکمت


کتاب امثال باب ١ آیات ٢٠، ٢١ را مطالعه کنید. در اینجا حکمت چگونه ارائه شده است؟ چه میخواهد به ما بگوید؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در حالی که گناهکاران «در کمیناند» و «دام میگسترانند»(امثال باب ١ آیات ١١،١٨)، حکمت «در بیرون صدای خود را بلند میکند» (امثال باب ١ آیه ٢٠)، «در سر ازدحامها فریاد مینماید» (امثال باب ١ آیه ٢١) و «کلمات خود را بیان میکند»(امثال باب ١ آیه ٢١). حکمت در اینجا رل شخصیتی را بازی میکند و پیشنهادش را در خیابان به مرد و زن میدهد. این برای همه آنهایی که در تجارت واقعی زندگی هستند وجود دارد. در میان این هیاهو و توجه جویی بسیاری از محصولات و بسیاری از فروشندگان، فریاد حکمت باید رساتر باشد؛ در غیر این صورت، در برابر غوغای صداهای دیگر صدای او به گوش نخواهد رسید.


کتاب امثال باب ١ آیات ٢٢ الی ٣٢ را مطالعه کنید. نتیجه دست رد به سینه حکمت زدن چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


دلیلی که مردم حکمت را رد میکنند هیچ ربطی به خود حکمت ندارد بلکه به شخصیت همه آنهایی که ردش میکنند برمیگردد. آنها به عنوان افراد مغرور و متکبر توصیف شدهاند (امثال باب ١ آیه ٢٥ را با آیه ٣٠ مقایسه کنید)، مثل اینکه آنها بهتر درک میکنند. استنباط این است که حکمت برای بی تجربگان و سادهدلان است؛ و با این حال آنان که حکمت را رد میکنند بی تجربه و ساده هستند؛ آنها ابلهانی هستند که «حکمت را مکروه داشتند»(امثال باب ١ آیه ٢٢ را با آیه ٢٩ مقایسه کنید).


آنانی که حکمت را رد میکنند ثمره ی عدم پذیرششان را خواهند چید. ترس از خداوند را انتخاب نکردهاند، آنها باید با خویشتن خوشنود باشند: آنها «از تدبیرات خودشان سیر خواهند شد» (امثال باب ١ آیه ٣١). زمانی که ما حکمت آسمانی را رد میکنیم، پایان راهمان اغلب افسانه ها و دروغهایی است که برای خودمان ساختهایم، یا افسانه ها و دروغهایی که دیگران برایمان ساختهاند و ما به راحتی آنها را قبول کردهایم. با این کار، ما خدا را با خدایان دروغی جایگزین کردهایم. جالب اینجاست کسانی که مذهب را خوار میشمارند و به تمسخر پیروان آن را سادهدل و بیتجربه میانگارند، اغلب در مسیر خویش خرافاتی هستند، ارزش را بر زودگذر و بیفایده قرار میدهند، در آخر بیشتر نیازهای اساسی دل را نمیتوانند برآورده کنند.


کتاب امثال باب ١ آیه ٣٣ را مطالعه کنید. با توجه به متن بالا، چه وعده و امیدی در اینجا برای ما در برداشته است؟ چگونه این وعده در تجربه خود ما آشکار میشود؟


چهارشنبه


١٣ دسامبر


فواید حکمت


امثال سلیمان باب ٢ آیات ١ الی ٥ را مطالعه بفرمائید. شرایط درک و «ترس از خداوند» چه هستند؟ چه انتخابهایی ما در این مورد میتوانیم بکنیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


برای سه مرتبه بحث به همراه حرف ربط «اگر» معرفی شده که سه مرحله برای پیشرفت آموزش و پرورش است. اولین «اگر» مرحله انفعالی گوش دادن را مطرح میکند؛ چیزی که به آسانی پذیرا و متمایل بودن به حرف حکیم است (امثال باب ٢ آیات ١،٢). «اگر» دوم پاسخ فعال، زاری و درخواست برای حکمت را نشان میدهد (امثال باب ٢ آیه ٣). «اگر» سوم نشان دهنده مشارکتی پرشور در پوئیدن و جستجوی حکمت است همانگونه که برای «دفینهها» تفحص مینماییم (امثال باب ٢ آیه ٤).


امثال باب ٢ آیات ٦ الی ٩ را مطالعه بفرمائید. شرایط درک عدالت چه هستند؟ مسئولیت خدا در اکتساب حکمت چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


توجه کنید که جملهی «خداوند عطا میفرماید» در آیه ٦ عبارت «تو حکمت خدا را درخواهی یافت» در آیه ٥ را پاسخ میدهد. حکمت، همانند رستگاری هدیهای است از طرف خدا. همان اندازه که پاراگراف اول کارکرد انسان را توضیح میدهد، این پاراگراف فعالیت الهی را توضیح میدهد: او حکمت عطا میکند؛ او حکمت را ذخیره مینماید؛ و او طریق حکمت را منظور داشته و نگاه میدارد.


امثال باب ٢ آیات ١٠ الی ٢٢ را مطالعه کنید. چه اتفاقی میافتد زمانی که حکمت بالاخره در قلب ساکن میشود؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«هنگامی که حکمت به قلب تو در میآید»، مرحله نهائی نو کیشی را پایه ریزی میکند. نه تنها ما از حکمت خداوند لذت میبریم، بلکه تجربهای خوشایند برای جانهای ما خواهد بود (امثال باب ٢ آیه ١٠). ما را همچنین از راه بد و فریبندگی شرارت رهایی خواهد بخشید (امثال باب ٢ آیه ١٢ و ١٦)، ما به طریق پارسائی روانه خواهیم شد (امثال باب ٢ آیه ٢٠).


امثال باب ٢ آیه ١٣، ١٧ را مطالعه بفرمائید. اولین مرحله تباهی چیست و به کجا سوق میدهد؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گرچه ما گناهکاریم، ما لازم نیست که در شرارت سقوط کنیم. کسانی که در مسیر اشتباه تشخیص داده شدهاند باید در آغاز مسیر درست را رها کرده باشند؛ بنابراین شرارت اول از همه بعنوان عدم صداقت شناخته میشود. گناه ماهرانه و معصومانه شروع میشود، اما خیلی زود گناهکار نه تنها شریرانه آن را انجام میدهد بلکه از آن لذت میبرد.


آن باید راجع به شما چه بگوید اگر خدای نکرده، شما از انجام شرارت لذت میبرید؟ یا حتی بدتر، اگر شما آن را دیگر شرارت نپندارید؟


پنجشنبه


١ ژانویه


فراموش نکنید!


امثال باب ٣ آیه ٧ را مطالعه بفرمائید. دام در نظر خود حکیم بودن چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در نظر خود حکیم بودن به توهمی کشیده خواهد شد که شخص برای حکیم بودن به خدا نیاز ندارد. این وضعیت ناامید کننده است. «در حق ابله امید بیشتری هست تا برای چنین اشخاصی» (امثال باب ٢٦ آیه ١٢). باز هم حکمت بعنوان تعهدی مذهبی شرح داده شده است. حکیم بودن یعنی احکام خدا را نگهداشتن (امثال باب ٣ آیه ١)، برای نمایان کردن «رحمت و حقیقت» (امثال باب ٣ آیه ٣) و «به خداوند متوکل شدن» (امثال باب ٣ آیه ٥). حکمت حاکی از یک رابطه صمیمانه با خدا است. اشارات مکرّر به قلب را مورد توجه قرار دهید (امثال باب ٣ آیات ١، ٣، ٥) که جایگاه پاسخ شخصی ما به اثرپذیری از خدا است. (قبلاً در امثال باب ٢ آیه ١٠ به قلب بعنوان مکانی که باید حکمت داخل شود اشاره شده است.)


امثال باب ٣ آیات ١٣ الی ١٨ را مطالعه بفرمائید. پاداش همراه با نعمت حکمت بودن چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


حکمت با زندگی و سلامتی در ارتباط است (امثال باب ٣ آیات ٢، ٨، ١٦، ١٨، ٢٢). یکی از تصویرهای مطرح «شجره حیات» است (امثال باب ٣ آیه ١٨)، عهدی که بارها در کتاب تکرار میشود (امثال باب ١١ آیه ٣٠، باب ١٣ آیه ١٢، باب ١٥ آیه ٤). این استعاره به باغ عدن اشاره میکند. این وعده بدین معنا نیست که کسب حکمت زندگی ابدی را فراهم خواهد نمود؛ در عوض، ایده کیفیت زندگی با خدا است که اولین والدین ما در باغ عدن از آن لذت بردند و میتواند تا اندازهای دوباره بازیابی شود. هنگامی که ما با خدا زندگی میکنیم، ما برخی از آگاهیها و نکات بهشت را به دست میآوریم؛ حتی بهتر، میآموزیم تا در وعده دستیابی به این ملکوت از دست رفته امید داشته باشیم (دانیال باب ٧ آیه ١٨).


امثال باب ٣ آیات ١٩ و ٢٠ را مطالعه کنید. چرا نیاز به حکمت این چنین حیاتی است؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اشاره غیر منتظره به مسئله آفرینش در این متن نامناسب به نظر میرسد. با این حال استفاده از حکمت در آفرینش بحث آیه هجدهم را که حکمت را با شجره حیات در ارتباط میداند تحکیم میکند. اگر خدا برای آفرینش زمین و آسمان از حکمت استفاده کرده باشد، حکمت موضوع کم اهمیتی نیست. حکمتی که در محدوده کیهان باشد، از محدوده وجود زمینی ما فراتر میرود. حکمت به زندگی ابدی ما نیز مربوط میشود. این درس به شجره حیات اشاره دارد که یادآور باغ عدن است. این دیدگاه همچنین شامل وعدهای میشود که نکته نهائی آیهی ماست: «حکیمان وارث جلال خواهند شد»(امثال باب ٣ آیه ٣٥).


جمعه


٢ ژانویه


مطالعات بیشتر


«جوانان نیاز دارند تا حقیقت عمیق نهفته در بیانیه کتاب مقدس که خدا سرچشمه حیات است را درک کنند.» (مزامیر باب ٣٦ آیه ٩). نه تنها او بنیانگذار همه چیز است بلکه او حیات همه چیزهای زنده است. حیات اوست که به ما نور آفتاب و هوای تازه و مطبوع، غذائی که جسم ما را بنا میکند میبخشد و قدرتمان را تأمین میکند. هر ساعت و هر لحظه با حیات اوست که ما زنده میمانیم. بجز در مورد آلودگی به گناه تمام هدایای او به حیات سلامتی و مسرت متمایل است.» -خانم الن ج. هوایت، Education ، صفحات ١٩٧، ١٩٨.


بسیاری این عقیده را اقتباس کردهاند که عبودیت خدا برای سلامتی و شادی های بشاش در روابط اجتماعی زندگی زیانبار است؛ اما کسانی که به طریق حکمت و قدوسیت قدم برمیدارند دریافتهاند که خداشناسی برای همه چیز سودبخش است، داشتن تعهدی برای حیات که هم اکنون وجود دارد و آنی که قرار است بیاید. آنها زندهاند تا از لذتهای حقیقی زندگی برخوردار شوند.» – توضیحات خانم الن ج. هوایت، The SDA Bible Commentary، جلد سوم صفحه ١١٥٦.


پرسشهای برای بحث:


  • تفاوت حکمت و دانش در چیست؟ چطور فردی میتواند دانشی بسیار داشته باشد اما بدون حکمت باشد؟ و در آخر، چه کسی شخصاً نمیشناسد، یا دست کم میشناسد کسانی را که بسیار باهوشند ولی به نظر حکمت ندارند؟

  • بیشتر در مورد این ایده «ترس از خداوند» تأمل کنید. اگر «در محبت خوف نباشد» (اول یوحنا باب ٤ آیه ١٨)، چگونه ما از خداوند خوف داشته باشیم و همچنان به او محبت بورزیم؟ چگونه تنش مابین عدالت و محبت در ترس از خداوند را حل کنیم؟

  • چرا در نظر خود حکیم بودن حالتی است بسیار خطرناک، مخصوصاً زمانی که میبینیم چقدر قلب بشر فاسد و آلوده است و چقدر آسان است برایمان تا همه رفتارهایی را که میخواهیم توجیه نمائیم؟ به آنها که بدترین رفتارهایشان را توجیه میکنند فکر کنید. چگونه میتوانیم مطمئن شویم که ما عمل آنها را تکرار نمیکنیم؟

درس ٢


* ٣ الی ٩ ژانویه


از گوش تا پا



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٤، اول پادشاهان باب ٣ آیه ٩، متی باب ١٣ آیه ٤٤، امثال سلیمان باب ٥، رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١٠ آیه ١٣، امثال سلیمان باب ٦ آیات ١ الی ١٩ را بخوانید.


آیه حفظی: »راه پیش پای خود را بسنج تا آنکه تمامی راه هایت مستقیم باشند. به راست و به چپ منحرف مشو و پای خود را از بدی باز بدار» (امثال سلیمان باب ٤ آیات ٢٦، ٢٧).


علم تأثیر شنوایی بر نحوه راه رفتن را اثبات کرده است و اینکه حتی تعادلمان تحت تأثیر بهتر شنیدنمان نیز میباشد. پس آموزش یا تعلیم یا هر آنچه به گوش ما میرسد برای نحوه زندگی کردن ما بسیار حیاتی است. کتاب امثال سلیمان باب ٤ آیه ٧ میفرماید: «سرآمد همۀ چیزها حکمت است.»


با این حال مهم نیست که چقدر آموزش خوب است، دانشآموز باید توجه کند. آموزگار مصر باستان سخنی گفته است نه بدون کمی طعنه که «پسرک گوشش بر پشتش است؛ او گوش فرا میدهد وقتی تنبیه شود.» (در نقاشی مصریان، دانشآموز اغلب با گوشهایی بزرگ در پشت خود نمایش داده میشد.)


فقط دانستن درباره درست و غلط کافی نیست؛ ما میبایست بیاموزیم که چگونه درست را انتخاب کنیم و نه نادرست را. پرورش یافتن در حکمت شامل صحیح گوش فرا دادن به آموزش و دنبال کردن و پیروی کردن از چیزی است که آموختهایم، طوری که در پایان در جهت اشتباه راه نپیماییم.


* درس این هفته را مطالعه کنید تا برای شنبه آماده شوید، ١٠ ژانویه.


یکشنبه


٤ ژانویه


گوش فرا دهید!


امثال سلیمان باب ٤ را بخوانید. چه حقیقت عملی را در اینجا یافتید و چگونه ما میتوانیم آن را در زندگیمان پیاده کنیم همانطور که در جستجوی زندگی کردن در وفاداری به خدا هستیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


عمل «شنیدن» اولین قدم تعلیم و تربیت است. در تفکرات عبری جایگاه حکمت و ذکاوت در قوه دِماغی تعبیه نشده است، بلکه در گوشهاست. این حاکی از این است که حتی قبل از اینکه ما در اندیشه چیزی باشیم یا بخواهیم مشکلی را حل کنیم، ابتدا نیازمندیم به آن گوش فرا دهیم. این بدان معناست که ما نیاز به شنیدن داریم. زمانی که سلیمان حکمت درخواست کرد، او صریحاً «دل شنوا» خواست (کتاب اول پادشاهان باب ٣ آیه ٩).


اولین قدم حکمت «شنیدن» است که پیشنهاد میدهد حکمت از منبعی خارجی میآید (در این مورد والدین). ما قادر نیستیم حکمت را به واسطه خودمان کشف کنیم. شخصیت خود ساخته در حیطۀ حکمتِ مورد تأییدِ کتاب مقدس راهکاری غیرممکن است. حکمت پیش از هر کاری چیزی است که ما دریافت میکنیم، نه چیزی که ما به روش خودمان آن را شکل بدهیم یا اینکه آن را توسط استعداد و استدلال خویش کشف کنیم. گنجایش «توجه کردن» (در زبان عبری، دل را بر آن قرار دادن) نشان دهنده درگیری دل میباشد. در نتیجه جستجو برای حکمت صرفاً فعالیتی عینی و بی روح نیست. دل که هسته شخصیتی و (در اندیشه عبری) جایگاه احساسات است، نقشی اساسی در جستجوی حکمت دارد.


متی باب ١٣ آیه ٤٤ و ارمیاء باب ٢٩ آیه ١٣ را بخوانید. چه رابطهای مابین این آیات و جستجوی حکمت میتوانید بیابید همانطوری که در امثال سلیمان باب ٤ بیان شده است؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


احساسات نقشی مهم در موجودیت اساسی ما به عنوان انسان بازی میکنند، بنابراین نمیتوان و نباید در ارتباطمان با خدا نادیده گرفته شوند. چگونه ما جایگاه و ارزش متناسب با احساسات را در ارتباط با زندگی معنویمان بیاموزیم؟ از این تجربیات میآموزید که چگونه احساساتتان شما را درست (و نادرست) هدایت میکنند؟


دوشنبه


٥ ژانویه


از خانوادهتان محافظت کنید.


هنگامی که تصمیم میگیریم که به طریق حکمت راه برویم، ما هنوز به هوشیاری بزرگی نیاز داریم زیرا که ما موانعی را در طول این مسیر خواهیم دید (نامه اول پطرس باب ٥ آیه ٨ را بخوانید). یکی از بزرگترین خطراتی که با آن مواجه هستیم سروکار داشتن با خانوادههایمان است که باارزشترین و حساسترین و صمیمانهترین حیطه زندگی است.


امثال سلیمان باب ٥ را بخوانید. ما باید در مقابل چه خطراتی از خود محافظت کنیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اولین خطر از خودمان آغاز میشود؛ آن در گفتار خودمان نهفته است. ما باید مراقب زبانمان باشیم تا مطمئن شویم که هر چیزی را که میگوییم پیامی نامفهوم و غیر مُقتضی منتقل نکند. لبهای ما باید با دانشمان هماهنگ باشد و باید دیدگاه های روحانیمان را منعکس کند. دومین خطر از سوی زن یا مرد دیگری میآید (اگر چه آیه اشاره به خطری دارد که از طرف «زن بیگانه»است، کلام باید به مفهوم عمومی قابل درک باشد؛ وسوسه هم میتواند از طرف مرد باشد هم زن) همان کسی که در مسائل خانواده مداخله میکند. در هر صورت میتواند همسر را بفریبد تا پیمان زناشویی را نقص کند و کیست که ندیده باشد یا تجربه نکرده باشد که به چه اندازه این گناه مخرب است؟


با توجه به این آیه، بهترین راه برای استقامت کردن در برابر این وسوسه که اغلب با کلمات فریب دهنده آغاز میشود، گوش فرا دادن به کلام حکمت است. با توجه و اطاعت از آموزش الهام شده، ما بیشتر تمایل خواهیم داشت تا بر مسائل حیاتی تمرکز کنیم و از زنا یا هر وسوسهی دیگری که بر سر راهمان است محفوظ بمانیم.


البته، نه تنها ما باید خود را از زنا دور نگه داریم، ما همچنین نباید به جایی که «زن فریبدهنده» زندگی میکند برویم (امثال سلیمان باب ٥ آیه ١٠)؛ ما حتماٌ نباید به در خانهاش نزدیک شویم (امثال سلیمان باب ٥ آیه ٨).


در پایان بهترین راه محافظت در برابر وسوسه دوست داشتن زن یا مرد دیگر، این است که فقط همسر دوران جوانیتان را دوست داشته باشید (امثال سلیمان باب ٥ آیه ١٨). نویسنده کتاب جامعه با این پند طنین میاندازد: « همگی ایام عمر باطل خویشتن را با زنی که دوست میداری که خدا آن را در تمامی روزهای باطلت زیر آفتاب به تو داده است به خوشی بگذران (کتاب جامعه باب ٩ آیه ٩). اگر برای چیزی که داری شکر گذار باشی، چیز دیگری را جستجو نخواهی کرد.


رساله اول پولس رسول به اهل قرنتیان باب ٠١ آیه ٣١ را بخوانید. با این وعده پیش روی شما، هم اکنون به منظور محافظت از خودتان در برابر شهواتی که ممکن است در شما رخنه کند، نیاز به برداشتن چه گامهای عملی و قطعی هست؟


سهشنبه


٦ ژانویه


از رابطه دوستیتان حفاظت کنید.


شخصی چنین گفت: « خداوندا، مرا در برابر دوستانم محافظت بفرما، من از پس دشمنانم بر خواهم آمد.» کتاب جامعه نگران آسیب پذیری رابطه دوستی است؛ آن ما را هدایت میکند که چگونه دوستانمان را حفظ کنیم و همچنین اگر لازم باشد چگونه خودمان را از آنها محافظت کنیم. کلمه عبری «دوست» معنای «همسایه» نیز میدهد، همان کسی که نزدیک به ماست، کسی که هم اکنون دوست شماست یا کسی که ممکن است دوست شما بشود. حکمتِ مطابق با کتاب مقدس روابط انسانی را ارج مینهد و درخواست توجه و احترام برای این روابط را دارد.


کتاب امثال سلیمان باب ٦ آیات ١ الی ٥ را بخوانید. سلیمان نبی به چه مشکلی اشاره میکند و راه حلش چیست؟ بعلاوه چه اصل روحانی مهمی را در اینجا مییابیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در حالی که تورات مردم را ترغیب میکند تا به فقیران کمک کنند و به آنها بدون بهره پول قرض بدهند (سفر خروج باب ٢٢ آیه ٢٥)، حکمت به ما در مقابل حمایت سهل انگارانه مالی نسبت به دوستانی که بدهکار هستند هشدار میدهد. وظیفه خیرخواهانه مانع وظیفه عدالت نمیشود (سفر خروج باب ٢٣ آیه ٢ و ٣). اگرچه ما نیازمندیم تا زمانی که میتوانیم بخشنده باشیم، ولی با حکمت مطمئن میشویم تا عمل خیرخواهانهمان به شکستی مفتضحانه تبدیل نشود (آن را با امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٢٧ مقایسه کنید).


از این رو، در امثال سلیمان نظریهی حکیمانه به ما عطا شده است. اولین احتیاط شامل کلمات ما میشود. چقدر حیاتی است که ما وضعیت را بررسی کنیم و مطمئن شویم که از عهده نیاز دوستمان برمیآییم. اگر چنین است صحبت کنید و قول بدهید. درواقع، صمیمیت در دوستیمان یا احساسات لحظهای ممکن است سبب سقوط تعهدمان بشود و ممکن است ما بعداً تأسف بخوریم.


مهم نیست که چقدر خوش نیت بودهاید، مهم این است که قبل از اینکه عملی انجام بدهید یا متعهد به چیزی که قادر به انجامش نیستید بشوید، ابتدا بیندیشید. نکته اینجاست که اگر ما گرفتار تعهد بی موردی شدیم، لازم است هر کاری برای رفع آن بکنیم، از جمله متواضع کردن خودمان، قبول اشتباهاتمان و درخواست فیض الهی.


با کلامی که در این مثل به ما عطا شده است، چگونه بیاموزیم که به آرزوهایمان تعادل ببخشیم تا قادر به تحمل بارهای سنگین یکدیگر شویم (رساله پولس رسول به غلاطیان باب ٦ آیه ٢)؟


چهارشنبه


٧ ژانویه


از شغل خود محافظت کنید.


امثال سلیمان باب ٦ آیات ٦ الی ٨ را بخوانید. ما از مورچه چه میتوانیم بیاموزیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نه تنها مورچه ها ساعی هستند (بلکه بسیار کوشاتر از انسان هستند، اگر کسی باشد که بتواند سنگینی باری که آنها حمل میکنند را با سنگینی باری که انسان قادر به حمل آن است مقایسه کند البته نسبت به وزن نسبی آنها)، اما مورچهها مستقل کار میکنند و نیاز ندارند که سرپرستی شوند. دلیل اصلی سخت کوشی آنها آینده است. آنها زمانهای سختی (زمستان) را «پیش بینی میکنند» و خودشان را برای آنها آماده میکنند؛ بنابراین، مورچه به ما حکمتِ اندیشیدن به آینده را زمانی که طرحهایی میریزیم یا در فعالیتی شرکت میکنیم میآموزد. «این سؤالی است که احتیاج به بررسی توسط والدین، هر معلمی، هر دانش آموزی و هر انسانی جوان یا مسن دارد. هیچ طرح اقتصادی و برنامهی زندگی نمیتواند منطقی یا کامل باشد اگر فقط شامل چند سال زندگی کنونی باشد و پیش بینی برای حیات ابدی آینده را نکند.»- خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ١٤٥.


امثال سلیمان باب ٦ آیات ٩ الی ١١ را بخوانید. ما از حیوان تنبل چه میتوانیم بیاموزیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


حیوان تنبل چیزی برای آموختن از مورچه دارد، نه بلعکس: « ای کاهل به سوی مورچه برو و راههای او را ببین و دانا شو» (امثال سلیمان باب ٦ آیه ٦). در حالی که مورچهها مشغولند حیوانات تنبل خوابند. در حالی که مورچهها در وقت خرمن پربار هستند، حیوانات تنبل دو دست خود را به نشانه راحت طلبی بر سینه گره زدهاند. مورچهها بواسطه حمل بارهای سنگین تر از خودشان و آماده شدن برای آینده خودشان، پیش میروند؛ حیوانات تنبل در زمان حال میزیند و فقط با خودشان مشغول هستند.


بنابراین راحت طلبی و تنبلی در اینجا محکوم هستند، ما همچنین باید به یاد داشته باشیم که زندگی فقط کار و درآمد نیست. چگونه روز شنبه که در متن هفته به ما هدیه شده است ما را یاری میدهد تا تعادل مناسب را بیابیم؟


پنجشنبه


٨ ژانویه


از خودتان محافظت کنید.


بعد از اینکه در مقابل شرارتهای خاص که سه حوزه زندگی- یعنی خانوادههایمان، ارتباطات اجتماعیمان و شغلمان را تهدید میکنند به ما هشدار داده شد- امثال سلیمان به ما تجسمی از گناهکاری میدهد. آن هجونامهای پر از کنایه و مشاهدات هوشیارانه روانی است. هر دو شعر (امثال سلیمان باب ٦ آیات ١٢ الی ١٥ و آیات ١٦ الی ١٩) ضربالمثل هستند و موازی با همان وزن هفتگانه شاعرانه، نقش و نگارهای مترادف را پوشش میدهند. فِطرت شخص شریر، به هر چه که در دلش میاندیشد ارتباط دارد؛ و نتیجه اش بصورت کارهای بیرونی آشکار میشود.


امثال سلیمان باب ٦ آیات ١٤ و ١٨ و همچنین متی باب ١٥ آیه ١٩ را بخوانید. به چه نکته مهمی در اینجا اشاره شده است.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«اگر به تصورات باطل تن بدهی و اجازه بدهی تا فکرت، پر از افکار ناپاک شود، نزد خدا به درجهای خطاکار هستی که گویا افکارت جامهی عمل پوشیده است.» - خانم الن ج. هوایت، The Adventist Home، صفحه ٣٣٤.


چه هشدارهایی در امثال سلیمان باب ٦ آیات ١٢ الی ١٩ داده شده است؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تصویر کنایهدار است. شریر در حال حرکت از شخص تنبل پیروی میکند. دو شیوه تفکر به نظر متفاوت میآیند و با وجود این آنها درسی یکسان میآموزند. هر دو در خود باقی میمانند. هیچ یک از آنها علاقمند به آموزشی که خارج از حیطه خودشان آمده، نیستند. هر دوی آنها حکمت و طبیعت خودشان را دنبال میکنند. تنبل ها میخوابند و نه گوشهایشان و نه پایهایشان کار نمیکند؛ شریران فقط پایها و دهانشان مشغول به کار هستند و نه گوشهایشان. نتیجه یکسان است: هر دوی آنها به نابودی میروند.


در ضمن شر دو اثر دارد: آن نه تنها به افرادی که علیه آنها گناه انجام شده بلکه به گناهکار نیز آسیب میرساند. دروغگوها در پایان دروغ خود را باور میکنند. همچنین قابل توجه است که نتیجه نهایی تبهکاری نزاع و تنش است که میتواند بر اجتماع نیز اثر بگذارد. درواقع بندرت اثرات گناه، اگر نگوییم هرگز، در فرد تبهکار محدود میماند. دیگران تحت تأثیر قرار میگیرند و معمولاً فقط برای وضعیت وخیمتر.


چگونه گناه دیگران زندگی شما را تحتالشعاع قرار داده است؟ بطور خارقالعادهای در آن شکی نیست. چه درسهایی میتوانید بیاموزید از اینکه چقدر نیاز است محتاط باشید تا اعمال شما به دیگران آسیب نرساند؟


جمعه


٩ ژانویه


مطالعات بیشتر


«مطالعه کنندگان کتاب مقدس میبایست بیاموزند تا در روح یادگیرنده به آن نزدیک شوند. ما باید صفحاتش را مطالعه کنیم، نه برای اثبات ایده های خودمان بلکه به منظور فهمیدن سخنان خدا...»یکی از دلایل اصلی عدم صلاحیت روانی و ضعف اخلاقی نبودن تمرکز است...با جریان بیحد و اندازه مطالبی که بطور مداوم از چایخانه ها عرضه میشوند، افراد مسن و جوان عادت میکنند که سریع و سطحی بخوانند و این امر باعث میشود قوه دِماغی، قدرت ارتباطی و استدلال نیرومندشان را از دست بدهند.»- خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ١٨٩.


«لانه هایی که مورچه ها برای خودشان میسازند نشان دهندۀ مهارت و پشتکار است. در هر بار آنها تنها یک دانه را میتوانند حمل کنند، اما با تلاش و پشتکار، آنها کاری عجیب را به پایان میرسانند.


«سلیمان به این پُرکاری مورچه بهعنوان سرزنشی برای آنهایی که زمان خود را به بطالت یا در آداب و رسومی که روح و جسم را فاسد میکند میگذرانند اشاره میکند. مورچه برای فصلهای آینده آماده میشود؛ اما عده بسیاری با عطیهی استدلال در آمادگی های زندگی جاودانه آینده شکست میخورند.»- خانم الن ج. هوایت، Counsels to Parents, Teachers, and Students، صفحه ١٩٠.


پرسشهای برای بحث:


  • بیشتر در ایدهی ما چگونه میتوانیم به دیگران کمک کنیم، حتی به قیمت هزینه شخصی برای خودمان تعمق کنید. چگونه ما به مطالب آموزندهی درسهای این هفته مینگریم در مقایسه با این آیه: دوستی را بیشتر از این هیچ کس ندارد که کسی جان خود را به راه دوستان خود بنهد «(یوحنا باب ١٥ آیه ١٣)؟

  • چه درسهای دیگری میتوانیم از جهان طبیعت بیاموزیم که در زندگی خودمان بتوانیم آنها را پیاده کنیم؟ همانگونه که میدانید جهان ساقط در گناه است، چرا در درسهای که میآموزیم میبایستی بااحتیاط باشیم؟

  • هفت ناپاکی را در امثال سلیمان باب ٦ آیات ١٦ الی ١٩ بخوانید. شما فکر میکنید چرا اینها به نظر خدا اینقدر بد به نظر میآیند؟

درس ٣


*٠١ الی ٦١ ژانویه


سرنوشت ساز مرگ و زندگی



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: متی باب ٥ آیات ٢١ الی ٣٠؛ امثال سلیمان باب ٦ آیه ٢١؛ باب ٧ آیه ٣؛ باب ٦ آیه ٢٣؛ باب ٧ آیه ٢؛ باب ٦ آیه ٢٤؛ باب ٦ آیه ٣٠ و ٣١؛ باب ٧ آیه ٢٦ و ٢٧.


آیه حفظی: «زیرا که احکام چراغ و تعلیم نور است و عتابهای تربیت راه حیات است»(امثال سلیمان باب ٦ آیه ٢٣).



دو برادر در خانه تنها مانده بودند اما هشداری جدی از مادرشان دریافت کرده بودند که کیکی را که او تازه پخته است نخورند. برای اینکه مطمئن شود که پسرها حرف شنوی میکنند او تهدید به تنبیه را اضافه کرد.


هنگامی که او خانه را ترک کرد، فقط چند دقیقه برای پسرها طول کشید تا تصمیم بگیرند که هر جور شده کیک را بخورند. «این سرنوشت ساز مرگ و زندگی نیست،» آنها دلیل آوردند. « مادرمان هرگز ما را نخواهد کشت؛ پس بیا بخوریم!»


بنابراین برای مشکلی که معلم در امثال سلیمان در موردش سخن میگوید، در واقع سرنوشت ساز مرگ و زندگی است. گفتارش قوی و واضح است. البته مسیح نیز خودش از گفتاری بسیار قوی استفاده کرد زمانی که درباره سرنوشت سازهای مرگ و زندگی ابدی سخن میگفت (متی باب ٥ آیات ٢١ الی ٣١)؛ و جای هیچ تعجب هم نیست. در پایان، سرنوشت نهایی و ابدی ما (و چه چیزی میتواند از آن مهمتر باشد؟)، به انتخابهایی که هم اکنون میکنیم بستگی دارد. پس ما باید ضرورت گفتار قوی را در ارزش واقعی آن در نظر بگیریم.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ١٧ ژانویه.


یکشنبه


١١ ژانویه


شریعت در زندگی ما


امثال سلیمان باب ٦ آیه ٢١ و باب ٧ آیه ٣ را بخوانید. ما چگونه جلوه های فیزیکی که در آیات قید شده را بفهمیم در ارتباط با اینکه چگونه ما باید با شریعت خدا رابطه داشته باشیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همانطور که در درس قبلی دیدیم، در امثال سلیمان دل نشان دهنده جایگاه احساسات و افکار است. به ما میفرماید که شریعت را بر دلمان حاکم کنیم (امثال سلیمان باب ۶ آیه ۲۱)، منظور معلم این است که ما باید همیشه با شریعت در رابطه نزدیک باشیم. لحظه ای نیست که ما تماسمان با شریعت را از دست بدهیم، گناه را جز به شریعت ندانستیم (رسالهی پولس به رومیان باب ۷ آیه ۷). معلم همچنین اصرار دارد که این شریعت باید حتی در لوح های قلب مرقوم گردد (امثال سلیمان باب ۷ آیه ۳)، مانند ده فرمان که توسط خداوند بر روی لوح های سنگی نوشته شده بود.


منظور از صحبت درباه شریعت نوشته شده بر روی دل این است که شریعت تنها یک سری از قوانین خارجی تحمیل شده بر ما نیست. شریعت باید در انگیزه های ما، نیتهای مخفی ما و بخشی از نفس صادقمان باشد؛ و به قولی دیگر تعهد پولسی میباشد که «مسیح در شما، امید جلال است» (رساله پولس به کلسیان باب ١ آیه ٢٧) و در زندگی مان یک حقیقت میشود.


منظور از گره زدن شریعت به دور گردن این است که باید آن را به خودمان خیلی نزدیک نگه بداریم. انسان های کهن وسایل بسیار گرانبهایشان را باید به دور گردنشان میبستند. گردن جایی است که هوا از طریق آن به شش ها راه پیدا میکند و اجازه تنفس و زندگی میدهد، ارتباطی از افکار که در کلمه عبری (nephesh) «روح» تصدیق میکند که به کلمه «زندگی» بر میگردد و از کلمه ای به معنی «گلو» و «نفس کشیدن» مشتق شده است.


بستن شریعت بر انگشتان شخص، بردن شریعت به قلمرو فعالیت هاست. آموزگار روی انگشتان تأکید میکند و با این کار به ظریف ترین و صمیمانه ترین فعالیت ها اشاره میکند. شریعت نه تنها بر روی تصمیم های بزرگی که ما میگیریم بلکه باید بر روی کوچک ترین آنها نیز تأثیر گذار باشد. ( لوقا ۱۶: ۱۰ را بخوانید).


هرچند منظور کتاب مقدس از این تصاویر کاملاً رمزی بود، بسیار قابل توجه است که این نشانه ها عمیقاً در رسوم یهودیان، مسیحیان و مسلمانان استفاده شده است؛ و آن را میتوان بواسطۀ بکار بردن تفیلین (tephillin) یهودی به دور سر و انگشتان، صلیب های مسیحی که به دور گردن میآویزند و تسبیح ها ذِکرگویی دور انگشتان مسلمانها (و مسیحی ها) دید.


رموز میتوانند مفید باشند، اما چرا ما باید مراقب باشیم که رموز را با حقیقتی که نشان دهنده آن هستند به اشتباه نگیریم؟


دوشنبه


٢١ ژانویه


روشنایی و زندگی


امثال سلیمان باب ۶ آیه ۲۳ را بخوانید. چطور شریعت به «روشنایی» مرتبط میشود؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در کتاب مقدس، کلام خدا یا شریعتش با روشنایی مقایسه شده است: «کلام تو از برای پایم چراغ و به جهت راهم نور است» (مزمور داود باب ١١٩ آیه ١٠٥). در تفکر عبری بین ایدۀ «شریعت» و «روشنایی» رابطه وجود دارد. همان طور که چراغ مسیر حرکت ما را روشن میکند، شریعت نیز به ما کمک میکند که در مسیر بمانیم؛ یعنی وقتی با انتخابات اخلاقی روبرو میشویم به ما کمک خواهد کرد که بدانیم انتخاب صحیح چیست، حتی اگر اقتضای زمانی یا شخصی ما را به عدم رعایت شریعت وسوسه کند.


در کتاب مقدس چه مثال هایی از کسانی که با وجود بهانه های محکمی که آنان را به سرپیچی وا میداشتند ولی با این حال پیرو شریعت خدا بودند میتوانید پیدا کنید؟ ما چه چیزی از اطاعت و فرمان برداری ایشان میآموزیم؟ در چه صورت، انتخاب وفادار بودن آنها حتی برای یک بار از دید دیگری به نظر اشتباه آمده است؟


همراه با امثال سلیمان باب ٦ آیه ٢٣، امثال سلیمان باب ٧ آیه ٢ را نیز بخوانید. چرا شریعت با «زندگی» در ارتباط است؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


از زمان سقوط بشر در گناه، امیدمان برای زندگی ابدی را نمیتوان در شریعت یافت، بلکه فقط از طریق ایمان به مسیح. در هر حال اطاعت از شریعت و اصول، نشان دهندۀ ادامه نقش محوری آن در زندگی با ایمان است. (متی باب ١٩ آیه ١٧ و مکاشفه یوحنای رسول باب ١٤ آیه ١٢). ما اطاعت میکنیم چرا که خداوند هزاران سال پیش به قوم اسرائیل فرمود: «خداوند خدای شما من هستم» (سفر لاویان باب ١٨ آیه ٤). شریعت خدا به «زندگانی» مرتبط است، زیرا به سادگی خداوند هست اگر او هست یعنی منشأ زندگی ماست. این اصل نشان دهندۀ روحانیت صحیح است: ما به خدا و قول هایش به خاطر زندگی حال حاضرمان اعتماد داریم همانطوری که به وعده هایش برای زندگی ابدی اعتماد میکنیم.


مسیح فرمود: «من نور جهانم و آنکس که مرا پیروی نماید، در تاریکی راه نخواهد رفت بلکه نور زندگی را خواهد داشت» (یوحنا باب ٨ آیه ٢١). شما چطور حقیقت این وعدۀ شگفت انگیز را در همراهیتان با خداوند تجربه کردهاید؟


سهشنبه


٣١ ژانویه


مبارزه با وسوسه


همانطور که دیدیم، نویسنده امثال سلیمان باب ٦ آیه ٢٣ تحت الهام روح القدس، مستقیماً روشنایی و زندگی را به شریعت خدا ربط میدهد. در آیه بعدی او نمونۀ محکمی ارائه میدهد که چگونه شریعت به عنوان روشنایی و زندگی، به ما حفاظت روحانی نیرومند میتواند ببخشد.


در امثال سلیمان باب ٦ آیه ٢٤ درباره چه چیز به ما هشدار داده شده است؟ به جز آنچه آشکار است چه هشدارهای زیرکانه دیگری در اینجا داده شده است؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


زمانی که انسان مذهبی وسوسه میشود، بزرگترین وسوسه پیدا کردن دلیل مذهبی است برای توجیه شرارت. استفاده از خدا برای توجیه رفتار زشت فقط یک شکل وحشتناک از کفر نیست-بلکه به شکل قدرتمندی فریبنده است. روی هم رفته چنانچه کسی گمان کند که «خدا با من است،» شما در جوابش چه میتوانید بگویید؟ چنین چیزی در موارد زنا نیز میتواند اتفاق بیفتد. «خدا به من نشان داده است که این (مرد یا زن) همان کسی است که من باید با او باشم.» اگر این همان چیزی است که آنها معتقدند، کیست یا چیست که بتواند حقه ی توسل به «خدا نشان داده است» را آشکار کند؟


همچنین توجه کنید، این فقط زیبایی زنها نیست که مردها را اغوا میکند. او از زبان و کلمات تملق آمیز استفاده میکند تا قربانی اش را به دام بیاندازد. چگونه اغلب مرد و زن بوسیله کلمات اغوا کننده و زیرکانه ای که حتی گاهی در لفافۀ زبان مذهبی پیچیده شده است به موقعیت های رسواکننده هدایت شدهاند؟ نویسنده کتاب امثال سلیمان میخواهد به ما در مقابل این فریب هشدار بدهد.


شریعت پادزهر کاملی برای «زبان تملق آمیز زن اغواکننده» است. تنها دستور بی چون و چرای شریعت و وظیفه فرمان برداری است که به ما کمک خواهد کرد تا در مقابل کلمه های فریب دهندۀ او که میتواند صحیح و زیبا به نظر بیایند، مقاومت کنیم. در واقع فریب دهنده شما را نه تنها خوش قیافه بلکه حتی حکیم و باهوش خواهد یافت. او حتی ممکن است احتیاجات روحانی اش را یادآور شود؛ و ممکن است «محبت خدا» به طعنه و بطور خطرناکی به توجیهی برای گناه تبدیل شود.


فقط فکر کنید که چطور به سهولت ما میتوانیم حتی زیر ماسک ایمان، برای توجیه اعمال اشتباه از هر نوعی و نه فقط زنا کردن راهنمایی بشویم. پس آیا تعهد مطلق به شریعت خدا تنها محافظ واقعی ماست، حتی در مقابل افکار خودمان و حیله هایی که میتوانند روی ما اجرا کنند؟


چهارشنبه


٤١ ژانویه


«دزدی نکن»


دقیقاً بعد از هشدارش درباره زنا کردن (امثال سلیمان باب ٦ آیات ٢٤ الی ٢٩)، نویسنده صحبت درباره گناه دیگری را آغاز میکند: دزدی کردن (آیات ٣٠ و ٣١). ارتباط بین دو فرمان (دزدی کردن و زنا کردن)، نشان میدهد که چطور اطاعت نکردن از یک فرمان میتواند روی اطاعت ما از دیگر فرمانها تأثیر گذار باشد. طرز فکر چشم پوشی از آن در مورد انتخاب، در رابطه با شریعت خدا میتواند بسیار خطرناک تر از اطاعت نکردن کلی شریعت باشد. «قوی ترین حامی فساد در دنیای ما زندگی پرشرارت و فاسد و یا رذل مطرود گناهکار نیست؛ بلکه همان زندگی ای است که ظاهراً با فضیلت، شرافتمند و اصیل ظاهر میشود، اما در آن گناه ریشه دوانده و پیگیری میشود... آن کس که عطیۀ بالاترین مفاهیم زندگی و حقیقت و احترام را دریافت نموده است باز هم عمداً از یکی از احکام شریعت مقدس خدا تجاوز میکند، هدیه اصیل او را بسوی کشش گناه سوق داده است.»- خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ١٥٠.


امثال سلیمان باب ٦ آیات ٣٠ و ٣١ را بخوانید. این آیات درباره عملکرد شخصی که بیچاره است چه میگوید؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فقر و احتیاجات، دزدی را توجیه نمیکنند. دزد گناهکار است حتی اگر او از گرسنگی در شرف مرگ است (آیه ٣٠). با این حال دزد گرسنه را نباید مورد تنفر قرار داد، او هنوز هفت برابر چیزی که دزدیده است را باید پس بدهد؛ این نشان میدهد که حتی ناامیدی وضعیتش گناه را توجیه نمیکند. در جای دیگر کتاب مقدس پافشاری میکند که این وظیفه ماست که احتیاجات تنگدستان را برآورده کنیم تا آنها برای زنده ماندن مجبور به دزدی نشوند (سفر تثنیه باب ١٥ آیه ٧ و ٨).


چقدر جالب است که بعد از بررسی موضوع زنا کردن به موضوع دزدی کردن میرویم و در ادامه آیه به مبحث زنا برمیگردد (امثال سلیمان باب ٦ آیات ٣٢ الی ٣٥). هر دو گناه براستی به شکلی شبیه به هم هستند. در هر دو مورد شخصی به طور نامشروع چیزی را که متعلق به دیگری است میگیرد. در هر حال یک تفاوت بسیار مهم بین دزدی و زنا در حقیقتی نهفته است که در گناه اولی (دزدی) فقط از دست دادن یک چیزی است، در حالی که گناه بعدی (زنا) مشکلی بزرگ تر است. در بعضی موارد فرد میتواند کالای دزدیده شده را جایگزین کند، در مورد زنا بخصوص وقتی بچه ها نیز درگیر هستند، خسارت بسیار شدیدتری از دزدی وارد میشود.


«زنا مکن.» این فرمان نه تنها اعمال ناپاک بلکه افکار و امیال شهوانی و یا هر عملی که موجب تحریک آنها میشوند را منع میکند... مسیح، کسی که مفهوم گسترده مربوط به احکام خداوند را تعلیم داد، اعلام کرد که فکر یا نگاه شهوت آلود همان قدر گناه است که خود عمل نامشروع.» کتاب شیوخ و انبیاء نوشته خانم الن ج. هوایت، صفحه ٣٠٨.


پنجشنبه


٥١ ژانویه


تهدید مرگ


بیشتر مردم در هنگام ارتکاب گناه به مرگ فکر نمیکنند؛ آنها مسائل دیگری در افکارشان دارند، معمولاً لذت آنی و راضی بودن از نتیجه گناهشان است. حتی فرهنگ های عامه پسند گاهی زنا و دیگر شرارت ها را میستایند. در مقابل، کتاب امثال سلیمان گناه را در چشم انداز صحیح قرار میدهد، دیدگاهی که خیلی سال ها بعد توسط پولس منعکس شد: «مزد گناه مرگ است» (رساله پولس رسول به رومیان باب ٦ آیه ٢٣).


امثال سلیمان باب ٧ آیات ٢٢ و ٢٣ را بخوانید. چه چیزی زناکار را با تهدید به مرگ آسیب پذیر میکند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کسی که به «دنبال او» میرود به عنوان شخصی که اراده و شخصیتش را از دست داده است معرفی میشود. او دیگر نمیاندیشد. کلام بی درنگ اشاره دارد که او به خود برای تفکرش فرصت بیشتری نمیدهد. او با گاوی که «به سلاخ خانه میرود» و ابلهی که «به کُنده (منظور تخته چوبی است که دستها و گردن مجرم در آن قفل میشود) اصلاح میدود» و همچنین مرغی که «به دام میشتابد» مقایسه شده است. «هیچ کدام از اینها متوجه نشدند که جانشان در خطر است.»


امثال سلیمان باب ٧ آیات ٢٦ و ٢٧ را بخوانید. چه چیز زن فاسد را مرگ آور میکند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ممکن است که اینجا زن بیشتر از یک مرد زناکار به تصویر کشیده شود. در واقع زن نشان دهندۀ ارزشهای مخالف حکمت است. سلیمان این استعاره را برای اخطار به شاگردش در مقابل هر شکلی از شر استفاده میکند. خطر بزرگی است، برای اینکه زن فقط مجروح نمیکند، او میکشد و قدرتش به اندازهای است که حتی قویترین مردان را کشته است. در کلام دیگر افراد پیش تر و قوی تر از شما، قادر نبوده اند در دستهایش زنده بمانند. پیام جهانی از این آیات به وضوح پیشنهاد میدهد که نویسنده کتاب مقدس عموماً در مورد بشر بطور کلی صحبت میکند. (کلمه عبری شِئول (sheol) در متن به صورتی که در افکار عمومی است به معنی جهنم نیست؛ آن مکان تخصیص داده شده برای مردگانی است که در آنجا هستند: قبر).


در نهایت، نکته این است که گناه، چه زنا یا مورد دیگر، به نابودی میکشد درست نقطۀ مقابل زندگی ابدی است که خدا برای همه ما از طریق عیسی مسیح میخواهد.


جای تعجب نیست، همانطور که در مقدمۀ شنبه گفتیم، بیان قوی است-در حقیقت ما با سرنوشت ساز مرگ و زندگی سر و کار داریم.


به بعضی آدم های «قوی» فکر کنید که در گناهان بزرگی سقوط کرده اند. چرا این باید شما را به لرزه در بیاورد؟ چه چیزی حفاظ شماست؟


جمعه


٦١ ژانویه


مطالعات بیشتر


«شیطان پادشاهی جهان را به انسان ها پیشنهاد میدهد اگر آنها تسلیم برتری او شوند. بسیاری این عمل را مرتکب میشوند و بهشت را قربانی میکنند. مُردن بهتر از گناه کردن است؛ فقر بهتر از فریب دادن است، گرسنگی کشیدن بهتر از دروغ گوئی است.»- خانم الن ج. هوایت، Testimonies to the Church، جلد ٤ صفحه ٤٩٥.


«تنگدستی، سرزنش، جدایی از دوستان یا هر درد و رنجی را به آلوده کردن جان توسط گناه ترجیح بدهید. مرگ پیش از هتک حرمت یا سرپیچی از شریعت خدا باید شعار هر مسیحی باشد. به عنوان کسانی که ادعا داریم که اصلاح کنندگان هستیم و حقایق طاهر کننده و جدی کلام خدا را عزیز میداریم، ما باید معیار را از آنچه در حال حاضر وجود دارد بالاتر ببریم.»- خانم الن ج. هوایت، Testimonies to the Church، جلد ٥ صفحه ١٤٧.


پرسشهای برای بحث:


  • چطور میتوانیم وخامت گناه را بدون افتادن در دام تعصب، جدی بگیریم؟ همزمان چطور میتوانیم شریعت خدا را بدون افتادن در ورطه قانونمداری پیروی کنیم؟

  • سفر خروج باب ٢٠ آیات ١ الی ١٧ را بخوانید. چطور همه ده فرمان به هم پیوسته هستند؟ چرا اگر به وضوح یک فرمان را نقض کنیم، ممکن است از دیگر فرمان ها نیز سرپیچی بکنیم؟ (رساله یعقوب باب ٢ آیه ١١ را ببینید) چه مثال هایی از سرپیچی از یک فرمان پیدا میکنید که به سرپیچی از دیگر فرمان ها سوق داده شده است؟

  • در این اندیشه که مردم ممکن است چطور از مذهب برای توجیه اعمال اشتباه استفاده کنند تمرکز کنید. انجام این کار خیلی هم مشکل نیست، بویژه اگر شما به نگه داشتن «محبت» به عنوان معیار نهایی درست و غلط تمایل داشته باشید. بعد از این همه درباره همه کارهای ناپسندی که به بهانه «محبت» انجام داده اید بیاندیشید. سپس، چطور شریعت به عنوان راهی برای حفاظت مردم، هم از خودشان یا دیگران عمل میکند، در غیر این صورت چه کسی به طرف گناه رهبری میشود؟

  • دوباره به سؤالی که در پایان درس یکشنبه است نگاه کنید، چه اندازه نمادها به جای حقیقت اشتباه گرفته میشوند؟ آیا ممکن است که ما آن اشتباه را مرتکب بشویم؟ برای مثال چگونه بت پرستی ممکن است یکی از راههای انجام این کار باشد؟ چه رسومی که نمادهای حقایق روحانی هستند میتوانند برای خود آن حقایق اشتباهی گرفته شوند؟

درس ٤


*٧١ الی ٣٢ ژانویه


حکمت الهی



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٨ آیات ١ الی ٢١، متی باب ١٦ آیه ٢٦، امثال سلیمان باب ٨ آیات ٢٢ الی ٣١، سفر پیدایش باب ١ آیه ٣١، امثال سلیمان باب ٨ آیات ٣٢ الی ٣٦، امثال سلیمان باب ٩ آیات ١ الی ١٨ را بخوانید.


آیه حفظی: »خداوند در ابتدای راهش پیش از افعالش از قدیم مالک من بود (امثال سلیمان باب ٨ آیه ٢٢).»


در این مرحله در امثال سلیمان حکمت دوباره خود را نمودار میکند (امثال سلیمان باب ١ آیه ٢٠ و ٢١ را ببینید) و از آیات این هفته به خوبی نمایان است که حکمت حقیقت است - حقیقتی که در خدا وجود دارد، منبع و سرمنشأ همه حقایق.


این تأکید در ماهیت «مطلق» حقیقت، با برخی از افکار معاصر در تضاد است، مخصوصاً در غرب، در جایی که حقیقت به صورت نسبی، مشروط و فرهنگی دیده شده است به طوری که حقیقت از نظر یک شخص نسبت به حقیقت از نظر دیگران متفاوت است.


اما این ایده موافق با کتاب مقدس نیست. حقیقت من میبایستی مانند حقیقت تو باشد، فقط به خاطر اینکه «حقیقت» جهانی است؛ و به شخص خاصی متعلق نیست بلکه به همه بشریت، اگرچه همه بشر نتواند آن را تشخیص دهد.


پرسش مشهور پیلاطوس از عیسی مسیح بسیار جالب است: «راستی چیست؟» (یوحنا باب ١٨ آیه ٣٨)، در پاسخ عیسی فرمود: «هر کس که صاحب راستی است سخن مرا میشنود» (یوحنا باب ١٨ آیه ٣٧). حقیقت، حقیقت مطلق وجود دارد و با ما سخن میگوید؛ مسئله مهم برای ما این است که به هر آنچه میفرماید آیا گوش فرا میدهیم، اطاعت میکنیم یا نه؟


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢٤ ژانویه.


یکشنبه


٨١ ژانویه


حکمت فریاد بر میآورد.


امثال سلیمان باب ٨ آیات ١ الی ٢١ را بخوانید. بر اساس این آیات، بهای حکمت چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


حکمت آنقدر با اهمیت است که میبایست نصیب هرکس بشود. خدا تمام زندگی بشر را خلق کرد و مسیح برای هر یک از ما جان داد؛ بنابراین حکمت، دانش خدا و رستگاری که او ارائه میدهد، برای همه نسل بشر است.


به کلماتی که برای توصیف حضور صدای حکمت استفاده میشوند بنگرید: «فریاد کردن»، «آواز خود را بلند کردن»، «صدا کردن»، «آواز»، «سخن گفتن»، «گشودن لبها»، «کام»، «لبها»، «کلمات». با این وجود این استعارهها را چگونه کسی درک خواهد کرد، آنچه روشن است این است که حکمت را باید ابلاغ کرد؛ هر کس گوش فرا دهد میشنود. پس از این همه همانطور که هفته پیش دیدیم، چیزی که حکمت میفرماید سرنوشت ساز مرگ و زندگی است.


هشت مرتبه حکمت درباره درستی کلامش سخن میگوید. اراده حکمت در اینجا به اندازه کافی جالب است، همسو با اراده خداوند در سفر تثنیه باب ٣٢ آیه ٤. البته که این شباهت نباید متحیر کننده باشد زیرا که خدا خالق همه چیز ( یوحنا باب ١ آیات ١ الی ٣ را ببینید) پایه و اساس همه حقایق است.


امثال سلیمان باب ٨ آیه ١٠ و ١١ را بخوانید. این آیات در مورد حکمت چه میگویند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


انسانهای بسیاری در جهالت و نادانی و در تاریکی زندگی میکردند و هنوز هم زندگی میکنند. بسیاری بدون هیچ امید و یا با امیدهای واهی زندگی کرده اند. عاملی که این رابطه غمگین را غمگین تر میکند این است که حکمت و حقیقت بسیار شگفت انگیزند، پر شدهاند از امید و تعهد برای زندگی بهتر کنونی و ضامن زندگی ابدی در آسمان و زمین جدید، همه به لطف فداکاری، قربانی عیسی مسیح. همۀ دارایی های دنیوی در قیاس با شناسایی خدا هیچ ارزشی ندارند (کتاب جامعه باب ٢ آیات ١١ الی ١٣ را بخوانید).


متی باب ١٦ آیه ٢٦ را بخوانید و از خود بپرسید به چه خوبی، زندگی شما حقیقت قاطعانه این کلام را منعکس میکند.


دوشنبه


٩١ ژانویه


حکمت و آفرینش


امثال باب ٨ آیات ٢٢ الی ٣١ را بخوانید. چگونه حکمت با آفرینش در ارتباط است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



در این آیات حکمت بطور اسرار آمیزی با خداوند به عنوان خالق ارتباط دارد. این منظومه، کلمات بسیار مشترکی را با شرح آفرینش در سفر پیدایش یک و دو در میان میگذارد و حتی ساختار ادبیاش را نیز در بر میگیرد و در محدودۀ سه عامل اساسی آسمان، آب و زمین سازمان دهی شده است. هدف این توازن تأکید بر اعتبارنامه نخستین حکمت است: اگر خدا خودش برای خلق کردن از حکمت استفاده کرده است، اگر حکمت قدیمی ترین وسیله است، قدیمی تر از خود جهان هستی و برای موجود بودنش بسیار بنیادی است، ما میبایست از حکمت بیشتر از همیشه در امور زندگیمان استفاده کنیم.


همچنین برای منشأ الهی حکمت تأکید بسیار قوی وجود دارد. نخستین کلمه از شعر خداوند یهوه است، کسی که پدیدآورندۀ حکمت است (کلمه دوم). کلمه عبری کانای (qanah) در نسخه جدید کینگ جیمز که به «تملک یافته» ترجمه شده است، بیشتر معنای تولید دارد تا خلق کردن (سفر تثنیه باب ٣٢ آیه ٦، سفر پیدایش باب ٤ آیه ١ را بخوانید). کلمه بعدی کلمهای تخصصی است که به آفرینش تکوینی پیوند خورده است. رشیت (reshit)(«در ابتدا») که در آیه اول سفر پیدایش مکشوف است: «در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید.»


با این همه کلمۀ «در ابتدا» در امثال سلیمان باب ٨ آیه ٢٢ تا اندازهای در مقایسه با باب ١ سفر پیدایش، متفاوت بکار برده میشود. در سفر پیدایش باب ١ آیه ١ کلمه به خود آفرینش ارتباط دارد، در حالی که در امثال سلیمان باب ٨ آیه ٢٢ کلمه به خود خدا، به طریقش (دِرِک - derek) که ذات اوست ارتباط دارد. در نتیجه حکمت بخشی از ماهیت واقعی خداست؛ بنابراین حکمت حتی قبل از آفرینش جهان هستی در بطن زمان گنجانده شده بود. ردیابی قدمت موجودیت حکمت در زمانی که فقط خدا حضور داشت، به ازل بر میگردد.


در نتیجه منشأ حکمت از ما نیست بلکه برای ما مکشوف شده است؛ چیزی است که ما میآموزیم، چیزی که به ما آموخته میشود؛ آن چیزی نیست که ما از خودمان تولیدش کنیم. مطمئناً راه پیمودن در روشنایی خودمان راه پیمودن در تاریکی است. به ما گفته شده است که مسیح «روشنایی حقیقی است که هر کس را روشن میگرداند» ( یوحنا باب ١ آیه ٩). همچنین همه به او نیاز دارند.


سهشنبه


٠٢ ژانویه


شادی کردن در آفرینش


در باب اول سفر پیدایش ما میبینیم که هر قدم از آفرینش به پایانی یکسان ختم میشود: «خدا دید که نیکوست» (سفر پیدایش باب ١ آیات ٤، ١٠، ١٢، ١٨، ٢١، ٢٥، ٣١ را بخوانید). در قدم پایانی (آیه ٣١) حتی فراتر میرود: «آن بسیار نیکو بود». کلمه عبری برای «نیکو» شامل نیت لذت و همچنین ارتباط است. در پایان هفته آفرینش خدا برای لذت کامل از خلقتش آرام میگیرد (سفر پیدایش باب ٢ آیات ١ الی ٣). زمان این آرامش، روز شنبه برکت یافته است. همچنین شعر ما که همراه با حکمت، در آفرینش شادی میکند، پایان مییابد.


امثال سلیمان باب ٨ آیات ٣٠ و ٣١ را بخوانید. چرا حکمت شادمان بود؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شادمانی حکمت انعکاس از شادمانی خدا در آفرینش است. این شادمانی نه تنها «روزانه» در هر قدم از آفرینش رخ داد، بلکه عمل آفرینش را تاج گذاری کرد زمانی که آفرینش (حیات بر روی زمین) به پایان رسید.


در امثال سلیمان باب ٨، ما دلیل شادمانی حکمت را مییابیم: «شادمانی من با بنیآدم بود»(آیه ٣١). در پایان هفته آفرینش، در روز شنبه خدا با انسانها ارتباط برقرار کرد. کاربرد فوری این آرامی الهی و شادمانی، بعد از فعالیت هفتگی، برای تجربه انسانی از شنبه، مفاهیمی دارد: «نظیر خالق، او نیز ممکن است به کار تمام شدهاش با شادمانی، خوشی و رضامندی بنگرد. در این راه انسان ممکن است نه تنها در آفرینش خدا بلکه در فرمانروایی آبرومندش بدون هیچ سوءاستفاده ای در تمامی آفرینش شادمانی کند.»- گرهارد اف. هَسل (Gerhard F. Hasel)، Kenneth A. Strand، The Sabbath in the Scripture and History، (نشریه و انجمن انتشارات هرالد، ١٩٨٢) صفحه ٢٣.


رساله پولس رسول به کولسیان باب ١ آیات ٥١ الی ٧١، باب ٢ آیه ٣، مکاشفه یوحنای نبی باب ٣ آیه ٤١ و یوحنا باب ١ آیات ١ الی ٤١ را بخوانید. این آیات در مورد نقش عیسی مسیح در آفرینش به ما چه میگویند؟ چرا نقش او به عنوان خالق در درک نقش او به عنوان نجات دهنده اهمیت بسیار دارد؟


چهارشنبه


١٢ ژانویه


فرجام خواهی حکمت


آیات پایانی این مثل به مسائل شخصی باز میگردند- به کاربرد عملی اینکه حکمت داشتن به چه معناست. در مقابل، دانش عقلانی درباره ازلیت حکمت، درباره حضور حکمت در آفرینش، قطعاً عمیق است؛ اما در کتاب مقدس، حقیقت باید همیشه در مقاطعی تا حد انسانی و پاسخ ما به فرصتی که به خاطر مسیح به ما داده شد پایین بیاید.


امثال سلیمان باب ٨ آیات ٣٢ الی ٣٦ را بخوانید. چه پیامی درباره مرگ و زندگی در اینجا داده شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کلمه عبری که به عنوان «خوشحال» ترجمه شده است معنای «شادی» میدهد. در این آیه کلمه «خوشحال» ضمیمه دو موضوع است. اولی یک عمل را توصیف میکند: «سالکان راه های من، خوشحال خواهند بود» (آیه ٣٢). همین زبان در مزمور داود باب ١١٩ آیات ١ و ٢ استفاده شده است، با توجه به شریعت: «خوشا به حال کسانی که در طریقتِ کاملاند و در شریعتِ خداوند رفتار مینمایند! خوشا به حال کسانی که شهادات او را متوجه شدهاند».


دومی نوع تفکر را توصیف میکند: «خوشا به حال کسی که مرا میشنود»(آیه ٣٢). در هر دو مورد نیاز حاکی از تلاشی مداوم است. این کافی نیست که راه درست را کشف کنیم؛ بلکه ما باید «سالکانِ آن» باشیم. کافی نیست که کلام خدا را بشنویم؛ بلکه ما باید «همه روزه مراقب باشیم» و همچنین پیرو دانسته هایمان باشیم؛ همانطور که عیسی مسیح آن را بکار برد: «خوشا به حال آنهایی که کلام خدا را میشنوند و آن را نگاه میدارند» ( لوقا باب ١١ آیه ٢٨).


«آیا شادی که به طریق سرپیچی و تخلف از شریعت اخلاقی و جسمانی یافت میشود مطلوب است؟ زندگی مسیح به منبع حقیقی شادی و چگونگی به دست آوردن آن اشاره میکند... اگر آنها بدرستی خواستار شادمانی هستند، آنها باید با شادمانی در محل مأموریت به دنبالش بگردند، باید کاری که به آنها محول شده است صادقانه انجام بدهند، باید دلهایشان و زندگیشان را با طرح کامل تطبیق بدهند.»- خانم الن ج. هوایت، My Life today، صفحه ١٦٢.


شادی میتواند چیزی فریبنده باشد؛ هر چه بیشتر برای آن کوشش میکنیم، به نظرمان به دست آوردنش سختتر است. چرا باید وفاداری به خدا، در مقابل کسب شادی اولین اولویت ما باشد؟ علاوه بر این چه چیز بیشتر، سبب تحصیل شادی است (و چرا): طلبیدن آن، یا طلبیدن ملکوت خدا در ابتدا؟


پنجشنبه


٢٢ ژانویه


یکی یا دیگری


در پیروی از درخواست حکمت، نویسنده الهام شده در امثال سلیمان باب ٩ مخاطبانش را ترغیب میکند که از میان دو شیوه زندگی، حکمت یا حماقت یکی را برگزینند. شش آیه اول و آخِر باب ٩ (امثال سلیمان باب ٩ آیات ١ الی ٦، ١٣ الی ١٨) متقارن هستند و تفاوت مابین این دو گروه را آشکار میکنند.


امثال سلیمان باب ٩ آیات ١ الی ٦ را با باب ٩ آیات ١٣ الی ١٨ مقایسه کنید. تفاوت حکمت و حماقت در چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


  • حکمت مؤثر است و در آفرینش نقش داشته است: از هفت فعل برای توصیف عملکردش در اینجا استفاده شده است (آیات ١ الی ٣). او هفت ستونش را تراشیده است که اشاره به هفت روز آفرینش میکند (آیه ١). در مقابل حماقت مینشیند و کاری نمیکند و فقط وانمود میکند که کسی است، زمانی که در حقیقت، «او ساده و هیچ ندان است» (آیه ١٣).

  • گر چه حکمت و حماقت مخاطب یکسان میطلبند (به شباهت در آیات ٤ و ١٦ توجه کنید)، چیزی که آنها ارائه میکنند اساساً متفاوت است. حکمت مهمانانش را برای خوردن نان و نوشیدن آشامیدنی که خود او فراهم کرده دعوت میکند (آیه ٥). در صورتی که حماقت چیزی برای خوردن و نوشیدن ارائه نمیدهد؛ او به سادگی به آذوقه های دزدیده شده افتخار میکند (آیه ١٧).

  • حکمت ما را به ترک جهالت و از این رو زندگی کردن فرا میخواند. حماقت بردبارتر است؛ او تقاضای ترک چیزی را از ما نمیکند، اما نتیجه اش نابودی است. آنهایی که سالک حکمت هستند پیشرفت خواهند کرد؛ آنها «در راه فطانت رفتار» خواهند کرد (آیه ٦). آنهایی که سالک حماقت هستند بی حرکت خواهند بود و آنها «نخواهند دانست» (آیه ١٨).

امثال سلیمان باب ٩ آیات ٧ الی ٩ را بخوانید. چگونه انسان حکیم و انسان شریر به آموزش حکمت گوش میدهند؟ چه چیز انسان حکیم را حکیمتر از انسان شریر میکند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کلید حکمت فروتنی است. انسان حکیم انسانی است که تعلیم پذیر است و با ذهنی باز به آموزش گوش میدهد. حکمت فقط به سمت کسی میآید که مانند یک کودک، نیاز رشد کردن را درک میکند. این دلیلی است که عیسی مسیح در شیوهای واضح به ما آموخت که «مادامی که مبدل نگردید و چون اطفال صغیر نگردید داخل ملکوت آسمان نخواهید گشت» (متی باب ١٨ آیه ٣).


جمعه


٣٢ ژانویه


مطالعات بیشتر


«حاکم مطلق کائنات در انجام اعمال نیکوکارانهاش تنها نبود. او دستیار و همکاری داشت که اهداف او را درک میکرد و قادر بود با اعطای سعادت و خوشبختی به مخلوقات آفرینش، در شادی او سهیم شود. *در ابتدا کلمه بود و آن کلمه نزد خدا بود و آن کلمه خدا بود؛ و همان در ابتدا نزد خدا بود* (یوحنا باب ١ آیه ١ و ٢). مسیح، کلمه، پسر یگانه خدا، با پدر سرمدی یکی بود-یکی در سیرت، در شخصیت و در هدف-او تنها کسی بود که میتوانست در تمامی مشاوره ها و اهداف خدا وارد شود... و پسر یگانه خدا درباره خود چنین میفرماید: *خداوند در ابتدای راهش پیش از افعالش از قدیم مالک من بود؛ و من از ازل منصوب شدم...وقتی که بنیان زمین را میگذاشت: آنگاه من پرورش یافته نزدِ او بودم و روز به روز سببِ شادمانی او بودم و در حضورش همیشه اوقات شادمان بودم.* (امثال سلیمان باب ٨ آیات ٢٢ الی ٣٠)- کتاب شیوخ و انبیاء نوشته خانم الن ج. هوایت، صفحه ٣٤.


پرسشهای برای بحث:


  • چرا اعتقاد به مبحث آفرینش در سفر پیدایش، بنیان حکمتِ مطابق با کتاب مقدس است؟ چرا فرضیه تکامل در هر صورت برخلاف کتاب مقدس است؟

  • در مورد این ایده که حکمت حقیقی چیزی است که ما نمیتوانیم خودمان تولیدش کنیم بلکه بایستی به ما مکشوف شود، بیشتر درنگ کنید. چند نمونه از حقایق بااهمیتی که ما آنها را درک نخواهیم کرد مگر آنکه به طریق الهام الهی بر ما مکشوف شوند کدامند؟ برای مثال، چطور میتوانیم درباره مرگ مسیح بر صلیب و چیزی که ارائه میدهد آگاه شویم و اگر مکشوف نشود؟ در مورد روز هفتم، شنبه یا بازگشت دوباره مسیح چه؟

  • کار خدا چگونه انجام میشود، همانگونه که در باب اول سفر پیدایش آشکار میشود، به این حقیقت شهادت میدهد که نیکی نمیتواند با شر درهم آمیزد؟ پاسخ شما برای ایده اینکه کسی میتواند برای مثال، دیدگاه جهانی تکاملی را در داستان آفرینش تکوینی ترکیب کند چه مفاهیمی دارد؟

  • شادمانی خدا در حین آفرینش، چگونه به ما کمک میکند بفهمیم که چگونه میتوانیم تجربه شنبه غنیتر و عمیقتری داشته باشیم؟

درس ٥


*٤٢ الی ٠٣ ژانویه


برکات عادلان



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ١٠ آیه ١ الی ١٤، متی باب ١٩ آیه ١٩، امثال سلیمان باب ١١ الی ١٢، یوحنا باب ٣ آیه ١٦، امثال سلیمان باب ١٣.


آیه حفظی: «برکات بر سرِ عادلان است اما ظلم دهان شریران را میپوشد» (امثال سلیمان باب ١٠ آیه ٦).


همانطور که سرمقاله پیشنهاد میکند، این درس برکات عادلان را بررسی میکند. کلمه عبری زادیک (zaddiq) برای «صدیق» کلمه کلیدی در آیات است. زِدِک (Zedeq) (همچنین به عدالت ترجمه میشود) که از آن گرفته شده است، در مقدمه تمام کتاب دیده میشود: « امثال سلیمان ... برای دریافت تربیت حکمت و صداقت (Zedeq)…» (امثال سلیمان باب ١ آیات ١ الی ٣). مسئلهای را که کتاب امثال سلیمان سعی دارد به ما بفهماند این است که حکمت صداقت است و»صداقت» بدین معناست که بر اساس احکام خدا راه برویم- راه رفتن در ایمان و فرمانبرداری از چیزی که خداوند از ما خواسته، باشیم و انجام بدهیم. صداقت هدیه است، هدیهای که از طرف خدا میآید. در مقابل، ابلهی و بیایمانی است. حکمت، عدالت یا صداقت است؛ ابلهی، گناه و فساد است - و در آیات ما میخوانیم که تفاوت بین آنها فاحش است.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٣١ ژانویه.


یکشنبه


٥٢ ژانویه


صداقت جامع است.


امثال سلیمان باب ١٠ آیات ١ الی ٧ را بخوانید. کدام اصول متفاوت ایمان و زندگی در اینجا آشکار میشوند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



داستانی است از مردی که در قایق شروع به سوراخ کردن زیر پایش جایی که نشسته است میکند. هنگامی که افراد دیگر داخل قایق از او میخواهند دست نگه دارد، جوابش این بود: «این به شما ارتباط ندارد، جای خودم است!» این پاسخ بیمعنی اغلب بهانهای است که توسط گناهکار برای توجیه رفتارش استفاده میشود. «این زندگی خودم است و ربطی به شما ندارد.» البته هر کاری که انجام بدهیم یا ندهیم بر دیگران تأثیرگذار است، مخصوصاً کسانی که رابطه نزدیک با ما دارند. در نهایت کیست که نتیجه اقدامات دیگران چه خوب و چه بد را لمس نکرده باشد.


اصل وحدانیت بین زندگی اخلاقی - روحانی و زندگی مادی - جسمانی با آیات ٣ الی ٥ ارائه شده است. ایده اصلی این است که شرارت و یا ضعف اخلاقی بی ارزش است، اگر چه انسان غنی باشد؛ و دوم اینکه صداقت به هر صورت همیشه پاداش میدهد اگر چه انسان فقیر باشد.


ما در آیات ٦ و ٧ پیش تصویری از فرمایش عیسی میبینیم که نظر شهوت آلود، زناست یا نفرت شبیه به قتل است. همچنین پنهان کردن نفرت پشت کلاممان همیشه امکان پذیر نیست. افکار شریرانه اغلب در حرکات جسمی و لحن صدای ما خود را نمایان میکنند. بهترین نقطه شروع ممکن برای رابطه خوب با دیگران این است که «همسایه خود را چون خود دوست بدار»(سفر لاویان باب ١٩ آیه ١٨ را با متی باب ١٩ آیه ١٩ مقایسه کنید). همانگونه که آیات نیز پیشنهاد میدهند، خاطرهای که شما با نیکی میسازید میتواند تأثیری پایدار بر دیگران داشته باشد. در پایان ما با مقدار مشخصی از شعور عادی روبرو هستیم: آیا بهتر نیست که نامی نیک داشته باشیم تا اینکه نامی بد؟


بزودی چه تصمیم مهمی قرار است بگیرید؟ اگر هنوز انجامش ندادید، به دقت اثراتی که انتخاب شما ممکن است بر دیگران داشته باشد را در نظر بگیرید، برای نیکی یا برای شرارت؟


دوشنبه


٦٢ ژانویه


دهان عادلان


دهان (با اجزای خود یعنی لبها و زبان) مهمترین عضو در کتاب امثال سلیمان است. در نسخه جدید کتاب مقدس بنام کینگ جیمز کلمه «دهان» ٥٠ بار، «لبها» ٤١ بار و «زبان» ١٩ بار استفاده شده است. استفاده این عضو در گفتار، موضوع به ویژه مهمی در امثال سلیمان باب ١٠ الی ٢٩ است.


نکته اصلی بسیار اساسی: کلام ما بسیار قدرتمند است، چه برای نیکی و چه برای بدی. زبان میتواند بهترین یا بدترین هدیهای باشد که به ما داده شده است. این دوگانگی درباره زبان یکی از مهمترین درسها در امثال سلیمان است. در واقع، دهان زندگی را میسازد اما همچنین ممکن است مرگ را به ارمغان بیاورد.


امثال سلیمان باب ١٠ آیات ١١ الی ١٤ را بخوانید. چه مقایسهای در ارتباط با نحوه گفتار فرد عادل و ابله در آنجا وجود دارد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



در آیه ١١ اصطلاح «چشمه حیات» را ملاحظه میکنید. آن به شکل نمادین به کیفیت حکمت اشاره دارد؛ و برای اشاره به خداوند که منشأ حیات است استفاده شده است (مزمور داوود باب ٣٦ آیه ٩). تصویری مشابه در ارتباط با معبد، همان مکانی که چشمه های آب میجهد مورد استفاده قرار گرفته است (کتاب حزقیال نبی باب ٤٧ آیات ١ و ٢). عیسی این استعاره را برای نشان دادن هدیه روح استفاده کرد (یوحنا باب ٤ آیه ١٤)؛ بنابراین تشبیه دهان عادلان به «چشمه حیات» مربوط کردن آن با خود خداست.


چیزی که این دهان را توصیف میکند، هدیهی مثبتی از «حیات» است. این کیفیت به ما میگوید که عملکرد مناسب دهان چه باید باشد؛ و باید نیرویی برای نیکی باشد و نه شر، سرچشمه حیات و نه نابودی. هرچه در اینجا بحث شد در رساله یعقوب باب ٣ آیات ٢ الی ١٢ نیز دیده شده است


همچنین به یاد داشته باشید که آن به طریق سخن، همان «کلام قوهی خود» بود (رساله پولس رسول به عبرانیان باب ١ آیه ٣) که خدا، آسمان و زمین را خلق کرد؛ بنابراین سخن فقط باید در خدمت خلق کردن باشد.


فقط در نظر بگیرید که چقدر کلام بطور باور نکردنی قدرتمند است. با کلام خودتان شما میتوانید دیگران را پر از اعتماد به نفس، شادی و امید کنید یا اینکه شما میتوانید آنها را در هم بشکنید و به آنها خسارت بزنید، دقیقاً مثل اینکه جسمانی به آنها حمله کردهاید. چقدر دقت میکنید وقتی قدرت زبانتان را در دست دارید؟


سهشنبه


٧٢ ژانویه


امید عادلان


«راستی راستان ایشان را رهبری مینماید، اما کجروی گناهکاران ایشان را هلاک میکند»(امثال سلیمان باب ١١ آیه ٣). ما چه مدرکی دال بر درستی این آیه داریم؟ شما چه نمونه هایی را دیده یا شنیدهاید که نشان بدهند این حقیقت روحانی مکشوف شده است؟ در مقابل چه کارهایی دیده اید که تاکنون بدین معنا بوده است که شما باید این آیه را با ایمان بپذیرید؟


امثال سلیمان باب ١١ را بخوانید. اگرچه آن موارد بسیاری را در بر میگیرد، برکات بزرگی که برای ایمانداران میآید در مقابل چیزهایی که بر گناهکاران پیش میآید کدامند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



مفهوم آینده و ارزش چیزی که هنوز نامرئی است (رساله پولس رسول به قرنتیان باب ٤ آیه ١٨ را ببینید) کمک به ایجاد انگیزه برای عادلان میکند تا بدرستی زندگی کنند. به خاطر امیدشان در آینده، با صداقت متواضعانه، درستکاری و دلسوزی رفتار میکنند.


از سوی دیگر، انسانهای شریر فقط در زمان حال زندگی میکنند؛ نگرانی آنها فقط چیزهایی است که میبینند و پاداش بی درنگ. آنها قبل از دیگران به خود میاندیشند و به فریب و سوءاستفاده متوسل میشوند. برای نمونه، فروشندههایی که مشتریانشان را فریب میدهند ممکن است که پاداشی بی درنگ با قیمتی بالا دریافت کنند، اما در نهایت آنها مشتریانشان را از دست میدهند و کسب و کارشان ممکن است با شکست مواجه شود (امثال سلیمان باب ١١ آیات ٣ و ١٨).


به تعدادی از تصمیماتی که باید بگیرید و همچنین چگونه تصمیم خواهید گرفت بیاندیشید. چقدر برنامه ریزی بلند مدت (همچون برای ابدیت) در انتخابهای شما تأثیرگذار است.


چهارشنبه


٨٢ ژانویه


حقیقت عادلان


امثال سلیمان باب ١٢ را بخوانید و بر موضوع کلام تمرکز کنید، مخصوصاً در متنی که درباره راستگویی یا دروغگویی است. ما چه پیامی را در اینجا درباره درستی و دروغ مییابیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


خانم سی سلا باک (Sissela Bok) فیلسوف، بطور متقاعد کننده اثبات میکند که دروغ چگونه میتواند برای جامعه مضر باشد. او نوشته است: «پس جامعهای که اعضایش قادر نباشند پیامهای راست را از فریبنده تشخیص دهند متلاشی خواهد شد.» -Lying: Moral Choice in Public and Private Life، (نیویورک: Pantheon books، ١٩٧٨) صفحه ١٩. به همین ترتیب خانم آگوستین، به عنوان نقلی در مقدمه کتاب باک، اشاره کرده است که «زمانی که احترام به حقیقت درهم شکسته شد یا حتی کمی تضعیف شد، همه چیز مشکوک باقی خواهد ماند.»-صفحه ١٥.


خانم الن ج. هوایت نوشت: «لبهای دروغگو برای او منفور هستند. او اعلام میکند که *درون شهر مقدس هرگز چیزی که نجس میسازد و یا نجاست به بار میآورد و یا دروغ میگوید وارد نخواهد شد.* راستگو را با دست سست و قبضه گیری نامشخص نگیرید. بگذارید بخشی از زندگی شود. با حقیقت سریع و بی قاعده بازی کردن و وانمود کردن به قصد تطبیق با طرحهای خودخواهانه، یعنی ایمان کِشتی شکسته... کسی که ناراستی ها را به زبان میراند جانش را در ارزانترین بازار میفروشد. کذبهایش ممکن است به نظر در شرایط اضطراری بکار بیایند؛ و در نتیجه به نظر برسد که او پیشرفت شغلی داشته است که نمیتوانسته توسط معامله عادلانه کسب کند؛ اما سرانجام او به جایی میرسد که نمیتواند به کسی اعتماد کند. خودش دروغ پردازی میشود که هیچ اطمینانی به کلام دیگران ندارد.» -My Life Today، صفحه ٣٣١.


زمانی که در مورد قدرت کلام میاندیشیم ما باید درباره دروغ نیز فکر کنیم، زیرا بسیاری از دروغها با کلام گفته میشوند. کیست که نیش، خیانت و حس ناپاکی را درک نکرده باشد زمانی که به او دروغ گفته شده است؟ سخت نیست که جامعهای را تصور کنیم که در هرج و مرجی کلی گرفتار میشود زمانی که دروغ گفتن یک قاعده است به جای انحراف از قاعده.


دیدگاه دیگری نیز هست: و آن تأثیر دروغ گفتن بر کسی است که دروغگوست. برخی مردم آنچنان به آن عادت کردهاند که دیگر برایشان بی تفاوت است؛ بسیاری دیگر بهر حال حس گناه و خجالت را حس میکنند زمانی که دروغ میگویند. چنین احساسی خوب است، چون بدین معناست که هنوز مقداری قوه دریافت روحالقدس وجود دارد. ولی خطری را تصور کنید برای کسی که دروغ میگوید ولی حتی درباره آن نمیاندیشد.


آخرین باری که دروغ گفتید کی بود؟ چه احساسی داشتید وقتی این کار را انجام دادید؟


پنجشنبه


٩٢ ژانویه


پاداش عادلان


همانطور که در امثال سلیمان ملاحظه کردیم، اکثر آموزش و بسیاری از تعالیمی که داده شده در مقایسه با دو گروه متفاوت از انسانها ارائه شدند. « شخص حکیم چنین میکند، شخص ابله چنان میکند.» «انسان خداشناس چنان میکند، انسان شریر چنین میکند.»


البته در واقعیت، اغلب مقداری حکمت و حماقت در همۀ ما وجود دارد. به استثنای عیسی، همه ما گناهکاریم و از جلال خدا کوتاه آمدهایم (رساله پولس رسول به رومیان باب ٣ آیه ٢٣). خوشبختانه، ما وعدهای بسیار شگفت انگیز داریم که در آیه بعد میآید: با وجود اینکه ما گناهکاریم، بواسطه ایمان، به فیض او به وسیله فَدیه عیسی مسیح رایگان عادل شمرده میشویم» (رساله پولس رسول به رومیان باب ٣ آیه ٢٤).


در پایان همه بشریت به یکی از این دو جایگاه خواهند رفت: انسانهایی که نجات خواهند یافت یا نابود خواهند شد.


یوحنا باب ٣ آیه ١٦ را بخوانید. بشریت با کدام دو انتخاب مواجه هست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


امثال سلیمان باب ١٣ را بخوانید. این باب چگونه تجربه و سرنوشت عادلان را با سرنوشت شریران مقایسه میکند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فرد حکیم به چراغ پایدار مقایسه شده است، در حالی که شریر به چراغی که فرونشانده خواهد شد (امثال سلیمان باب ١٣ آیه ٩). انسان حکیم از میوه نیکویی عمل خود لذت خواهد برد، در صورتی که گناهکار بدی درو خواهد کرد (آیات ٢ و ٢٥). توسط فرزندانشان (امثال سلیان باب ١٣ آیه ٢٢)، حکیمان حتی بعد از حیات فعلیشان آیندهای دارند؛ در عوض شریران، دولتشان را برای غریبه ها میگذارند، حتی برای عادلان (امثال سلیمان باب ١٣ آیه ٢٢).


نکته آن است که زندگی با ایمان و اطاعت از خداوند از زندگی با نافرمانی و ابلهی بهتر است.


با کنار گذاشتن مسئله بزرگ، یعنی وعده زندگی ابدی، فواید روزانه و فوری که شما با زندگی کردن در ایمان به مسیح تجربه کرده اید کدامند؟


جمعه


٠٣ ژانویه


مطالعات بیشتر


« اعتراف به ایمان مسیح و همچنین ثبت اسم خودمان در فهرست اعضای کلیسا کافی نیست... میزان اعتراف هر قدر هم که باشد، ارزشش ناچیز است مگر اینکه مسیح در اعمالِ عدالت ظاهر گردد.» -خانم الن ج. هوایت، Christ’s Object Lessons، صفحه ٣١٢ و ٣١٣.


«بزرگترین فریبی که در ایام مسیح ذهن مردم را به خود مشغول کرد این بود که تنها اعتراف به حقیقت موجب عدالت میشود. در حالی که تجربه بشری نشان داده بود که معرفت نظری، درباره حقیقت برای نجات یک فرد کافی نیست... تاریکترین صفحات تاریخ بشری پُر است از شرح جنایاتی که از سوی مذهبیان متعصب انجام شده است... همین خطر هنوز هم وجود دارد. بسیاری به دلیل پذیرش یک سری عقاید دینی، خود را مسیحی میپندارند اما در زندگی خود به حقایق الهی عمل نمیکنند... چه بسا ممکن است افراد، ایمان به حقیقت را اقرار کنند، اما اگر ثمرات ایمان که شامل صداقت، مهربانی، صبر، شکیبایی و تفکر الهی است در زندگی ایشان دیده نشود، چنین ایمانی برای صاحبانش لعنت تلقی شده و از طریق نفوذ ایشان برای جهان نیز لعنت به بار خواهد آورد.»


«عدالتی که مسیح تعلیم داد هماهنگ شدن قلب و زندگی با اراده آشکار خداوند است.» آرزوی اعصار نوشته خانم الن ج. هوایت، صفحه ٢٨٧ و ٢٨٨.


پرسشهای برای بحث:


  • در این رابطه که تصمیمات ما برای خوب یا بد تحت تأثیر قرار میدهد بحث کنید. چرا این موضوع یک حقیقت غیر قابل اجتناب در زندگی است؟ این حقیقت اولین بار در داستان سقوط بشر در گناه مشاهده شد، جایی که حتی تا به امروز تأثیر انتخاب آدم و حوا در زندگی هر یک از ما احساس میشود. ممکن است وسوسه کننده باشد که سعی کنیم میزان خوبی یا بدی تصمیماتمان را بسنجیم، اما خطرناک است زیرا ما اغلب اثر تصمیماتمان را نمیدانیم. پس چرا در نور خدا و شریعتش، صرف نظر از ترسی که ما از عاقبت آن داریم باید تصمیم درست را انتخاب کنیم؟

  • امثال سلیمان تمایز قاطعی بین عادلان و احمقان میسازد و به طریق همین آیات ما درباره آنچه درست و یا غلط است میآموزیم. پس چرا ما باید در قضاوت در مورد شناسایی ابلهان بسیار محتاط باشیم؟ از سوی دیگر، چگونه اغلب ما توسط کسانی که زمانی تصور میکردیم صادق هستند فریب خوردهایم؟

درس ٦


* ١٣ ژانویه الی ٦ فوریه


چیزی که به دست میآورید


آن چیزی نیست که میبینید



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ١٤؛ کتاب دانیال نبی باب ٧ آیه ٢٥؛ مرقس باب ١٢ آیات ٣٠ و ٣١؛ امثال سلیمان باب ١٥ آیه ٣؛ کتاب اشعیای نبی باب ٥ آیه ٢٠؛ امثال سلیمان باب ١٥؛ متی باب ٢٠ آیات ٢ الی ٢٨ را بخوانید.


آیه حفظی: «راهی است که در نظر انسان راست مینماید اما عاقبتش راههای مرگ است» (امثال سلیمان باب ١٤ آیه ١٢).


همانطور که پولس رسول فرمود: «زیرا که الحال در آینه بطور معمّا میبینیم» (رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١٣ آیه ١٢). ما خیلی کم میبینیم و هر آنچه را که میبینیم همیشه از صافی قوه دماغی مان عبور کرده است. چشمها و گوشهایمان- در واقع همه حواس پنجگانه مان، فقط منظره ای محدود از آنچه وجود دارد به ما نشان میدهند.


ما نه تنها درباره جهان خارج بلکه درباره خودمان نیز میتوانیم فریب بخوریم. رؤیاهایمان، چشم اندازهایمان و حتی دیدگاه هایمان میتوانند تصاویری بسیار غیرواقعی از آنچه هستیم به ما بدهند و این از همه نیرنگها میتواند خیلی بدتر باشد.


پس برای محافظت خودمان از این چنین نیرنگهایی چه کار باید بکنیم؟ امثال سلیمان با مشاوره ای بنیادی آن را برایمان مهیا ساخته است. ما نباید به خودمان مانند یک ابله اتکا کنیم. در مقابل باید به خداوندی که رویدادها را حتی زمانی که همه آنها به نظر اشتباه میآیند کنترل میکند اعتماد کنیم. خلاصه ما به زندگی در ایمان محتاجیم و نه صرفاً به آنچه میبینیم، زیرا میتواند با نشان دادن فقط بخش کوچکی از واقعیت به ما خیلی فریبنده باشد و بدتر آنکه چیزهای کوچکی را هم که به ما نشان میدهد مسخ میکند.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٧ فوریه.


یکشنبه


١ فوریه


خاطرجمعی انسان ابله


امثال سلیمان باب ١٤ را بخوانید. درباره انسان ابله چه میگوید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



انسان ابله با غرور سخن میراند (امثال سلیمان باب ١٤ آیه ٣). اولین نشانه انسان ابله با «سخنرانی مغرورانه اش» شروع میشود. وابستگی تصویر عصا به لبهای ابله به مجازات احتمالی اش اشاره میکند. نتیجۀ کلام مغرورانه ضربه ای به لبهایش است و این نتیجه در مقابل لبهای حکیم دیده میشود که محافظت شده است (کتاب دانیال نبی باب ٧ آیه ٨).


انسان ابله حکمت را استهزاء میکند (امثال سلیمان باب ١٤ آیات ٦ الی ٩). گرچه به نظر میرسد که فرد ابله حکمت را میجوید، ولی در حقیقت به آن اعتقاد ندارد و نسبت به آن مردد است. او آن را نخواهد یافت زیرا در ذهنش حکمتی جدا از خودش وجود ندارد. حتی نگرشش درباره نقص شریعت وحشتناکتر است. چه چیز میتواند کشندهتر از استهزای تصور گناه باشد؟


انسان ابله ساده لوح است (امثال سلیمان باب ١٤ آیه ١٥). بطور غیرمنطقی تا وقتیکه انسان ابله، ایده آل گِرایان باورمند به ارزش حکمت را به باد تمسخر میگیرد، در واقع او شایستگی اش برای تفکر منتقدانه در مورد هر آنچه میشنود را از دست داده است؛ او «هر حرفی» را باور میکند. طعنه این وضعیت به قلب جامعه دنیوی ضربه میزند. انسانهای شکاک خدا را استهزا میکنند و مذهب را به سخره میگیرند، ادعا میکنند که این اعتقادات برای کودکان و مردم سالخورده هستند، با وجودی که خودشان اغلب به ابلهانه ترین چیزها مثل آفرینش حیات روی زمین با تصادف محض باور دارند.


انسان ابله بدون فکر عمل میکند (امثال سلیمان باب ١٤ آیات ١٦ و ٢٩). چرا که انسان ابله معتقد است حقیقت درون اوست، او برای فکر کردن زمان نمیگذارد و عکسالعمل سریعش بیشتر اوقات توسط انگیزه ناگهانی او دیکته شده است.


انسان ابله به دیگران تعدی میکند (امثال سلیمان باب ١٤ آیات ٢١ و ٣١). در روانشناسی ابله مکانیزم های تعدی و نابردباری پیشنهاد شده اند. او زیر بار حرف دیگران نمیرود و اهانت آمیز با آنها رفتار خواهد کرد (کتاب دانیال نبی باب ٧ آیه ٢٥؛ باب ٨ آیات ١١ و ١٢ را بخوانید).


مشاهده خصیصه های ابلهیت در دیگران آسان مینماید اما در مورد خودمان چه؟ شما نیاز به شناسایی کدام یک از این معایب را در خود دارید تا بعداً بتوانید توسط فیض خدا بر آن غلبه کنید؟


دوشنبه


٢ فوریه


ترس فرد حکیم


امثال سلیمان باب ١٤ را بخوانید. درباره فرد حکیم چه میگوید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



فرد حکیم با فروتنی سخن میگوید (امثال سلیمان باب ١٤ آیه ٣). افراد حکیم لبهایشان را مهار میکنند. بازتاب ساکتشان در نتیجۀ فقدان اعتماد به نفس مغرورانه است. با فرد حکیم، ممکن است حق با شخص دیگر نیز باشد؛ بنابراین فرد حکیم همیشه وقتی برای تعمق و ارزیابی شواهد اختصاصی میگذارد. آنها ساکت هستند زیرا گوش میدهند و آماده یادگیری از دیگرانند.


فرد حکیم برای یادگیری و دانش ارزش قائل است (امثال سلیمان باب ١٤ آیات ٦ و ١٨). برای ابله یادگیری دشوار است زیرا نشستن به پای درس معلم برایش سخت است؛ در مقابل یادگیری برای فرد حکیم به خاطر تواضعش آسان است. در نتیجه آنها از تجربه یادگیری و نمو کردنشان لذت میبرند و همچنین جستجو برای حکمت و چیزهایی که ندارند، است که از آنها حکیم میسازد.


فرد حکیم محتاط است (امثال سلیمان باب ١٤ آیه ١٥). فرد حکیم وجود گناه و شر را میداند؛ بنابراین آنها مراقب قدم هایشان خواهند بود. آنها به احساسات و نظرات شخصیشان اعتماد نمیکنند؛ آنها همه چیز را بررسی میکنند و دلایل میطلبند. با این حال آنها به دقت نصایح دیگران را بررسی میکنند. آنها خوب را از بد تشخیص میدهند (رساله اول پولس رسول به تسالونیکیان باب ٥ آیه ٢١).


افراد حکیم آرام هستند (امثال سلیمان باب ١٤ آیات ٢٩ و ٣٣). فرد حکیم میتواند ساکت بماند زیرا که آنها به طریقهایشان اعتماد نمیکنند، بلکه وابسته به طریقهای الهی هستند (امثال سلیمان باب ١٤ آیه ١٤). ایمانشان به خدایی است که به آنها اجازه میدهد آرام بگیرند و کنترل نفس را تمرین کنند (اشعیای نبی باب ٣٠ آیه ١٥). ترس از خداست که به آنها اطمینان میدهد (امثال سلیمان باب ١٤ آیه ٢٦).


افراد حکیم دارای ترحم و حساسیتند (امثال سلیمان باب ١٤ آیات ٢١ و ٣١). دو حکم «خدای خود خداوند را محبت نما» و «همسایه ات را محبت نما» به هم وابسته اند (مرقس باب ١٢ آیات ٣٠ و ٣١). ما نمیتوانیم خدا را دوست بداریم و در عین حال با دیگران بد رفتار باشیم. بزرگترین تعبیر از ایمانمان چگونه رفتار کردن با دیگران به خصوص محتاجین است.


« تشخیص اینکه چه تعداد از ما با بینش راه میرویم و نه با ایمان، با ما نیست. ما چیزهایی را که میبینیم باور داریم ولی وعده های با ارزشی که در کلامش به ما عطا کرده را قدر نمینهیم.» -خانم الن ج. هوایت، gnillaC hgiH ruOصفحه ٥٨. با ایمان قدم برداشتن و نه با بینش به چه معناست؟ ما چگونه قرار است این کار را انجام بدهیم؟


سهشنبه


٣ فوریه


«چشمان خداوند»


«چشمان خداوند در همه جا هستند و بر بدان و نیکان حراست میکند» (امثال سلیمان باب ١٥ آیه ٣). این آیه چه حسی را به شما میدهد و چرا؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در دو باب بعدی امثال سلیمان لحن تغییر میکند. این بابها نسبت به بابهای پیشین لاهوتی تر هستند. بیشتر از امثال گذشته به خداوند اشاره شده است. درباره او چیزی فوق العاده گفته شده است: که چشمانش در همه جا هستند (امثال سلیمان باب ١٥ آیه ٣).


این هوشیاری شدید به حضور خداوند دقیقاً همان چیزی است که یهودیان قدیم آن را «ترس از خداوند مینامیدند.» رابطه مشابه در مزمور داود نیز یافت میشود: چشم خداوند بر آنانی است که از او میترسند» (امثال سلیمان باب ٣٣ آیه ١٨). به همین ترتیب، ایوب نبی خدا را بعنوان کسی که تا کرانه های زمین را مینگرد و هر آنچه زیر تمامی آسمان رخ میدهد را میبیند توصیف میکند (کتاب ایوب باب ٢٨ آیه ٢٤). به خاطر همین، ایوب نبی با عبارت»ترس خداوند حکمت است» به پایان میرساند (کتاب ایوب باب ٢٨ آیه ٢٨).


این مثل سلیمان یادآورنده توانایی خدا در دیدن نیک و بَد است، هر جا که هستند. همانطور که سلیمان نبی فهمید (کتاب اول پادشاهان باب ٣ آیه ٩)، حکمت واقعی توانایی تمیز دادن بین نیک و بد است. در سطح بشر، این آگاهی باید به ما کمک کند تا به یاد آوریم همیشه نیکی کنیم و هرگز بدی نکنیم، برای آنکه خدا ناظر همه کارهای ماست، حتی اگر کسی نبیند. در واقع خود را فریفتهایم اگر فکر کنیم فعلاً از دست بدی دَر رفتهایم، پس واقعاً دَر رفتهایم. ولی ما هرگز برای بلند مدت از آن دور نمیشویم.


پس بیایید ساعی باشیم برای اینکه «هیچ موجودی از نظر او مخفی نیست بلکه همه چیز در چشمان کسی که به او حساب پس خواهیم داد برهنه و منکشف است» (رساله پولس رسول به عبرانیان باب ٤ آیه ١٣).


امثال سلیمان باب ٥١ آیه ٣، کتاب اشعیای نبی باب ٥ آیه ٠٢، رساله پولس رسول به عبرانیان باب ٥ آیه ٤١ را بخوانید. این آیات چه پیام قاطعی را برای ما دارند بخصوص در دوره ای که همه مفاهیم نیک و بد اغلب مبهم هستند، توسط افرادی که ادعا میکنند نیک و بد نسبی هستند یا فقط ایده های بشری اند که وجود واقعی دور از چیزی که ما درباره وجود آنها میگوییم ندارند؟ بیشترین مشکل چنین تصوری از خوب و بد چیست و چرا اعتقاد داشتن به آن بسیار خطرناک است؟


چهارشنبه


٤ فوریه


شادی خداوند


امثال سلیمان باب ١٥ را بخوانید. چرا شادی مهمترین سرمایه انسان است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کتاب مقدس به ما زندگی بدون سختی ها را وعده نداده است. همانطور که خود مسیح فرمود: «بدی امروز برای امروز کافی است» (متی باب ٦ آیه ٣٤). امثال سلیمان باب ١٥ آیه ١٥ توضیح میدهد که در بحبوحه روزهای بد کسی که دلی شادمان دارد زمان بهتری را خواهد گذراند. درد، رنج کشیدن و سختی ها خواهند آمد و چگونگی و زمان آنها اغلب در اختیار ما نیستند. چیزی که حداقل برای درجاتی ما میتوانیم در اختیار بگیریم نحوه انتخاب مقابله با آنهاست.


امثال سلیمان باب ١٥ آیات ١٤ و ٢٣ را بخوانید. سهم خدا در این شادی چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گرچه آیات کتاب مقدس بطور واضح دلیلی برای شادی بیان نکرده اند، اما استدلال همسو در آیات ١٣ و ١٤ پیشنهاد میدهد که «دل شادمان» «دل کسی است که معرفت را میطلبد». دل کسی که ایمان دارد و رستگاری را فراتر از سختی بلافاصله میبیند. به خاطر همین ایمان به خدا بسیار مهم است؛ چونکه بسیار حیاتی است که با تجربه شخصی خودمان واقعیت خدا و محبتش را دریابیم. بعد از آن هر سختی که پیش آید، با هر رنجی که روبرو شویم، آنانی که میفهمند میتواند تحمل کنند زیرا آنها محبت خدا نسبت به خودشان را میشناسند.


امثال سلیمان باب ١٥ آیه ٢٣ ایده مهم دیگری را به ارمغان میآورد. شادی بیشتر از چیزی که میدهیم به وجود میآید تا از چیزی که میگیریم. در میان گذاشتن کلام نیکو با دیگران است که برای دهنده آن شادی به ارمغان خواهد آورد. کیست که برکتهای رسیده از برکت دادن به دیگران را خواه در کلام باشد خواه در عمل یا هر دو تجربه نکرده باشد؟ همانطور که در امثال سلیمان دیدیم، کلام هایمان بسیار قدرتمند هستند. آنها میتواند باعث نیکی یا بدی بزرگی بشوند؛ و چقدر بهتر است وقتیکه کار نیک بزرگی میکنند، نه فقط برای کسی که کار نیکو در حقش میکنند بلکه برای آنکه آن را انجام میدهد.


چقدر خوب محبت خدا در حق خودتان را میشناسید؟ برای کمک به گشودن دلتان برای این حقیقت مهم چه کارهایی را میتوانید انجام بدهید؟ ملاحظه کنید اگر حقیقت محبت خدا را میشناختید زندگی چقدر بهتر میبود.


پنجشنبه


٥ فوریه


اقتدار خدا


همگی ما خواب میبینیم و طرح هایی را میکشیم و معالوصف نتیجه کارها متفاوت از آب درمیآیند، بعضی وقتها نتیجه بهتر و گاهی اوقات نتیجه بدتر است. کتاب مقدس ارزش مسئولیت و آزادی انسان را تائید میکند. با این حال کتاب مقدس کنترل خدا بر مسیر رویدادها را نیز تائید مینماید (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢٤، باب ٢١ آیه ٣١ و کتاب دانیال نبی باب ٢ و ٧ را بخوانید).


امثال سلیمان باب ١٦ آیه ١ چه میفرماید؟ چگونه این آیه را بفهمیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ما آماده میشویم و طرح ها را میکشیم اما کلام آخر هنوز متعلق به خداست. این بدان معنا نیست که آماده گیهای ما بی اهمیت است بلکه در زندگی با ایمان اگر ما فقط نقشه هایمان را به خدا تسلیم کنیم او روی آنها کار خواهد کرد و نقشه هایمان هدایت خواهند شد (امثال سلیمان باب ١٦ آیه ٩) و در نهایت توسط او استوار میشوند (امثال سلیمان باب ١٦ آیه ٣). حتی عمل دشمنانمان به نفع ما تمام خواهد شد (امثال سلیمان باب ١٦ آیات ٤ و ٧).


گرچه فهمیدن این ایدههای ساده، آسان نیست مخصوصاً زمانی که با موقعیتهای سخت روبروییم، آنها باید به ما تسلی ببخشند و بیاموزند تا به خدا اعتماد کنیم حتی زمانی که کارها بشدت اشتباه پیش میروند و نقشه هایمان آنگونه که میخواهیم از آب در نمیآیند. نکته کلیدی برای ما آموختن واگذاری همه چیز به خداست؛ اگر ما این کار را بکنیم میتوانیم حتی در سخترین شرایط از رهنمودش مطمئن باشیم.


امثال سلیمان باب ١٦ آیات ١٨ و ١٩ را بخوانید. جایگاه بلندهمتی در موفقیت انسان کجاست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مانند همیشه کتاب مقدس در رابطه با غرور هشدار میدهد. بالاخره بعنوان ساقطین در گناه، به چه چیز باید افتخار کنیم؟ چه گناهی بیشتر از گناه اولیۀ غرور، مخالف خداست؟ (کتاب حزقیال نبی باب ٢٨ آیه ١٧ را ببینید). عیسی صریحاً درباره شرارتِ طلبیدنِ ریاست درسی داد و شاگردانش را ترغیب کرد تا بجای آن تواضع را بجویند (متی باب ٢٠ آیات ٢٦ الی ٢٨).


امثال سلیمان باب ١٦ آیه ٣٣ را بخوانید. جایگاه شانس در موفقیت انسان کجاست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


همانطور که ما به دنبال درک چگونگی وقوع رویدادها هستیم، چگونه حقیقت نبرد بزرگ به ما کمک میکند تا نحوه روی دادن اتفاقات دور از انتظار در برخی مسائل دشوار را بررسی کنیم؟


جمعه


٦ فوریه


مطالعات بیشتر


«از همان بدو امر شیطان به بشر تلقین کرده بود که فایده ای هست که از راه گناه به دست میآید. بدین ترتیب بود که او فرشتگان را فریب داد. بدین ترتیب بود که آدم و حوا را وسوسه کرد تا گناه کنند؛ و هنوز نیز بدین ترتیب انبوه مردم را از راه اطاعت از خداوند منحرف میکند. او مسیر گناه را پسندیده به نظر میرساند؛ *اما عاقبت آن به مرگ ختم میشود.* (امثال سلیمان باب ١٤ آیه ١٢). خوشا به حال آنانی که در این راه رفته و آموخته اند که میوه های گناه حقیقتاً تلخ است، پس به موقع از آن روی گردانیده اند.» - خانم الن ج. هوایت، کتاب شیوخ و انبیاء، صفحه ٦٧٠.


«هیچ چیز بیشتر از روح قدردان و ستایشگر سلامتی جسم و جان را بهبود نمیبخشد. وظیفه مثبت ایستادگی در برابر پریشانی و احساسات و افکار ناراضی به اندازه وظیفۀ دعا کردن است. اگر ما عازم آسمان هستیم، چطور میتوانیم مانند دسته عزاداران در همۀ مسیری که به خانه پدرمان میرویم شکایت و ناله کنیم؟ آن مسیحیان مدعی که دائماً شکایت میکنند و آنانی که به نظر خوشی و خوشحالی را گناه میدانند دین حقیقی ندارند.»-خانم الن ج. هوایت، The Ministry of Healing، صفحه ٢٥١.


پرسشهای برای بحث:

تلفنی، برنامه های ماهواره ای، برنامه های رادیویی) در اطرافتان وجود دارند ولی شما قادر به دیدن، شنیدن و احساس آنها نیستید؟ چگونه وجود چنین واقعیتهایی به ما کمک میکنند تا محدود بودن احساسمان را بفهمیم؟ چطور این مفاهیم باید به ما کمک کنند تا واقعیت مسائل دیگر مانند فرشتگان که دیدنی نیستند را درک کنیم؟


  • چرا درک واقعیت آزادی عمل و آزادی انتخاب انسان حتی اگر در نهایت، کنترل همه چیز در دست خداست با اهمیت است؟ اگر چه مفاهیم (انتخاب آزاد انسان، حاکمیت خدا) به نظر در تناقض هستند، ولی هر دو در کتاب مقدس آموزش داده شدند پس چگونه میتوانیم آنها را آشتی بدهیم؟

درس ٧


*٧ الی ٣١ فوریه


برخورد با نزاع ها



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ١٧، رساله اول پولس به قرنتیان باب ١٣ آیات ٥ الی ٧، یوحنا باب ٨ آیات ا الی ١١، امثال سلیمان باب ١٨، باب ١٩، سفر تثنیه باب ٢٤ آیات ١٠ الی ٢٢ را بخوانید.


آیه حفظی: «لقمه خشک همراه با سلامتی، از خانه پر از ضیافتِ با مخاصمت بهتر است» (امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١).


امثال سلیمان بار دیگر فریب وانمودهای ظاهری را تقبیح میکند. ممکن است به نظر برسد ما هر آنچه دنیا ارائه میکند مانند ثروت، قدرت، لذتها و شهرت را داریم، ولی بااین حال ورای نمای بیرونی، هنوز تنش و بدبختی پیشرفت میکند. حتی امکان دارد دلیل چنین تنش و بدبختی همان ثروت و لذتی باشد که مردم به سختی برایش میکوشند. همانطور که مَثل مصری میگوید: «لقمه نان با دلی شاد از مکنت با آزردگی بهتر است.» -خانم مریم لیشتایم (Miriam Lichtheim)، A Book of Readings، جلد ٢، صفحه ١٥٦. با توجه به کتاب امثال سلیمان اولین قدم برای حل این مشکل تشخیص اولویتهایمان است: روابط صلحآمیز از ثروت با اهمیت تر است (امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١). آنچه داریم نیست که به حساب میآید، بلکه آن کسی که واقعاً هستیم. توصیه ای که در ادامه میآید به بقای این اولویت کمک خواهد کرد و همچنین ما را برای رسیدن به آرامش درونی (شالوم (shalom) در زبان عبری) هدایت خواهد کرد که به شادمانی هایمان خواهد افزود.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ١٤ فوریه.


یکشنبه


٨ فوریه


گناه و دوستان


امثال سلیمان باب ١٧ آیه ٩، باب ١٩ آیه ١١ را بخوانید. چه نکته خیلی مهمی در این آیات وجود دارد؟ ما چگونه باید با افرادی که سقوط میکنند رفتار کنیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


وقتی کسی خرابکاری میکند، وسوسه انتشار داستان و گفتن به دیگران بسیار قوی است. آیا شنیدهاید که فلانی چکار کرد؟ گرچه ممکن است با رفتارمان نشان دهیم که ترسیده ایم، اما هنوز دوست داریم به دیگران درباره آنچه رخ داده است بگوییم. خلاصه اینکه ما غیبت میکنیم و این همان چیزی است که به ما در موردش هشدار داده شده است. چونکه این نوع رفتار حتی بین دوستان نزدیک هم مشاجره به وجود میآورد. دست کم اگر یکی از دوستانتان خرابکاری کند شما چه دوستی هستید اگر در رابطه با آن با دیگران صحبت کنید؟


در مقابل ما به «پوشانیدن» اشتباه توصیه شدهایم. ولی این موضوع نباید دلیلی برای پنهان کردن گناه شود و طوری رفتار کنیم که انگار هرگز اتفاقی نیفتاده است مثل اینکه شخص هیچ کار اشتباهی انجام نداده است. گناهی که پنهان شده است هنوز وجود دارد، حتی اگر مخفی شده باشد. در واقع، کلمه «پوشانیدن» در این مورد در زبان عبری معنای مشخص «عفو کردن» را دارد (مزمور داود باب ٨٥ آیه ٢، نحمیا باب ٤ آیه ٥). عکسالعمل ما در برابر اشتباه دیگری باید محبت نمودن و نه غیبت کردن باشد.


امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١٧ و رساله اول پولس به قرنتیان باب ١٣ آیات ٥ الی ٧ را بخوانید. چگونه محبت کردن در مقابله با اشتباه دوست یاری رسان است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


انسان دوست و همسر را به خاطر بی عیب بودنشان محبت نمیکند. ما علیرغم اشتباهات و خطاهایشان به آنها محبت میکنیم. فقط به واسطه محبت کردن میآموزیم که دیگران را قضاوت نکنیم زیرا اشتباهات و کاستی هایمان ما را هم به همان اندازه گناهکار میسازد. ما در مقابل میتوانیم با آنها بر سر اشتباهی که انجام داده اند سوگواری کنیم و برای کمک به حل مشکل آنها از هر راهی که میتوانیم بکوشیم. روی هم رفته پس دوستان برای چه چیز هستند اگر نه برای چنین موردی؟


به زمانی که خرابکاری بدی را انجام دادید ولی شما بخشیده شدید، خدمت شدید و دلداری داده شدید بیندیشید. این درباره اینکه شما نیز باید با دیگران همین طور برخورد کنید چه میگوید؟


دوشنبه


٩ فوریه


منصف باشید!


محبت حقیقی نابینا نیست. اگر ما اشتباه فردی را با محبت کردن بپوشانیم این بدان معنا نیست که ما گناه را نمیبینیم و به خوبی تشخیصش نمیدهیم. محبت و عدالت با هم هماهنگ هستند. کلمه عبری برای «عدالت» صِدِق (tsedeq) معنای محبت و نیکوکاری نیز میدهد. اگر ما منصف نباشیم نمیتوانیم دلسوزی واقعی داشته باشیم و بدون داشتن محبت و دلسوزی نمیتوانیم منصف باشیم. هر دو تدبیر باید با هم باشند.


برای نمونه، انجام اعمال خیرخواهانه در حق فقرا نباید بدون انصاف باشد؛ از اینرو توصیه شده است که در دادگاه طرفداری از فقیر نکنید (سفر خروج باب ٢٣ آیه ٣). اگر محبت ما را به یاری فقیر ملزم کند، منصفانه نیست زمانی که اشتباه میکنند فقط به این دلیل که فقیر هستند آنها را طرفداری کنیم؛ بنابراین عدالت و حقیقت باید با محبت و دلسوزی همراه باشند. این تعادلِ حکیمانه است که تورات و احکام خدا توصیف میکنند و همان چیزی که در کتاب امثال سلیمان تعلیم و ترویج داده شده است.


امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١٠ و باب ١٩ آیه ٢٥ را بخوانید. آنها در رابطه با نیاز برای ملامت کردن و مقابله چه میفرمایند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


حقیقت بلافاصله در امثال سلیمان باب ١٧ آیه ١٠ که دعوت به پوشاندن اشتباه توسط محبت را سریعاً دنبال میکند (امثال سلیمان باب ١٧ آیه ٩) تصادفی نیست. یادآوری مَلامت کردن در رابطه با محبت در واقع محبت را در چشم انداز درست قرار میدهد. آیه بر ملامتی سخت دلالت میکند.


یوحنا باب ٨ آیات ١ الی ١١ را بخوانید. ما برخورد عیسی با گناه آشکار را چگونه میبینیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


«در بخشیدن زن زناکار و تشویق و تسلّی او برای آغاز یک زندگی بهتر، سیرت عیسی و عدالت کامل وی به شکلی بسیار زیبا نمایان میشود. او با وجود تخفیف ندادن گناه و کوچک جلوه ندادن جرم، در صدد محکوم کردن زن نبود بلکه نجات دادن وی. دنیا برای این زن خطاکار فقط اکراه و تحقیر داشت، ولی عیسی برای او از کلام امید و تسلی سخن گفت. خداوندِ عاری از گناه بر گناهکاری ضعیف ترحم نمود و دست یاری به سوی این زن گناهکار دراز کرد. در حالی که فریسیان ریاکار وی را مورد نکوهش و تحقیر قرار دادند، او به زن گفت: *برو و دیگر گناه نکن!*» - خانم الن ج. هوایت، کتاب آرزوی اعصار، صفحه ٤٥٣.


سهشنبه


٠١ فوریه


دوباره کلام


امثال سلیمان باب ١٨ را بخوانید. با اینکه موضوعات متفاوتی در اینجاست، به دقت در آنچه راجع به کلاممان میگوید تمرکز کنیم. در اینجا چه ایدههای مهمی در خصوص چیزی که میگوییم یا نمیگوییم ارائه شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ما دوباره با واقعیت و قدرت کلام مواجه میشویم؛ در این مورد میبینیم که چگونه افراد ابله از دهانشان برای شکست خودشان استفاده میکنند. مخصوصاً آیه ١٣ روشن کننده این موضوع است. قبل از شنیدن و فهمیدن دقیق درباره آنچه به ما گفته شده است بی پرده سخن گفتن چه آسان است. به دفعات ما میتوانستیم خودمان یا دیگران را از نزاع و درد بی مورد برهانیم، اگر فقط میآموختیم که قبل از پاسخ دهی به آن گفتار بدقت بیندیشیدیم. بدرستی گاهی سکوت بهترین پاسخ است.


امثال سلیمان باب ١٨ آیه ٤ را بخوانید. چرا سخنان انسان حکیم شبیه آب عمیق است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تصویر «آب عمیق» در کتاب امثال سلیمان برای به تصویر کشیدن حکمت آن هم به نحوی مثبت بکار برده شده است (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٥). این ایده نه تنها نماینده آرامش میشود بلکه عمق و ثروت زیاد را نیز میرساند. افراد حکیم سطحی نیستند. آنها کلامشان را از اعماق اندیشه و تجربه شخصی بیرون میکشند. کیست که بعضی مواقع در نتیجه افکار و بینش عمیق کسانی که آشکارا حکمت و دانش دارند متحیر نشده باشد؟


امثال سلیمان باب ١٨ آیه ٢١ را بخوانید. معنایش چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امثال سلیمان بار دیگر درباره آنچه باید بدانیم به ما میفرماید: کلاممان نیرومند هستند و میتوانند قدرتی برای کارهای نیک و بد و حتی مرگ و زندگی باشند. پس ما چقدر باید مراقب نحوه استفاده از این ابزار قدرتمند باشیم.


در مورد زمانی که کلام شخصی به نحو وحشتناکی به شما لطمه زده است بیندیشید. این موضوع در رابطه با قدرت کلام به شما چه آموخته است؟ و درباره اینکه چقدر باید مراقب چیزهایی که میگویید باشید چه باید به شما بیاموزد؟


چهارشنبه


١١ فوریه


دو روی یک داستان


امثال سلیمان باب ١٨ آیه ٢ را بخوانید. چرا افراد ابله برای شکل دادن به ایده هایشان به زمان نیاز ندارند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ افراد ابله آنقدر از خودشان مطمئن اند و برای بیان نظراتشان چنان مشتاق هستند که دیگر علاقه ای به یادگیری از دیگران ندارند. ذهنهای بسته شان با دهانهای گشادشان موافق هستند. این یک ترکیب کشنده است. چقدر نیاز به مراقبت داریم که خودمان را در حال انجام چنین کاری نبینیم، مخصوصاً در موردی که متقاعد شده ایم درباره اش درست فکر میکنیم.


روی هم رفته آیا ما همه در برخی جهات در مورد موضوعی، احساسی خیلی قوی داشتهایم که بعدها متوجه شدیم که کاملاً اشتباه فکر میکردیم؟ این بدان معنا نیست که باید در دیدگاه هایمان سست باشیم؛ فقط به این معناست که به کمی تواضع نیازمندیم و اینکه هیچ یک از ما همه جوابهای صحیح را نداریم و حتی وقتی که جوابهایمان صحیح هستند حقیقت اغلب عمیق تر و دقیقتر از آن است که بتوانیم درکش کنیم یا بفهمیم.


امثال سلیمان باب ١٨ آیه ١٧ را بخوانید. چه نکته مهمی برای ما دارد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فقط خداست که به نظر دوم محتاج نیست، زیرا او با طبیعتش دقیقاً آن را از قبل دارد و برای اینکه چشمانش همه جا هستند (امثال سلیمان باب ١٥ آیه ٣). خدا توانایی دیدن همۀ جنبه های هر موضوعی را دارد. در مقابل ما معمولاً دیدی بسیار باریک از هر چیز داریم؛ دیدی که وقتی بر روی موضوع ثابت میشویم حتی باریکتر میشود، مخصوصاً درباره موضوعاتی که فکر میکنیم مهم هستند.


بنابراین همانطور که تا به حال باید فهمیده باشیم، برای هر داستانی همیشه دو یا حتی چند جهت وجود دارد و هر چه بیشتر اطلاعات جمع کنیم، بهتر میتوانیم دیدگاه صحیح تری را برای موضوع بپرورانیم.


به زمانی که درباره موضوعی کاملاً متقاعد بودید بیندیشید، شاید دیدگاهی که شما در همه زندگیتان نگه داشتید بعداً پی ببرید که در تمام زندگیتان اشتباه کرده بودید. این موضوع به شما درباره نیازتان برای باز بودن به احتمال اینکه شما هم میتوانید درباره چیزهایی که هم اکنون نسبت به آنها پُرشور هستید اشتباه کنید چه میگوید؟


پنجشنبه


٢١ فوریه


راستگو باشید


پادشاهی نیاز داشت تا وزیری را برای بالاترین مقام در پادشاهی خویش منصوب کند. به همین منظور او یک مسابقه ویژه دروغگویی برپا کرد: چه کسی میتواند بزرگترین دروغ را بگوید. همه وزیران او ثبت نام کردند و هر یک از آنها آمده و بزرگترین دروغش را گفت؛ اما پادشاه راضی نبود؛ دروغهایشان عالی به نظر نمیآمدند. پس پادشاه از نزدیکترین و معتمدترین مشاورش پرسید: «چرا تو ثبت نام نکردی؟»


مشاور پاسخ داد، «اعلیحضرت، من به خاطر مأیوس کردن شما متأسفم، اما من نمیتوانم ثبت نام کنم.»


پادشاه پرسید: «چرا نمیتوانی؟»


مشاور جواب داد: «زیرا من هرگز دروغ نمیگویم.»


پادشاه تصمیم گرفت او را برای شغل منصوب کند.


بعنوان یک گناهکار، دروغ گفتن از آنچه فکر میکنیم آسانتر به سمت ما میآید؛ پس به همین خاطر باید خیلی مراقب کلاممان باشیم.


امثال سلیمان باب ١٩ را بخوانید. گرچه مطالب بسیاری در اینجا ارائه شده است، ولی درباره دروغگویی چه میفرماید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کتاب امثال سلیمان استاندارد اخلاقی عالی را حمایت میکند. فقیر ماندن یا حتی از دست دادن ترفیعات بهتر است اگر لازم باشد برای به دست آوردنش دروغ بگوییم، اگر لازم باشد راستیمان را قربانی کنیم (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ١)، اگر لازم باشد تقلب کنیم یا اگر به بهای وفاداری باشد (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ٢٢).


امثال سلیمان باب ١٩ آیه ٩ را بخوانید. وظیفۀ یک شاهد چیست؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


دروغگویی به نفسه به اندازه کافی بد است؛ اما انجام دادن آن در دادگاه و حتی تحت سوگند بدتر است. در بسیاری از کشورها سوگند دروغ جرم است و جرمی جدی است؛ در واقع شاهد باید شهادت درست بدهد. اتفاقی نیست که این آیه متعاقب «همه کس دوست بذل کننده است» (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ٦) و فقرا که جمیع دوستان و حتی برادرانش از او نفرت دارند (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ٧) میآید. نکته اینجاست که شاهدان نباید تحت تأثیر رشوه یا وضعیت اجتماعی کسانی که درباره آنها شهادت میدهند قرار بگیرند.


سفر تثنیه باب ٤٢ آیات ٠١ الی ٢٢ را بخوانید. چه اصل مهمی در اینجا دیده میشود و چگونه ما باید این موضوع را برای خودمان و معاملاتمان با نیازمندان بکار ببریم؟


جمعه


٣١ فوریه


مطالعات بیشتر


«روح غیبت کردن و شایعه پراکنی یکی از وسایل خاص شیطان است که سبب ایجاد اختلاف و نزاع، جدایی دوستان و همچنین تخریب ایمان بسیاری در درستی اعتقادشان میشود. برادران و خواهرانی هستند که بسیار آمادهاند تا درباره اشتباهات و خطاهایی که فکر میکنند در دیگران وجود دارند سخن برانند و مخصوصاً در آنانی که بطور مستمر پیامهای سرزنش و هشدارهای داده شده از طرف خدا را حمل کرده اند.» -خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ٤، صفحه ١٩٥.


فرزندان این شاکی ها با گوشهایی باز میشنوند و زهر بد نظری را دریافت میکنند؛ بنابراین این والدین هستند که کورکورانه راههای ممکن برای دسترسی به هدف واقعی را در دلهای کودکان میبندند. چه تعداد از خانواده ها خوراک روزانه شان را با شک و تردید چاشنی میزنند. آنها شخصیت دوستانشان را کالبد شکافی میکنند و سپس آن را به عنوان دِسری لذیذ ارائه میکنند. یک تهمت فوقالعاده کوچک به همه ارائه میشود تا نه فقط بزرگسالان بلکه کودکان راجع به آن اظهارنظر کنند. اینجاست که به خدا بیاحترامی شده است. عیسی فرمود: * آنچه به یکی از برادران کوچکترین من کردید، به من کردهاید.* بنابراین مسیح توسط کسانی که به خدمتکارانش تهمت میزنند ناچیز شمرده میشود و مورد بد رفتاری قرار میگیرد.» -خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ٤، صفحه ١٤٥.


پرسشهای برای بحث:


  • همیشه خرابکاری آنانی که دوستشان دارید یا مراقبشان هستید دشوار است؛ و تلاش برای پوشاندن خرابکاری آنها خیلی آسان است. چگونه تعادل درست را در موقعیتهای مشابه برقرار کنیم؟ لازم به گفتن نیست که قطعاً ما نیاز به نشان دادن فیض هستیم، همانطور که برای خطاهایمان فیض نشان داده شده است؛ اما آیا فیض همیشه یا هرگز به این معناست که فرد میتواند بدون معافیت از مجازات و بدون روبرو شدن با نتیجه هایش گناه کند؟ پس چه روش درستی درباره موضوعات مشابه باید گرفته شود؟

  • همانطور که درس این هفته بازگو کرد، بیشتر مسائل زندگی بسیار پیچیده اند و جهت های بسیاری دارند؛ بنابراین چیزهایی که ما در موردشان درست فکر میکردهایم معمولاً بیشتر از آنچه آنها را میفهمیم پیچیدهاند. چگونه بیاموزیم که درباره موضوعی روشنفکر باشیم درست زمانی که نباید ابله باشیم؟

  • راههایی که ما میتوانیم بدون استفاده از کلام دروغ بگوییم کدامند؟

درس ٨


* ٤١ الی ٠٢ فوریه


کلام حکمت



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٢٠؛ رساله پولس رسول به قرنتیان باب ١٢ آیات ١٤ الی ٢٦؛ ارمیاء باب ٩ آیه ٢٣ و ٢٤؛ امثال سلیمان باب ٢١؛ متی باب ٢٥ آیات ٣٥ الی ٤٠؛ امثال سلیمان باب ٢٢ را بخوانید.


آیه حفظی: « اکثر انسانها احسان خود را وصف مینمایند اما مرد باوفا کیست که پیدا کند.»(امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٦).


به اندازه ای (البته به اندازۀ زیاد) ما محصولی از محیط اطرافمان هستیم. گر چه وراثت نقش مهمی را ایفا میکند، ارزشهایی که داریم یعنی از خانۀ ما، تحصیلاتمان و فرهنگمان به ما میرسند. از دوران طفولیت ما تحت تأثیر دیده ها و شنیده هایمان هستیم.


متعصفانه، چیزهایی که میشنویم و میبینیم همیشه برای ما بهترین نیستند؛ دنیای اطراف ما از هر جهت رو به سقوط است و قادر نیست که مانع تأثیرات منفی شود. با این وجود به ما وعدهی روحالقدس داده شده است و ما کلام خدا را داریم که ما را به جایی بهتر و عالی تر از جایی که این دنیا میبرد راهنمایی میکند.


این هفته ما بر امثالی متفاوت و حقایق تجربی که در بر دارند نگاهی خواهیم انداخت، حقایقی که اگر واقعاً درک و متابعت شوند، میتوانند ما را یاری کنند تا بر جنبه منفی این دنیای ساقط در گناه فائق آمده و برای دنیایی بهتر خود را آماده کنیم.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢١ فوریه.


یکشنبه


٥١ فوریه


ما همه یکسانیم


امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ١٢ را بخوانید. این آیه به ما درباره ارزش همه انسانها چه میگوید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


برخلاف نظریه تکامل که همه، ما را به چیزی از محصولات شانسی این کیهان بیشعور ارتباط میدهد، کتاب مقدس به ما میآموزد که همه بشر توسط خدا خلق شدهاند (اعمال رسولان باب ١٧ آیه ٢٦ را بخوانید)؛ و همچنین تصادفی نیست که توماس جفرسون (Thomas Jefferson) دقیقاً تأکید بر برابر بودن همه انسانها میکند زیرا که آنها توسط خدا «آفریده شدهاند». در خداوند و در او به تنهایی است که ما همه برابر هستیم.


حال اینکه همۀ ما یک خالق داریم بدان معنا نیست که ما یکسانیم. حتی دوقلوهای توأم هم رفتارهایی کاملاً شبیه به هم ندارند. در رساله قرنتیان، پولس درباره تفاوتهای ما سخن میگوید، تأکید میکند که آنها نباید منجر به حس برتری شوند اما باید در عوض به ما کمک کنند تا احتیاجمان را به یکدیگر ببینیم. «چشم دست را نمیتواند بگوید که محتاج تو نیستم؛ یا سر پاها را که به شما احتیاج ندارم» (رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١٢ آیه ٢١)


امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٩ را بخوانید. چه چیزهای دیگری ما را یکسان میکند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گناه برابر کنندۀ دیگر جهان است. برای سؤال بدیعی امثال سلیمان، پاسخ «هیچ کس» به شرایط اندوهناک و ناامید کننده بشریت اشاره دارد. انسانها ضعیف و فانی هستند و تمام ثروت و قدرت این جهان آن را تغییر نخواهد داد. با این حال در متن کتاب مقدس این اشاره به گناهکار بودن انسان نباید به ناامیدی منتهی شود، زیرا مرگ مسیح بر صلیب و رستاخیزش راه را برای همه هموار کرده است و برای رسیدن به وعده زندگی ابدی مهم نیست که چقدر گناهکاریم؛ و این زندگی فقط از طریق ایمان به او به دست میآید و نه به طریق اعمال خودمان.


«اگر انسان نتواند توسط هر یک از افعال نیکش نجات یابد، پس میبایستی تمام آن به فیضی باشد که توسط انسان گناهکار دریافت میشود زیرا او به عیسی ایمان دارد و او را میپذیرد. تبرئه توسط ایمان فراتر از جر و بحث قرار دارد؛ و به محض اینکه همه چیز مشخص میگردد همه این جر و بحثها به پایان میرسند، با اینکه شایستگی های انسان فانی در قبال اعمالش نمیتواند زندگی ابدی را برای او فراهم آورد.» - خانم الن ج. هوایت، Faith and Works، صفحه ٢٠.


آیا تا به حال خودتان را برتر یا پست تر نسبت به دیگران احساس کردهاید؟ (شما نباید خودتان را در هیچ موردی با دیگران مقایسه کنید.) اگر مقایسه کنید، صلیب به شما درباره برابری همه ما چه باید بگوید؟


دوشنبه


٦١ فوریه


آزمون زندگی


مکاشفه یوحنا باب ١٤ آیه ١٣ درباره پاداش صداقت میگوید»اعمالشان در عقب آنها روان است.» فقط آینده در مورد ارزش واقعی هر شخص شهادت خواهد داد. انسانها ممکن است در حال حاضر در مورد ثروتشان، دانششان، دلاوری های جسمانی شان اغراق کنند و ممکن است همه آنها درست باشند؛ اما از نظر خدا به چه معناست؟ بنابراین اغلب ویژگی ها، دستاوردها و اعمالی که انسانها، آنها را با اهمیت و پر ابهت جلوه میدهند به نظر میرسد تفاله های بی معنی هستند که واقعاً هم هستند. در هر صورت، به چند تن از شخصیت های پَست بنگرید، اغلب در دنیای تولید سرگرمی ها کسی نیستند جز اینکه توسط طرفدارانشان تحسین و پرستش میشوند. چیزهایی را که ما اکنون از آنها بت میسازیم و میپرستیم یک شهادت قدرتمند است که چقدر ما در قهقرا افتادهایم.


امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٦(همچنین ارمیاء باب ٩ آیه ٢٣ و ٢٤؛ مرقس باب ٩ آیه ٣٥) را بخوانید. این آیات درباره ارزش واقعی نزد خدا به ما چه میگویند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تنها یک عمل خارق العاده محبت یا فداکاری نیست که نشان دهنده کیفیت عالی روابط ماست، بلکه مجموعه ای منظم و طولانی از اقدامات کوچکی است که ما روزانه از روی یقین و صبورانه انجام میدهیم. آماده کردن وعده های غذایی برای همسر، پرستاری مداوم از والدین بیمار، کوشش مداوم در شغلتان؛ همه این اعمال متواضعانه در زندگی دلالت بر آن دارد که ایمان شما حقیقی است. صداقت مستمر نسبت به اقدامات قوی اما نادر بر پایه محبت با ارزش تر است.


این اصل در مورد رابطه مان با خدا نیز صدق میکند. دشوارتر و با ارزشتر است تا برای خدا زندگی کنیم تا اینکه برای او بمیریم، اگر چه دلیلی جز این نیست که زندگی کردن بیشتر از مردن زمان میبرد. قدیسی که برای خدا زندگی میکند از شهیدی که برای او میمیرد بزرگتر است. هر کس میتواند ادعای اعتقاد به خدا و خدمت به او را بکند؛ سؤال اینجاست که: آیا دوام دارد؟ یا همانطور که عیسی فرمود: «آنکه تا به آخر صبر کند نجات خواهد یافت» (متی باب ٢٤ آیه ١٣).


چگونه از طریق صبر، مهربانی و تمایل به رفع احتیاجات دیگران شما میتوانید به دیگران مقداری از شخصیت مسیح را نشان دهید؟ چقدر تمایل دارید که این کار را بدون توجه به هزینه اش انجام بدهید؟


سهشنبه


٧١ فوریه


انتظار برای خداوند


امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ١٧ و باب ٢١ آیه ٥ را بخوانید. چه درس عملی در این آیات ما میتوانیم بیابیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دزدی که نان را میدزدد آن را سریعتر از کسی که برایش زحمت میکشد به دست میآورد. فروشنده ای که کالای نامرغوبش را با دروغگویی میفروشد ممکن است نسبت به تاجر صادق خیلی سریعتر پولدار شود (امثال سلیمان باب ٢١ آیه ٥ را با آیه بعدی مقایسه کنید). با این حال امثال سلیمان میگوید که آینده شیرینی را به خاک تبدیل میکند و این ثروت اکتسابی فوری به فلاکت تبدیل میشود. آیه نمونه های گوناگونی را برای درستی این مشاهدات به ما ارائه میدهد:


  • میراث (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢١). میراثی که به تعجیل حاصل میشود (اشاره به اینکه والدین هنوز زندهاند) در عقبش محکومیت کسی است که والدینش را لعنت میکند (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢٠). ارتباط این دو مثل بسیار معنی دار است؛ مانند این است که پسر (دختر) والدینش را لعنت کند و برایشان مرگ آرزو کند. حتی فرزند ممکن است نقشه مرگ والدینش را بکشد تا به ارث دست یابد. احتمال وقوع این رفتار، حزن انگیز است: چراغی که هم اکنون لذتش را میبرد به «عین ظلمت» تبدیل خواهد شد (آیه ٢٠) و لعنتش برای والدینش به خود او باز میگردد، برای او «عاقبتش مبارک نخواهد بود» (آیه ٢١).

  • انتقام گیری (امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢٢). در اینجا مثل سلیمان اشاره به شخصی میکند که ممکن است به انتقام کشی برای شری وسوسه بشود که بر علیه خود او به کار بسته شده است. توصیه فقط این است «منتظر خداوند باش». فقط اینگونه نجات خواهی یافت، چیزی که نشان میدهد که اگر در پی انتقام گیری هستی خطر جدی را قبول میکنی. امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢١ و ٢٢ همان راهنمایی را تأکید میکند، با استفاده از استعارهی چیدن اخگر بر سر دشمنان، به مانند رسمی مصری که توبه و بازگشت را توصیف میکند. اگر شما از انتقام گیری روی برگردانید، امثال سلیمان باب ٢٠ آیه ٢٢ وعده میدهد که شما را خداوند رهایی خواهد بخشید و در عمل (امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢١ و ٢٢ را اضافه کنید) شما دشمنتان را رهایی خواهید بخشید درنتیجه بدی را به نیکی مغلوب میکنید (رساله پولس به رومیان باب ١٢ آیه ٢١).

چگونه میآموزید که از شخصیت مسیح بهتر تقلید کنید زمانی که میخواهید بدی را به نیکی مغلوب کنید؟ چرا اینقدر این مسئله بر خلاف طبیعت ذاتی ماست؟ چرا مردن نسبت به امیال نفسانی تنها راه رسیدن به چنین نتیجه ای است؟


چهارشنبه


٨١ فوریه


دلسوزی برای فقیر


شخصیت فرد کمتر توسط حکمت و یا حتی تعهدات مذهبی اندازه گیری میشود تا بوسیله آمادگی برای کمک به فقیر و نیازمند. آن چیزی که مال توست شخصیتت را نمیسازد، بلکه آن چیزی که به همسایهات میبخشی. آن چه که برای همسایه ات هستی شخصیتت را میسنجد. سامریی که همسایه اش را نجات داد به ملکوت خدا نزدیکتر از کاهن روحانی است (لوقا باب ١٠ آیات ٢٦ الی ٣٧). کتاب امثال سلیمان این اولویت ها را تأکید نموده و توضیح میدهد.


به خاطر خدا، اولین دلیل برای ساختن این اولویت در خود خدا قرار دارد، همان کسی که دلسوزی انسان برای فقیر را بر غیرت مذهبی ترجیح میدهد (امثال سلیمان باب ١٩ آیه ١٧ و باب ٢١ آیه ١٣). حساسیت شما برای فقیران و اعمال قطعی شما در حق آنها بیشتر از اعمال زاهدانه شما در نظر خدا به حساب میآید. در واقع خدا شخصاً در این مقوله تا اندازهای سهیم است که وقتی به فقیر میبخشیم مانند این است که به خود خدا بخشیدهایم (متی باب ٢٥ آیات ٣٥ الی ٤٠).


متی باب ٢٥ آیات ٣٥ الی ٤٠ را بخوانید. به ما دربارهی نزدیکی عیسی با کسانی که محتاج بودند چه میگوید؟ این حقیقت چگونه باید بر چگونگی رفتار ما با چنین افرادی تأثیر بگذارد؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به خاطر فقیر: دومین دلیل درون فقیر قرار دارد، کسی که خدا او را به مانند ثروتمند خلق کرده است (امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٢). برابری بین انسانها، بر پایه حقیقتی است که آفریننده همگی آنها خدا است، فقیر را به اندازهای که غنی شایسته توجه است خلق کرده است. ما باید همسایگانمان را به خاطر خودشان که شبیه خدا ساخته شدهاند محبت کنیم.


در عین حال فکر کنید، چقدر برایتان خوب است که به محتاجان کمک کنید. طبیعت اساسی ما خودخواه است؛ بصورت پیش فرض ما تمایل داریم که خودمان را بالاتر و بیشتر از دیگران ببینیم. با بخشیدن از خودمان میآموزیم که چگونه نسبت به امیال نفسانی بمیریم و شخصیت مسیح را بهتر منعکس کنیم و برای ما چه چیز گرانبها تر از آن است؟


با چه روشهایی حس خوشنودی شخصی بیشتری از کمک رسانی به کسانی که محتاجند به دست میآورید یا اینکه فقط همه کارها را برای خودتان انجام میدهید؟


پنجشنبه


٩١ فوریه


تعلیم و تربیت


کلمه عبری برای «تعلیم و تربیت» از کلمهای به معنای «برای ساختن» و «برای آغاز» میآید. تمامی این معانی ایده عبری تعلیم و تربیت را در بر میگیرند: زمانی که ما «طفل را ارشاد مینماییم» (امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٦)، ما میسازیم، آغاز میکنیم و زمینه را برای آینده آماده میکنیم. در نتیجه والدین و آموزگاران مسئول آینده اطفالشان هستند و تلویحاً آیندهی دنیا. هر آنچه را که امروز ما با فرزندانمان میکنیم بر جامعه برای نسلهای آینده تأثیر خواهد گذاشت.


امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٦ را بخوانید. این آیه در رابطه با اهمیت تعلیم کودکان به درستی چه میگوید؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شگفت انگیز است که کلمه عبری برای «تعلیم دادن» همان کلمه ای است که بسیار برای «تخصیص کردن» معبد بکار میرود (اول پادشان باب ٨ آیه ٦٣). تعلیم و تربیت اولیه بدین معناست که فرزندانمان را برای خدا وقف بکنیم در همان راهی که معبد وقف شده است؛ و در رستگاریمان نیز مؤثر است، حتی فراتر از زندگی خودمان. «برای والدین کار بسیار بزرگ تعلیم و تربیت فرزندانشان برای آینده و زندگی جاوید تعیین کننده است.»- خانم الن ج. هوایت، Child Guidance، صفحه ٣٨. این چنین تعلیم و تربیتی اثری ابدی دارد. پولس رسول به نظر میرسد به این آیه اشاره میکند زمانی که او تیموطائوس را به خاطر آموخته هایش در دانش: «نوشته های مقدسی که میتواند تو را برای نجات فهیم سازد»، ستایش میکند (رساله دوم پولس رسول به تیموطائوس باب ٣ آیه ١٥).


امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ٨ و ١٥ را بخوانید. چه اصولی را اینجا مییابیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تعلیم و تربیت میتواند با فعالیت «کشت و کار» مقایسه بشود. آیندۀ اجتماع و فرزندانمان به چیزی که می کاریم بستگی دارد. اگر بذرمان گناه باشد، پس تربیتمان (عصا) زایل میشود و ما زحمت درو خواهیم کرد (آیه ٨). اگر بذرمان قلب های طفلمان را لمس کند (آیه ١٥) در نتیجه عصای تربیتمان ابلهی را از آنها دور خواهد نمود.


ما اغلب به دیگران با استفاده از نمونه هایمان میآموزیم (مخصوصاً به کودکان). درباره نمونه هایتان بیاندیشید: چه میراثی را از خود به جا میگذارید؟ در چه مواضعی اگر هم هست، ممکن است نمونه هایتان بهتر باشد؟


جمعه


٠٢ فوریه


مطالعات بیشتر


«والدین میبایستی نمونهای از راستگویی باشند، برای اینکه این درس روزانه برای تحت تأثیر قرار دادن طفل است. اصول بدون انحراف باید والدین را در همه امور زندگی تحت کنترل بگیرند، مخصوصاً در تعلیم و تربیت فرزندانشان... والدین نباید دو پهلو حرف بزنند؛ هرگز در هیچ پند یا نمونه ای دروغ نگویید. اگر فرزندانتان را راستگو میخواهید ابتدا خود راستگو باشید.»- خانم الن ج. هوایت، Child Guidance، صفحه ١٥١.


«عدۀ زیادی از پدر و مادرها به نظر میآید فکر میکنند که اگر آنها فرزندانشان را خوراک بدهند و بپوشانند و طبق استانداردهای جهان تربیتشان بکنند، آنها وظیفهشان را انجام دادهاند. آنها با تجارت و خوشگذرانی خیلی مشغولتر از آنند که تربیت فرزندانشان را درسی برگرفته از زندگی خودشان بکنند. آنها نمی جویند تا فرززندانشان را طوری تربیت کنند تا استعدادهایشان را برای احترام به نجات دهندهشان بکار بگیرند. سلیمان نگفت:»طفل را بگو در راهی که باید برود، برود و چون بزرگ شد از آن جدا نخواهد شد.* بلکه طفل را در راهی که باید برود تربیت کن و چون بزرگ شد از آن جدا نخواهد شد.»- خانم الن ج. هوایت، Child Guidance، از صفحه ٣٨.


پرسشهای برای بحث:


  • در ایده امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٦ بیشتر تمرکز کنید. چرا ما باید در چگونگی اجرای این موضوع هشیار باشیم؟ بدین سبب است که بسیاری از والدین فرزندانشان را به بهترین نحو بزرگ میکنند، ولی با وجود این فرزندانشان در جوانی انتخابات اشتباه میکنند. چرا ما نباید هرگز واقعیت آزادی اختیار و واقعیت جدال بزرگ را فراموش کنیم زمانی که ما به معنای این آیه مینگریم؟

  • پرسش پایانی روز چهارشنبه را دوباره بررسی کنید. در مورد خودمان زمانی که چنین حس رضایتی به خاطر کمک به دیگران به ما دست میدهد چه میگوید، مخصوصاً زمانی که در پاسخ، چیزی به ما نمیرسد؟ این حقیقت باید درباره اینکه چرا تعداد زیادی از مردمی که از ثروتهای دنیا بسیار دارند ولی با این حال بدبخت هستند، چه به ما بگوید؟

  • اگر چه ما همه در استعداد، تحصیلات، تجربه و غیره برابر نیستیم، ما در چیزی بسیار مهم برابر هستیم: ما همه برای نجات به صلیب محتاجیم. این موضوع باید درباره تساوی اساسی و ارزش همه بشریت به ما چه بیاموزد؟ اضافه بر این، این حقیقت چگونه رفتار ما با دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد؟

درس ٩


*١٢ الی ٧٢ فوریه


کلام حقیقت



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٢٢ و باب ٢٣، سفر خروج باب ٢٢ آیات ٢١ الی ٢٧، امثال سلیمان باب ٢٤، رساله پولس رسول به افسسیان باب ٥ آیه ٢٠، کتاب حزقیال نبی باب ٣٣ آیه ٨ را بخوانید.


آیه حفظی: «آیا امور شریف را برای تو ننوشتم؟ شامل بر مشورت و معرفت تا قانون کلام راستی را اعلام نمایم و تو کلام راستی را نزد فرستادگان خود پس ببری؟» (امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ٢٠ و ٢١)


بعضی از امثال این هفته توازنی را با متون مصری نشان میدهند. سلیمان نبی ممکن است تحت وحی الهی این آیات را به طور خاص از دیدگاه عبری تنظیم کرده باشد. اینجا، کلمات مصری به روح خدای اسرائیل نزدیک است بنابراین آنها شامل مکاشفه الهی میشوند.


این اظهارنظر مهمی است، برای اینکه یادآور خصوصیت جهانی حقیقت به ماست. چیزی که برای یهودی واقعی است باید برای مصری هم واقعی باشد، در غیر این صورت حقیقت نخواهد بود. بعضی حقایق عموماً برای هر کسی در دنیا صدق میکنند.


حیطه این تذکرات برای هر دوی جوامع مشترک است؛ یعنی هر کسی که هستید، چنانچه ایمان دار باشید یا خیر و هر جا که زندگی میکنید، کارهایی هستند که شما نباید انجامشان بدهید.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢٨ فوریه.


یکشنبه


٢٢ فوریه


معرفت حقیقت


امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ١٧ الی ١٨ را بخوانید. درباره اینکه چطور حقیقت باید بر زندگی ما تأثیر بگذارد به ما چه گفته شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اولین وظیفه دانش آموز گوش دادن و توجه کردن است: «گوش خود را فرا داشته کلام حکما را بشنو» (امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ١٧)؛ به عبارت دیگر: «تمرکز کنید!» نکته بسیار مهم این است که جوینده حقیقت باید مشتاق باشد، باید حقیقتاً بخواهد بیاموزد که آنچه درست است چیست و سپس آن را انجام بدهد.


اما برای دانش آموزان کافی نیست که ذهنی بشنوند یا حتی بفهمند که چه چیز تدریس میشود. بعضی مردم حقایق زیادی از کتاب مقدس در سر دارند ولی دانش یا تجربه واقعی در مورد خود حقیقت ندارند (یوحنا باب ١٤ آیه ٦).


در واقع، حقیقت باید به درونی ترین قسمت وجود انسان برسد. عبارت عبری «درون خود» در امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ١٨ به «شکم» اشاره میکند. آموزش نباید سطحی بماند، باید هضم شده، جذب گردد و تبدیل به قسمتی از وجود داخلی ما بشود. همین که پیام به عمق سیستم مان برسد و در درونمان ریشه بدواند، ناگاه از لبهایمان بر خواهد خواست و میتوانیم شهادت قدرتمندی را داشته باشیم.


امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ١٩ الی ٢١ را بخوانید. تجربه ای در حقیقت چه کاری را برای ما باید بکند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ•


  • ایمان (آیه ١٩). اولین هدف تعلیم حکمت، حکمت به نفسه نیست. هدف امثال سلیمان پرورش شاگردان باهوشتر و ماهرتر نیست. هدف معلم تقویت اعتماد شاگردان به خداوند است.

  • اعتقاد (آیه ٢١). شاگردان باید بدانند چرا «کلام حقیقت» قطعی است، آنها باید بدانند چرا اعتقاد دارند به آنچه انجام میدهند. تعریف ایمان، اعتقاد است به آنچه ما خوب نمیفهمیم. با این وجود ما باید همچنان دلایل خوبی برای ایمانمان داشته باشیم.

  • مسئولیت (آیه ٢١). آخرین قدم تعلیم و تربیت، آن است که «کلام حقیقت» را که دریافت کردهایم با دیگران نیز درمیان بگذاریم. این همان محور دعوت مان بعنوان «طایفه» است.

درباره همه دلایل قدرتمند منطقی ای که ما برای ایمان ادونتیستهای روز هفتم داریم بیاندیشید. این دلایل چه هستند و چرا ما هرگز نباید مردد در نگهداریشان در حضورمان و اشتراکشان با دیگران باشیم؟ پاسخ خود را روز شنبه در کلاس مطرح کنید.


دوشنبه


٣٢ فوریه


چاپیدن فقرا


امثال سلیمان باب ٢٢ آیات ٢٢ و ٢٣، باب ٢٣ آیه ١٠ را بخوانید. در اینجا درباره چه چیز به ما هشدار داده شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اگرچه دزدیدن همیشه عملی است اشتباه، ولی این تحریم راجع به دزدی از فقرا و مظلومان است که بیشترین قشر آسیب پذیر جامعه هستند. آنها واقعاً درمانده اند، بنابراین واجد شرایط برای توجه خاص خدا هستند (سفر خروج باب ٢٢ آیات ٢١ الی ٢٧). در مورد داود که اوریا را کشت تا همسرش را تصاحب کند و داستان ناتان درباره میش کوچک (کتاب دوم سموئیل باب ١٢ آیات ١ الی ٤) در اینجا به ذهن خطور میکند. دزدی از فقرا نه تنها عملی مجرمانه است، بلکه گناهی «بر علیه خداوند» است (کتاب دوم سموئیل باب ١٢ آیه ١٣). به ناحق گرفتن از کسی که دارایی او کمتر از شماست، نه تنها از دزدی کردن بدتر است، بلکه عملی ناجوانمردانه است. آیا این دزدان گمان میکنند که خدا ناظر اعمالشان نیست؟


البته، امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٢٣، توضیح میدهد که حتی اگر دزد بدون مجازات از انسانها در رفته باشد، خداوند سزایش را میدهد. اشاره به نجات دهنده (امثال سلیمان باب ٢٣ آیه ١١) ممکن است حتی به طرح داوری پایانی الهی مربوط باشد (کتاب ایوب باب ١٩ آیه ٢٥).


پس این هشدار همراه با دیگر هشدارها در کتاب مقدس، بر علیه آنهایی است که فقط به فواید آنی اعمالشان و نه به نتایج طولانی مدت آن میاندیشند. آنها ثروت و توسعه اموالشان را از دسترنج دیگران به دست میآورند و آماده اند تا به خاطر این موضوع تقلب کنند و حتی مرتکب قتل شوند. شاید از آن لذت ببرند، اما بعدها سزای آن را خواهند دید. این استدلال نباید فقط دزد را از اعمالش باز دارد، بلکه باید نشان بدهد که ارزش های اخلاقی مان به اقتدار خدا کاملاً مرتبط است.


در انگلستان بعضی از منکران خدا این شعار را بر روی اتوبوس های داخل شهری نصب کرده بودند: «احتمالاً خدایی وجود ندارد. نگران نباشید و از زندگیتان لذت ببرید.» اگرچه در مقابل این شعار جواب های زیادی وجود دارد، بیاندیشید که اگر خدایی نبود، پس آنهایی که از فقیر دزدی میکنند و الآن از مجازاتش فرار میکنند، در حقیقت چیزی برای نگرانی ندارند. همانا، همه آنانی که کارهای بسیار شریرانه انجام داده اند و به نظر از مجازاتش فرار کردهاند، واقعاً از مجازاتش فرار کردهاند. چگونه ایمان به خدا و وعده های داوری با انصافش در مورد بی عدالتی های فراوانی که اکنون در جهان میبینیم به ذهنمان آرامش میدهد؟


سهشنبه


٤٢ فوریه


حسادت به آدم شریر


امثال سلیمان باب ٢٣ آیه ١٧؛ باب ٢٤ آیات ١ و ٢ و باب ٢٤ آیات ١٩ و ٢٠ در چه مورد به ما هشدار میدهند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چرا کسی به یک شریر بدکار حسادت خواهد کرد؟ به احتمال زیاد به خاطر گناهان واقعی که مرتکب میشود نیست. بلکه معمولاً به دلیل منفعت آنی (ثروت، موفقیت و قدرت) که آنها از طریق شرارت هایشان به دست میآورند چیزی است که مردم غالباً حسادت میورزند.


گرچه قطعاً، هر شخص موفق یا ثروتمندی شریر نیست، اما بعضیها هستند و شاید همان انسانهایی باشند که در این آیات ما هشدار داده شدهایم. با دیدن اوضاع زندگی «خوب» آنها، مخصوصاً اگر خودمان در حال تقلا کردن با مشکلات باشیم، در نتیجه به دارایی آنها به آسانی حسادت میکنیم.


گرچه این دیدگاهی خیلی دقیق و باریک از مسائل است. ولی وسوسه گناه در این است که پاداشی آنی دارد: زیرا که ما از ارضای فعلیمان لذت میبریم. اندیشیدن به آینده میتواند ما را از وسوسه محافظت کند؛ یعنی ما باید به چیزی بیشتر از منفعت آنی گناهمان بنگریم و به اثرات طولانی مدت آن بیاندیشیم.


گذشته از آن چه کسی آثار گناه ویرانگر را ندیده است؟ ما هرگز نمیتوانیم از این مسئله فرار بکنیم. ممکن است قادر به اختفای آن از دیگران باشیم، در نتیجه هیچ کس، حتی آنهایی که به ما بسیار نزدیک هستند، سرنخی از آنچه ما انجام میدهیم نداشته باشند (گرچه دیر یا زود آنها نیز در مییابند، آیا اینطور نیست؟)؛ یا شاید خود را بفریبیم با تفکر به اینکه گناهانمان خیلی بد نیستند. (و در آخر بنگرید چند نفر کارهای بسیار بدتری انجام میدهند!) اما دیر یا زود به هر طریقی گناه، آنها را گرفتار میکند.


ما باید از گناه متنفر باشیم چرا که گناه است. باید از آن متنفر باشیم به خاطر آنچه در حق ما، دنیایمان و خداوندمان انجام داده است. اگر میخواهیم بهای واقعی گناه را ببینیم، باید به مسیح روی صلیب بنگریم. این بهای گناهمان است. درک این موضوع به تنهایی کافی است (گرچه اغلب اینگونه نیست) که بخواهیم از گناه دوری کنیم و هر قدر ممکن است از آنهایی که ما را به سمت گناه سوق میدهند دور بمانیم.


آیا هرگز با حسادت کردن به موفقیت کسی در تقلا بودهاید؟ بهترین چاره برای این مشکل کشنده روحی چیست؟ (رساله پولس رسول به افسسیان باب ٥ آیه ٠٢ را ببینید).


چهارشنبه


٥٢ فوریه


چه میخوریم؟


این تصادفی نیست که اولین وسوسه بشر به خوراک مربوط بود (سفر پیدایش باب ٣ آیه ٣). انسان با اطاعت نکردن و خوردن از چیزی که ممنوع بود گناه و مرگ را به دنیا آورد. (سفر پیدایش باب ٣ آیات ١ الی ٧، رساله پولس به رومیان باب ٥ آیه ١٢). ما نباید این واقعیت مهم را نیز فراموش کنیم که نخستین بار نوشیدن شراب در کتاب مقدس بصورت یک داستان خیلی منفی و پست کننده معرفی شده است. (سفر پیدایش باب ٩ آیه ٢١).


امثال سلیمان باب ٢٣ آیات ٢٩ الی ٣٥ را بخوانید. مصرف نوشیدنی الکلی در این آیات چگونه معرفی شده است؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کیست که شخصاً ندیده باشد که الکل چقدر میتواند ویرانگر باشد؟ مطمئناً، همه آنانی که مینوشند به انسان مست افتاده در جوب تبدیل نمیشوند؛ اما به احتمال زیاد معتادان به جوب افتاده، هرگز در نوشیدن نخستین بار، تصور نمیکردند که ممکن است در آینده سرانجامشان به جوب ختم بشود.


«انسانی که به نوشیدن مشروب سکرآور عادت کند در وضعیتی فلاکتبار است. حرف حساب سرش نمیشود و نه راضی است که از مشروبات الکلی بگذرد. معده و عقلش هر دو بیمار هستند. قدرت اراده اش ضعیف شده است و اشتهایش غیرقابل کنترل. شاهزادۀ نیروهای تاریکی او را در بر گرفته است طوری که برای شکستن بندها هیچ قدرتی ندارد. -توضیحات خانم الن ج. هوایت، The SDA Bible Commentary، جلد ٣، صفحه ١١٦٢.


امثال سلیمان باب ٢٣ آیات ١ الی ٨ را بخوانید. چرا باید اشتهایمان را کنترل کنیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این تذکر چیزی بیش از رعایت آداب غذا خوردن است. آیه کتاب مقدس هشداری است به آنهایی که به خوردن علاقه دارند و کسانی که اشتهای خیلی زیادی دارند (امثال سلیمان باب ٢٣ آیه ٢). مثل چاقو بر گلوی کسی گذاشتن عملاً بسیار قوی است زیرا فقط به معنی فرو نشاندن اشتها نیست، بلکه نشان دهندۀ خطری است که میتواند توسط غذا برای سلامتی و حتی زندگیتان به وجود آید. کلمه عبری «بین»(bin) که «به دقت ملاحظه کردن» ترجمه میشود، بر نظریه بررسی دقیق انواع مختلف غذا دلالت میکند. وقتی سلیمان حکمت را میطلبید تا به او در تمیز دادن بین نیک و بد کمک کند از همان کلمه استفاده نمود (کتاب اول پادشاهان باب ٣ آیه ٩). نویسنده مُلهم نکته ای بیش از مشکل کنترل اشتها در ذهن دارد. همچنین شاید اندرزش شامل ضیافت ها و نوشیدنی های تفریحی هم باشد زمانی که ما تحت فشار قرار میگیریم و وسوسه میشویم خوراکیهای لطیفش را بطلبیم. (امثال سلیمان باب ٢٣ آیه ٣).


در مورد شخصی که زندگیاش با الکل ویران شده است بیاندیشید. چرا باید این مثال به تنهایی برای کمک به درکمان که چرا هرگز نباید آن زهر را به بدنمان وارد کنیم کافی باشد؟


پنجشنبه


٦٢ فوریه


مسئولیتهای ما


«حینی که من به مرد شریر گویم: ای مرد شریر البته خواهی مرد! اگر تو سخن نگویی تا آن مرد شریر را از طریقش متنبه سازی، آنگاه آن مرد شریر در گناه خود خواهد مُرد، اما خون او را از دست تو خواهم طلبید. (کتاب حزقیال نبی باب ٣٣ آیه ٨). کدام اصل اساسی روحانی در این آیه نشان داده شده است؟ چطور این ایده را اقتباس کنیم و در زندگی های روزمره مان آن را اجرا بکنیم؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


سالها پیش، در شهر بزرگ غربی، شب هنگام زنی در خیابان مورد حمله قرار گرفت. او برای کمک فریاد میکشید، تعدادی از مردم صدای او را شنیدند، اما حتی یک نفر به خود زحمت نداد تا با پلیس تماس بگیرد. خیلی از مردم از پنجره به بیرون نگاه کردند و دوباره برگشتند به اموری که انجام میدادند. خیلی زود گریه زن متوقف شد. بعداً او را مرده یافتند، در حالی که چندین بار مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود.


آیا کسانی که صدای گریه اش را شنیدند اما هیچ کاری نکردند به خاطر مرگش مقصرند؟ گرچه آنها خودشان به او حمله نکردند، ولی آیا بی توجهی آنها او را کشت؟


امثال سلیمان باب ٢٤ آیات ١١ و ١٢ و ٢٣ الی ٢٨ را بخوانید. چه پیام های مهمی در اینجا برایمان وجود دارند؟


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


شریعت موسی به طور واضح به آنهایی که شاهد گناهی بوده اند و اطلاع نمیدهند هشدار میدهد که آنها متحمل گناه خواهند شد (سفر لاویان باب ٥ آیه ١). شاید ما قادر به جلوگیری از جرم نباشیم، اما اگر درباره جرمی که میبینیم سکوت اختیار کنیم، با جنایتکار سهیم شده ایم. با سکوتمان شریک جرم شده ایم.


در مقابل، اگر ما در شهادتمان گزارش صحیح بدهیم، یا «پاسخ صحیح» بدهیم (امثال سلیمان باب ٢٤ آیه ٢٦)، ما بطور مقتضی پاسخ داده ایم و مانند یک انسان وظیفه شناس رفتار کرده ایم. این عمل با بوسه ای بر لب ها برابر است، یعنی شخص به دیگران اهمیت میدهد.


وقتی زنی در خیابان کشته میشود ولی ما ساکت میمانیم و هیچ کاری انجام نمیدهیم به اندازه کافی غم انگیز است؛ اما در مورد بسیاری از بدی های دیگر در دنیا مانند گرسنگی، جنگ، بی عدالتی، نژادپرستی و ظلم اقتصادی چطور؟ مسئولیت های ما در اینجا چیست؟


جمعه


٧٢ فوریه


مطالعات بیشتر


«افراد اطراف ما باید بیدار شوند و نجات یابند وگرنه نابود میشوند. حتی لحظه ای را نباید از دست بدهیم. همگی ما نفوذی داریم که میتواند برای حقیقت یا مخالف آن گواه باشد. من میل دارم شواهد اشتباه ناپذیری را با خود حمل کنم که نشان بدهد من یکی از شاگردان مسیح هستم. ما چیزی بیشتر از آیین حفظ شنبه میخواهیم. ما اصل زندگی کردن و احساس مسئولیت روزانه را میخواهیم. خیلی از مردم از آن پرهیز میکنند و میوه اش بی توجهی، سهل انگاری، فقدان هشیاری و روحانیت است.»- خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ١، صفحه ٩٩.


راجع به ایمان حرف بزنید، با ایمان زندگی کنید، محبت به خدا را ترویج بدهید، به آنچه عیسی برای شما هست به همه دنیا شهادت بدهید. نام مقدس او را بزرگ کنید. درباره خوبی هایش بگویید، از فیضش حرف بزنید و از قدرتش بگویید.»- خانم الن ج. هوایت، Our High Calling، صفحه ٢٠.


پرسشهای برای بحث:


  • جوابتان برای پرسش نهایی روز یکشنبه را در کلاس مرور کنید. از جوابهای یکدیگر چه میتوانیم بیاموزیم؟ چه راههایی برای تقویت ایمان به اعتقادات وجود دارند؟

  • کسی نوشت: «دو چیز را به خاطر بیاورید: مسیح به خاطر شما جان داد و یک روز شما نیز خواهید مرد». در متن درس روز سهشنبه که درباره پاسخ راجع به گناه به هر طریقی سخن گفته است، چه درس بسیار مهمی را باید از این مطلب برداشت کنیم؟

  • و اشاره دوباره به همان شعاری که روی اتوبوس های لندن نصب شده است:»احتمالاً خدایی وجود ندارد. حالا نگران نباشید و از زندگیتان لذت ببرید». در کنار چیزهایی که درس درباره آنها صحبت کرد، چه مشکلات دیگری همراه با این احساس یافتید؟ چرا وجود خدا چیزی است که مردم در ابتدا احساس نگرانی میکنند؟ این نیت درباره اینکه شیطان چگونه به خوبی شخصیت خدا را در ذهن بسیاری از مردم بد جلوه داده است به ما چه میگوید؟ روش های متفاوتی که به شما توان پاسخگویی به این شعار را میدهند در کلاس مطرح کنید. شعارهای مختصر و مفیدی که میتواند به مردم برای دیدن امید در خدا کمک کنند کدامند؟

درس ٠١


* ٨٢ فوریه الی ٦ مارس


پشت نقاب



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢ و ٣؛ باب ٢٦ آیات ١١ و ١٢؛ رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیات ٢٠ و ٢١؛ امثال سلیمان باب ٢٦ آیات ١٣ الی ١٦؛ باب ٢٧ آیات ٥ و ٦.


آیه حفظی: «در حضور پادشاه خویشتن را بر میفراز و در جای بزرگان مایست.» (امثال سلیمان باب ٢٥ آیه ٦).


در پس مار خیرهکننده، همان که کلمات شیرین به زبان میآورد و ظاهراً بسیار در فکر شادمانی حوا میبود، دشمنی را پنهان کرد که نقشۀ مرگش را طراحی میکرد (سفر پیدایش باب ٣ آیات ١ الی ٦). با قیافه مبدل چون فرشته نور شیطان خطرناکترین دام را برای انسان تدارک میبیند (رساله دوم پولس رسول به قرنتیان باب ١١ آیه ١٤). حتی خطرناکتر و پرنیرنگ تر از خودنمایی، وقتی است که ادعا میکنیم چیزی باشیم که نیستیم، ما در نهایت دیگران و حتی خودمان را فریب میدهیم.


روشهای متفاوتی برای فریب دادن هست. یکی از معمولیترین آنها از طریق زبان است. بعضی از امثال این هفته در ارتباط با کلمات است، مانند کلمات دروغین، کلمات تملقآمیز و کلمات زیبایی که از احساسات شگفتآور و صداهای زیبا برای پوشاندن افکار و مقاصد شوم بهره می برند. نه تنها هنگام صحبت با دیگران بلکه در مورد چگونگی تفسیر آنچه دیگران به ما میگویند نیز باید مراقب باشیم. چه بسا پیام این هفته میتواند اینگونه خلاصه بشود: «اینک، من شما را مانند گوسفندان در میان گرگان میفرستم؛ پس مثل مارها هشیار و چون کبوتران ساده باشید» (متی باب ١٠ آیه ١٦).


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٧ مارس.


یکشنبه


١ مارس


خدای اسرارآمیز


زندگی پر از اسرار است. دیوید دویچ (David Deutsch) فیزیکدان اینگونه نوشت که «اتفاقات هر روزه وقتی در بطن فیزیک اساسی مطرح میشوند بطور عجیبی پیچیدهاند. اگر یک کتری برقی را از آب پر کنید و روشنش نمایید، اگر همه ابرکامپیوترهای روی کره زمین معادل سن جهان کار بکنند نمیتوانند معادلات تخمین که نحوه رفتار همه مولکول ها است را حل کنند - حتی اگر میتوانستیم حالت اولیه آنها و تمام تأثیرات بیرونی شان بر روی آنها را به گونهای تعیین کنیم، خود این کاری مهار نشدنی.» – آقای دیوید دویچ (David Deutsch (٢٠١١–٠٧–٢١)).


The Beginning of Infinity: Explanations That Transform the World (Kindle Locations ١٩٧٢–١٩٧٥). Penguin Group. Kindle Edition.


اگر ما درباره مسائل عادی مثل مولکول های آب اینگونه حیران هستیم، چطور میتوانیم حتی درک رازهای خدا را انتظار داشته باشیم؟


امثال سلیمان باب ٢٥ آیات ٢ و ٣ را بخوانید. نویسنده به چه نکته ای اشاره میکند و چطور میتوانیم آن را در موضع وسیعتری اجرا کنیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


آنچه جلال خدا را متفاوت از جلال پادشاهان میکند در طبیعت سّریاش است و با اشاره ضمنی ناتوانی انسان به درک کامل او. ریشه عبری str («مخفی کردن»، «پنهان کردن») که از کلمۀ «سِر» در زبان ما میآید، معمولاً در کتب الهام شده عبری برای توصیف آنچه خدا را به خدای حقیقی تبدیل میکند بکار برده میشود (کتاب اشعیای نبی باب ٤٥ آیات ١٤ و ١٥). مسائلی در مورد خداوند وجود دارد که ما براحتی نمیتوانیم درک کنیم. از طرف دیگر چیزی که جلال پادشاهان را میسر میسازد رضایت مندی آنها برای بررسی موشکافانه است. شفافیت و جوابگویی اولین کیفیت مهم در مقام رهبری است. (سفر تثنیه باب ١٧ آیات ١٤ الی ٢٠). این وظیفه پادشاه است که امری را تحقیق کند و توضیحی برای وقایع و آنچه را که او انجام میدهد داشته باشد.


زندگی پر از پرسش های بی پاسخ است، آیا اینطور نیست؟ از قرار معلوم رویدادهای آنی، اتفاقی میتوانند تفاوت میان مرگ و زندگی را معنا کنند. بعضی مردم گرفتار یک تراژدی پس از دیگری هستند در حالی که دیگران به خوبی و خوشی زندگی میکنند. همۀ اینها به ما میگوید که باید با ایمان زندگی کنیم. در حال حاضر چه اتفاقاتی در زندگیتان رخ داده است که باید بواسطه ایمان، توکل به خدا را بپذیرید؟ چه چاره دیگری دارید؟


دوشنبه


٢ مارس


احمق حکیم نما


گرچه ساخت و ساز جدیدی نیست (بخصوص در دنیای غرب) ایدهای هست که در سال های اخیر به وجود آمده است و طبیعت نسبی بودن حقیقت را مدعی است؛ یعنی هر آنچه برای یک شخص یا یک فرهنگ ممکن است درست باشد ممکن است برای دیگری صحیح نباشد. در حالی که در یک مورد همیشه یک وضعیت صحیح است (بعضی جاها از سمت راست جاده و در جای دیگر از سمت چپ رانندگی میکنند)، در جای دیگر بخصوص در حوزۀ اخلاقی، خطایی خطرناک است. برخی مسائل علی السویه با توجه به محل زندگی یا اولویت های شخصی مان درست و برخی دیگر غلط هستند. در نهایت همیشه باید دیدگاهمان را در جهت کلام خدا و حقایق پیدا شده در آن تسلیم کنیم. کلام خدا باید نیروی نهایی مان برای شناخت درست و غلط، نیکی و شرارت باشد.


امثال سلیمان باب ٢٦ آیات ١١ و ١٢؛ کتاب داوران باب ٢١ آیه ٢٥؛ رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیات ٢٠ و ٢١؛ باب ٢ آیات ٦ و ٧؛ رساله دوم پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیه ١٢ را نیز بخوانید. همه ما باید مراقب انجام ندادن کدام کارها باشیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


همانطور که میبینیم، این ایده که فرد آنچه از نظر خود درست به نظر برسد انجام میدهد چیز جدیدی نیست. این ایده همانقدر در گذشته اشتباه بود که در حال حاضر نیز هست. همانطور که قبلاً هم دیده ایم هیچ یک از ما همه چیز را درک نمیکنیم؛ در حقیقت، ما هیچ چیز را به طور کامل درک نمیکنیم. همۀ ما حوزه هایی داریم که در آنها احتیاج به رشد و آموزش است، بنابراین همیشه باید این حقیقت را بپذیریم که همه پاسخ ها را ما نداریم.


در بحث افراد نادان، همان طور که در این مثل دیده میشود، دلیل اضطراب تأثیر حماقت آنهاست که پیشاپیش خود ایشان خواهد رفت. آنها حالا بیشتر از هر وقت از حکمتشان مطمئن هستند؛ از این رو حماقتشان را تکرار خواهند کرد. آنها حتی ممکن است چنان متقاعد کننده باشند که دیگران گمان به حکیم بودن آنها ببرند، دیگران آنها را احترام خواهند کرد و از ایشان خواستار نصیحتی خواهند بود که به مشکلات بزرگی ختم خواهد شد. (امثال سلیمان باب ٢٦ آیه ٨). حماقت نه تنها گسترش خواهد یافت بلکه به عنوان حکمت برچسب خواهد خورد که میتواند خیلی بیشتر آسیب برساند. بیش از این، افراد احمق بسیار ابله هستند که از حماقت خود آگاه نیستند.


چند بار شما به نادیده گرفتن آنچه میدانید ارزش های اساسی یا حقایق اساسی هستند وسوسه شده اید؟ با این وجود زمانی که برخی ارزشهای اصلی با هم تلاقی پیدا میکنند چه اتفاقی میافتد؟ چگونه بفهمیم کدام یک دیگری را مغلوب میکند؟


سهشنبه


٣ مارس


انسان کاهل


«کاهل دست خود را در بشقاب فرو میبرد و از برآوردن آن به دهانش خسته میشود « (امثال سلیمان باب ٢٦ آیه ١٥).


دقیقاً مانند دانش آموزانی که زمان و انرژی بیشتری برای آمادگی تقلب در امتحان صرف میکنند تا برای مطالعه، کنایه از مردم تنبلی است که برای یافتن بهانه هایی برای تنبلی شان سخت تلاش میکنند.


امثال سلیمان باب ٢٦ آیات ١٣ الی ١٦ را بخوانید. در چه موردی در اینجا به ما هشدار داده شده است؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ممکن است حق با آدم تنبل باشد: «شیر در راه است» (امثال سلیمان باب ٢٦ آیه ١٣). از اینرو، ماندن در خانه و با خطر روبهرو نشدن حکیمانه تر است؛ اما با این کار فقط همه فرصت هایی را که زندگی به ما میدهد از دست میدهیم. هرگز از زیبایی گل سرخ لذت نخواهیم برد اگر خطر آسیب دیدن با خارهایش را قبول نکنیم. قادر نخواهیم بود به جلو حرکت کنیم اگر از موانع بترسیم. انسانهایی که قادر نیستند خود را متعهد به کاری بکنند هرگز طعم زندگی کامل را نخواهند چشید.


به بعضی دیگر از تصاویر در آیات نگاه کنید. همانطور که درب بر لولاهایش میچرخد اما جایی نمیرود، مردم تنبل نیز بر بسترشان میچرخند؛ فقط همین، حالتشان را تغییر میدهند، ولی هیچ کجا نمیروند.


تصویر دیگر، در آیه ١٥ خیلی تعجب آورتر است. ایشان میتوانند دستشان را داخل بشقاب غذا ببرند اما برای برآوردن آن جهت سیر کردن خودشان بسیار تنبل هستند؟


اما حتی بدتر از این تنبلی ذهنی، تعصب و اطمینانی است که آنها درباره معتقدات خودشان دارند؛ بنابراین، در نظرشان آنها همیشه راست هستند و حتی حکیم تر از هفت مرد حکیم هستند (امثال سلیمان باب ٢٦ آیه ١٦) و هیچگاه عقاید دیگران را که از خودشان حکیم ترند نخواهند پذیرفت. کسانی که فکر میکنند همه جواب ها را دارند در واقع ندارند.


«در روز داوری شخص نه به خاطر اینکه وجداناً به دروغی معتقد است محکوم خواهد شد، بلکه به خاطر باور نکردن حقیقت و غفلت ایشان از فرصتی که برای آموختن آنچه حقیقت است داشتهاند.»-خانم الن ج. هوایت، کتاب شیوخ و انبیا، صفحه ٢٦. چگونه نقشمان را در دادن «فرصت» یادگیری آنچه حقیقت است به دیگران درک کنیم؟ کجا وظایفمان آغاز میشوند و کجا پایان مییابند؟


چهارشنبه


٤ مارس


دوستی شبیه دشمن


اگر ما از دوستانمان بیشتر از دشمنانمان ناامید هستیم، به این دلیل است که از دوستانمان انتظار خوبی و از دشمنانمان انتظار شرارت داریم. با این حال اما همیشه واقعیت بدین شکل تحقق نمیپذیرد مگر جز این است؟ به همین دلیل امثال به ما هشدار میدهند که گاهی یک دوست میتواند مانند یک دشمن رفتار کند و گاهی دشمن مانند دوست.


امثال سلیمان باب ٢٧ آیات ٥ و ٦ را بخوانید. چه زمانی سرزنش میتواند نشانه محبت باشد؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محبت فقط دربارۀ بوسه ها و کلام شیرین نیست. گاهی اوقات محبت ما را به ملامت کردن دوستمان یا فرزندمان مجبور میکند و ممکن است ما خشن و خرده گیر و منتقد به نظر برسیم. ممکن است اگر صحبتی کنیم حتی دوستانمان را از دست بدهیم. اگر ما به دوستانمان دربارۀ آنچه انجام میدهند، مخصوصاً اگر به آنها آسیب وارد میکند، هشدار ندهیم پس ما چگونه دوستی هستیم؟


سرزنش آشکار ما نیز نشانه ای است از اینکه محبتمان بر پایه خیال و توهم ساخته نشده است بلکه بر اساس حقیقت و اعتماد ساخته شده است.


امثال سلیمان باب ٢٧ آیه ١٧ را بخوانید. تأثیر مقابله مابین دوستان چه میتواند باشد؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تصویر آهن، آهن را تیز میکند یک منفعت دوجانبه را پیشنهاد میدهد. روابط دوستانه تحت آزمایش مقابله صحیح نه تنها کیفیت دوستی را بالا میبرد بلکه شخصیت هر دو طرف را نیز مقاوم ساخته و بهبود میبخشد. سلاح های مورد استفاده در بهره وری تقویت خواهند شد. ما برای سختی های آینده مجهزتر خواهیم شد. مردمی که فقط خود و ایده هایشان را در پناه میگیرند و هرگز به مقابله با نظریات مختلف مواجه نمیشوند، در دانش یا در شخصیتشان رشد نخواهند کرد.


آیا هیچگاه برای چیزی که میتوانست واقعاً به شما آسیب برساند مورد سرزنش قرار گرفتهاید؟ اگر در این مورد به شما هشدار داده نمیشد چه؟ این را در نظر داشته باشید، اگر باید همین کار را به خاطر دیگری انجام دهید، چطور میتوانید آن را با اخلاق سازنده انجام داد و نه با خورده گیری و انتقاد؟


پنجشنبه


٥ مارس


دشمنی شبیه دوست


امثال سلیمان باب ٢٦ آیات ١٧ الی ٢٣ را بخوانید. در خطوط پایین هر آنچه گفته شده خلاصه کنید.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


امثال سلیمان دوباره به قدرت کلام میپردازد و این بار به لطمه ای که توسط تهمت زدن و نزاع کردن به وجود میآید اشاره میکند. آنانی که در حضور شما به دشمنانتان تهمت میزنند تا به شما بفهمانند که طرفدار شما هستند، واقعاً شبیه «زغال» هستند: آنها بر اختلاف میافزایند و شما را بیشتر به درون آتش مشکلات راهنمایی میکنند (آیه ٢١).


همچنین «لبهای پرمحبت» که بسیار فصیح به نظر میآیند میتواند «دل شریر» را پنهان کند (آیه ٢٣). سیاستمداری که میخواهد انتخاب شود، فروشنده ای که میخواهد اجناسش را بفروشد و جوان عشوه گری که میخواهد خانمی را بفریبد همه درباره قدرت فصاحت میدانند.


درس این فقره این است که ما باید مراقب باشیم که هر نطق دلپسندی را که میشنویم باور نکنیم. آنها قطعاً میتوانند خطرناک باشند زیرا که دلپسند هستند. بعضی افراد سخنوران بسیار خوبی هستند؛ آنها میتوانند بسیار اغواکننده، صمیمی و بسیار دلسوز به نظر بیایند، در حالی که چیزی کاملاً متفاوت در باطن دارند. گرچه همه ما قربانیان افرادی اینچنین بودهایم، ولی کیست که به خاطر انجام چنین کاری گناهکار نباشد: وقتی به شخصی چیزی را میگوییم ولی چیزی کاملاً متفاوت در احساس و اندیشه داریم؟ در اینجا امثال سلیمان قویاً علیه این فریبندگی هشدار میدهد.


«هر کاری که مسیحیان انجام میدهند باید کاملاً شفاف به مانند نور خورشید باشد. حقیقت از خداست؛ ولی فریب در اشکال بیشمارش از شیطان است... گفتن حقیقت محض کاری آسان و روشن نیست. ما نمیتوانیم حقیقت را بگوییم مگر اینکه حقیقت را بدانیم و اغلب چقدر نظریه ها و گرایشهای تعصبی، اطلاعات ناقص و خطاهای قضاوت از درک درست مسائلی که ما باید انجام بدهیم جلوگیری میکنند! ما نمیتوانیم حقیقت را بگوییم مگر ذهنهایمان بطور مستمر توسط کسی که حقیقت است هدایت شود.» -خانم الن ج. هوایت، Reflecting Christ، صفحه ٧١٠.


شما چقدر درباره آنچه بیان میکنید روشن و شفاف هستید؟ چقدر بین کلام و افکارتان جدایی وجود دارد؟ آیا واقعاً شما فکر میکنید چنین دورویی میتواند بطور نامحدود ادامه داشته باشد؟(متی باب ٠١ آیات ٦٢ و ٧٢)


جمعه


٦ مارس


مطالعات بیشتر


«واسطه روح خدا ضرورت بکارگیری توانایی ها و استعدادهایمان را از ما بر نمیگیرد بلکه به ما میآموزد که چگونه از هر قدرتی برای جلال خدا استفاده کنیم. توانایی های انسان زمانی که تحت رهبری ویژه فیض خدا هستند برای بهترین منظور بر روی کره زمین بکار گرفته میشوند. نادانی، تواضع یا روحانیت هیچ یک از مدعیان پیرو مسیح را افزایش نمیدهد. حقایق کلام الهی میتوانند توسط هوشمندان مسیحی بهتر درک شوند. عیسی مسیح توسط کسانی که او را هوشمندانه خدمت میکنند بهتر جلال مییابد. هدف بزرگ تعلیم و تربیت ما را قادر به استفاده از قدرتی میکند که خدا آن را به عنوان شیوه ای برای نشان دادن آیین کتاب مقدس و اعتلای جلال خدا به ما عطا فرموده است.


ما به وی که به ما هستی بخشیده است و به خاطر استعدادهایی که به ما واگذار کرده است مدیون هستیم و وظیفه ای که ما به خالقمان بدهکاریم این است که این استعدادها را ترویج بدهیم و بهبودشان ببخشیم.» -خانم الن ج. هوایت، Counsels to Parents, Teachers, and Students، صفحات ٣٦١ و ٣٧٢.


پرسشهای برای بحث:


  • درباره اسراری که هر روزه در زندگیمان، چه در طبیعت، چه در فعل انفعالات روابط انسانی یا در پرسشهای مربوط به ایمان و ذات خدا و رستگاری مییابیم بیشتر بحث کنید. یکی از سخریه های بزرگ زندگی این است که هر چه بیشتر میآموزیم بیشتر تشخیص میدهیم که چقدر کم میدانیم. چرا این واقعیت وقتی به حقایق روحانی میرسد حتی بیشتر صدق میکند؟

  • چه حقایقی نسبی، فرهنگی و متغیرند؟ چگونه آنها را از حقایق ابدی، جهانی و تغییرناپذیر تشخیص بدهیم؟ چرا دانستن تفاوت مابین آنها بسیار با اهمیت است؟ چرا اشتباه گرفتن حقایق مشروط با حقایق ابدی یکی از بزرگترین خطراتی است که ما با آن مواجه هستیم؟

  • گفته شده است که انسانهای باهوش دوستانشان را نزدیک و دشمنانشان را حتی نزدیکتر نگاه میدارند. این به چه معناست؟ بعنوان مسیحیان، ما با چنین مقصودی چگونه در ارتباط هستیم؟ از چه طریقی متی باب ١٠ آیه ١٦ میتواند به ما کمک کند؟

درس ١١


*٧ الی٣١ مارس


زیستن باایمان



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٢٨ آیات ٤ و ٧ و ٩ را بخوانید؛ رساله پولس رسول به رومیان باب ١ آیات ١٦ و ١٧؛ رساله پولس رسول به غلاطیان باب ٣ آیه ٢٤؛ امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٥؛ رساله اول یوحنای رسول باب ٢ آیات ١٥ الی ١٧؛ امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٣ را بخوانید.


آیه حفظی: «ترس از انسان دام میگستراند، اما هر که بر خداوند توکل نماید سرافراز خواهد شد» (امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ٢٥).


صداهای بسیاری ما را از جهت های متفاوت میخوانند. انسانها چگونه میفهمند کدام یک درست و کدام غلط است؟ پاسخ در خدا و مکاشفه نوشته شدهاش یافت میشود. ما باید بیاموزیم که به خدا اعتماد کنیم و احکامش را اطاعت کنیم. سپس بقیه مسائل به خودی خود حل میشوند.


عیسی به ما گوشزد کرد وقتی فرمود «اول ملکوت خدا را بطلبید،» و سپس هر آنچه نیاز دارید محیا خواهد شد (متی باب ٦ آیه ٣٣). ما باید اولین اولویتمان را اعتماد و پیروی از خدا قرار بدهیم؛ در غیر این صورت، چیزی جز آن را اولویت خواهیم ساخت که همان بت پرستی ساده و خالص است؛ و فقط با زیستن در زندگی باایمان است که ما میتوانیم یاد بگیریم به خدا اعتماد کنیم. سلوک مسیحی فقط همین است؛ ما با انتخابهایمان باید خواسته های خداوند را انجام بدهیم و نتیجه هایش را به او واگذاریم.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ١٤ مارس.


یکشنبه


٨ مارس


شریعت را نگاه دارید


از بین ١٣ رخداد کلمۀ تورات-»شریعت» یا «تعلیم» که در کتاب امثال سلیمان آمده است، ٤ مورد از آنها در امثال سلیمان باب ٢٨ هستند (آیه ٤(دو بار) و ٧ و ٩). گرچه این کاربرد در امثال سلیمان معمولاً برای تعلیم مرد حکیم بکار برده میشود (امثال سلیمان باب ١٣ آیه ١٤)، در سنت اسرائیلی کلمه دارای معنای روحانی است و به مکاشفه الهی اشاره دارد، همانطور که در خود کتاب امثال سلیمان تأیید شده است (امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٨).


امثال سلیمان باب ٢٨ آیات ٤ و ٧ و ٩ را بخوانید. این آیات درباره اهمیت شریعت در نحوه زندگی ما چه میفرمایند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چیزی که مردم اسرائیل را از اقوام دیگر متفاوت میکرد نوع تفکر یا حتی روحانیت و دیدگاههای الهی انتزاعیشان نبود بلکه گزینه های واقعی زندگیشان درباره غذا، استراحت، محیط زیست طبیعی و ارتباطشان با همسایه ها و تمام ملتها بودند که آنها را مقدس میساخت یا از اقوام دیگر جدایشان میکرد؛ و این انتخاب ها به شکل ایده آل در شریعت و اصولی که در آن پیدا شدند متمرکز بودند.


روی هم رفته ما انسانها، نمیتوانیم با اتکای به خودمان حکیم بشویم؛ ما حتی نمیتوانیم همیشه میان نیک و بد را تمیز بدهیم (کتاب اول پادشاهان باب ٣ آیه ٩). پس ما به شریعت الهی نیاز داریم تا ما را در به دست آوردن بصیرت کمک کند. به بیان دیگر تحصیل حکمت به ممارست روحانی و عقلانی بستگی ندارد؛ بلکه در اصل به فرمانبرداری از شریعتی که خارج از وجودمان، فرهنگمان، روانشناسی شخصیمان و آرزوهایمان قرار دارد وابسته است.


البته احکام، شریعت ابدی خدا هستند؛ و پیروی کردن از این شریعت بدرستی کار ایمان است. «زیرا که از مسیح عار ندارم چونکه قوت خداست، برای نجات هر کس که ایمان آورد، اول یهود و پس یونانی؛ که در آن عدالت خدا مکشوف میشود، از ایمان تا ایمان، چنانچه مکتوب است که عادل به ایمان زیست خواهد نمود» (رساله پولس رسول به رومیان باب ١ آیات ١٦ و ١٧).


شما از چه دردسرها و مشکلاتی به خاطر تعهد به ایمانتان در نگاه داشتن شریعت خدا در امان بوده اید؟ در صورت نگاه نداشتنش زندگیتان چه تفاوتی خواهد کرد؟


دوشنبه


٩ مارس


خداوند را بطلبید


صرف نظر از اینکه شریعت (تورات) چقدر برای زندگی با ایمان حیاتی است ولی خودش منبع حیات نیست. بلعکس، شریعت گناه را آشکار میکند و گناه به مرگ هدایت میکند (رساله پولس رسول به رومیان باب ٧ آیات ٧ الی ١٣ را ببینید). در عوض چیزی که تورات را تأثیرگذار میکند عطایش از طرف خداست. منفصل از خدا، تورات، آیینی مُتکی به قوانینی خواهد بود که به قصد اصلی اش هیچ ربطی ندارد. سلوک مطیعانه شریعت خدا با زندگی با خدا در ارتباط است. تورات جای خدا را نمیگیرد بلکه فقط معلمی است (با توجه به تمثیل پولس رسول) که دانش آموزان را به سوی استاد هدایت میکند (رساله پولس رسول به غلاطیان باب ٣ آیه ٢٤).


رساله پولس رسول به غلاطیان باب ٣ آیه ٢٤ را بخوانید. چگونه شریعت ما را به سوی عیسی هدایت میکند تا بدرستی از ایمان عادل شمرده شویم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کتاب امثال سلیمان فقط کتاب حکمت نیست بلکه قبل از هر چیز این کتاب در مورد خدایی است که آشکارکنندۀ حکمت است. طلبیدن حکمت بوسیله اطاعت از شریعت، ما را نزدیک به خداوند و رستگاریی که او آزادانه به طریق ایمان به عیسی مسیح به ما عطا کرده است میکشاند.


امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٥ را بخوانید. کلید فهمیدن همه چیز برای ما چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کلمه «فهمیدن» در آیه ٥ درست همانند کلمه «شریعت» در آیه ٤ دو بار استفاده شده است. هر دو آیه به هم ربط دارند: شریعت را نگاه داشتن (آیه ٤) و طلبیدن خداوند (آیه ٥) به هم تعلق دارند؛ لکن حیطه این فعالیت فقط دانستن و انجام دادن کار درست نیست («انصاف» آیه ٥). این فهمیدن در مورد «همه چیز» است زیرا به سادگی از خدا همه چیز ناشی میشود. برای اسرائیل باستان، دانش همه چیز از تجربیات دینی جدا نبود. ایمان همبستگی نزدیکی با ذکاوت و تفاهم منطقی داشت. ایمان بدون اندیشیدن یا اندیشیدن بدون ایمان غیر قابل درک است برای اینکه خدا پایه گذار هر دو قلمرو است.


چرا ایمان به خدا موقعیت منطقی برای نگاهداشتن است؟ چرا رد کردن خدا در مقابل اعتقاد به او بیشتر غیرمنطقی و نامعقول مینماید؟


سهشنبه


٠١ مارس


کلامی برای افراد غنی


رساله اول یوحنای نبی باب ٢ آیات ١٥ الی ١٧ را بخوانید. درباره چه چیزهایی به ما هشدار میدهد و چگونه خود را از خطری که این آیات اشاره به آن میکنند محافظت کنیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



گرچه معنای «غنی بودن» خیلی متنوع است، ولی کتاب امثال سلیمان درباره چگونه غنی شدن و سپس نحوه رفتار با ثروتی که به دست آوردهایم چندین آموزش دارد.


  • به هزینۀ فقرا غنی نشوید (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٨). ثروت شما به حق نیست اگر آن را از خرجی فقرا به دست آورید. همانطور که قبلاً دیدیم، کتاب مقدس علیه آنانی که از فقرا به نفع خودشان بهره برداری میکنند بسیار با قدرت سخن میگوید.

  • به فقرا ببخشید (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٢٧). در مقابل مرد «حریص» امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٢٥ (معنای تحت الفظی، نفس دست و دل باز)، شخصی که نسبت به فقرا بخشنده است برکت خواهد یافت.

  • مُجدانه کار بکنید (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ١٩). ثروت نباید در نتیجه دزدی کردن یا تصادفی به دست بیاید بلکه باید ثمره دسترنجمان باشد. چیزی که به دست میآید به کیفیت تلاشمان بستگی دارد. اگر غنی هستیم باید استحقاق آن را داشته باشیم.

  • سعی نکنید سریع ثروتمند شوید (امثال سلیمان باب ٢٨ آیات ٢٠ و ٢٢). امثال سلیمان دو سناریوی التزامی ارائه میدهد: (١) زمانی که چشمهایمان را بر روی برخی رفتارهای نادرست میبندیم درنتیجه به شریک جرم آن رفتار تبدیل میشویم (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٢٢)؛ (٢) زمانی که آنقدر مشتاق لذت بردن از ثروت والدینمان هستیم از آنچه برای زندگی کردن الآن نیاز دارند میدزدیم (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٢٤). حتی بدتر، آنهایی که این کارها را میکنند قادرند در ذهنهایشان اعمال اشتباه را توجیه کنند تا جایی که خودشان را متقاعد میکنند که کار اشتباهی نکرده اند؛ پس میگویند «گناه نیست».

پول اهرم قدرتمندی در این جهان است، برای همین کتاب مقدس بسیار در موردش سخن گفته است. اگر مانند بیشتر آدمها، شما نیز اشتیاق به پول دارید، چگونه میتوانید مطمئن باشید که درون تله ای که عیسی آن را فریبندگی ثروت خواند سقوط نمیکنید؟


چهارشنبه


١١ مارس


کتاب راهنما برای فقر


امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٣ را بخوانید. آنچه در اینجا بحث شده چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فقیر و غنی با هم یکسان هستند (امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٣). تصویر نور که در این مثل مورد استفاده قرار گرفته است این موضوع را در منظر آفرینش قرار میدهد. غنی و فقیر هر دو به وسیله خدا خلق شدهاند (امثال سلیمان باب ٢٢ آیه ٢). هر دوی آنها از هدیه زندگی لذت میبرند و خورشید بر هر دوی آنها میتابد. درست همان طور که ثروتمندان درباره نحوه برخوردشان با فقرا اخطار داده شدهاند، فقرا نیز توصیه شدهاند که حتی ستمگران نسبت به خود را دوست بدارند که در برخی حالتها میتواند ثروتمندان باشند (متی باب ٥ آیات ٤٤ و ٤٥).


پیام امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٣ چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


وظایف فقیر و غنی یکسان است (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٣). فقر نباید بهانهای برای شرارت باشد. این واقعیت که شما ممکن است تحت ستم قرار گرفته باشید به شما اجازه ستم کردن به دیگران را نمیدهد. مَثل عیسی در مورد غلام انتقامجو که به غلام بیچاره تر از خودش ستم کرد نشان میدهد که این عکسالعمل گرچه غیرمنتظره از فقیر بود (که انتظار میرود بتواند غمخوار انسانهای فقیر دیگر باشد)، ولی غیرعادی نیست (متی باب ١٨ آیات ٢٢ الی ٣٥). در امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٣، منظر باران که معمولاً برکت است، به صورت سیلاب مخربی از کار در میآید؛ این تصویر غیر طبیعی بودنِ نوع رفتار و نا امیدی که آن به ارمغان میآورد را توضیح میدهد.


پیام امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٦ چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فقیر درستکار از غنی شریر بهتر است (امثال سلیمان باب ٢٨ آیه ٦). با توجه به حکمت سنتی، فرد درستکار نباید فقیر باشد، برای اینکه فقر فرضاً جریمه ای عادلانه برای آدمهای تنبل است (امثال سلیمان باب ٢٤ آیه ٣٤). با این حال واقعیت زندگی خیلی پیچیده است. فقرا ممکن است قربانیان بی عدالتی یا شرایط خارج از کنترلشان باشند. در اغلب اوقات مسئله همین است. با این حال شاخص ارزشهای مورد دفاع در کتاب امثال سلیمان روشن و بی ابهام است. صداقت از ثروت با اهمیت تر است و موفقیت شاخصی مطمئن برای صداقت نیست.


زمانی که ارزشهایمان را برای فواید مادی به خطر میاندازیم چه میتوانیم بکنیم؟ چگونه خود را در برابر چنین چیزی که خیلی آسانتر است از آنچه فکر میکنیم محافظت کنیم؟


پنجشنبه


٢١ مارس


دوست داشتن حقیقت


از همه کارهایی که میتوانیم به فرزندانمان، شاگردانمان یا به هر کس که خواهان یادگیری از ماست تعلیم بدهیم مطمئناً مهمترین درس اینجا یافت میشود، همانطور که پولس رسول کسی که درباره گم گشتگان مینویسد این را گفت که «آنها محبت راستی را نپذیرفتند» (رساله دوم پولس رسول به تسالونیکیان باب ٢ آیه ١٠). البته عیسی حقیقت محض است، تعلیم دادن به دیگران که حقیقت را دوست بدارند به معنای تعلیم آنها به دوست داشتن عیسی است و چه چیز دیگری واقعاً اهمیت دارد؟


«هر مسیر تجسسی را که ما با هدفی صادقانه برای رسیدن به حقیقت دنبال کنیم، به مبدأ پر قدرت نامرئی الوهیت میرسیم که در تمامی امور مشغول کار است. فکر انسان با فکر خدا مرتبط میشود و محدود با نامحدود به مشارکت در میآید. تأثیر چنین مشارکتی بر جسم و ذهن و جان فراتر از محاسبه است.» -خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ١٤.


امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٥ را بخوانید (همچنین امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٩ را ببینید). چه اصل مهمی نه تنها برای تعلیم و تربیت بلکه برای زندگی بطور کلی در اینجا مشاهده میکنید؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با وجود اینکه نمونه ما با اهمیت است، مخصوصاً برای آنانی که نمیتوانیم آنها را مَلامت یا تنبیه کنیم، ولی در برخی موارد به آن خیلی نیاز است. این موضوع مخصوصاً در مورد فرزندانمان حقیقت دارد. بعضی وقتها کودکان نیاز به تنبیه شدن دارند تا به مسیر برگردانده شوند.


طبیعت همه ما ساقط در گناه و فاسد است و این حتی شامل موجودات کوچک دوست داشتنی یعنی فرزندانمان نیز میشود. ما در حق خود یا فرزندانمان با اجازه دادن به آنها تا هر کاری که میخواهند بکنند نیکی نمیکنیم. در حقیقت کودکان نه تنها به انضباطی که خواهانش هستند نیاز دارند بلکه آنها احتیاج دارند بدانند که مرزهایی وجود دارند و آنها باید درون آنها بمانند. مادری که معتقد است او باید به آزادی فرزندانش احترام بگذارد و بدون نه گفتن به آنها اجازه بدهد تا هر کاری را که میخواهند انجام بدهند، در نهایت برای او خجالت (امثال سلیمان باب ٢٩ آیه ١٥) و بدون شک برای خودشان تأسف به بار خواهند آورد، اگر نه الآن مطمئناً زمانی که بزرگ شوند.


چه درسهایی در کودکی آموختید که هنوز در بزرگسالی با شما هستند؟ چگونه چیزهایی که آموخته اید شما را در ساختن زندگی بهتر کمک میکند؟


جمعه


٣١ مارس


مطالعات بیشتر


«احکام خدا پایههایشان را در تغییرناپذیرترین حقایق دارند بنابراین آنها ساخته شدهاند تا شادمانی نگاه دارندگانش را ترویج بخشند... دین انسان را به رابطه شخصی با خدا میرساند، ولی نه بصورت انحصاری؛ برای اینکه اصول آسمانی باید در زندگی بکار برده شوند تا بشریت را کمک کنند و برکت ببخشند.»- خانم الن ج. هوایت، Sons and Daughters of God، صفحه ٢٦٧.


«غفلت کامل از تعلیم و تربیت کودکان برای خدا، شرارت را مداوم میکند و بسیاری را که با توجهِ محتاطانه میتوانستند همکار مسیح شوند در رده های دشمن قرار داده است. ایده های غلط، فرد ابله و عاطفۀ ابلهانه ویژگیهای تربیتی به وجود آورده اند که فرزندان را دوست نداشتنی و ناراحت ساخته است، زندگیهای والدین را ناگوار کرده اند و تأثیر محنت بارشان را از نسلی به نسلی دیگر توسعه داده اند. هر کودکی که مجاز به داشتن راه خود باشد به خدا بیاحترامی خواهد کرد و موجب شرمساری پدر و مادرش میشود... با غفلت کردن از وظایفشان و مخالفت نکردن با خطایای آنها، والدین درهای شهر خدا را به رویشان میبندند.» - خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ٥، صفحات ٣٢٥ و ٣٢٦.


پرسشهای برای بحث:


  • گرچه لئو تولستوی نویسنده روسی در خانهای مسیحی بزرگ شد، ایمانش را برای سالهای متمادی رها کرد. هنگام پیری، او با بحران مواجه شد: معنای زندگی چیست، مخصوصاً زندگی که حتماً با مرگ پایان مییابد؟ گرچه او به دنبال پاسخها در همه حوزه های دانش گشت، ولی چیزی نیافت. او سرانجام متوجه شد که تنها پاسخ منطقی برای پرسش زندگی و معنایش میبایست در ایمان به چیزی که فراتر از منطق میرود پیدا بشود؛ یعنی منطقش به او گفت به منظور گرفتن پاسخها برای معنای زندگی فراتر از منطق یعنی به دنیای ایمان گام بردارد. پس چرا ایمان به عیسی واقعاً انتخابی کاملاً منطقی است که ما میتوانیم با توجه به معنا و هدف زندگی بگیریم؟

  • درک شما از معنای دوست داشتن حقیقت چیست؟ چگونه ما حقیقت را دوست داشته باشیم؟ البته دوست داشتن حقیقت به این معناست که ما ابتدا باید آن را بشناسیم. چگونه ما به دانش حقیقت میرسیم؟ و چگونه ما میتوانیم مطمئن باشیم که اجازه ندهیم چیزی بر سر راه دوست داشتن حقیقتِ فوقِ همه چیز دیگر قرار بگیرد؟

درس ٢١


*٤١ الی ٠٢ مارس


تواضع افراد حکیم



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٣٠، لوقا باب ١٨ آیات ٩ الی ١٤، ایوب باب ٣٨ الی ٤٠ آیه ٢، رساله اول یوحنا باب ١ آیه ١٩، مکاشفه یوحنا باب ٣ آیات ١٤ الی ١٨، مزمور داود باب ١٠٤ آیه ٢٤ را بخوانید.


آیه حفظی: «خوشا به حال آنان که در روح مسکیناند زیرا که ملکوت آسمان از آن آنهاست» (متی باب ٥ آیه ٣).



در کتاب مقدس تواضع بعنوان فضیلتی مهم در نظر گرفته شده است. بزرگترین انبیاء موسی به عنوان متواضع ترین شخصی که تاکنون زیسته است شناخته شد (سفر اعداد باب ١٢ آیه ٣). با توجه به کتاب میکاه باب ٦ آیه ٨، وظیفه اصلی که خدا از انسانها میخواهد این است که «در حضور خدایت متواضعانه رفتار کن». عیسی نیز اصرار داشت که تواضع آرمانی است که یک مسیحی باید آن را به دست آورد: هر که مانند این کودک خود را حقیر کند همان در ملکوت آسمان بزرگتر است « (متی باب ١٨ آیه ٤).


بالاخره، هر کس باید به یک چیز ببالد؟ هر نَفَسی، هر ضربان قلبی، هر موهبتی، هر استعدادی فقط از خدا منشأ میگیرد، «در او زندگی میکنیم و حرکت مینماییم و موجودیم»(اعمال رسولان باب ١٧ آیه ٢٨)؛ و در نور صلیب، همگی اعمال عادلمان مانند «لتّه حیض» است (اشعیاء باب ٦٤ آیه ٦)؛ پس چگونه میتوانیم به خود ببالیم؟


این هفته امثال سلیمان به تواضع اختصاص دارد؛ با توجه به موقعیتمان، چقدر ابلهانه است اگر هر چیزی جز انسانی متواضع باشیم؟


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢١ مارس.


یکشنبه


٥١ مارس


شما فکر میکنید کی هستید؟


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١ الی ٣، ٣٢ و ٣٣ را بخوانید. همه این آیات با هم چه چیز را میگویند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


خود حقیر بینی در این آیات به نظر تفاوت فاحشی با خود برتر بینی پادشاهان در منطقه خاور نزدیک باستان دارد، همان کسانی که اغلب دوست داشتند که به حکمتشان، موفقیت هایشان، پیروزیهای جنگی شان ببالند. سلیمان نیز «نظر به دولتمندی و حکمت از تمامی ملوک زمین» بعنوان بزرگترین ثبت گردید (اول پادشاهان باب ١٠ آیه ٢٣؛ جامعه باب ٢ آیه ٩)؛ و البته بعد از او نبوکدنصر است، کسی که علناً اظهار داشت که: «آیا این بابل بزرگ نیست که آن را من به قوت اقتدارم جهت قصر مملکت و جاه و عزتم بنا نمودم؟» (دانیال باب ٤ آیه ٣٠).


زیرا که نویسندهمان بی اطلاعیاش را میفهمد، او فخر کننده را «ابله» میخواند. کلمه عبری برای «ابله» نابال (nabal) است، نابال کسی است که برای نمونه رفتارش شبیه تفاخر یک فرد ابله است (اول سموئیل باب ٢٥). این چنین فخر کردن که به غرور داشتن دلالت دارد، همچنین عامل بالقوهای برای تحقیر در خود دارد و نتیجهاش جز خشم و نزاع نیست. پولس رسول همچنین چند تن از اعضای کلیسا را ابلهانی خواند که خودشان را حکیم میدانستند و حتی بدتر به آن افتخار میکردند (رساله دوم پولس رسول به قرنتیان باب ١١ آیه ١٨ و ١٩).


لوقا باب ١٨ آیات ٩ الی ١٤ را بخوانید. چرا ممکن است آسانتر از آن باشد که فکر میکنیم که مانند آن فریسی باشیم؟ چگونه مطمئن باشیم که در دامی مشابه، حتی به طریق ماهرانه اسیر نمیشویم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



شما باید برای افرادی که به خود افتخار میکنند متأسف باشید (معمولاً بهر حال پوششی برای عدم احساس امنیت آنهاست)؛ فقط نشان دهندۀ آن است که آنها چقدر اغفال شده و نادانند.


دوشنبه


٦١ مارس


دانش خدا؟


غرور در کسانی که خداوند را به طریق شخصی نمیشناسند ظهور میکند. در مقابل، فردی که در ارتباط با خدا زندگی میکند فروتن خواهد بود، برای اینکه او دائماً با کسی در ارتباط است که بی نهایت بزرگتر از هر یک از ماست. زمانی که ما به اندازه جهان هستی میاندیشیم و متوجه میشویم کسی را میپرستیم که جهان هستی را آفریده است و اینکه همین خدا در جسم عیسی به خاطر ما بر روی صلیب زجر کشید - در حالی که این افکار پیش روی ماست تصور کلنجار رفتن با غرور دشوار مینماید.


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٣ الی ٦ را بخوانید. این آیات به ما درباره قدرت، شأن و سرهای الوهیت چه میگویند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


عبارت «دانش خدا» به معنای «دانش درباره خدا» باید فهمیده شود. پنج پرسش بدیعی در ادامه پرسیده میشوند که ما را وادار به اقرار میکند که ما واقعاً در رابطه با خدا چقدر نمیفهمیم.


پرسشهای امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٤ را بخوانید. چه چالشهایی را به ما ارائه میدهند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چون خدا آفریننده است (چهار پرسش اولی)، او بسیار دورتر از فهم و درک ما باقی میماند (پرسش پنجم). در کتاب ایوب، خدا ایوب را با پرسشهایی مشابه به چالش میکشد تا اینکه ایوب دریابد که او قادر به درک خدا و طریق هایش نیست (ایوب باب ٣٨ الی ٤٠ آیه ٢).


این حقیقت که خدا آفریننده است و برای آنکه ما نمیتوانیم او را کاملاً بفهمیم، به ما درسی بسیار مهم میدهد که چگونه ما باید مکاشفه نگاشته شدۀ او را که محققان همیشه مورد پرس و جو قرار میدهند دریافت کنیم. ما کیستیم - که حتی ادراکمان از سادهترین چیزها در طبیعت که نامفهوم و پر از سِّرند عاجز است- که کلام خدا را به چالش بکشیم، حتی قسمتهایی که ما را گیج کرده یا برآشفته میکنند؟


در عظمت و راز خود آفرینش تعمق کنید. اینها درباره عظمت و راز خالق چه باید به ما بگویند؟ چرا باید این عظمت و راز به ما آرامش و امید ببخشد؟


سهشنبه


٧١ مارس


نه خیلی زیاد نه خیلی کم


این آیه (امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٧ الی ٩) تنها در بر دارندۀ دعا در کتاب امثال سلیمان است. اتفاقی نیست که این درخواست بلافاصله خدا را بعنوان خالق بزرگ تصدیق میکند (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٤) و وعدۀ وفاداریاش را به دنبال دارد (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٥).


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٧ الی ٩ را بخوانید. چرا کسی این چیزها را میطلبد؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قبل از اینکه از خدا چیزی بطلبیم، مهم است که مطمئن بشویم رابطه مان با او مستحکم است. اگر ما دروغ میگوییم، یعنی ما وانمود میکنیم خدا که واقف به همه چیزهاست حتی وجود ندارد. برای همین اعتراف به گناهانمان شرط لازم برای بخشودگی است (رساله اول یوحنای رسول باب ١ آیه ٩). ما نمیتوانیم خدا را فریب بدهیم؛ او ما را دقیقاً همانطور که هستیم میبیند. در هنگام دعا کردن، احساس به خاک افتادن، به مانند مرده ای که در خاک خوابیده است (مراثی ارمیا باب ٣ آیه ٢٩)، نه تنها احترام و تواضع ما را آشکار میکند بلکه هشیاری برهنگی روحانیمان در حضور او را نشان میدهد.


در امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٨، نویسنده از خدا نه فقر و نه غنا میطلبد. اولین باری که فعل «دادن» در کتاب مقدس در ارتباط با انسانها مورد استفاده قرار گرفت، هدیه خوراک از خدا را در پی داشت (سفر پیدایش باب ١ آیه ٢٩). به همین دلیل است که در بسیاری از فرهنگها غذا بطور سنتی با دعا کردن در ارتباط است. این نیاز بنیادی که ما را بسیار وابسته به خدای آفرینش میکند، تجربه دعا کردن را در مرکز تنازع بقا قرار داده است.


این دو درخواست فقط باعث توازن شخصیت انسانی نمیشوند. آنها در یک هدف مشترکند: جلال خدا. اگر درآمدمان کم باشد، میدزدیم و به خدا بی احترامی میکنیم؛ اگر درآمدمان بسیار باشد، نیاز به خدا را احساس نمیکنیم و حتی ممکن است وجودش را انکار کنیم؛ و شایان ذکر است که این مخمصه اخیر فقط منجر به قطع ارتباط با خدا میشود. امکاناً مورد اولی ارتباط ما را با آفریننده حفظ خواهد کرد.


دعای ربّانی در برگیرنده موضوعهای مورد توجه دوگانه است:


  • «نان روزانه ما را در همان روز به ما ببخش» (متی باب ٦ آیه ١١) بیشتر از نیازمان برایمان فراهم نکن؛ و (٢) «ما را در معرض آزمایش قرار مده» (متی باب ٦ آیه ١٣) نیازهایمان را برآورده کن.

به اینکه چقدر تنها به خدا متکی هستید بیندیشید. حفظ دائمی این واقعیت عریان در ذهنتان چگونه میتواند شما را در رشد ایمان کمک کند؟ در صورت فراموش کردن این اتکا چه خطراتی رخ خواهد داد؟


چهارشنبه


٨١ مارس


افعال انسان متکبر


همانگونه که تواضع مثبت است و موجب برکت میشود، فقدان تواضع خطرناک است و نفرین در پی دارد. امثال سلیمان باب ٣٠ بعد از تشویق به داشتن فضیلت تواضع با نشان دادن ثمره و پاداشهایش، در مورد خطراتی که توسط غرور میآید هشدار جدی میدهد.


نفرین کردن والدینتان (امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١١ و ١٧). آگور با این فقره از اعمال آغاز میکند، زیرا این نشان دهندۀ جدی ترین عمل غرور است زمانی که فرزندان منشأ زندگیشان را حقیر میشمارند. قابل توجه است که احترام گذاشتن و برکت بخشیدن به والدین تنها حکمی است که به وعدۀ حیات ابدی وابسته است (سفر خروج باب ٢٠ آیه ١٢، رساله پولس رسول به افسسیان باب ٦ آیات ٢ و ٣)، در حالی که مجازات مرگ برای گناهش تعیین شده است (سفر خروج باب ٢١ آیه ١٥ و ١٧).


ادعای عدالت شخصی (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ١٢ و ٢٠). شریرانی که خودشان را عادل میانگارند وضعیت بدی دارند، زیرا آنها در شرارتشان باقی خواهند ماند، آنها باورشان شده که پاک هستند و به بخشش نیاز ندارند. برای همین اعتراف کردن به گناه برای به دست آوردن بخشش بسیار اساسی است (رساله اول یوحنای رسول باب ١ آیه ٩). اهالی لاودکیه (Laodiceans) آنهایی که ادعا میکردند ثروتمند، باهوش و خوش لباس هستند (گرچه غافل از این بودند که فقیر، بی بصیرت و برهنه اند)، توصیه شدند که برای ترمیم وضعیت تیره بختشان از خدا توانایی هایی درخواست کنند (مکاشفه یوحنای رسول باب ٣ آیات ١٤ الی ١٨).


«این نشان دهنده کسانی است که به داشتن دانش روحانی و مزایایش میبالند؛ اما آنها برای برکاتی که بدون لیاقت، خدا به آنها عطا کرده است شکرگزاری نکردند. آنها سرشار از یاغیگری، ناسپاسی و بی توجهی به خدا بودهاند؛ و هنوز او به گونهای با آنها رفتار میکند درست مانند پدری بخشنده و محبوب که با پسر ناسپاس و خودسرش رفتار میکند. آنها در برابر فیضش مقاومت کرده اند، از مزیت هایش سوء استفاده کرده اند، فرصت هایش را ناچیز شمردهاند و متقاعد شدهاند که در قناعت، ناسپاسی اسفناک، تشریفات توخالی و عدم صمیمیت ریاکارانه فرو بروند.» - خانم الن ج. هوایت، Faith and Works، صفحه ٨٣.


تحقیر (امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١٣ و ١٤). تصویر ارائه شده از افراد مغرور زیبا نیست. گر چه آنها نگاهی مغرورانه در رخسارشان دارند، اما غرور از این فراتر هم میرود: غرور در تحقیر کسانی که از آنها در مرتبه پایینتری هستند بارز است. تصویر ذهنی «دندان نیش» و «دندانها» نشان میدهد که اعمالشان چقدر بد هستند (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ١٤).


در مورد رفتارتان نسبت به دیگران بیاندیشید، به خصوص آنهایی که ممکن است شما نسبت به آنها احساس برتری کردهاید (اکثر ما این احساس را داشتهایم، آیا نداشتهایم؟). چگونه میتوانید آن را اصلاح کنید؟ چگونه شما میتوانید تواضعی را که برای تصحیح آن نیاز است نشان بدهید؟


پنجشنبه


٩١ مارس


درسی از طبیعت


همیشه در تمام کتاب مقدس تصویری از طبیعت برای تعلیم حقایق روحانی مورد استفاده قرار گرفته است. در اینجا همچنین امثال سلیمان به کمک طبیعت به ما درسی درباره تواضع میآموزد.


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ١٨ و ١٩ را بخوانید. این آیات درباره محدوده های درک بشر چه میگویند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


آگور سِّری را در بسیاری از چیزهای معمولی دید. ما شاهد مجموعه ای از اسرار بسیار جالب هستیم که او در اینجا ارائه میدهد. دو مثال اول از حیوانات است، عقابی که به آهستگی در آسمان پرواز میکند، ماری که به آرامی بر روی زمین میخزد. سپس او به سمت دو عمل انسان میرود: کشتی در دریا و مرد همراه زن. حتی امروز با این همه دانش علمی ما، اسرار بسیاری باقی ماندهاند. چقدر ضروری است که ما هرگز قدردانیمان برای اعماق و عظمت حیات را از دست ندهیم. این نوع نگرش بطور حتم ما را به تواضع در حضور خدا یاری خواهد کرد.


امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٢٤ الی ٢٨ را بخوانید. چه اسرار دیگری از طبیعت توجه و حیرت نویسنده را جلب میکند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


جالب آنجاست که آیات قبلی بلافاصله با حماقت، غرور و فساد انسان در ارتباط هستند (امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٢٠ الی ٢٣). او سپس به دنیای حیوانات میپردازد، به مخلوقات کوچک و متواضع اشاره میکند، حتی او همان کلمه عبری «حکمت» را در توصیف آنها استفاده میکند که در توصیف انسانها (امثال سلیمان باب ٣ آیه ١٣) و حتی خود خدا استفاده کرده بود (ایوب باب ١٢ آیه ١٣، مزمور داود باب ١٠٤ آیه ٢٤). حتی امروز با همۀ پیشرفتهای علمی که داریم، نحوه انجام کارها توسط این مخلوقات خارج از ادراک ماست؛ بنابراین چقدر بیشتر افعالشان این انسان حکیم را در زمان خودش حیران کرده است؛ و او بدرستی انسانی حکیم بود، زیرا یکی از نشانه های بزرگ حکمت اعتراف به گناه کردن است به اینکه حتی درباره چیزهای معمولی چقدر کم میدانیم.


به ساده ترین چیزهای طبیعت بیاندیشید: برگ درخت، قطرۀ آب، صدف دریایی. چگونه باید حقایق این چیزهای سرشار از اسرار، ما را متواضع نگه دارند؟


جمعه


٠٢ مارس


مطالعات بیشتر


«ما باید کلام خدا را تکریم کنیم. ما باید برای کتاب احترام قائل باشیم، هرگز از آن برای مصارف عادی استفاده نکنیم، یا از روی بی احتیاطی جابجایش نکنیم؛ و کتاب مقدس هرگز نباید برای شوخی کردن مورد استفاده قرار گیرد یا حتی برای اشاره کردن به صحبت های طنزآمیز ترجمه و تفسیر شود. *تمام کلام خدا شفاف است*؛ *مانند نقره ای که در کوره هفت مرتبه مُصّفی شده باشد.* امثال سلیمان باب ٣٠ آیه ٥؛ مزمور داود باب ١٢ آیه ٦.» - خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ٢٤٤.


«اولین سخنان مسیح به مردمی که در دامنه کوه ایستاده بودند، کلام برکت بود. او خطاب به مردم فرمود: خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا نیاز به نجات و رستگاری را احساس میکنند. انجیل باید برای مسکینان موعظه شود. نه برای کسانی که از نظر روحانی مغرور بوده و ادعا میکنند که ثروتمندند و بینیاز. پیام انجیل برای کسانی است که با فروتنی از گناهان خویش توبه میکنند... تا زمانی که انسان نسبت به ضعفها و گناهانش متقاعد نشود و جامه خودخواهی و اتکا به خویشتن را از تن بیرون نکند و خود را به ارادۀ خداوند تسلیم ننماید، خداوند نمیتواند برای نجات و باز گرداندن او به آسمان کاری انجام دهد. تنها در این صورت است که او میتواند بخشش مورد نظر خدا را دریافت کند. انسانی که نیاز خویش را احساس میکند، هیچ چیزی از او دریغ نخواهد شد. چنین فردی به خدایی که تمامی پُری در او ساکن است، دسترسی نامحدود خواهد داشت.» -خانم الن ج. هوایت، کتاب آرزوی اعصار، صفحه ٢٧٨.


پرسشهای برای بحث:


  • در طرح نجات تأمل کنید و به آنچه برای نجاتمان لازم بود؛ یعنی ما خیلی ساقط در گناه، فاسد و شریر هستیم و تولد تازه به تنهایی برای رهایی ما از گناه کافی نیست. مهم نیست که چقدر ما تغییر یافتهایم یا تجدید شدهایم، احیای تازه و تجدید دوباره نمیتواند ما را نجات بدهد. ما به جانشینی احتیاج داریم، کسی که قانوناً در جایگاهمان بایستد و همان که عدالتش به تنهایی برای مصالحۀ ما با خدا کافی است. خود این واقعیت به ما چه باید بگوید، درباره اینکه چرا برخی از بدترین گناهان در انسان های ساقط در گناه مانند ما خودبینی و غرور است؟

  • برخی از راههای متفاوتی که نشان میدهد تمامی هستی ما به خدا متّکی است چه هستند؟ چه چیزهایی در خود طبیعت نحوه حمایت خدا از هستیمان را بیان میکند؟

  • در دعاهای امثال سلیمان باب ٣٠ آیات ٧ الی ٩ بیشتر تأمل کنید. به توازن در این آیات بنگرید. چگونه باید در همه افعالمان تعادل را بیابیم؟ چرا این مسئله بسیار با اهمیت است؟

درس ٣١


*١٢ الی ٧٢ مارس


زنها و شراب



بعدازظهر شنبه


برای مطالعه این هفته: امثال سلیمان باب ٣١، ایوب باب ٢٩ آیه ١٥، امثال سلیمان باب ٨، رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیه ٢١ و مکاشفه یوحنای رسول باب ١٤ آیه ١٣ را بخوانید.


آیه حفظی: « نه قوت خویشتن را به زنان بده و نه راه هایت را به آنچه سبب هلاکت پادشاهان میشود تسلیم نما. ای لِموئیل نوشیدن شراب لایق پادشاهان نیست و میل مسکرات هم لایق امیران نیست» (امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٣ و ٤).


کتاب امثال سلیمان با تعلیمات پدری آغاز میشود (امثال سلیمان باب ١ آیه ١ و ٨، باب ٤ آیه ١) و با تعلیمات مادری به پایان میرسد (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١). نام لِموئیل ممکن است به سلیمان اشاره داشته باشد؛ اگر اینگونه باشد، پس مادر لِموئیل مادر سلیمان نیز هست و او به پسرش در مقابل دو خطر جدی برای پادشاه هشدار میدهد: شراب و زن.


ارتباط دادن شراب و زن عمدی است. برای حاکم مؤثری بودن، پادشاه باید مراقب اِعمال نفوذهای پیش رویش باشد و این دو عامل میتوانند بسیار قدرتمند باشند. اگر چه زن مناسب میتواند سودمند باشد ولی الکل فقط مشکل ساز است.


مقدمه پدر در قید تحصیل روحانی حکمت بود. حال آنکه استنتاج مادر متوجه اجرای حکمت در زندگی واقعی است. آموزش اصول روحانی به وسیله پدر در صورتی که اندرزهای علمی ارائه شده توسط مادر متابعت نگردد هیچ معنایی نخواهد داشت.


*درس این هفته را بخوانید تا برای شنبه آماده شوید، ٢٨ مارس.


یکشنبه


٢٢ مارس


جامی به سلامتی عمر؟


در بسیاری از فرهنگها، نوشیدن الکل مترادف با زندگی است. مردم جام مشروبشان را بالا میبرند و داشتن عمر طولانی را برای یکدیگر آرزو میکنند، جالب این است که هر جام مشروب برای نابودی زندگی بکار برده میشود. بطریهای مشروب با طرح های زیبا، آهنگهای جالب و شاعرانه مختص نوشیدن، تبلیغات زیرکانه و حتی برخی یافته های «علمی»، همه مشروب خوارها را در این ایده که الکل برای آنها مفید است تسلی میدهد. در صورتی که امثال سلیمان قبلاً در مقابل این فریب مرگبار به ما هشدار داده است (امثال سلیمان باب ٢٣ آیات ٣٠ الی ٣٥). حال موضوع مجدداً نمایان میشود و نشان میدهد که نوشیدن الکل میتواند خسارت بیشتری به بار آورد.


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٤، ٥، ٨، ٩ را بخوانید. این آیات چه میگویند و پیامشان را چگونه میتوان برای هر یک از پیروان خداوند به کار بست و نه فقط پادشاه؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در بیانی مشابه، ایوب خود را چون «چشمانی برای نابینایان و ... پاهایی برای لنگان» توصیف مینماید (ایوب باب ٢٩ آیه ١٥). متشابهاً پادشاه و کسانی که توانائیاش را دارند میبایست فقرا و محتاجان را حمایت بکنند، یعنی «گنگ هایی» که در مقاطعی صدایشان به جایی نمیرسد و هیچ کس به آنها توجه نمیکند.


اثر مخرب شراب را اینگونه نیز میتوان دید که چگونه میتواند به آسانی قوه قضاوت شخص را منقلب کند. در حالی که مشروبات الکلی برای مردم عادی مضر است، برای پادشاه یا کسی که صاحب قدرت است نیز میتواند اوضاع بدی را به وجود آورد. پادشاه باده نوش نه تنها احکام را فراموش میکند و درستی آنها را تشخیص نمیدهد بلکه متعاقباً از او احکام منقلب صادر میشود: گناهکار بی گناه تشخیص داده میشود و بیگناه خطاکار.


چیزی که به خطر میافتد صلاحیت تمیز بین درست و نادرست، خوبی و شر است. نهی نوشیدن شراب باید بر پایه حکمت استوار شود و درست به همان اندازه، در زندگی هر انسانی به اجرا در آید. قابل ذکر است که همین نگرانی دقیقاً دلیل اصلی نهی خاص نوشیدن الکل برای کاهن است: «تا بتوانید تفاوت چیزهای مقدس و چیزهای غیر مقدس را تمیز دهید» (سفر لاویان باب ١٠ آیات ٩ و ١٠).


چه کسی آثار ویرانگر مشروبات الکلی را در بسیاری از زندگی ها ندیده است؟ چگونه میتوانید به دیگران مخصوصاً جوانان کمک بکنید تا نسبت به چیزی که نه فقط برای خودشان بلکه برای دیگران نیز خسارت ببار میآورد بر حذر باشند؟


دوشنبه


٣٢ مارس


جامی به سلامتی «مرگ»


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٦ و ٧ را بخوانید. چگونه میباید این آیات را درک کنیم؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بررسی سریع این آیات وانمود میکند که مادر لموئیل اجازه مصرف شراب یا هر نوع از مشروبات الکلی را برای مشرفان به موت میدهد (آیه ٦) یا آنانی که دچار افسردگی هستند (آیه ٧). با این وجود این مطالعه نه تنها با این متن بلافصل که (مادر لموئیل پادشاه را نسبت به شراب هشدار میدهد) بلکه با مفاد کلی کتاب امثال سلیمان که مرتباً و بطور قطعی نوشیدن شراب را ممنوع میکند در تضاد است.


بعلاوه، بسیار غیرمنطقی است که چیزی را برای مشرفان به موت پیشنهاد کنیم که فقط وضعیت سلامتی و رفاهشان را بدتر میکند. تعارف کردن نوشیدنی الکلی به فرد افسرده درست مثل این است که به شخصی که بدنش آب زدایی (DEHYDRATED) شده است نمک بدهیم. اگر چنانچه میدانیم خدا به بدن هایمان و سلامتیمان توجه دارد، با این وجود دیدن این آیات، در متن شان به عنوان مشوقان استعمال مشروبات الکلی غیر منطقی مینماید.


مهمتر از آن تشریح عبارت «چه کسی تلف میشود» در کتاب امثال سلیمان نشان میدهد که این فعل همیشه در ارتباط با گناهکار بوده است (امثال سلیمان باب ١٠ آیه ٢٨؛ باب ١١ آیات ٧ و ١٠؛ باب ١٩ آیه ٩؛ باب ٢١ آیه ٢٨؛ باب ٢٨ آیه ٢٨). بوسیله عبارت «چه کسی تلف میشود»، مادر لموئیل در حقیقت در مقایسه اشاره به گناهکار میکند. همانطوری که عبارت «تلخ جانان»، به فرد افسرده اشاره میکند (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٦) یعنی همان کسی که مانند گناهکار بی احساس میشود و فقر را فراموش میکند (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٧).


«شیطان فرشتگانی را که در گناه سقوط کرده بودند دور هم جمع کرد تا برای ایجاد شرارت در خانواده انسان راههای ممکن را اتخاذ کنند. پیشنهادها یکی پس از دیگری ارائه شدند تا اینکه خود شیطان تدبیری اندیشید. او میوه درخت مو و گندم و دیگر چیزهای که خدا به عنوان غذا عطا کرده بود را گرفت و آنها را به مادهای سمی تبدیل کرد، چیزی که قوای جسمی، روحی و اخلاقی انسان را خراب میکند و بر حواس غلبه مییابد تا حدی که شیطان سلطۀ کامل به دست آورد. انسانها تحت تأثیر مشروبات الکلی به ارتکاب انواع مختلف جنایتها سوق داده میشوند. به وسیله این ذائقۀ دگرگون جهان فاسد میشود. شیطان با هدایت انسانها به نوشیدن الکل، آنها را در ارزش به پایینترین حد نزول میدهد.» -خانم الن ج. هوایت، Temperance، صفحه ٢٧.


سهشنبه


٤٢ مارس


زن پاکدامن


«زن پاکدامن را چه کسی میتواند بیابد؟ بهایش از لعلها بالاتر است» (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٠).


منظور از «زن پاکدامن» در امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٠ کیست؟ تعدادی از نشانه ها حاکی از آن است که نویسنده چیزی بیشتر از زن خداشناس یا همسر ایده آل در ذهن داشته است. ما در پیروی از بسیاری از سرنخ های کتاب (امثال سلیمان باب ١ آیات ٢٠ الی ٣٣، باب ٣ آیات ١٣ الی ٢٠، باب ٤ آیات ٥ الی ٩، باب ٨)، دلیل خوبی برای اندیشیدن داریم که «زن پاکدامن» بیان کننده حکمت است. تجسم شخصیتی حکمت بصورت زن تصدیق شده است نه تنها به خاطر اینکه کلمه عبری «حکمت» چوکما (chokmah) اسمی مؤنث است بلکه به نویسنده عبری اجازه میدهد تا همه انواع درسهای واقعی را برای زندگی روزانه طراحی کند. حکمت تصویر برخی ایده های رفیع و دست نیافتنی نیست، بلکه بعنوان زنی بسیار فعال و دست یافتنی که میتواند به همدم زندگیمان تبدیل شود به تصویر کشیده شده است.


آخرین تعلیم حکمت بوسیله دوبیتی زیبایی ارائه شده است: هر آیه با حرفی عبری که به ترتیب الفباست آغاز میشود، همانطور که در کتاب مراثی ارمیاء و در بسیاری از آیات مزمور داود شاهدش هستیم.


آیات مربوط به حکمت در امثال سلیمان باب ٨ را با آیه در رابطه با «زن پاکدامن» مقایسه کنید. کدام خصوصیات «زن پاکدامن» در کتاب امثال سلیمان یادآور حکمت به ما میشوند؟


  • او گرانبها است و ارزش یافتن را دارد (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٠، باب ٨ آیه ٣٥).

  • بهایش از لعلها بالاتر است (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٧؛ باب ٨ آیه ١٠ و ١١ و ١٨ و ١٩).

  • او غذا تأمین میکند (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٤، باب ٨ آیه ١٩).

  • او قوی است (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٧ و ٢٥؛ باب ٨ آیه ١٤).

  • او حکیم است (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٢٦، باب ٨ آیه ١).

  • او قابل تمجید است (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٢٨، باب ٨ آیه ٣٤).

گرچه ما در دوره باصطلاح اطلاعات زندگی میکنیم و با اینکه ما نسبت به نسل های گذشته خیلی بیشتر دانش به دست آوردهایم، این تفاوت برای نشان دادن حکمت بیشتر نسل ما نسبت به نسل های گذشته خیلی کم است. بدرستی، همانطور که مارتین لوتر کینگ (Martin Luther King Jr.) گفت: «ما موشکها را هدایت کردیم و انسانها را گمراه نمودیم.»


رساله اول پولس رسول به قرنتیان باب ١ آیه ٢١ را بخوانید. به شما چه میگوید و چگونه این ایده میتواند به شما کمک کند تا با ایمان زندگی کنید؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چهارشنبه


٥٢ مارس


او کار میکند


زن پاکدامن در امثال سلیمان باب ٣١ تنبل نیست؛ او مُجِّدانه کار میکند و بسیار فعال است. شعر بر این کیفیت تأکید دارد (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٢٧)، صفات حکیم را نسبت به ابله متمایز میسازد (امثال سلیمان باب ٦ آیه ٦؛ باب ٢٤ آیه ٣٣ و ٣٤). دامنه فعالیت هایش فراگیر و واقعی هستند. برای روحانی بودن نباید عاطل باشیم، همه ما تحت الشعاع بهانه دلواپس مسائل بسیار مهم مذهبی هستیم و در نتیجه برای مراقبت از مسائل «ناچیز» وقت نداریم (لوقا باب ١٦ آیه ١٠ را بخوانید). زن «با دستهای خود به میل کار میکند» (امثال سلیمان باب ٣١ آیه ١٣). قابل توجه است که این فرد روحانی هرگز در نقش، دعا یا عبادت ارائه نمیکند. او همانند زنی مؤثر و قابل نمایش داده شده است، درست شبیه مَرتا در انجیل (لوقا باب ١٠ آیه ٣٨ الی ٤٠).


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ١٢، ١٥، ١٨ را بخوانید. چرا زن همیشه کار میکند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


زن هرگز استراحت نمیکند. او در «تمانی روزهای عمر خود» کار میکند (آیه ١٢)، حتی در طول شب (آیات ١٥ و ١٨). حضور فعال و مراقبش در تمام مواقع مؤثر است. دلیل توجه مستمرش مسئولیت اوست. او باید آنجا باشد در غیر این صورت همه چیز از هم پاشیده خواهد شد.


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٢٠ و ٢٥ را بخوانید. نتایج موقت پروژه هایش چیست؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


در اینجا ما نکته مهمی را در رابطه با کار و تلاشمان لمس میکنیم: آنها بواسطه زمان آزمایش خواهند شد. فقط آینده بر کیفیت کردارهایمان شهادت خواهد داد. برای اینکه حکیمانه کار کنیم باید آینده نگر باشیم و نه فقط برای پاداشی فوری.


اصلی که در ادامه توسط آیه ای از مکاشفه یوحنا بیان میشود گرچه کاملاً با موضوع مرتبط نیست ولی بسیار اهمیت دارد: «از اکنون خوشحالند مردگانی که در خداوند میمیرند. روح میگوید: بلی تا از زحمات خود آرامی یابند و اعمال ایشان از عقب ایشان میرسد» (مکاشفه یوحنای رسول باب ١٤ آیه ١٣).


اگر شما زنی استثنائی (یک همسر، مادر، عضوی از خانواده، معلم، رئیس یا دوست) در زندگیتان دارید، برای نشان دادن قدردانی تان نسبت به او و برای همه آن کارهایی که برایتان انجام داده است چه میتوانید انجام بدهید؟


پنجشنبه


٦٢ مارس


او اهمیت میدهد


امثال سلیمان باب ٣١ آیات ٢٦ الی ٣١ را بخوانید. چه خصلتهای مهم دیگری در این زن دیده میشود؟ صرف نظر از اینکه ما چه کسی هستیم چرا این خصلتها برای همه ما مهم هستند؟


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


همانطور که همگی ما در این مطالعه ٣ ماهه دیدیم، تأکید در کلمات و چیزی که میگوییم است. زن برای حکمت و مهربانیش شناخته شده است. آنها با هم در ارتباطند. روی هم رفته، آیا کسی نمیتواند اقامه کند که مهربانی شکل دیگر حکمت است، بخصوص زمانی که ما میفهمیم که حکمت فقط چیزی که میدانیم نیست بلکه چیزی که ما بیان میکنیم و انجام میدهیم؟


همچنین عبارت «حکم مهربانی» را ملاحظه کنید. مهربانی فقط یک خصیصه زودگذر نیست که گه گاهی از دهان خارج میشود، بلکه شریعت است، یک اصل از تمام هستی اش. چقدر قدرتمند میبود اگر «حکم مهربانی» هدایتگر آنچه از دهان ما بیرون میآید میبود.


امثال سلیمان باب ٣١ آیه ٣٠ را بخوانید. در اینجا چه نکته مهمی که بیشتر اوقات فراموش شده است آشکار میشود.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



اغلب اوقات زنان فقط از لحاظ ظاهری ارزیابی میشوند؛ این مقیاسی کاملاً سطحی و ظاهری است. کتاب مقدس این نوع نگرش را بینهایت باطل و توخالی میبیند. زیبایی واقعی زن در سیرت اوست و این سیرت در زندگی و کارهایش آشکار میشود. زیبایی ظاهری همیشه از بین میرود در صورتی که سیرت واقعی تا ابد باقی میماند. «نام بزرگ در میان انسانها مانند نوشته ای بر روی شنهاست در حالی که سیرت بی عیب تا ابد باقی میماند.» -خانم الن ج. هوایت، God’s Amazing Grace، صفحه ٨١.


در کدام بخش از زندگیتان احتیاج دارید ببینید که سیرتتان بهبود مییابد؟ گرچه دعا کردن خوب است اما شما برای دیدن پیشرفت آن چه گامهای مثبت محکمی را باید بردارید؟


جمعه


٧٢ مارس


مطالعات بیشتر


«زمانی که میلشان را برای شراب ارضاء میکنند و مادامی که تحت سلطه محرک هیجان انگیز آن هستند، حکمتشان تیره میگردد، در نتیجه نمیتوانند تفاوت بین چیزهای مقدس و معمولی را تشخیص بدهند. بر خلاف دستور روشن خدا، آنها (ناداب و ابیهو) به خدا بوسیله ارائه آتشی معمولی بجای آتشی مقدس بی احترامی کردند. خدا آنها را با غضبش ملاقات کرد؛ آتش از حضورش به در شده و آنها را نابود کرد.» - خانم الن ج. هوایت، Testimonies for the Church، جلد ٣، صفحه ٢٩٥.


« بگذارید تا کودکان و جوانان از کتاب مقدس بیاموزند که چگونه خدا کار روزانه زحمتکش را قدر مینهد... بگذارید آنها... درباره زن حکیم که در امثال سلیمان توصیف شده است بخوانند، *کسی که پشم و کتان را میجوید و با دستهای خود با رغبت کار میکند؛* کسی که *به اهل خانه غذا میدهد و کار کنیزانش را تعیین میکند؛* کسی که *تاکستان را غَرس میکند،* *بازوهای خود را قوی میسازد؛* کسی که *کفهای خود را برای فقیران باز میسازد؛ و دستهای خود را برای مسکینان دراز میکند؛* کسی که *به رفتار اهل خانه اش توجه میکند و نان بطالت نمیخورد.* امثال سلیمان باب ٣١ آیات ١٣ و ١٥ و ١٦ و ١٧ و ٢٠ و ٢٧.» -خانم الن ج. هوایت، Education، صفحه ٢١٧.


پرسشهای برای بحث:


  • چرا انتخاب درست پرهیز کامل از مشروبات الکلی است؟ بعلاوه، چه تأثیر خوبی ممکن است از مصرف هر گونه مشروبات الکلی حاصل شود؟ در مورد همه خساراتی که اغلب به بار میآورد بیاندیشید.

  • در مورد این ایده که گرچه ما دانش فراوانی داریم، اما لزوماً حکمت بیشتری نداریم بیشتر درنگ کنید. از چه طریقی دانش بدون حکمت میتواند خطرناکتر از فقدان دانش بدون حکمت باشد؟ چه نمونه های تازه ای را ما میتوانیم درباره آسیبی که دانش بدون حکمت میتواند به بار آورد ببینیم؟

  • صفات زن پاکدامن را دوباره بررسی کنید. چگونه میتوان اصول پشت سر آنچه در مورد این وضعیت خاص آشکار شده را در زندگی ایمانداران به کار برد، از هر جنسی، وضعیت تأهل یا سنی که باشند؟

  • کتاب امثال سلیمان از حکمت کاربردی پُر شده است. این موضوع باید به ما بگوید که مذهبمان، حتی با همه علم الهیات رفیع و ابعاد روحانی اش جنبۀ کاربردی بسیار عملی نیز دارد. چگونه اطمینان حاصل کنیم همانطوری که ما به دنبال تحقق ابعاد روحانی و الهیاتیاش هستیم از جنبه های کاربردی ایمان غافل نمیشویم؟